گامهاي اوليه تاسيس حزب الله در سال 1982برداشته شد. پس از حمله اسرائيل به لبنان سرکوبي سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) و تصرف لبنان به وسيله ارتش صهيونيستي اسرائيل ، تعدادي از گروههاي اسلامي و شخصيت هاي متاثر از مکتب انقلابي امام خميني (ره) به دفاع از سرزمين لبنان پرداختند. از آنجا که هيچ تشکيلات حزبي اسلامي ، براي چنين ماموريت بزرگي (مقاومت در برابر تجاوزات اسرائيل) آمادگي نداشت ، توجه به ضرورت ايجاد تشکيلات اسلامي قوت يافت.
پس از حمله اسرائيل به لبنان در اوايل دهه 80 ميلادي و انشعاب حزب امل ، گروهي که هسته اوليه حزب الله را تشکيل مي دادند، به ضرورت ايجاد تشکيلات اسلامي واقف شدند و با سرلوحه قراردادن سه اصل به عنوان اهداف تشکيل حزب الله ، طرحي براي ارائه به حضرت امام خميني (ره) (به عنوان ولي فقيه) آماده کردند. اين گروه 3هدف اصلي زير را محور کار خود قرار دادند:
الف) اسلام به عنوان شيوه کامل ، فراگير و شايسته براي زندگي بهتر و پايه فکري ، عقيدتي ، ايماني و عملي در تشکيلات مورد نظر ايجاد شود.
ب) مقاومت در برابر اشغالگري اسرائيل ، به عنوان خطري در حال و آينده که بر لبنان و منطقه اثر مي گذارد، بايد در اولويت قرار بگيرد و به ايجاد ساختار جهادي و مبارزاتي و به کارگيري همه امکانات لازم براي انجام ماموريت و وظايف نياز است.
ج) رهبري شرعي ولي فقيه به عنوان جانشين پيامبر (ص) و امامان (ع) که خطوط کلي فعاليت ها را براي امت ترسيم مي کند و امر و نهي او نافذ و حاکم است.
براي تحقق اين اهداف ؛ يک گروه 9 نفري مرکب از علماي بقاع ، کميته هاي اسلامي و جنبش امل اسلامي طرح نهايي خود را که به «سند ¹معروف شد به حضرت امام خميني (ره) تقديم کردند و مورد موافقت ايشان نيز قرار گرفت و در نتيجه با نظر موافق ولي فقيه مشروعيت يافت.
اعلام موجوديت حزب الله
اگرچه پس از اعلام موجوديت «مقاومت اسلامي» رزمندگان حزب الله در اواخر سال (1984پاييز1363)به طور آشکار در بيروت حضور يافتند، ولي باز هم درباره رهبران و تشکيلات سياسي آنان اطلاع چنداني منتشر نشده بود. سرانجام ، همزمان با شروع عقب نشيني اسرائيل از شهرهاي جنوبي لبنان ، حزب الله در يک گردهمايي سياسي رسمي در 16 فوريه1985) 1363.11.27(با صدور بيانيه ، هويت ، استراتژي و برنامه ايدئولوژيک خود را براي اولين بار اعلام کرد. در اين گردهمايي ، سيدابراهيم الامين به عنوان سخنگوي رسمي حزب الله متن بيانيه را قرائت کرد. اين بيانيه در واقع «مانيفست سياسي» حزب الله به شمار مي آمد و در حقيقت بيانگر دستاوردهاي بزرگ حزب الله ازجمله مجبور ساختن اسرائيل به عقب نشيني يک جانبه و گسترده بخشهاي عمده اي از جنوب لبنان بود.
تشکيلات حزب الله
سازمان تشکيلاتي حزب الله به شکل زير ترسيم مي شود:
1- مجلس شوراي تصميم گيري متشکل از 7 نفر به رياست دبيرکل حزب. اين شورا به عنوان عالي ترين نهاد تصميم گيري عمل مي کند.
2- کميته اجرايي که واحدهاي گوناگون اداري حزب را هدايت مي کند و فعاليت هاي فرهنگي ، تبليغاتي ، روابط عمومي و آموزش و اتحاديه ها را زيرنظر دارد.
3- کميته سياسي
4- کميته برنامه ريزي
5- کميته جهادي
فعاليت هاي اجتماعي: مهمترين فعاليت هاي اجتماعي حزب الله چه به صورت مستقيم و چه غيرمستقيم ، عملا در خدمت هدفهاي حزب قرار دارند و اين 3 فعاليت عبارتند از اداره مدارس المهدي ، کميته اسلامي بهداشت و بنياد شهيد. فعاليت هاي تبليغاتي: اين فعاليت ها عبارتند از راه اندازي و اداره تلويزيون المنار، راديو النور، روزنامه العهد، مرکز فرهنگي حضرت امام خميني (ره). کنگره هاي حزب: حزب الله تاکنون 5 کنگره برگزار کرده است که طي آن کادرهاي رهبري آن انتخاب شدند. در کنگره تشکيلاتي اول شيخ صبحي طفيلي به عنوان دبيرکل اين حزب برگزيده شد. در کنگره دوم سيدعباس موسوي که بعدها به دست صهيونيست ها به شهادت رسيد، به دبيرکلي رسيد. در کنگره هاي سوم ، چهارم و پنجم سيد حسن نصرالله برگزيده شد و هم اکنون وي عهده دار اين منصب است.
کارشناسان سياسي معتقدند کنگره عمومي حزب الله روحيه تجددخواهي و بالندگي و نيز بازنگري حزب الله را به نمايش مي گذارد. کنگره عمومي (شوراي عمومي) از نهادهاي محوري حزب يعني شوراي رهبري ، دفتر سياسي ، کميته اجرايي ، نمايندگان ، مسوولان شاخه هاي حزب ، مسوولان روستاها و مسوولان مقاومت تشکيل مي شود. شوراي رهبري مي تواند با راي نصف به علاوه يک دبيرکل را عزل و جانشين وي را تعيين کند.
تشکيلات حزب الله 5 شوراي مهم دارد که عبارتند از:
شوراي سياسي: متشکل از مسوولان بخشهاي مربوط به جريانات مسائل سياسي گوناگون و اعضاي کميته تحليل و وظيفه ارائه تحليل هاي سياسي را به شورا دارد.
شوراي جهادي: دربرگيرنده مسوولان پيگيري عمليات مقاومت عليه اشغال و همه امور مرتبط با آن از آماده سازي ، آموزش نظامي ، تسخير و پشتيباني و مانند آن است.
شوراي فعاليت هاي پارلماني: شامل نمايندگان حزب در مجلس است و امور «فراکسيون وفادار به مقاومت» را پيگيري مي کند.
شوراي اجرايي: از مسوولان واحدهاي فرهنگي ، اجتماعي ، تربيتي و سنديکال و بخش مشاغل آزاد مانند آن تشکيل شده است.
شوراي قضايي: مسوولان قضايي مناطق که همراه با افراد حزب الله عهده دار پيگيري فصل خصومت ، اظهارنظر در تجاوز از حدود شرعي و اعاده حقوق به صاحبان آنها هستند عضويت دارند. هر يک از اعضاي شوراها در رده مسوول واحد است و بر کميته اي از متصديان قسمتها براي پيگيري ماموريت هاي محول شده نظارت مي کند. شوراي رهبري در راس همه تشکيلات قرار دارد و اهداف ، سياست ها و پيگيري برنامه هاي عمومي فعاليت حزب و اتخاذ تصميم هاي سياسي را به عهده دارد. دبير کل مسووليت مديريت ، نظارت ، هدايت و هماهنگي ميان روساي شوراها و اعضا بالاخره اعلام مواضع حزب و رهبري آن را بر دوش مي کشد. در سومين کنگره حزب الله که در سال1995-1374 برگزار شد، برخي تغييرات در چارت تشکيلاتي حزب الله به وجود آمد که نمودار تشکيلاتي حزب الله به شکل زير درآمد:
خدمات حزب الله: حزب الله لبنان علاوه بر مبارزه با اشغالگري اسرائيل و همچنين فعاليت در صحنه سياسي لبنان در صحنه ارائه خدمات اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي نيز نقش بي نظير و غيرقابل انکاري در لبنان دارد. خدماتي که اين حزب کل مردم لبنان و بخصوص شيعيان ارائه مي دهد، نه تنها در ميان ساير گروهها و احزاب لبنان همانند ندارد، بلکه به اعتراف همگان از خدماتي که دولت لبنان به محرومان اين کشور ارائه مي کند بيشتر و بهتر است.
خانم هلا جابر نويسنده و پژوهشگر لبناني مي گويد:
«خدماتي که اين موسسات وابسته به حزب الله ارائه مي دهند، به اندازه اي است که با خدمات ارائه شده از طرف دولت لبنان ، رقابت مي کند.»
برخي از موسساتي که توسط حزب الله تاسيس شده اند عبارتند از: بنياد شهيد (1362)، جهادسازندگي (1363)، سازمان بهداشت اسلامي (1364)، کميته امداد (1366)، بنياد جانبازان (1369) و مدارس المهدي.
اين موسسات علاوه بر ارائه خدمات متنوع ، فرصتهاي شغلي بسياري را نيز به وجود آورده اند. از طرف ديگر خدماتي که از طرف موسسات ارائه مي شود، يا رايگان است يا با مبالغي کمتر از تعرفه هاي دولتي ارائه مي شود. در واقع حزب الله ، ارائه خدمات اجتماعي را هنگامي آغاز کرد که لبنان درگير جنگهاي داخلي بود و دولت لبنان قادر نبود حداقل خدمات لازم را براي مردم اين کشور تامين نمايد. خدماتي که حزب الله لبنان براي جامعه ارائه مي کند مورد اذعان دوست و دشمن است.
دنيل باي من استاديار دانشگاه جورج تاون در مقاله اي تحت عنوان «حزب الله لبنان در ديدگاه شوراي روابط خارجي امريکا» مي گويد: «حزب الله بر خلاف دولت ، خدمات عمومي نسبتا کارآمدي در سطح لبنان ارائه کرده است و مدارس و بيمارستان هاي موفقي را اداره مي کند. اين جنبش تقريبا به تنهايي کنترل مناطق جنوبي لبنان را در دست دارد و شبکه اجتماعي وسيعي را اداره مي کند که فراهم آورنده غذا، دارو، آموزش و خدمات ضروري است.»
شيخ نعيم قاسم ، جانشين دبيرکل حزب الله در کتاب حزب الله لبناني برخي از فعاليت هاي اين حزب را چنين ذکر مي کند: «حزب الله کمتر از 3سال پس از تاسيس خود، موسسه جهاد سازندگي را ايجاد کرد. نخستين فعاليت اين نهاد، ترميم ساختمان هاي آسيب ديده از انفجار بئرالعبد (اين انفجار با هدف ترور آيت الله سيدمحمدحسين فضل الله صورت گرفت) در سال 1985 بود. پس از آن جهاد سازندگي اقدام به بازسازي ويراني ها و خسارت هاي ناشي از سيلاب هايي کرد که در سال 1987 در بقاع شمال رخ داد. در همان سال ، خانه هاي دو روستاي کفرا و ياطر در جنوب لبنان که در اثر تجاوزات اسرائيل آسيب ديده بود، از سوي اين موسسه بازسازي شد.
همه خانه هاي لبناني ، بويژه در جنوب و بقاع غربي که در اثر تجاوزات اسرائيل آسيب ديده بود، بازسازي شد. تعداد بناهاي بازسازي شده در مدت 10 سال به 17212 منزل ، مکان تجاري و تاسيسات عمومي رسيد. حزب الله همچنين به جمع آوري زباله ها در حومه جنوب بيروت که بيش از نيم ميليون نفر سکنه دارد اقدام کرد. تامين آب آشاميدني حاشيه جنوبي بيروت که فاقد آب شرب است از طريق 110 تانکر که در محلات اين منطقه پراکنده است ، از ديگر اقدامات حزب الله بوده است. علاوه بر اين ، حزب الله به فعاليت هاي کشاورزي نيز اهتمام ورزيده است.
