.:: تالار گفتمان کانون فرهنگی رهپویان وصال ::. - لطیفه های متفاوت

Username:
Password:
Save Password
Forgot your Password?

 همه تالارها
 تالارعمومي
 هوش ، سرگرمي و زنگ تفریح (طنز)
 لطیفه های متفاوت
 موضوع جديد  ارسال پاسخ
 چاپ موضوع
Next Page
نويسنده Previous Topic موضوع  Next Topic
Page: of 7

admin
مسئول تالار

8859 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 25 ارديبهشت 1385 :  20:52:12  Show Profile  Visit admin's Homepage  Reply with Quote
یا حی و یا قیوم
با سلام خدمت اقا سید و بیان شرمندگی فراوون
داشتم تاپیک لطیفه های متفاوت رو پاکسازی میکردم اشتباها دلیتش کردم
خیلی شرمنده . اکثر مطالبش موجوده که انشاالله میزنیم
ببخشید

Admin Of Forum
یاابالصالح ارشدناالی الطریق یرحمکم الله

n/a
deleted

4146 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 25 ارديبهشت 1385 :  21:11:38  Show Profile  Reply with Quote
سلام ! ناراحت نباشید جناب آدمین. آدمین های قبلی نیز از این اشتباهات سهوی مرتکب شده اند.

ضمن عذرخواهی از آقا سید و سایر دوستان ، خوشبختانه من صفحه اول و سوم تاپیک قبلی رو در آرشیو دارم که مطالبش رو منتقل میکنم .


جناب سید محمد انجوی نژاد

با عرض سلام و ارادت خدمت همه عزیزان
و ضمن عرض تبریک برای 9 ربیع الاول و همچنین هفته وحدت .
اینحا بامید خدا یکسری لطیفه های متفاوت را بزنیم . انها که برای خندیدن کمی تامل لازم دارن .
من شروع می کنم که عیدی من به همه سرور باشه که هم ثواب داره و هم من چهره خندونی از شما برای دور و بریاتون میسازم .
بفرمائید بیرون بده !!


سو؛ تفاهم

چرا از دست من ناراحت شدي؟
من و تو که اين حرفا رو نداشتيم.
ما که نزديکتر از اين حرفا بوديم.
ترکيب زرد و سبزم که ترکيب رنگ قشنگيه آخه!...
با من اينکارو نکن! اون بخشي از وجود من بود...

بابا جون! من صرفا دماغمو با پيرهنت تميز کرده بودم!


اينم مي شه، اونم ميشه

توي يخبندوناي قطب شمال دارين مي گردين دنبال يه لقمه ماهي.
يهو يه خرس قطبي ميفته دنبالتون!
ترس شديد و سرماي وحشتناک باعث ميشه که چند لحظه
سر جاتون ميخکوب شين.
فورا به خودتون مياين.فرار ميکنين. در مي رين و در مي رين...
يهو مي رسين به يه ديواره ي يخي بلند که معلوم نيست از کجا
جلوتون سبز شد يه دفه!
ديگه هيچ جا نمي تونين برين. خرسه همينجور نزديک و نزديکتر
ميشه.
ناغافل يهو زمين يخي ترک برميداره و خرسه رو پرت ميکنه
روي يه تيکه ي يخي.
تيکه يخيه راه ميفته و همينجور ازتون دور ميشه. خرسه هم روش!
نفس راحتي مي کشين.
هنوز دارين خرسه رو نيگا مي کنين و باش حال ميکنين که يهو
ديواره ي يخي روبرو و پشت سرتون راه ميفتن سمت همديگه.
هيچ راه فراري ندارين.
چيزي نمونده له شين اون وسط.
با بدبختي و با کمک مستقيم امداد غيبي(!) خودتونو نجات مي دين
از مهلکه.
از لاي ديواره ها مياين بيرون.
ديواره ها محکم ميکوبن بهم.انگشتتون اون وسط گير ميکنه.
بخشکي شانس!
همينجور زور مي زنين و زور ميزنين و زور ميزنين که انگشته رو
در آرين... نمي شه که نمي شه.
به گريه ميفتين. کلا بنفش مي شين. نمي شه.
بازم زور مي زنين. آخر آخر آخرش بالاخره ميکشين بيرون لامصبو!!
انگشته فجيع درد مي گيره.
اصلا بي خيال ماهي و قدم زدن مي شين.
از خستگي و درد ميرين يه گوشه پيدا مي کنين. به هزار زور و
زحمت يه آلونک قطبي مي سازين که توش يه نمه استراحت کنين.

حالا...
ديدين بعد از يه ساعتي که خوابيدين و بيدار شدين، اون انگشته
چه جوري گزگز مي کنه؟...
من الان اونجوريم!!!

البته... يه جور ديگه هم ميشد گفت:
راستش انگشتم يخورده گزگز مي کنه!


بزودي در اين مکان، لعنت بر پدر و مادر کسي مي شود که
آشغال بريزد!!!


مغز

_ يخورده مغزتو به کار بنداز خواهشاْ...
_ در مورد چي داري حرف مي زني؟!
_ مغز! مغز!
_ جزو مصالح ساختمانيه ايني که ميگي؟!
_ مغز! مغز!
_ اسمش آشناست!
_ عقل کل جان، مغز! مغز!
_ آها...! منم دوست دارم!!


اصل حال...؟؟؟؟؟!!!!؟؟

ول کن سرطانتو، راجع بهش حالا بعداْ حرف مي زنيم.
خودت چطوري؟!...


فارغی يا عاشق ؟ راه خود را بگزين ! گر شراری برخيز ! ور غباری بنشين
Go to Top of Page

n/a
deleted

4146 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 25 ارديبهشت 1385 :  21:13:37  Show Profile  Reply with Quote
من؟

_ خيلي خاله زنکي!
_ من خاله زنکم؟ خيلي ناراحت شدم از اين حرفت
اون روزم که بهم گفتي چقدر بلند بلند مي خندي
يادم نرفته! بعدشم سارا اينا که رفته بودن خونه ي
ساناز اينا، علي برگشته بوده به شوهر ساناز گفته بوده
که وفتي من و تو رفته بوديم پيش اونا از...

_ فراموشش کن! من خاله زنکم!


راستي گفتي خرطوم. آبريزش بينيت چطوره، خوب شد؟!



ادب مرد...


دوبي

مرسي بابت يکساعت و نيم توضيحي که در مورد دوبي و
امارات و اميرنشينا و نحوه ي زندگي مردم و همه چيز دوبي
گفتي، اما من فقط قيمت بليتتو پرسيده بودم!

حالا ميشه بگي؟



اولي و دومي به سومي: تو کجا درس خوندي؟
_ شريف
_ مااااااااااااااااااااا.............
سومي و اولي به دومي: تو کجا درس خوندي؟
_ هاروارد
_ ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا................
دومي و سومي به اولي: تو کجا درس خوندي؟
_ آزاد اسلامي تنب کوچک واحد منزل محرم فرمان صحاف جنب تعمير تور ماهيگيري بن زايد!



مسابقه ي راديويي

_ دوست عزيز از کجا تماس مي گيريد؟
_ از منزل!
_ بسيار عالي! خوب،... سوال مسابقه: از بين تيمهاي ذوب آهن اصفهان و
تراکتورسازي تبريز، کدوم تيم مربوط به شهر تبريزه؟!
_ سوالاي سخت سخت مي پرسين!
_ خوب يه راهنمايي مي کنم،... تراکتورسازي! حالا جواب چي ميشه؟
_ ذوب آهن اصفاهان!!!
_ خير... يه فرصت ديگه هم به شما مي ديم!
_ پرسپوليس؟!!

_ نخير قربان از بين اين دو تيم عرض کردم، ذوب آهن اصفهان و تراکتورسازي تبريز...
_ اصفاهان؟!!!
_قبول مي کنيم ازتون، جواب مسابقه تراکتورسازي تبريز بود!



جشن عاطفه ها

_ به به به، سلام کوچولو! آخی! چه بادکنک قشنگی! چه لپایی!
آفرین، آفرین! شما اسمت چیه؟
_ آد..دا ! (...اسمش مریمه!)
_ به به چه اسم قشنگی!مریم جون چند سالته؟
_ آد..دا ! (... یه سال و4 ماهشه )
_ آخی! مریم جان، هدفت از شرکت در جشن عاطفه ها چی بوده؟
_ آد..دا ! (... هدف این بچه از شرکت در جشن عاطفه ها
این بوده که در حد توان بتونه کمکی بکنه به همنوعان خودش و شاید
که با شرکت در این جشن، بتونه لبخندی رو برگوشه لبان نیازمندی
بنشونه و این، برای این دختر نیکوکار ما، ارزش زیادی داره و اونرو
از انجام کار خودش، راضی و خوشنود نگه می داره!)
_ آفرین! آفرین دختر خوب و نیکوکار!
آدا دا دا
گدایی

_ یسا ببینم، تا حالا اون یکی پات از نصف
قطع بود. چي شد يهو اون يکي خوب شد، اين يکي
پات نصف شد؟!
_ تو به اين کاراش چي کار داري؟!... کمکتو بکن!

به من عاجز کمک کنید!



(مشترک مورد نظر در دسترس نمي باشد)
_ خيلي ممنون، اشکال نداره!
_ (no response to paging)
_ ببخشيد نفهميدم چي گفتي!
_ (مشترک مورد نظر در دسترس نمي باشد)
_ دست شما درد نکنه، فقط مي خواستم حالشو بپرسم!
_ (no response to paging)
_ ok, سلام برسون!
_ (مشترک مورد نظر در دسترس نمي باشد)
_ باشه، تو رو خدا خودتو ناراحت نکن! خدافظ! خدافظ!

عجب خانم دلسوز و مهربوني بود...!



کجاش ايتالياييه قربونت برم؟! اين که مارک کفش ملي هم
زيرش حک شده که!
_ اون اشتباس، اين کفش، اصل ايتالياست!
_ آخه مارک کفش ملي...
_ آخه نداره، اين کفش ايتالياييه، تو هم مي خريش، قيمتشم
مقطوعه!... ببينم... تو مثيکه هنوز متوجه سيبيل من نشدي، نه؟!...

خوب که فکرشو مي کنم مي بينم اصل ايتالياست لامصب!...




مي تونم... مي تونم به جرأت بگم كه من آدم بشو نيستم!
_ مي دونستم مي توني! تو تواناييشو داشتي!




شما با ايشون مشکلي دارين؟

_ نه! همش كار مطبوعاته كه به مسايل كوچيك دامن ميزنن!
فحش ناموسي داد، منم
يه مشت کوبوندم پاي چشمش واسه اينکه حساب کار
دستش بياد. بعد مامور آورد و منو بردن کلانتري.
من دو شب بازداشت بودم. الان هم با وثيقه آزادم ! وگرنه
ما که مشکلي نداريم با هم. ما با هم دوستيم!
مثل زنجير لاي هميم ما!


