يهوديان همواره در پي جداسازي خود از ديگر اقوام و گروهها و زندگي به صورت مجموعه اي منزوي و مجزا بوده اند. هر چند در طول چند صد سال اخير سران مذهبي و سياسي يهود نسبت به اختلاط ميان يهوديان و غير يهوديان اعلام خطر کرده اند
باسمه تعالی
مقدمه: يهوديان همواره در پي جداسازي خود از ديگر اقوام و گروهها و زندگي به صورت مجموعه اي منزوي و مجزا بوده اند. هر چند در طول چند صد سال اخير سران مذهبي و سياسي يهود نسبت به اختلاط ميان يهوديان و غير يهوديان اعلام خطر کرده اند و بسياري از محققان وجود چيزي به نام فرزندان اسراییل و يا نژاد دست نخورده سامي را در زمان حال انکار مي کنند، اما صهيونيستهاي غاصب فلسطین بر چنين امر موهومي پافشاري مي کنند. شهرک نشيني و شهرک سازي براي يهوديان در اصل ريشه در چنين خرافه تاريخي دارد. اما شهرک سازي يهودي در سرزمینهای اشغالی در حقيقت راهي براي يهودي سازي سرزمينها و اشغال زمينهاي جديد است. رژيم صهيونيستي در طول سالهاي اشغال سرزمين فلسطين کوشيده است از شهرک سازي به عنوان راهروي بلندمدت، زمان بر، ولي در عين حال قطعي، براي اشغال و يهودي سازي فلسطین استفاده کند. در اين شيوه اشغالگري، رژيم صهيونيستي مناطق مهم، استراتژيک و داراي منابع طبيعي قابل توجه (از جمله آب، خاک مرغوب جهت کشاورزي، موقعيت استراتژيک، دسترسي به دريا و راههاي منطقه اي و نيز داراي ملاکهاي مذهبي و...) را براي ايجاد شهرکهاي صهيونيست نشين انتخاب مي کنند و دست به ساخت و ساز هاي گسترده و اسکان يهوديان مهاجر مي زند. اسکان يهوديان مهاجر در اين شهرکها از نظر رژيم صهيونيستي اشغال قطعي و غيرقابل بازگشت محسوب مي شود. شهرک سازي صهيونيستي با استفاده از طراحي هاي قبلي راهي براي اشغال مناطق استراتژيک، نفوذ بيشتر به سرزمينهاي فلسطينيان و حتي مجبور کردن فلسطينيان به مهاجرت مي باشد. صهيونيستها با محاصره کردن برخي از مناطق استراتژيک فلسطین در ميان شهرکهاي صهيونيست نشين و سپس بسط و گسترش اين شهرکها سعي در يهودي سازي آن منطقه کرده اند. نمونه عيني چنين فعاليتي هم اکنون در بيت المقدس در حال اجراست، که صهيونيستها با ايجاد شهرکهاي صهيونيستي متعدد در شرق آن راه دسترسي فلسطينيان را به بيت المقدس قطع و در حال تکميل پروژه اشغال آن هستند. علاوه بر اين صهيونيستها با انتخاب زمينهايي در عمق مناطق فلسطيني نشين به عنوان شهرک و سپس به بهانه تأمين امنيت اين مناطق، اشغال خود را به عمق سرزمينهاي فلسطينيان بسط مي دهند. همچنين اقدامات خرابکارانه و تلاشهاي ضد انساني صهيونيستهاي شهرک نشين عليه فلسطينيان مجاور، راهي براي کوچاندن و آوارگي فلسطينيان به حساب مي آيد. صهيونيستهاي شهرک نشين علاوه بر حمله مسلحانه به مناطق فلسطيني نشين، نا امن کردن اين مناطق و وارد ساختن خسارتهاي مادي و جاني بر آنها، گاه با آلوده کردن منابع آب و محيط زيست منطقه از طريق مواد شيميايي و بيولوژيک مبارزه اي ناجوانمردانه را عليه فلسطينيان در پيش گرفته اند، تا از اين طريق بتوانند فلسطينيان را به مهاجرت مجبور سازند. شهرک سازي در استراتژي هاي بلندمدت رژيم صهيونيستي از چنان جايگاه مهمي برخوردار است که در تحولات اخير اوضاع سرزمینهای اشغالی و علي رغم تعهدات صريح شارون (پدر شهرک سازي در رژيم صهيونيستي) به طرف فلسطیني و نيز به ايالات متحده مبني بر توقف توسعه شهرکها، اين رژيم توسعه شهرکها را متوقف نکرده است؛ به نحوي که حتي حاضر به پذيرش تنش در روابط خود با واشنگتن و تعارض درمورد موضع گيريهاي دو طرف شده است، اما دست از گسترش شهرکهاي يهودي نشين برنداشته است. با توجه به اهميت اين موضوع، خبرگزاری قدس (قدسنا) بر آن شده است که گزارشي تفصيلي از شهرک سازي صهيونيستها به همراه اطلاعاتي نسبتاً جامع از ويژگيهاي اين طرح صهيونيستي را در اختيار خوانندگان گرامي قرار دهد. شهرکهاي صهيونيستي: اسکان مهاجران یهودی در فلسطین اشغالی از قدیمی ترین و با ثبات ترین سیاستهای سازمان صهیونیستی بوده است. صیونیستها به منظور تجمیع یهودیان پراکنده سراسر جهان در فلسطین و تشکیل ملت یهود با نیت تأسیس دولت یهودی در فلسطین، از قرن نوزدهم میلادی یهودیان سراسر جهان را تشویق به مهاجرت به این کشور نمودند. از همان زمان صندوق ویژه ای نیز برای اسکان این مهاجران تأسیس شد و حمایت مالی آن را بر عهده گرفت. در یک دسته بندی کلی روند مهاجرت یهودیان به فلسطین را، با توجه به تاریخ تأسیس رژیم صهیونیستی می توان به دو مقطع تاریخی تقسیم کرد: مقطع اول مهاجرت یهودیان و اسکان آنها در فلسطین قبل از تأسیس رژیم صهیونیستی؛ مقطع دوم مهاجرت یهودیان و اسکان آنها در فلسطین پس از تأسیس رژیم صهیونیستی. در مقطع اول؛ مهاجرت و اسکان که عمدتاً با هدایت و همکاری آژانس یهود و سازمان صهیونیزم جهانی انجام می گرفت، مهاجرت با شیوه های مختلف قانونی و غیر قانونی، به شکل انفرادی و گروهی انجام می گرفت. در این مقطع هدف از اسکان مهاجران در فلسطین؛ ایجاد اکثریت یهود به منظور ایجاد ملت یکپارچه و جمعیت قابل توجه یهودی در این کشور برای تشکیل دولت یهود بود. در این مقطع حمایتهای بلاقید و شرط بریتانیا و همکاریهای صمیمانه حکومت قیومیت فلسطین نقش اساسی داشت. بدون حمایت بریتانیا و بدون عنایت حکومت قیومیت، مهاجرت و اسکان یهود غیر قابل انجام بود. قبل از آن نیز در دوران حاکمیت 33 ساله سلطان عبدالحمید بر امپراتوری عثمانی تا سال 1900 میلادی 62 شهرک یهودی نشین در فلسطین احداث شده بود. قدمت ساخت اولین شهرک یهودی در فلسطین به سال 1878 در شمال شرقی یافا به نام بتاح تکفا می رسد. به قول حسنین هیکل در کتاب مذاکرات محرمانه کشورهای عرب و اسراییل، دولت انگلیس از طریق سفیر خود در استانبول و برای وادار ساختن سلطان عثمانی به گشودن درهای فلسطین به روی مهاجران یهود، تلاشهای فراوانی کرد. نخست وزیر وقت انگلستان مرستون، نیز در تشویق سلطان عثمانی و ترغیب او به پذیرش این امر فعال شد و تلاش نمود به سلطان عثمانی بفهماند که در صورت پذیرش چنین امری، منافع سرشاری از جانب یهودیان به او خواهد رسید. انگلیسیها زمینه های قانونی و اجرایی مهاجرت یهودیان به فلسطین را به وجود آوردند و با صدور اعلامیه بالفور و دادن قول مساعدتهای مکرر به رهبران آژانس یهود و سازمان صهیونیزم جهانی زمینه تحقق اهداف و آرمان صهیونیزم را مساعد نمودند. حکومت قیمومیت نیز با همکاری آژانس یهود زمینه اسکان آنها در فلسطین را مهیا کرد. این امر سبب شد که جمعیت یهودیان فلسطینی در سالهای منتهی به زمان تأسیس رژیم صهیونیستی در یک دوره زمانی پنجاه ساله رشد چشمگیری داشته باشد و با آواره ساختن و متواری نمودن ساکنان بومی فلسطین، اکثریت نسبی جمعیت این کشور را به دست آورند. یکی از عواملی که توانست در تسریع این روند نقش اساسی ایفا کند، طرح مسئله یهود به شیوه ای ماهرانه در مجامع و محافل بین المللی بود. این امر با اقدامات همه جانبه سازمان صهیونیزم جهانی و مساعدت بریتانیا و آمریکا صورت گرفت. بسیج اراده بین المللی برای حل مسئله یهودیان آواره سراسر جهان، مساعدت جامعه ملل و پس از آن سازمان ملل متحد برای اسکان یهود در فلسطین و صدور مجور تأسیس رژیم صهیونیستی و حکومت یهودی، عامل مهمی در تقویت سیر مهاجرت و اسکان یهودیان داشت. با استقرار نظام صهیونیستی در فلسطین و قدرت گرفتن صهیونیستها در این کشور، سیر مهاجرت و اسکان یهودیان جهان به فلسطین سرعت گرفت. این امر سبب پیدا شدن مقطع دوم اسکان مهاجرت صهیونیستها در فلسطین بود. در این مرحله تسهیلات ویژه ای برای مهاجرت یهودیان به فلسطین به وجود آمد. رژیم صهیونیستی تمام امکانات لازم را برای مهاجرین ایجاد و آنها را در مناطقی که به زور از فلسطینیان غصب می کرد، اسکان می داد. این روند تا سال 1967 ادامه یافت. پس از آنکه رژیم صهیونیستی مناطق فلسطینی نشین غزه و کرانه باختری رود اُردن را بعد از جنگ 1967 به اشغال خود درآورد و توانست بر بلندیهای جولان استیلا یابد، سیاست شهرک سازی در مناطق اشغالی را با استفاده از زور و سرپیچی از قوانین بین المللی آغاز نمود. اهداف رژیم صهیونیستی از شهرک سازی در مناطق اشغالی را می توان در یک جمع بندی کلی به شرح زیر تبیین نمود: 1_ اهداف سیاسی؛ صهیونیستها در این رابطه اقدام به ساخت شهرکهای صهیونیست نشین در نقاط مختلف سرزمینهای اشغالی نمودند، تا با تصاحب آن مناطق و همچنین تغییر بافت جمعیتی آنها زمینه اسکان مهاجرین و توسعه سرزمینی برای ایجاد یک کشور یهودی را فراهم آورند. آنها تلاش می کردند با ساخت این شهرکها، حضور صهیونیستها در تمام مناطق فلسطینی نشین را تثبیت کنند. 2_ اهداف آرمانی و مذهبی: صهیونیستها در تصرف و اشغال مناطق فلسطینی و ساخت شهرکهای یهودی نشین در این مناطق، بر مبنای آموزه های دینی یهود دو هدف را دنبال می کنند: هدف اول رسیدن به ارض موعود؛ هدف دوم آزادسازی زمینهای به اصطلاح توراتی که به زعم غاصبان در اختیار فلسطینیان قرار گرفته است. این امر با توجه به آموزه های انحرافی و تحریف شده کتاب مقدس، زمینه ساز ظهور یک دولت یهودی و تصاحب سرزمین توارتی می باشد که حدود آن در کتاب مقدس تعیین شده است. 3_ اهداف نظامی و امنیتی: صهیونیستها در احداث بسیاری از شهرکهای یهودی نشین در مناطق اشغالی، هدفشان ایجاد تسهیلات در تصرف، تأمین و نگهداری مناطق اشغال شده سال 1967 و ایجاد امنیت برای یهودیان ساکن مناطق 1948 می باشد. ایجاد امنیت نظامی و استقرار کامل صهیونیستها در خاک فلسطین و زیر نظر داشتن کلیه ترددها و تحرکات فلسطینیان در این رابطه از طریق ایجاد یک بافت هدفمند شهرک سازی توسط صهیونیستها پیگیری می شود. 4_ اهداف اقتصادی: یکی دیگر از کارویژه های ساخت شهرکهای صهیونیستی در مناطق اشغالی انهدام و تخریب توان اقتصادی فلسطینیان، به منظور بالا بردن هزینه زیست و اسکان ایشان در فلسطین اشغالی می باشد. صهیونیستها شهرکهای خود را در مهمترین زمینهای کشاورزی و قابل استفاده فلسطینیان بنا نموده اند و از این طریق دست آنها را از اراضی کشاورزی کوتاه نموده اند. بدین ترتیب فلسطینیان بدون درآمد و توان اقتصادی می شوند و در مقابل صهيونيستها با تحویل این اراضی به شهرک نشینان همراه با ارائه خدمات علمی و فنی، توان اقتصادی مهاجران را افزایش و آنها را در زمره مالکان و صاحبان اراضی مرغوب معرفی نمایند. از سوی دیگر، شهرکها را به گونه ای ساخته اند که شهرک نشینان بر منابع اصلی آب فلسطینیان اشراف داشته باشند و بدین ترتیب علاوه بر اراضی کشاورزی، منابع آب فلسطینیان را نیز غصب نمایند. 5_ اهداف اجتماعی_فرهنگی: علاوه بر اهداف بالا، صهیونیستها یک سلسله اهداف دیگر را در احداث این شهرکها دنبال می کنند. آنها تلاش دارند با گسترش ساخت و ارائه سرویسهای مناسب به مهاجرین در این شهرکها، فضای مناسب برای انجام تبلیغات وتشویق سایر یهودیان به مهاجرت به فلسطین و جذب کمکهای یهودیان سراسر جهان مهیا شود. علاوه بر آن صهیونیستها می خواهند یکپارچگی سرزمینی و اجتماعی فلسطینیان را در مناطق فلسطینی نشین از بین ببرند و بافت اجتماعی مناطق تحت اشغال را تغییر دهند. صهیونیستها با توجه به اهداف بالا، در اراضی اشغالی اقدام به احداث شهرکهای یهودی نشین نمودند. این اقدامات از 1967 به بعد ادامه یافته و از زمان روی کار آمدن شارون سرعت گرفته است. مناطق اشغالی که صهیونیستها از 1967 به بعد نسبت به احداث شهرکهای یهودی نشین در آنها اقدام نمودند، عمدتاً شامل کرانه باختری ،نوار غزه، بیت المقدس شرقی، صحرای نقب و بلندیهای جولان می باشد. صهیونیستها این شهرکها را تحت عناوینی چون کیبوتص، که به تقلید از مزارع اشتراکی کمونیستهای اتحاد شوروی ساخته شده است، یا موشاو در این مناطق احداث نموده اند. این واژه ها بیانگر مجمتع های کشاورزی_مسکونی هستند که مهاجران یهودی در آنها اسکان داده شده و به کشت و زرع می پرداخته اند. رژیم صهیونیستی نیز مقدمات قانونی و حقوقی غصب سرزمین فلسطینیان و املاک ایشان را برای شهرک نشینان فراهم می آورد. صهیونیستها عملیات ساخت شهرکهای مورد نظر را در مناطقی انجام می دادند، که بر منابع آب فلسطینیان اشراف داشته باشد. بر همین اساس عمدتاً 70% شهرکهای خود را در حوضه های شرقی منابع آب فلسطین ساخته اند. این در حالی است که 45% از شهرکهای مزبور در کرانه باختری از نظر تغذیه آبهای زیرزمینی حائز اهمیت هستند. بدین ترتیب اسراییلی ها در یک تلاش هماهنگ و حساب شده در فاصله سالهای اشغال اراضی فلسطینیان تا کنون، بیش از 60% کرانه باختری و قسمت اعظم مناطق حاصلخیز نوار غزه را که حدود 40% مساحت آن می باشد، غصب نموده اند و شهرکهای صهیونیستی را در این بخش از اراضی اشغال شده احداث نموده اند. شارون در سال 1981، زمانی که وزیر کشاورزی رژیم صهیونیستی بود، گفت: «نقشه جدید اسراییل برای بنای شهرکها، اسکان یک میلیون یهودی را بین سالهای 1981 تا 2010 تضمین می کند.» دیدگاه شارون در این باره، همواره مورد نظر همه سران رژیم صهیونیستی بوده و هست. آنها می خواهند با هویت بخشیدن به یهودیان، فلسطینیان را از هویت اصلی خود خارج سازند و مناطق فلسطینی را به یهودی نشین تبدیل کنند. شهرک نشینان یهودی در مناطق فلسطینی نشین بر مبنای سیاستهای رژیم صهیونیستی وظایف چندگانه ای را برعهده دارند. یک وظیفه غصب زمین و حفاظت از آن است. وظیفه دیگر مسلح شدن و دفاع از کیان اسراییل می باشد؛ یعنی نقش امنیتی نیز به شهرک نشینان از طریق دولت اسراییل داده شده است. بر همین مبناست که عمدتاً شهرک نشینان نوار غزه و کرانه باختری مسلح می باشند. شارون در سال 1977 در سخنانی با روزنامه معاریو گفته بود: «آنچه سرنوشت اسراییلی ها را تا