برگزاري دوره هاي توزيع نهال ، بازديد از مزارع ، توزيع بذر و کود، توزيع تراکتور، واکسيناسيون دامها و سم پاشي ، آموزش توليد عسل ، ايجاد مرکز ترويج و راهنمايي هاي تخصصي و نيز توجه به آموزش فني ، حرفه اي و خدمات رساني به روستاها و شهرها از نظر آب رساني ، برق رساني ، فاضلاب ، تلاش براي احداث مراکز بهداشتي و درمانگاه ، احداث و ترميم موسسه هاي آموزشي و اجتماعي ، باشگاه هاي فرهنگي ، مساجد و حسينيه ها و خانه هاي مسکوني براي خانواده هاي شهيدان و نيازمندان از جمله اين خدمات است.
عرصه ديگري که حزب الله در آن کارنامه درخشاني ارائه داده است ، در موضوع احداث مدرسه و آموزشگاه است: اين حزب طي ساليان متمادي ، تعداد زيادي مدرسه در سطوح آموزشي مختلف در نقاط شيعه نشين لبنان ايجاد کرده است. حزب الله با احداث مدارس ، تاثيرگذاري برتوان خود را در عرصه داخلي تضمين کرده است. اين حزب جهل و عقب ماندگي را علت اصلي محروميت شيعيان لبنان از دستيابي به موقعيت هاي برتر سياسي و اجتماعي مي داند. سازمان بهداشت اسلامي نيز رسيدگي به مجروحان حملات اسرائيلي و نيز درمان بيماران عادي در جنوب لبنان را در اولويت هاي کاري خود قرار داده است تا از طريق ارائه خدمات بهداشتي و درماني ، اهالي جنوب با اطمينان بيشتري در مناطق مسکوني خود باقي بمانند.
بنابر قوانين لبنان ، سازمان بهداشت اسلامي حزب الله نمي تواند خدمات پزشکي رايگان ارائه دهد. با اين وصف ، هزينه درمان در درمانگاه ها و بيمارستان هاي حزب الله براي بيماران عادي کمتر از يک چهارم تعرفه هاي دولتي است ، ولي مجروحان حملات اسرائيل به صورت رايگان درمان مي شوند. بدين ترتيب حزب الله علاوه بر اين که به عنوان قهرمان آزادسازي خاک لبنان از اشغالگري جلوه نموده ، به عنوان قهرماني براي فقرا نيز معروف شده و اين قضاوت در لبنان امروزي تعميم يافته است که تلاشي که حزب الله در خصوص تحقق بخشيدن رفاه اجتماعي مبذول مي دارد، سرانجام حزب الله را به تشکيلاتي که از يک حزب بزرگتر و از يک دولت کوچکتر است ، بدل خواهد کرد.
منابع مالي حزب الله
خدمات متنوعي که حزب الله به مردم لبنان ارائه مي دهد، متکي بر منابع متنوعي به شرح ذيل است:
1- جمع آوري اعانات و کمکهاي نقدي و جنسي در داخل لبنان حزب الله با ايجاد تشکيلاتي به نام «هيات پشتيباني از مقاومت اسلامي» و همچنين کميته امداد، اقدام به جمع آوري اعانات و کمکهاي نقدي و جنسي در مناطق مختلف لبنان کرده است. اين دو سازمان صندوق هايي براي جمع آوري کمکهاي نقدي مردم نصب کرده اند.
2- کمکهاي مالي تجار شيعه خارج از لبنان لبنان تنها کشوري در دنياست که جمعيت داخل کشور از مهاجران مقيم خارج آن کمتر است. شيعيان جنوب لبنان در سراسر جهان پخش هستند و به تجارت مي پردازند. تجار شيعه لبنان در چهار گوشه دنيا مشغولند و در کار خود بسيار موفقند. يکي از منابع مالي حزب الله کمکهايي است که اين تجار شيعه در سراسر جهان به اين حزب ارائه مي دهند. بتازگي دولت امريکا، برخي از اين موسسات تجاري را به خاطر حمايت از حزب الله لبنان تعطيل کرده است.
3- وجوهات شرعيه يکي ديگر از منابع مالي حزب الله لبنان وجوهات شرعيه است که با کسب اجازه از تمام مراجع تقليد، از شيعيان لبنان دريافت و صرف هزينه هاي مشخص مي شود.
4- سرمايه گذاري هاي اقتصادي در سالهاي اخير، حزب الله با تشکيل يک بخش اقتصادي شروع به فعاليت هاي اقتصادي ، تجاري و مالي در مناطق شيعه نشين کرده است. اين بخش با تاسيس فروشگاه هاي بزرگ و زنجيره اي ، فعاليت در بخش ساختمان سازي و واردات کالا از ساير کشورها و بويژه ايران ، توانسته است منبع مالي قابل توجهي براي حزب الله ايجاد کند.
حزب الله ؛ حال و چشم انداز
اکنون حزب الله جنبشي مشروع تلقي مي شود که در 2 حوزه مقاومت و سياست فعاليت دارد. اين جنبش همچنين با استفاده از ايدئولوژي پويا و ديناميک خود بر آن است تا با زنده نگه داشتن روحيه مقاومت با استفاده از کرسي مشروعيت آرا ي مردمي بر حق لبنان براي مقابله با اشغال و آزادسازي سرزمين اشغالي و تاکيد بر تماميت ارضي اين سرزمين تاکيد کند. از زمان عقب نشيني اسرائيل به اين سو، گفته شده است حزب الله براي مقابله با احتمال تجديد خصومت ها، به ايجاد زيربناهاي منظم و هماهنگ نظامي در منطقه مرزي پرداخته است و اين نشانگر آينده نگري اساسي و تدوين استراتژي درست در اين جنبش است.
موضع حزب الله در برابر حکومت لبنان
عقلانيت و پراگماتيسم دو صفت برجسته حزب الله در روند سياسي اش در قبال نظام سياسي لبنان محسوب مي شود. بر اين اساس حزب الله با تمايلات مردم در مخالفت با دولت و علاقه مندي آنها به اصلاح اوضاع اقتصادي بحران زده همراهي مي کرد، اما در مقابل به قاعده بازي پارلماني و اصل آن وفادار ماند. حزب الله لبنان در زمينه هاي مربوط به جهاد عليه اسرائيل و مقاومت در برابر اشغال جنوب و بقاع غربي از سوي اسرائيل بر اين باور است که اين دو مساله محور استراتژي حزب و نيروي محرکه و پايه اصلي فعاليت آن محسوب مي شود. در اين زمينه حزب الله کوششهاي فراواني به منظور تقويت شاخه نظامي خود و انجام عمليات شهادت طلبانه به عمل آورد. فعاليت حزب الله در اين زمينه از نقاط عطف بسيار مهم در مناقشات اعراب و اسرائيل است که بخشي از معادله منطقه اي و بين المللي حاکم را رقم مي زند.
همچنين حزب الله پس از کنگره چهارم خود کوشيد تا ديدگاه خود را در قبال احزاب ملي و اسلامي لبنان بهبود بخشد. برقراري ارتباط و ايجاد زمينه هاي مشترک براي فعاليت هاي سياسي داخل در دستور کار حزب قرار گرفت. حزب الله لبنان از کليه احزاب سياسي لبنان خواست عليه خطر اسرائيل و مخاطرات داخلي متحد شوند واز احزاب براي برگزاري نشست مقدماتي اين اتحاد در هتل «پرستيول» دعوت به عمل آورد که نتيجه آن يک سند سياسي به امضاي احزاب شرکت کننده در اين نشست رسيد. همچنين در اين نشست تصميم گرفته شد. يک کميته پيگيري ، مسووليت اجراي فعاليت هاي مشترک احزاب و تلاش براي اجراي آن را به عهده گيرد.
شما نميدانيد، امروز با چه كسي ميجنگيد. شما با فرزندان محمد (ص)، علي، حسن و حسين(ع) و با اهل بيت رسول خدا (ص) و اصحاب او وارد جنگ شدهايد. شما با قومي ميجنگيد كه ايماني فراتر و برتر از همه انسانهاي اين كره خاكي دارند.
پيام سيد حسن نصرالله پس از حمله اسراييل به لبنان
امام موسي صدر نخستين جرقه مبارزه
سيد حسن نصرالله متولد 31 اگوست 1960 روستاي «البزوريه» در جنوب لبنان است. پدرش «عبدالكريم»، سبزي و ميوهفروشي ميكرد و حسن براي كمك به پدر به دکان وي رفت و آمد داشت. در دكان و بر سينه ديوار آن، عكس امام موسيصدر آويزان بود؛ عکسي که نخستين جرقههاي محبت موسي صدر و جنبش امل را که آن زمان به جنبش محرومان معروف بود، در دل سيد حسن روشن کرد. با اين که با هيچيك از علماي ديني آنوقت در ارتباط نبود و خانوادهاش هم، يك خانواده ديني شاخص نبود، ولي سيدحسن نوجوان، علاقهمند به دين بود و اين علاقه در حيطه انجام فرايض معمول مانند نماز و روزه محدود نبود، او فراتر از اينها هم ميرفت. اين علاقه وي را واداشت که با سن اندكش در سال 1976 به نجف برود و تحصيلات حوزوي خود را در آنجا آغاز کند.
در سال 1978 به لبنان بازگشت و در مدرسه الامام المنتظر(عج)، که شهيد سيد عباس موسوي آن را تأسيس کرده بود، تحصيلات حوزوي خود را پي گرفت و در همان حال، به فعاليتهاي سياسي در جنبش امل مشغول و مسئول سياسي جنبش امل در منطقه بقاع شد.
تأسيس حزبالله
پس از آن که امام موسي صدر در ليبي به صورت مرموزي ربوده شد، اختلافات بسياري در سطح رهبري جنبش امل به وجود آمد که در اثر آن و خروج عدهاي از رهبران از اين جنبش، حزبالله لبنان تأسيس شد. سيد حسن در حزبالله نيز مسئوليتهاي مختلفي را عهدهدار شد؛ از جمله عضويت در شوراي رهبري حزبالله، اما از فضاي درس و بحث فاصله نگرفت و به تحصيلات علمي خود ادامه داد تا جايي که در سال 1989 براي تکميل تحصيلات خود به قم مسافرت کرد، اما حملات گسترده اسراييل به لبنان و مبارزات حزبالله به او اجازه نداد، بيش از يک سال در قم بماند و بار ديگر به لبنان بازگشت، تا در کنار برادرانش به مبارزه با رژيم صهيونيستي بپردازد.
شهادت سيد عباس موسوي
در سال 1992 و پس از شهادت سيد عباس موسوي، دبيرکل وقت حزبالله لبنان، با اجماع شوراي رهبري حزبالله سيد حسن نصرالله، دبيرکل جديد اين جنبش شناخته شد. شهادت سيد عباس موسوي به همراه خانوادهاش، تأثير بسزايي در روحيه مردم لبنان و به ويژه رزمندگان حزبالله گذاشت و پس از آن بود که مبارزات و حملات حزبالله شکل جديدي به خود گرفت و حمايت عمومي در ميان مردم لبنان از حزبالله رو به فزوني نهاد. در اين ميان، اسراييل نيز در سالهاي 1993 و 1996 عملياتهاي خوشههاي خشم و تسويه حساب را به اجرا گذاشت که با مقاومت سرسختانه حزبالله، که از کمترين امکانات نظامي برخوردار بود، روبهرو شد.