فرهيخته

_ من روي شما به عنوان يک شخصيت برجسته ي فرهنگي و
يک مدير لايق حساب کردم. با توجه به تعاريفي که از شما
شده، فکر مي کنم مي تونين رفتار و حرکات و سکنات کليه ي
افراد تحت پوشش اين مجموعه رو تطبيق بديد با آخرين و
پيشرفته ترين متد هاي مقوله ي روابط انساني در محيط کار.

_ من نوکرتم! شوما آقايي!... ما اگه واسه همه لاتيم، واسه
روفقا شوکولاتيم!! رو چشمم، چشم! دوروسش مي کونم...



اينجوري نمي شه،
بايد هر جوري شده بهش بگم.
خجالت مي کشم ولي من که!
اما بايد بگم...
مي ترسم ناراحت شه ها!
شايد اصلا عصباني شه از دستم!
عصباني؟!... عصباني واسه چي آخه دختر؟
نع! نهايتش اينه که تحويل نمي گيره ديگه!
البته ممکنه که قرمز شه ها...، ولي از خجالت!
آره، آره،...
آخه مي دونين، واسه اینکه آدم محجوبيه.
اون بايد بدونه که من...
وقتي تنها شديم بهش مي گم!
معلومه که بايد تنها شيم خنگ خدا!...
آره، اينجوري بهتره. دوتامون کمتر خجالت مي کشيم!
دل تو دلم نيست خدايا!
...
آهان، تنها شد!
بهش بگم؟
نگم؟
روم نمي شه آخه!
خدايا، چي کار کنم؟ ...
مي گم! مي گم!
...
...
آقاي رييس، يقه ي کت تون دماغيه!!!



آقا ببخشيد، شما دوست سالهاي دور من نيستيد؟
_ چرا هستم اتفاقا آقاي عزيز! اگرم خوب فکر کني يادت
مياد که اون زمان ده هزار تومن ازم قرض گرفتي و ديگه
پيدات نشد!
_عجيبه پس چرا اصلا چهره تون واسه ي من آشنا نيست؟!

فارغی يا عاشق ؟ راه خود را بگزين ! گر شراری برخيز ! ور غباری بنشين
Go to Top of Page

n/a
deleted

4146 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 25 ارديبهشت 1385 :  21:15:41  Show Profile  Reply with Quote
من و خانومم عاشقانه همديگه رو دوست داريم.
چي؟... صورتم؟...
آهان... اينو مي گين...
من راستش وقتي سرما مي خورم نمي دونم چرا سر و صورتم پر ميشه از اين کبوديا؟!


اولويت

_ موندم با اين پولي که دستم اومده، يه دونه از اين
کمربنداي ماهواره اي لاغري تضميني بخرم، يا اينکه
زنگ بزنم بيان چاه خونه رو تخليه کنن؟
_ نيازي به پول خرج کردن نيست.اگه يخورده کمتر
بخوري، هر دو مشکلت حل ميشه!


اينجا لس آنجلس آست...

_ الو سلام
_ سلام خانوم، خوبين؟
_ زنگ زدم به برنامه که دو نکته رو بگم.
_ بگو عزيزم!
_ يکي اينکه شما امروز خيلي خوشگل شدين!
_ مرسي، لطف دارين
_ بعدشم اينکه اون پيرهن قبليتون بيشتر بهتون ميومد!!!
_ مرسي عزيزم!
_ خدافظ!

همين توجه و دقت نظر شماست که باعث شده
برنامه هاي ما پر محتوا شه! بريم آگهي!



تصادف

مي گي: هوي يابو، اين چه طرز رانندگيه؟
ميگه: آشغال، ايراد از رانندگي خودته!
پياده مي شين، شاخ به شاخ، پيشوني توي پيشوني،
يکي تو مي گي، دو تا اون، سه تا تو، چهار تا اون...
روزي که قرار بود با مذاکره با مديرعامل يه شرکت
درست و حسابي شروع شه، چه گند شروع شد!
مهم نيست. يه شير آب پيدا مي کني، آبي به
سر و صورتت مي زني و راه ميفتي.
مي رسي،
پارک مي کني،
مي ري بالا،

_ خانوم مي بخشيد، من راستش ساعت نه با آقاي رييس قرار داشتم،
منتهي يه مشکلي پيش اومد ، اين شد که الان خدمت رسيدم.
_ مهم نيست، راستش آقاي رييس هم همين الان رسيدن،
لطفا منتظر باشين...
منتظر مي شي...
کاش قبول کنه که تو هم بياي توي اين شرکت!
چه دفتر و دستکي، چه تشکيلاتي!
چه جور آدميه احتمالا؟
احتمالا بايد چاق باشه!...
آره چاقه. اين تشکيلات فقط مي تونه واسه يه آدم
چاق و گنده باشه!
جذبه دار و ... به به!
سيبيل؟... نه، نداره... پيپ ولي مي کشه احتمالا!...
خوش بحالش! چه دم و دستگاهي...

_ بفرمايين آقا
_ متشکرم خانوم

پا مي شي مي ري سمت اتاقش
مکث مي کني،
تا ده ميشمري،
تق...تق...ت...ق
_ بفرمايين
در رو باز مي کني و آروم وارد مي شي. يا حضرت عباس!

_ آشغال، ايراد از رانندگي خودت بود، نبود؟!
_ درسته، يابو هم خودمم در ضمن!...



سنگ پاي قزوين!

_ يه فيلم مي خوام بسازم، داستانش خيلي
تراژيکه! يک تراژدي انساني!
_ داستانش چيه مگه؟
_ داستانـش اينه کـه يه خانومه بــراي بيرون آوردن
شوهرش از زندان، ميره همه ي چکهاشو زير قيمت
مي خره و از دست طلبــکاراش در ميــاره، آخـرش
مي بينه کـه اينا هـمه برنامه ي شوهره بوده و آقا
بــا منشـي سابق شرکتـش هــم رو هم ريخــته و
مي خواد باهــاش ازدواج کنه و اينا... خلاصه کلي
حـاشــيه داره فيـلمـم. اسمـشم مـي خـوام بـذارم
سگ کشي، گربه کشي يا يه همچي چيزي!
_ خجالت بکش، اين فيلم قبلا ساخته شده،
آقاي بيضايي هم ساختتش!
_ اي بخشکي شانس! گفتم جلوي بهرام بلند بلند حرف نزنم ها...!



دوسم داره!

_ عزيزم، ميخوام يه تابلوي درست و حسابي واست بکشم.
دنبال يه مدل خوشگل مي گردم.
_ خوب، مي خواي خودم بيام مدل شم خانومي...
_ نه... اه اه اه! حالمو بهم زدي!

فارغی يا عاشق ؟ راه خود را بگزين ! گر شراری برخيز ! ور غباری بنشين
Go to Top of Page

n/a
deleted

4146 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 25 ارديبهشت 1385 :  21:17:35  Show Profile  Reply with Quote
ببين، تي شرتت خيلي خوشرنگه! منو مي بره با خودش
به خاطره هاي دور... اون موقعي که زياد مي رفتيم خونه ي
عموم اينا... آخي!
_ چطور؟ چه وجه اشتراکي هست مگه؟

_ هيچي... يه آفتابه داشتن توي توالتشون دقيقا همين رنگي!
همين رنگي!... آخي!



خيلي باحالي، هميشه منو ياد عيد نوروز ميندازي!-
_ چه طور؟ مگه وجه اشتراکي داريم با هم؟
_ آره، جفتتون رسماً تعطيلين!



دو در

_ خوب، از صبح تا الان که با هم بودیم، از الان به بعد چیکاره یی؟!
_ والا... این جور که بوش میاد باید یواش یواش خداحافظی کنم!...
_ نه بابا این حرفا چیه، خدافظ !



_ دماغمو که عمل کردم، عین وزغ شدم، می بینی؟!...
_ آره خوب عزیزم، من که گفته بودم کلی خوشگلتر می شی که!


_ مااااا...
_ ماااااااا...!
_ ماااااااااااااا !
_ ماااااااااااااااااا !
_ زبـون گاو حالـیت نمـی شه یعـنی؟!

حتما باید عین آدم باهات حـرف بـزنن؟!
د ... میگم اینـا یونـجه های منـه دیگـه! یونـجه هـای تو
توی طویله ی خودته... نسناس!


میگن الاغا زودتر از همه ی حیوونا
می فهمن که قراره زلزله بیاد.
_ ما که چیزی نفهمیدیم!


_ اوهوی، مگه تابلو رو نمی بینی؟ دارم از عرض جاده رد می شم ها...
_ این که تابلوی عبور حیوانات محلیه که!
_ خوب... خوب... حالا اون بماند،...
اوهوی، وایسا بینم، حیوانات محلی باباته ها!



_ ببين تنها راهت اينه كه نگرشتو مثبت كني.
_ باشه، باشه. (...گمشو بابا، اينم يكي ديگه از حقه هاته!)
_ يعني حتي توي فكرتم مثبت باشي، نه فقط توي كلام.
_ آره، كاملا قبول دارم.(...خفه شو بابا نيست خيلي خودت مثبتي!)
_ در راه مثبت شدن، مقاومت نداشته باش. با اينرسي خودت بجنگ.
_ راست ميگي، اون مقاومته خيلي بده. ( ...بدم نمي گه ها... ولي... بره گم شه بابا!)



اندر شرایط فعلی شرکت هواپیمایی :

- «كافورگشت» به مناسبت سال نو برگزار مي‌كند: تور بزرگ سياحتي ايران‌گردي... با تورهاي ما براي هميشه جاودانه شويد. بليت رفت بدون برگشت با قيمت استثنائي... ترانسفر و اقامت در هتل ده ستاره بهشت زهرا بعد از پرواز... صبحانه، نهار، شام در جوار ملكوتي ملك‌الموت.

- مسافرين محترم پرواز شماره 777 لطفاً با در دست داشتن كارت پرواز و وصيت‌نامه و پوشيدن كفن به سالن پرواز مراجعه فرمايند.
- امروز در فرهنگستان زبان فارسي، بحث تندي در مورد جايگزيني واژه‌ي «سقوط‌گاه» به جاي «فرودگاه» اتفاق افتاد.

- انا لله و انا اليه راجعون، خدايا با نام تو آغاز مي‌كنيم و با نام تو سفر آخرمان را به پايان مي‌بريم. مسافرين محترم پرواز 777 من خلبان يكم جان‌سيرنژاد از طرف خودم و شركت خدمات هوايي Iran End Air و خدمه هواپيما پرواز آخر خوشي را برايتان آرزومندم.

