Untitled 1
 
New Page 2



 

 

 
New Page 1

سخنران:حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد

موضوع:
یوسف عاشورا - قسمت دوم

مکان:
حسینیه سیدالشهداء


اولین زیبایی

الف:حق محوری

یکی از زیباییهای واقعه عاشورا که از امام حسین یوسفی در جلال و جمال و کمال ساخت بحث حق محوری است که در زندگی و تمام سکنات و کلمات آقا عبدالله الحسین موج می زند.چرا که انسانی که با حق همراه باشد زیباترین نوع انسان را به تاریخ معرفی می کند.انسانها طوری خلق شدند که ذاتا دنبال حقند و اگر ببینند که کسی دنبال حق است او را پذیرا می شوند.مثلا میگه من رییس جمهور فلان کشور را با اینکه نه قبولش داریم و نه اندیشه هایش به ما می خورد و نه سنخیتی با ما دارد چون حق می گوید را می پذیرم
آنها که با دروغها آمیخته می شوند و زندگیشان را با حقها و ناحقها مخلوط می کنند وجدان آرامی ندارند ونفس لوامه شان آنها را نسبت به عملکردشان سرزنش می کند.وحتی اگر به ناحق و زور پولها را پارو کنند به سختی از گلویشان پایین می رود.بنابراین انسانها ذاتا دنبال حقند.
چون فطرتشان آنها را به سمت حق میل می دهد درجهت رسیدن به حق قرار می گیرند.حتی بچه بسیار کوچکی که تازه عقلش راه افتاده می بینی یک جورایی دنبال حق است.مثلا لحنش زمانی که شیشه شیرش را طلب می کند وحتی زمانی که شیر می خواهد گریه می کند در مسیر رسیدن به حق است.
از درد فرار می کند چرا که حق خودش می داند که درد نکشد.و همین انسان زمانی که به حق رسید و رشد و تعالی پیدا کرد و به مقامی نایل آمد علاقه مند است از حقی که بدان رسیده دفاع کند.حالا این حق چه مادی،چه ارزشی واخروی، دوست دارد از حق دفاع کند و این حق برایش محترم است.همین انسان جلوتر که می رود دوست دارد در مسیر حق بذل کند و پول بدهد.مثلا به خانواده ای که یتیمند و محتاج ،کمک می کند.زمانی که ازش می پرسند که چرا پول می دهی و کمک می کنی می گوید:حقِ آنهاست.اینکه من وقتی به فطرتم مراجعه می کنم می بینم اگر خداوند به من نعمتی داده است حق شکرگزاری اینست که مقداری از آن را به این فقیر و یتیم بدهم.
جلوتر که میاد در مسیر این بذل،استقامت می ورزد.افرادی هستند که تنها به زبان می گویند که من از ظالم بدم می آید اما وقتی ازشان سوال می کنی که شما در مقابله با ظالم کاری هم کردی می گوید نه آقا.دقیقا مثل 8 سال دفاع مقدس،که جوانان جانشان را فدا کردند اما بعضی دیگر در خانه تنها ختم لعن عمر گرفته بودند.در حالیکه لعن کردنِ تنها فایده ای ندارد و همچین شخصی حق مدار نیست!

لعنت ظالم بدون گرفتن یقه او سودی ندارد . ما وظیفه مون یقه گیریست نه لعن تنها .
در داستان ها داریم که روزی مظلومی نزد شاهی رفت جهت احقاق حقش از حاکم شهرشون . شاه ان حاکم را نفرین کرد . شخص راهشو کشید و رفت ..... حاکم گفت کجا ؟ گفت می رم پهلوی ننه ام !!! اگه به نفرین کردنه اون بهتر نفرین می کنه !!


حق محوری استقامت و دفاع لازم داره و آخرین قدم حق محوری آرامش فکری انسان است شما وقتی به حق رسیدی از حقت دفاع می کنی و به یک آرامش روحی دست پیدا می کنی که زندگیت از همه تلاطم ها دور میشه چون وظیفه ات را خوب انجام دادی.بنابراین اگر از حق دفاع کنی و سپس بذل کنی و بعد در مسیرش استقامت بورزی به آرامشی خواهی رسید که راحت بخوابی راحت غذا بخوری و از ازدواج و زندگیت لذت ببری.


