.:: تالار گفتمان کانون فرهنگی رهپویان وصال ::. - مقام معظم رهبری و شریعتی

Username:
Password:
Save Password
Forgot your Password?

 همه تالارها
 تالار گفتمان مذهب و فلسفه
 مباحث اعتقادی و فلسفی
 مقام معظم رهبری و شریعتی
 موضوع جديد  ارسال پاسخ
 چاپ موضوع
Next Page
نويسنده Previous Topic موضوع  Next Topic
Page: of 2

سید محمد انجوی
Advanced Member

Iran
4557 Posts

ارسال شده در:  شنبه 8 مهر 1385 :  04:23:32  Show Profile  Visit سید محمد انجوی's Homepage  Send سید محمد انجوی a Yahoo! Message  Reply with Quote
تازه ترین مواضع رهبری در باره دکتر علی شریعتی ( در گذر اندیشه )

آخرین نظرات مقام معظم رهبری در باره دکتر شریعتی در کتاب «جریانها و سازمانهای مذهبی – سیاسی ایران» نوشته رسول جعفریان منتشر شد.

به گزارش خبرنگار فردا، در چاپ ششم کتاب رسول جعفریان و در پاورقی چند صفحه از کتاب، نظرات مقام معظم رهبری در باره مرحوم شریعتی منعکس شده است که اختصاصا برای نویسنده کتاب ارسال شده و مطالبی است که حضرت آیت الله خامنه ای به هنگام مطالعه چاپ سوم کتاب «جریانها و سازمانهای مذهبی – سیاسی ایران» در حاشیه کتاب نگاشته اند.

رسول جعفریان در چاپ ششم این کتاب ضمن انجام اصلاحات و افزودن مطالب جدید، نظرات مقام معظم رهبری را نیز در پاورقی کتاب افزوده است. هرچند ظاهرا این کار با رضایت دفتر رهبری انجام نشده است، اما در شناخت آخرین قضاوتهای رهبر معظم انقلاب در چند موضوع اختلافی پیرامون شریعتی بسیار مفید است.

عمده ترین مواضع رهبری که قابل تامل است و می تواند در مورد شریعتی دفاعیه به حساب آید، به دو موضوع زیر مربوط است:

1 – بحث نامه نگاری شریعتی به ساواک و نوع تعامل وی با رژیم شاه

در این زمینه رسول جعفریان دو نظر را مطرح می کند: نخست نظر سید حمید روحانی که دکتر شریعتی را عامل رژیم معرفی می کند. دوم کسانی که شریعتی را عامل رژیم نمی دانند اما معتقدند که شریعتی و رژیم شاه در چند حوزه از جمله در برخورد با مسائل اجتماعی، روحانیت، مارکسیسم و ...، دارای وحدت نظر و همسویی فکری بوده اند.

در این زمینه مقام معظم رهبری با هر دو نظر فوق مخالفت می کنند و بر نظری تاکید می کنند که مطابق آن، نامه نگاری به ساواک و انتخاب محتوای خاص در این نامه ها، یک تاکتیک به قصد فریب دستگاه حکومت شاه تلقی می شود.

مقام معظم رهبری در این باره می نویسند:

« به نظر من و با شناختی که از دکتر داشتم، وی تلاش کرد تا از وجود نقاط مشترک خود با دستگاه مانند ضدیت با مارکسیسم و انتقاد از روحانیت استفاده کند و ساواک را درباره خود به طمع بیندازد و در واقع آنها را فریب دهد و موفق شد. شاکله او با نوکری ساواک سازگار نبود. حداکثر این بود که وی اهل خطر کردن در مبارزه با دستگاه نبود و مایل بود در حاشیه عرصه مبارزه قرار داشته باشد ... در سال 54 که من از زندان آمدم، و همه به دیدن من می آمدند، او به منزل من نیامد و برای دیدار من منزل جوانی از دوستان مشترکمان را معین کرد و چند ساعتی با هم بودیم (آن جوان فرحبخش بود که به من و دکتر ابراز ارادت می کرد).»

2 – انتقادهای تند استاد مطهری از شریعتی

دومین موضوعی که در این کتاب از حاشیه نویسی های مقام معظم رهبری منعکس شده است، مربوط به قضاوت تند و همراه با سوءظنی است که نسبت به دکتر شریعتی در نامه استاد شهید مطهری به حضرت امام خمینی در سال 56 آمده است. بسیاری از افراد طرح این مواضع از سوی استاد مطهری را از سر عصبانیت تلقی کرده بودند و برخی نیز آن را به دشمن شناسی ایشان مربوط می دانند.

در این زمینه هم نظر مقام معظم رهبری متفاوت است و در هر حال قضاوت شهید مطهری در باره شریعتی را نمی پسندند.

ایشان در این زمینه می نویسند:

« نظرات مرحوم شهید مطهری در باره شریعتی – چه در آغاز آشنائیشان که تا دو سه سال از وی به نحو شگفت آوری ستایش می کرد و چه در سالهای بعد که از او به نحو شگفت آوری مذمت می فرمود – غالبا مبالغه آمیز ... بود. در همین مطالبی که ایشان به امام مرقوم داشته، نشانه های بزرگنمایی آشکار است. برخی دیگر از دوستان ما از جمله مرحوم شهید بهشتی نیز همین نظر را در باره اظهارات شهید مطهری داشتند.»

(پاورقی صفحه 476 کتاب)
در هر حال نحوه برخورد مقام معظم رهبری با این مسئله و قضاوت منصفانه و حمایت آمیز ایشان از مرحوم شریعتی - ضمن وارد دانستن انتقادهای فکری و اعتقادی به آثار آن مرحوم – می تواند الگوی خوبی برای همگان باشد تا در مواجهه با این متفکران کشور، خیرخواهی آنان انکار نشود ولو آن که در بسیاری از زمینه ها ما با آنان مخالف باشیم و انتقاد کنیم.


همین !!؟
http://seyyedanjavi.persianblog.com

saboora
Junior Member

117 Posts

ارسال شده در:  شنبه 8 مهر 1385 :  09:24:00  Show Profile  Reply with Quote
شريعتي از دين ايدئولوژي ساخت تاريخ ثابت خواهد كرد كه اين كارش خدمت بود يا خيانت ؟

Go to Top of Page

ياران
Junior Member

Iran
490 Posts

ارسال شده در:  شنبه 8 مهر 1385 :  13:51:02  Show Profile  Visit ياران's Homepage  Reply with Quote
گرچه برخي از انديشه هاي شريعتي مناسب زمان انقلاب بوده اند وتكيه ايشان هم بر بعد انقلابي دين بيشتر بوده است اما هنوز هم نوشته هاي ايشان در مورد هويت ايراني اسلامي در كتاب انسان بي خود ونيز ديدگاههاي وي در مورد روشنفكري در ايران از مباحث با ارزش بحساب مي ايند.
ضمنا دين هم جنبه معرفتي دارد وهم جنبه عملي
ومن منظور شما را از اينكه شريعتي از دين ايدئولوژي ساخت نميفهمم.چه اشكالي دارد؟

Go to Top of Page

saboora
Junior Member

117 Posts

ارسال شده در:  شنبه 8 مهر 1385 :  16:16:46  Show Profile  Reply with Quote
البته یک موقع است شما می خواهید در مورد کسی قضاوت کنید و خود فرد را می خواهید ببینید چگونه شخصیتی بوده فضائل و رزائل اخلاقیش چیست بهشتیست یا جهنمیست قابل ارادت است یا لایق ناسزا و ... این موقع هم باید شرایط زمان و مکان و امکانات و شرایط فکری جهان و غیره را خوب براورد کنیم و بعد با کلی احتیاط که حق کسی را ضایع نکنیم در موردش قضاوت کنیم .

اما یک موقع شما با خود فرد کاری ندارید بیشتر مایلید بدانید محصول فکری ایشان و نتیجه تعقلاتش و تاثیراتش بر جامعه و آن کاری که کرده اند و آن تاثیری که گذاشته اند آیا مطلوب بوده یا خیر .

در این صورت بهتر است که بدانیم ایشان اساسا چه چیزی را تولید و یا ابداع کرده اند و آن تولیداتشان نهایتا به چه کاری آمده است .

ممکن است در کنار آن تولیداتشان ایشان عارفی نیز بوده شعری هم گفته متنی نیز به صورت گفتگوی تنهایی داشته با خود راز و نیازی هم کرده همه نیز ارزشمند بوده اند هنوز هم یک جایی کاربرد دارند اما اینها که معیار قضاوت شما قرار نمی گیرد شما می خواهید بدانید آن اندیشه اصلی ایشان و آن کاری و خدمتی که کرده اند کدام است و آیا آن کار لایق داشتن پیشوند خدمت است یا خیر ؟

این اعتقاد و نظریه وجود دارد که ایشان از دین نوعی ایدئولوژی ساخت و این کار شاهکار ایشان است کاری که از همه بر نمی آمد و تنها کسی که به آن مبادرت ورزید ایشان بود .

اما ایدئولوژی یعنی چه و به چه کار می آید و ایدئولوژیک کردن دین یعنی چه و آیا این کار از صالحات و باقیات است یا خیر ؟

به آن جواب خواهیم داد .


Go to Top of Page

saboora
Junior Member

117 Posts

ارسال شده در:  شنبه 8 مهر 1385 :  21:32:57  Show Profile  Reply with Quote
خوب حالا ببینیم اینکه دینی را به غالب ایدئولوژی ارائه بدهیم یعنی چه ؟ و آیا شریعتی چنین کرد ؟ اگر اینطور باشد این کار خدمت بود یا خیانت و چه آثار و نتایجی بهمراه داشته ؟

بسیار کسان هستند که می گویند شریعتی گفتمان دین سنتی را برای فهم نسل تحصیل کرده و جدید متجددانه و قابل فهم عنوان کرد بعبارتی دیگر می گویند ایشان زبانی از دین یافت که در بین دانشجویان و قشر تحصیل کرده هم مفهوم بود و هم مقبول .

کسانی که شریعتی را می شناسند در صحت ادعای فوق شک به خود راه نمی دهند کسی نیست که آثار دکتر را مطالعه کرده باشد و مطلب فوق را احساس نکرده باشد و کسانی که سنشان اجازه می دهد و دستی در جنبش سالهای 57 داشتند و در زمره متجددان بودند نیز بخوبی این واقعیت را می دانند .

یک سخن دیگر که به اندازه ادعای فوف درست و عیان است همان است که یاران می گوید .

شک نکنید که این دوستمان یاران بخوبی با افکار و نوشته های دکتر آشناست هم او و هم هر کسی که حداقل دو تا کتاب از دکتر خوانده باشد در باره اندیشه شریعتی همین را به درستی بیان می کند یعنی تکیه افکار دکتر شریعتی بر جنبه کاربردی و انقلابی دین .

این سخن یاران نیز به اندازه آن سخن اولی صحیح می باشد و ما هم بر آن مهر تایید می گذاریم .

اما حالا این دو واقعیت را با هم جمع کنیم تا معنای ایدئولوژیک کردن دین را بفهمیم و به واقعیت سومی به نام دین ایدئولوژیک که تولید اصلی شریعتیست برسیم .

هر گاه نتیجه ای تلفیق و ظهور این دین مسلح یا ایدئولوژیک را دریافتیم آنگاه ارزش محصول شریعتی را بهتر می شناسیم و می توانیم حاصل کارش را خدمت و یا خیانت بنامیم و صف دوستدارانش را از دشمنانش جدا کنیم .

