سخنران:حجت الاسلام انجوی نژاد
مكان:حسينيه سيدالشهداء-خيابان شهيد آقايی
عنوان:شرح دعای بيست و يكم از دعای صحيفه ی سجاديه(قسمت هشتم)
واستعمل بدنی فيما تقبله منی,واشغل بطاعتك نفسی عن كل ما يرد علی,حتی لا احب شيئا من سخطك,ولا اسخط شيئا من رضاك,الهم صل علی محمد و آله,و فرغ قلبی لمحبتك,واشغله بذكرك,وانعشه بخوفك و بالوجل منك,وقوة بالرغبة اليك,وامله الی طاعتك,و اجر به فی احب السبل اليك,و ذلله بالرغبة فيما عندك ايام حيوتی كلها,واجعب تقواك منالدنيا زادی,والی رحمتك رحلتی,وفی مرضاتك مدخلی,واجعل فی جنتك مثوای,وهب لی قوة احتمل بها جميع مرضاتك
واستعمل بدنی فيما تقبله منی:بدنم را به كاری وادار كه مقبول تو باشد,و مرا با با قرار دادنم در گردونه ی طاعت از هر انديشه ی خلاف بازدار,تا چيزی را كه تو نمی پسندی نپسندم و چيزی را كه از آن خشنودی ناپسند ندارم. واستعمل بدنی فيما تقبله منی:بدنم را در آن چيزی كه می پذيری به كار دار.يكی از قسمتهای طاعت و عبادت به بدن بر می گردد.كه اين طاعت در بدن چند مدله.از اون مدلهايی كه خداوند تبارك و تعالی می پسندد و دوست دارد ما می خواهيم صحبت كنيم.اينكه بدن ما ابزار و وسيله ای برای گناه باشد يك بحث جداگانه ای است كه الان در مقام دعا به آن نمی پردازيم.در مقامی كه الان هستيم در مقام طاعت و عبادت است.طاعت بدنی اولين قسمتش بر می گردد به عبادات خاص يعنی طاعت و عبادت كردن به وسيله ی بدن در عبادتهايی كه بدن ما با اين عبادت درگير می شود.مثل همين روزه ای كه توفيق داريم و می گيريم يا نمازی كه توفيش باشه و می خونيم.يا عبادتهای اين تيپی.عبادتهايی كه به بدن يك فشارهايی رو وارد می كند.
اثرات طاعت بدنی:
اثر اول:
1.وقتی انسان طاعت بدنی می كند,بدنش رو از رجس و از حرام و از گناهان هم پاك می كند و هم بيمه می كند.حتی زبان يعنی ذكر يك طاعت بدنی است.وقتی ميگن كه اين طاعت رو انجام بده بيمه كردنش هم هست.رواياتش رو در ماه مبارك رمضان حتما برادرها و خواهرها شنيدند كه اگر كسی طاعت بدنی ذكری انجام دهد تحت اين منوال كه قبل از افطار و بعد از سحری يك بار سوره ی قدر را بخواند در طول روز اين شخص اگر بميرد ثواب شهيد رو داره و حتی نفسهای او نفسهای شهيد محسوب می شود و اين اثراتی است كه طاعت بدنی بر روح ما دارد.برخی فكر می كنند كه ما بايد فقط در ذهنمون عبادت كنيم و طاعت بدنی لازم نيست.ميگه اگر نيتت لله(برای خدا)باشد ديگه شما در تمام طول روز بيمه ايد.
می فرمايند نه.اينجا رسما امام سجاد(ع) دستور می دهند تلويحا دارد از خداوند درخواست می كند ولی داره به من و تو دستور می دهد كه واستعمل بدنی فيما تقبله منی:اون چيزايی كه از من توقع داری در طاعت بدنی هم به من توفيقش رو عنايت كن.
بنابراين اثر اولش اثر وضعی است.يعنی بيمه می كند بعد را و پاك می كند ماقبل را!
اثر دوم
اثر دوم رنجی است كه بر بدن حاصل می شود.