شهادت فرزند ارشد
سپتامبر 1997 دو تن از رزمندگان حزبالله در حمله به يکي از مواضع ارتش اسرائيل در منطقه جبلالرفيع در جنوب لبنان به شهادت رسيده و پيکر آنان به دست نيروهاي اسرائيلي افتاد. تلويزيون اسرائيل بدون اطلاع از هويت اين دو نفر، تصوير خونآلود آنان را به نمايش گذاشت، به سرعت مشخص شد که يکي از اين دو تن، سيد هادي، فرزند سيد حسن نصرالله، دبير کل حزبالله است. انتشار اين خبر همانند بمبي در جامعه لبنان صدا کرد و تحول بسيار مهمي در پي داشت. در تاريخ لبنان، چه در زمان جنگ داخلي و چه در مقابله با تجاوز نظامي اسرائيل، هيچگاه ديده نشد که فرزند يکي از رهبران گروهاي سياسي و يا شبه نظاميان در راه مبارزه کشته شده باشد.
اين واقعه، موجي از احساسات جوشان همدردي، احترام و شيفتگي را نسبت به دبير کل حزبالله در ميان همه طوايف مذهبي لبنان در پي داشت، به گونهاي که همه آحاد ملت لبنان از هر دين و مذهبي، تحت تأثير شديد اين واقعه قرار گرفتند. رهبران سياسي لبنان نيز يکي پس از ديگري به ديدار سيد حسن نصرالله رفته و ضمن گفتن تبريک و تسليت به مناسبت شهادت سيد هادي نسبت به شخصيت مبارز و صادق دبير کل حزبالله، مراتب قدرداني و احترام خود را ابراز داشتند. اين ابراز همدردي و احترام منحصر به لبنان نبود و افرادي چون امير عبدالله، وليعهد عربستان نيز براي نخستين بار در تاريخ حزبالله، با ارسال پيام تسليت براي دبير کل حزبالله، حمايت خود را از مقاومت اسلامي اعلام نمود.
سال2000 طعم شيرين پيروزي
در سال 2000 و در زماني که مذاکرات عرفات و مسئولان آمريکايي و اسراييلي براي حل کشمکش خاورميانه، راه به جايي نبرده بود، ارتش اسراييل در حرکتي يکجانبه و بدون گرفتن کمترين امتيازي از حزبالله، از اراضي اشغالي جنوب لبنان عقب نشيني کرد و به جز مناطق محدود مزارع شبعا، نيروهاي خود را از همه مناطق تحت اشغال عقب کشيد. اين شکست مفتضحانه، علاوه بر استحکام بخشيدن به مواضع حزبالله، مبتني بر مقاومت، باعث شد تا سيد حسن نصرالله به موفقيتي بيسابقه در ميان اعراب دست يابد، تا اين که به عنوان مهمترين شخصيت جهان عرب شناخته شود.
از سوي ديگر، حزبالله لبنان با تکيه بر اين موفقيت، توانست حضور خود را در عرصه سياسي لبنان تقويت کند تا جايي که علاوه بر حضور پرتعداد در پارلمان لبنان، سکان تعدادي از وزارتخانهها را نيز به دست گيرد.
انتفاضه، درسي از حزبالله
پيروزيهاي پي در پي حزبالله در عرصههاي مختلف سياسي و نظامي در ميان فلسطينيان نيز تأثير خود را بر جاي گذاشت. مردم آواره فلسطين به ويژه جوانان، که سالها دل به روند مذاکرات صلح خاورميانه بسته بودند، دريافتند که مشکل فلسطينيان، با مذاكره و رژيم اشغالگر، حل نمي شود و با اين پيشزمينه، انتفاضه دوم مسجدالاقصي شکل گرفت؛ انتفاضهاي که به حماس قدرتي ديگر بخشيد و با پيروزي حماس در انتخابات فلسطين وارد مرحلهاي جديد شد؛ مرحلهاي که ديگر با جنگ شش روزه اعراب و اسراييل پايان نمييابد، چه آن که نصرالله در پيام خود چنين گفت:
از حالا به بعد، شما جنگي تمامعيار خواستيد، پس اين هم جنگ تمام عيار شما. اين را خواستيد. حكومت شما خواست قواعد بازي تغيير كند، پس قواعد بازي تغيير ميكند. شما نميدانيد امروز با چه كسي ميجنگيد. شما با فرزندان محمد (ص)، علي، حسن و حسين (ع) و با اهل بيت رسول خدا (ص) و اصحاب او وارد جنگ شدهايد. شما با قومي ميجنگيد كه ايماني فراتر و برتر از همه انسانهاي اين كره خاكي دارد. شما خواستار جنگي تمامعيار با قومي شديد كه به تاريخ، و فرهنگ خود افتخار ميكند و قدرت مادي، امكانات، مهارت، خرد، آرامش، رويا، عزم، ثبات و شجاعت دارد و به اميد و ياري خدا روزهاي آينده را ميان ما و شما خواهيم ديد.
هنوز چند ماه از رييس جمهور شدن بشار اسد در سوريه نمي گذشت كه او با اصرار امير عبدالله سعودي به عربستان سفر كرد تا در همانجا با البرايت وزير خارجه وقت آمريكا ديدار كند.
البرايت در اين ديدار از بشار خواست كه براي خلع سلاح حزب الله و محدود كردن مقاومت در جنوب لبنان اقدام نمايد. شايد اين خواست مشترك عربستان و آمريكا بود كه بر زبان البرايت جاري مي گشت.
بشار در پاسخ، ناگزير حقيقتي را بيان داشت كه بيانگر وضعيت جديد جهان عرب است. او گفت:
خانم البرايت اگر من يا هر يك از رهبران جهان عرب بخواهيم انتخابات آزادي برگزار كنيم و در يك رقابت دمكراتيك به حكومت برسيم، براي كسب رأي مردم، ناگزير بايد عكسي از خود با سيد حسن را منتشر كنيم و يا آنكه از او بخواهيم در رقابت هاي انتخاباتي از ما حمايت كند. آنگاه حتماً پيروز خواهيم شد.
حقيقت اين است كه او به عنوان رهبر مقاومت در قلب تمام اعراب و مسلمانان جاي گرفته است و حكام عرب قادر به رقابت و يا رويارويي با او نيستند.
اين كلام رييس جمهور جديد سوريه بيان واقعيتي بود كه بسياري از حاكمان عرب را واداشت تا از سيدحسن نصرالله براي ديدار از كشورشان دعوت به عمل آورند؛ دعوتي كه تاكنون اجابت نشده است.
حال اين سوال مطرح مي شود كه چرا و چگونه او به چنين جايگاهي دست يافته است. در حالي كه به طور طبيعي به دليل عدم تعلق به مذهب اهل تسنن بايد با دشواري زيادي در اين مسير مواجه باشد. او نه بر كشور مهمي حكومت مي كند، نه فرزند شخصيت برجسته اي است كه افتخار رهبري را از او به ارث برده باشد و نه پول و امكانات مادي سرشاري در اختيار دارد كه با هزينه كردن آن دلهاي مردم نيازمند را به دست آورده باشد. پس چرا وضعيت چنان شد كه اكثريت قريب به اتفاق مسلمانان واعراب به وي افتخار مي كنند و آرزوي آنان موفقيت هرچه بيشتر اين سيد لبناني است و سخنراني ها و مصاحبه هايش را كلمه به كلمه با دقت پيگيري مي كنند؟
پاسخ اين سؤال در يك كلمه نهفته است:
عزت
حقيقت اين است كه جهان غرب به طور مستمر سياست به ذلت كشيدن مسلمانان و اعراب را پي گرفته و كوشيده است تا آنان را در زمينه هاي مختلف اقتصادي، علمي، تكنولوژيك، نظامي و سياسي ضعيف و ناتوان گرداند. خاورميانه اصلي ترين صحنة تجلي اين سياست است.
غرب با حمايت همه جانبه از اسراييل و در كنار آن با نفوذ امنيتي- سياسي در درون كشورهاي اسلامي و عربي و جهت دهي به آنان، مي كوشد سيطره اسراييل بر كشورهاي عربي و اسلامي را تأمين كند و عزت را از كف آنان بربايد.
حزب الله لبنان نخستين گروهي بود كه براي بازگردانيدن اين عزت از دست رفته استراتژي و رفتار جديدي را به نمايش گزارد؛ همان كه بعدها در داخل فلسطين نيز ترجمه شد. در بعد استراتژي، حزب الله مقاومت در ابعاد مختلف را پيشه ساخت و در بعد نظامي مقاومت به صورت جنگ پارتيزاني عملي شد. اين استراتژي با مبنا قرار دادن ايدئولوژي اسلامي مردم را به عنوان تنها تكيه گاه برگزيد و از غلطيدن در دامن حكومت هاي عربي پرهيز كرد تا مبادا مجبور به اعطاي تعهدات شد؛ ولي آنچه اين مردم را به خوبي در صحنه نگاه داشت فرهنگ عاشورايي شهادت و ايثار بود.
اما ويژگي هاي رفتاري حزب الله كه در حقيقت همان اخلاق اسلامي است، منش جديدي را به نمايش گزارد كه حتي دشمن را فريفته ساخت تا چه رسد به دوستان و برادران و طرفداران. از ويژگي هاي فراوان در اينجا فقط به ذكر دو خصيصه بسنده مي شود. حزب الله لبنان هيچگاه وعده اي نداد مگر اينكه به آن عمل كند. لذا در اعطاي وعده كاملاً به عملي بودن آن توجه مي شود تا مبادا با اعطاي وعده هاي غيرعملي در نهايت يأس و نوميدي بر مردم حاكم شود. چنانكه آخرين اين وعده ها اجراي عمليات الوعد الصادق و به اسارت درآوردن سربازان دشمن براي مبادله با اسراي لبناني كه سال ها در زندان اسراييل به سر مي برند، بود. يكي ديگر از ويژگي هاي حزب الله راستگويي است. برخلاف كشورهاي عربي كه تصور مي كردند با بلوف مي توانند بر اسراييل پيروز شوند، حزب الله همواره به اين نكته توجه داشت كه از اعطاي آمار غلط از تلفات و خسارات دشمن پرهيز كند.
* * *
شايد به جرأت بتوان اين جنگ را جنگ سرنوشت ناميد؛زيرا پيروز ميدان با اقتدار سياست هاي خود را در منطقه پي مي گيرد. در حقيقت اين جنگ پيش از آنكه حاصل به اسارت درآوردن دو سرباز اسراييلي باشد، حاصل تقابل استراتژي طرفين است. از يكسو حزب الله توانسته است به نماد به زانو درآوردن اسراييل و تسليم كردن آن مبدل شود و حضور قدرتمند آن در صحنه ضربه اي مستمر و دردآور به پروژه صهيونيسم تلقي مي شود و از سوي ديگر اسراييل كه اينك با دشواري هاي فراوان اجتماعي، اقتصادي، سياسي، امنيتي و نظامي دست به گريبان است حاضر نيست با حضور معنوي حزب الله در همة صحنه ها عليه موجوديت پرقدرت خويش كنار بيايد. به همين دليل ملاحظه مي شود كه سران دولت اسراييل اين جنگ را جنگ موجوديت نام نهاده اند؛ ديگر اسراييل براي گسترش مرزها نمي جنگد، بلكه براي دفاع از موجوديت خويش به جنگ درآمده است.
