| نويسنده |
موضوع  |
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: جمعه 4 آذر 1384 : 16:58:07
|
هوالله کابالا [صهيونيزم]
کابالا همان عرفان يهوديت است . اين عرفان برخلاف گفته هاي خود يهود که از سالها قبل توسط خدا به پيامبران آدم نوح ابراهيم و موسي آموزش داده شده چنين به نظر ميرسد که عرفاني است برگرفته از عرفان اسلامي و يوناني به اين صورت که در آن به جاي واضح صحبت کردن پر از امثال و رازگويي و استفاده از لغات مورد استفاده از اين عرفان ها با تغييري مناسب به عبري است .
سرآغاز اين تفکر به قرن 13 ميلادي يعني همان زمان فتح اسپانيا توسط شاه آراگون به فردي به نام اسحاق کور در جنوب فرانسه ميرسد.البته قبل از اين فرد هم شروع هايي از عرفان يهوديت از افراد ديگري هم وجود داشت اما کاباليسم با نام امروزي آن مربوط به اين فرد ميباشد.
انديشه هاي او بعد از اشغال اسپانيا،توسط نهمانيدس از يهوديان اسپانيا و از نزديکان جيمز اول منتشر گرديد.
در اين عقيده به 4 خدا اشاره شده :
1- " علت اول" يا خداي مذکر موسوم به پدر يا حکمت
2- يک الوهيت مونث به نام معرفت يا مادر
از آميزش اين دو خدا دو الوهيت جوان حاصل ميشود :
1- "پسر" يا وجه صغير يا مسعود مقدس
2- " دختر" يا بانو يا شخيناه يا شهبانو
طبق اسطوره ها اين دو الوهيت جوان هم بايد با هم آميزش ميکردند اما شيطان مانع اين امر شد تا جايي که شيطان به دختر نزديک شد و از او سوء استفاده نمود علت اول به همين دليل آن دو را به زمين تبعيد نمود و در همان زمان بود که قوم يهود بر کوه سينا نيز بوجود آمد تا گسستگي آن دو را رفع کند.
کوه سينا همان محلي است که " پسر" با " دختر" جفت ميشوند.
در ديد يهود تمام خوشي ها و بديها و هر سر فصل از تاريخ آنها به دليل جفت شدن اين دو الوهيت يا جدا شدن آنها و ورود شيطان ميباشد به همين دليل هم در اين طرز فکر به شيطان توجه زيادي ميشود تا جايي که در عيد خيمه ها 70 گاو در7 روز برای شيطان قرباني ميکنند تا توجه او از الوهيت " دختر" دور شود و در روز هشتم يک گاو برای خدا قرباني ميکنند تا اين دو الوهيت با يکديگر جفت شوند.
بنابراين يکتا پرستي يهود طبق اعتقاد برخي از متفکرين، عبارتست از يکي شدن و پيوند دو الوهيت " دختر" و " پسر". كتاب اصلی فرقه كبالا كتابیه به اسم "ظهر" ،و این آیین حتی در بین مسیحیان هم رواج داره تا حدی كه پیكو پدر كابالیسم مسیحی جمله ای داره با این مفهوم كه " هیچ علمی مانند جادو و كابالا حقانیت مسیح رو به ما ثابت نمیكند " كه البته كاملا خلاف ادعاهای كلیسای كاتولیكه .
این فرقه دارای شعب مختلفی است كه البته همه در اصل یكی هستند یكی از این فرقه ها كابالیسم لوریایی است طرفداران لوریا در قرن 17 اونو مسیح بن یوسف میدونستن كه زمینه رو برای ظهور مسیح بن داوود آماده میكند.
اندیشه های لوریا و كتاب ظهر زیر بنای اعتقادات كابالیست هاست در این اعتقاد شیطان بسیار مهمه و شیطان شناسی در اون ارزش زیادی داره و زمینه مهم دیگر هم توجه به جنسیت زن و همون مطالبیه كه تو پست قبلی گفتم، از اون جالب تر اعتقاد به اسارت "زمزم" یا اخگر الهی در دست " سیترااهرا " یعنی شیطان در سرزمین "لكیپت " یعنی خلافته فكر كنم دیگه متوجه شدید تا اینجا به چی میرسیم :
!!!!!!!!!!!!دشمنی با سرزمین های دارای خلیفه یعنی مسلمونا و اسلام ستیزی!!!!!!!!!!!
بنقل از وبلاگ دیافهhttp://dyafeh.myblog.ir/
اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهورالحجـه
pakhshe mostaghim maraeme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: جمعه 4 آذر 1384 : 17:00:37
|
هوالله سرود ملي اسرائيل [صهيونيزم]
As long as deep in the heart, از صميم قلب
The soul of a Jew yearns, روح يک يهودي مشتاق است
And towards the East و به سمت شرق
An eye looks to Zion, چشمي به صهيون مي نگرد
Our hope is not yet lost, اميدما هنوز از بين نرفته است
The hope of two thousand years, اميدی دو هزار ساله
To be a free people in our land, تا مردماني آزاد در سرزمين خودمان باشيم
The land of Zion and Jerusalem. سرزمين صهيون و اورشليم
بنقل از وبلاگ دیافهhttp://dyafeh.myblog.ir/
اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهورالحجـه
pakhshe mostaghim maraeme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: جمعه 4 آذر 1384 : 17:37:26
|
هوالله متن نامه تکان دهنده یک گروه صهیونیستی به مسلمانان
اخطار به جامعه مسلمانان! اخطار دیگر منتشر نخواهد شد:
- به آنهایی که قدرت و هدفداری ما را طی روزهای اخیر در لبنان شاهد بوده اند...
- اخطار به کلیه فعالان مسلمان، خانواده های آنان، رهبران مذهبی آنان، در مساجد، کتابفروشیها و مؤسسات خیریه آنها در غرب!
- ما حکومتهای این سرزمین هستیم...
- به افراد ما در حکومت ایالات متحده، سنا و کنگره بنگرید...
- به آن دسته از ما در حکومت پادشاهی متحد (انگلستان) بنگرید...
- به رهبران خود که مضطرانه می دوند تا صلح کنند، «صلح» با رهبران ما در اسرائیل، بنگرید...
- ما انتظار این لحظه را کشیده ایم، حالا، صلحمان را داریم و این حکومتها را از مرزهای روسیه گرفته تا رود نیل تا کوههای لبنان، تا صحراهای عربستان، کنترل می کنیم. همانگونه که به «ملت یهود» وعده داده شده: «اسرائیلی بزرگ»
- اسرائیل روز به روز بزرگتر می شود، انتقام ما در کوتاه زمانی بر سر جامعه های شما خواهد بارید، ما دشمنان خود را می شناسیم، ما می دانیم چگونه با آنها رفتار کنیم!
- همین الآن صلح را بپذیرید، فعالیتهای خود را در دانشگاهها متوقف کنید، سخنرانان خود را همین الساعه متوقف سازید!
- مخالفت با ما را متوقف کنید و گرنه همانچه بر سر لبنان آمده است بر سر مساجد، خانواده ها و رهبران شما خواهد آمد.
- این «تهدید» را جدی بگیرید! بدانید که همان می تواند اینجا بر سر شما بیاید!
- هیچ اقدامی علیه «جامعه یهود» انجام نخواهد شد، ما اقتصاد و سیاست این کشورها را تحت کنترل داریم...
- هیچکس دیگر جرأت حمله به ما را ندارد.
- چه کسی انتقاد به ما در مورد لبنان را کرد؟
- کجایند سازمان ملل یا آمریکا یا انگلستان؟...با ما...جزئی از ما...
- دیگر «یهودی ضعیفی» وجود ندارد که مورد کشتار قرار گیرد...
- حالا دیگر ما هستیم که دشمنان را می کشیم، همانطور که خداوند متعال به ما وعده داد.
- دست ما دراز است و اگر مردم ما خارج از اسرائیل مورد تعرض قرار گیرند، ما بر ضد «جامعه مسلمانان» در سراسر دنیا واکنش نشان خواهیم داد. واحدهای ما هم اکنون آماده و آموزش دیده اند. ای مسلمانان بر حذر باشید که جانهای شما متعلق به ماست همانگونه که جان گوسفند در دست قصاب است. شما به دست ما سپرده خواهید شد همانگونه که در «تورات» و «تلمود» نوشته شده است.
- به یاد داشته باشید همانطور که می دانیم این «اخطاریه» را به کجا بفرستیم، واحدهای ما می دانند به کجا بیایند حتی به «خانه» های شما. اگر خانواده های ما در امنیت نباشند، پس والدین، همسران و فرزندان شما اهداف مشروع هستند همانند خانه ها، محلهای کار، رستورانها و مساجد شما... ما انتقام خواهیم گرفت!
امضاء: «کاهان چای» و «رزمندگان» آن که از دین و مردم یهود حفاظت می کنند
توضیح: اخطارنامه ای که از نظرتان گذشت، در خرداد 1375 به مراکز مختلف فرهنگی و مطبوعاتی جهان اسلام، از جمله برخی نشریات عربی و انگلیسی زبان جمهوری اسلامی، ارسال و فاکس شده است. این نامه در پی تهاجم گسترده ارتش اسرائیل به لبنان(عملیات خوشه های خشم) و کشتار روستای قانا نوشته شده است.
جنبش تروریستی- صهیونیستی کاهان چای که اين اخطاریه را صادر و ارسال کرده است، درسال 1973 توسط «مایر کاهانا»، حاخام نیویورکی تآسیس شد. این گروه، دنباله «جمعیت دفاع ازیهود» (JDL) است که در سال 1968 توسط همین حاخام تأسیس شده بود. مایر کاهانا از سال 1984 تا 1988 عضو پارلمان اسرائیل(کنیست) بوده است و «باروخ گلدنشتاین»، عامل کشتار حرم ابراهیمی در سال 1994 از پیروان او بود. از وبلاگ یهود شناختhttp://jew.blogfa.com/
اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهورالحجـه
pakhshe mostaghim maraeme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: جمعه 4 آذر 1384 : 17:43:38
|
هوالله فرقه سازی صهیونی بهائیت در دامن صهیونیسم در چند سال گذشته از گوشه و كنار كشور خبرهاي خلاف انتظاري در مورد فعاليتهاي فرقه بهائيت شنيده ميشود كه نمونه آخر آن نامه پراكني بي پرواي اين فرقه در داخل كشور با محتوايی مظلومنمايانه است. گويا فشار سازمانهاي بينالمللي به اصطلاح مدافع حقوق بشر و دولتهاي غربي بر دولتمردان ما اثر كرده و آنها را در برخورد با اين فرقه دچار ترديد و سستي كرده است. با اينهمه، صرف نظر از عقايد خرافي، كفرآميز و ضداسلامي موجود در بهائيت، واقعيتي كه راه هرگونه توجيه و استدلال را براي عدم برخورد قاطع با اين فرقه ميبندد، پيوند بهائيت با صهيونيسم است كه گويا چندان مورد توجه مسئولان كشور قرار ندارد. چه خطري بالاتر از اينكه سرسپردگان اسرائيل نه در فلسطين اشغالي كه در کنار گوش خودمان مشغول به فعاليت باشند و نه تنها با آنها برخورد نشود، بلكه از سوي برخي دستگاههاي كشور به آنها آزادي عمل داده شود؟ بنابراين، به بيان شمهاي مختصر از وابستگي فرقه بهائيت به صهيونيسم ميپردازيم با اين اميد كه مسئولان امنيتي و قضايي كشور با در نظر داشتن اين وابستگي در خشكاندن ريشههاي فاسد اين فرقه وسواس بيشتري نشان دهند: 1ـ مركز فرقه بهائيت و اماكن به اصطلاح زيارتي آن در فلسطين اشغالي و بخصوص شهرهاي «عكا» و «حيفا» واقع شده است. هر چند سران بهائیت قبل از تشکیل رژیم صهونیستی به فلسطین منتقل شده بودند اما حضور آنها در آن منطقه زمینه بهتری برای همکاری با صهیونیستها به وجود آورد. بطوریکه سالها پيش، بابيان بهايي (بهائيان) جسد علي محمد شيرازي اولين خدا و پيامبر خويش را به اسرائيل منتقل كردند و با همكاري و مساعدت رژيم صهيونيستي بارگاه باشكوهي براي او بنا كردند. در اين خصوص اشاره به خبر زير به نقل از مطبوعات مناسب است: «سهشنبه اول خرداد 1380 در سالروز رحلت حضرت رسول اكرم(ص) رژيم اشغالگر قدس بار ديگر به جهان اسلام اهانتي گستاخانه نمود. سران رژيم صهيونيستي با راه اندازي جشن و پايكوبي براي تجمعي از فرقه ضاله بهائيت يك ساختمان دويست و پنجاه ميليون دلاري را به عنوان پايگاه جهاني بهائيت در ارتفاع «كرمل» شهر «حيفا» افتتاح نمودند. ساخت اين مجموعه عظيم ساختماني با حمايت مستقيم اسحاق رابين، نخستوزير معدوم رژيم صهيونيستي، از سال 1372 و زير نظر دو بهايي فراري ايراني به نامهاي مهندس حسين امانت و دكتر فريبز صهبا تحت شديدترين تدابير امنيتي آغاز شد. اين تصميم پس از برگزاري اجتماع سراسري سال 1992 سران فرقه بهائيت در نيويورك زير نظر «سيا»، «اينتليجنس سرويس» و «موساد» با هدف ايجاد قوس يا زيارتگاه متناسب با شأن پيامبر ديانت بابي در مدفنش به مسئولان رژيم اشغالگر فلسطين ابلاغ شده بود. اركستر سمفونيك اسرائيل در اين مراسم حاضران را كه در ميان آنها مسئولان سياسي، اقتصادي و امنيتي صهيونيستها و برخي چهرههاي شناخته شده بهائيت در آمريكا و اروپا نيز ديده ميشدند، جهت دعا و نيايش همراهي ميكرد. نكته مهم و قابل توجه در اين تجمع، حضور خبرنگاران راديو و تلويزيونهاي مختلف جهان براي ايجاد پوشش علني صوتي و تصويري افتتاح اين كاخ ميباشد. از جمله محورهايي كه برگزاركنندگان مراسم از كانال اين خبرنگاران دنبال ميكردند ميتوان به اين موارد اشاره كرد: ـ دولت اسرائيل با نهايت افتخار ميتواند ميزبان همه بهائيان تحت ستم در جهان عليالخصوص بهائيان ساكن در جهان اسلام باشد. ـ آثار اين ديانت مدرن و پيشرفته كه متناسب با جهان توسعهيافته قرن بيست و يكم است، به صدها زبان و لهجه جهاني ترجمه و منتشر شده است و ميتواند در برابر ساير برداشتها و قرائتهاي عقب افتاده و متحجرانه بايستد. ـ رويكرد به بهائيت رو به گسترش است و بهائيان كه متمايل به دولت اسرائيلاند، در جهان بيش از 6 ميليون نفرند!» 2ـ سران بهائيت و سران صهيونيسم از ابتدا روابط علني نزديكي با يكديگر داشته اند، به عنوان مثال ميتوان به اين موارد اشاره كرد: ـ روابط دوستانه «هربرت ساموئل»، يهودي صهيونيست با عبدالبها (سومین خدا و پیامبر بهائیان! و فرزند «حسینعلی بها» بنیانگذار بهائیت). هربرت ساموئل اولین کمیسر عالی انگلیس در فلسطین در زمان قیمومت انگلیس بر آن سرزمین بود. در زمان حکومت وی بر فلسطین، نشان «شهسوار طريقت امپراتوري بريتانيا» به عبدالبها اعطا شد. همچنین وی در مراسم تشييع جنازه عبدالبها حضور داشت.(1) ـ هنگامي كه در سال 1947 سازمان ملل كميسيوني مركب از نمايندگان يازده كشور را براي ارائه نظر در مورد آينده فلسطين به منطقه اعزام كرده بود، رهبر بهائيان در نامهاي به اين كميسيون، يهوديان را بيش از مسلمانان و مسيحيان نسبت به بيتالمقدس محق معرفي كرد و از اين نظر تنها بهائيت را همسنگ با يهوديان برشمرد.(2) ـ ملاقات رئيس جمهور اسرائيل با «شوقي افندي» (پيشواي بهائيان بعد از عبدالبها) در فروردين 1332 كه در اين ديدار شوقي افندي، نظر مساعد و تمايل بهائيان را نسبت به اسرائيل اعلام كرد و آرزوي بهائيان را ترقي و سعادت اسرائيل برشمرد و رئيس جمهور اسرائيل هم ضمن تقدير از اقدامات و مجاهدات بهائيان در كشور اسرائيل، آرزوي قلبي خويش را براي موفقيت بهائيان در اسرائيل و سراسر گيتي اظهار داشت و از خاطره مشرف شدن خدمت عبدالبها پيشواي سابق بهائيان در چندين سال قبل ياد كرد.(3) ـ در همين زمينه ميتوان به جملهاي از روحيه «ماكسول»، همسر آمريكايي شوقي افندي و از رهبران بهائيت اشاره كرد كه خود گوياي همه چيز است: «سرنوشت و آينده اسرائيل و بهائيگري چون حلقههاي يك زنجير به هم پيوسته است.»(4) 3ـ چه در غرب و چه در ايران، درصد قابل توجهي از بدنه بهائيت را يهودياني تشكيل ميدهند كه به اين فرقه گرويده اند. اگر از كساني كه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي پيگير جريان بهائيت بوده اند و يا از كساني كه مدتي در يكي از كشورهاي غربي اقامت داشته اند سئوال كنيد، تأييد خواهند كرد كه بيش از همه يهوديان بوده اند و هستند كه به اين فرقه ميپيوندند. به عنوان نمونه ميتوان به گرويدن دسته جمعي يهوديان همدان به اين فرقه و نقش «ملا الياهو» و «ملا لاله زار» دو نفر از بزرگان يهود در تقويت جنبش معروف «طاهره قرهالعين» در تبليغ بابيگري اشاره كرد.(5) همچنين ميتوان به تركيب اعضاي اولين «بيتالعدل» اعظم بهائيان كه سياستگذاري بهائيان جهان را به عهده دارد، اشاره كرد. از ميان نه نفر اعضاي آن تنها يك نفر ايراني ديده ميشود كه او هم يك يهودي به نام لطف ا... حكيم است.(6) در مورد نقش فوق العاده يهوديان در ترویج و تقويت بهائيت در ايران ميتوان به مقاله تحقيقي و مستند «جستارهايي از تاريخ بهائي گري در ايران» نوشته آقاي عبدالله شهبازي رجوع كرد كه در اين آدرس اينترنتي قابل مطالعه است: http://www.shahbazi.org/pages/bahaism1.htm 4ـ در اين بند به قسمتهايي از سه گزارش كه مأموران ساواك از جلسات بهائيان ايران قبل از پيروزي انقلاب اسلاميتهيه كرده اند، اشاره ميكنيم. اين سه سند به خوبي پيوند اين فرقه را با زرسالاري يهود و صهيونيسم نشان ميدهند: الف) گزارش ساواك از جلسه ناحيه 2 بهائيان شيراز، مورخ19/5/1350: «جلسهاي با شركت 12 نفر از بهائيان ناحيه 2 شيراز در منزل آقاي هوشمند و زير نظر آقاي فرهنگي تشكيل گرديد. پس از قرائت مناجات شروع و خاتمه و قرائت صفحاتي از كتاب لوح احمد و ايقان، آقاي فرهنگي و محمدعلي هوشمند پيرامون وضع اقتصادي بهائيان در ايران صحبت كردند...فرهنگي اظهار داشت:بهائيان در كشورهاي اسلامي پيروز هستند و ميتوانند امتياز هر چيزي را كه ميخواهند بگيرند. تمام سرمايههاي بانكي و ادارات و رواج پول در اجتماع ايران مربوط به بهائيان و كليميان ميباشد. تمام آسمان خراشهاي تهران، شيراز و اصفهان مال بهائيان است. چرخ اقتصادي اين مملكت به دست بهاييان و كليميان ميچرخد. شخص هويدا بهايي زاده است. او يكي از بهترين خادمان امرالله است و امسال مبلغ پانزده هزار تومان به محفل ما كمك نموده است. آقايان بهائيان! نگذاريد كمر مسلمانان راست شود!...»(7) ب)گزارش ساواك از محفل شماره 4 بهائيان به تاريخ 7/3/47 «...عباس اقدسي گفت: دولت اسرائيل در جنگ 46 و 47 قهرمان جهان شناخته شد و ما جامعه بهائيت، فعاليت اين قوم عزيز يهود را ستايش ميكنيم...»(8) ج) گزارش مورخ 9/9/46: «...شنيده شده است چندي قبل بهائيان ايران مبلغ هنگفتي كه چندين ميليون تومان بوده به اسرائيل كمك كرده اند. البته تصور ميرود كمك بهائيها از طريق آقاي غفوري نمايندگي سياسي اسرائيل در ايران و وسيله حبيب القانيان كه تماس مستقيم با حبيب ثابت (كلان سرمايه دار معروف) كه قبلاَ يهودي و اهل كاشان بوده است، انجام گرديده. زيرا از قرار معلوم سرمايه محفل و وجوه جمع آوري شده بهائيان ماهيانه به نام خيراله در صندوقي نزد حبيب ثابت ميباشد و مشار اليه اين پولها را به ربح ميدهد. لكن مبلغ كل جمع آوري شده فعلاَ نامعلوم است.»(9) 5ـ يكي از زمينههاي پيوند بهائيت با زرسالاري يهود، سازمان صهيونيستي و نيمه مخفي فراماسونري است. تعليمات بهائيت انطباق زيادي با تعليمات سازمان فراماسونري دارد كه از جمله آنها ميتوان به جدايي دين از سياست، تسامح و تساهل، تشكيل حكومت واحد جهاني، جهانوطنی، پشتیبانی از اعلامیه به اصطلاح حقوق بشر، تطابق دين با عقل جزئي و علوم تجربي و... اشاره كرد.(10) اصولاَ در ميان نخبگان فراماسونري ايران، نسبت بالايي از بهائيان وجود دارند. افرادي همچون «عليقلي نبيل الدوله»، «ميرزا آقاخان كرماني»، «ابراهيم حكيمي»، «سيد جمال واعظ»، «ذبيح الله قربان»، «احسان يارشاطر»، «اميرعباس هويدا»، «پري اباصلتي» و... از اين دسته اند. به عنوان نمونه اي از همكاري بين فراماسونري و بهائيت ميتوان به سفر سالهاي 1911 تا 1913 عباس افندي (عبدالبها) به اروپا و آمريكا اشاره كرد كه به عنوان نقطه عطف در تاريخ اين فرقه از آن ياد ميشود. در طول اين سفر كوشش ميشد تا «اين پيغمبر نوظهور شرقي» به عنوان نماد پيدايش مذهب جديد انساني و آرمان فراماسونري معرفي شود. بررسي جريان اين سفر و مجامعي كه عباس افندي(عبدالبها) در آن حضور مييافت، ثابت ميكند كه كارگردان اصلي اين نمايش «انجمن جهاني تئوسوفيستي» يكي از محافل عالي فراماسونري غرب بود. او به ويژه در آمريكا در مجامع متعدد فراماسونري حضور يافت و سخنراني كرد.(11) پينوشت: 1ـ بهرام افراسيابي، تاريخ جامع بهائيت، انتشارات سخن، صفحه 556 2ـ همان، صفحه 569 تا 571 3ـ همان، صفحات 572 و 573 4ـ مجله اخبار امري، ارگان بهائيت ايران، دي ماه 1340، صفحه 60 5ـ سيد سعيد زاهد زاهداني، بهائيت در ايران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، صفحه 134 6ـ رك: بهرام افراسيابي فصل «شوقي افندي جانشين عبدالبها» 7ـ عبدالله شهبازي، ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي، جلد دوم، صفحه 385 8ـ بهرام افراسيابي، صفحه 752 9ـ سازمانهاي يهودي و صهيونيستي در ايران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي، صفحه 536 10- سیر تفکر جدید در جهان و ایران، نشر هلال، صفحات 126 و 169 11ـ عبدالله شهبازي، نظريه توطئه، صعود سلطنت پهلوي و تاريخنگاري جديد در ايران، صفحات 69 تا 74
----------------------------------- در یادداشت بالا به نقش یهود در ساخت و تقویت فرقه بهائیت اشاره شد. به همین مناسبت بد نیست به سه نمونه دیگر از فرقه سازیهای یهود به اجمال اشاره کنم:
نمونه اول:
شخصی که تصویرش را مشاهده می کنید، یک ایرانی به نام محمد حسین است که در سال ۱۳۱۳ در تهران به دنیا آمده و از سال ۱۳۵۱ در آمریکا زندگی می کند. او از اواخر دهه ۱۳۵۰ مدعی آوردن دینی جدید شده و کتاب مقدسی نیز تدوین کرده است(!) به نام «تات» که مخفف عبارت The holiest Of The holies( مقدس ترین مقدسات) است. او نام مایتریا (Maitreya) را بر خود گذاشته است و مدعی اتحاد مذاهب و باورهای گوناگون در سرتاسر دنیا و نیل به دنیایی تک مذهب است. کلمه مایتریا در فرهنگ بودایی به عنوان موعود آخرالزمان شناخته می شود. نکته جالب این است که در علامتی که او برای مذهب جهانی خودش طراحی کرده و سمبلهای ادیان گوناگون را در آن جای داده است، ستاره داود که سمبل صهیونیسم است در زمینه قرار دارد. در اینجا تصویر این علامت را می بینید:
نکته دیگر این است که از سه سال قبل از ظهور این پیامبر جدید، یک یهودی انگلیسی به نام «بنجامین کرم»، ظهور او را بوسیله سخنرانی در مجامع مختلف و نوشتن مقالات، مژده می داده است! (با استفاده از کتاب «نشانه های پایان»، نوشته علی فاطمیان)
نمونه دوم:
همه شما نام فرقه متحجر وهابیت را که دولت سعودی مروج آن است، شنیده اید. اما نکته ای که کمتر از آن صحبت شده است یهودی الاصل بودن بنیانگذار و مروجان این فرقه است. در کتاب «خاندان سعودی را بشناسیم»، نوشته ناصرالسعید در مورد «محمد بن عبدالوهاب»، بنیانگزار فرقه وهابیت چنین آمده است: «پدر بزرگ محمد بن عبدالوهاب، یک یهودی به نام « سلیمان قرقوزی» بود که از ترکیه به حجاز مهاجرت کرده بود .»(ص۳۳) همچنین در مورد خاندان سعودی که مدت دو قرن است بر حجاز حکومت می رانند چنین می خوانیم: « نام جد یهودی خاندان آل سعود که خود را به مسلمانی زد ، مردخای بن ابراهیم بن موسی از یهودیان بصره بود.»(ص۲۶)
نمونه سوم
بنيانگذار و رهبر فرقه شیطان پرستان یک يهودی به نام آنتون ساندر لاوی است. در مناسک اين فرقه اذکار و اوراد عبری و همچنين تعاليم مکتب يهودی و رازآميز کابالا جايگاه ويژه ای دارند. همچنانکه می بینید در علامت این فرقه نیز پنج حرف عبری به کار رفته است. اجتماعات اين فرقه که معبدی به نام کليسای شيطان نيز تأسيس کرده اند، در روز شنبه که روز مقدس يهوديان است صورت می گيرد. از خصوصيات اين فرقه می توان به رواج روابط بی پروای جنسی در مناسک آنها اشاره کرد که اين ويژگی در برخی فرقه های يهودی يا يهودزده ديگر مثل فرانکيست ها(به بنيانگذاری يعقوب فرانک يهودی) و دونمه ها(به بنيانگذاری شابتای زوی يهودی و ناتان غزه ای يهودی) نيز ديده می شود.
گفتنی است که گروه پرطرفدار متاليکا نيز رسماً خود را شيطان پرست معرفی می کند. البته يهوديان نيز حضور پررنگی در اين گروه دارند. به عنوان مثال می توان به راب هالفورد يهودی اشاره کرد که از او به عنوان ستاره افسانه ای عالم متال ياد می شود. امروز بارزترین نمونه موسیقی خداستیز و شیطان پرستانه را در کارهای مرلین مانسون می توان دید که مایکل مور در فیلم مستند "بولینگ برای کلمباین" به اثرات تخریبی اشعار و موسیقی این خواننده و گروهش اشاره کرده است. جالب اینجاست که در علامت گروه مرلین مانسون نیز چهار حرف عبری را می بینیم.برخی از منابع: پژوهه صهيونيت، کتاب دوم، ص۴۷۶، گفتگو با عبدالله شهبازی فصلنامه مکتب اسلام، شماره ۴، مقاله گروه شيطان پرستان مصر سايت اينترنتی کليسای شيطان
بنقل از وبلاگ یهود شناختhttp://jew.blogfa.com/
اللهم صل علی محمدوال محمد وعجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهورالحجـه
pakhshe mostaghim maraeme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
Edited by - shamimeyas on جمعه 4 آذر 1384 17:48:14 |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: جمعه 4 آذر 1384 : 17:47:23
|
هوالله صهیونیسم و کمونیسم ديکتاتوری جهانی
به دنبال اظهارات يكي از نمايندگان پارلمان آلمان درباره مشاركت يهوديان در جنايات «بلشويكها»، رهبران حزب دموكرات ـ مسيحي آلمان از اخراج وي سخن ميگويند.
رييس حزب دموكرات مسيحي آلمان قصد دارد، مارتين هومان، نماينده پارلمان آلمان را، به خاطر يادآوري جنايات يهوديان از اين حزب اخراج كند. (روزنامه شرق، 12 آبان 82)
ژنرال «راینهارد گوئنتسل»، فرمانده نیروهای مداخله ویژه ارتش آلمان به خاطر طرفداري از اظهارات ضد یهودی نماینده پارلمان، اخراج شد. (روزنامه کیهان، 14 آبان 82)
***
آیا بلشویسم یک مرام یهودی نیست و نماینده و ژنرال آلمانی تاوان دروغپردازی خود علیه یهودیان را پس می دهند؟
پاسخ این سئوال را در مرحله اول از منابع یهودی می گیریم:
نشریه «وقایع نامه یهودی» چاپ لندن در تاریخ چهار آوریل 1919 چنین می نویسد: «مفاهیم و موضوعات بلشویسم در نکات متعددی با افکار و اندیشه های یهودیگری سازگاری دارند.» همچنین نشریه یهودی « بئنای بریت» در نوامبر 1948 از قول یک صهیونیست می نویسد: «بعضی از مردم درباره کمونیسم سخن می گویند...من می گویم این یک ایدئولوژی یهودی است.»
لوئیس لوین، رئیس شورای یهودی کمک به روسیه، پس از سفر به این کشور در سال 1946 چنین می گوید: «بسیاری از مقامات عالی رتبه روسیه شوروی یهودی هستند. بسیاری دیگر از مقامات بلندمرتبه نیز ظاهر یهودی نداشتند، اما بطور خصوصی با من به زبان عبری یا یدیش سخن می گفتند.»[1]
از منابع یهودی که بگذریم، حقایق جالب توجهی در مورد نقش صهیونیستها در انقلاب بلشویکی 1917 روسیه و نفوذ آنها در رژیمهای کمونیستی وجود دارد که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود:
- حزب بلشویک روسیه، در حدود نیم قرن قبل از انقلاب 1917 در بروکسل تأسیس شد که بنیانگذاران آن جز یک یا دو نفر همگی یهودی بودند. «50 درصد اعضای اولین حزب سوسیال- دموکراتیک روسیه که حزب بلشویک بعدها از دل آن درآمد یهودی بودند». «هنگامی که حرکت بلشویکی روس به حالت انفجار رسید، تزار و اعضای خانواده اش در «اکاترین برگ» قتل عام شدند. قاتلان تزار عبارت بودند از ژاکوب سوردلو، که بعدها رئیس جمهور روسیه شد، ژاکوب ژوروفسکی، چاجیم گولوسکین و بالاخره پیتر جرناکوف که جملگی یهودی بودند.» [2]
- « 17 نفر از 22 وزیراولین دولت کمونیستی، یهودی بودند.» [3]
- لنین، تروتسکی(یهودی) و سایر رهبران انقلاب روسیه، توسط بانکهای یهودی «کوهن لائب» و « برادران لازارد» و بانکداران یهودی همچون گوگنهام، یعقوب شیف، فیلیکس واربورگ، مورتیمر، ماکس بریتونگ و...تأمین مالی می شدند. [4] بطوریکه «یعقوب شیف در آوریل 1917 علناً اعلام نمود که در سایه حمایتهای مالی وی بود که انقلاب روسیه به ثمر رسید» [5]
- ویکتور مارسدن روزنامه نگار انگلیسی می نویسد: «به هنگام تولد بلشویسم در روسیه از میان 545 نفر مقامات طراز اول بلشویسم، 477 نفرشان یهودی بودند.» «اسناد کنگره آمریکا در سال 1933 نشان می دهد که 406 نفر از 503 نفر اعضای عالیرتبه حکومت شوروی یهودی بودند. و در میان 42 نفر سردبیر و ناشر مطبوعات و روزنامه های رسمی 41 نفر یهودی بودند.» پیتر براون در کتاب «جنگل اروپایی»، چاپ 1935 می نویسد: «در کمیته مرکزی حزب کمونیست که از 59 عضو تشکیل شده، 56 نفر یهودیند و سه نفر دیگر همسر یهودی دارند.» [6]
- لنین و استالین روابط خویشاوندی گسترده ای با یهودیان داشتند، همسران هر دو یهودی بودند و صحبتهای خانوادگی آنها به زبان یدیش (عبری مخلوط با آلمانی) انجام می شد. پدربزرگ مادری لنین نیز یهودی بود. [7]
- تقریباً تمام رهبران احزاب و سازمانهای کمونیستی در کشورهای مختلف، اعم از بلوک شرق یا غرب، یهودی بودند: مثل «بوردوین» و «کروزنبرگ» که بنیانگذار حزب کمونیست چین بودند و یا «آندره ژید» و «آندره مالرو» که سازماندهان حزب کمونیست فرانسه بودند و یا «ادوارد اوشاب» که دبیرکل حزب کمونیست لهستان بود و یا «موشه پیاده» که در سوابق خود ریاست کابینه و پارلمان یوگسلاوی را دارد و یا «تئودور ژیوکف» که نخست وزیر رژیم کمونیستی بلغارستان بود [9] و یا «آنا بوکر» که رئیس جمهور رومانی کمونیست بود [10]... ****
همانطور که می بینیم شواهد و قرائن فراوانی در اثبات صهیونیستی بودن بلشویسم وجود دارد. پس گناه نماینده و ژنرال آلمانی چیزی جز بیان واقعیت نبوده است!
دولتهای غربی بارها نشان داده اند، تنها امر مقدسی که احدی حق انتقاد از آنرا ندارد «صهیونیسم» است. از برخورد شدید آمریکا و اتحادیه اروپا با سخنان ضدصهیونیستی ماهاتیر محمد در سازمان کنفرانس اسلامی نیز مدت زیادی نمی گذرد. این در حالی است که همین دولتها، سخیفترین اهانتها علیه مقدسات ادیان الهی را به بهانه آزادی بیان مورد حمایت قرار می دهند.