اين رنج چه كاری را انجام می دهد؟وقتی نعوذ بالله گناهی را انجام می دهيم بر بدن ما رجس وارد می شود يعنی بدن ما كثيف ميشه سلولهای بدن ما ناپاك می شود.وقتی انسان عبادت انجام می دهد اگر اين عبادت يك مقداری زحمت بدنی داشته باشد سلولهای بدن را پاك می كند.درروايتی داريم كه آمد خدمت آقا اميرالمومنين و عرض كرد فلان نماز خيلی طولانی و كمرشكن است .آقا فرمودند:يادت بياد از زمانی كه اين بدن از گناه كردن لذت می برد.اينجا بايد به اين ديد نگاه كنيم كه بعضی وقتها لازم است كه ما به بدنمون يك فشاری بياريم مثل روزه و اين ضعفی كه بر ما مستولی و چيره می شود در حقيقت بدن رو از لذتهايی كه از گناه برده و سلولهای بدن رو نجس كرده اين بدن رو پاك می كند.اين دومين اثر طاعت بدنی است.
در روايت ديگه داريم كه آقا امام باقر(ع) فرمودند كه:برای يك گناهت استحقاقش اينست كه برای يك گناه تو بايد آنقدر به بدنت فشار بياری و تا آخر عمر آنقدر سجده بری كه تمام زانوهات پيله بزنه و آنقدر اشك بريزی كه جوی خون از چشمهات جاری بشه!
حقيقتش اينه اما چون كرامت خداست,خدا گفته كه ما سخت نمی گيريم,اشكالی نداره.يه توبه ی عادی می كنی و پشيمان ميشی و ما قبول می كنيم.

در دومين اثر معرفت ما ايجاب می كند حداقل به اندازه ی لذتی كه انسان بدنش از گناه برده به اين بدنش يك كمی سختی عبادت بده.
اثر سوم
اثر سومی كه طاعت بدنی بر روح ما مترقب می كند اينست كه بدن مارا آماده می كند . برای خداوند تبارك و تعالی برای طاعات ديگر.يعنی بدن انسان خو می گيرد.اولش بسيار سخته كه بر اين بدن فشار بياری و نيمه شب از خواب بلند بشی و آرام آرام ياد می گيری كه سحرخيز بشی.آموزش و اطاعت ميده.بدنهايی كه خودشون رو در مسير غيراطاعت خداوند تبارك و تعالی به تكلف و سختی و زحمت ميندازن هم در جهاد اصغر كم ميارن و هم در جهاد اكبر.يعنی اگر فردا ان شاءالله دعای پير راحلمون حضرت امام (ره) مستجاب بشه و دوباره باب شهادت باز شود و انسان دوباره توفيق جهاد پيدا كند بدنهايی به اين توفيق می رسند كه قبل از اينكه اين باب باز شود با عبادت به خودشون سختی و تكلف داده باشند.نازپرورده های بدنی در بارگاه خداوند تبارك و تعالی توفيق جهاد پيدا نمی كنند چون نازپروردست.پس انسان بايد بدن رو به سختی عادت دهد كه بتواند اگر روزی اطاعت و طاعت و عبادت براش سخت شد از اين سختی بگذرد و داخل سختی شود.بعد كه انسان داخل ميشه يعنی همين كنكورش رو كه رد می كند و وارد دانشگاه انسان سازی كه می شود وارد جهاد اصغر كه ميشه,وارد جهاد اكبر كه می شود بعد ديگه اخت ميشه خودشو نشون ميده و لذت می بره.لذا تو ايام دفاع مقدس هم هستيم و سعی می كنيم اشاراتی هم به اون زمان داشته باشيم.لذاخيلی از مشكلات بسيار سخت بدنی برای بچه های زمان جنگ چون كنكور رو رد كرده بودند خيلی ساده بود و خيلی راحت باهاش برخورد می كردند.كسی كه می تونست چهارده پانزده ساعت نگهبانی بده در گرمترين هوا اين شخص طبيعتا خيلی راحت هم برای نماز شب بيدار می شد.و كسی كه خيلی راحت برای نماز شب بيدار می شد خيلی راحت هم می تونست بره برای خدا نگهبانی بده اينها عمدتا با هم ملازمه داشت.لذا اينها ميشه اثرات طاعت بدنی.بنابراين انسان بايد اين كنكور رو رد كنه.انسانهايی كه فراری هستند مثلا ماه رمضان رو با اينهمه بركتش در نظر می گيره به لحاظ اينكه بنده خدا روزه گرفتنش براش سخته و به بدنش فشار مياد از ماه رمضان فراريه.اينهمه بركت رو از دست داده.در صورتی كه بدنش اگر بدن نازپرورده ای نبود اينهمه بركت بی استفاده نمی موند و می تونست در ماه رمضان از اين بركات استفاده كند.