صبور باشید - صبورا

Go to Top of Page

ياران
Junior Member

Iran
490 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 9 مهر 1385 :  06:01:00  Show Profile  Visit ياران's Homepage  Reply with Quote
اگر مطابق ديدگاه بعضي ها معتقد هستيد كه دين فربه تر از ايدئولوژي است.
در اين ترديدي نيست چون دين براي همه زمانها است وايدئولوژي براي زمان مشخص .
در هر زمان بايد مطابق مقتضيات ان زمان از دين برداشت كرد وعمل نمود.
والا مي شود همان دين فردي كه غرب مدعي ان است.

Go to Top of Page

saboora
Junior Member

117 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 9 مهر 1385 :  08:58:45  Show Profile  Reply with Quote
البته بنده از شرکت در این پست منظور خاصی دارم .

اول آنکه به همه یادآوری کنم هنگامی که در باره اندیشمندی به قضاوت می نشینیم خیلی بهتر است بجای اینکه تعداد دوستداران و دشمنانش را بشماریم و بعد ببینیم طرفدارانش هر کدام چه وزنه ای دارند و غیره خیلی بهتر است جستجو کنیم ببینیم ایشان چه کار کرده و چه چیز تولید کرده و آن چیز نهایتا به چه کار آمده و این ملاک قوی تر و منصفانه تری برای یک اندیشمند است تا مسائل دیگر .

دوم اینکه این فرصتیست تا در باره آنچه شریعتی انجام داده بیشتر فکر کنیم زیرا گرچه بسیاری از اندیشه های ایشان بقول یاران مربوط به زمان انقلاب است اما روش کار او در زمان ما بسیار متداول و رسمیست و در واقع وقتی از روش کار شریعتی صحبت می کنیم در باره عملکرد بسیار از اندیشمندان نوین جامعه نیز در حال قضاوتیم و بحث شریعتی از این حیث بسیار مهمتر است .

سوم همان جایگاه ایدئولوژی سازی در دین است که جدای از قضاوت در این باره احساس کردم جا دارد حداقل بفهمیم یعنی چه تا راه برای قضاوت صحیح تر در باره آن باز شود .

من ابتدا در ادامه پست قبلی آن دو حقیقت را با هم تلفیق می کنم تا نتیجه گیری از بحث قبلی مغفول نباشد و بعد مطلب یاران را هم در ادامه با هم می خوانیم و ببینیم جوابی برای آن هست یا خیر ؟

آن دو واقعیت اینها بودند :

1 - شریعتی گفتمان دین سنتی را برای فهم نسل تحصیل کرده و جدید متجددانه و قابل فهم عنوان کرد بعبارتی دیگر می گویند ایشان زبانی از دین یافت که در بین دانشجویان و قشر تحصیل کرده هم مفهوم بود و هم مقبول .

2 - شریعتی بر جنبه انقلابی و تحول خواه دین در جامعه جدید تکیه دارد .

خوب اینها را جمع بزنیم :

می شود واقعیت شماره 3 یعنی :

شریعتی دین سنتی را چنان برای نسل جدید و تحصیل کرده ترجمه نمود تا ایشان هم بفهمند و هم بپذیرند و هم روحیه انقلابی در ایشان ایجاد کند .

یعنی از دین سنتی که افکار و اندیشه ای معطوف به تفسیر دنیا داشت و فرد محوری بود به تعبد و اخلاقیات فردی عنایت داشت در نهایت به عرفان و اخلاقیات می رسید ترجمه ای ارائه کرد که اراده ای معطوف به تحول و تغییر داشت جمع محور بود بیشتر با سیاست و انقلاب ( آن هم از نوع چپ گرایانه ) سر سازش داشت .

خوب تا اینجا بنده سعی کردم از دیدگاه مورد قبول خودم به عملکرد دکتر نگاه کنم هنوز قضاوتی در باره خدمت یا خیانت بودن آن نکردم هنوز هم نکات دیگری در مورد این ایدئولوژی ساخته ایشان وجود دارد که دوست دارم قبل از ورود به مرحله قضاوت بیشتر به آنها بپردازم اما یاران ما را به جلو هل می دهد می خواهد سریعتر تعیین موضع کنم بگویم طرفدار نظریه فربه تر بودن دین از ایدئولوژی هستم و ایشان بسیار با ذکاوت هستند کمی سریع حرکت می کنند حدسهایشان نیز درست است احساسشان در این باره که بنده میانه خوبی با ایدئولوژی ندارم نیز صحیح است بنده معمولا نتیجه ای که می خواهم از بحثهایم بگیرم را سعی می کنم به لحظه آخر موکول کنم تا از ابتدا با ذهنیتهای سئوتفاهمی تصادم نداشته باشم اما یاران سریعتر از من است .

بهرجهت در باره سخن ایشان که می فرمایند :
بله دین از ایدئولوژی فربه تر و وسیعتر و بی زمان تر است و ایدئولوژی به معنای استفاده زمانمند از دین فرازمانیست پس نتنها بد نیست و عملکردی اشتباه نیست که روش کار همین است و عملی خادمانه است.

بنده عرض می کنم که این سخن ایشان نیز مانند سخنان قبلیشان درست است اما کامل نیست در واقع ایدئولوژی سازی استفاده از دین بر اساس موقعیت زمانی و مکانی نیست بلکه ایدئولوژی سازی نوعی استفاده از دین بر اساس مقتضیات زمان و مکان است .

خوب این کلمه نوعی که ما بر اساس دیدگاه خودمان در جمله ایشان کار گذاشتیم کمی قضیه را عوض می کند یعنی شما در هر زمانی می توانی از دین استفاده کنی مثلا سیستم های مرید و مراد پروری بازخوانی سنتی قضیه عاشورا سیستم عرفان گرایی و غیره نیز هر کدام نوعی استفاده از دین است هویت سازی نوعی استفاده از دین است و .. صحبت اینجاست که اینگونه از دین یعنی ایدئولوژیک کردن دین آیا خدمت است یا خیانت در ضمن خدمت یا خیانت نسبت به کی نسبت به دین به مردم به انقلاب به روحانیت ..

خوب این پست طولانی شد ببخشید تقصیر این یارانه چون پستا رو جلو جلو حدس میزنه و میره سر اصل مطلب و کار ما رو سخت میکنه اما بهرجهت از وجود ایشان در این بحث خوشحالیم .

صبور باشید - صبورا




Go to Top of Page

ياران
Junior Member

Iran
490 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 9 مهر 1385 :  11:31:15  Show Profile  Visit ياران's Homepage  Reply with Quote
من با بسياري از مواردي كه شما نوشته ايد موافقم از جمله:
آن دو واقعیت اینها بودند :

1 - شریعتی گفتمان دین سنتی را برای فهم نسل تحصیل کرده و جدید متجددانه و قابل فهم عنوان کرد بعبارتی دیگر می گویند ایشان زبانی از دین یافت که در بین دانشجویان و قشر تحصیل کرده هم مفهوم بود و هم مقبول .

2 - شریعتی بر جنبه انقلابی و تحول خواه دین در جامعه جدید تکیه دارد .

خوب اینها را جمع بزنیم :

می شود واقعیت شماره 3 یعنی :

شریعتی دین سنتی را چنان برای نسل جدید و تحصیل کرده ترجمه نمود تا ایشان هم بفهمند و هم بپذیرند و هم روحیه انقلابی در ایشان ایجاد کند .

یعنی از دین سنتی که افکار و اندیشه ای معطوف به تفسیر دنیا داشت و فرد محوری بود به تعبد و اخلاقیات فردی عنایت داشت در نهایت به عرفان و اخلاقیات می رسید ترجمه ای ارائه کرد که اراده ای معطوف به تحول و تغییر داشت جمع محور بود بیشتر با سیاست و انقلاب ( آن هم از نوع چپ گرایانه ) سر سازش داشت .

اما
در مورد سيستم مريد ومراد پروري هم با شما موافقم كه چيز خوبي نيست.مريد روحيه اطاعت بدون نقد دارد كه سزاوار معصومين است.

ويا باز خواني سنتي قضيه عاشورا به قصد گرياندن مردم به نيت صواب ويا حتي اطاعت محض از يك عارف.
اما اگر نگوئيد عجله مي كنم من با شيوه ديني تشيع در اطاعت از يك مجتهد جامع الشرايط موافقم.
چون در واقع سپردن كار به كاردان است نه يك فرد عامي ويا حتي يك رياست جمهوري.


Go to Top of Page

ياران
Junior Member

Iran
490 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 11 مهر 1385 :  09:13:06  Show Profile  Visit ياران's Homepage  Reply with Quote
quote:
Originally posted by saboora

شريعتي از دين ايدئولوژي ساخت تاريخ ثابت خواهد كرد كه اين كارش خدمت بود يا خيانت ؟




من كه بلاخره نفهميدم خيانت ايشان چه بوده؟
Go to Top of Page

saboora
Junior Member

117 Posts

ارسال شده در:  پنجشنبه 13 مهر 1385 :  12:11:29  Show Profile  Reply with Quote
من همون اول گفتم که قضاوت کار تاریخه .
تاریخ به ما می گه که از دین اسلام یک ایدئولوژی ساختن کار درستی بوده یا خیر؟

مثلا وقتی که چند قرن پیش از مسیحیت یک ایدئولوژی ساخته شد و با آن ایدئولوژی مسیحیت چند قرن را به حکومت گذراند و به کار نوشتن قانون و باید و نباید ها برای مردم مشغول شد و نصایح خود را به غالب امر و نهی حکومتی کشاند تاریخ قضاوت خوبی در باره آنها نکرد .

کسی به نیکی از عاملان تاسیس آنگونه ایدئولوژی یاد نمی کند .

اما آیا نتیجه کار دکتر نیز بسان آن خواهد بود یا اینکه این پروچه از اساس با آن متفاوت خواهد بود امریست که باز باید به نتیجه کار نگاه کرد و در باره آ، قضاوت نمود .

صبور باشید - صبورا

Go to Top of Page

ياران
Junior Member

Iran
490 Posts

ارسال شده در:  جمعه 14 مهر 1385 :  16:11:51  Show Profile  Visit ياران's Homepage  Reply with Quote
جناب صبور
اينكه تاريخ قضاوت مي كند، (منظورتان اين است كه ادمها در باره امور قضاوت مي كنند والا تاريخ ؟؟؟) بعلاوه تا حالا كه مدتي از زمان ايشان گذشته است و كسي حرفي از خيانت ايشان به ميان نياورده است.
و كسي هم منكر خدمات ايشان در زمان خودش نيست.

الان هم وقت نقد وبررسي نظرات جديد تراست مانند نقد مدرنيته.
Go to Top of Page

m_raadi
Starting Member

12 Posts

ارسال شده در:  شنبه 15 مهر 1385 :  12:17:26  Show Profile  Send m_raadi a Yahoo! Message  Reply with Quote
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
به نظر بنده مرحوم دانشمند دکتر شریعتی در بعضی از موضوعات تخصصی که به نظریه پردازی می پرداخت ، تخصص و اطلاعات کافی از آن موضوع نداشت و به خاطر همین بسیاری از علما مطالب ایشان را نقد کرده اند و از جمله این موضوعات فلسفه قیام امام حسین (ع) است که جای بحث آن در این مکان نیست
با تشکر
Go to Top of Page

ياران
Junior Member

Iran
490 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 16 مهر 1385 :  08:24:14  Show Profile  Visit ياران's Homepage  Reply with Quote
جناب رادي
بگمانم در اين مورد هم اشكالات بزرگ نمايي شده اند.
والا كيست كه در نوشته هايش هيچ اشكالي نباشد.
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 16 مهر 1385 :  15:30:55  Show Profile  Reply with Quote
بسم الله الرحمن الرحيم
---------
دعوا و جنگ شريعتى و مطهرى براى حفظ تريبون ارشاد شدت گرفت. محمد همايون بنيانگذار اصلى ارشاد بيمار و در بيمارستان بسترى بود، نام شريعتى از ليست سخنرانان ارشاد حذف شده بود، شريعتى با شتاب به ديدن همايون رفت و باز همچنان با استفاده از زبان ساحرانه اش همايون را مجذوب خود ساخته و همه كاره حسينيه ارشاد شد. دكتر ناصر ميناچى نيز كه دوستى محكمى با شريعتى يافته بود، حامى او بود. بگونه اى كه به محض انجام يك سخنرانى، دكتر ميناچى خيلى سريع آن را روى كاغذ پياده مى كرد و فوراً به گونه كتاب چاپ مى كرد.
مرتضى مطهرى در آثار و سخنرانى هاى شريعتى تجسس نموده و موارد بسيارى ضد اسلام پيدا كرد، آنها را ليست كرده و نزد مراجع تقليد و روحانيون قم رفته و حكم تكفير دكتر شريعتى را گرفت. به گونه اى كه اكثر مراجع تقليد، عليه شريعتى و آثار غير اسلامى او فتوا صادر كردند...


