بسم الله الرحمن الرحيم معرفت انتظار 3 تبريك و تهنيت عرض مي كنم شب ميلاد گل نرگس ، يوسف زهرا (س) ، ارباب مون حضرت حجت بن الحسن العسكري (عج) رو خدمت همه شما و خدمت مادرشون و رهبر معظم انقلاب . انشاءالله كه امشب شب بسيار ميمون و بابركتي براي همه ما باشه . قبل از ورود به بحث ، خير مقدم عرض مي كنم خدمت سردار جاودانه لشكرهاي فارس و قهرمان جبهه و جنگ ، همچنين انشاءالله قهرمان فعلي سنگر مجلس ، برادر عزيز و بزرگوارمون سردار حاج نبي رودكي كه به اين جلسه تشريف آوردن و انشاءالله كه فرزندان خودشون رو ببين و روحيه بگيرن و فكر نكنن كه در شهرها پشت ارزشها خاليه . 4 ، 5 بار حاج آقا به مجلس تشريف آوردند و به خاطر معذورات انتخاباتي ، نتونستيم به ايشون خوش آمد بگيم . مثل عقده توي گلومون گير كرده بود . راحت شدم !! به هر حال سنگرها روز به روز براي همه ما حساس تر ، دقيق تر و مسؤوليتها بزرگتر مي شه . جايگاهي كه ايشون و بالاتر از ايشون نشستن ، جايگاهي هست كه شما جوانها در آينده نه چندان دور بايد بشينيد و اگر پشتوانه هاي تقوا و معرفت اسلامي و علم و اعتقادات تون قوي نباشه ، مثل خيلي كساني كه با رنگ صندلي ها ، رنگ عوض كردن ، شما هم اين گونه مي شيد . لذا آرزو داريم كه انشاءالله هم شما به مقامات بالا برسيد و هم مقامات بالا به شما برسه ! قسمت سوم بحث معرفت انتظار رو شروع مي كنيم . قبل از شروع بحث ، يه نگاهي به ماجراهايي كه تا الان گذشت ، بكنيم . در جلسه هاي قبل ، زمزمه هاي ظهور رو بيان كرديم ، انتظار رو رمز پايداري و پويايي شيعه ، و شكيبايي رو آماده باشي شيعه دونستيم . ظهور امام (عج) رو ناگهاني دونستيم . گفتيم قول كساني كه براي ظهور وقت تعيين مي كنن ، كاذب هست . و همين طور گفتيم كه “ هلك المستعجلون ” كساني كه براي ظهور عجله مي كنن ، هلاك شده هستند و كساني كه تسليم مي شوند ، نجات يافته . و بعد بحث منجي در اديان رو مطرح كرديم . اين كه در همه اديان منجي وجود داره . وقايع سالها و ماههاي اول قبل از ظهور امام زمان (عج) رو مفصل بيان كرديم . بدون اين كه مصداقي براش گذاشته باشيم و گفتم مصداق رو خودتون تعيين كنيد . من فقط روايت رو عرض كردم . اين كل بحث دو جلسه قبل بود . اما جلسه سوم از معرفت انتظار : ما در تاريخ دوران بشريت ، همزمان با پيشرفت عقل ، چند دوران تبليغ رو پشت سر گذاشتيم . يكي از جامعه شناسان و تبليغ شناسان مهم جهان ، “ پُستمن ” هست كه براي تبليغ سه دوره رو مشخص مي كنه . دوره گفتار ، دوره نوشتار و دورة تصوير . خوب دقت كنيد ، يه زماني براي تبليغ ، بهترين وسيله ، گفتار بود . صحبت كردن . بدون اين كه انسان چيزي رو ببينه ، صحبتي رو مي شنيد . مدتي گذشت ، دوره نوشتار رسيد ، در اين دوره گفتن : آقا ! گفتار از ذهن بيرون مي ره . اما وقتي مطلب نوشته بشه . آدم مطالعه كنه . با مطالعه كردن ، يه بار ، دو بار ، سه بار در ذهنش كاملاً مي مونه . اين دوران هم گذشت . در دوران امروز كه ما اسمش رو گذاشتيم دوران جنگ و جهاد ( ولو سرد ) اين دوران ، دوران تصويره . يعني قدرت نمايان كردن تصوير در مقابل ذهن ناخودآگاه بشر . يعني چي ؟ ببينيد ، من الان دارم براي شما صحبت مي كنم ، شما داريد من رو مي بينيد ، صحبت هاي من رو هم مي شنويد ، همزمان عقل تون هم داره كار مي كنه ، همين جور كه من صحبت مي كنم ، بعضي از صحبت ها رو تأييد مي كنيد و بعضي از صحبت ها رو رد مي كنيد . آخر هم كه از اينجا رفتيد ، مي گيد : مثلاً چند درصد از صحبت هاش درست بود و چند درصدش نادرست . در اين نوع تبليغ صداقت كاملاً مشخصه . گرچه مبلغين يا بهتر بگيم خطبا و گويندگان هنرمند ، كساني هستن كه طوري صحبت مي كنن كه طرف مبهوت مي شه . يعني بعضي وقتها احساس نمي كنه داره سرش كلاه مي ره . به اين مي گن هنر صحبت كردن . ولي عموم ، اين طور نيستن . خيلي ها هستن صحبت كه مي كنن ، كاملاً به تو مجال مي دن كه روي صحبت هاشون تجزيه و تحليل كني ، برعكس يه عده كه اينقدر تند تند و پشت سر هم با كلمات مختلف صحبت مي كنن كه تا بياي بفهمي قبلي درست بود يا نه ، بايد بعدي رو گوش بدي . نه مثل الان من ! كلاً ! حتي مجال نمي دن كه روي بحث شون فكر كني و اينها آدمهاي سخنوري هستن من نمونه هاش رو در تاريخ خود ايران سراغ دارم . كساني كه اين گونه بودن ، اما وقتي مي يام سراغ تصوير ، تصويري كه با صدا و صوت همراهه ، اين تصوير ، تو رو از خودت جدا مي كنه و به يه عالم ديگه مي بره و در حقيقت ضميرخودآگاه ، يعني عقل فعال تو رو متوقف مي كنه و در اون عالم ديگه ، بر روي ضمير ناخودآگاه تو كار مي كنه و ضميرناخودآگاه تو رو آموزش مي ده و بيرون مي فرسته . به اين مي گن شستشوي مغزي . اگر همزمان با اين تصوير ، آهنگ يا موسيقي هم باشه ، به عنوان نوايي كه بر مركز اعصاب انسان مسلط مي شه ، تأثير چندين برابري بر فرد مي ذاره . شما ممكنه انسان بسيار شادي باشي ، يك لحظه ، يه موسيقي غمناك ، بدون هيچ دليلي شما رو توي حال و هواي غمگيني مي بره و بدون هيچ دليلي گريه مي كني . در صورتي كه اگه من بخوام شما رو كه خيلي شاد هستي با گفتار گريه بندازم ، برام خيلي مشكله . مگر اين كه دلت گرفته باشه ، اون وقت هست كه با حرف من گريه مي كني اما موسيقي چون روي ضمير ناخودآگاه كار مي كنه ، تأثيرش چندين برابره . قدرت تصوير ، قدرتيه كه هنوز كه هنوزه ما با اينكه حرفش رو مي زنيم ، از اين قدرت غافليم . اگه يادتون باشه ما بحثي داشتيم تحت عنوان سينما و آخر الزمان كه آقاي دكتر شاه حسيني مدير گروه معارف رو دعوت كرديم ، ايشون اومدن اينجا صحبت كردن