دماي فعلي در خارج هواپيما 15 درجه هست و ما پيشاپيش كولرها را روشن كرده تا دما به چند درجه سانتيگراد زير صفر برسد و از فريز شدن خود قبل از مرگ لذت ببريد.



اصفهونيه و رشتيه و تركه با هم يكجا كار ميكردن. يك روز ساعت ناهار, اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه قورمه‌سبزيه, ميگه:

اااي بازم قرمه سبزيِس! اگه فردا باز قورمه‌سبزي باشه، من خودمو از اين برج پرت ميكنم پايين! بعد رشتيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه كله ماهي داره .. اونم شاكي ميشه، ميگه: ااووو! اگه فردام همين باشه منم خودمو پرت ميكنم پايين!
آخري تركه ظرف غذا رو باز ميكنه، كوفته داره.. حالش به هم ميخوره، ميگه:

ايلده اگه منم اين ظرفو فردا باز كنم ببينم كوفته‌س.. خودمو پرت ميكنم پايين! خلاصه فردا سه نفري ميان سر كار و در غذاها رو باز ميكنند و از قضا هر سه تا تكراري بوده، اينها هم خودشون رو پرت ميكنند پايين! باري، پليس مياد واسه تحقيقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو ميگيره كه نقصير شماهاست! زن اصفهونيه ميگه:

جناب سروان من نميدونستم, تو خونه هم هروقت قورمه‌سبزي درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه ميگه: اووو! تو رشت همه كله ماهي ميخورن، من روحمم خبر نداشت اين دوست نداره. زن تركه ميگه: جناب سروان به ولله من يه هفته بود خونة مادرم بودم, اين خودش واسه خودش غذا درست ميكرد!!!


يه باباي اصفهاني مي خواند بچشو نصيحت كنه مي گه هميشه سر به زير باش. پسر ميگه : خوب چرا بابايي؟ پسر جان به سه دليل:

1-مي گن پسر سر به زيريه
2- اگه سكه اي رو زمين باشه بر مي داري
3- پشت يغت چرك نمي كنه تا هي پيرهن يشوريم مصرف آبمون بره بالا


فارغی يا عاشق ؟ راه خود را بگزين ! گر شراری برخيز ! ور غباری بنشين
Go to Top of Page

n/a
deleted

4146 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 25 ارديبهشت 1385 :  21:19:55  Show Profile  Reply with Quote
تركه ميره نونوايي، هيچكي هم تو صف نبوده، ميگه: آقا دو تا نون بده. شاطره با خودش ميگه اين بابا تركه، بگذار يكم سركارش بذاريم!

ميگه: آقا نوبتو رعايت كن، برو آخر صف وايسا! تركه يكم نگاه ميكنه‌ ميبينه كسي نيست،

‌دوباره ميگه: برادر دو تا نون بده، ‌چرا اذيت ميكني؟

دوباره شاطره ميگه: ‌بابا اين همه آدم تو نوبته، برو ته صف وايسا! تركه شاكي ميشه، يه سنگ ور ميداره ميزنه سر تا سر شيشه مغازه رو ميشكنه.

شاطره داد مي‌زنه: هوي! شيشه رو چرا ميشكني!؟ تركه ميگه: اين همه آدم اينجا وايسادن، چرا خر منو چسبيدي؟!



قشنگ معلومه راست ميگي!
دوستان عزيز، بنده بهيچ عنوان مسؤوليت اين بويي رو که
تا چند لحظه ي ديگه همه جا مي پيچه بعهده نمي گيرم،



دست و پا شکسته عربي رو مي فهمم!

# انا انزلنا ضربت شديده، بالوسايل الفلزيه، علي فرق الداماد،
في المراسم التقاضا، وقلمن الساقهو و انقطع نخاعهو و هو
لا يسمع چيزي، بدليل الواحد الکشيده و ان ذلک الکشيده شديدا ! #

فکر کنم مي خواسته بگه دوستم داره!
بايد هر چه زودتر مراسم خواستگاري رو رديف کنم.

مامان! مي خوامش! هر چه سريعتر!...



اين منم، با پیکر سوخته!
شير آب سرد: آبي
شير آب داغ: قرمز
توالت: سنتي
اوضاع مزاجي: وخيم!
...
...
امان از روزي که اين رنگا جابجا شده باشن و تو هم در جريان نباشي!



جناب afra


عامو سید:سلام

گلی به گوشه جمالت...

یه سور زدی به ما...

نه ..جون داداش..ما که حالیمون نشد شوما کی جد تشریف دارین کی شوخ

...خیالی نیس جون داداش هر دو روی قاپتو عشقه

مخلص دلش میخواس واس خاطر روکم کنی بروبچزو واس خاطر اینکه البت خدای

ناکرده قاق زمونه نشه یه سور بده....

اما چه کنه مخلص که الان نیمه شبی مغز پغز تعطیل معتیله و سیما قعطن

جون داداش از خواب که بلن شدم

حتمن دسامو تمیز میشورم....

فارغی يا عاشق ؟ راه خود را بگزين ! گر شراری برخيز ! ور غباری بنشين
Go to Top of Page

n/a
deleted

4146 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 25 ارديبهشت 1385 :  21:24:59  Show Profile  Reply with Quote
جناب عطر نماز

اینجاست که باید بگیم انرژِی هسته ای حق مسلم ماست

مسابقه 8 وادی عشق
http://www.rahpouyan.com/forum/topic.asp?TOPIC_ID=3901


جناب saba

دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت يك كلمه هم با هم حرف زدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد مي‏كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم



جناب آدم

نچ
لطیفه های شما که باز ترک و عرب و عجم شد که!
سید بزرگوار کیبورد شما درد نکنه .
کاش روش تهیه و تولید این لطیفه ها رو هم می فرمودین .


چه توفیری میکنه ترک کافر ، منافق ، فاسق
چرا نمی گن یه تهرونی یا یه شیرازی؟!
غیر از پیام های آقای انجوی که متفاوت بود از باقی دوستان هم انتظار لطیفه های متفاوت داشتم.
البت فراموش نشه که ما اینجا نشستیم میگیم لنگش کن

http://goldokhtar.blogfa.com/



جناب afra

سلام رفقا:

واس ریفیقا باهاس بیگم :بابا حواست به جاده نیس دیگه

دمتون گرم بابا همتون زدین تو خاکی...خداوکیلی هم تا میتونستین گازو

چسبیدین..بابا ترمز!

ببخشیدا عامو سید لطیفه تامل برانگیز مرنگیز منظوراتشون بود

نه لطیفه های...



جناب سید محمد انجوی

ببخشینا . برای این جکاتون اتاق دیگه هست . نوع و جنس لطیفه های بالا بیشتر در مایه طنزه نه جک .

به زبون خوش جکا رو ببرین تو همون اتاق جک و گرنه میگم ادمین ترتیبشونو بده . شرمنده .


فارغی يا عاشق ؟ راه خود را بگزين ! گر شراری برخيز ! ور غباری بنشين
Go to Top of Page

n/a
deleted

4146 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 25 ارديبهشت 1385 :  21:28:59  Show Profile  Reply with Quote
جناب سید محمد انجوی نژاد

خيلي خوشحالم. توي پوستم عروسيه!
_ فكر كنم منظورت اينه كه توي پوستت نمي گنجي.
چون توي اينجور مواقـع عزيزم عروسـي توي محل
ديگه اي برقراره!



اگه اينهمه به جونم قسم نمي خورد، نمي فهميدم
که مثل سگ داره بهم دروغ ميگه!



الو سلام

_ الو...الو...صدا نمياد...
_ صدا نمياد؟
_ نه نمياد!
_ عجيبه، صداي تو خيلي واضحه
_ عجيبه آره، ولي صداي تو اصلا نمياد!
_ مي خواي قطع کنم دوباره بگيرم؟
_ آره، دوباره بگير، بلکه صدا بياد!
_ آهان، الان خوب شد؟
_ نه، خوب نشد که! صدا نمياد!
_ اصلا اگه صدامو ميشنوي، من حرفمو بزنم، تو فقط گوش کن.
_ نه ديگه، صداي تو اصلا نمياد. اگه تو چيزي بگي که من نميشنوم که!
_ کاري نداشتم، مي خواستم بگم اون پوله که خواسته بودي حاضره، خدافظ!...
_ الو... الو... خوب شد صدا! الو، نرو! کوشي؟! تو رو قرآن!
من نوکرتم صدا خوب شد!...
...


دعوا داری ؟؟؟؟!!!!!؟

_ آهای...! بیا اینجا بینم!
_ تو بیا اینجا بینم! بچه پررو!
_ پس چیز می کنیم، من میام اونجا تا تو بینی!



دختر شایسته ؟!؟

_ عزیزم، شما چطوری شد که تصمیم گرفتی توی مسابقه ی دختر شایسته شرکت کنی؟
_ با عرض سلام و تشکر از تلویزیون شما، من راستش می خواستم نشون بدم
که دختر ایرانی شایسته س و می تونه برای همه ی دخترای جهان الگو باشه و ...

_ اجازه بدین من سوالم رو واضح تر بیان کنم. عزیزم، شما با این دماغ، چطوری شد که تصمیم گرفتی توی...

همین ! مال منه
http://seyyedanjavi.persianblog.com



جناب عطر نماز

ورود آقا سید رو به جمع چهار ستاره ای ها خوش آمد میگوییم.
کشته منو جذب نیرو و کار فرهنگی

مسابقه 8 وادی عشق
http://www.rahpouyan.com/forum/topic.asp?TOPIC_ID=3901



جناب afra

عامو اگه نمیگی ادمین پاکش کنه بیریزم رو داریه

جونم واستون بگه یه رفیق ازون کنه ها که گیر هر کی بیفته

بدبخت میشه تا بدبختش کنه یه کتاب به ما داد بخونیم

توش نامه های بچه های دنیا بود با خدا

فعلن یکیشو بهت میگم اگه دلم خواس بقیشو بعدن میگم..شایدم گفتم کنتور که نمیندازه

خدای عزیز

توی مدرسه یاد گرفتم که تو میتوانی از کرم ابریشم پروانه بسازی.بنظر من این کارت محشر است.
برای خواهرم چه کار میتوانی بکنی؟او زشت است.

