بسم الله الرحمن الرحيم سياست انتظار 6 از لوازم سياست انتظار چند مورد رو قبلاً گفتيم كه عبارت بودند از : تعيين سياست قدرت در مقابل ضعف و تدافع . بررسي خود ، توانايي هاي خود ، آينده نگري ، لزوم تجديد حيات فرهنگي و فكري ، ضرورت اتكاء به امام زمان (عج) ، نه در باور صويانه كه در باور عالمانه و عاقلانه . احياء و اقامه عدالت . و حالا ادامه بحث : 7 ـ حراست از ميراثهاي فرهنگي و مذهبي . اگر ما قرار باشه كه مثلاً از سال اول دبستان تا زمان ديپلم هر سال رو كه مي خونيم فراموش كنيم و به سال بعد بريم ، مطمئناً در كنكور موفق نمي شيم . چون لازمة كنكور اينه كه شما 11 سال رو در ذهنتون داشته باشيد . يك سري اصول اسلامي و انقلابي هست كه ما با اينها شروع كرديم و اگر قرار باشه تا حكومت امام زمان (عج) يكي يكي اينها رو كم رنگ و بيرنگ كنيم ، وقتي آقا (عج) مي ياد از شيري كه منتظره ببينه ، يك شير بي يال و دم مي بينه . ضرب المثلش رو كه همه مي دونيد . برخي از ما با شعار 5 اصول دين و كلي فروع دين و چند تا شعار انقلابي مثل استقلال ، آزادي جمهوري اسلامي ، توي گود وارد شديم . بايد تا زمان حكومت مهدي (عج) اينها رو حفظ كنيم . وگرنه اگر وقتي آقا بياد و يك نگاهي به زندگي اخلاقي ، اجتماعي و سياسي و حكومتي ما بكنه و ببينه هيچيش نمونده ، به ما مي خنده . بايد پاي ارزشها بايستيم . ارزشهايي كه متأسفانه با بالا رفتن سن و وارد گود جامعه شدن ، از سر جوانان ما آرام آرام مي پره . اينو بايد دقت كنيد . اينها رو بايد تا حكومت امام زمان (عج) حفظ كنيد ، اگر تا زمان ظهور زنده بوديد و ظهور رو درك كرديد جزء ياران امام زمان (عج) خواهيد بود و اگر قبل از ظهور مرديد ، انشاءالله در زمان ظهور شما هم رجعت مي كنيد . يك سري ميراثهاي ملي داريم . بابا ! خاك ما برامون محترمه ، منابع ما ، برامون محترمه ، كسي حق نداره به اينها تعرض كنه ، منابع ما فقط نفت و گاز نيست ، جوانان ما هم ، منابع ما هستند . نيروهاي انساني ، منابع ما هستند . اتفاقاً منابع انساني يكي از منابعي هست كه بيشتر روشون حساب مي شه . يعني ممكنه گاهي جمعيت خيلي زياد در مملكت يه بحرانهايي ايجاد كنه ، اما اگر مسؤولين برنامه ريزي صحيحي داشته باشند ، از همين منابع انساني مي شه بهره وري مفيد كرد و از كثرت جمعيت حسن استفاده كرد . مثل چين . يه وقتي زمان جنگ هفتاد ، هشتاد نفر از فرمانده ها براي بازديد به كشورهاي چين و كره شمالي رفته بودند . يكي از اونها فرمانده لشكر ما بود ، تعريف مي كرد : وقتي به وزير دفاع چين رسيديم ، ( شما در نظر بگيريد ، مردم اين كشورها خودشون چقدر خشك و جدي هستند ، حالا حسابِ وزير دفاع ديگه مشخصه ) يكي از فرمانده هاي اصفهان ، به وزير دفاع گفت : من يه نقشه اي دارم كه اگر شما اين نقشه رو عملي كنيد بدون هيچ تلفات انساني پيروز مي شيد . حتي مي تونيد كشور مقابل رو هم فتح كنيد . ” حتماً اينجا اون وزير دفاع با خودش مي گه : اي بابا ! اين طراحان ايراني ، ديگه كي اند ؟! گفته بود : خُب بگيد چكار بايد كنيم ؟ مي گه : شما چقدر جمعيت داريد ؟ وزير دفاع مي گه : يك ميليارد و پانصد ميليون نفر . مي گه : خيلي خوبه ، دويست ميليونش رو روز اول بفرستيد جلو خودشون رو تسليم كنند ، كشور مقابل شما فوقش 40 ميليون جمعيت داشته باشه ، اگه نون خالي هم به اينها بدن ، خودشون از گشنگي مي ميرن !! بابا ! مي شه از جمعيت استفاده كرد . قدر منابع خودمون رو بدونيم و ازش استفاده كنيم . نذاريم نيروهامون وقت شون رو به بطالت بگذرونند . كشورهايي هستند كه از زنداني هاي خودشون دارن استفاده مي كنند ، كما اينكه در زندانهاي ما هم يك الگو برداري هايي شده ، همه زنداني ها ، قاتل و دزد و معتاد و . . . همه رو جمع مي كنن و يه كارگاه راه مي ندازن ، و به اينها مي سپارن . در آماري كه يكي از كشورهاي توسعه يافته ارائه داده بود اومده : يكي از كارخانه هاي توليد لباسشويي كه كارگرانش رو زنداني ها تشكيل مي دن ، ماهيانه 10 ميليون دلار ، به بودجه كشور كمك مي كنه . بايد از همه منابع كشور براي زمينه سازي و قدرتمند شدن استفاده كرد . بعد اصلاحات ديني ـ اخلاقي ما يك سري ارزشها و شعارهايي داريم كه در جهان خريدار داره . چرا ؟ چون اولاً تكه ، دوماً نابه . برخي از مسائل عرفاني ما در هيچ جاي جهان پيدا نمي شه . مسائل اخلاقي و خيلي از مسائلي كه در دين ما وجود داره هيچ جاي جهان يافت نمي شه و ما به دليل ضعف تبليغاتي نتونستيم اينها رو به گوش جهانيان برسونيم . در درون خودمون يك مشكلاتي داريم . اگر قرار باشه فقط دلمون به اين خوش باشه كه شيعه در سطح جهان ، حرف اول رو در اصول مي زنه اما توي پياده كردن مشكل داشته باشيم و نتونيم اين اصول رو پياده كنيم ، هيچ فايده اي نداره . الان ما توي مملكت خودمون هم يك سري مشكلاتي داريم كه براي حل اونها ، بايد سعي كنيم اون اصول مون رو با اصلاحات همراه كنيم . اگر كشوري كه داراي ارزشها ، مرام و اعتقادات پاك ديني هست ، با اصلاحات همراه نباشه ، يقيناً شكست مي خوره . ما ايراني ها يك مقدار نسبت به صداي مخالف حساسيم و خيلي زود عصباني مي شيم و گاهي كار به دعوا مي كشه . يعني اگر طرف مقابل ، فرد منطقي اي بود ، با منطق جوابش رو مي ديم و او هم به تبع قبول مي كنه . اينجا مي ريم تو خط تواضع ! مي گيم : “ الحمدلله ، قبول كرد . تأثير از خدا بود . ” ولي اگر طرف مقابل يه مقدار سماجت به خرج داد ، ( بابا ! شايد حرفش حق باشه . آخه شايد از صد درصد حرفي كه مي زنه ، ده درصدش حق باشه ) تا ديديم گير كرديم ، آمپر مي چسبونيم ! برو آقا ! بي دينِ ، كافر . اصلاً تو مرتدي ! بابا ! خُب يه كم يواش تر . امام صادق (ع) با يه نفر مادي گرا و بي دين ( به قول امروزي ها ، ماركسيست ) بحث مي كرد . اينقدر بحث طولاني شد ، ( شايد چندين روز طول كشيد ) همه به حضرت اعتراض كردند كه : اي آقا ! ولش كن . حالا اين يكي آدم نشه ، چه اشكالي داره ؟! فرمودند : نه ، در اين جور موارد بايد تحمل داشته باشي . بارها خدمتتون گفتم : خيلي از چيزهايي كه تو ، توي سه سال به دست آوردي ، نمي توني در دو جمله به مردم القاء‌كني . چرا به مردم زور مي گي ؟ نمي شه تجربه 5 ساله رو در 5 دقيقه به مردم القاء كرد . خيلي از كساني كه از قديم توي اين وادي ها بودند ، خودشون مسائل رو در مناسبتهاي مختلف و محيطهاي مستعد فرا گرفتند ، بعد مي خواد ، اين مسائل رو به جوان امروزي كه داره با اين همه فشار ، غرق در شهوات دنيا مي شه ، به زور القاء‌كنه . سعي كنيم اين توانايي خودمون رو بالا ببريم كه صداي مخالف رو تحمل كنيم . و اين تحمل اينقدر بالا بره كه حتي بتونيم صداي دشمنان رو گوش كنيم و بشينيم باهاشون حرف بزنيم . شايد يه عده از اون ها از عقيده اشتباهي كه دارند برگردند . شايد هم يك چيزهايي رو حق بگن ، چون بالاخره بعضي از دشمنان ما دانا هستند ، براي ما يه سودهايي دارند ، بذاريم حرفشون رو بزنند . خوندن كُتب ظالّه اگر براي عموم مردم حرام هست ، براي علماء واجبه . شايد اگر اون كتابي كه در ردّ نماز توي نجف اشرف نوشته شده ، نبود و شهيد سيد مصطفي خميني (ره) فرزند بزرگ حضرت امام (ره) اون رو نخريده بود و خدمت حضرت امام (ره) نياورده بود ، ايشون هيچ وقت اسرار الصلوه رو نمي نوشت ، كتاب اسرار الصلوه ، رو هنوز كه هنوزه ماها داريم استفاده مي كنيم و انشاءالله آيندگان هم ازش استفاده خواهند كرد . نكته بعد ، عمل گرايي : چيزي كه متأسفانه ، الان در جامعه فعلي ما خيلي كم شده ، همين مسئله عمل گرايي هست . شما به عنوان منتظران واقعي امام زمان (عج) سعي كنيد رفتارهاي خوب و عقايد صحيح رو با عملتون نشون بديد ، بعضي از شماها ، ممكنه توي اين جلسات چيزهايي رو ياد بگيريد و خانواده