Rahpouyan Vesal Forum

Username:
Password:
Save Password
Forgot your Password?

 All Forums
 سیاسی و اجتماعی
 مثلث شوم ------> صهیونیزم
 فلسطین در شعر

Note: You must be registered in order to post a reply.
To register, click here. Registration is FREE!

Screensize:
UserName:
Password:
Format Mode:
Format: BoldItalicizedUnderlineStrikethrough Align LeftCenteredAlign Right Horizontal Rule Insert HyperlinkInsert EmailInsert Image Insert CodeInsert QuoteInsert List
   
Message:

* HTML is OFF
* Forum Code is ON
Smilies
Smile [:)] Big Smile [:D] Cool [8D] Blush [:I]
Tongue [:P] Evil [):] Wink [;)] Clown [:o)]
Black Eye [B)] Eight Ball [8] Frown [:(] Shy [8)]
Shocked [:0] Angry [:(!] Dead [xx(] Sleepy [|)]
Kisses [:X] Approve [^] Disapprove [V] Question [?]
Worried [:-s] Whew #-s] Talkhand [=;] Sick [:-&]
Donttell [:-$] Nottalk [-(] Silly [8-}] Thinking [:-?]
Applause [=D] Liar [:^o] Waiting [:-w] Sigh [:-]
Rose [@}-] Praying [-o] Whistling [:--] Shame [-x]
not listening [%-(] Hee hee [;))] GoOn [:-j] Phone [:))]
at wits' end [~X(] Dream [8-] Nerd [:-B] don't know [:-??]

  Check here to include your profile signature.
    

T O P I C    R E V I E W
admin Posted - يکشنبه 7 بهمن 1386 : 18:28:27
یافتاح

همه مشکلات فلسطين حل خواهد شد

کافي است ما نباشيم
و شاعران خفقان بگيرند

کافي است چشم‌ها را ببنديم و کشتي کج نگاه کنيم
يا سرگرم انتخاب دختران شايسته سارکوزي شويم

کافي است افغان‌ها
تنها يک زلماي ذليل زاد داشته باشند
ايراني‌ها
يک نوري زاده
تا خليج فارس الخليج شود

کافي است محمد حرب ترور شود
کافي است يحيي عياش‌ها منفجر شوند و
تهران سکوت کند

چه فرق مي‌کند اسماعيل هنيه باشد يا محمود عباس؟
خالد مشعل باشد يا سلام فياض؟
36 کيلومتر نوار غزه باشد يا يک آپارتمان 36 متري؟
با پرچم سفيد؟

نگاه کن و لذت ببر
از خادم الحرميني که العربي مي‌رقصد
از پادشاه کوچک اماني
که با فرشته‌هاي يهودي تزويج شد

نگاه کن که پادشاه رشيد ترابلس
چگونه يک روبات شد

نه، از ميان اين همه اعراب
کسي کاري نمي‌کند
رجالشان دست‌بوس رايسند
نساءشان دست‌بوس بوش

مگر باز شکاري وليعهد دوبي
کاري کند

و دست بوش را گاز بگيرد
به اشتباه!

علیرضا غزوه



یامهدی

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ
حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند!

یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

10   L A T E S T    R E P L I E S    (Newest First)
admin Posted - جمعه 4 مهر 1387 : 13:15:02
یافتاح
سلام
جمله‌ای موسیقایی (ترجمه موسی اسوار)
شاعری اکنون سرودی می‌نویسد
به جای من
بر روی بیدبن دوردست باد
پس چرا گل سرخ در دیوار
برگ‌هایی تازه بر تن می‌کند؟

پسری اکنون کبوتری به پرواز درآورد
به جای ما
سوی بالا، سوی سقف ابر
پس چرا این برف را جنگل
گرد لبخند چون اشک می‌ریزد؟

پرنده‌ای اکنون نامه‌ای با خود می‌برد
به جای ما
به آبی سرزمین غزال
پس چرا صیاد به صحنه پای می‌نهد
تا تیرهای خود را پرتاب کند؟

مردی اکنون ماه را می‌شوید
به جای ما
و بر بلور رود راه می‌رود
پس چرا رنگ بر زمین می‌افتد
و چرا ما چون درختان برهنه تن می‌شویم؟

عاشقی اکنون به سان سیل معشوق را با خود می‌برد
به جای من
سوی گل چشمه‌های پرژرفا
پس چرا سرو در اینجا ایستاده است
و دربانی باغ می‌کند؟

شهسواری اکنون اسب خود را نگه می‌دارد
به جای من
و در سایه سندیان می‌آساید
پس چرا مردگان به سوی ما
از دیواری و گنجه‌ای بیرون می‌شوند؟

«محمود درویش



یامهدی
مولای مهربان غزلهای من سلام.سمت زلال اشک من ، اقای من سلام .ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.دستی سری تکان بده اقای من سلام

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ
حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند!

یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

admin Posted - جمعه 4 مهر 1387 : 13:14:34
یافتاح
سلام
در محاصره
اگر باران نیستی، محبوب من!
درخت باش،
سرشار از باروری.... درخت باش!
و اگر درخت نیستی، محبوب من!
سنگ باش،
سرشار از رطوبت.... سنگ باش!
و اگر سنگ نیستی، محبوب من!
ماه باش،
در رؤیای عروست.... ماه باش!
[چنین می‌گفت زنی در تشییع جنازه فرزندش.]


***
صلح آه دو عاشق است که تن می‌شویند
با نور ماه

صلح پوزش طرف نیرومند است از آن‌که
ضعیف‌تر است در سلاح و نیرومندتر است در افق.

صلح اعتراف آشکار به حقیقت است:
با خیل کشتگان چه کردید؟
شاعر در شعرهای دیگر، از دوستی می‌گوید و عشق:
«یا او، یا من!»
جنگ چنین می‌شود آغاز.
اما با دیداری نامنتظر، به سر می‌رسد:
«من و او!»
و نیز از قدرت و معجزه عشق می‌گوید:
بیست سطر درباره عشق سرودم
و به خیالم رسید که این دیوار محاصره
بیست متر عقب نشسته است.

محمود درویش



یامهدی
مولای مهربان غزلهای من سلام.سمت زلال اشک من ، اقای من سلام .ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.دستی سری تکان بده اقای من سلام

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ
حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند!

یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

admin Posted - جمعه 4 مهر 1387 : 13:13:52
یافتاح
سلام
به قاتلی دیگر
اگر جنین را سی روز مهلت داده بودی،
احتمال‌های دیگری بود:
شاید اشغال به پایان می‌رسید
و آن شیرخواره زمان محاصره را به یاد نمی‌آورد،
آن‌گاه چون کودکی سالم بزرگ می‌شد و به جوانی می‌رسید
و با یکی از دخترانت در یک کلاس،
درس تاریخ باستان آسیا را می‌خواند
شاید هم به تور عشق یکدیگر می‌افتادند،
شاید صاحب دختری می‌شدند [که یهودی زاده می‌شد]،
پس ببین چه کرده‌ای؟
حالا دخترت بیوه شده
و نوه‌ات یتیم
ببین بر سر خانواده در به درت چه آورده‌ای
و چگونه با یک تیر، سه کبوتر زده‌ای.



محمود درویش



یامهدی
مولای مهربان غزلهای من سلام.سمت زلال اشک من ، اقای من سلام .ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.دستی سری تکان بده اقای من سلام

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ
حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند!

یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

admin Posted - جمعه 4 مهر 1387 : 13:13:10
یافتاح
سلام

"از آنجا آمده‌ام با کوله بار خاطراتم،
با بار فانی هستی‌ام، و مادرم
و خانه‌ای با هزار روزنه،
و برادران و رفقا
و زندانم
با پنجره‌ای سرد"

درویش



یامهدی
مولای مهربان غزلهای من سلام.سمت زلال اشک من ، اقای من سلام .ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.دستی سری تکان بده اقای من سلام

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ
حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند!

یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

admin Posted - جمعه 4 مهر 1387 : 13:12:15
یافتاح
سلام
صدای گامها در دهلیز مرگ

صدای گامها
در دهلیز مرگ
همهمه، فریاد
وای بر تو،آخ.
بگریز... از این در
بشتاب، داخل شو،
به این سرداب
دویدنها، کشمکش، در دخمه های مرگ
کشته ها: هفتاد
اسرا: نود
بیش از نود مجروح
سکوت، سکوت
ای کالسکه های باد
ایست. آنجا کیست؟
پاسخ می دهم: برادرت "سمیع"
و صدا طنین می اندازد
و صدا همچنان طنین می اندازد
و صدا، همچنان ...

٭٭٭
صدای گامها در دهلیز مرگ
در شب فرو رفت
چهره اش
نیروی خورشید
برای رهایی بود
و ناگهان
شب نفس کشید
وقتی
گلوله
بر سینه اش نشست.
به مادرش مگویید
گلوله
بر سینه اش نشست
به برادرانش مگویید
گلوله
بر سینه اش نشست.
به مادرش
به برادرانش مگویید
با غم او تنهایم بگذارید
با جنازه اش تنهایم بگذارید.
جنازه ای تو
یا کوهی؟
در سینه اش گلوله ها خوار شدند
آه ای رایت رهایی
پلی هستی
که به پیروزی ام می رسانی.