و چون دير رسيدن يه بحث 5 ساعته رو توي يه ساعت جمع و جور كردن ، و اون بحث خيلي ابتر شد . من همون جا قول دادم كه يه زماني اين بحث رو كامل كنم و انشاءالله توي اين جلسه ، مصاديقش رو براتون بيان مي كنم . پس خوب دقت كنيد چون خيلي مهمه و مفيده . مخصوصاً براي تو كه فكر مي كني سنگر جهاد فقط در پزشكي و مهندسي خلاصه مي شه و از سنگر علمي هنر غافلي . و مخصوصاً براي بنده كه اگه خدا كمك كنه ، قصد داريم توي شيراز خانه هنر رو راه اندازي كنيم ، آقاي دكتر كافي هم هستن و مسؤوليتش رو بعهده مي گيرن . خُب منظور من از اين قسمت بحث ، نگاه جهان به آخر الزمان هست كه اين نگاه نه با گفتار و نوشتار ، كه گفتار و نوشتار هم داره ، اما احساس كرده گفتار و نوشتار در جهان امروز ، جهان پرتنتراق و پر از سر و صداي امروز ، واقعاً ابتر و ناقصه . خُب اومدند چكار كردند ؟ اومدن روي هنر و تصوير و موسيقي كار كردن ، تلفيق تصوير و موسيقي و فيلمنامه هم كه مي شه فيلم سينمايي . حالا مي خوايم ببينيم بيگانگان چكار كردند ؟ چگونه از اين تصوير در جهان امروز براي تبليغ استفاده كردند . اولاً اين رو بگم كه ما ، عصرهاي مختلفي داشتيم ، يعني همه جهانيان به اين عصرها معتقدند . يكي عصر عسرت ، يعني رنج و بلا و ناراحتي . انسانها در اين عصر ، با فقر و بي عدالتي و زور و ظلم و چپاول و كشتار و خيلي از مسائلي كه مبتلا به جهان مظلوم و مستضعف هست ، روبه رو بودن . اين رو همه جهانيان معتقدند ، عصر بعدي ، عصر طلايي هست كه ما بهش مي گيم : عصر ظهور . ظهور منجي . از 20 تا مذهب هند ، يعني بودايي و كنفوسيوس و برهمايي و . . . 20 تا جمله ، از كتابهاشون استخراج كردم كه الان وقتش نيست كه بخوام اونها رو اينجا بيان كنم . انشاءالله توي يه بحث تحقيقاتي ديگه بايد بگيم . 20 تا جمله اش دقيقاً ترجمه “ و نريد انمن الذين استضعف في الارض ” هست . هر 20 تا ! يعني اونها هم منتظرند . يهود و مسيحيت هم كه جلسه قبل براتون گفتم ، منتظر ظهور منجي هستند . و سومين عصر ، عصر شكوفايي ، عصر برداشت ، عصر انسانيت هست . كه يه تعداد از اديان معتقدند اين عصر ، با مرگ ما حاصل مي شه . اونهايي كه قائل به تناسخ هستند . كه تناسخ هم يه امر كاملاً باطل هست و بحثش كاملاً جداست . وجود منجي عموميت داره . همه اين رو مي طلبند . اما اين كه آخر الزمان چگونه اتفاق مي افته ، ما با هم اختلاف نظر داريم . ما در فرهنگ القائي غرب نسبت به خودمون ، 4 تا آخر الزمان مي بينيم : بعضي از ماها مي شينيم پاي فيلم سينمايي و كيف مي كنيم و از اين غافل هستيم كه اجازه داديم اين فيلم سينمايي با ضمير ناخودآگاه ما بازي كنه و ما رو از شيعه بودن و منتظر بودن و مهدوي بودن دور كنه . رسماً ! مگر اين كه الان اين بحث رو گوش كني و بعد بري هر فيلمي رو كه خواستي نگاه كني ، اگر ديدگاه تو يه ديدگاه نقد و منتقد باشه هيچ فيلمي سرت رو كلاه نمي ذاره . اول فيلم يادت باشه ضمير ناخودآگاهت رو دست فيلم نسپاري . آگاه باش ! اگه شده استپ بزن ، بشين فكر كن ، نذار فيلم تو رو با خودش ببره . جدي اين كار رو بكن . هر 10 دقيقه ، 20 دقيقه يه استپ بزن . فكر كن . چي گفت ؟ سرم كلاه نره ؟ چرا ؟ براي اين كه ببيني اونها چي مي گن ؟ و بعد بتوني باهاش مخالفت كني . ما هم بتونيم حرف خودمون رو بزنيم . فيلم هايي زيادي ساخته شده كه من اون فيلم هايي رو كه خودم ديدم مثال مي زنم ، براي اين كه يه وقت مثال مع الفارقي هم نباشه . 1 ـ آخر الزمان تكنولوژيك ، در فيلم هايي كه مي سازن ، آخر الزمان رو ، آخر الزمان تكنولوژيك مي دونن . قائل هستن به اين كه در آخر الزمان تكنولوژي بشر از خودش پيشرفته تر مي شه و بشر كامپيوتري مي سازه ، آدم آهني اي مي سازه كه اين از خودش قوي تر مي شه . مي ياد با بشر مي جنگه و اختيار جهان رو به دست مي گيره . مي خوان به ما قالب كنن كه منجي بشر ساخته دست خود بشر هست . منجي بشر رو همين علم ما توليد مي كنه . مي خوان ما مهدي (عج) رو فراموش كنيم ، دل ببنديم به تكنولوژي خودمون . مثل فيلم ماتريكس ( يكي از پرقيمت ترين و پرفروش ترين فيلمهاي ساخته شده در دهه اخير ) كه در اين فيلم كامپيوتر بر انسان غلبه مي كنه . يه فيلم صددرصد صهيونيستي و يهودي . كه رسماً در اين فيلم شهر زايان شهرك آمال و آرزوها معرفي مي شه ! ( زايان ، واژه عِبري صهيون هست ) اين فيلم ديگه خيلي گوشه اش بازه . يا فيلم ترميناتور 1 و 2 كه نشون مي ده بشر با دست خودش چيزهايي خلق مي كنه كه اينها قرار هست بيان و ما رو از شر بقيه موجودات نجات بدن . مهدي ما (عج) فراموش شد . به جاش كامپيوتر اومد ! پس در اين گونه فيلم ها ، منجي و قهرمان يك انساني است از جنس خود ما ، منتهي عالم و پرهيزگار . يك انساني كه با علم خودش بر كامپيوتر و ترميناتور غلبه مي كنه ولي از جنس ماست ، وجود منجي الهي رسماً از بين مي ره . 2 ـ آخرالزمان طبيعي . عده اي اعتقاد دارن كه منجي اي در كار نيست ، آخر الزمان ، يه آخرالزمان طبيعي هست . يه زلزله ، گردباد و . . . مي ياد و جهان رو زير و رو مي كنه . فيلم هايي مي سازند كه گردبادهاي عجيب غريب رو به تصوير مي كشه . زمين لرزه ، آتشفشان ، برخورد شهاب سنگهاي بزرگ با زمين ، پايان تاريخ ! 