بسم الله الرّحمن الرّحيم
سخنراني حضرت فاطمه (س) در مسجد مدينه
حضرت زهرا (س) چادر به سر كرده و با جمعي از بانوان وارد مسجد شد ، در حالي كه ابابكر و جمعي از مهاجرين و انصار حضور داشتند .
به احترام آن بزرگ بانوي اسلام پردهي سفيدي آويختند كه سخنراني را در پشت پرده آغاز كند .
حضرت زهرا (س) قبل از آغاز سخن ، نالهي جان سوزي كشيد كه بسياري از حاضران گريستند و پس از آن كه مردم آرام گرفتند ، فرمود :
1- ضرورت شكر و سپاس الهي
ستايش خدا را بر نعمت هايي كه به ما بخشيد ، و شكر او را بر آن چه الهام فرمود ! حمد و ثنا بر خداوند برابر نعمت هايي كه از پيش فرستاد و همهي نعمت هايي كه آفريد و نعمت هاي فراواني كه به انسان ها عطا فرمود ، و تمام منّت ها و نعمت هايي كه پياپي فرستاد .
نعمت هايي كه شمارش آن از توان انسان فزون تر ، و پاداش آن نا ممكن ، و درك دامنه و گستردگي آن از ادراك و هوش بشر فراتر است .
مردم را به شكر گزاري فراخواند ، تا نعمت ها را پياپي فرستد . و به حمد و سپاس راهنمايي كرد ، تا نعمت ها را فزوني بخشد ، و با درخواست بندگان نعمت ها را چند برابر نمايد .
گواهي مي دهم به جز الله ، خدايي نبوده و شريكي براي او نيست . تفسير اين گواهي و شهادت ، اخلاص است ، و پايبند آن ، قلب هاي آگاه ، كه در پيشگاه تفكّر و انديشه ، معناي آن را روشن فرمود .
2- شناخت خدا
خداوندي كه چشم ها را نمي تواند بنگرد ، و زبان ها از وصف او عاجزند ، و وهم و خيال از درك ذات او فرو مانده اند . اشياي عالم را بدون اين كه چيزي موجود باشد ، آفريد و بدون مثال و نمونه اي ايجاد كرد . با قدرت خود پديد آورد و با ارادهي خود ايجاد نمود . نه به آفريدن آن ها نيازمند بود و نه از خلقت آن ها سود مي برد .
جز آن كه خواست حكمتش تحقّق يابد و همه را به اطاعت و بندگي آگاه نمايد و قدرت خود را آشكار كند و به همه راه بندگي بياموزد و دعوت خود را عزّت بخشد .
آن گاه پاداش را بر اطاعت و بندگي ، و عذاب را در مخالفت و سرپيچي ، قرار داد تا بندگان را از عقوبت برهاند و به سوي بهشت سوق دهد .
3- فلسفهي بعثت پيامبر خاتم (ص)
گواهي مي دهم كه پدرم محمّد (ص) بنده و فرستادهي اوست . خدا او را قبل از آن كه بيافريند ، انتخاب كرد . و پيش از آن كه بفرستد ، به نام نيكو نامگذاري فرمود . و پيش از بعثت به پيامبري برگزيد .
آن هنگام كه هنوز مخلوقات در حجاب غيب پنهان بودند و در تاريكي نيستي پوشيده بودند و آثاري نداشتند .
انتخاب پيامبر (ص) بر اساس علم خدا به آيندهي امور و احاطه و تسلّط او به حوادث روزگاران و شناخت خدا به سرنوشت هر چيزي بود .
پيامبر را برانگيخت تا امر خود را تمام كند و آن چه را كه مقدّر ساخته به انجام رساند .
پيامبر ديد كه هر فرقه اي ديني دارند و به روشنايي شعله اي روي آورده ، و بت هاي خود را پرستش نموده و خدا را با آن كه مي شناختند ، انكار كردند .
4- ره آورد بعثت پيامبر (ص)
پس خداي بزرگ تاريكي هاي جاهليّت را به وسيلهي محمّد (ص) روشن ساخت و مشكلات و تيرگي كفر را از قلب ها زدود و پرده ها از جلوي ديدگان برداشت .
پيامبر (ص) براي هدايت در ميان مردم بپاخواست و آنان را از گمراهي نجات داد و از كوري و كوردلي رهانيد . و به سوي دين استوار الهي رهنمون شد . و همه را به راه راست فراخواند ، تا روزي كه خدا بر اساس رأفت و رحمت خويش او را به نزد خود برد ، كه به ديدار او راغب و سزاوار بود .
پس رسول خدا (ص) هم اكنون از رنج اين دنيا راحت است و گِرداگِرد او را فرشتگان گرفته اند و در رضوان و خشنودي خدا غرق است ، كه در جوار رحمت مَلِكِ جبّار آرميده است .
درود خدا بر پدرم كه نبي و امين خدا بر وحي ، و برگزيدهي او بود . سلام بر او و رحمت و بركات خدا بر او باد .
