بسم الله الرحمن الرحيم جهاد علمي مي فرمايند كه : اي كساني كه ايمان آورده ايد استجابت كنيد ، دعوت خداوند و رسول خدا رو ، وقتي شما رو دعوت مي كنند وقتي شما را صدا مي زنند براي اينكه شما رو زنده بدارند از اين آيه شريفه ما اين الطفات و توجه رو به دست مي آوريم كه دين و اخلاق يكي از نقش هايش زنده كردن است وجود انسانها بدون معنويت يك وجود مرده است واين نياز به معنويت الان در جوامعي كه حالا ما تحت عنوان جوامع غربي يا سكولار ، يا جوامع بدون خدا مي شناسيم ، حتي در اين جوامع هم الان احساس نياز به معنويت كاملاً مشخصِ در جوامعي كه الان فرياد سكولاريزم مي زنند و بي ديني رو در حقيقت مي خواهند ترويج بدهند ، اونجا هم اين جوري كه ما داريم نقل مي كنيم مي يان بگن كه دين از سياست جداست و سكولاريزم اصلاً به اين معنا نيست حالا ممكنِ يك حكومتي مثل تركيه خيلي افراطي برخورد كنه و اين معناي سكولاريزم رو بد برداشت كنه ، به غرض البته ، اما معناي سكولاريزم جدا بودن دين از سياست نيست و دين اصلاً به درد انسانيت و حكومت و دولت نمي خوره ، سكولاريزم در ريشه و پايه معناش جدا بودن نهادهاي ديني از نهادهاي سياسي است . يعني مثلاً روحانيت نبايد حكومت كنه ، چون نهاد روحانيت يه نهاد ديني است ، و نهاد حكومتي يه نهاد سياسيه ، مي گه كه مثلاً ابزار ديني نبايد در حكومت دخيل باشه ، مثلاً اونا نمي گن كه مثلاً دين دخالتي نداشته باشه ، چرا ؟ خيلي از قوانين كشورهايي كه سكولار هستند بر مبناي دينشون گفته شده قانون اساسي شون خوبي و بدي ، شر و خير رو دين تعيين مي كنه و بر طبق همينِ كه قوانين يك نظام شكل مي گيره ، پس حتي اونها هم نمي توانند كه تأثير معنويت رو بر انسانيت در حكومت ، در دولت ، در دنيا به طول كلي مخفي كنند . در كل نمي تونند . خُب پس دين احياگر وجود انسان است زنده مي كنه انسان رو بحث ما اين نيست ، بحث ما اينه كه حالا كه دين احياگره و آية شريفة قرآن دلالت بر اين مطلب داره كه اين دين است كه شما رو زنده مي كنه آيا ما هم احياگر دين مي تونيم باشيم يا نه ؟ آيا دين نياز به ما داره كه دين رو احيا كنيم ، زنده كنيم ، فعال كنيم ، پياده كنيم ، يا نه بعضي از علما بر طبق فرمايش شهيد مطهري در كتاب ارزشمندشون ده گفتار ميفرمايند كه برخي معتقدند كه نه آيه قرآن دلالت داره بر اينكه نه به هيچ وجوه ما نقش احياگري براي دين نمي تونيم باز كنيم ، دين خودش براي خودش احياگرِ . آخه دين ما رو احياء‌مي كنه ، خداست كه ما رو احياي مي كنه ما چي كاره ايم كه بريم دين خدا رو احيا كنيم ؟ اين تفكر يه تفكر جامدي هست ، كه شهيد مطهري هم نقد مي فرمايند اينطوري كه تفكر رو قبول ندارند مي گن اين طوري نيست اين تفسير يه تفسير غلطي از آيه قرآن است . آيه قرآن يه قسمت از قضيه رو گفته كه دين احياگر ماست ، اما نگفته كه ما در مقابل دين نقش احيا نداريم ، فقط فرقش اينه كه ما نگفتيم احياء دين ، يعني ما نگفتيم كه دين اسلام ديگه آقا دِمده شده ، تعطيلش كنيد ، يه دين ديگه بياريد ، مثلاً 00000 يه دونه ديگه بياريد يه اسم ديگه بذاريد روش ، بهائيت ، وهابيت ، يه دين ديگه بياريم ، حالا وهابيت كه اسالم يه دين ديگه ما اين رو نگفتيم ، ما گفتيم دين اسلام رو همون دين رو اصيلش رو كشف كنيد و احيا كنيم . به اين مي گن احياء تفكر ديني ، نه احياء دين ، اين مقدمه رو كه عرض كردم خدمتتون براي مطلبي كه امشب مي خوام خدمتتون بگم براي اينه كه بعد از اين مدت كه سه روز و سه شب در انزوا ، اعتكاف يعني انزوا ديگه ، معتكف يعني كسي كه از دنيا بريده و دور شده بعد از اينكه سه روز و سه شب بريديد از دنيا و دور شديد حالا اومديد تو دنيا ، حالا بر طبق سيرهاي عرفاني بخوايم بگيم در سير در درگاه ملكوت و عرش بوديد حالا از حق برگشتيد به خلق ، اومديد ، آماده اي بايد ببينيم چي كار بايد بكني ؟ وظايف زياده يكي از وظايفتون رو من امشب مي خوام بگم كه وظيفه مهمي است . اونهايي كه نشنيدن انشاءالله قول مي دهند خوب بشنوند ، و عمل كنند . اگه الان من به شما بگم كه ماه گرفتگي رخ داده و نماز آيات واجبِ ، واجب فوري هم هست طبيعتاً جلسه تعطيل مي شه و همه صفوف نماز آيات رو مي بنديم و نماز مي خونيم ،‌چرا چون مي گيد واجبه ، در دين ما ، در فرهنگ تشيع ، كلمه وجوب هرجا گفته بشه ما همه كار رو ول مي كنيم و اين واجب روانجام مي ديم . هرجا كلمة حرام گفته مي شه ، ما اگه انجام بديم ناراحتيم و توبه مي كنيم يعني واجب و حرام مشخصِ دليل اينكه چرا به واجبات عمل مي كنيم هم كاملاً مشخص همه اينها به واجبات عمل مي كنند ، اما بعضي چيزها رو گفتند واجبِ ما شنيديدم اما فكر نمي كنيم واجبِ ، مي گيم حالا گفتن ، من جمله اين روايتي كه كاملاً مسلم و مشخصِ و همه نقل كردند و همه هم از بر هستيد ، پيغمبر اكرم (ص) مي فرمايند : ” طلب العلم فريضه علي كلي مسلم ” علم و طلب علم واجب است ، اين كلمة‌ ” كل ” دلالت بر وجود عيني داره ، بر هر كدام از شما و تك تك مسلمين ، اعم از مرد و زن واجب است كه علم طلب كنند . آقا من شغلم مثلاً نيازي به علم نداره ، مي فرمايند ربطي نداره ، طلب علم واجبِ . آقا مگر شما كه شغلت مثلاً مي گم تفسير قرآن مي نويسي خُب ديگه نماز نمي خوني ، آقا گفت مفسر قرآن ديگه نماز يعني همين قران ديگه ، مي گه آقا نماز واجبِ مي گيم علم هم واجبِ ، شما كه از اعتكاف اومديد بيرون ، خوب دقت كنيد ، يكي از موارد وجودي كه اگر اين واجب رو ترك كني يعني حرام مرتكب شدي ، اينه طلب علم واجب است بر هر مسلم ، هر كدام از شما تك تك از كِي تا كِي ؟ ” مِن المهد الي الحد ، از گهواره تا گور اين حديث نبويه ، ز گهواره تا گور دانش بجوي ، ترجمه حديث نبويه ، ” اطلب العلم من المحد الي الْلَحد ” باز ” اُطلب ” امر دلالت بر وجود داره ، آره اگر كه قرينه حساب كنيم در اين جلسه ما مي خوايم وجود علم رو اثبات كنيم ، نه اينكه بگيم بچه هاي درس خوني باشيد ، بچة خوبي باشيد ، پدر و مادرهاتون راضي باشن ، ديگه بچه بازي نيست كه وجودت به عنوان يك مسلمون ، نشستي مي خواي گوش بدي من مي خوام وجود علم رو اثبات كنم ، واجب بودن علم و چه علمي ؟ تا چه حد ؟ و چه طريقي ؟ پس اولين جمله اينه كه واجب است ، مثل اينكه من يه منبر براتون رفتم واجب نماز گفتم آقا قدم اول نماز واجبِ ، همه ديگه مقيد شدن نماز رو ، بايد بخونن ، حالا وقتي همه مقيد شديد يه وجود فراگيري علم يعني اگر يك روزي بگذره و علم در اون روز در علمت پيشرفت نكرده باشي او روز كار حرام مرتكب شدي . ولو يه جمله ، ولو يك كلمه ، حالا كه همه به اين نتيجه رسيديد حالا من فوايدش رو عرض مي كنم . اولين فايده علم كه حالا علم رو قشنگ باز خواهيم كرد كه دقيقاً چه علمي ؟ فعلاً فوايدش رو بگيم ، 1 ـ احساس مسؤوليت شما يه دونه كتاب مي خونيد مي بيني در اين كتاب خوب بعضي وقتها جدي آدم تعجب مي كنه كه چرا اينقدر نسل جوان ما با كتاب بيگانه هستند ، من شايد خيلي مرور دارم رو كتابهاي شهيد مطهري مرور به معناي چند بار خواني كه خُب چند بار خواني ديگه آدم بار سوم چهارم يه نگاه كه مي كنه مطلب جا مي يفته براش ، ا مروز باز ده گفتار ايشون رو يه نگاهي كردم ببينم اين مسئله اگه چيزي باشه تو نظرم برسه انتخاب كنم كه برداشتم بعد اول سخنراني رو كه نگاه كردم ديدم كه نوشته در 19/10/1340 يعني 40 سال پيش بعد كه دقت كردم مخصوصاً يه قسمتي از گفتار فكر كنم هفتم بود كه بحثِ جوانها بود ، تربيت مديران ، مديران چگونه بايد باشند نسبت به جوانها ؟ ديدم كه حقيقتاً امسال بنده كه همين الان در سال 1380 با جوانها سروكار داريم تا معلمين پرورشي و استادهاي دانشگاه و روحانيت ما بلاخص كه مي خوان فعال باشن ، و دبيران و مديران و هر كسي كه با تعليم و تربيت سروكار داره انگار شهيد مطهري سال 1380 صحبت كرده ، 40 سال پيش حرفهايي كه اون زمان زده ، انگار الان بايد يكي بزنه ، ما همين الان اين حرفها رو داريم مي زنيم ، كه مثلاً خطاب مي كنه كه آقا تا كي بايد چوب تكفير تو سر جوونها بزندي و مسخره شون بكنيد و همه جوانها رو لااُبالي و قاصر و شهوت پرست مي دونيد ؟ تا كي اينطوريه ؟ با اين چوب نمي شه اينكه هي بري رو منبر بشيني فحش بدي به جوونها كه بد شدن مردم ، انگار سال 80 داره صحبت مي كنه ، اين مال اين نيست كه حتي منبر ما به كتابهاي ايشون بيگانه بوده ، نخونده 40 سال پيش گفته آقا اين كار رونكنيد ، حتي روحانيت ما هنوز به شهيد مطهري بيگانه اند ، علي رغم اين همه تبليغاتي كه مي شه همين بحث ها جاش خيلي خاليه ، تو كتابهاي دبيرستاني كه مردم و جوونها بفهمند يه آخوند 40 سال پيش چي جوري فكر مي كرده ، 40 سال پيش اون هم تو كدوم برهه ؟ برهه اي كه واقعاً نگاه كردن به جوونها چندش آور بود ، دبيرستان هاي مختلط ، ميكده ها ، خيابونهاي پر از فساد ، يك وضعيتي كه اصلاً با الان قابل مقايسه نيست . چقدر يه روحاني روشن ، بصير . خُب حالا خيلي زشته مثلاً آمار بگيرن بگن آقايون 10 گفتار شهيد مطهري رو كي خونده ؟ برادرها و خواهرها حالا مثلاً 10 نفر تو اين همه جمعيت دستشون رو بالا مي كنند . پس چه ادعايي داريم ما ؟ ما چه عملي به رفتار علوي ؟ كو عمل بابا 40 سال پيش گفته تيراژ هم شده همه دارن تمام كتابخونه هاي مساجد ما دارن يك ريال هم نمي خواد پول خرج كنيد ، يه سري زديد حداقل كتابهاش رو برداريد تو فهرستش يه نگاهي بكنيد ؟ خُب بچه دبيرستاني هايي كه به من زنگ مي زنند من معمولاً جواب نمي دم و مي گم مراجعه ك نيد به اين كتابها ، آقا چرا خدا ماها رو سياه و سفيد آفريد اينرو كه شهيد مطهري سال 1342 جواب داده ، برو نگاه كن ،‌تو كتاب اونقدر روونه ، تا مي گي مي گن سختِ كتابها ، كجاش سخته ؟ گوش بديد ، بخوندي ببينيد چقدر روونه بله تو همين 10 گفتار ،‌دو تا بحث فلسفي هم داره ، اون دو تا رو اگه نمي توني بفهمي نخون ، بقيه اش رو بخون ، به فهرست نگاه كن ، حتي تيتر مشخصِ چقدر بحث ساده است ، اين همين جلمه تيتر چرا خداوند انسانها رو روسياه و سفيد آفريد اين تيتر يكي از بحث هاشِ . خُب وقتي شما اين كتاب رو مي خونيد فرض مي كنيم كتاب عدل الهي رو خونديد مواجه مي شيد با يك سري جوابها براي پرسشهايي كه تو كلاسِ ، تو دانشگاه مي بيني داره موج مي زنه و تا حالا همين جوري ساكت بودي وقتي اين علم رو پيدا كني زنگ تفريح اين ور ، اون ور مي مي شيني و اونايي كه اين سؤالها رو مي كنند جوابشون رو مي دي . علم احساس مسؤوليت مي ياره ،‌بلدي ، دوست داري بگي ، اين علم احساس رو به تو دست مي ده و يواش يواش مي بيني كه مي توني خيلي شبهات بزرگ رو هم حل كني ، دومين فايدة علم احساس برتري و شخصيت انساني كه عالمِ اين انسان خودش رو بالا مي بينه با مسائل پيش پا افتاده كوچك نمي شه ، براي 10 هزار تومن خودش رو خراب نمي كنه ، اين انسان براي خودش احساس شخصيت مي كنه ، در جاهايي كه شخصيت انسانيش لگد مي شه .شركت نمي كنه ، شما بريد مثلاً‌فرض مي كنيم ، ايران مثلاً تو وقت اضافه ، تو آخرين دقيقه مثلاً با يه بدبختي يك بر يك 0000000 برده اين ملتي كه ريختن تو خيابون دارن مي زنند و مي رقصند بريد به اينها بگيد چند درصدشون علم دارن ؟ يه مشت بچه تنبل هاي كلاسها و بچه فلان دبيرستان ها و … بريد ببينيد چند درصدشون دانشجو هستند ، چرا اون نمي ياد ؟ دانشجو براي اينكه علم شخصيت و وقار مي ياره ، دانشجويي هم الان منبري نيستا ،اما عنوان وقار مي ياره ، براي خودش كسر شأن مي دونه . اما الان رو نمي دونم شايد الان ، قاعده اين طوريه ، حالا دانشجو حالا فوق ليسانس ، كارشناسي ارشد هنوز عيدِ وقار دارن ، دانشجوهاي خودمون هم خيلي ، اينطوري نيست ، دانشگاهي احساس شخصيت مي كنه ، براي خودش اگر تو احساس شخصيت نمي كني و سبك مي شي وقتي مي ري دانشگاه بعضاً براي اينكه كسي بهش نگفته اگر بدونه قدر و مرتبه خودش رو يه حوزوي ، يه دانشگاهي ، بدونه اين احساس شخصيت مي كنه ، اين علم باعث مي شه شما وقار خودت رو حفظ كني . حرف زدنت فرق مي كنه ، صحبت كردنت فرق مي كنه ، راه رفتنت فرق مي كنه . شخصيت مي ياري ، سبك بازي انجام نمي دي ، تو كلاس ها اگر دقت كنيد هيچ وقت شاگرد اول ، دوم ،‌سوم ، اهل جُك گفتن و تيكه انداختن و معلم خراب كردن نيستن ، بي سوادها و تنبل ها اين تيپي هستن ، تيكه مي ندازن ، معلم رو خراب مي كنند ، كلاس رو مي ريزه به هم ، براش هم فرقي نمي كنه كه مثلاً معلم بزنه تو گوشش بندازدش بيرون . تو گوشش هم كه مي زنه مي ندازدش بيرون مي ره از پشت پنجره شكلك در مي ياره . خيلي بي شخصيتِ ديگه ، اين شخصيت نداره . هيچي براش مهم نيست ، كه مردم به چه چشمي بهش نگاه كنند ، ديديد بعضاً خدا قسمت نكنه معتادها رو براش مهم نيست كه مردم بگن لباسش كثيفِ ، موهاش ژوليده است ، آدم نيست ، حيوونه ، كرمِ ، كثافتِ هيچ براش مهم نيست ، چرا ؟ چون شخصيت نداره ، شخصيت انسانيش خورد شده يكي از چيزهايي كه احيا مي كنه شخصيت انساني رو علم است ، هميشه شاگرد اول ها تو كلاس انسانهاي مؤدب تري هستند ، خود به خود اينطوري هستن . عدم سرخوردگي در جواني و پيري يكي از خصوصياتي كه انسان هرچه سنش بيشتر مي شه وقارش و احساس مفيد بودنش بيشتر مي شه علمِ . عالم هرچي سنش بالاتر مي ره از خودش راضي تره ، براي اينكه عالم تر مي شه ، براي اينكه سن انسان رو فرسوده مي كنه و علم انسان رو با نشاط مي كنه . براي اينه كه وقتي علم در بدن انسان تزريق مي شه روح جواني رو بيشتر ثمر مي ده ، شما ببينيد درختهاي مسن كه برگ و بار بيشتري دارن ، ميوة بيشتري مي دن ، هميشه از درختهاي خيلي كم سن و سال وقارشون هم بيشتره اگر اون درخت زبون داشته باشه خيلي راضي تره پير شده ، اينايي كه از جوون بودنشون خوشحال هستند ، و از اينكه دارن پير مي شن ناراحتند اينا در مسير علم نيستند ، وگرنه عالم دوست داره ، زودتر بره . جاافتاده تر بشه ، به سن 40 سالگي برسه ، علمش بيشتر بشه ، به خودش مي گه من الان 20 سالمه ، 20 ساله ديگه مي شم 40 سال ، 20 سال علم اضافه مي شه ، احساسِ شخصيت مي كنه ، سر خورده نمي شه ، عالم سر خورده نمي شه . عبرت بگيريد ، بريد تو اين پاركها ، بعضاً حالا نه همه بعضي از اينهايي كه مسن هستند ، تو پاركها نشستند ، اينا از بي كاري دارن مي ميرن يعني واقعاً هيچ كاري نمي تونن بكنن‌ ،‌حالا بعضي براي تفريح مي رن ، بعضي ها نه صبح تا شب نشستن تمام دلخوشيش حالا اينه كه مثلاً يه نوه كوچولو داره ، نوه ام مي گه دوستت دارم‌، دروغ مي گه ، همش گولت مي زنه ، اين نوه ها دل خوش نكنيدا ‌، نوه ها همه تا دو سه ،‌ چهار سالگي پدربزرگ و بابا و اينها رو دوست دارن ، براي اينكه شكلات مي ده ، فلان مي كنه ،‌بعداً يه تفريح ديگه گيرش مي ياد ، به يه دوچرخه مي فروشتت ، به همين راحتي . كي مي خواد دل خوش كنه به اينها ؟ ماها براي پدر مادرامون عاشق خوبي بوديم كه حالا براي پدربزرگ ها عاشق خوبي باشيم ؟ ديديد مگه كي آقا پدر سرمايه زندگيش رو مي ذاره . يه وقتي يه بنده خدايي با من صحبت مي كرد مي گفتش كه مادرم با خانمم خيلي مشكل داره ، نمي تونه خانمم رو ببينه اذيتش مي كنه ، خانمم هي صبر مي كنه و هي اين اذيت مي كنه ، گفتم باباجون طبيعي هست حالا اين بحث خانواده نداريم ، تو پرانتز دارم مي گم اين مادرت يك عمر شيرة جانش رو به پاي تو ريخته ، عشق شون تو هستي ،‌تو حالا بزرگ شدي رفتي يه زني گرفتي ، يه عشقي پيدا كردي ، محلشون هم نمي ذاري ، طبيعي نسبت به زنت حسادت داشته باشه ، براي اينكه عشقش رو ازش دزديده ، طبيعيه مادر زن ها با دامادها و مادرشوهر ها با عروسها بد باشن ،ؤ طبيعيه براي اينكه اين بچه اش رو براي خودش مي خواد . اين ظلم طبيعت است به ما ، و اين ظلم رو بايد تحمل كنيم ، اين بچه اش رو براي خودش مي خواد ، تو دزديديش ، بچه اش راه مي ره چپ مي ره ، راست مي ره اين مي گه زنمِ اون مي گه شوهرمِ ، خُب مامانت هيچ كارش هم نمي شه كرد ، اونهايي كه تازه ازدواج كردن هم بدونند 20 سال ديگه همين بدبختي رو دارن ، اين قاعده طبيعت است . اين ظلم قانون طبيعت است كه عشق ها مقطعي است . و بعد جدا مي شه مي ره ، اوني كه تو رو سر زنده نگه خواهد داشت بعد به يه جايي كه مي رسه مي گه نوه ام خيلي دوستم داره ، ، نوه ات هم دوستت نداره ، اين هم چهار روزه ديگه مي ره دبيرستان ، دوستاش رو پيدا مي كنه ، و اصلاً دو هفته يه بار هم سري بهت نمي زنه . براي اينكه تو پيري دنبال ترحم نگرديم ، بايد فايده داشته باشيم ، فايده داشتن يعني چي ؟ يعني مفدي باشي ، انسان قوي باشي ، يكي از چيزهايي كه انسان رو قوي مي كنه حالا يكيش ثروت هست .قدرت اقتصادي هست ،قدرت روحي هست ، تسلط هست ، مديريت هست ، همه‌اينها هست ،يكي از چيزهاش هم علمِ ، انسان عالم هميشه مورد تعظيم واقع مي شه ، هيچ وقت احساس كمبود محبت نخواهد كرد چون علم كرنش آوره ، علم كرنش آوره وقتي علم داشته باشي بزرگان جهان هم جلوت سر خم مي كنند ، پس براي اينكه به سرخوردگي در پيري و جواني نرسي يكي از فايده هاي علم اين است . فايده بعدي وجة اجتماعي علم براي انسان وجه اجتماعي مي ياره ولو چيزي هم وارد نباشه ها همين علمِ برات وجهه اجتماعي مي ياره اولين قدمش و مبتلا به ترين قدمشِ حساس ترين ، ناراحت ترين ، بدبختي آورترين و بهترين وشادترين قدمش رو و همه چيزترين قدمش ، خواستگاري هست ، كلاس چندمي ، دوم ابتدايي تحصيلات سوم قديم ، ها همين جا گير مي كنيد خيلي راحت گير مي كنيد ، آقا هيچي نداشته باش موقع خواستگاري چي كاره اي ؟ آقا ليسانس فلان ؟ چي ؟ همه شل شدند ليسانس حالا بابا دوزار نمي ارزه ها ، شل شدن ، همه اين وجهه اجتماعي هست ؟ گولتون نمي خوام بزنم ، خودتونم نبايد خودتون روگول بزنيد ، كه ما اين چيزها رو بگيريم ، وجه اجتماعي داشته باشيم من الان مي رسم به اينكه علم تنها به چه دردي مي خوره ، و چقدر قدر داره بايد يا تعهد و با نورانيت همراه باشه ، اما مي خوام بگم كه از نظر دنيايي وجه اجتماعي داره چي كاره اي آقا ؟ دانشجو ، يك دانشجويي مي گه گويا اصلاً تو تاريخ خلقت بعد حضرت آدم همين يكي دانشجو شده ، شماها بعضي ها كه دانشگاهي هستيد ، بعضي ها كه نيستيد ، يه ديدي آدم از دور نسبت به دانشجوها داره ، آقا دانشجو چقدر خوبه ؟ بعد مي ره تو دانشگاه و ، چيه حالا دانشجو ؟ هر كسي از اين استان و از اين ده و از اون ده همه دانشجو ماشاءالله بعد مي فهمي ، نه آقا بعد يه كتابي تو همين كتابخونه اماني مون هست خيلي قشنگه ، يه داستاني مال يه نويسنده خارجي ، داستان مال كودكانِ ، ولي خيلي فلسفي قضيه يك كرمي رو مي گه كه تو كرما داره مي لوله و يه زندگي خاصي حالا بريد بخونيد ، جنگيدن براي هيچ ، نمي دونم حالا يه چيزي توي ماية كرمي و اينا ! انشاءالله من پيشنهاد مي كنم برادر ، خواهرها كه نوارخونه هستند ، اين داستان ها رو بنويسن ، چون خيلي كوتاه بيارن انشاءالله يه وقتي توي كارواني پخش كنيم ، پس اين وجه اجتماعي رو هم تحصيل داره و بعد كسب معرفت ، اگر مي خوايد نورايت داشته باشيد بدون بال علم به معرفت نمي شه ، عالم بايد باشيد ، حالا ديگه اومديم تو بحث علم ديني ، تا الان علم به صورت مطلق بود ، حالا علم ديني : علم دين ، علم الهي ، ممكنه طرف مدركي هم نداشته باشه ، اما عارف هست ، معرفت ديني كسب كرده ، از دين چيزي سرش مي شه ، مي دونه دين يعني چي ، هرچي هم بالاتر بره بهتر مي دونه وبالاتر هم كه بره هرچي بيشتر بالاتر مي ره دايره تبليغش بيشتر مي شه . يادت باشه انسان خودش آدم خيلي خوبيه ، معرفت هم داره ، اما قدرت ابلاغ و تبليغش رو نداره ، علم كه بالاتر بره اين قدرت رو هم پيدا مي كنه ، معرفت ديني كه اتفاقاً در روايات ما بعضاً اين گونه به نظر مي رسه كه طلب العلم فريضه ، منظور علم دينيِ . من مي گم اين طوريه ، البته هر كسي براي خودش برداشتهايي گفته ، بعد شهيد مطهري مي فرمايند : متكلمين گفتن منظور يعني كلامِ فلسفين گفتن ، فلسفه رو مي گه بابا جون فقه ها گفتن علم فقه رو مي گه