برخى به على شريعتى مى گفتند كه چه اجبارى دارى كه حرف ها و نظريات خودت را به اسلام مربوط كنى تا دچار مشكل با روحانيون بشوى؟! بهتر نيست به عنوان يك روشنفكر لائيك حرف بزنى؟ خصوصاً كه حرف هاى تو هيچ ربطى به اسلام ندارد و همه افسانه هاى تخيلى ساخته ذهن تو است؟
-شريعتى جواب مى داد كه توده هاى مردم را با واژه اسلام مى توان به حركت درآورد و نه با چيز ديگرى.


و بدين رو بود كه او تمامى افكار و انديشه هاى غرب از ماركسيسم-لنينيسم گرفته تا تفكرات مائو و غيره را در قالب اسلام به جامعه ايران تزريق كرد.
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 16 مهر 1385 :  15:31:48  Show Profile  Reply with Quote
بسم الله الرحمن الرحيم
-------
نوشته على شريعتى "ماركسيسم عليه اسلام" يكبار ديگر موجب خونريزى در ميان نسل نو و جوان آن دوران شد. مجاهدين چپ بچه مسلمان ها را كشتند و ساواك خود آنها را از بين برد.
در سال ۵۵ پس از همه گير شدن پشت كردن شريعتى به شاگردان ديروزش، مجاهدين انشعابى با صدور بيانيه اى رسماً اعلام نمودند كه اسلام را رها كرده و تشكيلات آنها بر پايه ماركسيسم استوار است و ضمن تاختن به اسلام و روشنفكران اسلامى چون على شريعتى او را به نقد و نكوهش كشيدند. در آن اعلاميه آمده بود كه تجديدنظرطلبان اسلامى از سيدجمال تا شريعتى توانائى توضيح رويدادها و دشوارى هاى نوين اجتماعى اقتصادى و سياسى را ندارند. آنها با محكوم نمودن اسلام سياسى به عنوان تفكرى بى تحرك و نازا نوشتند كه هرگونه تلاش سياسى و آزاديبخش استوار بر دين بى درنگ كهنه و مهجور مى شود. در اين اعلاميه آمده بود كه مجاهدين مسلمان بنيانگذار، مكتب انقلابى ماركس را بررسى و از آن بهره هاى فراوان برده بودند.
بدينسان بود كه تئوريسين نخستين واژه "ماركسيست هاى اسلامى"، مرتضى مطهرى و ديگر روحانيون به آرمان خود رسيده بودند، آن هم با قلم ساحرانه على شريعتى. هم نيروهاى چريكى و مجاهدين منهدم شده بودند هم واژه اسلام از آنها گرفته شده بود و هم معلم بزرگ و پر شور آنها تجديدنظر كلى و بنيادين نموده بود و هم همو (على شريعتى) براى نقد ماركسيسم از نوشته هاى مرتضى مطهرى در نقد ماركسيسم و "علل گرايش به ماديگرى" بهره برده بود...
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 16 مهر 1385 :  15:32:32  Show Profile  Reply with Quote
بسم الله الرحمن الرحيم
-------
على شريعتى بدون شك برخوردار از يك حمايت بسيار قوى در داخل دستگاه و سيستم حكومتى بود و به گونه اى كه همگى با هم نظام پادشاهى را به مسخره گرفته بودند و آن دستگاه هاى بزرگ و پر طمطراق، سخنان راديكال و تند على شريعتى را به تملق هايش از شاهنشاه مى بخشيدند.
به عنوان مثال شريعتى خودش اعتراف مى كند كه با دستور ساواك سخنرانى هائى انجام داده است:
به من گفتند از طرف ساواك دستور داده شده شما سخنرانى بكنيد (شركت نفت، دانشگاه تبريز و غيره) ولى اجازه ندهيد دانشجويان سئوال كنند. من هم به همين نحو عمل نمودم. ساواك مشهد مى داند كه من از طرف آخوندها و چپى ها تا چه حد مورد اهانت قرار مى گيرم. آنها مى گويند دولت دكتر شريعتى را از اروپا آورده كه با آخوندها و چپى ها مبارزه كند. به هر حال من مطيع دستگاه هستم. (اسناد ساواك)
رابطه على شريعتى با دستگاه هاى امنيتى آنقدر خوب بوده است كه در سال ۱۳۳۴ مى توانسته رئيس راديو را عوض كند. خود شريعتى طى دستخطى كه در اختيار است (نامه اى كه به پسر عمه اش نوشته است) مى نويسد:
"روى مبارزاتى كه بين ما و رئيس تبليغات راديو مشهد درگرفت بحمدالله توانستيم رئيس راديو مشهد را كه آدم خوبى نبود بركنار كنيم و اداره آن اكنون دست يكى از دوستان خود ماست و از اين لحاظ من هم (على شريعتى) هفته اى دوبار در راديو صحبت مى كنم يكى روزهاى سه شنبه از ساعت ۵/۵ بعدازظهر و يكى هم در برنامه مخصوص روزهاى جمعه." (طرحى از يك زندگى)
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 16 مهر 1385 :  15:33:11  Show Profile  Reply with Quote
بسم الله الرحمن الرحيم
----------
شريعتى هرگز يك انديشه پايه اى و استوارى نداشت، خود او نمى دانست كه چه مى خواهد. فقط خوب حرف مى زد و مى توانست ساعت ها حول يك موضوع صحبت كند بدون آن كه به خود آن موضوع بپردازد.

مثلاً كتاب فاطمه فاطمه است، يك سخنرانى دو ساعته از اوست كه به اصطلاح درباره حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ايراد شده است.
حالا شما برويد از اول تا آخر این كتاب را بخوانيد. ببينيد ذره اى اطلاعات و آگاهى درباره حضرت زهرا سلام الله علیها به شما نمى دهد. ايشان كى و كجا متولد شدند؟ در چند سالگى ازدواج كردند و در چند سالگى فوت كردند؟ چه كارهائى انجام دادند و غيره و از همه مهمتر كلمه و نام "فاطمه" يعنى چه!؟ هيچ هيچ هيچ، يعنى شما اگر صدبار هم آن كتاب را بخوانيد و ده بار هم نوار آن را گوش كنيد هيچ چيزى درباره زندگى و خصوصيات سرور زنان دو جهان، فاطمه زهرا سلام الله علیها از آن شما نمى شود.
على شريعتى در مشهد، سلسله درس هايش را بنام اسلام شناسى منتشر كرد و به مجرد اين كه به تهران آمد و ديد جو تهران و تجار و روحانيون خيلى شيعى است، يك اسلام شناسى ديگر تدريس كرد كه بيشتر در خط تشييع بود، زيرا اسلام شناسى مشهد با نگاهى غير شيعى نوشته شده بود و اينكه مثلاً امام على پشت سر ابوبكر نماز خوانده و غيره....
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 16 مهر 1385 :  15:33:51  Show Profile  Reply with Quote
بسم الله الرحمن الرحيم
---------
على شريعتى توانست با مذهبى و سياسى نمودن روشنفكران و دانشجويان و دانشگاهيان، تير اعتراض را تيزتر بسازد.
در اين شكى نيست كه تحصيل كرده هاى ما از دكتر، مهندس، استاد دانشگاه و غيره هر چند در رشته هائى كه درس خوانده اند متخصص و دانا و فرهيخته اند. اما در امور تاريخ، مذهب و غيره به علت عدم تحقيق و تحصيل، ناآگاه و بى اطلاع بوده و هستند. بدين رو وقتى كسانى مثل على شريعتى پيدا شدند و با آن شيرينى زبانى سحرآميز، مذهب را رنگى زدند كه خوشايند آنها آمد. همه آن را پذيرفتند و بدينسان بود كه انجمن مهندسين و غيره نيز در بزرگ كردن او نقش مؤثر داشتند و بسته بودن جو سياسى آموزش كشور در آن دوران موجب شد تا همه در تله شيرين سخنورى دكتر على شريعتى بيفتند. آنان كه برنامه سقوط ايران را نيز طراحى كرده بودند و مايل به اجراى آن بودند او را بت دوران ساختند و تمامى امكانات را برايش فراهم نمودند.اما با استقرار حكومت ملاها، نه تنها ديگران به ما ميلى نداشتند كه امروز خود ملت ايران كه ۹۰درصد آنها به خيابان ها ريختند و مرگ بر شاه گفتند، خواهان نابودى و حذف اين نظام هستند.
روحانيون آنچنان به قدرت رسيدند كه خودشان فكر آن را نمى كردند، اما استعمار نوين برنامه ريزى را كرده بود.
امام خمينى در انتخابات نخستين رياست جمهورى اسلامى، ملاهائى چون بهشتى و آيت الله طالقانى را از نامزد شدن منع كرد و خودش رفت به فيضيه قم. اما او را ديگر بار به ميدان سياست آورده و نه تنها آخوند رئيس جمهور شد كه رئيس مجلس و قضاوت و همه چيز ايران رسماً به دست روحانيت افتاد و اين از پيش برنامه ريزى شده بود زيرا امام خمينى سال ها پيش از انقلاب كتاب ولايت فقيه را نوشته بود.
اين طرحى بوده و هست كه از سال ها پيش برنامه ريزى شده بود.
-نخست بزرگ كردن اسلام براى زدن كمونيسم.
-دوم استقرار نظام هاى اسلامى و جنگ تمدن ها تا به بهانه نبرد با تروريسم سياسى اسلام، منابع نفتى جهان در تصرف كامل قرار بگيرد و به جاى پرداخت بودجه هاى چند ميليارد دلارى براى پايگاه هاى نظامى در كشورهاى جهان سوم. خود آنها از جهان متمدن دعوت كنند تا براى نجاتشان نيرو بياورند و حتى هزينه آنها را نيز پرداخت بنمايند. بر همين اساس است كه سپرده هاى چند ميليارد دلارى ايران، كويت، سعودى و آمريكا نه تنها صفر شده است كه همه به غرب بدهكارند.
اينها همه عمليات برنامه ريزى شده خردمندان حاكمان به جهان بود و در همين راستا، مى بايست اسلام سياسى، مردمى و همه گير بشود و از ايران آتش شعله ورش كمربند سبز را بگيرد و جمهورى هاى اسلامى در ايران، پاكستان، افغانستان، مورتيانى سودان، عراق و فردا در عربستان سعودى، سوريه، ليبى و مصر مستقر شود...
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 16 مهر 1385 :  15:35:10  Show Profile  Reply with Quote
بسم الله الرحمن الرحيم
--------
رساله دكتراى دانشگاهى دكتر شريعتى ترجمه خلاصه يك فصل از نسخه خطى كتاب فارسى فضائل بلخ به زبان فرانسه بود.