رفیق تو: جان

فارغی يا عاشق ؟ راه خود را بگزين ! گر شراری برخيز ! ور غباری بنشين
Go to Top of Page

n/a
deleted

4146 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 25 ارديبهشت 1385 :  21:34:33  Show Profile  Reply with Quote
جناب M114Z14

پرده اول

آ:عزیزم تو فقط بگو من خودمو فدات کنم تا این کار رو انجام بدم.
ب:وای چقدر تو خوبی..خدا رو شکر

پرده دوم

ب: میگم این غدا نپخته من اب میریزم توش تا بپزه اشکال نداره؟
آ:این بجای تشکر کردنته؟ تو نمی خواد به من چیز یاد بدی..
ب:(کاش همون نپخته هه را خورده بودم که ناراحت نشه)

پرده سوم

آ : عزیزم تو همه دلخوشی منی
ب
:(حتما راس میگه)


جناب مهراوه من

سلام....خوبي...ديشب خواب تو رو ديدم..خواب ديدم تو جاده با ماشين با سرعت زياد در حال حركت بودم
كه يهو تو كه كنار جاده ايستاده بودي پريدي وسط جاده
من با ماشين زدم بهت سريع ايستادم پياده شدم شده بودي غرق خون ديدم زير لب داري يه چزي ميگي
خوب كه گوش كردم داشتي ميگفتي انرژي هسته اي حق مسلم ماست.!!!


جناب سید محمد انجوی نژاد


دليل

خوب ببينيد، براي رسيدن به اين موفقيت که همينجوري الکي نبوده که...
من زحمتاي بي دريغي کشيدم، گذشته ي سختي داشتم،
و مهمتر از همه اينکه پشتکار فراواني بخرج دادم!...
چي؟ بابام؟!... خوب من و بابام نداره که!...



_ صحبت فوتبال شد، ياد اسماعيل حلالي افتادم. اين هلال
ماه بالاخره چي شد؟! رويت شد يا نشد؟
_ گفتي رويت شد يا نشد، منو ياد بابام انداختي، بنده خدا
ديشب مي گه پسرم، چرا رويت نمي شه با بابا حرفاتو بزني؟!
نکنه خجالت مي کشي ؟

گفتي مي کشی، تو بالاخره با اين حرفات منو مي کشی!



تفاوت افکار ؟!؟

_ طبق صحبتي که داشتيم، قرار شده که يه چيزي در حدود
پونصد هکتار زمين در اختيارمون بذارن که شهرک ساحلي تفريحي رو
اونجا احداث کنيم.
_ حالا پونصد هکتارم نشد، اشکالي نداره. يه دويست متري بدن کنار
ساحل، قايق راني راه بندازيم هم خيلي خوب مي شه ها! تازه،
مي تونيم چس فيل هم بفروشيم، خداييش خيلي درآمد داره!

آره خوب، اونم خوبه، برو خونتون!



سلیقه !!!!!!؟

_ وای آقا، این کیفاتون چقدر قشنگه! یه دونه بهم بدین لطفا.
_ قشنگ که هست، ولی جسارته خانوم، این پالون خره!
_ وا... پس اینو بدین لطفا.
_ سلیقه تون خوبه ها!... خواهرم این خورجین موتوره!


_ سامیلیکم!
_ سلام، چه خبرا؟
_ این حرفا چیه بابا، شما جون بخواه، این پوله که قابلی نداشت!
_ از بابت قرض ممنون، ولی من صرفا پرسیدم چه خبرا؟
_ بذار باشه حالا! والا! قابلی نداشت که!
_ باشه بابا، تا آخر هفته می دم بهت پولتو.
_ نمی خواد فردا صبح بیاری، تا بعد از ظهر فردا هم برسه کارم راه
میفته، فشار نیار به خودت!


دبلیو دبلیو دبلیو دات داد کان دات کام!
به سایت اختصاصی رییس فدراسیون فوتبال ایران خوش آمدید!


نیازمندی

به یک مدیر با سابقه ی کار بالا، با تسلط کامل به زبان های
انگلیسی، فرانسه، آلمانی و آشنا به نرم افزارهای کامپیوتری
جهت کار در ساندویچی نیازمندیم!



_ این کتاب بهت کمک می کنه تا اسیر روزمرگی نشی.
_ بابا سربه سرمون نذار بزار سگ دومونو بزنیم دنبال یه لقمه نون !




جناب یه قطره اشک


کادوهایی مثل هویج

یک پسر رومانتیک عینکی،با کفشهای واکس زده و پیراهن اتوزده و...

پسر با نامزدش درپارک قدم می زند;او به نامزدش پیشنهاد می کند هر دو روی صندلی بنشینند.
تا می نشینند پسر در کیفش را باز می کند و کادویی در می آورد و به نامزدش می دهد و می گوید:"بفرمایید،این برای شماست!"نامزدش خوشحال می شود و می گوید:"وای،الهی...چقدر قشنگه،آخ جون...))او هنوز کادو را باز نکرده می داند که کادو قشنگ است.
پسر لبخندی ملیح می زند و با آن لبخند حرص آدم را در می آورد!دختر کادو را باز می کند و می گوید:((اِ...کتاب دیوانه و قفس!اینو پارسال خوندمش که!




یک دکتر،با کراوات و عینک و بوی شدید اودکلن،صورت شش تیغ و موهای شدیدا مرتب شده

دکتر کلید می اندازد و وارد خانه می شود.با صدای بلند می گوید:((سلام عزیزم!عزیزم...کجایی؟))وارد حال خانه می شود.همسرش در حال کتاب خواندن است.او سرش را بلند می کند و سری تکان می دهد و لبخندی می زند که یعنی سلام!
دکتر دست می کند داخل جیبش و یک جعبه جواهر در می آورد و به همسرش می دهد.همسرش با لبخند می گوید::مرسی عزیزم))

جعبه را روی میز می گذارد و می رود تا به دوستش ماندانا تلفن بزند و قرار کلاس آیروبیک را برای فردا بگذارد.دکتر احساس می کند که کادوی جواهر با یک کاهو ،هیچ تفاوتی برای همسرش ندارد!



یک بقال،کله کچل،سبیل کلفت و کلاه شاپو...

آقای بقال با یک جعبه آبمیوه گیری وارد خانه می شود.تا در را باز می کند بچه ها می دوند طرفش و هر کدام می پرسند این جعبه چیه؟آقای بقال با خنده می گوید:((برید کنار،این کادوی مامانتونه))!همسر بقال جلو می آید و بقال به او می گوید:عذرا خانم ،خانمم ،این آبمیوه گیری برقی رو فقط و فقط واسه شما گرفتم;مبارکت باشه))

همسرش در جواب می گوید:بخوره تو سرت!ای زودتر از دستت راحت بشم.به جای آبمیوه گیری پول بده یک کم میوه بگیرم

!!

یک راننده تاکسی،موهای فرفری،دمپایی به پا با دستانی روغنی وارد خانه می شود و فریاد می زند:((فریبا،فری،فریبا کوجایی!؟


فارغی يا عاشق ؟ راه خود را بگزين ! گر شراری برخيز ! ور غباری بنشين
Go to Top of Page

n/a
deleted

4146 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 25 ارديبهشت 1385 :  21:38:04  Show Profile  Reply with Quote
جناب afra

اول سلام بعدا کلام:

تقدیم به عاموی خفن خودم سید


■ یک برنامه رادیویی مشاوره خانواده:

زنی گریه‌کنان زنگ می‌زند:
- سلام خانوم مشاور...شوهرم... شوهرم مدتیه معتاد شده چیکار کنم؟
- خونسرد باشین خواهر من. همه چی حل میشه. الان در کمال آرامش بفرمایین به چی معتاد شدن؟ هرویین؟ تریاک؟ حشیش؟ مرفین؟ ماری‌جوانا؟ ال اس دی؟ کوکائین؟ اکستازی؟
- نه! به اینترنت معتاد شده. دیروز تو جیبش یه کارت اینترنت پیدا کردم.
- نه؟؟ ای خاک به سرت.... چیز منظورم اینه که بمیرم برات خواهر. طوری نیست. با سیم مودم ببندش به تخت بعد زنگ بزن بیان ببرنش.


راسی عامو حواسم نبود باهات قهر بودم...تفلد مخلص نیومدی هیچ

دلم به یه تسلیت خالی خوش بود

الان صدام میرسه یا

میخوای پاتو از روی سیم بردار

صدات خیلی خوب شد اما چرا تصویرت این شکلیه



■ دیژیتالیه
- اکبری: اشغری؟ جنش خوب تو دشت و بالت شی داری؟
- اصغری: هیشی بابا دیگه همه شدن معتاد اینترنتر. رفتم پیش طرف بهش میگم یه دوای خوب بهم بده، داره بهم کارت پنجا ساعتی اینترنتر میده. میگم اینو نمی‌خوام این شه کوفتیه؟ شرکارمون نژار نوکرتم. نداری لااقل یه چند تا LSD بده شنگول شیم. طرف خط اینترنتر ADSL بهم میده. ای تف به این روژگار! معتادم معتادای قدیم. همه دیژیتالی شدن ژون اکبری.

بابا شید دمت گرم..جنش خوب دیگه تو دش وبالت چی داری؟
یه چن تا جنش دیگه بیریز تو این تاپیک
اما جون داداش نامردی نکنی اشل میخوام شوخته موخته تحویلمون ندی!!!



■ در آزمایشگاه اتفاق افتاد:
- آقای دکتر من که سالمم چرا آزمایش منو نوشتین مثبت؟
- واسه این که معتادی.
- معتادم؟ کجا معتادم مرد حسابی؟ ببندین در این آزمایشگا‌تونو.
- معتاد نیستی؟ بدبخت تو خونت به جای گلبول‌های قرمز و سفید هی «صفر و یک» ورجه وورجه می‌کنه. چشام دراومد پشت میکروسکپ. مردک بدبخت معتاد اینترنتی!

چه جلب!

m



جناب احمق

آآآآآآآآآآآآآآآاااااااا
ایم م م م م م م م م م م

یه نفر دنبال کانون میگشت هی گشت گشت گشت گشت میگشت گشتی گشتم گشت گشت

از بس گشت از سرعت 64000 دور در دقیقه بالا تر رفت و از غنای 3.5درصد هم فراتر رفت و تبدیل به آرانیووم مقتدا شده گشت و کیک سرخ بالگرد ها برای عملیات انتحاری شد


راستی راه کانون کدوم وره ه ه ه ه ه ه ه ه ه آآآآآآآآآآ

فارغی يا عاشق ؟ راه خود را بگزين ! گر شراری برخيز ! ور غباری بنشين
Go to Top of Page

n/a
deleted

4146 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 25 ارديبهشت 1385 :  21:43:22  Show Profile  Reply with Quote
جناب kocholoo

هاا واقعا اینا متفافته



جناب afra

اش گیر کرد,درو بزن!!!


تو اتوبوس واحد با چند نفر دیگه میله بالایی رو گرفته بودیم که نیوفته!!!

یه پیرمردِ در حال موت سوار اتوبوس شد(فک کنم می خواست بره بهشت زهرا خودشو دفن کنه!!)یه بابایی هم جاشو داد به این پیرمرده.

بعد بین چندنفر بحثه این میشه که چرا وقتی یه پیرمرد سوار اتوبوس میشه جوونا پا نمیشن!!



یکی نظریه سیریش رو مطرح کرد!!!گفت جوونا رو با سیریش چسبوندن به صندلی.