سپس به مردم حاضر در مسجد نگريست و فرمود :
5- ويژگي هاي قرآن و عترت
شما اي بندگان خدا كه پرچم داران امر و نهي خداييد و حاملان دين وحي مي باشيد ، امانت داران حق و رسانندگان آن به خلق هستيد . بدانيد كه امامِ به حق ، خود در ميان شماست ، و اطاعت او پيماني است كه از پيش با شما گرفته اند . و پس از پيامبر (ص) جانشيني است كه براي شما باقي مانده است .
كتاب ناطق خدا با ما اهل بيت است . قرآن راستگو ، نور فروزان و شعاع درخشان كه بيان و استدلال هاي آن روشن ، و اسرار و باطن آن آشكار است . ظاهر آن جلوه گر ، و پيروان آن زبانزد جهانيانند .
پيروي قرآن انسان را به بهشت مي كشاند . سخن شنوي از آن به نجات مي انجامد . به وسيلهي قرآن به حجّت هاي نوراني خدا و به واجبات تفسير شده و به محرّمات نهي شده و به استدلال هاي جلوه گر و به براهين كامل هدايتگر و به فضائل پسنديده و به مستحبّات بخشوده و به قوانين و آيين واجب شدهي پروردگار ، مي توان راه يافت .
6- فلسفهي فروع دين و امامت
سپس ايمان را براي پاك كردن شما از شرك قرار داد ، و نماز را براي دوري شما از تكبّر ، و زكات را براي پاك كردن جان و فراواني روزي ، و روزه را براي تحقّق اخلاص ، و حج را براي تقويت دين ، و عدل را براي استواري دل ها ، و اطاعت از اهل بيت را براي نظم يافتن ملّت اسلام ، و امامت ما را براي ايمن ماندن از تفرقه ، و جهاد را براي عزّت اسلام ، و صبر را براي به دست آمردن پاداش ، و امر به معروف را براي مصالح اجتماعي عموم مردم ، و نيكي به پدر و مادر را براي دوري از عذاب الهي ، و صلهي ارحام را براي فزوني خويشاوند ، و قصاص را براي حفظ خون انسان ها ، و وفاي به نذر را براي آمرزش الهي ، و رعايت كَيل و وَزن در معاملات را براي درمان كم فروشي ، و نهي از شراب خواري را براي پاكيزه ماندن از پليدي ها ، و دوري از تهمت ناموسي را براي محفوظ ماندن از لعنت الهي ، و ترك دزدي را براي تحقّق عفّت و پاكدامني ، و حرمت شرك را براي اخلاص در توحيد و بندگي قرار داد .
( پس ، از خدا آن گونه كه شايسته است بترسيد و از دنيا نرويد مگر آن كه مسلمان باشيد . ) (1)
خدا را در آن چه امر يا نهي كرده اطاعت نماييد ، ( كه همانا فقط دانشمندان از خدا مي ترسند . ) (2)
7- ره آورد بعثت پيامبر اسلام (ص)
سپس فرمود :
اي مردم ! بدانيد كه من فاطمه هستم و پدرم محمّد است . آغاز و پايان سخن من بر حق است . آن چه مي گويم ناروا نيست و آن چه انجام مي دهم بر ظلم و ناروا تكيه ندارد .
( پيامبري از خود شما مردم براي هدايت شما آمد كه رنج هاي شما بر او گران ، و او بر شما اميدوار ، و بر مؤمنان مهربان و رحمت آور بود . ) (3)
اگر او را بشناسيد مي دانيد كه پدر من است ، نه پدر زنان شما ، و برادر پسر عموي من ( علي بن ابي طالب ) است ، نه مردان شما . چه نيكو بزرگواري اي است براي او .
پيامبر (ص) رسالت خود را به گوش مردم رساند و آنان را از عذاب الهي ترساند . راه خود را از پرتگاه سقوط مشركان گردانيد . شمشير بر فرق آنان نواخت و گلوگاه آنان را فشرد و با زبان حكمت و موعظهي حسنه ، مردم را به راه خدا دعوت كرد .
بت ها را در هم شكست ، سر شجاعان شرك را بر سنگ كوبيد تا اجتماع مشركان پراكنده و از ميدان گريختند ، تا صبح صادق از دل شب تاريك بيرون زد ، و چهرهي حق از نقاب درآمد ، و حقِّ خالص جلوه گر شد ، و زمامدار دين به سخن حق گويا شد ، و عربده هاي شيطان خاموش و طرفدارانش لال شدند ، و خار نفاق از سر راه برداشته شد ، و گره هاي كفر و تفرقه از هم گشوده شدند ، و دهان هاي شما به كلمهي اخلاص باز شد ، به بركت گروهي از مجاهدان سپيدروي نوراني كه شكم هايشان از گرسنگي به پشت چسبيده بود .
