Untitled 1
 
New Page 2



 

 

 


سخنران:حجت الاسلام انجوی نژاد

مكان:خيابان شهيد آقايی_حسينيه سيدالشهداء

عنوان:آسمانی شدن-قسمت دوم(شب بيست و سوم-شب قدر)

درباره ی خصوصيات انسانهای آسمانی در دو شب گذشته صحبت می كرديم.

رسيدن به جايگاه وسيع و والای خود در جهان خلقت:

خصوصيات بعدی انسانهای آسمانی اينست كه ,آسمانيها در اين انديشه اند تا به جايگاه وسيع و والای خود در جهان خلقت برسند.مردم يك عده ای خيلی زود قانع می شوند و اما آدمی كه خيلی زود قانع می شود و نقطه ی ارضای پايينی دارد از آسمان برای او صحبت كردن گزاف است.
ما در عبارت عاميانه ی پدرومادرها و برخی بزرگترها داريم كه كلمه آب باريكه رو خرج می كنند.ميگن يه آب باريكه ای باشه يك حقوقی هم داشته باشند نمازش هم كه الحمدالله می خونه و نمازش رو هم می خونه يه زن يا شوهری هم گيربياد دو تا بچه هم داشته باشند بسه.يعنی كل زندگی رو كه فرصتی است و قرار شده كه من و تو در زمين خليفه ی آسمانها در زمين باشيم با همين سيكل كسالت بار سروتهش رو جمع می كنيم.اسمش رو هم آب باريكه می گذاريم.لذا در شب قدر هم كه انسانهای زمينی ميان در خونه ی خدا,در مهمترين شب سال كه شب بيست و سوم است بيشتر ذهنشون معطوف و متوجه ی همون آب باريكه است.غصه ی همون آب باريكه رو می خورند.از عرش صدای ربنا می آيد كه يك خدايی با همه وجود آمده,تمام فرشته های خداوند تبارك و تعالی از همه جای خلقت روی كره ی زمين نازل می شوند فقط برای اينكه ببينند تو چی می خوای و چكار داری و چكار می كنی.بعد ما اينهمه كارگزار و اينهمه قدرت رو رها كنيم بگيم فقط يك آب باريكه ای باشد تا ما بتوانيم ارتزاق پيدا كنيم.دليل اصليشون هم اين است كه اينها حوصله ی دردسر,زحمت و رنج را ندارند و فكر می كنند اگر بخواهند مثل گربه آسه نيان و آسه نرن يك كسی مزاحمشون ميشه و زندگی بسيار عادی و كوچكشان به هم می ريزد.لذا عادت كردند.

يكی از دعاهايی كه امشب برای آسمونی شدن بايد بخوانيد اينست كه ما اينقدر درجه ی ارضامون در كره ی زمين بالا برود تا جايی كه خليفه ی خدا نشديم از پا ننشينيم.يعنی اگر يك وقتی به خودمون نگاه كرديم بگيم آقا ايشون نماينده ی تام الاختيار خدا در كره زمين است.اما آسمانی ها چطورن؟آسمانی ها چون خدايی به زمين نگاه می كنند و از بالا به زمين نگاه می كنند كل كره ی زمين هم برای آنها بسيار كوچك می شود و اگر روزی كل كره زمين رو سندشون رو به نامشان بزنند اينها تازه احساس می كنند كه يك زنگوله بهشان آويزان شده است تا اين حد زمين را كوچك می بينند. در خاطره ی يكی از فضانوردان نوشته بود:هر چقدر با موشك از كره ی زمين دور می شديم تازه می فهميديم جهان خلقت چقدر بزرگتر از اون خونه ای هست كه ما برای خودمون مالكيت قائل بوديم.ما فكر می كرديم حالا كه يك خونه داريم ديگه خيلی آدم مهمی هستيم وقتی سند رو در محضر به ناممان زدند احساس كرديم كه از ملك دنيا خيلی گيرمون آمده,اما وقتی بالا اومديم ديديم در اين جهان خلقت چقدر كوچكيم و اصلا چيزی گير ما نيامده.تازه اين يك فضانوردی است كه از يك كره دور شده,نه كسی كه به كل جهان مسلط است و احساس می كند كه خليفة الله است.

آسمانيها چون زمين كوچك است برای كوچك بودن زمين اعتباری قائل نيستند.آيت الله بهجت در فرمايشات اخيرشون فرموده بودند:كسانی در دنيا به زحمت می افتند كه برای دنيا اعتبار قائل می شوند وقتی دنيا اعتباری ندارد زحمت و رنج هم ندارد.

كسانی كه در اين دنيا اذيت می شوند كه سختيهای دنيا براشون اعتبار دارد.آقا,سختم شد,سردم شد,گرمم شد,گرسنه شدم,تشنه شدم,ذليل شدم,زمين خوردم و...!كسانی كه دنيا براشون اعتباری ندارد برای بی اعتباری دنيا,اعتباری هم خرج نمی كنند.در سوره ی اشراح داريم كه:ان مع العسر يسرا.آسمانيها اينطوری هستند.هر مشكلی كه از آسمان يا زمين بهشون می تابد و وارد می شود ميگن ان مع العسر يسرا,با اين مشكل يك خوبی در داخلشه.مثل پوست گردو می ماند كه درسته كه گردو از بالای درخت خورد تو سرم و درد داشت ولی دردش آنقدر زياد نيست كه من حواسم نباشد و از مغز گردو كه خيلی هم ارزشمنده غافل بشم.مشكل رو باز می كنم مغزش رو می خورم

در جلسات ماه رمضان هم عرض كردم كه آقای دولابی فرموده بودند:مشكلات همون شكلات خودمونه.فقط پيچيده است بايد بازش كنيم.مشكل بايد باز شود.به محض اينكه پوسته ی مشكل باز شد شما با مغزش آشنا می شويد.فردا بيست و چهارم ماه رمضان اگر مشكلی پيش آمد آدمهايی كه آسمانی هستن سريع دنبالش يسرش می گردن.می دانند كه خدا نعوذ بالله با اينهمه عظمتش بی ربط حرف نمی زند.چقدر وقتها اومديم و از خداوند خواسته هايی رو طلب كرديم كه فكر می كرديم اين خواسته ها برايمان سودآور است.اماديديم ظاهرا سودآور بوده.

