.:: تالار گفتمان کانون فرهنگی رهپویان وصال ::. - صهیونیسم

Username:
Password:
Save Password
Forgot your Password?

 همه تالارها
 سیاسی و اجتماعی
 مثلث شوم ------> صهیونیزم
 صهیونیسم
 موضوع جديد  ارسال پاسخ
 چاپ موضوع
Previous Page
نويسنده Previous Topic موضوع  Next Topic
Page: of 2

admin
مسئول تالار

8859 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 14 آبان 1385 :  08:08:42  Show Profile  Visit admin's Homepage  Reply with Quote
یاحی و یاقیوم

پيش و پس از صهيونيسم


در سال های گذشته اصطلاحاتی مانند "پسا صهیونیسم" و "مورخان جدید" در اظهارات کسانی که روشی عقلانی در حل و فصل مناقشه عربی ـ صهیونیستی در پیش گرفته اند، ملاحظه شده است. برخی نیز چنان خوشبین بودند که با وارد آمدن ضربه، کاملا فرو ریختند. معمولا اصطلاح "مورخان جدید" هنگامی مطرح می شود که یک پژوهشگر جوان یهودی کشتار فلسطینیان در روستای طنطوره را که تقریبا فراموش شده است، مطرح می کند (و آن را جزوی از جنایات اجدادش می نامد).
اما صهیونیسم سنتی در برابر همه تلاش هایی که برای تغییر و دگرگونی سیاسی در دولت عبری صورت می گیرد، مقاومت می کند و به همین سبب لیمور لیونات وزیر آموزش کابینه شارون دستور داد که همه نسخه های یک کتاب درسی را که در آن تاریخ از منظر علمی و مغایر با نگرش صهیونیستی بررسی شده بود، بسوزانند و اختلاف میان صهیونیست های رادیکال به نمایندگی از فلسفه ایدئولوژیک و لیبرال هایی بالا گرفت که معتقدند صهیونیسم سنتی در حال از دست دادن جایگاه خود است و باید در آن بازنگری شود.

ماهیت این درگیری و اختلافات، داخلی و میان خود یهودیان است، اما برخی از عرب ها گاهی زیاده از حد خوشبین می شوند و کاه را کوه می بینند و گنجشک به نظرشان فیل و گاو جلوه گر می شود، درست همان طور که چپ های عربی امید زیادی به چپ های یهودی داشتند و آنها را از راستگراهای عرب به خود نزدیک تر می دانستند و البته نتیجه این نگرش خود را نیز دیدند و یکی از همین افراد به تمسخر اظهار داشت که چپ و راست در یک دولت نژادپرست استعمارگر مانند دو لنگه یک پوتین (نظامی) است. اصطلاح "پسا صهیونیسم" هم دقیقا مانند "پساهای" دیگری که برای استعمار و مدرنیسم و کاپیتالیسم مطرح شده بود، پرسش های زیادی را ایجاد می کند.

موضوعی که حل عملی آن به صورتی کاملا واضح و روشن امکان پذیر نیست این است که برخی از یهودیان علیه جنبش صهیونیسم مبارزه می کنند و خواهان به رسمیت شناختن نژادها و تفکرات دیگر و همزیستی با آنان هستند، اما آنها هیچ گاه حاضر نیستند در طرح ها و اهداف خود یک شرط اساسی را ـ که در مقایسه با تندروها میانه روانه تلقی می شود ـ کنار بگذارند و آن ادامه بقای رژیم صهیونیستی و مخالفت با حق بازگشت آوارگان و نیز یهودی سازی قدس و انتخاب آن به عنوان پایتخت دائمی دولت یهودی است، کنار بگذارند.


آنچه یک بار دیگر این موضوع را مطرح ساخته، انتشار چندین کتاب و پژوهش درباره "پسا صهیونیسم" است، زیرا اولا این امر دارای تناقضات زیادی است و موجب می شود که اصطلاح مذکور کاملا پیچیده و نامفهوم باقی بماند و نیز ادبیات بکار رفته در این تفکر از صهیونیسم سنتی مایه گرفته است و به همین سبب میانه روی در اینجا معنای مغایر پیدا می کند و برای آنکه قابل فهم باشد باید تعریف جدیدی برای آن وضع کرد.

چیزی که گاهی آن را فراموش می کنیم این است که مناقشات و اختلافات درونی دولت عبری دارای ابعاد و انگیزه ها و ویژگی های اختصاصی یهود است و هنگامی که جایگاه طرف دیگری (غیر یهودی) مانند عرب های فلسطینی یا دیگران در آن مطرح می شود، این جایگاه اصلا معنا پیدا نمی کند، زیرا آنها هیچ تاثیر یا نقشی در این اختلافات ندارند و همین امر خود یک نگرش تاریخی جدید است که رنگ و بوی استعماری (شهرک سازی) گرفته است.

اگر این مسأله پیگیری و آنچه درباره آن نگاشته شده است، مورد مطالعه قرار گیرد، در می یابیم که عرب ها یا برخی از آنها فقط آن چه را دوست دارند از این تحولات برداشت می کنند و ضعف درونی آنها زمینه ای فراهم می کند که مقدار زیادی خوشبینی به آنها دست دهد و امیدوار شوند که یهودیان علیه یهودیت قیام کرده اند یا اختلافات فکری میان یهودیان به درگیری داخلی سرد میان صهیونیسم قدیم و پسا صهیونیسم خواهد انجامید.

در گذشته نیز کسانی بودند که به اختلاف ریشه ای میان یهودیان غربی (اشکناز) و یهودیان شرقی (سفاردی) دل بسته بودند و بسیاری درباره این موضوع مطالبی نوشتند، اما در این میان یکی از مهم ترین ویژگی های این درگیری را از یاد برده بودند که آن اشتراک هر دو جریان در جنایت اشغالگری و شهرک سازی و کوچ اجباری ساکن اصلی فلسطین بود. برای آنکه بازی اصطلاحات به بازی شطرنج شباهت نیابد و آنهایی که وقت اضافی دارند از این امر خوشحال نشوند، باید ابتدا به بررسی تحولات کنونی جامعه صهیونیستی و جریان های مختلف چپ و راست این جامعه بنگریم.
بنقل از مرکز ضد صهیونیسم
http://kalamhagh.blogfa.com

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ

یااباصالح ارشدناالی الطریق یرحمکم الله

http://www.rahpouyan.com/entezar
رسم انتظار


Go to Top of Page

Strong
Starting Member

6 Posts

ارسال شده در:  جمعه 26 آبان 1385 :  16:50:02  Show Profile  Reply with Quote
quote:
Originally posted by shamimeyas

هوالله
اتحاد:

اين كلمه در ميان يهوديان بسيار رايج است. اواخر قرن 19 قبل از كنگره « بال » يك سري مدرسه براي يهوديان در فرانسه و بعد در سراسر جهان احداث شد به نام مدارس « آلياس » كه اين كلمه به معناي اتحاد است.

در ايران نيز اين مدارس تاسيس شدند، مانند مدرسه اتفاق در ضلع شرقي دانشگاه تهران كه از مراكز عمده يهوديان در تهران بود. همچنين كاربرد اين كلمه در سازمان ملل متحد مشهود است. زمين اين سازمان در نيويورك توسط راكفر خريداري شده و هزينه ساخت را نيز او پرداخت نمود. در اين شرايط 2 شرط براي ورود هر كشور به اين سازمان در نظر گرفت، منشور سازمان ملل را به رسميت بشناسد و راي به حكومت اسرائيل دهد.

عدد 13:

اين عدد براي يهوديان عدد مقدسي است، آنچنانكه مي بينيم ايالات متحده 13 ايالت است، و حاشيه رنگي پرچم آمريكا نيز از 13 نوار رنگي قرمز و سفيد تشكيل شده است.

پرچم سازمان ملل هم كه يك كره است با 2 شاخه زيتون با 13 برگ آبي و سفيد كه رنگهاي پرچم اسرائيل است. آرم اسرائيل نيز يك شمعدان 7 شاخه است كه 2 شاخه زيتون 13 برگي اطراف آن است.


آرم كشور آمريكا نيز عقابي است كه پنجه و بالش باز است و در يك پنجه شاخه زيتون 13 برگي دارد و در پنجه ديگر پيكان 13 تايي دارد، 13 ستاره نيز در اطراف آن طوري چيده شده است كه شكل ستاره به خود گرفته است. روي سينه عقاب يك

شمعدان 7 شاخه وجود دارد كه با فضاي خالي

آن كه 6 تا است 13عدد مي شود.

http://armageddonism.mihanblog.comبنقل از



اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد مااحاط به علمک
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم یا حسین
اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولای غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهور الحجـه





ba dorud,
khahesh mikonam ye kami rajebe harfayi ke mizanid fekr konid o tahghigh.
range sefid o abi ro na faghat dar parchame esrail mishe did balke dar parchame yunan wa finnland ham hastesh. wa makhsusan yunaniha be range sefid o abishun eftekhar mikonan.

dowoman amrika awal 13 eyalat bude wali allan 50 eyalat dare o inam listeshe:

Alabama
Alaska
Arizona
Arkansas
California
Colorado
Connecticut
Delaware
Florida
Georgia
Hawaii
Idaho
Illinois
Indiana
Iowa
Kansas
Kentucky
Louisiana
Maine
Maryland
Massachusetts
Michigan
Minnesota
Mississippi
Missouri
Montana
Nebraska
Nevada
New Hampshire
New Jersey
New Mexico
New York
North Carolina
North Dakota
Ohio
Oklahoma
Oregon
Pennsylvania
Rhode Island
South Carolina
South Dakota
Tennessee
Texas
Utah
Vermont
Virginia
Washington
West Virginia
Wisconsin
Wyoming
Go to Top of Page

admin
مسئول تالار

8859 Posts

ارسال شده در:  پنجشنبه 20 ارديبهشت 1386 :  16:35:25  Show Profile  Visit admin's Homepage  Reply with Quote
آيا الله و خدا به يك معناست ؟



آيا الله و خدا به يك معناست؟ آيا درست است هر جا الله ديديم بگوييم خدا؟ در قرآن كريم, حدود صد اسم براي خداوند آمده است .كه هر يك نمايانگر حقيقتي از حقايق ذات مقدس اوست. تنها الله است كه نمايانگر ذات داراي همه صفات كماليه و مبرا از هر گونه سلب و نقص است.


اگر كلمه الله از اله گرفته شده باشد بمعني ذات شايسته پرستش است و اگر از وله مشتق شده باشد بمعناي آن است كه عقل هادر مقابل ذات مقدسش حيران و يا متوجه وعاشق اويند. و اگر وله و اله دو لهجه از يك لغت باشند معناي الله چنين مي شود ذاتي كه موجودات واله و عاشق او هستند و او تنها حقيقتي است كه شايستگي پرستش دارد. حال الله با چنين شان والاپي و با چنين مفهوم بلندي به كدام كلمه ترجمه شود؟



اگر بگوييم الله مساوي است با خدا آيا درست گفته ايم؟ خدا مخفف (خود آي) است و پر واضح است كه خدا تمام معناي الله نيست.



همين سوال از كشيش PAT ROBERTSON كه از رهبران مسيحيت صهيونيست است پرسيده شده است.



Are God and Allah the same در پاسخ به اين پرسش پت رابرتسون مي گويد .They are not the same آن دو به يك معنا نيستند وترجمه Allah به God غلط است..To translate Allah as God is wrong و شفارش مي كند هر جا Allah ديديد بگوييد Allah نگوييد God.



اگر از پت رابرتسون بپرسيد چراچنين مي گويي؟ در جواب مي گويد چون خداي كتاب مقدس خداي محبت و رستگاري است. .The God of the Bible is a God of love and redemption و او خدايي است كه فرزندش را فرستاده تا به خاطر گناهان ما جان دهد و بميرد.



.Who sent his Son into the world to die for our sins از دوستان جوانم كه خواننده اين سطور هستند مي پرسم آيا اين بيان مجوزي براي گناه و كردار زشت و اعمال وقيحانه يهوديان صهيونيست و مسيحيان صهيونيست نشده است؟ جنايات بي شرمانه سربازان مسيحي صرب نسبت به زنان و مردان بي دفاع بوسني و كشتار همه روزه كودكان و نوجوانان فلسطيني بدست يهوديان تا دندان مسلح و شكنجه و قتل غير نظاميان بي گناه در عراق بدست سربازان آمريكايي حاصل چنين تلقي اي از God نيست؟
در ادامه پت رابرتسون كه مبلغ مسيحت صهيونيستي است خشم خود را نسبت به فداكاري و جانبازي استشهاديون مسلمان كه جان خود را در طبق اخلاص نهادنده اند تا از مادران و خواهران ستمديده و از پدران و برادران رنج كشيده خود دفاع كنند پنهان نكرده در بدي الله ميگويد او خدايي است كه به دوستدارانش مي گويد بخاطر او در راه رهايي و رستگاري جان دهند.



.Allah tells people to die for him in order to get salvation آنگاه براي اينكه الله را تحقير كند مي گويد الله خداي ماه در مكه بوده است .. Allah was the moon god from Mecca و در توجيه مطلب فوق حتما دليل و سند محكمي اراپه مي دهد لطفا توجه نماييد. دليل پت رابرتسون وجود هلال ماه در اسلام است اگر باور نداريد كافي است به پرچم كشور تركيه بنگريد هلال ماه و يك ستاره در آن مي بينيد.



The flag of Turkey has a crescent moon with a star in it وجدان آقاي كشيش را به آيه اي از كتاب مقدس فرا مي خوانم : .


يهوه خدا پاك و مقدس است او از پرستندگان خود انتظار دارد كه از لحاظ روحي اخلاقي فكري و جسماني پاك و منزه باقي بماند (پطرس 16:1 ).


چه اتفاقي در افكار و انديشه غرب پديد آمده است و اين بحران از كجاست؟ سيد حميد مولانا اخيرا در مقاله اي بحران موجود را ناشي از افول قدرت غير ملموس يا آنچه كه مجموعا اين روزها به عنوان قدرت نرم افزاري از آن صحبت مي شود مي داند. آنچه اتفاق افتاده است اين است كه آمريكا قدرت ارتباطات انساني قدرت گفتگو و صحبت كردن با ديگران را از دست داده و قدرت اقناع نيز تقليل يافته است. اكنون بعنوان معلمي كه هميشه مشوق مطالعه و تدبر بوده است از دوستان نوجوان و جوانم مي خواهم به هر كتابي كه God را معرفي مي كند مراجعه كنند و خود قضاوت نمايند . بقينا God تنها شاني از شوون Allah است.


منبع http://atm.parsiblog.com/

اللهم عجل لولیک الفرج

یااباصالح ارشدناالی الطریق یرحمکم الله

رسم انتظار


Go to Top of Page

admin
مسئول تالار

8859 Posts

ارسال شده در:  پنجشنبه 27 ارديبهشت 1386 :  12:02:41  Show Profile  Visit admin's Homepage  Reply with Quote
mohammad

ارسال شده در: شنبه 2 دی 1385 : 23:45:45

--------------------------------------------------------------------------------

گوندولا م. تگتماير

خبري كه مدتها انتظارش را مي‌كشيدم، سرانجام رسيد. پس از پنج ماه ارجاع يك تقاضاي دوباره، تهران با درخواست صدور رواديد ورودم موافقت كرده بود.

چندين سال است كه با يك خانواده مسلمان در ايران مكاتبه دوستانه دارم. اين خانواده مانند بيشتر مردم، شيعه‌مذهب هستند. اين‌كه من يهودي هستم و چندين سال در اسرائيل زندگي كرده‌ام، براي آنان هيچ وقت مسئله‌اي نبود. ولي درست در همين مورد ادارات ايراني نظر ديگري داشتند و درخواست ويزاي من را رد كرده بودند. من و خانواده ميزبانم بايد به پرسش‌هاي متعددي در اين مورد، پاسخ مي‌داديم.

خيلي خوشحالم، ولي ناگهان شك و دلهره دوباره آزارم مي‌دهد. آخرين شب در آلمان مكرر به وضع پرتنش در ايران مي‌انديشم. مشاجره اتمي و دستگيري سيزده ايراني يهودي در تابستان 1999. آنان را به اتهام جاسوسي براي اسرائيل دستگير كرده بودند. ده نفر از آنان در يك دادرسي بحث‌انگيز به ده سال زندان محكوم شدند.

اصفهان.
ساعت‌ها در اين شهر مي‌گردم و تحت تأثير زيبايي آن و مهرباني مردمانش قرار گرفته‌ام. تاريخ شهر اصفهان از دوران باستان آغاز مي‌شود. اين شهر در دوران ساسانيان (224 پيش از ميلاد تا 651 پس از ميلاد) پايگاه نظامي بود. از اخبار پيش از اسلام مي‌دانيم كه اصفهان در آن زمان از دو بخش تشكيل يافته بود: شهر «جي» كه بعدا شهرستان ناميده شد و محله يهوديان در بيرون حصار شهر به نام «يهوديه». جامعه يهودي احتمالا در زمان ساسانيان به خواست زن يهودي يزدگرد اول در اينجا سكني گزيد.

در خبر ديگري آمده است كه يهوديه در قرن ششم پيش از ميلاد پس از بازگشت يهوديان از اسارت بابل بنيادگذاري شده است. اصفهان زماني مركز معنوي يهوديان در ايران به شمار مي‌رفت. در قرن دوازدهم، «بنيامين فون تودلا»، جهانگرد يهودي از دوازده هزار يهودي در اصفهان خبر داده است.

اصفهان مدت مديدي در برابر مردمان داراي خاستگاه و دين ديگر، مدارا نشان مي‌داد. به اصفهان لقب «نصف جهان» داده‌اند. اين شهر واقع در كنار زاينده‌رود، در قرن 17 مركز تجارت بين هندوستان و اروپا بود و به اوج رونق اقتصادي خود رسيد. يهوديان آن زمان به صنايع دستي و قالي‌بافي اشتغال داشتند.

جمعه پيش از ظهر.
با نقشه شهر و خوش‌بيني زياد به جستجوي محله يهوديه مي‌روم. مهرداد، پسر بزرگ خانواده ميزبان، همراه من به اصفهان آمده است. گويا هنوز هفت كنيسه در اين محله وجود دارد. خوشحال مي‌شدم اگر يكي از آنها را پيدا مي‌كردم. سرگردان در شهر در پي قرايني مانند «ستاره داود» يا حروف عبري مي‌گرديم. چيزي به چشم نمي‌خورد. شروع مي‌كنيم به پرسيدن. پيرزني چادر به سر، ناظر پرس‌وجوي ماست و به ابتكار خود با ما حرف مي‌زند. مي‌داند كه به چه دري بايد مراجعه كنيم.

پسر تقريبا دوازده ساله‌اي در را باز مي‌كند. با فارسي شكسته‌بسته و كوتاه، خود را معرفي مي‌كنم: «من يهودي آلماني هستم. مي‌خواهم با يهوديان اصفهان تماس بگيرم». پسر با تعجب سراپاي من را نگاه مي‌كند. مهرداد من را نجات مي‌دهد و خواهشم را دوباره توضيح مي‌دهد. پسر هنوز مردد است و ناپديد مي‌شود. پس از مدتي برمي‌گردد و به من مي‌گويد كه پدرش عصر ساعت 6 به خانه مي‌آيد.

ما به گشت و گذار خود در يهوديه ادامه مي‌دهيم. ناگهان در ويترين يك مغازه اشياي برقي، يك منورا (شمعدان هفت شاخه‌اي مراسم عبادي يهودي)، كشف مي‌كنم. دم در ورودي از آقايي راجع به كنيسه مي‌پرسم. او هم ابتدا محتاط است، ولي به تدريج مهربان‌تر مي‌شود و سر حرف را باز مي‌كند. بعد كاشف به عمل مي‌آيد كه او موسي، پدر همان پسر و كليددار كنيسه است.
ما ايراني هستيم و از ميهمان دفاع خواهيم كرد.

قرار مي‌گذاريم كه با هم براي برگزاري آيين عبادي «سبت» به كنيسه برويم. با ترديد از موسي مي‌پرسم كه آيا مهرداد كه مسلمان است، مي‌تواند با ما بيايد. پاسخ مي‌دهد: «خوش آمده است».

اولين نگاهم در كنيسه مي‌افتد به قالي‌هاي قيمتي، به ويژه كاشي‌هاي بسيار زيبايي كه با تكنيك ايراني هفت‌رنگ نقاشي شده‌اند و در مساجد هم ديده مي‌شوند، نظرم را جلب مي‌كنند. موسي ما را به ديگر اعضاي جامعه يهودي كه با مهرباني ما را مي‌پذيرند، معرفي مي‌كند. براي عكسبرداري به من استثنائا اجازه داده مي‌شود كه به بخش مردان بروم. زنان در اينجا بايد پوشش اسلامي را رعايت كنند. با روسري موهايمان را مي‌پوشانيم. زني نمي‌بينم كه لباس مخصوص يهوديان را پوشيده باشد.

موسي به اصرار ما را براي برگزاري مراسم عبادي قدوش و صرف غذاي سبت به خانه‌اش دعوت مي‌كند؛ مهمان‌نوازي ايراني كه آن را در اين چند هفته بارها در ايران تجربه كرده‌ام. هنگام برگزاري مراسم قدوش از تسلط افراد خانواده به زبان عبري، شگفت‌زده مي‌شوم. به طوري كه موسي توضيح مي‌دهد، در ايران نيز كلاس‌هاي درس براي عبري و سنن يهودي به صورتي كه در بسياري از جوامع يهودي در سراسر جهان برگزار مي‌شود، وجود دارد. هنگام صرف چاي از وضعيت يهوديان در ايران سخن مي‌گويد: «ما در اينجا مشكلي نداريم. كسي مانع انجام آيين مذهبي ما نمي‌شود. با همسايگان مسلمان و شركاي تجاري خود روابط خوب و گاهي دوستانه داريم».

جرعه‌اي چاي و تكه‌اي شيريني مي‌خورد و مي‌گويد: «خانواده من از چندين نسل در ايران زندگي مي‌كنند. نه شخصا و نه افراد خانواده‌ام در اين كشور احساس تبعيض نكرده‌ايم».

در پاسخ به اين پرسش كه آيا هيچ درباره مهاجرت به اسرائيل فكر نكرده‌ايد، او و زنش پاسخ مي‌دهند: «ايران ميهن ماست، ما خود را ايراني مي‌دانيم، ايراني يهودي. مهاجرت به اسرائيل يا به هر كشور ديگر براي ما به هيچ وجه مطرح نيست». درباره مشاجره راجع به برنامه هسته‌اي، پسر بزرگ مي‌گويد: «ما مخالف بمب اتمي هستيم. ولي هيچ كشور ديگر نيز چنين حقي ندارد. براي برخي از كشورها اين حق شناخته مي‌شود. اگر آمريكا و اسرائيل به ما حمله كنند، به رغم بعضي از انتقادهايي كه از دولت خود داريم، دست به دست هم داده از ميهمان به عنوان ايراني دفاع خواهيم كرد».

اظهارات مشابهي را پيشتر بارها شنيده‌ام. هرچند كه بيشتر مردم ايران، خواستار آزادي و ساختارهاي دمكراتيك هستند، به ويژه جوانان از دولت راضي نيستند، تقريبا 70 درصد جمعيت كمتر از 25 سال دارد كه به جز دولت اسلامي، چيز ديگري نديده‌اند، ولي مداخله از خارج را همگي رد مي‌كنند. ايران بارها بازيچه بيگانگان و مصالح آنها بوده است و ايرانيان اين تجارب را فراموش نكرده‌اند.