نوع ديگر از طاعات بدنی عبادات عام هست.
عبادات عام يعنی كارهايی كه هم ميشه عبادت باشه و هم ميشه عبادت نباشد.مثلا عرض می كنم نماز واقعی.نمازی كه باطل نيست.يك نمازی هست كه با رياست و باطله,يك نمازی هست با وضو وباطله,يك نمازی هست كه رو به قبله نيست و باطله. بنابراين نمازی كه باطل نيست و همين نمازی كه تو می خوانی اين عبادت خاصه برای اينكه نمی شود كه انسان نماز بخواند ولی عبادت نكند.اما عبادت عام چيزهايی است كه شما می توانی انجام بدهی اما عبادت نباشد.مثلا عرض می كنم شما بری كار خير بكنی پولاتو برای محرومين خرج كنی .ميشه عبادت باشد ميشه هم عبادت نباشد يعنی كار خير هر دو جنبشو داره.نه كه بگيم ريا باشد نه.باطل نشدش ميشه عبادت نباشد.يعنی شما به چه نيتی انجام بدی؟دلت می سوزه صد تومن به يك نفر ميدی.اين شايد عبادت محسوب نشود برای اينكه اين بابا دلش سوخته.
شما می تونی حتی مسلمون نباشی و وكار خير انجام بدی آيا اين عبادت محسوب ميشه؟ما در سيره ی علماء و گفتار بزرگانمون داريم كه ميگه در خونه ی اهل بيت هر كس بيايد يك چيزی به او می دهند.يعنی هر كسی كه بياد يك سرويس از اينا می گيره اما شما فرض كنيد شمربن ذی الجوشن بره در خونه ی اهل بيت در بزنه اين در به روش باز ميشه يه چيزی هم بهش ميدن اما تمام چيزهايی كه بهش ميدن چيزای ماديه.اگر چيزای معنوی می خواهد بايد انسانی باشد كه محب اهل بيت باشد,بايد انسانی باشد كه خالص باشد (الطيبات لطيبين)يعنی اينكه خداوند شرط گذاشته.طيبات يعنی خوبيها,خوبيهای معنوی رو به پاكان ميدن.پس اين در خونه ی اهل بيت زدن می تواند عبادت باشد می تواند هم عبادت نباشد.اگر عبادت باشد كه الطيبات لطيبين,اگر هم عبادت نباشد يك سود مادی گيرش اومده.ما كم نداشتيم كسانی كه در خونه ی اهل بيت رفتند و تقاضای كمك كردند و اهل بيت هم بهشون كمك كرده.به بعضيها كمك مالی كردند,به بعضيها كمك عاطفی كردند,به بعضيها كمك اعتباری كردند.ما داريم كه اميرالمومنين حتی به كسانی كه به كيش اسلام نبودند و مسلمان نبودند هم كمك می كردند.اين ميشه طاعت بدنی بر عبادت عام.اينجا بايستی انسان اين زحمتهای بدنی كه ميشه خالصانه به نيت خدا و برای خدا انجام بده.
امام اينطوری دعا می فرمايند;كه خدايا به ما توفيق بده كه طاعات بدنی در مسير رضايت و قبولی تو باشد
واشغل بطاعتك نفسی عن كل ما يرد علی,حتی لااحب شيئا من سخطك:خدايا يك كاری بكن كه از اون چيزهايی كه تو دوست نداری من خوشم نيايد
.يعنی مسيری كه اهل بيت دارند برای ما باز می كنند يك مسير كاملا توسليه.يعنی تو اينهارو بايد از خدا خواهش كنی.وقتی ما تو دعاهامون ميگيم كه خدايا ميل و محبت گناه رو از دل ما خارج كن يعنی چی؟يعنی اين كار از توان من خارجه.ان النفس لامارة بسوء:من خودم دائم داره ميل به گناه در دلم زنده تر و تقويت ميشه.لذا بايد از خداوند تبارك و تعالی خواهش كنی.برادرها و خواهرها هميشه مسير توسل رو در نظر بگيرند.بيشتر از اينكه ما خودمون بخواهيم زحمت بكشيم توسلات ما جواب ميده.