... با توجه به مدارك تحصيلى او، موجب تعجب ما شد، نامه اى محرمانه از دانشگاه ادبيات مشهد به دانشگاه پاريس نوشته شد، درباره سوابق تحصيلى شريعتى... جوابى كه از دانشگاه پاريس آمد... به خط اعضاى ژورى دفاع رساله دكتراى شريعتى، خلاصه آن اين بود كه اين رساله قابل قبول نيست (در حالى كه دانشگاه پاريس تا آن زمان رسالات بى سر و ته بسيارى را براى درجه دكتراى دانشگاهى پذيرفته بود) ولى چون نويسنده رساله با بورس دولت ايران مشغول تحصيل بود و امكان تمديد بورس نيز برايش وجود نداشت، رساله را پذيرفتيم آن هم با پائين ترين درجه يعنى Passable قابل قبول... دكتراى دانشگاهى دكتر شريعتى در تاريخ History هم نبود، بلكه دانشگاه پاريس او را دكتر در رشته Hagiology (حاجى شناسى) شناخته بود كه چيزى مى شود معادل شرح حال قديسين (بيوگرافى) .

ولى اداره ارزشيابى مدارك تحصيل خارجى وزارت آموزش و پرورش بر طبق چه ضابطه اى اين كلمه را به مطلق تاريخ ترجمه و دكتر شريعتى را داراى درجه دكتراى دانشگاهى در رشته تاريخ معرفى كرده بود، خدا داناست."
-پاسخ پايانى دكتر جلال متين را با استناد به نامه اى از دكتر شريعتى مى توان داد. از قرار معلوم آن ضابطه اى كه دكتر جلال متينى از آن بى خبر است، پارتى بازى است. يعنى براساس نامه اى كه از نظرتان خواهد گذشت متوجه مى شويم كه دكتر شريعتى ماه ها در تهران در حال رفت و آمد بوده است تا اين تاريخ را به جاى حاجى لژى در ترجمه مدارك تحصيلى خود جا بدهد.


"خدمت....
سلام عرض مى كنم. امروز نامه شما را پس از رسيدن دكتراى پوران زيارت كرديم و خوشحاليم دوچندان شد.

بحمدالله يكى از بزرگترين غم هاى ما به لطف خدا و نيت شما و كوشش كاظم آقا و توصيه دكتر فلاطورى و...

برطرف شد كه يك دنيا خدا را سپاس مى گذاريم. كرامتى هم شد و آن اين كه پس از نامه آقا عليمحمدآقا كه نوشته بودند بازپس از تصويب، اصل تصويب نامه گم شده و از پرونده مفقود شده. پوران يك گوسفندى نذر كرده و كشت و در همان ضمن كه گوشتش را داشتيم براى خانواده هاى فقير قسمت مى كرديم، دکتر رسيد و پس از نااميدى ناگهان غرق اميد شديم كه باز هم از خدا ممنونيم!"


-البته دكتراى خانم پوران شريعت رضوى به علت خواهر آذر شريعت رضوى بودن، گير كرده بود. اما دكتراى على شريعتى، چنانچه دكتر جلال متين شرح داد به خاطر عدم پذيرش آن براساس مقررات دانشگاهى در مشهد بود.


شايان يادآورى است، در صورتى كه دكتر على شريعتى رساله اش با پائين ترين درجه Passable (قابل قبول) پذيرفته شده بود، رساله همسر او سركار خانم دكتر پوران شريعت رضوى با بالاترين درجه Tres Honorable (افتخارآميز) توسط دانشگاه سوربن و در رشته تاريخ و ادبيات پذيرفته شده بود. پيش از اين كه دكتر شريعتى موفق شود تا با مداخله افراد بسيارى، مدرك پاريس خود را در ايران به تصويب برساند، در مدارس مشهد و حومه به عنوان معلم انشاء و ديكته فارسى فعاليت مى كرده است...
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 16 مهر 1385 :  15:35:59  Show Profile  Reply with Quote
بسم الله الرحمن الرحيم
---------
يكى از دلائل اصلى به نقد كشيدن دكتر شريعتى توسط بهترين ياران و نزديكترين افراد به او، شايد انتشار مجموعه آثار وى بود.


زيرا چنانچه عرض شد در بحبوحه انقلاب و گرماگرم شور مردمى سال هاى ،۵۰ فقط چهار پنج سخنرانى و يكى دو كتاب از دكتر شريعتى بود كه دست به دست مى گشت كه همه آنها نقش مؤثرى براى تحريك و شوراندن مردم داشت. اما چهار پنج سال بعد از انقلاب كه خُلق و خوى انقلابى در همه خاموش شده بود و تجربه جنگ با عراق در ميان بود، سيل اعدام ها و زندان ها و شكنجه ها خانه هاى ايرانيان را ويران كرده بود، دست نوشته ها و مطالبى از دكتر شريعتى در همان چهارچوب مجموعه آثار منتشر شد كه همه دوستان و هواداران وى را شوكه كرد.
از همه مهمتر مطالب بسيار بسيار محرمانه اى بود كه دكتر شريعتى در خلوت خودش براى خودش نوشته بود و هرگز فكر نمى كرد كه روزى روزگارى اين مطالب منتشر خواهد شد، آن هم توسط خانم فرهيخته و مهربانش.
بدون شك چنانچه از نوشته هاى خود دكتر شريعتى پيداست و نزديكان شاهد آن بوده اند، مشكل خانوادگى زن و شوهرى در ميان آنها نيز وجود داشته است و آن شوربختانه به گونه اى بوده است كه در همين دست نوشته هاى محرمانه دكتر شريعتى ملاحظه مى كنيم كه بدترين توهين ها را به خانمش نموده است.

خانم دكتر پوران شريعت رضوى در كتاب "طرحى از يك زندگى" چند نامه محرمانه دكتر شريعتى را منتشر نموده است در صفحه ۱۶۰ اين كتاب، دكتر شريعتى طى نامه اى همسر مهربان فرهيخته اش را سگ مى خواند:
پوران عزيزم قربانت گردم. حالت؟ چطورى؟ در چه حال و حالتى؟ فرشتگى يا سگى
در دنباله همين نامه دكتر شريعتى به بهانه بچه ها، با كار كردن زنان نيز اظهار مخالفت مى كند:
.... اعصابت خسته است و تحريك شده و به خصوص در شرايط فعلى حساس تر و كار بيشتر برايت صدمه دارد و بر روحيه و اعصابت فشار مى آورد... يكى از عيب هائى كه... در مورد كار خارج براى زنان الزاماً غيبت او است از خانه و محروميت كودكان از مادر.... عواقب فكرى و اخلاقى و به خصوص روانى ناهنجارى دارد...

در همين نوشته هاست كه دكتر شريعتى نوشيدن شراب را براى دانشمندان كه حد بشناسند آزاد مى داند.
دكتر شريعتى در آن هنگامه با برخوردار بودن از چند مريد سرسخت و متعصب گمان كرده بود كه رهبرى بزرگ شده است كه در تاريخ بى نظير و بى همتا است، لذا در همين دست نوشته هايش مى خوانيم:
- "اما اگر آنها نام خويش را به نان فروختند، من بر آب دادم و پيشتر از خضر و پيشتازتر از اسكندر رسيدم.... آنها وزارت يافتند من سلطنت يافتم. اگر آنها را به دروغ مى ستايند مرا به راستى مى پرستند.... اگر آنها وكيل شده اند من معبود شده ام، اگر آنها رئيس اند، من رهبرم، اگر آنها غلام خانه زاد و چاكر جان نثار راجه شده اند من امام پاك نژاد و راهب پاكزاد و مهرآوه شده ام.... من بودا شدم... آفريننده شدم و نبوت يافتم و رسالت يافتم و جاويد شدم (صفحه ۱۲ و ۱۳ گفتگوهاى تنهائى دكتر شريعتى) .
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 16 مهر 1385 :  15:36:45  Show Profile  Reply with Quote
بسم الله الرحمن الرحيم
-------
يكى از دلائل درگيرى مرتضى مطهرى با دكتر شريعتى، همين اظهار نظرهاى نادرست و اطلاعات دادن هاى غير صحيح او بود. زيرا مرتضى مطهرى از سال ۱۳۳۴ با مداخله دكتر نصر و دريافت دكتراى افتخارى، در دانشگاه تهران تدريس مى كرد و وقتى با برخى تضادگوئى هاى دكتر شريعتى مواجه مى شد، در نشست هاى خصوصى مطرح مى كرد كه "كسى كه مثل آب خوردن دروغ مى گويد چگونه مى تواند معلم و مدرس اسلام و تشيع باشد!؟"

شخص دكتر شريعتى به طور ماهرانه اى از رقابت آخوندها براى نفوذ افكار و عقايد خودش بهره مى برد، مثلاً آیت الله خامنه اى را كه در مشهد بود و كمتر با مطهرى در تماس بود بسيار ارج و احترام مى گذاشت و سخنرانى ها و اشعار و كارهايش را مى ستود.


دكتر شريعتى، آیت الله خامنه اى را شاعر و سخنورى بزرگ مى دانست و صداى خوش او را به صداى "داوودى" تشبيه مى كرد و بارها مى گفت كه اگر آقاى خامنه اى خواننده مى شد، از بنان، داريوش رفيعى و شجريان ميزد بالاتر.

از سوئى افرادى چون مرتضى مطهرى با مراجعه به مراجع تقليد سعى مى كردند تا شريعتى را وادار نمايند تا ذهنيات شخصى اش را بنام اسلام مطرح نكند و روحانيون جوان به عكس از او دفاع مى كردند.
به عنوان مثال روزى مرتضى مطهرى به نزد علامه طباطبائى رفته بود و درباره دكتر شريعتى صحبت مى كرد كه آیت الله خامنه اى هم وارد مى شود و يكى مدافع و ديگرى منتقد....
حمايت هاى آیت الله خامنه اى از دكتر شريعتى موجب شده بود تا وى را وهابى و كافر بدانند و حتى آنگاه كه آیت الله خامنه اى به ايرانشهر تبعيد بود، روحانيونى كه هم اكنون به اصطلاح در ولايت او ذوب شده اند، وى را تكفير مى كردند.

دكتر شريعتى با ذكاوت و زيركى ويژه اش توانست شكافى در ميان روحانيون به وجود بياورد و كسانى كه وى را از نظر اسلامى ضعيف مى دانستند را با روحانيون جوانى كه اطلاعات عميقى از تاريخ نداشتند، درگير كند. آیت الله خامنه اي يكي ازين روحانيون جوان بود.او كه هميشه مدافع شريعتي بوده و حتي معتقد بود كه شريعتي به شهادت رسيده است!!در بهار سال 60 در مصاحبه اي با مجله سروش اعتراف ميكند كه او گول شريعتي را خورده بود و شريعتي شور افرين بود نه شعور افرين...
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 16 مهر 1385 :  15:37:25  Show Profile  Reply with Quote
بسم الله الرحمن الرحيم
---------
استاد محمدتقى شريعتى (پدر دكتر شريعتى) با قامتى بلند و صدائى رسا و انديشه اى پويا براى تحصيل علوم دينى به مشهد آمده بود، در هنگامه اى كه رضاشاه بزرگ عمامه ها را از سر آخوندها برداشت، استاد محمدتقى شريعتى خودش در اين راه پيش قدم گرديده و عمامه را از سر برداشته و كلاه شاپو به سر نهاد و كت و شلوار شيك پوشيد و دبير و پس از آن ناظم دو دبيرستان فردوسى و ابن يمين كه از معتبرترين دبيرستان هاى مشهد بودند شد.
استاد محمدتقى شريعتى در برابر تفكر ماركسيسم كه در هنگامه رشد كمونيسم در اتحاد جماهير شوروى به مانند سيلى در خاورميانه و به ويژه ايران روان شده بود و از سوى ديگر دين جهل و خرافه مردم را اسير خود نموده بود، راه سومى را گشود و آن راه "نقد دين" و برخورد "انتقادى ارشادى" با دين بود.
پس از اين كه رضاشاه را از ايران خارج كردند و چادر و عمامه آزاد شد، آيت الله بروجردى از استاد محمدتقى شريعتى خواست تا به لباس روحانيت بازگردد، ايشان نپذيرفت و در پاسخ آيت الله گفته بود من در اين لباس آسوده ترم.
آنچه دانستنش در اين شرايط لازم و ضرورى است آن است كه هر چند فرزند استاد محمدتقى شريعتى (دكتر على شريعتى) شديداً دين را بهانه قدرت گيرى سياسى نموده و اسلام سياسى را تقويت نمود (برخلاف نظر و انديشه پدرش) اما شاگردان استاد محمدتقى شريعتى، پايه گذاران سازمان چريك هاى فدائى خلق شدند. امير پرويز پويان، مسعود و مجيد احمدزاده كه سازمان چريك هاى فدائى خلق را با تفكر سوسياليستى پايه نهادند، از مريدان و شاگردان كانون نشر حقايق استاد محمدتقى شريعتى بودند...
-----------
هر چند بايد نكته ها و كنايه هاى سركار خانم دكتر پوران شريعت رضوى (همسر دكتر) را درباره او مدنظر داشته باشيم كه با انتشار كتاب "طرحى از يك زندگى" برخى از حرف هاى دلشان را در نقد شخصيتى دكتر شريعتى كه در هنگام زندگى مشترك درگيرى هاى فراوانى با هم داشتند را به نگارش آورده است.


