| T O P I C R E V I E W |
| admin |
Posted - يکشنبه 7 بهمن 1386 : 18:28:27 یافتاح
همه مشکلات فلسطين حل خواهد شد
کافي است ما نباشيم و شاعران خفقان بگيرند
کافي است چشمها را ببنديم و کشتي کج نگاه کنيم يا سرگرم انتخاب دختران شايسته سارکوزي شويم
کافي است افغانها تنها يک زلماي ذليل زاد داشته باشند ايرانيها يک نوري زاده تا خليج فارس الخليج شود
کافي است محمد حرب ترور شود کافي است يحيي عياشها منفجر شوند و تهران سکوت کند
چه فرق ميکند اسماعيل هنيه باشد يا محمود عباس؟ خالد مشعل باشد يا سلام فياض؟ 36 کيلومتر نوار غزه باشد يا يک آپارتمان 36 متري؟ با پرچم سفيد؟
نگاه کن و لذت ببر از خادم الحرميني که العربي ميرقصد از پادشاه کوچک اماني که با فرشتههاي يهودي تزويج شد
نگاه کن که پادشاه رشيد ترابلس چگونه يک روبات شد
نه، از ميان اين همه اعراب کسي کاري نميکند رجالشان دستبوس رايسند نساءشان دستبوس بوش
مگر باز شکاري وليعهد دوبي کاري کند و دست بوش را گاز بگيرد به اشتباه!
علیرضا غزوه
یامهدی
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند! یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

|
| 14 L A T E S T R E P L I E S (Newest First) |
| rp_vesal10 |
Posted - سه شنبه 29 تير 1389 : 10:32:49 yas_madine ارسال شده در: جمعه 16 تير 1385 : 10:12:11 -------------------------------------------------------------------------------- بازي تمام نخواهد شد
گزارشي از فينال جام جهاني در باريکه غزه!
به اسماعيل هنيه و مردم غزه
عليرضا قزوه
جهان همان كه بود، خواهد شد و ما همان كه بايد باشيم موسي و فرعون يكي موسي خواهد شد يكي فرعون از ما و آنها يكي شهيد خواهد شد و يكي قابيل! تو زنده ميماني اسماعيل!
بازي دارد به نيمه نهايي نزديك ميشود اما بازي تمام نخواهد شد فيفا و نازيها شوراي امنيت و كاخ سفيد در يك سو و بچههاي زخمي غزه در آن سو بازي دارد به نيمه نهايي ميرسد يازده گرگ با لباس و با چكمه در الخليل دنبال يوسف زخمي ميگردند رايس توپ را ميكارد درست بر نقطه پنالتي خمپاره را ميكارد درست در سه متري دروازه دروازه رفح دروازه قديمي غزه و طور سينا! همه چيز قاطي شده ست با هم و بازي ادامه دارد النگوي ديويد بكام و ضجههاي هدي * لبخند مارادونا و گريههاي خدا فيگو پاس ميدهد به زيدان دكو شوت ميزند به دروازه ايران و ضربههاي سر دايي ديگر افاقه نميكند شيمون پرز نشسته است بر كرسي تمام مربيها و ميچيند مهرهها را تمام توپها در غزه فرود ميآيند مي خواهند تو را شهيد كنند اسماعيل! درست در بين دو نيمه فينال بوش كارت قرمز ميدهند به زمين كارت قرمز ميدهند به طور و موسي رايس كارت قرمز ميدهد به كولينا كارت زرد ميدهد به كوفي عنان شايد البرادعي به زمين آمد! شايد كرزاي تعويض شد!
اسكولاري پاس ميدهد به سپ بلاتر مارادونا به پله پله به كلوزه فردوسي پور از بهشت گزارش ميكند و تمام ستارهها جمعند نبرد هيتلر و موسوليني داور بوش و خط نگهدار رايس و بلر توپ جمع كن زلماي نمرودزاد! داور تمام ساكنان فلسطين را ييرون كرد! داور به هدي كارت زرد داد شيمون پرز به بوش پرتقال خوني داد با هر شوت وزيري از حماس دستگير شد!
دروازه خودشان كوچك تر از توپ و دروازه حريف ، تمام زمين هواپيماهاي جنگي فرود ميآيند بر زمين چمن يازده گرگ ، آهويي را دنبال ميكنند و تماشاگران هورا ميكشند يازده گرگ با دهان خوني يك سرباز اسرائيلي با يازده ستاره شكسته بر شانه گم ميشود و شهري در آتش ميسوزد! ابراهيم را با چاقو ميزنند و تو را ميخواهند شهيد كنند اسماعيل!
بازي به نيمه نهايي رسيده است و بسته پيشنهادي شيطانها براي خدا حاوي بمب است! آقاي گل با چكمه با مسلسل سنگين بر سكو ميايستد و بازي تمام ميشود خدا ولي تمام نخواهد شد! دوباره فرعون ، فرعون است و موسي موسي تنها از ما و آنها يكي شهيد خواهد شد و يكي قابيل بازي تمام ميشود و نامها عوض خواهد شد به جاي رايس تخم مرغ گنديده به جاي بوش گوجه فرنگي له شده! اما تو همچنان اسماعيل خواهي ماند!
نشسته ام كنار زمين نه چمني نه دروازهاي نه قانوني نه داوري و منتظرم كه چه وقت خدا به بستههاي پيشنهادي جواب خواهد داد!
|
| vasel |
Posted - يکشنبه 30 خرداد 1389 : 21:10:53 به نام الله...
مردان ابابیل
این جاست بی قرار ترین گوشه زمین عمریست سوگوارترین گوشه ی زمین این جا که زخم پیر و جوانش گلوله است گل گیس های دخترکانش گلوله است این جاست که سنگ ها همه "سجیل" می شوند مردانش عاشقانه "ابابیل" می شوند سهم اش اگر چه خون دل و چشم تر ...هنوز جغرافیای یخ زده دور و بر ... هنوز این رسم واژگونه ی دنیاست بعد از این دوزخ کنار دار ، مهیاست بعد از این نفرین به بازمانده ی قومی که "ابتر" است "تبت یدا ابی لهب" این حرف آخر است
سعیده اصلاحی
 |
| vasel |
Posted - سه شنبه 25 خرداد 1389 : 13:41:14 به نام الله...
آفتاب پشت ابر نمی ماند...
به چشم بيرمق غزّه خواب را بستند
چنانکه بر لب بيتاب آب را بستند
چه رفته بر سر وجدان روزگار، که باز
نخوانده قصۀ حق را، کتاب را بستند
به مشتهاي گره کرده از گلوی شعار
هنوز باز نکرده طناب را بستند
لبي گشوده نشد جز به آه و آن را هم
زیاده تا نکنندش صواب را، بستند
به حکم منطق زور و به رسم استبداد
دهان خستۀ حرف حساب را بستند
خوشا به کام شهادت رسیده مردانی
که بر محاسن از خون خضاب را بستند
حقیقت است؛ مگر پشت ابر ميماند؟
گرفتم اينکه دو شب آفتاب را بستند
علی فردوسی
 |
| vasel |
Posted - سه شنبه 11 خرداد 1389 : 19:25:08 به نام الله...
در فلسطین دشمن دین،خانه ویران می کند...