در حسرت زندگی نكردن:

خصوصيت بعدی آسمانيها اينست كه آسمانيها هيچوقت در حسرت نيستند.اگر تو آلبوم امروزت رو باز می كنی و به عكس ده سال پيشت و به موقعيت ده سال پيشت و حتی به موقعيت پارسال و همين ديروزت غبطه می خوری از اينكه به زمين چسبيدی خودت رو باز كن و بدان كه آسمانی حسرت نمی خورد حتی حسرت عمری كه ازش گذشته چون عمر را در مسيری گذرانده كه به محبوب خودش نزديكتر شده است.متاسفانه برخی از ما هزار تومن از دست ميديم تا سی سال غصه اش رو می خوريم كه ديدی از كفمون رفت!آسمانی كفی ندارد كه از كف اش برود .كف آسمانی در عرش است و كف مردم است كه در زمين است.هر چی در زمين از كف من و تو می رود به مراتب بالاتر از تو كف عرشی ما قرار دارد.ديدی آقا دنيا گذشت ؟جايی نرفتيم نديديم.زنه پنج سالشه با شوهرش دردل می كنه ميگه سی سال تو خونه ات كلفتی كردم من رو از شيراز تا مرودشت نبردی جوانيم از كفم رفت نرفتيم ببينيم دورو بر دنيا چه خبره!؟اينها از خصوصيات زمينی است چرا كه آسمانی چيزی از كفِش نميره كه حسرت بخورد.

آسمانی حتی حسرت لحظات معنوی خوبش را هم نمی خورد.چرا؟چون اگر معنويات در تو كارساز باشد امروز ظرفيت معنوی تو بالاتره.يعنی اگر ده سال پيش معنوياتش به درد تو خورده بود امروز ظرفيتت بالاتر بود و كاسه ی بزرگتری برای جلب معنويات داشتی.اونوقت بگی كاشكی من كاسه كوچيكه ی ده سال قبلمو داشتم؟اگر خدا امشب نظر كند و اگر خدا امشب نگاه كند و ما بتوانيم يك كم از زمين بالاتر بياييم اصلا زيراب حسرت رو برای همه ی عمرمون می زنيم.اين آه های سرد و چهره های غمناك و اين دست و پای ضعيف و رنگ های پريده اينها همش مسخره بازيهای دنياست.همچی آه می كشه كه هر كی ندونه فكر می كنه چی شده؟يك آه داغی می كشه كه اگر دورو بر دهنش تخم مرغ بگيری نيمرو شده.ول كن بابا.حوصله داری؟؟

انسان وقتی به آسمان وصل می شود اصلا چيز از كف رفته ای وجود ندارد.حتی غصه ی رمضانی هم كه دارد تمام می شود را نمی خورد چون رمضان را بالا فرستاد.در حالی كه اگر تو امشب سر رسيدن به آسمان را بگيری تمام ثانيه های تو ماه رمضانه.تمام لحظات تو ماه رمضانه.اگر امشب بتوانی خودت رو به عرش وصل كنی و به فرش كاری نداشته باشی ديگه اصلا فرقی نمی كند كه چه ماهی بياد و چه ماهی بره.زندگی عاديت رو می كنی و دائم در اون بالا داری چيزی ذخيره می كنی.آقا اميرالمومنين می فرمايند:رنجی را در راه حق حس نمی كند و هزينه ای كه در اين مسير می نمايد را از دست رفته نمی پندارد.آقا من تو اين خونه عمرم رو گذاشتم,آقا من تو اين شهر عمرم رو گذاشتم,آقا من تو اين اداره جوانيم رو فدا كردم و...در حاليكه اين حرفها,حرفهای زمينيهاست.فدای چی كردی؟فدای مردم كردی؟فدای خدا كردی؟و علی الارواح التی حلت بفنائك.ضرری كه نكردی.آقا می فرمايند اصلا احساس رنج ندارند.

آسمانيها به نقطه ای می رسند كه تمام عالم و آدم براشون بی رنگ می شود.