حدود زیادی تعیین می کند، برنامه ریزی قوی و مستمر برای اجرا و برپایی پروژه های شهرک سازی در سطح وسیع است. ضمن اینکه این پروژه ها باید شامل مناطق دینی نیز بشود و شهرکها از لحاظ حجم و نوع متنوع باشند. این شهرکها باید در انواع کشاورزی و صنعتی، طراحی شوند و بعضی از آنها به شکل شهرهایی درآیند که 50 هزار مهاجرنشین یا بیشتر را در خود جای دهند. به این ترتیب از بین بردن یا تخریب آنها دشوار می شود با مرور زمان واقعیتی خواهد بود که بر ساکنان اصلی تحمیل شده، آنها را تحت فشار تسلیم خواهد کرد.» بنابراین، ساخت شهرکهای صهیونیستی از نظر شارون زمینه ساز مشروعیت سکونت غاصبانه یهودیان مهاجر به فلسطین می باشد. صهیونیستها می خواهند از این طریق سرزمین فلسطینیان را غصب کنند و با سکونت در سرزمینهای اشغالی، برای خود حق ایجاد نمایند و به عنوان واقعیتهای موجود، خود را به صحنه سیاست فلسطین و مجامع بین المللی تحمیل کنند. شهرکهای صهیونیستی در کرانه باختری: در یک تقسیم بندی کلی مناطق فلسطینی نشین در دو منطقه معروف کرانه باختری رود اُردن و نوار غزه، که دو منطقه جدا از یکدیگر از نظر جغرافیایی می باشند و پیوستگی جغرافیایی در آنها وجود ندارد، مستقر می باشند. پس از آنکه صهیونیستها این مناطق را به اشغال خود درآوردند ، با توجه به اهداف مختلفی که داشتند، شهرک سازی در این مناطق را آغاز نموده اند. این کار هنوز هم ادامه دارد. خالد عاید از محققین لبنانی مرکز مطالعات فلسطین در تحقیقی تلاش کرده است تا با تکیه بر منابع مورد اطمینان و رسمی و با استفاده از کارشناسان و متخصصان مسئله فلسطین که بر منابع اصلی صهیونیستی و اسراییلی دسترسی داشته اند، مسئله شهرکها را مورد بررسی قرار دهد. او تلاش نموده است که روند شهرک سازی در کرانه باختری را با توجه به تحولات داخلی در رژیم صهیونیستی و روی کار آمدن احزاب مختلف بررسی نماید. بر همین مبنا وي روند شهرک سازی تا سال 1996 را در چهار مرحله بررسی نموده است. اول: شهرک سازی در فاصله سالهای 77 ـ 1967؛ در این مدت که مصادف با دوران حاکمیت حزب معراخ می باشد، ضمن اشاره به ایجاد یک سلسله تمهیدات قانونی وحقوقی توسط صهیونیستها جهت تسلط بر مناطق اشغالی، متذکر می شود که در این دوران مبنای ساخت شهرکهای صهیونیستی در این مناطق طرح ایکال آلن، وزیر دادگستری وقت رژیم صهیونیستی بوده است. بر مبنای این طرح یک رشته از شهرکهای یهودی نشین با نظارت ارتش اسراییل در امتداد دره اُردن، اطراف بیت المقدس و کوه های الخلیل، شرق بیت المقدس و بازسازی کوی یهودیان در قسمت مرکزی بیت المقدس را به عنوان مناطق امنیتی تشکیل می داد. علاوه بر طرح آلن، طرح فوخمان معروف به "ستون فقرات دوگانه" که بعدها توسط شارون از آن استقبال شد، مطرح گردید ولی مورد استقبال حزب معراخ قرار نگرفت. در طول ده سال حاکمیت حزب معراخ، شهرکهای ایلون شغوث، هارغلیو، عوفرا به عنوان مجتمع مسکونی و شهرکهای "الیعیزر"، ارغمان، بکعوت، غیتیت، حمرا، میحولا، میحورا، مسؤه، نتیف هغدود، بتسائیل، روعی به عنوان موشاو و همچنین شهرکهای غلغال، بیطاف، کفارعتسیون، مفوحورون، متسبیه، شالیم، کالیا، روش کسوریم، به صورت کیبوتص احداث شد. حزب معراخ سیاستی را در شهرک سازی پایه ریزی نمود که دولتهای پس از آن، از سیاستهای توسعه طلبانه آن حزب تبعیت کردند. دوم: شهرک سازی در دوره استقرار حاکمیت لیکود بر اسراییل (1984ـ1979) لیکودی ها از زمان روی کار آمدن در سال 1977 به سیاستهای شهرک سازی که معراخ پایه ریزی کرده بود، عمق بخشیدند. در دوران حاکمیت این حزب طرح پنج ساله دروبلس (83 ـ 1979) گسترش شهرکهای یهودی نشین در کرانه باختری و نوار غزه تهیه و اجرا شد که بر مبنای آن، قرار بود 70 شهرک (مجتمع و شهر گونه) در کرانه باختری احداث شود و سایر شهرکهای این منطقه نیز برای گنجایش 120 تا 150 هزار یهودی مهاجر گسترش یابند. لیکودیها نتوانستند مطابق طرح، شهرکهای یهودی نشین را گسترش دهند ولی در انجام این کار موفقیتهایی داشتند. آنها توانستند 51 شهرک احداث کنند و شمار شهرک نشینان کرانه باختری را از چند هزار نفر در سال 1977 به 45 هزار نفر در سال 1984 برسانند. حزب لیکود علاوه بر ساخت شهرکهای صهیونیستی، برای اداره آنها تشکیلات حکومتی و اجرایی مناسب تدارک ديد و همچنین با نقشه برداری از اراضی ثبت نشده و الحاق آنها به شهرکها و نيز احداث شبکه های مناسب راه و اتصال آن به اراضی 1948 اقدامات مهمی انجام داد. سوم: شهرکهای صهیونیستی در دوران کابینه های وحدت ملی (1990 ـ 1984) در دوره حاکمیت کابینه های وحدت ملی، که مرکب از احزاب معراخ و لیکود بود، سیاست شهرک سازی به گونه ای تدوین شد که روند رو به رشد ساخت شهرکهای صهیونیستی استمرار یابد و در نهایت به این سیاست منتهی شود، که سالیانه پنج تا هشت شهرک جدید احداث گردد و در عین حال متراکم سازی شهرکهای موجود جهت اسکان تعداد بیشتری از مهاجرین نیز استمرار یابد. چهارم: شهرک سازی در اوایل دهه 1990 به بعد: آخرین ائتلاف لیکود و معراخ در اواخر سال 1990 به وجود آمد. در این زمان حدود 150 شهرک در کرانه باختری، به استثنای بیت المقدس، با جمعیتی حدود 90 هزار یهودی وجود داشت. پس از آن با توجه به تحولات جهانی، یهودیان اتحاد شوروی مهاجرت را به فلسطین اشغالی آغاز کردند، با روی کار آمدن حزب لیکود و سقوط دولت وحدت ملی، مجدداً ساخت شهرکهای صهیونیستی افزایش یافت. دولت لیکودی طرح پنج ساله احداث شهرک را که توسط شارون، وزیر وقت سازندگی و مسکن، ارائه شده بود به تصویب رساند. طرح دیگر در این رابطه طرح موسوم به ستارگان هفتگانه بود، که با هدف ایجاد حایل میان فلسطینیان از طریق شهرک سازی و محوطه سبز انجام شد. علاوه بر آن کنفرانس مادرید نیز در احداث شهرکهای جدید بی تأثیر نبود. با روی کار آمدن حزب کارگر، سیاست شهرک سازی مطابق تصورات این حزب از شهرکهای صهیونیستی، استمرار یافت ولی در ظاهر، این حزب دستور ساخت 6681 واحد مسکونی را به تعلیق درآورد. این سیاستها سبب شد که در اواخر سال 1993 جمعیت ساکنان یهودی در کرانه باختری به 130 هزار نفر افزایش یابد و در سال 1995 به مرز 146 هزار نفر برسد. در این منطقه علاوه بر نیروهای امنیتی تعداد 120 گروهان ارتش نیز متولی امنیت شهرکها و شهرک نشینان کرانه باختری و غزه شده اند. در آن زمان مسئولیت اجرایی ـ اداری این شهرکها در کرانه باختری به عهده دوازده شورای محلی و دو شورای شهر گذاشته شده بود. در رابطه با آمار شهرکهای کرانه باختری، اختلافاتی بین منابع مختلف وجود دارد. به عنوان مثال خالد عاید به نقل از منابع مختلف تعداد شهرکهای صهیونیستی را در کرانه باختری 144 شهرک تا سال 1995 ذکر کرده است، در حالی که بنیاد صلح خاورمیانه در یک گزارش ویژه، تعداد این شهرکها را در سال 2002 حدود 130 شهرک ذکر کرده است و در نفشه تهیه شده توسط آمریکایی ها تعداد آنها 133 مورد می باشد. این اختلاف اعداد و ارقام عمدتاً ناشی از آن است که برخی از شهرکهای موقت را در زمره شهرکهای دائمی آورده اند. در یک لیست دیگر تعداد شهرکهای کرانه باختری به 200 مورد نیز رسیده است. جمعیت شهرک نشینان صهیونیست طبق آماری که در پیام فلسطین آمده است در سال 1382 / 2003 در مناطق تحت کنترل تشکیلات خودگردان 412785 نفر بوده است که 405 هزار نفر آنها در کرانه باختری و 7300 نفر نیز در نوار غزه سکونت داشتند. طبق این آمار تعداد شهرکهای یهودی نشین در کرانه باختری بالغ بر 171 شهرک می باشد. تعداد شهرکهایی که از جانب دولت صهیونیستی دارای مجوز ساخت در مناطق فلسطینی هستند، 43 شهرک است که 42 مورد آن در کرانه باختری رود اُردن می باشد. شهرکهای صهیونیست نشین در بیت المقدس: بر مبنای تحقیقات خالد عاید، اقدامات صهیونیستها برای یهودی سازی بیت المقدس از 28 ژوئن 1967 شروع شد. در این زمان حاکمان معراخ در کابینه رژیم صهیونیستی به استناد قانون "نظام نامه های دولت و قضاوت" با صدور فرمانی، منطقه ای به وسعت هفتاد هزار هکتار؛ شامل قدس قدیم و اطراف آن را از صورباهر در جنوب تا فرودگاه قندیلیه در شمال تصرف نمودند. روند یهودی سازی بیت المقدس در تمام طول سالهای پس از اشغال شهر توسط صهیونیستها استمرار یافته است. یکی از اساسی ترین سیاستهای این رژیم طرح شهرک سازی در این منطقه بود. این طرح توسط یهودا تمیر، معاون مدیرکل وزات مسکن، یک سال پس از اشغال تهیه شد. این طرح پنج ساله که با فشار لوی اشکول، نخست وزیر وقت، به مدت سه سال انجام شد الگویی مناسب برای طرحهای شهرک سازی و یهودی کردن بیت المقدس به شمار می رود. بر مبنای این طرح، پیوند دادن نقاط یهودی نشین و جدا ساختن اعراب از یهودیان و همچنین ایجاد کمربندی از شهرکها پیرامون بیت المقدس می شد. در زمان حاکمیت معراخ شهرکهای؛ راموت، نفی، یعقوف، رامات اسکول، سهنودیای توسعه یافته، گفعات همفاتیر، تله فرانسوی و قصر المندوب در بیت المقدس احداث شد. در دوران حاکمیت لیکود نیز طرح توسعه بیت المقدس 2010 توسط متیاهو دروبلس در 1948 داده شد. در این طرح هدف دو برابر کردن شمار یهودیان ساکن بیت المقدس بزرگ از 330 هزار به 750 _700 هزار نفر طی 25 سال از طریق شهرک سازی در منطقه ممتد از بیت ایل در شمال تا گوش عتسیون در جنوب و از مفشیرت تسیون در غرب تا شهرک متسبیه یریحو (نزدیک اریحا) در شرق، پیش بینی شده بود. طبق این طرح احداث پانزده شهرک جدید در منطقه طی 2 سال در دستور کار قرار گرفته بود. با هجوم مهاجرین روسی تبار پس از فروپاشی اتحاد شوروی سابق وافزایش مهاجرین، طرحهای شهرک سازی در بیت المقدس تحت عنوان طرح پنج ساله، برای تثبیت موقعیت شهر به عنوان پایتخت اسراییل، طرح دروازه های بیت المقدس برای ساخت 26 شهرک جدید ارائه شد. در این رابطه دولت مقدمات ساخت سالانه 5 هزار واحد مسکونی در این شهر را صادر کرد. در سال 1993 تعداد یهودیان اسکان داده شده در شرق بیت المقدس به 160 هزار نفر در برابر 155 هزار فلسطینی ساکن رسید. شهرکهای یهودی نشین بیت المقدس در دو حلقه داخلی و خارجی شهر ساخته شده است. در سال 1994 طرحهایی برای ساخت خانه برای 130 هزار یهودی و 13 هزار غیر یهودی و بیش از 30 هزار واحد مسکونی در شهرکهای یهودی نشین و تقریباً 1500 واحد مسکونی در محله های مسکونی غیر یهودیان داده شد. در رابطه با شهرکهای صهیونیست نشین در شرق بیت المقدس نیز آمار شهرکها در منابع مختلف با قدری تفاوت آمده است، در حالی که سایت یاهو تعداد آنها را 21 شهرک گزارش نموده است، بنیاد مطالعات صلح خاورمیانه، تعداد این شهرکها را 16 مورد ذکر کرده و در نقشه منتشر شده توسط ایالات متحده این تعداد به 19 مورد می رسد. در هر صورت مهم ترین شهرکهای یهودی نشین در بیت المقدس عبارتند از: راموت آلون، ریخنش شعفاط، جفعان زئیف، النبجا صموئیل، هارآدار، النبی یعقوب، سبغات رئیف، سبغات اومر، البرابه الشرقیه، علمون، معالیه ادومیم، راس العامود، تلبیوت الشرقیه، رامات راحیل، جفعات هاآربع، هارحومه، جیلو، جانی بیطار، جفعات هامتوس. بدین ترتیب طبق آماری که گزارش ویژه بنیاد صلح خاورمیانه ارائه داده است، تعداد جمعیت یهودیان شرق بیت المقدس در سال 2000 بالغ بر 170400 نفر شده است. شهرکهای صهیونیستی در نوار غزه: وضعیت خاص نوار غزه باعث شده است که شهرک سازی صهیونیستها در این منطقه دیرتر آغاز شود. عوامل مختلفی سبب شده است که صهیونیستها نسبت به شهرک سازی در این منطقه خیلی حساس نباشند. تعداد شهرکهای ساخته شده در غزه نسبت به تعداد آن در کرانه باختری و بلندی های جولان قابل مقایسه نمی باشد. عمده ترین عواملی که در کاهش علاقه صهيونيستها به ساخت شهرکهای یهودی نشین در غزه مؤثر بوده است عبارتند از: مقاومت و مقابله فلسطینیان با هجوم صهیونیستها به غزه، تراکم بیش از حد جمعیت فلسطینیان در این منطقه، محدودیت منابع آب و نبود شرایط لازم برای ایجاد شهرکهای یهودی نشین؛ علاوه بر آن ممکن است که دیدگاه توارتی در خصوص سرزمین اسراییل، که غزه را جزء ارض موعود نمی شناسد، در این رابطه نیز مؤثر باشد. با این حال حتی صهیوینستها علی رغم آنکه برای ورود به غزه دچار مشکلات بسیاری بودند، تنها به منظور حضور یافتن و تحمیل خود به فلسطینیان و همچنین داشتن مستمسکهایی برای فراهم نمودن شرایط و مقدمات چانه زنی های سیاسی و داشتن بهانه برای گرفتن امتیازات بیشتر از فلسطینیان در کرانه باختری و دیگر مناطق، تلاش نمودند مرغوب ترین اراضی فلسطینیان در نوار غزه را به کنترل خود درآورند و در آن اراضی مزبور، شهرکهای صهیونیست نشین احداث نمایند. بدين ترتيب شهرک سازی از سال 1970 در غزه آغاز شد. از آن زمان تا پایان دوره حاکمیت حزب معراخ در مجموع تعداد حداکثر 6 شهرک یهودی نشین در این منطقه احداث شد. از زمان روی کار آمدن حزب لیکود تا سال 1992 تعداد شهرکهای صهیونیستی غزه به 16 مورد افزایش یافت و دو مجتمع کفاویام و ایزر نیز وجود داشت. طبق آمار سال 1992، نیروهای اشغالگر 117 هزار هکتار معادل 5/32% از کل اراضی غزه را در اشغال داشتند. بخشی از این اراضی را به ساخت شهرک اختصاص دادند. در برخی از مناطق که شهرکهای صهیونیستی احداث شده و یا زمینهای حاصلخیز و مرغوب وجود دارد، اشغال اراضی به 46% نیز رسیده است. برخی از منابع دیگر نیز زمینهایی را که در غزه توسط صهیونیستها غصب شده است بالغ بر 153450 هکتار می دانند، که این میزان نسبت به کل مساحت 360 کیلومتر مربع غزه، درصد بالاتری از ارقام بالا را به خود اختصاص می دهد. با این حال شهرکهای صهیونیستی در غزه کم جمعیت می باشند و متوسط ساکنان آنها بین 5 تا 1000 نفر درهر شهرک بوده است. بدین ترتیب در سال 1993 نیروهای اسراییلی حداقل 40% اراضی