20 دقيقه تا پايان و . . . يا با دستكاري هاي ژنيتكي در موجودات ، موجودات سهمگين و هولناكي رو به وجود مي يارن كه بالاخره در آخر الزمان جهان رو فتح مي كنند ! ديگه مهدي بي مهدي ! مثل فيلم دنياي آب كه قرار هست دنيا با سيل نابود بشه و يا فيلم پارك ژوراسيك . آخر هم اين قائله ختم نمي شه . يعني توي همه اين فيلم ها شما يه حركتي رو مي بينيد ، در تمام اين فيلم ها يه قهرمان مي ياد ، قائله رو ختم مي كنه . بعد كه همه خيالشون راحت شد ، دوربين مي ياد ، شما يه حركت كوچولو مي بينيد ، يعني نشون مي ده كه قائله هنوز ختم نشده . تمام ! توي فيلم پارك ژوراسيك ، آخرين صحنه فيلم كه همه مي رن سر خونه و زندگي شون دوربين يه تخم دايناسور رو نشون مي ده كه در حال باز شدن هست . 3 ـ آخر الزمان علمي ـ تخيلي : در اين آخر الزمان ، موجوداتي از كرات ديگه مي يان . عناصر ماورايي كه ما اصلاً نمي شناسيم شون و قدرت و توانايي شون به مراتب از ما بالاتر هست . به سمت زمين يورش مي يارن . در اين آخر الزمان هم باز منجيان از نوع بشر كمك مي كنند . مثل فيلم بيگانه كه يه موجودي در انسان حلول مي كرد ، و رشد مي كرد و به طريق ويروسي شديدي ، بزرگ مي شد و بالاخره هم يه انسان و منجي اومد و اون رو خوابوند . اما اين آخرين قسمت ديديم نه ، هنوز يه قسمت كار مونده . يعني اصلاً تو رو رها نمي كنه كه خيالت راحت باشه . يا در فيلم روز استقلال ، كه قرار هست از كرات ديگه به ما حمله كنن و يه گروه آمريكايي طرفدار حقوق بشر ، بسيار عالي با يه صحنه هاي بسيار دراماتيك گويا اصحاب اباعبدالله (ع) دارن به جنگ مي رن و جهانيان ، عرب و عجم ، هندو و چين و شرق و غرب ، آفريقا و اقيانوسيه و . . . دست به دعا برمي دارن و براي اين منجيان بشريت كه تحت لواي پرچم مهدي آمريكايي ، يعني جورج بوش عليه العنه مي خوان بشر رو نجات بدن ، دعا مي كنن !! گرچه اگه ما خوب دقت كنيم ، مي بينيم اينها دارن از اين طريق دلشون رو خوش مي كنن . ولي دارن دل بشر امروز و شيعه امروز رو هم خوش مي كنن . يعني به جاي اينكه دعاي فرج بخونه ، در مخيلاتش دنبال اون قهرمان آمريكايي مي گرده . آيا واقعاً اون قراره تو رو نجات بده !؟ فكر تو رو از انتظار واقعي به سمت تخيلات مي برن . 4 ـ آخر الزمان اسطوره اي : در اين نوع آخر الزمان دشمني از تاريخ بلند مي شه و مي ياد جهان رو به هم مي ريزه . از ساليان قبل ، از 800 سال قبل ، 400 سال قبل ، 120 سال قبل ، از فلان جاي تاريخ بلند مي شه . كه من الان دلايلش رو مي گم ، اين كه چرا اين فيلم ها رو مي سازن ، فعلاً داريم انواع آخر الزمان ها رو توضيح مي ديم . دلايلش هم خيلي مهمه بايد دقت كنيد . خلاصه اين اسطوره ها از تاريخ بلند مي شن و زمين و زمان رو به هم مي ريزن ، نمونه اش فيلم بازگشت موميايي هست كه نشون مي ده يه موميايي از مصر باستان بلند مي شه و مي ياد كه جهان رو به هم بريزه . و يا از همه اين فيلم ها مهمتر و پرهزينه تر و صهيونيسمي تر ، فيلم ارباب حلقه ها هست ، فيلمي كه صدا و سيماي ما با افتخار نشون داد ، بدون هيچ نقد و بررسي اي . فيلمي صد درصد به سفارش اسرائيل . اين فيلم قشنگ اومد تمام تفكرات خرافي يهود رو به خورد تو داد و تو هم قشنگ اين تفكرات خرافي يهود رو قبول كردي . كامل ! 5 ـ آخر الزمان ديني كه اين مهمترين بحثه . در اين بحث شيطان ظهور مي كند . به قول خود فيلمها : ضد مسيح ظهور مي كنه . شيطان ، شيطاني كه در بطن ما وجود داشته ، ظهور مي كنه و با طرف مقابلش كه معمولاً يك كشيش هست و يا يك قديس و انسان مقدس و انساني كه در مسخر كردن شيطان و باطل كردن سحر شيطان ( بر طبق تعاليم خرافي مسيح ) تخصص داره مي ياد توي كار . و اين با شيطان مقابله مي كنه بعد مي بينيم كه اِه ! باز تموم نشد و همين طور ادامه داره . فيلم طالع نحس 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 5 رو ساختند و من تا پنجش رو ديدم ، و نشون مي ده كه شيطان هنوز نمرده و نخواهد مُرد . و درست بر خلاف آيه كريمه قرآن كه مي فرمايد شيطان بر شما تسلط ندارد ، به تو القا مي كنه كه تسلط داره . فيلم هايي مثل جن گير ، كه از همه مهمتر همون فيلم صددرصد صهيونيستي و دنباله داره طالع نحس هست . من در ادامه بحث براتون توضيح مي دم كه اهداف دشمن از ساختن اين گونه فيلمها چي هست ؟ البته من شنيدم فيلم جن گير 2 هم اومده . چون توي فيلم جنگير 1 ، كشيشه ظاهراً پيروز شد ، اينها مال اون زمان بود . سريع برداشتن به روزش كردن ، رنگش رو درست كردن ، سي دي زدن و مرتب دادن توي بازار . اتفاقاً جنگير 1 وقتي وارد بازار شد كه زمزمة اين بود كه آمريكا مي خواد به عراق حمله كنه ، و اگر يادتون باشه و ديده باشيد ، كه برادرها احتمالاً زياد ديدن ، معمولاً خواهرها از اين جور فيلم ها نمي بينن ! در اين فيلم جنگير 1 ، نشون دادن كه جن يا شيطان از عراق بلند مي شد و الان هم كه جنگير 2 رو ساختن . با اين كار خواستند همزمان ذهن جهانيان رو به طور ناخودآگاه ، متوجه خباثت عراق كنن ، كه حتي اگه مسلمان ما ديد عراق زير آماج حملات آمريكا داره داغون مي شه ، توي ته ضمير ناخودآگاهش زياد ناراحت نباشه ، چون بهش القاء شده كه عراق مركز پستي ها و شيطان هست . اما اهداف : 1 ـ اقتصاد ، سود و سرمايه . فروش بسيار بالا . آقا بعضي از فيلمها ممكنه بين 2 ميليارد تا 20 ميليارد براي ساختنش خرج كنن اما به مراتب بيشتر از اين مبلغ رو در مي يارن . مثل ايران نيست كه يه سي دي رو همه رايت كنن . اونجا حق با كپي رايته . فقط فكر كنم توي ايران هست كه اين طوره و فيلم سازها زياد سود نمي كنن . چون يه دونه اصلي رو كه آوردن ديگه بقيه اش رو مردم خودشون مي زنن ! توي كشورهاي ديگه ساختن چنين فيلم هايي سود بالايي داره . به اين راحتي كه اين جور فيلمها رو توي تلويزيون نشون نمي دن . اگه بخواد توي تلويزيون نشون بده جريمه مي شه . و چون اين فيلم ها خيلي جذابه ، سود بالايي هم داره . خُب واقعاً هم جذابه . فيلمي مثل ارباب حلقه ها واقعاً آدم رو ميخكوب مي كنه . يا طالع نحس و بقيه فيلمها . 