مرحوم حاج ملا هادی سبزواری(ره)ايشان بسيار در فقر ظاهری زندگی می كرد.كسی كه صاحب منظومه و از بزرگان علم و منطق است.پادشاه زمان سری به ايشون زدند و گفتند كه ببخشيد شما منزلتان خيلی حقيره می خواين منزل بهتون بديم؟ايشون فرمودند ما استغناء داريم(استغناء:يعنی ما به غناء رسيديم.ما رو آسمونيم و به زمين كاری نداريم)پادشاه بنده خدا نفهميد كه استغناء يعنی چی!گفت:اگر اجازه بدين ما برای شما لوازم منزل بياوريم؟باز فرمودند:ما استغناء داريم.گفت:اگر اجازه بدهيد ما يك استری الاغی چيزی برای حمل و نقل بهتون بديم؟آقا فرمودند:ما استغناء داريم.گفت:پس می خواين ماهی اينقدر اشرفی برای شما سهميه در نظر بگيريم؟ملا هادی فرمود:ما استغناء داريم.گفت:يك زمينی به نامتون بكنيم كه كشاورزی كنيد و نون خودتون رو بدست بياريد؟فرمود:ما استغناء داريم.شاه بنده خدا گيج شده بود.اومد بيرون گفت:بريد ببينيد اين استغنايی كه آقا ميگن كجاست؟؟ما هر چی ميگيم داريم اون از همونجا می خوره.يكی دو تا از اين استغناها برای ما بخريد بياريد.مثل اينكه تهش به كر وصله!واقعا هم به كر وصله.از فردا هر كس,هر چی بهت گفت,بگو دست شما درد نكنه خيلی ممنون شما لطف داريد اما ما خدا داريم.بگو به خدا وصلم.
عزيزم می رسی اين كارو انجام بدی؟خدا بخواهد بله.در توانت هست,بله. .تو داری ادعا می كنی كه می خواهم خليفه ی خدا بشوم و از فردا اينطرف و اونطرف راه بيفتم و هر چی می توانم به خودم و ظرفيت روحی و مادی و معنوی خودم اضافه كنم.می تونی؟؟؟حرف الكی نزنا!ميگه الكی الكی حرف می زنم چون خدا دارم.اصلا ما بنده ها خلق شديم قمپز در كنيم و الكی حرف بزنيم برای اينكه خدا داريم.پشتم به خداست و چون پشتم محكمه دلم می خواد الكی خالی ببندم شما چكار داريد؟در ادبيات فارسی داريم كه سنگ بزرگ برداشتن علامت نزدنه,بگو من يك خدا دارم در تمام عمرم هم همش سنگ بزرگ برداشتم و تمامش هم به نتيجه رسيده و از اين به بعد هم همينجا سر جام ايستادم و پامم از اين دايره بيرون نمی ذارم.همينجا يك ديواره ی حافظ دورم كشيدم كه خداوند فرمود:يقول بين المرء و قلبه.دور تا دور خودم خدا رو كشيدم و از فردا هم هر چی كه تو دنيا بخواهم بهش می رسم.اصلا امشب شب قدر برای چی دعا كنم از فردا قدرت خدا در اختيار منه ,فقط بايد از زمين بكَنم.
خدا ميگه حاجت داری يا قدرت می خوای؟ميگيم خدايا ما قدرت می خواهيم.خدا ميگه خيلی خُب,بيا بالا.

آقا اميرالمومنين می فرمايند:هيچ چيزی بر آنان دوست داشتنی تر از آن نيست كه به منزل و قرار گاه اصليشان نزديك شوند و از محله ای كه در آن زندگی می كنند دور شوند.

قشنگترين حالات كسانی كه آسمانيند اينست كه لحظه به لحظه احساس كنند كه دارند به خدا نزديك می شوند.پايان قصه داره نزديك ميشه.شاهنامه ی بسيار زيبايی كه خدا برای ما سروده آخرش خوش است.به خدا و آسمان نزديك ميشی و يواش يواش احساس می كنی كه در دنيا چيزی از تو دلبری نمی كند و مناجات آقا امام سجاد(ع)اينجا خودش را نشان می دهد كه الهی!آخرت من را اصلاح كن كه آنجا خانه ی آرامش من است و آغاز رهاييم از مردمان پست و همنشينان بسته به دنيا!

خدايا هر چه در دنيا اينورو اونور زدم كه آرام بشوم آرام نشدم و تازه فهميدم كه تو يك جايی برای من قرار دادی كه آنجا بايد آرام بشوم.اينجا قرار نيست آرام بشوم.مثل موج ميريم و ميايم و خودمون رو به همه ی صخره ها می كوبيم و از دور داد می زنند كه به دنيا بسته شده ها,خودت رو به صخره نكوب كه سر خودت درد می گيره صخره ككش هم نمی گزه.ما ميگيم نه آقا ما وظيفمونه كه مثل موج خودمان را به صخره های دنيا بكوبيم و برگرديم و اينقدر می ريم و برمی گرديم كه تا در يكی از اين برگشتن ها به ما بگن كه آقا,خانم وظيفت تموم.بيا بالا,ارجعی الی ربك!

آب را از سراب تشخيص می دهند:

چقدر مناجات امام سجاد قشنگه;آب را از سراب تشخيص می دهند.از خصوصيات آسمانيهاست.كسی نمی تواند با اين سرابهای دنيا فريبشان بدهد.اينها تشنگيشون رو جايی رفع می كنند كه اصلا ديگه كسی نمی تواند تشنگی آنها را رفع كند.اينقدر زيبا ,اينقدر قشنگ,اينقدرآرام,اينقدر مطمئن!بچه های زمان جنگ قبر می كندند تو قبر می خوابيدند.يك كمی مناجات می كردند بعد به خدا می گفتند كه ما فرض می كنيم كه مرديم.حالا مارو زنده می كنی؟بعد گويی دوباره زنده می شدند از قبر بيرون می آمدند می گفتند بسم الله الرحمن الرحيم!