مسیر زیبایی که آقا به ما آموخت اینست که فرمودند:انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی الیوم القیامه .....در روز قیامت در مسیر حق،کسانی که شما را دوست دارند من نیز آنها را دوست دارم و کسانی که با شما دشمند و من نیز با دشمن خواهم بود.

وقتی آقا علی اکبر،به نزدیکیهای کربلا رسیدند امام حسین از وضعیت روحیشان معلوم بود که وضعیتی بحرانی در پیش است.نگاه همراه با مهر و وداع بود.آقاعلی اکبر رو به پدر کردند و گفتند:

آقاعلی اکبر:قضیه چیست که شما اینقدر ملتهب هستید؟

آقا ابا عبدالله: آخر اینجا کربلاست.

آقاعلی اکبر:.پدرجان آیا،ما، در این مسیربه حقیم؟

آقا اباعبدالله:بله پسرم

آقا علی اکبر:یعنی ما عادلیم و آنها ظالم؟

آقا اباعبدالله:بله پسرم

آقا علی اکبر:راه دیگری نداریم؟

آقا ابا عبدالله:نه پسرم

آقاعلی اکبر:آخرش کشته شدن است؟

آقااباعبدالله:بله پسرم!

آقا علی اکبر:اگر مسیر ما بر حق است از بذل واستقامت و
شهادت در راه حق،چه باک!

آقا ابا عبدالله خیلی خوشحال شدند و گفتند پسرم،امید دارم که خداوند بالاترین و بهترین پاداشی را که یک پدر برای فرزندش می خواهد را به تو بدهد و بر تو گوارا باد جام شهادت!


چه صحبتهای عجیبی!!!پسرش را بزرگ کرده، بهترین و زیباترین جوان آلِ هاشم شده و الان پدر است که می گوید گوارا باد بر تو جام شهادت.
شب عملیات کربلای 8، پدر شهید علی مقدسیان اومده بودند منطقه.مقدسیانی که مفقودالاثر شده بود و بعد از چندین سال،جنازه اش را آورده بودند.یادمه در آخرین لحظات،2-3 بعد از ظهر توی خرمشهر،اونجا بچه ها نماز و ناهارو وسایل رو برداشتند که بروند و حرکت لو نره و همگی 7-8 شب به خط برسند.اونا در محوطه مدرسه جمع شده بودند و خداحافظی می کردند.من هم وسط خداحافظی ها بودم.پدر علی مقدسیان اومده بودند جبهه و راننده یکی از وانت ها بودند و نگاه می کرد به جمع بچه ها و با چشمهاش داشت پسرش علی رو تعقیب می کرد و من از لرزش لبهایش دیدم که چقدر ملتهبه.یکدفعه دیدم علی برگشت به سمت تویوتا تا خداحافظی کنه و بعد دیدم پدر با بهجتِ تمام از پسر،خداحافظی کرد و بعد که زیبایی شهادت مشخص شد آخرین لحظه ای که قرار بود همدیگر رو بغل کنند سراشون به موازی همدیگه،به محض معانقه دیدم تمام صورت پدر فشرده شد و دوباره با بهجت جلو اومد. در اون لحظه ناخوداگاه یاد وقایع کربلا افتادم (تلفیق زیبای عشق و پدر و پسر)

دیدن ناحق در جامعه آن روز و جامعه امروز

در شرح الاخبار نقل شده : ( آیا دیدگاهی که امام در آن زمان داشتند در این زمان،ما دارا هستیم؟) زود چهره دنیا دگرگون گشته.زشتیها آشکار شده و نکوییها رخت بربسته(وقتی به خیابانها نگاه می کنی از نیکویی اثری نمی بینی و آنقدر زشتیها رو آمده که بیشتر،زشتیها را می بینیم)
از فضایل انسانی چیزی نمانده.اسم ایثار و اخلاق و ارزشها در جهان 7 میلیاردی ِ ما دیده نمیشه.ارزشها تماما شده پول،قدرت،ثروت و شهوت .که در جامعه شیعه ی ما کمرنگ تر و در بقیه جوامع بسیار پررنگ تر.دقیقا مثل جامعه برره که تمام حواس انسانها معطوف است به مسائل مادی.اگر آن فروشنده به تو لبخند می زند نه اینکه مهر تو را در دل دارد بلکه چون پول تو را می خواهد .و بیشتر لبخندها دنبال جویی منفعت های شهوانی و مادی است.
کمتر دوست داشتنی وجود دارد که در آن انسان احساس کند که این قلبش برای تو می تپد.به محض اینکه این منفعت کنار رفت،این مهر هم از بین می رود.چه بسیار دختران و پسران و جوانان و بزرگسالانی که در اثر آفتی در صورتشان،مهر قلبی ِ طرف مقابل هم، از دلشان بیرون رفته است