دزد بیرون می کند از خانه صاحبخانه را
در کنار شمع ایمان می کشد پروانه را
در فلسطین دشمن دین خانه ویران می کند
جغد نیکو می پسندد خانه ویرانه را
تا به کی ظلم و جنایت تا به کی مردم کشی
تا به کی باید تحمل آشنا بیگانه را
نابکاری ریشه های نسل ها را می کند
کو نگهبان تا ببندد دست آن دیوانه را
ای مسلمان روح وحدت مشعل پیروزی است
گر بگوش خویش گیریم پند آن فرزانه را
سروده: محمد حسن حیدری (ویری)
مرکز اطلاع رسانی فلسطین

|
| admin |
Posted - جمعه 4 مهر 1387 : 13:15:02 یافتاح سلام جملهای موسیقایی (ترجمه موسی اسوار) شاعری اکنون سرودی مینویسد به جای من بر روی بیدبن دوردست باد پس چرا گل سرخ در دیوار برگهایی تازه بر تن میکند؟
پسری اکنون کبوتری به پرواز درآورد به جای ما سوی بالا، سوی سقف ابر پس چرا این برف را جنگل گرد لبخند چون اشک میریزد؟
پرندهای اکنون نامهای با خود میبرد به جای ما به آبی سرزمین غزال پس چرا صیاد به صحنه پای مینهد تا تیرهای خود را پرتاب کند؟
مردی اکنون ماه را میشوید به جای ما و بر بلور رود راه میرود پس چرا رنگ بر زمین میافتد و چرا ما چون درختان برهنه تن میشویم؟
عاشقی اکنون به سان سیل معشوق را با خود میبرد به جای من سوی گل چشمههای پرژرفا پس چرا سرو در اینجا ایستاده است و دربانی باغ میکند؟
شهسواری اکنون اسب خود را نگه میدارد به جای من و در سایه سندیان میآساید پس چرا مردگان به سوی ما از دیواری و گنجهای بیرون میشوند؟
«محمود درویش
یامهدی مولای مهربان غزلهای من سلام.سمت زلال اشک من ، اقای من سلام .ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.دستی سری تکان بده اقای من سلام اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند! یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

