بسم الله الرحمن الرحيم سياست ا نتظار 4 26/7/82 در قسمت چهارم از بحث سياست انتظار هستيم . در جلسات قبل به يك سري نكات ضروري پيرامون انتظار پرداختيم و بعد غفلتهاي خودمون رو بررسي كرديم و به اينجا رسيديم كه انسان منتظر در زندگيش ملزوماتي داره . كه اسمش رو گذاشتيم لوازم سياست انتظار . باز تذكر مي دم همون طور كه دشمنان باهوش ما براي مسائل خودشون ، سياستها و استراتژي ها و همچنين چارت و تشكيلات و سازماندهي دارن ، ما هم بايد در امر انتظار ، فقط به خواندن و گريه كردن و دعا كردن و حتي حكومت رو اسلامي چرخوندن اكتفا نكنيم ، بلكه بايد جوري زندگي كنيم كه پايه ها و فندانسيون حكومت امام زمان (عج) ساخته بشه ، تا وقتي آقا (عج) ظهور كردن ، بناي حكومتشون رو بر اين پايه ها استوار كنن . بهترين منتظر و بهترين زمينه ساز حكومت امام زمان (عج) كساني هستند كه براي انتظارشون هم سياست و استراتژي داشته باشند . گفتيم كه دشمنان ما ظهور حضرت حجت (عج) رو خيلي جدي گرفتند اما ما نه ، گاهي اوقات ظهور آقا رو در حدي باور داريم كه توسلي داشته باشيم و يادآوري كنيم و اشك مون جاري بشه و اين اشكها رو گُل بگيريم و از حاشيه اش حاجتهاي دنياي امروزمون رو بخوايم . گفتيم كه بايد براي فرج دعا كنيم ، اما بايد همين دعا هم ، همراه با يك سياست عملي باشه و در حد خواندن دعاي عهد و ندبه و . . . نباشه . بعضي از مردم وظايف منتظر رو در حد دعا و صدقه براي سلامتي امام زمان (عج) و يك سري وظايف كوچيك ديگه مي دونند در صورتي كه ما بايد براي حكومت امام زمان (عج) آماده سازي كنيم ، اگر امام (ره) انقلاب كردند ، قبلش در ذهنشون يك استراتژي قوي براي چرخوندن نظام داشتن و ديديد كه چقدر قشنگ نظام رو هدايت كردند ، نظامي كه بعد از 25 سال هنوز داره مي چرخه ، و انشاءالله تا ظهور آقا امام زمان هم مي چرخه . اين نظام بايد حتماً يك استراتژي داشته باشه ، البته استراتژي اي كه الان داريم ، ممكنه اشتباه هم داشته باشه . من بعضي وقتها فكر مي كنم كه دولت چين به عنوان يكي از ممالك پيشرفته جهان كه كمترين تنشها رو در جهان داره با كدوم ايدئولوژي و سياست داره يك ميليارد و پانصد نفر رو سازماندهي مي كنه ؟ واقعاً كار بزرگيه . اگر قرار باشه ايران ما ، فقط يك روز آب اينها رو تأمين كنه بايد درياي خزر رو خالي كنيم !! خُب حتماً اينها يه استراتژي دارن . مخصوصاً اگر سياست بر مبناي ايدئولوژي باشه ، مي شه انسانها رو در يك مجموعه جمع كرد و ساليان سال به وضعيت زندگي شون رسيدگي كرد . اين سياست در ميان منتظرين ما كمه و براش برنامه ريزي نشده . بنده اگر دارم حكومت مي كنم و فلان پست حكومتي رو دارم ، هدفم چرخوندن همون پست هست . نه استفاده از اون پست براي آماده سازي حكومت امام زمان (عج) . دانشجوي ما ، دانش آموز ما ، كارمند ما ، نظامي و كارگر ما ، مسؤول ما ، رئيس و مرئوس ما بايد غير از اينكه پست شون رو مي چرخونند ، از اون پست استفاده كنند براي اينكه پايه ها و زيربناي حكومت امام زمان (عج) رو آماده كنند . اما ما اين كار رو نمي كنيم . برعكس دشمنان ما كه اين مسئله رو جدي گرفتن و دارن حكومتهاشون رو مي چرخونند ، مردم شون رو راضي نگه مي دارن و براي آينده هم برنامه دارند ، براي مقابله با امام زمان (عج) هم برنامه دارن ، و ما متأسفانه براي ظهور و استقبال از حضرت حجت (عج) برنامه اي نداريم . پس سياست انتظار در حقيقت بازكردن اين استراتژيست . اين خلاصه اي از جلسات قبل بود . از اينجا قسمت چهارم از بحث رو شروع مي كنيم : حالا ببينيم ملزومات اين استراتژي چه چيزهايي است : 1 ـ آينده نگري ، طوري زندگي كنيم كه آينده گان هم امكان زندگي كردن رو داشته باشند . اگر دست ما باشه شايد يه دفعه بگيم آقا ! چاه هاي نفت رو باز كنيم ، تمام نفت مملكت رو بفروشيم تا ديگه ملت داد نزنن ! اما دولتمردان ما ، فكر مي كنند كه 50 سال ديگه هم يكي مي خواد اينجا زندگي كنه . الان قطره قطره استفاده كردن ، بسيار مقرون به صرفه تر از يك دفعه استفاده كردنه . 2 ـ دومين كار اينه كه يه جوري برنامه ريزي كنيم كه اگر فردا امام زمان (عج) ظهور كرد ، خيلي از كارهاي قبل از ظهور رو انجام داده باشيم . براي اينكه بتونيم واحدهايي رو كه امام زمان (عج) اعلام مي كنه ، بگيريم ، بايد خودمون واحدهاي پيش نيازش رو گذرونده باشيم . شيعه و منتظر واقعي يعني بالاترين زاهد ، عابد و مجاهد . بنده طوري درس بخونم ، طوري كار كنم ، طوري تبليغ كنم كه نه براي 200 سال آينده كه براي همين جمعه آينده اگر آقا (عج) اومد ، بتونم پرونده ام رو به ايشون ارائه بدم . بگم من تا اينجا اومدم ، بقيه اش با تو ! 