غزه را در اختیار داشتند و در 16 شهرکی که در این اراضی ایجاد کرده بودند در مجموع 3800 یهودی زندگی می کرد. طبق آخرین آمارهایی که سران رژیم صهیونیستی در سال 2004 و 2005 ارائه دادند، شارون تعداد شهرک نشینان غزه حدود 7100 نفر اعلام شده است. بدین ترتیب اگر میزان اراضی غصب شده صهیونیستها را به طور متوسط 40% خاک غزه در نظر بگیریم، که طبق آمارها میزان آن بیشتر از این رقم می باشد، تعداد 7100 نفر در 40% غزه زندگی می کنند، در حالی که بیش از یک میلیون فلسطینی در 60% این منطقه سکونت دارند. این در حالی است که کلیه اراضی مرغوب و منابع آب منطقه نیز تحت سلطه صهیونیستها می باشد. شهرکهای صهیونیستی نشین در بلندیهای جولان: بخش دیگری از اراضی که توسط صهیونیستها در سال 1967 به اشغال درآمد، بلندیهای جولان بود که به سوریها تعلق داشت. صهیونیستها بلندیهای جولان را بر مبنای طرح ایگال آلن به منزله منطقه امنیتی خود می دانند. آنها بلندیهای جولان را در عرف نظامی و امنیتی، موضع پدافندی اسراییل در مقابل سوریه تصور می نمایند. بر همین مبنا، ساخت شهرکهای صهیونیستی با کاربری امنیتی به منظور سامان دهی ترتیبات دفاعی و پدافندی رژیم صهیونیستی و ایجاد یک منطقه صهیونیست نشین حایل بین سوریه و رژیم اسراییل آغاز کردند. صهیونیستها از نوامبر سال 1967 ساخت شهرکها را در جولان شروع کردند. آنها در یک برنامه 15 ساله احداث 20 شهرک را تدارک دیدند که گنجایش 1400 خانوار، حدود هفت هزار یهودی، داشته باشد. شهرکهای مزبور در بخشهای مختلف جنوبی، شمالی و مرکزی جولان احداث می شد. برنامه های بعدی صهیونیستها برای افزایش شهرکها و گسترش جمعیت آن تا 50 هزار یهودی در سال 1969، تحت عنوان پروژه توسعه جولان ارائه شد. در سال 1973 طرح توسعه کلی جولان برای سالهای 73 و 74 داده شد. در حمله سال 1973 سوریها به جولان، روند گسترش شهرکها زیر سؤال رفت و از سال 1975 به بعد طرح شهرک سازی با اهداف نظامی _ امنیتی در قسمت میانه جولان با یک شبکه دفاعی متشکل از چهار شهرک و چهار روستای صنعتی در شهر جولان بود. طرح توسعه جولان مجدداً در 1976 برای احداث 5 روستای صنعتی و چهار شهرک صنعتی _ کشاورزی و دو روستای صنعتی در شمال یک کیبوتص در جنوب شهر کتسرین در میانه جولان در سال 1980 بود. حزب معراخ با کودتای سیاسی سال 1977 تعداد 26 شهرک در مناطق مختلف جولان بنا کرد و تعداد یهودیان در این منطقه به چند هزار نفر بالغ شدند. پارلمان اسراییل در سال 1981 انضمام جولان به اسراییل را تصویب کرد و پروژه افزایش 20 هزار نفر به جمعیت آن در 1983 را مطرح ساخت. پس از فروپاشی اتحاد شوروی و ورود مهاجران روس به اسراییل، روند شهرک سازی وافزایش جمعیت در این منطقه سرعت گرفت. در سال 1992 وضعیت شهرک های جولان به این ترتیب گزارش شده است: تعداد 32 شهرک با دوازده هزار شهروند ساکن در آنها. 10 شهرک از نوع کیبوتص، 5 شهرک موشاو تعاونی و 4 شهرک دینی و 12 شهرک موشاو کارگری و دو شهرک به شکل مجتمع و دو مرکز بنی یهودا و حسبین در آن وجود داشت. تعداد این شهرکها طبق آمار بنیاد صلح خاورمیانه 33 شهرک می باشد. در سال 2004 اسراییل یک برنامه 56 میلیون دلاری برای دو برابر کردن شهرکهای بلندی های جولان در پیش گرفت. یسراییل کاتس، وزیر کشاورزی رژیم صهیونیستی در این رابطه گفته است: «هدف از این برنامه آن است که اسد از پنجره خود شاهد شکوفایی و رونق بلندیهای جولان متعلق به اسراییل باشد.» اسراییلی ها می خواهند 900 خانه جدید در شهرکهای قدیم و جدید بسازند. بدین ترتیب مشخص می شود که رژیم صهیونیستی علی رغم تغییر شرایط منطقه، هنوز به بهانه های امنیتی و نظامی، به فکر توسعه شهرکهای صهیونیستی در اراضی اشغالی فلسطین و سوریه می باشد. سخن تکمیلی: صهیونیستها برای توسعه شهرکها، از دهه 1990 به بعد اقدامات گسترده ای انجام داده اند: از سال 1996 به بعد برپایی موقعیتهای شهرکها در زمان نتانیاهو و بخصوص از سال 1998 که شارون به وزارت امور خارجه کابینه او انتخاب شد، سرعت بیشتری گرفت. این امر پس از امضای توافقنامه "وای پلانشتین" انجام شد. بر این مبنا، صهیونیستها تلاش کردند، در اراضی اشغالی، تا جایی که می توانند و برایشان مقدور می باشد، علاوه بر شهرکهایی که تا آن زمان ساخته شده بود، موقعیتهایی برپا کنند. برپایی این موقعیتها در راستای غصب اراضی فلسطینیان و همینطور محاصره آنها و اشراف بر شهرها و روستاهای فلسطینی نشین و غصب اراضی کشاورزی آنها بود. صهیونیستها با ایجاد این موقعیتها توانستند ارتباط شهرکهای صهیونیستی را با هم برقرار کنند و از این طریق مناطق فلسطینی نشین را به محاصره خود درآورند. این موقعیتها مناطقی هستند که صهیونیستها با نصب کانکس و چادرهایی، تلاش می کنند از آنها برای اسکان موقت استفاده کنند تا در آینده نسبت به احداث شهرک جدید به جای کانکسهای سیار و چادرها، اسکان دائمی مهاجران را در آن عملی سازند. از سال 1996 تا 2004 در کرانه باختری و نوار غزه علاوه بر شهرکهای احداث شده، تعداد 116 موقعیت نیز برپا شده است. از این تعداد در 86 موقعیت صهیونیستها ساکن هستند و 14 موقعیت در دوره بن الیعازر در سال 2003 تخلیه شده اند و اکنون تخلیه می باشد و در 16 موقعیت برپا شده، کسی سکونت نکرده است. ساخت و برپایی این موقعیتها در دوران نتانیاهو، باراک و شارون از سال 1996 تا سال 2003 انجام شده است. در دوره نتانیاهو از سال 1996 تا 1999 در مجموع 34 موقعیت و از 2001_ 2000 در دوره باراک چهار موقعیت و 2003_ 2002 در دوره شارون 48 موقعیت برپا شده است و از زمان برپایی 13 موقعیت دیگر اطلاعی در دست نیست. شهرک سازی در مناطق اشغالی اقدامی قانونی یا غیر قانونی: از منظر حقوق جنگ و حقوق بین المللی، اسراییل به عنوان کشوری که مناطق فلسطینی نشین را از مرزهای 1967، که مورد تأیید سازمان ملل مي باشد، به اشغال درآورده است. بر مبنای این حقوق، رژیم صهیونیستی یک سلسله وظایف را به عنوان اشغالگر، در ارتباط با شهروندان فلسطینی و همین طور شهرها و سرزمینهای فلسطین به عهده داشته است. سران رژیم صهیونیستی با زیر پا گذاشتن قوانین و معاهدات بین المللی سرزمینهای اشغالی را تصاحب کرده اند و در آنها تغییرات کاربری ایجاد نموده و به صورت غیر قانونی اقدام به احداث شهرکهای صهیونیستی نموده اند. این اقدامات رژیم صهیونیستی از هیچ حمایت قانونی در مجامع بین المللی و حقوق بشر و حقوق جنگ برخوردار نمی باشد. بدین ترتیب صهیونیستها در احداث این شهرکها؛ حقوق، پیمانها و قراردادهای بین المللی را نقض کرده اند و در عرف حقوقی و قوانین بین المللی، ناقض حقوق بشر، حقوق جنگ و معاهدات بین المللی هستند. برپایی شهرکها نقض پیمانهای لاهه و پیمان چهارم ژنو درباره حمایت از حقوق شهروندان است. برپایی شهرکها، در اراضی اشغالی جزو جرایم جنگی بین المللی محسوب می شود و بر این اساس هیچ یک از شهرکهای صهیونیستی در اراضی اشغالی فلسطین و سوریه جایگاه قانونی ندارند. علی رغم غیر قانونی بودن ساخت شهرک در سرزمینهای اشغالی، رژیم صهیونیستی دو اصطلاح شهرکهای قانونی و غیر قانونی را نیز بر سر زبانها انداخته است، تا از آن طریق بتواند شهرکهای غیر قانونی ساخته شده در مناطق فلسطینی نشین را تحت الشعاع قرار دهد. بدین ترتیب منظور صهیونیستها از شهرکهای قانونی، آن قسم از شهرکهایی هستند که کابینه رژیم صهیونیستی ساخت آن را مجاز دانسته است که این اقدام کابینه اقدامی غیرقانونی می باشد. منظور از شهرکهای غیر قانونی آنهایی هستند که حتی مجوز دادگاه یا کابینه رژیم صهیونیستی را برای ساخت ندارند، این قسم از شهرکها هیچ گونه موضوعیتی نیز در نزد خود صهیونیستها ندارد. در هر صورت کلیه شهرکهایی که توسط صهیونیستها در مناطق اشغالی ساخته شده است غیر قانونی می باشد. در اینجا برای تکمیل مباحث موجود، جدولهایی که توسط خالد عاید، محقق لبنانی در سال 6_ 1995 تهیه شده است جهت اطلاع از ویژگی عمومی شهرکهای صهیونیستی، به تفکیک نام شهرک، سال تأسیس، موقعیت، جمعیت، نوع، متولی و در نهایت توضیحات اضافی آورده می شود: شهرکهای کرانه باختری (به جز بیت المقدس) براساس پراکندگی جغرافیایی یکم: شمال کرانه باختری ملاحظات متولی نوع جمعیت موقعیت سال تأسیس نام شهرک ردیف ساخت این شهرک در سال 1984 آغاز شد. دارای شهرکی علمی و شورای شهر _ شهری لاییک 10000 جنوب نابلس 1978 ارئیل 1 یک شرکت خصوصی موشاوا 100 شرق طولکرم 1984 افنی حیفتس 2 دارای شورای محلی است شرکت تسافتا شهری لاییک 3000 قلقیلیه 1982 الفی منشیه(کرنی شومرن) (نسافتا) 3 دارای شواری محلی است (3400) گوش آمونیم شهر 2400 جنوب شرق قلقلیه 1978 الکانا (بئیرم)(مسحه) 4 دارای شورای محلی است (4100) یک شرکت خصوصی مجتمع 2500 قلقلیه 1984 اورانیت (تسمروت) 5 _ گوش آمونیم _ 180 نابلس 1984 ایتمار 6 _ سازمان صیهونیسم مجتمع مذهبی 1200 نابلس 1979 ایلون موریه (کریات شخیم) 7 (شیخیم عیلیت) گوش آمونیم مجتمع _ نابلس 1983 براخاه (غریزیم) 8 _ سازمان صهیونیسم مجتمع لاییک 520 منطقه نابلس 1981 برقان (بیت آبا) (یاکیرب) 9 متکی به صنعت گوش آمونیم مجتمع مذهبی 220 جنوب نابلس 1978 بتواح 10 _ بخش خصوصی شهرگونه 300 شمال شرق قلقلیه 1983 تسوفیم 11 توسط وزارت سازندگی و مسکن ساخته شد بیتار/حیروت مجتمع 200 منطقه جنین 1983 حرمیش 12 _ سازمان صهیونیسم موشاو 170 منطقه جنین 1980 حنانیت (ریحان) 13 از سال 1981 مسکونی شد (معالیه هناحیل) هعوفیه هتسیونی مجتمع لاییک 200 شمال شهر دیرشرف 1980 حومش 14 _ _ _ 50 جنوب غرب نابلس 1991 رفافاه 15 _ هعوفیه هتسیونی موشاو تعاونی 50 شمال منطقه جنین 1979 ریحان (می عامی) 16 کابینه معراخ با احداث این شهرک موافقت کرده بود گوش آمونیم موشاو 40 منطقه جنین 1977 سانور (دوتان) 17 سال 1980 رسماً افتتاح شد بیتار/حیروت موشاو تعاونی، لاییک 300 شرق جاده طولکرم_قلقیلیه 1979 سلعیت(تسورناتان) 18 _ بخش خصوصی مجتمع، مختلط 1500 جنوب شرق قلقیلیه 1981 شعاریه تکفا 19 دارای دو کارخانه ساخت تجهیزات الترونیکی است گوش آمونیم مجتمع، مذهبی 500 زمینهای دیرشرف 1977 شفی شومرون 20 _ _ مجتمع، لاییک 340 غری جنین 1980 شیکد (ریحان) 21 در سال 1981 تصمیم به احداث آن گرفته شد و برنامه ریزی شده است که بزرگ ترین شهر اسراییل در دهه های اخیر باشد حزب اگودات اسراییل (توسط وزارت سازندگی و مسکن در حال احداث است) شهر، مذهبی 4000(4700) زمینهای جینصافوط، جنوب غرب نابلس 1983 عمانوئیل (کرنی شومرون) 22 در سال 1983 تصمیم به احداث آن گرفته شد گروهی از گوش آمونیم _ 100 زمینهای عقربه، جنوب شرق نابلس 1984 عتیس افرایم 23 در سال 1981 تصمیم به احداث آن گرفته شد و در نظر دارند آن را توسعه داده و تبدیل به شهر کنند سازمان صهیونیزم مجتمع، مذهبی 300 زمینهای عنبتا، جاده نابلس_طولکرم 1982 عیناف (شفی شومرون) 24 تصمیم به احداث این شهرک در سال 1983 گرفته شد _ مجتمع، مختلط _ غرب نابلس 1985 گینون شومرون 25 _ مجتمع 170 جنوب شرق جنین 1984 غنیم 26 ساخت این شهرک در سال 1975 به صورت غیر رسمی انجام گرفت. دارای شورای محلی است گوش آمونیم مجتمع، مذهبی 2200 غرب نابلس 1977 کدومیم 27 در سال 1984 نام آن از غنیم به کدیم تغییر یافت هعوفید هلیئوهی لاییک 120 شرق جنین 1984 کدیم(غنیم/غنیم ب) 28 یک مرکز منطقه ای بوده و در نظر دارند آن را به شهری بزرگ با گنجایش 2500 هزار خانوار تبدیل کنند _ مجتمع، مذهبی 4300 شرق قلقیلیه 1978 کرنی شومرون 29 _ سازمان صهیونیسم مجتمع 140 جنوب غرب نابلس 1981 کریات نتافیم 30 (کرنی شومرون ب) _ مجتمع، مختلط 340 شرق قلقیلیه _ معالیه شومرون 31 تصمیم کمیسیون وزارتی و کلنگ زنی این شهرک در سال 1982 صورت گرفت سازمان صهیونیسم مجتمع، لاییک 260 جنوب غرب جنین 1979 مفودوتان 32 بخش خصوصی، با نظارت وزارت کشاورزی مجتمع 200 شرق قلقیلیه 1984 نوفیم (پوسفیاه) (یاکیرج) 33 _ سازمان صهیونیسم مجتمع، مذهبی 400 غرب نابلس 1979 یاکیر (کرنی شومرون د) 34 _ گوش آمونیم مذهبی 150 جنوب نابلس 1984 یتسهار (روغن) 35