سه‌شنبه، ساعت 9:30. با حبيب قرار ملاقات داريم. او معلم تاريخ است و چون درآمدش براي تأمين هزينه تحصيل سه فرزندش كافي نيست، در سمت راهنماي جهانگردان، كار دومي را عهده‌دار شده است. در پاسخ به سؤالم راجع به قبرستان يهوديان، روزهاي گذشته پاسخ‌هاي عجيب و غريبي شنيده بودم، ولي حبيب به كار خود آشناست. پس از 45 دقيقه رانندگي در خارج شهر جلو در آهني سنگيني توقف مي‌كنيم. پشت آن حياط خوش‌ساختي است. فورا سگ بزرگي با دندان قروچه جلو ما ظاهر مي‌شود. سرانجام كسي دلش به حال ما مي‌سوزد و سگ را صدا مي‌كند. با احتياط به راه خودمان ادامه مي‌دهيم. مرد جواني با مهرباني از ما استقبال مي كند. در حالي كه از حياط دروني به سوي كنيسه مي‌رويم، دو مرد پير را مي‌بينم كه ارابه‌اي پر از آوار را به زحمت مي‌كشند. يكي از آنان نزد ما مي‌آيد و راهنمايي را شروع مي‌كند.

خط‌‌هاي عبري و عربي
چند دقيقه بعد وارد قديمي‌ترين كنيسه ايران مي‌شويم. گويا، 2500 سال پيش ساخته شده است. كنيسه و قبرستان به نام «سارح بت اشير»اند. اين زن بنا به افسانه‌اي در اينجا مدفون است و از قدسيان محلي به شمار مي‌رود و گويا از نوادگان يعقوب، ‌نياي يهوديان بوده است. او به يعقوب اطلاع داده كه پسرش يوسف را حيوانات درنده نكشته‌اند، بلكه زنده است و بر مصر حكومت مي‌كند. در كتاب آفرينش آمده است: «او چنگ خود را برداشت و نزد يعقوب نشست و به آواز گفت: عمويم يوسف زنده است و بر سراسر سرزمين مصر حكومت مي‌كند». يعقوب او را دعاي خير كرد و به شكرانه اين خبر به او وعده حيات ابدي داد. برخي از حوادث بزرگ تاريخ يهود با نام او در ارتباط است. علاوه بر آن در فهرست 22 زن عادل آمده و جزو هفت شخصيت عهد قديم است كه گويا زنده به بهشت خواهند رفت. در ترانه‌هاي «ييديش»، زبان يهوديان اروپايي، نيز با او روبه‌رو مي‌شويم. او همچنين قهرمان افسانه‌اي ايراني و هندي است. در كنار قبرهاي قديمي، قبرهاي تازه‌اي مي‌بينيم. طبق سنت يهودي زيارت‌كنندگان سنگ‌هايي روي قبرها گذاشته، بعضي از قبرها با گل زينت يافته‌اند. بسياري از سنگ‌نوشته‌هاي روي قبرها به عبري و فارسي است.

بازگشت به تهران
در خيابان شلوغ فردوسي كه به نام شاعر بزرگ زبان فارسي ناميده شده، در مغازه‌هاي «يوسف» و «يعقوب» با ايرانيان يهودي صحبت مي‌كنم. اينجا هم به من اطمينان داده مي‌شود كه يهوديان راحتند و در زندگي روزمره مسئله‌اي ندارند. اين همه يگانگي تحت رژيم ملاها؟ همان روز به كنيسه ابريشمي مي‌روم. جواني كه چندان هم كم‌حرف نيست، از گفتن نامش خودداري مي‌كند و وقتي از او راجع به وضع كنوني يهوديان مي‌پرسم، سرسنگين مي‌شود و مؤدبانه مي‌گويد كه به وب‌سايت جامعه يهوديان مراجعه كنم.

25 مارس است. در هواپيما كنار پنجره نشسته‌ام. پس از دو ماه اجازه دارم در انظار عمومي موهاي خود را نشان دهم. ساعت شش صبح است. پشت كوه‌هاي البرز رشته سرخ آتشيني طلوع هيجان‌انگيز آفتاب را بشارت مي‌دهد.
روز عيد پوريم است. به اين مناسبت اكنون در جوامع يهودي از كتاب مگيلوت استر قرائت مي‌شود. كودكان لباس مبدل مي‌پوشند. عيدي است پر از شادماني كه به يادبود نجات يهوديان به اقدام جسورانه استر نزد شاه ايران برگزار مي‌شود. پور، واژه‌اي است فارسي به معني «قرعه». هامان، وزير خشايارشا با چنين قرعه‌اي تاريخ نابودي يهوديان را تعيين كرده بود. آرامگاه استر و مردخاي در همدان است. دلم مي‌خواست امروز با يهوديان ايراني جشن مي‌گرفتم. خدا كند دوباره به ايران برگردم.

منبع: نشريه انديشه و هنر انستيتو گوته آلمان


اللهم عجل لولیک الفرج

یااباصالح ارشدناالی الطریق یرحمکم الله

رسم انتظار


Go to Top of Page

admin
مسئول تالار

8859 Posts

ارسال شده در:  جمعه 20 مهر 1386 :  23:05:29  Show Profile  Visit admin's Homepage  Reply with Quote
یافتاح

سلام
ستاره اقبال یهود مطلب جالبیه که لینکشو میذاریم دوستان مراجعه کنند
http://zeitoon.net/2/e2.html

یامهدی

اللهم عجل لولیک الفرج

یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

رسم انتظار


Go to Top of Page

admin
مسئول تالار

8859 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 26 خرداد 1387 :  09:53:25  Show Profile  Visit admin's Homepage  Reply with Quote
Aleme Rabbani

ارسال شده در: پنجشنبه 2 خرداد 1387 : 06:12:20

--------------------------------------------------------------------------------
....شکست صهیونیزم در آرماگدون قبل از وقوع جنگ(نوشته ی:امین حاجی هاشمی)

صهیونیسم این شیطان قسم خورده برای تسخیر جهان تلاش قابل تقدیری کرده است! صهیونیسم تنها دشمن اسلام نیست، بلکه دشمن یهود و مسیحیت است.

عده‌ی خاصی از مسیحیان افراطی در ایالات متحده وجود دارند که در تمام ایالات رسوخ کرده اند، حتی بسیاری از سیاست‌های داخلی و خارجی ایالات متحده آمریکا بر اساس اندیشه‌ی این عده است. این گروه به مسیحیان صهیونیست یا اوانجیلیست معروفند. میلیون‌ها نفر در آمریکا پیرو مسیحیت یهودگرا یعنی اوانجلیست هستند. مجموعه عقایدشان دوازده جلد است که پنجاه میلیون نسخه‌ی آن به فروش رفته است.

اعتقادی که آونجلیست‌ها دارند این است که:

1- مسیح (ع) دوباره ظهور می‌کند.

2- در هر لحظه بین خیر وشر جنگ است.

3- در آخرالزمان جنگ و ویرانی بزرگی (آرماگدون) اتفاق خواهد افتاد و بعد از این ویرانی صلح دائمی تا هزار سال یعنی تا قیامت بر قرار خواهد شد.

علاوه بر اینها، چهل درصد آمریکایی‌ها معتقد به جنگ آرماگدون هستند. ریگان یکی از روسای جمهور پیشین آمریکا درباره‌ی نبرد آرماگدون گفته است: «آرزو دارم که خداوند به من عنایت کند تا زمینه‌ی نبرد آرماگدون را فراهم سازم تا بدان وسیله در این نبرد شرکت کنم و مشیت و خواست الهی را به صورت اجرا بگذارم و باعث بازگشت دوباره‌ی مسیح(ع) بشوم.»

بوش پسر وقتی که پدرش برای بار دوم برای ریاست جمهوری انتخاب نشد، گفت: «من از اشتباهات پدرم پند گرفتم. مهمترین دلیل این بود که هفتاد میلیون مسیحی صهیونیست از پدرم حمایت نکردند.»

بوش و همسرش یک اوانجلیست معتقد هستند.

اوانجیلیست‌ها اعتقاد دارند پس از اینکه نبرد خیر وشر آغاز شد، پیروز نهایی خیر است و شیطان توسط مسیح به اسارت کشیده می‌شود. در این جنگ تنها کسانی نجات پیدا می‌کنند که اوانجیلیست باشند. به طور دقیق مشخص نیست که جنگی که از آن به آرماگدون یاد می‌شود کجاست، اما به گفته مسیحیان صهیونیست، میلیون‌ها نفر از دشمنان مسیح از عراق حرکت خواهند کرد و از فرات خواهند گذشت و به سمت قدس خواهند رفت. در میان راه نیروهای مومن به مسیح راه آنها را سد می‌کنند و در آرماگدن به هم می‌رسند و جنگ در می‌گیرد. در تفسیر جنگ آرماگدون هم می‌گویند که سپاه ایرانی، قفقازی، سودانی، لیبیایی و... از عراق حرکت می‌کنند. منظور این است که اینها سپاه شر هستند. طبق نظر مفسرین اوانجیلیسم، این جنگ بین سال 2000 تا 2007 انجام خواهد شد.

از بوش پرسیدند چرا به پیمان کیوتو (پیمان حفظ زمین از آفات گلخانه‌ای) نپیوستی؟ او گفت تا 2007 کره‌ی زمین برچیده می‌شود، به خاطر این چند سال خود را به زحمت نخواهیم انداخت.

آنچه که ما به مسجد الاقصی می‌شناسیم به زعم یهود هیکل سلیمان در زیر آن است و باید بازسازی شود زیرا دارالحکومة حضرت مسیح (ع) است و این مسجد باید تخریب شده و معبد سلیمان که در زیر آنهاست بازسازی شود.

مسیحیان صهیونیست (اوانجیلیست) بیش از صد بار به آنجا حمله کردند تا آنجا را خراب کنند. حتی زیر مسجدالاقصی تونل‌هایی حفر کرده اند تا با اولین زلزله مسجد ویران شود.

آنها اعتقاد دارند که در مراسم ساخت معبد سلیمان باید گوساله ای سرخ موی قربانی شود. چند سال پیش به موسسه‌ی معبد واقع در اورشلیم که مسئولیت اجرای پروژه ساخت معبد سلیمان را بر عهده دارد، اطلاع داده شد که بالاخره گوساله‌ی مورد نظر در اسرائیل به دنیا آمده است.

ریچارد لندز، استاد تاریخ دانشگاه بوستون می‌گوید: «به دنیا آمدن این گوساله درست همان چیزی است که مردم انتظار آن را می‌کشند. ما می‌توانیم جنگ آخرالزمان را به راه اندازیم. اگر این گوساله قربانی شود مسلمین آماده جهاد می‌شوند پس بهتر است به جنگ بیاندیشیم. به طور حتم پیدا شدن این گوساله، ماشه ی انفجار مسجد الاقصی است.»

با فرا رسیدن کریسمس و سال 2007 میلادی اسرائیل و آمریکا که خود را برای نبرد پایانی حق و باطل آماده می‌کنند اینک در برابر آنچه که پیش بینی کرده بودند قرار نگرفته اند. آنها سالها برای چنین وقتی تلاش کرده بودند. اما آمریکا در سال 2005 میلادی به شکست در عراق اعتراف کرد و یکسال بعد در سال 2006 میلادی اسرائیل به شکست در لبنان و این مقدمه ی نابودی اسرائیل و آمریکا را کلید زد... کابوس بزرگی که هرگز آن را پیش بینی نمی‌کردند شکست در سال 2007 میلادی است. سال پایان دوران...

اینک با اصرار رئیس جمهور ایران محمود احمدی نژاد بر حذف اسرائیل و عدم صحت واقعه‌ی هولوکاست، این شکست بزرگ رو به وقوع است. هولوکاست و کشته شدن شش میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم دروغی است که اسرائیل با توجه به این واقعه سعی در مظلوم نمایی و تسخیر فلسطین دارند.

اسرائیل که نابودی خود را نزدیک می‌بیند با هر ترفندی سعی در نشان دادن قدرت و مشروعیت خود دارد. هول شدن شدید شیاطین نشان‌دهنده‌ی این واقعیت است. اینکه منتقدین هولوکاست قربانی صهیونیست می‌شوند شکنجه زندانی از کشورشان اخراج می‌شوند نشان از ضعف رو به نابودی صهیونیست است و اینکه آنها آخرین حربه‌های خود را به کار می‌گیرند تا از حذف اسرائیل از روی زمین جلوگیری کنند.

آیا رویای جنگ آخرالزمانی اوانجلیستها(آرماگدون) در ‌ها‌رمجدون* به واقعیت خواهد پیوست؟‌ ها‌رمجدونی که چند ماه قبل از سال 2007 میلادی موشک‌ها‌ی حزب الله حیفا 30 کیلومتری مجدو را به لرزه در آورد و ترس و وحشت را برای کسانی که رنگ خون به خود ندیده بودند به ارمغان آورد...



مطالب کاملتر در سایت موعود http://mouood.org/content/view/290/3 اینک آخرالزمان: جنگ عراق ایده وقوع آرماگدون در آخرالزمان را تشدید مى کند.

*ها‌رمجدون:‌ ها‌ر + مجدو. «مجدو» نام دشتی است در 20 مایلی جنوب-جنوب شرقی حیفا و‌ «ها‌ر» نام کوه است


یامهدی

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ
حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند!

یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

Go to Top of Page

admin
مسئول تالار

8859 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 26 خرداد 1387 :  09:55:13  Show Profile  Visit admin's Homepage  Reply with Quote
Aleme Rabbani

ارسال شده در: پنجشنبه 2 خرداد 1387 : 06:11:03

--------------------------------------------------------------------------------
.....آرماگدون ؛ تدارک جنگ بزرگ

.................بسم الله الرحمن الرحیم

ریگان(رییس جمهور فراماسون و شیطان پرست آمریکا): برای یک هارمجّدون واقعی مسلح شویم

آرماگدون ؛ تدارک جنگ بزرگ

1-رستگار شدگان "ربوده" خواهند شد

در گشت سال 1983، که به سرپرستی فال ول تشکیل شده بود، من به کلاید که ظاهرا بخشهای زیادی از کتاب عهد عتیق و عهد جدید را از بر کرده بود، گفتم که درباره چگونگی پایان یافتن حالت جذبه و ربودگی، دچار معما شده‏ام. کتاب مقدس در این باره چه می‏گوید؟

کلاید گفت که اصطلاح فرو شدن به حالت جذبه و خلسه در کتاب مقدس یافت نمی‏شود؛ اما به معنای از خود بیخود شدن و ربوده شدن، هست؛ و به صحنه‏ای که در رساله اول پولس رسول به تسالو نیکیان، باب چهارم، آیه‏های 16 و 17 آمده است، اشاره دارد: "زیرا خود خداوند با صدا و به آواز رییس فرشتگان و با صور خدا از آسمان نازل خواهد شد و مردگان در مسیح اول خواهند برخاست. آنگاه ما که زنده و باقی باشیم با ایشان در ابرها ربوده خواهیم شد تا خداوند را در ملکوت استقبال کنیم و این چنین همیشه با خداوند خواهیم بود."

از کلاید پرسیدم: پس مسیح خواهد آمد و رستگاران را در هنگام ربودگی و از خود بیخودی، در خواهد یافت؟

- همین طور است.

و آیا او برای دومین بار ظهور خواهد کرد - یا با در نظر گرفتن ظهور او در 2000 سال پیش - این ظهور او برای سومین بار خواهد بود - تا با دجال، در نبرد هارمجدّون، جنگ کند؟

کلاید گفت: "بله، همین طور است."

از آنجا که کلاید در این باره مطمئن به نظر می‏رسید، گفتم آیا ممکن است که نبوت یعنی پیشگویی‏های انبیا هم داخل مقوله "تاریخ از پیش نوشته" باشد؟

کلاید توضیح داد: "شما باید درک کنید که نبوت، تا همین آخرها، کتاب بسته‏ای بود. زیرا خداوند به دانیال نبی تعلیم داده بود، که آن کتاب را، تا آخرالزمان، مهر کند. و شما این نکته را در کتاب دانیال نبی، باب 12، آیه 4 می‏بینید."(1)

پرسیدم آیا کلاید باور می‏کند امروز هم انبیایی باشند که مکاشفه‏های خود را مستقیما از خداوند بگیرند؟

گفت: "نه لزوما، اما مردمانی داریم مانند هال لیندسی و جری فال ول، که در کلام نبوت، بینش خاصی پیدا کرده‏اند."

برای کلاید نقل کردم که یکبار در زمان کودکی خودم، وقتی از مدرسه به خانه برگشتم و مادرم را پیدا نکردم، ترسیدم که مبادا ربوده شده باشد و من در این جهان او را برای همیشه از دست داده باشم.

کلاید گفت: "این اتفاق در هر زمانی ممکن است روی بدهد. به باور من، این رویداد بعدی است و میلیونها نفر ربوده خواهند شد. به عنوان نمونه، وقتی در فلوریدا، با همسایه‏ای که هنوز به نجات بخش بودن عیسی مسیح اعتراف نکرده بود، گلف بازی می‏کردم، به او شهادت دادم که مسیح می‏تواند او را از لعنت ابدی نجات دهد. به او اخطار کردم که ما داریم به آخرالزمان نزدیک می‏شویم. ما در سرود اول کلیسا می‏خوانیم: "فرزندان! این ساعت آخر است و همانطور که شنیدید، دجال دارد می‏آید. به همین ترتیب دجال‏های بسیاری آمده‏اند، بنابراین ما می‏دانیم که این ساعت آخر است. و بعد، ما البته کلام خود مسیح را، در مکاشفه یوحنا باب 22، آیه 20 داریم که می‏گوید: "بلی، به زودی می‏آیم."(2)

پرسیدم که کلاید دقیقا انتظار دارد که ربودگی چگونه صورت بگیرد؟ یعنی مسیح در میان بازماندگان چگونه گزینش و انتخاب خواهد کرد؟

کلاید، در حالی که گویی به صحنه‏ای در آینده خیره شده باشد، گفت: "من داشتم با دوستم که نجات پیدا نکرده بود رانندگی می‏کردم، یکهو ربودگی رخ داد. من به هوا بلند شدم و از ماشین بیرون افتادم، گویی ماشین دیوانه وار از کنترل خارج شده بود و دوستم در این سانحه کشته شد. سپس کلاید جمله‏ای را گفت که همیشه دوست دارد تکرار کند: "از فکر اینکه با نجات دهنده خود روبرو گردم شاد می‏شوم".

- و آن دوستی که با او گلف بازی می‏کردید چه شد؟ پس از اینکه ربوده شدید و در حالی که در امنیت کامل منتظر نبرد آخرالزمان بودید، آیا هنوز هم نگران او هستید؟

گفت: "نه، نیازی نیست که نگران باشم. رنج و عذاب دوستان و کسان مورد عشق و علاقه‏ای که در جهنم به سر می‏بردند، کاملا از خاطره رستگارشدگان بهشتی زدوده می‏شود."

کلاید، پیش‏تر به من گفته بود که زنش دو سال پیش مرده است. از او پرسیدم: آیا زنش و دیگر کسان خانواده‏اش رستگار شده‏اند؟

- نه، و این مرا عذاب می‏دهد. نه زنم پیش از مرگ نجات پیدا کرده بود، نه پسرم و بچه‏هایش، هیچ کدام از آنها رستگاری پیدا نکرده‏اند. آنان از اعتراف به مسیح خودداری کردند. من به بهشت می‏روم؛ از گفتن این حرف نفرت دارم، اما آنان را در آنجا نخواهم دید. و بخوبی می‏دانم برای کسانی که در برابر خداوندگار ما سجده نکرده‏اند، چه عاقبتی ذخیره شده است. ما این را از کتاب زکریای نبی، باب چهاردهم آیه 12 می‏دانیم که "گوشت (بدکاران) در حالتی که بر پای خود ایستاده‏اند، کاهیده خواهد گشت."(3)

کلاید، با صدای آرامی از انتقام و غضب الهی صحبت می‏کرد. مطمئن به نظر می‏رسید که خداوند به بیشتر مردگان و زندگان کنونی- یعنی همه کسانی که تجدید حیات نیافته‏اند - مجازاتی را خواهد چشانید که هرگز آرامش هلاکت را در پی نخواهند داشت.

کلاید در زندگی هر روزه‏اش، آدمی است نرم سخن، باهوش، مهربان، در کار شغلی خودش هم بسیار موفق بوده است. اما تعهد او نسبت به جهان دیگر است. جهان ربودگی و رستگاری . به نظر او، جهان ربودگی، یک امر واقعی است، نه یک رویای مکاشفه¬ای. از نظر عاطفی، او در دنیای مکاشفه¬ای خود، وجود خارجی دارد؛ زیرا که برایش افسون کننده‏تر است و انرژی لازم جهت تحمل سختی‏ها و فرداها را، برایش تامین می‏کند.

من از این تعجب نمی‏توانم خودداری کنم که کلاید چگونه فراموش می‏کند، درست همانطور که در انجیل، کسی ممکن است خداوند را، خدای انتقام و کینه ببیند، میتواند به خدای عشق و محبت هم برسد؟ مسیح در پیامهای خود ما را فرا می‏خواند که سلاح را از خود دور کنیم و تسلیم بشویم و مانند کودکان کوچک باشیم و نه هفت بار، بلکه هفت مرتبه هفت بار ببخشاییم.

ما همچنان قدم زنان، به بحث خود درباره یک موضوع گیج کننده دیگر، که با اینکه تا آنوقت به چندین وعظ در موضوع ربودگی گوش داده بودم، هرگز برایم روشن نشده بود، ادامه دادیم. مسیحیان تجدید حیات یافته، دقیقا تا چه مدت، با مسیح در آن ملکوت اعلا، در بهشت خواهند ماند؟

کلاید گفت: "هر وقت مسیح به زمین بازگردد، ما هم باز خواهیم گشت. در زمان جنگ بزرگ جهانی، هنگامی که او بازگردد، همه بدکاران به هلاکت خواهد رسانید؛ و درستکارانی که باقی خواهند ماند، یهودیان باقی مانده و نیکوکاران جز یهودی و جز مسیحی به درون سلطنت هزار ساله مسیح فرا خوانده خواهند شد. یعنی زمانی که مسیح به عنوان پادشاه پادشاهان به مدت هزار سال در زمین حکمرانی خواهد کرد؛ در آن وقت، ما با او خواهیم بود.

"در پایان هزار سال، زمین کنونی و آسمانی کنونی ویران می‏شوند و زمین و آسمان تازه‏ای خلق خواهد شد؛ و در آن زمین تازه، شهر آسمانی اورشلیم تازه‏ای ساخته خواهد شد، که همه نجات یافتگان همه دوران¬ها در آن خواهند زیست. آن وقت ابدیت آغاز می‏شود و پس از آن دنباله ،حوادث دیگر وجود نخواهد داشت. به این ترتیب، ربودگی کلیسا، در این رشته رویدادها، نخستین رویداد خواهد بود. و این رویداد، در هر لحظه ممکن است اتفاق بیفتد."