ولا اسخط شيئا من رضاك:واز چيزی كه تو دوست داری من خشمگين نباشم.بعضی از چيزهايی رو كه خداوند دوست داره ما دوست نداريم .دلمون هم خوشه عبدالله هستيم.بنده ی خداييم.بنده اون كسی هست كه از چيزی كه ارباب و مولاش خوشش مياد اونهم خوشش بياد.
منظورمون نماز و روزه و...نيست كه بگی الحمدالله ما خوشمون مياد.منظورمون چيزهايی است كه الان تو ازش گله می كنی .مگه خدا نخواسته؟ميگه اينها رو هم كاری كن كه خدايا من خوشم بياد.در دعای شرح بيست و يكم ماه مبارك رمضان آقا امام سجاد خداوند تبارك و تعالی را در يك مخمسه ای قرار ميده كه خيلی اين مخمسه شيرينه.چقدر وقتی روابط بين انسان و خدا ,حالت عاشق و معشوق به خودش می گيره جملات زيبايی از دهان عاشق خارج می شود و بهتر بگيم از دهان معشوق.چون خدا عاشق ماست
.
امام سجاد خدا رو در يك مخمسه ای قرار ميده و راه بازگشت هم برای خدا نمی گذاره.ميگه دو راه بيشتر نداری ,خدايا دو كار بيشتر در حق من نمی تونی انجام بدی.چون تو كريمی از اين دو گزينه يكی رو انتخاب كن.
1. يا من را راضی كن به آن چيزی كه برای من موجود است يا به من قدرتی بده كه هر چيزی كه برای من می فرستی من راضی و خوشحال بشم.يعنی ارتباط اينطوری ميشه كه خدا راضی ما راضی.
يا قضا و قدرت رو تغيير بده2.
خيلی جرات می خواد كه يك كسی با خدا اينطور صحبت كند.ميگه يا منو راضی كن يا قضا و قدرت رو تغيير بده .ببينيد اين مسير چقدر مسير توسله.خدايا مگه تو قادر نيستی ولی من از قدرتت دو گزينه برای تو انتخاب می كنم.ببخشيد كه داريم بهت دستور ميديم اما يا منو راضی كن به اون چيزی كه برای من موجوده يعنی خوشحال از ماه رمضان بيرون برم.طوری كه هر اتفاقی برای من بيفته من اصلا نگران نباشم يا قضا و قدرت رو تغيير بده كه اگر من راضی نميشم تو يك كار ديگه ای كنی كه من راضی بشم!
جملات,جملات بسيار پرجراتيه.يعنی فقط يك عبدی مثل آقا امام سجاد كه در آخرين درجه ی عبوديت و بالاترين پلكان ايمان و در مقام عصمت است می تواند اينقدر با قدرت و قوت با خداوند صحبت كند.
وفرغ قلبی لمحبتك:خدايا به من يك آسايش و يك وقت خالی بده كه اين قلب بشينه با خودش حساب كتاب كنه و فقط و فقط محبت تو را قبول كند و اگر اين قلب من,محبت خلق را دارد فقط به اين دليل كه تو فرمودی.در مسير محبت تو,در طول محبت توست نه در عرض محبت تو.