آیا این حقیقت تلخ از چیزی جز حاکمیت صهیونیسم بر این ممالک حکایت می کند؟
پی نوشت:
1- فاتحین جهانی، لوئیس مارشالکو، ترجمه عبدالرحیم گواهی، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، 1377، صفحات 56، 109 و 255
2- همان، صص50 و 52
3- دنیا بازیچه یهود، آیت الله سیدمحمد شیرازی، نشر حجت، 1378، فصل توطئه ها
4- فاتحین جهانی، ص 54 و دنیا بازیچه یهود، فصل توطئه ها
5- هیچکس جرأت ندارد آن را توطئه بنامد، گاری آلن، ترجمه عبدالخلیل حاجتی، 1377، ص118
6- فاتحین جهانی، صفحات 56، 106 و 107
7- همان، صص 55 و 105
8- همان، صفحات 57 تا 66 و صفحات 295 تا 298
9- مبانی فراماسونری، گروه تحقیقات علمی، ترجمه جعفر سعیدی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1376، صص 342 و 343
10- نفوذ صهیونیسم بر رسانه های خبری و سازمانهای بین المللی، فؤادبن سید عبدالرحمن الرفاعی، ترجمه حسین سروقامت، سازمان انتشارات کیهان، 1377، ص101 بنقل از وبلاگ یهود شناختhttp://jew.blogfa.com/ اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لویک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهورالحجـه
pakhshe mostaghim maraeme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
Edited by - shamimeyas on جمعه 4 آذر 1384 17:49:26 |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: جمعه 4 آذر 1384 : 17:52:31
|
هوالله
نمونه ای از ریاکاری و دورویی یهودی يهوديان با اسامی اسلامی بیشتر مردم تصور می کنند وقتی گفته می شود یک نفر یهودی است حتماً باید اسم او اسرائیل، اسحاق٬ موسی (موشه)، داود(دیوید)، سلیمان(سولومون)، یعقوب(یاکوب، جاکوب)، بنیامین، لوی، مایر، شمعون(شیمون، سیمون)، حنا(هانا)، روت و...از اين قبيل اسامی باشد. در صورتيکه اين تصور اشتباه است. وقتی بنا به مناسبتی مثلاً گفته می شود «فردی به نام حبیب الله ثابت، یهودی است»، کسانی که اطلاعی ندارند و یا می خواهند بهانه گیری کنند، اشکال می گیرند که «مگر می شود یک یهودی چنین نامی داشته باشد؟» جواب اين است که "بله می شود. بسياری از يهوديان در کشورهای اسلامی از اسامی اسلامی و در کشورهای مسيحی از اسامی مسيحی در نامگذاری خود استفاده می کنند."
*** در ادامه٬ ليستی از يهوديانی که اسامی اسلامی دارند آمده است. اين اسامی عمدتاً از منابع زير گرفته شده اند:
۱- مقاله "تکاپوی صهیونی در ایران معاصر" نوشته محمدتقی تقی پور٬ مندرج در کتاب "پژوهه صهيونيت"٬ جلد دوم ۲- کتاب "سازمانهای يهودی و صهيونيستی در ايران"٬ از مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی ۳- کتاب "فرزندان استر"، نوشته جمعی از نويسندگان عمدتاً يهودی و به کوشش هومن سرشار (يهودی ايرانی مقيم آمريکا)، نشر کارنگ ۴- شماره های مختلف ماهنامه بينا٬ ارگان انجمن کليميان تهران ۵- مقاله "جستارهايي از تاريخ بهائي گري در ايران"٬ نوشته عبدالله شهبازی ۶- کتاب آمريکا بدون نقاب٬ توشته سيد هاشم ميرلوحی ۷- کتاب زرسالاران يهودی٬ نوشته عبدالله شهبازی ۸- کتاب مبانی فراماسونري، تأليف گروه تحقيقات علمي، ترجمه جعفر سعيدی ۹- برخی از اسناد منتشر شده ساواک در مطبوعات ***
- رحیم تربتی: عضو انجمن مرکزی تشکیلات صهیونیت ایران
- عزیزالله نعیم: رئیس تشکیلات صیونت ایران و اولین مدیر نشریه هگولا، ارگان این تشکیلات
- عزیزالله برال: دومین مدیر نشریه هگولا
- عبدالله گلشن: عضو حبرا (نام اولیه انجمن کلیمیان تهران)
- لطف الله حی: عضو انجمن کلیمیان تهران و نماینده یهودیان در مجلس شورای ملی(دوره های بیست و دوم و بیست و سوم)، مالک کارخانجات نخ ابریشم، نایلن، کشمیران و رئیس فعلی فراماسونهای ایرانی در آمریکا
- حبیب الله القانیان: رئیس انجمن کلیمیان تهران(دوره پهلوی) ، عضو هیئت مؤسس و هیئت مدیره بانک «توسعه صنعتی و معدنی ایران» و مالک کارخانه یخچال سازی جنرال استیل، شرکت صنعتی روغن نباتی و صابون، شرکت صنایع پارس و آمریکاو...
- عزیز دانش راد: عضو انجمن کلیمیان تهران
- حشمت الله کرمانشاهچی: عضو انجمن کلیمیان تهران و مدیرعامل کارخانجات روغن نباتی نرگس شیراز
- نورالله حی: عضو انجمن کلیمیان تهران و مالک کارخانه نخ نایلن مدار
- نصرت الله منتخب: عضو انجمن کلیمیان تهران و مالک سینما پلازا واقع در خیابان تخت جمشید
- مراد اریه: عضو انجمن کلیمیان تهران و نماینده یهودیان در مجلس شورای ملی )دوره های چهاردهم و پانزدهم و نیز هفدهم تا بیستم) و مالک کارخانجات کاشی سازی ایرانا، پلاستیک سازی، موکت بافی، ملامین، پتوبافی پرنیان
- روح الله مناسبتیان: عضو انجمن کلیمیان تهران
- عنایت الله منتخب: عضو انجمن کلیمیان تهران
- حبیب الله درویش پور: عضو انجمن کلیمیان تهران
- عبدالله ذهابیان: عضو انجمن کلیمیان تهران
- عزیزالله سیمانی: نماینده یهودیان در دوره اول مجلس شورای ملی
- عبدالله حکیم فر: از دست اندرکاران بانک ملی
- نصرالله افشانی: از دست اندرکاران بانک ملی
- روح الله بقایی: از دست اندرکاران بانک ایران و خاورمیانه
- عبدالله فروهر: از دست اندرکاران بانک ملی
- حشمت باباجانیان: از دست اندرکاران بانک ملی
- شکرالله آزرمی: از دست اندرکاران بانک ملی
- عبدالله اعتصامی اعظم: بانک مرکزی و رئیس اداره اعتبارات این بانک
- ناصر دایی زاده: معاون مدیرعامل بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران
- مراد صدیق: بانکدار
- حبیب الله فولادیان: از دست اندرکاران بانک شاهنشاهی و از تجار مشهور بازار همدان
- فرج الله حکیمی: صراف
- عزیزالله حریری: مالک کارخانه لوازم آرایش پوندز
- روح الله کشفیان: مالک لابراتوار دارو سازی سانترال
- فرج الله منوچهریک مالک کارخانه لوازم آرایش آون
- ربیع عمید: مالک کارخانه عطرسازی
- صمد کشفی: مالک کارخانه جنرال پلاستیک
- مرتضی مساچی: مالک کارخانه تخته سه لایی
- مرتضی سنهی: مالک کارخانه کفش فردوس
- اسماعیل محبوبیان: مالک کارخانه چرم سازی همدان
- مهدی گبای زاده: مالک کارخانه پنبه هیدروفیل
- مجید نهورای: مالک کارخانه صفحه سازی اونیورسال
- شکرالله اشراقیان: مالک کارخانه تخت خواب فلزی
- برادران سعید و مسعود حکیم: مالک کارخانجات یخچالسازی وستینگهاوس و شرکت امرسون الکتریک
- عزیزالله معراجیان: مالک کارخانه مواد پشم فلزی
- حبیب الله ثابت: سرمایه دار معروف دوره پهلوی، مالک 41 کارخانه عظیم صنعتی و دهها شرکت بزرگ تجاری
- حاج(!!) عزیز القانیان: مالک هتل گیلان نو واقع در خیابان فردوسی تهران
- ناصر بنایان: یکی از مالکان هتل پانسیون واقع در کوچه جنب سینما امپایر تهران
- خلیل بنفشه: مالک دیگر هتل پانسیون
- شعبان معنوی: تاجر دارو
- نصرت الله دردشتی: مالک داروخانه امیرآباد واقع در امیرآباد تهران
- حکمت روان: مالک داروخانه تابان در خیابان شاه آباد تهران
- نعمت تهرانی: مالک داروخانه رویال در خیابان پهلوی
- صالح مرادی: مالک داروخانه شادمان در خیابان ژاله
- نورالله لوریان: مالک داروخانه طوس در خیابان پهلوی
- رحیم میهن: مالک داروخانه میهن در خیابان ژاله
- مراد زرهی: مالک داروخانه واشنگتن واقع در دروازه شمیران
- رحمت الله دلیجانی: مالک داروخانه هور در خیابان یوسف آباد
- رحیم طور: مالک داروخانه برلین در شمس العماره - موسی مسجدی - صفی بن هيبت الله: وزیر یهودی مغولان که از سوی ارغون شاه مغول «سعدالدوله» لقب گرفته بود - علی همدانیان: از فعالان صهیونیست
- مرتضی سنهی: رئیس کمیته ارت ایران (کمیته ای مخصوص آموزش نوجوانان یهودی که شعبه کمیته ارت جهانی است و مرکز آن در سوئیس قرار دارد)
-مرتضی معلم: از اعضای انجمن صیونیت ایران
- حسین ملمد: از یهودیان ایران (پدر راوین ملمد عضو انجن کلیمیان تهران)
- حسین همدانیان: از فعالان صهیونیست
- مهدی سرودی: از اعضای خانه جوانان یهود در دوره پهلوی
- مهدی کهنیم: از اعضای کمیته ارت
- مهدی حریری طلوع: از برزگان یهود ایران
- رحمن ربیع زاده: از بزرگان یهود شیراز در دوره پهلوی
- عبدالرحیم زر: از بزرگان یهود ایران
- رحیم متحده: از یهودیان اصفهان که در جمع آوری کمک مالی برای اسرائیل فعالیت داشته است.
- لطف الله رحمانی: صهیونیست
- رحمت الله رفیعی: عضو خانه جوانان یهود در دوره پهلوی
- عصمت عقلیان: از یهودیان ایرانی ساکن فلسطین اشغالی
- عزیزالله صالح: از یهودیان اصفهان که در جمع آوری کمک مالی برای اسرائیل فعالیت داشته است. - سعید همتی: عضو انجمن دانشجویان یهود ایران در دوره پهلوی - حيدر حکيمی - ملاآقا لطف الله: از یهودیان مشهد - ملامحمدتقی لیوی: از یهودیان مشهد - محمدابراهیم رحمانی: از یهودیان مشهد - خاندان رمضان اف: از یهودیان مشهد که به روسیه مهاجرت کردند. - حکیم نورمحمود: پزشک دربار ناصرالدین شاه - خاندان مهدی زاده: از یهودیان ساکن تهران - مرتضی معلم: پزشک یهودی - عبدالله خرمیان: نوازنده یهودی - روح الله خرمیان: نوازنده یهودی - نورالله خرمیان: نوازنده یهودی - شکرالله خرمیان: نوازنده یهودی - عزیزالله عزیزی: از یهودیان تهران در نیمه اول قرن بیستم میلادی - نصرت الله باهر - عطاءالله خان حافظی - نورالله احتشامی - میرزا فرج الله حکیم - شکرالله ربانی - فرج الله حکیم - روح الله دلیجانی - روح الله خال پاری: نویسنده و روزنامه نگار و از بنیان گذاران روزنامه "عالم یهود" (دوره پهلوی) - عبدالله باسون: از یهودیان عراقی مهاجر به ایران و موسس مدرسه یهودی اتفاق در تهران - لطف الله شکریان - حبیب الله فرهومند - فرج الله پرویزیان - عطاءالله امیریان: مدیر مرکز ورزشی کاخ ورزش (دوره پهلوی) - فتح الله بینا: نماینده اولین مجلس مؤسسان - رحیم نامور: عضو مشاور کمیته مرکزی حزب توده -عبدالله ساسون: از يهوديان عراق و از بزرگان خاندان ساسون٬ بنيانگذاران تجارت ترياك در شرق. ساسونها به روچيلدهاي شرق معروفند. -محمد معتمد: پدر موریس معتمد، نماینده کلیمیان درمجلس شورای اسلامی (این مورد را بر اساس شنیده هایم در این فهرست آورده ام. اگر کسی در این مورد اطلاع موثق و یا منبع مکتوبی سراغ دارد ممنون می شوم که به من خبر بدهد.) -ذبيح الله قربان: يهودي از بزرگان فراماسونري ايران در دوره پهلوي بود كه به فرقه بهائيت گرويد. -رحمت الله نجاتي: مرجع ديني يهوديان اراك تا سال ۱۳۴۶ -نورالله هاشم زاده: از يهوديان اراك -مهدي انجمي: از يهوديان همدان -نورالله ونوسي: از يهوديان همدان -شكرالله خوش آهنگ: از يهوديان همدان -نورالله شماش: از بزرگان يهود خرم آباد -فيض الله ساكت خو: از اعضای فعلی انجمن کليميان تهران -نورالله شميان: از اعضای فعلی انجمن کليميان تهران -حميده مسجدي: از اعضای فعلی انجمن کليميان تهران -شيوا رحيميان: از اعضای فعلی انجمن کليميان تهران -روح الله سپیر: پزشک یهودی که مؤسس بیمارستانی مخصوص یهودیان در تهران است و در حال حاضر نام او بر این بیمارستان گذاشته شده است. -مرتضی نی داود: موزیسین یهودی -عبدالله همدانی: موزیسین یهودی -نجات الله آنوبیان: هنرمند يهودي -حمید اقبالی: از اعضای انجمن کلیمیان تهران -رحمت حوری زاده: از اعضای انجمن کلیمیان تهران -نغمه عرب زاده: عضو سازمان دانشجویان یهود ایران و نویسنده مجله یهودی بینا -شعبان شهری - عطاءالله خرم: نوارنده يهودی - حميد خواجه نصيری: صهيونيست ساکن آمريکا -احمد امين يالمان: روزنامه نگار فراماسون ترک -مصطفي يالمان: تاجر ترک و عضو باشگاههاي لاينز و روتاري -عبدالرحيم عمر دنكر: استاد فراماسون ترک
روح الله ربیعی: از اعضای شبکه جاسوسی زیتون وابسته به رژیم صهیونیستی در دوره پهلوی عطاءالله امیریان: از اعضای شورای دائمی صهیونیست ایران در دوره پهلوی
نورالله زبرکانی: از اعضای شورای دائمی صهیونیست ایران در دوره پهلوی
نعمت الله زرگری: یهودی صهیونیست
*** حاجيان يهودی! در همين رابطه می توان به پديده عجيب حاجيان يهودی يا يهوديان حاجی نيز اشاره کرد. منظور کسانی هستند که در عین یهودیت، پیشوند حاجی را هم یدک می کشند. نه مسلمانانی که قبلاً یهودی بوده اند و پس از گرویدن به اسلام به سفر حج رفته اند. کسانی که همزمان هم یهودیند، هم حاجی! اينک چند نمونه از اين يهوديان: - حاج غلامحسین حکیم: از یهودیان مسلمان نمای مشهد - حاج علی: از یهودیان مشهد در قرن نوزدهم میلادی -حاج اسحاق فهیمیان -حاجی شکرالله جاوید: از یهودیان همدان -حاج میرزا یوحنا -حاجی اسماعیل اخوان -حاجی حق نظر خوش بخش -حاجی خان حریری طلوع -حاجی سلیمان هارون
-حاجي لالهزار: بزرگ خاندان تعداد زیادی از یهودیان همدان -حاجی موسی مبین: از يهوديان معروف همدان در قرن ۱۳ هجری شمسی
-حاجي سليمان طبيب: از يهوديان معروف همدان در قرن ۱۳ هجری شمسی -حاجي مهدي بن آقا ياري: از يهوديان معروف همدان در قرن ۱۳ هجری شمسی -حاجي مهدي بن آقا رفائيل: از يهوديان معروف همدان در قرن ۱۳ هجری شمسی -حاج يوحناي حافظي: از يهوديان معروف همدان در قرن ۱۳ هجری شمسی -حاجي حکيم هارون: از يهوديان معروف همدان در قرن ۱۳ هجری شمسی
-حاجي حکيم موسي: از يهوديان معروف همدان در قرن ۱۳ هجری شمسی -حاجي قلندر: از يهوديان معروف همدان در قرن ۱۳ هجری شمسی -حاجي ميرزا طاهر: از يهوديان معروف همدان در قرن ۱۳ هجری شمسی -حاجي شکرالله جاويد: از يهوديان معروف همدان در قرن ۱۳ هجری شمسی -حاجي حبيبالله عطار همداني: از يهوديان معروف همدان در قرن ۱۳ هجری شمسی -حاجي موسي همداني: از يهوديان معروف همدان در قرن ۱۳ هجری شمسی -حاجی میرزا اسحاق: از يهوديان معروف همدان در قرن ۱۳ هجری شمسی -حاجی یهودا شوشنی: از يهوديان معروف همدان در قرن ۱۳ هجری شمسی
-حاجی الازار: پدر آقا آشر مؤسس بانک رهنی و کارگشایی اطمینان -حاجی رحمیم: بانکدار -حاجی اسحاق فهیمیان: بانکدار -حاجی آقا بابا بابازاده: بانکدار -حاجی موشه میخائیل: از پيشگامان انجمن کليميان تهران - حاج داود میخائیل: از پيشگامان انجمن کليميان تهران
بنقل از وبلاگ یهود شناخت http://jew.blogfa.com/ اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهورالحجـه
pakhshe mostaghim maraeme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: جمعه 4 آذر 1384 : 19:19:47
|
هوالله پیوریتانها یا گربه های مایل به یهود
پیوریتانهاافرادی هستند که تمامی ساختارهای فکری آنهاعلی رغم اینکه مسیحی نامیده میشوند تحت تاثیرودریافت شده ازتورات و یهود است.
این مکتب توسط یک پروتستان کالوینیست(کالوین نام یکی ازپایه گذاران پروتستانتیزم مسیحی است) بنام ویلیام تیندل درانگلستان بعنوان شاخه ای ازکالوینیسم پایه گذاری و گسترش یافته است.
ازآثارموفقیت و گسترش روزافزون این فرقه سرنگون ساختن شاه انگلستان توسط کرامول بود که خود را یک پیوریتان مینامید.
این مکتب به رسعت درفرهنگ انگلوساکسن(فرهنگ کشورهای آمریکا انگلیس کاناداو استرالیا)تاثیرگذاشت ووارثان آن امروزه بنیادگراها وپروتستانهای ایوانجیلیک میباشند.
درحقیقت این افرادوپیروانش آنچنانکه دردایرالمعارف یهودآمده است همانهایی هستند که اهداف یهودراپیگیری میکنند و علی رغم اینکه یهودی نیستنداما تماما آموزه های اجتماعی اخلاقی یهودیت رادرزندگی خودپیاده میکنندیا بهتر بگوییم صهیو.نیسم مسیحی .
ازنشانه های دیگرنفوذ فرهنگ پیوریتانیزم نامگذاری فرزندان مسیحیان بنامهای ساموئل_ آموس_سارا_جودیت و.. بوده است.
خلاصه ومختصرباید گفت که این مکتب گروه فشارصهیونیسم مسیحی برای تحقق سرزمینی بنام اسرائیل بوده است که بااعمال فشار بروی پادشاهان انگلیس درگذشته وحال ونفوذ کلان خوددردستگاههای مختلف امنیتی سیاسی و اقتصادی آمریکاوانگلیس ، مهمترین لشگر وگروه حامی فکری یهودصهیونیستی بوده و هست.
منبع : www.felestin.mihanblog.com بنقل از وبلاگ زیتون سرخhttp://www.zeytoon.blogfa.com/
اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهورالحجـه
pakhshe mostaghim maraeme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
 |
|
|
جرذ
Starting Member
9 Posts |
ارسال شده در: شنبه 5 آذر 1384 : 11:12:08
|
اسرائیل باید از بین برود
 |
 |
|
|
n/a
deleted
    
4146 Posts |
ارسال شده در: شنبه 5 آذر 1384 : 19:44:48
|
quote: Originally posted by جرذ
اسرائیل باید از بین برود {{ }}
عجبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
        
   یا من اضحک و ابکی
|
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: يکشنبه 6 آذر 1384 : 09:24:18
|
هوالله
جهان بدون صهیونیسم این روز چندان دور نیست اسم صهیونیست ها شبکه های متحد صهیونیست هایی که از سوی دولت های صاحب پول و قدرت و نفوذ حمایت می شوند، ما را نمی ترساند. تا سالیانی پیش از این و هم اکنون و در بسیاری از کشورهای اسلامی، وقتی مردم عادی از موضوعی سیاسی، مثل ماجرای افتادن بختک صهیونیست ها به عنوان یک حکومت جعلی در منطقه خاورمیانه حرف می زنند، بزرگ ترها و موجودات عاقل تر به آنها توصیه می کنند که وارد معقولات نشوند و کاری به کارهای خطرناک نداشته باشند. مفتی های سعودی در مسجد النبی، جوان های سعودی و غیرسعودی را دور خود جمع می کنند و غیر از آموزش تعالیم دینی خود، آنها را به پرهیز از بحث های سیاسی دعوت می کنند. از میان جوان های کشورهای عربی اسلامی، آنها که سر به زیر و حرف گوش کن باشند تصور می کنند که مبارزه با غاصبان سرزمین های اسلامی، بر عهده حکومت است و جوانان مسلمان وظیفه ای جز حفظ دین فردی خود ندارند. عصر ما اما عصر امام خمینی (ره) است و این بزرگ ترین انسان قرن های اخیر از قضا به ما یاد داد که وارد معقولات شویم و چشم های ما را به روی واقعیت های پوشیده ای در دنیا باز کرد. در همان عربستان که هر سال میلیون ها مسلمان را در ایام حج و غیر از آن به بهانه عمره در خود جمع می کند، مسلمانان لبنان، سودان، اتیوپی، مالزی، اندونزی، ترکیه و پاکستان و هند و هر جای دیگر که صدای مسلمانی از آن به گوش می رسد، نام امام خمینی را که می شنوند، لبخند می زنند و به هر زبانی که دارند، به خوبی از او یاد می کنند و خود را به او مدیون می دانند. می گویند شبکه صهیونیست ها در همه جای دنیا نفوذ دارند و از حمایت دولت های بزرگ بهره می برند. می گویند رؤسای کشورهای مشهور قدرتمند دنیا، بدون اجازه صهیونیست ها آب هم نمی خورند.می گویند هر کس در سراسر دنیا به صهیونیست ها چپ نگاه کند، روزگارش را سیاه می کنند. از این حرف ها زیاد می زنند، اما فرزندان امام خمینی در سراسر دنیا، دوست دارند دنیایی بدون حاکمیت صهیونیست ها را به چشم خود ببینند و برای این هدف چیزی برای دریغ و کوتاهی ندارند. چهره زمین روزگاری خالی از نفوذ و سلطه صهیونیست ها به خود خواهد دید. روز غلبه مستضعفین بر سراسر جهان. این وعده خداوند، چندان دور نیست. از اين پس هر هفته يکشنبه ها با هفته نامه الکترونيکي «جهان بدون صهيونيسم» نزد شما خوبان مي آئيم، با ما همراه باشيد.
ان تنصرالله ينصرکم و يثبت اقدامکم mst@doulaty.net
اللهم صل علی محمدوال محمدوعجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهورالحجـه
pakhshe mostaghim maraeme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: يکشنبه 6 آذر 1384 : 09:28:17
|
هوالله تورات و عهد عتيق
تورات يعنى تعليم و بشارت، كتابى است آسمانى كه بر پيامبر عظيمالشأن حضرت موسى(ع) نازل شده است. ولى يهود، اين كتاب را تحريف كرده و خرافات و افسانههاى زيادى در آن جاى داد، به طورى كه امروز به صورت يك كتاب مضحِك و عجيبى در آمده است. نويسندگان تورات اشخاص مجهولالهويه و گمنامى هستند كه قرآن در باره آنها مىفرمايد: (فَوَيْلٌ لِلَّذينَ يَكتُبُونَ الكِتابَ بِاَيْديهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَروُا بِهِ ثَمَنا قَليلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمّا كَتَبَتْ اَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمّا يَكْسِبُونَ)(1) پس واى بر كسانى كه از پيش خود چيزى نوشته و به خداى متعال نسبت دهند تا به بهاى اندك و متاع ناچيز دنيا بفروشند، واى بر آنها از آن نوشتهها و آنچه از آن بدست آرند. و اين آيه به خوبى بر آنها تطبيق مىكند.
الف) خدا در نظر يهود: خداوند، در كتاب مقدّس يهود، شكل عجيب و غريبى به خود گرفته است. مثلاً مانند انسان است(2)، گيسو و لباس دارد(3)دوپا دارد(4)، مانند انسان راه مىرود(5)، از آسمان به زمين فرود آمده به هر كجا كه بخواهد مىرود و جائى را براى سكونت و زندگى خويش مسكن قرار مىدهد(6)، آن قدر نادان است كه بدون نشانه نمىتواند خانه مـؤمنان را از خانه كـفّار تشخيـص دهد(7)و از خيلى چيزها بىخبر است(8)، پيمان خود را مىشكند(9)، از كرده خويش پشيمان مىشود(10)، گاهى غصه مىخورد و بر كارى كه كرده است اندوهگين مىشود(11)، با انسان كشتى مىگيرد(12)و درعين اين كه سه تا است، يكى است، يعنى هم يگانه است و هم سهگانه(13)، مار از او راستگوتر است زيرا مار راست مىگويد و خدا دروغ مىگويد(14)، از آسمانها به زمين آمده بين كلام مردم تفرقه مىاندازد مثل استعمار كه مىگويد: (تفرقه بيانداز و حكومت كن) چون از وحدت كلام آنها مىترسد(15)، چيزى را مىگويد و باز تغيير مىدهد(16) اين است، صفات خداوند در نظر يهود! ولى خداوند جهان از همه اين خرافات منزّه و مبرّا است، نه جسم است و نه عوارض جسمى بر او عارض مىشود، هميشه راست مىگويد و هيچ وقت پيمان خود را نمىشكند، تمام اعمالش از روى خِرد و حكمت است، ابدا اندوهگين و محزون نمىشود، يكى است و شريك ندارد و هميشه خواهان خير مردم است.
ادامه دارد ....
---------------------------- 1 ـ سوره بقره، آيه79. 2 ـ سفر پيدايش، اصحاح اوّل آيه36. 3 ـ سفر دانيال، اصحاح هفتم. 4 ـ سفر خروج، اصحاح بيست و چهارم. 5 ـ سفر پيدايش، اصحاح سوم. 6 ـ سفر خروج، اصحاح19 و مزمور132 آيه13. 7 ـ سفر خروج، اصحاح دوازدهم، آيه12. 8 ـ سفر پيدايش، اصحاح سوم. 9 ـ سموئيل اول، اصحاح دوم، آيه30. 10 ـ سموئيل اول، اصحاح15 آيه10. 11 ـ سفر پيدايش، باب ششم. 12 ـ سفر پيدايش، باب34. 13 ـ سفر پيدايش، اصحاح هيجدهم، آيه اوّل و اصحاح19 ايه اول. 14 ـ سفر پيدايش، اصحاح سوم، آيه30. 15 ـ سفر پيدايش، باب11 آيه11. 16 ـ سفر پيدايش، اصحاح ششم، آيه6. اللهم صل علی محمد وال محمدوعجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهورالحجـه
pakhshe mostaghim maraeme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: يکشنبه 6 آذر 1384 : 09:31:23
|
هوالله جنایات یهود يهود مادامى كه خود را ملّت برگزيده خداوند و بقيّه را حيوانات انسان نما ميدانند، از ارتكاب هيچ جرم و جنايتى مضايقه نكرده، به هر عمل ناشايست و خطرناكى دست مىزنند بنا بر اين نبايد تعجب كنيم وقتى بشنويم كه يهود داراى دو عيد مقدّس است كه اين عيدها بدون تناول خون تمام نمىشود: اول ـ عيد يوريم در مارس Purim دوم ـ عيد فصح در آپريل(1)Passover هر ساله افراد زيادى قربانى اين دو عيد (مقدّس) مىشوند براى نمونه به اين رويداد توجّه فرمائيد: بطورى كه همه روزنامهها نوشتند: روز چهار شنبه سال1840م، كشيش ايتاليائى آقاى اپ، فرانسوا، انطون توما به اتفاق خدمتكار خود ابراهيم از خانه بيرون آمده و ناپديد مىشوند. پس از تحقيق و جستجوى بسيارى كه از طرف ملّت و دولت شروع شد معلوم مىشود كه كشيش بيچاره بدست يهود به قتل رسيده است. سليمان سرتراش كه يكى از متّهمين بود، در اعترافات خويش چنين اظهار داشت: نيم ساعت از مغرب گذشته بود كه خدمتكار داود هرارى وارد شده و درخواست كرد كه فورا خود را به خانه داود برسانم، من هم فورا خود را به منزل او رساندم، در آنجا هارون هرارى، اسحاق هرارى، يوسف هرارى، يوسف لينيوده، خاخام موسى ابوالعافيه، خاخام موسى بخوريودامسلونكى و داود هرارى (صاحب خانه) را ديدم كه جمع بودند من به مجرد آن كه وارد منزل شدم و كشيش (توما) را دست و پا بسته ديدم، فهميدم براى چه مرا احضار كردند. خلاصه، پس از آن كه من وارد شدم، درهاى منزل بسته و طشت بزرگى حاضر نمودند و از من خواهش كردند كه او را بكشم، ولى من امتناع كردم. داود گفت: پس تو و بقيّه، سرش را بر طشت نگه داريد، تا ما كارش را يكسره كنيم. در اين وقت كشيش را پيش آورده، محكم بر زمينش زده و بىآنكه قطرهاى از خونش بر زمين بچكد سرش را از بدن جدا كردند. بعدا جسد بىجان او را به انبار برده و با هيزم آتش زديم. سپس جسد او را قطعه قطعه كرديم و در كيسههاى بزرگى جاى داده و در صرّافى واقع در اوّل خيابان يهود دفن نموديم. مأموريتمان كه تمام شد، به ابراهيم خادم كشيش وعده دادند كه اگر اين سرّ را براى كسى فاش نكند، او را از مال خود داماد خواهند كرد. بازپرس سؤال كرد: ـ استخوانهايش را چه كرديد؟ ـ با دسته هاونگ! خورد كرديم! ـ سرش را چه كرديد؟ ـ با دسته هاونگ! خورد كرديم! ـ رودههايش را چه كرديد؟ ـ آنها را قطعه، قطعه كرده و در يكى از صرّافيهاى نزديك دفن نموديم! آنگاه بازپرس رو به اسحاق هرارى كرده و سؤال نمود: ـ آيا به اعترافات (سليمان) اعتراض داريد؟ ـ آنچه (سليمان) مىگويد صحيح است، ولى شما نمىتوانيد اين عمل را جرم حساب كنيد، زيرا يكى از مراسم مذهبى ما در اين عيد استفاده از خون انسان است. ـ خونهاى كشيش را چه كرديد؟ ـ در شيشه كرده به خاخام موسى ابوالعافيه داديم. ـ شيشه سفيد بود يا سياه؟ ـ سفيد بود. ـ چه كسى شيشه را به خاخام تسليم كرد؟ ـ خاخام موسى سلونكى. ـ در مراسم مذهبى شما، درچه چيزى از خون استفاده مىشود؟ ـ در (خمير نان عيد). ـ آيا همه يهود بايد از اين نان استفاده كنند؟ ـ نه، ولى چنين نانى حتما بايد نزد خاخام بزرگ موجود باشد(2).
---------------------------- 1 ـ سر ريچارد بورتون يهودى در كتاب خود (يهود... نور... اسلام)، 1898، صفحه81، مىنويسد: تلمود مىگويد: ما را دو مناسبت خونين است كه در آنها خداوند از ما راضى مىشود، يكى (عيد خمير ممزوج به خون) و ديگرى مراسم (ختنه كردن فرزندانمان) است!. 2 ـ خطراليهودية العالمية، نقل از كتاب الكنزالمرصود فى قواعد التلمود، چاپ بغداد1899
اللهم صل علی محمد وال محمدوعجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهورالحجـه
pakhshe mostaghim maraeme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: يکشنبه 6 آذر 1384 : 10:23:14
|
هوالله
سازمانهای تروریستی اسراییلهاشومیر (نگهبان)
یك سازمان نظامی صهیونیستی است كه در سال 1909 در فلسطین تشكیل شد و افرادی چون یتسحاق تسفی، اسرائیل گلعادی، الكساندر زید و اسرائیل شوحط مسؤولان ین سازمان به شمار ميآمدند. بیشتر اعضی ین سازمان نظامی از حزب كار و از نخستین مهاجران روسی به فلسطین اشغالی هستند. با ین وجود، هاشومیر با نظارت مستقیم حزب كار بر ین سازمان مخالفت كرده است. هدف ین سازمان تامین امنیت شهركهی یهودينشین و حمیت از آنها اعلام شده است
اللهم صل علی محمد وال محمدوعجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهورالحجـه
pakhshe mostaghim maraeme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: يکشنبه 6 آذر 1384 : 10:26:15
|
هوالله پروتکل هاي رهبران يهود براي تسخير جهان - مقدمه
درباره پروتكلهاى دانشوران ارشد يهود كه به مرور در شماره هاي آينده نوشته خواهد شد، توضيحات زير ضرورى است: 1- واژه « پروتكل » معانى مختلفى دارد ازجمله: پيشنويس قرارداد، معاهده و يا سند رسمى كه بين دو يا چند دولت امضاء مىشود اما در اينجا به مفهوم تصميمات و فرمولهايى است كه از سوى جمعى از متفكران، استراتژيستها و خاخامهاى يهودى به منظور تسخير عالم طراحى شده است. به نوشته محقق برجسته و مبارز فلسطينى، عويج نويهض،« پروتكلها برنامهاى است كه سرمايه داران و اقتصاددانان [و متفكران و علماى] يهود براى ويران كردن بناى مسيحيت، قلمرو پاپ و دست آخر اسلام، آن را تنظيم كرده اند. يهوديان صهيونيست معتقدند كه بعد از اين ويرانى كه به گفته اصحاب پروتكلها طى صد سال انجام خواهد شد آنها بر جهان استيلا خواهند يافت و سلطنتى يهودى - داودى برقرار خواهند كرد كه با تدابير و امكانات خود به يهوديان با آن كه اقليتى ناچيز هستند امكان خواهد داد تابر تمام جهان مستبدانه حكومت كنند و هيچ دينى، نه مسيحيت و نه اسلام، در كنار آيين يهودى - داودى باقى نخواهد ماند» 2- متن پروتكلها به منظور قرائت در چند جلسه كنفرانس براى بحث و تصميمگيرى و تاييد نهايى آماده شده بود كه پليس مخفى تزار روس به كنفرانس مزبور كه به رياست تئودرهرتزل در شهر بال سوئيس برگزار شده بود( سال 1897 ميلادى هجوم آورد و اوراق آنها را به تاراج برد. 3- پروتكلها در سال 1905 ميلادى توسط نويسندهاى روسى به نام سرگئى نيلوس( از روحانيون و علماى مسيحى( از زبان عبرى )و يا فرانسوى) به زبان روسى ترجمه شد و در سال 1906 وارد كتابخانه بريتيش ميوزيوم لندن شد. 4- ويكتورمارسدن، روزنامه نگار بريتانيايى كه همزمان با انقلاب بلشويكى براى روزنامه انگليسى مورنينگ پست در روسيه كار مىكرد، اين پروتكلها را در سال 1917 به زبان انگليسى ترجمه كرد. 5- هنرى فورد (بنيانگذار شركت اتومبيلسازى فورد آمريكا) پروتكلها را در سال 1920 به صورت سلسله مقالاتى در روزنامهاى كه به خود او تعلق داشت، به چاپ رساند. هدف او اين بود كه ملت آمريكا را از خطر شكلگيرى امپراتورى يهود در اين كشور آگاه سازد. فورد، پروتكلهاى دانشوران صهيون را برنامه اصلى يهود براى تسلط بر جهان مىدانست و هشدار داد كه يهود به حكومت آمريكا اكتفا نكرده و درصدد برپايى حكومت جهانى است. هنرى فورد در گفتگويى كه در روز هفدهم فوريه 1921 در « نيويورك ورلد» به چاپ رسيد، دعوى خود را عليه « پروتكلهاى صهيون» چنين بيان كرد:« تنها نكته اى كه علاقمندم درباره پروتكلها بگويم اين است كه آنها با آنچه درحال وقوع است، تطبيق مىكنند. از طرح پروتكلها شانزده سال مىگذرد و آنها تاكنون با شرايط جهانى منطبق بودهاند.» فورد هنگامى اين نكته را بيان داشت كه رهبران يهود و مطبوعات يهودى در آمريكا عليه او جنجال به پا كرده و فرياد اعتراض سرداده بودند. هنرى فورد پس از تحمل فشار و مشقت، كه تنها يهوديت سازمان يافته از عهده طراحى و اعمال آن برمىآيد، بالاخره ناچار شد در 30 ژوئن سال 1927 در نامهاى خطاب به« لوييس مارشال» رهبر وقت « انجمن يهوديان آمريكا»، رسماً از يهود عذرخواهى كند. البته فورد در عذرخواهى خود و نه پس از آن، هيچگاه صدق پروتكلها و تحليلهاى منتشره پيرامون آنها را تكذيب نكرد. 6- مفاد بعضى از مواد پروتكلها ظاهراً متناقض به نظر مىرسند. فىالمثل جايى توصيه به ترويج تئورى « آزادىخواهى» مىشود و در جاى ديگر گفته مىشود كه با قدرت، با هرگونه « آزادی» مخالفت خواهيم كرد. در اين مورد بايد توجه داشت كه اين دستورالعملها به دو دسته تقسيم مىشوند.يك دسته مربوط به طرحها و برنامههايى است كه يهود، قبل از برپايى حكومت جهانى خود براى نابودى كشورها و دولتها به اجرا درمىآورد و دسته ديگر مربوط به برنامه هايى است كه بعد از استقرار حكومت جهانى يهود، قرار است به اجرا درآيند. بنابراين آنجا كه سخن از ترويج « آزاديخواهى» و يا « آزادى مطبوعات» است، مربوط به برنامه هاى است كه از رهگذر آن، كشورها، دولتها و ملتها را دچار تفرقه ،بى ثباتى و از هم پاشيدگى مىكند اما آنجا كه سخن از مبارزه با « آزادى» است، مربوط به زمانى است كه حكومت جهانى يهود برپا شده و براى استقرار و صلابت خود، هرگونه صداى مخالفى را خفه مىكند. 7- نمىتوان نتيجه گرفت كه آحاد يهوديان دنيا با آنچه در پروتكلها ذكر شده است موافقت و همسويى دارند. اى بسا يهوديانى كه خود تحت ستم و استثمار سرمايه داران بزرگ يهودى و خاخامهاى همسو با اين سرمايه داران، باشند و يا از سرناآگاهى و فريب، آلت فعل آنان شده باشند كه ضرورى است اين دسته از يهوديان نيز نسبت به خطر يهوديت پيوند خورده با صهيونيزم، هشيار و بيدار شوند. 8- براى كسب اطلاعات بيشتر پيرامون « پروتكلهاى يهود»، خوانندگان علاقمند را به دو كتاب ارزشمند زير، ارجاع مىدهيم: 1- پژوهه صهيونيّت ( مجموعه مقالات)، به كوشش محمد احمدى، ناشر: مؤسسه فرهنگى ضياء انديشه، صندوقپستى 1415-544 2- پروتكلهاى دانشوران صهيون، نوشته: عجاج نويهض، ترجمه: حميدرضا شيخى، ناشر: آستان قدس رضوى اللهم صل علی محمد وال محمدوعجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهورالحجـه
pakhshe mostaghim maraeme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: شنبه 12 آذر 1384 : 03:19:23
|
هوالله
بر پایه گزارش رسمی وزارت بهداشت و درمان رژیم صهیونیستی که به مناسبت روز جهانی "مبارزه با ایدز" منتشر شده است، از 1981 تا پایان سال گذشته (2004) میلادی 4309 مورد فرد مبتلا به بیماری ایدز کشف شده است و تاکنون 972 تن از مبتلایان به این بیماری جان خود را از دست داده اند و در حال حاضر 3337 فرد آلوده به این ویروس در رژیم صهیونیستی وجود دارد و این افراد در نهادهای ذیربط صهیونیستی پرونده دارند و شاید نام برخی از حاملان این ویروس در نهادهای ذیربط ثبت نشده باشد.