به کلاید گفتم، من نگران جاهای دوردست کره زمین هستم که مردمشان، حتی اسمی هم از عیسی مسیح نشنیده‏اند. به همین علت، آیا آنها سزاوار فروافتادن در جهنم ابدی هستند؟

کلاید گفت: "حالا، ما دیگر رادیوی موج کوتاه داریم و در همه گوشه‏های دنیا می‏توانیم پیامهای مسیح را بگیریم. به این ترتیب مردمان بسیار زیادی، فرصتهای فراوانی دارند که از گناهان خودشان توبه کنند و عیسی مسیح را به عنوان نجات دهنده خودشان بپذیرند."

بعد، کلاید و من درباره تفاوت مسیح در دو دین یهودی و مسیحی به بحث پرداختیم.

و کلاید داستان "یک یهودی و یک مسیحی را نقل کرد که نشسته بودند و در این باره بحث می‏کردند و منتظر بودند. و هر دو در این نکته توافق داشتند که مساله عمده در ذهنشان عبارت از این است: آیا مسیح پیش از این، در جهان بوده است؟"

سپس گفت: "من می‏گویم که ما دارای سرنوشت مشترکی هستیم: یهودیان امروز در انتظار آمدن مسیح هستند؛ ما مسیحیان در انتظار بازگشت مسیح هستیم. به این ترتیب، وقتی مسیح واقعا ظهور کند، عنوان مسیحی که در انتظارش بودیم، باز خواهیم شناخت."

اما من باور ندارم که هیچ روحانی یهودی، یا یهودی دینداری چنین حرفی بزند، یا چنین احساسی داشته باشد. کسانی که به دین یهود ایمان دارند، از این عقیده کلاید که همه یهودیان را در نظام اعتقادی خودش، به صورت یک گروه دارای اسم بی مسمّا به حساب می‏آورد؛ و در طرح خود از بهشت و دوزخ و نجات خودش، آنها را در نهایت موجوداتی بی¬اهمیت و هیچ کاره، در نظر می‏گیرد، متغیر و خشمناک می‏شوند.

کلاید از پیچیدگی های زندگی، تصور ساده لوحانه‏ای دارد؛ مانند جنگ اتمی، آلوده شدن محیط زیست ما، انفجار جمعیت، گسترده شدن قحطی و گرسنگی، کسری موازنه پرداختهای جهانی، مالیات های بیشتر و امنیت کمتر و از این گونه.

برای کلاید، فال ول، لیندسی و میلیونها مردم مانند آنها، مساله تنها یک جواب دارد: "با مسیح، به راه راست برو و روح خداوند در قلب تو تجلی خواهد کرد"؛ و بعد، پیش از آن که تهدید ویران شدن جهان صورت بگیرد، تو به عنوان یک نفر رستگار شده، از زمین به ملکوت اعلا برده می‏شوی. به نظر کلاید، نیازی نیست که انسان برای از میان بردن آلودگی محیط زیست شهرهای خودمان و یا قحطی و گرسنگی همه گیر در هندوستان و آفریقا کاری بکند. ما نباید نگران گسترش یافتن سلاحهای اتمی در دنیا باشیم. نیازی نیست که سعی کنیم از جنگ میان عرب ها و اسراییل جلوگیری کنیم؛ بلکه به جای همه اینها، باید دعا کنیم که این جنگ دربگیرد و همه دنیا را در کام خود بکشد، زیرا که این، بخشی از طرح های آسمانی است.

من سخن فال ول را که استدلال می‏کرد چرا جنگ آخرالزمان هسته ای او را نگران نمی‏کند، شنیده‏ام.

او گفت: "می‏دونین چرا من از این بابت هیچ نگران نیستم؟ برای این که این جنگ، اینجا پیش نمی‏آد."(4) البته منظورش این بود که در خاک آمریکا پیش نمی‏آید!


2-ریگان: برای یک هارمجدون واقعی مسلح شویم‏

آیا رونالد ریگان با همان نظام اعتقادی کلاید، جری فال ول، جیمی سواگارت و دیگر هواخواهان مشیت الهی بزرگ شده است؟ آندرولانگ از واشنگتن دی سی، که بررسی ژرفانگری درباره ریگان و خداشناسی هارمجدون کرده است، به این پرسش پاسخ مثبت میدهد. اگر ریگان در دوران ریاست جمهوری خودش هواخواه مشیت الهی نبوده باشد، پیش از آن بوده است.

لانگ، مدیر تحقیقات انستیتو کریستیک، که یک مرکز پژوهشی خالی از تعصب مسیحیان، یهودیان و مسلمانان است، می‏گویند: "مطالبی که ریگان سال 1970 ابراز کرد و برای نخستین بار در سال 1985 افشا شد، ثابت می‏کند که او، هواخواه مشیت الهی، یعنی معتقد به ایدئولوژی هارمجدون بوده است." این انستیتو در سال 1984، یک کنفرانس مطبوعاتی در موضوع ریگان و هارمجدون، ترتیب داد که عنوانهای درشت مطبوعات مهم سراسر آمریکا را به خود اختصاص داد.

لانگ، در آن کنفرانس مطبوعاتی اظهار داشت: او و دیگران در انستیتو کریستیک می‏خواستند درباره ریگان و موضوع خداشناسی هارمجدون به تحقیق پردازند، زیرا این امکان که یک رییس جمهور شخصا اعتقاد داشته باشد که خداوند از پیش، یک جنگ هسته‏ای را مقرر فرموده است، یک رشته پرسشهای دلهره آوری را مطرح می‏سازد: در چنین صورتی، یک رییس جمهور هواخواه مشیت الهی، آیا براستی، به عملی بودن گفتگوها درباره تسلیحات، اعتقاد خواهد داشت؟ در یک بحران هسته‏ای، آیا او از روی سنجیدگی و عاقلانه عمل خواهد کرد؟ یا اینکه در عمل یا بی صبری دگمه "آغاز جنگ هسته ای" را فشار خواهد داد؛ و در نتیجه شاید در ذهن خودش خیال می‏کند، که دارد به تحقق اراده خداوند که در کتاب مقدس نقشه‏هائی را برای آخرالزمان مقرر فرموده است، کمک می‏کند؟

لانگ که در بررسی خود درباره ریگان و هارمجدون از کمک و همکاری لاری جونز، نویسنده و پژوهشگر نیویورکی و فارغ التحصیل دانشگاه کلمبیا برخوردار بود، توضیح داد که: "یک هواخواه مشیت الهی؛ معتقد به خداشناسی هارمجدون، آدم بنیادگرایی است که کتاب مقدس را همانند یک سالنامه مطالعه و آینده را پیشگویی می‏کند. هواخواهان مشیت الهی مانند جری فال ول، هال لیندسی، پت رابرتسون و دیگر رهبران دست راستی مسیحی، اعتقاد دارند که کتاب مقدس، دومین ظهور نزدیک عیسی مسیح را، پس از یک جنگ هسته¬ای سراسری، بروز فلاکت های طبیعی، سقوط و فروپاشی اقتصادی و اغتشاش ها و بهم ریختگی‏های اجتماعی، پیشگویی کرده است.

اینان اعتقاد دارند که این رویدادها، باید پیش از دومین ظهور عیسی مسیح، اتفاق بیفتند و معتقد هستند که طرح همه این ها در کتاب مقدس ریخته شده است. مسیحیان تجدید حیات یافته، پیش از آخرین دوران هفت ساله تاریخ، در وضع جسمانی خود، از صفحه زمین به ملکوت آسمان برده خواهند شد و با مسیح در آسمان محشور خواهند بود. آنان از آن بالا، و در امنیت کامل، ناظر و شاهد جنگ های هسته ای و بحران های اقتصادی و آزمایش های سخت خداوندی خواهند بود. در پایان این دوران آزمایش سخت خداوندی، این مسیحیان تجدید حیات یافته، به همراه فرمانده عالی خود عیسی مسیح، بازخواهند گشت، تا در نبرد هارمجدون شرکت کنند، دشمنان خدا را نابود کنند و سپس هزار سال بر زمین حکومت کنند."



3-آیا ریگان به این مطلب اعتقاد دارد؟

سه منبع این قضیه را روشن می‏کنند: نخست دوران کودکی او و نفوذ عمیق مادرش نل ریگان، که سخت به کتاب مقدس معتقد بود . باب سلوسر مدیر اجرایی شبکه سخن پراکنی مسیحی، در کتاب زندگی نامه ریگان به نام "شناخت درونی ریگان" (وردبوکس، 1984) می‏گوید که این مادر "به تحقق یافتن اراده خداوندی، شاید تا حد از پیش معلوم بودن سرنوشت، معتقد بود."

سلوسر، در یک سخنرانی رادیویی زیر عنوان "رونالد ریگان و نبوت هارمجدون" که توسط خبرنگار رادیوی دبلیو.بی.ای.آی. به نام جوکواومو کارگردانی شده بود و در پاییز 1984، از ایستگاه های رادیویی عمومی پخش شد، چنین توضیح داد:

"نل، مادر رونالد ریگان، بر او در همه زمینه‏ها، به ویژه در پرورش روحی ریگان جوان، نفوذ عمیقی داشت". "این مادر، که یکی از پیروان مسیح شمرده می‏شد، با اخلاص و اعتقاد کامل در مراسم مذهبی شرکت می‏کرد. وی زن بسیار پرهیزگار و کتاب مقدس خوانی بود. در نتیجه، طبیعی که به درستی، یک زندگی مسیحی نامیده می‏شود، قرار داشت."

سلوسر در برنامه کواومو گفت: "ریگان، به علت پرهیزگاری بیش از حد، بارها دچار زحمت شد. " سلوسر گفت:"ریگان، این پرهیزگاری خودش را، به صورتی مردانه، از نوع گاری کوپر و به صورت وسترن درآورد." او، به جای گفتن جمله: "خداوند بر من آشکار ساخت"، می‏گفت: "نخستین مشاورم، بر من آشکار ساخت". البته کسانی که ریگان را می‏شناختند، می‏دانستند که منظورش از نخستین مشاور، خداوند است، سلوسر چنین نتیجه‏گیری کرد: "به این ترتیب، شما می‏دانید که او در طی همه سال های زندگی خود، همچنان زیر تاثیر آموزش و تلقینی قرار دارد، که در آغاز زندگی خود، از مادرش فرا گرفته بود."

ریگان، به نفوذ بسیار زیاد تلقین و آموزش ابتدای زندگیش اقرار دارد. ریگان به ویلیام رز، نویسنده مقاله مجله "زندگی مسیحی" در ماه مه 1968 چنین گفت: "می‏دانید، من با انجیل بزرگ شده‏ام. من در جلسات درس روزهای یکشنبه مدت های دراز، درس انجیل می‏دادم." ریگان ‏در درس¬های یکشنبه‏های اولین کلیسای مسیحی شهر دیکسون، در ایالت ایلی نویز، وقتی شاگرد دبیرستان بود، درس انجیل می‏داد.

ریگان، در مصاحبه‏ای که در سال 1980، با جیم باکر کشیش انجیلی پروتستان داشت، باز درباره این آموزش و تلقین دوران کودکی و نوجوانی خود، چنین گفت: "من خوشبخت بودم، زیرا مادری داشتم که ایمان بزرگی را در روحم کاشت. این ایمان، بسیار بزرگ تر از آن چیزی بود که در موقعی که مادرم این کار را می‏کرد، حتی تصورش را می‏توانستم بکنم."

ریگان، علاوه بر مادر معتقد به انجیلش، زیر تاثیر دوستان نزدیکش هم قرار داشت که بسیاری از آنان، هواخواهان پر و پا قرص مشیت الهی بودند و اعتقاد داشتند خداوند امت برگزیده خود را، هم مورد لطف خاص خود قرار می‏دهد و هم مجازات می‏کند.

ریگان، در مقاله‏ای در مجله زندگی مسیحی، در سال 1968 نوشت، که در دوران کوتاهی که در همان سال در بیمارستان بستری بودم، کشیش پروتستان شهر بل ایر و بازیکن مشهور سابق فوتبال دان موماو و کشیش انجیلی بیلی گراهام به عیادتم آمدند، و سپس این داستان را نقل کرد:

"ما درباره این مطلب گفتگو می‏کردیم که چه مقدار از پیشگویی ها درباره دومین ظهور مسیح، در این زمان بخصوص، تحقق پیدا کرده‏اند. گراهام به من گفت رهبران جهان که انجیل را مطالعه می‏کنند، یا آن را مطالعه کرده‏اند، چگونه به همین نتیجه رسیده‏اند که ظاهرا هرگز در تاریخ، در طی یک دوران زمانی چنین کوتاهی، این همه پیشگویی‏ها، راست درنیامده‏اند. پس از این گفتگو، من از دان خواستم که نوشتارهای بیشتری درباره این پیشگویی ها برایم بفرستد، تا خودم بتوانم آنها را با متن کتاب مقدس مقایسه بکنم."

ریگان به عنوان فرماندار یکی از بزرگ ترین ایالت های آمریکا از جهت وسعت و جمعیت، کارهای اجرایی بسیار زیادی داشت؛ با این همه، وقت بسیار فرماندار را به این کار اختصاص داد که پیشگویی های انبیا و آخرالزمان را مطالعه کند. از قرار، تحقیق خود او در انجیل، او را دست کم تا حدودی، به این نتیجه رسانید، تا این نظر مذهبی را بپذیرد که خداوند از پیش مقرر کرده است که میلیونها نفر از مردمانی که امروز در قید حیات هستند، در نبرد آخرالزمان که هارمجدون نامیده می‏شود، کشته شوند.

در 20 سپتامبر 1970، در هنگام کارزار تبلیغاتی برای دومین دوره فرمانداری ریگان، خواننده هالیوود، پت بون و همسرش شرلی و نیز دو نفر از کشیشان انجیلی بانفوذ و مردم پسند، یعنی جرج اوتیس و هاوالد بردسن، در خانه ریگان، در شهر ساکرامنتو، از او دیدن کردند. در این دیدار، گفتگوی درازی درباره پیشگویی های انبیاء و علایم و نشانه‏های زمان، پیش آمد. از جمله آنچه که بردسن با عنوان "ظهور روح القدس" توصیف کرده است. اوتیس، این ملاقات را در کتاب خودش به نام "حادثه بزرگ"، "دیداری با یک شاه" نام گذاری کرده است؛ و سلوسر همین دیدار را در کتاب خودش به نام "شناخت درونی ریگان" نقل کرده است.

هم سلوسر و هم اوتیس چنین نقل کرده‏اند: "در پایان این گفتگو، همه حاضران همراه با فرماندار ریگان، دست به دعا برداشتیم". اوتیس زیر تاثیر این حالت روحی قرار گرفته بود، و ظاهرا ریگان هم همین وضع را داشت. اوتیس ارتقای رتبه ریگان را به ریاست جمهوری پیشگویی کرد و دستان ریگان از پیشگویی اوتیس، به لرزه درآمد.

در 29 ژوئن 1971، فرماندار ریگان از بیلی گراهام تقاضا کرد یک سخنرانی روحانی برای دولت ایالتی و هر دو مجلس قانون گزاری ایالت کالیفرنیا، ایراد کند. گراهام در سخنرانی خود اظهار داشت که تنها راه جلوگیری از کمونیسم، "اجرا شدن طرح کتاب مقدس است". کتاب مقدس می‏گوید که " انسان خود را از زحمت و مرارتی به زحمت و مرارت دیگر، و از قضاوتی به قضاوت دیگر می‏اندازد؛ و روزی فرا می‏رسد که خداوند در تاریخ انسان مداخله می‏کند و مسیح باز می‏گردد."

به دنبال آن سخنرانی، ریگان ضیافت ناهاری به افتخار گراهام برپا کرد. حاضران در این ضیافت عبارت بودند از اعضاء کابینه ریگان و کارکنان آن، و همچنین رییس جنگجویان جنگ صلیبی گراهام در شهر ساکرامنتو و راوی این داستان والت هانسون.

همین هانسون برای خبرنگار رادیو دبلیو.بی.ای.آی. نیویورک، یعنی جوکواومو، نقل کرد که در طی ناهار، گراهام و ریگان سرگرم گفتگو درباره دومین ظهور خداوند ما، عیسی مسیح شدند. و ریگان از گراهان پرسید: "خوب، آیا شما معتقد هستید که عیسی مسیح بزودی می‏آید؟ در این صورت علامت ها و نشانه‏ها یی که بر آمدن او دلالت می‏کنند، کدامند؟"

گراهام پاسخ داد: "این علامت ها و نشانه‏ها ... نشانگر آنند که عیسی مسیح، درست در آستانه در است. مسیح در هر زمانی ممکن است ظهور کند."

و سخن پراکنی کواومو، بنا به گزارش هانسون، چنین بود: "فرماندار ریگان، سخت زیر تاثیر این نکته قرار گرفت، و با آن موافق بود."

بنا بر اظهار نظر هرب الینگ وود، منشی قضایی فرماندار، در همان برنامه رادیویی کواومو زیر عنوان "رونالد ریگان و پیشگویی های هارمجدون" در سال 1971، ریگان کتاب های پرخواننده بسیاری را در موضوع هارمجدون، مطالعه کرد. از جمله این کتاب ها، کتاب لیندسی به نام "زمین، ستاره بزرگ مرحوم" بود، که در آن سال، مکرر در مکرر مورد بحث قرار گرفت. الینگ وود، که خود یکی از معتقدان پر و پا قرص پرستش اسراییل و از جمله نبرد آخرالزمان است، گفت که او و فرماندار ریگان، اغلب با هم می‏نشینند و درباره پیشگویی های کتاب مقدس به بحث و گفتگو می‏پردازند. الینگ وود، که خود مراسم دعای روزانه کارکنان اداره فرمانداری، در دوران فرمانداری ریگان را، اداره می‏کرد؛ که منحصرا برای ریگان دعا می‏کردند، گفت: ریگان همیشه متن کتاب مقدس را نقل و یا به شیوه‏های مختلفی به آن اشاره می‏کرد.

ریگان اغلب درباره پیشگویی‏های انبیا صحبت می‏کرد. شواهد سال 1971 دلالت دارند بر این که، دست کم در این سال، ریگان از هواخواهان مشیت الهی یا معتقد به پرستش اسراییل و ایدئولوژی هارمجدون بوده است. جیمس میلز، رییس موقت پیشین مجلس سنای ایالت کالیفرنیا، برای مجله "سان دیه گومگزین"، این رویداد را گزارش کرده است:

"نخستین سال دوره دوم فرمانداری ریگان و همچنین نخستین سال انتخاب میلز، به عنوان رییس مجلس سنای ایالتی بود. این دو نفر در ضیافتی که به افتخار میلز و با شرکت فعالان انتخاباتی هر دو، در ساکرامنتو تشکیل شده بود، در کنار یکدیگر نشسته بودند. ریگان، با مهارت اعجاب‏انگیز و شادی و خنده رویی مسری اش، داشت لطیفه مشغول کننده‏ای درباره باربی اولد فیلد، اتومبیل ران مسابقه ای، تعریف می‏کرد. اما وقتی سرپیشخدمت، دو کاسه بزرگ شعله ور را در برابر فرماندار ریگان و میلز، روی میز گذاشت، ریگان رویش را به سوی میلز کرد و "ناگهان" از او پرسید: "آیا تاکنون دو باب 38 و 39 کتاب حزقیال نبی را خوانده‏اید؟"

میلز، فرماندار را مطمئن ساخت که با بزرگ شدن در یک خانواده پروتستان تعمیدی (5) معتقد به انجمیل، باب های مختلف کتاب حزقیال نبی را، که درباره یاجوج و ماجوج (که هواخواهان مشیت الهی می‏گویند همین روسها هستند) صحبت می‏کند، بارها خوانده و بحث کرده است؛ و همین طور دیگر باب های مربوط به آخرالزمان را در بابهای شانزدهم و نوزدهم مکاشفه یوحنا.

ریگان گفت: "ای نبی خشمگین عهد قدیم، حزقیال است که بهتر از هر کسی، قتل عمدی را که عصر ما را به ویرانی خواهد کشید، پیشگویی کرده." در این لحظه، ریگان با "خشم تندی" درباره کمونیست شدن لیبی صحبت کرد و مصرانه اظهار عقیده کرد که "این، علامت آنست که زمان فرا رسیدن هارمجدون، دور نیست."

میلز سپس به یاد ریگان آورد، که اتیوپی هم در میان نیروهای شیطانی خواهد بود؛ و اضافه کرد: "اما برای من قابل درک نیست که چطور هایله سلاسی، این شیر یهودا، رام دست یک عده کمونیست بشود و با امت برگزیده خدا به جنگ برخیزد."

ریگان گفت: "نه، قبول دارم که هنوز، همه چیز در جای خودش قرار نگرفته است، اما تنها آن یکی مانده که باید انجام بشود. سرخ ها، باید اتیوپی را بگیرند."

میلز گفت که احتمال نمی‏دهد چنین حادثه‏ای پیش بیاید.

ریگان اصرار داشت: "اما من احتمال می‏دهم، این امر ناگزیر است. لازم است که پیشگویی این نبی، درباره اتیوپی تحقق پیدا کند و ملت اتیوپی هم یکی از امت های بی خدا بشود، که دست خود را بر ضد اسراییل بلند می‏کنند". (سه سال پیش از این گفتگو در میان این دو نفر، میلز در مقاله خودش نوشت که کمونیستها هایله سلاسی را از سلطنت خلع کردند، و شاید ریگان از تحقق پیدا کردن آشکار پیشگویی انبیا درباره ظهور مسیح، خوشحال بشود.)

میلز درباره آن ضیافت شام سال 1971 نوشت، که ریگان درباره وقوع یک هارمجدون هسته ای آینده "مانند واعظی که برای یک دانشجوی شکاک، صحبت می‏کند" حرف زد. ریگان به میلز گفته بود: "همه پیشگویی های دیگر که باید پیش از هارمجدون تحقق پیدا کنند، عملی شده‏اند. در باب 38 کتاب حزقیال آمده است که خداوند فرزندان اسراییل را از بلاد کفر، که در آنها متفرق بودند، گرد آوری می‏کند و آنان را دوباره به ارض موعود می‏آورد. این رویداد، پس از تقریبا 2000 سال، دارد تحقق پیدا می‏کند. نخستین بار است که همه چیز برای تحقق هارمجدون و دومین ظهور مسیح، در جای خودش قرار گرفته است."

وقتی میلز به ریگان یادآوری کرد که "تنها چیزی که در کتاب مقدس، درباره بازگشت مسیح، از همه چیز صریح‏تر و واضح‏تر تصریح می‏شود، این است که هیچ کس نمی‏داند که این رویداد، چه وقت روی خواهد داد"، ریگان بیشتر با بالا بردن لحن صدایش تا حجم آن، پاسخ داد:

"همه چیز دارد در جای خودش قرار می‏گیرد. حالا دیگر زیاد طول نمی‏کشد. حزقیال می‏گوید باران سیل آسا و تگرگ سخت آتش و گوگرد، بر فوج های دشمنان امت خداوند خواهد بارید. معنی این، حتما باید این باشد که با سلاح های هسته ای نابود می‏شوند. حالا این سلاح ها وجود دارند، اما در گذشته هرگز وجود نداشتند."