دوم: بخش میانه ای کرانه باختری ملاحظات متولی نوع جمعیت موقعیت سال تأسیس نام شهرک ردیف ساخت این شهرک پیش از تصویب دولت آغاز شده بود (بدون مجوز) ساکنان این شهرک از حزب حیروت طرفداری می کنند لاییک 250 شرق بیت المقدس 1984 آدام 1 حیروت مذهبی 300 شرق بیت المقدس 1984 ابیر یعقوب 2 حیروت مذهبی 500 شرق قدس 1990 الون 3 حیروت مذهبی 220 جبل نابلس 1984 بدوئیل 4 _ وزارت سازندگی و مسکن مذهبی 650 زمینهای شهر البیره 1981 یساغوت 5 _ وزارت دفاع و وزارت سازندگی و مسکن مذهبی 1400 منطقه نابلس 1982 بیت آرییه 6 _ گوش آمونیم مذهبی 1500 منطقه رام الله 1978 بیت ایل 7 _ گوش آمونیم مذهبی 1300 منطقه رام الله 1979 بیت ایل ب 8 گوش آمونیم مجتمع، مختلط 1000 منطقه رام الله 1980 بیت حورون (حشموفائیم) 9 در سال 1977 به صورت موقت احداث شد با پشتیبانی گوش آمونیم مجتمع 800 شمال غرب رام الله 1977 حلمیش (نفی تسوف) 10 بناست به کریاه بپیوندد. گوش آمونیم مجتمع 380 غرب رام الله 1983 دولیف 11 احداث توسط وزارت مسکن اتحادیه کشاورزان _ 300 شمال جاده رام الله اریحا 1980 دیمونیم 12 از 28/10/1977 آغاز شده است. گوش آمونیم مجتمع، مذهبی 130 شمال شرق رام الله 1978 شیلو 13 از 26/10/1977 آغاز شده است. _ _ 150 شمال غرب رام الله _ طلمون (الف، ب، ج) 14 گوش آمونیم مجتمع، مذهبی _ _ _ عالی زهاف 15 در سال 1984 جمعیت آن به 47 تن رسید _ مجتمع، مذهبی 100 شمال بیرزیت 1981 عطیرت 16 احداث در سال 1978 آغاز شد. گوش آمونیم مجتمع 300 شمال شرق بیت المقدس 1982 علمون (عنتاتوت) 17 زیر نظر سازمان صهیونیستی احداث شد. گوش آمونیم _ 1000 شمال شرق رام الله 1977 عوفرا (باعل حتسور) 18 _ اتحادیه کشاورزان (مرحله اول) مجتمع 30 شمال غرب رام الله 1983 عوفریم (بیت ارییه ج) 19 کارکنان وزرارت ارتباطات در آن ساکن هستند _ _ _ شمال شرق رام الله 1984 عیلی (غفعات هلفوتا) 20 گوش آمونیم مجتمع دینی 6000 جنوب غرب رام الله 1984 گفعان زئیف 21 ساخت آن به وزارت سازندگی و مسکن واگذار شده است گوش آمونیم (؟) مجتمع، لاییک 500 شمال غرب بیت المقدس 1980 گفعون هحدشاه (کفعات هحدشاه) (متسبیه غفعون 22 جنبش گوش آمونیم آن را در سال 1978 به صورت موقت احداث کرد _ _ _ _ 1980 گفعون 23 مجتمع، مختلط 500 شمال شرق بیت المقدس 1981 کفارادوئیم 24 گوش آمونیم مجتمع، مذهبی 550 منطقه رام الله 1980 کوخاف هشاحر 25 در سال 1975 آغاز شد بوعالی موشاو، مذهبی 280 شمال غرب رام الله 1979 متیاهو 26 1973 احداث شد. _ _ _ شمال غرب نابلس _ متسبیه راحیل (رحالیم؟) 27 تا سال 1992 در حال احداث بود. وزارت سازندگی و مسکن شهرگونه، لاییک 1500 در 6 کیلومتری شرق بیت المقدس 1982 معالیه ادومیم 28 در 1992 دارای دفتر شهرداری است. _ موشاو 1700 (2100) دره اُردن 1970 معالیه افرایم 29 دارای منطقه ای صنعتی است گوش آمونیم مجتمع، مذهبی 200 شمال رام الله 1984 معالیه لیفونا 30 _ مجتمع، مذهبی 450 شمال شرق بیت المقدس 1980 معالیه مکماس 31 _ مجتمع دینی 70 منطقه نابلس 1984 مگدالیم 32 دولت وحدت ملی در سال 1985 تصمیم به اسکان غیر نظامیان در این شهرک گرفت بوعالی أگودات اسراییل موشاو تعاونی 300 منطقه اللطرون 1971 مفوحورون 33 _ _ مذهبی 120 شمال غرب رام الله 1984 ناحلئیل 34 _ بخش خصوصی مجتمع 150 شمال غرب رام الله 1984 نعالیه (نیلی ب) 35 برای سکونت پرسنل نیروی هوایی اختصاص دارد سازمان صهیونیسم مجتمع، لاییک 320 شمال غرب رام الله 1981 نیلی (نعلین) 36 _ اتحادیه کشاورزان مجتمع 1100 شمال غرب بیت المقدس 1981 هارآدار (کفیرا) 37
سوم: گوش عتسیون ملاحظات متولی نوع جمعیت موقعیت سال تأسیس نام شهرک ردیف با نظارت وزارت سازندگی و مسکن در دست ساخت است؛ دارای شورای محلی است حزب هبوعیل مزراحی شهرگونه 2500 شرق جاده بیت لحم_الخلیل 1980 افرات 1 دارای چند کارخانه است حزب هبوعیل مزراحی موشاو تعاونی 350 جنوب بیت لحم 1976 الیعیزر 2 _ حزب هبوعیل مزراحی مرکزمنطقه ای 1400 منطقه بیت لحم 1969 ایلون شفوت 3 آماده کردن زمین را دولت بر عهده گرفته است بخش خصوصی شهرگونه 1700 شمال غرب بیت لحم 1982 بیتار (بیتار عبکیت) 4 در سال 1985 به صورت یک پایگاه نظامی بوجود آمده بود _ _ 110 شمال غرب الخلیل 1985 تسوریف 5 در سال 1975 ساخته شد. گوش آمونیم مجتمع، مختلط 500 جنوب شرق بیت لحم 1977 تکواع 6 _ کیبوتس مذهبی کیبوتس 270 جاده بیت المقدس_الخلیل 1969 روش تسوریم 7 _ _ مذهبی 160 _ _ کرمی تسور 8 کیبوتس مذهبی و صندوق ملی یهود به ساکنان این شهرک کمک می کنند کیبوتس مذهبی کیبوتس 450 جنوب بیت لحم 1967 کفار عتسیون 9 در سال 1985 دولت اسراییل با ساخت این شهرک رسماً موافقت کرد سازمان صهیونیم مجتمع، لاییک 180 شرق بیت المقدس 1984 کیدار 10 _ سازمان صهیونیسم مذهبی 300 بین بیت لحم و الخلیل 1981 متساد (اسفار) 11 _ سازمان صهیونیستی مجتمع، مذهبی 290 بین بیت لحم و الخلیل 1981 معالیه عاموس (تکواع عرب) 12 در سال 1968 زمینهای آن مصادره شد حزب هبوعیل مزراحی کیبوتس، مذهبی 190 منطقه بیت لحم 1977 مگدال عوز 13 _ سازمان صهیونیستی مجتمع، مذهبی 300 جنوب شرق بیت لحم 1982 نفی دانیال (دانیال) 14 _ سازمان صهیونیسم مجتمع مذهبی 200 بیت لحم 1982 نوکدیم 15 در سال 1979 ساخته شد. _ _ 340 جبل الراس/بیت جالا 1976 هارگیلو(روش گیلو) 16
چهارم: کوه های جنوبی الخلیل
ملاحظات متولی نوع جمعیت موقعیت سال تأسیس نام شهرک ردیف _ سازمان صهیونیسم مجتمع 200 جنوب غرب الخلیل 1983 ادوراه 1 _ سازمان صهیونیسم کشاورزی صنعتی _ جنوب الخلیل 1983 اشکولوت 2 _ _ مجتمع، مذهبی 80 جنوب شرق الخلیل 1982 بنی حیفر 3 _ _ مجتمع، مذهبی 180 جنوب الخلیل 1980 بیت یاتیر 4 _ بیتار/حیروت مجتمع 55 الخلیل 1982 تیلم 5 _ سازمان صهیونیسم مجتمع، لاییک 250 منطقه الخلیل 1984 تینی 6 ساخت این شهرک (گیئولات هکرکاعا) واگذار شده است گوش آمونیم مذهبی 200 جنوب الخلیل 1984 حگای 7 طرح ساخت این مناطق توسط "جمعیت توسعه محله یهودی نشین الخلیل" تهیه شد _ _ 550 داخل شهر الخلیل _ چند منطقه مسکونی داخل شهر 8 ساخت این شهرک توسط وزارت سازندگی و مسکن در سال 1983 آغاز گردید اداره اسکان مجتمع مذهبی مرکز منطقه ای 220 جنوب الخلیل 1983 سوسیا(ماعون ب) 9 _ _ _ 80 _ _ شمعه 10 _ گوش آمونیم مجتمع مذهبی 200 جنوب شرق الخلیل 1983 عوتنئیل (عتانثیل) (دوریت) 11 اداره شهرک سازی و اسکان سازمان صهیونیستی مسئولیت ساخت این شهرک را بر عهده دارد گوش آمونیم مجتمع مذهبی 140 جنوب الخلیل 1981 کرمیل 12 پیشتر ساکنانش از اعضای جنبش گوش آمونیم و دارای منطقه صنعتی و شورای محلی است _ شهرگونه 5000 شرق الخلیل 1968 کریات اربع 13 _ _ مجتمع 190 جنوب جبل الخلیل 1984 لیفنا 14 _ _ موشاو تعاونی مذهبی 100 جنوب شرق الخلیل 1981 ماعون 15
پنجم: دره اُردن (شامل ساحل شمال غربی دریای مرده که در اسراییل به آن مگیلوت می گویند) ملاحظات متولی نوع جمعیت موقعیت سال تأسیس نام شهرک ردیف بیتار/حیروت موشاو تعاونی 130 دره میانه 1971 ارگمان 1 تأسیس در دوره معراخ _ کیبوتس 100 شمال دریای مرده 1983 الموگ 2 _ جنبش موشاویم موشاو 250 زمینهای فصایل و عقربه 1975 بتسائیل 3 _ اتحادیه کشاورزان موشاو 135 دره شمالی 1972 بکعوت 4 _ _ _ 30 جنوب شرق اریحا 1983 بیت هعرفا 5 _ جنبش موشاویم موشاو (از سال 1979) 260 جنوب فصایل 1978 تومر 6 _ اتحادیه کشاورزان موشاو تعاونی 170 جاده نابلس ـ پل رامیه 1977 حمرا (عطروت) 7 وابسته به کیبوتس متحد اتحادیه کشاورزان موشاو 120 زمینهای طوباس 1976 روعی (بکعوت ب) 8 _ هبوعیل مزراحی موشاو تعاونی 220 دره شمالی 1984 شدیمون (شبلح) (میحولاب) 9 به صورت کیبوتسی وابسته به کیبوتس متحدبود کیبوتس متحد کیبوتس 130 شمال اریحا 1973 گلگال 10 اتحادیه کشاورزان موشاو 120 زمینهای عقربه و حزبه الطویل 1975 گیتیت (تل طال) 11 اتحادیه کشاورزان موشاو 150 جنوب اریحا 1980 فیردیریحو 12 در سال 1968 احداث شد. اتحادیه کفوتسوت وکیبوتسم کیبوتس 250 شمال دریای مرده 1977 کالیا 13 _ اتحادیه کفوتسوت کیبوتس 100 غرب دریای مرده 1977 متسبیه شالیم 14 در سال 1974 احداث شد. گوش آمونیم؟ موشاو مذهبی 500 _ 1978 متسبیه یریحو 15 _ اتحادیه کشاورزان موشاو دینی 120 نابلس 1976 میحورا 16 _ _ کیبوتس 230 بیسان ـ طوباس 1969 میحولا 17 _ _ شهر 100 نابلس ـ پل دامیه 1976 مسوءه 18 جنبش موشاویم موشاو 200 وسط دره 1977 نتیف هگرود 19 در سال 1975 احداث شد. سازمان صهیونیسم موشاو 70 شمال اریحا 1979 نعامی 20 کیبوتس 55 شرق عوجا 1977 نوعران 21 _ موشاو 80 زمینهای عقربه و فصایل 1979 یافیت 22 _ _ کیبوتس 4 شمال اریحا 1976 بیطاف 23 98755 تن جمع کل 144 شهرک
مآخذ: در تهیه جداول فوق از منابع زیر استفاده شده است و سایر منابع در جای خود ذکر گردیده است: ـ عاید، «الاستعمار البریطانی...»، منبع پیشین، به ویژه از صفحه 125 تا 248. ـ ولید الجعفری (تهیه وتحقیق)، «المستعمرات الاستیطاتیه فی الاراضی المحتله 1980ـ 1991» (بیروت: مؤسسه الدراسات الفلسطینیه. ـ حرکه الاسلام الان (جنبش صلح امروز)، «نشاطات اسراییل الاستیطانیه خلال سنته 1991»، «مجله الدراسات الفلسطینیه»، شماره 9، زمستان 1992. * آمار و ارقام درون پرانتز از سوی شورای شهرکها ارائه شده است، به روزنامه هاآرتص مورخ 27/1/1993 مراجعه شود. * بنا به اظهارات أوریئیل بن عامی «روزنامه دافار»، 4/2/1985 شهرکهای یهودی نشین نوار غزه
متولی نوع جمعیت موقعیت سال تأسیس نام شهرک ردیف _ منطقه صنعتی _ شمال شرق بیت لاهیا 1970 ایزر 1 گوش آمونیم تعاونی 300 شمال بیت لاهیا 1983 ایلی سنای 2 _ _ 150 بین رفح و خان یونس 1980 بدولاح 3 گوش آمونیم کیبوتس کشاورزی و صنعتی 200 شمال غرب رفح 1979 بنی عتسمون 4 _ زراعی ـ صنعتی 4 بین رفح و خان یونس 1991 بات سادیه 5 _ _ 80 شمال شهر غزه 1990 دوگیت 6 شورای شهرکهای غزه شهرگونه 130 غرب رفح 1984 رفیح یام 7 همبوعیل مزراحی موشاو کشاورزی 200 جنوب خان یونس 1980 گان اُور 8 همبوعیل مزراحی موشاو کشاورزی 300 شمال خان یونس 1977(79/78) گانی طال 9 همبوعیل مزراحی موشاو کشاورزی 190 جنوب خان یونس 1982 گرید 10 همبوعیل مزراحی موشاو کشاورزی 100 شمال خان یونس 1973 قطیف 11 همبوعیل مزراحی موشاو کشاورزی 120 شرق دیرالبلح 1970 کفار دروم 12 _ شهرگونه 5 _ _ کفاریام* 13 همبوعیل مزراحی کیبوتس کشاورزی 60 بین رفح و خان یونس 1972 موراگ 14 همبوعیل مزراحی شهرگونه 45 جنوب غزه 1972 نتساریم** 15 شورای شهرکهای غزه شهرگونه 1000 غرب خان یونس 1983 نافیه کالیم 16 همبوعیل مزراحی موشاو کشاورزی 280 شمال خان یونس 1973 نیتسر خزانی 17 همبوعیل مزراحی شهرگونه 60 شمال بیت لاهیا 1982 نیسانیت 18 3220 _ _ جمع کل
مآخذ: در تهیه جدول فوق از منابع زیر استفاده شده است: ـ تناعنه، منبع پیشین، صفحه 9 و صفحه 32. ـ عاید، «الاستعمار البریطانی...»، منبع پیشین، ص 258ـ 249. ـ تقریر «السلان الآن»، «مجله الدراسات الفلسطینیه»، شماره 9، زمستان 1992، ص 126. ـ نقشه منتشر شده در روزنامه هاآرتص مورخه 1/12/1992. * گاهی شهرک به حساب نمی آیند. ** شواهدی در دست است که از احداث شهرک جدیدی به نام نتساریم ب در نزدیکی شهر غزه حکایت می کند و در روز 2 ژوئن 1982 تعداد 8 خانواده در این شهرک مستقر گشته اند،به روزنامه هاآرتص مورخ 3/6/1992 مراجعه شود. شهرکهای یهودی نشین جولان ملاحظات متولی نوع جمعیت موقعیت سال تأسیس نام شهرک ردیف _ همبوعیل مزراحی موشاو 150 جنوب جولان 1978 افنی ایتان 1 _ جنبش کیبوتس کیبوتس 317 غرب جولان 1972 افیک 2 _ جنبش کیبوتس کیبوتس 250 شمال جولان 1971 ایل روم 3 _ همبوعیل مزراحی موشاو تعاونی 20 (خانوار) شرق جولان 1981 الونی هبشان 4 توسط شماری از مهاجران اتحاد شوروی سابق تأسیس گردید جنبش موشاویم موشاو صنعتی 150 میانه جولان 1978 اتغام 5 تلاش برای سکونت یهودیان در این نقطه از سال 1967 شروع شده بود. جنبش کیبوتس کیبوتس 150 شمال جولان 1978 اورطال 6 اسکان از 1976 شروع شد. جنبش موشاویم موشاو 200 جنوب جولان 1970 ایلیعاد (ال ـ عاد، ایلی ـ عاد) 7 دو سوم ساکنان این شهرک در صنایع هوایی اشتغال دارند. جنبش موشافیم مرکز منطقه ای 520 جنوب جولان 1972 بئنی ـ یهودا 8 در سال 1973 تلاشهایی برای سکونت در این منطقه صورت گرفت. _ یک مرکز مسکونی، مذهبی، اجتماعی 400 جنوب جولان 1977 حسبین 9 نخستین شهرک مذهبی در جولان به شمار می رود همبوعیل مزراحی موشاو تعاونی و مذهبی 400 جنوب جولان 1969 رامات مغشیمیم 10 در سال 1969 تأسیس شد. جنبش موشاویم موشاو 360 شرق طبریه 1973 راموت 11 تابع شورای منطقه ای جلیل علیا می باشد. کیبوتس کیبوتس 255 تپه بانیاس 1968 سنیر(کفارموشیه شاریت) 12 به دلیل عدم بازدهی کشاورزی در سال 1968 تفکیک و جمع آوری شد. کیبوتس _ _ حبل الشیخ 1980 سیؤون 13 در سال 1976 هسته اولیه این شرکت ایجاد شد. بیتارحیروت موشاو 100 شمال غرب جولان 1980 شاعل 14 در ساخت این شهرک عده ای از یهودیان مقیم خارج شرکت داشتند. جنبش کیبوتس کیبوتس 300 شمال جولان 1968 عین زیفان 15 پیش از جنگ 1973 در سه مکان مختلف احداث شده بود. جنبش کیبوتس کیبوتس 140 جنوب لبنان 1976 گشور 16 _ جنبش موشاویم موشاو 320 جنوب جولان 1968 گفعات یوآف 17 دبیرستان کشاورزی و مرکز تحقیقات جولان در این شهرک وجود دارد. یک منطقه صنعتی نیز تابع آن می باشد. _ شورای محلی 2700 وسط جولان 1977 کتسرین 18 اسکان یهودیان در آن از سال 1981 آغاز شد. اتحادیه کشاورزان موشاو 28 (خانوار) وسط جولان 1984 کدمات تسفی (عین شمشون) 19 _ جنبش کیبوتس کیبوتس 200 خانوار* جنوب جولان 1973 کفار حاروف 20 _ _ موشاو تعاونی 25 طبریه 1985 کناف 21 حدود 50% ساکنان این شهرک را یهودیان مهاجر تشکیل می دهند. همبوعیل مزراحی موشاو تعاونی 300 وسط جولان 1978 کیشت 22 این شهرک با هدف ارتباط دادن جولان به دشت حوله احداث گردیده است. جنبش کیبوتس کیبوتس 36 شمال جولان 1984 کیلع گولان 23 ساخت این شهرک از تاریخ 1967 آغاز شده بود. جنبش کیبوتس کیبوتس حداقل 500 شمال جولان 1972 مروم گولان 24 در سال 1979 به محل همیشگی انتقال داده شد. جنبش موشاویم موشاو 200 یا بیشتر غرب وسط جولان 1975 معالیه گملا 25 _ جنبش کیبوتس کیبوتس 367 جنوب جولان 1968 منوحمه 26 _ جنبش کیبوتس کیبوتس 81 جنوب جولان 1983 میتسار 27 منابع درآمد آن از جهانگردی است. کیبوتس کیبوتس 40 جنوب غرب جولان 1980 ناطور (کشور ب) 28 هعوفیه هتسیونی موشاو 140 جبل الشیخ 1975 نافیه اطیف 29 این شهرک هنوز ماهیت نظامی دارد. _ پایگاه نظامی _ جبل الشیخ 1982 نمرود 30 ساخت آن از سال 1971 آغاز شد. همبوعیل مزراحی موشاو 350 جنوب شرقی جولان 1974 نوف 31 این شهرک در سال 1973 یا در سال 1968 ساخته شده است. هعوفیه هتسیونی موشاو تعاونی 250 جنوب جولان 1977 نؤوت گولان 32 تلاش برای ساخت این شهرک پس از جنگ 1973 آغاز شد. هعوفیه هتسیونی موشاو تعاونی 150 شمال جولان 1981 هاراودم (نام اصلی آن ادوم می باشد) 33 این شهرک عمدتاً برای هدفهای راهبردی ساخته شده است. موشاو تعاونی 210 وسط جولان 1975 یونتان 34
مآخذ: ما یک لیفنه، « 20 عاماً و 2000عام آخر» ( به زبان عبری) (تل ابیب، وزارت دفاع، 1989)، ص 177ـ 139. * 205 بنا به گفته آفی گانثوور، «روزنامه هاآرتص»، 16/11/1987.
