Untitled 1
 
New Page 2



 

 

خواندني ها حجت الاسلام انجوی نژاد سخنرانی های حجة الاسلام انجوی نژاد سخنرانی ها بر اساس موضوع مباحث اجتماعی

دیدگاه اجتماعی اسلام از منظر حضرت امام رحمـﺔ الله علیه

  اضافه شده توسط : aboozar
تعداد بازديد : 655 بار
تاريخ : 12/03/87

نظرات ديگران (0)

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

سخنراني حجت الاسلام انجوي نژاد

 

به مناسبت نوزدهمين سالگرد ارتحال امام خميني رحمه الله عليه

شنبه 11/3/138 -  دیدگاه اجتماعی اسلام از منظر حضرت امام رحمـﺔ الله علیه

 

مقدمه

حضرت امام – رحمـﺔ الله علیه – انسانی بودند که توأمان دین و دنیا را برای ما معرفی کردند. مهـﻢترین بحث هم نگاه ایشان از دیدگاه و منظر اجتماعی به دین مبین اسلام و مکتب متعالیـﻪی تشیع بود. یعنی ایشان اسلامی را معرفی کردند که در اجتماع وجود داشت، اسلام انفرادی، اسلام درون مساجد، اسلام حوزﻩهای علمیه و اسلام داخل خانه ها مدنظر نبود، اسلامی بود که در اجتماع اثرات خودش را نشان مـﻰداد. لذا اسم بحث را مـﻰگذاریم دیدگاه اجتماعی اسلام از منظر حضرت امام رحمـﺔ الله و سلام الله علیه.

در ارتباط دین و دنیا دو نظریه داریم.

یک نظريه مـﻰگوید دین آمده است که ما را در آخرت سعادﺕمند و خوﺵبخت کند. دین به ما مـﻰآموزد که در آخرت چگونه سربلند باشیم. تا اسم دین مـﻰآید فکر مـﻰکنند که از لحظـﻪی مرگ باید شروع شود: «ما چکار کنیم که شب اول قبر در فشار نباشیم؟»، «چکار کنیم در روزی که قیامت مـﻰشود و از خاک بلند مـﻰشویم در حساب و کتاب و میزان و پل صراط گیر نکنیم؟»، «مواقف آخرت چیست؟»، «سکرات موت چیست؟» و ... این سؤالات را در مورد دین مـﻰپرسند. کما ایـﻦکه در خیلی از ادیان فقط جواب به این سؤالات را داریم، اگر فرد مسیحی به کلیسا مـﻰرود به این دلیل است که فردی که مـﻰخواهد در کلیسا صحبت کند یا دعا بخواند فکری برای آخرت او بکند، منظورش این نیست که به کلیسا برود تا یاد بگیرد چگونه زندگی کند، مـﻰخواهد یاد بگیرد که چطور بمیرد و بعد از مردن چه مـﻰشود. مـﻰرود تا مشکلاتی را که در زندگی داشته برای بعد از مردن پاک کند. متأسفانه این اعتقاد در بین مسلمین هم وجود دارد. عدﻩای اعتقاد دارند دین فقط و فقط برای بعد از مرگ است و وظیفـﻪی دین رساندن ما به سعادت اخروی است.

نظریـﻪی دوم مـﻰگوید دین، توأمان برای دنیا و آخرت برنامه دارد. در همین نظریه دو گروه وجود دارد: یک گروه که افراطی هستند و مـﻰگویند دین برای تمام مسایل دنیا برنامه دارد، هر چه در دین نیامده نباید در دنیا باشد. بسیاری از مردم اوایل که میکروفون و آمپلی فایر به ایران آمده بود اعتراض مـﻰکردند. حتی برخی از روحانیون مـﻰگفتند ما پشت این صدای فرنگی نمـﻰخوانیم و حرف نمـﻰزنیم باید چیزی باشد که مال دین باشد، در کجای دین آمده که خطبای اسلام اجازه دارند بر منبری بنشینند که میکروفون جلوﻯشان باشد. اصلاً خود کلمـﻪی میکروفون غربی است. چون در متن دین نیست اصلاً سراغش نمـﻰرویم.

از اسم گوجه فرنگی مشخص است که در ایران وجود نداشته، مثل خیلی از چیزهایی که الان جدیداً وارد مـﻰشود، مثل کیوی که ده، پانزده سال قبل کسی نمـﻰشناخت و فکر مـﻰکردند تخم مرغ موکت شده است! گوجه فرنگی هم از همین دست بوده و زمانی که وارد شد گفتند گوجـﻪی فرنگی، گوجـﻪای که در مملکت ما بود گوجه سبز یا گوجه درختی بود.

نقل مـﻰکنند که پسری یک کیلو گوجه فرنگی خریده بود و وقتی به خانه آمد پدرش گفت:

رفتی دزدی کردی، هیچی نگفتم؛ دنبال زن مردم افتادی، چیزی نگفتم؛ دعوا کردی و به مردم چاقو زدی و بردنت عدلیه باز هم حرفی نزدم؛ با مادرت دعوا کردی، قوانین خانه را رعایت نکردی هیچ نگفتم، حالا دیگه میری گوجه فرنگی مـﻰخری؟

و بعد هم او را از خانه بیرون کرده بود، یعنی ایـﻦقدر بدشان مـﻰآمد. مـﻰگفتند گوجه فرنگی حرام مطلق است چون تا به حال در اسلام نبوده است. حتی بعضی از علمای این دیدگاه حرﻑهایی مـﻰزنند که به قول شیخ انصاری یضحک به السکلی، یعنی یک مادر مرده هم از آن مـﻰخندد. مثلاً مـﻰگویند زمانی که امام زمان – عجل الله تعالي في فرجه الشريف – ظهور مـﻰکنند با اسب و شمشیر مـﻰآیند، در حالـﻰکه ما در روایات داریم که چندین ماه مـﻰجنگند، با اسب و شمشیر که نمـﻰشود با این سلاﺡها جنگید! در جواب مـﻰگویند نه، به محض ایـﻦکه امام زمان – عجل الله تعالي في فرجه الشريف – مـﻰآیند تمام این سلاﺡها از کار مـﻰافتد. خب این چه کاری است که ما برگردیم به عصر حجر؟ با وسایل روز مـﻰآیند، حتی همین وسایلی که ما امروز داریم پیشرفت مـﻰکند.