ریگان ادامه داد: "حزقیال می‏گوید یاجوج، یعنی امتی که نیروهای تاریکی را علیه اسراییل رهبری خواهد کرد، از شمال خواهد آمد. نسل های بسیار علمای کتاب مقدس مرتب گفته‏اند که یاجوج باید روس ها باشند. کدام امت قدرتمند دیگری در شمال اسراییل وجود دارد؟ هیچ. اما این پیشگویی، پیش از انقلاب روسیه، وقتی که روسیه یک کشور مسیحی بود، هیچ معنی پیدا نمی‏کرد. اما حالا معنی پیدا کرده است. حالا که روسیه کمونیست و بی خدا شده، حالا که روسیه، بر ضد خدا بلند شده، معنی پیدا کرده است. حالا دیگر کاملا با توصیف قوم یاجوج جور درمی آید."

میلز نتوانست از این سخن ریگان، فکر او را به درستی بخواند. از این رو بی فاصله پس از شام، یادداشت های مفصلی از آنچه که فرماندار ریگان گفته بود، برداشت. و آن یادداشت ها که در سال 1971 برداشته شده بود، پایه مقاله سال 1985 او را تشکیل داد.

ریگان، در سال 1976، در طی یک مصاحبه ضبط شده با جرج اوتیس خبرنگار کالیفرنیایی که پیش‏تر از او یاد شد و ارتقای او را به ریاست جمهوری پیشگویی کرده بود، درباره نبرد هارمجدون، به بحث پرداخت. اوتیس در کتاب خودش به نام شبح هاجر(6) می‏نویسد او (ریگان) در انتظار جنگ یاجوج و ماجوج است (که آن را به تهاجم شوروی به اسراییل "در آینده نزدیک" تعبیر می‏کند.) او در مصاحبه از ریگان می‏پرسد، آیا ریگان تصور می‏کند که او هم "ربوده" خواهد شد و در آن دوران "آزمایش سخت" و وحشتناک نبرد نهایی نجات خواهد یافت؟؛ نجاتی که به موجب خداشناسی هواخواهان مشیت الهی، تنها درباره کسانی که تجدید حیات یافته باشند، عملی خواهد شد.

اوتیس پرسید: آیا ریگان تجدید حیات پیدا کرده است؟

ریگان گفت: "بله، من هیچ وقتی را در زندگی ام نمی‏توان به یاد بیارم که به یاد خدا نبوده باشم و با امید کامل، خدا را شکر می‏کنم؛ همانطور که اغلب می‏کنم. با این حال، بله، باید با تجربه خودم به این اعتقاد رسیده باشم که یک بار، چیزی پیش آمد که رابطه تازه‏ای - اما نه بر اثر احتیاج - میان من و خداوند برقرار شد." و ریگان نتیجه گرفت "باید بگویم، به معنایی که من می‏فهمم، باید بگویم، بله، من تجربه‏ای داشته‏ام، که باید آن را به عنوان پیدا کردن یک حیات دوباره توصیف کرد."

فرماندار ریگان، درباره هارمجدون با کشیش انجیلی کالیفرنیایی، هارلد بردسن هم صحبت کرده است. در فرصتی بردسن همراه با پت بودن و جرج اوتیس، در خانه ریگان، با او دیدار کرده بودند، که در طی آن فرماندار ریگان، با تیک زدن در کنار تک تک سطور پیشگویی های کتاب مقدس "موجب خوشنودی و حتی تا حدودی شگفتی" بردسن و دیگر دیدارکنندگان شده بود.

بردسن این گفته ریگان را نقل می‏کند که "ابتدا، یهودیانی که به خدا ایمان نداشته باشند، به همه کنار و گوشه‏های جهان پراکنده می‏شوند. اما وقتی این دو اتفاق افتاد، خدا آنها را به کلی فراموش نمی‏کند. پیش از بازگشت پسر خدا، او آنها را دوباره در اسراییل گرد هم می‏آورد. حتی جزئیات وسایل حمل و نقل آنها به اسراییل هم در پیشگویی انبیاء آمده است. او گفت که بعضی از یهودیان با کشتی بر می گردند و دیگران به صورت کبوتر به لانه باز می‏گردند. به عبارت دیگر، آنها با کشتی یا هواپیما می‏گردند و در طی یک روز، امتی دوباره به دنیا خواهد آمد ...

او (ریگان) این واقعیت را نقل کرد، که امت های جز یهودی و جز مسیحی تا زمانی که زمان آن امت ها به سر آید در اورشلیم راه خواهند رفت و این پیشگویی در سال 1967 که اورشلیم دوباره به زیر پرچم اسراییل درآمد، تحقق پیدا کرد."

بردسن ادامه می‏دهد "آنچه که مرا، بخصوص زیر تاثیر قرار داد، این واقعیت بود که دیدم ریگان از نظر روحی، به طور خارق العاده‏ای رشد پیدا کرده است. مثال خوب این رشد، آگاهی کامل او - از نظر مبحث آخرت و رستاخیز - نسبت به رویدادهای در حال وقوع، و توانایی اش در گفتن این بود که این گردهمایی دوباره، در همان روز سال 1948 پیش آمد، که اسراییل از نو به عنوان یک ملت تشکیل شد."

و بردسن سخن خود را این گونه به پایان می‏برد: "این احساس در من ایجاد شد که ریگان کاملا از هدف خداوند در خاورمیانه آگاه است؛ و به همین دلیل، دورانی را که ما حالا در آن زندگی می‏کنیم، دارای اهمیت بخصوصی می‏داند، زیرا رویدادهایی که در کتاب مقدس پیشگویی شده‏اند، همگی در این دوران دارند تحقق پیدا می‏کنند."

ریگان در سال 1980، به عنوان یکی از نامزدهای ریاست جمهوری، باز هم درباره هارمجدون صحبت می‏کرد. او در مصاحبه با روحانی انجیلی جیم باکر از شبکه تلویزیونی پی. تی. ال. گفت: "ممکن است ما همان نسلی باشیم که هارمجدون را می‏بیند".

نویسنده انجیلی، داگ وید، که در آن مصاحبه حضور داشته است، گزارش داد، بارها این این جمله را از ریگان شنیده است که شاید آخرالزمان نزدیک باشد. در ضیافت شامی که در خانه ریگان در پالیسید در کالیفرنیا در ساحل اقیانوس آرام، تشکیل شده بود، و خانواده وید هم در آن حضور داشتند، گفتگو به موضوع اتحاد شوروی و پیشگویی های کتاب مقدس چرخید. در میان این بحث، از قراری که وید نقل می‏کند، ریگان به مهمانان خود اعلام کرد: "شاید ما نسلی باشیم که هارمجدون را می‏بیند."

و این نکته، یک موضوع اتفاقی نبود. وید می‏گوید: ریگان پیشگویی های کتاب مقدس و بحث های آن را درباره آخرت و پایان کار جهان، "از موضوع های پیش پا افتاده می‏داند" و اضافه می‏کند، در مصاحبه‏ای که حضور داشته است، از او (یعنی ریگان) شنیده است که همین نسل، شاید نسلی باشد که هارمجدون را می‏بیند. کاملا امکان دارد که این همان نسل باشد."

در همان سال 1980، ریگان باز به عنوان نامزد ریاست جمهوری، تفسیر مکاشفه‏آمیز دیگری کرد. چنان که ویلیام سافایر مقاله نویس در نیویورک تایمز گزارش می‏دهد، ریگان در ضمن سخنرانی برای گروهی از رهبران یهودی چنین گفت: "اسراییل تنها کشور دموکراسی پایدار است که ما می‏توانیم به آن، به عنوان محلی که در آن هارمجدون، ممکن است پیش بیاید، تکیه کنیم."

رابرت شیر خبرنگار، در مصاحبه مارس 1981 خود با جری فال ول فاش کرد که رییس جمهور ریگان گفته است، ویرانی دنیای ما حقیقتا ممکن است "به زودی زود" اتفاق بیفتد. فال ول به شیر این کلام ریگان را گفته بود که "تاریخ دارد به نقطه اوج خود می‏رسد" و اضافه کرده بود گمان نمی‏کند که ما حتی 50 سال هم با آن فاصله داشته باشیم. و در برابر این سوال شیر از فال ول، که پرسیده بوده: آیا ریگان هم با این حرف او موافق بوده است یا نه؟ فال ول پاسخ داده بود: "بله، او هم با این حرف موافق است. من گاهی اوقات اعتقاد پیدا می‏کنم که ما حالا به سرعت داریم به هارمجدون می‏رسیم."

دو سال بعد، ریگان ترتیبی داد تا فال ول در جلسه شورای امنیت ملی شرکت کند و با کارکنان عالی رتبه دولت آمریکا درباره نقشه‏های جنگ هسته ای با روسیه، به بحث بپردازد. همچنین از قراری که هال لیندسی می‏گوید، ریگان تصویب کرد که نویسنده هواخواه مشیت الهی کتاب "زمین، ستاره بزرگ مرحوم" درباره یک جنگ هسته ای با روسیه، برای استراتژی پردازان پنتاگون سخنرانی کند.

در یکی از روزهای اکتبر 1983، ریگان فاش کرد که هارمجدون همچنان ذهن او را اشغال کرده است. رییس جمهور ریگان در ضمن گفتگوی تلفنی خود با تام داین از کمیته روابط عمومی آمریکا و اسراییل، یعنی نیرومندترین گروه هواخواه اسراییل در کنگره آمریکا، این حرف را زده است. از قرار گزارش داین، رییس جمهور گفته است:

"می‏دانید، من به انبیای کهن شما در عهد قدیم برمی گردم، به علامت هایی که هارمجدون را پیشگویی کرده‏اند؛ و همیشه در این شگفتی هستم که آیا ما همان نسلی نیستیم که ناظر آن پیشامد خواهیم بود؟ من نمی‏دانم شما این آخرها به هیچکدام از آن پیشگویی ها توجه کرده‏اید یا نه؟ اما حرف مرا باور کنید؛ این پیشگویی ها به یقین زمانهایی را توصیف می‏کنند، که ما در آن به سر می‏بریم."

ریگان در سه نوبت در سالهای 1982، 1983 و 1984، برای بنگاه های سخن پراکنی مذهبی ملی (N.R.B)، که اکثریت بسیار بالای آن را هواخواهان مشیت الهی تشکیل می‏دهند و معتقد به نزدیک شدن یک جنگ هسته‏ای هستند، سخنرانی کرد.

ریگان در سال 1982، در حالی که اعضای N.R.B برایش کف می‏زدند، چنین گفت: شاید این حادثه، دیرتر از آنچه که ما فکر می‏کنیم، روی بدهد". به نظر آنان جنگ آخرالزمان هارمجدون، خود پیش درآمد و مژده دهنده دومین ظهور مسیح خواهد بود.

ریگان در خطابه سال 1983 خود به N.R.B، اهمیت کتاب مقدس را در زندگی خود، چنین توصیف کرد: "در میان دو ورقه مقوایی که این کتاب منحصر به فرد را در میان گرفته اند، پاسخ همه پرسش ها و همه مساله هایی که امروز در برابر ما قرار گرفته‏اند، وجود دارد."

او در سخنرانی سال 1984 خود برای 4000 نماینده N.R.B، موافقت خود را با کسانی که می‏گویند "بهتر است انسان بمیرد، اما سرخ نباشد"(7) چنین ابراز داشت. او برای آشکار ساختن احساس خود در این باره، داستانی را نقل کرد: وقتی در پیش صحنه یک گردهمایی مذهبی در لوس آنجلس حضور داشتم، که پت بون خواننده، سخنران برجسته آن بود. دو دختر بودن هم که در آن موقع دخترکان کوچکی بودند، حضور داشتند. بون گفت: "با این که دو دختر را در روی زمین بیش از هر چیز دوست می‏دارد، ترجیح می‏دهد که این دو همین حالا با اعتقاد به خداوند بمیرند، اما در یک رژیم کمونیستی بزرگ نشوند." ریگان در همین سخنرانی سال 1984 خود برای نمایندگان N.R.B بون را برای گفتن چنین جمله سنگینی بر ضد شیطان کمونیستی، مورد تحسین قرار داد، و گفت "تا وقتی بون، این حرف را نزده بود، من به او کم بها می‏دادم."

بسیاری از هواخواهان پر و پا قرص مشیت الهی، روسیه را شیطانی، و امپراطوری شیطان می‏دانند. ریگان این کلام را در 8 مارس 1983 ایراد کرده است: "آنها (اتحاد شوروی) کانون شیطان در دنیای مدرن کنونی هستند". او باز ضمن سخنرانی برای انجمن مسیحیان پروتستان چنین گفت: "اعتقاد من بر این است که کمونیسم، فصل غم‏انگیز و عجیب دیگری از تاریخ بشر است که، حتی حالا، آخرین صفحه هایش دارد نوشته می‏شود."

جیمس میلز، در مقاله پیش گفته‏اش در سان دیه گو مگزین، می‏نویسد: کاربرد اصطلاح "امپراطوری شیطان" در مورد شوروی توسط ریگان، تنها لفاظی و بازی با کلمات نبود، که برای خوش آیند بنیادگرایان مذهبی و سیاسی ابراز شده باشد، بلکه بیشتر اظهار عقیده‏ای بود که "از عقیده‏ای که آن شب، در سال 1971 ابزار کرده بود، برمی خاست."

میلز در مقاله خود نوشت که ریگان در مقام ریاست جمهوری "همیشه تعهد خود را نسبت به انجام وظایفش در تحقق اراده خداوندی درست همانند هر متدین معتقد عالی مقام دیگری ابراز می‏دارد" و افزود: ریگان به ویژه انجام این تعهد را که در صدد باشد تا قدرت نظامی ایالات متحده و متفقان آن را بالا ببرد، همواره احساس می‏کند. میلز چنین ادامه می‏دهد:

"درست است که حزقیال نبی پیروزی ارتش اسراییل و متفقان آن را در جنگ وحشتناکی بر ضد نیروهای تاریکی، پیشگویی کرده است؛ اما مسیحیان محافظه کاری مانند ریس جمهور ما نباید این تفنن گرایی روحی را بر خود هموار کنند؛ و این پیروزی را مسلم فرض کنند. قدرتمندتر کردن نیروهای بر حق، برای این که در این مهمترین جنگ پیروز بشوند، در چشم این گونه آدمها، خود به تحقق رسانیدن پیشگویی‏های خدایی است؛ و آن را مبتنی بر اراده خداوندی در مورد آخرت و آمدن درباره مسیح برای سلطنت هزار ساله‏اش می‏دانند.

"اگر ریگان هنوز هم به آنچه که در سال 1971 به من گفت، اعتقاد داشته باشد - که هنوز اعتقاد داشتن یا نداشتن او، خود موضوع بحث و گفتگوی بسیاری از مقاله نویسان مطبوعات در سالهای اخیر بوده است - من هیچ تردید ندارم که او حالا مسئولیت های خودش را، به عنوان رهبر دنیای غرب تلقی می‏کند. و به نظر من چنین می‏رسد که او در هنگام بیشتر تصمیم گیریهای سیاسی خودش، زیر نفوذ این احساس است."

میلز باز ادامه می‏دهد: "طرز تلقی او، درباره هزینه‏های نظامی و ناشنوایی او در برابر هر گونه خلع سلاح هسته‏ای، به یقین، در زیر نفوذ این بینش مکاشفه‏ای قرار دارد." زیرا که "هارمجدون، آن گونه که در کتاب های حزقیال نبی و مکاشفه یوحنا پیشگویی شده است، ممکن نیست در یک دنیای خلع سلاح شده تحقق پیدا کنند. هر کس که معتقد باشد این پیشگویی ها باید تحقق پیدا کنند، نمی‏تواند عملی شدن خلع سلاح را بپذیرد. چون این بر خلاف طرح خداوندی و کلام اوست."

میلز در ادامه سخن خود می‏گوید: "سیاست های داخلی و پولی رییس جمهور هم با تعبیرهای مو به موی پیشگویی های کتاب مقدس همخوانی دارد." چون، "اگر دنیا به زودی به آخر برسد، دیگر دلیلی ندارد که درباره بازپرداخت بدهی‏های ملی کاری بکنیم."

"پشتیبانی او از محافظه کاران نوینی مانند جیمس وات، در زمینه حفاظت محیط زیست هم - اگر بدین گونه به موضوع نگریسته شود - معنی پیدا می‏کند؛ چون اصولا چرا باید در بند حفظ محیط زیست بود؟ چرا باید وقت و پول را بیهوده صرف حفاظت این چیزها برای نسل آینده بکنیم، در حالی که همه چیز - از جمله این چیزها - سرانجام در یک آتش سوزی همه جاگیر، در آخرت خاکستر خواهد شد؟"

"تحقق پذیرفتن بازگشت مسیح به زمین"، به عنوان یک هدف سیاسی، هرگز رقابت تامین هزینه‏های وسایل و لوازمی مانند تراکتورهای آبی - خاکی را، برنمی تابد. بنابراین، نتیجه می‏گیریم که همه برنامه‏های داخلی، بویژه آنهایی که مستلزم سرمایه گذاری هستند، باید کنار گذاشته شوند، تا همه پولها صرف تامین مالی افزایش و تکمیل سلاحهای هسته‏ای بشوند، تا اینکه با راندن هلاکت آتشین بر سر دشمنان شیطانی خداوند و امت او، ممکن گردد."

یکی از برجسته‏ترین اندیشه‏هایی که توسط جیمس میلز در مقاله‏اش ابراز شده این است که "هارمجدون، در دنیایی که خلع سلاح شده باشد، نمی‏تواند تحقق پذیرد." با این که همه ملت ها دارند سلاح های بیشتر و بیشتری می‏سازند - اما هیچ کدام بیشتر و سریع‏تر از ایالات متحده سلاح نمی‏سازند - امروز، بنا بر کتاب "میدان های نبرد هسته‏ای" اثر ویلیام ام. آرکین و ریچارد دبلیو. فیلد هاوس، ایالات متحد دارای 670 جنگ‏افزار هسته ای در 40 ایالت است، که جمع کلاهک های آنها، به 14599 بالغ می‏گردد. آلمان غربی میزبان 3396 جنگ‏افزار هسته‏ای آمریکایی است؛ انگلیس 1268؛ ایتالیا 549؛ ترکیه 489؛ یونان 164؛ کره جنوبی 151؛ هلند 81 و بلژیک 25.

چنان که وزیر سابق دفاع، کلارک کلیفرد، در 14 اوت 1985، در باشگاه ملی مطبوعات در واشنگتن دی.سی. اظهار کرد، "امروز قدرت ویرانگری نیروهای هسته ای جهان، یک میلیون بار نیرومندتر از قدرت بمبی است که ما بر هیروشیما افکندیم؛ با این همه، ما چه می‏کنیم؟ باز هم داریم سلاح های بیشتری می‏سازیم."

از وقتی جرج بوش رییس جمهور شده است، ما نشانه‏ای در دست نداریم که او شخصا از خداشناسی هارمجدون پشتیانی کرده باشد. اما خبرنگارانی مانند الینور برچر از شهر لوییزویل، کنتاکی کوریر جرنل (25 سپتامبر 1985) و لیز سمیث خبرنگار نیویورک دیلی نیوز (3 اکتبر 1988) پرسشهایی را درباره اعتقادهای مذهبی دان و ماریلین کویل (معاون رییس جمهور و همسرش) مطرح ساخته‏اند. این خبرنگاران گزارش داده‏اند که "هم والدین دان، و هم ماریلین کویل، در شمار پیروان متعصب سرهنگ رابرت بی ثایم (پسر) از شهر هوستون، یعنی هواخواهان دو آتشه مشیت الهی هستند، که گفته می‏شود "صدها بار دست راستی‏تر از جری فال ول است."

من خودم، مصاحبه تلویزیونی ماریلین کویل را در شبکه تلویزیونی ای.بی.سی. گوش کرده‏ام، که از اعتقادهای مذهبی خودش و همسرش دفاع می‏کرد. اما از آنجا که دال کویل، دسترسی نزدیکی به "دگمه" (آغازگر جنگ هسته ای) دارد، خداشناسی او در مورد هارمجدون، بیش از تنها اعتقاد شخصی او اهمیت پیدا می‏کند. مساله اینجاست که اعتقاد او به این که خداوند، خواستار نابودی کره ما، کره زمین است، دیگر به "مساله" همه ما آمریکاییان مبدل می‏شود.

نویسنده: گریس هال سل
تـرجمــه: خســرو اســدی

---------------------------------
پی نوشت:
1- متن آیه 4 باب 12 کتاب دانیال نبی: "اما تو ای دانیال کلام را مخفی دار و کتاب را تا آخرالزمان مهر کن."
2- متن آیه 20 باب 22 مکاشفه یوحنا:"او که بر این امور شاهد است می‏گوید بلی می‏آیم. آمین، بیان ای خداوند عیسی*".
3- متن آیه 12 باب 14 کتاب زکریای نبی:"و این بلاای خواهد بود که خداوند بر همه قومهاای که با اورشلیم جنگ کننده، وارد خواهد آورد* گوشت ایشان در حالتی که بر پای خود ایستاده‏اند کاهید خواهید شد و چشمانشان در حدقه گداخته خواهد گردید و زبان ایشان در دهانشان کاهید خواهد گشت.
4- گوینده در اینجا عامیانه سخن گفته است.
5- تعمیدی یا Baptist نام یکی از فرقه‏های مذهب پروتستان است.م.
Ghost of Hagar -6
7- این جمله کوتاه در زبان انگلیسی دارای سجع می‏باشد: Better dead than red
منبع : شریف نیوز www.sharifnews.com


یامهدی

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ
حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند!

یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

Go to Top of Page

admin
مسئول تالار

8859 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 26 خرداد 1387 :  10:01:54  Show Profile  Visit admin's Homepage  Reply with Quote
Aleme Rabbani

ارسال شده در: پنجشنبه 2 خرداد 1387 : 06:21:03

--------------------------------------------------------------------------------
پرچم اسرائيل بيانگر چه ديدگاهي است ؟

اسرائيل با پرچم خود چه حرفي با مردم دنيا و چه پيامي براي همسايگانش دارد؟


1. زمينه سفيد : بيانگر صلح است ، چيزي كه با ماهيت يهوديت تلمودي سنخيتي ندارد . سرشت انسان اسرائيلي كه تربيت تلمودي دارد بر حرص و طمع قرار گرفته است. خصيصه اصلي يهودي تلمودي بلند پروازي و طغيان گري است . اين ويژگي ، آدمي را وا مي دارد كه خود را از ساير ملل متمايز و برتر بداند . چنين موجودي اگر هم بخواهد با ديگران در صلح و سازش زندگي كند ، نمي تواند . اين حس نفرتي كه در گوشه گوشه جهان نسبت به يهود وجود دارد ، ناشي ازهمين خصيصه است .

2. ستاره داوود : اسرائيل حكومت خود را تالي حكومت حضرت داوود بنيانگذار آل يهود مي داند و ستاره داوود سمبل اعتقادات و ديدگاههاي قوم يهود است .البته پر واضح است كه صهيونيستها براي پيشبرد مقاصد شوم خود از هر چيزي حتي دين ، خدا و پيامبر به عنوان ابزار استفاده مي كنند . امام خميني در رد ادعاي دروغين صهيونيستها ، مي فرمايند : موسي معارضه مي كرد با طاغوت ، و اينها كه مي گويند ما پيرو موسي هستيم ، خودشان طاغوتند . ايشان در جمع كليميان ايران فرمودند : ما با آنها ( صهيونيستها ) مخالفيم و مخالفتمان براي اين است كه آنها با همه اديان مخالف هستند ، آنها يهودي نيستند ، يك مردم سياسي اي هستند كه به اسم يهودي كارهايي مي كنند و يهودي ها هم از آنها متنفر هستند و همه انسانها بايد از آنها متنفر باشند .