در آغاز سال ميلادي جاري سيد حسن نصرالله در يك سخنراني عمومي اعلام كرد همة روش هاي مسالمت آميز براي آزادسازي اسرا با شكست مواجه شده است: اما ما در هر حال اسراي دربند خود را آزاد خواهيم كرد . وي وعده داد كه به زودي چند سرباز اسراييلي را زنده دستگير مي كنيم تا با اسراي لبناني معاوضه كنيم. او بر انگيزه هاي انساني خود در اين اقدام تأكيد كرد. از آن هنگام نيروهاي رژيم صهيونيستي به يك آماده باش كامل به سر مي بردند تا مبادا به اسارت حرب الله درآيند. ارتش اسراييل همچنين مانورهايي را براي مقابله با اسيرگيري انجام داد كه 13طي آن نفر كشته شدند. اما عمليات الوعدالصادق به انجام رسيد و متعاقب آن حملة گستردة نيروهاي اسراييلي به لبنان آغاز گشت. از آن هنگام برخي اين نكته را مطرح كرده اند كه حزب الله در كمين افتاده و اسراييل مترصد فرصتي بود تا اين گروه مقاوم را از صحنه سياسي لبنان حذف كند.
شناخت دقيق رژيم صهيونيستي و توجه به واقعيت هاي جنگ در هفتة نخست نشان مي دهد كه اين تحليل درست نيست. حزب الله تنها گروه عرب است كه توانست هستة جاسوسي در اسراييل ايجاد نمايد. هسته اي كه توانسته بود به اطلاعات محرمانه نخست وزير آن رژيم دست يابد و كشف بخشي از اعضاي آن ضربه بزرگي بر حيثيت امنيتي و اقتدار اطلاعاتي اسراييل وارد ساخت. پس طبيعي است كه چنين گروهي از عكس العمل اسراييل ارزيابي دقيق داشته باشد؛ به ويژه آنكه حزب الله بيش از هر جريان ديگر از مشكلات دروني اسراييل آگاهي دارد و مي داند كه اولمرت به دليل شخصيت ضعيف و عدم برخورداري از پيشينة نظامي ناگزير تصميم گيري هاي اساسي را در اختيار ارتش قرار مي دهد؛ به ويژه آنكه عميرپرتز وزير دفاع غيرنظامي او عملاً هيچ سيطره اي بر ارتش ندارد.
پس حزب الله از عكس العمل رژيم صهيونيستي آگاه بود به ويژه آنكه چند هفته پيش اقدام مشابهي در فلسطين اتفاق افتاد و جنبش حماس يكي از سربازان اسراييل را به اسارت درآورد و متعاقب آن اسراييل ديوانه وار براي دفاع از حيثيت و اعتبار بر باد رفته ارتش خود غزه را به خاك و خون كشيد. اما براي حزب الله و ديگر گروه هاي مقاوم كه ضربه زدن به دشمن فرو ريختن اعتبار و حيثيت ارتش و نماياندن ناتواني آن يك برنامه دايمي است.
از اين روي حزب الله در حقيقت با انجام عمليات و كشانيدن اسراييل به جنگي كه ابعاد برايش روشن نبود و شكست در آن حتمي بود توانست دشمن را در كمين خود گرفتار سازد.حجم گسترده آتش دشمن با به اسارت در آوردن دو سرباز تناسب ندارد كه خود بيانگر وجود عوامل ديگر از جمله سياست منطقه اي آمريكا حكايت مي كند و اينك جنگ به مرحله اي رسيده كه اسراييل براي ترجمه افكار و اهداف خود بايد به جنگ زميني روي آورد. با تجربه چند روز گذشته مي توانيم به اين نتيجه برسيم كه اسراييل بايد در چنين جنگي خود را براي تحمل تلفات سنگيني آماده سازد. اما اگر جنگ زميني نشود پس آنگاه بايد پرسيد كه آيا اسراييل مي تواند از طريق بمباران مناطق مسكوني به خواسته هاي اعلام شده خود كه نابودي حزب الله اصلي ترين بند آن است دست يابد.
در حالي كه خود روزانه صدها ميليون دلار خسارت مادي را متحمل مي شود و از آغاز جنگ تمام ابعاد زندگي در آن رژيم به حالت فلج درآمده است. يقيناً اسراييل توان تحمل يك جنگ طولاني مدت را ندارد ليكن آمريكا درصدد است تا با بهره گيري از اين فرصت و فايق آمدن بر حزب الله گام مهمي در مسير اجراي برنامه هاي خود در خاورميانه بردارد. به همين دليل ملاحظه مي شود كه آمريكا با حمايت رسمي و علني از اسراييل فرصت لازم را براي آن مهيا كرده است. اما مشكل آن است كه اسراييل نمي تواند به اين جنگ ادامه دهد و چنين دستاوردي را براي آمريكا محقق سازد.
جنگ اسراييل عليه لبنان اگرچه اينك به طور كامل آمريكايي شده است ليكن نمي تواند از چارچوب معادلات حاكم بر منازعة خاورميانه فراتر رود. در اين چارچوب جنك طولاني مدت حتماً به شكست اسراييل مي انجامد و ايستادگي طرف مقابل در روزهاي نخست، از هم اكنون طرف پيروز را مشخص كرده است. حزب الله با اين پيروزي در مسير مقابله با سياست هاي آمريكا و اسراييل گام بلندتري را به پيش برمي دارد و رهبرش به عنوان رهبري كه از عزت اعراب دفاع مي كند به جايگاهي فراتر از گذشته دست مي يابد.
Edited by - دلشاد on يکشنبه 15 مرداد 1385 20:28:51
حزبالله لبنان با مقاومت 33 روزه خود در مقابل ارتش تا دندان مسلح اسرائيل، مورد توجه رسانههاى دنيا و همه آزادی خواهان جهان واقع شده است. همين امر باعث شد کارشناسان نظامى و سياسى پيرامون آن تحليلها و مطالبى را ارائه دهند. اما شنيدن آن چه که طى 33 روز در لبنان رخ داد از زبان يکى از مرتبطين با حزبالله لبنان حلاوت ديگرى دارد. ابواحمد قصير يکى از فعالان حزبالله است که به نکات جديد و جالبى اشاره کرد :
حزبالله هرگز آغاز کننده جنگ نبود زيرا سيدحسن نصرالله به خانوادههاى اسرا قول داده بود از طريق مذاکره، آنان آزاد شده و به آغوش خانواده خود بازگردند، اما شرايط طور ديگرى شد که همه کم و بيش در جريان آن هستند. آمريکا و اسرائيل بعد از سال 2000 توافق کرده بودند که حزبالله را از صحنه سياسى و نظامى لبنان حذف کنند و تحليل آنان اين گونه بود که جريانى همانند مار در منطقه شکل گرفته که سر آن در تهران، کمرش در سوريه و دم مار که حزبالله است، در لبنان قرار دارد و اسرائيل، حزب الله را که به تعبير آنان دم مار است، بزند و در فاصله کمى آمريکا سر و کمر مار را نيز از طريق بمباران کردن تهران و دمشق است، بزند و براى هميشه اين مار کشته شود. به همين دليل از سال 2000 نقشه نابودى حزبالله به طورجدى در دستور کار آنان قرار گرفت.
لذا مقرر شد در ماه جولاى که برابر با ماه مبارک رمضان و روز قدس بود و سيدحسن که مشغول سخنرانى است، هواپيماهاى اسرائيل به پرواز درآيند و جايگاه سخنرانى را بمباران کنند و کليه شخصيتهايى را که در مراسم حضور دارند، قتل عام کنند و هر ميزان که مىتوانند از رزمندگان حزبالله را به قتل برسانند و آن وقت جنگ از طريق زمين ادامه پيدا کند. اين نقشه آمريکا و اسرائيل بود ولى دو ماه قبل از آن مسئله اسير گرفتن دو اسرائيلى توسط حزبالله پيش مىآيد.
بوش و اولمرت هر دو آدمهاى غيرنظامى هستند و از مسائل نظامى و جنگ، اطلاعات خوبى ندارند. قبلا که شارون بود به مسائل نظامى آگاهى داشت و مىدانست که قدرت نظامى حزبالله چگونه است و با رفتن سيدحسن قدرت حزبالله کم نمىشود و شايد هم بيشتر شود. بنابراين بوش از اولمرت خواست نقشه را اجرا کند. از طرفى ستاد مشترک ارتش اسرائيل اعلام کرد آمادگى جنگ کردن را ندارد اما چون دستور صادر شده بود، به لبنان حمله کردند و مقرر شده بود در هفته اول آن قدر لبنان را بمباران کنند که کل مناطقى که حزب الله حضور دارد، با خاک يکسان شود. آمريکا هم از آن طرف به ايران و سوريه حمله هوايى کند تا مارى را که ترسيم کرده بودند، کشته و يا به قدرى زخمى کنند که توان مقاومت نداشته باشد. آن وقت ايران ناچار شود شرايط آمريکا را قبول کند. در هفته اول بيش از هزار نقطه لبنان را زدند. پس از آن سيدحسن در صفحه تلويزيون حاضر شد و اعلام کرد حتى يک شهيد هم در کل بمبارانها نداشتهايم زيرا پس از گرفتن دو اسير اسرائيلي، منطقه را تخليه کرده بودند. به مردم نيز اعلام شده بود مناطق مسکونى را تخليه کنند لذا حملات هوايى موفقيتآميز نبود.
همزمان با اين اتفاقات، دکتر احمدىنژاد در ايران اعلام کرد که کشتىهاى جنگى آمريکا در خليج فارس در چنگ حزبالله هستند. بوش متوجه اين جمله احمدىنژاد نشد که معنى آن چيست؟ به همين دليل حزبالله به وسيله موشک يکى از ناوچههاى اسرائیل را زد و منهدم شد. آن وقت بوش متوجه حرف احمدىنژاد شد و درک کرد که ايران اين توان را دارد که ظرف 15 الى 20 دقيقه، کل کشتىهاى آمريکا را در خليج فارس منهدم کند. لذا بوش طرح حمله به ايران را متوقف کرد و اسرائيل هم اعلام کرد هر کجا را که مىتوانستيم بمباران کردهايم ولى نتيجهاى نگرفتهايم بنابراين بايد مذاکره کنيم.
ابواحمد ادامه داد: از اينجا به بعد بوش رسما وارد قضيه شد و به عنوان فرمانده جنگ اعلام کرد هيچ آتشبسى را قبول ندارد و جنگ بايد ادامه پيدا کند. اسرائيل هم از اين فرصت سوء استفاده کرد و ليست بلند بالايى از تجهيزات و سلاحهاى جديد را از آمريکا درخواست نمود و اعلام کرد براى ادامه جنگ نيازمند اين اقلام هستند. بمبهاى خوشهاى جديد، بمبهاى هوشمند و آخرين مدل تانکها و ... را در اختيار آنان قرار دادند و اسرائيل وارد جنگ جديد با حزبالله شد. حمله زمينى که آغاز شد، شکست سنگينى براى اسرائيل رقم خورد زيرا پيشرفتهترين تانک "مرکاوا" را که از نسل چهارم تانکها بود و معروف ترين تانک است، وارد جنگ کردند. جالب است بدانيد اين نوع تانک اجازه نمىدهد فرد تا شعاع شش کيلومترى او ظاهر شود و اگر ديده شود، نابود مىگردد.
بچههاى مقاومت در سه روز اول اجازه دادند آنها حمله کنند و وارد منطقه خيام و ... شوند. 35 تانک وارد شدند و همه اطلاع دارند 35 تانک وارد يک شهر شود آن شهر سقوط مىکند. ولى بچههاى مقاومت 23 تانک از 35 تانک را منهدم کردند. مابقى هم عقب نشينى کردند و از طريق تلويزيون هم اعلام کردند ما نمىدانيم که آنها از کجا به ما حمله مىکنند و موشکها از کجا شليک مىشود.
اين نکته را هم اضافه کنم که شهر خيام توسط انواع سلاحهاى پيشرفته مورد هجوم قرار گرفت به طورى که پس از سه روز فرمانده اسرائيلى با مافوق خود تماس گرفت و گفت: خيام کاملا با خاک يکسان شده و درصد زندگى در اين شهر به صفر رسيده است. به همين دليل با اطمينان کامل تانکها را اعزام کردند درحالى که همه بچههاى مقاومت زنده بودند و 23 تانک را منهدم کردند.