هاتون هم احتمالاً با اين فرهنگ بزرگ نشدن ، و اين مسائل رو درك نمي كنن ، و وقتي كه شما اين عقايد رو وارد خونه هاتون مي كنيد ، ممكنه دعوا و ناراحتي پيش بياد . بچه ، چند روز مثلاً اومده توي اين وادي ، بعد مي ره داخل خونه دعوا راه مي ندازه كه ببينم شما اصلاً خمس تون رو مي ديد ؟! بابا جون ! جو نگيردتون !! داغ نشو . با عمل نشون بده . چند وقت پيش ، پدر يكي از دختر خانمهاي كانون مي گفت : بدون اينكه دخترم توي خونه ، يك كلام حرف بزنه ، با رفتارش به ما نشون داد كه دين روي درسش اثر مثبت گذاشته ، اخلاقش نسبت به ما بهتر شده بود ، مهربون تر شده بود ، مسؤوليت پذيرتر شده بود . قبلاً به زور قبول مي كردم كه با خدا آشنا بشه ، يا اينكه توي اين جلسات شركت كنه ، اما از وقتي اين رفتارها رو از دخترم ديدم ، خودم به جلسه مي رسونمش . شايد من خودم هيچي نشده باشم ، اما افتخار مي كنم كه خدا توي خونه ام به من يه معلمي داده كه ازش درس مي گيرم . ( يك كلام هم با من حرف نزد ، فقط با عمل ) اينها پدر و مادر هستند ، بقيه جامعه و دانشگاه و مدرسه هم به همين شكله . با عمل نشون بديد . عمل گرايي رو ترويج كنيد . رفيقها به جاي اينكه دور هم قراردادهاي غير ديني ببندند ، قرار بذارن كه تا وقتي توي مدرسه ، دانشگاه يا محل كار با هم هستند ، مراقب همديگه باشند . يك گروهي رو تشكيل بدن ، كه اين گروه در اون موقعيتي كه هستند ، بدرخشن ، بذار بقيه خانواده ها هم فرزندانشون رو به سمت تو سوق بدن ، و تشويق شون كنند كه از شما ياد بگيرن . ما به جاي عملگرايي داريم زبان گرايي مي كنيم . زباني كه عمل پشتش نيست . مردم هم با خودشون مي گن ، اين مي ره اونجا ترويج ظاهر سازي و ريا و تند خويي و حزن و افسردگي بهش مي شه . اصلاً نمي دونن ما داريم چي مي گيم . فكر مي كنن ما اينجا صبح تا شب داريم از قبر و عذاب و . . . مي گيم . در حالي كه زمانة امروز ، زمانه ايست كه عمل زيباي تو ، بهترين مبلغ توست . cd هاي اعتكاف رو نگاه كنيد ، ببينيد ظاهر اون پدر و مادري كه مي يان و بچه شون رو به مسجد مي رسونن ، زمين تا آسمون با ظاهر بچه فرق مي كنه ، بچه مذهبي هست و خودشون غير مذهبي . اما اينقدر خوشحال هستند كه گويا دارن اين بچه رو به دانشگاه مي رسونن . گويا اين بچه توي رشته پزشكي نفر اول ايران شده و وقتي كه بچه رو مي بوسه و به سمت مسجد هدايت مي كنه ، با يك نگاه مهربون ، توأم با حسرت ، بدرقه اش مي كنه . معلوم مي شه كه اين بچه خوب عمل كرده . زمانه ، زمانة عمله . نكتة‌بعد : درك جامعه : ببينيد جامعه امروز ما ، همين شيراز امروز با شيراز قبل از ماه رمضون آيا فرق كرده يا نه ؟ آيا مقدار گناه كم شده ؟ انشاءالله كه كم شده . ولي اينقدر كمه كه احساس نمي شه . اينكه شما تمام هم و غم تون اين باشه كه هر شبِ ماه رمضون رو توي جلسات شركت كني ، و ديگه به فكر بقيه نباشي ، وظيفه ات رو خوب انجام ندادي . يه چله بگير با خودت عهد كن كه سالي چند نفر رو در خونه خدا بياري و با خدا آشنا كني . توي ماه رمضون موقعيت خيلي مناسبه . اگر اين ماه از دستمون بره وضع خيلي بدتر مي شه . يه زمان اونهايي كه گناه كار بودن و احياناً ماه رمضون رو روزه نمي گرفتند ، خجالت مي كشيدن و يواشكي روزه هاشون رو مي خوردن ، جو جامعه يه مقدار تعصبي بود . اما امروز متأسفانه شايد به اون درجه نرسيده باشه كه روزه دار خجالت بكشه اما افتخار هم نمي كنه . ( احتمالاً بعضي جاها خجالت هم مي كشند ) با اين وضعيت آيا ما داريم به سمت زمينه سازي براي حكومت امام زمان (عج) نزديك مي شيم ؟! من بارها گفتم : كار كنيد ! سعي نكنيد كه با اين جامعه دعوا كنيد . با جامعه راه بيايد . آرام آرام خوبها رو جدا كنيد . سياست امروز ما ، سياست جداسازي آرامه . يعني اگر الان ما جمع بشيم و بريم توي خيابون فرياد بزنيم ، كسي به سمت ما نمي ياد . اما