روایتی داریم که دقیقاً قول این آقایان را نقض مـﻰکند، مـﻰفرمایند: اگر علم صد قسمت باشد، نود و هفت قسمت آن در زمان ظهور امام زمان – عجل الله تعالي في فرجه الشريف – کشف نشده است. علم بالاتر را مـﻰآورند. پس ما این دیدگاه و عقیده را که مـﻰگوید هر چیزی در دین آمده، در متن آیات و روایات، و لا غیر، چیز دیگری برای زندگی ما لازم نیست، نقض مـﻰکنیم. ضمن ایـﻦکه حقایقی هم در این عقیده هست، کاری نداریم که یک سری از مسایل پیشرفتـﻪی فعلی بشر برای زندگی ما مضر است و طبیعتاً وقتی امام – عجل الله تعالي في فرجه الشريف – تشریف مـﻰآورند ایـﻦها را از زندگی ما حذف مـﻰکنند.

 

اما دیدگاه درست چیست؟

دیدگاه درست همان است که حضرت امام – رحمـﺔ الله علیه – فرمودند قصد پیاده کردن آن را در جامعه داریم و البته هنوز کاملاً پیاده نشده و خیلی کار دارد و خیلی هم از من و شما کمک مـﻰخواهند، آن هم این است که دین یعنی دنیا به علاوﻩی عقل به علاوﻩی دستورات الهی.

یک زمانی انسان مـﻰگوید چون کلمـﻪی اتومبیل غربی هست من سوار نشوم و پیاده بروم، عقل این را قبول نمـﻰکند. عقل مـﻰگوید اتومبیل چیزی است که سرعت رفتن انسان را بیشتر مـﻰکند. بعضی چیزها را خداوند تبارک و تعالی به عقل ما واگذار کرده، اصلاً خدا عمد داشته که ایـﻦها را در دین نیاورد، وگرنه کتابی نازل مـﻰکرد تحت عنوان قرآن جلد 2، و تمام اختراعات و اکتشافات را در آن مـﻰآورد، آیا نمـﻰتوانست؟ خداوند دوست دارد من و شما از عقـﻞمان کمک بگیریم. حتی در جاﻯگاه خداوند تبارک و تعالی در احکام و اصول فقه شیعی داریم که «عقل» از مبانی استنباط است، یعنی یکی از چیزهایی که مـﻰتوانیم احکام الهی را از دل آن بیرون بکشیم، عقل است. عقل یعنی قدرت فکر دنیایی. یکی دیگر از مبانی و دلایل ما «اجماع» است، اجماع یعنی علما با عقـﻞهای دنیایـﻰشان، در مورد چیزهایی که در متون فقه و دین نیست فکر کنند و به نتیجه برسند. برادران اهل سنت ما این عقل و اجماع را قبول ندارند و مـﻰگویند فقط همان چیزهایی که در سنت آمده است.

برخي معنویات و مادیات هستند که در سرنوشت ما مؤثرند حتی برای سعادت اخروی.

 

1-      مسایل اجتماعی مادی

 

مـﻰگویند باید زندگـﻰای داشته باشیم که سر و سامان داشته باشد، برنامه داشته باشد، در این زندگی باید سلامت جسمی و نظافت و بهداشت رعایت شود، باید مسایل عادی زندگی و حداقل رفاهیات باشد، باید از فقر دوری شود، و خیلی از مسایلی که مادی است و در معنویات ما دخالت دارد. یک مثال ساده مـﻰگویم:

فرض مـﻰکنیم که فردی مـﻰخواهد براي زیارت برود. اگر هوا گرم باشد در کیفیت زیارت عموم مردم تأثیر دارد، با اولیای خدا کاری نداریم، اولیا فرق مـﻰکنند. عموم مردم باید دین را بپسندند. رسالت انبیا مال ما عوام بوده، خواص که قبل از رسالت انبیا به خدا مـﻰرسند. سلمان فارسی قبل از ایـﻦکه اسلام بیاید مسلمان شده بود. دین باید عموم مردم را پاسـﺦگو باشد. در طول تاریخ بدون انبیا عدﻩی بسیار زیادی موحد بودند، مثل بزرگمهر که حتی یک پیغمبر هم ندیده بود. در طول تاریخ عدﻩی بسیار زیادی خودشان به خدا رسیده بودند. خواص راه خودشان را پیدا مـﻰکنند. دین باید طوری باشد که عموم مردم را سرویس بدهد. اصلاً خصوصیت اصلی دین هدایت است، هدایت تشریعی و تکوینی یعنی باید جامعه را حرکت بدهد.

 

2-      مسایل اجتماعی معنوی:

 

صدقه

انسان پولی به عنوان صدقه مـﻰدهد و در نورانیت و در نمازش تأثیر مـﻰگذارد.