اين مسئله در تاريخ اسرائيل بىسابقه بود و براى اولين بار پس از 55 سال در يک درگيرى 23 تانک مرکاوا از نسل چهارم که پيشرفتهترين تانک دنياست، نابود شدند. نتيجه درگيرى در خيام آن شد که چهارصد تانک سفارش داده شده، پس داده شد و قراردادها لغو گرديد. اسرائيل هم اعلام کرد در اين جنگ بيش از ده ميليارد دلار خسارت ديده است.
قصير در ادامه از انهدام مدرسهاى که چتربازان اسرائيلى در آن فرود آمده بودند، خبر داد و گفت: اسرائيل تصور مىکرد تمامى بچههاى مقاومت در اين مدرسه مستقر هستند لذا چتربازان خود را اعزام کرد و مدرسه را محاصره کرده و آنگاه وارد شدند. بچههاى مقاومت پس از آن که يقين حاصل کردند همه آنها وارد مدرسه متروکه شدهاند، مدرسه را منهدم کردند.
در نقاط مختلف سعى کردند حمله کنند ولى موفق نشدند و جالب است بدانيد از برنامههاى آنها اين بود که جايگاه سخنرانى سيدحسن نصرالله در "بنت جبیل" را اشغال کنند و اعلام کنند اين همان مکانى است که حسن نصرالله گفته بود "اسرائيل از تار عنکبوت ضعيفتر است" و امروز در اختيار ماست، پس ما قدرتمند هستيم. خيلى هم تلاش کردند، تعداد زيادى سرباز هم کشته دادند ولى موفق نشدند.
وى در پاسخ اين سوال که شرايط زندگى مردم لبنان در جنگ چگونه بوده؟ گفت:
چيزى که براى حزبالله مهم بود، توجه به وضعيت مردم است. در مناطقى که جنگ بود، بيش از يک و نيم ميليون نفر ساکن هستند که حزبالله توانست در يک حرکت سريع و بدون دخالت دولت لبنان، وضعيت آنان را سر و سامان دهد.
در طول مقاومت 33 روزه حزبالله از هيچ گونه امکانات ارتباطى برخوردار نبود و همه کارشناسان نظامى تعجب کرده بودند که اداره جنگ 33 روزه بدون تلفن همراه، بىسيم و تلفن ثابت چگونه ممکن است؟
اسرائيل اعلام کرده بود که ما حزب الله را مانند جزاير از يکديگر جدا کرده و هيچ گونه ارتباطى با يکديگر ندارند. در پاسخ اين حرف سيدحسن از طريق تلويزيون دستور حمله به ناوچه را صادر کرد و همه ديدند که براى اولين بار در تاريخ فرمانده جنگ دستور مستقيم داد که اين نشان از دقت و هماهنگى دارد.
از طرفى رسيدگى به مسائل مردم در آن شرايط جنگى سرلوحه فعاليت حزبالله بودو مىتوان گفت جنگ جهانى عليه لبنان بود اما ما مسکن، خوراک و پوشاک مردم را تامين کرديم و 1300 زايمان در طول جنگ 33 روزه صورت گرفت و اين بيش از تعداد کشتهها بود و سيدحسن تاکيد داشت مردم ذليل نشوند و عزت آنان حفظ شود، چون دشمن سعى مىکرد مردم با مشکل روبه رو شوند و به آنها بگويد مشکلات شما از سوى حزبالله است بنابراين مردم، مستاصل نشدند و با بهترين شيوه در زمان جنگ زندگى کردند.
ابواحمد قصير در پايان به توطئههاى سياسى صهيونيستها اشاره کرد و گفت:
با ترور رفيق حريرى سعى کردند حزبالله را خلع سلاح کنند ولى موفق نشدند. تمام جريانهاى سياسى داخل لبنان بر اساس تحليل خانم رايس باورشان شده بود که حزبالله نابود مىشود و سيدحسن نصرالله راهى زندان گوانتانامو خواهد شد! لذا زندانى را در فلسطين اشغالى براى بچههاى حزبالله و مقاومت آماده کرده بودند ولى سيدحسن طى سخنانى به مردم لبنان اطمينان داد که ما پيروزيم و از جريانهاى سياسى انتقام نخواهيم گرفت.
mohammad ارسال شده در: پنجشنبه 18 آبان 1385 : 18:19:53 --------------------------------------------------------------------------------
گزارشي غیره منتظره از مواضع یونانی ها در مورد جنگ رژيم اشغالگر قدس بر عليه لبنان
رسانه هاي خبري يونان تقريبا طي سه روز اول جنگ در مورد حزب الله لبنان و شخص سيد حسن نصرالله ديدگاه منفي داشتند و علت شروع جنگ را ربودن دو سرباز اسرائيلي قلمداد مي نمودند، رفته رفته، با حضور خبرنگاران كانال هاي خصوصي و دولتي اين كشور در لبنان و سرزمين هاي اشغالي از يك طرف و از طرفي دیگراظهارات جرج بوش، رييس جمهور آمريكا و كندليزا رايس وزير امورخارجه اين كشور مبني بر طرح خاورميانه جديد، باعث شد رسانه های یونان بيشتر به واقعيات بپردازند و تقريبا يك چرخش 180 درجه اي نسبت به گزارشات و اخبار جنگ داشته باشند. بي تفاوتي مقامات آمريكايي، تاكيدآنان مبني بر ضرورت ادامه جنگ برای به اصطلاح تنبيه حزب الله و تداوم كشتار كودكان و زنان و افراد غير نظامي لبنان توسط جنگنده هاي رژيم صهيونيستي كه توسط رسانه هاي خبري بطور زنده براي بينندگان پخش شد، افكار عمومي را يونان بيش از پيش درجهت مخالفت با سياست آمريكا در منطقه و جنگ رژيم اشغالگر قدس سوق داد و بدين ترتيب ملت اين كشور بطور مرتب تنفر و انزجار خود را از رژيم توسعه طلب اسرائيل اعلام می دارند. رسانه هاي گروهي يونان طي 15 روز گذشته كه حمله نظامي ارتش رژيم اشغالگر قدس به لبنان شروع شده است با پخش تصاويرزنده از وضعيت مردم بي دفاع لبنان و كودكاني كه قرباني اين حملات مي شوند، اين رژيم را به نسل كشي متهم مي كنند و اعلام مي دارند، ادعاهاي رژيم صهيونيستي مبني بر اینکه دشمني و مخالفتي با مردم لبنان ندارد و فقط در صدد ضربه زدن به نيروهاي حزب الله است ، دروغ محض می باشد و مي گويند، كشتن كودكان، زنان، مردم بي دفاع، ويران كردن تاسيسات زير بنايي و منازل مسكوني، آنهم توسط بمب هاي فسفري، عدم صداقت اسراییل را مشخص مي نمايد. اين رسانه ها با انتقاد از عملكرد آمريكا و جوامع بين المللي در برخوردشان با مساله لبنان و عدم اقدام جدي براي بازداري اين رژيم از كشتار مردم بي دفاع لبنان و ارسال بمب هاي هوشمند آمريكايي به اسرائيل را محكوم کرده و خلاف عرف بين المللي قلمداد می نمایند و مي گويند، اين اقدام دولتمردان آمريكايي بيانگر آن است كه اين رژيم خواستار كشتار مردم لبنان مي باشد و به همين دليل هم با وتوي طرح محكوميت رژيم اسرائيل و آتش بس فوري در سازمان ملل متحد، عملا ثابت مي كند كه آمريكاييان براي رسيدن به اهداف خود در منطقه، از رژيم صهيونيستي خواستار كشتار مردم بي دفاع لبنان و فلسطين است، تا بدين ترتيب زمينه را براي ايجاد خاورميانه جديد مورد نظر آمريكا كه همانا تسلط برمنابع نفتي و استراتژيک كشور هاي اين منطقه است، فراهم آورد. رسانه هاي خبري يونان كه در ابتداي جنگ سعي مي كردند جمهوري اسلامي ايران و كشور سوريه را به عنوان حاميان حزب الله و در واقع عامل بروز جنگ در لبنان قلمداد نمايند، پس ازاينكه موضع گيري جمهوري اسلامي ايران و سوريه را متوجه شدند و اینکه هر دو كشور خواستار توقف درگيريها و حملات رژيم صهيونيستي به لبنان و تبادل اسرا شدند، تا حدود زيادي اين ديدگاه تغییر يافت، بطوريكه اكثر رسانه هاي همگاني با انتشار ديدگاههاي دو كشور ايران و سوريه در مورد جنگ و اظهارات مقامات امريكايي در اين رابطه و ارسال كمك هاي نظامي آمريكا به رژيم اشغالگر قدس ، اين كشور را حامي و مشوق رژيم صهيونيستي در حمله به لبنان قلمداد مي كنند و بر اين ايده كه عامل اصلي تشويق اسرائيل به لبنان و فلسطين، آمريكا است، تاکید می کنند. اين رسانه ها همچنين براين مساله تاکید می کنند كه آمريكاييان به منظور تضعيف حضور و نفوذ جمهوري اسلامي ايران و سوريه در منطقه، با چراغ سبز خود به اسرائيل، خواهان از بين بردن حزب الله و نيروهاي مقاومت هستند تا بتوانند براحتي برنامه هاي خود را بدون هيچگونه مخالفتي اجرا كنند. این چرخش در مورد سيد حسن نصرااله نيز بوجود آمد، در حاليكه ابتدا، نصرالله به عنوان يك رهبر تروريست و مشابه بن لادن معرفي ميگرديد در اين اواخر با بررسي شخصيت وی ، او را فردي مبارز براي دفاع از وطن خود قلمداد مي نمايند و معتقدند وی هم از نظر ايدئولوژي و هم از نظر موضع گیری سياسي و مذهبي، با بن لادن كاملا تفاوت دارد و تا كنون در هيچ اقدام تروريستي شركت نكرده است. در رابطه با قدرت نيروهاي مقاومت اسلامي، ابتدا ديدگاهها و اخبار منتشره در رسانه هاي همگاني يونان از محور ناچيز بودن قدرت مقاومت در مقابل ارتش رژيم صهيونيستي حكايت داشت ولي هم اكنون از شجاعت و توان بالاي حزب الله در رويارويي با نيروي ارتش تا بن دندان مسلح اسراییل صحبت در میان است. اين رسانه ها معتقدند نيروهاي مقاومت هم داراي آموزش و فرماندهي خوبي هستند و هم داراي تجهيزات پيشرفته و مدرن، تا جايي كه مي گويند، چند كشور عربي، بيش از شش روز نتوانستند در مقابل ارتش اسرائيل دوام بياوردند، در حاليكه نيروهاي حزب الله بيش از 15 روز است كه با تمام توان در مقابل نيروي زميني ارتش رژيم صهيونيستي مبارزه مي كنند و با شجاعت و بصورت حرفه اي مي جنگند و براي اولين بار در طول تاريخ ايجاد حكومت اسرائيل، شهرهاي اين كشور مورد موشك باران نيروهاي اين حزب قرار مي گيرد. با کمی دقت در ديدگاه مردم يونان، بخوبي مي توان متوجه شد كه این ملت با رژيم صهيونيستي و آمريكا ميانه خوبي ندارند و اين كشور ها را عامل تشنج در جهان مي دانند. يونانيان از همان ابتداي شروع جنگ و حمله نيرو هاي ارتش رژيم اشغالگر قدس به لبنان، این حملات را تجاوزكارانه قلمداد نمودند و خواستار توقف سريع اين حملات شدند. مردم يونان با حضور در تظاهرات گسترده وپي درپي، مخالفت خود را با جنگ و انزجار خود را از رژيم صهيونيستي و آمريكا اعلام داشتند و اين دو كشور را قاتل ملت ها قلمداد نمودند. شهروندان يوناني، شروع اين تجاوزات را در راستاي توسعه طلبي رژيم صهیونيستي و تسلط آمريكا در منطقه خاورميانه مي دانند و بار ها اين دو رژيم را شديدا محكوم کرده و خواستار توقف جنگ و پاپان دادن به كشتار مردم بي دفاع لبنان و فلسطين شده اند. البته دولتمردان يونان ديدگاهی همگون با ديدگاه ملت خود ندارند و از سياست آمريكا و اروپا در منطقه پيروي مي نمايند. تاخير در موضع گيري دولت یونان در رابطه با حملات ددمنشانه رژيم اسرائيل به لبنان و همچنين اظهاراتي شبيه اظهارات دولتمردان آمريكايي، به وضوح مشخص کننده این تفاوت دیدگاه است . دولتمردان يوناني پس از شروع جنگ و حمله ددمنشانه ارتش رژيم صهيونيستي به مردم بي دفاع لبنان، خواستار آزادي دو سرباز ارتش اين رژيم بدون قيد و شرط، خلع سلاح حزب الله ، آتش بس و استقرار نيروهاي حافظ صلح در مرزهاي بين لبنان و سرزمين هاي اشغالي شده اند. البته ديدگاه احزاب سياسي چپ و سوسياليست با دولت حاكم تفاوت كلي دارد ، زيرا اين احزاب رژيم اسرائيل را رژيمی تجاوز كار مي دانند و خواستار آتش بس و تبادل اسيران دو طرف هستند و با حضور نيروهاي ناتو در مرزهاي لبنان و سرزمين اشغالي مخالفند، زيرا ناتو را حامي رژيم صهیونیستی مي دانند، ولي حضور نيروهاي حافظ صلح سازمان ملل متحد وبي طرف، براي جلوگيري از حملات آتي ارتش رژيم صهيونيستي به لبنان را مورد تاكيد قرار مي دهند. اين احزاب تاکنون و به روش هاي مختلف، مخالفت خود را با جنگ و كشتار مردم بي دفاع لبنان اعلام داشته و خواستار توقف هرچه سريعتر حملات اين رژيم شده اند. اين احزاب اقدامات رژيم صهيونيستي در لبنان را نسل كشي بي سابقه قلمداد مي نمايند و از جوامع بين المللی خواسته اند تا جلوي وحشيگري ارتش اين رژيم را بگيرند. اين احزاب همچنين بارها دولت کشورشان را به بي تفاوتي و هماهنگي با رژيم صهيونيستي و آمريكا متهم كرده اند و از آنها خواسته اند كه با توجه به رابطه خوب و ديرينه يونان با جهان اسلام، تمام توان خود را براي پايان بخشيدن به حملات ددمنشانه رژيم اشغالگر قدس بكار گيرد. نمايندگان احزاب چپ به نشانه حمايت از مردم بي دفاع لبنان، هم اكنون به بيروت سفر کرده اند تا ضمن ديدار از وضع بوجود آمده، با مقامات اين كشور ديدار و گفتگو نمايند.
