بسم الله الرحمن الرحيم انحرافات مكتب امام زمان (عج) 1 ماه شعبان ماه بسيار بابركتي است . حلقة دومي كه در اين سلسلة سه حلقه اي ( رجب ، شعبان ، رمضان ) وجود داره شعبان هست . در اين مسير ، انسان مي تونه به تعالي برسه ، ولو يك سال هم حواسش باشه ، همون يك سال هم كفايته به شرط اينكه حواسش باشه . اعمالي داره كه در مفاتيح موجود هست . مثل ماه رجب برنامه ريزي داشته باشيد از روز اول تا روز سيم يك جدولي بكشيد ، اعمال رو بالا بنويسيد ، آخر هر شب چك كنيد كه اين اعمال انجام شد يا نشد ؟ اگر انجام شده بود شكر كنيد و بخوابيد و اگر انجام نشده بود يك ده دقيقه ، يه ربع ، قبل از خواب وقت بگذاريد ، اين اعمال رو هر روز انجام بديد تا شب سيم . پس اين نكتة اول . يه سري اعمالي هم داره كه ما خودمون انشاءالله دسته جمعي انجام مي ديم . من جمله : اعمالي مثل شب سوم شعبان ، شب چهارم ، شب نيمه شعبان كه بسيار بسيار شب گرانقدري هست و روزه روز نيمه شعبان هم كه خيلي تأكيد شده ،انشاءالله همه انجام مي ديم . ايام ديگه شعبان و همچنين اعمال شب آخر شعبان رو ما انشاءالله عمومي انجام خواهيم داد پيغمبر اكرم فرمودند : ماه شعبان ماه پيغمبر (ص) است ، ماه رجب ماه مردم و ماه رمضان ماه خداست . روايتي از پيغمبر اكرم (ص) هست كه نام اين روايت درخت طوبي است ( اين روايت رو مرحوم شيخ عباس قمي در مفاتيح الجنان نقل مي كنند و البته بدون شرح ) فرمودند : در اين ماه ، دو تا درخت از آسمان به زمين مي آيد اين دو تا درخت درحقيقت يك دونه هستند ، ـ براي زيبايي كلام گفته دو درخت ، وگرنه يكي هست ـ ( مثلاً مي گن : فلاني مثل خورشيدي مي مونه . خود خورشيده ؟ نه ، پيغمبر (ص) در حقيقت اون چيزي كه مي دونند از اعمال ماه شعبان با اين مَثَل زيبا كرده است ) هر درخت شاخه هايي دارد . نام درخت اول ، درخت طوبي است و نام درخت دوم درخت زقّوم است . سپس فرموده اند كه هر كس يك دونه از شاخه هاي درخت طوبي را در اين ماه بگيرد در حقيقت راه ورود خويش را به بهشت باز كرده است . فرمودند : 1 ـ‌ شاخة اول : نماز مستحب است ، در اين ماه هركه نماز مستحبي بخواند يكي از شاخه هاي درخت را گرفته ، 2 ـ روزه : هر كس در اين ماه يك روز روزه بدارد يكي از شاخه ها رو گرفته . 3 ـ نيكي به والدين : ( در اين ماه وضعيت نيكي به والدين با بقية ماه ها فرق مي كنه ) 4 ـ صلح : مصالحه ، در اين ماه بكوشد كه دو نفري را كه با هم مشكل دارند پيوند دهد . يا خودش اگر خداي نكرده با كسي مشكل دارد ، كينه اي از شخصي به دلش دارد ، كينه را كنار بگذارد . برود دست آشتي دراز كند ، ( يك مشكلاتي بين خواهرها و برادرها و يا بين زن و شوهرها در خانه هست كه مي تونند در ماه شعبان با يك تير دو نشون بزنند . اولاً : با اين آشتي يك عمل انساني انجام مي دهند و خيالشون راحت مي شه ، آرامش بيشتر پيدا مي كنند و ثانياً : يكي از شاخه هاي درخت طوبي را هم مي گيرند ) 5 ـ تخفيف در طلب : در اين ماه كسي كه از يه نفر طلبكار هست ، پولي به كسي قرض داده و احساس مي كنه آن شخص نداره ،‌ در اين طلبش تخفيف بده . باز اينجا هم با يك تير دو تا نشون رو زده . هم كار خير انجام داده ( بالاترين مستحبات ) و هم يك شاخه اي از درخت طوبي رو گرفته . 