در سراب انسان دنيا را محل لذت می داند و در آب,دنيا را محل فرصت می داند.دنيا برای ما يك فرصته نه محل لذت.لذت سحری و افطاری و پارك و با رفقاء و...,اما خودتون هم می دانيد كه اينها سيرابتان نمی كند.آدمهای آسمانی اين چيزها رو ترك نمی كنند اما سيرابشون هم نمی كند.ظاهرشون اينطور نشان ميدهد كه خيلی دارد كيف می كند.آقا عشق كردی آورديمت اينجا؟تو رو خدا منظره رو نگاه كن؟ميگه الله اكبر!عجب منظره ی قشنگيه.كبابه چطوره؟معركست.تو آبليمو خوابونديش؟بله.خيلی خوشمزه است.اما تو دلش ميگه اللهم انی استغفرك من كل لذة بغير ذكرك:خدايا فكر نكنی كه بدون ذكر تو من دارم لذت می برم.اينها هم از آداب دنياست.می خواستی مارو در زمين خلق نكنی.حالا كه خلق كردی بايد به آداب اين قوم ما عمل كنيم.

مقابله با وسوسه با توسل و توكل و چشيدن شيرينيهای حلال:

هر كس آنها را وسوسه می كند در مقابل وسوسه آنقدر قويند كه خيالشان راحت است.شيطان مردم رو وسوسه می كند و مدام در گوشش می خوانند كه نشد و خراب شد.ديدی به درد نخورد.آقا حسابی عقب موندی.خانم چكار می كنی؟مردم بردن و خوردن و تو همينطوری موندی؟مردم بالا رفتند ببين دختر خالت,پسر خالت,پسر عموت,دختر عمه ات,دختر همسايه ی فلانی,دختر مهين خانم,پسر اشرف خانم و.....همينطور برای شما رديف می كنند.اما شما خيلی راحت نشستی ميگی احسنت.دعا كنيد كه ما هم بهش برسيم اما تو دلت ميگی اونی كه من می خواهم بهش برسم خيلی بالاتر از اينهاست.لذا وسوسه ی مردم اصلا در او اثر نمی كند.در مقابلش صدها هزار نعمت دنيا را بگذارند حتی در دلش خطور نمی كند كه اين نعمت رو انگشت بهش بزنه,مگر حلال باشد.شيطان هم كه از همه بی عرضه تر.سه سال پيش بنده تو همين جمع شبهای قدر گفتم اين سريال اين يك فرشته بود شيعی نيست كسی حرف مارو گوش نداد.سال بعدش گفتم آقا اين آخرين گناه شيعی نيست باز كسی گوش نداد حالا امسال مدل جديد شيطان رو ببينيد.سال بعدش هم خدا كريمه!!!كسی تو اين مملكت گوش نميده كه بابا اين شيعه نيست اين مسيحيته ,اين صهيونيسته,اينها جفنكه.تازه االان شنيدم كه مخابرات هم شاكی شده كه پول اين موبايل الياس رو بالاخره كی می خواد بده!!

بابا شيطون وسوسه نمی تونه بكنه,برادر من خواهر من! نكنه غصه ی شيطون رو بخوريا!صبح اول عيد فطر كه نجاتش دادن مياد سراغ تو يك كم محلی بهش بكن دمشو می ذاره رو كولش ميره دنبال كارو زندگيش.شيطون عرضه نداره.در آيات و روايات ما شيطان كمترين عرضه رو داره.آيه ی شريفه ی قرآن می فرمايد:ما اصلا برای آسمانيها راه برای شيطان قرار نداديم نفست رو جمع كن كه اگر به نفس خودت پرو پا بدی ده تا شيطون رو می پيچونه.شيطان اصلا نمی تواند دخالت كند,شيطان اصلا نمی تواند به ما اينطوری القاء كند و اصلا از مسير مسلمانی نمی تواند جلو بيايد.اصلا شيطان نمی تواند نماز بخواند,اصلا شيطان اسم نماز را بشنود ذوب می شود

با جهاد زندگی می كند:

با جهاد زندگی می كند.آقا در هر مرتبه ای هستی,در هر رتبه ای هستی,در هر سن و سالی هستی اگر دبيرستانی راهنمايی دانشگاهی و خادم و كارمند مملكت شدی,يك جايی رييسی يا مرئوسی,يك شغل خدماتی داری يا در كارخونه كار می كنی,اگر تمام نگاهت به زندگی تقسيم شده نباشد و يك سوم از زندگيت رو برای جهاد در راه خدا برای حرف زدن برای خدا,تبليغ برای خدا,كمك كردن برای خدا,امر به معروف و نهی از منكر,مقابله ی با بی عدالتی ها,مقابله ی با ظلم و آرزوی شهادت نداشته باشی يك ريال اين شب قدرت ارزش ندارد.خدا انسان جهادی را می پسندد.خدا انسانی می پسندد كه در شبانه روز حداقل يك سومش رو برای خدا كار كند.دارد درس می خواند برای اينكه می خواهد يك روزی در اين جامعه بتواند يك باری از بارهای امام زمان را از روی زمين بردارد.همه ی فكر و ذهنش اينست كه كی می شود يك روزی بيايد كه تمام اين جامعه ی خيلی خيلی كوچك كره ی زمين ما همه زير لوای ولايت و زير لوای امام زمان جمع شوند و نريد ان نمن علی الذين استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين.اگر اين آيه نبود اصلا اين بابا نفس نمی تونست بكشه.اگر نبود اليس صبح بقريب,اصلا اين نمی توانست زندگی كند.خواب وخوراكش بهش حروم می شد.اگر نبود روزی كه می تواند چشم در چشم و رودر رو با ظالمين بجنگد اصلا نمی خواست زندگی كند.
بعضی از بزرگان ما ميگن كه ما خلق شديم كه نعمتهای دنيا را به نجاست تبديل كنيم و بريم همين!؟؟ما خلق شديم كه قسمتهای مختلف دنيا را به گند بكشيم و بعد هم بريم خودمون هم گندمون هم به زمين اضافه كنيم؟آيا ما اينطوری خلق شديم؟؟ارزش آدمی به پيكارجويی و مقابله كردنش است,ارزش مسلمان به استقامتش است.الذين قالوا ربناالله ثم استقاموا:اگر گفتی مسلمانم بايد يك جايی باشد كه استقامتت رو نشان بدهی.