اگر به جاي اينكه داد بزنيم و با فشار بخوايم عمل كنيم ، كه ممكنه با اين كار ، از تعداد خودمون هم كم بشه . اگر بتونيم ده نفر رو راه بندازيم كه وارد جامعه بشن و كار كنن ، يواش يواش از به جمع مون اضافه مي شه . جمع ما ، يك جمع مخفي و خاموشه كه در موقع آتشفشان چنان مي غره كه موجش همه جا رو برمي داره . به اين مي گن : “ انقلاب خاموش ” انقلاب خاموش ، انقلابي است كه در زير زمينها ، منازل و حسينيه ها آرام آرام شكل مي گيره . شما فكر مي كنيد قبل از انقلاب ، كه مردم شهرهايي مثل اصفهان ، شيراز يا مشهد ، توي راهپيمايي ها شركت مي كردند و شايد روزانه دو سه ميليون نفر توي خيابونها مي ريختند ، آيا همه اينها توي مساجد پرورش پيدا كردند ؟ نه ، چهار تا حسينيه و زير زمين بود كه نيروي حزب رو درست كرد . اينها رفتند توي جامعه و كار كردند . چهار ، پنج سال كار كردند و بعد تونستند ميليونها نفر رو به خيابونها بكشند . الان در دبيرستانها بسته هست ، در دانشگاه بسته است ، در خوابگاه بسته است . كي مي دونه اينجاها چه خبره ؟ وقتي تو و افرادي مثل تو ، توي اين محيطها فعاليت كنيد ، مي تونيد يك انقلاب بزرگ بوجود بياريد . به اين مي گن انقلاب خاموش . اگر مثلاً فردا اعلام بشه : كساني كه با ما موافقند ، بيان ، اين جمعيت با تو هستند . چون قبلاً پشت درهاي بسته ، روشون كار كردي . اگر يك وقت كار به جاهاي باريك بكشه ، اينها پشت سر تو هستند . جامعه امروز ، جامعه اي نيست كه بشه با تشكيل گروهها و اعزام اونها در ميان جامعه ، مردم رو تهييج كرد . جامعه امروز از اين تهييج ها اشباع شده . شايد اگر خود مقام معظم ولايت هم وارد صحنه بشه ، مردم به خاطر عِرق ملي ـ مذهبي ، بيان ، اما معلوم نيست كه چقدرشون پاي كار باشن . اونهايي كه با امام حسين (ع) هم اومدن ، خيلي بودن . تا كربلا هم رفتن ، همه هم پشت سر امام (ع) نماز خوندن ، همه گفتند : “ روح مني حسين ” اما وقتي موقع كار شد ، بدليل اينكه گروههاي اصلي جامعه رو معاويه پرورش داده بود ، حتي اون سه هزار نفر هم پاي كار نمودند . معاويه اين كار رو كرد . ( گروههاي مخفي ) اهالي شام كه از معاويه تنفر داشتند ، با جوي كه معاويه لعنت الله عليه درست كرد ، باعث شد ، از علي (ع) هم بدشون بياد . اين جو رو ، از روي منبرها بوجود نياورد . بلكه از داخل منازل ، و خونه ها شروع كرد . چه ترفندهايي كثيفي بكار برد كه بتونه حضرت علي (ع) رو در بين مردم بد جلوه بده . يكي از كارهايي كه كرد ، اين بود : بچه گوسفندهايي كه تازه به دنيا اومده بودند رو به بچه هاي كوچيك هديه مي داد ، مي گفت : اين اهدايي معاويه بن ابو سفيانه . ( ببينيد چقدر آينده نگر بود ! اما ، ماها 1400 سال از عقل عقبيم ! ) بچه با اين گوسفند ، بزرگ مي شد ، رشد مي كرد و هميشه هم يادش بود كه اين ، هدية معاويه است . بعد از سه ، چهار سال كه به هم انس گرفته بودند ، و كاملاً علقة عاطفي بين گوسفند و بچه قوي شده بود ، دو سه نفر آدم خشن رو مي فرستاد و اين گوسفند رو با كتك از بچه مي گرفتند . بعد هم مي گفتند ما مأمورهاي علي هستيم . از اين بچه ها زياد بودند . خيلي هاشون توي جنگ صفين در لشكر معاويه و در مقابل علي (ع) ايستادند . به اين مي گن انقلاب خاموش . جامعة‌ امروز ما ، چنين جامعه اي هست . دقيقاً مثل همون جامعه اي كه پيغمبر (ص) درش كار كرده بود ، جامعة نبوي ! معاويه ديد توي اين جامعه نمي تونه حرفش رو رُك بزنه ، اينطور عمل كرد . جامعة امروز ، جامعة رمضاني نيست . جامعه رو درك كنيد ، آرام آرام كار كنيد . با رفاقت نزديك بشيد . تا آخر ماه رمضون ، روي دو نفر ، سه نفر كار كنيد ، سرمايه گذاري كنيد ، وقت بذاريد ، بذار اين مشتي كه انگشتهاش روز به روز داره زياد و زيادتر مي شه ، تو هم درش سهيم باشي . فقط با عنايت خدا هست كه ما داريم كارمون رو مي كنيم . حركت