ابزار بندگی

آقا اباعبدالله از این دنیا معترضه. پسر فاطمه را،کسی به خاطر فاطمه دوست ندارد.اگر خیلی ها به سمتِ کوفه حرکت می کنند به خاطرِ باغها و مقامهای کوفه هست
از فضایل انسانی چیزی نماند ،مگر اندکی،مثل قطرات ته مانده آب از ظرفی.(این دیگه فقط دکوره.خیلی از این تعارف ها و صحنه ها و بفرماییدها و در خدمتیم و چاکریم و نوکریم کاملا دکوریه).دقیقا هم در زمان ابا عبدالله همین مسائل بود. روحی فداک...بابی انت و امی...و...
آقا ابا عبدالله در زمانه ای قرار داشتند که برخی از پیرمردهای ِ کوفه به خاطر نیم کیلو خرما،شمشیرهایشان را تیز کردند تا سر پسر ِ فاطمه را جدا کنند.و ابن زیاد کسی بود که در زمان حقوق دادن بعضی ها را به خاطر نیم کیلو خرما،فریفت.
براستی مردم در زمانه ی رقت باری زندگی می کنند که به حق رفتار نمی شود. از باطل جلوگیری نمی شود.زندگی در این حال،چیزی جز نکبت و رنج نیست.این زندگی که دیگر به درد حسین نمی خورد
و اما وظایف ما:


1.پیدا کردن حق

2.فریاد زدن برای حق

3.رفتن در مسیر حق

4.بذل در مسیر حق

5.استقامت بر این بذل

6.رسیدن به فنا و آرامش


جدا آنهایی که ابا عبدالله را ترک کردند چقدرِ دیگه زندگی کردند؟آیا حق، ارزش ِ اینو نداره که زندگی فراموش بشه؟
در روایت داریم وقتی عمر را بین بنی آدم تقسیم می کردندانسان را آوردند که عمر را تقسیم کنیم.به سگ گفتند:40 سال عمرته.گفت:20 سال بسمه.آدم دوید اومد جلو گفت بده من.اینجا بود که عمر آدم شد 40 سال.نوبت الاغ رسید بهش گفتند 40 سال عمرته.گفت:چه خبره.20 سال بسمه.آدم باز اومد جلو گفت من می خوام.شد 60 سال. و نفر سوم یعنی جناب گاو تشریف آوردند.به گاو هم گفتند 40 سال عمرته. گفت 20 سال بسمه.آدم گفت:اینم بده من.شد 80 سال.
لذا آدم تنها 20 سال،مثل آدم زندگی می کنه.20 سالِ اولش مثل گاو هیچی نمی فهمه.20 سال دومش،مثل الاغ،خرحمالی می کنه .و 20 سال آخرش هم سگ دو می زنه تا به جایی برسه.
اگر تویِ 20 سال دوم خوب کار کردی از جیبِ مادی و معنویت می خوری.مستضغفِ به معنای واقعی.اصل انسانیت در مسیر دفاع از حق و استقامت در آن راستاست.
زیبایی بعدی:

ب:عدالت جهانی

ما در جهان،اکثریتی داریم که مشغول چپاول و خوردنند و اکثریت مطلقی داریم که در حال فاصله گرفتن از حقند.
توماس می نویسد:گاه گاه باید به خاطر دفاع از حق و آزادی،خونِ ظالمین را بر زمین ریخت و درخت را با خون آنان آبیاری کرد.
کار غرب به جایی می رسه که میگه ما اصلا دموکراسی نداریم و دموکراسی یعنی دیکتاتوری توده ها.لیبرالیسم ها هر چی گفتند همون میشه دموکراسی .و آیا در جهان امروز،بویی از عدالت به مشام می رسد؟؟تو اونجا اگر جرات داری بگو هولوکاست فلانه.بیچاره میشی
.

توماس جفرسون می گوید : درخت آزادی را گاهگاه باید از خون ستمکاران و مخالفین آزادی سیراب کرد وگرنه خشک میشود .