6 ـ عيادت مريض : البته عيادت با شرايطش . عيادت به اين معنا نيست كه بالاي سر مريض بروي ، يك كمپوت يا يك بسته شيريني بذاري ، دو ساعتي هم بشيني ، يواش يواش موقع نهار بموني . بعد هم كه نهار خوردي ،‌ همونجا استراحت كني‌ ، اگر همين طور ادامه پيدا كنه اين بابا ذله مي شه . آدم بايد دو دقيقه بره ، عيادت كنه ، احوال پرسي كنه و برگرده . يك وقت هست مريض دوست داره پهلوش بموني ، باهاش حرف بزني ، حرف بزن ، بعضي ها وقتي مي رن مايه آزار هستن ، چه بالاي سر مريض ، چه بالاي سرمحتضر . گفته اند : بالاي سر محتضر هم كه مي رويد طلب مغفرت كنيد و برگرديد ، دور ور محتضر رو شلوغ نكنيد . يكي از بزرگان در نجف ، در حال احتضار بود ، اتفاقاً خيلي انسان شوخي هم بود ، يه نفر قرآن خون رو آورده بودند كه بالاي سر اين قرآن بخونه ، با يه صداي بسيار نكره و وحشتناك داشت مي خوند . يه كم گوش داده بود ، ديده بود اين همين طوري مي خونه گفته بود آقا جون من مُردم ، ول كن ! مرده بود . يه جوري نباشه كه مريض راضي به مرگ بشه ، بگه : اي كاش ما مرده بوديم از دست اين راحت مي شديم . عيادت به اين معناست كه ببينيم طرف مشكلي داره يا نه ، اين مريض الان زن ، بچه اش چه حالي دارن ؟ خريدي ،‌ كاري ، مشكلي ، تو اداره ، محل كارش داره يا نه ؟ عيادت به معناي كاملش . اين هم يكي از شاخه هاي درخت طوبي است . 7 ـ انفاق : انفاق هم در اين ماه ، با يه تير و دو نشان زدن هست . يعني هم ثواب صدقه داره و هم ثواب گرفتن شاخة طوبي . انفاق در اين ماه خيلي موثر هست . انفاق مي تونه ده تا يك توماني باشه ، مي تونه ده ميليون تومان باشه . هرچقدر كه در توانِت هست . فكر نكن : اگر من ده تومن تو صندوق صدقات بيندازم ، به جايي نمي رسه . موضوع به جاي رسيدن نيست ، خداوند روزي رو به مردم مي ده . موضوع اينه كه ما به خداوند نشون بدهيم كه اگر داشته باشيم كمك مي كنيم . همين ! تا خداوند ما رو در امتحان پيروز كنه ، بعد شايد خداوند ثروت بيشتري هم عنايت كرد . سپس مي فرمايند : درخت بعدي : درخت زقوم است ، اين هم آويزانه . يه عده هم شاخه هاي اين رو مي گيرند و با يك تير دو نشون مي زنند ! اولاً : گناه مي كنند . ثانياً : اين گرفتن شاخه يعني رفتن به جهنم . اين درخت مال چه كساني هست ؟ 1 ـ يك شاخه اش مال كسي هست كه در اين ماه نماز را سبك مي شمارد . ( الذين هم عن صلاتهم ساهون ) شل هستند . يكي از موارد سبك شمردن نماز اين هست كه نماز رو اول وقت نمي خونند . برنامه تون رو طوري بذاريد كه براي نماز صبح ، 5 دقيقه ، 10 دقيقه ، قبل از اذان بلند بشيد و سه ركعت نماز بخونيد و بعد هم نماز صبح رو بخونيد . بعد از نماز صبح هم درست رو بخون . ماه شعبان ، ماه امام زمان (عج) هست . يكي از بزرگان به ملاقات امام زمان (عج) رسيد ، عرض كرد : آقا ! من رو نصيحتي كنيد . نقل مي كنه : همين طور كه امام زمان (عج) داخل اتاق مي شدند ، برگشتند و فرمودند : واي ، واي ! لعنت خدا بر كساني كه نماز صبح را مي گذارند تا ستاره هاي آسمان محو شوند بعد بخوانند ، و بعد فرمودند : لعنت خداوند بر كساني كه نماز مغرب و عشا را مي گذارند تا ستاره هاي آسمان نمودار شوند . ( يعني اول وقت نمي خونند ) امام زمان (عج) لعنت كرده كسي كه نماز اول وقتش رو عقب مي اندازد و اين لعنت دامن ما را در دنيا و آخرت مي گيره به اين نماز خيلي تكيه داشته باشيد . هرچند وقت يك بار بايد نمازتون رو يك سر و ساموني بديد ، هفته اي يك بار ، ماهي يك بار . پس گروه اول كه شاخه هاي درخت زقوم را مي گيرند آنهايي هستند كه در نمازشون كاهلند . 