الان كه امشب اومده ميگه ببينيد من چه آدم خوبی هستم,فرشته ها ميگن حالا فرداتو می بينيم.امشب كه همه تو خيابونن,امشب كه همه ی مساجد پُره,امشب كه همه دارند يا الله ميگن,امشب كه همه گناه رو طلاق دادند و گذاشتند كنار,فردا كه روز قدسه كه همه دارند راهپيمايی می كنند.چقدر از زندگيت در مسير رسيدن به قدسه؟؟چقدر از زندگيت مايه می گذاری؟؟چقدر مطالعه و كار جهادی می كنی؟آسمانی جهادی است.آسمانی دنبال دردسر می گردد كه خودش رو قاطی كند و مشكل رو حل كند.آسمونی از گره ها و مشكلات فرار نمی كند.آسمانی با مشكلات با گره ها و دردها عشق می كند و كيف می كند.

اگر به دو نفر چهار نفر ده نفر از بچه های گردان شب عمليات می گفتند شماها به اين دليل نبايد خط بريد بايد می ديديد كه چه بساطی راه می افتاد.يه قانونی اواخر سال 65 داده بودند كه كسانی كه يكی از برادرانشون شهيد شدند اينها رو ديگه خط مقدم نفرستيد.يك قانون نانوشته كه اجرا می شد.آقا با نذر ,توسل,گريه,داد,فحش با هر بساطی بود می يومدند كی می تونست اينها رو نگه داره؟؟يكی از بچه ها دو تا از داداشاش شهيد شده بود و اجازه ی رفتن بهش نمی دادند گفت:زنگ بزن به مادرم.شما ديگه كاسه ی داغتر از آش نشيد.زنگ زد به مادرش گفت:مامان اينها نمی گذارند من برم خط مقدم.گفت:گوشی رو بده به فرماندت.گوشی روداد به فرمانده اش.گفت:آقا من يه بچه ی ديگه دارم هنوز پونزده سالش نشده اينو شهيدش بكنيد تا بتونم اينو بفرستم بياد جبهه.من بچه ها رو به دنيا رو آوردم برای چی؟؟بمونه اينجا كجارو بگيره؟؟من مادرش هستم پنجاه سالشه كجارو گرفتم؟؟آقا شما كه فرمانده و بزرگترش هستيد كجارو گرفتی ؟؟بابات كجارو گرفته؟دوسش دارم كه ميگم بذار بره.بذاريد راحت بشه.حالا كی می خواد جلوی اين تفكر رو بگيره؟؟اين تفكر خطرناكه,اين تفكريه كه جهان ازش می ترسد.كی گفته جهان از سلاح هسته ای ترس دارد؟سلاح هسته ای كه همشون دارند وقتی همشون دارند كه كسی جرات نمی كند كه سلاح هسته ای شليك كند.اونها از فكر می ترسند.از اين می ترسند كه همان كسی كه دارد پيچهای تشكيلات سلاح هسته ای خودشان رو سفت می كند با اين فكر آشنا بشه و يك روزی سر موشك رو برگرداند به محور ظلم.می ترسند كه اون يك روزی بگه اليس صبح بقريب.می ترسند كه اون منتظر امام زمان بشود.می ترسند اون با مفاهيم آشنا شود.در مملكت ما بايد اينطوری باشد؟

آسمانيها جنسشان با دنياييها و زمينيها فرق می كند توقعاتشون رو ميزون كردند و برای خودش حساب كرده.گفته آقا بهره ی من از دنيا بايد اينقدر باشد,اينقدر بايد بخورم,اينقدر بايد بخوابم,اينجا بايد زندگی كنم,اين وضعيت معاشمه,اين وضعيت زندگيمه,اين وضعيت ازدواجمه.زود سرو تهش رو بهم ميارم,سوالشو مشخص می كنم و به همه اعلام می كنم كه آقا زندگی من اينه بقيش رو ديگه خودتون می دونيد .من وقف خدام!

می فرمايند:وقتی به مردم نگاه می كند می داند كه مردم با عينك خودشان اون رو نگاه می كنند.هر كسی از ظن خود شد يار من دقيقا همينه.مردم ممكن است به يك آسمونی با ديد زمينی خودشان يك جور ديگه نگاه كنند كه آقا كيسه دوخته؟؟عجب!!ای جانماز آب كش!گريه می كنه؟؟آقا مردم عجب فيلمی هستنا!خيرات داره می كنه؟؟مردك معلوم نيست از كجا كيسه دو خته كه اينكارو می كنه تازه مدرسه هم ساخته!هر كاری می كنه يك عده با عينك خودشون نگاه می كنند.برادرا خواهرا,عينك بعضی از مردم را نميشه عوض كرد مگر اينكه امشب دعا كنيد كه عوض شود.وگرنه برای برخی از مردم اگر برای يك عده از آسمونيها كه تو هستی زمين بری آسمون بيای خرابتر ميشه.توضيح ميدی بيشتر سوء تفاهم ايجاد ميشه.امشب فقط دعا كنيد.