اللهم صل علی محمد وال محمدوعجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهورالحجـه
pakhshe mostaghim maraeme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk
هوالله ماهيت صهيونيسم: نيرنگ ، دروغ و خيانت در راه پيروزي گناه نيست
صهيونيسم، نام يک جنبش فعال سياسي ازيهوديان ميباشد که بهواسطه گستردگي و حجم فعاليتهاي آن، مي توان اکثرمشکلات موجود درخاورميانه ويا جهان رابه سياستمداران آن ربط داد .
در رابطه با علل بروز تفکر و اقدامات ضد يهودي وضدصهيونيستي ، خود انديشمندان يهود نيز بارها بر نقش يهوديان در ايجاد و يا دامن زدن به احساسات ضديهودي تاکيد دارند. « برنارد لازار » يکي از برجستهترين انديشمندان يهودي در مورد دليل وجود تفکر ضديهودي چنين ميگويد : « دليل تفکر ضديهودي در تاريخ ، از ابتدا تا به امروز اين بود که يهودي موجودي غير اجتماعي بوده است . بروز تفکر يهودستيزي علل مذهبي ، ملي و اقتصادي دارد. يهوديان در همه جا و هميشه خود را قومي برگزيده و بالاتر از اقوام ديگر ميدانستند ». هر چند يهوديان در حال حاضر در صدد جبران و تغيير اين ديدگاه هستند ، لکن با وجود گذشت قرنها، هنوز هم اين ديدگاه در بين اروپاييان وجوامع بشري وجود دارد و بهخاطر حمايت بسياري از يهوديان ، از سران صهيونيسم که هر روز به جنايت تازهاي در سرزمينهاي اشغالي دست ميزند ، نيز افزايش مييابد.
ماهيت صهيونيسم
اين نکته که صهيونيسم در زماني اندک و با تصميم چند انديشمند و فعال يهودي شکل گرفته باشد، سخني دور از حقيقت بوده و تصوراين که تلاشهاي صهيونيسم در راستاي تشکيل يک دولت يهودي خلاصه شده و با محقق شدن اين هدف، مأموريت آن نيزبه پايان مي رسد نيز از عدم آگاهي ، در خصوص ماهيت صهيونيسم نشأت ميگيرد. بنگوريون از فعالان سازمان جهاني صهيونيسم و اولين نخستوزير اسرائيل در خصوص ماهيت صهيونيسم گفت : «سازمان صهيونيسم قادر است چيزي را که ماوراي قدرت و صلاحيت اسرائيل است ، بهدست آورد و اين نکته مزيتي است که سازمان صهيونيسم نسبت به اين کشور دارد». همچنين بنيامين ديزرائيلي، نخستوزير انگليس در اواسط قرن نوزدهم که خوديک يهوديتبار بود ميگويد : « نيرنگ ، دروغ و خيانت در راه پيروزي گناه نيست ». در شکلگيري و تقويت انديشه صهيونيستي عوامل گوناگوني موثر بود ، که بهطور خلاصه ميتوان به موارد ذيل اشاره کرد: 1. تبليغات دائمي بزرگان يهود مبني بر تعلق داشتن سرزمين فلسطين به يهوديان . 2. وجود ديدگاههايي درفرهنگ يهود که آنان را قومي برتر، لايق و مستحق حکومت بر ديگران معرفي ميکند و تاکيد بر اين نظرات در ادبيات و آثار نويسندگان يهودي . 3. وقوع حملاتي عليه يهوديان ودر نتيجه کشته يا آواره شدن آنان، که در برخي موارد به تحريک و يا دست داشتن صهيونيستها صورت ميگرفت.
4. تبليغ برروي مسئله به اصطلاح مظلوميت و بيپناهي قوم يهود از سوي برخي نظريه پردازان صهيونيسم وتاکيد بر لزوم سازماندهي و فعاليت در راستاي تحقق آرمانهاي يهود . 5. عزيمت دستجات منظم يهودي با نگرش سياسي و ايجاد شهرکهاي يهودينشين درفلسطين . 6. نفوذ لابي صهيونيست به دربارهاي اروپاييان بهويژه انگليس و مجاب نمودن آنان براي حمايت از ايجاد دولت يهودي . روشها و عملکردهاي سازمانهاي صهيونيستي در هر يک از کشورها که يهوديان درآنجا سکونت دارند متفاوت بوده ودراين بين بمنطور مبارزه بادولتهاي عربي و اسلامي وهم سو کردن آنان با رژيم صهيونيستي ، استفاده ازنهادها وسازمانهاي بين المللي رابه عنوان اهرمي قدرتمند دردستورکارخودقرارداده است . اقليت يهوديان در کشورهاي عربي واسلامي طبعا" از حيث رواني در انزوا قرار دارند و طبيعي است که نوعي مراقبت نسبت به آنها اعمال گردد ، اما سازمانهاي صهيونيستي با سوءاستفاده از مواردي از قطعنامه حقوق بشر، به اعمال فشار به دولتهاي اسلامي در خصوص عدم رعايت حقوق اقليتها ميپردازند.
تسخير جهان با گسترش و اشاعه فساد و فحشا
سازمانهاي صهيونيستي در تلاش براي تقويت خود و تضعيف مخالفان خود ، توطئه ها ونظريه هاي پليد ي را دنبال مي کنند که يکي از توطئه هاي پليد و مهم ، توسعه فرهنگ ابتذال و شهوتپرستي از طريق راهاندازي مراکز فساد و فحشا، توليد و توزيع فيلمها و تصاوير مستهجن و حمايت همهجانبه از باندهاي بينالمللي توزيع مواد مخدردرکشورهاي عربي واسلامي مي باشد .
صهيونيستها وعوامل آنان در پي آن هستند تا به گمان خود از اين مسير مقاومت اسلامي را نيز مهار کنند. در اين خصوص «ميشل هوئلبک» نويسنده يهودي فرانسوي که دين اسلام را خطرناک توصيف نموده ، پس از حوادث ۱۱ سپتامبر و حمله آمريکا به افغانستان ميگويد: «تندروي ديني را نميتوان با حملات نظامي متوقف نمود بنابراين بهتر است مسلمانان را فاسد کنيم و به جاي بمب ، بر سر آنها دامنهاي کوتاه و گوشواره فروبريزيم ». صهيونيستها با به همراه داشتن غولهاي رسانهاي جهان ، سينما ، دانشگاهها ، مراکز فرهنگي ومهم ترازهمه اينترنت تلاش گسترده اي براي ازبين بردن اعتقادات وباورهاي ديني وتضعيف ايمان نزدمسلمين جهان را داشته وباصرف هزينه هاي بالا سعي دارند تا ازطرح وتوطئه پليد خودنتيچه مطلوب به دست آورند که يکي ازاهداف آنان براي تسخيردنبا ، رواج رشوه ، اشاعه فسادوفحشاء و... مي باشد . امروز صهيونيسم حاكم بر هاليوود هيچ حريمي را محترم نميشمارد و مقدسترين شئون اجتماعي را « حتي در حوزه دين و كليسا » به تمسخر ميگيرد . صهيونيسم خواستار بهره برداري از آزادي سياسي واجتماعي براي سيطره بر ملت هاست و مي گويند: - "بايد بدانيم که چگونه طعمه را به آن ها بدهيم تا در دام ما گرفتار آيند." - ملت ها را در رذايل غرق کنيم و از طريق فراهم کردن اساتيد، خادمان و زنان فاحشه براي آن ها هر چه بيش تر آن ها را گرفتار کنيم . - بايد نگراني و وحشت ايجاد کنيم تا فرمانبرداري کورکورانه ديگران را براي ما تضمين کند. همين که ما به انسان هاي نيرومند و قوي مشهور شويم براي سرکوب هر گونه شورش و عصيان کفايت مي کند." - توسط رسانه ها ( اين قدرت فعال جهاني ) به تمام خواسته هاي خوددست خواهيم يافت . - بايد ايمان را از دل و جان ملت ها بزداييم و انديشه وجود خداي يکتا را از عقل و اذهان آن ها بيرون کنيم وآرامش آنان رابا ايجادمشکلات اقتصادي برهم بزنيم و فرصت هيچگونه تفکري به آنان ندهيم که کارها و اعمال خود را مورد بازبيني قرار دهند، بايد آنها را با توطئه هاي ايجاد شده و وسايل گوناگون مشغول کنيم تا بدين وسيله براي دشمن اصلي خود در نبرد جهاني دسيسه چيني نکنند. - بذرفتنه و اختلاف را در هر جايي و مکاني بپاشيم به نحوي که ديگر نتوان آن را از بين برد و ميان مصالح مادي و ملي ملت ها نوعي تضاد ايجاد کنيم و آتش فتنه هاي مذهبي و قومي در جوامع بپا کنيم و به همين علت محال است که حکومت و کشوري بتواند کمک و ياري براي ضربه زدن به ما ، بيابد . - بايد بر صنعت، تجارت سلطه يابيم و مردم را به بي بند و باري و خوش گذراني و انحطاط عادت دهيم . - همه رسانه ها در قبضه قدرت ما هستند مگر چند رسانه اي که زياد مهم نيستند. اين رسانه ها را براي تسخيردنيا ، بازوي توانمندي هستند و کاري مي کنيم که ملل جهان به دنبال شهوت و خوشگذراني بيافتند. - بايد ديگران را به چيزهاي جذاب مانند کاباره ها، اماکن رقص و سرگرمي ها و گردهمايي ها و مخدرات و فساد مشغول کنيم تا اين گونه، آن ها را از مخالفت با خود و سنگ اندازي در اجراي طرح هايمان باز داريم . - هر جماعت و گروهي را محو و نابود مي کنيم .
کنترل رسانههاي ارتباط جمعي
کنترل و اعمال نفوذبر رسانههاي ارتباط جمعي ( روزنامهها و مجلات ، سينما و تلويزيون، خبرگزاريهاي بينالمللي) و شرکتها و موسسات انتشاراتي، فيلم و کارتونسازي از بخشهايي هستند که سرمايهداران يهودي توجه خاصي نسبت به آن دارند . آريل شارون نخستوزير رژيم صهيونيستي در اينباره ميگويد: " يهوديها داراي يک دولت کوچک هستند وحق دارند با تمامي توان از آن دفاع کنند. هرچه در اسرائيل رخ ميدهد، بر سرنوشت نسل يهوديان سراسر جهان نيز تأثير خواهد گذاشت. در شرايط کنوني که موضوع جنگ تمدنها از سوي برخي از متفکرين غرب مطرح شده و تبليغ ميشود و ميتوان اولين نماد آن را در جنگ آمريکا عليه تروريسم ملاحظه کرد ، صهيونيسم در کنار سياستگذاران غرب ، مهمترين نقش را در طراحي و تنظيم عوامل قدرت در جهان دراختيار داشته و بدينوسيله بهخوبي ميتواند در گسترش سلطه خود بر جهان اقدام نمايد. طراحي سازمانهاي تصميمساز صهيونيستي براي دستيابي به اهداف سلطهجويانه خود به نحوي انجام ميشود که ظاهر و نمود بيروني آن قانوني و کاملا" طبيعي به نظرمي رسد و فقط با کنارهم گذاشتن اين فعاليتها ونگاهي موشکافانه ميتوان به ماهيت پليد وسلطه گرانه آنان پي برد . شايد علت اين که برخي افراد ، حتي از قشر تحصيلکرده ، به نظريه تلاش صهيونيسم ، در جهت نفوذ در دولتها و سلطهورزي ، به ديده ترديد مينگرند ، همين مسئله باشد.
باتوجه به نمايان شدن برخي برنامهها و فعاليتهاي سلطه جويانه صهيونيسم بينالملل و اعتراف سردرمداران آن به اين مسئله و با توجه به تهديدات عديدهاي که از جانب اين جريان متوجه امنيت و مسلمانان وکل جهان اسلام ميباشد ، جا دارد تا تلاش بيشتري در جهت شناسايي لايههاي پنهان و موثراين جريان بين امت اسلامي انجام پذيرد.
از روشهاي مهمي که صهيونيستها در برنامه نفوذ فرهنگي از آن بهره ميگيرند ، استفاده از رسانههاي عربي و اسلامي است که در خلال آن اين رژيم درعادي سازي روابط خود با کشورهاي عربي و اسلامي و کم نمودن خصومت و حساسيت مسلمانان نسبت به صهيونيستها دارد . در اين ميان برخي از مديران رسانههاي عربي جهت تحقق طرح عاديسازي ، از خود پلي ساختهاند که ناشي ازعدم فهم صحيح آنان بوده ويا درصددايجاد روابط مشکوک با صهيونيستها هستند .
مهمترين مانع در مقابل پيشروي و توسعهطلبي وتهاجم فرهنگي اشغالگران صهيونيسم ، احياي تمدن اسلامي و وحدت جامعه جهاني اسلام مي باشد .
صهيونيستها فاقد فرهنگ و تمدن هستند به همين دليل سعي ميکنند از فرهنگ اروپا ، آمريکا وکشورهاي عربي و اسلامي ترکيبي فرهنگي براي خود بهوجود آورند و سپس ديگر تمدنها را به رقابت فرابخوانند. اينگونه فرهنگها نميتوانند به اجراي برنامه نفوذ فرهنگي در ساير ملتها پرداخته و جوامعي که داراي تمدني کهن وداراي فرهنگي اصيل هستند را به رقابت فراخوانند.
مشکل صهيونيستها، فقدان تمدن يهودي و ناچيز بودن آن از جهت پشتوانه فرهنگي است که بتواند ضمن روند عاديسازي و ايجاد روابط با ديگر ملتها، مخصوصا ملتهاي منطقه به آن استناد کنند .
آنچه که رژيم صهيونيستي تاکنون در مورد ملت مسلمان فلسطين انجام داده است يعني کشتارهاي وحشيانه ، اخراج مردم از خانهها و شهرهايشان و هتک حرمت مقدسات ، همراه با قساوت و ددمنشي بهطوري که اين موارد محال است، هرگز از خاطر مسلمانان پاک نخواهد ش د. جنايات و حمله رژيم صهيونيستي به حريم مقدسات اسلامي و نهادهاي ديني مسلمانان از قبيل: سوزاندن مسجدالاقصي و آتش گشودن بر نمازگزاران و اهانت به قرآن و زنداني نمودن علماي اسلام وشهادت مردم بي دفاع فلسطين ، همه اينها سبب عدم پذيرش فرهنگ صهيونيستي از سوي مسلمانان شده است.
پس از اقدام دولت اردن براي برقراري روابط ميان رژيم صهيونيستي و اردن، کميته مقابله با تهاجم فرهنگي در اردن نيز تاسيس شد که مهمترين وظايف آشکار آن عبارتند از: الف. انتشار يک مجله فرهنگي ـ سياسي با هدف هشدار نسبت به خطر رژيم اشغالگر از حيث فرهنگي و سياسي واجتماعي . ب. برگزاري همايشها و کنفرانسها بمنظورآگاهي دادن به مردم . ج. تأسيس کميتههاي گوناگون با هدف مقابله با هرگونه اقدامي که صلح با آن رژيم راداشته باشد.