یکی دیگه موضوع رو خانوادگی کرد!!.

یکی دیگه رفت تو عالم عاشقی.

یکی دیگه مسيله رو اقتصادی-پزشکی-سیاسی کرد!گفت اینا به دلیل نخوردن نون درست و حسابی حال ندارن پاشن.

یکی دیگه این موضوع رو توطیه امریکای و اسراییلِ جنایتکار دونست.

...

البته تموم این صحبتا در حالی بود که همه جوونای تو اتوبوس اون میله بالایی رو گرفته بودن که نیوفته!!!

ختم جلسه هم اینطوری بود:

انواع و اقسام صداهای زنانه،بچگانه،مردانه و ... اومد که:پاش گیر کرد،درو بزن!!!



جناب چکاوک

عجیبا غریبا من تازه اینجا رو دیدم.جدی متفاوته.
نخسته.دستتونم ندرده.



جناب داداشی

لطیفه ی روز

مادر شوهر: راستی محلتون که تازه اومدید اسمش چیه ؟؟

زن : نمیدونم !! بزار ببینم { حمیِیییییدد .. }

شوهر: کوی آقاییه مادر


مادر شوهر: به به عروس گلم این حسینه سیدالشهدا که میگن اینجاست پس ؟؟


زن :والله مادر چی عرض کنم { حمیییییییید ..}

شوهر: بله مادر کمی جلوتره

مادر شوهر : اسم حاج آقا که میره منبر چی بود ؟؟

زن : حمییییییییید د د د


اوه ه ه ه
سر به سرم نذار



جناب سید محمد انجوی


- من روز هشتم اسفند به دنيا اومده‌ام. عجيبه. درست روز تولدم!


- از علی کوچولو سؤال کردم که برای تولد سه‌سالگيش چه هديه‌ای ميخواد. جواب داد: چند تا دکمه!
با تعجب پرسيدم: يعنی چی دکمه؟
تکرار کرد: بله، دکمه، منتهی شلوار بهش باشه!


- از مهد کودک که اومدم بيرون، يه زن پيدا ميکنم و عروسی ميکنم!



جناب saba


پناه بر خداااااااااااااا؟!!


quote:

-----------------------------------------------------------
Originally posted by سید محمد انجوی

- من روز هشتم اسفند به دنيا اومده‌ام. عجيبه. درست روز تولدم!



همین ! مال منه
http://seyyedanjavi.persianblog.com

-----------------------------------------------------------

به کدوم دنیا اومدین؟این مهمه !

فارغی يا عاشق ؟ راه خود را بگزين ! گر شراری برخيز ! ور غباری بنشين
Go to Top of Page

n/a
deleted

4146 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 26 ارديبهشت 1385 :  01:50:17  Show Profile  Reply with Quote
جناب سید محمد انجوی نژاد


سلام

ماجرا این است :

استاد سعیدی راد تو وبلاگشون چندین وقته بساط مشاعره راجع به موضوع های جدی و شوخی راه میندازن .

منم شوخی شوخی براشون دوبیت دوبیت کامنت میذارم .

ایشونم تو رودرواسی با من و سادات و طایفه روحانیت _ نون دونیشونه ها !!!؟ _ ابیات بی سر و ته منو می زنن تو وبلاگ قاطی شعر شعرا !!!!!؟

این بار بحث هسته ای بود و ابیات من :

سید محمد انجوی نژاد:

شده ايران دگر آقا ز هسته
کند غوغا همين فردا ز هسته
فقط بشنو نصيحت های من را
کلاهک را جدا منما ز هسته


------------

بدر آرم پدر جد واشنگتن
نمی ترسم من از سد واشنگتن
اگر رويش دهم تا عرش هفتم
کشد اين بوش خل حد واشنگتن


------------

الا ای دوست تو دريای طنزی
چه طنازی که تو غوغای طنزی
اگر مادر ندارد طنز مفلوک
سعيدی جان تو چون بابای طنزی!


گذشت و بعد دیدم تو وبلاگم اینو زدن :

سعیدی راد :

سلام. با اون دوبيتی های قشنگت يه غوغای هسته ای بپا کردی و رفتی!!!!... حاجی ما رو تنها نذار!... خيلی دوست داريم.

(ما بیشتر اوستای گلم )
منهم حسابی خوش خوشانم شد و باورم شد شاعرم !!!؟
فلذا - می بینین چقدر این کلمه ادبیاتیه !؟؟ بازم بگین من بیگا نه ام _
خلاصه اینو زدم :

استاد به هندونه زدی بار مرا !!!؟
گفتی که شده ست مولوی یار مرا !!!؟
حکم من و شعر همچنان بز و لبوست !!!؟
استاد نهاده ای سر کار مرا !!!؟


همین !

نه تو رو خدا این لطیفه متفاوت نیس ؟؟؟



جناب افرا

شید ژون شلام:
باقی رفقا هم شلام:
شید من خلاف شوما عروژ و مروژ بلت نیشم..اره بابا ما شعر دیوانی راش کارمون نیش
به جاش تو شعر و ور نو یه شور میژنیم به شهراب خودمون..داشته باش منو:
گردی نیش...دودی نیش...مینشینم لب ژو..! من دماخم چقد میخارد! و ندارم حالی،که بخارانمش! ژیر لب میگویم: این شیگال من پش کو؟ و چرا این بافور،اینقد شنگین اشت؟

یک ایدی ز شر کوچه پایینی ما،اشتباهی یه تاپیک جدید با خودش می ارد..به گمانم باژ او حرف مشؤلو نکرده گوش...یا که دنبال کشیست گفته اند ادرشش این حوالیشت این شید رو میگفته به گمانم اما تی بقربان:شید اینژا هم نیش
اگه ای ایدی علاف: تو پیداش کردی برشون شلام وبگو افرا مفنگ گفت:دمت حشابی گرم..جنش تاژ ه چه خبر؟



جناب s-a-h

این هم سهم ما

دو نوع دیدگاه در مورد کاری که آقای سعیدی راد در وبلاگشون راه انداختن وجود داره :

1.
شعورِ شعرتان را پاک کرديد
لباسِ شعر را صد چاک کرديد
اباطاهر تنش در گور لرزد
دوبيتی را به زيرِ خاک کرديد


2.
خودم دیدم اباطاهر به خوابت
چنین بنوشت پیغامی برایت
اگر من مادرِ شعر و دوبیت ام
سعیدی جان بگو ، شیرم حلالت




جناب reza_erfan1

غم غربت مرا شاعر نکرده
جناب انجوی با ما چه کرده
خداوندا زما بگذر به جدش
اگر درد دلم را گوش کرده



جناب حیرون @


تمام عمر در حسرت این بودم که
یکی حسابی بغلم کنه (جوجه تیغی)


***************************

به اندازه دوتا چشام میخوامت
ارادتمند شما موش کور


***************************

به خدا حیفته تو این مملکت موندی
اگه بری هند می پرستنت




دلشاد

دختر صدام: به بی‌ گناهی پدرم اطمینان دارم!




Israel must be wiped of the map

Edited by - n/a on چهارشنبه 27 ارديبهشت 1385 17:25:52
Go to Top of Page

سید محمد انجوی
Advanced Member

Iran
4557 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 26 ارديبهشت 1385 :  19:45:10  Show Profile  Visit سید محمد انجوی's Homepage  Send سید محمد انجوی a Yahoo! Message  Reply with Quote
مناجات یه خانم شاکر :

خدا را شكر كه تمام شب صداي خرخر همسرم را مي شنوم اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.
خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.
خدا را شكر كه بايد ريخت و پاش هاي بعد از مهماني را جمع كنم. اين يعني در ميان دوستانم بوده ام.
خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند . اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم.
خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.
خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم.
خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن.
خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.
خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيد دارم.
خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.
خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.
خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.


همین ! مال منه
http://seyyedanjavi.persianblog.com
Go to Top of Page

مخلص
Junior Member

140 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 26 ارديبهشت 1385 :  20:09:02  Show Profile  Reply with Quote
و خدا را شكر كه نمرديم و يه خانمي رو ديديم كه اين قدر خوش بين و شكرگزار هستن

Edited by - مخلص on سه شنبه 26 ارديبهشت 1385 20:10:20
Go to Top of Page

همینجوری
Starting Member

7 Posts

ارسال شده در:  جمعه 29 ارديبهشت 1385 :  23:19:27  Show Profile  Reply with Quote
کاشکي که مانيتورت بودم هميشه رخ به رخت بودم ، کاشکي که کيبوردت بودم هميشه زير انگشتت بودم ، کاشکي که هدستت بودم هميشه در گوشت بودم ، کاشکي که ويست بودم هميشه روي لبت بودم ، کاشکي که موست بودم هميشه توي مشتت بودم ، کاشکي که پسوردت بودم هميشه توي فکرت بودم ، اصلا" کاشکي کامپيوتر بودم که هميشه عاشقم بودي
Go to Top of Page

مخلص
Junior Member

140 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 31 ارديبهشت 1385 :  17:58:52  Show Profile  Reply with Quote
يه تهرونيه دور خونه ي خدا مي گه : خدايا منو ببخش اين قد بنده هاي تركتو مسخره مي كردم و مي خنديدم .. اين بيچاره ها اين قدرا هم كه مي گن فيلم نيستن ...يه دفعه مي بينه يه ترك كا.. ( إ .. ببخشين نمي شه بگم كافر آخه خونه ي خدا بوده ) به پشتش مي زنه و بهش مي گه : داداش ببخشين
نمي دونين قبله كدوم وريه ؟
Go to Top of Page

afra
Average Member

Iran
522 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 31 ارديبهشت 1385 :  19:27:48  Show Profile  Reply with Quote
quote:
Originally posted by مخلص

يه تهرونيه دور خونه ي خدا مي گه : خدايا منو ببخش اين قد بنده هاي تركتو مسخره مي كردم و مي خنديدم .. اين بيچاره ها اين قدرا هم كه مي گن فيلم نيستن ...يه دفعه مي بينه يه ترك كا.. ( إ .. ببخشين نمي شه بگم كافر آخه خونه ي خدا بوده ) به پشتش مي زنه و بهش مي گه : داداش ببخشين
نمي دونين قبله كدوم وريه ؟



تهرونیا انقدم بی جنبه نیستن!

m
Go to Top of Page

n/a
deleted

4146 Posts

ارسال شده در:  جمعه 5 خرداد 1385 :  05:06:55  Show Profile  Reply with Quote
دولت: ما نفت را سر سفره مردم می بریم.


ملت: دستت درد نکنه، شما بگذارش بغل آشپزخونه، خودمون می بریم سر سفره.


دولت( یک ماه بعد): ما مافیای نفتی را نابود می کنیم.