٭٭٭
چهره اش را باد
در آغوش کشید
بر خاک افتاده بود
خون آلود... خون آلود...
بر ساق پایش
نیشی و چنگالی نشسته بود
"تو که هستی
سبزه روی زیبا؟"
باد گفت.
خاموشی چهره اش پاسخ گفت:
تاریخ مقتول توأم

سمیح القاسم
خبرگزاری مهر


یامهدی
مولای مهربان غزلهای من سلام.سمت زلال اشک من ، اقای من سلام .ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.دستی سری تکان بده اقای من سلام

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ
حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند!

یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

admin Posted - جمعه 4 مهر 1387 : 13:09:01
یافتاح
سلام
برگزيده كنگره بين المللي شعر فلسطين

خدا نشده‎ام اما
ديگر گريه نمي‎كنم، مي‎توانم!

بزرگ شده‎ام حالا

اندازﺓ سازمان ملل كه هستم!

همه ‎ي ملالتم را در قطعنامه ‎ها مي ‎پيچم

و صادر مي‎كنم

براي دختران بي «نامه» افغاني

براي لحظه ‎هاي بي نام فلسطين

براي شاعران گمنام ميهنم

كه به جاي نامة عاشقانه به سينه بفشارند

آخر عشق من!

عاشق هر چه بنويسد مي ‎شود عاشقانه

حتي فرم كاريابي را هم اينجوري پرمي ‎كنم

«خيلي دوست دارم كه …»

ديگر گريه نمي‎ كنم، مي‎ توانم!

حالا بلدم بنويسم

رها مي‎كنم كلمه ‎ها را

بابادها بروند

با باران‎ها بيايند

و جهان را در طوفان‎هاي بي موسم بشورانند

رها مي‎كنم كلمه‎ ها را

با گل‎هاي محمدي

در گوش ابرهاي نوزاد «لندن» اذان بگويند

مي ‎ايستم با برادرانم

با «نرودا»

با «ريتسوس»

با «قباني»

با «حافظ» نماز مي ‎خوانم

من گرم گفتن

نوراني مي‎ شوم و برافروخته

همچون چهره شهيدان «جنين»

همچون خورشيدهاي هميشه «نينوا»

قلم را كه بر مي ‎دارم

دل ناگوار بر پا مي ‎ايستند

مترجمان خواب آلوده در خبرگزاري هاي جهان

به احترام كلمه‎ هاي مغرور من

و آب از دماغشان راه مي ‎افتد!

بگذار سياستمدارهاي عبوس

خيره شوند به فنجان قهوه ‎شان

فال حافظ مي‎گيرم تا اوقاتشان تلخ‎تر شود

«باشد اندر پرده بازي هاي پنهان غم مخور»

نرگس‎ ها مي ‎خندند



ديگر گريه نمي‎ كنم

استوار مي ‎ايستم چونان «بينالود نيشابور»

تا دختركان نو رسيدة غزلم

خويشتن را بيارايند

با زنجير طلايي رضا

عشقم را رها مي ‎كنم

در «مشهد» نماز بخواند

در «مكه» نماز بخواند

در <كربلا > نماز بخواند

در «مسجد الاقصي» نماز مي ‎خوانيم

حالا غزاله ‎ها گل مي ‎كنند در چادر رنگي «گوهرشاد»

و تضمين مي ‎شوند در قصيده‎ هاي دلير «خراسان»

حالا پروانه‎ ها زبان باز مي‎كنند

در آغوش سكوت گل كرده مريم

و از جهاني بي صليب سخن مي‎ گويند

الخليل تبرش را زمين مي ‎گذارد

و بتان فلسطيني

با موج‎هاي مديترانه كل مي‎ كشند

و عربي مي‎رقصند



ديگرگريه ن مي‎كنم

گريه ن مي‎كنم

تا ماه ابرها را روي قامت رشيد رود «اردن» بكشد

تا باد زيتون‎هاي زخمي را در مه بپيچد

تا باران

باران

باران

دوباره گريستم

دوباره نتوانستم



علي محمد ﻣﺆدب



یامهدی
مولای مهربان غزلهای من سلام.سمت زلال اشک من ، اقای من سلام .ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.دستی سری تکان بده اقای من سلام

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ
حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند!

یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

admin Posted - جمعه 4 مهر 1387 : 13:06:54
یافتاح
سلام
فیلم شب شعر فلسطین د رکنارمقام معظم رهبری

http://www.tebyan.net/literature_art/news_reports/2006/4/19/16989.html



یامهدی
مولای مهربان غزلهای من سلام.سمت زلال اشک من ، اقای من سلام .ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.دستی سری تکان بده اقای من سلام

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ
حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند!

یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

admin Posted - جمعه 4 مهر 1387 : 13:05:48
یافتاح
سلام

به پرچم عزيز فلسطين

هزار مرد به پاي تو جان سپردند و ...

هزار دست تو را باز مي فشردند و...