در بخش دیگر این گزارش آمده است که از سال 2002 تا 2004 پزشکان سالانه 320 مورد جدید مبتلا به این ویروس را کشف می کردند که 70 تن از آنان از طریق همجنس بازی، 50 تن از آنان که معتاد هستند از طریق تزریق آمپول و غیره به این بیماری مبتلا شده اند و 120 تن از آنان هم جزء یهودیانی هستند که تازه از اتیوپی وارد "اسراییل" شده اند و 40 تن دیگر به شیوه نامشخص دچار این ویروس شده اند. بر اساس این گزارش، 2000 تن از مردان و 1200 نفر از زنان صهیونیست به این ویروس آلوده هستند.
http://www.felestin.mihanblog.com/
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهوالحجـه pakhshe mostaghim maraseme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: شنبه 12 آذر 1384 : 03:59:24
|
هوالله فراماسونری
ماسونيسم(1)
(ماسون) يعنى بناء(2).(ماسونيسم) حزبى است مخفى كه فقط بخاطر ريشه كن ساختن اديان، اخلاق و دولتها به حساب يهود، تأسيس شده است.
مطالب اين بخش از كتاب (اسرار الماسونية) تأليف ژنرال جواد رفعت ايلخان مىباشد.
الف ـ تعريف حزب:
ماسونيسم حزبى است مخفى كه تا به حال كسى از مقرّرات و قوانين آن اطلاع نداشته و در هيچ كتابى راجع به آن مطلبى نوشته نشده است(3). عقائد رموز و اشارات ما به لغت مصرى فرعونى است، كه به وسيله بنى اسرائيل به ما ارث رسيده است(4).
ب ـ هدف حزب:
حزب ماسونى نبايد به يك دولت، يا دو دولت اكتفا نمايد بلكه تمام دولتهاى جهان را بايد تحت سيطره خود قرار دهد براى رسيدن به اين هدف در ابتدا لازم است دين و علماء دين را كه يگانه دشمن ما هستند نابود كنيم(5).
برادران عزيز، علماء دين مىخواهند بر امورات دنيوى ما نيز چيره شوند و اين وظيفه ما است كه تز آزادى مذهب را در اذهان مردم بگنجانيم و آنها را از دور علماء پراكنده كنيم.
دين را كه يگانه دشمن بشريّت است بايد نابود كرد چون باعث جنگها، جدالها، كشتارها و همه كشمكشهاى مردمى مىباشد.
برادران عزيز، تا مىتوانيد قانون و مقرّراتى جعل كنيد تا اين كه مجالى براى دستورات و قوانين دين و مذهب باقى نماند، زيرا حاكميّت علماى دين را تا مىتوانيم از بين برده و كار دين و دينداران و مؤمنين را با خدا يكسره كنيم(6). حزب ماسونى، در چندين سال اخير نقشهاى مهمّى در سياست اروپا داشته است(7).
افراد اين حزب نبايد به هيچ دينى معتقد باشند(8).
فرد ماسونى ممكن است (وطنپرست) باشد، ولى به شرط آن كه پاى بند به مقرّرات حزب ماسونى باشد.
افراد اين حزب مىتوانند كارمند دولت، وكيل مجلس و يا رئيس جمهور بشوند، به شرط آن كه بدون مشورت با مجلس ماسونى كارى انجام ندهند و از هدف ماسونيسم نبايد دور شوند(9). اگر فرد ماسونيسم، زمامدار مملكتى شد، بقيه افراد حزب را بايد در كنار خود به مقامات عاليه برساند(10).
ماسونيسم، حزبى است مخفى كه هدفش نشر افكار و عقائد خود و چيره شدن بر جهان و جهانيان است و اگر گروهى افكار ما را قبول كنند سبب راحتى ما مىگردند(11).
ماسونيسم يگانه حزبى است كه با اديان، عقائد و مقدّسات دينى سخت مبارزه مىكند(12). هدف ما اين است كه دولتها و ملّتها را بر پايه انكار خدا تأسيس كنيم(13).
هدف ماسونيسم برپائى نظام جمهورى لامذهب بودن در جهان مىباشد(14).
آنها براى رسيدن به اهداف خود بايستى تشكيلات خانواده را به هم زنند و اصول اخلاقى جامعه را كاملاً بدون داشتن دين و اهميّت دادن به ناموس و اخلاق حسنه تربيت كنند. البته اين كار در مرحله اوّل مشكل به نظر مىرسد ولى چون در ميان آنها ميل به شهوت و لاابالى گرى فطرى و طبيعى است از اين رو شايد چندان هم مشكل نباشد.
افراد حزب را با مقامهاى بالا در حزب، فريب داده و آنها را به ناهمواريهاى زندگى آشنا مىسازند، تا از زير بار حزب شانه خالى نكنند.
يكى از اهداف بزرگ مهم آنها اين است كه تشكيل خانواده را جدّى نگرفته و اهميتى به رفع مشكلات خانواده نمىدهند گرچه همه نقشههاى آنها نقش برآب خواهد شد.
طبيعت انسان ميل به محرمات و شهوترانى است و اين وظيفه ما است كه درجه حرارت شهوت را در جامعه بالا ببريم، تا اينكه به تمام مقدّسات خود كافر گردند.
تنها از اين راه مىتوان افراد را براى ورود و جذب در حزب آماده كرد(15).
انسان بايستى بر خداوند، خود چيره شده و عليه او اعلام جنگ كند.
آسمانها را مانند ورق كاغذ، پاره پاره كند(16).
الحاد و شرك به خداوند، يكى از مفاخر اين حزب است.
و شعارهاى آنها اين است كه زنده باد مردان و زنان دليرى كه به اصلاح دنياى خويش پرداختند و منتظر آخرت نشدند(17).
به زودى بايد مؤمنين، دينداران و متديّنين را اعدام كرد و بدين وسيله بر عقائد باطله آنها پيروز شد(18).
فراموش نكنيد، ما از دشمنان حقيقى اديان هستيم(19).
يكى از ذخيرههاى پرارزش بشر اين است كه پاى بند هيچ عقيدهاى نباشد. آنچه مردم به آن عقيده دارند از ترشحات فكر و انديشههاى انسان است، مغز انسان است كه حقيقت را مىتراشد و بخورد ديگران مىدهد و بر ما است كه از اين حقيقت منتهاى استفاده را بكنيم. جمال و زيبائى و الحاد در همين است و اين تنها هدف گمراهى و اساس بين ريشه الحاد است(20). هدف تنها اين نيست كه بر (متدينين) غالب شويم بلكه هدف ما نابود ساختن آنها است(21).
نتيجه جنگى كه بر عليه (دين) آغاز كردهايم، جدائى دين از سياست است(22).
تمام قوانين سياسى و اجتماعى را كنفرانسهاى ماسونى وضع مىكند(23).
به زودى ماسونيسم جاى اديان را گرفته و (مساجد و معابد) آنها تبديل به (محفلهاى) ماسونى خواهد شد.
وقتى (البرت بايك) فوت كرد و به جاى او آقاى (لمى) رئيس حزب انتخاب شد، عكس (مسيح) را بر سر در قصر (ماسونيسم) نصب كرده و در زير آن عكس چنين نوشتند: پيش از آن كه اين مكان را ترك گوئيد بر صورت اين شيطان خائن آب دهان بياندازيد(24). زمينه براى انقلاب (ماركس) آماده است، فقط بايد با (كارگران) هم صدا شده و اعلان انقلاب كنيم و حتما اين انقلاب پيروز خواهد شد، زيرا ما (قوّه متفكّره) اجتماع هستيم و كارگران (قوّه مادى) اجتماع مىباشند، وقتى اين دو قوّه باهم جمع بشوند اضطراب و انقلاب بزرگى به وجود خواهد آمد(25).
افراد حزب ماسونى اكثريّت دستگاه حاكمه فرانسه را تشكيل مىدهند(26).
آزادى پدران به اصطلاح (مقدس) مصالح ما را تهديد مىكند(27).
سالخوردگان را اهميّت نداده و نسل جوان را دريابيد، سعى كنيد نوجوانان و جوانان را به مجالس خود جلب كنيد، تا تعاليم حزب را در كودكى و جوانى بياموزند(28).انطباعات دوران كودكى، هرگز فراموش نمىشود و بايد افكار خود را در آن دوران به جوانان تزريق نمائيم و آنها را دور از دين و خدا و مقدّسات تربيت كنيم(29).
1 ـ دائرة المعارف بريتانيا (Encyclopaedia Britanica 1911 Masonism).
2 ـ اصل الماسونية، تأليف عوض الخورى، صفحه 35 (The origin of Masonism).
3 ـ الخطب الاربع، محفل السلامة الماسونى.
4 ـ همان مدرك.
5 ـ كنفرانس شرق اعظم، سال1923 م.
6 ـ نشريّه محفل ماسونى فرانسوى بزرگ، سال1922.
7 ـ مجلة الشرق الكبير.
8 ـ مذاكرات كنفرانس ماسونى فرانسوى در سال1897.
9 ـ البناء الماسونى، سال1889.
10 ـ كنفرانس محافل ماسونى، سال1884.
11 ـ كنفرانس مشرق اعظم فرانسوى، سال1923.
12 ـ مجله آكاسيا، ايتاليا، سال1904.
13 ـ كنفرانسى كه به يادبود اعلاميه حقوق بشر در سال1889 تشكيل شد.
14 ـ كنفرانس ماسونيسم جهانى، سال1900.
15 ـ از سخنرانى ماسونى بزرگ آقاى (بيكزتو) در سال1921.
16 ـ از سخنرانى (ليفرج) در سال1965.
17 ـ (انه بانزنت)، صفحه2 ، لندن سال1882.
18 ـ محفل ماسونى بزرگ ، سال1922.
19 ـ مظاهر كنفرانسى ماسونى، سال1911.
20 ـ جين جيرس، سال1895.
21 ـ مذاكرات كنفرانس ماسونى جهانى، سال1900.
22 ـ مجله آكاسيا، سال1903.
23 ـ نشريّه دانشگاه (نانسى) فرانسوى، سال1903.
24 ـ مشرق ماسونى اعظم.
25 ـ مجله آكاسيا، سال1903.
26 ـ كودو، وزير سابق فرانسوى، در كنفرانس1964.
27 ـ نشريه مشرق اعظم، سال1903.
28 ـ از تعاليم ماسونيسهاى آزاد (Freemasonery).
29 ـ از تعاليم (فيلنى) ماسونى. http://www.yahood.net/
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهوالحجـه pakhshe mostaghim maraseme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: شنبه 12 آذر 1384 : 04:03:46
|
هوالله
صهیونیست و تبلیغات و اهداف تبلیغاتی صهیونیست ها
از آنجا که یهودیان در طول تاریخ زندگانی، در حال آوارگی بوده اند و هیچگاه برای خود سرزمین و وطنی نداشته اند و پیوسته به صورت اقلیت در جوامع میزبان زندگی کرده اند ،موضوع در اقلیت بودن پیوسته آنان را نیازمند جلب عواطف جامعه میزبان نموده است ، و از آنجا که خود آنان فاقد عده و عده و ابزار کار بوده اند ، پیوسته مقاصد خود را به دست دیگران انجام داده اند، آنان برای خروج از زندان بابل ، نیازمند جلب عواطف یک قدرت خارجی بوده اند، برای تجدید بنای معبد اورشلیم نیازمند حمایت مادی و معنوی ملوک فارسی بوده اند، و برای جلب نظر ملوک فارسی نیازمند اعزام فرستادگان و مبلغان و یا برانگیختن آتش فتنه و کینه و عداوت دیگران بوده اند، بنابراین ناهنجاری و ناسازگاری از یکسو و نازمندی و ناتوانی و ضعف آنان از سوی دیگر ، پیوسته آنان را مجبور نموده تا در توسل به قدرت ها و جمعیت های نیرومند زمانه، از هر راه و طریقی وارد شوند. اینان برای به قتل رساندن عیسی (ع) به حکومت روم متوسل شدند وآنان را در برابر آن پیغمبر قرار دادند و در زمان پیامبر اکرم (ص) ، کفار قریش را به جنگ با پیامبر خدا تحریک نمودند و در هر عصر و دوره ای چنین شیوه ای را در پیش گرفته اند و جناح ها را به جنگ یکدیگر انداخته اند و سرانجام هم ایادی پنهان و آشکار آنان شناسایی شده و مورد تعقیب قرار گرفته مجددا آواره روزگار گردیده اند .چنانکه قرآن کریم می فرماید: هر گاه اینان فتنه ای برپا می کنند، خداوند فتنه آنان را خاموش کرده و در نهایت خود آنان گرفتار می شوند، و این شیوه قدیمی قوم یهود است و نتیجه آن هلاکت و نابودی خودشان می باشد که این یک سنت الهی است و دیر و زود دارد ولی تعطیل بردار نیست. در فتنه اخیر و پیدایش صهیونیسم و تشکیل دولت غاصب و نامشروع یهود، یهودیان مجددا به همان شیوه های شیطانی وناهنجاری های خویش روی آورده همان گام ها را بر میدارند که خلاصه این شیطنت ها را می توان در پروتکل های حکمای یهود ملاحظه کرد . در این پروتکل ها یا " انجیل بلشویک" که اولین بار در روسیه تزاری افشا شده است (1) که در همان حال نشان دهنده افکار یهودیان می باشد، بزرگان یهود برای تشکیل یک حکومت و دولت جهانی یهودی 24 ماده و برنامه ارائه داده اند،که یکی از آنها تسلط یافتن بر وسائل ارتباط جمعی و وسائل اعلام جهانی از قبیل مطبوعات و کتاب ها و سمینارها و رادیو و تلویزیون و همه وسائلی است که به نحوی با چشم و گوش و ذهن و فهم جوامع ارتباط دارد. در مبحث پیرامون یهود و صهیونیسم پیوسته به این نکته باید توجه داشت که رشد و نمو یهود و توسعه و گسترش صهیونیزم ، یک موضوع توام و همزمان با استعمار است، یعنی هر گاه تعادل جوامع بشری به هم بخورد و یک گروه مستکبر و جهانخوار و استعمارگر و استثمارگر پدید آیند و در برابر این زورمندان و مستکبران قهراً یک انبوه گرفتار و مستضعف و ناتوان و پراکنده بوجود آیند، در چنین شرایطی ودر چنین انحرافی ودر چنین سقوطی، زمینه رشد و نمو برای قوم یهود پیدا می شود و یهودیان به خاطر احساس حقارتی که در طول تاریخ داشته و دارند در چنین زمینه ای می توانند بهترین خدمتگزاران و عوامل فتنه فساد به سود ستمگران و به ضرر مردم و ملت ها باشند و این حقیقتی است که هم یهودیان آن را در خودشان دارند و هم ستمگران از آن آگاهی کامل دارند و ملت ها نیز کم و بیش یهودیان را به این اوصاف شناخته اند . بنابر این همزمان با ضعف و پراکندگی و ناتوانی سرزمین های اسلامی و قدرت گرفتن و پیشروی دولت های ااروپائی و همزمان با سقوط مبانی فرهنگی و اخلاقی در جامعه بشریت و پیدایش بی دینی و کفر والحاد و مادی گرایی، ناگهان قوم یهود که در همه جا مورد تحقیر و توهین همیشگی همه ملت ها درهمه ازمنه بودند و خیانت های آنان روزگار را به آنان تیره و تار کرده بود مجدداً به شور و هیجان و حرکت افتادند و همزمان با پیدایش استکبار و استعمار جهانی اینان بار دیگر در صحنه پدیدار شدند و احساس کردند که می توانند در هر جا خدمتگذاران خوبی برای ایادی استعمار باشند و متقابلاً استعمارگران و استثمارگران فهمیدند که در هر کجا که قصد فتنه و آشوب و چپاول ثروت های عمومی و تخریب تمدن و فرهنگ ملت ها داشته باشند بیش از هر تفرقه و جماعتی می توانند به قوم یهود اعتماد کنند. بنابراین در جنگ جهانی اول ، در جنگ دول اروپایی با خلافت عثمانی و با کلیه کشورهای اسلامی، اینان بهترین عامل برای بریتانیای کبیر بودند در نبرد ناپلئون با مصر و سوریه و خاور میانه اینان بهترین عامل استعمار شمرده می شدند، و اکنون نیز در مبارزه با اسلام و مسلمین به سرپرستی آمریکا بهترین دوست دوستان آمریکا به حساب می آیند و در هر کجا که دلالی به سود ستمگران و به ضرر مظلومان مطرح باشد قوم یهود می تواند شخصیت خود را به منصه ظهور برساند، و در رشته تبلیغات جهانی و رسانه ای گروهی در خدمت استعمار و در تحریف حقایق و فرهنگ زدایی و اسلام زدائی استعمارگران تحقیقاً محل تعدی و نفوذ برای یهودیان باز است و طبیعی است که این ابزار خطرناک به دست آنان سپرده شده باشد.
http://www.yahood.net/
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهوالحجـه pakhshe mostaghim maraseme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: شنبه 12 آذر 1384 : 04:06:28
|
هوالله
دخالت صهیونیزم در جنگ جهانی اول و دوم
در خلال جنگ اول جهانی آز انجا که نتیجه جنگ معلوم بود و ضعف امپراتوری عثمانی و عدم انسجام و وحدت درونی آن شناخته شده بود و دول برگ اروپا مانند فرانسه و انگلستان چشم طمع به سرزمین های بزرگ و منابع سرشار امپراتوری دوخته بودند، بنابراین خیلی زود یهودیان به عوامل مزدور و ستون پنجم دول اروپایی تبدیل شده اند، با اینکه در طول تاریخ قرون گذشته بیشترین رنج و مصائب را از جانب مسیحیان اروپایی دیده بودند، معذلک خیلی زود شروع به همکاری با چپاولگران غربی نمودند و در ضربه زدن به دنیای اسلام با کشورهای مهاجم همراه شدند. بعد از پایان جنگ جهانی اول به سال1919 که امپراتوری عثمانی قدرت استقامت و سیادت خود را از دست داد و دولت های فاتح با وارثان امپراتوری عثمانی یعنی خاندان شریف حسین وارد گفتگو شدند تا به اصطلاح به وعده خود وفا کنند و یک دولت واحده عربی و حکومت متحده عربی تشکیل دهند و به سوی صلحی پایدار به گمان خود حرکت کنند، در این هنگام و در زمان ضعف و بی صاحبی کشورهای اسلامی و قدرت و سلطه و غلبه کشورهای اروپایی و غالب، صهیونیست های تازه از راه رسیده در کنار دولت های غالب قرار گرفتند و ایادی نفوذی آنان و ثروت های فراوان آنان متوجه سران دول پیروز شدند تا بتوانند نظاره گر سهیم در چپاول و غارت سرزمین های جدی آسیا و آفریقا و امپراتوری عثمانی باشند و در ضمن مساله تشکیل یک وطن قومی را برای جمعیت آواره و پراکنده مطرح کنند. در این هنگام که سرزمین های عربی که در متلاشی کردن امپراتوری عثمانی بهترین خدمت ها را در اختیار فرانسه ، انگلستان و آمریکا و ایتالیا قرار داده بودند تا انگلستان با شریف حسین وارد گفتگو شود و با تشکیل یک دولت واحده عربی موافقت کند، ناگهان در کنفرانس پاریس که قرار بود آخرین نتایج جنگ اعلام شود ،در این اجلاس پاریس که بدون حضور سران کشورهای عربی، و در حضور عوامل صهیونیستی برگزار شد، گامی در راه تشکیل حکومت عربی واحده برداشته نشد و نامی از شریف حسین آورده نشد ، لیکن در عوض سخن از حمایت از ملت های مغلوب و تحت ستم به میان آمد، که در واقع به معنا و مفهوم تشکیل کشورهای کوچک و در نهایت به معنی و مفهوم تشکیل یک وطن یهودی در سرزمین فلسطین می بود. تصمیم های متخذه در این موتمر که تحت تاثیر جریانات صهیونیستی عالمی بود به قرار زیر می بود: 1. تفکیک آلمان و جدایی ملیت های غیر آلمانی از آن. 2. اتفاق نظر در تجزیه سرزمین امپراتوری عثمانی. 3. اتفاق نظر بر سر تقسیم بندی های جدید و پیدایش قسمت های جداگانه در سرزمین های عربی تحت نفوذ امپراتوری عثمانی. 4. استقبال فلسطین و جدایی آن از امپراتوری عثمانی و تشکیل وطن یهودی. 5. مطرح شدن زعما و شیوخ متعدد برای اداره سرزمین های عربی به عنوان کشورهای جدید التاسیس. در این دوران دشوار ، یعنی در هنگامی که سلطه و پیروزی دولت های اروپایی و در زمینه انقراض و برکناری امپراتوری عثمانی و غیبت کشورهای عربی از صحنه سیاست و از صحنه کنفرانس های این کشورها، سرزمین های عربی با وضعیتی به شرح زیر گرفتار بود: 1. مصر سرگرم یک نهضت وطنی ویرانگر بود که توسط سعد زغول رهبری می شود و طالب استقلال و آزادی بود و توجهی به مصالح یک امت اسلامی و حق یک امت عربی نداشت و حکومت ظاهری مصر خود تحت الحمایه انگلستان می بود،1919-1914 . 2. عراق نیز سرگرم نهضت وطنی با هدف استقلال خواهی و جدایی طلبی بود که با قوای انگلیس درگیر بودند. 3. سوریه و اردن، به عنوان یک سرزمین واحد تحت تصرف فرانسه و انگلستان اداره می شدند و سیاست استعماری این دو کشور در آنجا مشغول فتنه انگیزی بودند و مبارزات آزادی خواهی انتشار یافت. 4. لبنان در استمار فرانسه بود. 5. فلسطین تحت اشغال انگلستان بود و انگلیس و آمریکا در مورد آینده آن و اسکان یهودیان در آن سرگرم گفتگو بودند و وعده بالفور در خفا کار آن را یکسره کرده بود. 6. جزیرة العرب نیز در گیر تحولات اجتماعی و سیاسی شدید بود، با تحریک عوامل انگلستان ملک عبدالعزیز بر سرزمین حجاز استیلاء یافت و خاندان حسین شریف از آنجا رانده شد و سرانجام خاندان سعودی به حجاز و سایر نقاط جزیرة العرب تسلط یافتند و پیدایش دولت های عربی شکل گرفت. 7. سرزمین یمن دستخوش فتنه واشوب بود، امام حمید الدین در آنجا داعیه استقلال داشت و در عین حال خطر انگلستان و ایتالیا آنجا را تهدید می کرد. 8. سودان نیز شاهد اضطرابات و منازعات متعدد بوده گاهی تحت سلطه انگلستان و زمانی تحت مدیریت مصر بود. 9. لیبی با نام جدید لیبی در نقشه جغرافیایی پیدا شد ودرحالیکه به رهایی از امپراتور عثمانی و مظالم حکام ترک می اندیشید خود را در چنگال استعمار ، استعمارگر احساس می نمود. 10. تونس و الجزایر و مغرب، اینان نیز در چنگال فرانسه فرو رفته بودند و ارتباط آنان با جهان اسلام و خاور میانه قطع و گرفتار فتنه های فرانسه، پرتغال و اسپانیا و اخیراً آمریکا شده بودند.(1) 11. از سرزمین کویت نیز بوی نفت استشمام شده بود و انگلستان به منافع آن چشم دوخته بود. بحرین و قطر و امارات عربی نیز هر کدام به طور جداگانه مطمع نظر انگلستان قرار گرفته، انگلستان در صدد چپاول سرزمین ها و منابع آنان و شیوخ خوانین آنها در اندیشه مامله با ارباب استعمار و رسیدن به منافع شخصی خود می بودند.(2) در چنین روزگاری سخت و حساس و دشوار، در حالیکه در سرزمین های عربی هیچ مرکزیتی وجود نداشت که بتواند با نیروهای غالب گفتگو شود، عوامل ثروتمند و پر نفوذ فرصت طلب صهیونیست در کنار سران کشورهای غالب قرار گرفته بر سر تصاحب فلسطین و اسکان یهودیان در آنجا چانه می زدند. در چنین وضعیت نفوذ یهودیان در آمریکا و نفوذ عوامل صهیونیست در دولت نلسون بیشترین خدمات را به سود یهودیان عالم انجام داد و نتیجه این نفوذ صهیونیسم در دولت " نلسون" و فشار امریکا بر فرانسه و انگلستان و ایتالیا منجر به صدور وعد " بالفور " توسط انگلستان گردید. و در نهایت امپراتوری عثمانی توسط نهضت های کور و ملی گرایانه عرب ها منقرض شد و اعراب به آرزو و هدف خود که تشکیل یک حکومت عربی مستقل و نیرومند بود نائل نشدند و در عوض مقدمات تاسیس دولت اسرائیل به شکل یک وطن یهودی فراهم گردید و ده ها استان عرب نشین پدید آمد، که هر کدام با دیگری به جنگ و ستیز پرداختند و هر گروهی موجبات خوف و وحشت و فتنه و اضطراب گروه دیگر را فراهم ساختند. در این برهه از زمان که سرنوشت سرزمین های مغلوب توسط 4 دولت غالب یعنی : فرانسه، انگلستان، آمریکا و ایتالیا معین می شد، در کنار هر یک از سران این کشورهای غالب،گروهی از سران صهیونیست حضور داشتند، بطوریکه "کشیش" انگلیسی یهودی به عنوان مستشار نظامی در هیأت "ویلسون" حضور داشت و براندیزی ـ براندیس ـ آمریکایی مشاور وایزمن در موضوع تعیین حدود فلسطین کار می کرد و "مندل روتچیلد " منشی "کلیمنو" فرانسوی به عنوان عامل صهیونیزم حضور داشت و ساسون یهودی به عنوان منشی " لوید جرج" خدمت می نمود و سران چهار قدرت غالب : دکتر ویلسون امریکایی ، لوید جرج انگلیسی ، کلیمانسو فرانسوی، واولندور ایتالیایی در حالیکه عوامل صهیونیستی اطراف آنان را گرفته بودند، به تقسیم میراث امپراتوری عثمانی و سرزمین های شمال و جنوب و شرق و غرب آفریقا و مناطق بزرگی از آسیا مشغول شدند. http://www.yahood.net/
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهوالحجـه pakhshe mostaghim maraseme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: شنبه 12 آذر 1384 : 04:08:52
|
هوالله
نقش یهودیان در پیدایش اسرائیل
هنگامی که در نظر آوریم از مجموع 000/500/11 یهودی در کل عالم، بالغ بر 000/215/5 نفر آنان قبل از جنگ جهانی اول در روسیه می زیسته اند باید بپذیریم که در آن روزگار، روسیه سرزمین مادر و سرزمین اصلی یهودیان بوده است و در این دوران حکومت روسیه با مساله ای به عنوان " مشکل یهودیان " مواجه شد، که این مساله از دوره حکومت کاترین 1796- 1729 مطرح بود و در هر روزگاری حکومت روسیه با مشکل یهودیان به نوعی برخورد کرده بود، مانند منع تملک اراضی، منع خروج از شهر ، اسکان در مناطق، و محلات مخصوص به نام " گیتو" ، نصب علامت مخصوص ، عدم اختلاط با مردم ، دادن مالیات های سنگین. یهودیان در برابر این سخت گیری ها و شدت عمل ها که نتیجه قهری حرص و طمع و رفتار ناهنجار خودشان بود، دو راه در پیش گرفتند: اولاً: به گروه مخالفین حکومت تزار پیوسته و بطور مستقیم و غیر مستقیم در شورش های کارگران و کشاورزان شرکت نمودند، و ثانیاً: راه هجرت به ممالک مجاور و سرانجام آمریکا و آرژانتین و دیگر نقاط را درپیش گرفتند. هجرت یهودیان از روسیه تزاری که از سال 1840 آغاز شد و شدت یافت سرآغاز فصل جدید در زندگانی یهودیان به حساب می آید. دراین مورد "بارون مویس دی هیرش" ثروتمند شماره 1 یهودی آلمانی الاصل بلژیکی پیشنهاد کرد که یهودیان به سرزمین های کم جمعیت که هنوز سکنه زیادی نداشتند هجرت کنند و برای این هجرت سرزمین آمریکای جنوبی مورد شناسایی قرار گرفت و انتخاب شد وسرانجام در مذاکراتی که بین بزرگان یهود و حکومت های انگلستان و روسیه به عمل آمد قرار شد سالانه 000/125 یهودی روسیه تا مدت 25 سال به خاک آرژانتین مهاجرت کنند ، که البته مهاجرت به آرژانتین به این وسعت انجام نگرفت و یهودیان بیشتر روانه ایالات متحده آمریکا و بخصوص روانه شهرهای بزرگ و صنعتی آنجا شدند. لیکن یهودیان در سراسر عالم و بخصوص در روسیه علاج نهایی کار را در مهاجرت به فلسطین و تشکیل یک وطن یهودی و در حقیقت یک دولت مستقل تشخیص دادند و همه یهودیان و لا اقل مهاجران از روسیه دارای دو هدف گردیدند: مخالفت و تبلیغات در سراسر جهان بر ضد حکومت تزاری روسیه و کوشش و تلاش برای مهاجرت نهایی به خاک فلسطین و مساله مخالفت با حکومت تزاری و تشویق به مهاجرت یهودیان از سرزمین روسیه به قصد تملک و تصاحب سرزمین های بلاصاحب قاره جدید آمریکا موضوع همه روزنامه ها و جرائد منتشره توسط یهودیان در اروپا و روسیه و دیگر سرزمین ها شده بود. هم زمان با این تبلیغات که البته تبلیغات پیرامون اسکان یهودیان در فلسطین صورت علنی نداشت و سران صهیونیزم به مناسبت های سیاسی و خوف از عکس العمل شدید اعراب آن را مخفی میداشتند، همزمان با این تحریک ها،امپراتوری عثمانی از فروش هرگونه زمین و از اعطاء هر گونه تسهیلاتی برای اسکان یهودیان در فلسطین جلوگیری می کرد، و معذلک به سبب پرداخت رشوه های فراوان و تمسک به انواع حیله ها و نام های جعلی تا قبل از تاسیس اسراییل تعداد 862/30 نفر یهودی از خاک روسیه روانه فلسطین شده و در آنجا ساکن شدند که به علت نبودن پاسپورت و مخفی کاری یهودیان، شناسایی آنان نیز دشوار بود و بیشتر به عنوان تجار روسیه بودند تا به عنوان مهاجران یهود، تعداد کل یهودیان در همان ایام در خاک فلسطین که از دیگر نقاط اروپا مهاجرت کرده بودند بالغ بر 000/335 نفر بود که یک دهم این جمعیت را فراریان روسیه تشکیل می دادند.(1) از انجا که فلسطین گنجایش پذیرایی مهاجرین زیادی را نداشت و اخبار فراوانی پیرامون آسایش و سلامت و امکانات فراوان در آمریکا در افواه مردم و بخصوص در جامعه یهودیان رواج داشت، و بخصوص با سخت گیری های ترکیه عثمانی در مورد اسکان یهودیان در فلسطین . بنابراین یهودیان روسیه ترجیح دادند که در درجه اول به آمریکا مهاجرت کنند. در این مورد شرکت های کشتیرانی با تایید جمعیت توطن یهودی و سرمایه سرمایه داران روسی و آمریکایی وارد عمل شدند و کار فراری دادن آنها از روسیه و انتقالشان از اروپا و کشورهای دیگر به قاره آمریکا آغاز شد و با رسیدن گروهی از یهودیان روسیه به آمریکا راه برای دیگران باز شد و در سالهای بین 1890- 1970 گروه فراوانی از یهودیان خود را به آمریکا رساندند، و این مهاجرت چنان گسترده و همه جانبه شد که حتی موجب اضطراب و شک و تردید مقامات آمریکایی قرار گرفت، و البته به طور همزمان یهودیان فراری به استرالیا و آفریقای جنوبی و آرژانتین و فلسطین نیز مهاجرت می نمودند. بر حسب برخی آمارها که تا حدودی هم به صورت تخمین می باشد تعداد یهودیان روسی مقیم آمریکا در سالهای 1870- 1820 در حدود 500/7 نفر بوده و حال آنکه این تعداد در دهه های بعد به ترتیب 000/40 نفر،و 000/135 نفر، و 000/279 نفر و سرانجام در آغاز قرن 20 و دهه اول قرن 20 به 000/704 نفر رسید، سرانجام قبل از جنگ جهانی اول تعداد یهودیان روسی و لهستانی که آنان نیز مستعمره روسیه بوده اند ، بالغ بر 000/000/2 نفر مهاجر بوده است.(2) در هر حال توسط همین یهودیان مهاجر و ساکن آمریکا است که: اولاً: مرکز تغذیه فکری و مالی شورش های کارگری و کشاورزی داخل خاک روسیه تزاری تاسیس می شود و صندوق هایی برای جمع آوری کمک به یهودیان درون روسیه به وجود می آید، ثانیاً: مساله نیاز یهودیان به تشکیل یک وطن یهودی مطرح و تبلیغ می شودو ثالثاً: فعالیت های گسترده ای در سطح سران کشورهای اروپایی برای تاسیس اسراییل تأیید می گردد. بدینگونه یهودیان رانده شده از روسیه یکی از پایه گذاران اصلی وطن یهودی در فلسطین به شمار می آیند و وایزمن اولین سرپرست فلسطین اشغالی یکی از همین افراد می باشد. ذکر این نکته لازم است که در 40 سال قبل از جنگ جهانی اول تعداد 000/120 نفر از یهودیان روسیه به کشور انگلستان پناهنده شدند و وجود قارچ گونه آنان در انگلستان یکی از عواملی بود که دولت انگلستان موضوع تشکیل یک وطن یهودی را مورد مطالعه و پیگیری قرار داد، تا بتواند مرکز ثقل بلیه ای را که متوجه انگلستان شده است به سوی خاور میانه انتقال دهد، که وایزمن یکی از این یهودیان خانه به دوش روسی الاصل مقیم انگلستان بود. یهودیان فراری و مهاجران روسیه غیر از ایالات متحده آمریکا به سایر سرزمین های جهان مهاجرت کردند که کشور کانادا ، آفریقای جنوبی و شمال آفریقا بخصوص کشور الجزایر سهم بیشتری از این مهاجرت را داشتند، و همزمان با گسترش این مهاجرت ها نفوذ صهیونیزم در همه این کشورها نیز گسترش یافت ، که حضور این یهودیان و اختلاط آنان با دیگر یهودیان در هر کشور و سرزمین داستان مخصوص به خودش را دارد. http://www.yahood.net/
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهوالحجـه pakhshe mostaghim maraseme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: شنبه 12 آذر 1384 : 04:19:39
|
هوالله
اقلیت صهیونیست در آمریکای لاتین
آمریکای لاتین یکی از عمده ترین مراکز یهودی نشین در عالم می باشد، بطوریکه در درجه اول آرژانتین بیشترین یهودی نشین در آمریکای لاتین به حساب می آید که 475 هزار یهودی در ان سکونت دارند، که البته گفته می شود جمعیت واقعی یهودیان بیش از این تعداد است. آمار زیر نشان دهنده حداقل یهودیان در کشورهای آمریکای لاتین می باشد: (1970 میلادی) آرژانتین 000/475 نفر که فقط 000/350 نفر در بوینس آیرس ساکنند. برزیل 000/180 نفر اوروگوئه 000/52 نفر مکزیک 000/40 نفر شیلی 000/35 نفر کوبا 000/2 نفر این یهودیان درحقیقت هر کدام یک صهیونیست فعال هستند که در نهایت به سود سازمان یهودی عالمی کار می کنند و در آمریکای لاتین این یهودیان دارای صدها گونه انجمن و سازمان و موسسه خیریه و اجتماعی و نفوذی می باشند که عوامل نفوذ صهیونیزم به حساب می آیند.(3) در درجه اول منظوراسرائیل از حضورو نفوذ در دول آمریکای لاتین بهره برداری از آراء این دولت ها در سازمان ملل متحد می باشد که پیوسته در مسائل حساس آراء این دولت ها پشتیبان اهداف جهانی اسرائیل بوده است و به هنگام تاسیس دولت غاصب و نژادپرست اسرائیل از مجموعه 31 رای موافق، 14 رای موافق مربوط به کشورهای آمریکای لاتین بود اطلاعات ما پیرامون توطئه های آشکار و مخفی یهودیان بسیار ناچیز و ضعیف است ، نویسندگان و محققان باید در این زمینه دست به کارهای جدی بزنند ، لازم است توطئه هایی که در این کنفرانس ها انجام می گیرد، افشاء شود، ما در فقر اطلاعاتی غرق شده ایم که باید برای آن فکری بشود، در هر حال، اینک نفوذ صهیونیزم در برخی از این کشورها را به اختصار مرور می کنیم.(4) http://www.yahood.net/
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهوالحجـه pakhshe mostaghim maraseme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: شنبه 12 آذر 1384 : 04:22:12
|
هوالله
فعالیت های صهیونیستی در آرژانتین