شب بيست و سوم برای هر كسی كه داره كار می كنه از رده های بالا تا رده های پايين تری كه من و شما هستيم عينك مردم يا تاثير نگذارد يا از بين برود بايد به اون قدرت برسيد.الان ممكنه طرف شب قدر اومده به خدا ميگه كه خدايا ما ديگه آدم شديم,توبه كرديم و می خوايم برگرديم.با همه ی وجود,با همه ی عشق برمی گردی خونه به محض اينكه وارد ميشی خانواده به توی فرضی ميگن كه كجا بودی؟؟رفتيم مسجد,امشب قدر بود.بعد بهش ميگن تو آدم ميشی؟؟می دونی اين يعنی چی؟يعنی خدا همون اول می خواهد به تو بگويد اگر می خواهی كه برای مردم آدم بشی خبری نيست.مردم عينكشون اينطوريه.مردم اصلا درك نمی كنند كه تو ممكن است كه يك شبه منقلب بشی.با خدا كارات رو رديف كن.

يه خانمی به استادمون آقای دولابی زنگ زده بود گفته بود كه:شما با اينهمه ادعاتون فلان و فلان و فلان و......هستيد.ايشون گفته بودند خواهرم غير از اين چيزايی كه شما گفتيد خدا ستارالعيوبه,من يه سی چهل تا عيب ديگه هم دارم دعا كن همش با هم برطرف بشه.كاری نداريد.التماس دعا.

دقت:

اگر آسمانی شدی در بهترين لحظات عمرت در مقابل بدترين گناهان قرار خواهی گرفت.مثلا وسط قنوت نماز شب كه داری اشك می ريزی الهی و ربی من لی غيرك,و همان لحظه ای كه ملائك دارند دورت می چرخند همون لحظه بعد از نماز تلفن زنگ می زنه ميگه چه غلطی می كردی؟اصلا قاعده ی خداست.و تويی كه تحمل نداری بی خود جوشن كبير خوندی چرا جوشن كبير خوندی؟؟مگه نگفتی يا رفيق من لا رفيق له,يا شفيق من لا شفيق له,يا طبيب من لا طبيب له.مگه اينارو نگفتی؟؟؟شعار دادی؟؟اگر شعار دادی الان به خدا بگو كه خدايا ما اشتباه كرديم شعار داديم ما اصلا دنبال رفاقت با تو نبوديم.نه شفيق می خواستيم نه رفيق می خواستيم نه طبيب.اما اگر شعار ندادی پاش بايست.اگر اومدن گفتند باريك الله شكر خدا كن بگو يا من اظهر الجميل,نيومدند هم بگو مثل اينكه تو امشب من رو فقط برای خودت می خوای!

وقتی آسمانی شدی بدان بايد صبرت,سينه ات و دلت هم آسمانی شود وگرنه تحمل زمين رو نداری,آسمانی بايد بتواند زمين را تحمل كند.

اگر بر مبنای وحدانيت و ولايت حركت كردی و اگر در مسير امام زمان و رسيدن به خدا حركت كردی,اگر دوست داشتی بالا بپری و اگر دوست داشتی با افراد ديگه ای هم صحبت بشوی,اگر دوست داری كه چشمت باز شود به چيزهايی كه الان نمی ديدی,اگر دوست داری گوشت باز شود به چيزهايی كه تا حالا نمی شنيدی,اگر دوست داری كه چشمهات علاقه ای نداشته باشد به چيزهايی كه خدا دوست ندارد ببينی,اگر دوست داری كه گوشهايت از شنيده های شيطانی متنفر باشد بايد بدانی كه بايد تحمل استقامت اوليه رو داشته باشی.تتنزل الملائكه:حالا ملائكه ای كه شب قدر فرستاديم خدا ميگه شما ديگه پيش اين بنده خدا بمانيد.
خدا كه الحمدالله برای آفرينش من و تو كه دستش بسته نيست اراده كند ميلياردی اضافه می كند.يك تعداد زيادی از ملائكه امشب در زمين می مانند خدا بهشون ميگه شما ديگه موظفيد پيش اين بنده ی من بمانيد.الله تخافواولاتحزنوا:ديگه غصه از دلت خارج ميشه.برای دنيايی كه مياد دردت می گيره اشكت كه جاری ميشه يكدفعه می بينی اشكت قرار بود برای دنيا ريخته بشه وصلت كرد به آسمون.يكدفعه يادت اومد فرازهای مناجات جوشن كبير,ابوحمزه و رفتی تو صحيفه ی سجاديه يادت اومد كه يه قرآنی و يه نمازی بخونی..ای بابا ما الان دلمون برای دنيا گرفته بود نقطه چين فلانی اومد دل منو شكست,می خواستم با مشت بزنم تو دهنش يكدفعه دلم گرفت,تا اومدم ببينم دلم رو چجوری باز كنم يكدفعه اشكم جاری شد تا اشكم جاری شد مشتم سرد شد و دستم بی حس شد,يكدفعه احساس كردم يك حالت پرواز داره بهم دست ميده و آرام آرام اومدم بالا و تازه رسيدم به خدا.به به !

در ادامه آقا اميرالمومنين می فرمايند:سرزنشها و طعنه ها بی ثمر است.
دقيقا در زمانی كه داری صدهزار تومن خيرات می كنی ميگن فلانی همش در حال دزديه,دقيقا برعكسش رو بهت نسبت می دهند!

برادرا,خواهرا:من خواهش می كنم برای چهار روز ديندار بودن و چهار روز با ايمان بودن اينقدر بی استقامت نباشيد.اين اميرالمومنينی كه خدای عبادت بود,خدای رياضت بود,خدای زهد بود,خدای شرف بود وقتی فوت كرد اغلب مردم كوفه می گفتند نماز نمی خواند.دلت خوش چی هست؟كوفيايی كه می گفتند علی نماز می خوند؟؟؟كوفيايی كه در زمان حيات اميرالمومنين نمازشان را به آقا اقتداء نمی كردند.درد از اين بالاتر كه نماز مسجد كوفه تشكيل شود بعد دو رديف آدم!!!بعضياشون هم نمازشون هم فرادی بخونند اونم بلند بلند!