نیکوکاری

نیکوکاری کردن در مسایل عبادی فرد تأثیر دارد. در تاریخ اسلام داریم که حاتم طایی مسلمان نبود، فرزندش عدی بن حاتم مسلمان بود. پیامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – به احترام حاتم نیکوکار، به فرزندانش احترام مـﻰکردند. نیکوکاری ارزش است.

دعا

دعاهای مادی هم ارزﺵمند است. گرچه من و شما باید به درجـﻪای برسیم که دعا را به عنوان وظیفه آﻥجام دهیم نه به عنوان رسیدن به نتیجه، ما روایتش را شنیدﻩایم که در قیامت دو نفر هستند که تمام اعماﻝشان مانند هم است و به یک میزان ثواب دارند و به یک اندازه گناه کردﻩاند، اما درجـﻪی یکی خیلی بالاتر است، نفر دوم اعتراض مـﻰکند، خداوند مـﻰفرمایند اولی که ایـﻦقدر درجـﻪاش بالا است به این دلیل است که بسیار دعا مـﻰکرد، بدون ایـﻦکه به نتیجه توجه داشته باشد، مـﻰگفت خود دعا عبادت است.

والدین

اطرافیان و ارحام از جمله کسانی هستند که بر کارهای اجتماعی ما اثر مـﻰگذارند. در روایت داریم که مثلاً شخصی یک سال به پایان عمرش باقی مانده، به یکی از ارحام خودش سر مـﻰزند و خداوند سی سال به عمرش اضافه مـﻰکند. والدین هم به همین ترتیب. برادران و خواهران بدانند که گره خیلی از مشکلات دنیوی و اخروی ما فقط و فقط به دست پدر و مادر باز مـﻰشود، یک دعا یا احساس محبت. آﻥهایی که از دنیا مـﻰروند و اثرات رضایت والدین را در آﻥجا مـﻰبینند، چـﻪقدر احساس ضرر مـﻰکنند! و بسیاری از مشکلات دنیوی ما به این دلیل است که والدین با ما مشکل دارند. امام صادق – عليه السلام – در تفسیر آیـﻪی شریفـﻪی و لا تقل لهما اف مـﻰفرمایند اف اقل ناراحتی است، یعنی کوچکترین کلمه برای نشان دادن ناراحتی. لذا فرمودند در ارتباط با والدینتان خیلی ظریف باشید و دقت کنید.

در ادبیات عرفانی داریم که پدری در حمام از پسرش آب خواست. پسر کاسـﻪای که با آن آب بر سرشان مـﻰریختند شست و از جایی که آب هنوز وارد خزینه نشده کاسه را پر کرد و به پدرش داد. پدر آب را خورد و گفت

پدر من سی چهل سال پیش در همین حمام از من آب خواست. لباس پوشیدم و از بیرون حمام یک جام بلورین خریدم و یک شربت سکنجبین پر یخ درست کردم و به پدرم دادم. من آﻥطور برخورد کردم که تو الان ایـﻦطور برخورد مـﻰکنی، سی سال بعد پسر تو چگونه با تو برخورد خواهد کرد؟ خدا مـﻰداند.

این ارتباط دین در دنیای ما است. ان شاء الله که در ایـﻦگونه جلسات این حرﻑها مبتلابه نیست و یک مقدار کلاس صحبت پایین مـﻰآید ولی بد نیست که بشنوید و منتقل کنید. در جامعـﻪی امروزی ما والدین از جایگاه قداست خودشان خارج شدﻩاند. هر پدر و مادری مقدس است. خوش به حال کسانی که والدین بداخلاق دارند! در روایت داریم کسی که بر اخلاق بد مادرش هر بار سکوت کند و با خوشوقتی جواب بدهد برایش اجر یک شهید نوشته مـﻰشود.

از مرحوم شیخ المحدثین - سلام الله علیه - پرسیدند شما چطور شیخ المحدثین شدید؟ گفتند

«مادری داشتم که بسیار بداخلاق بود. یک روز با تندی به من گفت برو و برایم آب بیاور. رفتم و یک کاسه آب آوردم و تا به سمتش گرفتم گفت چرا ایـﻦقدر طول دادی، کاسه را از من گرفت و توی سرم کوبید. سرم شکست، پارچـﻪای روی سرم گذاشتم و یک کاسه آب دیگر آوردم و به دست مادرم دادم و گفتم ببخشید. به محض ایـﻦکه کاسه از دست من خارج شد و دست مادرم به کاسه رسید، نگاهی به من کرد که معلوم بود از دل محبت دارد، یک لحظه احساس کردم که تمام پردﻩهای علمی از جلوی چشمم کنار رفت و تبدیل شدم به شیخ المحدثین

مادرها تمام فحش و نفریـﻦشان بالکل دروغ است! لذا پیامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – فرمودند از خشم و نفرین پدر بترس!

از میرزای بزرگ پرسیدند شما چطور شدید میرزای بزرگ؟ گفت

«يك شب در حجره بودم، پدرم میهمان من بود، خوابش برد و من نتوانستم بـﻰادبی کنم و جلوی پدرم پایم را دراز کنم و بخوابم و به صورت نشسته خوابیدم. صبح که بیدار شدم پاهایم درد گرفته بود ولی نوری در باطنم احساس مـﻰکردم

بعضی از من و شما راه را اشتباهی مـﻰرویم. انسان تمام اعمال خود را رها کند و رضایت پدر و مادرش را به دست بیاورد، ارزش دارد.