ملت: می شه بعد از نابودی مافیای نفتی، نفت رو بیاری سر سفره مون؟


دولت( دو ماه بعد): ما زمینه ظهور امام زمان را فراهم می کنیم.


ملت:داداش! یعنی آوردن نفت سر سفره ملت از آوردن امام زمان سخت تره که اول اون کار رو می کنی؟

نمیشه اول نفت ما رو بیاری سر سفره، بعد آقا تشریف بیارند.


دولت(سه ماه بعد): ما دولت را به شهرستانها می بریم.


ملت: پس دستت درد نکنه، قبل از رفتن به شهرستان این نفت رو بیار سر سفره مون بعدش هرجا خواستی برو.


دولت(چهار ماه بعد): ما اسرائیل را از روی نقشه جهان حذف می کنیم.


ملت: شما نفت رو بیار سر سفره مون، ما خودمون اسرائیل رو از روی نقشه جهان حذف می کنیم.


دولت( چهارماه و نیم بعد): یهودیان باید به اروپا منتقل شوند.


ملت: الهی درد وبلات توی سرم، شما که داری یهودیان رو به اروپا

منتقل می کنی، سر راهت این نفت رو هم منتقل کن سر سفره ما.


دولت(پنج ماه بعد): انرژی هسته ای حق مسلم ماست و باید ملت ایران از آن برخوردار گردد.


ملت: الهی خیر از جوونیت ببینی.

ما می دونیم که انرژی هسته ای حق مسلم ماست،

ولی شما اول اون نفت رو که قرار بود بیاری سرسفره مون لطفا بیار،

بعدا اگر اضافه موند یک کم هم اورانیوم بده.


دولت(شش ماه بعد): ما بانوان را به ورزشگاهها می بریم.


ملت: خدا خیرت بده، چه کار خوبی می کنی.

لطفا قبل از اینکه بانوان رو ببری ورزشگاه این نفت رو بیار سر سفره مون

که بانوان محترم وقتی از مسابقه برگشتند سفره مون خالی نباشد.


دولت( نه ماه بعد) : کی گفت نفت را می آورد سر سفره ما

بروید از عطریانفر بخواهید که او نوشت ما هم خوشمان آمد تکذیب نکردیم.

ما معمولا حرف هایی را که زده ایم تکذیب می کنیم اما این یکی را یادمان رفت. ببخشید.


جمله بوف کور: در زندگی آدمهای هستند که روح انسان را در انزوا می خورند و می خراشند،

این آدمها برای اینکه نفت را سر سفره ملت نیاورند

و به قول شان عمل نکنند، حاضرند هر کاری بکنند،

الا همان کاری که قرار است بکنند.





بی تو دنیا زدگان ، خطبه ی دین می خوانند ... گورکن ها ، همه از نظم نوین می خوانند

رسم بوزینگی و عشوه مجاز است اینجا...حق کشی مستحب و رشوه مجاز است اینجا
Go to Top of Page

داداشی
Senior Member

Iran
1251 Posts

ارسال شده در:  جمعه 5 خرداد 1385 :  14:44:26  Show Profile  Reply with Quote
چند نفر دور هم نشسته بودند لطیفه های متفاوت میگفتند و میخندیدند
مثل ایناااا

اوه ه ه ه
سر به سرم نذار
Go to Top of Page

سید محمد انجوی
Advanced Member

Iran
4557 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 9 خرداد 1385 :  02:10:23  Show Profile  Visit سید محمد انجوی's Homepage  Send سید محمد انجوی a Yahoo! Message  Reply with Quote
روی دروازه قلبم نوشتم: ورود ممنوع !!!!!!*** *** دل پريشان آمد. گفتم بخوانش. خواند و بازگشت.!!!!! *** *** اميد مضطرب آمد . گفتـم بخوانش. خـوانـد و بازگشت.!!!!*** *** آرزو با دلهره آمد.گفتم بخوانش خواند و بازگشت ... !!!*** ***عشق خنده کنان آمد! گفتم خوانديش؟ گفت: من سواد ندارم

همین ! مال منه
http://seyyedanjavi.persianblog.com
Go to Top of Page

n/a
deleted

4146 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 9 خرداد 1385 :  02:17:09  Show Profile  Reply with Quote
مصاحبه اي با يكي از اعضاي حزب ضدخشونت جمهوري خواه ليبرال كمونيست


در پي اغتشاشات پيش آمده مصاحبه اي با يكي از اعضاي حزب ضدخشونت جمهوري خواه ليبرال كمونيست انجام داديم كه مشروح آن از نظرتان مي گذرد.


س- ممكن است اسمتان را بفرماييد.

ج- مخفي بايد گردد.

س- اجازه مي دهيد فيلم مصاحبه از تلويزيون هم پخش شود.

ج- تصوير بايد گردد.

س- نظرتان راجع به اغتشاش و آشوب چيست؟

ج- تجديد بايد گردد.

س- راهكارهاي تان براي ايران اسلامي چيست؟

ج- نابود بايد گردد.

س- عكس‌ها گوياي اين است كه شما با چماق به كلاس درس و سالن همايش علمي حمله مي‌كنيد. آيا اين صحت دارد؟

ج- تكذيب بايد گردد.

س- نظر شما راجع به اغتشاش در دانشگاه‌ها چيست؟

ج- تكثير بايد گردد.

س- يعني مي‌فرماييد اگر كسي به ديگري حمله كرد و بر مردم چاقو و چماق كشيد بايد آزاد باشد؟

ج- تشويق بايد گردد.

س- اگر كسي آشوب طلبان را دست‌گير كرد؟

ج- تنبيه بايد گردد.

س- مثلا اگر كسي شيشه‌هاي دانشكده و دانشگاه را شكست، چه بايد كرد؟

ج- تعمير بايد گردد.

س- در مورد پايگاه‌هاي حفظ امنيت و انتظامات چه مي‌گوييد؟

ج- تسخير بايد گردد.

س- در آن صورت با تضادهاي درون جامعه چه مي‌كنيد؟

ج- تشديد بايد گردد.

س- اكثريت دانشجويان از شما و نظرتان حمايت نكردند.

ج- تحميل بايد گردد.

س- عكس شما در حال تخريب دانشگاه و حمله با چماق ثبت شده است. تكليف چيست؟

ج- سانسور بايد گردد.

س- در مورد ديدن كارت براي ورود با دانشگاه چه نظري داريد؟

ج- تفريق بايد گردد.

س- اين جطوري كه راه براي ورود هر كس حتي چاقوكش‌ها باز مي‌شود.

ج- تسهيل بايد گردد.

س- فكر مي‌كنيد كاباره براي دانشگاه لازم است؟

ج- تشكيل بايد گردد.

س- حمله به كلاس درس و سالن همايش علمي دانشجويان را مجروح كردو بسياري شيشه‌ها را شكست. چاره چيست؟

ج- تكميل بايد گردد.

س- راجع به خود مختاري استان‌هاي مرزي چه نظري داريد؟

ج- اعطا بايد گردد.

س- آيا شما در انتخابات شركت مي‌كنيد؟

ج- تحريم بايد گردد.

س- نظرتان راجع به دانشگاه چيست؟

ج- تعطيل بايد گردد.

س- امتحانات چه طور؟

ج- تعويق بايد گردد.

س- چه پيش‌نهادي براي سيستم مديريت كشور داريد؟

ج- تعويض بايد گردد.

س- ميل داريد شما مسئول آن باشيد.

ج- تسريع بايد گردد.

س- آن وقت رابطه‌ي شما با مردم چگونه خواهد بود؟

ج- تقدير بايد گردد.

س- مردم و دانشجويلن الآن از شما حمايت نمي‌كنند اگر آن روز هم حمايت نكردند، شما با اين عمل‌شان چه مي‌كنيد.

ج- تقبيح بايد گردد.

س- و اگر خواستند به شما اعتراض كنند؟

ج- سركوب بايد گردد.

س- مي‌دانيد كه بعضي تنها تخريب مي‌كنند و شعار مي‌دهند، خب با چنين كساني چه بايد كرد؟

ج- تكريم بايد گردد.

س- در اين صورت شعارها و نظرات آن‌ها چه خصوصياتي بايد داشته باشد؟

ج- تفهيم بايد گردد.

س- به نظر شما شعار آيا مي‌تواند با هوس و منفعت افراد رابطه‌اي داشته باشد؟

ج- تطبيق بايد گردد.

س- در پايان فكر مي‌كنيد عكس‌العمل دانشجويان و مردم در برابر اين مصاحبه چه بايد باشد.

ج- ممنون بايد گردد.



م فني(برداشتي آزاد از دست‌ نوشته‌اي از شهيد مهدي رجب‌بيگي)

ببخشید اگه تکراری بود



آبی تر از آنيم كه بی رنگ بمیریم...از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم

تقصير كسی نيست كه اينگونه غريبيم...شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم
Go to Top of Page

گل دختر
Senior Member

Iran
1284 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 9 خرداد 1385 :  06:21:29  Show Profile  Visit گل دختر's Homepage  Send گل دختر a Yahoo! Message  Reply with Quote
پس اینجوریاس که پست های مردم میره بالا!
به هر حال وظیفه خطیری این ادمینی... خدا قوت

http://goldokhtar.blogfa.com/
Go to Top of Page

سید محمد انجوی
Advanced Member

Iran
4557 Posts

ارسال شده در:  چهارشنبه 10 خرداد 1385 :  01:11:43  Show Profile  Visit سید محمد انجوی's Homepage  Send سید محمد انجوی a Yahoo! Message  Reply with Quote
آيا ميدانيد؟


چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي‌گذارند؟ چون كار از محكم‌كاري عيب نمي‌كنه

آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي

چطور مي‌شود چهارنفر زير يك چتر به‌ايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند


همین ! مال منه
http://seyyedanjavi.persianblog.com
Go to Top of Page

سید محمد انجوی
Advanced Member

Iran
4557 Posts

ارسال شده در:  چهارشنبه 10 خرداد 1385 :  01:13:51  Show Profile  Visit سید محمد انجوی's Homepage  Send سید محمد انجوی a Yahoo! Message  Reply with Quote
آیا می دانید ایضا !!!!!؟ :


اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟ بيضي

چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد

چرا دود از دودكش بالا مي‌رود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد



فرق باطری با زن چيست؟ باطری فقط يک قطب منفی داره ولی تعداد موارد منفی زن قابل شمارش نيست

فرق باطری با مرد چيست؟ باطری اقلا يک قطب مثبت داره ولی مرد هيچ چيز مثبتی نداره


همین ! مال منه
http://seyyedanjavi.persianblog.com
Go to Top of Page

سید محمد انجوی
Advanced Member

Iran
4557 Posts

ارسال شده در:  چهارشنبه 10 خرداد 1385 :  01:15:22  Show Profile  Visit سید محمد انجوی's Homepage  Send سید محمد انجوی a Yahoo! Message  Reply with Quote
بازم آیا میدانید !!؟ :