فعالیت های صهیونیستی در آرژانتین ، مانند هر دیار دیگری با هدف فسادانگیزی وگسترش فقر در مردم و انتشار فتنه و آشوب در جامعه پیگیری می شود، تا از این بابت پیوسته بین مردم و دولت اختلاف و آشوب برقرار باشد و دولتمردان پیوسته نیازمند کمک های خارجی و عوامل اسرائیل باشند. یهودیان آرژانتین آنچنان بر اوضاع کشور مسلط هستند که در واقع در اندیشه تاسیس یک دولت یهودی در آن سامان می باشند که نام آن را نیز "ایندیانا" گذرانده اند.(1) دکتر " لوندی" که یکی از منتقدین حکومت در آرژانتین می باشد بیان میکند که همه مراکز حساس و کلیدی مملکت در دست یهودیان صهیونیزم می باشد، این مراکز حساس عبارتند از : رئیس بانک مرکزی مدیر کل مالیات بر در آمد مدیر بانک توسعه وزیراقتصاد، خوسیه جولبار که فضایح مالی فراوان به بار آورده است. علاوه بر این گفته دکتر لوموندی بزرگترین شرکت های تجاری خارجی و بین المللی در دست یهودیان می باشد که موجب سلطه صهیونیزم در همه امور و دور ماندن مردم از مصالح می باشد. دکتر لوموندی می گوید: " منظور یهودیان آرژانتینی این است که در قبال فلسطین که در خاور میانه توسط صهیونیست ها اشغال شده و به یک دولت اسرائیل تبدیل شده است، دو قطعه باتاگونیا و دامنه های آندیز به یک سرزمین صهیونیستی تبدیل شوند و یک دولت مستقل یهودی جدید تاسیس شود، که هم اکنون گروه های صهیونیستی دست اندرکار تعلیمات نظامی برای تاسیس چنین حکومتی می باشند." در آرزانتین سه سازمان عظیم و مقتدر صهیونیست مشغول فعالیت های سیاسی و همه جانبه می باشند که به قصد سلطه بر آرژانتین تلاش می کنند. این موسسات علاوه بر فعالیت های اختصاصی و معین، می کوشند تا اقلیت یهودیان آرژانتین را تحت تعلیم و تربیت خاص قرار داده آن را به سوی اهداف معین و مطلوب صهیونیستی و حفظ سنت های یهودی سوق دهند، در سال 1972 بودجه اینان جهت ارائه تعلیمات به یهودیان آرژانتین بالغ بر سه میلیارد و 279 میلیون دلار بوده است، در هر حال این سازمان ها عبارتنداز : سازمان " لادیا" این سازمان دارای 000/27 عضو که اینان مسئول فعال نگاه داشتن یهودیان و ارائه تعلیمات لازمه به آنان در جهت حفظ سنت های قدیمی خود می باشند، ریاست این سازمان با صهیون کوهین یهودی می باشد که تسلط او بر رجال سیاست در آرژانتین مانند "وایزمن" در فلسطین می باشدو صهیون کوهین ، مورداعتماد کامل مجلس صهیونیست جهانی می باشد. سازمان "لاآمیا" که این سازمان مسئول همکاری و هماهنگی بین انجمن ها و گروههای یهودی می باشد، بر موسسات تعلیمی و ورزشی و بهداشتی نظارت دارند و تحت نام پیشاهنگی ، جوانان یهودی را با تعلیمات نظامی آشنا می کنند و دارای 14 پایگاه آموزشی نظامی می باشد. سازمان "لااوسا" که این سازمان مسئول انجام کارهای مخفی بوده و تعلیمات نظامی و تروریستی توسط اینان به اجراء در می آید، و روش های مخصوص به خود دارند، برای کوچاندن یهودیان از سرزمینی به سرزمین دیگر در ایجاد خوف و وحشت و ترور و قتل دسته جمعی می زدنند تا به این وسیله از راه مظلوم نمائی و با تهدید به اهداف نهائی خود برسند. در کنار این سازمان های بزرگ سازمان های دیگری هستند که در کارهای انتخاباتی و تشکیل احزاب و خرید آراء تلاش می کنند و اصولاً مطبوعات و رادیو و تلویزیون آرژانتین در دست شرکتهای سرمایه داری یهودی می باشند. از موسسات مهم یهودیان در آرژانتین موسسه "نجات یافتگان" است که اینان پیرو یهودیانی هستند که از زندان های هیتلر گریخته اند، اینان سازمانی هستند که در آرژانتین بر ضد کمونیست ها و بر ضد سازمانهای عربی فعالیت می کنند. یکی از اهداف مهم صهیونیست در آرژانتین مساله تسلط بر نشر فرهنگ و علم و سیاست می باشد، بطوریکه هم اکنون بزرگترین موسسه انتشاراتی آرژانتین یعنی موسسه " آوفریل" در تملک یهودیان می باشد. در این موسسه 10 مجله هفتگی و ماهانه چاپ و توزیع می شود، علاوه بر اینها مجلات " جهان اسرائیل" "صهیون نوین" "نور" " حوادث" " ارض اسرائیل" و "لابوسی" در مورد شئون اسرائیل به چاپ رسیده، توزیع می گردد، روزنامه های معروف آرژانتین نیز تحت سلطه یهود می باشند که در این میان روزنامه " کلارین" (2) اهمیت ویژه ای دارد. از مسائلی که هنوز به شدت در آرژانتین ادامه دارد مساله تشویق مهاجرت یهودیان به آرژانتین می باشد که نشان دهنده توسعه طلبی و جاه طلبی در آینده می باشد(3) و دومین مساله، مساله اهداء کمک های نقدی به اسرائیل است که نشان دهنده ارتباط مداوم و اساسی بین یهودیان آرژانتین و اسرائیل است. هم اکنون عقیده بسیاری از مطلعین بر این است که کمک های نقدی بوینس آیرس به اسرائیل بعد از نیویورک در درجه دوم قرار دارد که به معنای سرازیر شدن سرمایه های مردم فقیر آرژانتین به سوی اسرائیل می باشد(4) از مسائل مهم آرژانتین این است که اخیراً بسیاری از روشنفکران و متفکران آرژانتین حملات شدیدی را علیه سیاست دولت در تایید یهودیان آغاز کرده اند و اصولاً زمینه های اجتماعی جهت تبلیغات ضد صهیونیستی را در مردم فراهم کرده است. در آمد یک فرد یهودی در آرژانتین بطور متوسط سه برابر در آمد آرژانتینی واقعی می باشد، روابط اقتصادی موجود بین آرژانتین و اسرائیل پیوسته به سود اسرائیل است، بطوریکه مواد خام از آرژانتین به ارزان ترین قیمت ها به اسراییل صادر می شود و در برابر آن منتوجات صنعتی از اسرائیل وارد می گردد. http://www.yahood.net/
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهوالحجـه pakhshe mostaghim maraseme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: شنبه 12 آذر 1384 : 04:24:10
|
هوالله
فعالیت های صهیونیستی در برزیل
تحرکات صهیونیستی در برزیل هر چند در سطح تحرکات صهیونیستی در آرژانتین نیست، اما این فعالیتها در برزیل پیوسته رو به ازدیاد است و دارای جنبه های مخصوص به خود می باشد. جمعیت یهودیان برزیل در سال 1974 بر اساس آماری که از اسرائیل تایید شده است بالغ بر 000/180 نفر می باشد. روابط تجاری و اقتصادی فی ما بین دو کشور برزیل و اسرائیل در بهترین سطوح برقرار است و به سال 1968 قرارداد همکاریهای هسته ای بین دو کشور منعقد شد که بر طبق این قرار داد موافقت شد اسرائیل تعدادی از متخصصین خود را در جهت تعلیمات لازمه به برزیل اعزام دارد و متقابلاً دانشمندان هسته ای برزیل به اسرائیل اعزام شوند تا با تازه ترین اطلاعات هسته ای آشنا شوند. در برزیل بسیاری از پارکها، هتل ها، و کلوپ های ورزشی توسط یهودیان اداره می شود و 92% وسایل خبری و انتشاراتی متعلق به موسسات صهیونیستی می باشد و این مساله در همه کشورهای آمریکای لاتین مشاهده می شود. در برزیل دو ایستگاه رادیویی مخصوص صهیونیست های یهودی است که به دو زبان عبری و برزیلی برنامه اجراء می کنند. در برزیل موسساتی هستند که دانشجویان ممتاز را انتخاب کرده برای ادامه تحصیل به دانشگاه حیفا می فرستد(1) بسیاری از یهودیان در پست های مهم حکومتی حضور دارند که از آن جمله افراد زیر را می توان نام برد: 1. رییس مجلس نواب اوزخالدو و راین- یهودی 2. حاکم ولایت ریودوژانتیرو یهودی 3. رئیس پلیس ریودوژانتیرو یهودی همچنین بسیاری از پست های امنیتی و مدیریت احزاب در آرژانتین با یهودیان می باشد. http://www.yahood.net/
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهوالحجـه pakhshe mostaghim maraseme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri >>> baraye daryafte marasem be adres zir moraje konisd >>> www.rahpouyan.com/paltalk |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: سه شنبه 15 آذر 1384 : 21:42:00
|
هوالله تسلط صهیونیزم بر جراید و مطبوعات جهان موضوع تسلط ونفوذ صهیونیزم بر جرائد و نشریات بزرگ و کوچک و جهانی و منطقه ای مطلبی است که همگان بر آن اتفاق نظر دارند و تالیفات و مقالات و آمار فراوانی در این باره گفته شده است و محققان و نویسندگان از نقطه نظرهای گوناگون به شرح و بیان آن پرداخته اند، در این نوشته ها ما بیشتر به مطالب و تحقیقات فوادین سید عبدالرحمن الرفاعی در کتاب النفوذ الیهودی فی الاجهزة الاعلامیة و الموسسات الدولیه اکتفاء می کنیم.(1)
روزنامه تایمز روزنامه تایمز یکی از مشهورترین و پرتیراژترین روزنامه های انگلستان است . صهیونیست های عالمی و در راس آن یهودی بریتانیایی "روتچیلد" اموال فراوانی خرج کردند تا بر این روزنامه تسلط یافتند و در هیات تحریریه آن نفوذ کردند، اخیراً این روزنامه صهیونیستی تمام عیار شده است و در زمانی که روزنامه تایمز با مشکل مالی مواجه شد، یهودی میلیونر استرالیایی ، "روبرت مردوخ" کل آن را خریداری کرد و آن را در تحت تملک و سلطه خود قرار داد، و امروزه انگلستان با نام روزنامه تایمز شناخته می شود، آنطور که به ساعت بیگ بن شهرت دارد. روبرت مردوخ، روزنامه ساندی تایمز را نیز خریداری کرده آن را در کف حمایت خود گرفت، و از آنجا که انگلیسی ها او را به خاطر اینکه روزنامه تایمز را از ورشکستگی نجات داده، تشویق کردند.نامبرده سه مجله دیگر انگلیسی را نیز خریداری کرد که یکی از این سه مجله، "سان" یا خورشید است که مجله اباحی و "دعاری" است که در هر هفته بالغ بر 7/3 میلیون نسخه آن در انگلستان و ارپا توزیع می گردد، دو مجله دیگر نیوزآدی و ورلد مجله دعاری دیگری است که در هر هفته 000/000/4 نسخه تیراژ دارد. روزنامه تایمز و مجلات اقمار آن،نشریاتی هستند که بیشتر در طبقات مرفه مملکت توزیع می شود و مخاطبان آن ثروتمندان انگلستان و سایر کشورهای اروپایی و آمریکایی می باشند. روبرت مردوخ در استرالیا و کانادا و ایالات متحده آمریکا نیز دارای روزنامه ها و مجلاتی است که با نشریات انگلستان همکاری می کنند. روزنامه های دیگری که در انگلستان تحت سلطه صهیونیزم هستند عبارتند از: دیلی اکسپرس،نیوزکرونیل، دیلی مایل، دیلی هرالد، منچسترگاردین، جون پاول، یورکشایرپست،ایوینینگ نیوز، اویزرور،ساندی ریفری، ساندی اکسپرس، ساندی کرونیل، دی ساندی بایپل، ساندی دیس پانیش. دی گرافیک و دهها مجله و روزنامه دیگر که شبکه خبری و مطبوعاتی انگلستان را تشکیل می دهند. علاوه بر این جرائد، مجله " ویک اند" نیز متعلق به یهودیان است که این مجله، مجله ای فکاهی و طنز گونه است که طنزهای سخره آمیز آن در حول و حوش شخصیت های عربی و اسلامی دور می زند وبرای سخره اعراب و مسلمین درست شده است.(2) آمار مطبوعاتی سال 1981 نشان می دهد که 15 جریمه و مجله صهیونیستی انگلیسی دارای 33 میلیون تیراژ می باشند که نیمی از مردم انگلستان را همه روزه تحت پوشش خبری قرار می دهند، یعنی برای هر دونفر یک روزنامه و یا نشریه صهیونیستی و جود دارد.
نقش صهیونیزم در جراید آلمان
از آنجا که امپراتوری های مطبوعاتی چند ملیتی اروپا در دست صهیونیزم است، این امپراتوری در آلمان هم مشاهده می شود، چنانکه موسسه اشپینگر که 30% بازار کل آلمان را شامل می شود و نشریه بیل زایتگونگ با 5/5 میلیون نسخه و تعداد 8 روزنامه کثیرالانتشار آلمان که جریده دی ولت ، که همه توسط شرکت های صهیونیستی انتشار می یابند.
در آلمان در خصوص روزنامه نگاران و خبرنگاران مقررات سختی به مصلحت صهیونیزم به اجراء در می آید و اربابان مطبوعات موظف به رعایت اصولی می باشند ، از آن جمله همگی موظفند اندیشه های نازیسم را تحقیر کنند و نیز موظفند مردم را به سوی آشتی بین دو ملت آلمان و یهود سوق دهند.(3)
سلطه صهیونیزم بر جراید آمریکا
در آمریکا روزانه 1759 روزنامه منتشر می شود که 61 میلیون آمریکایی آنها را دریافت می کنند و تعداد بیشتری آن را ورق زده و می خوانند، علاوه بر این رقم حدود 668 نشریه هفتگی منتشر می شود که هر روز شنبه به دست آمریکاییان می رسد که این جراید توسط بیش از 1700 شرکت توزیع می گردد، که یهودیان بر نیمی از این وسائط و جراید سلطه کامل دارند و در نیم دیگر آن اعمال نفوذ می کنند، و اما مجلات هفتگی آمار آن در سال 1981 بالغ بر 8000 نوع مجله بوده است. روزنامه نیویورک تایمز یکی از مشهورترین و پرتیراژترین جراید آمریکاست که این روزنامه به سال 1896 میلادی در گیر و دار یک بحران مالی توسط "آدولف اوش" (4) یهودی روسی الاصل خریداری شد و صاحب آن که در سال 1841 این روزنامه را تاسی کرده بود " هنری رانموند" از آن خلع ید کرد، صاحب فعلی این روزنامه N.Y.T. آرتوش اوش سالزبرگ می باشد که علاوه بر مالکیت یک خط تلویزیونی به عنوان منبع خبری مادر، برای دیگر روزنامه ها عکس . رپرتاژِ مخابره می کند. روزنامه " واشنگتن پست" بعد از نیویورک تایمز مشهورترین و پرتیراژترین روزنامه است که در قشر اصحاب ادارات وکارمندان دولت توزیع می شود و نظرات سیاسی را به سیاستمداران القاء می کند. این روزنامه به سال 1981 روزانه 620 هزار نسخه منتشر می شده است، این روزنامه تحت سلطه مالی و اداری یهود می باشد و در هر مساله دیدگاه صهیونیست ها را بیان می دارد، این روزنامه فعلاً توسط " کاترین مایرگراهام" (5) دختر میلیونر یهودی اداره می شود. "دیلی نیوز" ، "نیویورک پست" با تیراژ 740 هزار نسخه در روز و استار و سان تایم با تیراژهای بالا در ملکیت ویلیام هرست همسر ماوریول دیویس یهودی می باشد، به اضافه مجله خانگی Good House Keeping روزنامه فنی و تخصصی آمریکا میز تحت سیطره اختاپوس صهیونیزم قرار دارند، مانند مجله سینمایی فایتی که بیان کننده آراء 171 شرکت سینمایی است که اغلب صاحبان آنان یهودی می باشند، مجله فایتی که در میان علاقمندان به سینما توزیع می شود بیشترین نقش را در انتخابات کنگره آمریکا دارد، چرا که می تواند از ابزار سینما و هنرپیشه ها در فعالیت های انتخاباتی استفاده کند. این مجله پیوسته شعارها می دهد، وظیفه علنی آن مشروعیت بخشیدن به نظام صهیونیستی و ارائه خدماتی است که توسط اسرائیل در خاور میانه به مصالح آمریکا تقدیم می شود.(6) در جراید هفتگی، مجله تایم و نیوز ویک پر تیراژترین مجلات آمریکا هستند که نه تنها در آمریکا بلکه در سراسر جهان توزیع می گردند. مجله نیوز ویک با تیراژ 3 میلیون نسخه در هفته به سال 1933 تاسیس شد.لیکن به سال 1937 به طور کلی تحت سیطره صهیونیزم در آمد. مجله تایم نیز 5/4 میلیون نسخه در هفته پخش می شود که متعلق به مالک یهودی آن ، "جان می یر" می باشد و دهها صهیونیست در تهیه و توزیع آن کار می کنند.* سردبیر مجله تایم Henry Geunwald می باشد.نامبرده صاحب کمپانی انتشاراتی "اسپرت ایلوستریتد" ، "مونی" ، "لایف" ، "پی یل" و "فورچون" نیز می باشدو این مجموعه مشترکاً دارای 140 سیستم تلویزیونی می باشند.(7) مجله اخبار آمریکا و گزارشهای جهان با تیراژ 5/2 میلیون نسخه در هفته که یک مجله محافظه کار است نیز به سردبیری M. Stone یهودی تهیه و توزیع می شود. بزرگترین مجله سینمایی و فنی T.V.Guide با تیراژ 20 میلیون نسخه در هفته متعلق به بزرگترین میلیونر صهیونیست آمریکایی W.Annenberg است. آنن برگ همان یهودی ثروتمندی است که قرار بود شاه معدوم در ویلای اختصاصی او در کالیفرنیا سکونت کند.(8) یهودی استرالیایی روبرت مردوخ صاحب جریده تایمز لندن در آمریکا نیز صاحب روزنامه نیویورک پست و چندین مجله بزرگ و کوچک می باشد که مجله "استار" و "نیویورک مگازین" از ان جمله می باشند. مجلات مربوط به مسائل اقتصادی و نشر اخبار فنی و صنعتی و بانکی نیز غالباً در دست یهودیان می باشد که به عنوان مثال می توان مجله "بیزینس ویک" را نام برد که در سراسر عالم منتشر می شود. در ایالات مختلف آمریکا نیز تسلط یهودیان در مطبوعات را می توان ملاحظه کرد. در شیکاگو بزرگترین روزنامه ایلت شیکاگو یعنی "شیکاگو سان تایمز" در اختیار یهودیان است. تیراژاین روزنامه در سال 1981 بالغ بر 670 هزار نسخه در روز بوده است. روزنامه های ایالتی که بیشتر جنبه منطقه ای و محلی دارند خیلی صریحتر از مقاصد صهیونیست ها حمایت می کنند. روزنامه شیکاگو سا ن تایمز در مخالفت با مسلمانان و اعراب سابقه طولانی و مفصلی دارد.بسیاری از این روزنامه ها که موضع چپی دارند پایگاه مخالفت با اسلام می باشند. مجله دیگری که مجله عالمی به حساب می آید مجله "ناشنال ژئوگرافیک" است که حاوی جدید ترین اخبار جغرافیایی و گزارش های اقلیمی می باشد، سالانه 000/000/11 نسخه از این مجله به سال 1981 چاپ می شد که اکنون افزایش یافته است.(9) مهم این است که در عین حال که در امریکا آزادی مطبوعات حکفرماست و هر کسی می تواند حرف خودش را و مکتبش را بگوید، معذلک هیچ نشریه و مجله ای در اختیار اعراب و فلسطینیان و مسلمانان نیست که بتواند مواضع آنان را بازگو کند. در حقیقت سانسور طبیعی و عظیمی بر همه مطبوعات و رسانه های گروهی به طور هماهنگ حاکم است که هر صدای مخالفی را خاموش کرده دست به تحریف می زنند. همزمان با حمله آمریکا به عراق، همه جراید و مطبوعات و کانالهای رادیو و تلویزیونی به طور هماهنگ به شستشوی افکار پرداخته، عراق را یک خطر اتمی معرفی کردند و زمینه برای مشروعیت حمله به عراق را در طی 48 ساعت فراهم ساختند. در آمریکا گاهی برخی روزنامه ها مواضع مختلف داشته با یکدیگر در رقابت می باشند.در حالیکه هر دو روزنامه مخالف و رقیب متعلق به یک موسسه یهودی می باشد و صهیونیزم نفوذ خود را در هر دو جناح موافق و مخالف حفظ می کند.به طور مثال : روزنامه صبح "نیوز" رقیب روزنامه عصر "تایمز" در ایالت آلاباما هانتزویل. روزنامه "رجیستر" رقیب روزنامه عصر "پرس" آلاباما "موبیل". روزنامه پست استاندارد رقیب روزنامه عصر هرالد ژورنال سیراکیوز نیویورک. روزنامه پاتریاوت رقیب روزنامه عصر نیوز در پنسیلوانیا "هارسبورگ" می باشند و در عین حال همه این روزنامه ها متعلق به خانواده ثروتمند نیو هاوس مهاجر یهودی روسیه ای و از خاندان "ساموئل نیو هاوس" امپراتور بزرگ و مشهور جهان مطبوعات می باشد که صاحب 28 روزنامه ، 20 مجله و 7 موسسه انتشاراتی از قبیل Vintagu ، Pathion ، Fawcett و بیش از 20 ایستگاه تلویزیون Cable-T-V- می باشد و هیچ خبری خارج از امپراطوری عظیم اینان نخواهد بود و هیچ نویسنده و ناشری قدرت فرار از حیطه حکومت آنان را ندارد.(10)
سلطه صهیونیزم بر مطبوعات فرانسه
اقلیت یهودیان مقیم فرانسه در سال1981 در حدود 700 هزار نفر بوده است که این اقلیت دارای نفوذ گسترده ای در زمینه سیاسی و اقتصادی و اجتماعی فرانسه می باشند و وسائل خبری به طور مستقیم و یا غیر مستقیم تحت نفوذ سیاسی و فرهنگی اینان می باشند. مجله "نوکائیه" و مجله "دفاتر نوین" فرانسوی متعلق به" جیمز گلداسمیت" یهودی انگلیسی الاصل می باشد. مجله "اکسپرس" نیز از مجلات مشهور فرانسه و تحت سیطره صهیونیزم می باشد، با اینکه روسا جمهوری فرانسه خود نیز متمایل به صهیونیزم بوده از پایه گذاران حکومت اسرائیل به حساب می آیند، معذلک از گزند تبلیغاتی این مجله تندرو و متعصب در امان نیستند. بطوریکه برخورد شدید مجله اکسپرس با "والری ژیسکاردستن" رئیس جمهوری سابق فرانسه و ضربات شدید این مجله به آبرو و حیثیت سیاسی نامبرده هرگز از خاطره ها محو نخواهد شد. فرانسوا میتران و دستیاران او نیز از حملات این مجله در امان نیستند، به خصوص که بانک اطلاعاتی این مجله در ثبت و ضبط نقاط ضعف سیاسی و مالی سیاستمداران بسیار قوی عمل می کند و می تواند در هر لحظه برای رجال سیاست مساله سازی نماید. دو روزنامه "بوفیگارو" و " لوکوتیدیان" نیز آشکارا تحت سیطره یهودیان می باشند، این دو روزنامه در وارونه نشان دادن مسائل خاور میانه و جهان اسلام نقش به سزا دارند و از عوامل فتنه و جدال و از عواملی هستند که وجهه اسلام را در مغرب زمین مخدوش می نمایند. در اشغال اراضی لبنان توسط اسرائیل و در قتل عام صبرا و شتیلا این دو روزنامه از مواضع قاتلان اسرائیلی حمایت کردند و با دو روزنامه "بومانتیه" و "لیبراسیون" که گوشه هایی از حقایق را می نوشتند مبارزات تبلیغاتی و سیاسی می نمودند. مجله "زن کارگر" یکی دیگر از مجلات اجتماعی و کارگری است که وسیله ای است در دست صهیونیست ها برای ایجاد شبهات پیرامون اسلام و مسلمین، پیوسته به مناسبت های مختلف حقوق زن در اسلام را مورد انتقاد قرار داده، سمومات صهیونیستی خود را در شکل مقالات مختلف در جامعه فرانسه و در جوامع مسیحی انتشار می دهد. مجله فرانس سوا نیز در تار عنکبوتی صهیونیزم گرفتار شده در مواقع حساس از مواضع صهیونیست ها حمایت می کند، این مجله در طول جنگ جهانی دوم خدمات ارزنده ای به عالم یهود و یهودی عالمی نمود، این مجله سابقه ای طولانی در تشویه و تقییح قیافه اعراب در دنیای فرانسه زبان داشته است،صاحب امپراطوری مطبوعاتی بزرگ فرانسه روبرت هرسان یهودی است که به سال1984 مهمترین کانال تلویزیونی فرانسه را نیز خریداری نمود. "لیون بلوم"و " دوکی یریللس" دو چهره سرشناس یهودی هستند که از مروجان اباحی گری و هرج و مرج جنسی در فرانسه و عالم فرانسه زبان می باشند. کتاب های مخصوص و مجلات معروفه آنان در همه جا انتشار دارد و اینان می کوشند تا جوانان را قبل از دوران بلوغ وارد مسائل جنسی نمایند، نامبردگان از یهودیان بلغار می باشند و لیون بلوم در سال 1973 در فرانسه به سمت وزارت رسیده است.(11) در کشورهای مغرب، الجزایر، تونس، در بسیاری از موسسات دانشگاهی که توسط فرانسویان اداره می شود، در هفته اول دانشگاه به مدت یک هفته آزادی جنسی برقرار است. دانشجویان سال اول اینان به مدت یک هفته در اختیار کامل دانشجویان سالهای قبل و معلمین و اساتید پیش کسوت خود می باشند. در این یک هفته وضعیت انحطاط و سقوط اخلافی از هر چه تصور کنید بیشتر و رسواتر است .(12) دشنام دادن به پیامبر اسلام، نماز خواندن بدون هرگونه پوشش، توهین هر کس به هر کس و وضعیت هر که به هر که در این یک هفته اجباری است. البته فارق التحصیلان این دانشگاه ها بعد ها به مقامات عالیه مملکتی خواهند رسید. چرا که عوامل صهیونیست و ایادی نفوذی فرانسه هوادار کامل آنان می باشند. عوامل صهیونیست در کتابهای درسی اینگونه کشورهای تحت سلطه فرهنگ فرانسه و یا انگلیس اعمال نفوذ کرده اعراب را به صورت فروشندگان برده و صاحبان حرمسراها و اداره کنندگان استخرهای شنای حرمسراها و کنیزان معرفی کرده اند. این موضوعات به صورت درس و همراه تصاویر در کتب درسی آمده است.(13)
سلطه خبری صهیونیزم در دیگر کشورها
هنگامی که در کشورهایی نظیر آمریکا و انگلستان و فرانسه که پایتخت خبری عالم محسوب می شوند یهودیان تسلط کامل دارند، بدیهی است که در سرزمین های دیگر نیز این سلطه وجود دارد . چنانکه آثار این سلطه جهنمی در اسپانیا ، پرتغالريال ایتالیا، واتیکان، سوئد، نروژ و هتند و دیگر کشورهای اروپایی به خوبی مشاهده می شود و وقیح ترین نشریات و کانال های تلویزیونی در اسپانیا مشغول پخش تباهی و فساد و سبعیت می باشند. علاوه بر این در همه کشورهایی که اقلیت های مسلمان و گروه های مسلمانان گرفتار تبعیض و اجحاف و ضرب و شتم و قتل و غارت می باشند. عوامل یهود و صهیونیزم در دو بعد سیاسی و اجتماعی مشغول فتنه و انتقام می باشند. آثار سلطه صهیونیزم خبری در فیلیپین که مسلمانان دستخوش جنگهای صلیبی می باشند . در هند که هندوها دست اندرکار تخریب اماکن اسلامی هستند . در اوگاندا که عوامل کلیسا دست اندرکار مسیحی کردن مسلمانان هستند. در کنیا و تایلند و برمه و اریتره و به خصوص نیوکوزیا پایتخت قبرس ، در کشمیر،چاد، زنگبار، ماداگاسکار، نیجریه و سنگال عوامل صهیونیزم خبری بسیاری از روزنامه ها را تحت سلطه خود دارند. در کشورهای تونس و الجزایر، مصر، مغرب، نیز سلطه یهودیان قابل لمس است. این در حالی است که روزنامه های رسمی و ملی کشورهای عربی نیز از لحاظ منطق و محتوی در خدمت اهداف بیگانگان می باشند. چنانکه اولین روزنامه در کشورهای عربی همزمان با حمله "ناپلئون بناپارت" به مصر به سال 1798 تاسیس شد. این دونشریه در قاهره و به زبان فرانسه منتشر میشدند و قهراً اهداف استعماری داشتند. روزنامه الاهرام به سال 1897 در قاهره تاسیس شدو به دنبال آن ، روزنامه الاخبار به سال 1942 و الجمهوریة به سال 1952 تاسیس شد. روزنامه حدیقة الاخبار لبنان به سال 1858 و روزنامه سوریه و روزنامه النفیردر فلسطین به سال 1908 و جریده "الحق یعلو" در اردن به سال 1920 و اولین روزنامه های عربی زبانی هستند که جهان عرب را تحت پوشش خبری و تغذیه فکری داشته و دارند. در این روزنامه ها نیز از آغاز تاسیس گروهی از صلیبی ها با اهداف سرکوبگرانه و جماعتی از صهیونیست ها با برنامه های حساب شده افکار مسموم ضداسلامی خود را در جامعه اسلامی پراکنده ساختند و نتیجه این تبلیغات ونشریات این شد که عوامل صهیونیستی به یکدیگر پیوستند و زبان و ملیت و فرهنگ و قومیت گم شده خود را بازیافتند و کشورهای عربی و سرزمین های اسلامی وحدت و یکپارچگی خود را از دست داده، تحت سلطه انگلستان و فرانسه و روسیه و آمریکا قرار گرفتند. امروزه محتوای این روزنامه ها در جهت خدمت به اهداف صهیونیستی و ضد اسلامی است که در چهره های کمونیستی و شیوعی و مارکسیستی و علمانی و اسلام زدایی حرکت می کنند. روزنامه های جهانی عربی زبان الحیاط و اشرق الاوسط و مجلات مربوط به لبنان نیز آشکارا به اهداف صهیونیست ها خدمت می کنند. در ایران محمد رضا پهلوی نیز روزنامه آیندگان، زن روز، موسسه تلویزیون ثابت پاسال و سیستم آموزش و پرورش سیستمی آمریکایی ودر خدمت اهداف صهیونیزم می بودند.(14) و به طور کلی ایران از لحاظ اقتصادی و سیاسی و اطلاعاتی و خبری تحت سلطه اسرائیل بود. روزنامه های اطلاعات و کیهان هرگونه همکاری با اهداف اسرائیل داشتند در جنگ جهانی دوم و بعد از آن همزمان با تاسیس اسرائیل، روزنامه اطلاعات بیشتریت تبلیغات را در جهت توجیه مهاجرت یهودیان به اورشلیم ارائه داد. در طول جنگ 6 روزه اعراب و اسرائیل حتی یک کلمه در حمایت از آرمان فلسطین در رادیو و تلویزیون ایران مشاهده نشد و کانال 1 و 2 تلویزیون به طور دربست در خدمت اهداف صهیونیزم بود. تا آنکه انقلاب شکوهمند اسلامی ، به آن سلطه های شیطانی خاتمه داد. http://www.yahood.net/
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهوالحجـه
pakhshe mostaghim maraseme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri www.rahpouyan.com/paltalk |
Edited by - shamimeyas on سه شنبه 15 آذر 1384 21:43:30 |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: شنبه 19 آذر 1384 : 03:20:04
|
هوالله نفوذ صهیونیزم در تعلیم تربیت و فرهنگ جهانی
یهودیان در نهان و آشکار بطور مستقیم و غیر مستقیم در موسسات فرهنگی در سراسر جهان اعمال نفوذ کرده و حضور فیزیکی و فرهنگی دارند. در سراسر موسسات فرهنگی آثاری از حضور صهیونیست ها مشاهده می شود، چنانکه در ایالات متحده آمریکا یهودیان بر 50% از موسسات انتشاراتی تسلط دارند، شرکت عظیم انتشاراتی "راندوم هاوس" یکی از این موسسات می باشد. در ایالات متحده آمریکا تدرییس تاریخ یهود و چگونگی پیدایش یهود و حق سلطه ایشان بر ارض موعود یکی از موارد درسی به حساب می آید که الزاماً آمریکائیان آن را می خوانند. در فرانسه مساله حقانیت قوم یهود و مهاجرت به اورشلیم و مصائبی که بر یهودیان در جنگ جهانی دوم وارد آمد و داستان ملت برگزیده خداوند تدریس می شود. در انگلستان نیز مساله قومیت یهود و خدمت آنان به عالم بشریت مورد تدریس قرار می گیرد، در موسسات فرهنگی و تدریس زبان انگلیسی و فرانسه در سراسر مستعمرات فرانسه و انگلیس ، عملیات یهودی و داستانهایی مبنی بر بزرگواری و برگزیدگی قوم یهود مطرح می شود که اساتید که اصولاً اندیشه های صهیونیستی دارند به شرح و بسط آنها می پردازند، و اصولاً فرهنگ اباحی گری، استهزاء به احکام اسلامی، توهین به اعراب به عناوین سمبول اسلام ، موضوعاتی است که توسط این موسسات به انواع مختلف ترویج و تبلیغ می شود . موسسات فرهنگی و تدرییس زبان انگلیسی در بسیاری از کشورهای آفریقایی، محل تدریس و تعلیم اباحی گری می باشند. فیلم هایی که برای تدریس زبان تهیه می شود طرز حضور در کلاس، قرار دادن صندلی های محصلین و محصلات در برابر یکدیگر، ضرب المثل ها و جملات دروس همه و همه در نهایت تبلیغ اباحی گری، اشاعه فساد و فحشاء و توضیح راهها و حکایات و مغامرات عشقی و جنسی است که در نهایت در راه اهداف استعمار و با همکاری صهیونیسم برنامه ریزی شده است. بورسیه های تحصیلی جهت ادامه تحصیلات در اسرائیل، که بطور گسترده ای در کشورهای مصر، مغرب، الجزایر،تونس و اخیراً در کشورهای جداشده از شوروی سابق و روش های مبتذل برای به فساد کشیدن دانشجویان آنجا در اسرائیل ، یکی دیگر از ابواب جهنمی فساد و فحشایی است که توسط صهیونیزم بر روی جوانان عرب و دیگر ملت ها گشوده است. در کشورهای تازه به استقلال رسیده شوروی سابق، بسیاری از موسسات انتشاراتی ورشکسته و تعطیل شده در کشورهای تاجیکستان آذربایجان شوروی شوروی و ترکمنستان و دیگر کشورهای کوچگ و بزرگ توسط سرمایه داران یهودی خریداری و راه اندازی شده و قبل از آنکه دیگر کشورها به فکر تصاحب میراث شوروی بیافتند، یهودیان که حضور فیزیکی در سراسر کشورهای روسیه داشتند، بر مطبوعات این کشورها مسلط شدند. در موضوعات تبلیغاتی و به خصوص تبلیغات تجاری، شیطنت و خباثت صهیونیستها نقش بزرگی را ایفاء کرده است. کاغذهایی که جهت مصارف توالت ها و دستشویی ها و بسته بندی ها به کار می روددر بسیاری از موارد، شامل آیاتی از قران کریم و اسامی جلاله می باشند که به قصد توهین به مقدسات اسلامی تهیه و توزیع می گردد. نصب و چاپ "لا اله الا الله" بر جلوی شورت های مردانه و زنانه از دیگر خباثت های صهیونیست به شمار می اید. نوشتن اسامی زشت و نامگذاری کلاه و کمربند و کفش و کراوات به اسامی قبیحه و رایج ساختن این کلمات در میان مسلمانان، مانند: کلاه ...، کفش...، کره...، پنیر...، صابون...، از دیگر اعمال زشت و خبیث یهودیان به شمار می رود که بقصد رواج اباحی گری و فرهنگ عریان نمایی انجام می گیرد الاساء مایفعلون. مخلوط کردن جوامع اسلامی و وارد کردن عناصر فیلیپینی هندوسیک و ایتالیایی و یونانی، در کشورهای عربی مانند کویت و امارات متحده عربی و اردن و بحرین و یمن و قطر و دیگر کشورهای اسلامی به قصد کمرنگ کردن عربیت و اسلامیت و در کشورهای عربی و به قصد تغییر بافت جامعه اسلامی از دیگر اهداف فرهنگی و اجتماعی مشترک استعمارگران و ایادی صهیونیزم جهانی (1) می باشد که باید یک یک آنها مورد توجه قرار گرفته، برای معالجه آنها چاره ای اندیشیده شود. http://www.yahood.net
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهور الحجـه
pakhshe mostaghim maraseme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri www.rahpouyan.com/paltalk |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: يکشنبه 20 آذر 1384 : 02:56:00
|
هوالله در كتاب (من اثر النكبة تأليف نمرالخطيب) مىنويسد: در يكى از روزهاى گرم تابستان، يهود به يكى از خانههاى مسلمانان فلسطينى حمله كرده دختر بزرگ آن خانواده چنين مىگويد: وقتى سربازان يهودى وارد منزل ما شدند چنان وحشت زده شده بودم كه مىخواستم هلاك شوم، خواهر كوچكم به گوشهاى فرار كرد، پدر و مادرم فرياد مىزدند و كسى نبود به ما كمك كند. مردان وحشى و حيوان صفت و قسىّالقلب يهود، مادرم را گرفته در موضع مخصوصش چند گلوله شليك كرده! بعدا پدرم را با لگد و مشت و ته تفنگ كشته و ما را دست و پا بسته كشان كشان از خانه بيرون آوردند. او مىافزايد: من نمىدانم بر سر خواهرم چه آمد، من را با يك عدّه مردان خشن يهودى به پشت كاميون سوار كرده و به جانب مجهولى روانه شديم. در ميان راه خواستند با من عمل منافى عفت انجام دهند مقاومت كردم ولى مرا بيهوش كرده و وقتى به هوش آمدم فهميدم كه ديگر آبرويم رفته است. هماكنون مرا به عنوان همخواب در يكى از هتلها، استخدام كردهاند! خدا شاهد است، اين قصّه كوچك، آن قدر مرا تحت تأثير قرار داد كه وقتى آن را خواندم اشك از ديدههايم جارى گشت و چنان شد كه هر وقت آن را به نظر مىآورم، اشكم جارى مىگردد، به طورى كه وقتى خواستم آن را براى يكى از دوستان نقل كنم، بغض آن چنان گلويم را فشرد كه از شنونده معذرت خواستم و گفتم: من آن قدر شجاع نيستم كه بتوانم اين قصّه را به آخر برسانم! و حتّى همين الآن كه مشغول نوشتن اين كلمات مىباشم اشك در چشمانم حلقه زده است.