مثلاً در صفحه ۱۸۳ همين كتاب، خانم دكتر پوران، شريعتى را قهرمان "هنر بازى دادن افراد" معرفى مى كند.
و به راستى چنين بود، على شريعتى به سادگى عام مردم، حتى دوستان و ياران و خانواده اش را بازى مى داد و براى توجيه ايرادات خودش هزار و يك دروغ جعل مى كرد و آنقدر حرّافى مى كرد كه طرف مقابل ريشه كلام را فراموش مى كرد.


و يا همسر دكتر شريعتى در همين كتاب، صفحه ۱۷۰ اعتراف مى كند كه گاهى مردم از پر حرفى هاى شريعتى حتى در مجالس سخنرانيش خسته مى شدند:


"سخنرانى كه قرار بود فقط يكربع باشد، يك ساعت طول كشيد. مردم خسته شده بودند اما دكتر به عمد سخنرانى را طولانى كرده بود."


و يا اين كه: على شريعتى درانجام دهها سخنرانى پر گو و افسونگرش هرگز تحقيق و تفكر نمى كرد، خانمش در اين باره مى نويسد:
... براى انجام سخنرانى هايش فرصت تحقيق قبلى نداشت و بيشتر از حافظه اش كمك مى گرفت...


و اين كمك گيرى از حافظه موجب مى شد تا دهها تضاد و تناقض در گفته ها و نوشته هاى ساحرانه او بيابيم.
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 16 مهر 1385 :  15:37:58  Show Profile  Reply with Quote
بسم الله الرحمن الرحيم
--------
تاكنون همه به اين باور بودند كه واژه "ماركسيست اسلامى" توسط ساواك ابداع گشته و به مجاهدين و شريعتى و ديگران اطلاق شده است. اما با مطالعه نامه مرتضى مطهرى به امام خمينى در هنگامه اى كه مقيم نجف بود درمى يابيم كه اين فتوايِ مرتضى مطهرى بوده است.


حتى واژه منافقين خلق براى مجاهدين خلق كه باعث قتل عام بيش از يكصدهزار نفر شد، توسط مطهرى و پيش از انقلاب به امام خمينى تلقين شد:


مطهرى در نامه خود به امام خمينى درباره مجاهدين مى نويسد:


"اينها در ابتدا يك گروه سياسى بودند ولى تدريجاً به صورت يك انشعاب مذهبى دارند درمى آيند درست مانند خوارج كه در ابتدا حركتشان سياسى بود بعد به صورت مذهب درآمدند كوچكترين بدعت اينها اين است كه مى گويند به خودكفائى رسيده اند و مقام روحانى و مرجع دينى را رد مى كنند. "
در همين نامه مرتضى مطهرى از مجاهدين خلق، با عنوان منافقين خلق ياد مى كند.
مرتضى مطهرى درباره آیت الله خامنه اى كه طيفى از جوانان طلبه را رهبرى مى كرد نيز به امام خمينى مى نويسد كه اين طلاب جوان نيز تحت تأثير افكار ماركسيستى قرار گرفته اند:
"برخى دوستان ما طلاب جوان و جوانان و دانشجويان را بر بغض و كينه روحانيون به استثناء شخص حضرتعالى پرورش مى دهند. "


مطهرى به سخنرانى هاشمى نژاد در مشهد نيز اشاره نموده و او را نيز همرديف آیت الله خامنه اى متأثر از افكار چپ مى داند.
و جالب اين كه خود مطهرى معترف مى شود كه ماركسيست هاى اسلامى (به قول مطهرى) به امام خمينى ارادت دارند، يعنى رهبرى آنها در همان موقع نيز با امام خمينى بوده است. شايان يادآورى است كه شخص دكتر شريعتى نيز از امام خمينى تجليل كرده بود و حتى در دفاع از روحانيون گفته بود كه: زير هيچ قرارداد استعمارى را يك روحانى امضاء نكرده است.


البته در آن دوران كه هنوز روحانيون مصدر حكومت نبودند فرصتى هم نشد تا از دكتر شريعتى ساحر سخن بپرسيم كه استعمار قراردادهاى استعماريش را با سياستمداران مى بندد نه روحانيون......
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 16 مهر 1385 :  15:39:24  Show Profile  Reply with Quote
بسم الله الرحمن الرحیم
در مطالب بعدی انشاءالله فتاوای مراجع تقلید و دستخطهای ایشان علیه شریعتی را در اینجا قرار خواهیم داد.
Go to Top of Page

ياران
Junior Member

Iran
490 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 17 مهر 1385 :  09:05:25  Show Profile  Visit ياران's Homepage  Reply with Quote
بسمه تعالي
در مورد اين مطالب بهتر است عمده ترين واضع رهبري را در باره شريعتي يكبار ديگر بخوانيد.جواب بيشتر انتقادها در انها هست.
اكر اين بحث هاي بيهوده بر سر شريعتي نبود كه ايشان اين نظرات را نمي دادند.

مطمئن هستم اگر كتابهاي ايشان را خوانده بوديد و نه فقط نقدها وسخنان مخالفان را اينگونه نمي نوشتيد.

جناب صبورا نيز در پست 44 برخي از كارهاي مثبت اثار شريعتي را اورده اند(گرچه من در مورد ايدئولوژي سازي با ايشان بحث دارم)
بقيه راهم بگمانم در همين تالار باشد .

Go to Top of Page

ياران
Junior Member

Iran
490 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 17 مهر 1385 :  10:05:29  Show Profile  Visit ياران's Homepage  Reply with Quote

علی ، فدا بود(از كاربر قلم در همين تالار)
اشاره:

«نويسنده منتقد»، استاد «حيدر رحيمپور» همانقدر كه كوبنده مينويسد شنيدني هم خاطره ميگويد. ساعتي، در منزل پذيراي ما بود، تا خاطرات دوستي عزيز را بازگويد. سؤالهاي ما همسطح بيان شيواي استاد نبود و حذف شد.


اولين آشنايي من با علي روز انتخابات وكلاي مشهد سال 1328 بود. من اعلاميه كوچكي داده بودم كه مؤتلفة اسلامي فقط به دو شاگرد مكتب اسلام، شيخ محمود حلبي و استاد محمدتقي شريعتي رأي ميدهند؛ ولي او به جاي شيخ محمود براي «ثابت» رئيس كارخانه قند فعاليت ميكرد. من كه از بازرسان بودم، به استاد شريعتي گزارش دادم و استاد بهوسيلة من به علي پيام داد كه يا تو به خانه برو يا من ميروم.
او 15 ساله و عضو انجمنهاي اسلامي دبيرستانها و رفيق مرحوم دكتر سامي بود و من 17 ساله و كوچكترين عضو هيئت مؤسس مؤتلفه اسلامي بودم. بعد از اين جريان با هم قهر كرديم و قهر بوديم.

*** نهضت مقاومت ملي سال 33، بعد از كودتاي 28 مرداد كه همه گروههاي سياسي شكستخورده و منفعل شده بودند؛ نهضت مقاومت ملي تأسيس شد و مرا شيخ محمدتقي جعفري و آيتا... حاج سيد جوادي و آيتا... شبستري به جمعيت دعوت كردند، ولي مطمئن هستم پشت پرده اين دعوت يا استاد شريعتي يا احمدزاده و يا بازرگان بودند.
من و علي، دوباره روبهرو شديم، هنوز به خاطر ماجراي انتخابات، نيمه قهر بوديم؛ خوش و بش كرديم، او 21 ساله و من 23 ساله بودم ولي هر دو پير سياسي شناخته ميشديم.
بعد از يكي دو جلسه حسابي رفيق شديم. مدتي بعد هر دو اتفاق كرديم كه اين نهضت چيزي بارش نيست؛ كه به آن دل ببنديم. علي از آن به بعد بيشتر به دانشجويان پرداخت و با مهندس بازرگان كه مشغول تأسيس انجمن اسلامي دانشجويان بود همكاري بيشتري داشت. تا اينكه در دستگيري گروهي اعضاي نهضت، علي هم دستگير شد.

***
علي بورسيه فرانسه قبول شده بود، استاد شريعتي خيلي نگران بود، مدتي بعد با خوشحالي به من گفت، علي عجيب رو به كتب دين آورده و از من خواسته تعداد زيادي كتاب برايش بفرستم.
كانون نشر حقايق ديني بيشتر اوقات بسته يا نيمه تعطيل بود. رفقاي كانون و استاد شريعتي و ديگران، به طور پراكنده هم را ميديديم. شب قرار شد رفقا بيايند خانه ما و وقتي هم ميآمدند، سور الزامي و اجباري بود. من عصر آن روز مغازه يكي از رفقا بودم، علي با كسي كه آنجا بود، تلفني صحبت ميكرد.
گوشي را گرفتم، گفتم: علي رفقا امشب خانه ما هستند، تو هم بيا، گفت: امشب نميتوانم، يك دختر و پسر دانشجو، عقد كردهاند، خيلي هم فقيرند، ميخواهم امشب ببرمشان و يك چلوكباب بدهم و راهيشان كنم به حجله، ولي هر جور باشد سر شب خودم را ميرسانم.
استاد شريعتي، قدسي، اميرپور و سررشتهدار آمده بودند، بعد از نماز علي آمد، بقيه گفتند: اين از كجا فهميده؟ گفتم: اين سوري است، خودش ميفهمد.