8- مردم در عصر جاهليّت
در هنگام بعثت ، شما در عصر جاهليّت بر كنارهي پرتگاهي از آتش بوديد . چون جرعه اي آب ، خوراك هر كس بوديد و لقمهي هر طمع كننده . آتش زنه اي بوديد كه فوراً خاموش مي شديد . لگدكوب هر رونده اي بوديد . نوشيدني شما ، آب گنديده و خوردني شما ، پوست جانور و مردار بود . خوار و ذليل بوديد و رانده شده . و مي ترسيديد كه مهاجمان اطرافتان شما را بربايند . تا آن كه خداي بزرگ با دست محمّد (ص) نجاتتان بخشيد ، پس از حوادث فراواني كه پديد آمد و رنج ها و بلا هاي زيادي كه از دست شجاعان شما ، از گرگ هاي عرب ، از سركشان اهل كتاب كشيد .
9- ويژگي ها و نقش امام علي(ع) در مبارزات رهايي بخش
هرگاه آتش جنگ برافروختند ، خدا خاموش كرد . يا هر هنگام كه شاخ شيطان سر برآورد ، يا اژدهايي از مشركين دهان باز كرد ، رسول خدا (ص) برادرش علي بن ابي طالب (ع) را در كام اژدها و شعله هاي فتنه ها افكند ، و علي هم باز نمي گشت مگر آن كه سرِ سركشان را پايمال شجاعت خود مي گردانيد و آتش آن ها را با آب شمشيرش خاموش مي كرد .
علي، فرسوده از تلاش فراوان در راه خدا ، كوششگر خستگي ناپذير در امر خدا ، نزديك و خويشاوند رسول خدا (ص) ، سيّد و بزرگي از اولياي خدا ، همواره دامن به كمر زده ، نصيحت كننده و تلاش كننده در راه خداست كه در راه خدا از سرزنشِ سرزنش كنندگان پروايي نداشت .
10- نكوهش بي تفاوت هاي ديروز و تشنگان قدرت امروز
در حالي كه شما در خوشي زنگي مي كرديد ، در امنيّت و رفاه خوش بوديد ، و منتظر فرصت بوديد تا مگر روزگار بر ضدّ ما دگرگون شود ، گوش به زنگ اخبار بوديد ، به هنگام كارزار فرار مي كرديد و عقب نشيني داشتيد .
و آن گاه كه خدا براي پيامبرش ، خانهي پيامبران و آرامگاه اوليا را برگزيد ، خار و خاشاك نفاق در شما ظاهر شد و جامهي دين كهنه گرديد . ساكتِ گمراهان به سخن درآمد و آدم هاي پست و بي ارزش با قدر و منزلت شدند و شتر ناز پروردهي اهل باطل به صدا درآمد و وارد خانه هاي شما شد .
و شيطان سر خويش از مخفيگاه به در آورد ، شما را فراخواند ، ديد كه پاسخگوي دعوت باطل او هستيد و براي فريب خوردن آمادگي داريد . خواست كه بر ضدّ حق برخيزيد ، شما را آمادهي اين كار يافت . و شما را گرم و آماده نمود ، و ديد كه غضبناك شديد . پس بر غير شتر خود داغ و نشان زديد و بر آبي كه حقّ شما نبود فرود آمديد .
در حالي هنوز از عهد و قرار شما ( بيعت در خُم غدير دو ماه قبل ) چيزي نگذشته بود ، و شكاف زخم عميق بود و دهانهي زخم هنوز به هم نيامده ، بهبود نيافته بود ، و پيامبر (ص) هنوز دفن نشده بود كه هر چه خواستيد كرديد و بهانه آورديد كه از فتنه مي ترسيم ، ( امّا در آتش فتنه سقوط كرديد و راستي كه جهنّم بر كافران احاطه دارد . ) (4)
شما كجا ؟ و فتنه خواباندن كجا ؟ دروغ مي گوييد !
11- علل انحراف مردم پس از پيامبر (ص)
چرا بيراهه مي رويد ؟ در حالي كه كتاب خدا در ميان شماست ، مطالبش روشن است ، و احكام آن درخشان ، و نشانه هاي هدايت آن آشكار ، و نهي و هشدار هاي آن روشن ، و اوامرش واضح است ، امّا شما به قرآن پشت كرديد و از آن روي گردان شديد ، آيا به قرآن ميل و رغبت داريد ؟ يا داوري جز قرآن مي گيريد ؟ بد جايگزيني براي ستمگران است !
( و هر كس غير از اسلام ديني برگزيند ، از او پذيرفته نيست ، و در آخرت از زيانكاران خواهد بود . ) (5)
سپس آن قدر درنگ نكرديد كه اين دلِ رميده آرام گيرد ، و مهار كردن آن آسان گردد . پس آتش گيره ها را برافروختيد و به آتش فتنه ها دامن زديد تا آن را شعله ور سازيد و به شيطانِ گمراه كننده پاسخ مثبت داديد .
و براي خاموش كردن نورِ اسلامِ آشكار ، بسيج گشتيد و به از بين بردن سنّت هاي پيامبرِ برگزيده ، روي آورديد و حركت هاي منافقانه آغاز كرديد و براي نابودي اهل بيت او در پشت تپّه ها و درختان كمين كرديد و ما براي مصيبت هايي كه چونان خنجر برّان يا فرو رفتن سنان در شكم است ، چاره اي جز صبر نداريم .