اى واى كار مسلمانان به كجا رسيده كه يهود دختر و ناموس آنها را برباد دهند؟! مسلّما، مسلمانان مرگ را هزار مرتبه بر اين فاجعه ترجيح مىدهند... در روزى كه قشون (معاويه) به شهر (انبار) حمله كردند، زينت زنان مسلمان و ذمّى را ربودند، أميرالمؤمنين(ع) بالاى منبر رفته مىفرمايد: بخدا قسم اگر كسى در شنيدن اين فاجعه بميرد، من ملامتش نخواهم كرد. من نمىدانم اگر حضرت على(ع) امروز مىبودند و از اين قصّه باخبر مىشدند چه مىگفتند و چه مىكردند؟؟ ---------------------------- منبع: كتاب قصص من الحياة.
هفته نامه الکترونیکی جهان بدون صهیونیسمmst@doulaty.net
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهور الحجـه
pakhshe mostaghim maraseme kanon rahpouyan vesal az paltalk be sorate souti va tasiri www.rahpouyan.com/paltalk |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: يکشنبه 27 آذر 1384 : 03:06:27
|
هوالله دلايل علمي دروغ بودن كشتار يهوديان
روبـر فـريسـون مـورخ فـرانسـوي اظهارات رئيس جـمهـوري ايـران را دربـاره ادعـاي كشتار جمعي يهوديان در جنگ جهانـي دوم ستود و آن را حــادثــه اي شـگــرف و مهـم در تاريخ دانست. اين استاد سابق دانـشگـاه فـرانـسـه همچنين به تشريح دلايـل غيـر واقعـي بـودن كشتار يهوديان پرداخته است. فوريسون با رد كشتـار يهـوديـان بـه دسـت آلمانيها طي جنگ جهانـي دوم افــزود بـراي اولين بار پس از پايان جنگ جهـانـي دوم و گذشـت 60 سـال از آن يـك دولتـمـرد سياسـي كـه از اهـميـت ويـژهاي در جـهـان سياست برخــوردار اسـت , مسـئلـه كشـتـار يهوديان را زيـر سـوال برد كه تاكنون هيچ يك از روسـاي جمـهـوري آمريكا و كشورهـاي غربـي حتـي واتيـكـان و كاتـوليـك هـا از چنين شهامتي برايبيان ايـن مطلب برخوردار نبودهاند. وي كه 76 سـال ســن دارد و داراي دو ملـيــت انـگلـيسـي و فـرانســوي اســت , پيـشتـراستـاد دانشگاه ليون در فـرانـسـه بود امــا در ســال 1979 دولـت فـرانـسـه فعاليت كـاري وي را بـه علت عقايدي كه در زمينه هولوكاست و كـشتـار يهـوديـان دارد متوقف كرد. فوريسون كه در كار بازنگري در تاريخ نيـز فعاليت دارد مي گـويـد : بــراســاس ادعاهاي يهوديان , آلمانيها در طول جـنـگ جهاني دوم و در بيـن سـالهــا1941 ي تــا 1945 به قتل عام يهوديان مبادرت كردنـد و آن هـــا را دراتــــاق هــــاي گــــازي اردوگـاههـاي خـود ميكشتند و سپس اجـسـاد آن ها را در كورههاي آدم سوزي ميسوزاندند كه از نظر بازنگـران تاريخ اين مساله بـه طور كامـل غلـط و غــيــر منـطقـي و دروغ است. اين تاريخ شناس افزود بــازنـگــران تـاريـخ دلايل بسياري براي رد اين مـطلـب دارند كـه از آن جـملـه ايــن كــه اگــر نـظاميــان و فرماندهان آلماني , يهوديان را به كمپ خود در آلمان باز ميگرداندند و سپس ميكشـتنـد بايد پس از گـذشـت سـه تـا چهار سال اشغالگـري آلمـان , ديگـر هـيـچ يهودي وجود نداشته باشد درحالي كه همچنان تعداد زيـادي يهـودي در روسيه , لهستان , فرانسه و حتـي آلمـان و ديگر كشورها وجود دارد. استاد سابق دانشگاه فرانسه همچنـيـن تاكيـد مي كند كه از نـظر علـم فيـزيـك و شـيمـي نيـز ايـن مسـالـه منـتفـي اسـت , زيــرا يهــوديــان ادعــا مـيكـننـد كـه آلمانيها عـدهزيـادي از يهـوديهــا را در اتاق بزرگي كه از شكاف هاي سقـف آن , گاز سيكلون كه گازي بـسيـار خـطرنـاك و كشنده است منتشر ميكردند و پـس از آن كـه مطمئن ميشدند اين افراد مردهاند وارد اين اتـاق مـيشــدنــد و اجســاد آن هــا را بــراي سـوزانـدن در كـورههـاي آدمسـوزي بـيـرون ميآوردند. وي مي افزايد : سيـكلـون گـازي اسـت بسيار قـوي كـه در جسـم و پـوسـت انـسـان نفوذ ميكند و داراي قابليـت نـفـوذ بسيار بالايي است به طوري كه حتي بـا دســت زدن به اجساد نيز اين گاز قابـليـت انتـقــال دارد و سبب مرگ ميشود و همين طور فضـايـي كه در آن اين گاز پراكنده شده باشد بـراي هـر كسي كه در آن وارد شود كشنده خـواهـد بــود بـه ايـن تـرتيـب مـيبـايسـت خــود فـرمـانـدهـان و نظاميان آلماني نيز كشته شده باشنـد. ايـن بازنگر تاريخ همچنيـن مي گويد: درآن زمـان بيمـاريهـاي ويـروسـي كـه بـر اثرجنگ ايجاد شده بود مانند وبا و تيفـوس زيـاد شـده بـود و بـسيـاري از اجســادرا بـه ايــن دلــيــل ميسوزاندند. اما يهوديان ادعا ميكنند ايـن افـراد بـه دست آلماني ها و نـه بـه دليـل بيـمــاري سـوزانـده شـدهانـد. همچنين در زمـان جنـگ جهـانـي دوم , المانيها از يهوديان در اردوگاههـاي خـود بـهعـنـوان برده استفاده ميكردند و دليلي براي كشتار آن ها وجود نداشت. فوريسـون در ادامـه گفـت مخـالـفـان بازنـگـران تاريخ , تاكنون نتوانستـهانـد دلايل واضـح و روشني براي رد دلـايـل مـا بياورند و آن هـا تنها از طريـق تـشكـيـل دادگاه , محكـومـيــت, شـكنـجـه و ازار و اذيت با مـا بـه مـبـارزه پرداختهاند. وي افزود مـن بـارهـا از سـوي دولـت فـرانـسـه دادگاهي شدهام و مورد شـكنـجـه وازار و اذيت يهوديان قـرار گـرفـتـهام و تمامي بازنـگـران تاريخ كـه در كشـورهـاي مختلف غربي امريكــا, آلمـان , سـوئيـس , كانادا , فرانسه و غيـره قرار دارنــد در چـنيـن وضـع دشـواري بهسر مي برند. اين بازنگر تاريخ در ادامـه گـفـت : مـا حتي حق چاپ هيچ كتـاب و مقـالـهاي را نداريـم , كتاب هاي ما را ميسوزانند و حق خـروج از مرز كشور را نداريم و در حالــي كـه ملـيـت اصلي من انگليسي است امـا حـق رفتن به محـل تـولـد خـود وخـروج از مـرز فرانسه را ندارم و رسانهها نيز اين قضايا را پنهان ميكنند. فوريسون مي گويد: پـس از 13 ژوئيـه ســال 1990 قانون ويژهاي در پارلمـان فـرانســه بر ضد تاريخ نگاران تصويب شــد كــه بــر اسـاس آن تاريـخ نگـاران حـق بـيـان افكارخـود را نـدارنـد و در صـورت ابـراز عقيده , به يك مـاه تـا يـك سـال حـبـس و همچنين جريمه نقدي محكوم خواهند شد. فوريسون بيانات اخير رئيس جمـهــوري ايــران را بـراي بــازنگــران تــاريــخ بسياردلگرم كننده و اميدواركننده دانســت و از روشـنفـكـران جهان عـرب و مـسلـمـان خواسـت تـا شجـاعـانـه هولوكـاسـت را كـه يـك دروغ تـاريخـي اسـت و بهـانـه اصـلـي اسرائيل است محكوم كنند. اين بازنگر تاريخ در پايــان گـفــت كشـتـار يهوديان در طول جنـگ جهـانـي دوم همانطور كـه آقاي احمدي نژاد به آن اشاره كرد بهانهاي است تا يهوديان به خود اجازه دهند تا حقوق ديگران را ناديده بگيرنـد و حاكميت ملت هـا را تحـت سلـطه خـود قـرار دهند. در فــوريــه ســال , 2005 پـــس از مصاحبـهشـبكـه سحر با فـوريسـون , شـوراي صوتـي و تصـويـري دولت فرانسه تا مدت هـا از پخش برنامههـاي شبكـه سحــر از طريــق مـاهــواره هــات بــرد جلـوگيـري كـرد و فوريسون نيز به سبـب بيــان عقـايـد خـود دراين بـرنـامـه, در ژوئن 2006 محـاكـمـه خواهد شد. فوريسون در ميان فرانسويـانــي كــه عقـايــد بـازنگـري دارنـد ,از جـايـگـاه ويژهاي برخوردار است.
بنقل از هفته نامه الکترونیکی جهان بدون صهیونیسم
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهور الحجـه
|
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: يکشنبه 27 آذر 1384 : 03:09:31
|
هوالله جنايات يهود يكى ديگر از فجايع و جنايات يهود كشتار بى رحمانهاى بود كه در دهكده (ديرياسين) واقع در سرزمين اسرائيل انجام شد: روز9 اپريل، سال1948 م، نزديك ظهر بود سربازان يهودى به اين دهكده بىسلاح و از همهجا بىخبر حمله كردند، اهالى را از زن و مرد بزرگ و كوچك، همه و همه را صف بسته و هدف گلولههاى ننگين خود قرار دادند! و پس از آن اجساد را قطعه قطعه نموده و حتّى شكم زنهاى حامله را، پاره كرده و بچّههائى كه هنوز ديده به جهان نگشوده بودند سر بريده و در ميان چاه به اصطلاح گابى انداختند. هنگامى كه نماينده صليب سرخ آقاى دكتر لينر براى تحقيق رهسپار قريه شد و آن250 جسد بيجان را با آن وضع فجيع ديد، بيهوش شده و فورا قريه را ترك گفت:(5)! ولى مگر اين گونه حادثهها در (دير ياسين) به پايان رسيد؟! درست در همان روز پس از اتمام اين كشتار! به قريه ناصرالدين نزديك طبريا و قريه بلدالشيخ و سكرير و همچنين عليوط و شهر حيفا طبريا حمله كرده و مثل همين كشتار بىرحمانه را در آن محلها تكرار كردند(6).
---------------------------- 5 ـ اين قصّه در راديوها و جرايد و مجلات آن زمان منتشر شد. 6 ـ تذكرة عودة، تأليف ناصرالدين نشاشيبى، صفحه25.
بنقل از هفته نامه الکترونیکی جهان بدون صهیونیسم
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهور الحجـه
|
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: يکشنبه 27 آذر 1384 : 03:10:25
|
هوالله سازمانهاي تروريستي اسرائيل سپاه یهود سپاه یهود تشكیلاتی نظامی و متشكل از داوطلبان یهودی است كه در جریان جنگ جهانی اول در كنار نیروهی انگلیس و متفقین جنگیدند. گردان یهودی شماره 38 كه در میان سالهی 1915 ـ 1917 تشكیل شد و گردان 39 كه بن گوریون و بن تسفی در سالهی 1917 ـ 1918 در آمریكا آن را تاسیس كردند و گردان 40 (كه در فلسطین تشكیل شد) و گردانهی ‹‹یورش تفنگهی پادشاهی›› نیروهی تشكیلدهنده ین سازمان هستند. تعداد نیروهی همه ین گردانها مجموعا 6400 مرد بود كه همه آنها سپاه یهود نامیده می شدند. اندیشه تاسیس ین سپاه از آن جا نشأت ميگیرد كه صهیونیستها با توجه به قدرت استعماری بالی بریتانیا بر خود لازم ميداستند كه بری رسیدن به هدف خود یعنی تاسیس وطنی ملی بری یهودیان به نیروهی انگلیسی كمك كنند
بنقل از هفته نامه الکترونیکی جهان بدون صهیونیسم
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهور الحجـه
|
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: يکشنبه 27 آذر 1384 : 03:13:37
|
هوالله زندگينامه رهبران اسرائيل
آویگور، شائول : از شاخص ترین رهبران جنبش کارگران در اسرائیل و از پایه گذاران گروه \" هاگانا \" و نظام سیاسی و امنیتی اسرائیل است . اسم حقیقی وی \" شائول میروف \" است . در سال 1899 در روسیه متولد شد و در سال 1912 به فلسطین مهاجرت کرد . وی از اولین فارغ التحصیلان دوره متوسطه دبیرستان \" هرتسل \" در تل آویو است . در جنگ جهانی اول به ارتش عثمانی پیوست . از ابتدای تاسیس حزب \" احدوت ها عفوداه \" در سال 1919 به عضویت آن در آمد و در سال 1922 از جمله رهبران حزب شد و مسولیت اطلاعات و مسلح کردن اعضاء حزب را به عهده گرفت . از زمان تاسیس سازمان مهاجرت غیر قانونی \" موسادلی الیاه بیث \" در سال 1939 رهبری آن را به عهده گرفت . ضمنا وی از همان بدو تشکیل حزب کارگر ( ماپای ) ، در کادر رهبری آن قرار گرفت . در جنگ سال 1948 در وارد کردن تسلیحات از اروپا و آمریکا نقشی اساسی ایفا کرد . در اولین دولتی که توسط بن گوریون تشکیل شد ، به عنوان معاون وزیر دفاع ( بن گوریون ) منصوب شد . آویگور از پایه گذاران صنایع نظامی اسرائیل به شمار می رود ، و سالیان دراز مسول مهاجرت یهودیان اروپای شرقی به سرزمین فلسطین و برقراری ارتباط با یهودیان اتحاد جماهیر شوروی بود . آویگور در تالیف کتاب تاریخ گروه هاگانا مشارکت ورزید و در سال 1973 به جایزه دولتی اسرائیل دست یافت . وی تا زمان مرگش در سال 1978 به فعالیت های سیاسی و امنیتی خود ادامه داد .
ابان، آبا: دیپلمات و سیاستمدار اسرائیلی ، در سال 1915 در آفریقای جنوبی متولد شد و در انگلیس بزرگ شد . در طول جنگ جهانی دوم در خدمت اداره اطلاعات انگلیس در قاهره و قدس بود . پس از جنگ به اداره سیاسی آژانس یهود پیوست ، و عضو هیات یهودی مامور مذاکره با گروه ویژه سازمان ملل پیرامون بررسی موضوع فلسطین بود . پس از پذیرش اسرائیل در سازمان ملل در سال 1949 ، به ریاست هیات نمایندگی اسرائیل در آن سازمان تعیین شد . در سال 1950 به سفارت اسرائیل در آمریکا منصوب شد ، و در این دو مقام که جزء مهم ترین مناصب دیپلماسی اسرائیل به شمار می رود ، تا سال 1959 خدمت کرد . از جمله ویژگی های آبا ابان دفاع ] سرسختانه ی [ وی از سیاست های اسرائیل حتی سیاست هایی که بعضاً با آنها مخالف بود ، می باشد . مانند دفاع وی از تجاوزهای اسرائیل در نوار غزه که در سال 1955 در سازمان ملل متحد به انجام رساند . این در حالی بود که وی قبلا طی نامه ای به بن گوریون ، به سیاست اسرائیل در این رابطه اعتراض کرده بود . پس از بازگشت به اسرائیل در سال 1959 ، به حزب ماپای پیوست و وارد فعالیت های سیاسی شد . چنانچه در مجلس پنجم به نمایندگی انتخاب گردید و سپس به عنوان وزیر مشاور منصوب شد . پس از استعفای زالمان آران در تابستان سال 1960 ، وزیر آموزش و فرهنگ شد و برای مدت سه سال در این مقام باقی بود . در سال 1963 در دولت \" لوی اشکول \" معاون نخست وزیر شد . وی در خلال سالهای 1966 و 1974 در دولت های لوی اشکول و گلدا مایر وزیرخارجه بود . مواضع وی نسبت به مواضع اشکول و سپس مایر – معتدل بود . چنانچه این امر منجر به اختلاف نظر فیمابین گردید و از جمله باعث شد تا اسحاق رابین که در آن زمان سفیر اسرائیل در واشنگتن بود بدون اطلاع و هماهنگی وی ، با اشکول و سپس مایر ارتباط مستقیم برقرار کند . هنگامی که رابین دولت اول خویش را در سال 1974 تشکیل داد از عضویت در هیات دولت کنار گذاشته شد . او در خلال سال های 1984و 1988 رئیس کمیته امور خارجی و دفاع مجلس بود . ولی علیرغم این امر ، اسم وی در فهرست نامزدهای حزب کارگر برای انتخابات سال 1988 مجلس وارد نشد ، و این باعث خشم یهودیان داخل و خارج اسرائیل گردید . آثار وی عبارتند از : جنبش جدید ادبی در مصر ، گردنه ی عدالت ، مسائل اجتماعی و فرهنگی خاورمیانه ، بدعت توین بی ، صدای اسرائیل ، موج ناسیونالیسم ، حییم وایزمن : مجموعه ی زندگینامه ها ، واقعیت و مشاهده در خاورمیانه ( مسائل خارجی ) ، مردم من ، اسرائیل در جهان ، کشور من ، اتوبیوگرافی ، دیپلماسی نوین ، میراث ، تمدن ، و یهودیان ، گواه شخصی و ... [ بنقل از هفته نامه الکترونیکی جهان بدون صهیونیسم
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهور الحجـه
|
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: يکشنبه 27 آذر 1384 : 03:15:56
|
هوالله پروتکلهاي رهبران يهود
پروتکل شماره 2 - تا آنجا كه مقدورمان باشد، بايد از بروز جنگى كه بسود ناحيه اى خاص منجر شود، جلوگيرى كنيم. آنگاه جنگ را به صحنه اقتصاد مىكشانيم تا طرفين متخاصم به خوبى تسلط همه جانبه ما را دريافته و تسليم عوامل بين المللى ما شوند. حقوقى بنام حقوق بين الملل وضع خواهيم كرد كه جايگزين حقوق ملى كشورها شده و ناظر بر روابط بين ملل باشد، همانگونه كه قوانين حقوقى يك كشور، بر روابط افراد آن كشور نظارت دارد.
- اطاعت بىچون و چرا از مهمترين شرايطى است كه ما براى انتخاب مديران در نظر مىگيريم و هيچ ضرورتى ندارد كه آنها در زمينه مديريت تحصيلات و اطلاعاتى داشته باشند. اينگونه مديران همچون مهره شطرنج در دست مشاوران و متخصصانى خواهند بود كه ما از كودكى آنها را براى اداره امور جهان تربيت خواهيم كرد. همانطورى كه نيك مىدانيد اينگونه مشاوران را طورى تربيت مىكنيم كه براى احراز مقام هائى كه به آنها محول مىشود، واجد شرايط باشند. بعلاوه آنها را در زمينه امور سياسى، تاريخ و تحليل وقايع، آموزش مىدهيم. مىدانيم كه غيريهوديها طورى تربيت شدهاند كه نمىتوانند وقايع تاريخى و مشاهدات خود را بدون پيشداورى تحليل كرده و از اين تحليها نتيجه عملى بگيرند و يافته ها را راهنماى عمل خويش قرار دهند. بنابراين، ضرورتى ندارد كه ما به آنها اهميت بدهيم. بگذار كه سرگرم شوند و عمرى را در آرزو و اميد بسر ببرند و به خاطرات گذشته خويش دل خوش نمايند. بگذار خود را با اصولى كه ما به نام علم( تئورى) به آنها ديكته كرده ايم سرگرم كنند. با توجه به اين هدف ما به يارى مطبوعات(رسانه هاى گروهى) اعتماد غير يهوديها را به صحت اين تئورىها جلب مىكنيم. روشنفكران غيريهودى علوم را به طور مجزا از هم مورد تحقيق قرار مىدهند و بىآنكه خود متوجه باشند، اطلاعات فراوان و نتايج گرانبهائى را فراهم مىآورند ولى آنها را در متن عمل پياده نمىكنند. اما عوامل ما اطلاعات به دست آمده از اينگونه تحقيقات را با هم تلفيق و تركيب كرده تا به يك كل دست يابند و فكر خود را در جهت خواستهاى ما پرورش دهند.
تعليم و تربيت ويرانگر - فكر نكنيد آنچه كه در بالا گفته شد تنها يك حرف است. دقت كنيد كه ما چگونه موفق شديم داروينيسم، ماركسيسم و نيچهايسم را بال و پر بدهيم. يهوديان بايد به سادگى به اهيمت نقش ويرانگر نظريه هاى بالا، روى ذهن و انديشه غيريهود پى ببرند.
- براى آنكه در مسائل سياسى دچار لغزش و اشتباه نشويم بايد به طرز تفكر، تمايلات و خصوصيات ملل مختلف توجه دقيق داشته باشيم. به عبارت ديگر سيستم ما به مثابه ماشين بزرگى است كه اجزاء آن به مقياس وسيعى متناسب با خلق و خوى، آداب و رفتار مردمى كه در جهت هدفهايمان گام برمىدارند، كار مىكند. لذا براى آنكه با شكست مواجه نشويم، بايد از تجربيات گذشتگان استفاده كنيم.
- مىدانيم كه ممالك جهان از مطبوعات بعنوان وسيله هائى براى هدايت فكر مردم در جهت دلخواهشان استفاده مىكنند. لذا براى آنكه بتوانيم از مطبوعات در جهت خواسته هاى خود استفاده كنيم، بايد در بين مردم نارضائى ايجاد نمائيم و سپس از طريق مطبوعات نارضائىها را منعكس سازيم.
مىدانيم كه آزادى بيان تنها از طريق آزادى عمل تضمين مىشود، اما مردم غيريهودى نمىدانند چگونه از مطبوعات استفاده كنند. خوشبختانه اين وسيله به دست ما افتاده است و ما مىتوانيم از طريق مطبوعات اعمال نفوذ كنيم. جاى بسى خوشبختى است كه ما علاوه بر مطبوعات، طلا را هم در اختيار داريم. ولى بايد يادآور شد كه ما اين دو عامل را با از خودگذشتگى فراوان و از ميان اقيانوسى از خون و اشك به دست آورده ايم و براى دستيابى به آنها قربانيان فراوانى دادهايم، البته هر قربانىاى كه ما مىدهيم، از نظر خداوند با هزار قربانى غيريهودى برابر است..
بنقل از هفته نامه الکترونیکی جهان بدون صهیونیسم
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهور الحجـه
|
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: يکشنبه 27 آذر 1384 : 03:22:54
|
هوالله قوم يهود از برگزيدگى تا نژادپرستى
از ادبيات مكتوب يهوديت برمىآيد كه در طول تاريخ اين دين، هميشه گونهاى از اين انديشه وجود داشته است كه قوم اسرائيل قوم برگزيده خدا است و از جهاتى بر ديگر اقوام و ملل برترى دارد. اعتقاد بر اين بوده است كه اين انديشه در اصلىترين بخش متون مقدس يهودى، يعنى كتاب تورات ريشه دارد و در بخشهاى بعدى متونِ مقدسِ يهودى شرح و بسط يافته است.(1) دانشمندان يهودى در طول تاريخ نگرشهاى متفاوتى در باره اين انديشه داشتهاند. برداشت برخى از آنان از اين آموزه از نژادپرستىِ صرف و افراطى سردرآورده، اما برداشت برخى ديگر معتدلتر است. آنان تلاش كردهاند بيانى خردپذير از اين انديشه ارائه دهند. و باز ديگرانى اصل انديشه را رد كردهاند. در اين نوشتار برآنيم كه ريشههاى اين انديشه را در متون مقدس و نيز شرح و تفسيرها، و نگرشهاى مختلف نسبت به آن را به اختصار بررسى كنيم.
الف) قوم برگزيده عهد قديم در كتاب تورات، كه در سنت يهودى به شخص حضرت موسى منسوب است، فقراتى آمده است كه جايگاه ويژه قوم اسرائيل را نشان مىدهد. از اين كتاب برمىآيد كه برنامه خدا اين بوده كه از نسل ابراهيم قومى به وجود آورد و به آن قوم جايگاهى ويژه دهد. اصل اعتقاد به برگزيدگى قوم اسرائيل به عهدى برمىگردد كه بين خداوند و حضرت ابراهيم بسته شده است.(2) در واقع، اين امر وعدهاى است كه خدا در ازاى اطاعت بىچون و چراى ابراهيم در ماجراى ذبح فرزندش به او داده است: بار ديگر فرشته خداوند از آسمان ابراهيم را صدا زده، به او گفت: «خداوند مىگويد به ذات خود قسم خوردهام كه چون مرا ملاقات كردى و حتى يگانه پسرت را از من دريغ نداشتى، تو را چنان بركت دهم كه نسل تو مانند ستارگان آسمان و شنهاى دريا بىشمار گردند. آنها بر دشمنان خود پيروز شده، موجب بركت همه قومهاى جهان خواهد گشت، زيرا تو مرا اطاعت كردهاى» (سفر پيدايش، 22:15-18). در بخشهاى بعدى تورات و نيز ديگر قسمتهاى عهد قديم بحث اصلى در راستاى تحقق اينوعده است. ازنسل ابراهيم قومى شكلمىگيردكه بهنواده او يعقوب (اسرائيل) منسوب است. اين قوم در مصر تحت فشار و شكنجه و اسارت قرار مىگيرد و خداوند حضرت موسى را براى نجات آن مأمور مىكند. از اين پس، سخن در باره اين قوم و ماجراهاى آن است. حضرت موسى بهيارى خداوند، قومرا ازاسارت مصرنجاتمىدهد و دربيابان به دستور خداوند، به آنان گوشزد مىكند كه آنان قوم خاص و برگزيده خدا هستند. در واقع، موسى عهد خداوند با ابراهيم را تجديد و يادآورى مىكند:(3) خداوند از ميان كوه خطاب به موسى فرمود: «دستورات مرا به بنىاسرائيل بده و به ايشان بگو: شما ديديد كه من با مصرىها چه كردم و چطور مانند عقابى كه بچههايش را روى بالها مىبرد، شما را برداشته، پيش خود آوردم. حال اگر مطيع من باشيد و عهد مرا نگه داريد، از ميان همه اقوام، شما قوم خاص من خواهيد بود. هر چند سراسر جهان مال من است، اما شما براى من ملتى مقدس خواهيد بود و چون كاهنان مرا خدمت خواهيد كرد (سفر خروج، 19:3-6). و در جاى ديگر آمده است: قربانگاههاى كافران را بشكنيد، ستونهايى را كه مىپرستند خرد كنيد و مجسمههاى شرمآور را تكهتكه نموده، بتهايشان را بسوزانيد؛ چون شما قوم مقدسى هستيد كه به خداوند، خدايتان اختصاص يافتهايد. او از بين تمام مردم روى زمين شما را انتخاب كرده تا برگزيدگان او باشيد. شما كوچكترين قوم روى زمين بوديد، پس او شما را به سبب اينكه قومى بزرگتر از ساير قومها بوديد، برنَگُزيد و محبت نكرد، بلكه به اين دليل كه شما را دوست داشت و مىخواست عهد خود را كه با پدرانتان بسته بود بهجا آورد. به همين دليل است كه او شما را با چنين قدرت و معجزات عجيب و بزرگى از بردگى در مصر رهانيد (سفر تثنيه، 7:5-8). و در ديگر قسمتهاى عهد قديم همين مضمون به صورتهاى مختلف تكرار شده است: از ميان تمام اقوام روى زمين، من تنها شما را انتخاب كردهام (عاموس، 3:2).