در مورد یکی از وزرای رژیم گذشته تعریف مـﻰکنند که پدرش به خانـﻪاش آمده بود و چند نفر دیگر از شخصیـﺖها هم آمده بودند. اشاره کردند که این پیرمرد کیست؟ خجالت کشید و گفت باﻍبان خانـﻪمان است! پدر فقط یک آه کشید که با چه مشقتی کار کردم تا درس خوانده و به این مقام رسیده و حال من را باﻍبان خانـﻪاش خطاب مـﻰکند. پدر در حیاط آه کشید و پسر در جلسه سکته کرد و به درک واصل شد و به جهنم رفت.

بعضی از گرﻩها باید بماند، گاهی اوقات خدا گرهی در زندگی ما مـﻰاندازد که باید بماند، چون روزی یک بار که یاد این گره مـﻰافتیم متواضع و خاشع مـﻰشویم.

فردی خدمت پیامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – آمد و عرض كرد

- گرهی در زندگـﻰام است. بیست سال است که تلاش مـﻰکنم گره باز شود و نمـﻰشود، چکار کنم؟

- برو و دست پدر و مادرت را ببوس که اگر برایت دعا کنند گره باز مـﻰشود.

- هر دوي آﻥها فوت کرده اند.

- برو و سنگ قبر پدر و مادرت را ببوس گره باز مـﻰشود.

- یا رسول الله ایـﻦها زمانی فوت کرده اند که من بچه بودم و نمـﻰدانم قبرشان کجاست!

- برو در قبرستان و با انگشت دو خط روی خاک بکش و آن خطها را ببوس تا گره باز شود.

اين است ارتباط دنیا، مسایل اجتماعی و روابط در دین من و شما. اول فرمودند والدین.

روايتي را چندین بار در مناسبـﺖهای خیلی مهم عرض کردﻩام که خداوند تبارک و تعالی در حدیث قدسی مـﻰفرمایند به عاق والدین بگو هر کاری آﻥجام دهد من قبول نمـﻰکنم، اول باید رضایت پدر و مادر را کسب کنی، بقیـﻪی مسایل هباء منثوراً، دور ریخته مـﻰشود.

راه را اشتباه نرویم، اگر یک بار مادر و پدر با دل سوخته و پر از مهر و محبت در حق انسان دعا کنند تمام گرﻩها باز مـﻰشود.

چـﻪقدر آرزو داریم خدمت امام زمان – عجل الله تعالي في فرجه الشريف – برسیم فقط برای مشکلات، بحث انتظار و مسایل اجتماعی و جهانی جدا؟ در روایت است که فردي خدمت امام معصوم – عليه السلام – رسيد و عرض كرد

- دعا کنید.

- اگر پدر و مادرت دعا کنند از دعای من گیراتر است.

یک کم فکر کنیم. ضرر مـﻰکنیم. کسانی که والدیـﻦشان از دنیا رفتـﻪاند بدانند دست آﻥها هم باز است. برای آﻥها خیرات کنند، صدقه بدهند، نماز بخوانند و بعد بگویند پدر، مادر دعا کنید.

حتی نعوذ بالله مادر و پدر مشرک، مشرک یعنی كسي كه خدا را قبول ندارد.

و پس از والدين به کسانی ميرسيم که رحم شما هستند، برادران و خواهرانی که مـﻰخواهند صدقه بدهند در درجـﻪی اول به فامیل توجه کنند، اول فامیل، اول فامیل! بالاخره در فامیل همه وجود دارد و بنابراین به دوم نمـﻰرسد. اگر مشکل است که به فامیل کمک کنید، در پاکت بگذارید و روی آن تایپ کنید از طرف خداوند تبارک و تعالی، حلالِ حلال، مصرف کنید و در خانـﻪاش بیندازید. هـﻢکلاسـﻰها و هـﻢکاران هم نوعی فامیل محسوب مـﻰشوند منتها در درجـﻪی دوم. یعنی اولین مسیری که برای صدقه داریم این است که انسان به آشناها و رحم برسد.

 

برخي نکات که امام – رحمـﺔ الله عليه - در وصیـﺖنامـﻪی سیاسی الهی خود به آن اشاره مـﻰکنند منتها من مدرکش را خدمـﺖتان مـﻰگویم.

تفسیر نمونه جلد 26 صفحـﻪي 242 ذیل آیات اول سورﻩی مطففین، از قول پیامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – مـﻰفرمایند پنج چیز در برابر پنج چیز است. این مطلب را شما که امروز کارﻩای هستید یا نیستید و فردا مـﻰخواهید کارﻩای شوید، یا فردا مـﻰخواهید برای ممکلت، شهر، قوم و خویش یا محلـﻪتان تصمیـﻢگیری کنید، خیلی دقت کنید.

 

1. ما نقض قوم العهد الا سلط الله علیهم عدوهم

هیچ قوم و طایفـﻪای نیست که قوانین اجتماعی خود را با خدا نقض کند، مگر ایـﻦکه خداوند دشمناﻥشان را بر آﻥها مسلط مـﻰکند، چه شیطان چه دشمنان انس. راه حل ایـﻦکه انسان از دشمنـﻰها دوری بگزیند نقض نکردن عهد الهی است.