3 ـ تغيير از موضع انفعال : الان در حكومتهاي جهاني دو نوع سياست وجود داره ، يكي سياست قدرت و ديگري سياست تظلم پذيري و انفعال . سياستي كه در اون انسان كاملاً تخدير مي شه و دائماً مورد ظلم واقع مي شه . سياستي كه مي گه : به كسي كاري نداشته باش ، تا كاري به كارت نداشته باشن ! سياستي كه مي گه : بهانه دست كسي نده ، اما در سياست قدرت ما مي تونيم افكار و ايدئولوژي و حتي اقتصادمون رو بر جهان تحميل كنيم . شايد امروز كشور ما نتونه چنين كاري كنه اما مي تونيم يه استراتژي داشته باشيم كه وقتي امام زمان (عج) ظهور كرد ، بگيم حداقل ما توي خاورميانه حرف اول رو مي زنيم . آقا ! حالا اگه زورمون به اروپا نمي رسه حداقل توي جهان اسلام ما داريم حرف اول رو مي زنيم . سياست قدرت ، سياستي است كه بر مبناي اون كسي نمي تونه به ما زور بگه . اصلاً حق نداره به ما زور بگه ! كسي كه زور مي گه ، همه بهش مي گن : “ چشم ! ” ولو اينكه خودشون هم مي دونند اين “ چشم ” بي منطقه . الان زورگويان جهان ، زور مي گن و همه جهان هم مي دونند كه اين حرفها زوره ، خودشون هم مي دونند و خيلي خوشحالند از اين كه مي تونن زور بگن و جهانيان مجبورند كه قبول كنند . شما يه آدم خيلي قوي هيكل رو در نظر بگيريد ، مي گه : آقا ! دوست داري برات آواز بخونم . مي گي : بخون ، مي زنه زير خوندن ! با صدايي كه صد رحمت به صداي الاغ !! بعد كه تموم شد ، مي گه : چطور بود ؟ مي گي : آقا ! عــالــي بود ! واقعاً لــذت برديم !! تو مي دوني داري دروغ مي گي ، خودش هم مي دونه ، تو دروغ مي گي ، اما از اينكه داره زور مي گه لذت مي بره . الان در جهان ما ، آمريكا خودش رو مدافع حقوق بشر مي دونه ! سردمدار مبارزه با تروريسم ! هم خودش و هم مردم جهان مي دونند كه واقعاً اين طور نيست ، يعني اين ديگه يه چيز “ اظهر من الشمس ” هست . ولي همه بهش مي گن : باريك الله ! همة جهان مي يان تو سازمان ملل اسرائيل رو محكوم مي كنن ، اما آمريكا مي ياد وتو مي كنه . همه جهان هم مجبورند قبول كنند و مي گن : راست مي گه . . . آخرين خبر اينكه : چند شب پيش آمريكا ، اين سردمدار مبارزه با تروريسم ! اجازه حمل كلاهكهاي هسته اي رو توسط زير دريايي ها به اسرائيل مي ده ، اما از اون ور مي گه : “ بايد ببينيم ايران چرا داره فعاليت هسته اي مي كنه ؟ ” الان مملكت ما در موضع قدرت نيست ، در موضع انفعاله . و اين خيلي براي ما سخته . موضوع اينه كه ما در زمان انتظار براي حكومت مهدي (عج) ، خوابمون نبره . بدونيم كه دارن زور مي گن ، فعلاً زورمون بهشون نمي رسه . اما يه استراتژي داشته باشيم كه براي ساليان آينده بتونيم به اون قدرت برسيم و جلوشون كم نياريم . پس تغيير از موضع انفعال ، هم بايد يكي از برنامه هامون باشه . به “ موضع انفعال ” در علوم سياسي مي گن : “ موضع سلطان حسيني ! ” مي دونيد سلطان حسين كي بوده ؟ سلطان حسين يه فرد نازك نارنجي ، هنرمند و خطاط بوده . كه در يه برهه اي حاكم ايران مي شه ، در اون زمان مركز حكومت و پايتخت اصفهان بوده ، مي يان بهش مي گن : محمود افغان اومده تا پشت دروازه هاي اصفهان ، اگر نجنبي فردا شب توي كاخه ! گفته بود : ول كن بذار بياد ، يه اصفهان نوشتم ، بيا ببين چي شده ؟! اين موضع سلطان حسيني است . ما هم خودمون رو به خواب زديم ، سرمون رو زير برف برديم و خودمون رو سرگرم مشغوليات زندگي مون كرديم و داد از مهدي (عج) و حكومت مهدي (عج) مي زنيم . مي گه : آقا ! من چهل روز ، صبحها دعاي عهد مي خونم . منتظر خوبي هستم ؟ مي گم : نمي دونم ، چه جوري زندگي مي كني ؟ چه جوري كار مي كني ؟ خوندن تنها مهم نيست . ببخشيدا ! اما اينها مال 200 سال پيشه . خوندن متون عربي دردي رو از حكومت مهدي (عج) دوا نمي كنه . اين دعاها براي اين هست كه تو قلبت رقيق بشه . بايد سعي كني مضامين اين دعاها رو درك كني . بايد با قدرت و عشق كار كني . اين دعاها فقط عشق كاره و امام زمان (عج) عاشقِ تنها نمي خواد . 4 ـ توسعه اقتصادي : بايد سعي كنيم كه در بعد اقتصاد پيشرفت كنيم . اما با كدوم نسخه ؟ با نسخه اي كه دشمنان مون براي ما پيچيدند ؟ يا با نسخه اي كه خودمون برنامه ريزي مي كنيم ؟ نسخه اي كه از غرب مي ياد ، فرهنگ و دين ما رو درك نكرده و از همه مهمتر ، اينكه اگر اونها اين نسخه رو به ما ارائه مي دن ، دوست ندارن كه مملكت ما بالا بره ، براي اين هست كه محصولاتشون رو بفروش برسونند . كسي دلش براي ما نسوخته . بدونِ در نظر گرفتن اين موضوع ، استفاده كردن از اون نسخه اشتباهه . اگر مي خوايم به توسعه اقتصادي برسيم ، بايد اين توسعه و پيشرفت بر مبناي الگوهاي خودمون باشه ، الگوهاي ملي ، مذهبي و ديني رو هم بايد در نظر بگيريم و فكر كنيم و بر اساس اونها برنامه ريزي كنيم . اين الگوهايي كه از غرب مي ياد و ما دائم همه رو امتحان مي كنيم و هر بار هم وضع خرابتر از قبل مي شه ، به خاطر اينه كه اين الگو و اين نسخه براي مملكت ما نسخه پيچي نشده . سابقه تاريخي مملكت ما هم خيلي مهمه . آقا ! يه زماني ايران در جهان حرف اول رو مي زد ، با فرهنگ خودمون ، حرف اول نظامي و اقتصادي جهان رو مي زديم ، به همة جهان هم زور مي گفتيم كه البته ما زور گفتن رو قبول نداريم . يعني استعمارگري و استثمارگري رو قبول نداريم . اما ايران ما يه زماني قوي ترين كشور جهان بود . ما در سابقة تاريخي خودمون نسخه هاي خيلي قوي داريم . بيايم يه نگاهي هم داشته باشيم به حكومتهايي كه روي پاي خودشون ايستادن . كشورهايي مثل چين ، ژاپن ، اندونزي ، مالزي و . . . يه وقتي با رئيس جمهور مالزي مصاحبه كردن ، از ايشون سؤال شده بود : آقا ! نظر شما راجع به قضاياي اسرائيل و حمله به سوريه و . . . چي هست ؟ شما مي خوايد چكار كنيد ؟ ايشون گفتند : خُب ما هم صحبت مي كنيم ، كار مي كنيم . سؤال كردن : باز هم طبق معمول كارها و صحبتها بايد با يه محكوم كردن ساده تموم بشه ؟ ايشون گفته بود : نه ، چرا ما با اسرائيل نجنگيم ؟! ببينيد اين صحبت رئيس جمهور مالزي يه صحبت كاملاً جديده . تا حالا از اين حرفها نمي زد . اما الان اين جرأت رو پيدا كرده . چرا ؟ چون توي اين مدت از لحاظ اقتصادي خودش رو به كشورهايي كه در موضع قدرت هستند ، رسونده . و اين رشد اقتصادي با توجه به فرهنگ خودش بوده . به جاي اينكه بياد جنسهاي اونها رو بگيره و مونتاژ كنه كه باز از اين طريق يه پولي توي جيب اونها بره ، يه بازار بزرگي رو به غبظه خودش در آورده . و توي اون زمينه اي كه كار كرده ، تونسته تمام قدرتمندان اقتصادي رو به زمين بزنه . چين هم ، همين طور . وقتي چين ماهواره اش رو به هوا مي فرسته ، مي تونه بگه : “ ما با زورگويان مي جنگيم ، و نمي گذاريم به ما زور بگويند ” اما وقتي بدونه با اين حرف ممكنه تحريم اقتصادي بشه و مشكل براش پيش بياد ، چنين حرفي نمي زنه . اگر كشورهاي اسلامي ما ، همين جوري كار كنند ، چه مهدي (عج) رو بشناسند و چه نشناسند ، مي تونند زمينه ساز حكومت مهدي (عج) شوند . ( انشاءالله ) خُب حالا ببينيم در توسعه اقتصادي از نوع غربي چه چيزهايي رو براي ما بت كردند ؟ 1 ـ انسانها در شهرهاي بزرگ و صنعتي ، به انسانهايي ماشيني تبديل شدند . و در حقيقت با اين توسعه ، انسانهاي ماشيني و رباطي بار آوردند . 2 ـ تبديل دانشگاه به بت و مدرك گرا كردن جوانان . آقا ! دانشجو شدن و كنكور دغدغه جوونها شده . جوون ها رو به اين سمت بردند . مي دونستند با اين كار و مدرك گرا كردن جوانها ، جوان را از محيط كار بيرون مي كشند . خُب همه كه نمي تونند دانشجو بشن ، اون درصدي كه در دانشگاه قبول نمي شن ، تبديل به انسانهايي مي شن كه احساس مي كنند در دنياي فعلي جايگاهي ندارن و ديگه دنبال كار هم نمي رن . من بارها گفتم ، شمايي كه كنكور قبول نمي شي ، سعي كن در زمينه هاي علمي تخصص پيدا كني ، كلاس كامپيوتر نام نويسي كن ، باز اگر اين رو هم نمي توني ، وارد بازار صنعت بشو ، ببين اونجا چه خبره . كار كن . اونقدر كار روي زمين مونده ، به اون ها بپرداز . رواج اين فرهنگ ها در شهرها و بت كردن اين فرهنگها ، باعث شد حتي روستايي ما هم احساس كنه ديگه انسان منفعلي هست ، به درد نمي خوره ، احساس كمبود كرد ، روستايي هاي ما كنار رفتند ، شهرها رو اينقدر بزرگ جلوه دادن كه مردم اين شهرها هم فكر مي كنند انسانهاي مهمي هستند . و مي بينيم شهرستاني ما وقتي به شهر بزرگ وارد مي شه ، به جاي اينكه گرهي رو باز كنه ، مدتهاي مديدي با اون عقده حقارتِ خودش برخورد مي كنه . و دائم به خودش مي گه : من لهجه ام ،‌ قيافه ام ، راه رفتنم ، صحبت كردنم ، غذا خوردنم مثل اينها نيست ، چكار كنم مثل اينها بشم ؟ بابا ! اينها براي يه منتظر اصلاً‌ هنري نيست . منتظر واقعي كسي هست كه خيلي خوب كار كنه . بذاريد يه مثال عملي براتون بزنم : سردار شهيد شريف در قسمت طرح عملياتِ لشكر ما كار مي كرد . طرح عمليات ، مهمترين قسمت لشكره . يه روز همه مسؤولين طرح عملياتها با هم جلسه داشتند و مي خواستند براي عمليات برنامه ريزي كنند . هر كدوم به نوبت طرح و برنامه شون رو ارائه مي دادند ، وقتي نوبت به ايشون رسيد ، گفت : آقا ! من زياد نقشه مَقشه حاليم نمي شه ، اين يك وجب و چهار انگشت رو بايد بگيريم و مي گيريم ! و واقعاً هم گرفت . بعضي از ماها مي شينيم توي ذهنمون آرمان شهر درست مي كنيم . هيچ وقت هم به هيچ جا نمي رسيم . اما برخي از ما واقعاً كار مي كنيم . آقا ! شعار دادن خيلي آسونه . اما تو انساني ، وقتي وارد كار بشي فشارهاي محيط خيلي مهمه ، اينها تو رو مي سازه . بعضي ها فقط شعار مي دن : آقا ! حكومت علوي ! عدالت علوي ! برخورد با جوانان ! و . . . خيلي خُب ، اين شعارها خوبه ، اما خودت هم بيا وارد كار بشو ! كتاب نوشتن كه كاري نداره . اينقدر كتابهاي شيرين با تيتراژ بالا داريم ، كه همه اش توي ويترين كتابفروشي هاست ، كسي هم نمي خره . سخنراني كردن خيلي راحته ، اما توي كار رفتن ، بي خوابي كشيدن ، درد كشيدن ،‌ فحش خوردن ، از كار و زندگي افتادن ، از لذتها زدن ، ابزارهاييست كه يك منتظر واقعي بايد پي اش رو به تنش بماله . بايد وارد كار بشه و حرف بزنه . حقايق خيلي مهمه . و متأسفانه خيلي از ايده آلها فقط به شكل شعار در اومده . خيلي ها كه وارد كار مي شن ، ديگه اين شعارها رو فراموش مي كنن ، دائم مي گن آقا كار كردن سخته ، شما فقط شعار مي ديد . نه ، تو هم قبل از اين كه وارد اين كار بشي فقط شعار مي دادي ، اما الان كه رفتي اونجا داري براي كرسي و تشكيلات و مقامِت كار مي كني . منتظر واقعي تو گود كار مي كنه . هميشه توي صحنه هست و با عمل و كارش حرف هم مي زنه . از اين نوع افرادي كه از دور مي گن : “ بايد اينطوري بشه ” و فقط شعار مي دن ، زياد داريم . و از افرادي كه آستين شون رو بالا مي زنن و مي يان كار مي كنند ، كم داريم . مهدي (عج) اين چيزها رو لازم داره . كساني رو لازم داره كه كار كنند . روضه خونِ امام زمان (عج) زياد داريم ، اما كسي كه بار از دوش امام زمان (عج) برداره ، كم داريم . خيلي كم ! از افرادي كه كار كنند تا از غربت امام زمان (عج) كم بشه ، كم داريم . بعد از اون ور مي بيني دشمنان ما چقدر قشنگ كار مي كنند ، هر ده روز يه مطلبي رو مي گيرن و بزرگ مي كنن ( يه وقت قتل فلان شخصيت ، يه وقت فلان جايزه و . . . ) اينقدر روي يه موضوع و جريان كوچيك كه حالا يه گوشه از مملكت اتفاق افتاده ، كار مي كنند كه هر كي ندونه فكر مي كنه همه جاي مملكت همين طوريه . در حالي كه اگه از در حسينيه تا آخر خيابون زرهي ، از هر كي در مورد جريانهايي كه اينها توي بلندگوهاشون پخش مي كنن ، سؤال كني ، اصلاً كسي خبر نداره . اين دغدغه هايي كه يه عده از كارگزارن مي گن ؛ اينها دغدغه هاي مردم ما هست ، اصلاً دغدغه ما نيست . مگه شما نمي گيد كه چهار ساله نگذاشتن دغدغه هاي مردم رو برطرف كنيم ؟ اينهايي كه شما مي گيد دغدغه هاي ما نيست . آقا ! مردم ما گشنشونه ، آيا فكري براي اين گرسنگي مردم كرديد ؟ آيا شما اصلاً توي اين چهار سال مشكلات ازدواج رو حل كرديد ؟ آيا اصلاً كار مفيدي كرديد ؟ نه . چون دغدغه هاي فكري تو ، با بقيه فرق داره . تو گشنه ات نيست . الحمدلله زن هم كه داري ، كار هم داري ، دنبال پول هم نيستي . قسط هم نداري . دغدغه هاي ما با شما خيلي فرق داره . حضرت امام (ره) فرمودند : “ كساني مي توانند درد مردم را بفهمند كه مثل رجائي ، مثل مردم زندگي كنند . ” تو اصلاً دغدغه هاي ما رو درك نكردي . ملت گرسنه اند ، ملت مشكلات عاطفي دارن ، جوانهاي ما مشكل افسردگي دارن ، چند تا مركز مشاوره مي خواستي راه بندازي كه اومدن جلوت رو گرفتن ، يا فلان كس وِتو كرد ؟ چقدر مي خواستي خونه بسازي يا وام ازدواج براي جوونها جور كني ؟ چقدر مي خواستي براي دين مردم كار كني ؟ كسي جلوت رو گرفت ؟ نه ، فقط جلوت رو گرفتن كه توي روزنامه چيزي بر خلاف اسلام ننويسي ، چهار ساله با رأي مردم وقت مردم رو گرفتي . آقا به ما چه ؟ روزنامة تو تيراژش 220 هزار تاست ، ما شصت ميليونيم ، به ما چه ربطي داره ؟ خوب دقت كنيد كه بازي نخوريد ، باز اين حرفها توي دانشگاهها خريدار داره ، چون اونها هم نه دغدغه آب دارن ، نه دغدغة نون . هنوز تو گود زندگي نيستن ، بابا ! مردم عادي هم آدمند ! آيا كسي فكري به حال اينها مي كنه ؟ بايد دست اون مسؤولي رو بوسيد كه وقتي وارد كار مي شه ، اينقدر درگير كار مي شه كه ديگه خودش رو فراموش مي كنه . مديري هست كه توي اداره اش منشي رو برداشته ، در اتاق رو هم باز گذاشته ، مي گه : “ اداره من در نمي خواد ، مردم ! ببخشيد كه من توي اتاق نشستم ، دوست داشتم توي خيابون مي نشستم و به مشكلات شما رسيدگي مي كردم ، عوضش در رو برمي دارم ، بيايد داخل ، ببينم چه خبره ؟! ” بايد همه مسؤولين ما اين گونه باشند . اين فرد الان با اين كارش فرهنگ سازي هم مي كنه . ما از اين نوع افراد توي جناح هاي مختلف داريم ، درسته كه كم اند ، اما انشاءالله بيشتر مي شن . ما اومديم چكار كرديم ؟ گذشته غرب رو ، كه الان خودشون هم ازش پشيمون اند ، برداشتيم آرمان و آيندة خودمون كرديم . يعني اين سه تا محور ، زندگي ماشيني ، ابرشهرها و دانشگاه ها رو براي خودمون بُت كرديم . چرا مي خوايم كاري كنيم كه به گذشته غرب برسيم ؟! آقا ول كن غرب رو ! براي خودت آينده سازي كن . آقا ! مي خواي به كجا برسي ؟ مي خواد با اين الگو سازي از گذشته غرب ، استراتژي حكومت مهدي (عج) رو بچينه !! مي شينه توي ذهنش از گذشته غرب الگو مي گيره كه حالا مثلاً غرب چكار كرد كه به اين جا رسيد ، ما هم همون كار رو بكنيم . غرب الان خودش پايه هاش داره مي لرزه . باورت نمي شه ؟ قبلاً گفتم هيچ كس باورش نمي شد كه شوروي با اون همه قدرت ، يه روزي پايه هاي حكومتش فرو بريزه . الان اينها ، خودشون هم مي دونند كه پايه هاشون داره مي لرزه . دارن دست و پا مي زنن . بعد ما مي خوايم از اينها الگو بگيريم ! ؟ از چه ابزارهايي استفاده كنيم ؟ 1 ـ براي رسيدن به هدف بايد ابزارهاي مناسب با همون هدف رو برداشت . شما فرض كنيد توي منزلتون نشستيد بهتون مي گن : آقا ! مي خواي فلان جا بري ، شروع كن ابزارهات رو جمع كن . سؤال مي كني : آقا ! كجا بايد برم ؟ اگر كوه هست بايد كوله پشتي و ابزارهاي كوه رو برداري . اما اگر بخواي مجلس عروسي بري ، و ابزارهاي كوه رفتن رو با خودت برداري ، ازت مي خندن ، مي گن :‌آقا ! اين از داماد هم خُل تره !! ( خنده حاضرين ) همة ابزارهايي كه ما داريم براي هدفهامون مفيد نيست . درسته كه توي خونه ات همه چيز داري ، اما ابزار كوه ، گردش و ميهماني با هم فرق مي كنه . هدف ما حكومت مهديست . با اين ابزارها كه ما رو توي حكومت مهدي (عج) راه نمي دن . بايد ابزارهايي برداريم كه براي اون حكومت مناسب باشه . بعد خواهيم ديد كه ما چقدر خوب مي تونيم براي جهانيان الگو سازي كنيم . 2 ـ عجله نداشتن براي رسيدن به هدف . يه دفعه مي خوايم به همه چيز برسيم . به جاي اينكه بيايم از تمدن غرب استفاده كنيم ، از غذاي غرب و لباس غرب استفاده مي كنيم . سريع خودمون رو مثل اونها مي كنيم . مثل يه دهاتي كه وارد شهر مي شه ، به جاي اينكه فرهنگ اون رو بگيره ، ظاهر اون رو مي گيره . ما داريم اين طوري مملكت رو بزك مي كنيم . چرا ؟ چون عجله داريم . آروم باش ، يواش يواش ! با اين بزك كردن ، به مقصد نمي رسيم . مثال : بنده مي خوام برم مكه ، مي بينم دو تا وسيله پارك شده ، يكيش ژيان هست ، يكيش هم جِت ! با خودم مي گم : اگه با اين جت برم ، زودتر به مقصد مي رسم . سوار مي شم و جت حركت مي كنه اما موقع پياده شدن متوجه مي شم كه اونجا مكه نيست ، بلكه آمريكاست ! سؤال مي كنم : آقا ! پس چي شد ؟ مي گن : ما مكه نمي رفتيم ، مقصدمون آمريكا بود . اون ژيانه مي رفت مكه . نبايد عجله داشته باشيم ، و دنبال وسايلي باشيم كه ما رو تند و سريع به مقصد برسونه ، يادمون باشه وسايلي كه امروزه ما رو تند مي بره ، ما رو مكه نمي بره . ما رو به آمريكا مي بره . بشينيم توي ژيان خودمون ، شايد دير برسيم ، ولي بالاخره مي رسيم . با اقتصاد و فرهنگ غرب ، ما نمي تونيم حكومت مهدي (عج) رو به وجود بياريم . تند مي ريم ، اما به سمت اين هدف بزرگ نمي ريم . امروز هند در خيلي از مسائل جهان حرف براي گفتن داره . جمعيت كشورش هم ششصد ، هفتصد ميليون نفره . همه روي هند حساب مي كنند ، چرا ؟ چون يه زماني گاندي ، رهبر هند ، مي گفت : لباس هامون رو از همين پارچه هاي خودمون كه جنس بدي هم دارند ، تهيه مي كنيم و از محصولات غرب استفاده نمي كنيم ، با همين غذاي خودمون سير مي شيم . مي گفت : ما با ژيان خودمون مي ريم ! همون حرفي كه امام (ره) اول انقلاب مي زدند ، فرمودند : “ روزه مي گيريم ولي از غذاهاي خودمون مي خوريم . ” همه گاندي رو به خاطر اين حس استقلال طلبي ، تحسين مي كنند ، اما فكر نكنيد اين حرفها فقط مال اونه . امام ما هم همة اين حرفها رو مي زد . اما كي گوش داد ؟! گفت : آقا با همين وسيلة خودمون يواش يواش مي ريم ، ولي بالاخره مي رسيم . امروز بعد از چندين دهه ، هند در جهان حرف براي گفتن داره . توي خيلي از زمينه ها ، خيلي قوي حرف براي گفتن داره . بعنوان مثال توي صنعت سينما خيلي قوي كار كرده . چرا ؟ چون هند نيومد از سينماي هاليوود الگو بگيره . براساس فرهنگ و آداب و رسوم خودش كار كرد ، اما چون كارهاش جديد بود تو جهان خريدار داشت . ما هم در جهان توي خيلي از زمينه ها حرف براي گفتن داريم ، مثل صنعت فرش . گرچه نسبت به اين صنعت بي توجهي هم مي شه ، الان پستة ما تو جهان حرف براي گفتن داره ، صنايع دستي ما چون از فرهنگ خودمون گرفته شده ، توي جهان حرف اول رو مي زنه . به جاي اينكه بيايم روي اينها سرمايه گذاري كنيم ، رفتيم زانتيا و . . . رو توليد كرديم ، بعد هم توي جاده ها سرعت گير گذاشتيم . خُب آقا ! تو كه داري مي گي توي جاده نبايد بيشتر از صد و ده كيلومتر سرعت داشته باشي ، براي چي ماشيني توليد مي كني كه وقتي پا روي گاز مي ذاري ، سرعتش 200 كيلومتر مي شه ؟ پس اين ماشين كجا بايد تند بره ؟ ابزار ما جاده هاي امروزمونه كه بيشتر از 110 ، 120 كيلومتر رفتن ، خطر مرگ داره ، اما ماشيني كه توليد مي شه مال جادة غربه . اين ماشين براي اون جا ساخته شده كه تو جاده اش نوشته : حداقل سرعت 170 كيلومتر ! توي بقيه زمينه ها هم باز همين جور مشكل داريم . برخي از مسائل اقتصادي غرب رو قبل از اينكه بخوايم در كشورمون پياده كنيم ، بايد براش زمينه سازي داشته باشيم . اصلاحات ديني : بعضي از عزيزان در اين مورد سؤالاتي داشتند ، كه به چند تا از اونها مي پردازيم : 1 ـ در مورد مسئله تحريف قرآن ، بعضي مي گن وقتي آقا امام زمان (عج) ظهور مي كنه ، يه قرآن ديگه مي ياره ، آيا چنين موضوعي صحت داره ؟ چنين چيزي اصلاً وجود نداره . مرحوم محدث نوري در يك برهه اي از زندگيشون قائل به تحريف قرآن شدند و گفتند كه قرآن تحريف شده . چند نفر از بزرگان معاصر ايشون هم به تبعيت و تقليد از اون ، قائل به تحريف قرآن شدند ، اما بعد از اين كه محدث نوري با تعدادي از علماء مباحثاتي داشت ، خودش به اين نتيجه رسيد كه اشتباه كرده ، بعد هم كتابي نوشت و در اون اعتراف كرد كه اشتباه كرده . پس قرآن تحريف نشده ، متن خود قرآن هم اين نكته رو تأييد مي كنه . خداوند تبارك و تعالي در قرآن گفته كه ما اجازه نمي ديم قرآن تحريف بشه . 2 ـ بعضي مي گن : وقتي آقا امام زمان (عج) ظهور مي فرمايد يك دين جديدي رو مي ياره طوري كه خيلي از مردم تعجب مي كنند ، آيا اين موضوع ، واقعيت داره ؟ خُب اين قضيه تا حدودي درسته ، چون يه درصدي از مردم مملكت ما واقعاً با اسلام بيگانه اند . اونها تعجب مي كنن . چه مقدسين ، چه بي دين ها . و اين طور هم نيست كه همه از اين دين جديد تعجب كنند ، ممكنه ‌خيلي از ماها به اون دين رسيده باشيم ، ديني كه امام زمان (عج) مي ياره اسلام ناب و حقيقيه . چيزي كه حضرت امام (ره) وقتي كه اومدن يه قسمتهاي زيادش رو بيان كردند . پس امام زمان (عج) يه دين ديگه نمي ياره ، نه ، همين اسلام خودمون رو به شكل كامل مي ياره . الان ديني كه ما داريم يه مقدار اصلاحات لازم داره ، بيايم براي اينكه وقتي امام زمان (ع) اين دين كامل رو آورد ، جا نخوريم ، خودمون اهل اصلاحات باشيم ، فقه پويا يعني دين و فقهي كه در دايره اصلاحات قرار بگيره و احكام اسلام بر طبق قوانين جامعه امروز و بر طبق نيازهاي جامعه امروز بيان بشه . يه زماني دست زدن به جنازه مسلمان حرام بود ، اما الان علماي ما در فتواهاي خودشون به پزشكان اين اجازه رو مي دن كه جسد رو تشريح كنند . امروزه مردم مي تونند اعضاء بدنشون رو بعد از فوت هديه كنند ، اما در گذشته چنين كاري حرام بود . اصلاحات در دين يعني فقه رو ، به روز در آوردن و پويا كردن . مردم رو از نگاه متحجرانه و خشك به دين ، دور كردن . بعضي خيلي خشك به مسائل و احكام دين نگاه مي كنند ، مثلاً‌ براي وضو گرفتن ، كلي وسواس به خرج مي دن ، حالا مثل اين كه خداي عالم و آدم نشسته ببينه مثلاً اين يك ميليمتر گوشة دستت آب وضو رسيده يا نه ؟ يه مثال زيبا بزنم : يكي از دوستان كه خيلي آدم رُكي هست مي گفت : مشهد ، خدمت مرحوم آيت الله ميلاني بوديم ، (ايشون از نزديكان مرحوم آيت الله ميلاني هستند ) يه بنده خدايي اومد ، گفت : حاج آقا ! ما اين يه تيكه استخون رو پيدا كرديم ، حالا چكارش كنيم ؟! گفت : اول مي ري غسل مسح ميت مي كني ، بعد چون معلوم نيست مسلمون بوده يا كافر ، بعد مي ري استخون رو غسل مي دي ، نماز ميت براش مي خوني ، بعد مي ري يه جايي بين قبرستون مسلمونها و كافرها استخون رو دفن مي كني ، بعد مي ري خونه تون ! ” گفت : چشم و رفت . مي گفت : وقتي كه رفت من به آقاي ميلاني گفتم : “ آقا ! مسخره كرديد ؟ معلوم نيست اين استخون ، استخون سگ بود ؟ استخون الاغ بود ؟ مسح ميت و غسل و دفن و . . . اين چرت و پرتها چي بود شما گفتيد ؟! بذاريد مردم زندگي شون رو بكنن ! مي گفت : آقاي ميلاني خنديد و گفت : “ فلاني ! مردم ما چند مُدلند . يه عده كه تعدادشون هم كم هست ، اينقدر احمقند كه اگر من الان بهش بگم : “ بابا ! اين استخون رو بنداز دور ، معلوم نيست استخون حيوونه يا آدم . ” مي گه : بابا ! اين مرجع تقليد ما ، بي سواده . مي ره سراغ يه مرجع تقليد ديگه . اينقدر سؤال مي كنه و جوابهاي مختلف مي شنوه كه ديگه از زندگيش مي مونه . براي بعضي از مردم بايد اينجوري باشيم . ” پس بايد در دين اصلاحات داشته باشيم كه يكي از حوزه هاش ، حوزه فقه هست . و الحمدلله رب العالمين مراجع و علماي ما دارند در اين زمينه فعاليت مي كنند تا فقه رو به روز در بيارن . اما بايد خيلي سريعتر كار كنند و نگذارن وقتي كه به بحران برخورد كرديم بعد فتوا بدن . الان روال اين طوري هست كه وقتي در يه زمينه اي مراجعات زياد مي شه و مردم با مشكل مواجه مي شن ، علماء فتوا مي دن ، نبايد به اين شكل باشه ، بايد قبل از اينكه مردم به مسئله اي برخورد كنند ، مشكلات رو كشف كنند . نذاريم جو سازي بشه كه آقا ! اين چه دينيه ؟ و . . . صداها و زمزمه هاي مخالف در جامعه : براي ايجاد اصلاحات ، بايد ببينيم اينها چي مي گن ؟ سؤال كنيم : آقا تو چي مي گي ؟ صداهاي مخالف رو كشف كنيم . شايد واقعاً حق با اونها باشه ، يا اگه اشتباه مي كنند ، قانع شون كنيم . يعني اگر صداي مخالف و عالمانه اي در جامعه هست ، قبل از اينكه به مردم عوام برسه ، طرف رو كنار بكشيم و در يه جاي خصوصي باهاش صحبت كنيم ، شايد واقعاً راست مي گه . جامعه امروزمون رو درك كنيم ، آقا ! جامعه امروز ما ، جامعة عقلاني و شهوانيست . در جامعه عقلاني و شهواني ، تعبّد زياد جايگاهي نداره . بايد جايگاه داشته باشه ، اما متأسفانه نداره . كسي كه تعبّدي نيست رو يه دفعه بيرونش نكنيم . دركش كنيم ، آخه داره پدرش توي اين جامعه در مي ياد ! خيلي روش فشاره . دركش كنيد . آرام آرام باهاش راه بيايد . تا اون هم به درجه ما برسه . اگر جواني داره گناه مي كنه ، بيرونش نكنيد ، يه كم سطح فكرمون رو بالا ببريم ، اگر جواني بد لباس مي پوشه ، بدونيم ديگه نوع لباس ها در جامعه ما زياد مهم نيست ، الان بنده ممكنه تو لباس آخوندي كثيف ترين گناهان رو بكنم و يه نفر هم كه از نظر ما لباس مبتذلي پوشيده ، يك انسان خوب و مؤمن باشه . الان سال 82 هست . ديگه توي اين دوره و زمونه اين چيزها زياد مهم نيست . به مردم سخت نگيريم ، ديگه زياد مهم نيست كه موها بلند باشه يا كوتاه . الان بايد با دلها ارتباط برقرار كنيم ، بيايم به جاي اينكه خدا رو طوري معرفي كنيم كه همه فراري بشن ، ( مثلاً بگيم كه خدا در جامعه يه چارچوبي قرار داده و بايد فقط بر اساس اين چارچوب حركت كني ) ؛ خدايي رو معرفي كنيم كه داره با مردم راه مي ياد . با گناهان مردم هم راه مي ياد . دوست دارم اين روايتي رو كه الان مي خوام براتون بخونم خوب ياد بگيريد و همه جا بگيد : پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند : “ الناسُ كُلُّهُم خطائون ” همه تون اهل گناه و خطائيد ! حالا ببينيم نظر خدا چيه ؟ خداوند تبارك و تعالي هم مي فرمايد : “ خيرٌ خطائونَ التّوابون ” بهترين گنه كاران اونهايي هستند كه توبه مي كنند . شبي يه بار ، دو شبي يه بار ، بيايد با خداي خودتون صحبت كنيد ، بگو : خدايا ! گناه كردم ، اما من رو ببخش . مردم رو تائب بار بياريم ، توي اين شرايط زماني مردم نمي تونند زاهد باشن . ( البته مردم عوام ، خواص كه بايد زاهد باشن ) بعد كه اومدن توي راه و نزديك شدن ، بگيم : بابا جون ! اينجا هم لذتهايي هست . زهد هم لذتي داره ، تهجد هم لذتي داره . . . . راه مهر : در جامعه امروز ، راه ارتباط با خداوند رو، “ راه مهر و محبت ” قرار بديم . امروزه “ مهر ” خيلي جواب مي ده . در تبليغ خداوند هم اصلاحات داشته باشيم . خدا غريبه ، نه به اين معنا كه مردم خدا رو دوست ندارن ، تقصير از ماست ، خدايي رو كه به مردم معرفي مي كنيم ، اينقدر نزديك شدن بهش سخته كه مردم توانش رو ندارن . مردم خدا رو دوست دارن ، شايد اگر آسون تر بگيريم و خدا رو همون جوري كه هست ، معرفي كنيم ، مردم بيان و نزديك بشن . بايد يه مقدار زندگي هاي حقيقي مون رو از زندگي هاي حقوقي مون جدا كنيم . براي خودمون سخت بگيريم ، براي خودمون اهل تهجد ، تقوا ، زهد ، ارتباطات قوي ، حتي اهل دوري از شبهات باشيم اما به مردم كه رسيديم مراقب باشيم ، چون مردم اگر يه كمي براشون آسون بگيريم ، خيلي راحت با قضيه برخورد مي كنن . مردم ما امام زمان (عج) رو دوست دارن ، مشكل مردم ما از مهرشون نسبت به ائمه (ع) نيست ، اونها مهر و علاقه شون به ائمه (ع) خيلي زياده . مشكل از چشم شونه . مشكل همة‌ ما حتي بدترين آدمها ، ‌مشكل چشمه . در فرهنگ ما ايراني ها هم اين مطلب اومده ، يه زماني بابا طاهر گفته : از دل برود هر آنچه از ديده رود ! اگر توي خيابون وليعصر (عج) تهران ، امام زمان (عج) از همه غريب تره ، اينها رو گردنِ دل مردم نندازيد . اگر اونها هم چشم شون به جمال آقا (عج) روشن بشه و اگر يك مرتبه چشم شون رو باز كنند و آقا رو ببينند ، حتماً دلشون آزاد مي شه . من يه اعتقاد خيلي قوي دارم و اون هم اينكه : “ مشكل ملت ما از نديدن است ، نه از نخواستن ! ” لذا زياد غصه اي ندارم كه حالا وقتي امام زمان (عج) بياد ،‌ چي مي شه ؟! غصه من براي الانه . امام زمان (عج) كه بياد ، ـ انشاءالله ـ‌ همة ‌ماها اطرافش هستيم . همين الان هم ، امام زمان (عج) همه ماها رو دوست داره . هِي نگيد : امام زمان (عج) وقتي بياد گردنها رو مي زنه . الان درد امام زمان (عج) مي دونيد چيه ؟ شما دو نفر عاشق و معشوق رو در نظر بگيريد ، بدترين درد براي هر كدوم از اينها ، اينه كه طرف مقابلش باور نداشته باشه كه دوستش داره . خدا و پيغمبر (ص) و امام زمان (عج) معدن رحمتند ، امام زمان (عج) معدنِ مهره ، (عج) چطور مي تونه گردن من و تو رو بزنه ؟! شما دعا كنيد كه امام زمان (عج) بياد ، وقتي اومد خواهيد ديد كه چه اتفاقي مي افته !! اين رو در بين مردم جا بندازيم ، بگيم : آقا ! ما مي دونيم كه شما با امام زمان (عج) مشكلي نداري ، من مطمئنم تو امام زمان (عج) رو دوست داري . من مطمئنم كه منتظر امام زمان (عج) هستي ، دركت مي كنم ، من هم مثل تو هستم ، منم يه زماني توي جبهه مي جنگيدم ، منم يه زماني آدم خيلي خوبي بودم ، چون چشمم باز بود و مي ديدم همه چيز رو اما الان خيلي آدم بدي شدم . فردا هم اگه جنگ بشه ، كنار همديگه خواهيم بود . بيايم واقعاً منتظر امام زمان (عج) باشيم و منتظر هم بمونيم . نمي دونم خدا توي دل ايراني ها چي تعبيه كرده كه پيغمبر اكرم (ص) هم اينقدر از ماها تعريف مي كنه ؟! قبلاً براتون گفتم : يه روز شخصي رو ديدم كه نه دين رو مي شناخت ، نه خدا و پيغمبر (ص) و نظام و . . . . . به هيچ چي اعتقاد نداشت . داشت نسبت به ظلم فرياد مي زد ، عين عبارتش هم اين بود : كاش توي اين مملكت نبودم و مي رفتم توي خيابون مشتم رو گره مي كردم و مي گفتم : “ مرگ بر آمريكا ” !! ملت ما اينگونه اند ! مطمئن باشيد روزي كه آقا (عج) بياد ، اكثريت مردم ما و حتي اكثريت مردم جهان پشت سر آقائيم ! و شايد تعداد خيلي كمي در مقابل آقا بايستن و كشته بشن . خدا لعنت كنه كساني كه امام زمان (عج) ما رو طوري معرفي كردند كه باعث شدند الان همه با وحشت به مسئله ظهور نگاه كنند . دارن اينجوري جا مي ندازن كه : آقا ! وقتي امام زمان (عج) مي ياد ، جوي هاي خون راه مي گيره ، امام زمان (عج) گردن همه رو مي زنه و . . . بابا ! به خدا اينطور نيست ، قرار نيست وقتي آقا (عج) بياد ، با سلاخي حكومت رو به عهده بگيره . اين رو به مردم بفهمونيد . امروز سياست تبليغ بايد اين باشه : “ جاذبه در نهايت ، دافعه در ضرورت ! ” خدا ، جاذبه اش در حد نهايته و دافعه و خشمش در حد ضرورت . اخلاق يك مؤمن واقعي بايد اينگونه باشه . تو هم بايد اين طور باشي . انشاءالله