بسم الله الرّحمن الرّحيم
سخنراني حضرت فاطمه (س) در مسجد مدينه
12- اثبات ارث با استدلال هاي قرآني
و شما امروز گمان مي بريد كه براي ما ارثي نيست !
آيا حكم عصر جاهليّت را مي طلبيد ؟
( براي اهل يقين چه حكمي بالا تر از حكم خداست ؟ ) (1)
آيا نمي دانيد ؟ در حالي كه براي شما مانند آفتاب درخشان روشن است كه من دختر پيامبرم .
اي مسلمانان ! آيا سزاوار است كه ارث پدرم را از من بگيرند ؟
اي پسر ابي قُحافه ! آيا در كتاب خداست كه تو از پدرت ارث ببري و من از پدرم ارث نبرم ؟ عجب بدعت تازه و زشتي آورده اي !
آيا آگاهانه و به عمد كتاب خدا را ترك كرده و به آن پشت كرده ايد ؟
زيرا قرآن مي گويد :
( سليمان از داوود پيامبر ارث برد . ) (2)
و در آيهي ديگر ، آن جا كه داستان زكريّا را بيان مي كند ، مي گويد :
زكريّا عرض كرد :
( پروردگارا ! مرا فرزندي عنايت فرما تا از من و آل يعقوب ارث برد . ) (3)
و فرمود :
( خويشاوندان رَحِمي اَولي به يكديگرند . ) (4)
و فرمود :
( خداي تعالي ، به شما دربارهي اولاد وصيّت مي كند كه براي پسر دو برابر بهرهي دختر است . ) (5)
و فرمود :
( هنگامي كه مرگِ يكي از شما فرا رسد ، وصيّت كنيد براي پدر و مادر و نزديكان ، كه حكمي است حق براي پرهيزكاران ) (6)
شما گمان كرده ايد كه بهره اي ندارم و از پدرم ، پيامبر (ص) ارث نمي برم ؟
آيا خدا شما را مخصوص آيه اي فرمود كه پدرم را از آن بيرون كرده ؟ يا آن كه مي گوييد اهل دو كيش از يكديگر ارث نمي برند ؟
و يا من و پدرم را اهل يك دين و آيين نمي دانيد ؟
يا آن كه شما به آيات خاص و عامّ قرآن ، از پدرم پيامبر (ص) و پسر عموي من ، علي بن ابي طالب دانا تريد ؟
ابابكر ! اينك اين تو و اين شتر خلافت ، شتري مهار زده ، و رَحل نهاده . برگير و ببر . با تو در روز قيامت ملاقات خواهد كرد .
چه نيكو داوري است خدا ، و نيكو دادخواهي است محمّد (ص) و چه خوش وعده گاهي است قيامت !!
در آن روز اهل باطل زيان مي برند ، آن گاه ديگر پشيماني سودي ندارد .
( و براي هر خبري قرارگاهي است ، پس خواهيد دانست ) (7) كه عذاب خوار كننده بر سر چه كسي فرود خواهد آمد و عذاب جاويدان چه كسي را در بر خواهد گرفت .
آن گاه رو به سوي انصار كرده چنين گفت :
13- نكوهش از سستي انصار
اي انجمن نقباء و مؤمنين ! اي بازوان ملّت ! اي حافظان اسلام ! اين غفلت و سستي چيست كه در حقّ من روا مي داريد ؟ و چرا برابر دادخواهي من سَهل انگاريد ؟
آيا پدرم رسول خدا نمي فرمود : بايد حرمت هر كس در مورد فرزندان او حفظ شود ؟
با چه سرعتي دچار اعمال ناپسند شديد ! و چقدر زود آب از دهان و دماغ بُز لاغر فرو ريخت ؟ دچار غفلت شديد در حالي كه شما انجمن انصار ، توان گرفتن حقّ ما را داريد و نيروي كافي براي حمايت من در دادخواهي وجود دارد . آيا مي گوييد : محمّد (ص) مُرد !
آري وفات پيامبر (ص) مصيبتي بزرگ است . مصيبتي در نهايت بزرگي و وسعت كه شكاف زخم آن بسي فراخ است . و زخم هاي گذشتهي دل را دوباره باز كرد و زمين با غيبت او تاريك شد و ستارگان بي فروغ شدند و آرزو ها به نا اميدي گراييد . و كوه ها از جاي خود فرو ريخت و حرمت اهل پيامبر (ص) ضايع شد .