***
كتاب تشيع علوي ـ تشيع صفوي تازه درآمده بود؛ شروع كردم به انتقاد از علي؛ ـ استاد شريعتي سرش را پايين انداخته بود و گوش ميداد، دوست داشت از علي انتقاد كنيم ـ گفتم: علي تو چقدر «مجلسي» را ميشناسي كه اين چرتها را مينويسي، گفت: اَووووو به مرجع تقليدشان اهانت شده، علي شريعتي پيش مجلسي كي باشد؟ گفتم: خوب كه چي؟ گفت: ولي مجلسي پيش امام من كي باشد؟ گفتم: چرا؟ گفت: «اين روايت را مجلسي نقل ميكند:
يك كسي مينويسد، خليفه در مدينه روبهروي عربي ايستاد و گفت: جان تو در دست من است يا خدا؟ گفت: تو خر كي هستي؟ دست خداست ـ بقيهاش را هم خودش درست ميكرد ـ خليفه شمشيرش را كشيد و طرف را كشت. بعد از آن با امام من روبهرو ميشود ـ حضرت باقر(ع) يا صادق(ع) ـ امام در جواب همين سؤال ميفرمايند: جان من دست خداست ولي اگر تو نكشي بهتر است، ما با هم قوم و خويش هستيم و... و انعامي هم ميگيرد.» بعد علي گفت: خوب اينطوري بايد با امام من صحبت كند؟
علي بلند شد و چون به من گفته بود كه ميرود، من آمادگي داشتم. دنبالش رفتم، در راهرو به علي گفتم: خدا شاهد است، اگر يك دوره رسائل و مكاسب خوانده بودي، ننگت ميكرد از اين حرفها بزني. گفت: پس معلوم شد، همه بدبختي تو همين رسائل و مكاسب بوده!!
دو نفري بلند خنديديم و اينهايي كه داخل اتاق بودند، مجاني خنديدند. گفتم: خوب چرا اين چرتها را مينويسي؟ گفت: خدا كند ساواك هم به خريت تو باشد، گفتم: خوب كه چي؟ گفت: اگر احساس كنند كه من با روحانيت مخالفام، ميتوانم حرفهايم را بزنم، من به مجلسي چه كار دارم؟ من با اين وسيله ميخواهم شريعتمداري و ديگر آخوندهاي درباري را لنگ كنم. بايد به وسيله مجلسي يك مفري داشته باشم، اگر بگويم شريعتمداري كه صبح ميبرند و پوستم را ميكنند.
گفتم: خوب تكليف اين چرت و پرتها چه ميشود؟ گفت: خوب تو بردار و درست كن، گفتم: بابات آنجاست برو بابات را مسخره كن، من كتابهاي تو را يكي يكي جمع كنم و پايش بنويسم، اين مطالب غلط است؟!
گفت: نه مستدرك بزن، گفتم: خوب مياندازند دور، من هم ميشوم مثل بقيه كه مينويسند. گفت: آقاجان، تو بنويس، پايش هم بنويس علي شريعتي، كه اگر دوستان پرسيدند بگويم درست است و اگر ساواك پرسيد، بگويم به من مربوط نيست، فلاني نوشته است!!!
علي رفت و من برگشتم به اتاق، استاد شريعتي گفت: «شما، اينجا با هم دعوا ميكنيد بعد ميرويد بيرون و شروع ميكنيد به خنديدن، من خيال كردم علي قهر كرد و رفت.» جريان را گفتم، استاد گريه كرد و گفت: ببين اين پسر چقدر خالصانه كار ميكند؟ من بارها توجه كردهام، اشكالات عمده آقاي مطهري به علي هشت تاست، شما را هم ديدم كه چهار ـ پنج اشكال به علي وارد كردهايد. ولي به جان خودت و علي من شانزده اشكال دارم و همه را هم به علي گفتهام.
ميگويد: بابا، تو چرا اينطوري هستي؟ من اين همه كتاب نوشتهام، شانزده اشكال زياد است؟ خوب برو بگو علي اشتباه نوشته، علي غلط كرده اينها را نوشته، اصلاً سواد نداشته. آنقدر اين بچه پاك بود كه حتي به آقاي شيرازي، امام جمعه مشهد گفته بود، شما هر غلطي را كه در كتابهاي من ميبينيد بنويسيد، بعد من مينويسم هر چه آقا گفتهاند درست است.
مدتي بعد از آن با مطهري رفته بودند، خدمت محمدرضا حكيمي و به او وكالت داده بود كه همه كارهايش را اصلاح كند.

*** جلسه پرسش و پاسخي در دانشگاه آزاد بود، يك عده از متحجرين و انجمن حجتيهها آمده بودند. يك كافر در دنيا گير آورده بودند به نام علي شريعتي، گفتم: آقا جان اينطوري نميشود. شما برويد اشتباهات علي شريعتي، انحرافش، اغلاطش را جمع كنيد و به من بدهيد، من هم مال فيض كاشاني، صاحب تفاسير صافي و مصفا و اصفا را جمع ميكنم تا ببينم كدام بيشتر است.

***
عروسي يكي از فاميل كه با من و مطهري و شريعتي قوم و خويش بود، من و مطهري چند ساعتي با هم بوديم. از او پرسيدم: چرا اينقدر با علي خشن برخورد ميكني؟ عين همان حرف را كه دكتر در مورد آخوندهاي درباري گفته بود، گفت: اصلاً بحث علي نيست، من كه دائم به خانه پدرش رفت و آمد دارم، با خودش هم كه رفيقايم، بحث من اين است كه شاخهاي در حال درست شدن است ـ مجاهدين خلق را ميگفت ـ كه خود را به علي ميچسبانند، علي هم چيزي نميگويد، من مجبورم با علي اينطور برخورد كنم؛ كه آنها افشا شوند.
يعني مطهري، شريعتي را فداي خط مكتبي خود ميكرد. علي هم خود را فدا ميكرد تا ارتجاع را بشكند.
علي آدم نبود، فدا بود. فدايي نبود، فدا بود. فداي جامعه و اسلام و مردم.



Go to Top of Page

ياران
Junior Member

Iran
490 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 17 مهر 1385 :  10:06:42  Show Profile  Visit ياران's Homepage  Reply with Quote

تازه از زندان آزاد شده بود و آمده بود مشهد. خيلي ملول بود، دليلش را پرسيدم، گفت: اينها مرا ول كردهاند كه ضايع كنند. نوشتههايي از من كه ابداً مورد نظرم نيست، توي روزنامه ـ به خاطرم نيست كيهان يا اطلاعات آن زمان ـ چاپ ميكنند. نميتوانم اينها را در ايران جواب بدهم، خيلي ناراحت بود و ما فهميده بوديم كه تصميم به كوچ گرفته است. حتي اين قضيه را به استاد هم نگفته بود.

***
سه روز قبل از سفر برنگشتن علي، باز رفقا گفته بودند به خانه ما ميآيند، در آن جلسه استاد شريعتي نيامدند و من بعدها فهميدم اين جلسه را علي برپا كرده است؛ البته نه آشكار بلكه پنهان و براي توديع با دوستان تقريباً دو ساعت به غروب بود، باغچهها را آب ميدادم، ديدم كسي ميگويد: آي يا الله خودت را بپوشان مرد است. نگاه كردم ديدم علي است. علي قانونش اين بود كه مثلاً وقتي ميگفت ساعت هشت، يازده ميآمد. حالا قرار است هفت بيايد، چهار آمده. گفتم واقعاً همان كه خودت ميداني هستي!!! گفت: «فكر كردم ميآيم اينجا، تا رفقا بيايند حاشيههاي مفاتيح را نگاه ميكنم، تو كه اهل كتاب و مطالعه نيستي كه كتاب داشته باشي!!!»
آمد تو و ما تا رفقا آمدند، حدود يك ساعت و نيم با هم بوديم. در حال صحبت، هر دو سيگار ميكشيديم.
ـ البته من بيست سال است، ترك كردهام ـ يك قوطي وينستون وسط بود، من سه تا كشيده بودم، نگاه كردم ديدم از پاكت بيستتايي فقط يكي مانده، آمدم بردارم از دستم چنگ زد، گفتم پسربخش، دختربخش هم كه باشد، به من بيشتر رسيده بود؛ گفت اين صندوق بيتالمال است، هر كس بايد به اندازه مصرفش بكشد.

***
آنشب من خيلي بيشتر از آن چيزي كه براي شما لازم باشد، علي شريعتيشناس شدم. حرفهاي خيلي خوبي بين ما رد و بدل شد. گفتم: علي زندان چطور بود، استفاده كردي؟ با تمام وجود گفت: خيلي. بعد پرسيدم: علي نظرت راجع به كتابهايت چيست؟ گفت: من كه كتاب ننوشتهام؛ آن كوير كه يك رمان است. آن يكي جنگ با منافقين است، آنهاي ديگر هم همينطور ـ هيچ كدام از كتابهايش را امضا نكرد ـ اما اگر خدا ياري كند و يك فراغتي به دست بيايد، بعد معني كتاب را ميفهمي، كه خدا را شاهد ميگيرم اگر علي موفق شده بود فرار كند و او را نكشته بودند، كتابهايي نوشته بود كه اسلام را تكان ميداد.
از خاطرات زندان گفت: «اين شش ماه آخر عصر به عصر، روي برنامه خاصي شلاقم ميزدند و ميگفتند راضي شدي يا نه؟ از من ميخواستند كه بيا به جاي خانم پارسا وزارت علوم و فرهنگ را قبول كن. ميگفتم: من خانواده خودم را نميتوانم جمع كنم، شما برويد بينظمي مرا در جامعه ببينيد ـ راست هم ميگفت، بد بينظمي بود ـ من فهميده بودم كه ساواك از مخالفت من با روحانيت دل كنده است. بازجويم ميگفت: همه مخالفتهاي تو بازي سياسي است، آنها ميخواستند با انتخاب من به وزارت مرا خنثي و دانشگاه و روشنفكران انقلابي را يكجا ببلعد. من ميدانستم كه اگر قبول ميكردم و حاضر ميشدم با شاه ببندم نخستوزيرم ميكرد. و اگر با آمريكا ميبستم، رئيس جمهور ميشدم و اگر هيچكدام از اين كارها را نميكردم مرا مثل پاپ، يك قديس روشنفكري ميكرد. آنموقع ديگر علي شريعتي نبودم و بعد از آن دانشگاه ضربهاي ميخورد كه پنجاه سال حركت نميكرد. اين بود كه مجبور بودم تحمل كنم و دائم طفره ميرفتم. اواخر هم ميگفتند: پدرسوخته، ما كاملاً ميدانيم؛ تو شاخه دانشگاهي خميني هستي، منتها با اين جور كارها ما را فريب دادي.»
بعد گفتم علي راجع به مجلسي چيزي ميگويم كه داشته باشي، بحث اشاعره و معتزله را طرح كردم و صحبتهاي زيادي كرديم، يكدفعه دست به سرش زد و گفت: خاك بر سرم، كاش اين مطلب را زودتر فهميده بودم. گفت: خيلي فهميدم؛ واقعاً در اين عالمها نبود كه به جهلش تعصب داشته باشد.
آن شب گذشت و من بعدها فهميدم كه نقشهاش اين بوده كه به خارج برود.

*** چند شب بعد حدود ساعت نه و نيم شب، با دوستان بوديم، اميرپور گفت: الآن هواپيماي دكتر نشست، گفتم: علي رفت؟ گفت: بله با شناسنامه جعلي رفت. گفتم: علي رفت كه كشته شود. مدتي بعد اميرپور از خانهاش تماس گرفت كه بيا اينجا، رفتم ديدم گريه ميكند، گفت: ديشب علي در لندن فوت كرده است، گفتم: نه فوت نكرده، علي را كشتند. كمكم رفقا خبردار شدند و با آنها كه خارج بودند تماس گرفتيم. بلافاصله استاد شريعتي را برديم خانه دامادش كه مصون بماند.
به استاد گفتيم علي تصادف كرده و ما ميخواهيم از اينجا با تلفن مرتب در تماس باشيم.