اين روزها مصادف با سالگرد آغاز حمله رژيم صهيونيستي به لبنان است. لبنان در سال 1385 شاهد يك جنگ 33 روزه فراگير بود، جنگي كه برخلاف تصورات غالب در آن روز، با شكست سنگين و تاريخي ماشين جنگي، سرويس اطلاعاتي و قدرت جذب كمك هاي بين المللي اسرائيل به پايان رسيد و به يك مبدا تاريخي در منطقه خاورميانه و در مناسبات حوزه عربي تبديل گرديد. با توجه به اهميت موضوع مروري بر اين رخداد داشته باشيم. در روز 21 تيرماه 1385 يك يگان از حزب الله لبنان براي واداشتن رژيم صهيونيستي به آزادسازي اسراي لبناني از طريق روستاي مرزي «عيتاالشعب» وارد يك منطقه اشغالي در شمال فلسطين شد و به يك يگان اسرائيل حمله برد. در اين حمله 5 نفر از عناصر رژيم صهيونيستي به هلاكت رسيدند و سه خودروي زرهي و نفربر اين رژيم منهدم گرديد و دو نفر از نيروهاي آنان كه بشدت مجروح شده بودند به دست نيروهاي حزب الله افتادند كه البته اين دو نفر نيز در حين انتقال به نقطه اي كه حزب الله براي آنان در نظر گرفته بود، به هلاكت رسيدند ولي حزب الله با تكيه بر برتري اطلاعاتي خود- نسبت به اسرائيل- مرده بودن اين دو را مخفي نگه داشت تا از آن بهره لازم را ببرد. رژيم صهيونيستي در حالي ناچار به واكنش به اسيرگيري در جنوب «عيتاالشعب» شد كه براساس برنامه خود- و اطلاعاتي كه بعداً فاش گرديد- و خود نيز ناچار به آن اذعان كردند، قرار بود در اواخر ماه سپتامبر 2006- اواخر شهريور 85- عمليات سنگين هوايي، زميني و دريايي را به قصد از ميان برداشتن مقاومت لبنان عليه همسايه شمالي خود راه اندازد. نحوه رفتار مخالفان لبناني حزب الله در هفته اول جنگ 33 روزه نشان داد كه رژيم صهيونيستي براي قطعي كردن شكست حزب الله يك جبهه كاملاً داخلي را نيز عليه حزب الله هم آهنگ كرده اند. مثلث حريري، جنبلاط و جعجع آماده شده بود تا به محض آغاز جنگ، نيروهاي مقاومت را از پشت سر بزند به گونه اي كه حزب الله از 4 جبهه تحت محاصره و فشار باشد؛ جبهه دريايي، جبهه هوايي، جبهه زرهي و ستون پنجم. همه چيز براي نابودي حزب الله آماده شده بود با اين توضيح كه هنوز نقطه هاي كوري وجود داشت كه براي روشن كردن آن به 2-3ماه زمان نياز بود. اما در عين حال «دان حالوتس» - رئيس ستاد مشترك ارتش- جرج كالوينسكي- فرمانده نيروي هوايي- و عمير پرتص- وزير جنگ رژيم صهيونيستي- به نخست وزير ايهود اولمرت اطلاع دادند كه با وجود بعضي سوالات، عمليات 4 جانبه در كمتر از 10 روز با موفقيت به پايان مي رسد. به هر حال جنگ با شدت تمام آغاز شد و حزب الله در شرايط ايزوله نظامي قرار گرفته بود چرا كه اسرائيل با شليك پرشدت به ساختمان ها و تاسيسات متعلق به حزب الله و يا افراد آن نقاط امن اين گروه را آسيب زده بود و شناسايي نقاط امن جديد به زماني احتياج داشت كه طبعا در شرايط شديد جنگي چنين زماني در اختيار نيست. سه روز طول كشيد تا نقشه جنگ سپتامبر افشا شود و فشار داخلي گروههاي لبناني كه با تمسك به آغازگر بودن حزب الله در جنگ، جبهه مقاومت را از نظر رواني تحت فشار شديد قرار داده بودند كم اثر شود و حقانيت و مشروعيت اقدام نظامي حزب الله سايه خود را بر تحولات جنگ بگستراند. در روز چهارم سيدحسن نصرالله در يك اقدام كاملا بي سابقه از اعلام پيش از شليك انهدام يك ناوچه پيشرفته اسرائيلي خبر داد و همگان را براي مشاهده زمان انهدام آن به ساحل بيروت دعوت كرد. دقايقي بعد تصوير مستقيم انهدام ناوچه ساعر5 از چندين شبكه تلويزيوني پخش شد. اين موضوع ضربه حيثيتي فراواني به اعتبار نظامي اسرائيل زد و به همان ميزان اعتبار ويژه اي به حزب الله لبنان داد. اسرائيلي ها اعلام كرده بودند ناوچه هاي كلاس ساعر مجهز به سيستم دفاع ضد موشكي است و امكان انهدام آن توسط امكانات مقاومت وجود ندارد وقتي ناوچه ساعر 5 در جلوي چشم دوربين ها و در فاصله 12مايلي آب هاي بيروت منهدم شد رعب شديدي در جبهه اسرائيل شكل گرفت، نظاميان آن از يكديگر مي پرسيدند: آيا كسي مي داند حزب الله چه امكاناتي دارد تا بتوان براساس آن ميزان آسيب پذيري و مصونيت اسرائيل را تعيين كرد؟ از سوي ديگر شليك به ساعر5 روحيه جديدي به نيروهاي مقاومت داد و بر تحليل بسياري از كساني كه در لبنان از شكست حتمي مقاومت خبر مي دادند، تاثير گذاشت. وليد جنبلاط رهبر سياسي دروزي هاي لبنان كه براي نابودي حزب الله لحظه شماري مي كرد در روز پنجم جنگ با صراحت اعلام كرد كه اسرائيل قادر به شكست دادن مقاومت نيست و نصرالله نيروهاي خود را براي يك جنگ پرشدت و زمان دار آماده كرده است. جنگ 33روزه تا روز نهم جنگ در هوا و دريا استمرار داشت ولي در زمين از حركت ستون هاي زرهي اسرائيل خبري نبود. در همين دوران ستون پنجم نيز از كار افتاده بود چرا كه، سينيوره، حريري، جنبلاط، جميل و جعجع- 5 رهبر عمده گروه موسوم به 14مارس- تحت فشار شديد جامعه لبنان قرار گرفته بودند كه مشروعيت جنگ حزب الله را قبول داشت. نيروي زرهي اسرائيل روز نهم با ترديد شديد در روستاي مارون الرأس وارد عمل شد و سه روز طول كشيد تا بتواند اين روستا را به محاصره درآورد ولي وقتي گروههاي كوچك ولي پرشمار حزب الله آنان را محاصره كردند و دهها تانك افسانه اي مركاوا را شكار كردند، پيشروي در مارون الرأس را از سر بيرون كردند و براي ادامه عمليات متوجه نقطه ديگري در جنوب شهر شيعه نشين «بنت جبيل» گرديدند تا شايد با پشت سر گذاشتن 8 كيلومتر به اين شهر برسند و با محاصره آن يك نقطه استراتژيك را تصاحب نمايند. جنگ در زمين به بن بست رسيد و اين در حالي بود كه آمريكايي ها بر ادامه جنگ تا دستيابي به نقطه قابل توجهي در زمين تاكيد مي كردند. جنگ از روز پانزدهم - يعني پايان هفته دوم- با تصور غالب «پيروزي حزب الله» سپري شد و اين موضوع در ادبيات سياسي جهان تاثير گذاشت و باعث فروپاشي جبهه ائتلافي غرب گرديد. بر اين اساس شوراي امنيت وارد عمل شد و قطعنامه 1701 را به تصويب رساند و بر لازم الاجرا بودن آن تاكيد كرد. اين قطعنامه داراي يك ظاهر و يك باطن بود. باطن اين قطعنامه به رسميت شناخته شدن حزب الله از سوي شوراي امنيت و همطراز خواندن آن با يك دولت بود و اين به يك دليل تبديل شد كه از آن به بعد نام حزب الله در متن ليست گروه هاي تروريستي قرار نگيرد. ظاهر اين قطعنامه از عزم جهاني براي كنترل تسليحاتي حزب الله خبر مي داد. افزايش تعداد نيروهاي يونيفل از 2000 به 12000 نفر و اجازه شليك تير به آنان، كنترل مرزهاي سوريه، اجازه بازرسي از محموله ها در فرودگاه بيروت و انحصار سلاح در دست ارتش همه از اين مسئله خبر مي دادند ولي آنچه در «صحنه» عملي بود هيچكدام از اين شعارها نبود. نيروهاي يونيفل كه هيچگاه به عدد 12 هزار نفر نرسيد دچار ريزش شد و اينك به حدود 9000 نفر تقليل يافته، اقتدار حزب الله در جنوب، جرات شليك كردن را از نيروهاي يونيفل گرفته است، بازرسي محموله ها در فرودگاه بيروت نيز عملي نشده است. مرزهاي سوريه كماكان مرزهاي امني براي نيروهاي مقاومت به حساب مي آيد و سلاح مقاومت كماكان در دستان حزب الله قرار دارد. بر همين اساس قطعنامه 1701 علي رغم گذشت 3 سال از تصويب آن در حد اقدامي سمبليك و داعيه اي حقوقي باقي مانده است و صادركنندگان آن هيچ اميدي به اجرا شدن بندهاي آن ندارند اين البته يكي از دهها قطعنامه اي است كه گويا از ابتدا براي تاريخ نگاشته شده و نه براي حل يك مسئله بين المللي. حزب الله لبنان امروز سه سال پس از آغاز جنگ 33 روزه، بر بلنداي منطقه ايستاده و به يك نقطه اميد براي امت اسلامي و امت عربي تبديل گرديده است. با وجود حزب الله در لبنان هجوم اسرائيل به اين كشور تا حد زيادي منتفي است و از اين رو لبناني ها حزب الله را با واژه امنيت مترادف مي دانند و بر لزوم مانايي و بالندگي آن تاكيد دارند. شكست تاريخي اسرائيل از حزب الله، تمام دستاوردهاي امنيتي و نظامي تصور شكست ناپذيري رژيم صهيونيستي را بر باد داده است و ادامه آن را با ابهام جدي مواجه كرده است. چندي پيش يكي از نويسندگان ارتش صهيونيستي پرداختن به موضوع اسرائيل را اشتغال به نوشتن «داستان كوتاه» دانست. داستاني كه به برگ هاي آخر خود نزديك شده است. سعدالله زارعي
نصرالله: چنانچه "ضاحيه " را هدف قرار دهيد، "تلآويو " را ميزنيم