2 ـ ترويج شبهات و خرافات منحرف شده مسيح . مثل شيطان . خوب دقت كنيد . شيطان موجود پست ، ذليل ، كثيف و رانده شده خداست ، از ديدگاه الهي . قرآن مي فرمايد : شيطان بر شما هيچ تسلطي ندارد و بر بقيه فقط مي تواند اغوا كند تازه “ وَ لَاُغْوِينَّ ” هم كه قرآن مي گه ، بعدش مي گه : “ الا عبادك من هم المخلصين ” اگه مخلص باشي به تو اغوا هم نمي تونه بكنه . اما در اين فيلمها شيطان را رقيب خدا قرار مي ده . موجودي كه توانايي داره با خدا بجنگه . براي خودش سپاه و نيرو و تجهيزات داره ، خونه داره . در روح انسانها حلول مي كنه . اين تفكر صددرصد خرافي هست . مگه شيطان مي تونه توي روح انسانها حلول كنه ؟! بعد مي بينيم ، بازار رمال ها و جن گيرها و شيطون گيرهاي ايران شيعي هم با اين فيلم ها باز مي شه ! مي گن : آقا ! شيطون تو روحته ! جن تو روحته ! مخالفت رسمي با آيات قرآن . مخالفت با روايت هم نه ، مخالفت با آيات قرآن !! و يا در بحث ضد مسيح اينها اعتقاد دارن شخصي در طول تاريخ ، از جسمي به جسم ديگه حلول مي كنه تا ظهور منجي ( كه مهدي (عج)‌ما هست ) و در اون زمان با ظهور منجي ، اون شخص براي خودش لشكرياني داره . در فيلم طالع نحس از صد سال پيش نشون مي ده تا الان ، اين شخص بسيار زيبا ، بسيار باهوش ، بسيار عالم ، بسيار مكار و بسيار بي رحمه ! 5 تا خصوصيت . و اين شخص وجود داره ، راه مي ره ، با ما حرف مي زنه ، از غذاي ما مي خوره . اين تفكر در كتب منحرف مسيح ( كتبي كه تحريف شده ) وجود داره و دارن اين رو به خورد ما مي دن . 3 ـ نسبت دادن شيطان به شرق و به خصوص به اسلام . همون طور كه گفتم در فيلم جنگير ، نشون مي ده شيطون از عراق بلند مي شه . و يا در فيلم ديگه اي نشون مي ده كه شيطون رسماً از ايران بلند مي شه . يه دفعه صحنه اول مي زنه : پرشيا سال 2000 قبل از ميلاد . شاهان قديم رو نشون مي ده . خيلي هم قشنگ اين فيلم رو ساختند وقتي نگاه كني فكر مي كني ايراني ها بازي كردن . اين قدر بازيگرها مسلط هستن ! در اون زمان شيطاني در بارگاه و در شهري وجود داره ، كه در اين شهر شيطان به هر كسي مي رسه مي گه تو يك آرزوي برآورده نزد من داري . وقتي اون شخص آرزو رو بهش مي گه و آرزو برآورده مي شه ، شيطان در وجودش رسوخ مي كنه و شخص مبتلا به يك نوع جنون خيلي مسخره مي شه . آخرين كساني كه از اين شهر مي مونن پادشاه و وزير عاقلش هستن كه ظاهراً وزير در مدتي كه شيطان مردم رو وسوسه مي كرده ، در شهر نبوده . شيطان بالاي سر پادشاه ، با يه قيافه كريه المنظر ، و يك گريم فوق العاده عجيب ايستاده و در حال وسوسه پادشاه هست . تمام اطرافيان پادشاه تبديل به شيطان شدند ، ديگه شيطان براي پيروزي آماده ، آماده است . پادشاه چشمهاش رو بسته ، مي خواد آرزو كنه كه تنها آرزوش برآورده بشه ، يه مرتبه وزير از راه مي رسه و جلوي پادشاه رو مي گيره و مي گه اين شيطان هست و بعد وزير دستش رو به طرف شيطان باز مي كنه ، يه سنگ جواهر قيمتي كه خاصيت عجيبي داره ، كف دستشه و شيطان و همه اصحاب شيطان ، توي اين سنگ ، ( توي ايران ) جمع مي شن و اين سنگ مي شه چشم يه دونه مجسمه . ( ببينيد چقدر مسخره است ! اصلاً افسانه است . مثل قصه هاي هزار و يك شب مي مونه ) يه دفعه سالياني مي گذره ، اين مجسمه بعد از 2000 سال كه توي موزه نگهداري مي شه ، در زمان حكومت پهلوي آمريكايي ها اين مجسمه رو از ايران مي خرن ، يا مي دزدن ، وقتي مي خوان ببرن ، از كشتي كه مي خواد پياده بشه ، جعبه اش مي شكنه . و اين مجسمه به زمين مي يوفته و خورد مي شه و اون تكه جواهر پرت مي شه يه گوشه اي . بعد يه كارگري از باربرهاي بندرگاه دقت مي كنه مي بينه كسي نديد ، يواشكي اين جواهر رو برمي داره و توي جيبش مي ذاره و شيطان در اين مرد رسوخ مي كنه . شيطان ايران وارد آمريكا شد !! بعد نشون مي ده كه اين شيطان بلايي به سر اهالي نيويورك مي ياره كه ديدنيه . اين تيكه اش خيلي ديدنيه . پدري از اينها در مي ياره كه آدم دلش خنك مي شه !! شايد شما بخنديد ولي اين فيلم موج نفرت از ايران و ترس از ايران رو در ميان غرب كاملاً شكوفا و زنده مي كنه . ضمير ناخودآگاه خيلي قويه . پس سومين هدف كوبيدن شرق و بخصوص اسلام هست . بخصوص اسلام ! 4 ـ ايجاد خوف در ميان مردم غرب و گرفتن وام و اعتبارات و امتيازات و اختيارات ويژه از مديريت سياسي با القاء خطرناك بودن اسلام و شرق . آقا ! بودجه براي ناسا مي خوان ، حالا اين كه چه غلطي مي خوان بكنن ، معلوم نيست . فيلم مي سازن با عنوان : خطر از كرات ديگر ! جو عمومي كاملاً آماده مي شه . بدون اين كه خودشون هم خبر داشته باشن . اگه ديروز مي گفتن : سناي آمريكا 20 ميليارد دلار براي فلان ماهواره تصويب كرد ، همه مردم آمريكا سر و صداشون در مي يومد مي گفتن : بابا ! ما گشنه مونه . اما همين فيلم هايي كه مي سازن ، باعث مي شه ضمير ناخودآگاه مردم آمريكا با اين بودجه موافقت كنه . امتياز مي گيرن . يا سلاح هاي كشتار جمعي اتمي ، برعليه شرق مي سازند . شرقي كه شيطاني ، وسوسه انگيز و مكار هست . اونها كه مثل ما نيستن . وقتي مي خوايم فيلم بر ضد عراق بسازيم ، يه مشت خُل و ديونه رو مي ذاريم جاي شخصيتهاي عراقي . اونها توي فيلم هاشون ، كساني كه در جبهه مخالف هستند رو مكار ، فريبنده ، قوي ، متعهد ، با مسؤوليت ، اهل ايثار تا بذل جان ، نشون مي دن . قهرمان مقابل خودشون رو بزرگ مي كنن تا خودشون بزرگ بشن و بتونن امتيازات ويژه بگيرن و با اون سلاح هاي كشتار جمعي