ب) برداشت نژادپرستانه در طول تاريخ يهوديت برداشتهاى متفاوتى از انديشه قومِ برگزيده صورت گرفته است. افراطىترين برداشت از اين انديشه، برداشتِ صهيونيستهاى يهودى است. مطابق اين برداشت، قوم اسرائيل برتر و بالاتر از اقوام ديگر و در واقع از جنس ديگرى است. بنابراين در قوانين و مقررات اجتماعى و نيز حتى در برخوردهاى اخلاقى بين يهوديان و غيريهوديان، تفاوت و تبعيض قائل است. مشكل اين انديشه، كه جهان امروز به هيچوجه آن را نمىپذيرد، از اين جهت حادتر گشته كه در يك كشور و يك حكومت به صورت قانون رسمى درآمده است. دكتر اسرائيل شاهاك، استاد دانشگاه عبرانى بيتالمقدس و رئيس جامعه حقوق بشر اسرائيل، مىگويد: فعاليتهاى سياسى من در سال 1965-1966 با يك اعتراض آغاز گرديد. من در اورشليم به چشم خود ديدم كه يك يهودىِ مذهبىِ افراطى، اجازه نداد كه در روز شنبه از تلفن او براى نجات همسايه غيريهودى او كه در حملهاى مجروح شده بود، استفاده كنند، و آمبولانس خبر كنند. من به جاى آنكه اين خبر را به روزنامهها بدهم، از دادگاه حاخامىِ اورشليم را براى گفتوگو خواستار شدم. از اعضاى اين دادگاه، كه اعضاى آن از حاخامهاى منصوب دولت اسرائيلند، پرسيدم كه آيا اين شيوه رفتار، با تفسير آنان از مذهب يهود سازگار است؟ به من پاسخ دادند كه يهودى مزبور رفتارى صحيح و حتى مؤمنانه داشته، و مرا به يكى از قوانين تلمود، كه در قرن ما گردآورى شده است، ارجاع دادند. اين ماجرا را به روزنامه عبرىزبان هاآرتص خبر دادم. خبر طنينانداز شد و جنجال و رسوايى رسانهاى بهپا كرد كه پيامدهاى آن، تا آنجا كه به من مربوط است، بيشتر منفى بود تا مثبت. نه مقامات حاخامىِ اسرائيلى و نه مقامات دياسپورا [يهوديانى كه در غير كشور اسرائيل زندگى مىكنند] هيچكدام در اين حكم تجديدنظر نكردند: يك يهودى نبايد شنبه را به خاطر نجات جان يك «بيگانه» [غيريهودى] نقض نمايد. از اينرو با بهرهگيرى از معلوماتى كه در جوانى به دست آورده بودم، به بررسى قوانين تلمود درباره روابط يهوديان و غيريهوديان پرداختم، و بر من آشكار شد كه نه صهيونيسم و نه سياست دولت اسرائيل از آغاز كار آن و نه رفتارهايى كه حاميان اسرائيل در ديگر نقاط جهان در پيش گرفتهاند، بدون در نظر گرفتن نفوذ عميق اين قوانين و جهانبينىاى كه ايجاد و بيان مىكنند، قابل درك نيستند. من نمىخواهم ادعا كنم كه ملاحظات سياسى يا استراتژيك بر رفتار رهبران اسرائيل تأثير نداشته، بلكه مىخواهم بگويم علاوه بر اين امور، اعتقادات هم در اين كار مؤثر بوده است. هر چه اين تأثيرات، كمتر مورد بحث قرار گيرند و هر چه كمتر در معرض روشنايى قرار گيرند، مهمتر به نظر مىآيند. هر شكلى از نژادپرستى، تبعيض و بيگانهستيزى به هر اندازه كه توسط جامعهاى كه آلوده به آن است بديهى تلقى گردد، به لحاظ سياسى تعيينكنندهتر مىشود. اگر بحث در اين زمينه، آشكارا يا به صورت مخفى ممنوع گردد وضع بدتر خواهد شد. در اين زمان، نژادپرستى، تبعيض و بيگانهستيزى در ميان يهوديان رواج يافته و براى آنها دلايلِ دينى اقامه مىشود. اين اعمال با حالت مقابلشان، يعنى يهودستيزى و انگيزههاى دينىِ آن فرقى ندارند. اما در حالى كه امروزه با دومى مبارزه مىشود، وجود اوّلى را، در بيرون از اسرائيل - حتى بيش از درون آن - عمداً ناديده مىگيرند.(4) بههرحال، اين دانشمند يهودى اهل اسرائيل به مبارزات خود برضدنژادپرستى ادامه مىدهد. او معتقد است كه نژادپرستى، كه امروزه در كشور اسرائيل و صهيونيستهاى ديگر نقاط جهان، اصلى مسلم است، با ديانت يهود ارتباطى ندارد و برداشتى انحرافى از اين دين است. او در راه آرمانهاى بشردوستانه خود بسيار كوشيده و كتابهايى منتشر كرده است. او در برخى از كتابهايش از جمله، كتابى به نام نژادپرستى دولت اسرائيل به تفصيل به ابعاد نژادپرستى اين رژيم پرداخته است. اما نژادپرستان با اين استاد مبارزه كرده، او را طرد نمودند و حتى خارج از دين دانستند. در بخشى از يك اعلاميه كه عليه او صادر شده، آمده است: ما از دانشگاه مىخواهيم اين بىدين و پليد را اخراج كند. ما از همكاران شاهاك مىخواهيم از او فاصله بگيرند. و تو اى شاهاك! تو در كشور ما چه مىكنى؟ از اينجا بيرون برو و اسمت را كه «اسرائيل» است عوض كن و به جاى آن «ننگ اسرائيل» را انتخاب نما.(5) همانطور كه مشهور است و نيز از سخنان اسرائيل شاهاك برمىآيد، صهيونيستهاى يهودى و طرفداران حكومت اسرائيل، قوم خود را نژادى برتر مىدانند و براى آن امتياز قائلند. آنان اين برترىِ نژادى را به دين خود مستند مىسازند. حال سؤال اساسى اين است كه آيا از متون مقدس يهودى چنين برداشتى مىشود؟ متن مقدس اصلى يهوديان همه عهد قديم را شامل مىشود كه مهمترين بخش آن، اسفار پنجگانه تورات است. متن ديگرى كه در واقع از اعتبار درجه دوم برخوردار است، كتاب تلمود است. سنت يهودى قائل است كه مجموعه عهد قديم را انبياء و بزرگان قوم اسرائيل در طى زمانى نزديك به هزار سال، يعنى از حدود 1300 قبل از ميلاد تا حدود چهار قرن قبل از ميلاد، به وجود آوردهاند. اما مجموعه عظيم تلمود توسط دانشمندان پرشمارى از اواسط قرن دوم ميلادى تا قرن ششم ميلادى به رشته تحرير درآمده است. قبلاً گذشت كه بنا به كتاب مقدس يهودى، يعنى عهد قديم، قوم اسرائيل قوم برگزيده و خاص خدا است. آيا اين برگزيدگى همان نژادپرستى است كه به قول دكتر اسرائيل شاهاك امروزه مبناى قانون اسرائيل است؟ اگر اينگونه نيست، پس نژادپرستى از كجا به وجود آمده است و اصولاً معناى برگزيدگى چيست؟ ج) منشأ نژادپرستى در باره اصل و منشأ نژادپرستى نظريههاى مختلفى ارائه شده كه برخى از آنها از اين قرار است: 1. نظريه مدافعان نژادپرستى؛ بىترديد كسانى كه بنىاسرائيل را قوم برتر مىدانند نظريه خود را به عهد قديم و نيز كتاب تلمود مستند مىسازند. گفته مىشود در گذشته و از قرون وسطا اين نظريه پيروانى داشته است و كسانى مانند ابنميمون اين اعتقاد را داشتهاند.(6) 2. نظريه نقادان جديد؛ در عصر جديد و در ديدگاه مدرنيستها، چه يهودى و چه غيريهودى، پذيرش اينكه قومى در درگاه خداوند از جايگاه ويژهاى برخوردار باشد و با ديگر اقوام و ملل تفاوت داشته باشد، بسيار مشكل است. آنان عموماً اين انديشه را به طور كامل رد كردهاند. اعتقاد عمومى اين بوده كه يهوديان انسانهايى در ميان انسانهاى ديگر، و بنىاسرائيل قومى در ميان ديگر اقوام است و دليلى ندارد كه با آنها متفاوت و متمايز باشد.(7) شاعرى در سروده معروف خود گفته است: چه عجيب وشگفتانگيزاست براىخدا كه يهوديان را برگزيده باشد!(8) نقادان جديدِ كتاب مقدس، عبارات دالّ بر برگزيدگى قوم را سخن واقعى خدا نمىدانند، بلكه آنها را به نسلهاى بعدى بنىاسرائيل منتسب مىكنند كه در مقابل واقعيات موجود، به امورى از قبيل برگزيدگى تمسك جستهاند.(9) يك انديشه مهم در اين باره اين است كه زمان نگارش و يا تدوين نهايى همه كتابهاى مجموعه عهد قديم، دوره پس از اسارت بابلى است. در اين زمان، اين قوم به اسارت رفته و انواع خفت و خوارى را تحمل كرده و در واقع، آرمانهاى خود را در قالب تورات و ديگر بخشهاى تاريخى عهد قديم بيان كرده است. به گفته برخى از نويسندگان جديد يهودى، قومِ بهاسارترفته پس از بازگشت، كتاب تورات و ديگر كتابهاى تاريخى را نگاشت و در اين ميان، دو امر را محور تاريخ خود قرار داد: يكى قومى كه مقدس است و قوم خاص و برگزيده خداست و ديگرى سرزمينى كه مقدس است و خدا آن را به اين قومِ برگزيده بخشيده است. به همين سبب، كل تاريخ قوم، كه در بخش تاريخى عهد قديم منعكس شده، بر گرد همين دو محور مىچرخد. قوم اسرائيل برگزيده خدا است و خدا به او وعده عزت و عظمت داده است، اما اين وعده در قالب يك عهد و پيمان است؛ اگر از خدا اطاعت كند او را عزيز مىكند و سرزمين موعود را به او مىدهد و اگر اطاعت نكند قوم به اسارت مىرود و سرزمين را از دست مىدهد. از آنجا كه اين داستان در زمانى نگاشته شده كه قوم به سرزمين موعود بازگشته و آن را در اختيار گرفته، پس دو امر اهميت اساسى دارد؛ يكى سرزمين كه نماد مهم آن معبد اورشليم است، و ديگرى قوم مقدس خدا. اما در زمان نگارش تلمود وضعيت متفاوت بوده است. از اواسط قرن دوم ميلادى، تدوين تلمود آغاز گشت، در حالى كه حدود هفتاد سال قبل از آن، يعنى در سال 70 ميلادى، يهوديان كشور خود را از دست داده و پراكنده شده بودند. آخرين تلاش آنان براى بازپسگيرى كشور و بازسازى معبد اورشليم در سالهاى 32 تا 35 ميلادى با شكست سختى مواجه شده بود. در واقع عالمان يهود كه تلمود را مىنگاشتند، نسبت به يكى از دو امرى كه در زمان نگارش تورات، يعنى حدود پنج قرن قبل از ميلاد، تقدس يافته بود، مأيوس شده بودند و آن، كشور اسرائيل با نماد معبد سليمان بود. بنابراين، بر تقدس امر مقدس ديگر، يعنى قوم، افزوده شد تا بدينوسيله بدبختىهاى قوم و آزار و فشارهايى كه بر آن تحميل مىشد، قابل تحمل گردد. به همين سبب در تلمود، انديشه قوم برتر بسيار جدى شده است.(10) بنابر اين نظريه، منشأ اصلىِ انديشه قوم برتر در واقع همان عهد قديم است. اما اين انديشه در تلمود بسيار پررنگتر و جدىتر شده است. 3. نظريه منشأ تلمودى؛ بنابراين نظريه، منشأ نژادپرستى به تلمود و به ويژه تفسيرى از آن، كه در قرون وسطا توسط افرادى چون ابنميمون شده است برمىگردد. دكتر اسرائيل شاهاك را مىتوان طرفدار اين نظريه شمرد. او در كتاب تاريخ يهود، مذهب يهود و كتاب نژادپرستى دولت اسرائيل تلاش مىكند تا ضمن نشان دادن موارد متعددى از نژادپرستى، ثابت كند كه اين انديشه در تلمود ريشه دارد. او قوانين متعددى را كه به صورتى جدى و شديد تبعيضآميزند و لازمه آنها تجويز ظلم و ستمى بىرحمانه به غيريهوديان است برمىشمارد و منشأ آنها را در احكام هلاخايىِ(11) تلمود نشان مىدهد. برخى از نمونههايى كه ايشان ذكر كرده، به قرار زير است: قتل و كشتار؛ در قوانين دولت اسرائيل، كه بر قوانين تلمودى و بيان ابنميمون از آن استوار است، حكم قتل يك يهودى با حكم قتل يك غيريهودى متفاوت است. اگر كسى يك يهودى را به قتل برساند، گناه بزرگى را انجام داده، بايد مجازات شود. اگر يك يهودى به طور غيرمستقيم باعث قتل يهودى ديگرى شود مجازات دنيوى ندارد و فقط نزد خدا گناهكار است. اما اگر مقتولْ غيريهودى باشد، اگر يك يهودى به طور مستقيم او را كشته باشد تنها نزد خدا گناهكار است و مجازات دنيوى ندارد و اگر به طور غيرمستقيم او را بكشد، حتى گناهى هم مرتكب نشده است. براى مثال، اگر يك غيريهودى در گودالى افتاده باشد، فرد يهودى مىتواند نردبان او را بردارد. اگر يك قاتلْ غيريهودى باشد بايد اعدام شود؛ چه مقتول يهودى باشد و چه غيريهودى، اما اگر مقتولْ غيريهودى باشد و قاتل به يهوديت بگرود اعدام نمىشود. نجات جان؛ نجات جان يك يهودى از مهمترين وظايف شرعى است، اما نجات جان يك غيريهودى ممنوع است. قاعده كلى تلمود اين است كه «غيريهوديان نه از چاه بيرون آورده مىشوند و نه به داخل آن هل داده مىشوند». ابنميمون مىگويد: ما نبايد موجب مرگ كسانى شويم كه با آنان در جنگ نيستيم، اما اگر آنان در معرض جنگ قرار داشته باشند نجاتشان ممنوع است. يك پزشك يهودى حق ندارد يك غيريهودى را مداوا كند و اگر مجبور به چنين كارى باشد، حتماً در ازاى كار خود مزد دريافت كند. جرايم جنسى؛ ارتكاب زنا در يهوديت حرام است، اما بنابه تعاليم تلمودى، فرق است بين زناى يك مرد يهودى با يك زن يهودى، و زناى وى با يك زن غيريهودى. بنابه اين كتاب، غيريهوديان همه بدكارهاند و حتى تجاوز به عنفِ يك مرد يهودى به يك زن غيريهودىِ شوهردار نيز حكم زنا را ندارد و مجازاتى در پى ندارد و حتى در بسيارى از موارد، زنِ غيريهودى مجازات مىشود. تبعيض در مسائل مالى؛ هديه دادن به غيريهودى جايز نيست. گرفتن بهره پول از يهودى حرام است، اما از غيريهودى واجب است. اگر يك يهودى مالى پيدا كند و احتمال دهد كه صاحب آن يك يهودى است، بايد براى يافتن صاحب آن تلاش كند، اما اگر صاحب آن، غيريهودى باشد مىتواند آن را تصاحب كند. فريب دادن يك يهودى در معامله، گناه كبيره است، اما در مورد غيريهوديان شركت غيرمستقيم در چنين معاملهاى روا است. كلاهبردارى از يهوديان ممنوع است، اما اين اصطلاح در مورد غيريهوديان كاربرد ندارد. حتى سرقت كه مطلقاً حرام است، در شرايطى نسبت به اموال غيريهوديان جايز است.(12) اما نويسندهاى ديگر به صورت ديگرى به تلمود نگاه مىكند. او اين را مىپذيرد كه توجه به قوميت و نيز ترويج و تبليغ اينكه خدا توجهى ويژه به قوم دارد و آنان نزد خدا موقعيتى خاص و ممتاز دارند، دارويى براى تسكين آلام و دردهاى قوم بوده است؛ اما تلاش مىكند در تلمود و سخنان دانشمندان يهود، بيانى معقول را از برگزيدگىِ قوم ارائه كند. او علت برگزيدگى قوم را، بنا به تلمود، اين مىداند كه اقوام ديگر زير بار پذيرش تورات نرفتند و قوم اسرائيل آن را پذيرفت. اين نويسنده موارد متعددى را نقل مىكند كه در تلمود، يهوديان را مانند غيريهوديان دانستهاند و حتى گفته شده كه اگر يك غيريهودى دستورات خدا را انجام دهد، از كاهن اعظم يهود بالاتر است: از كجا بدانيم كه حتى اگر يك غيريهودى فرمانهاى تورات را بهجا آورد، او با كاهن اعظم برابر خواهد بود؟ از كلماتِ اين آيه: «هر آدمى كه آنها را به جا آورد، به واسطه آنها زيست خواهد كرد». گفته نشده است كه هر كاهن يا هر لاوى يا هر اسرائيلى، بلكه «هر آدمى». همين طور گفته شده است: «و اين است قانون آدميان، اى خداوند خدا» (كتاب دوم سموئيل، 7:19). گفته نشده است: و اين است قانون كاهنان يا لاويان يا اسرائيليان، بلكه و اين است قانون آدميان. همينطور گفته نشده است: اين دروازه خداوند است كه كاهنان يا لاويان يا اسرائيليان به درون آيند، بلكه گفته شده است: «دروازهها را بگشاييد تا ملتِ عادل كه امانت را نگاه مىدارند به درون آيند» (اشعياء، 26:2). همين طور گفته نشده است: اين دروازه خداوند است كه كاهنان يا لاويان يا اسرائيليان از آن داخل خواهند شد. بلكه گفته شده است: «اين دروازه خداوند است كه عادلان و نيكوكاران از آن داخل خواهند شد». (مزامير داوود، 118، 20). به همين گونه گفته نشده است: اى كاهنان يا لاويان يا اسرائيليان، با خداوند شادى نماييد، بلكه گفته شده است: «اى عادلان و نيكوكاران، با خداوند شادى نماييد» (مزامير داوود، 33:1). گفته نشده است: اى خداوند به كاهنان يا لاويان يا اسرائيليان خوبى بكن، بلكه گفته شده است: «اى خداوند، به خوبان و پاكدلان خوبى بكن» (مزامير داوود، 125:4). از مطالب فوق چنين استنباط مىكنيم كه حتى اگر يك غيريهودى فرمانهاى تورات را بهجا آورد، او با كاهن اعظم برابر خواهد بود» (سيفرا مربوط به آيه 5 از باب 18 از سفر لاويان؛ يلقوط شيمعونى مربوط به آيه فوق، بند 591).(13) بحث تبعيض بين يهوديان و غيريهوديان در رعايت اصول اخلاقى نيز مطرح شده است. در تلمود آمده است كه دانشمندِ برجسته يهود، ربّىعقيوا مىگفت كه اصل اساسىِ تورات جملهاى است كه در شماره هجدهم از باب نوزدهم از سفر لاويان آمده است: «همنوعت را مانند خودت دوست بدار».(14) اما آيا همنوع شامل غيريهوديان هم مىشود؟ به گفته نويسنده فوق، در تلمود به كرات به اين نكته اشاره شده است كه مقصود از «همنوع» يهوديان است، نه غيريهوديان. و تعداد مواردى كه به برخورد اخلاقى با غيريهوديان پرداخته بسيار اندك است. با اين حال اگر نگاهى كلى و بىطرفانه به سراسر تلمود بياندازيم، درمىيابيم كه اخلاقى كه دانشمندان يهود توصيه كردهاند، همگانى است و ويژه قوم خودشان نيست. در بسيارى از موارد، كلمه «مخلوقات» به كار رفته كه ويژه قوم نيست. براى مثال، جمله «مخلوقات را دوست بدار» اندرز محبوب هيلل، دانشمند بزرگ تلمودى بود. و حتى آمده است كه «دزديدن مال يك غيريهودى عملى شنيعتر است تا دزدى از يك يهودى، زيرا سرقت مال يك غيريهودى شامل گناه عظيم بىحرمتى به نام خدا نيز مىشود». و نيز در تفسير آيه چهارم از باب بيست و سوم از سفر خروج كه مىگويد: «اگر گاو يا الاغ دشمنت را يافتى كه گم شده و سرگردان است، البته آن را به او بازگردان» آمده است كه «مقصود از دشمن، يك غيريهودى بتپرست است، چرا كه بتپرستان در همه جا دشمن يهوديان به شمار آمدهاند».(15) نويسنده فوق مىپذيرد كه در موارد متعددى در تلمود از عبارتهايى تند و خشن بر ضد غيريهوديان استفاده شده است، اما چنين توجيه مىكند كه فشارها و شكنجههاى شديدى كه بر قوم اعمال مىشده باعث شده كه آنان چنين تعبيرهايى را به زبان آورند.(16) براى نمونه عبارت تند و زنندهاى كه مىگويد: «بهترين بتپرستان را بِكُش، و سرِ بهترين مارها را بكوب و له كن» كه در تلمود آمده، از ربىشمعون بن يوحناى است كه در دوره وحشتناك هادريان، امپراتور سفّاك روم، مىزيست و از بيم جان، مدت سيزده سال همراه با فرزندش در غارى پنهان شده بود. پس سخنان او بيانگر احساسات شخصى او بوده است، اما از اين نمونهها نمىتوان برداشتى كلى درباره اخلاقيات تلمود كرد.(17) بنا به آنچه گذشت، عهد قديم قوم اسرائيل را قوم برگزيده خدا مىداند و از سوى ديگر، در تاريخ يهوديت گاهى از برگزيدگى قوم، برترى قوم اسرائيل نسبت به ساير اقوام برداشت شده است و حتى در كشور اسرائيل قوانينى وضع و اجرا شده كه حاكى از تبعيض نژادى است. اما همانطور كه گذشت، افراد زيادى از ميان يهوديان، انديشه قوم برتر و تبعيض نژادى را رد مىكنند. آيا منشأ اين انديشه عهد قديم است؟ همانطور كه گذشت برخى از نقادان جديد معترفند كه مجموعه عهد قديم در دوره پس از اسارت بابلى و تحت تأثير وضعيت اسفبار قوم نگاشته شده و به اين دليل است كه در آن، به قوم توجهى ويژه شده است. در اينجا با اين بحث كارى نداريم كه مجموعه عهد قديم در چه دورهاى تدوين شده است؛ هر چند آنچه نقادان جديد در اين باره گفتهاند شايان توجه ويژه است. نكتهاى كه بيشتر اهميت دارد، اين است كه آيا برگزيدگى قوم، كه در عهد قديم مطرح شده، مطلبى ناپذيرفتنى است؟ آيا اين برگزيدگى به معناى برترى قوم اسرائيل از همه اقوام جهان است؟ پس نخست بايد معناى برگزيدگى قوم در عهد قديم را بررسى كنيم. در بخش بعدى اين نوشتار به اين موضوع خواهيم پرداخت. اما نكته ديگر در باره تلمود است؛ قبلاً دو رويكرد از دو نويسنده يهودى در اين موضوع نقل شد. دكتر اسرائيل شاهاك مجموعه تلمود را دربردارنده مطالبى نژادپرستانه مىداند و منشأ قوانين نژادپرستانه دولت اسرائيل را همين مجموعه مىداند. از سوى ديگر دكتر ا. كُهِن ضمن پذيرش اينكه فقرات متعددى در مجموعه تلمود يافت مىشود كه حاوى مطالبى نژادپرستانهاند، اين موارد را چنين توجيه مىكند: گويا نويسندگان در وضعيتى غيرعادى و تحت فشار سخت چنين سخنانى را گفتهاند. او همچنين شواهد متعددى را از اين مجموعه نقل مىكند كه بر يكسانى بنىاسرائيل با ديگر اقوام دلالت دارد. نكته مهم در سخن اين دو نويسنده اين است كه هر دو، هر گونه نژادپرستى را، حتى اگر ظاهر عبارت تلمود باشد، رد مىكنند، اما در يك امر اختلاف دارند؛ اگر برخى از دانشمندان يهودىِ قرون وسطا، مانند ابنميمون، و نيز قانونگذاران دولت اسرائيل در زمان حاضر تفسيرى نژادپرستانه از مطالب تلمود كردهاند، بنابه نظر شاهاك، كار خطايى نكردهاند، اما به نظر دكتر كُهِن مرتكبِ خطا شدهاند. اگر بخواهيم بين اين دو نويسنده يهودى داورى كنيم، به نظر مىرسد كه بايد حق را به دكتر كُهِن بدهيم. اگر در يك مجموعه گسترده، دو ديدگاه متفاوت و ضد و نقيض مطرح شده باشد، به راحتى نمىتوان يك طرف را گرفت و از طرف ديگر چشمپوشى كرد، بلكه بايد به گونهاى همه اطراف را جمع كرد. و البته اگر درباره موضوعى دو ديدگاه مطرح شده باشد و ظاهر يك ديدگاه با عقل، منطق و عدالت ناسازگار باشد، قطعاً بايد طرف ديگر را گرفت و از طرف ديگر چشمپوشى كرد و يا آن را توجيه نمود. براى مثال، شايد مواردى كه دانشمندان يهود سخنان تندى بر ضد غيريهوديان يا بتپرستان به زبان آوردهاند، در اوضاع و احوالى خاص بوده و اشاره به افرادى خاص داشته باشد. براى نمونه وقتى گفته شده «بهترين بتپرستان را بكش» شايد مقصود از بتپرستان، افرادى خاص بوده است، نه اينكه حكمى براى همه زمانها و همه مكانها بوده باشد. به هر حال در چنين مواردى تفسيرى يكسويه از يك مجموعه عظيم، و برداشتى خلاف عقل و منطق و عدالت يك انحراف محسوب مىشود. اين امر مسلم و واضح است كه تفسير از يك يا چند گزاره كه در يك متن دينى آمده نبايد به گونهاى باشد كه با اصول مسلم و قطعى آن دين ناسازگار باشد. اگر قوم اسرائيل از چنان جايگاهى برخوردار است كه بايد همه چيز، حتى اصول مسلم اخلاقى، فداى آن شود، پس در واقع قومْ جاى خدا را گرفته است و اين با نخستين و مهمترين اصل تورات كه در دو فرمان نخستِ «ده فرمان» بر آن تأكيد شده، ناسازگارى دارد: من خداوند، خداى تو هستم، همان خدايى كه تو را از اسارت و بندگى مصر آزاد كرد. تو را خدايان ديگر غير از من نباشد. هيچگونه بتى به شكل حيوان يا پرنده يا ماهى براى خود درست نكن. در برابر آنها زانو نزن و آنها را پرستش نكن (سفر خروج، 20:2-4). و اگر كسى قوم را به جاى خدا قرار دهد از دين خارج شده و مرتد گشته است و اين نكتهاى است كه اسرائيل شاهاك را نگران كرده است: در پايان روى سخنم با خوانندگانى است كه مثل من يهودى هستند. من بىنهايت ناراحت هستم وقتى مىبينم كه قسمت اعظم ملت يهود در يك حالت ترك مسلك و ارتداد به سر مىبرد و به جاى پرستش خدا و تحقق بخشيدن به روح عدالت، و به جاى در نظر گرفتنِ كلماتِ: «چيزى را كه خود از آن نفرت دارى بر ديگران روا مدار» اين اكثريت، نه تنها برعكس آن رفتار مىكنند، بلكه در وحشىترين نظام قبيلهاى و پرستش قدرت، پناهگاهى را مىجويند، اما نمىدانند كه بر سر شاخه نشسته و بُن مىبُرند... من آنچه بخواهم مىكنم، چون مىدانم كه وظيفهام گفتن حقيقت است و در راه عدالتى كه بر همه جهان حكمفرما باشد مبارزه مىكنم. اما ظاهراً به نظر اكثريت برادران يهودىام كه به جاى خدا، دولت مادى اسرائيل را پرستش مىكنند، همانطور كه اجداد ما گاو طلايى... را مىپرستيدند، اين ملاحظه مسئله چندان مهمى نيست، لذا به آنها خواهم گفت: «به خاطر ريا و انكارِ دوگانه شما و به خاطر روش حمايت از نژادپرستى و ستم، به زودى بدبختى ديگرى دامنگير شما خواهد شد.(18) دكتر شاهاك معتقد است كه نژادپرستى با ديانت يهود ناسازگار است و بايد يكى را اختيار كرد: نژادپرستى و حمايت از اعمال نژادپرستانه دولت اسرائيل، يا ديانت يهودى. او مىگويد من دومى را برگزيدهام: من با اين عقيده كه يهوديان بايد وقف دولت يهود شوند، مخالفم. من نشان خواهم داد كه اين ايثارها، تقدس و زهد غيراخلاقى و در عين حال مخالف با اصول جارى سنتهاى يهودى است... من يك يهودى هستم و در اسرائيل زندگى مىكنم. من به عنوان يك تبعه اسرائيل به قوانين اين كشور احترام مىگذارم. با اينكه بيش از چهل سال دارم هر سال خدمت موقتى را در ارتش انجام مىدهم، اما خودم را وقف و نثار دولت يهود يا هر دولت و سازمان ديگرى نمىكنم! من به آرمانهايم پايبند هستم. من معتقدم كه بايد حقيقت را گفت و آنچه را لازم است، انجام داد تا عدالت و برابرى براى همه فراهم گردد. من به زبان و شعر عبرانى علاقمند هستم و خوشحالم كه براى بسيارى از ارزشهاى پيامبران قديمىمان احترام مىگذارم. اما آيا مىتوان آيينى را وقف يك دولت نمود؟ من گمان مىكنم اگر از عاموس نبى يا اِشَعْياى نبى خواسته مىشد كه خود را وقف دولت «اسرائيل» يا «يهودا»(19) نمايند، مىخنديدند. عاموس نبى مىگويد: «از بدى منزجر باشيد و خوبى را دوست داشته باشيد و عدالت را برپا داريد» (عاموس، 4:17)... هر يهودى كه ايمان دارد سهبار در روز به زبان مىآورد كه يك نفر يهودى بايد وقف راه خدا، فقط راه او، باشد: «شما [بنىاسرائيل] بايد يهوه خدايتان را با تمامى دل و جان و توان خود دوست داشته باشيد» (سفر تثنيه، 6:5). اقليت كوچكى از يهوديان هستند كه هنوز هم به خداى خود ايمان دارند، اما به نظر مىرسد كه اكثريت ملت يهودى خدايش را گم كرده و بت را جانشين آن نموده است؛ درست مانند زمان موسى كه گوسالهپرستى مىكردند... اولين علامت اين بتپرستى - كه علامت هر نوع بتپرستى هم هست - اين است كه براى دستيابى به منافع خود حاضرند به هر نوع بىانصافى و بىعدالتى تن دهند.(20)