دبيركل حزب الله لبنان به رژيم صهيونيستي درباره هرگونه تجاوز به لبنان هشدار داد و خطاب به اين رژيم گفت: اگر شما يك ساختمان را در ضاحيه ويران كنيد، ما در مقابل چندين ساختمان را در تلآويو منهدم خواهيم كرد. سيد "حسن نصرالله " در آغاز سخنراني خود در مراسم سالروز شهداي مقاومت در منطقه "ضاحيه " در حومه جنوبي بيروت رحلت جانگداز پيامبر اكرم (ص) را به امت اسلامي تسليت گفت. در اين مراسم نمايندگان روساي سه گانه حضور داشتند و "وليد جنبلاط " رئيس حزب سوسياليست ترقيخواه دروزي لبنان نيز كه در قطر به سر ميبرد فرزندش "تيمور " را به عنوان نماينده خود براي شركت در اين مراسم مامور كرد. اين مراسم همچنين با ويژه برنامههايي همراه بود و فرزند شهيد شيخ "راغب حرب " سخناني را براي خانواده شهدا ايراد كرد. سيد حسن نصرالله در سخنراني خود در اين مراسم كه سخنانش از طريق شبكه تلويزيوني المنار پخش ميشد، پنجمين سالگرد شهادت "رفيق حريري " نخست وزير اسبق لبنان را به خانواده گرامي وي و همه اعضاي جريان "المستقبل " و دوستدارانش تسليت گفت. دبيركل حزبالله لبنان همچنين ضمن گراميداشت ياد و خاطره شهداي مقاومت گفت: ما بار ديگر فقدان اين عزيزان را تسليت عرض ميكنيم و در عين حال بار ديگر به خانواده شهدا تبريك ميگوييم زيرا آنها به پيروزي عظيمي نايل شدند و مدال رفيع شهادت را بر گردن آويختند بنابراين شهداي ما در مكتب جهاد و مبارزه مايه افتخار و سربلندي ما هستند و من درباره مقاومت و تهديدات و چگونگي مقابله در لبنان با اين چالشها و تهديدات سخن خواهم گفت. وي با اشاره به ويژگيها و صفات فرماندهان مقاومت گفت: صفات و ويژگيهاي مشترك همه آنان تواضع، محبت، عطوفت و مهرباني است و فرماندهان جوان مقاومت از همان آغاز نسبت به درگيري با دشمن درباره قدس و فلسطين آگاهي و بينش داشتند كه اين بينش با حضور امام موسي صدر افزايش يافت و آنها از همان عنفوان جواني در مسير فعاليت، بخشش و جانفشاني حركت ميكردند و مرداني بزرگ بودند. دبيركل حزبالله تصريح كرد: پايداري 46 ساله "عماد مغنيه " از فرماندهان برجسته حزبالله به نوبه خود يك دستاورد است و فرماندهان مقاومت خون خويش را در عنفوان جواني نثار كردند. وي افزود: ما در هر مناسبتي و يادبود فرماندهان مقاومت، مسئوليت پاسداري از دستاورد آنها را برعهده ميگيريم و آنها به همراه همه شهداي ارتش و ملت دستاورد به ارمغان آوردند، آنها سرزمين لبنان و اسيران را آزاد كردند و به لبنان و جايگاه اين كشور احترام بخشيدند و وصيت آنها اين است كه از دستاورد آنها محافظت كنيم، دستاوردي كه ثمره حيات آنها است و در نهايت ثمره خون آنها است. دستاوردي كه آنها به يادگار گذاشتند، مقاومت و تاريخ، گزينهها، حضور و قدرت و توانمندي آن در تحمل مسئوليتها است.
* مقاومت ثابت كرد كه لبنان قدرتمند است سيد "حسن نصرالله " با اشاره به عمر با بركت 46ساله حاج "عماد مغنيه " گفت كه اين مقداري كه مغنيه پايداري كرد خود به تنهايي يك دستاورد به شمار ميرفت. وي حفاظت از دستاوردهاي شهداي لبنان از مقاومت گرفته تا شهداي مردم و ارتش را مسئوليت مردم در قبال دستاوردهاي آنان دانست و تاكيد كرد: آنها سرزمين و اسرا را آزاد كردند و احترام و موقعيت لبنان را به ديگران تحميل كردند، وصيت آنها اين است كه ما از دستاوردهاي آنان كه ثمره زندگي و خون آنان است، محافطت كنيم. دبيركل حزبالله لبنان مقاومت را از دستاوردهاي خون و جان شهدا دانست و گفت: گزينه مقاومت و قدرت و توانايي آن در تحمل مسئوليتها است كه ما را در مقابل برخي سوالها قرار ميدهد. وي با اشاره به اينكه سوالهايي كه در اوضاع داخلي لبنان مطرح است، همان سوالهايي است كه در سال 1982 نيز مطرح بود، گفت: به عنوان مثال برخي از اين سوالها اينهاست: آيا آمريكا ميتواند از لبنان حمايت كند؟ آيا آمريكا واقعا ميتواند از لبنان محافظت كند؟ اين در حالي است كه اوباما نتوانست شهركسازي را متوقف كند. آيا مصوبات بينالمللي و جامعه جهاني از لبنان محافظت ميكنند؟ اين در حالي است كه جامعه جهاني همواره تنها براي قدرتمندها ارزش و احترام قايل است. نصرالله ادامه داد: آيا ممكن است با گزينه بي طرفي بتوان مزارع "شبعا " را آزاد كرد يا آوارگان فلسطيني را [به خانههاي خود] بازگرداند؟ امروز در روزنامهها خوانديم كه ليبرمن [وزير امور خارجه رژيم صهيونيستي] گفته بود كساني كه فكر سازش در مقابل سرزمين را در سر مي پرورانند در توهماند. آيا لبنان با اتخاذ گزينه بيطرفي ميتواند سرزمينهاي خود را در آينده بازگرداند؟ وي با اشاره به اينكه تجربه بشري نشان داده كه زندگي براي افراد قوي است و افراد ضعيف جايي در اين معادلهها ندارند، گفت: كساني كه به حمايت ديگران متوسل ميشوند، هيچ جايگاهي ندارند. تنها قدرتمندها هستند كه ميتوانند اهداف خود را محقق كنند و ما ثابت كرديم كه لبنان قوي است و امروز از هر زمان ديگري قدرتمندتر است. دبيركل حزبالله لبنان در ادامه اظهارات خود به افزايش تهديدات عليه لبنان اشاره كرد و موضع رئيسجمهور، رئيس پارلمان، نخستوزير و فرماندهي ارتش در مقابل اين تهديدات را ستود و آن را نشانگر رد اين تهديدات و همبستگي ملي در مقابل هر گونه جنايت اسرائيل دانست. وي همچنين به صورت خاص به تلاشهاي رئيس جمهور و نخستوزير لبنان در سفرهاي خارجي براي مقابله با اين تهديدات اشاره كرد. نصرالله در ادامه به برخي اظهارات در عرصه داخلي لبنان در مورد بهانه دادن به رژيم صهيونيستي اشاره كرد و گفت كه لبنان با چنين تهديداتي از داخل مواجه نيست و بررسي اين موضوع درست نيست، اسرائيل به هيچ بهانهاي نياز ندارد، در تمام جنگهاي خود عليه لبنان به اين بهانهها استناد نكرد و از سوي ديگر اگر نياز به اين بهانهها باشد، خود آن را ميتراشد.
* رژيم صهيونيستي از به راه انداختن جنگ ناتوان است سيد "حسن نصرالله " گفت: در رابطه با عدم بهانه دادن به اسرائيل مسئله خطرناك تلاش [برخيها] براي توجيه اسرائيل و مسئول دانستن مقاومت است. وي افزود: ما براي بحثوبررسي و متقاعد كردن آنها به اشتباه بودن اين مسئله آمادهايم اما خطرناكتر از آن اين است كه از يك ماه پيش در لبنان ميشنويم در يك مكان محدود است نه در چارچوب يك نيروي گسترده و اين سخن به اين معناست كه : نفس وجود مقاومت حتي اگر دست به اقدامي هم نزد، بهانه كافي است تا دشمن اقدام به جنگ كند و براي اينكه دشمن بهانهاي نداشته باشد بايد مقاومت لغو شود، اين سخن واقعا خطرناك است زيرا به معني توجيهي كامل براي تجاوزگري اسرائيل است و متاسفانه آنچه برخي لبنانيها به زبان ميرانند برخي اسرائيليها اين سخن را نميگويند و پيشاپيش مقاومت را مسئول تجاوزگري ميدانند، اينها ناخرسند هستند زيرا از زمان جنگ جولاي تا به امروز هيچ حادثهاي در مرزها رخ نداده است. دبيركل حزبالله لبنان در ادامه سخنان خود با طرح اين سوال كه "آيا اين فراخواني براي جنگ نيست؟ " گفت: اين توجيهي است كه برخي لبنانيها براي جنگ ارائه ميكنند با اين بهانه كه وجود مقاومت براي آغاز جنگ عليه لبنان كافي است، آيا برخيها گمان ميكنند طرحهاي آنها كه اخيرا بر باد رفته است، تنها با جنگ جديد اسرائيل عملي خواهد شد؟ مسئوليت دولت لبنان در اين زمينه چيست، آيا دولت براي كساني كه توجيه كاملي براي تجاوزگران به خاك ما ارائه ميكنند، سكوت ميكند؟ نصرالله در ادامه به كنار گذاشتن اين منطق و سخنان فراخواند و گفت: اين[سخنان] به معني اين است كه در داخل لبنان كساني هستند كه توجيه مي كنند و حساب باز ميكنند و اين واقعيت نيازمند پاسخگوئي در سطح فراگير ملي است. وي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به وضعيت داخلي اسرائيل تصريح كرد: به طور خلاصه وضعيت راهبردي اسرائيل از زمان شكست در تجاوز به لبنان در جولاي 2006 را ميتوان اينگونه توصيف كرد: اسرائيل در تنگناي عدم توانائي براي تحميل صلح ، ناتواني براي آغاز جنگ و ناتواني براي تحميل شروط صلح بسر ميبرد و اين موضوع در خصوص مزارع "شبعا "، تپههاي "كفرشوبا " و اراضي اشغالي در سوريه و فلسطين منطبق است، آيا اسرائيل ميتواند صلح را بر ملتهاي عربي بدون بازگرداندن سرزمين و قدس، تحميل كند؟ با احترام به طرح صلح عربي [ ميگوئيم] كه زمان اين امر گذشت، اسرائيل نميتواند صلح را با شروط خود تحميل كند و علاوهبر آن از آغاز جنگ ناتوان است. وي همچنين گفت: آنچه ما پس از دو جنگ غزه و جولاي شاهد هستيم، امري طبيعي است، اسرائيليها به شكست خود اعتراف كردند و بنا به اعتراف خود آنها مقاومت قدرتمندتر شده است، اولمرت[نخست وزير سابق رژيم صهيونيستي] نيز در نوشتههاي خود اعتراف كرد كه در جنگ غزه شكست خورد زيرا هدف اين جنك نابودي حماس بود، امروز اگر اسرائيل قصد آغاز جنگ دارد با يك شرطي تحت عنوان نص قطعي و مطمئن روبرو است نه پيروزي احتمالي، ما در فلسطين، سوريه و لبنان قدرتمند هستيم تا جائيكه اسرائيل نميتواند هر زمان كه خواست دست به جنگ عليه ما بزند، اينكه اسرائيل احتمال قوي براي پيروزي داشته باشد كافي نيست، اسرائيل احتمال هيچ شكست جديد را نميدهد.