واشغله بذكرك:قلب من رو با ذكر خودت مشغول كن.الحمدالله رب العالمين شيطان در ماه رمضان در غل و زنجيره برای كسانی كه سراغش نروند اما اگر سراغش رفتی تشريف ميارن.اما ما يك عده ای هستيم كه كاری به كار شيطان نداريم,سراغش هم نمی ريم.اعوذ بالله هم ميگيم اما شيطان خودش به زور مياد وسوسه می كنه.اين مسير در ماه رمضان بسته است.اما اگر كسی خودش بره در خانه ی شيطان رو بزنه تشريف دارن حاج آقا.لذا يكی از ذكرهايی كه بسيار بسيار مثمر ثمر است و بسيار شيطان را زمين می زند,واشغله بذكرك است.بزرگان ما,علمای ما,كسانی كه مجرب هستند و خودشون هم گفتند و من ازشون شنيدم فرمودند كه:من سه هزار تا ولی خدا رو ديدم.كه البته من اين سه هزار تارو گردش كردم .واز اين سه هزار تا ولی خدا ,من سوال كردم چه كنيم كه شيطان رو داغونش كنيم؟نقطه ضعف شيطان چيه؟ايشون فرمودند نقطه ضعف شيطان را بايد بگردی از تو آيات قرآن پيدا كنی.گفتيم آقا چجوری؟فرمودند:آقا اينطوری كه شيطان زمانی كه از من و شما شاكی شد بعد گفت:برعليه آدم توطئه می كنم.بعد گفت توطئه ی من طوری هست كه كاری می كنم كه شما بنی آدم را شاكر نيابيد.ولا تجد اكثرهم شاكرين.لذا فرمودند:كه پوز بند شيطان الحمدالله رب العالمين است.يعنی انسانی كه شاكر است و در همه حال خدا رو شكر می كنه انسان رو از خودش نااميد می كند.پوزبند يعنی ديگه راه شيطان رو می بندد
بنابراين معنی واشغله بذكرك كه امام سجاد فرمودند:يعنی اينكه خدايا قلب من رو به ذكر خودت ذكر اصلی,ذكری كه هم خدا راضی ميشه,هم نفس ساكت ميشه,هم مردم خوشحال و راضی می شوند و هم شيطان پوز بند می خوره.(الحمدالله).كی بايد اين ذكر الحمدالله رب العالمين را بگويد؟قلب.اينجا ديگه بحث فقط زبان نيست.اينقدر زبان بگويد تا قلب مطمئن شود.قلب كه مطمئن شد ديگه انسان از وسوسه ی شيطان در امان است.شيطان ميگه ما همه ی تلاشمون اين بود كه اين بنده خدارو از شكر بيندازيم صبح تا شب داره ميگه الحمدالله.
صبح كه از خواب بلند ميشه همون كنار رختخوابش رو قبله سرشو به سجده می گذاره ميگه الحمدالله رب العالمين.سه بار اين ذكر رو ميگه.
1.خدايا تو رو شكر می كنم از اينكه دوباره روحم به بدن بازگشت
2.بابت اينكه می دونم كه من وقتی خوابيدم تو هوامو داشتی

3.برای اينكه از حالا به بعد هم شاكر باشم.سالی كه نكوست از بهارش پيداست
اينجا شيطان ميگه من اين آدم رو چكارش كنم؟به محض اينكه تو ميگی الحمدالله شيطان آتيش می گيره.يعنی اعصابش خرد ميشه.لذا هيچ ذكری مثل الحمدالله شيطان رو ساكت نمی كند
وانشعه بخوفك وبالوجل منك:خدايا با خوف و ترس و بيم از خودت قلب مرا بلند مرتبه قرار بده.خوف خدا چطوری ممكنه يه قلبی رو بالا ببره؟كه اين باز درش رمزی نهفته است و اونم اينكه وقتی انسان خوف خدارو داره وقتی انسان نسبت به خداوند احساس نگرانی می كند باعث می شود كه دائم به خودش نگاه كند و ببيند كه در منظر خداوند تبارك و تعالی كه دارد او را می بيند در چه مرتبه ای قرار دارد و دائم چون به خودش و عظمت خداوند نگاه می كند دائم احساس می كند مرتبه اش نسبت به خداوند,نسبت به ظرفيت وجوديش و نسبت به مقام عبوديت پايينه.لذا دائم سعی می كند كه خودش رو بالا ببرد.لذا خوف اينجا به معنای نگرانی از انجام وظيفست.من چون وظايف عبادی و وظايف مادی رو خوب انجام نميدم روز به روز نگرانم و چون نگرانم خودمو بالا می برم.
بنده به خاطر اينهمه لطفی كه در حق من كرده نگرانم. حتی فرياد خوفی كه معصومين می زنند از تقصيره.يعنی واقعا احساس می كنند كم گذاشتند برای خدا.ديدی كه بعضی وقتها يك كسی هست كه يه نفر ديگرو خيلی دوست داره,دائما هم داره بهش سرويس ميده.سرويس عاطفی,سرويس مادی و همينطو هم كه داره سرويس ميده ميگه كه جدی تو هم من رو دوست داری؟واقعا من رو قبول كردی؟حالا طرف هر چی ميگه بابا دوست دارم به حضرت عباس, دوباره ميگه فكر نكنم.باز دوباره اون شخص ميره بيشتر تلاش می كنه دوباره مياد ميگه حالا از دستم راضی هستی؟فكر نكنم راضی شده باشی.حالا دوباره هر چی طرف ميگه بابا ما راضی شديم باورش نميشه.اين چشه؟؟؟اين از بس كه معشوقشو دوست داره دائم نگرانه.ميگه نمی تونم وظيفمو برای معشوقم انجام بدم.