چه طوري زير دريايی بعضيها رو غرق مي‌کنن؟ يه غواص ميره در می‌زنه

ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بي‌هنر داده است

خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچ‌گوشتي بره

اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت مي‌كند چيست؟ مورچه‌اي است كه شلوارلي پوشيده

بعضيها را چگونه براي هميشه مي‌شود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مي‌نويسم: «لطفاً بچرخانيد

چرا فيل از «سوراخ سوزن» رد نمي‌شه؟ براي اينكه ته دمش «گره» داره


همین ! مال منه
http://seyyedanjavi.persianblog.com
Go to Top of Page

saba
مسئول بخش

Iran
8481 Posts

ارسال شده در:  چهارشنبه 10 خرداد 1385 :  09:52:52  Show Profile  Send saba a Yahoo! Message  Reply with Quote
pmhaye man az gham nist/ offhaye nagofteye man kam nist/ man vase khodam ye ghanoni daram toye ghanone man har kasi vasam off nazare adam nist

Go to Top of Page

saba
مسئول بخش

Iran
8481 Posts

ارسال شده در:  چهارشنبه 10 خرداد 1385 :  10:01:15  Show Profile  Send saba a Yahoo! Message  Reply with Quote
donya ro bedone pesara tasavor kon : khyabonha khalvat.....bazarha bi ronagh.....pol hamishe ezafe miad.....mokhaberat varshekaste mishe.......sheytoon bikar....akhare sar hame miran behesht

Go to Top of Page

afra
Average Member

Iran
522 Posts

ارسال شده در:  شنبه 13 خرداد 1385 :  01:41:14  Show Profile  Reply with Quote
اینم از فلسفه دانشجویی:



مصيبت: ستم ،حضور و غياب کردن در هر جلسه.

عمه خوانم:دانشجويی که سه بار زبان پيش بگيرد.سابقه دار .کسی که از 18 سالگی تا 38 سالگی در دانشگاه تحصيل کند .

خشونت طلب: دشمن شماره 1 جامه مدنی.استادی که تهديد کند همه را خواهد انداخت.

عمو يادگار: بابا بزرگ ،فسيل.دانشجويان وردی 68.

جواد: هوشنگ سابق،کسی که دانشگاه علوم پايه را 7 ترمه بگذراند.

با حال: استادی که در جلسه امتحان تقلب نگيرد.ميان ترمها را تصیيح نکند .حضور و غياب نکند.استادی که نمره ها را روی نمودار ببرد.

ضد حال : مراقبی که جای دانشجويان را در جلسه امتحان عوض کند.

دوزار: ده شاهی :مدرک دانشگاه آزاد.

سشوار : وسيله اي که باد گرم توليد ميکند،کولر دانشگاه.

شناسنامه: مشخصات اصطلا حات دانشجويی که نام و نام خانوادگی،نام پدر،شماره دانشجويی همره با تعداد واحد های يک دانشجو را از جنس مخالف حفظ باشد.متخصصّ در امور خاستگاری و بعله برون و عشق و لبخند.

عشق و صفا: آغاز زندگی مشترک.اول بدبختی.پايان دوران کلش کلش.آشنايی بيشتر با وزير جنگ.

جوشکار: متخصص در امور ازدواج از خواستگاری گرفته تا عقد و عروسی.

آب خنک: خوردن ان معادل اخراج است.پاداش فعاليت های سياسی.چيزی که به وفور يافت ميشود.

کبريت بی خطر : دانشجويی که فقط کار فرهنگی و علمی انجام ميدهد.دانشجوی غير سياسی.مصداق ضرب المثل "اهسته بيا تا گربه سلف شاخت نزنه".

سوتی: سه کردن .ضايع بازی .کسی که در نقليه دانشگاه با بوق به زمين بخورد.دانشجويی که مسله را حفظ کند ولی پای تخته يادش برود.دانشجويی که در جلسات امتحان پس از رد و بدل کردن ورقه فراموش کند اسم برگه را عوض کند.رو شدن تقلب.

هيئت پاکسازی: دانشجويی که هميشه در سلف و تريا و بوفه نشسته باشد.گشنه.نخورده.

بد شانس: مشروط با معدل 11،98 يا 11،99.

شمع و گل و پروانه: دانشجويانی که در جلسه امتحان کنار هم بشينّند.

بدل کار : جانشين.کسی که در کلاس های عمومی بجای دوستش حاضری بزند يا دنبال نمره برود.فداکار.

زوج خوشبخت: کسانی که در دانشگاه دست همديگر را ميگيرند تا گم نشوند.نديد.پديد

البته بگذریم که این قشر اصلن مخترع فلسفه بوده ان..اصولن واس خاطر تنزل مالی این قشر و مدرکای بی پدری که که بافتن فلسفه رو در دانشجو ایجاد نه ایجاز میکنه.......

m
Go to Top of Page

سید محمد انجوی
Advanced Member

Iran
4557 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 4 تير 1385 :  03:08:01  Show Profile  Visit سید محمد انجوی's Homepage  Send سید محمد انجوی a Yahoo! Message  Reply with Quote
در قسمت اخبار آمده است :

http://www.rahpouyan.com/news/news_item.asp?NewsID=300

بعد یکی که نمیگیم اسمش عطر نمازه نظر داده است :

حالا ما که هیچی نمی گیم، اما خیلی چیزه که عکس مال خود آرویا هست سه سوت می ره رو خط اما عکس هایی که مال یاس هست بعد سالی سکندری، بعد کل بگیر ببند و بدو پس دو عکسا بره رو خط، واگذارتون به حضرت عباس D:
--------------------------------------

خب ما هم غیرتی و مسئولیت پذیر .

عمرا بذارم تبعیض جنسیتی در این سایت حکمفرما بشه

پس همه دست بدعا بردارین .


ایشالله درد و بلای گروهتون بخوره تو سر مسئول آروی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟

همین ! مال منه
http://seyyedanjavi.persianblog.com

Edited by - سید محمد انجوی on يکشنبه 4 تير 1385 03:09:41
Go to Top of Page

s-a-h
Advanced Member

Iran
3222 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 4 تير 1385 :  08:44:22  Show Profile  Reply with Quote
با سلام
عمرا تبعيض جنسيتي نبوده و نخواهد بود انشالله
يا علي
Go to Top of Page

رهرو
مسئول بخش

Iran
4609 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 4 تير 1385 :  10:07:34  Show Profile  Send رهرو a Yahoo! Message  Reply with Quote
سلام عليكم
والا ما گردنمون از مو كوتاهتر
از خدامونه كه درد و بلاي اين همه آدم با اخلاص بخوره توي سرمون
فقط يه قضيه اي هست
من ديروز واكسن مننژيت و كزاز زدم ،ممكنه اين درد و بلا خيلي اثر نكنه، مشكلي نيست ؟
ارادتمنديم
شرمنده
ولي در كل ان شاالله تبعيض نيست و نخواهد بود ، و مطمئن باشيد اگر باشه سفت و سخت برخورد ميكنيم
دعا بفرماييد
ياعلي

رهرو آنست که آهسته و پيوسته رود
Go to Top of Page

مهاجر
Advanced Member

Iran
5151 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 6 تير 1385 :  12:38:22  Show Profile  Visit مهاجر's Homepage  Reply with Quote
به نام خدا

فرق درس خوندن دخترها با پسر ها


دخترها:



بعضي از اونا واقاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند

بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...

يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.


و اما پسر ها:

يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ...

يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند

و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه

حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.

همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي




Edited by - مهاجر on سه شنبه 6 تير 1385 13:03:51
Go to Top of Page

سید محمد انجوی
Advanced Member

Iran
4557 Posts

ارسال شده در:  جمعه 23 تير 1385 :  14:43:35  Show Profile  Visit سید محمد انجوی's Homepage  Send سید محمد انجوی a Yahoo! Message  Reply with Quote
بیا بالو آموووووو مردم یی ذره بخندن .
آآآآباریکلو

تولده نه !!!!؟

همین ! مال منه
http://seyyedanjavi.persianblog.com
Go to Top of Page

دلشاد
Senior Member

1734 Posts

ارسال شده در:  جمعه 23 تير 1385 :  16:02:44  Show Profile  Reply with Quote
بعضيها خيلي خيلي بد قضاوت ميكنن ؛ حكايت همون كه ميگيه مرغ همسايه غازه!!! البته اينجا مرغ همسايه سيمرغ يا هواپيماست !!


اينطوري قضاوت مي‌كنن:


- اگه يه كارمند رشوه‌گير ببينن، همه‌ي كارمندا رو دزد و زيرميزي بگير مي‌دونن.


- اگه يه آخوند پول دوست ببينن، مي‌گن همه‌ي آخوندا پول پرستن.


- اگه يه بسيجي كم‌‌سواد ببينن، مي‌گن «يه مشت» بسيجي بي‌سواد!


- اگه يه زن فاسد ببينن كه چادر سرش مي‌كنه، مي‌گن كل چادريا خرابن.


-
اگه يه مسوول مغرور و مستبد رو ببينن، كل نظام رو استبدادگر مي‌دونن


در صورتي كه همينا كه اينطوري قضاوت مي‌كنن،


- اگه بوش توي يك ساعت سخنراني، يه بار اسم خدا رو ببره، اون رو خداپرست‌ترين رييس جمهور مي‌دونن!


- اگه يه خارجي ادكلن زده از بغلشون رد بشه، مي‌گن، همه‌ي غربيا از ما تميزتر و بهداشتي‌ترن


- اگه يه زن بدحجاب ببينن كه اتفاقا نماز هم مي‌خونه، مي‌گن ببين اينا از ما ايمانشون بيشتره
Go to Top of Page

آسمون
Advanced Member

Iran
5766 Posts

ارسال شده در:  چهارشنبه 4 مرداد 1385 :  13:11:06  Show Profile  Visit آسمون's Homepage  Send آسمون a Yahoo! Message  Reply with Quote
اگه بگم دوستت دارم
...اگه بگم عاشقتم
....اگه بگم دیوونتم
.....اگه بگم برات میمیرم
....اگه بگم زندگیمی
....اگه بگم نفسم به نفس تو بسته اس
......................
.......................
...................

برام پفک می خری؟

آن دوست که دیدنش بیاراید چشم *** بی دیدنش از دیده نیاساید چشم
ما را زبرای دیدنش بایدچشم *** ور دوست نبینی به چه کار آید چشم

Edited by - آسمون on چهارشنبه 4 مرداد 1385 13:14:51
Go to Top of Page

حیرون@
Junior Member

230 Posts

ارسال شده در:  جمعه 6 مرداد 1385 :  18:42:32  Show Profile  Reply with Quote
ای صدای تو طنین انداز شبهای من..
ای تو تنها دلیل شب زنده داری های من..
ای دستان تو نوازشگر من..