3. دو نوار آبي رنگ در حاشيه بالايي و پاييني : نمادي از رودهاي نيل و فرات است يعني اينكهمرزهاي اسرائيل از« نيل» تا« فرات» است .


امام خميني (ره) در سخنراني 7/6/63 مي فرمايند : من كرارا‍ً تذكر داده ام كه اسرائيل از نيل تا فرات را از خود مي داند ، و شما را غاصب سرزمين هاي خويش مي شمرد . گرچه اكنون جرات اظهار صريح آن را ندارد .


دكتر علي خليل در كتاب‏‏ « يهوديت ، مابين تئوري و اجرا» مي نويسد : تصويري كه ادبيات تلمودي براي مرزهاي سرزمين اسرائيل در آينده ترسيم مي كند ، بر اساس سفر « دباريم » مي باشد . مرزهاي اسرائيل گسترش خواهد يافت و از هر طرف توسعه مي يابد . دروازه هاي قدس به دمشق مي رسد و دياسبورا براي بر افراشتن خيمه هايش در مركز فلسطين خواهد آمد .



نوشته ي اسرائيل شاهاك ، يهودي ضد صهيونيست در كتاب « تاريخ يهود ، آيين يهود» ، مطلب فوق را روشن تر بيان مي كند . آرماني ترين روايت در مورد مرزهاي اسرائيل شامل مناطق محصوردر مرزهاي زير است : از جنوب ، تمامي صحراي سينا و بخشي از شمال مصر به طرف بالا تا حوالي قاهره ، از شرق ، تمامي اردن و بخش عظيمي از عربستان سعودي ، تمامي كويت و قسمتي از جنوب فرات در عراق ، از شمال ، كل لبنان و كل سوريه به اضافه بخش اعظم تركيه به طرف بالا ( تا درياچه وان ) و از غرب ، قبرس .



در سال 1967 ميلادي زماني كه خبرنگار آسوشيتد پرس از يكي از سربازان اسرائيلي مي پرسد مرزهاي كشور اسرائيل تا كجاست ؟ سرباز با كمال غرور و خود پسندي پاسخ مي دهد : « تا آنجا كه قدمم را بگذارم » و با پوتينش به زمين مي كوبد.



نكته جالب در قانون اساسي اسرائيل ، مشخص نشدن مرزهاي جغرافيايي اين كشوراست .


آيا شما كشوري غير از اسرائيل سراغ داريد كه در قانون اساسي اش ، مرزهاي جغرافيايي مشخصي نداشته باشد ؟


یامهدی

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ
حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند!

یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

Go to Top of Page

ياران
Junior Member

Iran
490 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 26 مرداد 1387 :  11:40:03  Show Profile  Visit ياران's Homepage  Reply with Quote
اینان از کجا آمده اند؟!
شهاب خاکسار

بی شک در کنار همه ابهامات و تردیدهایی که پیرامون مشروعیت رژیم اشغالگر قدس وجود دارد و در کنار همه ظلم ها و زورگویی هایی که سران این رژیم در حق ملت مظلوم فلسطین روا داشته اند، یک سوال بسیار جدی خودنمایی می کند:
اینان از کجا آمده اند؟!
دولتمردان غربی در طول دهه های گذشته به شکلی عجیب و رازآلود سعی در نادیده گرفتن این سوال و حتی جلوگیری – گاه خشونت بار- از طرح این سوال داشته اند.
تمام تلاشی که غرب در کشیدن خط قرمز و ممانعت از طرح هرگونه بحث علمی پیرامون " هالوکاست " از خود نشان می دهد، در همین چارچوب قابل تحلیل است.
رهبر فرزانه انقلاب چند سال پیش در راستای اثبات بی صداقتی و یکجانبه گرایی غرب پیرامون مسأله فلسطین، طرحی منصفانه، منطقی و همخوان با معیارهایی که دولتمردان غربی همواره شعار آن را می دهند، ارایه فرمودند که بر مبنای آن انتخاباتی آزاد، تحت نظارت گروههای بی طرف بین المللی و با شرکت همه ساکنان واقعی سرزمین فلسطین، همراه با بازگشت آوارگان فلسطینی، سرنوشت این سرزمین را روشن می نمود.
جهان غرب که آوای گوشخراش حمایت از آزادی و دمکراسی اش همواره گوش ملل ستمدیده جهان را آزرده است، در پی ارایه این طرح مقام معظم رهبری راه سکوت و بایکوت خبری را پیشه کرد.
سوالی که نگارنده در همین راستا مایل به طرح آن است، پاسخی دارد روشن که با نگاهی گذرا به جداول پیوست همین یادداشت قابل استحصال است:
" اگر انتخاباتی آزاد با شرایط منصفانه ای که رهبر معظم انقلاب
طرح فرمودند در سرزمین های اشغالی برگزار شود، جایگاه
غاصبان کنونی قدس شریف چگونه تعریف خواهد شد؟ "



-------------------------
ديريست تا براه غمت رو نهاده ايم
روي ورياي خلق به يك سو نهاده ايم



Go to Top of Page

ياران
Junior Member

Iran
490 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 26 مرداد 1387 :  11:42:55  Show Profile  Visit ياران's Homepage  Reply with Quote
پیوست1:
مشخصات روسای جمهور رژیم غاصب صهیونیستی از زمان اشغال فلسطُین (1948) تا کنون
مدرک تحصیلی سال ورود به فلسطین تاریخ تولد محل تولد سال حکومت نام و نام خانوادگی ردیف
استاد دانشگاه در منچستر 1948 1874 روسیه 1949تا1952 شام وایزمن 1
لیسانس تاریخ 1907 1884 اوکراین 1952تا1963 هزاک بن زوی 2
لیسانس تاریخ وفلسفه 1924 1889 روسیه سفید 1963تا1973 زالمن شازار 3
لیسانس بیولوژی 1922 1916 اوکراین 1973تا1978 ابراایم کت زیر 4
فوق لیسانس مطالعات اسلامی -------- 1921 بیت المقدس 1978تا1983 اسحاق ناوون 5
لیسانس حقوق 1935 1918 ایرلند جنوبی 1983تا1993 شام هرزوگ 6
خلبان ---------- 1924 تل آویو 1993تا2000 ازر وایزمن 7
لیسانس اقتصاد وتاریخ 1951 1945 ایران 2000تا کنون موشه کاتساو 8
توضیح: نفر پنجم که در بیت المقدس به دنیا آمده ، فلسطینی الاصل نیست چرا که در پی اخراج اجدادش از اسپانیا در زمان یهودستیزی غرب ( محور دیگر سخنان جناب آقای دکتر احمدی نژاد) ، اجداد ایشان در سال 1492 به فلسطین کوچ کرده اند ولذا ریشه فلسطینی ندارند.
نفر هفتم هم نوه اولین رئیس جمهور رژیم صهیونیستی است که از روسیه به فلسطین کوچ کرده اند .
همان گونه که ملاحظه می فرمائید ، همه روسای جمهور رژیم غاصب فلسطینی الاصل نبوده واز کشورهای مختلف وارد فلسطین شده اند.

پیوست2 :
مشخصات نخست وزیران رژیم غاصب صهیونیستی اززمان اشغال فلسطین(1948) تا کنون
مدرک تحصیلی سال ورود به فلسطین تاریخ تولد محل تولد نام و نام خانوادگی ردیف
دبیرستان در لهستان 1906 1886 شهر پلونسک درکشور لهستان دیوید بن گوریون 1
لیسانس حقوق از ترکیه 1906 1894 شهرخرسون کشور روسیه موشه شارت 2
دبیرستان در اوکراین 1914 1895 شهر کی یف کشور اوکراین لوی اشکول 3
دبیرستان در اوکراین 1914 1898 شهر کی یف کشور اوکراین گلدا مایر 4
دبیرستان رشته کشاورزی مهاجرت پدر ومادر 1919 1922 فلسطین اسحاق رابین 5
لیسانس حقوق از لهستان 1942 1913 Brest-litovsk در کشور لهستان مناخم بگین 6
لیسانس ناتمام حقوق از لهستان 1935 1915 Ruzinoy درکشور لهستان اسحاق شامیر 7
دبیرستان در رشته کشاورزی 1934 1923 Vishniev درکشور لهستان شیمون پرز 8
فوق لیسانس مدیریت بازرگانی -------- 1949 تل آویو بنیامین نتانیاهو 9
فوق لیسانس از آمریکا مهاجرت خانوادگی 1930 1942 فلسطین اهود باراک 10
لیسانس حقوق دانشگاه هبرون در فلسطین تحت سلطه ------------ 1928 فلسطین آریل شارون 11
توضیح :
نفر شماره 5 آقای اسحاق رابین اگرچه متولد فلسطین است ، اما پدر وی یهودی آمریکائی ومادر وی یهودی روسی است ولذا اصالت فلسطینی ندارد.
نفر شماره 9 آقای بنیامین نتانیاهو اگرچه متولد تل آویو است ولی پدر وی یهودی وساکن آمریکا بوده اند وخود نتانیاهو هم پس از تولد به آمریکا رفته ودر سال 1957 به فلسطین باز گشته است وفقط متولد فلسطین است ولی ریشه خانوادگی در این کشور ندارد.
نفر شماره 10 هم آقای ایهود باراک در سال 1930 به فلسطین کوچ کرده اند واو فقط متولد فلسطین است.



-------------------------
ديريست تا براه غمت رو نهاده ايم
روي ورياي خلق به يك سو نهاده ايم



Go to Top of Page

ياران
Junior Member

Iran
490 Posts

ارسال شده در:  يکشنبه 26 مرداد 1387 :  11:46:50  Show Profile  Visit ياران's Homepage  Reply with Quote
پیوست3 :
مشخصات وزیران امور خارجه رژیم صهیونیستی از زمان اشغال فلسطین (سال 1948) تا کنون
مدرک تحصیلی سال ورود به فلسطین تاریخ تولد محل تولد سال حکومت نام و نام خانوادگی ردیف
لیسانس حقوق از ترکیه وفوق لیسانس اقتصاد از لندن 1906 1894 اوکراین 1948تا 1956 موشه شارت 1

دبیرستان در اوکراین 1914 1898 اوکراین 1956 تا 1966 گلدا مایر 2
مشخص نشد بعد از اشغال فلسطین 1915 آفریقای جنوبی 1966 تا 1974 آبا ابان 3
مشخص نشد بعد از اشغال فلسطین 1918 اوکراین 1973تا1978 ایگال آلون 4
لیسانس نظامی از کشور بلغارستان -------- 1915 منطقه Kibbutz 1977 تا 1979 موشه دایان 5
لیسلنس ناتمام در رشته حقوق از لهستان 1935 1915 لهستان 1980 تا 1986 اسحاق شامیر 6
دیپلم کشاورزی 1934 1923 لهستان 1986 تا 1988 شیمون پرز 7
مشخص نشد بعد از اشغال فلسطین 1925 لیتوانی 1988 تا 1990 موشه آرنز 8
دیپلم از مراکش 1959 1937 مراکش 1990 تا 1992 دیوید لوی 9
دیپلم 1934 1923 بلاروس 1992 تا 1995 شیمون پرز 10
فوق لیسانس از آمریکا مهاجرت خانوادگی 1930 1942 اجدادش اخراج شده از اسپانیا هستند 1995 تا 1996 ایهود باراک 11
دیپلم از مراکش 1959 1937 مراکش 1996 تا 1998 دیوید لوی 12
لیسانس حقوق دانشگاه هبرون در فلسطین تحت سلطه ------- 1928 KafarMalal 1998 تا 1999 آریل شارون 13
دیپلم از مراکش 1959 1937 مراکش 1999 تا 2000 دیوید لوی 14
دیپلم 1959 1937 مراکش 2001 تا 2002 شلومو بن – امی 15
فوق لیسانس مدیریت بازرگانی -------- 1949 تل آویو 2002 تا 2003 بنیامین نتانیاهو 16
فوق لیسانس روابط عمومی 1959 1958 تونس 2003 تا کنون سیلوان شالوم 17


ببخشید که جدول ان کمی بهم ریز شده است.


-------------------------
ديريست تا براه غمت رو نهاده ايم
روي ورياي خلق به يك سو نهاده ايم



Go to Top of Page

سید محمد انجوی
Advanced Member

Iran
4557 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 1 مهر 1387 :  21:36:19  Show Profile  Visit سید محمد انجوی's Homepage  Send سید محمد انجوی a Yahoo! Message  Reply with Quote


مطلب زیر ، نوشته یک روزنامه نگار پاکستانی است .



آیا می دانید که چرا یهودیان اینقدر در جهان قدرتمند هستند؟

مطلب زیر را بخوانید تا بدانید.



چرا یهودیان اینقدر قدرتمندند؟ نوشته: دکتر فرخ سلیم



نویسنده ، یک روزنامه نگارمستقل اسلام آبادی است.

چرا یهودیان اینقدر قدرتمندند؟

در تمام دنیا تنها 14 میلیون یهودی وجود دارد ؛ هفت میلیون در آمریکا، پنج میلیون در آسیا، دو میلیون در اروپا و یکصد هزار نفر در آفریقا.

در برابر هر یهودی در دنیا ، یکصد نفر مسلمان وجود دارد.با اینحال یهودیان بیشتر از یکصد برابر قدرتمندتر از تمام مسلمانان هستند.آیا هرگزمتعجب نشده اید که چرا؟



عیسای ناصری یهودی بود. آلبرت اینشتین ، بانفوذترین و تأثیرگذارترین دانشمند تمام دوران و «مرد قرن» به انتخاب مجله تایم ، یک یهودی بود.زیگموند فروید ، پدر روانکاوی یک یهودی بود. به همین ترتیب کارل مارکس، پل ساموئلسون و میلتون فریدمن .اینها عده دیگری از یهودیانی هستند که حاصل خرد و روشنفکریشان ، به تمام بشریت رسیده است :



بنجامین روبین سرنگ واکسیناسیون را به بشر ارزانی داشت. یوناس سالک اولین واکسن فلج اطفال را تهیه کرد.آلبرت سابین واکسن فلج اطفال مؤثر و بهبود یافته را تهیه کرد. گرترود الیون ، داروی مبارزه با سرطان خون را به ما هدیه کرد. باروخ بلومبرگ ، واکسیناسیون هپاتیت بی را مهیا کرد. پل الریخ ، درمان سیفیلیس را کشف کرد (سیفیلیس : یک بیماری مسری جنسی).الی مچنیکوف ، یک جایزه نوبل را در بیماریهای عفونی بدست آورد.برنارد کاتز، یک جایزه نوبل را در انتقال عصبی-عضلانی کسب کرد.آندرو شالی ، برنده جایزه نوبل در غدد ترشح کننده داخلی شد (اختلال سیستم غدد درون ریز؛ دیابت ،پرکاری تیروئید).آرون بک ، درمان شناختی را کشف کرد (روان درمانی برای معالجه اختلالات روانی ، افسردگی و فوبیا). گرگوری پینکاس ، اولین قرص ضد حاملگی خوراکی را تهیه کرد. جورج والد ، یک جایزه نوبل به خاطر پیشبرد دانش و ادراک ما از چشم انسان ، کسب کرد. استنلی کوهن ، برنده یک جایزه نوبل در جنین شناسی (مطالعه جنینها و رشد آنها) شد. ویلم کولف ، با ماشین دیالیز کلیه مطرح شد.



در طول 105 سال گذشته ، 14 میلیون یهودی ، 15 دوجین از جوایز نوبل را کسب کرده اند در حالی که تنها 3 جایزه نوبل توسط 4/1 میلیارد مسلمان کسب شده است(غیر از جوایز صلح). چرا یهودیان اینقدر قدرتمندند؟



استنلی میزور ، اولین تراشه میکرو پروسسور (ریزپردازنده) را اختراع کرد. لئو سیلارد ، اولین راکتور هسته ای زنجیره ای را ساخت. پیتر شولتز ، کابل فیبر نوری ؛ چارلز آدلر ، چراغ راهنما ؛ بنو استراوس ، فولاد ضد زنگ ؛ آیسادور کایسی ، سینمای مصوت (همراه با صدا) ؛ امیل برلینر ، میکروفون (دهنی) تلفن و چارلز گینسبورگ ، ضبط نوار ویدئویی.





سرمایه داران شهیر در دنیای تجارت که به مذهب یهودیت تعلق دارند عبارتند از رالف لورن (Polo) ، لویس استراوس (Levi's jeans)، هوارد شولتز (Starbuck's)،سرگی برین (Google)، میشل دل (Dell computers)، لری الیسون (Oracle)، دونا کاران (DKNY)، ایرو روبینز (Baskins & Robbins) و بیل روزنبرگ (Dunkin Donuts).

ریچارد لوین، رئیس دانشگاه یال ، یک یهودی است. همچنین هنری کیسینجر(وزیر آمریکایی)،آلن گرینسپن(رئیس مجلس در دوران ریگان،بوش،کلینتون و بوش) ، جوزف لیبرمن ، مادلین آلبرایت (وزیر آمریکایی) ، کاسپر وینبرگر (وزیر دفاع آمریکا) ، ماکسیم لیتوینوف (وزیر امور خارجه شوروی سابق) ، دیوید مارشال (نخست وزیر سنگاپور) ، ایساک ایساکس (فرماندار کل استرالیا) ، بنجامین دیسرایلی (سیاستمدار و نویسنده بریتانیایی) ، یوگنی پریماکوف (نخست وزیر روسیه) ، بری گلدواتر، خورخه سامپایو (رئیس جمهور پرتغال) ، جان دویچ (مدیر سیا) ، هرب گری (قائم مقام نخست وزیر کانادا) ، پیر مندز (نخست وزیر فرانسه) ، مایکل هوارد (وزیر کشور بریتانیایی) ، برونو کریسکی (صدر اعظم اتریش) و روبرت روبین (وزیر خزانه داری آمریکا) نیز یهودی هستند.

در عرصه رسانه ، یهودیان سرشناس شامل وولف بلیتزر (CNN) ، باربارا والترز (ABC News) ، یوجین مه یر (واشینگتن پست) ، هنری گرونوالد (سر ویراستار تایم) ، کاترین گراهام (ناشر واشینگتن پست) ، جوزف للیلد (ویراستار اجرایی ، نیویورک تایمز) و ماکس فرانکل (نیویورک تایمز) می باشند.



آیا می توانید نوعدوست ترین نیکوکار در طول تاریخ جهان را نام ببرید؟

نامش جورج سوروس است ، یک یهودی ، که تاکنون بیش از 4 میلیارد دلار اهدا کرده که بیشتر آن برای کمک به دانشمندان و دانشگاههای سراسر دنیا صرف شده است.

پس از جورج سوروس ، والتر آننبرگ ، یک یهودی دیگر، قرار دارد که یکصد کتابخانه را با بخشش تقریباً 2 میلیارد دلار ساخته است.





در المپیکها ، مارک اسپیتز ، با بردن هفت مدال طلا ، یک رکورد ثبت کرد. لنی کرایزلبرگ برنده سه مدال طلای المپیک است. اسپیتز، کرایزلبرگ و بوریس بکر همه یهودیند.





آیا می دانستید که هریسون فورد ، جورج برنز ، تونی کورتیس ، چارلز برنسون ، ساندرا بولاک ، بیلی کریستال ، وودی آلن ، پل نیومن ، پیتر سلرز ، داستین هافمن ، مایکل داگلاس ، بن کینگزلی ، کرک داگلاس ، گلدی هاون ، کری گرانت ، ویلیام شاتنر ، جری لوییس و پیتر فالک همه یهودیند؟

حقیقت امر این است که خود هالیوود به دست یک یهودی بنیان نهاده شد. در بین کارگردانها و تهیه کننده ها ، استیون اسپیلبرگ ، مل بروکس ، الیور استون ، آرون اسپلینگ (بورلی هیلز 90210) ، نیل سیمون ، آندرو واینا (رامبو 1/2/3) ، مایکل مان ، میلوس فورمن (پرواز بر فراز آشیانه فاخته) ، داگلاس فیربنکس (دزد بغداد) و ایوان ریتمن همگی یهودیند.





جهت اطمینان ، واشینگتن پایتختی مهم است و در واشینگتن لابی ای که از اهمیت برخوردار است ، انجمن امور عمومی اسراییل آمریکایی یا AIPACاست.



واشنگتن می داند که اگر نخست وزیر ایهود اولمرت کشف می کرد که زمین صاف است ، AIPAC ، یکصدو نهمین کنگره را واداربه تصویب مصوبه ای جهت قدردانی از اولمرت به خاطر این اکتشاف می کرد.





ویلیام جیمز سیدیس ، با ضریب هوشی 300-250 ، تابناکترین و هوشمندترین بشری است که تاکنون وجود داشته است.

حدس بزنید که او به چه دینی تعلق داشت؟

سئوال : حالا، چرا یهودیان اینقدر قدرتمندند؟

جواب : آموزش و پرورش.

ادامه در پست بعد ............................



http://www.rahpouyan.net/
همین !!؟


http://seyyedanjavi.persianblog.ir
http://seyyedanjavi.parsiblog.com
http://seyyedanjavi.parsgig.com
Go to Top of Page

سید محمد انجوی
Advanced Member

Iran
4557 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 1 مهر 1387 :  21:37:23  Show Profile  Visit سید محمد انجوی's Homepage  Send سید محمد انجوی a Yahoo! Message  Reply with Quote
ادامه مقاله ...............





چرا مسلمانان اینقدر کم توانند؟

بطور تخمینی در حدود 1476233470 مسلمان برسطح سیاره زمین قرار دارند: یک میلیارد در آسیا ، 400 میلیون در آفریقا ، 44 میلیون در اروپا و شش میلیون در آمریکا.

یک پنجم تمام انسانها ، مسلمانند ؛ به ازای هر نفر هندو ، دونفر مسلمان وجود دارد ، در مقابل هر نفر بودایی ، دو نفر مسلمان و در برابر هر نفر یهودی ، یکصد نفر مسلمان وجود دارد. هیچ فکر کرده اید که چرا مسلمانان اینقدر ضعیفند؟ دلیلش اینجاست:

57 کشورعضو در سازمان کنفرانس اسلامی (OIC) عضویت دارند ، و تمام آنها بر روی هم در حدود 500 دانشگاه دارند ؛ یک دانشگاه به ازای هر سه میلیون مسلمان.

ایالات متحده 5758 دانشگاه و هند 8407 دانشگاه دارند.در سال 2004 ، دانشگاه شانگهای جیائو تونگ ، یک «رده بندی علمی دانشگاههای جهان» را گردآوری کرد ، وهیچ دانشگاهی از کشورهای با اکثریت جمعیت مسلمان ، در جمع 500 دانشگاه برتر قرار نداشت.





