|
yasekabood_110
Junior Member
 
409 Posts |
ارسال شده در: شنبه 9 آبان 1388 : 21:42:15
|
بسم الله الرحمن الرحیم
طلبه شهید غلام عباس محمدی
استان تهران > شهرستان تهران نام پدر: حسن تاریخ تولد: 01/06/1345 مذهب: شیعه تحصیلات: لمعتین مسئولیت اجتماعی: طلبه/امام جماعت مسئولیت نظامی: رزمی تبلیغی آخرین عملیات: بدر تاریخ شهادت : 21/12/1363 محل شهادت:شرق دجله سری قبل که می خواست برود ، وصیت کرده بود که :«اگر جنازه ام چند روز روی خاک و زیر آفتاب نماند و به دست شما رسید ، جنازه ام را چهارده روز روی پشت بام بگذارید و بعد دفن کنید . می خواهم پیکرم چون مولایم حسین علیه السلام زیر آفتاب باشد.»
صبح روز آخر بود ، داشت وداع می کرد برای آخرین بار... از زیر قرآن ردش کردم ، قرآن را بوسید و باز کرد. سوره یوسف آمد. خیلی خوشحال شد. گفت :«جانمی جان! مادر یوسف گم شده داری ! هجران یوسف چهارده سال است...»
انگار ، انگار که نه حتماً ، خدا دعایش را مستجاب کرده بود ... چون پیکرش به جای اینکه چهارده روز زیر آفتاب یا پشت بام بماند ، چهارده سال بعد به خانه برگشت .
پینوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- به این می گویند مجنون الحسین ...
2- توی یکی از دست نوشته هایش نوشته بود :
« هیهات منا الذله . ما را تکه تکه کنید . بدنهای ما را زیر تانکهای خود له کنید . با وسائل قتاله خود ، ما را پودر کنید ، امّا ما دست از حسین برنداشته از آقایمان حمایت خواهیم کرد و طومار شما را در هم خواهیم پیچید.»
 اي شقايق هاي آتش گرفته ،دل خونين ما شقايقي است كه داغ شهادت شما را برخود دارد آيا آن روز نيز خواهد رسيد كه بلبلي ديگر در وصف ما سرود شهادت بسرايد؟ |
 |
|