2 ـ گروه دوم : آنهايي كه مي بينند مسلمي ، مؤمني ، مؤمنه اي مشكلي داره و دستگيري او را نمي كنند ، اين گروه دوم هم گناهِ عدم دستگيري رو مرتكب مي شوند . همون طور كه در ماه شعبان حسنات دو برابر هست . سيئات هم دوبرابره . حالا ماه رمضان دو برابر نيست . اين سي روز ماه رمضان ، يك تافتة جدا بافته از سال هست . اون يه چيز عجيبيه . 3 ـ گروه سوم و شاخة بعدي كه از درخت زقوم آويزان هست ، اونهايي كه در ماه شعبان بهشون مراجعه مي كنند مي گن مثلاً ما فلان گناه رو در حق شما مرتكب شده ايم ، فلان ظلم رو در حق شما كرديم ، براي عذر خواهي آمده ايم ، عذر شخص رو نمي پذيرند . اينها هم گروه سوم هستند كه با شاخة درخت زقوم بالا مي روند . 4 ـ گروه چهارم ، آنهايي هستند كه بين مؤمنين ، مراكز مختلف ، نهادها ، ارگان ها ، اختلاف مي اندازند . 5 ـ گروه آخر : اونهايي هستند كه نسبت به مردم ، مخصوصاً والدين در اين ماه با گذشت برخورد نمي كنند . سخت مي گيرند . در روايت داريم كه اگر يك كسي آمد و گفت : عذر مي خواهم ، نتنها عذرش رو بپذير بلكه ،‌ ديگه به روي او نياور و دوستش داشته باش . دقيقاً مانند صفت خداوند . ( ” اِنَّ الله يُحبّ التوابين ” بنده گناه مي كنه و توبه مي كنه و خداوند مي گه : من دوستت دارم ) اصلاً با او ، نسبت به اونهايي كه در حقت اينطوري ظلم نكردند ، گرمتر باش . خيلي با مدارا برخورد كن ، طرف مي ياد مي گه : آقا فلان مشكل رو قبول مي كني ؟ مي گه : بله ،‌ حالا ببينم ! باز فردا مي ياد پيشش مي گه : آقا هنوز ناراحتي ؟ مي گه : نَه ! اينجوري فايده اي نداره ، انسان بايد در اين ماه اينقدر بتونه روي خودش كار كنه ، تمرين كنه كه در ماه رمضان كه ماه عفوهست رحمت خدا شامل حالش بشه . نه اينكه بگه : حالا شب قدر عذرخواهي كردي ، برو اما ديگه جلوي چشمم نيا . ما كه خودمون اينقدر در خونة‌ خدا پررو هستيم ، بگذاريم مردم هم نسبت به ما پررو بشن . ما كه توقع داريم اين پرروييِ ما رو خداوند اجابت كنه . اجازه بديم مردم هم پس از عذر خواهي با ما صميمي باشند . بعد از روايت ، پيغمبر اكرم (ص) لحظاتي به آسمان نگاه كردند و خنديدند . مدتي گذشت پيغمبر اكرم (ص) خنده از لبانشون محو شد ،‌ ناراحت و نگران شدند ! سؤال كردند يا رسول الله چي شد ؟! فرمودند : خندة من مال اين بود كه كساني را ديدم كه در ماه شعبان از وسط گناه ها شاخه هاي درخت طوبي را گرفتند و بالا رفتند . و ناراحتي من در اين بود كه ديدم عده اي هم يك شاخه ، يا دو شاخه ، يا چند شاخه از درخت زقوم را گرفتند و جهنمي شدند . خداوند كمك مون كنه به اين حبل هاي متين الهي انشاءالله اعتصام پيدا كنيم . چنگ بيندازيم و در ماه شعبان خود را لايق جنت و رضاي خداوند و لايق عبوديت درگاه الهي قرار بدهيم . يكي از مظلومترين افراد تاريخ امام زمان (عج) هستند ، يعني شايد بعضي ها بگن : پيغمبر اكرم (ص) مظلوم بوده ، شايد بعضي ها بگن : اميرالمؤمنين (ع) مظلوم بوده ، بله درسته ، اما شايد مظلوم ترين فرد تاريخ امام زمان (عج) باشه ! و يكي از بزرگترين مشكلات امام زمان (عج) اين هست كه ايشان با اين كه از همة‌ ائمه (ع) بيشتر عمر كرده اما شناخته شده نيست . به قول اون عزيزي كه نوشته بود : ” ما عاشق امام رضا (ع) شديم اما از امام زمان (عج) كم گفتيد ! ” حالا مي گيم انشاء الله كه عشق و محبت واقعي امام زمان (عج) در دل ما حاكم بشه . كما اينكه تمام توسلاتي كه به بقية ائمه (ع) مي كنيم از كانال امام زمان (عج) به ما مي رسه . چون ايشون امام عصر و زمان (عج) هستند . بزرگواري كه توسل كرده بود به پيغمبر اكرم (ص) ، بعد از مدتها پيغمبر اكرم (ص) به خوابشون اومده بودند و فرموده بودند : اين كار تو دست امام زمان (عج) هست ، در خانة مهديِ ما (عج) برو ! ولي متأسفانه امام زمان (عج) ، خصوصاً بعد از انقلاب ، خيلي محجور شد . طوري كه حتي خيلي ها جرأت نمي كنند اسم امام زمان (عج) رو بياورند . دليلش چيه ؟ دليلش اينه كه مثل بقيه چيزهايي كه با دفاعِ بد ، خرابتر مي شن ، از امام زمان (عج) هم بد دفاع شده و امام زمان (عج) بصورت بد ترويج شده . اصلاً از ايشون استفاده هايي شده كه اين استفاده ها ابداً مورد رضايت امام زمان (عج) نبوده . خرافه در مورد امام زمان (عج) زياده ، همين اواخر دادستان ويژه روحانيت توي مصاحبه اي گفته بود : روحاني رو گرفته اند كه رسماً امام زمان (عج) رو تو مجلس مي برده و ملت به دست و پاهاش مي افتادند و نذر مي كردند ، نماز جماعت پشت سرش مي خوندند ! يه مقدار ريشه اين خرافه ها رو بررسي مي كنيم . روايتي هست كه خود امام زمان (عج) به يكي از نواب اربعه فرموده اند : ” هر كسي كه ادعا كند ، قبل از قيام سفياني و قبل از صيحه (‌آن صيحه اي كه در كرة زمين بوجود مي آيد كه فرياد مي زند : ” انا المهدي ! ” ) من را ديده است ، اين شخص دروغگوست . ” اين نكتة اول . دوم مي فرمايند : ” هر كسي كه ادعا كند امام زمان (عج) در فلان تاريخ مي آيد و براي ظهورِ امام زمان (عج) ، وقت تعيين كند ، اين هم دروغ گفته . ” دو تا دروغي كه الان هم خيلي باب شده . هيچ كس نمي تونه امام زمان (عج) رو به نحوي كه نواب اربعه مشاهده مي كردند ببينه ، هر كس چنين ادعاهايي كنه كه مثلاً : من امام زمان (عج) رو ديدم ، با ايشون رفت و آمد داشتم ، خانة ما اومد ، نشستيم نهار خورديم ، شام خورديم ، آقا بلند شد و . . . ، خود امام زمان (عج) فرمودند : چنين شخصي دروغ گفته . و آنهايي هم كه ايشون رو ديده اند ، اگر حجتي باشه كه اين ديدنشون رو بگن ، يا كسي بفهمه ، اگر به كسي بگن و اون رو مقيد كنند كه بعد از مرگ من حق داري اين را بگويي ، اين ايرادي نداره . چون امام زمان (عج) بايد يه طوري نشون بده كه من هستم ، ماها عقلمون به چشم مون هست . تا كسي نگه ديدم و مطمئن نشيم شايد ايمان مون به امام زمان (عج) هم كم بشه . آنكه را اسرار حق آموختند مهر كردند و دهانش دوختند شايد تو همين جمع كسي باشه كه امام زمان (عج) رو ديده باشه ، و اين شخص اصلاً نمي ياد اطلاعيه بزنه كه : ” بسم الله الرحمن الرحيم ، بنده فلاني هستم ، امام زمان (عج) رو ديدم و هر كسي هم نذري ، چيزي براي امام زمان (عج) داره ، در خدمتشون هستيم ! ” اين موارد معمولاً به اينجا ختم مي شه كه ما يك پولي مي خوايم به امام زمان (عج) بديم . يه مكانيك بوده ، ( مكانيك بودن دليل بر اين نيست كه آدم امام زمان (عج) رو نمي بينه ) منبر مي رفته ، كلاس اخلاق هم داشته درس مي داده كه امام زمان (عج) اينها رو به من ياد داده ، طبق معمول هم بيشتر مشتري ها خواهرها بودند ! تو همين شهر همسر يكي از بزرگترين افراد كه مورد اطمينان همه تون هست ، نقل كرده : رفتم يه جلسه اي كه باز هم خواهرها بودند ، يه خانمي مي گه : امام زمان (عج) رو ديدم ،‌ يه نور سبزي روي ديوار افتاد ، ملت هم با سر رفتند تو نوره ! مي گفت : ما هم گشتيم ببينيم نور سبزه چطوري بود ؟ حاج خانمي كه مدعي بوده امام زمان (عج) رو مي يارم تو خونه ام ! ايشون يه پارچه سبزي گذاشته بودند پشتش چراغ قوه انداخته بودند ، نورش روي ديوار مي افتاده ! اينقدر امام زمان (عج) رو دارند سبك مي شمارند . به همين راحتي ! تو مشهدِ ما ، گندم از جزيره خضراء آورده اند كه اينها رو امام زمان (عج) كاشته ، دونه اي دو ميليون تومن فروختند ! اين براي امام زمان (عج) مظلوميت نيست ؟! يه آقاي ديگه اي تو مشهد ما هست ! تو كتابش برداشته نوشته : فلاني ، ساعت 9 صبح به من زنگ زد ، گفت : آقا ! شما هستيد ؟ گفتم : بله ، منم ،‌ گفتند : دفتر تشريف داريد ؟ گفتم : بله ، گفت : آقا من 20 دقيقه ديگه مي رسم خدمتتون ! گفتم : تشريف بياريد ، تشريف هم آوردند . به من گفتش : آقا ! ما در حج ، تو عرفات بوديم ، يك دفعه يك آقايي اومد به همين قيافه و خوشگلي ( فوراً يك چيز خوشگلي پيدا مي كنند اسمش رو مي ذارند امام زمان (عج) ! ) ابروهاي كشيده ، چشم هاي اينطوري و فلان ، (( معصومين (ع) از هر عيبي مبرا هستند ، زيباترين افراد تاريخ بشريت هستند ، يوسف (ع) به زليخا گفت : بابا ! اگه تو پيغمبر آخر الزمان رو ببيني اصلاً من رو ول مي كني ! بعد خود پيغمبر آخر الزمان (ص) مي فرمايد : زيباترينِ ما ، امام زمان (عج) هست ، اما معلوم نيست ابروهاش كشيده باشه ، شايد كشيده نباشه ، مگه زيبايي فقط تو ابروهاي كشيده هست ؟ اگر اينجوري باشه كره اي ها اول هستند ! زيبايي كه به كشيدگي ابرو نيست ، بعضي وقتها سيرت اونقدر زيباست كه اصلاً تمام وجود آدم رو مي گيره . )) بعد اون آقا يك قرآن به ما داد ، از اين قرآنهاي چاپ سعودي هم بود ، گفت : اين قرآن را ببر بده به دوست ما ، در مشهد ، به نائب ما ، به رفيق ما ، به يارِ ما ! گفتم : چشم ! اونقدر ابهت آقا زياد بود كه يادم رفت بپرسم دوستشون كيه ؟ آمدم مشهد ، همين طور نگران بودم . آقا رو هم نشناخته بودم ، يك آدم نوراني ، قرآن رو تو تاقچه گذاشته بودم ، شب خوابيدم ، خواب ديدم همون آقا اومد . گفت : فلاني ! چرا قرآن رو ندادي به رفيقم ؟ ( اينهايي كه دارم مي گم از روي كتابه ) من وحشت زده از خواب پريدم ، گفتم : باز اين آقا يادش رفت بگه رفيقش كيه !! شب دوم دوباره اومد به خوابم ، گفت : مرد حسابي ! مگه من با تو شوخي دارم ؟! مي گم : ببر بده به رفيقمون ! گفتم : آقا من رفيق شما رو نمي شناسم ، گفت : فلاني ، اسم شما رو آورد ( همين آقايي كه كتاب رو نوشته بود ! ) گفتم : خُب آقا چشم . از خواب پريدم ، بعدبا خودم گفتم : اِه ! حالا اين فلاني كيه ؟ ما اصلاً تو مشهد توي 2 ، 3 ميليون جمعيت فلاني رو از كجا پيدا كنيم ؟ شب سوم باز خوابيدم ، باز اون آقا رو ديدم ، گفتم : آقاي فلاني كيه ؟ گفت : اين شماره تلفنش هست ، ( شماره تلفن رو هم توي كتاب نوشته ) زنگ بزن ! ما هم بيدار شديم ، و زنگ زديم ، تلفن محل كارتون بود ، گفت : هيچ كاري با شما ندارم ، هيچي هم نمي دونم . فقط مأمور بودم و پيغام رو رسوندم . رفت . نويسنده مي نويسه : من قرآن رو باز كردم در صفحة فلان ديدم نوشته : ” حجه بن الحسن العسگري ” و امضاء زده ! بعد هم ادامه مي ده كه بزرگاني از تهران ، قم ، آمدند و به مبالغ خيلي زياد مي خواستند قرآن را بخرند ، ندادم ، ( مي گه : ندادم ولي احتمالاً داده !! ) امام زمان (عج) اينقدر بيكار بوده توي عرفات ، قرآن رو بده ، بعد مشهد سه بار به خواب اين بابا بياد ، شماره تلفن بده ، خيلي حرفه . يا اباالفضل العباس ! همين نويسنده الان كتابهاش تو دارالكتب فروش مي ره ، من دوبار به اين مسؤول دارالكتب تذكر دادم كه آقا اينها چي چيه مي فروشيد ؟ اين چه امام زماني هست ،‌به نسل جوان مي دهيد ؟ مخصوصاً خواهرها ، سريع مي روند ، مي خرند و مي شينند گريه مي كنند ، گريه نداره آقا جون ! اين بابا نونش رو خورده ، تو ديگه گريه مي كني چكار ؟! خُب اينها اين تيپي بودند ، يك گروه از آنها موسوم هستند به گروه حجتيه . كه جلسه بعد دقيقاً مي گم كه اين انجمن حجتيه چيه و چي مي گه ؟ تاريخچه اش و اينكه چگونه تأسيس شده ؟ چه سالي ؟ قبل از انقلاب چه مي كردند ؟ موقع انقلاب چه كردند ؟ بعد از انقلاب چه كردند ؟ انشعابات شون چيه ؟ نظرات اين انشعابات چيست ؟ و خودمون رو مبرا كنيم از همة اين انشعابات و نظرات هفتة ديگه انشاءالله . اين انجمن يه كلمة عامي شده و هر كه مي رسه مي گه انجمن حجتيه ، بنده با اين همه سابقه و تشكيلات دو تا كلمه از امام زمان (عج) مي گم ، مي گه : آه ! حجتيه اي هست ، برو بابا جون ! اصلاً‌ نمي دوني حجتيه چيه ؟ چون يه سري تهمتها مي زنه و كارهاي ديگه مي كنند كه به اندازة‌ كافي پرونده هاشون سياه هست . باز دوباره تو همين كتابها نوشته شده : امام زمان (عج) را من در حرم امام رضا (ع) ديدم ، شناختم ، خلاصه خدمتشون رسيدم . گفتم : آقا ! دوست داريم خونه خدمتتون باشيم ! تشريف بياريد ! گفته بود : شرط داره ؟! اگر كله پاچه بار مي ذاري مي يام ؟! (‌تو كتابهاي ما به امام زمان (عج) اينگونه توهين مي شه ) مي گه : گفتم : چشم ! ( همين آبگوشت كله اي كه تو شيراز مي گن ) ظهر خونه كه رفتم به زنم گفتم : يه كله پاچة مشت بزار كه خلاصه ، امام زمان (عج) اينجا مهمون ماست ! دويد گذاشت ، بعد هم مي گه : ما سه روز پشت سر هم براي امام زمان (عج) كله پاچه درست كرديم ، ( امام زمان (عج) به هواي كله پاچه تمام مقدرات زمين و زمان ، تمام كرات و كهكشانها رو ول كرد و سه روز تو خونة حسنعلي كفاش ، بقال موند ! ) اين يه مدل امام زمان (عج) هست ، كه اين امام زمان (عج) وجود نداره و واقعاً من نمي دونم چقدر امام زمان (عج) گريه مي كنه براي توهين هايي كه يه مشت مقدس نمايي كه به قول حضرت امام (ره) خطرشون از خيلي كسان ديگه بيشتره ، چنين چيزهايي رو باب كردند و يك عدة بدبختي هم قبول مي كنند ، يه عده اي هم دارند نونش رو مي خورند . وحشتناكِ آقا ! يا مثلاً مي گن : امام زمان (عج) اومده به خواب ما ، گفته : ” مؤمنينِ مشهد سختشون هست كه سه شنبه ها جمكران برن ، بريد سه راه فردوسي يك مسجد ديگه بسازيد ! ” مردم بدبخت چند صد ميليون تومن پول دادند و ساختند . مثل اون يارو اومدند تو شهرش گفتند : آقا ! شهر شما براي توريستها مكان باستاني نداره ، چكار كنيم ؟ با چه انگيزه اي توريست جذب كنيم ؟ با كدوم بناي باستاني ؟ گفت : آقا مي سازيم ، الان مي سازيم ! به همين نحو امام زمان (عج) رو سبك مي شمارند ، به همين نحو قداست امام زمان (عج) رو مسخره مي كنند . والان هم دارند نونش رو مي خورند و بدبختانه اسم اينها ، ” امام زماني هاست ” يك مشت داستان دروغ هم سرِ هم مي كنند . مملكت ما نياز به اين داره كه داد بزني بچه ها بعضي از گناهان رو انجام دهند ، با يك مشت داستان دروغ سرت رو گرم مي كنه ، آقا در روايت شيعه ما هيچ ذكر ، هيچ عمل ، هيچ ورد و هيچ نمازي نداريم كه منتهي شود به اين كه آدم امام زمان (عج) را ببينه . ديدن امام زمان (عج) در شيعه وارد نشده ، در بعضي از فرقه هاي بابيت اين نوع مسلك و دين وجود داره مثلاً چهل روز فلان جا برم ، امام زمان (عج) رو ببينم . مثل اون دختري كه بختش گره خورده بود ، كسي نمي يومد ازش خواستگاري كنه ، بهش گفته بودند : اگه چهل روز ، صبح ها بلند بشي در خونه ات رو آب و جارو كني ، امام زمان (عج) رو مي بيني . اين كار رو هم كرد ، يه روز يه بابايي رد مي شد ، قصاب محله بود ، پريد دامنش رو گرفت ، گفت : آقا ! امام زمان (عج) ! قصابه گفت : نوكرتم ! من اين پائين قصابي دارم ، دختره گفت : نه اصلاً ، صحبتش رو هم نكن ، خودتي ! گفته بود : خُب حالا مشكلت چيه ؟ گفت : كسي خواستگاري من نمي ياد . گفته بود : خيلي خُب ، ظهر يكي رو مي فرستم بياد . ظهر خود قصابه اومد ! پس در دين ما همچين چيزي نداريم ، در دعاي ندبه هم مي گه : ” كي مي شود تو را ببينم ؟ ” دعا مي كنيم : كي مي شود تو را ببينيم در حالي كه پرچم انقلابت بر بام جهان افراشته شده باشد ” ديدن با انتظار ! ديدن امام زمان (عج) فيضي هست كه راه نداره ، ورد نداره ، كاري نداره ، جلسه هاي بعد خواهم گفت كه چه كارهايي بعضي از بزرگان انجام دادند تا به اين فيض نايل شدند . انشاءالله از كتاب بسيار بسيار گرانقدر . .. .. . …. . الاحسان تأليف مرحوم شيخ علي اكبر نهاوندي ، پدر بزرگِ علي نهاوندي كه از بزرگان مشهد مقدس هستند . سعي مي كنم شاهدش رو براتون بيارم ، چون به ايشون هم اعتماد دارم و كتابهاشون هم مورد تأييد علما هست . و اين كتاب مي گه مردمي كه ديدند چه كار كردند كه تونستند ببينند ؟ پس اينگونه با امام زمان (عج) رفتار كردند و امام زمان (عج) رو يك امام دائماً‌ در حال گريه اي كه صبح تا شب تو بيابونهاست ، مي دونند . علي (ع) هم مي رفت تو بيابون ، علي (ع) هم سر تو چاه مي كرد ، اما علي (ع) وظايفش رو هم انجام مي داد ، امام زمان (عج) داره وظايف امام بودنش رو انجام مي ده ، اين رو از تو فقه و اصول ما مي تونيم در بياريم . علماي ما معتقد هستند كه خيلي از مسائل رو امام زمان (عج) مي ياد اينجا كمك مي كنه ، موضوع بعدي : اين هست كه ببينيم فرقه هاي مختلفي كه به دروغ ادعاي پيروي از امام زمان (عج) رو دارند چي مي گن تا بدونيم و ما اينگونه نباشيم . گفت : خوبي را از كه آموختي ؟ گفت : از بدان . در جلسه آينده خواهيم گفت كه در اين وادي بدان چه كساني هستند تا ببينيم خوبها چه بايد بكنند . مناجات شعبانيه كه در ماه شعبان وارد شده يكي از بهترين مناجاتهاي موجود از ائمه معصومين (ع) هست . مقام معظم رهبري فرمودند يه وقتي خدمت حضرت امام (ره) رسيديم گفتيم : شما با همه دعاها صفا مي كنيد ، اما چه دعايي واقعاً به دلتون مي شينه ؟ حضرت امام (ره) يه مقدار تأمل كردند ، بعد با همين ترتيب اولويت فرمودند : دعاي مناجات شعبانيه و دعاي كميل . لذا حضرت امام (ره) توصيه دارند نه تنها در ماه شعبان ، در همة‌ ماههاي ايام سال ، هفته اي يك بار مناجات شعبانيه را بخوانيد . منقول است از حضرت امام (ره) كه اين مناجات رو هيچ كس نمي تونه تفسير كنه ، مگر اينكه عارف و دلسوخته باشه ، لذا اين چيزي رو كه داريد مي بينيد در حد بضاعت ، خيلي خيلي اندك ، و زير صفر خود من است يه مقداري از اون چيزي كه از اساتيد شنيديم ، حضرت آيت الله العظمي حاج آقاي فلسفي ، مرحوم برادر بزرگ فلسفي و . . . حضرت امام (ره) فرموده بودند كه مناجات شعبانيه بطن داره ، هر كسي در حد دركش مي تونه از اين مناجات استفاده كنه . يعني امسال در سال 79 كه اين مناجات رو مي خونيد يه برداشتي مي كنيد و اگر در مسير تأمل و تكامل باشيد سالهاي آينده برداشت تون از اين مناجات قوي تر مي شه . اين مناجات سرّ در درون داره ، و بعد امام (ره) فرموده بودند كه من نديدم در ميان ائمه (ع) مناجاتي باشه كه همه روايتش كرده باشند ، همه اين مناجات شعبانيه رو روايت كردند . ” اللهم صل علي محمد و آل محمد و سمع دعائي اذا دَعَوْتُك واسْمَعْ بذائي اِذا ناديتكَ ، اَقْبِلْ عَلَيُّ اِذا ناجيتك ، فقد هَرَبت اِليك ، وَ وَقَقْتُ بين يديك ، مُسْتكيناً لكَ ، متضرّعاً اِليك ، راجياً لما لَديك ثوابي ” خداي شعبان ! بعد از اينكه در ماه رجب گنهكاريِ من و ذلت و خواري و فقر من اثبات شد ، مرا لايق دونستي كه بيام در كنارت بشينم و نجوا كنم . ( گفتند مناجات شعبانيه ، نگفتند زيارت )خدايا ! از ماه رجب بيرون آمدم ، حالا ديگه صداي من را بشنو . ” وسمع ندائي اِذا ناديتك ” يه وقت هست من از دور دارم صدات مي زنم ، اونقدر گناه كردم كه فاصله من و تو زياده ، ندا مي دهم ، ” اِقبل عليُّ اِذا ناجيتُكَ ” براي من بغل خود را باز كن ! مرا در آغوش خود بگير . ” فقد هربت اِليك و وقفت بين يديك ” من به سوي تو فرار كردم و خودم را در آغوش تو انداختم . يكي از اساتيد بسيار گرانقدر مي فرمودند : اين در آغوش خدا پريدن فقط مال خوبان نيست ، گنه كارها هم مي تونند بروند ، مثال بسيار زيبايي كه ايشون زدند اين بود مي گفت : يه زماني من نسبت به پسرم عصباني شدم ، پسرم 5 سال و 6 سالش بود ، تو خونه دنبالش دويدم ، رسيدم بهش كه بزنمش ، دعواش كنم ، مي گفت از من فرار كرد ، به سمت مادرش ، ( معمولاً پناهگاهش آغوش مادرش بود ، مادرش پا درميوني مي كرد تا من نزنمش .) گفت : اتفاقاً اون روز مادر هم توخونه نبود . رفت تو اتاق اول ، من هم دنبالش مي دويدم ، ديد مادر نيست ، رفت اتاق دوم ، دويد بيرون ، تو حال ، آشپزخونه ، ديد اونجا هم نيست ، اين ور ، اون ور رو نگاه كرد ، ديد هيچ راهي نداره ، هيچ كسي پناهش نمي ده ، مي گفت : پريد خودش رو انداخت تو بغل خودم ! مني كه مي خوام بزنمش !! ” الهي و ربي من لي غيرك ” اگر تو بخواهي عذاب كني ما نمي تونيم جايي فرار كنيم . ” لايمكن الفرار من حكومتك ” براي اين مي گه : ” واَقبل علي اِذا ناجيتك ” مي گه : خدايا ! من بدبخت و بيچاره اي هستم كه گناهاني كردم تو مي خواهي عذابم كني اما هيچ آغوشي براي من باز نيست ، تو بايد آغوشت رو باز كني . يقيناً از مادرِ من به من مهربانتري . با چه حالتي به سويت آمدم ؟ ” مسكيناً ، متضرعاً اِليك ” در حالي كه بيچاره ام ، بدبختم . هر كسي فكر مي كنه غير از خدا كس ديگه اي مي تونه مشكلش رو حل كنه ، در خانة همون بره . اينجا جاي كساني هست كه فقط و فقط اميدشون به خداست . ” راحياً لمالديك ثوابي ” من كسي هستم كه اميد دارم به اون چيزهايي كه از تو شنيدم . شنيدم كه تو مهربوني ، منتظر اشك و ناله نيستي ، همين كه بيام به سمتت مي گي : بيا ! يه روايت مي خوام براتون بخونم ، اين روايت از اون روايتهايي هست كه مثل روضه هاي امام حسين (ع) هيچ وقت سرد نمي شه : ” لَو عَلَمَ مدبرون كيف اشتياقي بهم ” اونهايي كه با من (‌خدا ) قهر هستند ، اگر بدونند من چقدر دلم براشون تنگ مي شه ، از خوشحالي مي ميرند ! اين خداي ما هست ، اين تيكه اش يه مفهوم داره ” و تعلم ما في نفسي و تغفر حاجتي و تعرفُ ضميري ” اون چيزي كه تو دلم هست تو مي دوني ، اون چيزهايي كه هيچ كس نمي دونه تو مي دوني . مي دوني من الان الكي دارم توبه مي كنم ( و تعرف ضميري ) يعني خدايي ديگه ، نذار برات بگم ، خدايا ! من دوست ندارم جلوي تو بگم ، همين جوري سربسته قبول كن !