آقا فلانی با من دشمنی مـﻰکند! اول به خودت برگرد دو حالت بیشتر ندارد، یا در مسیر اسلام در حال جهاد هستی که در ایـﻦصورت مگر مـﻰشود انسان جهاد کند و دشمن نداشته باشد؟ تازه پیامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – فرمودند جهاد اکبر یعنی لشکر مقابل تو خیلی طولانـﻰتر از لشکر جهاد اصغر است و خیلی قوﻯتر و پیچیدﻩتر. یا جهاد نمـﻰکنی، که در ایـﻦصورت عهدت را با خدا شکستـﻪای. یا هر دو که یک سری از دشمنـﻰها به جهادت برمـﻰگردد و یک سری از دشمنـﻰها مال عهد شکنی تو با خدا است. نماز را به موقع نخواندﻩای یا بد خواندﻩای، دو ساعت به پست یک نفر مـﻰخوری که به تو گیر مـﻰدهد. بر اساس این آیه همه چیز مشخص است که پنج چیز ماحصل پنج چیز است. اول ایـﻦکه اگر عهد با خدا را بشکنی یک دشمنی در مقابلت ایجاد مـﻰشود. دردسر مـﻰخواهی؟ قانون خلقت است. از قوانین تکوینی است، یعنی قانونی که ذات خلقت است.

 

2. و ما حکموا بغیر ما انزل الله الا فشی فیهم الفقر

و کسانی که حکم کنند به غیر حکم الهی، مثل احکام شخصی، قضاوت راجع به مردم، یا حکـﻢهای غیر کارشناسی، هیچ نتیجـﻪای ندارد مگر ایـﻦکه فقر به سراﻍشان مـﻰآید. این فقر کلمـﻪی اعم است، به معنای فقر مالی نیست، یعنی کلاً زمین مـﻰخورد. حتی بعضی اوقات به غیر حکم خدا فتوا هم مـﻰدهند. در دنیا برای دنیا و رسیدن به آن راه حـﻞهایی مـﻰدهند که غیر الهی است. چون راه حل غیر الهی است نتیجـﻪای جز فقر ندارد. برای حل مشکلاﺕتان از مسیر غیر خدایی جلو بروید خداوند مـﻰفرمایند زمین مـﻰخورید. مگر ایـﻦکه انسان بخواهد به جهنم برود، من همیشه گفتـ‌ﻪام سنت استدراج را استثنا مـﻰکنیم در بحـﺚهای خودمان. ما که اهل این نیستیم که مشرک باشیم که خدا نعمات را بیشتر کند تا ما را به جهنم ببرد. قاعده این است که از مسیر و حکمی که خدا گفته دنبال دنیا برویم. هر کس از مسیرهای دنیایی با مخالفت خدا ولو مخالفت خیلی بـﻰرنگ، مثل ترک یک مستحب برای رسیدن به دنیا، زمین مـﻰخورد.

چند سال پیش در هیأت دیگری بودیم. مراسم شب شهادت حضرت زهرا – سلام – با یکی از مسابقات تیم ملی فوتبال هـﻢزمان شده بود. یکی از بچـﻪهای اصلی هیأت زنگ زد که من مشکلی پیش آمده و نمـﻰتوانم بیایم (مـﻰخواست فوتبال نگاه کند). بازی را باختیم، اعصابش هم خورد شد و سوار موتور شده و تصادف کرد. پایش شکست و راهی بیمارستان شد تا دیگر مجلس حضرت زهرا – سلام الله عليها – را ترک نکند. همان شب مـﻰخندید و مـﻰگفت خسر الدنیا و الاخرﺓ. خدا دوستش داشت. حتی اگر مستحبی را ترک کنیم تا به قسمتی از دنیا برسیم خداوند مـﻰفرمایند فقر گریباﻥگیرت مـﻰشود، یعنی زمین خوردن. در زندگی خود کنترل کنید.

ایام امتحانات هست و خیلی از شما فردا امتحان دارید، و این خیلی مهم است که برنامـﻪریزی انسان آﻥقدر درست باشد که بتواند این وقت را برای خدا ثابت نگاه دارد. البته منظور این نیست که تمام کار و زندگی را رها کنیم و به مستحبات بپردازیم. اما برخی از بزرگان این نظریه را دادﻩاند.

شب شهادت حضرت زهرا – سلام الله عليها – پسر یکی از آقایان به مراسم نیامده بود. یکی از متولیان مراسم با پدرش تماس مـﻰگیرد و احوال پسر را مـﻰپرسد. پدر مـﻰگوید

- پسرم فردا امتحان دارد و امشب در خانه درس مـﻰخواند.

- خیلی پدر بـﻰشعوری هستی!

- چرا فحش مـﻰدهید؟

- چون شعور نداری که طوری زندگی کنید که شب شهادت حضرت زهرا – سلام الله عليها – پسرت برای مادرش وقت داشته باشد.

درست برنامـﻪریزی کنید. از یک طرف که بزنید از طرف دیگر کم مـﻰشود. چرا از اول ترم درس نخوانیم که ایـﻦطور گیر بیافتیم؟ چرا تقویـﻢمان را نگاه نمـﻰکنیم که متوجه بشود روز شهادت حضرت زهرا – سلام الله عليها - امتحان دارد و طوری برنامـﻪریزی کند که برای مادرش هم بیاید. کاری به شلوغ شدن یا نشدن مجلس نداریم، باید خودش را نشان دهد، جایی برود و نشان دهد که عزادار است. ایـﻦها برنامـﻪهای خیلی مهم در دنیا ما است و متأسفانه آخرین برنامـﻪهای خانوادﻩهای ما است، یعنی دین در آخرین جایگاه قرار دارد.

حتی در همان روابط عادی خودمان هم همیـﻦطور است. هر وقت سرحال هستيم صلـﻪی رحم را به جا مـﻰآوريم، هیچ خرجی هم ندارد و یک شام هم مـﻰخوريم! اما اگر همین رحم مشکل مالی داشته باشد همه از او فرار مـﻰکنند.