جمله ی بسيار زيبای حضرت امام در وصيت نامشون كه اين جمله رو وقتی كه بعضی از مردم شنيدند جمله رو حمل بر تواضع كردند كه عجب پيرمرد متواضع و خوبيه..يك جمله ی عارفانه ای كه امام فرمودند:از شما می خواهم كه مرا بابت قصورها و تقصيرها ببخشيد.يعنی اينكه من امام با احساس قصور و تقصير و با نگرانی از بس كه شما مردم و ازبس كه خداوند رو دوست دارم می دونم كه باز هم نتونستم كه امام خوبی برای شما باشم.اين حالت عابدانست.اين خوف رو بهش ميگن نگرانی.ميگه اين خوف در قلب باعث ميشه كه من دائم در زندگی از نظر معنوی خودم رو بالا بكشم.چون نگران هستم.
وقوة بالرغبة اليك: و در دل من و قلب من رغبت را حاكم كن.
چقدر روز به روز اين دعا در جامعه ی ما بيشتر در حال شكل گرفتنه.يعنی ميزان كسانی كه با رغبت به سمت خدا و عبادت می روند به لطف خدا دهه به دهه و سال به سال در مملكت ما و در جهان ما تعدادش در حال افزايش است.يعنی ميزان كسانی كه پنجاه سال قبل در همچين شبی پای يك مجلسی پای يك منبری پای يك مناجاتی می نشستند فقط به اين نيت كه بريم ماه رمضونه.زور می زدند كه گريه كنند,زور می زدند كه بتونند منبر رو گوش كنند.با ناراحتی و سختی می يومدند و مدام به ساعتشون نگاه می كردند اما امروزه كمتر كسی رو می بينم كه به ساعتش نگاه كنه.افرادی كه پنجاه سال قبل اينطوری بودند درصدشون به مراتب بسيار بيشتر از الان بود.
الان عبادت بر مبنای رغبت در جامعه ی جهانی روز به روز داره بيشتر ميشه.اغلب جوانان امروز ما نگرانيشون از اين هست كه چرا با رغبت عبادت نمی كنند,نه اينكه چرا عبادت نمی كنند.اغلب سوالشون اينه كه ما چجوری عبادت كنيم كه با رغبت باشه و به دلم بشينه.اينم توطئه ای هست كه شيطان دنبالش افتاد كه رغبت رو از دل مردم خارج كند سال به سال به لطف خداوند رغبت در دل مردم ما بيشتر می شود.

وامله الی طاعتك:خدايا به فرمانبرداری خودت متوجه كن,آرزوی من را اطاعت از خودت قرار بده(هر چقدر اطاعت خدا بيشتر بشه محبت اهل بيت بيشتر می شود و هر چقدر محبت اهل بيت بيشتر شود اطاعت خدا بيشتر می شود.اين دو تا به همديگر سرويس می رسونند.دو تا ظرفند.اطاعت خدا و محبت اهل بيت.اين دو تا ظرف از پايين با يك لوله به همديگه ارتباط دارند از كف.هر چقدر شما تو اين ظرف می ريزی اين ظرف آرام آرام مياد لب به لب اين مساوی ميشه.اطاعت خدا يكدفعه اينطوری كه من دستامو گرفتم و لب به لب كردم شما ياد حديث ثقلين می يفتی.كتاب الله و عترتی.يعنی اين دو تا با همه.
خدا.اطاعت خدا و محبت اهل بيت.هر چقدر محبت اهل بيت بيشتر شود اطاعت خدا بيشتر ميشه و هر چقدر شهر نسبت به اباعبدالله بيشتر محبت داشته باشد نمازهاشو قشنگ تر می خونه.هر چقدر قشنگ تر نماز بخونه محبت بيشتر ميشه
نكته مهم:گناه محبت اهل بيت رو كم می كند!
يعنی وقتی انسان گناه می كند محبتش نسبت به اهل بيت كم می شود.محبت به اهل بيت هر چه بيشتر می شود گناه كمتر ميشه و اطاعت خدا بيشتر می شود.گناه هر چه بيشتر می شود محبت اهل بيت كمتر می شود اطاعت خدا بيشتر می شود.لذا مناجات و توسل و روضه اينها همش موضوعيت داره.