تو ديگه بی زحمت از علی امام تر نباش.فكر نكن كه از امشب كه اومدی توبه كردی ديگه از فردا همه چی رديف ميشه كه اگر قرار بود همه چی رديف بشه كه ديگه اسمشون رو آسمونی نمی گذاشتند.به خدا يك روزی مياد كه من و تو همديگر رو در محشر می بينيم,به خدا قيامت مياد,به خدا قسم كه يك روزی من و تو آخرين نفسهامون رو می كشيم,يك روز اين قلبمون تپشش آروم ميشه.تو تخت بيمارستان تو خونه ای خطش ممتد ميشه يك آژير خطر می كشه.يعنی چی؟يعنی شمايی كه موندين اين عاقبت همتونه.چشمات چرا پر از اشك شد؟بدبخت آژير خطر كشيد اين سرنوشت تو هست.موقعی مياد كه تو محشر همديگر رو می بينيم بعد بعضيامون به بعضيای ديگه می خنديم يادته كه چه الكی تو دنيا دنبال چه چيزهايی می دويديم؟؟

بعد ميگه آسمانيها وقتی از خاك بلند می شوند,مثل اينا كه از يك صحنه ی گردآلودی اومدن لباسشون رو تكوندن و قيافه ها نورانی است.اولين كاری كه می كنند.يك نگاه به دورو بر می كنند سرشون رو بالا می گيرند:الحمدالله الذی اذهب امالحزن .خدايا شكر از دست از همه ی غصه ها راحت شديم.
همه همديگر رو پيدا می كنند دور هم جمع می شوند.خدا رحمتشون كنه شهيد دستقيب می فرمودند:اين حرفهايی كه می زنيم نه من گوينده,نه توی شنونده نمی فهميم چی داريم ميگيم خدايا يك كاری كن كه بفهميم چی داريم ميگيم.همه دور هم جمع می شوند,يكدفعه يك صدايی تو گوش همه می پيچد.سلام عليكم بما صبرتم.خدا سلام می كند.يادته,ب بيست و سوم گفتيم ديگه هستيم صبر می كنيم .ديگه ما كوتاه نمی يايم,ديگه ما دستمون رو جلوی خلق دراز نمی كنيم,ديگه خلق برای ما مهم نيستند,ديگه مراقبت می كنيم,ما ديگه برای تو كار می كنيم.ديدی صبر كردی,حالا خدا بهت سلام می كنه.سلام عليكم بما صبرتم,اگر بدونی چقدر اين سلام خدا لذت بخشه!بنده ی من خوش آمدی و نعم عقبی الدار,خيلی جای خوبی برات در نظر گرفتم اگر بدونی كجاست و چه خبره!

وقتی كه به آسمان وصل می شوی ديدت و نگاهت فرق می كند.نگاهت و دعات فرق می كند.تو داستانها داريم كه يك قومی از يك بيابان خيلی تاريكی در نيمه شبی رد می شدند ميان بيابان هم شنزار بود,يك كسی صدا زد كه از اين شنزارها هر كی هر چی برداره پشيمان می شود.يك عده گفتند:پس ما چيزی برنمی داريم كه پشيمان نشويم,يك عده گفتند حالا يك كم برداريم كه اگر پشيمان شديم كم پشيمان بشيم,يك عده گفتند زياد برداريم حالا اگر پشيمان هم شديم چيزی از دست نداديم فقط پشيمان شديم و يك كم بار كشيديم.خلاصه گذشت و صبح شد همه به همديگر نگاه كردند به اونی كه چيزی برنداشته بود با اونی كه خيلی برداشته بود ديدند كه هر چه برداشتند زمرد و طلا و الماسه!تازه بانك ديشبی رو فهميدند,اونی كه زياد برداشته بود پشيمان بود كه چرا زياد تر برنداشته,اونی كه خيلی زياد برداشته بود پشيمان بود كه چرا زيادترتر برنداشته,اونايی كه برنداشته بودند يا كم برداشته بودند حسابی پشيمان بودند و...

امشب شب برداشتنه,هر كی هر چی به خدا بگه و هر چی از خدا بخواهد فردا صبح پشيمان است,چون ديگه شبی مثل امشب گير نمياد.معلوم نيست سال ديگه كی زنده باشد و كی مرده!؟پس يك چيزی برداريم كه پشيمان نشويم,بگذاريد به يك معدن طلا وصل يشويم و خودمون رو به معدن زمرد وصل كنيم.خدا تو اگر نگاه كنی ميشه

خدايا ما امشب در خونه ی آقا علی بن موسی الرضا هستيم,اگر آقا نگاه كند همه كار ميشه كرد,از بدترين شما تا خوبترينتون اگر امام رضا نگاه كند به والله قشنگ ميشه تمام حالات روحی ما عوض بشه.دنيای ما عوض بشه,آخرت ما عوض بشه اگر امام رضا نگاه كند و اگر امشب آقا امام زمان يه نيم نگاهی به ما كند تمام وضعيت ما درست ميشه .لذا هر كی نااميده نااميدی رو از وجودش خارج كند,ر كی فكر می كند كه خدا امشب صداش رو نمی شنود همين الان اين فكر رو از مخيلش خارج كند.فقط شرطش اينه كه خدايا از امشب يك كمی بيايم بالاتر.بيست و چهار ماه رمضون من ديگه اون آدم اول ماه رمضون نيستم.همين الانش هم نيستم چون بيست و دو شب ما روزه گرفتيم.خيلی فرق كرديم.نگاه خدا بهت عوض شده,نگاه ملائكه بهت عوض شده,نگاه خودت به خودت عوض شده و هر چی هم كه رو به پايان ميره دغدغه ات بيشتر ميشه.امشب می خوايم به امام زمان توسل كنيم و امام زمانمان را دعوت كنيم