به سراغ مردم بدبخت و بيچاره و توي غار و كپر نشين افغانستان يا مردم بيچاره و بيابان نشين عراق مي رن و اين سلاح ها رو ، روي سر اينها خالي مي كنن . زماني كه اين چادرها و كپرهاي افغانستان رو آمريكا با بمب مي زد ، رئيس جمهور شوروي گفته بود : بمب 200 هزار دلاري براي چادري كه نيم دلار مي ارزد . بابا ! اين مردم ، ولشون كني از گشنگي مردن چرا بمب هاتون رو خرج مي كنيد ؟! با اين تصاوير خوفناك از شرق ، در حقيقت امتيازاتي كه مي خوان رو از سياسيون مي گيرن كه بتونن براي كوبيدن ما ، خوب پول خرج كنن . خُب اينها تبليغات ظاهري اونها هست . اما تبليغات باطني : اينها خيلي قوي در مورد حضرت مهدي (عج) تحقيق كردن . آقا ! يكي از دكترهاي وزارت امور خارجه ( الان اسمشون رو نمي يارم ، چون ممكنه تبليغات بشه ) مي فرمود : در پنتاگون پرونده اي هست تحت عنوان مهدي بن حسن عسگري (عج) ، تاريخ تولد : فلان ، محل تولد : فلان و . . . الان كجاست ؟ نمي دانيم . اين پرونده كاملِ كامله ، فقط عكس نداره . هرچي راجع به امام زمان (عج) در هر كتاب شيعه و در هر كتاب اهل سنت ، در هر نسخه از هر كتابي ، از هر مكتبي ، هر چيزي وجود داره ، در اين پرونده جمع شده . پروندة خيلي قطوري هست . جدي گرفتن . سرخودشون رو شيره نمي مالن . موضوع رو خيلي جدي گرفتن . با اين نگاه جدي غرب به مسئله مهدويت و انتظار ، در بحث معرفت انتظار بايد اعتراف كنيم نگاه ما به امام زمان (عج) ، بسيار شوخي است ! بسيار شوخي . خوشحالي متوليان ما از چراغاني خيابانها ، نشون دهنده اينه كه نگاه ما به مهدويت خيلي شوخيه . آيا انتظار و معرفت انتظار ، فقط در چراغاني كردنه ؟ آيا نبايد يه شب ميلاد تصميم بگيريم 4 تا بورشور در مورد امام زمان (عج) ، براي دبيرستان ها و دانشگاه هامون چاپ كنيم ؟ اين بحث هايي كه ما الان داريم مي كنيم مگه چقدر بُرد داره ؟ قسمت اعظم مملكت ما الان توي دبيرستانها هستن . كي براي اونها حرف مي زنه ؟ آيا اين فرهنگي كه از غرب داره القاء مي شه بيشتر از هر چيز مقابله نمي خواد ؟ مقابله لازم نداره ؟ مقابله با دشمن : مقابله تصويري ، مقابله گفتاري و مقابله نوشتاري . بايد اين كار انجام بشه . اين كارهايي كه داره انجام مي شه ، بسيار محدوده . مي گن : آقا ! 200 تا سمينار داريم . خيلي خُب ، ما كه با همديگه دعوا نداريم ،‌ يه ميكروفن بردار با يه دوربين ، پشت سر من بيا ، توي هر خيابون شيراز كه تو بگي مي ريم ، از 100 نفر اول سؤال كن ، اگه يكي شون از اين سمينار شما خبر داشتن ؟ 5 تا خيابون مي ريم تا يكي پيدا بشه . وقتي يك پونصدم شيراز كه جزء 4 تا شهر اول مملكت هست ، خبر ندارن ، تو توقع داري بقيه خبر داشته باشن ؟ اما اين سي دي ها و فيلم هاي اونها ، توي تمام روستاهاي ما پخشه . اين يعني ضعف فرهنگي در معرفت انتظار . تبليغ خيلي مهمه . ما واقعاً به اين تبليغ نياز داريم ، خيلي بايد كار كنيم ، هرچي فكر مي كنم ، مي بينم ما هم و غم اصلي مون امام زمان (عج) نيست ، امام زماني (عج) كه ما داريم ترويج مي كنيم ، امام زماني هست كه فقط قراره شفا بده ، امام زماني هست كه قراره مرحم درد ما باشه ، نه امام زماني كه قراره حكومت كنه . ما براي حكومت امام زمان (عج) آماده نمي شيم . ما براي نگاه كردن به جمال آقا ، آماده مي شيم ! مثل خيلي از اهل بيت (س) كه متأسفانه ما دنبال جمال اونها هستيم ، نه جلال شون ! با ديدن جمال ، ما نمي تونيم كاري بكنيم . بعد مي بينيم كتبي كه در امام شناسي ما ، نوشته و چاپ مي شه ، اينها خيلي هاشون براي ما ، حرفي براي گفتن ندارن . به نام امام زمان (عج) ، ميليون ها تومن داره خرج مي شه ، من قم كه رفتم ، به متوليان اين قضيه اعتراض كردم ، گفتم : چرا جلوي اينها رو نمي گيرين ؟! شما كه مي دونيد دارن چه بلايي به سر اين مملكت مي يارن . گفتن : آقا ! اگه جلوشون رو بگيريم تبليغ مي شه . مجبوريم بذاريم كارشون رو بكنن تا ببينيم يواش يواش چي مي شه ؟! الان شب ميلاد امام زمان (عج) من باز هم دارم مي گم ، اصلاً اهل اسم آوردن و اين حرفها هم نيستم ، ولي اين مجله خورشيد مكه داره امام زمانِ ما رو بيچاره مي كنه . من توي روستاها هم تبليغاتش رو مي بينم . حتي يك جلد از اين مجله نيست كه تحريفات رو به خورد بشر نده و مردم رو از حقيقت انتظار غافل نكنه و به سمت خواب و رؤيا و شفا و اين چرت و پرت ها نبره . توي همين جلد آخرش دست خط امام زمان (عج) رو براي ما چاپ كردن !! ما دست خط امام زمان (عج) رو مي خوايم چه كار ؟ اين فرهنگ ما هست ! و چقدر بودجه پشت سر اينها هست ! من نمي دونم . از كجا اين بودجه مي ياد ؟ نمي دونم . كتابها و منابري كه به نام امام زمان (عج) هست و فقط تو رو به اين سمت مي بره كه بايد براي دردهاي آقا (عج) گريه كني و كاري نكني ، بزرگترين مانع براي معرفت انتظار هست . فقط گريه . آقا ! ولمون كن ! چقدر گريه مي كني ؟ نيرويي بار بيار ، كه بتونه دردي از دردهاي امام زمان (عج) رو كم كنه . به اين جمله دقت كنيد . همه دقت كنن ،‌ مخصوصاً بچه هيأتي ها : “ علي (ع) را در غربت گذاشتيم ، حسين (ع) را در غربت گذاشتيم ، امام زمان (عج) را غريب نگذاريد ، علي (ع) را دو درد بود ، دردي كه از ضربت شمشير ابن ملجم بر فرقش خورد و بخاطر اين درد فرياد شادي برآورد : “ فزت و رب الكعبه ” اين يك درد علي (ع)‌و درد دوم ، دردي كه علي (ع) حدود 30 سال براي آن درد ، در چاه ناله كرد و گريه كرد و ما شيعيان از اين درد خبر هم نداريم . براي دردي كه علي (ع) به آن خنديد خودمون رو كشتيم . حسين (ع) را دو درد بود ، دردي كه روز عاشورا سرش از تن بريده شد و زينبش فرمود : “ وَ ما رَأيتُ الا جميلا ” و خود فرمود در حالي به سمت شهادت مي روم كه از خوشحالي پرواز مي كنم ، بر اين درد خودمان را كشتيم ، و قمه بر سر خودمان زديم و درد ديگر اين كه من آمدم براي احياي معروف و نهي از منكر و بر اين درد ، ( درد فراموشي دين ) شهيد شدم و اين درد رو ما اصلاً نمي شناسيم . و امام زمان (عج) را دو درد است ، 1ـ درد غيبت ، نه براي شفاي من و تو ، نه براي پولدار شدن من و تو ،‌ نه براي رسيدن پسران ما ، به دختران دلخواهشان ، نه براي خوب شدن رماتيسم پاي مادر بزرگم ، و نه براي شفاي سرطان عمه و خاله ام . و 2 ـ درد دين و اين دردي است كه من و تو نمي شناسيم و متأسفانه بلندگوها ، نوشته ها و تصاوير دارن ما رو سوق مي دن به سمتي كه درد امام زمان (عج) رو فراموش كنيم و امام زماني كه خودش نيازمند اين هست كه بر دردهاش مرحمي بذاريم رو به عنوان مرحم دردهاي جسمي و حاجات دنيايي خودمون فرض كنيم و اين امام زمان (عج) نمي ياد . ناله بر فرق علي (ع) به جا هست ، كاملاً . شيعه بدون اشك و ناله جواب نمي گيره . ناله بر عاشورا به جاست ، اما دردهاي علي (ع) مالِ چاهه ، اون ناله مال عشق خودته ، از چاه چه خبر ؟! از چاه چه خبر ؟! به جاي قربون صدقه رفتن براي چشم و ابروي امام خودت كه در عالم عشق ، بايد اون كار رو انجام بدي ، ( در عالم مجاز ) در عالم حقيقت دردهاي امامت رو التيام ببخش . كمك كن . علم داشته باش . پيشرفت كن . جهاد رو جدي بگير ، جنگ امروز رو جدي بگير . در بحث جهاد مقاومت گفتم : اگه توي تمام كشور ، فقط همين جمع كانون به اندازه صهيونيست ها عقيده ،‌ اعتقاد ، پشتكار و جسارت داشت ، ما الان تمام جهان رو گرفته بوديم . چقدر اين صهيونيست ها به عقيده شون ايمان دارن ! اونها وقتي شروع كردن ، خيلي از اين جمع كمتر بودن . حاضر باشه از عاطفه اش بگذره براي دين ، از عشق بگذره براي دين ، از خورد و خوراك بگذره ، از مقام بگذره و از هوس بگذره براي دين . فكر بزرگ شيعي خودش رو معطوف به يك پسرك و يا دخترك نكنه ! عشق مجازي مسخره اي رو كه توي شرق باب كردن ، نذاره اين قدر تمام وجودش رو به زمين بزنه . جهاني نگاه كنه ،‌ جهاني ببينه ، اطرافش رو ببينه ، اگر خور و خواب و خوراكش ميزون بود ، احساس رضايت و خشنودي نكنه . مگه امام زمان (عج) كه مي گيم اينقدر درد داره ، سه وعده غذاش سر جاش نيست يا جاي خواب نداره ؟ اين دردهاي امام زمان (عج) مال چيه ؟ مال نگاه جهاني امام زمان (عج) هست و شيعه بايد در معرفت انتظار ، نگاهش مثل امام زمان (عج) ، جهاني باشه . يعني اگه روزي در شيراز ، هيچ گرسنه اي ، هيچ عاطفه نديده اي ، هيچ فقير و يتيمي ، هيچ بدبختي ، هيچ بي ديني نبود ، تازه بگه اصفهان چه خبر ؟ جهان رو نگاه كنه . نه كه تا محيط خانواده دو نفره اش جمع و جور شد ، بگه آخي ! راحت ديگه ، ما به عشق مون رسيديم . بابا ! پس كو امام زمان (عج) ؟! كجا رفت ؟! اين مي شه اقتدا به امام زمان (عج) . اين مي شه معرفت انتظار . و بعد : ترويج نام امام زمان (عج) . اون چيزي كه به زبون مي ياد ، در رفتار خيلي تأثير مي ذاره . فرمودند اسامي بچه هاتون رو ، از اسامي ما انتخاب كنيد . امشب اخبار مي گفت : يك ميليون و سيصد و چهل هزار اسم مهدي در جامعه ما ، در ثبت احوال وجود داره . خُب اين خيلي خوبه ، من فكر نمي كردم به اين حد باشه . چون اگه حساب كنيم 14 معصوم با القاب شون ، جمعيتي غريب به 30 ، تا 40 ميليون نفر از خواهر و برادر ، نام معصوم (ع) رو به روي خودشون دارن و اين خيلي خوبه و جاي اميدواري هست . اما يادت باشه ، چه تويي كه پدر و مادري و چه تويي كه پدر و مادر مي شي ، نام اهل بيت (س) وقتي در خونه برده مي شه ، يك بار كه مي گي حسين ( اين حا و سين و ياء و نون ) در محيط معنوي خونة تو تأثير مي ذاره ! نام مهدي (عج) همين طور و . . . مثل صدا و سيما نباشه كه توي فيلمهاش هرچي سپور و بقال و چقال و قصابه اسمشون حسين و علي و محمده و هرچي آدم كه سرش به تنش مي ارزه ، اسمش كامبيز و كيومرث و . . . هست . اين القائات رو قبول نكنيد . اسامي معصومين (ع) رو انتخاب كنيد . يا بعضي از بچه ها مي گن : خُب آقا فلان اسم رو براي ما انتخاب كردن ، ما چه كار كنيم ؟ خُب عوض كنيد . به پدر و مادر بگو : مادر ! پدر ! از اين به بعد به من بگيد : مهدي ! بگيد محمد ، بگيد جعفر ، بگيد رضا ، بگيد فاطمه ، بگيد زهرا ، بگيد نرگس ، بگيد نجمه . مگه عاشق امام رضا (ع) نيستيم ؟ چرا از مادر امام رضا (ع) توي خونه مون اسم نداريم ؟ مگه عاشق امام زمان (عج) نيستي ؟ چرا نام مادر امام زمان (عج) رو انتخاب نمي كنيد ؟! اين چيزهايي هست كه مي شه عوض كرد . زمان جنگ ، بچه ها تا مي يومدن جبهه ، اسمها رو عوض مي كردن . اونهايي كه اسم هخامنشي داشتن ، تبديل مي كردن به اسم بني هاشمي ! مثلاً طرف اسمش داريوش بود ، ( خدا رحمت كند شهيد داريوش شيباني رو ) صداش مي كرديم : علي شيباني . به شهيد كورش شيباني مي گفتيم : محمد شيباني و . . . نام امام زمان (عج) رو انتخاب كنيد . چه در فعلي ها ، چه در بعدي ها و سعي كنيد ديگه مهدي ها ، آدمهاي بي فرهنگ نباشن . مي گه : آقا ! ما توي قصرالدشت زندگي مي كنيم ، بذاريم فاطمه ؟! خاك بر سرت كنن . اين جمله اي رو كه مي گم يكي از بچه هاي ثبت احوال مي گفت . تعريف مي كرد ، يه خانمي اومد ، سي و هفت ، هشت سال سنش بود ، يه جوري اومد داخل ، انگار دختر 13 ، 14 ساله داره مي ياد ! گفت : آقا ! اسم منو عوض كنيد . گفتم : ببخشيد ، اسم شما چيه ؟ گفت : فاطمه ! گفتم : چي بزارم ؟ گفت : نازي !! مي خنديد ؟ بايد اشك بريزيد ! بدبختِ بيچاره ! فاطمه رو عوض كنه ، بذاره نازي ؟! اين القاي فرهنگه . القاي فرهنگ ! نام اهل بيت (س) و امام زمان (عج) در خانه ها زياد باشه . هديه ، صدقه ، كمك ، كمك به مردم ، براي التيام دردهاي امام زمان (عج) ، هر يك سري كه گرسنه بر زمين نگذاره ، امام زمان (عج) يه مقدار از دردهاش كمتر مي شه . هر انساني كه كمتر بخوره و با ديگران بخوره ، از دردهاي امام زمان (عج) كم مي شه . و بعد : استفاده از هنر موسيقي و تئاتر ، داستان ، فيلم در تبليغ . يكي از چيزهايي كه اين روزها توي خونه هاي شما زياد خونده مي شه چيه ؟ حضرت عباسي ! راستش رو بگيد . برادرها و خواهرها چي رو با خودتون زمزمه مي كنيد ؟ اين شعرهاي مداحي و نوحه رو كه براي خودتون مي خونيد ، اين ها رو بلند تر بخونيد ، راه بندازيد ، كار كنيد ، بذاريد زمزمه كودكان ما ، زمزمه بچه كوچيك هاي ما اين چيزها باشه . كنار بچه پنج ساله ات بشين ، بهش بگو : اين شعره رو بلدي ؟ بيا گوش بده ، ياد بگير . بعد بگو : باريك الله ! صد تومن هم بهش بده . اينها رو راه بندازيد ، داشته باشيد . ما در حد خودمون داريم كار مي كنيم ، شما هم بايد كار كنيد . موسيقي ، هنر ، فيلم ، داستان ، فيلم نامه ،‌ يه تجربه عاطفي خوب با آقا (عج) داري ، چرا اينها رو نمي نويسي ؟ مي گه : آقا من قلمم خوب نيست ، متن ادبي نمي تونم بنويسم . خُب تو بنويس . بعد بده به يه نفر ويرايشش كنه . اين همه نويسنده داريم . خيلي وقتها تو اگه بخواي در كلاس دبيرستان و دانشگاهت صحبت كني ، نه مي توني و نه اون قبول مي كنه ، اما اگه يه داستان قشنگ بنويسي و به رفيقت بدي و بگي اين رو شب تو خونه بخون ، بعداً نظرت رو به من بده ، مي توني تأثير خوبي روش بذاري . چه اشكالي داره ؟ نمي خواد از كانون كتاب بخري و بهش بدي ، خودت داستان بنويس ، بهش بگو بخون ، نظرت رو بده ، بگو : به نظر تو من به درد نويسندگي مي خورم ؟ چرا چيزهاي قشنگت رو توي دفترهات قايم مي كني ؟ مي ترسي بفهمن مذهبي هستي ؟ مي ترسي بفهمن كه تو امام زمان (عج) رو دوست داري ؟ بده بخونن ، بگو نظر شما چيه ؟ خجالت هم نداره . بنويس ، توي پاكت بذار بگو : داداش من ! خواهر من ! شب رفتي خونه اين رو بخون ، صبح سركلاس نظرت رو به من بده . و همچنين دنياي بسيار مغفول اينترنت . كه واقعاً الان در جهان همه دارن مي گن كه مهمترين ابزار تبليغاتي اينترنت هست و ما در اين دنيا واقعاً عقب مونديم . از 6 ميليارد صفحه ، اينترنت ، متأسفانه 3 و خورده اي ، ميليارد مربوط به مسائل جنسي هست . ( اين كه دارم مي گم آمار 6 ماه پيش هست ، تا الان نمي دونم چقدر شده ) 6 ميليارد مي دوني يعني چي ؟ اگه شما هر صفحه اينترنت رو يك برگA4 در نظر بگيري ، اگه اين 6 ميليارد صفحه رو كنار هم بذاري ، از اينجا تا كره ماه ، بايد بيست دور بري و برگردي ، از اين 6 ميليارد صفحه دقيقاً نمي دونم 2000 صفحه يا 1000 صفحه در مورد امام زمان (عج) هست . بابا ! بشر به اين منجي نياز داره . اين حرفي كه دارم مي زنم فقط براي مسؤولين نيست . براي شماها هم هست . آقا ! ما بايد يه پايگاهي داشته باشيم حضرت مهدي (عج) رو به صد زبان ، به جهان معرفي كنيم . به اون بودايي بگيم : اوني كه تو داري از منجي مي گي همين “ و نريد انمن علي الذين استضعفوا في الارض ” ما هست . اين هم متن به زبان خودت . نبايد منتظر مسؤولين بشينيم . بايد مهدي (عج) رو به صد زبان معرفي كنيم . و اما استفاده از امام (عج) در عصر غيبت : اين روايت رو خوب دقت كنيد ، من تشكر مي كنم به خاطر سكوت تون . گرچه فكر مي كنم خواهرها كه اين قدر ساكتن ، شايد خوابن ، آره ، وگرنه خواهرها رو تا اين حد ساكت نديدم !! چون اين روايت خيلي جالبه ، قبلش بايد يه چيزي بگم . يه شب اوايلي كه اومده بوديم شيراز ، شايد مثلاً 3 ، 4 ماه مي شد كه اومده بوديم ، دانشگاه ، توي خوابگاه بودم . يه مجلسي بود كه ماه رمضون ، نيمه شبها برگزار مي شد ، سن و سال ها خيلي بالا بود . بعضي از شبها هم ما رو دعوت مي كردن ، با 10 ، 15 نفر از بچه هاي خوابگاه ، مي رفتيم اونجا عاشورايي مي خونديم ، مداحي مي كرديم و . . . يه شب يكي از اون بچه هايي كه با ما مي يومد ، خيلي خسته بود ، اومد و خلاصه ما شروع كرديم به خوندن ، اين بنده خدا بغل دست ما قشنگ خوابيد ! منم همين جور مي خوندم ، خيلي نرم و لطيف . تا بعد وسط هاي دعاي ابوحمزه من خسته شده بودم يه بنده خدايي بود كه اغلب دعاها رو اون مي خوند ، صداي زياد جالبي هم نداشت ، گوش هاش هم نمي شنيد ، ( سن بالايي داشت ) خيلي بلند مي خوند . ميكروفن رو داديم به اون . به محض اينكه گفت : “ اللهُّمَّ و . . . ” اين دوست ما از خواب پريد !! گفت : مرگ ! حالا من جلوي اين رو گرفتم ، بابا ! ساكت ، وسط دعا ! اِه! گفت : مگه نمي بيني ؟ آقا ! نصف شبي داد مي زنه ، مردم خوابن ! مگه آروم مي شد ؟ با بدبختي ما اين رو آرومش كرديم . مي گفت : نه ، من بايد اين رو بزنم . گفتم : بشين بابا ! اين زدن نداره و . . . اما روايت : “وَجْهُ الْاِنْتِفاعِ بي في غَيْبَتي ، فَكَالْاِنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ اِذا غَيَّبَتها عَنِ الْاَبْصارِ السَّحابُ . ” شيعيان من ! شما كه دنبال من مي گرديد ! نحوه نفع بردن شما از من در ايام غيبت ، مانند نفع گرفتن از خورشيدي است كه در پشت ابرها پنهان شده است . نورش مي رسه . ويتامين هاي نور مي رسه ، اشعه مي رسه ، عمل فتوسنتز انجام مي شه ، جلوي ما روشنه ، فقط خود خورشيد رو نمي بينيم . مي گه در زمان غيبت ، منِ امام زمان (عج) ، براي شما ، مانند خورشيد هستم كه از پشت ابر همه چيزم داره به شما مي رسه ، شماها فقط من رو نمي بينيد ، آيا واقعاً انصافه كه شما اين قدر من رو غائب بدونيد ؟ ديگه چي مي خوايد ؟ اگه امشب به اين مجلس اومدي ، منِ امام زمان (عج) آوردمت . اگه چشمات مي بينه من دعا كردم . اگه توي خيابون ماشين بهت نزد ، من دعا كردم . اگه سالمي ، من دعا كردم ، اگه مريضي من صلاح دونستم . اگه فقيري من اين رو خواستم . اگه غني هستي ، من بهت دادم . من نماينده خدا در زمينم . تو مي گي من غائبم ؟ تو نمي بيني . اين ابرها هم از خودته . اين ابرها از من نيست . خيلي از چيزها دليلش خودمون هستيم . يه بنده خدايي كه در نجف چشم بازي داشت از قبرستان برمي گشت ، بعد چند تا از طلاب اين رو ديدن گفتن : آقا ! چه خبر ؟ كجا بودي ؟ گفت : قبرستان . گفتن : چه خبر ؟ گفت : والله ! از اين خبرهايي كه شما منتظرش هستين ، من ندارم . گفتن : از همون چيزهايي كه خودت ديدي بگو . گفت : هيچي ، نشستم بالاي سر يه قبر خالي ، هرچي نگاه كردم ، نه ماري ، نه عقربي ، نه موري ، نه آتيشي ، نه دردي ، هيچي نديدم . به قبر گفتم : خبري نيست انگار ؟ قبر زبان در آورد ، گفت : داداش ! ما از اين چيزها نداريم . اينها مال خودتونه . هرچي هست مال خودمونه . ابرهام مال خودمونه . يه كم خودتون رو جمع كنيد . ديدن آقا (عج) با اشك تنها نمي شه . با داد و فرياد نمي شه بايد كار كنيد . يه شب ياد مرگ بودم . ( مي گم يه شب ، هر شب ياد مرگ هستم ، اين يه شب خطري بود ! ) بعد با خودم فكر كردم ، چه خاكي به سرم بريزم ؟ گفتم : بشينم قرآن بخونم ؟ ديدم فايده اي نداره ، صحيفه سجاديه بخونم ؟ فايده اي نداره . دعا بخونم ؟ فايده نداره . گفتم : پاشم نماز بخونم ؟ ديدم فايده نداره . خدايا ! چه كار كنم ؟! چرا فايده نداره ؟ چون فردا مي سوزه ، تموم مي شه مي ره . آدم يه ريا مي كنه ، همه اش آتيش مي گيره . خدايا ! چيكار كنم ؟ خيلي فكر كردم ببينم چه كار كنم كه من راضي ، امامم راضي ، خدام هم راضي باشه . يقيني ! خيلي از كارها يقينيه . نماز شب مي خوني همه راضي هستن . بعضي كارها يقينيه . گفتم : چه كار كنم كه هم خودم ،‌ هم امامم و هم خدام راضي باشيم . ديدم هيچ راهي نمونده غير از خدمت به خلق . هر كس از طريق خودش به مردم خدمت كنه . دستگيري كنيد . دستگيري هم فقط مالي نيست . اينكه مشكل كسي رو حل كني . 4 تا كلمه ياد بگيري بري به يه كسي ياد بدي . همكلاسيت رو راه بندازي و . . . اين بابا ! تا در بند شهواتش اسيره ، مامان و باباش فكر مي كنن با كلاس كنكور درس خون مي شه ! اين ، در بند شهوات اسيره . درس خون هم نمي شه . پسرم ! كجا مي ري ؟ مي خواي بري مجلس ؟ كنكوري هستي ، بشين امشب درست رو بخون . خيلي خُب . بابا ! اين طوري درس خون نمي شه . كمك كنم ، حرف بزنم ، ياد بگيرم ، مطالعه كنم ، براي مردم كار كنم ، براي مردم خدمت كنم . سلام مي كنن ، جواب سلام رو با لبخند بدم . تا آروم بشه . عليك سلام ! ديدم تنها چيزي كه مي مونه و تنها چيزي كه به درد مي خوره ، همينه . اگه مي خواي شب نيمه شعبان به امامت عيدي بدي و اين ابرها و سحاب پر از دود رو كنار بزني ، دو تا كار بايد انجام بدي ، 1 ـ خودت رو جمع كني . سر بسته ! 2 ـ خدمت به خلق كني . خيلي چيزها هست كه الان متأسفانه توي جامعه داره باب مي شه و اينها همه اش پرده است و ابره . تمام سؤالاتي كه از من داري ، از خودت بپرس و امام زمانت رو در كنارت ببين . مي گه : آقا ! من قيافه ام اين جوري خوبه ؟ ـ چرا از من مي پرسي ؟ اگه امام زمانت الان كنارت باشه اينجوري جلوي امام زمان (عج) مي ياي ؟ اگه جلوي امام زمان همين جوري اومدي ، آره خوبه . يا اينكه مي گه : آقا !من اين حرف رو بزنم خوبه ؟ ـ نمي دونم از من چرا مي پرسي ؟ مي گه : آقا ! غيبت شد يا نه ؟ ـ چرا از من مي پرسي ؟ مگه امام زمان (عج) نمي گه من مثل خورشيد پشت ابر هستم . امام زمان (عج) نشسته ، اين حرفه رو جلوي امام زمان (عج) هم مي زني ؟ بزن . آقا ! نگاه كنم خوبه ؟ ـ امام زمانت باشه نگاه مي كني ؟ بكن . آقا ! اين رابطه اشكالي داره ؟ ـ نمي دونم . از من سؤال نكن . از خودت و امامت . خود و امام ، قاضيِ كاملاً محكمه پسنديه . هر حكمي داد بيرون ، حله . ببين اون وقت چقدر خودت رو جمع مي كني ؟ اين مي شه معني خود را جمع كردن . تصميم بگيريم ! وگرنه اين آمدن ها و رفتن ها فقط براي شما ثواب داره . و ثواب هم خيلي خوبه ، اما از علاج درد امام (عج) خبري نيست . مي گه : آقا ! خدا مي بخشه ، ارحم الراحمينه . مي دونم اما درد امام (عج) رو چيكار مي كني ؟ امام زمانت از كار تو دلش به درد اومده . چه كار به خدا و ارحم الراحميني خدا داري ؟ دل امام زمان (عج) رو سوزوندي ! اين چيزي هست كه بايد بهش متعهد باشيم . با تعهدت ، با عفافت ، با حجابت ، با جهادت ، با علمت سعي كن ميون اين همه خلايق ، جزء كساني باشي كه هر وقت مهدي (عج) ياد تو افتاد ، صورتش آرام به لبخند باز بشه و بگه : خدا حفظش كنه ! همين ! يه بار اگه اين طوري بشه ، چه اشكالي داره ؟! چه كار به كار مردم داري ؟ من حاضرم همه مردم به من فحش بدن اما امام زمان (عج) بگه خدا حفظت كنه . دنياي امروز ما ، دنيايي است كه ابوذر مي طلبد . ابوذر ! گرچه ابوذرهاي امروز ما تغيير كردن . يه بيت شعر مي گم كه البته درصد خيلي پائيني معنيش رو مي فهمن چون كنايه داره ، اونهايي كه با شعر و ادبيات سر و كار دارن مي فهمن . يه طنز كنايه اي هست . ابوذرهاي امروز ما تغيير كردن . “ همسايه ، چشمِ بد نرسد ، صاحب زر است چون صاحب زر است ، يقيناً ابوذر است ”