مطابق اطلاعاتی که توسط UNDP جمع آوری شده است ، درصد باسوادی در دنیای مسیحیت ، در حدود 90 درصد می باشد و 15 کشور با اکثریت جمعیت مسیحی دارای نرخ باسوادی 100 درصد بوده اند. یک کشور با اکثریت جمعیت مسلمان ، در بالاترین حالت تمایز (کنتراست) ، میانگین نرخ باسوادی در حدود 40 درصد داشته و هیچ کشوربا اکثریت جمعیت مسلمان ، با نرخ باسوادی 100 درصد وجود ندارد.





حدود 98 درصد از باسوادان در دنیای مسیحیت ، مقطع ابتدایی (دبستان) را به پایان رسانده اند در حالی که کمتر از 50 درصد از باسوادهای دنیای اسلام همین مقطع را به پایان برده اند. در حدود 40 درصد از باسوادان در دنیای مسیحیت ، دانشگاه رفته اند در صورتی که کمتراز دو درصد از باسوادان در دنیای اسلام دانشگاه دیده اند.





کشورهای دارای اکثریت جمعیت مسلمان ، 230 دانشمند به ازای هر یک میلیون مسلمان دارند. ایالات متحده ، 4000 دانشمند به ازای هر میلیون نفر و ژاپن 5000 دانشمند به ازای هر یک میلیون نفر دارند.

در سراسر دنیای عرب ، تعداد کل محققان تمام وقت ، 35000 نفراست و تنها 50 تکنیسین به ازای هر یک میلیون عرب وجود دارد (در دنیای مسیحیت ، تا 1000 تکنیسین به ازای هر یک میلیون نفر وجود دارد).



گذشته از این ، دنیای اسلام 2/0 درصد ازGDP اش را برای تحقیق و توسعه ، صرف می کند در حالی که دنیای مسیحیت درحدود 5 درصد GDP اش را صرف می کند.



نتیجه: دنیای اسلام در ظرفیت تولید علم ، کمبود دارد.





تعداد روزنامه ها در ازای هر 1000 نفر و تعداد عنوانهای کتاب به ازای هر میلیون نفر ، دو شاخص گسترش و نشر علم و آگاهی در یک جامعه هستند.

در پاکستان ، 23 روزنامه به ازای هر 1000 نفر پاکستانی وجود دارد در حالی که نرخ مشابه در سنگاپور 360 است.

در بریتانیا ، تعداد عنوانهای کتاب به ازای هر میلیون نفر ، 2000 است در حالی که نرخ مشابه آن در مصر 20 است.



نتیجه : دنیای اسلام در نشر علم شکست خورده است.





صادرات محصولات دارای تکنولوژی عالی ، به صورت درصدی از کل صادرات ، یک شاخص مهم برای کاربرد علم است.

صادرات پاکستان در زمینه محصولات با تکنولوژی عالی به صورت درصدی از کل صادرات ، یک درصد است.

نرخ مشابه برای عربستان سعودی 3/0 درصد است ؛ کویت ، مراکش و الجزایر همگی 3/0 هستند در حالی که در مورد سنگاپور 58 درصد است.

نتیجه : دنیای اسلام در بکارگیری علم ، شکست خورده است.

چرا مسلمانان اینقدر کم توانند؟

زیرا علم تولید نمی کنند.

چرا مسلمانان اینقدر کم توانند؟

زیرا علم را منتشر نمی کنند


http://www.rahpouyan.net/
همین !!؟


http://seyyedanjavi.persianblog.ir
http://seyyedanjavi.parsiblog.com
http://seyyedanjavi.parsgig.com
Go to Top of Page

Free
Average Member

504 Posts

ارسال شده در:  پنجشنبه 3 مهر 1387 :  16:29:14  Show Profile  Reply with Quote
آیا مسلمانی هست که بداند مسجد صخره، مسجد اقصی نیست؟!؟!




مسلمان، بیندیش! صهیونیسم دارد "اقصی" را خراب می‌کند تا "هیکل" خود را بنا کند و ما به خوشگلی "صخره" دل خوش کرده‌ایم. هرچند "تلویزیون" ما هم دچار "صهیونیزم زدگی" شده باشد!!!
مسلمان فریاد کن! که همه ما مورد سؤال خواهیم بود...

این آی دی آزاد است

نام کاربری : Free
رمز عبور : Free

تذکر:
استفاده نابجا از این آیدی پیگرد قانونی دارد!

Edited by - Free on پنجشنبه 3 مهر 1387 16:31:30
Go to Top of Page

info
Junior Member

Burkina Faso (Upper Volta)
250 Posts

ارسال شده در:  جمعه 4 مهر 1387 :  02:02:20  Show Profile  Visit info's Homepage  Send info a Yahoo! Message  Reply with Quote
میشه منبع این خبر آخری رو بگید؟ یکی از دوستام که اونجا رو کامل میشناسه هم میگه همون گنبد طلائیه مسجدالاقصی هست. بهرحال لطفا اگر مطمئن هستید، منابع معتبری معرفی کنید...
Go to Top of Page

جواد62
Advanced Member

3145 Posts

ارسال شده در:  جمعه 4 مهر 1387 :  02:19:29  Show Profile  Reply with Quote
جالبه! تو ویکیپدیا هم همین رو نوشته و منبع هم داده. تو ویکیپدیا مسجدالاقصی رو سرچ کنید

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
Go to Top of Page

admin
مسئول تالار

8859 Posts

ارسال شده در:  جمعه 4 مهر 1387 :  12:44:36  Show Profile  Visit admin's Homepage  Reply with Quote
یافتاح
سلام مطالبی هم درین تاپیک درین زمینه هست
http://www.rahpouyan.com/forum/topic.asp?TOPIC_ID=5335


یامهدی
مولای مهربان غزلهای من سلام.سمت زلال اشک من ، اقای من سلام .ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.دستی سری تکان بده اقای من سلام

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ
حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند!

یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

Go to Top of Page

daryaa
Senior Member

1287 Posts

ارسال شده در:  جمعه 4 مهر 1387 :  18:22:18  Show Profile  Reply with Quote
امروز هم اتفاقاً تی وی داشت همینو تو ضیح میداد میگفت اون گنبدی که تو این عکس نوشته مسجد القصی مسجد قبلتین( یا همچین چیزی) و و جزیی از مسجد القصی هست و اون یکی دیگه مسجد القصی هست و جز قدیمی ترین اثار اسلامیه
Go to Top of Page

info
Junior Member

Burkina Faso (Upper Volta)
250 Posts

ارسال شده در:  شنبه 5 مهر 1387 :  01:09:39  Show Profile  Visit info's Homepage  Send info a Yahoo! Message  Reply with Quote
با این حساب یعنی در حقیقت دو تاشون با هم مسجدالاقصی رو تشکیل میدند دیگه؟
Go to Top of Page

admin
مسئول تالار

8859 Posts

ارسال شده در:  شنبه 5 مهر 1387 :  01:25:42  Show Profile  Visit admin's Homepage  Reply with Quote
یافتاح
سلام نخیر دیگه اون تاپیک رو بخونین متوجه میشین اون گنبد سبز کوچیک مسجد الاقصی هست
اون گنبد زرد بزرگ قبه الصخره فقط نزدیک همدیگه هستند ولی یکی نیستند اصل کاریه سبز کوچیکست که داره خراب میشه
http://www.rahpouyan.com/forum/topic.asp?TOPIC_ID=5335


یامهدی
مولای مهربان غزلهای من سلام.سمت زلال اشک من ، اقای من سلام .ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.دستی سری تکان بده اقای من سلام

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ
حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند!

یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

Go to Top of Page

royal88
Starting Member

22 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 28 مهر 1387 :  02:42:46  Show Profile  Visit royal88's Homepage  Reply with Quote
سلام به همگي من عضو جديدم اميدوارم بتونيم مطالب مفيدي رو به هم ياد بديم
برم سراغ اصل مطلب يادتون نره كه تحريم كالاهاي اسرائيلي يه وظيفه وجداني ، و شرعي است به وبلاگ زير بريد و با كالاهاي اسرائيلي آشنا بشيد: http://boycott-zionist.persianblog.ir
Go to Top of Page

admin
مسئول تالار

8859 Posts

ارسال شده در:  دوشنبه 28 مهر 1387 :  13:31:31  Show Profile  Visit admin's Homepage  Reply with Quote
یافتاح
سلام خوش اومدین انشالله موفق باشین و پیروز


یامهدی
مولای مهربان غزلهای من سلام.سمت زلال اشک من ، اقای من سلام .ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.دستی سری تکان بده اقای من سلام

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ
حساب مردم نزديك شده است ، در حالي كه آنان در بي خبري ،روي گردانند!

یااباصالح ارشدنا الی الطریق یرحمکم الله

Go to Top of Page

royal88
Starting Member

22 Posts

ارسال شده در:  چهارشنبه 10 دی 1387 :  03:02:11  Show Profile  Visit royal88's Homepage  Reply with Quote
سلام به همگي يادتون نره كه تحريم كالاهاي اسرائيلي يه وظيفه شرعي و وجداني است ، به وبلاگ زير بريد و با كالاهاي اسرائيلي آشنا بشيد و اونارو از سبد خريدتون حذف كنيد، باور كنيد كوچكترين قدمي كه مي تونيم براي مردم مظلوم غزه برداريم همين تحريم كالاهاي اسرائيلي هست ؛‌ باور كنيم تاثير داره :

http://boycott-zionist.persianblog.ir

به اميد نابودي هر چه سريعتر اين رژيم كثيف و خونخوار
يا علي
Go to Top of Page

منتظر آقا
Average Member

Iran
575 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 14 بهمن 1387 :  11:10:28  Show Profile  Reply with Quote
سلام به همگی
بد ندونستم اینجا نظر چندتا از بازیگران مطرح هالیوود رو در مورد اسرائیل و مسلمین بزارم
که هم با نظرهاشون آشنا بشید و هم با شخصیتشون






من مسئول نظر دیگران نیستم!!!!!!!!!









سلام آقا ، یه جمعه دیگه هم گذشت ، هنوز منتظرما

Go to Top of Page

rh
Average Member

Iran
810 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 1 ارديبهشت 1388 :  21:56:09  Show Profile  Reply with Quote
نقد کتاب*
۳۰ فروردين ۱۳۸۸

زندگي‌نامه
نويسنده «كاش منهم يك يهودي بودم»، آقاي اشكان تشكري معرفي شده است. براساس آن‌چه در كتاب آمده نويسنده، مسلمان‌زاده‌اي معرفي شده كه مدتي ماركسيست و از طرفداران حزب توده بوده است. هرچند بعيد به نظر مي‌رسد فردي به طور عادي به لحاظ قومي خود را در مرتبه پائين‌تري از ديگر اقوام بپندارد و آرزوي تعلق به قوم برتر را مطرح سازد، با اين وجود در صورتي‌ كه نام نويسنده اثر آن باشد كه روي جلد آمده است با توجه به اينكه آثار تبليغاتي ديگري نيز به همين نام به نفع اسرائيل منتشر خواهد شد، هويت وي تا حدي روشن است. در آخرين صفحه كتاب در اين زمينه مي‌خوانيم: «كتاب ديگري كه آماده چاپ است و به زبان انگليسي هم منتشر خواهد شد، كتابي است كه درباره زندگي يك هنرمند نوشته شده. اين داستان كه در آمريكا و اسرائيل اتفاق افتاده و قهرمانان آن آمريكايي هستند، بسيار لطيف و عاشقانه است و هركسي در هر رشته هنري قرار دارد با آن نزديكي ويژه‌اي احساس خواهد كرد.»
هرچند اين آثار از ارزش چنداني برخوردار نيست، اما نفس توسل صهيونيست‌ها به اين شيوه‌هاي نازل تبليغاتي تا حدودي وضعيت بحراني آنان را بر اهل تحقيق روشن مي‌سازد و اين‌كه آقاي اشكان تشكري وجود خارجي داشته باشد يا خير، در برداشت از اين اثر و آثار مشابه، تغييري ايجاد نخواهد كرد.
Go to Top of Page

rp_vesal10
مسئول بخش

15 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 29 تير 1389 :  01:17:19  Show Profile  Reply with Quote
رعد
ارسال شده در: جمعه 9 آبان 1387 : 03:53:14
----------------------------------------------------------


انوسي چيست
http://parvaze2001.googlepages.com/index.html
منبع

هدف این مقاله، صرفاً آشنا و آگاه ساختن ایرانیان مسلمان با نقش پنهان یهودیانی است که در لباس مسلمین در میان آنان زندگی می‌کنند و با جلب اعتماد و حمایت مسلمانان، اهداف یهودیت و حکومت اسرائیل را به پیش می‌برند. بدیهی است که این مقاله قصد ندارد توهین یا افترایی را به مسلمین نسبت دهد و وجود چنین یهودیان مسلمان نما (=آنوسی) در لباس مردم عادی، روحانیون، دانشگاهیان، سیاستمداران و ... به معنای به زیر سئوال بردن سایر افراد این گروه‌ها نیست. باشد که با آگاهی و هوشیاری نسبت به فعالیت‌های دشمنان پنهان شده در لباس دوست، همچون گرگان پوشیده شده در پوست بره، از در افتادن به دام آن‌ها برحذر باشیم.

تعریف آنوسی:

آنوسی یک کلمه عبری برای یهودیانی است که به زور و یا داوطلبانه، به صورت ظاهری و به دلایل مختلف، از جمله ممانعت از طرد از سوی مسلمانان و فرار از پرداخت جزیه، به ظاهر تغییر دین می‌دهند و مسلمان می‌شوند.

بخشی از آنوسیان، به دین مسیحیت تظاهر می‌کنند که در دنیای مسیحی، به مسیحیان صهیونیست مشهورند و خود مسیحیان نیز همچون ما مسلمانان، از باطن یهودی این افراد غافل‌اند. بخشی از آنوسیان نیز در بین مسلمانان زندگی می‌کنند و کنیسه‌های زیرزمینی خود را دارند. آن‌ها در ظاهر مسلمان‌اند، نماز می‌خوانند، روزه می‌گیرند، به حج می‌روند و خمس و زکات مال خود را می‌پردازند و در ظاهر‌ جزیی از جامعه مسلمین‌اند. تأکید این نوشتار، بیش‌تر شناسایی نقش همین آنوسیان در جوامع اسلامی است.

آن‌ها برای جلب اعتماد مسلمین به هر کسوت و سیمایی در می‌آیند؛ در صورت لزوم به حوزه‌های علمیه مسلمانان می‌روند و تحصیلات حوزوی خود را تا بالاترین مقطع و مدارج ممکن‌، طی می‌کنند. بخشی از آن‌ها، نقش افراد ساده را بازی می‌کنند و بعضی دیگر ادعای فرزندی پیامبر اسلام (ص) را بر خود می‌بندند و خود را «سید» می‌خوانند (به دلیل پاره‌ای ملاحظات، از ذکر هر نامی از این افراد صرف نظر می‌شود و خوانندگان علاقه‌مند به آشنایی با علمای آنوسی در ایران، می‌توانند به کتاب «فرزندان استر» رجوع کنند).

گروهی دیگر از آنان برای نفوذ به میان مسلمین و حضور در خصوصی‌ترین اجزای زندگی آن‌ها، به مشاغل خاص و به خصوص پزشکی روی می‌آ‌ورند. بدین لحاظ، از جمله حرفه‌های مورد علاقه آنان، پزشکی است و اصولاً به نظر می‌رسد که لغت حکیم در معنای اصلی آن یعنی طبیب، برداشتی از لغت حاخام به معنای دانا و دانشمند است و البته باید در نظر داشت که زبان‌های عربی و عبری، دارای ریشه‌های یکسان آرامی‌اند.

شغل دیگر بسیار محبوب و فرح‌بخش و مورد علاقه یهودیان و آنوسیان، موسیقی و طرب و لهو و لعب است و عده زیادی از مشاهیر موسیقی ایران و جهان، یهودیان آنوسی هستند که به اسامی برخی از آنان در ایران اشاره خواهد شد.

افزون بر این‌ها، سیاست و حضور در عرصه‌های گوناگون فعالیت سیاسی، از جمله مشاغل بسیار پرطرفدار برای یهود است تا از این طریق نیز قدرت پنهان یهود را افزایش دهند. آنان با تظاهر هر چه بیش‌تر به تدین، تا حد گزینش زندگی‌ای به ظاهر ساده و فقیرانه و با مظلوم‌نمایی و کسب ترحم و اعتماد، راه را برای قدرت‌یابی خود در میان جامعه مسلمین هموار می‌کنند و به محض رسیدن به مقام، برای صعود به مرتبه بالاتر، نقشه می‌کشند و بدین ترتیب، دائما به هدف خود که ضربه زدن پنهان و از درون به مسلمین است، نزدیک‌تر می‌شوند. البته لازم به ذکر است که آنوسیان به قدرت رسیده، برای انتخاب کارگزار و زیردست خود، هرگز حق ندارند در صورت دست‌رسی به افراد آنوسی، فردی مسلمان را انتخاب کنند. به این ترتیب، آنان هرم قدرت خود را روز به روز قوی‌تر می‌کنند و پنهان کاری‌شان، مانع از ظاهر شدن هویت واقعی یعنی یهودی آنان می‌شود.

اما بی‌شک، یکی از محبوب‌ترین و مهم‌ترین و در عین حال، ضد اجتماعی‌ترین و ویران‌گر‌ترین پیشه همیشگی یهودیان، بانک‌داری و رباخواری است، چنان‌که امروزه مهم‌ترین بانک‌های جهان تحت مالکیت یک یا چند یهودی قرار دارند. یهودیان قرن‌هاست که از این طریق، نبض و رگ حیاتی ملت‌ها را به دست گرفته‌اند؛ دوستان خود را حمایت و دشمنان‌شان را ورشکسته می‌کنند.

شناسایی آنوسیان پنهان شده در میان مسلمین:

اصول کلی این امر مبتنی بر این واقعیت است که یک یهودی و آنوسی، الزاماً در مسیر اهداف و منافع قوم خود و یهودیت می‌کوشد و از هر گونه فعالیت و اقدامی که منجر به زیان آن شود، تا حد امکان جلوگیری می‌کند. در حقیقت، فرزندان یهودی از سوی خانواده و اطرافیان به گونه‌ای تربیت می‌شوند که خود را قوم برتر دانسته و هر اقدامی و به هر بهایی را در جهت تأمین مصالح قوم خود مجاز و لازم بدانند. به همین دلیل، امکانی ساده و ابتدایی برای شناخت آن‌ها فراهم می‌شود و طی فعالیت‌هایی که یهودیت را به طور جدی تهدید می‌کند، می‌توان به آنوسی بودن یهودیان مسلمان‌نما پی برد. ذیلاً به چند روش ساده شناسایی یهودیان آنوسی اشاره می‌شود.

شیوه‌های آنوسیان برای اختفای ماهیت یهودی خود:

آنوسی‌ها برای اختفای ماهیت خود‌، تلاش‌های زیادی انجام می‌دهند. اکثر آن‌ها، تا حد افراط به اسلام اظهار ایمان می‌کنند و از این راه، وجهه اجتماعی مناسبی کسب می‌کنند و بدین ترتیب، بر ماهیت یهودی خود سرپوش می‌گذارند و با تظاهر به دین و مذهب اسلام، هم معتقدات اصلی خود را پنهان می‌کنند و هم جایگاهی برابر با مسلمانان و حتی بالاتر از مسلمانان عادی به دست می‌آورند و در عین حال از محظوراتی نظیر نجس تلقی شدن و پرداخت جزیه و غیره در امان می‌مانند.

نکته مهم در این خصوص، افراط در تظاهرات اعتقادی از سوی آنان است؛ آنوسیان برای جلب اعتماد مسلمانان و نفوذ هر چه بیش‌تر در میان آنان، دائما در نمازهای جماعت حضور دارند، روزه‌های خود را به طور کامل می‌گیرند، به حج می‌روند، ادعیه و اذکار اسلامی می‌خوانند، در مراسم عزاداری و اعیاد مذهبی شرکت می‌کنند و خمس و زکات مال خود را در وقت معین و به افراد خاص، می‌پردازند. همچنین یهودیان آنوسی ایران در دوران بعد از انقلاب، برای جلب اعتماد مؤمنین و مسئولان حکومت اسلامی در راهپیمایی‌ها و تظاهراتی نظیر 22 بهمن و روز جهانی قدس و نیز انتخابات و ... شرکت می‌کنند و حتی برای برگزاری مراسم مذهبی مسلمانان کمک‌های مالی می‌کنند و یهودیان به مقام رسیده، برای پنهان کردن ماهیت خویش و رفع تردیدهای احتمالی و کسب اعتماد هر چه بیش‌تر سایر مسئولان حکومت اسلامی، حتی علیه اسراییل و صهیونیسم هم سخن‌رانی ‌کرده و برای حفظ ظاهر در راستای مبارزه با اسراییل، سمینار و همایش و کنفرانس برگزار می‌کنند. تمام این گونه اقدامات برنامه‌ریزی شده در نهایت به تثبیت موقعیت یهودیان آنوسی و حفظ منافع یهود می‌انجامد.

به این ترتیب، تفکیک یهودی آنوسی از مسلمان واقعی، بسیار دشوار می‌شود ولی در این گفتار، تلاش می‌شود تا حد امکان معیارهایی برای شناخت یهودیان آنوسی ارائه شود.

چگونه آنوسیان را بشناسیم؟

در ابتدا لازم به ذکر است که راه‌های بیان شده در زیر، به هیچ وجه قطعیت مطلق ندارند، ولی با این حال می‌توان از طریق آن‌ها تا حدودی به شناخت آنوسی‌ها نزدیک شد.

رفتارهای فردی:

یهودیان آنوسی برای نفوذ در میان هر یک از طبقات جامعه ایران به لباس آنان درمی‌آیند. مثلاً یک آنوسی ممکن است به صورت روشنفکر مسلمانی درآید که لاییک است، به خدا و پیامبر اسلام (ص) توهین می‌کند، قرآن را متنی زمینی یا سروده یک عرب می‌داند و قایل به تحریف قرآن (علنی یا تلویحی) است. همچنین آن روحانی‌ای که نزدیکی ادیان را تبلیغ می‌کند می‌تواند گام آگاهانه یا ناآگاهانه دیگری را در کنار کار آن روشنفکری که دین اسلام را مرتجعانه می‌شناساند، برای رفع خصومت علیه یهودیت و اسرائیل به پیش ببرد، زیرا تکیه هر دو گروه بر تواریخ اسلامی موجود است که آنوسی‌های دیگری، در زمان‌هایی دیگر و با نام‌هایی دیگر نوشته‌اند. (برای نقد و بررسی تواریخ به ظاهر اسلامی موجود از این دیدگاه ر.ک به مجموعه آثار استاد ناصر پورپیرار با عنوان کلی تأملی در بنیان تاریخ ایران) چنین گروه‌هایی، بیش از ذکر نام خداوند و یا پیامبر اسلام (ص)، از امامان و خلفا و صحابه یاد می‌کنند و پی در پی‌ داستان‌هایی را تکرار می‌کنند که در آن‌ها پیامبر بزرگوار اسلام (ص)، در نقش یک رهبر نظامی مسلح خون‌ریز، مردی هوس‌ران، ضعیف النفس، دارای مقاصد دنیوی، ناتوان در اداره امور، دارای بیماری‌های روانی – عصبی نظیر صرع و ده‌ها افترای دروغین و مهوع دیگر، معرفی می‌شوند. اگر در این گونه افراد بی‌منطقی و یا تعصب افراطی دیدید، گامی به شناخت آن‌ها نزدیک تر شده اید.