* اعراب با مانع تراشي در آشتي فلسطين به اسرائيل خدمت ميكنند سيد حسن نصرالله در ادامه سخنان خود گفت:«با اين توصيف، مشاهده ميكنيم كه اسرائيل در حال حاضر مشكلي در به راه انداختن جنگ دارد لذا به بالابردن توانمندي و قدرت خود روي ميآورد و آنها مشكلاتي در زمينه جذب افراد [به ارتش] و همچنين مشكلات بياعتمادي داخلي و نظاير آن دارند و به صهيونيستها در فلسطين اشغالي مي گويم كه موضوع "گنبد آهني " به يك فيلم سينمايي نزديكتر است تا به واقعيت و برخي درحال بحث و مناقشه هستند كه آيا اين سپر فايدهاي دارد؟» رژيم صهيونيستي درحال شكلدهي به سامانهاي تحت عنوان "گنبد آهني " است تا به گفته خود از آن براي مقابله با موشكهاي حزبالله و موشكهاي مقاومت در نوار غزه استفاده كند. دبيركل حزبالله لبنان تاكيد كرد: اسرائيل همچنان به زمان براي سامان دادن به تاكتيكها و فناوريهاي خود نياز دارد و در مقابل، سياست اين رژيم اقدام براي عدم افزايش قدرت دشمنانش است و به اين منظور سه وسيله دارد. نخست تهديد به جنگ، يعني اگر اين نوع سلاح را بياوريد ما هم اقدام كرده و همانند آن را خواهيم آورد؛ به عبارت ديگر تهديد به جنگ براي جلوگيري از تكميل آمادگي. وي گفت: دوم، فعاليت در زمينه امنيتي است، يعني ترور حاج مغنيه، المبحوح و ديگران و در نتيجه ضربهزدن به قدرت بالا بردن آمادگي. دبيركل حزبالله گفت: سوم، گزينه فتنهانگيزي است. اسرائيل مانع اساسي پيشرفت آشتي در فلسطين است و هر يك از اعراب كه در مسير برقراري اين آشتي مانعتراشي ميكند، با همدستي با اسرائيل به اين رژيم خدمت ميكند و گزينه فتنهانگيزي در لبنان با مجله "اشپيگل " آغاز و به تهديدات ليبرمن رسيد. وي افزود: ويژگي ليبرمن اين است كه آنچه در درونش ميگذرد را آشكارا ميگويد و ما معتقديم كه اين تهديدات از اين منظر كه جنگي رواني است، بيشتر به بحث مرعوب كردن ملت لبنان، دولت لبنان و مقاومت نزديكتر است تا از اين طريق جلوي آنها را براي افزايش قدرت خويش بگيرد و وي با اين سخنان همچنين به دنبال بالا بردن وضعيت روحي در فلسطين اشغالي و تلاش براي متقاعد كردن صهيونيستها به اين مسئله است كه اسرائيل قوي است.
* چنانچه ضاحيه را هدف قرار دهيد، تلآويو را ميزنيم سيد "حسن نصرالله " با اشاره به تهديدات رژيم صهيونيستي عليه لبنان گفت: اين تهديدات جنبه بازدارندگي دارد، چون بيش از 95 درصد از آن به صورت مشروط است، اگر مقاومت اين كار را انجام دهد، ما آن كار را انجام ميدهيم. اين نشان ميدهد كه آنها ترسيدهاند. نصرالله ادامه داد: در تمام طول عمر خود عادت كرده بوديم كه آنها تهديد كنند و ما به صورت مشروط پاسخ دهيم، اما اسرائيل الان مشروط تهديد ميكند. وي در ادامه به دومين نكته در مورد تهديدهاي رژيم صهيونيستي اشاره كرد و گفت: ما بايد چگونه با اين تهديدات مقابله كنيم؟ ما يك نمونه در اين موضوع داريم و آن اين است كه تهديدات را با تهديد و شجاعت پاسخ دهيم. اين چيزي است كه در مقابل اسرائيل كارساز است. تهديد در مقابل تهديد بويژه اگر به صورت جدي باشد چيزي است كه مانع از جنگ ميشود يا آن را به تاخير مياندازد. وي در اين زمينه مثال سوريه را مطرح كرد و گفت كه بلافاصله بعد از اينكه تهديدهاي اسرائيل با پاسخ قاطع سوريه مواجه شد، كسي در اسرائيل نبود كه اين اظهارات تهديدآميز را توجيه نكند. سيد حسن نصرالله در ادامه از تهديدات "ايهود باراك " عليه لبنان سخن گفت و تاكيد كرد كه وي از پيروزي قاطع و سريع در جنگ آينده سخن گفت، اين نشان ميدهد كه هدف اسرائيل از جنگ آينده همانند جنگ 33 روزه از بين بردن مقاومت است. نصرالله ادامه داد: باراك در اين تهديدات گفته بود كه نيروهاي هوايي در اين جنگ كافي نيست و ما به آنها گفتيم كه با يگانها خود به كوهها و درههاي لبنان خوش آمديد، ما تعهد ميدهيم كه يگانهاي شما در خاك ما منهدم خواهند شد، بعد از اين تهديدها بود كه اسرائيل از سخنان خود عقب نشست و ديگر ما از اهداف قاطع در جنگهاي اسرائيل چيزي نميشنويم و هر بار كه از جنگ سخن ميآورند، اهداف كوچكي را براي خود قرار ميدهند. وي در ادامه بار ديگر به استراتژي رژيم صهيونيستي براي از بين بردن ضاحيه جنوبي لبنان اشاره كرد و گفت: در جنگ گذشته گفتيم اگر بيروت را هدف قرار دهيد، تلآويو را هدف قرار ميدهيم، براي مرحله آينده به شما گفتيم كه اگر ضاحيه را هدف قرار دهيد تلآويو را هدف قرار ميدهيم. نصرالله با اشاره به اينكه تمركز صهيونيستها در سرزمينهاي اشغالي از نوار ساحلي بعد از "حيفا " تا جنوب تلآويو است، گفت: در آنجا ساكنان و پالايشگاههاي نفت و كارگاهها و همه چيز قرار دارد، امروز من يك توضيح به تهديدات اسرائيل اضافه ميكنم، آنها فكر ميكنند كه ساختمانهايي در ضاحيه را هدف قرار ميدهند، ساكت خواهيم نشست اما من به آنها ميگويم اگر شما يك ساختمان را ويران كنيد، ما در مقابل چندين ساختمان شما را در تلآويو منهدم خواهيم كرد. دبيركل حزبالله افزود: آنها هنگامي كه فهميدند نميتوانند از اراده مقاومت كم كنند، سراغ دولت و ملت لبنان رفتند و تهديد كردند كه زيرساختهاي لبنان را هدف قرار ميدهند، لبنان زيرساختهايي دارد، اما فلسطين [اشغالي] نيز زيرساختهايي دارد. نصرالله با تاكيد بر اينكه زيرساختهاي آنها در اسرائيل مهمتر از زيرساختهاي لبنان است، گفت: من اين نكته را ميگويم و آنها ميتوانند در اين زمينه مطمئن شوند، اگر شما فرودگاه بينالمللي شهيد "رفيق الحريري " در بيروت را هدف قرار دهيد، ما فرودگاه "بن گوريون " در تلآويو را ميزنيم. دبيركل حزبالله تاكيد كرد: اگر بنادر ما را بزنيد، بنادر شما را هدف قرار ميدهيم و اگر تاسيسات نفتي ما را بزنيد، كارخانهها و تاسيسات نفتيتان را ميزنيم.
* ما براي حفاظت از لبنان به هيچ كس نيازي نداريم دبيركل حزب الله لبنان تاكيد كرد: ما در لبنان يعني مردم، مقاومت و ارتش ملي با قدرت قادر هستيم تا از كشور خويش دفاع كنيم و براي حفاظت از لبنان به هيچ كسي نياز نداريم. وي افزود: ما اين چنين با تهديد مواجه ميشويم و با تهديدات نه با عقبنشيني و ترس بلكه با ثبات قدم و مقابله به مثل روبرو مي شويم و خواهان جنگ نيستيم و هيچ روزي جنگي به راه نيانداختهايم اما از كشور خود دفاع و در سرزمين خويش ايستادگي ميكنيم و از كرامت مردمان محافظت مينماييم. سيد حسن نصرالله گفت: يك سوال در يادبود رهبران و فرماندهان شهيد باقي ميماند و آن هم درباره گرفتن انتقام خون حاج "معنيه " از رژيم صهيونيستي است و به صراحت به شما مي گويم كه برخي صهيونيستها فكر ميكردند كه حزب الله يك هدف سطح پايين را براي گرفتن انتقام عماد مغنيه انتخاب خواهد كرد تا بگويد كه اين اقدام، انتقام خون حاج معنيه بود اما تاكيد ميكنم كه در دو سال گذشته ما اهداف سطح بسياري براي گرفتن انتقام وي داشتيم اما اين كار را نكرديم زيرا كسي كه مي خواهيم انتقام خون او را بگيريم عماد مغنيه است. وي افزود: ما اهدافي را كه ميتوانيم از طريق آن به صهيونيستها بگوييم كه پاسخ ما به ترور مغنيه چيست، مي شناسيم و دشمن ما نگران است و بگذاريد تا در نگراني به سر ببرد. ما كسي هستيم كه زمان و مكان و هدف را انتخاب خواهيم كرد و در يادبود حاج عماد به شما مي گويم انتقامي كه مي خواهيم بگيريم انتقامي متناسب با جايگاه عماد مغنيه است. دبيركل حزب الله لبنان افزود: ما انتقام را براي انتقام نمي خواهيم بلكه مي خواهيم از كل موضوعي كه عماد مغنيه تجليبخش آن بود، حفاظت كنيم. وي در پايان سخنان خود بر ادامه راه شهداي مقاومت تاكيد كرد و گفت: ما به راه فرماندهان خويش وفادار هستيم و به شهداي خود مي گوييم كه مطمئن باشند راه شما را ادامه خواهيم داد و برادران شما آرزوهايتان را تحقق خواهند بخشيد. مطمئن باشید اي فرماندهان.