تحرکات عوامل صهيونيستي واعراب ميانه رو
يکي ازاهداف صهيونيسم جهت تحکيم مواضع وکسب مشروعيت ، نفوذ ازطريق رسانه هاي جمعي است ودراين خصوص عواملي هستندکه ياازعدم آگاهي ازنقشه هاي شيطاني ويا داشتن روابط مشکوک با صهيونيستها ، آنان رابه اهداف و خواسته هايشان نزديک مي کنند. بعضي از شبکههاي تلويزيوني عرب مستقيما اقدام به برپايي ملاقات و مصاحبه با نخست وزيران رژيم صهيونيستي نموده و آن را بهطور مستقيم از سوي ايستگاههاي تلويزيوني خود پخش کردند. نخبگان فرهنگي وانديشمندان عرب که در سال ۱۹۹۶ ميلادي اقدام به برگزاري نشستهاي دوستي با اهالي فرهنگ اسرائيل نمودند که در آن ۳ تن از نويسندگان مصري ، يعني لطفي الخويي ، احمد عبدالحليم و تحسين بشير و نيز ۱۴ نفر از صهيونيستها که همه آنان داراي مناصب حساس ديپلماتيک در رژيم صهيونيستي بودند حضور داشتند و به بحث درباره ارتباط فرهنگي بين اعراب و صهيونيستها پرداختند.
مورد ديگر اقدام روزنامهنگاران بدون مرز در برپايي سمينار آزاد به مناسبت سالگرد امضاي پيمان صلح بين سازمان آزاديبخش فلسطين و رژيم صهيونيستي در سال ۱۹۹۴ ميلادي بود که تحت عنوان «روزنامهها و صلح» برگزار شد. در اين سمينار برخي از روزنامهنگاران مصري، اردني، لبناني، اسرائيلي و جمعي از نمايندگان روزنامههاي اروپايي حضور داشتند و کار خود را با صدور بيانيهاي به پايان رساندند که در اين بيانيه به موارد زير اشاره شده بود:
الف) صلح تنها راهحل براي آينده خاورميانه . ب ) ضرورت رخنه کردن طرح صلح در ميان جوامع عربي و اسلامي و تبلور آن بهعنوان امري اجتنابناپذير. ج ) حمايت مردمي جهت آغاز طرح صلح . د) تلاش مشترک در راه از بين بردن رکود و ناکامي در اين عرصه . ه) راهاندازي مراکز اطلاع رساني در منطقه خاورميانه براي تبادل اخبار و آگاهيها . از روشهايي که صهيونيستها در جهت حربه فرهنگي خود از آن استفاده ميکنند، تجليل از برخي نقاط بارز فرهنگي جهان عرب است. هدف از اين کار برطرف نمودن برخي موانع فرهنگي فيمابين است تا از شدت حساسيت موجود نزد افکار عمومي مسلمانان نسبت به رژيم صهيونيستي بهعنوان غدهاي سرطاني در منطقه کاسته شود. بهعنوان مثال چند مورد از فعاليتهاي اين رژيم در اين زمينه يادآوري مي شود : ۱) مراسم بزرگداشت جبران خليل جبران ، اديب معروف عرب ، در سفارت رژيم صهيونيستي برگزار گرديد که در اين مراسم گفتگوهاي زيادي پيرامون اين شاعر، شعرها و کتابها و فعاليتهاي ادبي او صورت گرفت. ۲) فراهم کردن امکان سفرهاي فرهنگي به مناطق اشغالي ، براي نويسندگان عرب و اجراي برنامههاي عربي در تلآويو با همکاري مشترک وزارت اطلاعرساني مصر و وزارت فرهنگ رژيم صهيونيستي . ۳) افتتاح تعدادي قهوهخانه به روش عربي در نقاط مختلف اروپا توسط صهيونيستها و پذيرايي از ميهمانان و مشتريان در اين قهوهخانهها، با خوراکيهاي عربي .
تاسيس مراکز فرهنگي که به امور سياسي ميپردازند از مهمترين عناصر جهت فعاليت صهيونيستها در مبارزه با اسلام بهشمار ميآيد زيرا اينگونه مراکز در آمادهسازي شرايط لازم جهت دستيابي صهيونيستها به اهداف خود نقش بسزايي دارد.
راهکارهاي مقابله استراتژي صهيونيسم
از آنجا که مسلمانان در شرايطي حساس به سر مي برند، لازم است درباره راهحلهاي موفقتر براي چالشهايي که آنها را دربرگرفته ، به بحث و گفتگو بپردازند. از مهمترين راههاي تشديد، مقاومت عبارتند از:
۱) ياري جستن از اصول اصيل اسلامي و اعتقادي، ترويج اين اصول در ميان مردم. چه اين که دشمن صهيونيستي، تهاجم خود را بر مبناي عقيده خود استوار نموده و از اينرو بر ماست که در مقابل آن رژيم به اصول اعتقادي و ديني اصيل خود تمسک جوئيم. در واقع ، به جاي عربي جلوه دادن مقاومت ، يعني محدود کردن منبع قدرت در مقابله با رژيم صهيونيستي ، اگر مقابله با تهاجم فرهنگي ، سپراسلامي به خود بگيرد، بيش از يک ميليارد مسلمان با آن رژيم درگير خواهند شد و هرتلاشي و حرکتي که بخواهد جبهه مقابله با آن رژيم را از فضاي اسلامي به فضاي عربي انتقال دهد ، در حقيقت خدمت بزرگي به اهداف صهيونيستي کرده است . ۲) استفاده از رسانههاي جمعي مختلف براي تقويت انديشه ضد صهيونيستي ، مخصوصا" براي نسلهاي آينده با تأکيد به : الف . فرهنگ اسلامي اصيل و تمدن پيشرفتهاي که امت اسلامي ونقش برجستهاي که در ساختن تمدن کنوني غرب داشته و بر مسلمانان واجب است که به احياي آن تمدن بپردازند . ب . يادآوري تولد نامشروع رژيم صهيونيستي و به نمايش گذاشتن جنايات وحشيانه آن و طرح موارد مشخص نقض حقوق بشر توسط دولت و ارتش غاصب نزد افکار عمومي. ج . انتشاراخبارعمليات جهادي وشهادت طلبانه که اعضاي مقاومت امت اسلامي براي آزادي قدس شريف از خود نشان ميدهند ، تا افکارعمومي جهان از وجود آنها آگاه باشد. د . انتشار بخشهايي از جنايات واقدامات تروريستي صهيونيستها که ملت فلسطين و لبنان ، متحمل شدهاند، از جمله آواره کردن مردم و سربريدن زنان بيسرپرست و بچههاي شيرخوار و تخريب منازل مسلمانان . هـ. رسوا کردن خائناني که بر مسئله فلسطين خيانت نمودند. ۳) منع رواج فرهنگ اروپايي و آمريکايي در کشورهاي اسلامي چرا که اين فرهنگ با هرگونه مبارزه با رژيم صهيونيستي مخالف است . ۴) تشديد حساسيت فرهنگي و اظهار واکنشهاي شديد نسبت به روند ايجاد روابط به هر شکلي در بين روشنفکران ، انديشمندان و روزنامهنگاران مسلمان . ۵) تبليغ مبلغان ديني وعلماي مذاهب اسلامي و تاکيد بر حرام شمردن هرگونه داد و ستد و تعامل با رژيم صهيونيستي . ۶) کوشش جهت بالا بردن سطح علمي جامعه اسلامي و نجات دادن جوامع مسلمان از جهل و بيسوادي که بسترمناسب را براي بهرهجويي رژيم اشغالي فراهم ميسازد . ۷) حفظ و نگهداري ميراث فرهنگي اسلامي . « اهميت اين مسئله از آنجا جديتر ميشود که بدانيم اسراييل فاقد هرگونه تاريخ يا تمدني قابل ذکر است . حال آن که مسلمانان بهوجود آورنده تاريخ آسيا و خاورميانه و بخشي از اروپا هستند و تمدني عظيم را پشت سر خود دارند . » ۸) تقويت روح مقاومت و مبارزه مردمي با هرگونه حرکت مشکوک درعرصه فرهنگي، اجتماعي، علمي به منظورمبارزه باهرگونه تفکرات بي تفاوتي نسبت به قضيه فلسطين واماکن مقدس . 9) پشتيباني از اتحاديهها و انجمنهاي فرهنگي، هنري و اطلاعرساني موجود در جهان اسلام که وظيفه تقابل با تهاجم فرهنگي را برعهده دارد. ۱0) فراهم ساختن اتحاد اسلامي که از مهمترين نيازهاي ضروري ميباشد . آنچه بر اهميت وحدت ميافزايد وجود يک نقشه صهيونيستي جهت ايجاد اختلافات ميان مسلمانان و ايجاد يک نوع پيچيدگي و تيرگي در روابط مسلمانان است .
از مهمترين عوامل وحدت مسلمين عبارتاند از:
الف : اقامه نماز جمعه و جماعت و نماز عيد در تمام نقاطي که در آن مسلمانان سکونت گزيدهاند، هر چند در آن جامعهاي زندگي کنند که اکثريت آن مسيحي يا يهودي باشد، زيرا که به صف کشيده شدن مسلمانان با تمام گوناگوني فرهنگي و اختلاف سطحهاي اجتماعي و علمي آنان نشان از وحدت امت اسلامي است . اين امر در تقويت محبت ميان مسلمانان و از بين بردن نفرت بسيار اثرگذار است. ب : برگزاري کنفرانسهاي پژوهشي علمي و سياسي ميان تمامي مليتها، اقوام و گروههاي اسلامي با هدف : ۱) تنظيم راهکارهاي تقويت وحدت و برنامهريزي براي اجراي آنها . ۲) توجه امت اسلامي به سمت بحرانهاي موجود در جهان اسلام . ۳) حرکت فعال علمي جهت پيشرفت تمدن اسلامي . ۴) تعيين محورهاي مهم براي سخنرانيهاي سياسي، فکري، اجتماعي، علمي و حتي امنيتي بهطوري که بتوان از طريق اينگونه سخنرانيها مسائل مشترک ميان مسلمانان را زنده و فعال کرد. 5) برگزاري مسابقات ورزشي وفراخوان تمامي ورزشکاران مسلمان ازنقاط مختلف کره زمين بمنظورايجادهمبستگي وانتقال تفکرات ضدصهيونيستي . 6) اعطاي صبغه اسلامي به قضيه فلسطين و پرهيز از اعطاي صبغه عربيت به آن . از اين رو شناسايي نقشه هاي پليدو شيطاني صهيونيست و آگاهي بخشي به جهان اسلام مي تواند بهترين راهکار مبارزه و مقابله با برنامه هاي جهاني اين پديده باشد. تمام / ر. وکيلي
اللهم صل علی محمد وال محمدوعجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهورالحجـه
pakhshe mostaghim maraeme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk
يکي ازمطالبی كه زياد درباره مالكيت سرزمين فلسطين گفته ميشه دو مطلب زيره، كه خيلي هم شايع هست : 1- کسي تو فلسطين اصلا نبوده و فلسطين يه بيابون بوده که به يهود دادن- البته اين دادن هم دليل ديني و تاريخي داره- که از آوارگي در بيان و اونجا زندگي کنن (خيلي مسخره ست نه؟؟؟ يه جاي خوش آب و هوا و تاريخي بيابون بوده و کسي توش زندگي نميکرده) البته اين دليلي بيشتر اروپاييه! 2- فلسطين از اول هم مال بني اسرائيل بوده از آغاز خلقت بشر و عربا اونجا رو اشغال کردن به عبارتي عربا اشغالگرن نه يهودياي بيچاره !!!!!!!!!!!
جواب اين دليل دوم يک کم سخت و طولانيه برای همينم قرار شده از اين به بعد هفته اي يكبار مطلب بخونيم :
تاريخ فلسطين 1: اولين اقوامي که در فلسطين زندگي ميکردند بر اساس کشف باستان شناسان در عصر حجر بوده اند شهر «اريحا» كهنترين شهر فلسطين، به اين عصر مربوط است كه در آن نشانههاي يكجانشيني در حدود سالهاي 8000 پيش از ميلاد يافت شده است تمدنهاي ديگري در فلسطين كشف شدهاند كه به 3300-4500 پيش از ميلاد يعني عصر فلز باز ميگردد. در منطقهي بئرالسبع، ميان كوههاي الخليل و بحرالميت و الخضيره نشانههاي تمدن يافت شده كه به عصر فلز تعلق دارد.عصر برنز در فلسطين با ظهور امپراطوريهاي كهن در شرق و آغاز فن كتابت و نگارش تاريخ همراه است. در خلال هزاره سوم پيش از ميلاد، «عموريان»،«كنعانيان»،«يبوسيان»و «فينيقيها»در سرزمين فلسطين ساكن شدند. (حدود 2500 پيش از ميلاد).«عموريان» در كوهها، «يبوسيان» در قدس و اطراف آن، «فينيقيها» در سواحل شمالي فلسطين و جنوب لبنان، اما كنعانيان كه تعدادشان بيشتر از اقوام ديگر بود در اكثر مناطق شمالي فلسطين و لبنان ساكن شدند (يبوسيان شهر قدس را بنا كردند و آن را«يبوس» ناميدند). به دليل فزوني و گستردگي پراكندگي جمعيت كنعانيان در سرزمين فلسطين و غلبهي آنان در گذر زمان، آنجا را سرزمين كنعان ناميدهاند. يافتههاي باستانشناسي و تاريخي خاستگاه اين قبايل را شبهجزيره عربستان (البته در مورد خاستگاه فينيقيها ترديد است) ميداند كه صدها سال پيش از ورود عبرانيان به فلسطين، شهرنشيني در آنجا را پيشه كرده بودند.