حال ببینید این جمله تئوریسین دمکراسی غرب رو چگونه در الجزایر و ترکیه و فلسطین تفسیر می کنند !!!!!؟

زیبایی بعدی

ج:عزت مداری

نسبت به دشمنان اول از همه.هر وقت دیدی دشمنانت به تو مهر می ورزند آنهم بیشتر از حد از آنها پرهیز کن.مهر دشمنان همانند مهر انسانی است که استخوانی را تعارف می کند که بفرما بخور و بعد که سگ به استثمار درآمد لحن هم عوض می شود. پاشو.بشین.برو.بیا و...

پس هرگاه دیدی زیاده از حد روی خوش به تو نشان دادند بترس
دناعت و فسق در یزید آشکار بود.یزیدی که رسما نماز نمی خواند و مشروب می خورد.در زمان معاویه فسق به این آشکاری نبود.گرچه زمانی معاویه رفت نماز بخونه در حالی که مست مست بود.بعد از اینکه دو رکعت نماز خواند مجددا دو رکعت خواند.پرسیدند:چه خبره؟گفت:الان فول فولم بذارین تا ظهر بخونم.
لذا در مقابلِ این فسق آشکار و پستی آشکار شعار آقا ابا عبدالله مشخص شد هیهات من الذله.
هیهات یعنی انسانیت،ولایت،رگ و ریشه و خون و اجداد ماقبل و مابعد من حرامست از ما که در مقابل کسی که فسق ِ آشکار دارد سر تعظیم خم کنیم ولو 100 میلیارد تومن برامون داشته باشه.اگر می دانیم که این شخص فسقش آشکار است اجازه تواضع در مقابلش ندارم.من اینقدر به خدایِ خودم و حق علاقه دارم،اینقدر عزت مدارم، که اگر هم کسی قصد مخالفت با ارزشهای من را دارد به هیچ وجه سر تعظیم خم نمی کنم

انواع عزتها:

عزت در علم:

علماء عزیزند نزد خدا و چون نزد خداوند عزیزند نزد خلق نیز عزیز می شوند

اقتصاد:

ما نباید دستمان را در مقابلِ هیچ کس دراز کنیم.
مساله شرعی:آیا پولی که برای جلسات می رسد را باید دقت کنیم از کجا می رسد؟
جواب:این پول حلال است. چون در وادی امام حسین پاک و حلال می گردد

عاطفه:

عزتت را در عاطفه رعایت کن.برادر من و خواهر من ،حق نداری برای ارضایِ قلبی دست گدایی و کاسه دریوزگی دراز کنی که تورو خدا به من محبت کن.هر کس جواب سلامت رو داد که داد، در غیر اینصورت رهایش کن.چرا خود را به پستی می آلایی؟مایه تعجب و شگفتی است که انسانی به کسی اظهار علاقه کند و آن شخص پس بزند و تو باز به سمتش بروی.حق نداری به خاطر گدایی محبت، کاسه ی گدایی دست بگیری . ابدا !

عزت در دین:

دین عزیز است.گرامی بدار دین را،تا خداوند به تو عزت دهد.نماز اول وقتت را به تاخیر مینداز و نسبت به امر به معروف و نهی از منکر مسلط باش تا خداوند به تو عزت دهد.گناه را ترک کن تا خداوند به تو عزت دهد.همچنین کسی نباید احساس پستی کند در قومیت و ملیتش.مال هر ده و روستا یی که هستی کرد و بلوچ و ترک و عرب هم که باشی برای خودت عزت داری.و همه عزت مناسب خودشون رو دارن.

زیبایی بعدی:

د:وفا

وفایی که امام،به بهانه این وفا،جان خودش را هدیه کرد
آقا اباعبدالله خطاب به پیروان واصحابش فرمودند:من به خوبی و وفاداری شما اصحاب در میان آدمیانِ تاریخ،اصحابی را ندیدم و به خوبی شما و این خاندان هم کسی را سراغ ندارم

آقا امام سجاد فرمودند:
اگر خود شمر،همان خنجری که سر پدر را جدا کرد نزد من به امانت بگذارد صحیح و سالم به او تحویل می دهم!