ما خيلي ضعيفه ، اما انشاءالله با عنايت و بركت خدا به راه مون ادامه مي ديم . خُب جامعه رو درك كرديم ، براي اينكه بتونيم جامعه رو براي ظهور امام زمان (عج) آماده كنيم و انشاءالله آقا (عج) رو از خودمون راضي كنيم ، بايد بتونيم اين جامعه رو با خدا آشنا كنيم . براي آشنا ساختن جامعه با خدا و اينكه جامعه رو از حالتي كه الان هست به حالت رمضاني ، علوي و مهدوي تغيير بديم ، راههايي هست كه بايد در برهه هاي مختلف يكي رو انتخاب كنيم . اولين راه : راه قَهر ؛ يعني تشكيل گروههايي كه با انتظامات و قدرت ، وارد كار بشن و جامعه رو با فشار به سمتي كه لازم هست ببرن . اين كار شدني هست . البته به شرطي كه يك برنامة مستدام و متوالي باشه ، و پشتش قوه اي باشه كه حمايت بشه ، در اين راه وقتي كه مي خوايد براي مردم صحبت كنيد ، بايد مردم رو نسبت به خشم خدا آگاه كنيد : بابا ! اين كارها رو نكن ! خدا خشمگين مي شه . عذاب قيامت ، عذاب دنيا ، بلاهاي ارضي و سمائي رو بهش گوشزد كني . نگراني هايي كه ممكنه در جامعه و يا خانواده پيش بياد رو بهش يادآوري كني . دومين راه : راه مهر ؛ طوري مردم رو با خدا آشنا كنيم كه ، بجاي اينكه فكر ، عقل و تدبير ، بهشون دستور بده كه به سمت خداوند برن ، مهر و قلبشون اونها رو به سمت خداوند ببره . خُب شايد شما نظرتون اين باشه كه اين راه ، ( راه مهر ) بهترين راه هست . اما من مي گم : اول ؛ راه دوم ، و دوم ؛ راه اول ! ( راه قَهر) يعني هر دو لازمه . منتها اگر قرار بود كه براي امر به معروف و نهي از منكر كردن ، ما اول نهي از منكر كنيم و بعد امر به معروف ، خداوند توي قرآن سلسله مراتب قرار نمي داد : “ آمرين بالمعروف و ناهين عن المنكر ” يعني : اول راه مهر . اول امر به معروف كن ، يك بار ، دو بار ، سه بار ، صد بار ، . . . وقتي كه ديدي اتمام حجت شد ، بعد برو سراغ نهي از منكر . اگر مي بيني بعضي وقتها لحن صحبتهاي ما فرق مي كنه ، به اين دليله كه بچه هايي هستند كه زياد امر به معروف شنيدن . حالا نوبت يه مقدار نهي از منكره . و در احياء شبهاي جمعه ، كه جلسات تقريباً خصوصي هست ، دايره خيلي تنگ شده و اينها ديگه كارشون از امر به معروف گذشته و فقط وقت نهي از منكره . پس سلسله مراتب بذاريم . اول ؛ مهر و محبت و عشق . اما بدونيد ، مبلغين هم بايد بدونند كه مهر بُرد داره . توي بحثهاي عمومي از هر 45 دقيقه ، 10 دقيقه قهر لازمه ، اگر 15 جلسه از زندگي و حيات شيرين صحبت كردي ، يه جلسه هم بايد از مرگ تلخ صحبت كني . وگرنه از صداي سخن عشق كه خوشتر نداريم ، اما در اين جامعه كه پر از شهواته ، آيا فقط و فقط با صداي سخن عشق مي شه مردم رو به سمت خدا بُرد ؟ يا نه ، عشق فقط مال عارفان هست ؟ عارفان قدم اولشون اينه كه از گناهانشون شرمنده باشن ( منظورم از عارفان ، اونهايي هست كه شناخت دارن ) اغلب مستمعين ما همين طور هستن ، ا ما تو جامعه كه مي ري آيا همين طوره ؟ لذا سيستم تبليغ ، با دركي كه نسبت به جامعه داريم ، اينها هستند : اول مهر ، دوم مهر ، سوم مهر ، دهم مهر ، بعد اگر ديدي نشد ، آرام آرام مهر را به قهر آميخته كن . نه اينكه قهر تنها باشه . يعني دو تا كلمة جدي هم بهش بگو ، بعد كه ديگه جزء خواص شد ، زياد باهاش تعارف نداريم . آقا ! اومدي پاي كار ، همه چي هم بهت گفتيم ، ديگه بايد كار كني . نمي تونم ببينم ، هنوز به اون رذايلي كه نفرهاي آخر دچارند ، تو هم دچار باشي . اين سيستم ، يه سيستم ادامه دار هست كه توي بحث تعليم و تربيت گفتيم . بند 8 ـ آمادگي دفاعي ، مملكت اسلامي بايد همه اش نظامي و بسيجي باشه . امام (ره) زماني كه جمعيت ما 20 ميليون نفر بود مي فرمودند : ما بايد 20 ميليون بسيجي داشته باشيم . بايد آمادگي داشته باشيد ، يه وقت ممكنه اتفاقي بيفته . باور كنيد خود من به خاطر اينكه آموزش نظامي نديده بودم ، حداقل چند ماه بحث جبهه رفتنم به تأخير افتاد . فرداي اين مملكت اصلاً مشخص نيست . خواهرها و برادرها ، همه سعي كنند آموزش نظامي ببينند . شيعة امام زمان (عج) بايد بتونه از اسلحه استفاده كنه . اين خشونت گرايي نيست ، چون كسي نمي خواد اسلحه به دستت بده ، ولي بايد بتوني ازش استفاده كني . اين خيلي ضعفه براي شيعه اي كه منتظر ظهوره . شما كه مي گيد انشاءلله جمعه آقا (عج) بياد ، و دعا مي كنيد ، مي دونيد كه از همون ظهر جمعه جنگ شروع مي شه ؟ تازه اونجا بايد بري بشيني بگي من بلد نيستم . زن و مرد ما بايد آمادگي نظامي داشته باشن ، تا امام زمان (عج) بدونه ماها مسئله ظهور رو جدي گرفتيم . اما آمادگي دفاعي فقط به قسمت نظامي مختص نمي شه . در روايت داريم در حكومت امام زمان (عج) ( كه انشاءالله همه مون اون دوره رو مي بينيم و جدي ما به عنوان يك شيعه از امام زمان (عج) توقع داريم كه اين حكومت رو ببينيم . ) خيلي از كساني كه زنده هستند ، اشك مي ريزند براي پدران و مادران و خواهران و برادرانشون . براي اينكه مردند و نتونستند رجعت كنند . ( يا لياقت نداشتند و يا آمادگي ) انشاءالله تو با اين چند جلسه سياست انتظار ، درك و فهمت نسبت به انتظار بالا مي ره و پرونده ات رو كامل مي كني . و خودت رو تبديل مي كني به يك شيعه آماده و منتظر . اگر اين اتفاق بيفته و تو با يه پرونده كامل از دنيا بري . وقتي امام زمان (عج) ظهور مي كنه ، مي گه : اين رو از زير خاك بيرون بياريد . و اون وقت تو براي برخي از ماها كه حكومت امام زمان (عج) رو جدي نگرفتيم اشك مي ريزي . من آن گدا سمجِ مفلسِ كنايه نفهمم برانيم از در ، در آيم از درِ ديگر آمادگي فرهنگي : براي تشكيل حكومت امام زمان (عج) ، يك جنگ فرهنگي برپا خواهد شد . تو بايد بتوني در اين جنگ فرهنگي ، باري رو به دوش بگيري . اين آمادگي هايي رو كه من الان دارم مي گم ، تقسيم بندي مي شه . و همه نمي تونيد فقط آمادگي نظامي خودتون رو بالا ببريد . آمادگي علمي : ما در مملكت امام زمان (عج) نيازمند متخصصين و كارشناسان قوي در زمينه علم هستيم . شما بايد با علوم جديد همراه باشيد . علومي مثل رايانه ، نجوم ، شيمي ، فيزيك ، رياضي و . . . آمادگي هنري : هنر به عنوان يكي از ابزارهاي بسيار مثمر ثمر در تبليغ و ترويج دين جهاني امام زمان (عج) هست . وقتي كه فردا آقا (عج) ظهور مي فرمايد ، به تويي كه هنرمند هستي ، اشاره مي كنه و از تو مي خواد كه از اين ابزار استفاده كني و فرهنگ امام زمان (عج) رو باز كني . امام زمان (عج) فقط با حربة شمشير نمي ياد . بعضي ها رو اگر با شمشير هم تهديد كني ، به سمت امام زمان (عج) نمي يان ، اما با استفاده از علم ، هنر و فرهنگ مي توني جذبشون كني . اين علوم رو جدي بگيريد . اگر الان به تو بگن ، يه شركت مثلاً كامپيوتري تأسيس شده كه سال ديگه ثبت نام مي كنه و براي هر يك ساعت كار ده هزار تومن حقوق مي ده ، مي ري و آموزش مي بيني . اما وقتي بهت مي گن بابا ! امام زمان (عج) داره ظهور مي كنه ، آماده شو ! علوم رو ياد بگير ! مي گي : من كارمندم ، صبح مي رم سر كار ، ظهر برمي گردم . زن و بچه دارم ، بيمه هم كه هستم ، نيازي به چيز ديگه ندارم . مي گم : پس تو اصلاً منتظر نيستي . تو داري زندگي مي كني . مگر بايد فقط همين الان از علوم استفاده كرد ؟ آمادگي اقتصادي . پايه هاي اقتصادي قوي براي حكومت امام زمان (عج) لازمه . ببخشيدا ! شايد جسارت بشه ، اما بايد اين مطلب رو بگم . بيايد يه كم از صهيونيستها ياد بگيريم ! تمام اين چيزهايي رو كه من دارم مي گم اونها انجام دادند . آمادة آماده هستند ! براي چي ؟ براي حكومت امام زمان (عج) ؟! ، نه . براي مبارزه با حكومت امام زمان (عج) . از ساليان سال قبل ، كميتة مقابله با امام زمان (عج) تأسيس كردند . اين كميته يكي از كميته هاي فعال و مخفي صهيونيستهاست . دارن آموزش مي بينند و مي ميرند اما نسل به نسل ، اين آموزشها رو به نسل بعدي انتقال مي دن . چند نسل شون تا حالا مردند . آماده و متخصص !! هيچ استفاده اي هم از اين آموزشهاشون نكردند . اما منتظر اين جنگ بودند و به نسل بعد خودشون ياد دادند . با افتخار هم مُردند . گفتند ما اين چيزها رو به نسل بعد از خودمون رسونديم . تو دنيا هيچ كاري انجام نداديم ولي منتظر بوديم . ياد بگيريم . اونها هيچ اميدي به رجعت ندارند ولي تو داري و بايد هم داشته باشي . بند 9 ـ سياست اتحاد بين انسانها بر حول محورهاي اصلي . براي اين كار ، بايد چند عمل انجام بديم . 1 ـ مي تونيم با مسيحي ها ، يهودها ، بودايي ها و اونهايي كه به هر حال انسانهاي مثبتي هستند صحبت كنيم ، تمام عالم منتظر يك منجي هست . بگيم : مگه شما منتظر مسيح نيستيد ؟ مگه شما منتظر موسي و زرتشت و . . . نيستيد ؟ خيلي خُب ما هم منتظر امام زمانيم . اين دعوايي كه حالا كدوم يكي از اينها مي ياد رو كنار بذاريم ، وقتي اومدند مشخص مي شه . بيايم بر سر اون محورهاي اصلي كه در همه مذاهب وجود داره رو مشخص كنيم و به توافق برسيم . بگيم : آقا ! مگه شما منتظر امام زمان (عج) نيستي ؟ كارهاي مقدماتي رسيدن به امام زمان (عج) اينه . مگه شما منتظر مسيح نيستي ؟ كارهاي مقدماتي رسيدن به مسيح اينه . تو هم دنبال اخلاص مي گردي ، تو هم از اين همه فساد ناراحتي ، مي گي وقتي منجي من بياد جامعه از اين همه رذائل اخلاقي پاك مي شه . خيلي خُب ، بيايم تجربه هامون رو با همديگه جمع كنيم . و حول يك محور اصلي متحد بشيم . كمك كنيم تا جهان رو براي ظهور امام زمان (عج) آماده كنيم . اتحاد دوم : بيايم سراغ اسلام . بين مسلمونها هم اتحاد رو بوجود بياريم . اينجا هم بر سر اين كه چه كسي منجي هست دعوا نكنيم . اينم بگيم بعداً مشخص مي شه . بيايم يه مقدار روي متفقات مون كار كنيم . در جامعه امروز ، مشكل جوانان روي بر حق بودن شيعه يا سني نيست . مشكل جوانان ما توي اون پله هاي انسانيته . جامعة ما داره از مسير انسانيت دور مي شه . تو فعلاً با هر زبوني كه مي توني اون رو توي دايره انسانيت بيار بعد مي شينيم راجع به ديانت صحبت مي كنيم . به جاي اينكه بگيم فلان بن فلان در فلان كتاب اين رو گفته و روي اين چيزها بحث كنيم ، ببينيم مشكل جوانان و جامعة امروز چيه . اينها رو به سمت انسانيت بياريم ، بعد كتاب ها رو هم با هم مي خونيم . اتحاد سوم : اتحاد بين شيعيان . آقا ! هرچي داريم چوب مي خوريم از تفرقه بين خودمونه . اين كه ديگه اظهر من الشمسه . وقتي مي گيم شيعيان ، منظور ايران خودمونه . اگر ما يه مملكت يك دست داشتيم و حرف امام (ره) رو گوش مي داديم و وحدت كلمه رو حفظ مي كرديم ، حول يك محور متفق مي شديم ، تا الان آقا (عج) اومده بود ، مشكلات هم حل شده بود . شماهايي كه در جاهاي مختلف حرف اتحاد رو مي زنيد ، و سعي داريد در سطح ايران و حتي جهان اتحاد رو برقرار كنيد ، توجه داشته باشيد كه اول بايد بين خودمون وحدت برقرار باشه . اين تفرقه هاي بين ماها باعث شده مشكلاتي برامون پيش بياد . ببينيد درد پدر در خانوادة 5 ، 6 نفري خودش ، درد مسؤول شورا در محله خودتون ، درد بنده در اين تشكيلات ، درد استاندار در استانداريش ، درد رئيس جمهور در پست رياست جمهوريش ، درد رهبر در مقام رهبري خودش ، درد امام زمان (عج) در امامتش فقط يك كلمه هست ؛ اين كه كارگزاران با هم اختلاف داشته باشن . اين بزرگترين درده . نيروهاي كادر و مسؤول در هر رده اي از همه مهمتر هستند . مي دوني درد يعني چي ؟ درد يعني اينكه تو از توي خونه خودت تا دفتر رهبري ، اگر نيروي كادر بودي ، و روي تو حساب كردند ، نتوني نفس خودت رو جمع كني . اينجا ديگه نتنها عامل وحدت بخش و تشنج زدا نيستي ، بلكه به تشنج ها هم دامن خواهي زد . اگر بنده يك كلمه حرف زدم ، اين يك كلمه رو به صد نفر مي گي . سخن چيني مي كني . بين افراد تفرقه مي ندازي . دل امام زمان (عج) درد مي گيره . نگو من توي اين مملكت كاره اي نيستم . همون طور كه من از اين تفرقه ها دردمند مي شم ، همون طور كه مقام معظم رهبري از اين تفرقه ها دلشون مي گيره ، امام زمان (عج) هم دردمند مي شن . بدترين درد براي يك شخص اينه كه ببينه خودي ها و دور و وري هاي خودش با هم نمي سازن . مگه ما دور و وري امام زمان (عج) نيستيم ؟ درسته بديم ، اما دور ووري امام زمانيم . بديم اما اسم مون شيعه است . امام صادق (ع) فرمودند : “ كونوا لَنا زينا ” يه كاري كنيد كه ما خوشحال باشيم ، زينت باشيد براي ما ” بيايد با هم ، همدل باشيم ، نه اينكه دشمنان مون از اين تفرقه ها خوشحال بشن ، بگن : اينها با خودشون هم مشكل دارن . تا وقتي ما با هم مشكل داريم امام زمان (عج) ظهور نمي كنه . چون با اين مشكلها ، فردا حكومت امام زمان (عج) هم از هم مي پاشه . و چون احتمال پاشيدن هست ، تا امام زمان (عج) ضمانت نداشته باشه ، نمي ياد . حرف آخر : از توي خونه شروع كن ، تا كانون ، تا مسجد و پايگاهت ، محل كار و . . . وحدت رو در اين سه پله عملي كنيد : 1 ـ محبت قلبي ، بايد به اون درجه برسيم كه براي هم بميريم . آقا ! بنده و شما هيچ كدوم گل بي خار نيستيم . اما همينيم كه هستيم . ما فقط ، هم رو داريم . بايد با عيبهاي همديگه بسازيم . ما براي هم ، آش و كشك خاله هستيم ! هيچ كاريش هم نمي شه كرد . همه برادر ها و خواهرها ، همكارها ، همينند . ماها شيعه هستيم ، توي تموم جهان ، تنها مخلص ها ، ما هستيم . ( طفلي امام زمان (عج) !! ) بايد بتونيم براي همديگه بميريم . اتحاد قلبي داشته باشيم . 2 ـ اتحاد عملي : براي زمينه سازي حكومت امام زمان (عج) (( زمينه سازي براي حكومت جهاني امام زمان (عج) توي تشكيلات ما اولين كلمه است ، هيأت و جلسه هفتگي و . . . جزئيات و فرعيات كار ماست )) سعي كنيم در رفتارهايي كه داريم ، اگر نمي تونيم عمل هم ديگه رو تكميل كنيم ، لااقل خنثي هم نكنيم . تا يك وقت ديدي داره تلاقي مي شه ، بشين كنار و يه كار ديگه رو برعهده بگير . وحدت كلمه رو حفظ كن . امام (ره) با وحدت كلمه و مُشت خالي ، اين مملكت رو از دست آمريكا كشيد بيرون . الان كه همه چيز داريم ، اينجور داره به ما زور مي گه . اون زمان كه هيچي نداشتيم . اما امام (ره) اين ممكلت رو از دستش بيرون كشيد . با همين وحدت كلمه . و امروز اونها فهميدند كه اين وحدت ، بايد برطرف بشه . ممكنه آمريكا ، اين كانون ما رو نشناسه ، اما شيطون خوب مي شناسه . ممكنه آمريكا پايگاه و مسجد تو رو نشناسه اما شيطون خوب مي شناسه . اون هم دشمنه . مي خواد اين واحدي رو كه داره زمينه سازي مي كنه براي اينكه شيطون بدبخت بشه ، رو از هم بپاشونه . چون مي دونيد روز ظهور امام زمان (عج) ، روز مرگ شيطونه . از اين قضيه خيلي ناراحته . براي اينكه مرگش رو عقب بندازه ، شروع مي كنه اين مشتهاي گره خورده رو باز مي كنه . مراقب باشيد . چه حق با تو باشه ، و چه نباشه بايد اين جمع حفظ بشه . بنده با بغل دستيم توي كار ، پونصد تا مشكل و اختلاف سليقه داريم اما وقتي كارمون تموم شد ، چنان همديگه رو در آغوش مي كشيم تا قلب هامون به هم بچسبه و بدونيم هيچ مشكلي با هم نداريم . چشم شيطون هم كور بشه ! هدف شيطون اينه كه بنده و يه نفر ديگه كه با هم مشكل نداريم ، بيايم جايي با هم كار كنيم و مشكل دار بشيم . نمي خواد كار كنيم . اگر نماز جماعت مي ري و با مردم دعوات مي شه ، نمي خواد بري . از نماز جماعت كه مستحب مأكدتر نداريم ، نمي خواد بري . امروز شما كينه ها رو برطرف كنيد و قلبها رو به هم نزديك كنيد . دعا كنيد كه : “ خدايا ! به كوري چشمك شيطون ، قلبهاي ما رو با رفع هواي نفس در جهت رضايت امام زمان (عج) و براي حركت در مسير زمينه سازي براي حكومت امام زمان (عج) لحظه به لحظه به هم نزديكتر بگردان .