منابع : سي دي اطلاعات فلسطين مربوط به مرکز اسناد و مطالعات راهبردي فلسطين و خاور ميانه ، کتاب لولای سه قاره آقاي شمس الدين رحماني، سايت مرکز اطلاع رساني فلسطين ، کتاب مقدس و ادیان زنده جهان رابرت هیوم
تهيه كننده : ديافه اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهورالحجـه
pakhshe mostaghim maraeme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk
سخنان اخيرآقاي دکتر احمدي نژاد رييسجمهورياسلامي ايران درخصوص محو صهيونيسم جهاني واكنشهاي مختلفي را در محافل سياسي و خبري جهان در پي داشت و به همين دليل موجب بروز برخي اختلاف نظرها در سطوح مختلف تحليلي نيز شد. دكتر احمدي نژاد كه در كنفرانسي در تهران تحت عنوان «جهانبدونصهيونيسم» سخنراني ميكرد گفت: “تاسيس رژيم صهيونيستي اقدامي از سوي استكبار جهاني عليه جهان اسلام بود.” وي گفت: “درگيريها در اراضي اشغالي بخشي از يك جنگ سرنوشت است و نتيجه صدها سال جنگ در اراضي فلسطيني تعيين خواهد شد.” اين سخنان را كه نقل يك جريان تاريخي است، خبرگزاري فرانسه بدون اشاره به محورهاي ديگر سخنان رييس جمهوري ايران، با برجستهسازي تنها بخشهايي از آن همان روز از تهران گزارش كرد. در خصوص سخنان آقاي احمدي نژاد و نيز جنگ رواني رسانههاي غرب عليه اين سخنان، همچنين مواضع برخي از سياستمداران از جمله كوفي عنان، دبير كل سازمان ملل و نيز اعضاي شوراي امنيت آن سازمان،مطالب گفته نشده ديگري نيز وجود دارد كه بازگويي آن ميتواند برخي ابهامات دراين خصوص را برطرف سازد. هر چند دولت يهود كه بر مبناي اصول صهيونيسم در ۱۵مه ۱۹۴۸و يك روز پس از خروج آخرين سرباز انگليسي از فلسطين تشكيل شد، اما بر اساس شواهد موجود زمينه تشكيل اين رژيم به نيم قرن قبل از آن باز ميگردد. پس از برپايي نخستين كنگره صهيونيسم درسال ۱۸۹۶در شهر بال سوييس و تصويب تشكيل دولت يهود در سرزمين فلسطين، مهاجرت صهيونيستها بهاين سرزمين تحت حمايت استعمار و توسط سازمان جهاني صهيونيست آغاز شد. چهارسال بعد از اين تاريخ سازمان جهاني صهيونيسم با هدف تسريع در روند مهاجرت يهوديان شركتي تحت عنوان « كران كايمت» (صندوق ملي يهود) تشكيل داد تا براي اسكان يهوديان در فلسطين زمين خريداري كند. زمينهاي خريداري شده توسط اين صندوق به عنوان دارايي غيرقابل انتقال مردم يهود عنوان شد. جمعيت يهوديان پس از جنگ جهاني اول از ۵۶هزار نفر (معادل تنها ۸درصد جمعيت ساكنان فلسطين ) به بيش از سه برابر يعني ۱۷۵هزار نفر در سال ۱۹۲۴ رسيد. با پايان جنگ جهاني دومگروههايصهيونيستي ساكن در فلسطين از قدرت كافي براي اداره مستقل امور خويش برخوردار شدند، در اين سال بود كه صهيونيستها ضمن فاصله گرفتن از انگليس سياست نزديكي به آمريكا را در پيش گرفتند. سرمايهگذاري صهيونيسم براي تشكيل دولتي مستقل سرانجام منجر به تصويب قطعنامه ۱۸۱توسط سازمان ملل متحد شد و طي آن سرزمين فلسطين به دو كشور يهودي و فلسطيني تقسيم گرديد. آنچه كه پس از اين در سرزمينهاي اشغالي صورت گرفت، نفوذ گروههاي افراطي يهود از جمله ايرگون، اشترن و هاگانا به دولت منتخب «صهيونيستم» و اشغال پستهاي حساس دولتي، بود. اين گروهها در اقدامي هماهنگ و از پيش تعيين شده و بدون توجه به مفاد كنوانسيونهاي جهاني مربوط به حقوق بشر با تشكيل جوخههاي ترور، اقدام به كشتارهاي وسيع در سرزمينهاي اشغالي كردند. بر اساس منابع موثق، تنها از سال ۱۹۴۷تا ۱۹۴۸(زمان خروج ارتش انگليس از فلسطين) پنج كشتار وسيع بلده الشيخ، سعسع، الجليل، كشتار قطار قاهره، حيفا و ديرياسين و ناصرالدين توسط جوخههاي ترور صهيونيستي انجام گرفت. پس از اين دولت منتخب يهوديان افراطي در اسراييل در اقدامي ناشايست به پايمال كردن حقوق حقه شهروندان فلسطيني پرداخت و بدين گونه پايه گذار “آپارتايد” به معناي واقعي كلمه در سرزمينهاي اشغالي گرديد. آپارتايدي كه سالها در ايالات متحده آمريكا عليه سياهان آن كشور اعمال مي شد و آپارتايدي كه سياهان آفريقاي جنوبي سالها براي محو كردن آن مبارزه كردند. اقدام نژاد پرستانه صهيونيسم در نسل كشي مسلمانان فلسطيني همانگونه كه آقاي احمدي نژاد به آن اشاره كرد ناشي از روحيه استكباري و نژادپرستانه صهيونيسم جهاني است و مبارزه با آن ريشه در تاريخ جهان اسلام دارد و عمر آن به صدها سال ميرسد. به همين دليل است كه رييس جمهوري تاكيد كردند كه مساله فلسطين مساله محوري جهان اسلام است. اشاره آقاي احمدي نژاد به جنايات رژيم صهيونيستي در كشتار زنان و مردان و كودكان فلسطيني، تخريب مزارع و كشتزارهاي فلسطينيان و ويران كردن خانه و كاشانه ملت مظلوم فلسطين و انباشت مقادير بسياري سلاح هستهاي و كشتار جمعي،اشاره به نقض حقوقبشر توسط رژيمصهيونيستي و اعتراضبه سكوت معنادار حاميان مكتب صهيونيسم و مروج آپارتايد در هزاره سوم ميلادي است كه سرفصل آن با «صلح و گفتگو» مزين شده است. نكته ديگري كه ميتوان آن را نمونه آشكار جنگ رواني رسانههاي غرب عليه جمهورياسلام دانست، سكوت اين رسانهها در خصوص مواضع رسمي تل آويو عليه تهران است. چندي پيش سيلوان شالوم، وزير امور خارجه رژيم صهيونيستي در اظهاراتي غيراصولي و غير دمكراتيك گفت: «رژيم ايران يك تهديد آشكار و حاضر براي ما قلمداد ميشود. » خبرگزاري فرانسه كه سخنان شالوم را از بيتالمقدس گزارش ميكرد، افزود: وزير خارجه اسراييل در يك كنفرانس خبري مشترك با سرگئي لاوروف، همتاي روس خود موجوديت ايران را زير سئوال برد. همچنين اين رسانهها در خصوص اظهارات شيمون پرز، معاون آريل شارون، نخست وزير رژيم صهيونيستي كه حقوق اساسي ملت ايران را ناديده گرفته بود نيز سكوت اختيار كردند. به گزارش خبرگزاري فرانسه از بيتالمقدس ، پرز در سخناني تكراري و با برداشتهاي نژادپرستانه ايدئولوژيكي، مبتني بر مكتب صهيونيسم، خواستار اخراج ايران از سازمان ملل شد! علاوه بر اين شخص دبير كل سازمان ملل و نيز اعضاي محترم شوراي امنيت اين سازمان نيز بهخوبي بر فحواي سخنان و مواضعي كه شالوم و پرز هر يك جداگانه عليه موجوديت رسمي ملت ايران طرح كردند و خواستار اخراج دولت ايران از مجامع و محافل بينالمللي سياسي،حقوقي و پارلماني از جمله سازمان ملل متحد شدند، واقفند و به نيكي ميدانند اين سخنان تا چه اندازه ناقض حقوق اساسي ملت ايران است. بنابراين آنچه كه در سياستهاي اعلامي جمهوري اسلامي همواره مورد تاكيد قرار گرفته،دفاع از آرمانهاي مردم فلسطين و محالفت با رفتارهاي غيرانساني مانند “پارتايد است كه به نظر ميرسد صهيونيسم جهاني در پي احياي مجدد آن در هزار سوم ميلادي است. از هفته نامه الکترونيکي «جهان بدون صهيونيسم» اللهم صل علی محمد وال محمدوعجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهورالحجـه
pakhshe mostaghim maraeme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk
Edited by - shamimeyas on يکشنبه 6 آذر 1384 10:31:41
منبع: آنتي وار با بررسي پنجاه و پنج سال اشغالگري رژيم صهيونيستي در فلسطين مي توان درس هايي از آن گرفت كه مهم تر از همه كاربرد خشونت نهادينه شده مي باشد. هشدار دهنده تر از جنايات آن، اين واقعيت است كه اين رژيم حتا با نقض آشكار قوانين بين المللي همچنان در جامعه بين الملل با امنيت كامل حضور مي يابد. شايد دولت شارون از اصول منطقي رساله ماكياولي به نام «شاهزاده» تبعيت مي كند تا از كنوانسيون هاي ژنو. سناريوي زير را به عنوان الگويي از فلسفه مياكياولي كه براي فلسطين مورد استفاده قرار گرفته به دقت بخوانيد: سقوط عملي امپرياليسم ما را تبديل به امپرياليست هاي مدرني كرده كه شديداً علاقمند به حفظ كنترل مستعمره هاي باقيمانده مان و پيشبرد راهبردي كه بتواند منافع ما را حفظ كند، هستيم. تحكيم نفوذمان در جوامع بومي ممكن است دشوار باشد اما در صورت عملي شدن به شيوه اي درست يعني شيوه اي صهيونيستي، سرزمين هايمان با موفقيت حفظ خواهد شد و زيردستانمان كاملا مطيع ما خواهند بود. عامل مهم در نهادينه كردن تجاوز، استفاده از نظام قانوني است. اسراييل قوانيني همچون «قانون بازگشت» به تصويب رسانده كه به يهوديان، فقط يهوديان، اجازه مي دهد به دليل نژادشان به فلسطين مهاجرت كنند در حالي كه فلسطينيان از حق سكونت در سرزمين مادري خودشان به دليل اين كه جزو اين دسته بندي قرار نمي گيرند، محروم مي شوند. علاوه بر اين، قانون ديگري به دولت صهيونيستي اجازه مي دهد املاك و اموال فلسطينيان را مصادره كند و آن را جزو اموال حكومتي خود به شمار آورد. اين قبيل قوانين نتايج كاملاً موفقيت آميزي داشته اند زيرا نژاد به عنوان عاملي تعيين كننده در برخوردار شدن از حق در اين رژيم تلقي مي شود و يهوديان شهروندان درجه يك و اعراب درجه دو محسوب مي شوند. اين قوانين همچنين اسراييل را از شر پنج ميليون پناهنده فلسطيني كه در اقصا نقاط دنيا پراكنده اند، خلاص ميكند. عامل مهم ديگر در تجاوز نهادينه شده، اشغال نظامي است. اسراييل، فلسطين و سرزمين هاي عربي ديگر را براي ده ها سال تحت اشغال خود درآورد. رژيم صهيونيستي با اين كار،گرچه طي قطعنامه هاي متعدد سازمان ملل محكوم شده است، بر فلسطينيان سلطه پيدا كرد. امپرياليست مدرن بايد بداند كه داشتن ارتشي قوي براي كنترل مستعمره ها و ساكنان آنها ضروري است. به لطف قدرت سركوبگر ارتش صهيونيستي، فلسطينيان با توسل به زور سركوب مي شوند. اهميتي ندارد كه زور عليه زنان، كودكان يا سالمندان غيرنظامي و غيرمسلح به كار گرفته شود؛ آنچه بيش از همه اهميت دارد ارسال اين پيام به مردم است كه آنها به هيچ يك از حقوقي كه براي آن مي جنگند دست نخواهند يافت و اگر مي خواهند به زندگي شان ادامه دهند بايد در مقابل خواسته هاي رژيم استعمارگر تسليم شوند. امپرياليست امروزي بايد از رسانه هاي گروهي استفاده كند زيرا رسانه ها بي ترديد مؤثرترين ابزار براي پيروزي در جنگ هاي امروز هستند. اين نكته حائز اهميت است كه پيام ارسال شده از طريق رسانه ها، خسارات استعمار كننده را موردتاكيد قرار دهد نه خسارات استعمار شده. رسانه ها بايد ما را افرادي متمدن و دشمنانمان را وحشي تصوير كنند؛ آنها بايد ما را درستكار و دشمنانمان را شرور وما را صلح طلب و دشمنانمان را تروريست نشان دهند. اگر رسانه ها به شدت كنترل شوند، ما مي توانيم واقعيات مورد نظر خود را منتقل كنيم. مي توانيم جهان را وادار كنيم كه دشمنانمان را مقصر بدانند در حالي كه ما كودكانشان را مي كشيم؛ مي توانيم سربازانمان را به قهرماناني تبديل كنيم در حالي مبارزان پيش روي آنها جنايتكار شناسانده شوند.اسراييل استاد كنترل رسانه هاست تا جايي كه ما حتا مي توانيم والدين فلسطيني را به دليل فرستادن فرزندانشان به سوي كشته شدن براي جلب توجه رسانه ها ، مقصر نشان دهيم. كشتن دشمنان، شكنجه كردن زندانيان، اشغال سرزمين و مصادره اموال عوامل بسيار مهمي هستند اما كافي نمي باشند. بايد در حين اجراي سياست ها دشمن را تحقير كرد. تاكتيك تحقير در حقيقت ترفندي بسيار كارآمد است زيرا با استفاده از آن، شما مي توانيد روحيه دشمن تان را تخريب كنيد. بله مي توان مردي را كشت اما كشتن او در مقابل چشمان خانواده اش و سپس بردن جنازه اش بسيار تاثيرگذارتر است. مي توان مبارزي را كه از اعتراف امتناع مي كند، كتك زد. اما اگر ابتدا او را برهنه كنيد، قطعاً روحيه مقاومت او را درهم خواهيد شكست و كاري كرده ايد كه آرزوي مرگ كند. بله مي توان يك زنداني را شكنجه كرد اما تصور كنيد اگر او را تهديد به تجاوز يا به همسر يا خواهرش واقعاً تجاوز كنيد، تا چه اندازه تاكتيك شما موفقيت آميز خواهد بود. ما اين تاكتيك ها را اجرا مي كنيم و اغلب هم نتيجه بخش هستند. اگر مردم تحت كنترل شما تسليم شدند، به آنها با كمي آزادي پاداش دهيد و اجازه دهيد به شغل هاي پست دست يابند. اما اگر سرپيچي كردند به شدت سركوبشان كنيد و هيچ شفقتي به خرج ندهيد در غير اينصورت آنها دوباره سركشي خواهند كرد. اگر آنقدر سركوبشان كرديد كه عليه شما شوريدند، از سركوب ها نكاهيد. ادامه دهيد، مدارسشان را ببنديد، درختانشان را از ريشه درآوريد، مزارعشان را بسوزانيد، خيابان هايشان را مسدود ، شهرهايشان را محصور و خانه هايشان را تخريب كنيد، آنها را به زندان اندازيد و هفته ها حكومت نظامي برقرار كنيد وآب آشاميدني، برق و الزامات اوليه زندگي را به رويشان قطع كنيد. چنانچه آنها با اسلحه گرم بر مقاومت خود افزودند، در آنصورت هر چه كه مي خواهيد انجام دهيد. براي مثال در اسراييل ما از سلاح هاي پيشرفته عليه آنها استفاده مي كنيم: اف 15، اف 16، هلي كوپترهاي آپاچي، موشك و تسليحات ديگر. نمادهاي هويتي آنان را تخريب و هويتشان را از آنها بگيريد. در اسراييل ما بسياري از مساجد را تخريب و به بسياري از كليساها حمله و بي حرمتي كرده ايم. تصور كنيد چه احساسي به آنها دست مي دهد؟ اگر كارت شناسايي برايشان صادر مي كنيد، مليتي برايشان مشخص نكنيد و به جاي آن بنويسيد «نامشخص». پرچم هايشان را بسوزانيد، كتاب هايشان را ممنوع كنيد، نگذاريد تاريخشان را بياموزند، انديشمندانشان را «جنگ طلب» و رهبرانشان را «متحجر» بناميد، كاري كنيد كه احساس كنند گير افتاده اند و هيچ راه نجاتي ندارند. سرزمين شان را از زمين و هوا و دريا محاصره كنيد. طوري رفتار كنيد كه احساس كنند همچون حيواني وحشي در دام افتاده اند. تهديدشان كنيد. به آنها اولتيماتوم بدهيد. مجبورشان كنيد كه سرنوشتي را كه شما برايشان رقم زده ايد، بپذيرند. هر وقت كه لازم است آنها را به جان هم اندازيد. بعضي شان ضعيف هستند و به آساني مي شود تحت تاثيرشان قرار داد. از اين عده براي جاسوسي از ديگران استفاده كنيد. اگر اين خائنان شناخته شدند، به زندان مي افتند يا حتا اعدام مي شوند. اين اتفاق خوبي است زيرا پس از آن مي توانيد به دنيا بگوييد كه دشمنانتان حقوق بشر را نقض كرده اند درست همان كاري كه ما اينجا در اسراييل انجام مي دهيم. شما از هر جهت برنده ايد. خندق و ديوار در اطراف زمين هاي زراعي، شهرها و روستاهايشان احداث كنيد همانطور كه ما در طول كرانه غربي با ديوار حايل معروف خود كرده ايم. ما گفتيم اين اقدامي امنيتي است. دنيا حرف ما را باور كرد و فلسطينيان هزاران هكتار از زمين هاي كشاورزي خود را از دست دادند كه آن زمين ها هم اكنون در تصرف ماست بدون ساكنان آن كه تعدادشان تهديد كننده تفوق نژادي ما تا سال ها بعد مي توانست باشد. جنگل هايشان را تخريب كنيد. زباله هاي سمي خود را در زمين هايشان دفن و محيط زيستشان را آلوده كنيد. به طور خلاصه، مردانشان را زنداني و به زنانشان تجاوز كنيد، جوانانشان را بكشيد و آنها را به آستانه يأس و خودكشي سوق دهيد. آنگاه در انسانيت زدايي از دشمنانتان وشكست دادن آنها موفق خواهيد شد و در عين حال با استفاده از رسانه هاي گروهي دنيا را متقاعد كنيد كه قرباني واقعي شما هستيد.
(فلسطين) اسم سرزمينى است در شرق اَدنى، كه از طرف شمال به (لبنان) و از طرف شرق به (سوريه) و (اردن هاشمى) و از طرف غرب به درياى مديترانه و از جنوب به (مصر) متصل است.
اين سرزمين داراى آثار باستانى بسيارى است كه از يهود، نصارى و مسلمانان آگاهى مىدهد و در طول تاريخ هميشه سرآن جنگ و جدال بوده است.
فلسطين تا سال1363 هجرى قمرى در دست مسلمانان بود، پس از اين، يهود به پشتيبانى استعمار انگليس قسمتى از آن را غصب كرده و در آن دولتى به نام (اسرائيل) تشكيل دادند، قسمت ديگر آن هنوز در دست مسلمانان و پارهاى از اردن هاشمى را تشكيل مىدهد.
استعمار، پس از جنگ جهانى دوّم دولت وسيع و دامنهدار (سوريه) را كه جزء كشورهاى عثمانى بود، به چهار قسمت تقسيم كرد.
1 ـ فلسطين را بدست يهود داد.
2 ـ لبنان را به مسحيان واگذار كرد.
3 ـ اردن هاشمى همچنين در دست مسلمانان عرب مىباشد.
4 ـ اسكندرونه هم در اختيار مسلمانان ترك است.و بدين ترتيب توانست بر مسلمانان پيروز شود.
عجيب اينكه (لبنان) قبلاً جزء كشورهاى اسلامى بوده و اكثريّت جمعيّت آن با مسلمانان است، با اين حال هيچ كس اعتراضى ندارد كه چرا دولت لبنان بايد مسيحى باشد؟!
استعمار نقش مهمّى را براى سرزمينهاى فلسطين بازى كرد تا بالاخره موفّق شد صداى اسلام را در آن خاموش سازد! ولى چيزى نگذشت كه ناسيوناليسم عربى بپا خواست و با آن سخت به مبارزه پرداخت و اين خود ضربه ديگرى بود كه بر پيكر مسلمانان فلسطين وارد آمد، امّا اعراب دير به فكر افتادند زيرا اگر در همان روزها همه مسلمانان براى پس گرفتن فلسطين بپا مىخواستند گرفتن آن، مشكل به نظر نمىرسيد!
ولى استعمار بنا به وعده بلفورد(1) فلسطين را بدست يهود داد و غاصبين را با سر و صداهاى بيجا و بىمورد، محل سكونت و اقامت آنها را محكم ساخت.
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهور الحجـه
واژه فلسطين از واژه عبري پلشت (Pelesht) ريشه گرفته و به معناي انسان حقير و پست و نيز دشمن است. در دوران سلطه روميها، اين سرزمين با اين نام به يکي از ايالتهاي امپراتوري روم بدل شد. واژه فوق به همين معنا به زبانهاي اروپايي و فارسي راه يافته است. واژههاي philistinus لاتين و philistin فرانسه و philistine انگليسي و پلشت و پلشتي فارسي به همين معناست.