بعد از قضیـﻪی انفجار اهالی شیراز فکر کردند که ما گنج پیدا کردﻩایم! ما به شوخی گفتیم به نفت رسیدﻩاند و مردم باورشان شده است! توقعات با مزﻩای از ما دارند: شما که الحمدلله دستتان باز است، شوهر ما برای سی میلیون در زندان مانده! به جان مادرم! من تا به حال سی میلیون یک جا ندیده ام! نمـﻰدانم چه شکلی است!؟ یک نفر یک بار یازده میلیون به کانون کمک کرد و من یازده بالاتر ندیدﻩام!

در مراسمی که در شهر يزد بودیم يك نفر نامه نوشته برای آقای دری نجف آبادی و به من دادﻩاند که شما که هر روز با آقای دری نجف آبادی چای مـﻰخورید بدهید به ایشان!

از یکی از شهرستاﻥها نامه نوشتـﻪاند که شوهر بنده هشت سال در زندان است به خاطر چهار میلیون تومان و برادر شوهر من بزرﮒترین تاجر آهن شهر ما هست و به یک میلیارد مـﻰگوید پول خورد و وقتی از او پول مـﻰخواهم مـﻰگوید باید خودش مخ اقتصادی مـﻰداشت، حالا باید بماند تا آدم شود!

این دین دارد؟ و متأسفانه کسانی که غنی ترند محتاجترند.

قارون که به نان شبش محتاج بود، خدمت حضرت موسی – عليه السلام – رسید و گفت

- پسر عمو! من خیلی وضعم خراب است، وقتی به کوه طور مـﻰروی دعا کن تا خداوند تبارک و تعالی به من روزی بدهد.

موسی در کوه طور دعا کرد و روزی قارون زیاد شد و به جایی رسید که کلیدهای گنجینـﻪهای قارون را کاروان شترها حمل مـﻰکردند. موسی گفت

- پسر عمو شکر خدا وضعت خوب شده، یک چیزی در راه خدا بده!

- زیاد هم آﻥطوری نیست که شما فکر مـﻰکنید! ما با سیلی صورت خودمان را سرخ نگه مـﻰداریم.

- حالا یکی از این گنجینـﻪها را برای خدا بده!

- محال است. زحمت کشیدﻩام.

- صد هزار درهم!

- اصلاً امکان ندارد.

حضرت موسی – عليه السلام – درخواستش را پایین آورد و به یک گوسفند راضی شد، اما باز هم قارون تمکین نکرد. و کار به نفرین کشید و وقایعی که پیش آمد. آیا این فرد دین دارد؟ هر کسی که مـﻰخواهد باشد.

روایتی مـﻰخوانم که یقین دارم هیچکدام نشنیدﻩاید:

وقتی موسی – عليه السلام – برای مناجات چهل روزه رفت سامری مجسمه گاو را علم کرد. او مجسمه را طوری ساخت که باد از یک گوشش وارد مـﻰشد و از گوش دیگرش خارج مـﻰشد و صدایی تولید مـﻰکرد که ملت بنی اسرائیل، که همان زمان هم مثل الان از شعور بهرﻩای نبرده بودند، گفتند این خدا است. زمانی که موسی – عليه السلام – برگشت حکم قتل او را داد ولی خداوند خطاب فرمود که موسی او را نکش، تبعیدش کن. چون من او را دوست دارم، چون سخی است. دست خیر دارد.

خیلی گناه بزرگی مرتکب شده، مشرک نیست، شرک را تبلیغ کرده، نهادینه کرده، خدای دیگری را معرفی کرده، زیر بیرق خدا دکان باز کرده، ولی خدا مـﻰگوید چون دست به خیر دارد و به مردم دیگر کمک مـﻰکند او را نکش، حتی شلاق هم نزن، تبعیدش کن. ایـﻦها دین است.

مـﻰگویند دین به دنیا کاری ندارد، در حالـﻰکه دو سوم دین دنیا است. دنیا را از ما بگیرند دین یعنی نماز خواندن، نماز به چه دردی مـﻰخورد؟ لذا حضرت امام – رحمـﺔ الله علیه – در توصیـﻪهاﻯشان دائم به این قضیه توجه و فكر مـﻰکردند.

 

3. و ما ظهرت فیهم الفاحشـﺔ الا فشی فیهم الموت

نیست جامعه و کسی که فحشا را در خودش بپروراند مگر ایـﻦکه بسیار زیاد مـﻰشود آمار مرگ.

همین موت تفسیر دارد. بعضی از مرﮒها، مرگی است که طرف زنده است اما وقتی نگاهش مـﻰکنیم مـﻰبینیم مرده است، مثل میت شده است، روحیه ندارد، کسل است، افسرده است، احساس بدبختی مـﻰکند، بیماری دارد، دچار افسرگی و اسکیزوفرنی شده است.

در آماری که مدتی پیش از اتریش دیدم میزان خودکشی بر اثر افسردگی در بین جوانان تعداد خیلی زیاد و معتنابهی بود و در ذیل آن اضافه کرده بودند که کسانی که خودکشی کردﻩاند برای رسیدن به هیـﭻکدام از لذﺕهای دنیا هیچ مشکلی نداشتند. هر مدل شهوتی که مـﻰخواستند در اختیارشان بود و وضع مالی خوبی هم داشتند. این آمار کپی یکی از مجلات علوم اجتماعی اتریش بود، خودش تحقیق نکرده بود. آیا انسان با رسیدن به همـﻪی لذﺕهای دنیا انسانیت خود را از دست مـﻰدهد؟ نمـﻰتواند تحمل کند؟ مرگ ایـﻦگونه سراغ این افراد مـﻰآید یا خودش را مـﻰکشد و یا افسرده مـﻰشود. فحشا افسردگی دارد. هیچ راه دیگری هم برایش نیست.