ای پشه........
Go to Top of Page

مهاجر
Advanced Member

Iran
5151 Posts

ارسال شده در:  جمعه 13 مرداد 1385 :  00:36:17  Show Profile  Visit مهاجر's Homepage  Reply with Quote
درست کردن نیمرو با موبایل


ولادیمیر لوگوسکی (Vladimir Lagovski) و آندری مویسنکو (Andrei Moiseynko) از روزنامه‌ی Komsomolskaya Pravda در مسکو تصمیم گرفتند که به صورت مستقیم مضرات تلفن همراه را نشان بدهند.

در این آزمایش هیچگونه جادویی در مورد چگونگی پخت با تلفن‌های همراه وجود ندارد و تنها موضوع محرمانه‌ی این آشپزی امواج رادیویی است که از تلفن‌های همراه منتشر می‌شود!


ین دو روزنامه‌نگار سیستمی همانند مایکروویو را خلق کردند که در شکل زیر مشاهده می‌کنید. در این سیستم تخم مرغ را طوری بین دو تلفن همراه قرار می‌دهیم که طرف صفحه‌ی نمایشگر و یا به عبارتی طرفی که با آن صحبت می‌کنیم در مقابل هم قرار بگیرند. یک ضبط صوت را هم در مقابل گوشی‌ها قرار داده‌اند تا صداهای تولید شده از تلفن همراه را در حالی که گوشی‌ها روشن‌اند را پخش کند.


بعد از 15 دقیقه: تخم مرغ اندکی گرم می‌شود.
بعد از 25 دقیقه: تخم مرغ بسیار گرم می‌شود.
بعد از 40 دقیقه: تخم مرغ بسیار داغ می‌شود.
بعد از 65 دقیقه: تخم مرغ پخته شده است!
شما در شکل زیر می‌توانید آن را مشاهده کنید.



نتایج:
1- پختن تخم مرغ با موبایل امکان‌پذیر است ولی بسیار گران قیمت! (4875 تومان، 4.5 دلار یا 123 روبل)
2- تمام صحبت‌های گفته شده در مورد این خطر اغراق‌آمیز است و در صورتی مغز شما پخته می‌شود که شما ساعات بسیار زیادی را مشغول صحبت کردن با موبایل باشد!
3- در آخر هم ما توصیه می‌کنیم که تلفن همراه خود را در زیر شلواری خود قرار ندهید!

عکس‌ها توسط Anatoly Zhdanov گرفته شده است.



Go to Top of Page

سید محمد انجوی
Advanced Member

Iran
4557 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 23 مرداد 1385 :  03:13:41  Show Profile  Visit سید محمد انجوی's Homepage  Send سید محمد انجوی a Yahoo! Message  Reply with Quote
آموزش زبان ژاپنی :
-------------------
گوساله :
نی نی گاوا

شیر :
آب توش فراوونا

صندلی سینما :
نشینی تا میشه
قول دوم :
تا پاشی تا میشه !!؟

قیچی :
بچینی می چینه نچینی نمی چینه

موش :
پیشی را ناهارا

جدول :
کار بیکارا


همین !!؟
http://seyyedanjavi.persianblog.com
Go to Top of Page

مهاجر
Advanced Member

Iran
5151 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 23 مرداد 1385 :  22:27:33  Show Profile  Visit مهاجر's Homepage  Reply with Quote
لابد براي شما هم پيش آمده است كه به دوستي زنگ بزنيد و از آن طرف سيم ، پيامگير يا پاسخگوي اتوماتيك برايتان يك قطعه موسيقي بنوازد يا شعري زمزمه كند. بين ايرانيان باذوق هستند كساني كه به جاي دو كلمه خشك خالي ، عدم حضور خدو را با كلام منظوم در تلفن اعلام مي كنند.


يكي از همين جماعت از دوست شاهر خود كه شاعري طناز (طنزپرداز!) است در خواست كزده بود برايش يك دوبيتي بسازد تا روي دستگاه ضبط كند


ايشام هم اينگونه سراييده:


شرمنده از آنم كه نباشم به سرايم تا با تو سلامي و عليكي بنمايم


گر لطف كني نمره و پيغام گذاري پاسخ دهم اي دوست به محضي كه بيايم


اما كار به همين جا خاتمه پيدا نمي كند . درخواست دوست ، راهنماي ذهن شاعر مي شود كه سري بزند به خانه شعراي پيشين و بينديشد كه اگر حافظ و خيام فردوسي و ديگران در عصر پيغام گير و پاسخگوي اتوماتيك زندگي مي كردند چه كلامي روي اين ماشين مي گذاشتند.


و اين است حاصل اين تحقيق:


در منزل حافظ:


رفته ام بيرون من از كاشانه ي خود ، غم مخور تا مگر بينم رخ جانانه ي خود ، غم مخور


بشنوي پاسخ ز حافظ گز كه بگذاري پيام آن زمان كو بازگردد خانه ي خود ، غم مخور


در منزل سعدي :


از آواي دل انگيز تو مستم نباشم خانه و شرمنده استم


به پيغام تو خواهم گفت پاسخ فلك گر فرصتي دادي به دستم


در منزل خيام :


اين چرخ فلك عمر مرا داد به باد ممنون توام كه كرده اي از ما ياد


رفتم سر كوچه منزل كوزه فروش آيم چو به خانه ، پاسخت خواهم داد


در منزل فردوسي :


نمي باشم امروز اندر سراي كه رسم ادب را بيارم به جاي


به پيغامت اي دوست گويم جواب چو فردا برآيد بلند آفتاب


در منرل مولانا :


بهر سماع از خانه ام ، رفتم برون رقصان شوم شوري برانگيزم به پا ، خندان شوم ، شادان شوم


برگو به من پيغام خود ، هم نمره و هم نام خود فردا تورا پاسخ دهم ، جان ترت قربان شوم





Go to Top of Page

سید محمد انجوی
Advanced Member

Iran
4557 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 30 مرداد 1385 :  07:36:47  Show Profile  Visit سید محمد انجوی's Homepage  Send سید محمد انجوی a Yahoo! Message  Reply with Quote
وقتي مردان مي گويند .... يعني : ؟

براي من فرقي نميكنه ديوار آشپزخونه چه رنگي باشه
يعني : تا وقتي كه آبي، سبز، زرد، صورتي، مشكي، يشمي، خاكستري، عنابي، سفيد و ... نباشه اشكالي نداره

.اين يه كار، مردونه است
يعني : تو اين كار هيچ منطق درستي نيست و تو هم سعي نكن دليلي برايش پيدا كني

ميخواهي تو درست كردن شام كمكت كنم؟
يعني : پس چي شد اين شام ؟ چرا رو ميز آماده نيست

!چه فكر خوبي
يعني : اين كار شدني نيست و من كل روز رو برات كركري مي خونم وحالت رو مي گيرم .

بله عزيزم يا حتما حتما
يعني : اين يكي اصلا معني نداره و چون شرطي شده ام از دهنم پريده

!زنم منو درك نميكنه
يعني : همه قصه ها و خاطره هاي منو شنيده و ديگه خسته شده

.ماجرايش طولانيه و سر فرصت برات تعريف مي كنم
يعني : اصلا خودم هم نفهميدم چي شد

.من اخيرا" خيلي ورزش مي كنم
يعني : باتري كنترل از راه دور تلويزيون تمام شده

.دسپتخت تو مثل دستپخت مادر مرحومم مي مونه
يعني : تو هم كه غذا رو مي سوزوني

!كمي استراحت كن عزيزم خسته شدي
يعني : بابا اين جارو برقي رو خاموش كن مي خوام فيلم ببينم

! چه جالب
يعني : آخ كه چقدر حرف مي زني

!!عزيزم ماديات در عشق ما هيچ نقشي نداره
يعني : باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش كردم و كادو نخريدم

!اين واقعا" فيلم خوبيه
يعني : تو اين فيلم پر از بكش بكش و بزن بزن و ماشين سواريه

!!اين يه كار زنونه است
يعني : اين كار سخت كثيف و بي جيره و مواجب است

با من ازدواج مي كني؟
يعني : رخت چركهام تلنبار شده و كسي نيست دكمه هاي پيرهنم رو بدوزه

!تو كه مي دوني من چه حافظه ي بدي دارم
يعني : من شعري رو كه كلاس سوم ابتدايي خوندم از حفظم نمره ماشينم رو كه سالها پيش فروختم ازبرم و ... اما
تاريخ تولد تو رو يادم رفته

!!من براي اين كارم دليل دارم
يعني : بذار فكر كنم ببينم چه دليلي مي تونم براي اين كارم پيدا كنم

منظورت چيه؟ تو كه لباس داري؟
يعني : يادت رفته چهار سال پيش براي خودت لباس خريدي؟

!!دلم برات تنگ شده
...يعني : نمي تونم جورابامو پيدا كنم. بچه ها گشنشونه و

!!ما تو كار خونه با هم مشاركت مي كنيم
يعني : من ريخت و پاش مي كنم او جمع و جور مي كند




همین !!؟
http://seyyedanjavi.persianblog.com
Go to Top of Page

سید محمد انجوی
Advanced Member

Iran
4557 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 12 شهريور 1385 :  03:22:27  Show Profile  Visit سید محمد انجوی's Homepage  Send سید محمد انجوی a Yahoo! Message  Reply with Quote
سلام .
داشتم یه بررسی رو منافقین می کردم .

چن تا کلیپ با حال و طنز دیدم .
جون میده برا اینجا .

البته این سایت ها در ارتباط با سازمان منافقین خلقه که اگر لازم داشتین برای چتی تالاری جایی به درد می خوره .
به لینکای همین سایت ذره بین مراجعه کنید .
اما متفاوتا :

2 - خودن تنهام. در فراق صدام(رجوی) !!!؟
http://www.zarrebin.com/Flash/clip_toaameh_03.asp
3 - بیاد من باش (رجوی) !!؟
http://www.zarrebin.com/Flash/clip_dj-mas.ASP
5 - سلطان قلبم (رجوی)!!!!!؟
http://www.zarrebin.com/Flash/clip_soltan.ASP

ترتیب شماره رو داری ؟


همین !!؟
http://seyyedanjavi.persianblog.com
Go to Top of Page
Page: of 7 Previous Topic موضوع  Next Topic  
Next Page
 موضوع جديد  ارسال پاسخ
 چاپ موضوع
Jump To:
.:: تالار گفتمان کانون فرهنگی رهپویان وصال ::. © کانون فرهنگی رهپویان وصال 2002-2010 Go To Top Of Page
این صفحه در 0.94 ثانيه بارگذاري شد