آري ، پس از مرگ ، احترامي براي كسي باقي نمي ماند .
پس اين مصيبت ، بس بزرگ بود و همانند نداشت ، كه هيچ بلايي به پايهي آن نمي رسد . و اين را كتاب خدا آشكارا تذكّر داد . همان كتابي كه در خانه هايتان و در مجالس روز و شب شما ، آرام و با صدا ، با قرائت و لحن زيبا ، آن را مي خوانيد .
اين مصيبت ، پيش از اين به ديگر پيامبران آسماني نيز وارد آمد . حكم حتمي خدا و قضاي قطعي الهي است ( كه فرمود : )
( محمّد (ص) نيست مگر پيامبري كه پيش از وي پيامبران ديگري درگذشتند ، پس اگر او بميرد و يا كشته شود ، به عقب بر مي گرديد ؟ و آن كس كه به عقب برگردد ، به خدا زياني نمي رساند و خدا شكر كنندگان را پاداش خواهد داد . ) (8)
14- دادخواهي از مسلمين
اي پسران قيله ! (9)
پيش چشم ما ميراث پدرم را ببرند و حرمت نگه ندارند ، در حالي كه داراي انجمن و اجتماعيد ؟
صداي دعوت مرا همگان مي شنويد و از حال من از هر جهت آگاهيد و داراي نفرات رزمي و ذخيره ايد ، داراي ابزار جنگي و قوّه ايد .
انواع اسلحه و زره و سپر نزد شماست ، صداي دعوت من به شما مي رسد ، ولي جواب نمي دهيد !؟ و نالهي فريادخواهي من به گوشتان مي رسد ، ولي مرا ياري نمي كنيد !
و حال آن كه به شجاعت و جنگاوري معروفيد و به خير و صلاح مشهور . شما برگزيدگاني بوديد كه انتخاب مي شديد و انتخاب شوندگاني كه برگزيده شديد . با عرب و بت پرستان در افتاديد و تحمّل رنج و زحمت نموديد . با امّت هاي سركش به رزم پرداختيد و با پهلوانان به نبرد برخاستيد .
همواره ما فرمانده بوديم شما فرمانبر ، ما امر مي كرديم و شما تسليم اوامر ما بوديد ، تا آسياب اسلام به گردش افتاد و پستان روزگار به شير آمد ، و نعره هاي شرك آميز خاموش شد ، و ديگ هاي طمع و تهمت از جوش افتاد ، و آتش كفر خاموش گشت ، و نداهاي هرج و مرج طلب ساكت شد ، و نظام دين استوار گرديد .
پس چرا امروز بعد از اقرار و اعتراف ، سرگردان شديد ؟ و پس از آشكار كردن عقيده ، امروز پنهان كاري داريد ؟ و بعد از آن پيشگامي به عقب بر مي گرديد ؟ و بعد از ايمان ، شرك آورديد ؟
( آيا نمي جنگيد با گروهي كه عهد شكستند ؟ و خواستند رسول خدا را اخراج كنند ؟ با آن كه آن ها آغازگر جنگ بودند ، آيا از آنان مي ترسيد ؟ در حالي كه سزاوار است كه از او بترسيد اگر مؤمنيد . ) (10)
15- علل سستي مردم
امّا جز اين نيست كه به تن آسايي خو كرده ايد ، و امام واقعي خود را از زمامداري دور كرده ايد ، و با رفاه و آسايش خلوت كرده ايد ، و از سختي زندگي به راحتي و خوشگذراني رسيده ايد . به همين سبب آن چه را كه حفظ كرده بوديد ، از دست داديد و آن چه را كه فرو برديد ، استفراغ كرديد .
پس بدانيد ! ( اگر شما و هر كه در زمين است كافر شويد ، خداي تعالي بي نياز از همگان است . ) (11)
بدانيد ! آن چه را كه من گفتم از روي آگاهي كامل بود . از سستي شما و هماهنگ شدن قلب هايتان با بي وفايي ، و خيانت شما آگاهم .
چه كنم ، اين ها جوشش دل اندوهگين است . و راه بيرون ريختن خشم و غضب . و ان چه را كه جانم نمي تواند تحمّل كند از سينه بيرون ريختم . و حجّت و برهان را از اين راه در پيش روي شما قرار دادم .