سپيدي ات را تا صلح سازمان ملل

سپيد باشد از الخليل بردند و...

زسبز ودكا كردند اميرهاي عرب

تو را به همراهش قطعه قطعه خوردندو...

سياهي ات را پيراهن زني كردند

كه بچه هايش در انتفاضه مردندو...

تو سرخ خونت بر شانه منتشر شده بود

كه شانه هاي تو آزرده اند و تردند و ...

تو سرخ خونت در روزنامه هاي جهان

كه كشته ها را از جنگ مي شمردند و...

هزار مرد به پاي تو جان سپردند و....

هزار دست تو را باز مي فشردندو...

سيد رضا محمدي



یامهدی
مولای مهربان غزلهای من سلام.سمت زلال اشک من ، اقای من سلام .ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.دستی سری تکان بده اقای من سلام

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ
حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند!

یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

یعسوب Posted - سه شنبه 10 تير 1387 : 14:24:15
فلسطین در قلب من است

ای دست ها
سایه ی زنجیر را
از سرزمین سبز من بردارید
واز کشتگاه ملتم
خوشه ها را درو کنید
من
از آن هنگام
که طوفان های ملخ وزیدند
وخاک وطنم را گسستن
نان را در آغوش نگرفته ام
نانی که از گندم وطنم باشد
وهم وطنانم را
از آن هنگام
که توشه ام را در ساق آهویی بستن
آهویی که تمام شنزار را پیمود
و به نزدم آمد
آنان
تیر و کمان و نیزه هایم را به زور گرفتند
و اگرچه دست هاشان
گلهای خونم را چید
اما همچنان می بالم
که ریشه هایم
تیشه را در خاک وطن
به ستیز می خوانند
وخاک سبزم آواز می دهد
ای دست ها
توده های ملخ را
از سرزمین سبز من بزداید
که خوشه هایم
از آن منند
موسی بیدج
admin Posted - يکشنبه 7 بهمن 1386 : 18:40:42
یافتاح

Close my eyes tonight

امشب چشمهایم را ببند
My conscience by my side

اما وجدانم را بیدار نگه دار

It’s hard to live this life

ادامه دادن به این زندگی سخت است
Where truth begins with lies

جایی که حقیقت با دروغها اغاز می شود

So I won’t sleep… I will stay awake

Cause if I dream… they will/then they’ll take their claim

اگر رویا ببینم آیا انها حقشان را خواهند گرفت؟

پس نمی خواهم خفته باشم .می خواهم هوشیار وبیدار بمانم
Oh I try… oh I try to fight

To stay awake tonight

اوه ..من مبارزه می کنم تا امشب بیدار وهوشیار باشم

Palestine, Palestine, Palestine… always on my mind

فلسطین فلسطین فلسطین …همیشه در ذهن منی

Truth is where desire ends

حقیقت جاییست ارزوها پایان می یابد
A meaning to an end

مقصود ومعنی پایان
I search myself all the time

من به دنبال خودم در تمام زمانها بودم
To change what’s in my mind

تا ذهنیاتم را تغییر دهم

So I won’t sleep… I will stay awake

Cause if I dream… they will/then they’ll take their claim

اگر رویا ببینم آیا انها حقشان را خواهند گرفت؟

پس نمی خواهم خفته باشم .می خواهم هوشیار وبیدار بمانم
Oh I try… oh I try to fight

To stay awake tonight

اوه ..من مبارزه می کنم تا امشب بیدار وهوشیار باشم

Palestine, Palestine, Palestine… always on my mind

فلسطین فلسطین فلسطین…همیشه در ذهن من

I can’t find peace cause it’s hard to release what we’ve done

نمی توانم صلح را پیدا کنم زیرا خیلی سخت است انچه انجام داده ایم را ببخشم(صرف نظر کنم)
What we could be if we’d only see what we’ve become

اگر ما تنها نظاره گر انچه در خورش بوده ایم چه می توانیم باشیم
It’s unbelievable it’s undeniable ohhhh!

اوه ..غیر قابل باور وانکارناپذیراست!
I want free, won’t sleep, won’t dream, won’t eat, won’t breathe

نمی خواهم بخوابم و رویا ببینم.بخورم.یا.نفس بکشم
Won’t give in to what’s building inside of me

نمی خواهم تسلیم انچه که در درونم ذهنم ساخته اند شوم

می خواهم ازاد باشم

Close my eyes tonight

چشمهایم را ببند امشب
My conscience by my side

اما وجدانم را بیدار نگه دار

http://salmanfarsigroup.com/farsi/?p=23#more-23



یامهدی

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ
حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند!

یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله


Rahpouyan Vesal Forum © Rahpouyan Vesal Forum Go To Top Of Page
این صفحه در 21.39 ثانيه بارگذاري شد