رفتارهای اجتماعی:

در رفتارهای گروهی، مهم‌ترین ویژگی یهودیان آنوسی، اقدام دسته جمعی و حمایت از فعالیت‌های یکدیگر است؛ بدین معنی که اگر یکی از آن‌ها کاری ناپسند انجام دهد، فرد آنوسی دیگر که دارای سیما و وجهه موجه‌ای بوده و اعتبار لازم را از طریق اقداماتی نظیر تظاهر به تدین و مشارکت‌های اجتماعی مثبت به دست آورده است، پا در میانی کرده و موضوع را به نحوی فیصله می‌دهد. یا اگر یکی از آن‌ها در کاری، چه کوچک و چه بزرگ، سنگ اندازی کرده و مانع‌تراشی کند، آنوسی دیگری که شخص موقر و مقبول عامه‌ای است، به او پیوسته و کار او را توجیه می‌کند.

این شیوه، در ادامه و در سطح کلان، به صورت درگیری‌های اجتماعی دیده می‌شود و مثلا دو یا چند گروه دارای عقاید مختلف، در زمینه سیاسی یا فرهنگی و اقتصادی، منازعه‌ای غیر لازم را آغاز می‌کنند که چند وجه مشخص دارد:

الف: فاقد نقطه آغاز و دلیل موجه و روشن، یا بر سر مسائلی بسیار ساده است.

ب: هیچ کسی در هیچ گروهی، حرف قطعی و نهایی را نمی‌زند و درگیری‌ها به صورت سطحی و لفظی ادامه خواهد یافت. در عین حال، همواره همدیگر را به افشای مسائلی تهدید می‌کنند با این عبارت که اگر فلان مطلب گفته شود، کار طرف تمام خواهد شد، اما چنین اتفاقی هرگز رخ نداده و نخواهد داد.

ج: معمولاً این گروه‌ها خلق الساعه‌اند و بر مبنای هیاهو پدیدار می‌شوند.

د: افراد این گروه‌ها به بهانه بی‌اعتنایی یا بی‌اهمیتی از درگیری عقلی و عمومی آشکار با موضوع مورد نزاع می‌گریزند.

ه: مطالبات همه گروه‌ها یکسان و منطقی به نظر می‌رسد، اما در صورت برتری و غلبه یکی بر دیگری، موضوع مسکوت می‌ماند و تغییری در هیچ موردی دیده نمی‌شود. این سکوت تا زمان لازم ادامه خواهد یافت.

و: مهم‌ترین هدف آنوسیان از این اقدامات، یکی مشغول سازی جامعه با مطالب سطحی و ممانعت از ورود به بنیان مطلب، و دیگری جذب افراد جوان و ساده دارای گرایشات متفاوت در گروه‌های مختلف و گاه متضاد است تا افراد نیروهای خود را صرف مبارزات پوچ کرده و انرژی خود را هدر دهند.

راه دیگر شناخت آنوسیان، خصایص آیین یهود است که می‌تواند در شناسایی افراد موثر باشد. از جمله برخورد یهودیان آنوسی با روز شنبه تعطیل و حرام بودن کار کردن در این روز در آیین یهود، که آنوسیان از راه‌های مختلف و با زیرکی تمام، در این روز کار و تعطیلی را با هم توأم می‌کنند. از جمله اقدامات آن‌ها برای پرهیز از کار کردن در روز شنبه و عدم ارتکاب گناه، تلاش برای مرخصی گرفتن در مشاغل دولتی و یا خصوصی است. در کارهای دیگر، ترفندهای دیگری زده می‌شود، نظیر گران‌فروشی غیر قابل توجیه برای جلوگیری از انجام معامله، تمارض و ابراز گرفتاری‌های خانوادگی و ... .

آنوسیان الگوهای رفتاری دیگری نیز دارند که برای شناخت آنان چندان مفید نیست، زیرا چندان از جانب آن‌ها رعایت نمی‌شود، نظیر رعایت فاصله چند ساعتی بین غذاهای دارای انواع گوشت با مأکولات لبنی نظیر ماست و بستنی و ...، بدین معنی که آنوسیان، اکراه دارند مثلاً کباب و دوغ را با هم بخورند و معتقدند باید بین این دو، چند ساعتی فاصله باشد که البته این مسائل چندان مراعات نمی‌شود.

تولید شایعات:

یکی از فعالیت‌های اصلی آنوسی‌ها تولید، ترویج، انتشار و تبلیغ خرافات دینی (و طی این سال‌های اخیر تولید انواع اس. ام. اس.های موهوم برای تمسخر مسئولان حکومت اسلامی یا تمسخر اعتقادات دینی مسلمانان) است که شکل های متنوعی دارد:

الف: مثلاً نامه‌ای از زیر درب منزل شما انداخته می شود و در آن ادعا می‌شود که فلان شیخ، فلان امام یا پیامبر اسلام (ص) را در خواب دیده است و به وی چنین و چنان گفته است و پس از کلی درد دل بی‌مورد و غیر لازم و بی‌معنی، از او خواسته است که فلان کار را انجام دهد. در پایان از خواننده درخواست می‌شود که آن برگه را به تعداد مشخصی تکثیر کند و بدون این که شناخته شود، پخش کند و به خواننده نوید می‌دهد که در صورت اطاعت، پاداشی بزرگ نصیب او خواهد شد، چنان چه فلانی این کار را کرد و در عرض یک هفته به ثروت کلانی رسید و شخص دیگری، تخلف کرد و مثلاً از کوه پرت شد! و .... چنین شایعات و دروغ‌های خرافه‌الودی همواره توسط آنوسیان ساخته شده و اشاعه داده می‌شود.

ب: اخیراً این طور باب شده است که ادعا می‌کنند در فلان وقت که اغلب در ایام عزاداری ماه‌های محرم و صفر است، تصویری از فلان شهید میدان کربلا روی دیوار افتاده است، یا این ادعا که مثلاً فلان شهید کربلا، بر فلان کودک یا زن یا مرد حاضر در جمع ظاهر شده است. اشاعه‌دهندگان این خرافات (و احتمالاً همان کسی که بر دیدار این مسائل گواهی می‌دهد) احتمالاً آنوسی هستند.

ج: اقدام دیگر یهودیان آنوسی برای ترویج خرافات دینی، برگزاری جلسات مذهبی نظیر آموزش قرآن یا روضه‌خوانی همچون سایر مسلمانان است. آنوسیان اغلب جلسات زنانه را هدف قرار می‌دهند به چند دلیل: اولاً غالب افراد جلسات زنانه خانه‌دار بوده و اوقات فراغت بیش‌تری دارند که طی آن با یکدیگر مرتبط بوده‌اند و می‌توانند با تکرار مکرر این مسائل، به آن دروغ‌ها پایداری ببخشند. ثانیاً بعضاً دارای سطح اطلاعات و بینش بالایی نبوده و قابلیت بیش‌تری برای پذیرش و ترویج دروغ دارند. دلیل سوم و تقریباً اصلی، نقش این افراد به عنوان مادر است که با پذیرش این عقاید، آن را به طور کامل به نسل‌های بعدی انتقال می‌دهند و نسل بعدی، به دلیل اعتماد فطری‌ای که به مادر دارد، غالب آراء، نظرات، اندیشه‌ها و اعتقادات دینی و غیر دینی او را می‌پذیرد و همین عامل، یادآور تأکید قرآن است بر عدم تبعیت کورکورانه از اعتقادات والدین در عین احسان و احترام به ایشان.

در تمام موارد، نقش رسانه‌ها و media، کاملاً عیان و غیر قابل انکار است. البته از نقش آنوسیان داخل شده در قشر روحانیت که به دلیل سیمای ظاهری موجه، دارای قابلیت نفوذ تقریباً مطلق و سراسری در جامعه اسلامی هستند و در عین حال وظیفه رهبری آنوسیان خرده‌پا را نیز بر عهده دارند هم نباید غافل شد. آنوسیان معمولاً خود را به شدت مذهبی جلوه می‌دهند و برای فریب مسلمانان انقلابی و حزب‌اللهی به عضویت گروه‌هایی نظیر بسیج و حزب الله و ... در می‌آیند و ضمن گزارش به مراکز مافوق خود در مورد نوع و نحوه فعالیت‌های مذهبی مسلمین و افراد انقلابی، به گسترش و توسعه اسراییلیات و خرافات مذهبی در میان افراد این گروه‌ها می‌پردازند. همچنین آنوسیان در گروه‌های لهو و لعب نیز حضور چشمگیری دارند تا بتوانند از این طریق هزلیات و امور بی‌ارزش را در جامعه اسلامی توسعه و گسترش دهند.

تحریف قرآن کریم و توسل به منابع نامطمئن غیر قرآنی:

برای ایجاد انحراف در اعتقاد مسلمین، شاید هیچ روش دیگری تا این اندازه مفید نباشد. به همین دلیل تأکید بیش‌تری بر روی این بخش شده و دسته‌بندی کامل‌تری صورت می‌گیرد.

1. قرآن از سوی آنوسی‌ها هرگز مورد استناد جدی قرار نمی‌گیرد و در صورت نیاز به قرآن، هیچ‌گاه این کتاب آسمانی مورد رجوع مستقیم قرار نمی‌گیرد، بلکه همواره به تفسیر قرآن مراجعه می‌شود که در این مورد هم تقریباً همیشه، تفاسیری مورد رجوع قرار می‌گیرند که نویسنده آن نیز آنوسی بوده است تا از این طریق باز بتوانند از متن و بیان اصلی قرآن بگریزند. اسامی تعدادی از آنوسیان مفسر و محدث در کتاب فرزندان استر ذکر شده است و برخی از معاصرین آن‌ها با تصویر معرفی شده‌اند.

2. آنوسی‌ها اهمیت فراونی به ادعیه می‌دهند و اغلب یک دعا نیز در جیب یا کیف خود دارند، در حالی که قرآن را حتی ورق هم نمی‌زنند.

3. در مورد قرآن، بیش‌تر به آیات قتال و جهاد اشاره می‌کنند و ضمن تظاهر به اعتقاد به قرآن‌، با بیان این موضوعات، مخاطب را تحت تأثیر قرار می‌دهند تا تصویری خشن از اسلام در ذهن او بسازند.

4. ادعا می‌کنند که رژیم اشغال‌گر اسراییل و صهیونیسم باید نابود شود و حتی اقدام به تاسیس بنیادهایی برای کمک به مردم فلسطین می‌کنند، اما هرگز عملی انجام نمی‌شود و این مسائل هرگز از حد شعار فراتر نمی‌رود، چنان که با وجود این همه مبارزات شهادت‌طلبانه، هنوز هم بعد از ده‌ها سال رژیم اشغال‌گر قبله‌ی اول مسلمانان، به حیات خود ادامه می‌دهد.

در عین حال، آنوسی‌ها با توسل به اندیشه‌ها و تفکرات اومانیستی و برابری تمام انسان‌ها با هم، حتی بدون توجه به جنس و آزادی اعتقاد و اندیشه، به ظاهر برای صلح میان یهود و مسلمان تلاش می‌کنند.

5. اصرار دارند و تبلیغ می‌کنند که صهیونیزم و یهودیت دو مقوله کاملاً جداگانه‌اند و به این مطلب اشاره نمی‌کنند که تمام افکار و اهداف صهیونیسم دقیقاً همان‌هایی است که در تورات به کرات به آن‌ها اشاره شده است، چنان که یهودیان در تورات مکرراً به قتل‌عام همسایگان و دست یافتن بر ارض موعود فراخوانده می‌شوند. همچنین به این موضوع نیز عامداً بی‌توجه‌اند که خداوند در کتاب خود با یهودیت، به طور عام و در هر فرقه و جامه و کسوتی برخورد کرده و تفکیکی میان یهودی یا گروه‌ها و زیرمجموعه‌های فکری آن همچون صهیونیسم قائل نشده است.

6- از کمک‌های جمهوری اسلامی ایران و اعراب به مردم فلسطین انتقاد کرده و می‌گویند چرا کشورهایی که خود محتاج امکانات و دارایی خود هستند و بدهی‌های بین‌المللی دارند، ثروت‌شان را صرف نیازهای داخلی خود نمی‌کنند و برای فلسطینیان هزینه می‌کنند؟ این آنوسی‌‌ها و روشنفکرنماهای دنباله‌رو ‌آنان هرگز نمی‌پرسند که چرا جامعه سرمایه‌داری غرب با تمام امکانات به یهودیان برای سرکوب فلسطینیان و ضدیت علیه مسلمانان کمک می‌کند؟

7. ‌آنوسی‌ها به هنگام شدت یافتن وحشی‌گری‌های اسراییل علیه فلسطینیان مبارز، احساساتی شده و رمانتیک حرف می‌زنند و ضمن عدم اشاره به راه حل صرفاً صورت مسئله را پاک کرده و مثلاً می‌گویند: به هر حال بهتر است اعراب و اسراییل به نحوی با هم کنار بیایند! چون هر دو انسان‌اند!

8. یهودیان آنوسی دارای گرایشات باستان پرستانه بعضاً افراطی هستند، همواره کورش و داریوش را به نیکی یاد کرده و وسیعاً می‌کوشند تا کورش را همان ذوالقرنین قرآن جا بزنند.

9. آنان فیلم «تختگاه هیچ‌کس» را که مستندی در باب نیمه کاره بودن تخت جمشید است، دروغ و جعل معرفی می‌کنند، افراد را به ندیدن آن فرا می‌خوانند، مراکز رسمی دولتی را از نمایش عمومی آن بازمی‌دارند، آن را بدون هیچ دلیلی، رد و غیر قابل اعتنا می‌نامند و مورد تمسخر قرار می‌دهند.

10. موضوع وقوع رخ‌داد پوریم را که نسل‌کشی همه جانبه بنی اسراییل در منطقه ایران و عراق و ترکیه کنونی است، رد کرده و ذکر ماجرای آن در بخش تواریخ تورات را اشتباه چند خاخام می‌دانند و منکر وقوع آن هستند، اما اگر تحت شرایطی ناچار به پذیرش این واقعیت شوند، آن را محدود دانسته و منکر توقف حیات بشری درآن مقطع می‌شوند و در مورد نبود هیچ اثری از تمدن‌هایی نظیر عیلام و اکد و آشور و بابل و سارد و لیدی و فینیقیه و ...، ادعا می‌کنند که آن‌ها در تمدن فرضی هخامنشی مستحیل شده‌اند و نه این که نابود شده باشند و دلیل این استحاله را هم قدرت یا تمدن برتر هخامنشیان می‌دانند، در حالی که هیچ سندی برای این برتری غیر عادی در منطقه وجود ندارد.

11. آنوسی‌های ایران، مثل همه یهودیان جهان از اعراب نفرت دارند، آن‌ها را وحشی و بی‌دین و بی‌تمدن و نابود کننده تمدن موهوم ساسانی می‌دانند، اما در عین حال معتقدند که ایرانیان موفق شده‌اند از همان افراد بی‌دین، دین اسلام را به صورت صحیح و کامل أخذ کنند.

راه‌های دیگر شناسایی یهودیان آنوسی:

راه‌های کم اهمیت‌تر دیگری نیز برای شناخت آنوسی‌ها وجود دارد که قابلیت استناد زیادی ندارند، اما به هر حال می‌توانند مؤثر باشند. نکته ظریف در این خصوص این است که چنین نشانه‌هایی، در عین در حاشیه قرار گرفتن‌، گاه می‌توانند آغازگر ظن و گمان در مورد یهودیان آنوسی باشند. در ذیل به بعضی از این راه‌ها اشاره می‌شود.

آنوسی‌ها معمولاً در اطراف خود از لوازمی استفاده می‌کنند که به نوعی با ستاره داود مرتبط باشد، مثلاً از قاب عکس‌هایی با ستاره 6 و 8 پر استفاده می‌کنند که تصویر دو مربع و یا دو مثلث هم اندازه است که با چرخشی 45 درجه ای و 180 درجه ای، بر روی هم قرار گرفته‌اند.

یک راه دیگر شناسایی آن‌ها بر اساس نام فامیل است، زیرا که برخی از نام‌های خانوادگی در انحصار آن‌هاست و در روابط داخلی آنان همانند یک کد شناسایی عمل می‌کند. متأسفانه تاکنون هیچ محققی به فکر تدوین چنین فرست اسامی نیفتاده است، اما گروهی از القاب و عناوین و صفت‌ها و الفاظ وجود دارند که با پیشوند و پسوندهای مختلف به عنوان نام خانوادگی در میان آنوسی‌ها، از قدیم الیام رواج داشتند، ولی چون ممکن است برخی از خانواده‌ها اینک فقط میراث بر آن اسامی باشند نه آنوسی، لذا از ذکر آن‌ها خودداری می‌شود. اما ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که این اسامی، بار معنایی خاصی نیز دارند. به علاوه خانواده‌های آنوسی دارای یک نام خانوادگی معمولاً مشابهت‌هایی نیز با هم دارند. مثلاً برخی از نام‌های خانوادگی مخصوص آنوسی‌های دارای گرایشات شدید مذهبی است، برخی دیگر اشاره به مشاغل محبوب آنان چون طب و مطربی دارد. این قبیل آنوسیان در هر کجای ایران که باشند، صفات یکسانی را بروز می‌دهند و برخی دیگر از اسامی نیز اشاره به قومیت ظاهری فرد آنوسی دارند و مثلا نشان دهنده زندگی فرد در بخش ترک یا کرد یا لرنشین ایران هستند.

اهداف آنوسیان:

آنوسی‌ها اهداف متعددی دارند که در این جا به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌شود.

عمده‌ترین هدف آن‌ها ایجاد چند دستگی و اختلاف در میان مسلمین و بازی با اجناس و قیمت کالاهای مورد نیاز جوامع مسلمان است. آن‌ها با اختیار داشتن سرمایه مخفی و این روزها علنی، تقریباً تمام درآمد مسلمین را به صورت ربا و نظایر آن از آنان پس می‌گیرند و به جیب خود می‌ریزند تا مسئله رشد اجتماعی در بین مسلمین متوقف بماند و کیسه یهودیان بدون زحمت متورم‌تر شود. طبق قرارهای داخلی، یهودیان درآمد خود را به کنیسه می‌رسانند و در صورت بروز هر مشکلی نیز از طرف آن‌ها حمایت می‌شوند.

راه‌های مقابله با آنوسیان:

برای مقابله با این افراد، گام نخست آگاهی از اهداف آنان است که البته بخش کوتاهی از اهداف مهم آن‌ها ذکر شد. لذا با اطلاع از نقش عمده‌ی آنان در ایجاد تفرقه در بین مسلمانان، لازم است تا در مسیر خلاف آن حرکت کنیم. بدین لحاظ، به نظر می‌رسد که شروع این امر منوط به ایجاد تحولی در بین علمای اعلام اسلام در سراسر سرزمین‌های اسلامی است تا با بررسی صحت و سقم اطلاعات عمده‌ترین و اصلی‌ترین منابع اسلامی، در اصول و فروع که موجد اختلافات مذهبی است و تعیین تکلیف با آن‌ها، مسلمین را از دشمنی بی‌جهت با یکدیگر باز دارند و با شناخت مزاحمان و مانع‌تراشان بر سر راه اتحاد دوباره اسلامی، نقاب را از چهره دشمنان واقعی مسلمین یعنی آنوسیان بردارند.

آنوسی‌های مشهور:

برخی از آنوسی‌ها با پوشش اسلام‌نمایی خود خدمات شایانی به قوم یهود انجام داده‌اند. عمده‌ی اینان دارای فعالیت‌های مذهبی به ظاهر اسلامی بوده‌اند و اقدامات بسیار بزرگی در ایجاد تفرقه و ساخت انواع فرقه‌های منتسب به اسلام همچون بهاییت داشته‌اند. متأسفانه به دلیل احتمال ایجاد بعضی التهابات و ایراد اتهامات صرفاً احساساتی و متعصبانه و بدون پشتوانه مستدل و منطقی، از ذکر اسامی این فرقه‌ها صرف نظر شده و خوانندگان علاقه‌مند به کتاب «فرزندان استر» ارجاع داده می‌شوند.

در این جا تنها به اسامی چند تن از آنوسیان غیر مذهبی اشاره کوتاهی می‌شود، با این توضیح که فهرست مفصل‌تر اسامی آن‌ها در منبع فوق‌الذکر موجود است:

فیلسوف:

ابن کمونه، 1284 م.

ملا الازار همدانی (قرن 19 و 20)، معروف به لاله زاری، مترجم کتاب گفتار در روش رنه دکارت

موسیقی:

مرتضی خان نی‌داوود

ادبیات:

سید جمال الدین واعظ که از سران مشروطه بود و پسر وی سید محمد علی جمال زاده، نویسنده مشهور ایرانی

سید اشرف الدین قزوینی، مدیر مسئول روزنامه نسیم شمال

سلیمان حییم، مؤلف فرهنگ انگلیسی به فارسی حییم

علی معلم، مؤلف فرهنگ انگلیسی به فارسی پزشکی

تاریخ:

خواجه رشید الدین فضل الله، نویسنده جامع التواریخ

سعد الدوله صفی بن هیبت الله، وزیر ارغون خان ایلخان مغول که به جرم جاسوسی برای مسلمانان کشته شد

سیاست:

قوام السلطنه، نخست وزیر

محسن (هاخام رابی)، نماینده مجلس در زمان محمد رضا شاه پهلوی

اقتصاد:

مراد اریه، نماینده مجلس در زمان محمد رضا شاه که خانواده اریه صاحبان کارخانه کاشی‌سازی ایرانا بودند

حاج حبیب القانیان، مؤسس شرکت پلاستیک‌سازی پلاسکو و کارخانجات صنعتی و تولیدی مرکب در ایران





برای تهیه ی کتاب «فرزندان استر» می‌توانید از این لینک استفاده کنید.

http://www.karangbooks.com/new/ester-2.htm




تاريخ شناسي و ايران شناسي بدون نقاب
http://parvaze2001.googlepages.com/index.html
Go to Top of Page

rp_vesal10
مسئول بخش

15 Posts

ارسال شده در:  سه شنبه 29 تير 1389 :  02:04:33  Show Profile  Reply with Quote
داداشی
ارسال شده در: پنجشنبه 2 شهريور 1385 : 15:53:05
--------------------------------------------------------------------------------


اتحاد دلتا و بحران خاورمیانه




نبايد از ياد برد كه گشودن جبهة جنگ گسترده ـ به بهانه‌هاي مختلف و از جمله آرماگدون ـ جزء خواسته‌هاي جدي اتحاد دلتاست. چنانكه طي سه دهة اخير، از زمان رياست رونالد ريگان تا جورج بوش بر كاخ سفيد،‌گردانندگان ماجرا دربارة آن گفت‌وگو كرده‌اند و حتي وقوع آن را جزء آرزوهاي خود به شمار آورده‌اند.
اين جنگ تحميلي احتمالي به عبارتي ظهور «استراتژي ويژة اشرار يهود» است كه اتحاد دلتا وظيفة محقق ساختن آن را عهده‌دار شده است.
اتحاد دلتا بر آن است تا پيش از ظهور آمادگي تام و قدرت گرفتن مسلمين در دروازة تاريخ جديد، و قبل از فروپاشي كامل اركان سياسي و اقتصادي غرب، در جنگي هولناك همة امكان مادي و فرهنگي شرق اسلامي را منهدم كند و نه تنها براي هميشه امكان ظهور تمام قد «قدرت دوم» در جهان (بيم قريب) را از بين ببرد بلكه، با حضور كامل و تسلط تمام در خاورميانه، مانع از ظهور و توفيق منجي موعودي شود كه براي هميشه ماجراي استكبارورزي را ختم مي‌نمايد
علي‌رغم انتظار ساكنان ربع مسكون، دامنة بحران‌هاي سياسي، اجتماعي و نظامي جاري در گوشه‌گوشة جهان هر روز گسترده‌تر مي‌شود. اين وضع، بر حساسيت شرايط تاريخي موجود افزوده است و در اين ميان، جهان اسلام بيش از ديگران خود را مواجه با بحران مي‌بيند.
اين شرايط، قابل مقايسه با مهم‌ترين نقطه عطف‌هاي تاريخي گذشته بر اقوام و ملل نيست چه، در شرايط حاضر؛

1. تاريخ بحران‌زدة غربي، چون محتضري، در جدال با مرگ محتوم، خود را بر در و ديوار مي‌كوبد.