د) معناى برگزيدگى قوم قبلاً گذشت كه فقرات متعددى از تورات و ديگر قسمتهاى عهد قديم بر اين نكته دلالت دارد كه قوم اسرائيل قوم برگزيده خدا است. همچنين بيان شد كه برداشت نژادپرستانه از اين فقرات يكانحراف ازاصل دين وكتاب است. اما جاى اين بحث خالى است كه اگر برگزيدگى به معناى برترى يك قوم نسبت به ديگر اقوام نيست، پس چه معنايى دارد؟ دانشمندان يهودى در قرون وسطا درباره معناى برگزيدگى دو نظريه كاملاً متفاوت ارائه كردهاند. بر اساس يك نظريه، افراد قوم اسرائيل به لحاظ روحى، متفاوت از ديگر انسانها و برتر از آنان خلق شدهاند. يهودا هالوى، كه برجستهترين طرفدار اين نظريه است، مدعى است كه ساختار روحى يهوديان به طور كلى با ديگران تفاوت دارد. هر فرد يهودى قدرت نبوت را به ارث برده است و اين امر او را قادر مىسازد تا از فكر و اراده خدا آگاه شود. ديگران، حتى اگر به آيين يهود درآيند، اين قدرت را به دست نمىآورند.(21) اين قدرتِ خاص نخست به آدم و سپس به سلسلهاى از برگزيدگان و سرانجام به همه قوم اسرائيل عطا شده است. به واسطه اين تأثير و عمل الهى است كه قوم اسرائيل مىتواند به صورتى ويژه با خدا ارتباط برقرار كند. پس برگزيدگى قوم به معناى وابستگى به يك مشيت فوق طبيعىِ الاهى است؛ اين در حالى است كه ساير مردم در معرض قوانين طبيعى هستند.(22) اين انديشه حتى در متون عرفانى قرون وسطايى يهود ديده مىشود. در متون قبالايى، به ويژه كتاب معروف زوهَر تفاوت جوهرىِ يهوديان با غيريهوديان مورد تأكيد قرار گرفته است. بر اساس اين متون، روح غيريهوديان متعلق به جهان زيرين است كه جايگاه شياطين است، در حالى كه روح فرد يهودى دستكم قابليت رسيدن به ساحت امور الاهى را دارد. گاهى اين عارفان انديشه برگزيدگى را با مسئله گناه نخستين پيوند دادهاند. آنها با استناد به يك سنت تلمودى، مىگويند كه حَوّا به وسيله مار شيطان آبستن شد و در نتيجه، فرزندان او معيوب شدند، تا اينكه تجلى خداوند در سينا آن عيب را از بنىاسرائيل برطرف كرد، اما ديگران نيمهشيطان و نيمهانسان باقى ماندند.(23) اما اين بيان با يك مشكل جدى روبرو است و آن اينكه، همانطور كه گذشت، بر اساس تلمود، نوكيشان يهودى با ديگر يهوديان هيچ تفاوتى ندارند. در اين صورت، چگونه تغيير كيشِ آنان مىتواند سرشت و ذات آنان را عوض كند؟ كتاب زوهر اين مشكل را اينگونه حل مىكند كه نوكيشان در هنگام تغيير كيش، روحى جديد را از جانب آسمان دريافت مىكنند، هر چند اين روح از روح يهوديان اصلى پستتر است. ديگر عالمان قبالايى مىگويند نوكيشان در واقع قبلاً روحى يهودى داشتهاند و در اثر فشار ديگران تغيير كيش دادهاند و اكنون به كيش اصلى خود بازمىگردند. در واقع، همان روحِ پنهان است كه دوباره او را به يهوديت بازمىگرداند.(24) اما دانشمندان بزرگى مانند موسىبنميمون و سعديا بنيوسف اين برداشت از برگزيدگى را قبول نداشتهاند. ابنميمون مىگويد پيام كتاب مقدس، جهانى است و به قوم اسرائيل اختصاص ندارد. برگزيدگى قوم به معناى برترى يا تقدس ذاتى نيست. فقراتى از كتاب مقدس كه به اين امر پرداختهاند، تنها بر يك گزينش مشروط دلالت دارند، نه بيش از آن. قوم اسرائيل براى تكليف و وظيفهاى خاص برگزيده شده است، و اين هرگز بدان معنا نيست كه اين قوم داراى حقوقى خاص يا ويژگىهايى خاص است. برترى و تقدس به قومِ اسرائيلِ تاريخى و افراد خارجى تعلق ندارد، بلكه به يك اسرائيل اسطورهاى، كه به عنوان يك مدل و آرمان در نظر گرفته مىشود، تعلق دارد. اين برگزيدگى با اطاعت از دستورهاى خداوند ورعايت شريعت تحقق مىيابد، درحالىكه سرپيچى از دستورهاى خدا خفت و ذلت را درپىدارد.(25) سعديا بنيوسف نيز با برترى ذاتى و ماهوى قوم اسرائيل مخالف است. او مىگويد برگزيدگى قوم از اين جهت است كه تورات به طور كامل به آنان داده شده است. به اقوام ديگر هم توراتى داده شده است، اما توراتِ كامل به قوم اسرائيل داده شده است.(26) اگر بخواهيم به عنوان فردى بىطرف به مجموعه عهد قديم نظر بيندازيم و بين اين دو دسته از دانشمندان يهودى داورى كنيم، به نظر مىرسد كه حق را بايد به دسته دوم از اين دانشمندان بدهيم. در اين باره بايد به نكاتى چند توجه كرد: 1. به گفته كتاب مقدس، توجه خاص خداوند به يك قوم به ماجراى حضرت ابراهيم و اطاعت بىچون و چراى او در ماجراى ذبح فرزند برمىگردد. در واقع، پس از اين اطاعت محض خداوند به عنوان پاداش، به او وعده مىدهد كه به فرزندان او موقعيت و جايگاهى ويژه دهد: «به ذات خود قسم خوردهام كه چون مرا اطاعت كردى و حتى يگانه پسرت را از من دريغ نداشتى، تو را چنان بركت دهم كه نسل تو... بىشمار گردند. آنها... موجب بركت همه قومهاى جهان خواهند گشت، زيرا تو مرا اطاعت كردهاى» (سفر پيدايش، 23:16-18). بر طبق اين وعده، فرزندان حضرت ابراهيم در دستگاه خداوند جايگاهى ويژه خواهند داشت و در واقع آنان برگزيده شدهاند. اما اين جايگاه ويژه چيست و برگزيدگى آنان به چه معنا است؟ 2. از كتاب مقدس برمىآيد كه اين وعده هنگامى به تحقق نزديك شد كه قومى به نام اسرائيل پديد آمد. خداوند پيامبرى به نام موسى(ع) را براى نجات آنان فرستاد و به او دستور داد كه اين برگزيدهشدن را بهقوم اسرائيل گوشزد كند: «اگر مطيع من باشيد وعهد مرا نگه داريد، از ميان همه اقوام، شما قوم خاص من خواهيد بود» (سفر خروج، 19:5). پس اين قوم خاص و برگزيدهبودن، مشروط است. آنان تا زمانى قوم خاص خدا هستند كه مطيع خدا باشند و عهد او را، كه عمل به شريعت او است، رعايت كنند. از اين فقره بهخوبى برمىآيد كه خداوند مىخواهد جايگاهى ويژه ويا مأموريتى خاص را بهاين قوم بدهد كه شرط آن اطاعت از خدا است. پس اين برگزيدگى مشروط است، نه مطلق.(27) 3. اما خدا آنان را براى چه برگزيده است؟ خودِ كتاب اين امر را روشن كرده است: «هر چند سراسر جهان مال من است، اما شما براى من ملتى مقدس خواهيد بود و چون كاهنان مرا خدمت خواهيد كرد» (سفر خروج، 19:3-6). پس در جهانى كه همهاش از آنِ خدا است، قومى براى خدمتگزارى برگزيده شده است. و البته اين جايگاهى مهم است. آنان قوم خاص خدا و خدمتگزار مخصوص اويند. آنان بايد با كفر و شرك و بتپرستى مبارزه كنند و دين خدا را در زمين پياده كنند.(28) 4. پس برگزيدگى براى آن است كه آنان بارى سنگين را به دوش بگيرند. پاداش اين عمل عزت و سربلندى در دنيا و سعادت اخروى است. آنان برگزيده شدهاند و خود پذيرفتهاند كه اين مأموريت سنگين را انجام دهند و - همانطور كه گذشت - كسى مىتواند اين مأموريت را انجام دهد كه مطيع پروردگار باشد. اما اگر آنان اين شرط را رعايت نكنند نه تنها قوم خاص خدا نيستند و نه تنها عزت و سربلندى ندارند، بلكه از همه قومهاى جهان پستتر خواهند بود: «ولى اگر به من گوش ندهيد و مرا اطاعت نكنيد و قوانين مرا رد كنيد و عهدى را كه با شما بستهام بشكنيد، آنگاه من شما را تنبيه خواهم كرد و ترس و امراض مهلك و تبى كه چشمهايتان را كور كند و عمرتان را تلف نمايد بر شما خواهم فرستاد. بذر خود را بيهوده خواهيد كاشت، زيرا دشمنان حاصل آن را خواهند خورد. من بر ضد شما برخواهم خاست و شما در برابر دشمنان خود پا به فرار خواهيد گذاشت. كسانى كه از شما نفرت دارند بر شما حكومت خواهند كرد. حتى از سايه خود خواهيد ترسيد» (سفر لاويان، 29:14-17). اين نكتهاى است كه در سراسر عهد قديم بارها تكرار شده است. اين عهد و پيمان بارها به قوم گوشزد شده است. آنان هر گاه به عهد خود وفادار نماندند، مجازات شدند. اين نكته را خداوند به روشنى از زبان ارمياى نبى قبل از اسارت بابلى بيان مىكند: سپس خداوند فرمود: «در شهرهاى يهودا و در كوچههاى اورشليم پيام مرا اعلام كن! به مردم بگو كه به مفاد عهد من توجه كنند و آن را انجام دهند. زيرا از وقتى اجدادشان را از مصر بيرون آوردم تا به امروز، بارها به تأكيد از ايشان خواستهام كه مرا اطاعت كنند! ولى ايشان اطاعت نكردند و توجهى به دستورات من ننمودند، بلكه به دنبال اميال و خواستههاى سركش و ناپاك خود رفتند. ايشان با اين كار عهد مرا زير پا گذاشتند، بنابراين تمام تنبيهاتى را كه در آن عهد ذكر شده بود، در حقشان اجرا كردم». خداوند به من فرمود: «اهالى يهودا و اورشليم عليه من طغيان كردهاند. آنها به گناهان پدرانشان باز گشتهاند و از اطاعت من سر باز مىزنند؛ ايشان به سوى بتپرستى رفتهاند. هم اهالى يهودا و هم اسرائيل عهدى را كه با پدرانشان بسته بودم شكستهاند. پس چنان بلايى برايشان خواهم فرستاد كه نتوانند جان سالم درببرند و هر چه التماس و تقاضاى ترحم كنند، به دعايشان گوش نخواهم داد» (ارميا، 11:6-11). 5. خداوند پيمانى با قوم اسرائيل بسته، و به آنان گفته است: «به ايشان گفته بودم كه اگر از من اطاعت كنند و هر چه بگويم انجام دهند، ايشان قوم من خواهند بود و من خداى ايشان» (ارميا، 11:4). اما اين امر، قانون عام خداوند است. هر كه از او اطاعت كند لطف و بركت او شاملش مىشود: قومهاى غيريهود نيز وقتى خداوند را بپذيرند، از بركت او برخوردار خواهند شد. پس ايشان نگويند: «خداوند ما را از قوم خود نمىداند»... خداوند در مورد قومهاى غيريهود كه به قوم او ملحق مىشوند و او را خدمت مىكنند و او را دوست داشته، خدمتگزار او مىشوند، چنين مىگويد: «اگر حرمت روزِ سَبْت را نگاه دارند و به عهد من وفادار بمانند، ايشان را نيز به كوه مقدس خود خواهم آورد و در خانه عبادتم ايشان را شاد خواهم ساخت و قربانىها و هداياى ايشان را قبول خواهم كرد. خانه من «خانه عبادت همه قومها» ناميده خواهد شد» (اشعيا، 56:3-7). و البته نافرمانى قوم اسرائيل از خدا جرم سنگينترى است و مجازات شديدترى را به دنبال خواهد داشت.(29) بنابراين، قوم براى هدف و مأموريتى خاص برگزيده شده است. اما قانون خداوند عمومى است و هر كس از او اطاعت كند، به او مقرب مىشود. 6. قانون عمومى الاهى اين است كه هر كس از او اطاعت كند برترين است و در دستگاه خداوند، مقربترين است. اين سخن را انبياى ديگر هم خطاب به امت خود بيان كردهاند. براى نمونه حضرت عيسى(ع) خطاب به پيروانش مىفرمايد: شما نمك جهان هستيد، ولى هر گاه نمك مزه خود را از دست بدهد چگونه مىتوان آن را بار ديگر نمكين ساخت؟ ديگر، مصرفى ندارد، جز آنكه بيرون ريخته و پايمال مردم شود. شما نور جهان هستيد. نمىتوان شهرى را كه بر كوهى بنا شده است پنهان كرد. هيچ كس چراغ روشن نمىكند تا آن را زير سرپوش بگذارد، بلكه آن را بر چراغپايه قرار مىدهد تا به تمام ساكنان خانه نور دهد. نور شما نيز بايد همينطور در برابر مردم بتابد تا كارهاى نيك شما را ببينند و پدر آسمانى شما را تمجيد كنند (انجيل متى، 5:13-16). پس مؤمنان نمك جهان و نور جهان هستند؛ اما ارزش آنها تا زمانى است كه آنان براى جهان و مردم نفع داشته باشند. به همين مطلب در قرآن مجيد نيز اشاره شده است: «كنتم خير امة اُخرجَت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تؤمنون بالله» (آلعمران، 110). شما بهترين امتى هستيد كه براى انسانها آفريده شدهاند؛ امر به معروف و نهى از منكر مىكنيد و به خدا ايمان داريد. امت پيامبر بهترين امت هستند، اما علت اين برترى اعمال آنان است. و معلوم است كه اين برترى تا زمانى است كه آن اعمال برقرار باشند. و البته قوم اسرائيل هم در زمان خود تنها موحدان آن منطقه بودند و به همين معنا از ديگران برتر بودهاند. به گفته نويسندهاى يهودى بهترين بيانى كه عالمان يهودى از انديشه برگزيدگى ارائه كردهاند اين است كه اين قوم از اين جهت برگزيده است كه توحيد فقط در ميان آنان وجود داشته و ديگران بعدها از آنان گرفتهاند.(30) 7. در قرآن مجيد نيز به گونهاى به برگزيدگى قوم اسرائيل اشاره شده است: «و لقد آتينا بنىاسرائيل الكتاب والحكم والنبوة و رزقناهم من الطيبات و فضلناهم على العالمين» (جاثيه، 16). ما به بنىاسرائيل كتاب و حكمت و نبوت را بخشيديم و از روزىهاى پاكيزه به آنها عطا كرديم و آنان را بر جهانيان برترى بخشيديم. صاحب تفسير الميزان در تفسير بخش آخر اين آيه «و آنان را بر جهانيان برترى بخشيديم» مىگويد كه اگر مقصود از جهانيان همه جهانيان باشد، پس آنان از برخى جهات مانند كثرت انبيا و معجزات فراوان بر ديگران برترى دارند و اگر مقصود همه جهانيان عصر خودشان باشد، از همه جهات برترى داشتهاند.(31) در جاى ديگر آمده است: «يا بنىاسرائيل اذكروا نعمتى التى انعمت عليكم و انى فضلتكم على العالمين» (بقره، 47 و 122). اى بنىاسرائيل ياد كنيد از نعمتهايى كه به شما عطا كردم و شما را بر جهانيان برترى دادم. و نيز آمده است: «قال اغير الله ابغيكم الهاً و هو فضلكم على العالمين» (اعراف، 140). [موسى] گفت آيا غير خدا را به عنوان معبود براى شما طلب كنم، حال آنكه خدا شما را بر جهانيان برترى داد. اين برترى دادن به اين بوده است كه آيات روشن را براى آنان آورده و دين حق را به آنان داده و آنان را نجات داده است.(32) با توجه به آيات قبل و بعدِ آياتِ فوق، روشن است كه مقصود از برترىدادن، نعمتهايى است كه خداوند به بنىاسرائيل عطا كرده است. از آيه آخر استفاده مىشود كه از آنجا كه خدا شما را برترى داده، پس بايد تنها او معبود شما باشد. پس برترى دادن خداوند در راستاى مأموريت و وظيفهاى خاص بوده است. بنابراين، برگزيدگى قوم اسرائيل در قرآن مجيد هم مطرح شده است، اما هرگز مقصود از آن يك تقدس و برترى ذاتى و ماهوى نيست. نتيجه سخن بنابه عهد قديم، قوم اسرائيل، قوم برگزيده خدا است. از سوى ديگر كسانى در تاريخ يهوديت از اين برگزيدگى يك برترى روحى و ماهوى را استفاده كردهاند. همچنين كسانى در اين راه چنان افراط كردهاند كه به نژادپرستى روى آوردهاند. اما حق آن است كه اين برگزيدگى، مشروط و براى انجام مأموريتى خاص بوده است. برگزيدگى به اين معنا ويژه قوم اسرائيل نيست و انبياى ديگر هم در رابطه با امت خويش همين را گفتهاند. همچنين در تاريخ يهوديت دانشمندان بزرگى بودهاند كه از برگزيدگى همين برداشت را داشتهاند. به نظر مىرسد كه از كتاب تلمود هم در مجموع همين را مىتوان برداشت كرد، هر چند در اين مجموعه عظيم سخنان گوناگونى آمده است كه از ظاهر بعضى برترى قومى استشمام مىشود. اما با توجه به سخنان محكمى كه در نقض آن آمده، شايد نتوان به صورت قطعى چنين مطلبى را به اين مجموعه نسبت داد. بنابراين مىتوان ادعا كرد كه نژادپرستى برداشتى خطا، و انحراف از متون مقدس يهودى است.
---------------------------------------------- نويسنده: عبدالرحيم سليمانى
كتابنامه: كتاب مقدس. شاهاك، اسرائيل، تاريخ يهود، مذهب يهود، ترجمه مجيد شريف، انتشارات چاپخش، تهران، 1376. شاهاك، اسرائيل، نژادپرستى دولت اسرائيل، ترجمه امانالله ترجمان، انتشارات توس، تهران، 1357. راب، ا. كُهِن، گنجينهاى از تلمود، ترجمه اميرفريدون گرگانى، تهران، 1350. گارودى، رژه، تاريخ يك ارتداد، ترجمه مجيد شريف، مؤسسه خدمات فرهنگى رسا، تهران، 1377. طباطبايى، محمدحسين، الميزان، ج18 و 8، انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم. "CJRT" Atlan, Henri, "Chosen People" in Contemporary Jewish Religious Thought, NewYork, 1999. "EJ", Encyclopedia Judaica, V.5, Encylopaed بنقل از هفته نامه الکترونیکی جهان بدون صهیونیسم
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهور الحجـه
|
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: جمعه 2 دی 1384 : 16:48:08
|
هوالله شذوذ جنسی
رواج همجنس گرایی و تاسیس انجمن های همجنس گرایان و لزبین ها، یکی دیگر از اعمال خبیثه یهودیان است که بصورت یک تجارت رایج برای یهودیان در آمده است. در ایران زمان طاغوت، شخص شاه و ساواک . فرح از مروجین اباحی گری و شذوذ جنسی بودند،عروسی همجنس گرایان یکی از برنامه های ساواک بود، جشن هنر در شیراز و دیگر برنامه های خاندان پلید پهلوی با همکاری یهودیان و بهاییان که بحمدالله ریشه آنها توسط انقلاب اسلامی سوزانده شد و از بین رفت.* هم اکنون برنامه های گسترده ای در سراسر اروپا بدین منظور در دست اجراء می باشد. موسسات غارهای ال سان جرمان در پاریس، خیمه پیکادلی و محله سوهر در لندن، بارها و کازینوهای مخصوص در نیویورک و هالیوود و سانفرانسیسکو و اماکن متعدد در مونیخ و سوئد و دانمارک و بلژیک و هلند و غیره دست اندر کار گسترش و شیوع وباه جنسی و ایدز فرهنگی در جوامع بشری می باشند. یهودیان همچنین انجم لختی ها و عریان ها را در فرانسه و بسیاری از کشورهای اروپا و جزایر خوش آب وهوا در آفریقا و بخصوص جزایر قمر و رئونیون دایر کرده اند و اندیشه لخت گرائی و نمایش عورات آزاد از قید هرگونه لباسی، در آمریکا و اروپا طی مجلات و نشریات گوناگون و فراوانی توسط یهودیان مورد تشویق قرار گرفته، حتی اینکه در برخی ایالات آمریکا این مساله برای کسانیکه در رستوران ها و هتل های عمومی کار می کنند،یک حق عرفی و قانونی شده است.* http://www.yahood.net/
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهور الحجـه
 |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: جمعه 2 دی 1384 : 16:52:43
|
هوالله فعالیت صهیونیزم در ایران
از آنجا که مردم ایران شیعه بوده، پیرو علماء و مجتهدین بودند و حکومت را غاصب می دانستند وبه رضاخان و محمد رضاخان به دیده بغض و نفرت می نگریستند، بنابراین کار صهیونیست ها در ایران پیوسته با مشکل روبرو بوده است، و صهیونیست ها پیوسته در تحت حمایت های موسسات آمریکایی و انگلیسی در ایران فعالیت می کردند در هر حال یهودیان ایران در طول تاریخ پیوسته شاه دوست بوده اند و نسبت به حکومت تا هنگامی که قدرت را در دست داشته است به او وفادار بوده اند. در زمان محمد رضا و بخصوص بعد از کودتای ننگین 28 مرداد 1332 ایران یکباره به دامن آمریکا و اسرائیل سقوط کرد. در این زمان، "آلن والیس" رئیس سازمان " سی – آی – ا " آمریکا، "نورمن شوراتزکوف" را به تهران فرستاد وبین سال های 1347 – 1341 دستگاه جدید پلیسی و جاسوسی ساواک در ایران به دست همین ژنرال نورمن آمریکایی تاسیس شد. کودتای 28 مرداد توسط ژنرال های آمریکایی و زاهدی در سفارت آمریکا طراحی شد و مبلغ 11 میلیون دلار هزینه در بر داشت. سازمان جاسوسی "ساواک" به 000/50 نفر عضو و با تشکیلات جاسوسی مدرن با همکاری "سیا" و "موساد" در ایران برقرار شد و شکنجه و تعقیب ملت مسلمان ایران شکل و حشتناک و مخوفی به خود گرفت. در سحرگاه 27 مرداد 1332 " ادوارد – گ – داهلی " دلال صهیونیزم و یهودی آمریکایی مبلغ 000/600/32 ریال در اختیار زاهدی گذارد تا به گروهک "شعبان بی مخ" واگذارد ساواک دارای 10 اداره مرکزی بود که هر کدام کار خاصی داشته اند، که اداره دهم بطور دربست زیر نظر سازمان جاسوسی اسرائیل "موساد" اداره می شده است. بودجه ساواک در سال 1342 و همزمان با آغاز قیام حضرت امام خمینی(ره) بطور ناگهانی افزایش یافته بالغ بر 210 میلیون دلار شده است. در رژیم مزدور شاه در هر وزارتخانه ای لا اقل یک مدیر کل ساواکی وجود داشت که کارهای آنجا را گزارش می کرد. سازمان "فرامانوسری" و "فراموشخانه" یکی دیگر از مراکز جاسوسی انگلیسی ها و حضور صهیونیست ها بوده است. لژ "مولوی" و لژ " سعدی" و لژ" لایت" از محافل انگلیسی و صهیونیستی ها بودند که بسیاری از رجال خائن دولتی مانند هویدا، منصور، امامی، علم، فروغی، امینی و دیگران در این لژها پرورش یافته اند. سازمان پیش آهنگی با علامت ستاره داوود مرکزی دیگر از مراکز فعالیت و حضور صهیونیست در ایران بود. در طی مسافرتی که شاه در سال 1349 به آمریکا نمود از سرمایه داران صهیونیستی دعوت کرد تا جهت تشکیل کنسرسیوم نفت به ایران بیایند و سرمایه گذاری کنند، بنا به این دعوت 35 نفر از کل کمپانی ها و بانک های امریکا به تهران آمدند که "دیوید لیلیان " و "دیوید راکفلر" دو یهودی صهیونیست در رأس آنان بودند. ثابت پاسال یهودی زاده بهایی شده ضمن ارائه خدماتی، به دستگاه رضاخانی نزدیک شده به جاسوسی در شرکت های بزرگ پرداخته و به زودی از سرمایه دارن بزرگ شد، در زمان فرار محمد رضا به ایتالیا، هندرسن سفیر آمریکا در تهران ثابت پاسال را به ایتالیا فرستاد و نامبرده دسته چک سفید خود را در اختیار محمد رضا قرار داد : پس از کودتای آمریکایی 28 مرداد و بازگشت محمد رضا شاه به تهران، این جاسوس سرمایه دار صهیونیستی این بار تلویزیون ایران را به پاداش خدماتش دریافت داشت و درهنگام انقلاب جواهرات فراوانی را از ایران خارج ساخت شرح سرمایه گذاری یهودیان در شرکت نفت و در دیگر مراکز اقتصادی نیازمند کتاب مفصلی است، شرکت های نفتی "اکسون"، "شل" ، "موییل"، "تکراسکو"، "گولف"، "پی پی" و "سوکال" از آمریکای جنوبی گرفته تا اسرائیل و آفریقای جنوبی ذخائر خود را پیوسته از نفت صادره از ایران شاهنشاهی تامین می کردند. در اواخر سال 1375 و مقارن انقلاب اسلامی ایران ذخایر نفتی متعلق به ایران بالغ بر 12 میلیارد و 839 میلیون دلار بوده است. بنا به نوشته روزنامه کیهان مورخه 2/10/ 1375 با استفاده از نوشته "فرد هالیدی" سود این نفت عاید شرکت های انگلیسی ، آمریکایی و صهیونیستی سابق اذکر شده است. http://www.yahood.net/
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهور الحجـه
 |
Edited by - shamimeyas on جمعه 2 دی 1384 16:54:52 |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: جمعه 2 دی 1384 : 17:02:25
|
هوالله اندیشه تاسیس یک دولت یهودی
بعد از خرابی اورشلیم به دست بخت النصر بابلی و به اسارت رفتن یهود در شهر بابل ، این اندیشه در یهودیان قوت گرفت که سلامت قومشان در این است که هرگز در اورشلیم گرد نیایند و تشکیل حکومت ندهند، زیرا آن شهر سرزمینی است که یهود را هرگز نخواهد پذیرفت و هر گاه یهودیان به آنجا باز گردند ، گرفتار عقوبات الهی خواهند شد . بنابراین هنگامی که کورش بعد از هفتاد سال یهودیان را از اسارت بابل آزاد ساخت و ایشان را روانه اورشلیم نمود ، گروهی از آنان ترجیح دادند که در سرزمین غربت بمانند ولی به شهر اورشلیم باز نگردند.(1) و سرانجام در طول تاریخ پر ماجرای یهود و وارد شدن مصیبت ها و گرفتاری های فراوان به انان ، در سرزمین اورشلیم و ویرانی عظیم و سرتاسری این شهر در روزگار تیتوس امپراتور روم و آوارگی قوم یهود،این اندیشه در آنان گسترش یافت که شهر اورشلیم اصولا سرزمین قدس و دیار فلسطین جایگاه آنان نیست و سکونت ایشان در این سرزمین جایز نمی باشد. سلامت ایشان در اوارگی ، وآسایش ایشان در پراکندگی است.و سرزمین مقدس اورشلیم جایی نیست که آنان بتوانند با اراده بشری و بدون اذن پروردگار در آنجا سکونت نموده تشکیل حکومت دهند . بنابراین تشکیل حکومت یهود، کاری است که تنها در زمان مسیح (ع) انجام خواهد شد و یک کار الهی است و نه انسانی و بشری . بنابراین در اندیشه هر انسان یهودی در طول قرون بعد از خرابی اورشلیم تاکنون این فکر و این ندا بوده است که رگاه بار دیگر به اورشلیم باز گردند و در آنجا اجتماع کنند ، اجتماع ایشان یک اجتماع غیر الهی و غیر صحیح بوده به عذاب و هلاکت و نابودی مجدد ایشان خواهد انجامید. این هشدار پیامبران بنی اسرائیل به قوم یهود بوده است که جزای کفر و عناد آنان بوده وهمان حقیقتی که قران کریم هم اعلام فرموده: (2) "ان عدتم عدنا" یعنی " اگر بازگردید ما نیز بر میگردانیم" به این معنی که اگر بار دیگر به اورشلیم باز گردید و طغیان کنید ، بار دیگر ما باز می گردیم به عذاب و هلاکت شما ، و این یک پیش آگاهی موجود در همه قوم یهود در طول تاریخ بوده که تااین اواخر و تا به امروز نیز ادامه دارد و در هنگامی به که حرکت صهیونیستی اخیر شروع شد و تئودور هرتسل اندیشه باز گشت به ارض موعود و فلسطین را پیشنهاد کرد ،گروه بسیاری از یهودیان با پیشنهاد او مخالفت کردند واعلام داشتند بازگشت به اورشلیم همان چیزی است که که یهود را بار دیگر به دام خاهد افکند و آنان را طعمه هلاکت خواهد ساخت.(3) این اندیشه حاکم بر قوم یهود بود تا اواسط قرن 18 میلادی ، لیکن در اواخر این قرن و بعد از آن ، با ظهور ضعف و پراکندگی در امپراتوری خلافت عثمانی و قدرت یافتن وسلطه غرب بر آفریقا و آسیا ، دولت های اروپائی در فکر یافتن دست هایی در درون آسیا افتادند، که بتوانند در دولت عثمانی رخنه پیدا کرده ، سرزمین های وسیع و قدرتمند اسلامی را مورد حمله و دستبرد و غارت قرار داده ودر نهایت تحت سلطه خود در آورند و اینان خیلی زود در یافتند که مزدوران یهودی بهترین عوامل برای انجام این امر مهم خواهند بود ، بنابراین قبل از آنکه یهودیان به اندیشه کوچ کردن به فلسطین و تشکیل یک مجتمع یهودی در اورشلیم بر ایند ، این سران کشورهای اروپائی بودند که به سراغ قوم یهود ، به عنوان آلات و ابزار کار رفتند ، و نه خود آمدند ، که دیگران آنان را به سرزمین منهیه و ممنوعه آوردند. حل نهایی مسئله خلافت عثمانی و تسلط بر سرزمین های اسلامی ، اندیشه ای بود که زعمای کشورهای بزرگ اروپایی را به خود مشغول داشته بود ، و اولین بار ناپلئون بناپارت بود که به یهودیان پیشنهاد و وعده داد که حکومتی مقتدر در فلسطین پدید آورند، و در نقطه ای که مرکز عالم است و حد فاصل آسیا ، اروپا ، اقیانوس هند و دریای مدیترانه می باشد، یک مرکز تجاری جهانی بوجود آورند . این پیشنهاد در 10 ژانویه 1798 در روزنامه " کوریر" و " دلندرز" و سپس در جریده " سانت جیمس " خطاب به یهودیان فرانسه منتشر شد . در ایامی که ناپلئون عازم فتح عکا بود و نیازمند بود که سرمایه داران یهودی در همه اکناف عالم از او حمایت نمایند.(4) هر چند ناپلئون بناپارت اولین کسی است که اندیشه تشکیل یک مرکز یهودی را در فلسطین پیشنهاد داده است ، لیکن در حقیقت فکر تسلط بر آبراهه سوئز و برقراری رابطه با هند و اسیا و از طریق دریای مدیترانه و دریای احمر شده و در اندیشه نفوذ در خاور میانه و یافتن همپیمانانی در سرزمین های اسلامی افتاد که تحقیقا این گروه نفوذی همان اقلیت یهود موجود در حکومت عثمانی و ساکن در فلسطین و در سایر نقاط بودند ، امپراتوری انگلستان برای دستیابی به معادن طلا و نقره و ثروت های سرزمین های اسلامی و کشورهای آسیایی نیازمند کسانی بودند که دلال طلا و جواهرات و حافظ منافع انگلستان باشند که اینان همان قوم یهود میباشند (5) جز اینکه تسلط فرانسه بر مصر و حمله ناپلئون بناپارت به سوریه و شام ، بین انگلستان و مقاصد او جدایی انداخت و نقشه ای را که انگلستان در فکر انجامش بود توسط ناپلئون مطرح گردید ، بنابراین یهودیان، نه توسط مسیح بلکه به اشاره و پیشنهاد استعمارگران متوجه سرزمین قدس و ارض فلسطین و شهر اورشلیم گردیدند و طغیانگران ایشان روی به کاری آوردند که پیوسته و در طول تاریخ از آن بر حذر می بودند ، و سرانجام یهودیان با خواست استعمار گران روانه سرزمین قدس گردیدند و مطرح کردن اسکان یهودیان در قدس شریف و مساله ایجاد یک وطن یهودی بهانه ای شد ، در دست استعمارگران برای جلب رضایت و همکاری یهودیان و انتقال کانون فتنه از داخل اروپا به سرزمین های اسلامی. فاعتبروا یا اولی الا لباب. http://www.yahood.net/
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهور الحجـه
 |
Edited by - shamimeyas on جمعه 2 دی 1384 17:03:38 |
 |
|
|
n/a
deleted
    
4146 Posts |
ارسال شده در: شنبه 3 دی 1384 : 19:40:58
|
رابرت مرداک
رابرت مرداک؛ او یک پولدار معمولی نیست
رابرت مرداک (یا مرداخ یا مردوخ) یک سرمایه دار امریکایی استرالیایی تبار است. اما او با همه سرمایه دارهای امریکایی فرق دارد. او صاحب یک غول است؛ غولی که البته از توی چراغ جادو نیامده است.
در حال حاضر عمده ترین دارایی رسانه ای مرداک، شرکت عظیم نیوز کورپریشن است که 9 جور رسانه مختلف آن در 6 زمینه مختلف اطلاع رسانی می کنند.
در عظمت و کستردگی این شرکت، همین بس که در آخرین آمار منتشر شده از سوی مسوولان آن نیوز کورپریشن تنها در سال 1996 بیش از 10 ملیارد دلار سود داده است
در حال حاضر، این شرکت صاحب بیش از 130 روزنامه در سطح جهان است که محتوای خیلی از آنها با تمرکز بر 3 موضوع سکس!، حوادث و ورزش به سمت ادبیات عامه پسندی که معمولا منتقدان رسانه ای آن را ادبیات مبتذل می نامند، سوق داده شده است.
به هرحال همین موضوعات و ادبیات مبتذل حسابی در میان جوانان آن طرف آبها طرفدار یافته است. یک نمونه اش روزنامه انگلیسی sun است که با تیراژی بیش از 5 میلیون نسخه، مصداق واقعی یک نشریه زرد پرطرفدار است.
مرداک قبل از اینکه به بازار اروپا و امریکا وارد شود، نیوز کورپریشن را در دهه 60 میلادی در استرالیا تاسیس کرد و نخستین گاهمهای پیشرفت و توسعه را در سال 1969 میلادی با خریدن نشریات News of the world و sun و روزنامه نیویورک پست در میانه دهه 70 میلادی در پیش گرفت.
اما روزنامه ها و رسانه های مکتوب نتوانستند عطش روبرت مرداک را فرو بنشانند، او به قصد راه یافتن به جعبه کوچک جادویی، ماهواره تلویزیونی و شبکه کابلیSKYTV را در دهه 80 راه اندازی کرد که با وجود بداقبالی و شکستهای اولیه، بالاخره از آب و گل در آمد.
او هم چنین مالک 64 درصد از سهام شبکه تلویزیونی star است که مرکز آن در هنگ کنگ قرار دارد.
استراتژی روشن و واضح این شبکه تسخیر آسمانها به کمک مخابرات ماهواره ای در گستره ای به پهنای ژاپن تا ترکیه است، که تا کنون توانسته بخش عمده ای از بازارهای بزرگ چین و ژاپن را در دست بگیرد.
در حال حاضر، 5 کانال تلویزیونی عمده جهان و از جمله BBCworld از همین شبکه ماهواره ای برای خاور میانه و آسیای شرقی پخش می شوند.
موفقیت مرداک در قاب کوچک، به او برای پا گذاشتن به قاب بزرگ هم انگیزه داد. در سال 1985 او با خریداری نیمی از سهام کمپانی سینمایی فاکس قرن بیستم، حق پخش بیش از 3000 فیلم سینمایی را صاحب شد.
ولی گویا مالکیت تلویزیون های عمده، بیشتر به مذاق او خوش آمده بود که 2 سال بعد در 1987 موسسه تلویزیونی فاکس Fox را تاسیس کرد که تاکنون به چهارمین شبکه تلویزیونی برتر در ایالات متحده، بعد از ABC و CBS و MSNBC ... و یکی از شبکه های خبری تلویزیونی پربیننده در جهان تبدیل شده است.
به این ترتیب، حالا دیگر مرداک صاحب بیش از 30 لیستگاه تلویزیونی در امریکاست و حدود نیمی از تلویزیونهای خانگی را در امریکا تغذیه می کند.
در زمینه انتشارات مکتوب نیز او مالک 40 مجله پرفروش ایلات متحده است و از سال 1987، عمده ترین موسسه انتشاراتی امریکا (هارپراندراو) که اکنون به (هارپرکالینز) (Harpercallins) تغییر نام داده است، به دارایی های مرداک افزوده شدهاند.
اما در سالهای اخیر روبرت مرداک بشدت به صنعت سود آور ماهواره های تلویزیونی علاقه مند شده است و بخصوص در زمینه پوشش زنده رویدادهای ورزشی مانند مسابقات فوتبال و بسکتبال از این شبکه ها، سرمایه گذاری های کلان کرده است.
اقبال گستره مردم جهان به چنین برنامه هایی و قابلیت مانور دادن روی شخصیت بازیکنان محبوب و پرداختن به مسائل خصوصی آنان می تواند سود سرشاری به جیب امسال مرداک سرازیر کند.
استقبال مردم از چنین برنامه هایی، باعث شده است قرار گرفتن برنامه های ورزشی در قالب پول به ازای تماشا، بخوبی هم منافع مرداک و هم منافع آگهی دهندگان را تامین کند.
این لقمه های چرب و دهانگیر، رقبای مرداک را هم به تکاپو وا داشته است و به همین دلیل، رقابت سختی میان او و رسانه دارهای بزرگ دیگر در گرفته است.
از جمله در بازار اروپا که جز مرداک مدعیان بزرگی مانند شبکه BBC حضور دارند و بشدت نگران کم شدن نفوذ رسانه ای خود هستند.
نگرانی های مخالفان مرداک زمانی به اوج خود رسید که شبکه تلویزیونی ITV دیجیتال سال گذشته با ورشکستگی کامل مواجه شد و از صحنه رقابت رسانه ای بریتانیا کنار رفت.
با حذف این شبکه SKY متعلق به مرداک توانست با خرید، دارایی های مادی و معنوی ITV دیجیتال جای آن را پر کند.
این توسعه ناگهانی به SKY کمک کرد حق پخش انحصاری همه مسابقات ورزشی داخلی و خارجی و بخصوص فوتبال را از آن خود کند و این یعنی میلیونها نفر به بینندگان ثابت تلویزیون اضافه شدند.
دلیل دیگر نگرانی انگلیسی ها انقلاب دیجیتالی در عرصه تلویزیون است.
انگلستان امید دارد تا سال 2008 همه تلویزیونهای آنالوگ خاموش شده باشند و جای خود را به تلویزیونهای دیجیتال بدهند، اتفاقی که یک ماه پیش در برلین پایتخت آلمان افتاد.