پس خلافت را بگيريد و برويد ، ولي بدانيد پشت اين شتر خلافت زخم است و پاي آن تاول زده ، عار و ننگ آن باقي است ، و نشان از غضب خدا دارد و ننگ ابدي و جاويدان . و هر كس كه آن را بگيرد ، فردا به آتش برافروختهي خدا كه بر قلب ها احاطه دارد ، وارد مي شود .
آن چه انجام مي دهيد برابر چشم خداست .
( و به زودي آنان كه ستم كردند ، خواهند دانست كه به كدام جايگاه آتشيني باز مي گردند . ) (12)
مردم ! من دختر آن كس هستم كه شما را از عذاب جهنّم كه در پيش روي ماست ، خبر داد .
پس هر چه مي توانيد انجام دهيد ، ما هم به دنبال كار خود مي رويم . شما منتظر بمانيد ، كه ما هم منتظر خواهيم ماند .
ابابكر گفت از پيامبر (ص) شنيدم كه فرمود :
ما گروه پيامبران درهم و دينار به ارث نمي گذاريم !
حضرت زهرا (س) پاسخ داد :
16- علل روي گرداني مردم از قرآن
سبحان الله ! در شگفتم از اين تهمت ! پيامبر اكرم (ص) از كتاب خدا رويگردان نبوده و مخالف احكام قرآن كريم نبود . همواره پيرو قرآن بود و دنبال سوره ها و آيات آن مي رفت .
آيا براي توطئه اجتماع كرده و به نيرنگ و دروغ مي خواهيد به پيغمبر اسلام (ص) دروغ و بهتان بنديد ؟ اين كار شما پس از وفات او ، مانند فتنه هايي است كه در زمان حياتش براي نابودي او به وجود مي آورديد .
شما كه مي گوييد پيغمبر ارث نمي گذارد ، اينك اين كتاب خدا ، بين من و شما داوري عادل ، و گوينده و جدا كنندهي حق و باطل است كه مي گويد :
زكريّاي پيامبر به خدا فرمود : « ( فرزندي به من عطا فرما كه ) از من و آل يعقوب ارث برد . » (13)
و باز در آيهي ديگري مي فرمايد :
« سليمان پيغمبر از داوود (ع) ارث برد . » (14)
خداوند متعال در تقسيم سهميه ها بيان روشني دارد ، و واجبات و سهم ارث هر يك از افراد را مشخّص كرده است ، و سهم ارث فرزندان دختر و پسر را به گونه اي توضيح داد كه بهانه هاي اهل باطل را برطرف كرد ، و مجال گمان و شك و ترديد تا قيامت براي هيچ فردي باقي نگذاشت .
چنين نيست كه شما مي گوييد ، بلكه ( نفس هاي امّارهي شما ، كاري را براي شما جلوه داده است . پس من چاره اي جز صبر نيكو ندارم ، و از خداوند ياري مي طلبم بر آن چه شما توصيف مي كنيد . ) (15)
ابابكر براي ساكت كردن مردم گفت :
اي دختر پيامبر اين مردم بين من و شما داوري خواهند كرد كه با من بيعت كرده اند .
پس از اظهار نظر مجدّد ابابكر و عوام فريبي او ، خطاب به مردم فرمود :
17- علل سير ارتجاعي مردم
اي گروه مردم ! كه به سوي شنيدن حرف هاي بيهوده شتاب مي كنيد ، و كردار زشت زيانبار را ناديده مي گيريد ، آيا در قرآن انديشه نمي كنيد ؟ يا آن كه بر دل هاي شما مهر زده شده ؟
نه ، بلكه آن چه از اعمال زشتي كه انجام داده ايد ، تيرگي آن دل هاي شما را فرا گرفته است و گوش ها و چشم هايتان را پر كرده است .
بسيار بد به تأويل آيات قرآن روي آورديد ، و بد راهي را پيشنهاد كرديد ، و بد معامله اي انجام داده ايد !
به خدا سوگند ، تحمّل اين بار براي شما سنگين و سرانجام آن پر از وزر و وبال است . آن روزي كه پرده ها براي شما بالا رود ، و زيان آن روشن گردد ، و آن چه را كه حساب نمي كرديد بر شما آشكار گردد ، آن گاه روشن مي شود كه ( اهل باطل زيانكارند و چاره اي نخواهند داشت . ) (16) *