2. طلاية تاريخ آينده، كه به نام دين و نام مقدس موعود آخرالزمان آغاز شده، تمامي ماهيت و صورت‌هاي لرزان تاريخ منسوخ غربي را به چالش فرا مي‌خواند تا آنكه در سير اكمالي تحول فرهنگي بزرگ را سبب شود.

3. اشرار يهود (صهيونيسم جهاني) در آرزوي دراز سيطره و سلطنت جهاني، خود را مهياي رويارويي بزرگ و نهايي مي‌كند و حفظ دقايق و لحظات را نيز براي اين منظور مغتنم مي‌شناسد.

4. غفلت جاري در ميان سران عموم كشورهاي اسلامي، نوعي غفلت از اين شرايط تاريخي را سبب شده و سوداي دست‌يابي به مدرنيته و آرامش مادي، آنان را با نوعي خوش‌خيالي به حفظ وضع موجود وادار نموده است.

5. بحران فراگير، عموم مستضعفان را به صرافت طبع متوجه و متذكر التهاب و اضطراب عصر پاياني ساخته، نوعي بي‌قراري، و انتظار و گوش به زنگ بودن را بر آنان مستولي ساخته است.

در چنين وضعي، «مسيحيت پروتستاني»، بيش از سايرين از ميان ملل و نحل، بر موج شرايط سوار شده و مجال را براي حضور همه جانبه در صحنه مناسب يافته است. چنانكه، همة امكان بالقوه و بالفعل را وقف اشرار يهود ساخته و با به مخاطره افكندن عموم مسلمين و مسيحيان (كاتوليك و ارتدوكس و سايرين) و حتي يهوديان غيرصهيونيست، شرايط كاملاً جنگي را بر جهان و بويژه خاورميانه تحميل كرده است.
ذكر اين نكته لازم است كه جريان «مسيحيت پروتستاني» يا همان مسيحيت صهيونيستي؛

1. با رويكردي بنيادگرايانه خود را منتقد شرايط فرهنگي و اخلاقي عصر مدرن معرفي مي‌كند. چنانكه طي دهه‌هاي هفتاد و هشتاد ميلادي با انتقاد شديد از ناهنجاري‌هاي اخلاقي امريكا ميدان حضوري اجتماعي خود را گسترده ساخت.

2. با رويكردي آخرالزماني به آينده ـ اما فريبكارانه ـ بر طبل زمينه‌سازي ظهور دوم حضرت مسيح(ع) مي‌كوبد و خود را پاسخگوي عصري پسامدرن و موجد تاريخ آينده معرفي مي‌كند.

3. از تمامي امكان و ابزار سياسي و نظامي قوي‌ترين كشور جهان يعني امريكا براي نيل به مقاصدش بهره مي‌برد.

4. تمام‌قد در خدمت اشرار يهود (صهيونيسم جهاني) است.

خوي تند، عجله و لجاجت توصيف‌ناپذير جاري در ميان گردانندگان اين نحلة شبه مذهبي، و شرايط سابق‌الذكر، باعث شده تا آنان با سوءاستفاده از خلأ «قدرت دوم» در جهان سياسي پس از فروپاشي شوروي، همة همّ خود را مصروف، مبارزه و سركوب همه‌جانبة مخالفين و تحكيم پايه‌هاي حكومت جهاني نمايند.
از آنجا كه اين جريان، ميدان عمل خود را خاورميانه با محوريت فلسطين و بيت‌المقدس قرار داده، شرق اسلامي، از قِبل اين جريان، متحمل بيشترين آسيب و خسارت شده است.

عواملي چون:

1- فقدان آگاهي درباره استراتژي اين جريان در ميان سران دول اسلامي
2- فقدان اتفاق و همدلي ميان ملل اسلامي
3- فقدان پيوستگي و ارتباط صميمانه ميان پيروان صديق اديان بزرگ ابراهيمي (اسلام، مسيحيت و يهوديت) باعث بوده تا اين جريان هر روز بيش از پيش ميدان عمل را بر ديگران تنگ و آنها را مواجه با خسارت، قتل و غارت و جنگ ناخواسته كند.

در ميان عموم جنگ‌ها و مناقشات منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي بي‌اطلاعي از «استراتژي خصم» و غفلت از ضرورت طراحي و تدوين «استراتژي مقابله» چهار خسارت عمده را باعث مي‌شود:

1- دست رفتن مواضع و موقعيت‌ها
2- سوخت شدن فرصت‌ها و تبديل شدن آنها به تهديد.
3- كشته و مجروح شدن انسان‌ها
4- انهدام سرمايه‌ها و امكانات.در شرايطي كه ذكر آن رفت يعني فقدان سه عنصر «آگاهي، اتفاق و ارتباط»، در ارتباطات و مناسبات مسلمانان هر لحظه بر حجم گستردة خسارات چهارگانه افزوده است. و اين در حالي است كه همواره مسلمين ناگزير به اخذ موضع مناسب در برابر تاكتيك و استراتژي سياسي، اقتصادي و نظامي خصم و تهديدات آن بوده‌اند.

طي دو سه سال اخير، كراراً از «ايدئولوژي آرماگدون» و اهداف و مقاصد «مسيحيت پروتستاني» كه امروزه موجب شكل‌گيري «اتحاد دلتا» يعني اتحاد استراتژيك «امريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي» شده سخن به ميان آمده و «نشرية موعود» نيز به استناد بسياري آثار مسيحيان پروتستاني و صهيونيستي، به آنها پرداخته است.

طي ربع قرن اخير ترس از دو موضوع اين جريان و عوامل طراح و هدايتگر پشت پردة آن را وادار به اخذ موضع سريع و گستردن ميدان عمليات سياسي و نظامي در جهان كرده است.




داداشی
ارسال شده در: پنجشنبه 2 شهريور 1385 : 15:56:42
--------------------------------------------------------------------------------


ترس قريب و نزديك، از احتمال شكل‌گيري قدرت دوم و رقيب آمريكا در خاورميانه از ميان مسلمانان
ترس بعيد، از احتمال ظهور منجي موعود


ـ حسب اخبار آخرالزماني ـ مسلمانان از شرق اسلامي و عربي.

ترس قريب و نزديك، محصول خلأ قدرت واسپس فروپاشي كمونيسم و شوروي است. اگر چه خلأ قدرت رقيب، سوداي ادارة جهان با محوريت ليبرال سرمايه‌دراي امريكا را در سر سوداوي اشرار يهود كه در حقيقت گرداننده و سياستگزار اصلي‌اند انداخت اما، رشد تدريجي و پيش رونده «بنيادگرايي اسلامي» و قدرت يافتن انقلابيون مسلمان در ايران، احتمال شكل‌گيري «قدرت جايگزين» را متبادر اذهان ساخت. ضمن آنكه احتمال اتحاد و اتفاق اين جريان با ساير دول توانمند شرقي، مثل روسيه و چين، بر اين فرض دامن زد كه «قدرت دوم» در راه است. قدرتي كه «ثروت، بنيادگرايي و مدرنيته» را يكجا جمع نموده و باعث سرعت گرفتن سير انحطاط و پس رفت غرب ـ و به ويژه امريكا ـ از صحنة حيات سياسي و فرهنگي جهان مبتلا به سكولاريزم مي‌شود. همان كه ناگزير به فروپاشي تام و تمام غرب منحط در برابر شرق مي‌انجامد.
در فرض نظريه‌پردازان اتحاد دلتا رويكرد بنيادگرايانه و مذهبي مسلمانان، با انتقاد همه‌جانبه از مدرنيته، مي‌تواند جايگزين پرقدرت ليبرال سرمايه‌داري شود. واقعه‌اي كه ساموئل هانتينگتون از آن با عنوان «جنگ تمدن‌ها» ياد كرد. اين پيش‌بيني كه لرزش‌ها و ترك‌هاي پيش‌رونده‌اش بر ديوارهاي تاريخ و فرهنگ غربي هويداست، باعث بود تا «اتحاد دلتا» احساس كند از كمترين فرصت براي:

1-جبران مافات
2-احياگري بر مبناي سنت سكولاريزم و ليبراليسم
3-جلوگيري از رشد و نضج بنيادگرايي اسلامي
4-و بالاخره وارد كردن ضربه و باز دارندگي برخوردار است.

اما ترس و بيم بعيد و دورتر؛
بيم دوم ناشي از آگاهي سران پشت پردة «اتحاد دلتا» ـ حسب اخبار و پيشگويي‌ها و... ـ از قريب‌الوقوع بودن حادثة شريف ظهور مقدس منجي موعود از ميان سرزمين‌هاي اسلامي و عربي است. همان كه نوسترآداموس در پيشگويي‌هاي خود بارها آن را متذكر شده است. جرياني كه به دليل ريشه داشتن در بنيادگرايي حقيقي و به مدد منجي آسماني، طومار تاريخ آكنده از خودبنيادي، كفر و شرك را در هم مي‌پيچد.
شايان ذكر است كه بيش از دو دهه از ساخت نسخة اولية فيلم «مردي كه آينده را مي‌دانست» يا همان پيشگويي‌هاي نوسترآداموس مي‌گذرد. در اين فيلم به صراحت از ظهور مردي پرقدرت از شرق اسلامي در «عربستان» سخن به ميان آمده و درباره‌اش تصوير‌سازي شده است.
اين آگاهي، «اتحاد دلتا» را به ميدان اخذ «استراتژي بازدارندگي» قبل از وقوع ماجرا كشيد. ميدان عمل براي تحقق اين استراتژي از نظر مسيحيان صهيونيست خاورميانه است. ميداني كه تمامي جغرافياي خاكي پاكستان، ايران، عراق، سوريه، لبنان و حتي كشورهاي عربي و تركيه را در بر مي‌گيرد. راز چنگ انداختن «اتحاد دلتا» به موضوعاتي از قبيل؛ جنگ صليبي، ظهور مسيح موعود و بالاخره ضرورت راه انداختن «جنگ مجهول و مجعول آرماگدون، به اين موضوع برمي‌گردد.

وزير امور خارجه امريكا ـ خانم كاندوليزا رايس ـ بارها از اين استراتژي ـ بازدارندگي ـ ياد كرده است.
بايد اذعان داشت هر دو بيم قريب و بعيد، اتحاد دلتا را نيازمند راه انداختن «جنگ جعلي ارماگدون» كرده است.
از اين جنگ با عنوان «جنگ آخرالزمان» در ادبيات مسيحيان صهيونيست ياد مي‌شود. محل وقوع آن صحراي هارمجدون ـ آرماگدون ـ در جنوب حيفا و نزديك كرانه باختري رود اردن در فلسطين اشغالي است. جنگي فراگير و اتمي كه بنا به طرح ابداع‌كنندگانش، جمع كثيري از مسلمانان، اعراب، مسيحيان كاتوليك و حتي يهوديان كشته مي‌شوند و پس از آن براي يك هزار سال حكومت مسيح بر جهان محقق مي‌شود.
وقوع اين جنگ مجعول كه هم اينك اتحاد دلتا در شيپور «آماده‌باش و حملة» آن مي‌دمد:


1-براي هميشه امكان ظهور قدرت دوم و رقيب ـ از ميان مسلمانان و شرق اسلامي ـ را از بين مي‌برد.
2-صورت‌بندي و نقشه سياسي خاورميانه را ديگرگون مي‌سازد.
3-استقرار حكومت جهاني اشرار يهود ـ مندرج و مستتر در اتحاد دلتا ـ را موجب مي‌شود.

نيل به اين مقاصد تا محقق شدن آرماگدون نيازمند حركت اتحاد دلتا در پوشش «جنگ مقدس و ضرورت زمينه‌سازي براي ظهور» است و البته جز اين، دام‌هاي ديگري نيز براي گشودن جبهه وسيع جنگ ميان «شرق اسلامي و اتحاد دلتا» گسترده شده است و از جمله حمله گسترده به لبنان.
نبايد از ياد برد كه گفت‌وگوي مستمر مبلغان انجيلي صاحب نفوذ از ظهور دوم مسيح و زمينه‌سازي ظهور آن حضرت و تأسيس پايگاه حكومتي‌اش در بيت‌المقدس با خود چند امكان را دارد:

1. برانگيختن جمعيت كثير مسيحيان پروتستان ساكن در انگلستان و امريكا براي حمايت از استراتژي و اقدامات اتحاد دلتا عليه شرق اسلامي.
شايان ذكر است كه جمعيت حداكثري اين دو كشور از نظر مذهبي متمايل به كليساي پروتستان و انجيلي هستند.

2. بدل‌سازي از موضوع «آخرالزمان، منجي موعود و دجال». و ايجاد مصنوعي شرايط وقوع آن براي مشروع جلوه دادن طرح‌ها و برنامه‌ها.

3. محتوم جلوه دادن همة اعمال و حركات خشن و سركوب‌گرايانة اتحاد دلتا عليه مسلمين و جملة مخالفان صهيونيسم در غرب و ساير نقاط جهان. (به اتكاء پيشگويي‌ها و اخبار مجعول).

4. مشروع جلوه دادن حضور نيروهاي دلتا در خاورميانه و حمايت همه‌جانبه از صهيونيست‌ها و حضور دائمي و مسلحانه در منطقه براي استفاده از فرصت‌ها، كنترل شرايط و پيشبرد اهداف مطابق استراتژي سابق‌الذكر.

نبايد از ياد برد كه گشودن جبهة جنگ گسترده ـ به بهانه‌هاي مختلف و از جمله آرماگدون ـ جزء خواسته‌هاي جدي اتحاد دلتاست. چنانكه طي سه دهة اخير، از زمان رياست رونالد ريگان تا جورج بوش بر كاخ سفيد،‌گردانندگان ماجرا دربارة آن گفت‌وگو كرده‌اند و حتي وقوع آن را جزء آرزوهاي خود به شمار آورده‌اند.
اين جنگ تحميلي احتمالي به عبارتي ظهور «استراتژي ويژة اشرار يهود» است كه اتحاد دلتا وظيفة محقق ساختن آن را عهده‌دار شده است.
اتحاد دلتا بر آن است تا پيش از ظهور آمادگي تام و قدرت گرفتن مسلمين در دروازة تاريخ جديد، و قبل از فروپاشي كامل اركان سياسي و اقتصادي غرب، در جنگي هولناك همة امكان مادي و فرهنگي شرق اسلامي را منهدم كند و نه تنها براي هميشه امكان ظهور تمام قد «قدرت دوم» در جهان (بيم قريب) را از بين ببرد بلكه، با حضور كامل و تسلط تمام در خاورميانه، مانع از ظهور و توفيق منجي موعودي شود كه براي هميشه ماجراي استكبارورزي را ختم مي‌نمايد.
به عبارت ديگر برآنند تا تاريخ آينده را مطابق هواجس خود بسازند.




داداشی
ارسال شده در: پنجشنبه 2 شهريور 1385 : 16:08:58
--------------------------------------------------------------------------------


بي‌گمان اين «اتحاد شوم» و نامقدس، در سر خيال خام مي‌پزد. به عبارتي غافل از آن است كه: «سحر با معجزه پهلو نزند» اما، نبايد فراموش كرد كه اين غول وحشي، تا تجربة كامل شكست و سقوط با گام‌هاي خود بسياري از بوستان‌ها و گل‌ها را نابود خواهد كرد.
در چنين موقعيتي توجه به موارد زير ضروري به نظر مي‌رسد:


1-لازم است با بررسي همه‌جانبه و جدي علل و انگيزه شكل‌گيري اين اتحاد نامقدس، خاستگاه ايدئولوژيك و فرهنگي آن مورد مطالعه قرار گيرد و حسب شرايط ويژه، آگاهي لازم به عموم مسلمانان صميمي و منتشر در شرق اسلامي منتقل شود.
2-لازم است با شناسايي جامع استراتژي «اتحاد شوم»، با استفاده از همة اسباب اين استراتژي افشا و بدان حمله شود.افشاي استراتژي، مقدمة خلع سلاح فرهنگي خصم است.

3-با ايجاد زمينه‌هاي همه‌جانبه اما سريع و آگاهانه، ميدان گفت‌وگو با زعما و پيروان صميمي اديان توحيدي با محوريت موضوع موعودگرايي، منجي‌گرايي و آخرالزمان باز و امكان ايجاد «اتحاديه‌اي» عليه جبهة فرهنگي و اعتقادي گروه دلتا فراهم آيد.نبايد از نظر دور داشت كه اين جريان با تبليغات گسترده در اقصا نقاط شرق اسلامي، سعي در ايجاد جبهه‌اي جديد از درون سرزمين‌هاي اسلامي و احتمالاً با عنوان «مسلمانان صهيونيست» دارد.
در اين ميان بازبيني رابطة فرهنگي با مسيحيان كاتوليك ـ به ويژه ساكنان امريكاي لاتين ـ و يهوديان ارتدكس و پيروان ساير كليساهاي غير پروتستان و ايجاد جبهه‌هاي جديد مشاركت و همراهي با آنها حول موضوع موعود اديان ضروري است.

4- ...

در اين ميان رسانه‌هاي فراگير بيش از سايرين مسئوليت دارند چه، طي سه دهة اخير رسانه‌هاي غربي و
به ويژه شبكه‌هاي ماهواره‌اي نقش عمده‌اي در ترويج اين انديشه در غرب و جهان داشته‌اند.
به راستي تا كي مي توان مباحث مهدوي و موعودگرايانه را در گسترة شاعرانه‌ها به بند كشيد و مجال طرح همه‌جانبه موضوع ـ را حسب شرايط ويژة جهان معاصر ـ از آن اخذ كرد؟

تا كجا مي‌توان تبليغات تجاري را فصل الخطاب جملة برنامه‌هاي رسانه‌اي قرار داد و از تأثير برنامه‌هاي جدي كاست؟
تا كي مي‌توان به اتكاء اطلاعات و تحليل‌هاي نخ‌نما در سطوح مختلف سياسي، اقتصادي و... اتخاذ موضع كرد؟
هر يك از مناصب و صندلي‌ها در رده‌هاي مختلف فرصتي جدي را براي خدمت تمام به اسلام و مسلمين و در امان نگه داشتن آنها از آسيب و تهديد فراهم مي‌آورد كه غفلت از آن مواخذة جدي حضرت ختمي‌مرتبت محمد مصطفي(ص) و خاتم اوصيا، حضرت صاحب‌الزمان(ع) را در پي خواهد داشت.
والسلام
سردبير

اسماعيل شفيعي سروستاني


ماهنامه موعود شماره 66

منبع سایت موعود

اوه ه ه ه
سر به سرم نذار
Go to Top of Page

vasel
Junior Member

Iran
312 Posts

ارسال شده در:  پنجشنبه 11 شهريور 1389 :  09:26:44  Show Profile  Reply with Quote
به نام الله...

استاد دانشگاه اسلامي مالزي: رژيم صهيونيستي تهديد و خطري جدي براي همه جهان است

استاد دانشگاه اسلامي مالزي رژيم صهيونيستي را تهديد و خطري جدي براي همه جهان دانست و گفت: حتي يك لحظه نيز نبايد از خطر اعمال جنون آميز صهيونيست‌ها غافل شد و به طور مداوم بايد به اين رژيم فشار آورد تا پايبند مسايل انساني باشد.

حافظ نور روز پنجشنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: روز قدس فرصت مناسبي براي يادآوري تهديد اسرائيل و همگرايي بين مسلمانان جهان و كشورهاي اسلامي براي حمايت از ملت مظلوم فلسطين است.

وي با اشاره به اقدام چندي پيش رژيم صهيونيستي در حمله به كاروان كشتي هاي حامل كمك‌هاي بشردوستانه براي فلسطينيان تحت محاصره در غزه، گفت: اين اقدام افكار عمومي همه ملت‌هاي جهان و نه فقط مسلمانان را با خوي وحشيانه اين رژيم آشنا كرد. آنچه كه سال هاست فلسطينيان از آن رنج مي برند اما جامعه بين‌المللي نسبت به آن بي‌تفاوت بوده است.

حافظ نور گفت: اگرچه بر اثر فشارهايي كه به اسراييل و حامي اصلي آن آمريكا وارد شد، باعث شد تا مسير كوچكي براي ارسال كمك به فلسطينيان تحت محاصره غزه باز شود، اما اين كافي نيست و بايد باز هم فشارها بر اين رژيم از طريق نهادهاي بين‌المللي افزايش يابد.

وي تاكيد كرد: اين حادثه تلخ درس ديگري نيز براي مسلمانان بود كه اين رژيم را تنها با مقاومت و ايستادگي مي‌توان به تعهدات بين‌المللي ملزم كرد.

اين استاد دانشگاه اسلامي مالزي افزود: در خصوص سلاح‌هاي هسته‌اي اسراييل هم بايد همين سياست در پيش گرفته شود.همه مسلمانان و كشورهاي اسلامي بايد به سازمان ملل و آژانس بين‌المللي انرژي اتمي فشار بياورند تا اسراييل را مجبور كنند به معاهدات بين‌المللي در اين خصوص پايبند شود.

حافظ نور همچنين گفت: در حالي كه اين رژيم بيش از ‪ ۲۰۰‬كلاهك هسته‌اي دارد و هيچگاه منكر آن هم نمي‌شود با اين وجود حاضر نيست پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته‌اي را امضا كند. اين تبعيض آشكاري در عرصه بين‌المللي است كه با حمايت آمريكا اتفاق مي‌افتد.

وي تاكيد كرد: رفتار دو گانه در برخورد با موضوع برنامه صلح آميز هسته اي ايران و سلاح‌هاي هسته‌اي اسراييل بايد اصلاح شود و غربي‌ها و برخي سازمان هاي بين‌المللي به جاي فشار به كشورها براي محروم كردن آنها از حقوقشان مراقب برنامه‌هاي خطرناك رژيم صهيونيستي باشند.


خبرگزاری جمهوری اسلامی




Go to Top of Page
Page: of 2 Previous Topic موضوع  Next Topic  
Previous Page
 موضوع جديد  ارسال پاسخ
 چاپ موضوع
Jump To:
.:: تالار گفتمان کانون فرهنگی رهپویان وصال ::. © کانون فرهنگی رهپویان وصال 2002-2010 Go To Top Of Page
این صفحه در 3.12 ثانيه بارگذاري شد