***
شاه ميخواست جنازه را به ايران بياورد و علي را خودي جلوه دهد ولي ما ميخواستيم كه از ايران برود. تا روزي كه خبر دادند جنازه را به سوريه حركت دادهاند. آقاي خامنهاي گفتند: اگر ميشد، در روزنامهاي تسليتي بگوييم خيلي خوب بود. من قبول كردم، رفتم دفتر روزنامه خراسان مسئول آگهيها حاجي بازارياي بود كه غير از پول چيزي نميفهميد. برادرم چهار راه شهدا ساختماني ميساخت كه از آنجا ـ دفتر روزنامه خراسان خيابان خسروي بود ـ ديده ميشد.
گفتم: آقا جان من يك دوستي دارم كه فوت كرده، ميخواهم يك اعلاميه قشنگ توي صفحه اول چاپ كني، هر چه هم پول بخواهي ميدهم، ببين آن ساختمان مال مناست، نگاهي به ساختمان كرد، ديد خوب شكاري هستم. بالاخره تسليتي معمولي نوشتم كه از نظر مفهومي بد نبود و از نظر ادبيات متوسط بود. نوشته را تأييد كرد. من هم آن موقع كه آگهي پنج تا ده تومان بود، صد تومن دادم و گفتم: در يك صفحه خوب چاپ كنيد. جواني آنجا ايستاده بود، گفتم: همين حالا بدهيد، خودم به چاپخانه بدهم، جوان را صدا كرد، گفت با ايشان برو، چاپخانه را نشان بده. در راه جوان مرا با اسم صدا كرد و گفت: دكتر شريعتي مرد؟ گفتم: بله، نشست به گريه كردن، گفتم: تو با ما هستي؟ گفت: بله، گفتم: ميتواني كاري بكني؟ گفت: بگو چه كار كنم. گفتم: من آگهي را همينجا عوض ميكنم. تو فقط آنجا بگو آقا گفتهاند اين را چاپ كنيد. قبول كرد. متن اعلاميه را عوض كردم:
«استاد محمدتقي شريعتي، سوگند به خدا بر اوجي كه گرفتهاي غبطه ميخورم. شهادت فرزند تاريخ دكتر علي شريعتي را به پيشگاه پدر و مرشد او تبريك و تسليت ميگويم.
«حيدر رحيمپور»
رفتيم چاپخانه و من ده تومان هم به چاپخانهدار دادم و گفتم يك جاي خوب چاپ كنيد.
فردا صبح كه روزنامه پخش شد، همة دستگاه ديوانه شده بودند. من فرار كردم و به خانه استاد رفتم، ميدانستم آنجا شلوغ است و نميتوانند دستگيرم كنند.

*** با رفقا رفتيم خانه داماد استاد شريعتي، آقاي خامنهاي روضه حضرت علياكبر را خواندند، رفقا زار زار گريه ميكردند. بعد فرمودند آگهي روزنامه را به استاد بدهيم، استاد روزنامه را كه ديدند، رو به آقاي خامنهاي كردند و گفتند: «آقا، كشتند علي را»؛ آقا گفتند: «بله، اين افتخار نصيب شما شد و ايشان ماندگار شدند.»



--------------------------------------------------------------------------------
Edited by - قلم on سه شنبه 21 تير 1384 23:00:17
Go to Top of Page

علقمه
Senior Member

Iran
1728 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 17 مهر 1385 :  11:54:56  Show Profile  Visit علقمه's Homepage  Reply with Quote
quote:
Originally posted by ياران


اسلام را تكان ميداد.




اسلام را یا جامعه را؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اَلّلهمَّ اَرَنا فی آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِ السَّلام ما یَأمَلون وَ فی اَعدائِهِم ما یَحذَرون.

اَلّلهمَّ اجعَلنا مِمَّن تَنتَصِرُ بِهِ لِدینِک و تُعِزُّ بِهِ نَصرَ وَلیِّکَ وَ لا تَستَبدِل بِنا غَیرَنا.

Edited by - علقمه on دوشنبه 17 مهر 1385 11:58:03
Go to Top of Page

ياران
Junior Member

Iran
490 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 18 مهر 1385 :  09:05:25  Show Profile  Visit ياران's Homepage  Reply with Quote

متوجه منظورتان نشدم.
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 18 مهر 1385 :  13:45:34  Show Profile  Reply with Quote
به نام خدا

از اونجایی که ما شیعیان مطابق دستور حضرت بقیه الله الاعظم باید به مراجع جامع الشرایط و فقهای عظام که حصون اسلام هستند رجوع کنیم،بنابرین نظرات مراجع تقلید و علمای اعلام در این رابطه(دکتر شریعتی)بر همگان حجت است.از این رو بنده فتاوای مراجع تقلید علیه شریعتی رو در اختیار دوستان میگذارم و برای اینکه صفحه دیر بالا نیاد عکسها رو اپلود کردم و ادرسش رو در انتهای هر متنی میدم تا دوستان بتونند تماشا کنند.لازم به ذکر است که در مطالب بعدی نظر امام خمینی(ره)را مبنی بر کفر دکتر علی شریعتی و همچنین نظرات برخی علمای دیگر و همچنین نظرات ضد دینی شریعتی مانند انکار وجود خدا و اخرت و....را خواهم نوشت.منتظر باشید.
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 18 مهر 1385 :  14:00:16  Show Profile  Reply with Quote
فتوای ایه الله العظمی سید هادی میلانی علیه دکتر شریعتی


سوال:

بسم الله الرحمن الرحيم
حضور مبارك حضرت ايه الله العظمي جناب اقاي سيد هادي ميلاني دامت بقاء وجوده الشریف
پس از تقديم عرض سلام دوام عزت و طول عمر مبارك ان سرور عالي مقدار را از خداوند متعال مسالت دارم.اما بعد،راجع به اقاي دكتر علي شريعتي به طوريكه شايع است از طرف جنابعالي طرد شده و كتابهاي ايشان را تحريم فرموده ايد و از جمله كساني كه بر فراز منبر قول جنابعالي را مبني بر تحريم كتابهای ايشان و اينكه حسينيه ارشاد نيست بلكه يزيديه اضلال است! ميتوان اقاي شيخ احمد كافي و دكتر روح يزدي را نام برد و همچنين جناب اقاي شيخ محمد بياني كه از شاگردان جنابعالي است و دوست بنده میباشد هم از قول جنابعالی تحريم كتابهاي ايشان را بيان كرده اند.(البته منبر)اما از طرف ديگر بعضي اين موضوع را انكار مي كنند و ميگويند اين سوء استفاده از مقام حضرت ايه الله ميلاني است.و از جمله كساني كه انكار ميكنند اقاي فخر الدين حجازي است كه وقتي من به ايشان گفتم چرا دفاع از دكتر شريعتي ميكنيد و حال انكه حضرت ايه الله ميلاني ايشان را رد كرده اند با تعجب گفت اين دروغ است و افزود كه نه تنها حضرت ايه الله ميلاني چنين فتوايي نفرموده اند بلكه چندين مرتبه نامه برای ازادی ایشان از زندان نوشته اند.حال ما نميدانيم اقايان منبري راست ميگويند يا كساني مانند اقاي حجازي و متاسفانه در اهواز اين اختلاف و نزاع خيلي شديد است لذا بنده از طرف انجمن كانون تشيع استدعا دارم نظر مبارك ايه الله را راجع به دكتر علي شريعتي مرحمت بفرماييد كه براي مومنين حجت باشد و انشاءالله در رفع اختلاف موثر واقع شود.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
10 جمادي الاول 1394
14 خرداد 1353

جواب:

23 جمادی الاول 94
بسمه تعالی شأنه
السلام عليكم مرقوم شریف مورخ 12/3/53 واصل گردید،انچه اقايان اهل علم و منبر نسبت به شخص معهود گفته اند صحيح است خداوند متعال ببرکات وجود مقدس حضرت ولی عصر ارواحنا فداه عموم برادران ایمانی را از گمراهی و فتن اخر الزمان حفظ و در طریقه حقه اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین هدایت و ثابت بدارد انشاءالله تعالی ملتمس دعایم.
سيد محمد هادي الحسيني الميلاني


فتوایی دیگر:


سوال:

بسم الله الرحمن الرحیم
محضر مقدس ایه الله العظمی جناب اقای میلانی دام ظله پس از عرض سلام، سلامتی شما را از خداوند متعال خواهانم چندی قبل نامه ای ارسال نمودم و نظر مبارکتان را نسبت بر فتن حسینیه ارشاد و مطالعه نشریات ان سوال کرده بودم خواهشمندم نظر مبارکتان را بفرمایید
دعاگوی شما قاسم دماوندی

جواب:

14 / رجب / 92
بسم تعالی شأنه
السلام علیکم صحت و عافیت وجود محترم را خواستارم مرقوم مورخ 20/5/51 جنابعالی واصل گردید بلی لازم است از رفتن به ان محل و خواندن کتابهای مزبور خودداری نمائید امید است همواره در انجام تکالیف دینی و مذهبی موفق باشید و از شبهات بر حسب دستور حضرت صادق صلواه الله تعالی علیه اجتناب نمائید و کتب ضاله را هیچگاهی مطالعه ننمائید.


http://www.free4up.com/ShowImages.aspx?fn=119011078141062.jpg
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 18 مهر 1385 :  14:03:55  Show Profile  Reply with Quote
فتوای ایه الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی علیه دکتر شریعتی


سوال:

بتاریخ 24 شهر صیام
« بسم الله الرحمن الرحیم »
حضور محترم حضرت مستطاب حجه الاسلام و المسلمین ایه الله العظمی اقای حاج سید شهاب الدین مرعشی نجفی دامت برکاته
اخیرا کتابهائی بنامهای ( تشیع علوی و تشیع صفوی ) – ( مسئولیت شیعه بودن ) – ( پدر . مادر . ما متهمیم ) – ( اسلام شناسی) وسیله ( حسینیه ارشاد ) منتشر شده است و بنظر میرسد مطالب بسیاری بر خلاف مذهب مقدس شیعه و حتی خاتمیت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم ، و شخصیت ائمه اطهار علیهم السلام و استهزاء مقدسات دینی در این کتابها موجود است ، اینجانبان امضاکنندگان تقاضا داریم نظریه خود را هم نسبت بکتبهای مزبور و هم شرکت در موسسه فوق مرقوم فرمائید تا تکلیف روشن شود.

از طرف حدود پنجهزار امضا کننده

جواب:

بسمه تعالی
کتب فوق الذکر از کتب ضلال می باشد و جائز نیست مطالعه و مراجعه بانها از ساحت قدس الهی مسئلت می نمایم جوانها را از شر وساوس و شبهات واهیه و اقلام مضره و کتب مسمومه حفظ بفرماید بمحمد و اله الطاهرین
شهاب الدین مرعشی نجفی ( مهر شریف )


http://www.free4up.com/ShowImages.aspx?fn=027002097212114.jpg
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 18 مهر 1385 :  14:10:22  Show Profile  Reply with Quote
فتوای ایه الله العظمی سید عبدالله شیرازی علیه دکتر شریعتی


سوال:

بسمه تعالی
محضر مبارك حضرت ايه الله العظمي جناب اقاي حاج سيد عبدالله شيرازي دام ظله العالي
با تقديم سلام معروض ميدارد اخيرا ميان شركاء انتشاراتي ما در موضوع چاپ و نشر نوشته جات علي شريعتي كه شايد معرف حضورتان باشد اختلاف نظر افتاده است.تقاضا منديم براي رفع اختلاف و كسب تكليف شرعي نظر شريف و مباركتان را مرقوم فرماييد تا موجب رفع شبهه گردد چه اينكه اينجانبان از مقلدين ان حضرت مي باشيم.ادام الله عزتكم و دامت بركاتكم.