در یک جایی شنیدم که گفتند رنگ سیاه که حجاب بانوان است افسردگی مـﻰآورد. یک نفر دیگر جواب داد که حرف شما درست، منتها نظریـﻪی شما باید کارشناسانه باشد، بیمارهای افسردﻩی جامعه را بیاورید تا ببینیم چند نفرشان باحجاب بودﻩاند! اگر آمارتان درست بود ما قبول مـﻰکنیم.

فحشا افسردگی مـﻰآورد، فحشا ناامیدی و شکست مـﻰآورد. این قول پیامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – است و تمام کارشناسـﻰهای ما هم تأیید مـﻰکند.

 

4. و لا طفف الکیل الا منع النبات و اخذوا بالسنین

در اثر احتکار، کم فروشی، گران فروشی، برای دنیا مردم را تحت فشار قرار دادن اتفاقی نمـﻰافتد مگر ایـﻦکه قحطی مـﻰآید و خداوند دریغ مـﻰکند آسماﻥها را از آن جامعه.

 

5. و لا منع الزکات الا حبس عنهم المطر

جامعـﻪای حقوق مادی الهی را منع نمـﻰکند مگر ایـﻦکه رحمت از آن جامعه برطرف مـﻰشود.

 

و اما نکتـﻪای در مورد حضرت امام خمینی – رحمـﺔ الله علیه – خطاب به جوانان و نوجوانانی که متولدین دهه شصت هستند، کسانی که وقتی امام – رحمـﺔ الله علیه – فوت کردند حداکثر هفت ساﻝشان بود، عدﻩای بعد از سال شصت و هشت به دنیا آمدند و کسانی که قدر این بزرﮒواری که در تاریخ بشریت جزو نوادر هست را خوب نشناختـﻪاند.

 

ما هر چه داریم از امام – رحمـﺔ الله علیه – داریم. خواهش من این است که راجع به زندگی امام – رحمـﺔ الله علیه - یک بررسی بکنند، در اینترنت به سایت حضرت امام – رحمـﺔ الله علیه – مراجعه کنند. مـﻰتوانند وصیـﺖنامه و زندگی حضرت امام – رحمـﺔ الله علیه – را مطالعه کنند، برخی قسمـﺖهایش برای دبیرستانـﻰها مفید است و بعضی از قسمـﺖها برای دانشجویان، و قسمـﺖهایی هم برای طلاب. اصلاً باید از واحدهای درسی طلاب باشد که در بسیاری از حوزﻩها هست. بررسی کنند که امام – رحمـﺔ الله علیه – چه مـﻰفرمایند. یعنی در زندگی امام – رحمـﺔ الله علیه – کنکاش کردن و بررسی کردن که در نوجوانی چه مـﻰکرده، در جوانی چه کار مـﻰکرده، در بزرگسالی چه. امروز ده نفر باید مراقب یک کدخدا باشند که از صراط مستقیم خارج نشود، چه شد که یک انسان به همـﻪی قدرت یک کشور مـﻰرسد، مبسوط الید در کل کشور مـﻰشود، یعنی اگر امام – رحمـﺔ الله علیه – اعلام مـﻰکرد که مثلاً نفری دو هزار تومان به من بدهید، کمتر کسی بود که ابا کند. ایـﻦقدر مبسوط الید و قدرﺕمند مـﻰشود و بعد مـﻰبینیم که هیـﭻگونه بهرﻩبرداری سیاسی، اجتماعی و اعتقادی، یعنی صحبت غیر معصوم گفتن، و مالی و اقتصادی از این قدرت نمـﻰکند.

خداوند مـﻰفرمایند آخرین پلـﻪای که مؤمن طی مـﻰکند، پلـﻪی مقام است. یعنی خداوند مـﻰگوید وقتی ایمان تو در عرش تثبیت مـﻰشود که به مقام برسی و سر جای خود بمانی. این آخرین پله است. فردی به این قدرت در کشور مـﻰرسد و زهد و تقوا و ساعات عبادات و میزانش بیشتر مـﻰشود چگونه زندگی کرده است؟ بعضی اوقات زمزمـﻪهایی تحت عنوان اماﻡزدایی مـﻰپیچد که سعی مـﻰکنند این اتفاق بیافتد، در مدارس و در جاهای مختلف مـﻰبینیم که مثلاً مملکت یک مشکل اقتصادی دارد و خدای نکرده در مورد حضرت امام – رحمـﺔ الله علیه – مـﻰگویند که ما را بیچاره و بدبخت کرد، طرف دهـﻪی شصت به دنیا آمده و نمـﻰداند که دهـﻪی پنجاه چه اتفاقاتی افتاده، اصلاً خبر ندارد که در آن زمان وضع اقتصادی مردم چگونه بوده! قبل از انقلاب فاصله بین فقر و غنا خیلی زیاد بوده و هفتاد درصد گرسنه بودند و سی درصد خیلی سیر بودند، من نمـﻰدانم بودند یا نه، تحقیق کنید. اگر ما مـﻰگوییم بوده شما قبول نکنید، تحقیق کنید.

سیستم اقتصادی آن زمان چگونه بوده، یعنی اگر قرار بود حکومت تا سال هشتاد و هفت ادامه پیدا مـﻰکرد الان چه وضعی داشتیم؟ جهان جهانی است که به این سمت پیش مـﻰرود. عدﻩای روی هوا حرف مـﻰزنند ولی شما تحقیق کنید. ببینید چگونه بوده است. زندگی حضرت امام – رحمـﺔ الله علیه – برای ما الگو است. امام – رحمـﺔ الله علیه – انسان فوﻕالعاده بزرﮒواری بودند.