امشب می خوايم يه كمی خودمونی با آقا صحبت كنيم:
آقا شما كه مناجاتهای جدتون امام سجاد می خونيد؟شنيديد كه جدتون آقا امام سجاد چطوری با خدا صحبت كرده؟اين صحبتها رو امشب يك بار هم از زبان ما بشنويد.جدتون امام سجاد فرمودند كه خدايا از درونم نفسی دارم كه خيلی ازش شاكی هستم كه هر چه عبادت می كنم و هر چه رشته می تنم همه را پنبه می كند.هر چه ثواب دارم هدر می دهد.دنيا را در چشمم زينت می دهد.اموال رو در چشمم زينت می دهد,شهوات رو در وجودم پررنگ می كند,از بيرون مردمی هستند كه فشار ميارن و اذيت می كنند و من رو به سمت گناه هل می دهند.از چهار سمتم شيطانی هست كه اغوا می كند و در اين دنيای تاريك بی رهنما خدايا مثل بچه يتيم من رو رها كردی و توقع داری كه من خوب باشم,پاك باشم,آدم باشم,با تو حرف بزنم و دردهام رو به تو بگويم.امام سجاد جدتون می فرمايند نمی تونم مگر اينكه تو كمك كنی.

يابن الزهرا حرف ما امشب اينه:ساعتهای زيادی به آخرين لحظات اجابت دعا و بسته شدن پرونده ی ما نمونده,يعنی كه امسال بنده زنده باشم يا بميرم امشب امضاء ميشه,اينی كه دوباره ماه رمضون رو ببينم يا نبينم امشب امضاء می شود,فقير باشم يا غنی باشم مريض باشم يا سالم,سربلند باشم يا سربه زير,زمين بخورم يا بلند بشم,جهادی باشم يا فراری همش امشب امضاء می شود.اينكه امسال شهيد بشوم يا زنده بمانم,اينكه امسال بلغزم يا نه تا ماه رمضان آينده پاكی خودم را حفظ كنم,در مسير درسيم به كجا بروم؟در ارتباطات اجتماعيم چه اتفاقی قرار است بيفتد و...تمامش امشب امضاء می شود.ما شيعه ايم و يقين داريم كه پروندمون الان رو پای شماست.امام زمانه و امام زمان اينقدر اين شب قدر رو باز می كنه كه پرونده ی من و تو رو تك تك ببينه.آقا;امشب پرونده ی ماها روی زانوی شماست و آقا علی بن موسی الرضا رو هم واسطه كرديم زير پرونده هامون امشب نوشته متوسلين به بارگاه مقدس و ملكوتی سلطان علی بن موسی الرضا.

زير پرونده های ما يه امضای سبز خورده,شايد آقا علی بن موسی الرضا زيرش نوشته باشه كه مهدی جان!اينها عاشقان من هستند اگر ميشه يك قدری توجه بيشتری كن

خوشحاليم كه ما تو اين دوره و زمانه خلق شديم ولی آقا اگر در زمانه ی شما بديم به اين مردم نشان می داديم كه امام يعنی چی.قدر شما رو كه نمی دونستند اما آقا ما به همين دوره و زمانه عادت كرديم

خمار آلوده با جامی بسازد

رياضت كش به بادامی بسازد



پروندت رو باز كن.ماه رمضان پارسال تموم شد.پرونده ی اول شوال پارسالت رو باز كن,ديدی بعضی وقتها معلم شاگردی رو كه دوست دارد ميگه بيا بشين با همديگه ورقتو تصحيح كنيم.ما و امام زمان الان می خوايم با همديگه برگه هامونو تصحيح كنيم؟
سوال اول:
دلت چطوره؟دلم؟؟هر چی دشمن داشتم تو دلم راه دادم.هر جا تو دنيا گير كردم اول تورو فروختم.آقا هر چی ميگم دوست دارم دروغ بوده چون كارم گير بوده. ولی آقا تو امشب می تونی دل من رو عوض كنی

ای يكدله ی صددله,دل يكدله كن

وانگه دل خود به جانب ما يله كن


آقا دل شما چطوره؟؟يادته شب قدر پارسال گفتی آقا بيا ببينمت,چند بار اومدم ببينمت تو داشتی گناه می كردی حواست به من نبود.خب پسرم دخترم,چشمات چطوره؟
.
.
.
يا حسين

بازگشت به بالا



برنامه آينده :

جلسه هفتگی کانون

سخران و مداح :
حجت الاسلام انجوی نژاد
شنبه  9 مرداد 89
همزمان با نماز مغرب و عشا

شیراز، بلوار زرهی، خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهداء
به همراه پخش زنده اينترنتي

Rahpouyan.com

ويژه نامه شهداي رهپويان







آمار بازديدکنندگان

  151

در حال حاضر :

 17914403

تعداد کل :

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

خانه |  درباره ما |  تالار گفتمان |  خواندني‌ها |  بانك صوت

کانون فرهنگي رهپويان وصال - شيراز :: 2004-2010 ©