آشيخ علی اكبر تهرانی آيت الله العظمی مرجع تقليد ی كه خيلی هم پير شده بودند رفته بود دم بقالی ماست بگيره پول همراش نبوده يا نداشته.به بقال گفته بود بنويس تو دفتر نسيه.اون بقال هم نوشته بود شيخ اكبر روضه خوان پنج ريال ماست.بعد يه چند تا از دوروريها اعتراض می كنن كه مرد حسابی اين آقا آيت الله العظمی است شما تو دفترت می نويسی آشيخ اكبر روضه خوان؟اينجا آشيخ اكبر گفته بود كه اگر خدا در پروندم همينو فقط بنويسه من ديگه خيالم در روز قيامت راحته.خدا كنه كه خدا هم همينو بنويسه
.
نمی دونم چرا موقع توسلات كمرنگ ميشيم؟بابا اگر به اولياء خدا و بزرگان داری نگاه می كنی اينطوری می فرمايند كه مسيری كه انسان می تواند از آن مسير به خدا برسد مسير اهل بيت است.نه اينكه بنده تو اعمال ماه رمضانم مناجاتم رو داشته باشم,كسب معارفم رو داشته باشم,تفسير قرآن رو هم بخونم.اما به امام حسين كه رسيد بگيم ديگه سينه زنيه می خوان روضه بخونند.بابا جون اصلش همين روضه ی اباعبدالله است.اتفاقا آخر كار ,از همه مهمتره.محبت اهل بيت رو زياد می كند.
توجه توجه نكته ی خطرناك
:
اگر محبت اهل بيت كم شود انسان روحيه ی ارتباطش با خداوند كم می شود و نعوذبالله اگر بی توجهی كند به اينكه محبت اهل بيت در دل من كم شده بزرگان و مراجع ما می فرمايند:تبديل به ضد می شود.يعنی بعد از مدتی اين شخص با خداوند ضد می شود.لذا ما اجازه نداريم محبت اهل بيت رو كمرنگ كنيم.تا كمرنگ شد بايد بريم هر طور كه شده پررنگش كنيم.با توسل و توكل و اشك و زاری و التماس و خواهش كه در دل ما محبت خودتون رو زياد كنيد
خدايا:محبت اهل بيت را آن به آن در دل ما زياد بگردان
واجر به فی احب السبل اليك:در زيباترين,مورد پسند ترين و خوشايند ترين راهها ما را قرار بده.يعنی خدايا راههايی كه به سمت تو مياد همرو بررسی كن ببين كدام راه از همه بيشتر به دل من می شينه همون راه رو تو برای من قرار بده.در پايان ماه رمضان من ديگه گيج ويج نباشم كه حالا چكار كنم.در يك راه و صراطی كه دلم می پسندد روح می پسندد و نياز بهش دارم در آن راه من را قرار بده.
و ذلله بالرغبة فيما عندك ايام حيوتی كلها:در تمام روزهای زندگانيم آن طور كه تو می پسندی مرا رام گردان.رام شدن يعنی چی؟يعنی اينكه آقا ما يك درد و ناراحتی داريم و جفتك می زنيم اين ميشه آدمی كه رام نيست و آدمی كه رام نيست جفتك می زنه.جفتك زدن ماها چه جوريه؟ما مثل اسب كه نمی تونيم جفتك بزنيم.ما چكار می كنيم؟ما اينور اونور می پريم.غر می زنه ناراحته سروصدا می كنه,قهر می كنه و...!بعضی از ماها اينطوری هستيم. حتی با خدا قهر می كنه و اين ميشه جفتك زدن.جفتك زدن ما انسانها مثل حيوانات نيست اينطوريه.رام كن مرا يعنی خدايا به من افساری ببند و اگر يك وقتی ديدی من دارم خطا ميرم چپ و راست كشيدم دهنه ی من رو بكش كه يك دردی سراغ من بياد كه اين درد من رو از چپ و راست رفتن باز دارد و من بفهمم كه چه خبره.
خدايا به من سكوت بده
. يكی از مشكلات جفتك زدن حرف زدنه.ماها وقتی كه كم مياريم حرف می زنيم.غر می زنه,به اين ميگه به اون ميگه,سروصدا می كنه و اگر احيانا يك روز دنيا براش تلخ شده آبرو واعتبار برای كل عرش نمی گذاره.يعنی خدای به اين عظمت و اينهمه فرشتگان و كارگزاران وچهارده معصوم همرو نعوذ بالله نعوذبالله نمی تونه كه اينها رو بی آبرو كنه ولی شروع می كند اينهارو هجو كردن.