جواب:

بسمه تعالي شانه
چون که كتب مشار اليه داراي مطالب منحرف كننده مي باشد لذلك خريد و فروش انها خالي از اشكال شرعي نيست و مطالعه کتاب برای افرادی که عقائد دینی انان ثابت و محکم و غیر قابل تزلزل است و اطلاع انان نسبت به امور دینی و عقائدی بحد کافی است مانعی ندارد و برای افرادی که پایه عقاید دینی و مذهبی انان محکم نیست و قابل تزلزل است جائز نیست و باید از ان کتب اجتناب نمود والله المسدد.
مشهد مقدس
17 جمادي الاول 1398
سيد عبدالله شيرازي ( مهر شریف )


http://www.free4up.com/ShowImages.aspx?fn=137014161182021.jpg
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 18 مهر 1385 :  14:13:07  Show Profile  Reply with Quote
فتوای ایه الله العظمی سید علی فانی اصفهانی علیه دکتر شریعتی


سوال:

بسمه تعالی شانه
محضر مبارک حضرت ایه الله العظمی اقای حاج سید علی علامه فانی اصفهانی دام ظله العالی
با تقدیم سلام به عرض مبارک حضرت عالی میرساند اخیرا در تهران بازگو کرده اند نعوذ بالله نوشته های شریعتی را تایید فرموده اید این امر هر چند جهت مخلصین شما روشن است لکن جهت روشن شدن امر نزد علاقه مندان و سایر مومنین چند کلمه ای مرقوم فرموده و با خاتم شریف مزین فرمایید.

جواب:

بسم الله الرحمن الرحیم
نوشته جات نامبرده مشتمل بر اباطیل گوناگون است و برای کسانی که قدرت علمی بر تشخیص غث و ثمین انها ندارند و عالم نیستند خرید و فروش و مطالعه انها حرام است.
25 ذق 1397
علی الحسینی الاصفهانی العلامه الفانی ( مهر شریف )


http://www.free4up.com/ShowImages.aspx?fn=186108079217139.jpg
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 18 مهر 1385 :  14:15:33  Show Profile  Reply with Quote
فتوای ایه الله العظمی سید کاظم اخوان مرعشی علیه دکتر شریعتی


سوال:

بسمه تعالی شانه
محضر مبارک ایه الله العظمی اقای حاج سید کاظم اخوان مرعشی دامت برکاته
با تقدیم سلام استدعا دارد نظریه مبارک را در مورد مطالعه و خرید و فروش نوشته جات علی شریعتی مرقوم فرمایید.

جواب:

بسمه تعالی
نشریات علی شریعتی چون خالی از انحراف نیست و پاره ای از مطالب ان مطابقت با اصول مذهب و دین مقدس اسلام ندارد لذا خرید و فروش اینگونه کتب حرام و مطالعه انها برای افرادیکه اطلاعات کافی ندارند جایز نیست.اعاذنا الله من مضلات الفتن.
سید کاظم مرعشی ( مهر شریف )


http://www.free4up.com/ShowImages.aspx?fn=149082043129112.jpg
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 18 مهر 1385 :  14:17:50  Show Profile  Reply with Quote
فتوای ایه الله العظمی شیخ علی نمازی شاهرودی علیه دکتر شریعتی


سوال:

بسمه تعالی شانه
محضر مبارک علامه بزرگوار حضرت ایه الله اقای حاج شیخ علی نمازی شاهرودی دام ظله
تقدیم سلام استدعا دارد نظریه مبارک را در مورد نوشتجات علی شریعتی مرقوم بفرمائید. از طرف جمعی از مومنین

جواب:

مخدوم مکرم معظم ادام الله توفیقاتکم
درخواست فرمودید نظریه خود را درباره نوشته های دکتر و امثال او بنویسم با نداشتن مجال و تشتت احوال چند سطری نوشته و ارسال و از تاخیر جواب بسیار معذرت میخواهم بطور کلی مطالب منسوبه بخدا و رسول (ص) باید از طریق قران با بیان عترت طیبه طاهره که حمله علوم قران و مفسرانند گرفته شود وظیفه امت را پیغمبر اسلام در حدیث متواتر نزد مسلمین مشهور بحدیث ثقلین چنین معین فرموده است و چون قران کریم از عترت تا روز قیامت جدا نمیشود باید علوم و معارف قران را از عترت و جانشینان عترت که حمله و نقله علوم و معارف عترت میباشند بگیرند طریقه انیقه مستقیم چنین است
امام باقر صلوات الله و سلامه علیه فرمودند کلما لم یخرج من هذا البیت فهو باطل
و اکثر مطالب ان نوشته ها از قران و بیان عترت گرفته نشده بلکه خلاف ان از قران و بیان عترت ثابت شده از این جهت مطالب بسیار گمراه کننده دارد طالبین علوم قران و عترت از وظیفه ای که پیغمبر اسلام برای انها معین فرموده تعدی نفرمایند و از این قبیل نوشته جات و کتابها حتما اجتناب نمایند کسانیکه دانش خود را از اساتید غیر مسلمان و غیر شیعه بگیرند از معارف و علوم قران و عترت بهره ندارند و شاگردان کفار و فجار طرفدار و مروج دین احمد مختار و مطالب ائمه هداة ابرار و اخیار و نقله اثار انها نمیشوند و چون دانش کفار و فجار بر خلاف علوم قران و عترت است کسی طرفدار مختلفین نمیشود طرفدار و مروج هر یک بر خلاف طرفدار و مروج دیگری خواهد بود.
از این جهت این قبیل کتابها و نوشته جات مشتمل بر توهین بمقام مقدس فقهاء و علمای شیعه مانند شیخ کلینی و علامه مجلسی میباشد چون کتابهای اینان خلاف گفته های اساتید انان میباشد و فقهاء و علماء شیعه که از زمان ائمه هدی (ع) تا بحال بامر امامان حق مرجع شیعه بودند علوم قران و عترت را از اهل بیت عصمت و طهارت گرفتند و بیکدیگر تعلیم و ضبط فرمودند و بما رسانیدند و اگر زحمات انان نبود مردم از دین برمیگشتند توهین بانان توهین بخداوند و رسول اوست
والسلام علی من اتبع الهدی
الاحقر علی نمازی شاهرودی ( امضا شریف )
ذیحجه الحرام 1397 ه


http://www.free4up.com/ShowImages.aspx?fn=125204067061031.jpg
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 18 مهر 1385 :  14:20:01  Show Profile  Reply with Quote
فتوای ایه الله العظمی كرامت الله ملك حسيني علیه دکتر شریعتی


سوال:

محضر مبارك ايه الله مجاهد اقاي ملك حسيني دامت بركاته
استدعا دارد نظر مبارك را در خصوص خريد و فروش نوشته هاي علی شريعتي مرقوم فرماييد.

جواب:

بسمه تعالي
بعد الحمد و الصلاه
كتب علي شريعتي بلاشبهه از كتب ضلال و محرف عقايد حقه شيعه اماميه مي باشد و خطرناكترين ضربه را بر افكار مترقی و نوراني تشيع وارد اورده است.بنابرين نشر و توزيع ان به هر نحو باشد مباح و مشروع نيست.
5/2/57
مدرسه الامام اميرالمومنين علی عليه السلام
كرامت الله ملك حسيني
( امضا شريف )


http://www.free4up.com/ShowImages.aspx?fn=216066234088134.jpg
Go to Top of Page

تراب
Starting Member

35 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 18 مهر 1385 :  14:22:20  Show Profile  Reply with Quote
فتوای ایه الله العظمی سید ابوالحسن قزوینی علیه دکتر شریعتی


سوال:

حضور مبارک حضرت مستطاب بندگان حجه الاسلام و المسلمین ایه الله العظمی اقای حاج سید ابوالحسن قزوینی دامت برکاته
مسلما خاطر شریف مستحضر است که چند سالی است در ( حسینیه ارشاد ) کتابهائی بقلم اقای (علی شریعتی) منتشر میشود که بنظر میرسد عموما بر خلاف مذهب مقدس شیعه و قسمتی هم بر خلاف اسلام و انکار خاتمیت است لذا با طومار تقدیمی و قسمتی از کتابهای نامبرده مثل ( اسلام شناسی ) – ( تشیع علوی و تشیع صفوی ) – ( پدر مادر ما متهمیم ) – ( فاطمه – فاطمه است ) – ( مسئولیت شیعه بودن ) ( شهادت ) که بحضورتان فرستاده شده مستدعی است نظر خودتان را برای روشن شدن اذهان عمومی ذیلا مرقوم فرمایند.
از طرف حدود پنجهزار از امضا کنندگان طومار تقدیمی

جواب:

بسمه تعالی هر چند مدتی است که کسالت دارم و قادر بر مطالعه کامل نیستم ولی نظر بمطالعه اجمالی کتب مذکور مطابق با مذهب تشیع نمی باشد و انکار خاتمیت انکار ضروری دین اسلام است
ابوالحسن الحسینی القزوینی ( مهر شریف )


http://www.free4up.com/ShowImages.aspx?fn=179230064027204.jpg
Go to Top of Page

zakareia
Average Member

515 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 18 مهر 1385 :  19:44:00  Show Profile  Visit zakareia's Homepage  Reply with Quote
بسم الله الحق

بار دیگر توهینی دیگر به ساحت مقدس پیامبر اعظم

اینبار قصد داریم تا ولای خود را به پیامبر عشق و رحمت ثابت کنیم

اگر می خواهی همراه ما شوی بسم الله



http://rahpouyan.com/forum/topic.asp?TOPIC_ID=4703

http://takapoo.parsiblog.com
Go to Top of Page

ياران
Junior Member

Iran
490 Posts

ارسال شده در:  چهارشنبه 19 مهر 1385 :  06:52:33  Show Profile  Visit ياران's Homepage  Reply with Quote
جناب زكريا
من فقط در احكام تقليد مي كنم نه در همه مباحث.
ومقلد هيچكدام از اينها هم نيستم.
اگر هم بخواهم در اين مسايل تقليد كنم نظر مقام معظم رهبري برايم مهم است.
در ضمن مي دانيد كه علماي زمان ملا صدرا بر كفر او فتوا دادند!!!!!!
Go to Top of Page

ياران
Junior Member

Iran
490 Posts

ارسال شده در:  پنجشنبه 20 مهر 1385 :  13:19:36  Show Profile  Visit ياران's Homepage  Reply with Quote
از دكتر علي شريعتي
خدايا

به علمای ما مسئوليت ،

به عوام ِ ما علم ،

به مومنان ما روشنائی ،

به روشنفکران ِ ما ، ايمان ،

به متعصبين ما فهم ،

به فهميدگان ِ ما ، تعصب ،

به زنان ما شعور ،

به مردان ما شرف ،

به پيران ما آگاهی ،

به جوانان ِ ما اصالت ،

به اساتيد ما عقيده ،

به دانشجويان ما ... نيز عقيده ،

به خفتگان ما بيداری ،

به بيداران ما اراده ،

به مبلغان ما حقيقت ،

به دينداران ما ، دين !!

به نويسندگان ما تعهد ،

به هنرمندان ما درد ،

به شاعران ما شعور ،

به محققان ما هدف ،

به نوميدان ما اميد ،

به ضعيفان ما نيرو ،

به محافظه کاران ما ، گستاخی ،

به نشستگان ما قيام ،

به راکدان ِ ما ، تکان ،

به مردگان ِ ما ، حيات ،

به کوران ِ ما نگاه ،

به خاموشان ما ، فرياد ،

به مسلمانان ما ، قرآن !!

به شيعيان ما ، علی !!

به فرقه های ما وحدت ،

به حسودان ما شفاء ،

به خودبينان ما ، انصاف ،

به فحاشان ما ادب ،

به مجاهدان ما صبر ،

به مردم ما ، خودآگاهی ،

و به همه ی ملت ما ، همت ِ تصميم ، و استعداد ِ فداکاری و شايستگی ِ نجات و عزت ،ببخش



Go to Top of Page
Page: of 2 Previous Topic موضوع  Next Topic  
Next Page
 موضوع جديد  ارسال پاسخ
 چاپ موضوع
Jump To:
.:: تالار گفتمان کانون فرهنگی رهپویان وصال ::. © کانون فرهنگی رهپویان وصال 2002-2010 Go To Top Of Page
این صفحه در 0.62 ثانيه بارگذاري شد