« صهیونیسم » ، اسرائیل نیست ، بلکه یک مثلث جغرافیایی است که آمریکا و انگلیس و اسرائیل اضلاع آن هستند که اینها هر حرکتی را در جهان هماهنگ با هم انجام می دهند.
اگر این مثلث جغرافیایی را با مثلث ابزاری یعنی ابزار اقتصادی ، ابزار نظامی و ابزار اطلاعاتی ترکیب کنیم ستاره شوم صهیونیست ایجاد می شود. این میوه خبیثه ، هسته ای دارد به نام دموکراسی ، که می گوید ما جهان را با دموکراسی فتح خواهیم کرد.
صهیونیزم برای ورود به کشورها یک مثلث انسانی دارد که این مثلث انسانی عبارت است از: منافقین ، نفوذی ها و احزاب سیاسی.
اول ، منافقین: اگر مروری بر عملکردها داشته باشیم ، مشاهده می کنیم که جامعه اسلامی با یک معضل اساسی و خطر جدی به نام منافقین رو به رو بوده است که این مسأله آنقدر پیچیده و مبهم بوده که علاوه بر سوره ای در قرآن کریم به نام منافقین ، موضوع بسیاری از آیات در سوره های مختلف در ارتباط با ویژگی ها و نظریه های منافقین مطرح شده است.
دوم ، نفوذی ها: که یک بحث جداگانه و خاص خودش را می طلبد ، یعنی کسانی که تا لایه های حاکمیت به پیش می روند ، یعنی همان 86 نفری که در دوران انقلاب دارای پرونده های وحشتناک اعم از مسائل امنیتی و اطلاعاتی و فساد اقتصادی و حتی فساد اخلاقی دارند ، دلیل این مدعاست.
سوم ، احزاب سیاسی: در خصوص احزاب سیاسی ، شما نمی توانید یک حزب سیاسی را در جهان پیدا کنید که این حزب سیاسی آلت دست صهیونیستها نباشد. احزاب سیاسی مانند گربه هایی هستند که برای رضایت ارباب موش نمیگیرند. احزاب سیاسی مطلقاً به فکر حل مشکلات مردم نیستند ، بلکه فقط به فکر خودشان ، حزبشان ، قدرتشان و گره زدن آن قدرت با ثروت می اندیشند.
حال اگر این مثلث انسانی را با مثلث موضوعی یعنی « لیبرالیسم » ، « حقوق بشر » و بحث « تروریسم » ترکیب کنیم ، هسته ای غیر از دموکراسی ، به نام « اومانیسم » دارد که به معنای « انسان محوری » است.
اومانیسم ، اصالت را به انسان می دهد و انسان محوری عوارضی همچون فساد اخلاقی ، فساد اقتصادی و فساد سیاسی به دنبال دارد و فساد اخلاقی ، اقتصادی و سیاسی ، یک کشور را متلاشی می کند و آن را در اختیار صهیونیسم قرار می دهد.
در سالهایی که ما در پنج جبهه می جنگیدیم ، سه کنفرانس جهانی برگزار شد. کنفرانس تورنتو ، کنفرانس واشنگتن و کنفرانس اورشلیم.
در هر سه کنفرانس ، « فوکویاما » آمد و در یک نگاه جدید ، کتاب پایان تاریخ را مطرح کرد. کتاب پایان تاریخ در برابر کتاب برخورد تمدنهای هانتینگتون مطرح شد.
هانتینگتون در کتاب خود میگوید: تلویزیون و رسانه ها دنیا را به سمت دهکده واحد به یش می برند و خرده فرهنگها به سمت فرهنگ غالب ، بلعیده می شوند. به این دلیل که تلویزیون به مردم میگوید که چگونه و با چه روش و منشی زندگی کنید.
وی می گوید که خرده فرهنگها احساس خطر خواهند کرد و به ناچار دنیا درگیر جنگی خانمانسوز خواهد شد.
او می گوید برای پیشگیری از این جنگ ، باید یک تمدن و یک فرهنگ را به عنوان کدخدا بپذیریم و بعد هم نتیجه گیری می کند که این کدخدا آمریکا است.
آقای فوکویاما در کتاب پایان تاریخ ، ضمن تأئید این جنگ و قطعی بودن آن ، می گوید این جنگ حتمی است ولی برنده این جنگ ، غرب نیست. فوکویاما با دلیل و مدرک اثبات می کند که برنده جنگ آخر الزمان ، « شیعیان » هستند...
در دهه 60 شمسي پس از پيروزي رزمندگان اسلام در عمليات خيبر ، در اورشليم کنفرانسي توسط صهيونيستها برگزار شد. موضوع بحث فوکوياما در اين کنفرانس بازشناسي هويت شيعه است.
او مي گويد شيعه پرنده اي است که افق پروازش خيلي بالاتر از تيررس ما است. او مي گويد شيعه پرنده اي است که دو بال دارد ، يک بال سبز و يک بال سرخ. بال سبز اين پرنده همان مهدويت و عدالت خواهي اوست. چون شيعه در انتظار عدالت به سر مي برد. شيعه اميدوار است و انسان اميدوار شکست ناپذير است. ( ببينيد چقدر قوي و فلسفي استدلال مي کند ).
او مي گويد شما نميتوانيد انسانهايي را تسخير کنيد که اين انسانها بر اين باورند که یک کسي خواهد آمد که عليرغم فراگيري ظلم و جور ، جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد. بر مبناي نظريه فوکوياما ، بال سبز شيعه همان فلسفه انتظار يا عدالت خواهي است.
او ميگويد بال سرخ شيعه ، شهادت طلبي است که شهادت طلبي ريشه در کربلا و عاشوراي حسيني دارد که اين مسأله شيعه را فناناپذير کرده است.
شيعه با اين دو بال ، افق پروازش خيلي بالاست و تيرهاي زهرآگين سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و اخلاقي و نظامي به آن نمي رسد.
او مي گويد شیعه با شهادت ، دو چندان می شود. شیعه تنها عنصری است که هر چه آن را از بین ببرند ، بیشتر می شود.
او میگوید آن نقطه ای که در آموزه های شیعی بسیار اهمیت دارد ، ولایت پذیری شیعه است. شیعه تنها مذهبی است که نگاهش به ولایت فقیه است و نظریه ولایت فقیه برتر از نظریه نخبگان افلاطونی است. او معتقد است که ولایت پذیری شیعه او را تهدید ناپذیر کرده است.
فوکویاما پس از کنفرانس اورشلیم ، یک مهندسی معکوس برای شیعه و یک مهندسی درست برای خودشان می نویسد. مهندسی معکوس برای شیعه این بود که ابتدا ولایت فقیه را بزنند. تا ولایت فقیه را نزنید نمی توانید به ساحت مقدس مهدی موعود ( عج ) تجاوز کنید.
لذا اگر مشاهده می کنید که امروز بعضی از سیاستمداران در جمهوری اسلامی مطرح می کنند که ولی فقیه انتخابی است نه انتصابی ، و می گویند که ولی فقیه باید به صورت شورایی اداره شود یا با رأی مردم و به رأی مستقیم مردم قرار بگیرد ، ناشی از این است که باید ولایت فقیه زده شود...
او نظریه ای ارائه می دهد به نام میکروپولتیک و میکروفیزیک. میکروپولتیک یعنی میل و انگیزه ؛ میکروفیزیک یعنی قدرت.
او می گوید برای پیروزی بر مردم یک کشور ، باید انگیزه مردم را تغییر داد. اگر انگیزه مردم ، که به عنوان یک « فرهنگ » شکل گرفته است ، تغییر کند و به رفاه طلبی و تجمل گرایی و اشرافی گری تبدیل شود ، شما پیروز خواهید شد. و گرنه مانند این است که آب در هاون می کوبید. این انگیزه ها هم تغییر نمی کنند مگر اینکه ارکان یک قدرت برای تغییر دادن آن وارد صحنه شوند.
اینها در یک دوره ای در پی تغییر انگیزه ها بودند ، پس از مدتی گفتند فضای میکروفیزیک یعنی قدرت برایمان آماده است ، لذا در یک دوره ای برای حضور در قدرت به صحنه آمدند و برای حضور در این صحنه ( صحنه قدرت یا میکروفیزیک ) حدود 700 میلیلرد دلار هزینه کردند.
در یک دوره ای ، یکی از اساتید دانشگاه استراتژیک آمریکا به عنوان جامعه شناس هلندی با روادید هندی به جمهوری اسلامی آمد و هشت ماه بر روی جمهوری اسلامی کار تحقیقاتی انجام داد. وی پس از بازگشت به آمریکا گفت: باید شما ابتدا جهت آندلسیزه کردن ایران تلاش کنید. لذا سال 1370 تا 1372 را سال ترویج فساد اخلاقی قرار دادند.
سال 1372 تا سال 1374 را سال سکولاریزه کردن جامعه قرار دادند و گفتند بایستی کاری کنید که دین از سیاست جدا شود.
از سال 1374 تا سال 1376 را سال واتیکانیزه کردن جمهوری اسلامی قرار دادند و گفتند بایستی کاری کنید که روحانیون به جکومت کاری نداشته باشند. پرچمدار این حرکت را هم آقای منتظری قرار دادند.
از سال 1376 تا سال 1380 را سال تغییر انگیزه ها و اندیشه ها قرار دادند.
از سال 1380 تا سال 1382 را سال حقوق بشر قرار دادند ، تا آنجایی که ما پشت سر هم به عنوان ناقض حقوق بشر محکوم می شدیم.
از سال 1382 تا سال 1384 را سال تلاش برای آزادی و لیبرالیسم مطرح کردند.
از سال 1384 تا سال 1386 را سال رویارویی غرب با شیعه قرار دادند و گفتند که باید در سال 1386 با برنامه ای دقیق ، شیعه را جمع کنیم.
آقای فوکویاما در تبیین چگونگی تغییر انگیزه ها و اندیشه ها می گوید شما بیایید برای غرب یک امام زمان ، یک کربلا و یک ولی فقیه درست کنید. البته لازمه این کار این است که ما یک مکتب جدیدی بسازیم. او یک مکتب جدیدی به نام آوانجلیس عرضه کرد. در آوانجلیس عیسی ناصری خواهد آمد.
او هر چه درباره طئول و عرض و ارتفاع امام زمان ما بیان شده است به عیسی ناصری نسبت داده است. او گفته است زمانی که دنیا پر از ظلم و جور می شود ، عیسی ناصری می آید تا دنیا را پر از عدل و داد کند.
بعد این آقای فوکویاما شبکه ای درست می کند به نام TBN که کارش تحلیل وقایعی است که در جامعه رخ می دهد. وقتی سونامی اتفاق افتاد ، پروفسور « هالدینگ زی » ( شاگرد فوکویاما ) بیش از بیست ساعت تفسیر کرد که این یکی از علائم ظهور امام زمان عیسی ناصری است! هر حادثه ای که رخ بدهد میگوید این هم یکی از نشانه های ظهور است!...
خوب ، اینها گفتند ما امام زمان را درست کردیم. حالا باید این امام زمان را در فیلم ها نشان بدهیم ، کربلا را در فیلم ها نشان بدهیم.
برابر دستور فوکویاما ، فیلم سازی دقیقاً بر اساس مدل جنگ تحمیلی ما شروع شد.
فیلمی ساختند به نام « دسته برادران ». لفظ « برادر » مال کیست؟ جمله « خسته نباشید » و « برادر » را از کجا گرفته بودند؟
فیلم دسته برادران ، دقیقاً بر اساس مدل « روایت فتح » شهید آوینی ساخته شده است. یعنی با همان اسلوب ، متن و شکل های احساسی و عاطفی که شهید آوینی روایت فتح را درست کرد.
« خسته نباشید برادر » با همان روش و با همان دیالوگهایی که شهید آوینی گفته است ، در این فیلم بیان می شود.
در فیلم دسته برادران ، آمده اند با یک رزمنده پیر دوران جنگ دوم جهانی مصاحبه کرده اند. این رزمنده پیر در این مصاحبه می گوید: ما در جبهه در یک جایی قرار گرفته بودیم که همه چیز علیه ما بود. من در آنجا به عیسی ناصری متوسل شدم ، یک مرتبه دیدم نور سبزی از سمت غرب به پیش من آمد و من برای اولین بار عیسی ناصری را در جبهه ملاقات کردم!
در فیلم « نجات سرباز راین» ، از مادر سه شهید تجلیل صورت می گیرد.
در فیلم جنگ پرل هاربر ، تئوری « جنگ ، تا رفع فتنه در عالم » را لحاظ کرده اند.
در فیلم « زمانی که سرباز بودیم » کربلا را بازسازی می کنند که این فیلم بر اساس عملیات کربلای پنج ساخته شده است.
این فیلم بسیار زیباست ، آدم هایی که به اصطلاح در فیلم مجروح می شوند ، یک نفر با درجه سرهنگی می آید و سر این مجروحین را روی پایش می گذارد و از آنها می پرسد: آخرین وصیتت چیست؟ مجروحینی که در لحظات آخر جان دادن و شهید شدن هستند در پاسخ به او می گویند: خون را از چشمم پاک کن می خواهم یک بار دیگر امام زمانم را ببینم. یا می گوید: سلام مرا به امام زمان عیسی ناصری برسان.
یا در قسمت دیگری از فیلم ، یکی از رزمندگان ، لبش را که خشکیده است ، به رزمنده دیگری نشان می دهد ( یعنی تشنه ام ). آن رزمنده دیگر هم زبانش را بیرون می آورد و می گوید: من هم از تشنگی دارم شهید می شوم. این یعنی شبیه سازی کربلا.
در فیلم « سقوط شاهین سیاه »، به درستی صحنه کربلا را به تصویر می کشند. امام حسین (ع) و یارانش در یک طرف و شمر با آن لباس مخصوصش در طرف دیگر است. در این فیلم ، سربازان آمریکایی با لباس سبز رنگ نقش یاران امام حسین (ع) را در صحنه کربلا بازی می کنند و سربازان مقابل آنها ، با لباس قرمز رنگ نقش دشمنان آمریکایی ها را بازی می کنند.
وقتی یکی از سربازان آمریکایی مجروح می شود و بر زمین می افتد ، خون سبز از او خارج می شود. چرا؟ چون رنگ سبز در فرهنگ شیعه مقدس است...
در فیلم « جن گیر » ، یک دانشمند مسیحی که روحانی است ، به کربلا می آید و در کربلا تحقیق می کند تا اینکه به جنازه شهیدی می رسد و می بیند که این جنازه شهید که تازه است ، مومیایی شده است. این جنازه مومیایی شده به گونه ای به مخاطب القاء می شود که شما می توانید آرمی شبیه آرم جمهوری اسلامی را در آن ببینید.
غروب در آیین مسیحیت ، هنگامه شیطانی است. در حالی که غروب در آموزه های شیعه ، وقت الهی است. در فیلم بیگانه غروب را به تصویر می کشد که در اینجا یک تا چهار دقیقه ایران را به عنوان نماد شیطان نشان می دهند.
در فیلم « دروغهای حقیقی » ، ایران را نشان می دهند. و بعد ایرانی ها را در حالی که بمب اتم ساخته اند و این بمب را برای یک گروه تروریستی عرب زبان ساکن در آمریکا فرستاده اند که این گروه قرار است شهر جورچ واشنگتن را نابود کند، نشان می دهد.
در فیلم « نفوذی » ، یک گروه تروریستی شیعه را نشان می دهد که با یک عرب زبان دیدار می کند ، وقتی این گروه تروریستی دسنگیر می شوند ، در دستهای این گروه ، تسبیح را مشاهدذه می کنید و بعد هم صدای اذان همراه با « اشهد ان علیاً ولی الله » را پخش می کنند.
در فیلم « نبرد آخر الزمان » ، یک هنرپیشه ای را به کار گرفتند که چهره اش به جرج بوش شبیه است. جرج بوش در این فیلم به مبارزه با شیطان می پردازد ، به گونه ای که قصد دارد دنیا را از عدل و داد پر کند. یعنی القاء می کنند که رئیس جمهور آمریکا مقدمه ظهور امام زمان ( عیسی ناصری ) است.
توجه کنید که جورج بوش در آن سخنرانی معروف ، نگفت که ایران « محور شرارت » است. مترجم اشتباه ترجمه کرده است. جورج بوش گفته است: ایران محور « شیطان » است ، مظهر شیطان است و ما داریم با شیطان مبارزه می کنیم... .
نتیجه سحن اینکه: تمام غرب را قانع کرده اند که آمریکا در مبارزه با شیعه و ایران هیچ منافعی ندارد ، بلکه می خواهد شیطان را از بین ببرد و زمینه ظهور امام زمان عیسی ناصری را فراهم کند.
لذا محور شیطان ، جمهوری اسلامی است و برای اینکه مسلمانان را فریب دهند ، کره شمالی را هم به این محور اضافه کرده اند تا به نوعی بگویند که اصلاً بحث اسلام و جنگ با اسلام مطرح نیست ، بلکه بحث روی قضیه ایران است که محور شیطان و شرارت است.
نتیجه نهایی سخن اینکه: یکی از هدفهای مقابله صهیونیستها با جمهوری اسلامی ، منصرف کردن انسانها از مسیر واقعی خداست و همچنین سست کردن انسانها نسبت به باورهای دینی ، ترویج نگاه آخر الزمانی مطلوب صهیونیسم ، و برتر جلوه دادن یهود نسبت به ادیان دیگر و در نهایت ، ترسیم چهره ای زشت و شیطانی و شرور و تروریست از جمهوری اسلامی است...