Untitled 1
 
New Page 2



 

 

خواندني ها نامه ها

نامه دختر سردار شهيد تجلايي،

  اضافه شده توسط : Admin
تعداد بازديد : 2559 بار
تاريخ : دوشنبه 14 دي 1383

نظرات ديگران (5)

 

نامه دختر سردار شهيد تجلايي،سبز پوش نام آشناي آذربايجان ،به پدرش

بابا !منم دخترت حنانه

مي خواهند از تو بگويم ،از تويي كه نديدمت .مي خواهند از تو بنويسم ،از تويي كه نشناختمت .تويي كه وقتي ده ماه بيشتر نداشتم مانند پرستويي عاشق در بهاري دل انگيزكه همه چيز سر از خاك در مي اورد كوچ كردي و سر بر خاك نهادي .چه بگويم ؟چه خاكي؟چه سر نهادني؟نه !مانند پرستويي عاشق كوچ كردي به شهر آرزوها ،كوچ كردي به شهري كه آرزويش را داشتي .به شهري كه همه كوچه هاي آن رنگ و بوي شما را داشت .به شهري كه هر چه در آن بودعشق بود و شور.نور بودو نور .آخر مي گويند كه هميشه در به در به دنبال نشاني اين شهر بودي.شهري كه روي نقشه نمي تواني پيدايش كني ،براي همين در مناجاتت نوشتي ((خدايا !همه جا در به در به دنبال تو مي گردم و مي دانم كه با شهادت به تو خواهم رسيد))خوب بابا جون ،از من دلگير نشو كه چرا نمي شناسمت ،آخر ،ما كجا و خورشيد كجا ؟براي تفسير شما بايد عشق را ديد.بايد عاشق را شناخت .آخر ،ميداني،از شماها خيلي كم نوشته اند ،از شما خيلي كم گفته اند .مي خواهم بگويم خيلي غريب بوديد ،خيلي غريب هستيد .دوست دارم داد بكشم ،فرياد كنم ،و به همه بگويم آي آدمها !آي پرستو هاي عاشق !آي دلسوخته ها !آي درد هجران كشيده ها !آي در راه مانده ها !آي قلم بدست ها !از پدرم بنويسيد .از پرستوهايي كه كوچ كردند به شهر عشق و شهادت .از پدر هايمان كه به خدا علم هايشان بر زمين مانده ،گرد و خاك علم ها را پاك كنيد ،بدست گيريد علم هايشان را.آي كساني كه با پرستو ها بوديد ،چرا مهر سكوت بر لب زديد ؟از پرستوها بنويسيد :از آنهايي كه يك شبه ره صدساله پيمودند .

مي گويند پدرم فاتح بود،فاتح سوسنگرد .مي گويند در ميدان نبرد چون شير خدا مي جنگيد و در ميدان دعا و راز و نياز زاهدي بود كه ساعت ها سر بر سجاده مي گذاشت .مي گويند غير از خدا از هيچ چيز نميترسيد ،شجاع بود و دلاور.مي گويند قدم هاي محكم و آرامي داشت ،نشان دار بي نشان بود طالب شهرت نبود .مي گويند به من خيلي علاقه داشت ،ولي وابسته نبود .دل به دنيا نمي داد ،عاشق بود ،عاشق بسيج و بسيجي .مي گويند رفت كه من در شام غريبان بنشينم تا بزم ديگران روشن بماند .

بابا جون غروب ها به خصوص غرو بهاي جمعه خيلي احساس دلتنگي مي كنم خيلي دوست دارم ببينمت ولي ،نه !خوشحالم كه نيستي تا ببيني خفاشان شب ،اين جغد هاي شوم ،اين دشمنان دوست نما چه ناله هاي دلخراشي سر مي دهند .خوشحالم نيستي تا ببيني اين انسانهاي كورو كر در مقابل ايثار و فداكاري شما چه علامت سوالي گذاشته اند.اين روز ها مي شود درد غربت شما را در سوسنگرد لمس كرد كه فقط خدايتان با شما بود و رهبرتان و حالا هم فقط خدا با ماست و رهبرمان و همين مارا كفايت مي كند .خوشحالم نيستي تا ببيني قلم هايي كه بايد عشق را تفسير كنند ،عاشق را تعريف كنند ،چگونه تيشه به ريشه ي عشق مي زنند .خوشحالم نيستي تا ببيني كوچه ها ديگر رنگ و بوي شما ها را ندارد ،خيابانها زيبا سازي مي شود .خوشحالم نيستي تا ببيني………

پدر جان اي كاش مزاري داشتي تا شبهاي جمعه به سراغت بيايم و درد دل كنم !نه ،چه مي گويم !؟مگر ميشود عشق را خاك كرد ؟مگر سرخي عشق با سياهي خاك در هم مي آميزد؟هيهات !ما كجا و افلاك كجا ؟!

باز بايد فرياد كشيد كه آي ادمها !بياييد قلم هايتان را با مركب سرخ عشق پر كنيد ،بياييد حماسه ها را به تصوير بكشيد ،بياييد به اين نسل و نسل هاي آينده نشان دهيد كه پيرو حسين بودن يعني چه ؟بنويسيد كه چگونه مي شود غير از خدا هيچ چيز را نديد .بياييد پدرم را …نه …پرستو ها را از قفس آزاد كنيد ،بياييد مرهمي باشيد براي زخمهاي انقلاب .بياييد آب گوارا ي ايثار و فداكاري را به پاي عشق بريزيدتا بارور شود.بياييد براي شناساندن راهشان ؟مقصدشان ،مولايشان كاري كنيم …آيا اين انتظار براي دلهاي كوچك رنجديده اي مثل من انتظار بيجايي است ؟آيا توقع زيادي است كه مي خواهم بدانم در شام غريبان چه كسي نشسته ام ؟

پدرم !اي ستاره بدر من ،اي قهرمان زندگي م ،اي سفر كرده عاشق ،اي كاش مي ديدمت ،اي كاش مي شناختمت .

دختر كوچك حنانه

بازگشت به بالا



برنامه آينده :

جلسات ماه مبارک رمضان 

سخنران  :
حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد

حجت الاسلام شیخ حسن صفری

با مداحی و مناجات خوانی مداحان مطرح کشور
از پنج شنبه  21 مرداد 89
هر شب از ساعت 24

شیراز، حرم مطهر حضرت شاهچراغ (ع)
به همراه پخش زنده اينترنتي

Rahpouyan.com

ويژه نامه شهداي رهپويان







آمار بازديدکنندگان

  315

در حال حاضر :

 18489428

تعداد کل :

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

خانه |  درباره ما |  تالار گفتمان |  خواندني‌ها |  بانك صوت

کانون فرهنگي رهپويان وصال - شيراز :: 2004-2010 ©