|
| admin |
Posted - جمعه 4 مهر 1387 : 13:14:34 یافتاح سلام در محاصره اگر باران نیستی، محبوب من! درخت باش، سرشار از باروری.... درخت باش! و اگر درخت نیستی، محبوب من! سنگ باش، سرشار از رطوبت.... سنگ باش! و اگر سنگ نیستی، محبوب من! ماه باش، در رؤیای عروست.... ماه باش! [چنین میگفت زنی در تشییع جنازه فرزندش.]
*** صلح آه دو عاشق است که تن میشویند با نور ماه
صلح پوزش طرف نیرومند است از آنکه ضعیفتر است در سلاح و نیرومندتر است در افق.
صلح اعتراف آشکار به حقیقت است: با خیل کشتگان چه کردید؟ شاعر در شعرهای دیگر، از دوستی میگوید و عشق: «یا او، یا من!» جنگ چنین میشود آغاز. اما با دیداری نامنتظر، به سر میرسد: «من و او!» و نیز از قدرت و معجزه عشق میگوید: بیست سطر درباره عشق سرودم و به خیالم رسید که این دیوار محاصره بیست متر عقب نشسته است.
محمود درویش
یامهدی مولای مهربان غزلهای من سلام.سمت زلال اشک من ، اقای من سلام .ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.دستی سری تکان بده اقای من سلام اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند! یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

|
| admin |
Posted - جمعه 4 مهر 1387 : 13:13:52 یافتاح سلام به قاتلی دیگر اگر جنین را سی روز مهلت داده بودی، احتمالهای دیگری بود: شاید اشغال به پایان میرسید و آن شیرخواره زمان محاصره را به یاد نمیآورد، آنگاه چون کودکی سالم بزرگ میشد و به جوانی میرسید و با یکی از دخترانت در یک کلاس، درس تاریخ باستان آسیا را میخواند شاید هم به تور عشق یکدیگر میافتادند، شاید صاحب دختری میشدند [که یهودی زاده میشد]، پس ببین چه کردهای؟ حالا دخترت بیوه شده و نوهات یتیم ببین بر سر خانواده در به درت چه آوردهای و چگونه با یک تیر، سه کبوتر زدهای.
محمود درویش
یامهدی مولای مهربان غزلهای من سلام.سمت زلال اشک من ، اقای من سلام .ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.دستی سری تکان بده اقای من سلام اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند! یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

|
| admin |
Posted - جمعه 4 مهر 1387 : 13:13:10 یافتاح سلام
"از آنجا آمدهام با کوله بار خاطراتم، با بار فانی هستیام، و مادرم و خانهای با هزار روزنه، و برادران و رفقا و زندانم با پنجرهای سرد"
درویش
یامهدی مولای مهربان غزلهای من سلام.سمت زلال اشک من ، اقای من سلام .ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.دستی سری تکان بده اقای من سلام اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند! یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

|
| admin |
Posted - جمعه 4 مهر 1387 : 13:12:15 یافتاح سلام صدای گامها در دهلیز مرگ
صدای گامها در دهلیز مرگ همهمه، فریاد وای بر تو،آخ. بگریز... از این در بشتاب، داخل شو، به این سرداب دویدنها، کشمکش، در دخمه های مرگ کشته ها: هفتاد اسرا: نود بیش از نود مجروح سکوت، سکوت ای کالسکه های باد ایست. آنجا کیست؟ پاسخ می دهم: برادرت "سمیع" و صدا طنین می اندازد و صدا همچنان طنین می اندازد و صدا، همچنان ...
٭٭٭ صدای گامها در دهلیز مرگ در شب فرو رفت چهره اش نیروی خورشید برای رهایی بود و ناگهان شب نفس کشید وقتی گلوله بر سینه اش نشست. به مادرش مگویید گلوله بر سینه اش نشست به برادرانش مگویید گلوله بر سینه اش نشست. به مادرش به برادرانش مگویید با غم او تنهایم بگذارید با جنازه اش تنهایم بگذارید. جنازه ای تو یا کوهی؟ در سینه اش گلوله ها خوار شدند آه ای رایت رهایی پلی هستی که به پیروزی ام می رسانی.
٭٭٭ چهره اش را باد در آغوش کشید بر خاک افتاده بود خون آلود... خون آلود... بر ساق پایش نیشی و چنگالی نشسته بود "تو که هستی سبزه روی زیبا؟" باد گفت. خاموشی چهره اش پاسخ گفت: تاریخ مقتول توأم
سمیح القاسم خبرگزاری مهر
یامهدی مولای مهربان غزلهای من سلام.سمت زلال اشک من ، اقای من سلام .ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.دستی سری تکان بده اقای من سلام اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند! یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