عناصر وفا:

1.وفاداری

2.تدبیر

3.حسن خلق

4.حیا

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
وفا را در ابالفضل ببینید که وقتی امام فرمود بروید جواب دادا برویم ا بعد از تو زندگی کنیم !!!!؟

فقبح اله العیش بعدک ..... وای چه زشت است زندگی در دنیا بی تو !!!؟

اما آخرین جمله

وفاداری اباعبدالله در این زمانه چگونه اثبات می شود؟فریاد هل من ناصر ینصرنی به معنای این بود که علی اصغر را هم به میدان بکشد و ذبح کند؟فریادی که در طول تاریخ و همین امروز در گوش تو داره زمزمه میشه.هل من ناصر ینصرنی!؟
آیا کسی هست آنقدر آزاده باشد تا وفاداری،حیا،تدبیر،حسن خلق را در هم مخلوط کند و برای این دین و انسانیت و ارزشها یک قیام و خیزشی به لبیک هل من ناصر ینصرنی....بدهد
آیا مدبری هست برای امروز جامعه فکری کند؟
آیا کسی هست که علی رغم همه رنجها و تهمتها و مسخره کردنها حتی با دشممنانش با حسن ظن و مدارا ومهر برخورد کند تا بفهمد که مکتب حسین یعنی چه؟
آیا کسی هست در جامعه که حیاء را سرمشق خودش قرار دهد؟چشم بی حیا و دریده نداشته باشد؟
مزاحمت ایجاد نکند .بلند صحبت نکند و در مقابل پدرش پایش را دراز نکند و سعه صدر داشته باشد؟
آیا کسی هست در این دنیای پر از سیاستهای شیطان قدمی برای رسیدن به عدالت بردارد؟
آیا کسی هست در روابط عاطفی،اول خدا و بعد خلق خدا و برای هیچ عشق غیر خدایی خداوند و ارزشها را زیر پا نگذارد؟
آیا کسی کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا هست؟
آیا کسی هست که بعد از محرم ، امام حسین را در باغچه دلش دفن نکند؟
آیا کسی هست صدای فقرای ممالک را بشنود؟به خاطر آنها کمتر بخورد و کمتر بخوابد؟اشک حسین به خاطر فقر است.
آیا کسی هست به دنبال سربلندی شرف و دین و امام زمان و...باشد؟
آیا کسی هست که تا ظالمی در جهان ظلم می کند دست از مبارزه نکشد؟
آیا در میان اینهمه انسانهایی که با مردمک چشم میبینند ولی با چشم سر درک نمی کنند او در اثر عبادت چشم دلش باز شده باشد؟
آیا کسی هست که همچنان که از نعمتها استفاده می کند یادش باشد که ممکنه شب آخرش باشد؟
هل من ناصر ینصرنی؟
آیا کسی هست که دنبال امنیت باشد و به آرامش واقعی برسد؟
الا بذکرالله تطمئن القلوب
آیا کسی هست وقتی ناراحته وضو بگیره و در مقابل خداوند بایستد و دو رکعت نماز بخواند؟
آیا زن و مردی هست غیرت داشته باشد که محکم بایستد و بگوید تا جان در بدن دارم و تا نفس دارم اجازه تعرض به ناموس مسلمین را نمی دهم؟
آیا زنی هست که شلاق بخورد اما به جای اینکه صورتش را پنهان کند چادرش را سفت بگیرد و عفتش را رعایت کند؟
آیا کسی هست که درد بکشد و تیر بخورد و زحمت بکشد درزیر آفتاب گرم و سوزان.پوستش خشک بشود و ترک بخورد و زبانش طوری خشک شود که کلام را درست نتواند ادا کند اما تا گفتند حی علی الصلاة فورا بگوید:

قدقامت الصلاة؟
هل من ناصر ینصرنی؟
 

بازگشت به بالا



برنامه آينده :

جلسات ماه مبارک رمضان 

سخنران  :
حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد

حجت الاسلام شیخ حسن صفری

با مداحی و مناجات خوانی مداحان مطرح کشور
از پنج شنبه  21 مرداد 89
هر شب از ساعت 24

شیراز، حرم مطهر حضرت شاهچراغ (ع)
به همراه پخش زنده اينترنتي

Rahpouyan.com

ويژه نامه شهداي رهپويان







آمار بازديدکنندگان

  220

در حال حاضر :

 18603128

تعداد کل :

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

خانه |  درباره ما |  تالار گفتمان |  خواندني‌ها |  بانك صوت

کانون فرهنگي رهپويان وصال - شيراز :: 2004-2010 ©