حرف بسیار بزرگی را از حضرت آیت الله العظمی بهاء الدینی برای کسانی که نشنیدﻩاند نقل مـﻰکنم: «نفر بعد از چهارده معصوم – عليهم السلام – در طول خلقت حضرت امام – رحمـﺔ الله علیه - هستند».

پیامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – فرمودند علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل، علمای امت من از پیامبران بنی اسرائیل برتر هستند. این صحبت آقای بهاء الدینی صحبت انسانی است که همه قبول دارند چشمش باز بوده، دوست و دشمن و این خط و آن خط و هر بچه شیعـﻪای قبول دارد که آقای بهاء الدینی حرف بـﻰخود نمـﻰزند. چرا چنین جملـﻪای گفته شده، باید بررسی کنیم و مراقب باشیم که در مملکت ما اماﻡزدایی نشود. مـﻰدانید که من هر وقت صحبت مـﻰکنم سعی نمـﻰکنم چیزی را به شما دیکته کنم و مـﻰگویم تحقیق کنید. اگر نتیجـﻪی تحقیـﻖتان عکس این شد، به من هم بدهید و مرا آگاه کنید. تحقیق کنید که وضعیت چه بوده، چرا به این درجه رسیده و امروزه تا هر وقت این انقلاب پابرجا است، که ان شاء الله پابرجا است و وصل مـﻰشود به حکومت امام زمان – عجل الله تعالي في فرجه الشريف – هر کسی در هر گوشـﻪی این جهان عبادت مـﻰکند، یک قسمتش مال حضرت امام – رحمـﺔ الله علیه – است. چه کسی جرأت داشت عبادت کند؟ الان شما یک کم ایراد مـﻰبینید مـﻰگویید کانون فلان شد و تحویل نگرفتند، یک زمانی اصلاً کسی جرأت نداشت اسم حسین – عليه السلام – را بیاورد، برخورد مـﻰکردند.

روز اول دانشجو تعهد مـﻰداد که حجابش را برمـﻰدارد. ایران آن روز از ترکیـﻪی الان بدتر بود، الان ترکیه آزادﻯهایی دارد. ایـﻦها را باید دقت کنیم که یک زمان دیـﻦداری در مملکت فوﻕالعاده سخت بود و بنده جوانان آن زمان را که مـﻰبینم غبطه مـﻰخورم از ایـﻦکه تعریف مـﻰکنند که در چه وضعیتی دین خود را حفظ کردﻩاند، هر هفته تفسیر قرآن مـﻰرفتند، قرآن حفظ مـﻰکردند، در دهـﻪی پنجاه و در دبیرستاﻥهای مختلط. به خودم مـﻰگویم که تو اگر در آن دهه جوان بودی مـﻰتوانستی خودت را حفظ کنی؟ نواب صفوی، اندرزگو و بزرگانی که شاگرد امام – رحمـﺔ الله علیه – بودند در سنین بیست و چند سالگی، شهوت نداشتند؟ ایـﻦقدر کتک و زندان و بدبختی و بـﻰچارگی و ...، مرد حسابی مگر بیکاری؟! آدم نسبت به ایمان الان خود احساس خجالت مـﻰکند، ایمان امروزه را نه تنها مفت به ما مـﻰدهند که بابت آن سرویس هم به ما مـﻰدهند.

روز قیامت یوسف را جلوی ما نمـﻰآورند نشان بدهند ، نواب صفوی را مـﻰآورند، اندرزگو را مـﻰآورند، خیابانی را مـﻰآورند و خیلی از افراد دیگر را. بنابراین خیلی دقت کنید که اماﻡزدایی توطئـﻪای است که ساﻝها به دنبالش هستند و ان شاء الله نخواهند توانست به این دلیل که تا این اتقلاب هست و نظام هست و ان شاء الله به حکومت امام زمان – عجل الله تعالي في فرجه الشريف – وصل مـﻰشود نام امام – رحمـﺔ الله علیه – زنده و پاینده است. نسبت به حضرت امام – رحمـﺔ الله علیه – تعصب داشته باشید، مخصوصاً نسبت به قداسـﺖشان.

حضرت آقای امجد مـﻰفرمودند که من خیلی از انسآﻥها را دیده ام که به قبر حضرت امام – رحمـﺔ الله علیه – توسل کرده و چیزی گرفته اند، گره بسیاری از مردم در حرم حضرت شاه عبدالعظیم – عليه السلام – باز نشده و از قبر حضرت امام – رحمـﺔ الله علیه – گرفته اند.

کسانی که براﻯشان مقدور است و اگر مـﻰتوانند مقدور کنند سفر برای ساﻝگرد ارتحال را از دست ندهند. یک سفر زیارتی سیاسی – اجتماعی است.

بازگشت به بالا



برنامه آينده :

جلسات ماه مبارک رمضان 

سخنران  :
حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد

حجت الاسلام شیخ حسن صفری

با مداحی و مناجات خوانی مداحان مطرح کشور
از پنج شنبه  21 مرداد 89
هر شب از ساعت 24

شیراز، حرم مطهر حضرت شاهچراغ (ع)
به همراه پخش زنده اينترنتي

Rahpouyan.com

ويژه نامه شهداي رهپويان







آمار بازديدکنندگان

  281

در حال حاضر :

 18489178

تعداد کل :

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

خانه |  درباره ما |  تالار گفتمان |  خواندني‌ها |  بانك صوت

کانون فرهنگي رهپويان وصال - شيراز :: 2004-2010 ©