|
| admin |
Posted - جمعه 4 مهر 1387 : 13:09:01 یافتاح سلام برگزيده كنگره بين المللي شعر فلسطين
خدا نشدهام اما ديگر گريه نميكنم، ميتوانم!
بزرگ شدهام حالا
اندازﺓ سازمان ملل كه هستم!
همه ي ملالتم را در قطعنامه ها مي پيچم
و صادر ميكنم
براي دختران بي «نامه» افغاني
براي لحظه هاي بي نام فلسطين
براي شاعران گمنام ميهنم
كه به جاي نامة عاشقانه به سينه بفشارند
آخر عشق من!
عاشق هر چه بنويسد مي شود عاشقانه
حتي فرم كاريابي را هم اينجوري پرمي كنم
«خيلي دوست دارم كه …»
ديگر گريه نمي كنم، مي توانم!
حالا بلدم بنويسم
رها ميكنم كلمه ها را
بابادها بروند
با بارانها بيايند
و جهان را در طوفانهاي بي موسم بشورانند
رها ميكنم كلمه ها را
با گلهاي محمدي
در گوش ابرهاي نوزاد «لندن» اذان بگويند
مي ايستم با برادرانم
با «نرودا»
با «ريتسوس»
با «قباني»
با «حافظ» نماز مي خوانم
من گرم گفتن
نوراني مي شوم و برافروخته
همچون چهره شهيدان «جنين»
همچون خورشيدهاي هميشه «نينوا»
قلم را كه بر مي دارم
دل ناگوار بر پا مي ايستند
مترجمان خواب آلوده در خبرگزاري هاي جهان
به احترام كلمه هاي مغرور من
و آب از دماغشان راه مي افتد!
بگذار سياستمدارهاي عبوس
خيره شوند به فنجان قهوه شان
فال حافظ ميگيرم تا اوقاتشان تلختر شود
«باشد اندر پرده بازي هاي پنهان غم مخور»
نرگس ها مي خندند
ديگر گريه نمي كنم
استوار مي ايستم چونان «بينالود نيشابور»
تا دختركان نو رسيدة غزلم
خويشتن را بيارايند
با زنجير طلايي رضا
عشقم را رها مي كنم
در «مشهد» نماز بخواند
در «مكه» نماز بخواند
در <كربلا > نماز بخواند
در «مسجد الاقصي» نماز مي خوانيم
حالا غزاله ها گل مي كنند در چادر رنگي «گوهرشاد»
و تضمين مي شوند در قصيده هاي دلير «خراسان»
حالا پروانه ها زبان باز ميكنند
در آغوش سكوت گل كرده مريم
و از جهاني بي صليب سخن مي گويند
الخليل تبرش را زمين مي گذارد
و بتان فلسطيني
با موجهاي مديترانه كل مي كشند
و عربي ميرقصند
ديگرگريه ن ميكنم
گريه ن ميكنم
تا ماه ابرها را روي قامت رشيد رود «اردن» بكشد
تا باد زيتونهاي زخمي را در مه بپيچد
تا باران
باران
باران
دوباره گريستم
دوباره نتوانستم
علي محمد ﻣﺆدب
یامهدی مولای مهربان غزلهای من سلام.سمت زلال اشک من ، اقای من سلام .ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.دستی سری تکان بده اقای من سلام اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند! یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

|
| admin |
Posted - جمعه 4 مهر 1387 : 13:06:54 یافتاح سلام فیلم شب شعر فلسطین د رکنارمقام معظم رهبری
http://www.tebyan.net/literature_art/news_reports/2006/4/19/16989.html
یامهدی مولای مهربان غزلهای من سلام.سمت زلال اشک من ، اقای من سلام .ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.دستی سری تکان بده اقای من سلام اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند! یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