انسان رام مثل اسبيه كه اگر اذيتش هم بكنی اگر شلاقش هم بزنی به اينور و اونور نگاه نمی كنه برمی گرده به خودت نگاه می كنه.
دردم نهفته به ز طبيبان مدعی:اينايی كه خيلی به آدم اصرار می كنند كه چته؟به تو چه.والله به خدا.ميگه بگو آروم ميشی.بنده ی خدا اگر قرار بود ما با تو چهل پنجاه شصت كيلويی آروم بشيم وتوسل كنيم كه ديگه به درد نمی خوريم.
اين كسانی كه ادعا می كنند و دورمون می چرخند كه چته و حرف بزن آروم ميشی.اينطور نيست.دلت گرفته برو به خدا بگو:
دردم نهفته به ز طبيبان مدعی
باشد كه از خزانه ی غيبم دوا كند
وقتی كه انسان رام ميشه ساكت ميشه.وقتی ساكت ميشه خزانه ی غيب روی اون حساس ميشه.ميگه وقتی ساكت شد به ما پناه آورده.
نوجوانها و جوانها فكر نكنيد كه ما داريم زيراب مشاوره رو می زنيم.مشاوره كه يك دستوره.ولی يك جاهايی انسان بايد چيزی نگه در مورد دردهايی كه دردلشه مخصوصا غصه های بی دليل.غصه به دلت نشسته برو به خدا بگو سريع نرو به خلقش كن.سريع نرو به اين واون بگو.
وفی مرضاتك مدخلی,واجعل فی جنتك مثوای,وهب لی قوة احتمل بها جميع مرضاتك:من را در رضايتمندی خودت داخل كن.ما چگونه می توانيم در مرضات خداوند تبارك و تعالی داخل شويم؟شرطش اينه كه از مرضات خودتون دست بكشيد.هر يك رضايت خلاف الهی كه حذف می كنی يك جايگاه برای رضايت خدا باز می كنی.مثلا بنده راضی هستم كه با زبان خودم با تهمت يا با غيبت يك قسمتی از دل خودم رو راضی كنم.امشب به خدا ميگم خدايا اينكارو تعطيل می كنم.خداوند هم در اينجا تو رو راضی می كند.تو با اينكه با زبان راضی می شدی به خاطر خدا گذاشتی كنار و حالا خداوند تو رو راضی می كند. بنده با نگاه خودم فكر می كردم كه می تونم كه يك قسمتی از خودم رو راضی كنم اما می ذارم كنار و خدا هم ميگه خيلی خب اون قسمت ديگرو هم من راضی می كنم. بنده با پول خودم فكر می كردم می تونم يك قسمتی از زندگی خودم رو راضی كنم خدا ميگه تو از اين دست بكش بده در راه من ,من به جاش تو رو راضی می كنم.جلوتر می ريم می بينيم كه پدر يا مادری با بچه ی خودش داشت خودش رو راضی می كرد خداوند می فرمايد بچتو بده در راه خدا من به جای بچت تو رو راضی می كنم.
بنابراين هر چقدر از مرضات خودتون دست بكشيد مرضات الهی براتون ايجاد ميشه.لذا خيلی وقتها راهكارهايی كه دين و اخلاق و اهل بيت كه برای حل مشكلات ما قرار ميدن با عقل مردم عادی جهان جور در نمياد.مثلا عقل مردم عادی جهان ميگه كه اگر يك آدم بی ادب بی شعور كم فهم فوق العاده بدی در خيابان جلوی شما رو گرفت و يك توهين بهت كرد عقل مردم عادی جهان ميگه كه همچين بزن تو دهنش كه ديگه از اين كارها نكند.اما عقل اهل بيت ميگه حتی اگر شخصی بهت ظلم كرد سرت روبنداز پايين برو تو مسجد نماز بخون,خدارو راضی كن ببين خدا چكار می كنه.
عقل عادی مردم جهان ميگه كه اگر كسی بهت ظلم كرد بايد منتظر بشينی بياد ازت عذرخواهی كند اما عقل دين و الهی ميگه اگر بهت ظلمی كرد تو برو ازش عذرخواهی كن,تو كوتاه بيا