اما با پیشرفت روند دیجیتالی شدن تلویزیونها و در صورت حذف شبکه بزرگی مانند ITV، ممکن است حتی BBC هم نتواند در برابر غول ثروت و قدرت SKY تاب بیاورد و آن زمان باید منتظر استیلای مرداک بر همه رسانه های انگلستان بود.
هر چند BBC امسال موفق ترین شبکه تلویزیونی در زمینه گسترش شبکه های دیجیتالی بوده است، اما اگر قرار باشد رقابت رسانه ای در بریتانیا صرفا به این شبکه و شبکه بزرگی مانند SKY محدود شود، آن وقت بعید نیست بازار آینده تلویزیون دیجیتال در انگلیس یکباره به چنگ مرداک بیاید.
BBC از پول دریافتی از بینندگان داخلی و بودجه دولتی تغذیه می شود، در برابر شبکه ثروتمندی مانند SKY که سود آن تنها در چهار ماهه نخست سال 2003، دو برابر کل بودجه سالانه BBC در سال پیش اعلام شده است، هیچ بختی برای رقابت نخواهد داشت.
بد نیست بدانید چندی پیش روزنامه تایمز که از رسانه های نزدیک به مرداک است، پیشنهاد کرد دیگر مردم انگلستان مجبور نباشند به BBC مالیات دهند؛ طرحی که سرو صدای زیادی به پا کرد و البته موافقانی را نیز همراه خود کرده بود.
اما BBC که حیاتش بسته به پولی است که مردم انگلستان موظف به پرداخت آن هستند و این پیشنهاد را در تعارض با منافع خود می دید، از این حمله برآشفت و نهایتا با اعلام نتایج یک نظر سنجی که نشان می داد بیشتر مردم انگلیس از پرداخت پول به BBC راضی هستند این بحث موقتا فرونشست؛
اما منتقدان و روشتفکران انگلیسی که می دانند مرداک برای پول بیشتر و تسلط گسترده تر بر رسانه های امریکا از هیچ کاری فروگذار نمی کند، همچنان نگران اقدامات او هستند.
یکی از آخرین نمونه های تلاش مرداک برای تسخیر همه چیز و همه کس، پیشنهاد تاسیس یک شبکه خصوصی در کرواسی با نام CTV بود، که چند وقت پیش به مقامات رسمی این کشور ارائه شد.
یا این اوصاف، مرداک یکی از آدمهایی است که در این دنیای بی حساب و کتاب مایملکشان فقط دلار و زمین و کارخانه و موسسات تجاری نیست.
پولدارهای دنیای جدید با پولدارهای 100 سال پیش، از زمین تا آسمان فرق کرده اند.
مرداک، یکی از این خر پول های دنیای امروز است که می خواهد مالک ذهن و فکر آدمها شود.
اینجوری است که آدم در قرن بیستم و یکم می تواند به معنای واقعی، مالک غول چراغ جادو باشد.
ريشه هاي يهودي مرداك
به گفته ريچارد اچ.کيورتيس ، سردبير نشريه واشنگتن ريپورت درباره مسايل خاورميانه ، «مرداك به دلايل تجاري ، تبعه امريکا شد.» کيت روپرت در 11مارس 1931در ملبورن استراليا به دنيا آمد.
کيورتيس نوشت: «پدر روپرت ، سر کيت مرداك ، ناشر روزنامه و مادرش يک يهودي ارتدکس بود اما مرداك هيچ وقت چنين مطالبي را در داستان زندگي خود ابراز نکرد.»
پدر مرداك با اليزابت جوي گرين ، دختر روپرت گرين ، در سال 1928 ازدواج کرد که حاصل آن يک پسر، کيت روپرت و 3دختر بود.
کيت روپرت بعدها تصميم مي گيرد که از نام اول پدربزرگ مادري اش که يهودي بود، استفاده کند.
در سال 1984 مجله کندور نوشت:
«سر کيت مرداك ، پدر روپرت از طريق ازدواج با ميمنت خود با دختر يک خانواده يهودي ثروتمند، نئي اليزابت جوي گرين ، شهرت و اعتبار زيادي را در جامعه استراليايي کسب کرد.
در پي اين ازدواج ، کيت مرداك از طريق خويشاوندان همسرش ، در کار خود از گزارشگري به مديريت روزنامه اي انگليسي ، ارتقاء مقام پيدا کرد.
از آن زمان به بعد او به قدر کافي پول در اختيار داشت که با آن اقتدار و سلطنت يک شواليه را براي خود در حيطه زير نفوذ انگلستان بخرد:
دو روزنامه در آدليد در جنوب استراليا و يک ايستگاه راديويي در يک شهر معدني دورافتاده.
به دلايلي ، مرداك هميشه سعي داشته اين حقيقت را که مادر مومن و معتقدش او را همچون يک يهودي پرورش داد، پنهان کند.»
اگرچه ممکن است مرداك تلاش کرده باشد که ريشه هاي يهودي خود را پنهان کند اما درباره حمايت صريح خود از صهيونيست هاي افراطي جناح راست مانند بنجامين نتانياهو و آريل شارون چيزي را پنهان نکرده است.
نتانياهو نويسنده کتاب «جنگ عليه ترور: چگونه غرب مي تواند در سال 1986 پيروز شود»، مفسر ثابت فاکس نيوز هست که متعلق به مرداك است.
جرج پاتاکي ، فرماندار نيويورک يک بار گفت:
«هيچ روزنامه اي در ايالات متحده بيش از نيويورک پست (متعلق به مرداك)، حامي اسرائيل نيست.»
مرداك در تعدادي از مهمترين سازمان هاي صهيونيستي که براي او احترام خاصي قائلند، فعاليت دارد.
اين سازمان ها که لري سيلوراستين ، فرانک لوي (کماندوي چکسلواکي الاصل سابق ارتش اسرائيل) و لوئيس ام.
ايزنبرگ در آنها سمت هاي مهمي دارند، شامل ليگ ضدافترا، اتحاديه استيناف يهودي و موزه يهود در نيويورک - مرکز يادبود قربانيان کوره هاي آدم سوزي - است.
50 روز قبل از حملات 11 سپتامبر، املاک سيلوراستين و آمريکن وست فيلد متعلق به لوي ، اجاره 99 ساله مرکز تجارت جهاني را بدست مي آورند.
در 24 جولاي 2001 ، پورت اوتوريتي نيويورک و نيوجرسي ، کنترل مرکز تجارت جهاني را به طور اختصاصي ، در اختيار سيلوراستين و لوي قرار داد.
پس از آن ، اين دو نفر کنترل مجتمع 312/3 ميليون مترمربعي را که شامل ساختمان هاي اداري برج هاي دوقلو و 2ساختمان اداري 9 طبقه اي مي شد را نيز به دست گرفته و تمامي ورودي هاي مرکز تجارت جهاني را تحت کنترل خود درآوردند.
لوي مرکز خريدي به نام مال (Mall) را در مرکز تجارت جهاني اجاره کرد که حدود 130 هزارمترمربع مکان تجارتي را شامل مي شد.
6 هفته قبل از اين که برج هاي مرکز تجارت جهاني ويران شوند، پورت اوتوريتي مراحل اجاره دادن آنها را به مدت 99سال به لري سيلوراستين که 7 مرکز تجارت جهان را ساخته بود {که به طور مرموزي در ساعت 25/5 بعدازظهر روز 11سپتامبر با خاک يکسان شدند} تمام کرد.
پل گلدبرگر، در نشريه نيويورکر در تاريخ 20 مي 2002نوشت:
« امريکن وست فيلد بخش امريکايي يک شرکت استراليايي که يکي از بزرگترين گردانندگان مراکز خريد در امريکا و دنياست همزمان مکان تجاري را در قسمت پايين مجتمع اجاره کرد.»
اين نشريه نوشت: «چنانچه ساختمان ها تخريب شوند سيلوراستين و وست فيلد حق بازسازي مجدد بناها را دارند و وست فيلد اجازه دارد مساحت مکان تجاري را تا 30 درصد افزايش دهد.»
سيلوراستين به خاطر خسارت تخريب مرکز تجارت جهاني و درآمدهاي پيش بيني شده آن ، 2/7 ميليارد دلار از بيمه ادعاي خسارت مي کند.
اين خسارت به خاطر اموالي است که او با پيش پرداختي به مبلغ 100 ميليون دلار وجه قرضي ، اجاره کرده بود؟!
دوستان صميمي
سام کلي ، روزنامه نگار کهنه کار امور خاورميانه در نشريه تايمز (يکي از اموال مطبوعاتي روپرت مرداك) درباره مرداك نوشته است:
«مرداك ، دوست نزديک آريل شارون است.»
کلي ادامه داده است: «دوستي مرداك با نخست وزير اسرائيل موجب شده بود که کارمندان عالي رتبه در روزنامه ، شماره هاي مهم نشريه را بازنويسي کنند.
مديران اجرايي مرداك از اين که مبادا کاري کنند که باعث ناخشنودي او شود، وحشت دارند.
يکبار موفق شدم با تعقيب و عکس برداشتن از واحد نظامي اسرائيلي که محمد الدوره ، پسر 12 ساله فلسطيني را به قتل رساند، خبر داغ کوتاهي تهيه کنم.
صحنه مرگ کودک 12 ساله در فيلم ثبت گرديده و به تصويري نمادين از درگيري ميان نظاميان اسرائيلي و فلسطيني ها تبديل شد اما از من در يک گفتگوي خصوصي خواسته شد که مطلب را بدون اشاره اي به مرگ کودک فلسطيني تهيه و ارايه کنم.
بعد از آن گفتگو، زبان در دهانم خشک شد و بناچار شغل خود را رها کردم.» در 15 اکتبر 1982، يک ماه پس از قتل عام هزاران فلسطيني آواره در اردوگاه هاي صبرا و شتيلا در شهر بيروت (جنايات جنگي اي که مستقيما به دستور شارون صورت گرفت) وزير دفاع اسرائيل با روپرت مرداك و ديگران جلسه اي تشکيل داد.
اينگونه که گزارش شده هدف از اين جلسه ، افزايش مستغلات تصرف شده او در کرانه باختري بوده است.
ملاقات با شارون ، سفري را در يک تور مسافرتي براي ديدن مناطق ارتفاعات جولان ، کرانه باختري و آبادي هاي يهودي از فراز آسمان ، سوار بر هليکوپترهاي مسلح اسرائيلي ، براي مرداك و سردبيران او از نيويورک و لندن به همراه داشت.
مرداك در مراسم جمع آوري کمک مالي براي موزه يهود - مرکز يادبود قربانيان کوره هاي آدم سوزي 29آوريل - 2001گفت: «من هميشه به آينده اسرائيل معتقد بوده و از اهداف جامعه بين الملل يهود طرفداري کرده ام.»
به گفته مرداك ، نيوز کورپ که کمپاني رسانه اي جهاني اوست ، از آغاز «حامي و پشتيبان آرمان ملي يهود» بوده است.
لري سيلوراستين که هنوز اجاره مرکز تجارت جهاني را بدست نياورده بود، مرداك را در جمع آوري کمک مالي همراهي کرد و درباره برنامه هاي رابرت مورگنتو (رئيس موزه يهود) براي توسعه موزه گفت :
«من از شما حمايت خواهم کرد.... مادامي که آن را زير 110 طبقه اداره کنيد.»
jamejamdaily.net
         یا من اضحک و ابکی Israel shoud be wiped of the map |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: شنبه 10 دی 1384 : 04:00:37
|
هوالله یکی از مشایخ کابالا نکته قابل توجه ان است که این طریقه به شکلی سری مانند تمامی کارهای یهوداداره میشود ویهودیان ازنقل خبر ازین مرام بشدت درهراس وگریزانند نمیدانیم شایدهم میگویند این سری است که نباید برنااهلان آشکار شود به راستی که یاد مشتی بیسوادونادان درجهان اسلام میافتیم که انها هم همین طریقت اززیربوته سبز شده راصدامیزنند
بنيانگذار و رهبر اين فرقه، که امروزه عملاً بر هاليوود حکومت ميکند، يک يهودي 75 ساله بهنام فيوال گروبرگر است. او 35 سال پيش نام خود را به فيليپ برگ تغيير داد و به کمک معشوقه سابق و همسر امروزش، کارن، سازماني بهنام « مرکز آموزش کابالا » تأسيس کرد و خود را رهبر طريقت کابالا خواند. برگ از کارن داراي دو پسر است: يهودا (32 ساله) و مايکل (30 ساله). کارن کتابهايي در زمينه کابالا مينويسد و خزانهدار و مسئول امور مالي فرقه است. يهودا و مايکل نيز در اداره سازمان کابالا به پدر کمک ميکنند. فيليپ برگ کمتر در محافل ظاهر ميشود و عکسهاي اندکي از او وجود دارد. پيشينه او نيز در هالهاي از ابهام است.
فيليپ برگ براي اوّلين بار در سال 1969 دفتر فرقه خود را در اورشليم (بيتالمقدس) گشود و سپس کار خود را در لسآنجلس ادامه داد. دفتر مرکزي فرقه در بلوار رابرتسون، واقع در جنوب شهر بورلي هيلز (در حومه لسآنجلس و در نزديکي هاليوود)، واقع است.
اين رهبر «خودخوانده» فرقه کابالا فعاليت خود را بر هاليوود متمرکز کرد، در دو سه ساله اخير از طريق جلب هنرپيشگان و ستارههاي هاليوود و مشاهير هنر غرب به شهرت و ثروت و قدرت فراوان دست يافت، خانههاي اعياني در لسآنجلس و منهتن خريد و شيوه زندگي پرخرجي را در پيش گرفت. امروزه، شبکه فرقه برگ از توکيو تا لندن و بوئنوس آيرس گسترده است و اين سازمان داراي چهل دفتر در سراسر جهان است. در سال 2002 دارايي فرقه برگ حدود 23 ميليون دلار تخمين زده ميشد ولي در سال گذشته تنها در لسآنجلس 26 ميليون دلار ثروت داشت. فرقه کابالا ادعا ميکند که داراي سه ميليون عضو است.
سازمان برگ خود را « فرا ديني » ميخواند و مدعي است که کابالا « فراتر از دين، نژاد، جغرافيا، و زبان است »
و با اين تعبير درهاي خود را به روي همگان گشوده است. اعضاي فرقه، فيليپ برگ را «راو» ميخوانند. «راو» همان «رب» يا «رباي» يا «ربي» است که به خاخامهاي بزرگ يهودي اطلاق ميشود.
فرقه کابالا، علاوه بر دريافت کمکهاي کلان از اعضاي ثروتمندش، از روشهاي خاصي براي کسب درآمد از ساير اعضا بهره ميجويد: آب معدني معمولي را، که در کانادا براي فرقه فوق و با نام «آب کابالا» تهيه ميشود، به قيمت هر بطري 8 دلار ميفروشد. کاباليستهاي مدرن معتقدند که اين آب داراي «انرژي مثبت» است و بيماري سرطان را مداوا ميکند. فرقه برگ نمادي بهنام « چشم شيطان » تهيه کرده که هر عدد 26 دلار فروخته ميشود. پيروان برگ معتقدند که اين نماد چشم شيطان را کور ميکند. کتابهاي کابالي نيز به قيمت گزاف عرضه ميشود. براي مثال، هر دوره کتاب ظُهر، که در بسياري از کتابفروشيها به قيمت زير يکصد دلار موجود است، در فرقه برگ 430 دلار است.
واقعيات نشان ميدهد که برگ تنها نيست. کانونها و رسانههاي مقتدري در پي ترويج فرقه او هستند و مقالات جذاب و جانبدارانه دربارهاش مينويسند. در ميان خاخامهاي يهودي نيز کساني هستند که از برگ و فرقه او حمايت ميکنند. ربي پيناس گيلر، استاد کابالا در دانشگاه يهوديت لسآنجلس،ميگويد: « اينجا آمريکاست و ما از آزادي دين برخورداريم. به عنوان يک استاد کابالا من تلاش برگ را ارج مینهم زيرا او کابالاي رازآميز را به عموم معرفي کرد. » در 18 ژوئن 2004 سي. ان. ان. از عضويت رسمي مدونا در فرقه کابالا خبر داد و نوشت که مدونا در جشن اخير پوريم، که در دفتر فرقه برگ برگزار شد، به ياد ملکه اسطورهاي يهودي، «استر» نام گرفته و اعلام کرده که از اين پس او را «استر» بخوانند. مدونا به يک خانواده کاتوليک تعلق دارد.
مدونا تنها يک خواننده نيست، يک نماد فرهنگي است. اما بايد بيفزايم، مدونا نماد هرزگي جنسي مدرن نيز هست. زماني از او درباره اوّلين تجربه جنسياش پرسيدند و پاسخ داد: با برادرم بود. اين همان فرهنگي است که فرقه فرانک از نيمه دوّم سده هيجدهم در پي ترويج آن بود.
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهور الحجـه
 |
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: سه شنبه 8 فروردين 1385 : 07:59:50
|
هوالله اتحاد:
اين كلمه در ميان يهوديان بسيار رايج است. اواخر قرن 19 قبل از كنگره « بال » يك سري مدرسه براي يهوديان در فرانسه و بعد در سراسر جهان احداث شد به نام مدارس « آلياس » كه اين كلمه به معناي اتحاد است.
در ايران نيز اين مدارس تاسيس شدند، مانند مدرسه اتفاق در ضلع شرقي دانشگاه تهران كه از مراكز عمده يهوديان در تهران بود. همچنين كاربرد اين كلمه در سازمان ملل متحد مشهود است. زمين اين سازمان در نيويورك توسط راكفر خريداري شده و هزينه ساخت را نيز او پرداخت نمود. در اين شرايط 2 شرط براي ورود هر كشور به اين سازمان در نظر گرفت، منشور سازمان ملل را به رسميت بشناسد و راي به حكومت اسرائيل دهد.
عدد 13:
اين عدد براي يهوديان عدد مقدسي است، آنچنانكه مي بينيم ايالات متحده 13 ايالت است، و حاشيه رنگي پرچم آمريكا نيز از 13 نوار رنگي قرمز و سفيد تشكيل شده است.
پرچم سازمان ملل هم كه يك كره است با 2 شاخه زيتون با 13 برگ آبي و سفيد كه رنگهاي پرچم اسرائيل است. آرم اسرائيل نيز يك شمعدان 7 شاخه است كه 2 شاخه زيتون 13 برگي اطراف آن است.
آرم كشور آمريكا نيز عقابي است كه پنجه و بالش باز است و در يك پنجه شاخه زيتون 13 برگي دارد و در پنجه ديگر پيكان 13 تايي دارد، 13 ستاره نيز در اطراف آن طوري چيده شده است كه شكل ستاره به خود گرفته است. روي سينه عقاب يك شمعدان 7 شاخه وجود دارد كه با فضاي خالي
آن كه 6 تا است 13عدد مي شود.
http://armageddonism.mihanblog.comبنقل از
 اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهور الحجـه
|
 |
|
|
shamimeyas
Advanced Member
    
Iran
2257 Posts |
ارسال شده در: جمعه 22 ارديبهشت 1385 : 19:34:48
|
هوالله Antisemitism (ضدسامي)
اين کلمه يعني چي؟ آنتي سميزم به کسي ميگن که ضديهود باشه البته صهيونيستها رو که ميشناسيد به هرضدصهيونيست و هر حرکت ضد صهيونيستي برچسب آنتي سميست بودن ميزنن مظلوم نماييشونم که همه ميشناسيم يکي نيست به اينا بگه خوب به فرض که شما تو طول تاريخ همه بهتون ظلم کردن خوب حتما يه چيتون بوده که هيچکي تحملتون نميکرده ديگه! بين خودمون بمونه بزرگان ميگن اين نژادپرستيشون بوده که غيرقابل تحملشون کرده و هيشکي دوستشون نداشته! به نمونه هايي از استفاده کلمه آنتي سميست نگاه کنيد: 1- زمانيکه خاندان سلطنتي "ساسون" يهودي تجارت مواد مخدر رو در دست گرفت و مردم بهشون اعتراض کردند يهود فرياد زد: آنتي سميزم 2- زمانيکه دکترهاي يهودي در آمريکا ميکرب يک بيماري رو براي آزمايش به چند جوان مسيحي تزريق کردن و مردم خواستن جلوشونو بگيرن داد زدن : ضديهود 3- هنگامي که " هنري فورد" ميليونر مشهور کتاب " يهودي جهاني يگانه مشکل " رو چاپ کرد اونقدر با سلاح ضد يهود تو سرش زدن که مجبور شد معذرت خواهي کنه و هزاران مورد ديگه ... گروه اینترنتی مکتب المهدی.
 اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهور الحجـه
|
Edited by - shamimeyas on جمعه 22 ارديبهشت 1385 19:36:24 |
 |
|
|
admin
مسئول تالار
    
8690 Posts |
ارسال شده در: جمعه 16 تير 1385 : 12:23:43
|
یا حی و یا قیوم
خوی کشتار و خونریزی صهیونیست ها نوشته:ناصر الفضاله
بن گوریون اولین نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس می گوید:"دولت اسرائیل دارای ملتی نابغه و برگزیده است و به همین خاطر هم باید آقا و سرور تمامی ملت های جهان باشد."
یهودیان صهیونیست در واقع این گونه می اندیشند و از این باور است که به سایر ملت ها به دید تحقیر می نگرند. خداوند بلند مرتبه در قرآن کریم در مورد آن ها می فرماید:"ذلک بأنهم قالوا لیس علینا فی الأمیین سبیل" معادل این اصطلاح "الأمییون" در زبان عبری "جوییم" به معنای "دیگران، اغیار و افراد غریب" یعنی کسانی که هیچ ارزشی ندارند و نه خون و نه مقدسات و نه ناموس آن ها از هیچ ارزش و اعتباری برخوردار نیست.
این چنین اندیشه نسل کشی و سرکوب در اذهان آن ها ریشه دوانیده و تمامی مفاهیم انسانی و رحم و مروت را از آن ها دور ساخته است و به جای آن لذت قتل و کشتار دیگران (فلسطینیان" به خوی و خلق اصلی نظامیان صهیونیست مبدل شده است. خود نظامیان صهیونیست در شهادت های آشکار از زبان خود بر این مدعا صحه می گذارند و می گویند:
ـ نباید به فلسطینیان رحم کرد. در یکی از خیابان های اردوگاه جبالیا یک فلسطینی را دیدم و با دوربین نصب شده بر سلاح به دقت سر او را نشانه گرفتم و به سویش تیراندازی کردم. دیدم که روی زمین می غلطد. این بهترین احساسی است که در جهان به من دست می دهد و درست مانند احساسی است که پس از پیروزی در مسابقات فوتبال به انسان دست می دهد.
ـ پس از آن یک فلسطینی دیگر را دیدم و به سویش تیراندازی کردم. با وجودی که سالخورده بود اما در داخل اتاق داشت پرواز می کرد. اگر با احساس بدی از خواب بیدار شدی، فلسطینی خواهی کشت و اگر جوانی 14 ساله بود حتما باید او را بکشی
ـ علاوه بر آن می توانی زنان را هم بکشی تا دیگر بچه به دنیا نیاورند و باید دختر بچه کوچک را هم بکشی زیرا وی بزرگ شده و ازدواج خواهد کرد و حداقل ده بچه به دنیا می آورد.
این گفته های نژادپرستانه یک نظامی صهیونیست است که در مصاحبه با روزنامه معاریو عنوان کرد و این گونه از احساس مستی که پس از قتل فلسطینیان به او دست می دهد، سخن گفت. وی در ادامه سخنانش می گوید:"پس از پایان عملیات قتل فلسطینیان به پایگاه نظامی خویش باز می گشتیم و سربازانی که امروز بیش تر از دیگران فلسطینی کشته بودند، به خود می بالیدند. هرگز نسبت به این کارها پشیمان نیستم و بی صبرانه منتظر خروج از پایگاه برای کشتن فلسطینیان هستم... ای خدا کی از این پایگاه بار دیگر برای قتل آن ها بیرون می رویم."
ـ یک نظامی به نام شای عضو یگان تروریست "گفعاتی" هم می گوید:"برای تعقیب و قتل فلسطینیان بیرون رفتیم. دیدم که یک فرد مسلح می دود. به سویش تیراندازی کردم. با شلیک اولین گلوله او را به قتل رساندم و فریاد زدم و به دوستم آفی گفتم که او را کشتم... او را کشته بودم، اما احساس کردم که این کافی نیست، بنابراین تصمیم گرفتم که بیش تر بکشم. بار دیگر گلوله شلیک کردم اما به هدف اصابت نکرد. گلوله ای دیگر شلیک کردم که به او اصابت کرد و بر زمین افتاد. به او نزدیک شدیم، دیدیم که بدنش کاملا سرد شده است. افسر مسؤول به من دستور داد تا مطمئن شوم که او کشته شده است، بار دیگر به سویش تیراندازی کردم و اطمینان حاصل کردم که او به قتل رسیده است."
ـ دودو یک نظامی صهیونیست دیگر است که به قتل یک جوان فلسطینی افتخار می کند. وی ضمن اعلام این نکته که از قتل فلسطینیان لذت می برد، می گوید:"در انتظار رسیدن فلسطینیان به نوار غزه بودیم، وقتی چند جوان را مشاهده کردیم به سوی آن ها تیراندازی کردیم. آنها فرار کرده و مخفی شدند. به این چند جوان نزدیک شدیم. یکی از آن ها که چاقویی به همراه داشت، از مخفی گاه بیرون آمد. به سویش تیراندازی کردم و او را کشتم. او یک عرب نجس بود. همه نظامیان خواهان اجرای چنین عملیات هایی هستند تا آن ها هم چون من احساس لذت کنند. همیشه یک دوربین عکس برداری با خود می بردیم تا در کنار اجساد فلسطینیان عکس یادگاری بگیریم. این عکس های یادرگاری احساس آرامش خاصی به تو می دهد و باعث می شود که به خود ببالی.!!"
همچنین در کتاب تحریف شده آن ها آمده است:"برخیز و (دیگران را) زیر بگیر، ای دختر صهیون. من شاخ های تو را آهنی و نعل هایت را مسی می سازم تا ملت های زیادی را از بین ببری." سفر میخا 4/12
این همان آموزهای دینی یهودیان است که چگونگی تعامل با دیگران را به آن ها آموزد. آیا حقیقت عقاید و اندیشه های آن ها که حامل شر و بدی نسبت به هر غیر یهودی است، برای ما آشکار نشده است. گذشته هم بر بعد عقیدتی به عنوان عامل اساسی نبرد میان یهودیان و مسلمانان تاکید می کند. آیا روشنفکران و صاحبان قدرت و بزرگان ما به این نکته پی می برند؟
امید که قبل از این که وقت از دست رود، به خود آیند.
روزنامه اخبار الخلیج چاپ بحرین / منبع:سلیت حماس
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ
یاابالصالح ارشدناالی الطریق یرحمکم الله |
 |
|
|
admin
مسئول تالار
    
8690 Posts |
ارسال شده در: يکشنبه 14 آبان 1385 : 07:51:15
|
یا حی یاقیوم
دزدان صهیونیست به کودکان خود چه میآموزند؟« عربها مانند سگ هستند. اگر ببینند كه شما دستپاچه هستی و نسبت به تحركات آنها واكنش نشان نمیدهی، به شما حمله میكنند. اما اگر به آنها حمله كردی، فرار خواهند كرد.›› جمله بالا نمونه کوچکی از نزاد پرستی , اهانت و وحشی گری نسبت به اعراب و مسلمانان است که از همان کودکی در اذهان دانش آموزان یهودی دیکته میشود .مسلمان ستیزی در جای جای زندگی صهیونیستها وحتی کودکانشان به چشم میخوردحتی ترانههای یهودی هم چنین محتوایی دارند.یک نمونه کوچک برای این مدعا ترانه ایست كه در مدارس و مهدكودكهای فلسطین اشغالی زمزمه میشود با این مضمون :« اگر دستهایم را ببندندبا دندانهایم پوست عرب مسلمان را میکنم .» همچنین کتب درسی مقاطع مختلف تحصیلی در فلسطین اشغالی مملو از مطالب و جعلیاتی است که به کل منکر تاریخ چندین هزار ساله اسلامی و عربی فلسطین و مردمانی که سالهای سال در آن زیسته اند می شود گویی که چونین سرزمینی و چونین مردمی هیچگاه در روی زمین وجود نداشته است . به عنوان مثال در كتاب جغرافیا تحت عنوان ‹‹دشت ساحلی، مركز، جنوب و شمال كشور›› این مطلب وجود دارد: ‹‹این دو عكس هوایی شهر تلآویو واقع در دشت ساحلی است كه اولی در سال 1918 و دومی در سال 1988 گرفته شده است و با كمك این دو عكس میتوانید تغییرات به وجود آمده در دشت ساحلی در مركز و جنوب را مشاهده كنید.›› به عبارتی در این متن اثری از شهرهای یافا، اللد، الرمله، عسقلان و دیگر شهرها و روستاها یی که سالهای سال جزء مالمیک مسلمانان و اعراب بوده است وجود ندارد.
مردم فلسطین برای کوچکترین آمد و شدی در سرزمینشان باید از وحشیان صهیونیست اجازه داشته باشند آن تکه زمین کوچکی که از غارت صهیون برای فلسطینیان باقی مانده مملو از ایستگاههای ایست بازرسی رزیم جعلی است و هر روز خدا میداند چه توهینها و تحقیرها ضرب و شتمهایی را در این ایستگاهها نثار جان پاک دردمندان فلسطینی میکنند .
در اسرائیل جعلی نیز کوچکترین نشانه هایی که از مسلمانان و صاحبان اصلی این سرزمین باقی مانده هر روز در حال محو شدن است . برای مثال مسجد بزرگ« یافا » را خراب كرده و مسجد« عمقا » و « سماويه » را به زبالهدانى تبديل كردهاند و مساجد ديگرى را هم مبدل به تئآتر کرده اند مقابر مسلمانان و مسيحيان عرب در اختيار رزیم جعلی است و هر روز به اسم كشيدن خيابان آنها را خراب كرده، استخوانهاى مردهها را آتش مىزنند .
حال من و تو بیاییم تا با بی خیالی و بی توجهی در مقابل اینهمه اعمال غیر انسانی به جمع خدانشناسان و وحشیان صهیونیست بپیوندیم در حالی که در آیین ما و به فرموده امام صادق که سلام خدابراو باد :"« حق مومن حتی از حق کعبه بیشتر و برتر است .»وهمچنین اما سجاد (ع)در مورد حقوق مسلمانان بر یکدیگر فرمودند : "« به شادی او شاد است وبه اندوه او اندوهناک ودر همه امور او را یاری میکند تا به نتیجه برساند .» "
و به یاد بیاوریم که در آیین ما تاکید شده است که امر به درستیها و نهی از نا درستیها از واجباتیست که در صورت عدم رعایت آن خشک و تر می سوزند . روز قدس یک مانور است . یک مانور مردمی که جانیان بین المللی به خوبی دستشان بیاید که هر خونی که به زمین ریخته اند و هر سرزمینی را که به ناحق غصب کردند و هر کودکی را که یتیم و هر مادری را داغدار هرگز از ذهن ما پاک نخواهد شد . وآن روز بسیار نزدیک است که تمام بندها و محدودیتهایی که ما را بر جای خود نگاه داشته را کنار خواهیم زد و از آدمکشان و قاتلان کودکان بیگناه چونان انتقامی خواهیم گرفت که تا آخرین روز حیات کره زمین آثارش باقی باشد . و بدانند که در پیشگاه خداوند سرکشی و جنایت و ناحقی حتی در این دنیا نیز بی پاسخ نخواهد بود . روز قدس همه وظیفه ما در قبال بیگناهان فلسطینی نیست بلکه کوچترین و نازلترین وظیفه است که در صورت عدم انجام آن بهتر است دیگر از حرافیها و لاف زدنها در این باره چشم بپوشیم و خود را در زمره وحشیان صهیون بدانیم .هر که در این مانور جهانی در صورت توانایی شرکت نکرد باید خود را یک صهیون به حساب بیاورد که با سکوتش راه را برای ادامه جنایتها باز کرده این روزها روزهای سختی برای ملت فلسطین است چرا که علاوه بر تحریمهای سیاسی و اقتصادی غرب و علاوه بر محاصره سیاسی دولت حماس وهمچنین تفرقه افکنی بوسیله مزدوران مواجب بگیر فلسطین رزیم جانی و جعلی اسرائیل در پی تدارک حمله ای بزرگ و وحشیانه به مردم بی پناه فلسطین است .
ای کاش در روز قدس سفارت و خانه شیطانی انگلیس و دانمارک در خاک کشورمان به لرزه درآید و ایرانی با غیرت به تلافی سالهای سال استعمار و توطئه و بالا کشیدن سهم ملت از چاههای نفت و دیگر معادن و مخازن از سوی دولت بی آبروی انگلیس و همچنین آن هولوکاستی که استعمارگر انگلیس در خاک مطهر ایران به جا گذاشت اما هرگز از آن در دنیا به مانند آن هولوکاست دروغین یهودیان صحبت به میان نیامد ,یادگاری خوبی از این روز تقدیم سفارتخانه آن کنند .آیا میدانیم که در طول سالهاي 1917-1919 بين هشت تا ده ميليون نفر از جمعيت بيست ميليوني ايران در اثر قحطي که ارمغان ارتش انگلیس در خاک ایران بود از بین رفتند در حالیکه در آن زمان بخش مهمي از محصولات کشاورزي ايران صرف تأمين بریز و بپاشهای ارتش بريتانيا ميشد که در نتيجه به کاهش شديد مواد غذايي در داخل ايران انجاميد و حدود ده میلیون ایرانی از شدت گرسنگی جان دادند ؟ و همچنین سفارت دانمارک آن دولتی که اجازه میدهد به پیامبر خدا آن کس که تمامی آسمان و زمین به لطف وجود پاک او آفریده شده بارها و بارها تو هین کنند و اهانت اخیر شبکه تلویزیونی دانمارک از اهانت سال گذشته وقیح تر و افسار گسیخته تر بود ای کاش در این روز جهانی این لانه شیطان نیز به مخروبه تبدیل شود . در پایان کلام را با جمله ای از آن شهید رنجدیده که سالهایسال در زندانهای مخوف رزیم وحشی زیر شکنجه های سخت افلیج شد یعنی شهید « شیخ احمد یاسین » که خداوند در عرش اعلی میزبان او باشد ,به پایان میبریم :
"« همیشه به یاد داشته باشید که شما برادرانی دارید که زیر یوغ اشغالگران زندگی می کنند و اوضاع اقتصادی و اجتماعی آنان بسیار وخیم است. برادران شما در فلسطین مانند مهاجرانی هستند که بناحق از خانه و کاشانه شان رانده شده اند، پس یار و یاور آنان باشید تا به بالاترین درجه ایمان و منزلت دست یابید. صهیونیست ها می خواهند که از ملت فلسطین برای دست یافتن به منافع اقتصادی خود و سیطره بر جهان اسلام بهره کشی کنند. من زندگی خود را وقف عمل کرده ام و نه کتابت. سراسر زندگی ام صرف انجام آنچه خواندم و فرا گرفته ام، شده است. آنچه را که فرا می گیرم، عمل می کنم.اسلام به زودی پیروز خواهد شد و به یاری خداوند توطئه آمریکا و رژیم صهیونیستی شکست خواهد خورد. نشانه های پیروزی روز به روز با جانفشانی ها و فداکاری های این ملت آشکارتر می گردد ؛ ملتی که در برابر دشمن صهیونیستی مقاومت جانانه ای از خود به نمایش گذاشته است. "والله غالب علی امره ولکن اکثر الناس لایعلمون" »
از دوستی به نام شیدا
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ
یااباصالح ارشدناالی الطریق یرحمکم الله
http://www.rahpouyan.com/entezar رسم انتظار
|
 |
|
|
admin
مسئول تالار
    
8690 Posts |
ارسال شده در: يکشنبه 14 آبان 1385 : 07:52:56
 | |