|
| admin |
Posted - جمعه 4 مهر 1387 : 13:05:48 یافتاح سلام
به پرچم عزيز فلسطين
هزار مرد به پاي تو جان سپردند و ...
هزار دست تو را باز مي فشردند و...
سپيدي ات را تا صلح سازمان ملل
سپيد باشد از الخليل بردند و...
زسبز ودكا كردند اميرهاي عرب
تو را به همراهش قطعه قطعه خوردندو...
سياهي ات را پيراهن زني كردند
كه بچه هايش در انتفاضه مردندو...
تو سرخ خونت بر شانه منتشر شده بود
كه شانه هاي تو آزرده اند و تردند و ...
تو سرخ خونت در روزنامه هاي جهان
كه كشته ها را از جنگ مي شمردند و...
هزار مرد به پاي تو جان سپردند و....
هزار دست تو را باز مي فشردندو...
سيد رضا محمدي
یامهدی مولای مهربان غزلهای من سلام.سمت زلال اشک من ، اقای من سلام .ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.دستی سری تکان بده اقای من سلام اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند! یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

|
| یعسوب |
Posted - سه شنبه 10 تير 1387 : 14:24:15 فلسطین در قلب من است
ای دست ها سایه ی زنجیر را از سرزمین سبز من بردارید واز کشتگاه ملتم خوشه ها را درو کنید من از آن هنگام که طوفان های ملخ وزیدند وخاک وطنم را گسستن نان را در آغوش نگرفته ام نانی که از گندم وطنم باشد وهم وطنانم را از آن هنگام که توشه ام را در ساق آهویی بستن آهویی که تمام شنزار را پیمود و به نزدم آمد آنان تیر و کمان و نیزه هایم را به زور گرفتند و اگرچه دست هاشان گلهای خونم را چید اما همچنان می بالم که ریشه هایم تیشه را در خاک وطن به ستیز می خوانند وخاک سبزم آواز می دهد ای دست ها توده های ملخ را از سرزمین سبز من بزداید که خوشه هایم از آن منند موسی بیدج |
| admin |
Posted - يکشنبه 7 بهمن 1386 : 18:40:42 یافتاح
Close my eyes tonight
امشب چشمهایم را ببند My conscience by my side
اما وجدانم را بیدار نگه دار
It’s hard to live this life
ادامه دادن به این زندگی سخت است Where truth begins with lies
جایی که حقیقت با دروغها اغاز می شود
So I won’t sleep… I will stay awake
Cause if I dream… they will/then they’ll take their claim
اگر رویا ببینم آیا انها حقشان را خواهند گرفت؟
پس نمی خواهم خفته باشم .می خواهم هوشیار وبیدار بمانم Oh I try… oh I try to fight
To stay awake tonight
اوه ..من مبارزه می کنم تا امشب بیدار وهوشیار باشم
Palestine, Palestine, Palestine… always on my mind
فلسطین فلسطین فلسطین …همیشه در ذهن منی
Truth is where desire ends
حقیقت جاییست ارزوها پایان می یابد A meaning to an end
مقصود ومعنی پایان I search myself all the time
من به دنبال خودم در تمام زمانها بودم To change what’s in my mind
تا ذهنیاتم را تغییر دهم
So I won’t sleep… I will stay awake
Cause if I dream… they will/then they’ll take their claim
اگر رویا ببینم آیا انها حقشان را خواهند گرفت؟
پس نمی خواهم خفته باشم .می خواهم هوشیار وبیدار بمانم Oh I try… oh I try to fight
To stay awake tonight
اوه ..من مبارزه می کنم تا امشب بیدار وهوشیار باشم
Palestine, Palestine, Palestine… always on my mind
فلسطین فلسطین فلسطین…همیشه در ذهن من
I can’t find peace cause it’s hard to release what we’ve done
نمی توانم صلح را پیدا کنم زیرا خیلی سخت است انچه انجام داده ایم را ببخشم(صرف نظر کنم) What we could be if we’d only see what we’ve become
اگر ما تنها نظاره گر انچه در خورش بوده ایم چه می توانیم باشیم It’s unbelievable it’s undeniable ohhhh!
اوه ..غیر قابل باور وانکارناپذیراست! I want free, won’t sleep, won’t dream, won’t eat, won’t breathe
نمی خواهم بخوابم و رویا ببینم.بخورم.یا.نفس بکشم Won’t give in to what’s building inside of me
نمی خواهم تسلیم انچه که در درونم ذهنم ساخته اند شوم
می خواهم ازاد باشم
Close my eyes tonight
چشمهایم را ببند امشب My conscience by my side
اما وجدانم را بیدار نگه دار
http://salmanfarsigroup.com/farsi/?p=23#more-23
یامهدی
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند! یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

|