محدثين گفتن نه آقا حديث منظور مفسرين گفتن فقط تفسير قرآن ديگه هر كسي يه چيزي مي گه خلاصه هر كي به فكر خويش اما مسئله سر اينه كه علم كلاً واجب است . تخصيص خوردنش اينه كه علم ديني يا همين الهي هر كدوم از اينا باشه اين هم حتماً بايد دقت كنيد كه خُب جنبه هاي فراگيري علمي تون اين هم باشه تا تأثير كلامتون خيلي بيشتر بشه ، من يه رفيق دندان پزشكي مشهد داشتم كه ايشون يه استادي داشت كه استاده در آمريكا زندگي مي كنه از پروفسورهاي خيلي مشهور جهانه ، من بعد از ظهر زنگ زدم مطبش مشهد ، اسم استادش رو بپرسم ، تشريف نداشتن ديگه ، يادم رفت كه زنگ بزنم و پيداشون نكردم حالا اسمش باشه بعداً كه اين استادش در آمريكا تنها كاري كه نمي كنه دندان پزشكيه چون كه صبح تا شب خونش يه خونه اي كه تواين خونه سالن سمينار داره و … صبح تا شب از تمام جهان سمينارهاي دندان پزشكي تشكيل مي شه ، با رياست يا با نظارت اين استاد پروفسور و اين استاد همين رفيق ما بوده و تودانشگاه مشهد و قبل از انقلاب رفته واونجا ساكن شده ، بعد اين وقتي كه من خدمتشون بودم براي من تعريف مي كرد ، مي گفتش كه از نظر تقيد به دين و ديانت ، از خيلي از آيت الله هاي خود مشهد جلوترِ .مي گفت ايشون يه سيستمي دارن ، وصل كرده به بلندگوي باند كه اين سيستم يه ربع ، 10 دقيقه قبل از نمازها قرآن پخش مي كنه ، كلاً تو خونه اذان مي گفت ، يه ربع ، ده دقيقه تموم ، بلافاصله تو جانماز مي شينه ذكر و توسل و اينها بعد هم نماز اول وقت ميخونه حالا همه پروفسورهاي مثلاً فلان كشور جهان هم نشستن ، آقا مي گه من نيم ساعت دارم براي خدا ، موقع اذان مي گفت از همون زمان قبل از انقلاب تا الان نماز شبش ترك نشده ، اون هم نماز شب سنگين ، يعني دو ساعت احياء شبانه و توسل نسبت به اهل بيت (س) ، بلاخص امام رضا (ع) و هر مدت يك بار هم مي ياد مشهد ، يه دوره همه مشهد از تمام كشور جمع مي شن مثل همين پروفسور رضا خدادوست هست براي شيراز چشم پزشك هست ، اون هم مي ياد مشهد و سمينار برگزار مي كنه و مي ره . مي گفت در هر شش ماه 7 شبانه روز ايشون نذر داره مي ياد حرم امام رضا (ع) كفش داري مي كنه ، همه خدامها و كفش دارها هم دستكش مي پوشن ، براي تحويل گرفتن كفش . ايشون دستكش هم نمي پوشه ، هر يه كفش كه مي گيره دست مي كنه زير كفش و مي ماله به صورتش ، خاك پاي زوار امام رضا (ع) ، عالم عاشق بعد ايشون مي گفت كه يك جمله كه از دين مي گه شايد يك مجمع علمي تكون مي خوره چون مي گه اين كه از خدا بگه معلومِ چون كه تمام دنيا غرقِ حالا مثلاً مي گه علمش علم دنيايي باشه ، دنيا تكون مي خوره ، مي گفت چقدر تأثير داشته تا الان چقدر نسبت به امام و انقلاب و نظام و اينها تا حالا وفاداري به خرج داده و اين چيزي است كه همه شما مي تونيد بهش برسيد ، بنده شما همه ما مي تونيم به اين درجات برسيم ، در صورتي كه قدر لحظات و جووني خودمون رو بدونيم . اين قسمت دوم بحث . پس علم واجبِ و واجب مثل نماز . پس دنبال تحصيل باشيد و بعد هم فوايد علم رو كه خدمتتون عرض كرديم حالا يه نكته اي فراتر از اين مي خوام بگم به عنوان بچه حزب اللهي ايراني شيعه علوي ، گوش بديد اين تكه رو . الان مسير جهان يه مسير خيلي سختي هست ، يعني دارم به يه سمت خيلي مشكلي پيش مي ريم ما جهان داره به سمتي پيش مي ره كه نظام ، نظام تك قطبي خواهد شد ، حالا نه 1 نفر ما هم در دست آمريكا در دست كارترها ، در دست به اصطلاح ابزارهاي مداليته يك زمانه اي شايد برسه كه شما ديگه در ايران اختياري نداشته باشيد كه قيمت بزاري براي تلويزيونت ، يا براي يخچالت ، يا حتي براي مايحتاجت ، براي برنجت ، براي گندمت ، شايد يه زماني برسه نتوني قيمت بذاري اونجا بشينن تو يه مركزي تجارت جهاني قيمت گذاري جهاني كنند براي برنج ، مي خواي بخر ، نمي خواي گشنگي بمير ! يك زماني شايد بخواد برسه كه شما به هيچ وجه نتوني در هيچ كدام از مسائل مملكتي بدون توجه به جهان نظر بدي ، عزيزان طلبه انشاءالله فردا شب براشون در همايش صحبت خواهيم كرد ، عزيزان طلبه زماني برسه كه شايد يه زماني برسه كه شما نتونيد بدون ابزارهاي ديگه هر شايد شما نتونيد يه زماني از اين ديدگاه صحبت كنيد . آقا شما خودتون فكر كنيد الان تا كي مردم ما همين جوري بيان بشينن پاي اين صحبت ها ؟ بهشون بگيم دروغ نگو ، غيبت نكن ، نمي دونم چشمت رو حفظ كن ، نگاه به نامحرم نكن ، تو اين جهاني كه داره شديد به سمت مدرنيته مي ره اگر ابزار مدرنيته رو نداشته باشيد ،ديگه نمي تونيد ترويج كنيد اخلاق اسلامي رو . بايد بريد به اين سمت ها . تاكي ؟ تا حالا به اين فكر كرديد شما كه خودتون جمع مي شيد تو اين جمع ها عشق مي كنيد ، تا كي اين عشق رو براي شما باقي خواهند گذاشت ؟ در جايي كه براي تمام زندگي ما ، بي دين ما تصميم بگيرند ، ما بگيم يه مجمع ديگه اي داريم ، زندگي از دين كاملاً جدا بشه ، شمايي كه غصه جدايي تون رو از سياست مي خوريد ، تا كي با اين ابزارها مي خوايد دين رو در سياست دخيل دونست و سهيم كرد ؟ تا كي بعضاً كه اونقدر ديگه محيط هامون رو كوچيك مي كنيم كه همه فكر وذكرمون جلسه مون هست ، چهار تا صحبت و چهار تا محول و چهار تا به به ، دغدغه و چه چه و خلاصه امروز يكي زنگ زد به من صحبت كرد تو جلسه نيست ، تو شهرستانِ ،‌گفت آقا براي فلان جا مي خوام صحبت كنيد ، گفتم وقت ندارم ، گفت كسي رو پيشنهاد نمي كنيد ؟ گفتم : آقاي فلاني ، گفت :نه آقا مثل شما نمي تونه صحبت كنه ، طرف خيلي آدم مهم وباحالي بود ، بعد من تااون قطع كرد گفتم جدي اگه من الان دلم خوش باشه كه حالا مثلاً اون آقا توفلان شهرستان نشستن و مي گن هيچ كس مثل شما نمي تونه صحبت كنه ، اينقدر فكرم رو كوچيك كنم مي تونم براي آينده اين جهان فكر داشته باشم و برنامه ريزي داشته باشم ؟ اينكه گفتم علم ابزارش تعهده و تعهد يعني وسعت قلب ، همينه . خيلي ها هم به من گفتن حرف بلد نيست بزنه ، خاك بر سرش ، اينم گفتن. بااين هم نبايد آدم ناراحت بشه ،هيچ فرقي نمي كنه ، بعد اعتكاف بعد اين همه زحمت كشيدن ، از حال نماز مي بينيم با يه نماز آدم پائين و بالاي ما رو آباد كرد بعد بهشون گفتم بابا با اين اعتكافتون گند زديد ، رفت خُب آدم بايد وسيع باشه ، جديا ، اين ، اينطوري نيست ، بايد انسان تعهد و وسعت قلب داشته باشه ، بايد انسان ديدش باز باشه ، اگه قرار باشه من و شما انسانهاي كوچكي باشيم نخواهيم توانست در آينده شايد 3 سال ديگه ، در 30 ساله ديگه خيلي عجيب داره جهان مي ره به اين سمت ، آقا اينكه مرزهاي اروپا برمي دارن ، واحد پول رو يكسان مي كنند ، اين فقط جنبه اقتصاديش مد نظر نيست ، دنيا رو دارن اينطوري مي كنند ، اينكه ماهواره اي خواهد آمد به همين زودي ها كه ديگه لازم نيست آنتن هم بزني اين فقط جنبة فحشاش مدنظر نيست ، كه اين فرهنگِ . اون زمان حرف براي گفتن داريم ؟ اون زمان كسي مي ياد پاي صحبت ما بشينه شنبه شب ؟ مثلاً ساعت فلان كه هزار تا كانال ماهواره مي گيره ، خود من و شما ضمانت هست كه بيايم ؟ حالا من ضمانت هست چون مجبورم بيام ، شما ضمانت هست ؟ اين ضمانت رو چي براي شما تضمين خواهد كرد ؟ اينكه به عشق الانت دل خوش نكني ، عالِم بشي ، علم اگر علم ومعرفت بياد ، دنيا دست به دست هم بدن با تحريم كار نمي شه ، عزيز من بايد انسانها با معرفت بار بيان ، دنيا دست به دست هم بدن مگر همين پروفسوري كه مثال زدم براتون در محد فحشا نيست ؟ مگر شهيد چمران در آمريكا چمران نشد ؟ مگر مناجات نامه شهيد چمران مالِ جبل عامل يا لبنان بود ؟ مناجات نامه اش رو تو آمريكا نوشته چمران ! خُب اين علمِ ، علم اگر مي خوايد آينده ما حرفي براي شما داشته باشيم ، اگه زنده بوديم يا شما حرفي براي مردم داشته باشيد ، تا اين عشق بماند لازمه اش اين است كه دنبال علم بريد ، يا دنيوي يا ا خروي . انسان بي سواد همه جا هست . انسان همش با باد اين ور واون ور مي ره . روايت ”00000000000 عالم و متعلي ” نه ان الناس ، اسلام مردم ، آدم دو نوعه ، ” العالمُ و مُتعلموا ” يا عالمِ ، يا داره علم ياد مي گيره ، منافاتي نداره هر دوش باشه . هم عالم باشه ، هم در حال فراگيري باشه ، عالمُ و متعلموا بقيه مردم چي ؟ يا رسول الله (ص) وَ سايرُ الناس همش ” بقيه مردم مثل گرد و خاكِ تو هوا هستند ، آدم نيستند ، اصلاً همش دارن مي چرخن ، علم معرفت ، خدا شاهد است كه من بعد از اعتكاف دارم اين حرفها رو مي زنم براي اينكه شماها بفهميد در چه جهاني قرار داريد ؟ برادرها و خواهرها تا دو سه سال ديگه نخواهيد توانست اين جلسات رو حفظ كنيد ، تازه خوش بين باشيم ، ما چون حرف براي گفتن بعضي از ما نداريم . اما اگر حرف براي گفتن داشته باشي كه اهل مطالعه باشي ، عالم باشي ، نه تنها فقط خواهي كرد بلكه خودت همچين جلساتي خواهي داشت . همين عشق رو خواهي داشت ، مي توني . همين قدر تأكيد كنم ، ديديدمي گن هر وقت بچه هايي هستن سينه مي زنن دكترهاش رو دارن تشكيلاتش روهم دارن ، ميون داري هم مي كنه ، براي اينكه شماها كه مي بينيد بگيد بابا نه تو اين تشكيلات دكتر هم داريم كه ميونداري مي كنه ، چند تا دكتر ميون داري مي كنه ؟ چند تا دكتر اشك مي ريزن ؟ چقدر دانشجو كار مي كنند ؟ چقدر طلبه فاضل اينجا با عشق هستن ؟ اين به چه دليلِ ؟ به اين دليل است كه بدونيد آقا عشق مال بي سوادها فقط نيست ، مي شه انسان عالم باشه و عاشق باشه و جالب اينه كه اين عالم عاشق خيلي ضمانت موندنش بيشتره ، الان ديگه اون زمانه اي نيست كه شما فقط و فقط بشينيد و حرف اخلاق رو گوش كنيد . شايد من شروع كنم مباحث ديگه رو باز كردن ، مباحث اعتقادي قوي اون وقت شما اگر عالم نباشيد اين ها رو نمي فهميد ، خسته مي شيد ، شايد بشينيم باز كنيم . اصلاً دليل وجود دين در دنيا چيه ؟ فلسفة لزوم دين رو بگيم ، حكومت دين رو باز كنيم ، ظواهر دين رو باز كنيم ، اين لازمه اش اينه كه شما بعد از اين اعتكاف تصميمي كه امشب مي خوايد بگيريد اينه كه تو مسير علم باشيد ، هم درس دنيايي ، هم اين دبيرستان و دانشگاه ، و هم علم و معرفت خيلي وقت ها از مسيرهاي ديگه يك انسان دين دار مي تونه به خدا برسه . انسان دين دار كتاب خدا و علم رو مي نويسه ، دو تا دانشمند روسي حالا فاميلشون يادم رفته ، كتابِ سنگينيه و بحث مي كنند با يك معاند ، با يك بي خدا ، و اين رو متدينش مي كنند از راه علم مي شود و اينها قوي هستند . اينها مي مونند اگر يك فرانسوي تو اعتكاف اومد شيعه شد ، فقط فكر نكنيد اومد حالت و گريه ات رو ديد شيعه شد ، علم داشت ! يكي از بچه ها مي گفت تمام نهج البلاغه رو خونده بود ، اين تمام قرآن رو خونده بود ، اون مال تو استارت شيعه شدنش بود . اين قضايا مهم است و بارها گفتيم ، پراكنده اين سري منبر رو جمع كرديم ، انشاءالله نوارش رو هم بعداً حتماً دوباره گوش كنيد ، به بقيه هم بديد ، به متدينين بديد ، كه اين فرهنگ انشاءالله جا بيفته . و بعد رسيدگي به امور مردم : مردم ما الان نياز دارن عزيزان مردم ما به حال تو نياز داشتن ، اعتكاف انجام دادي نوارنيت اين شهر به مملكت و جهان وكره زمين از نورانيت تك تك شما بيشتر شد . تو اعتكاف توضيح دادم بهتون هم گفتم مردم ما فقر دارن ، مردم ما از عدالت اجتماعي كمتر نصيبي بردن ، تو بايد جلو بري ، دست اينا رو بگيري تو بايد يه مدير كلي بشي و كارمندهات رو تو اين راه بندازي ، تو بايد به جايي بري كه بتوني جلو دزدي ها رو بگيري ، اگر دزدي باشه ، تو بايد يه جايي بري و نذاري كسي رشوه بگيره . تو بايد به جايي بري كه بتوني خدماتي ارائه بدي ، الان همين مركز درماني كه داريم راه مي اندازيم انشاءالله همين روزها اعلام مي كنيم جاش رو اين رو كيا تو كانون انجام مي دن ؟ غير از پزشكان ما ، تو كانون هستند خُب همين ها هستن دارن سينه مي زنند ديگه ، وقتي كه دختر حزب اللهي ما ، پسر حزب اللهي ما مي ره تو بيمارستان احساس ناراحتي مي كنه كه محيط مذهبي نيست روش فشار مي ياد ، كيه اين بار رواز دوش اين تشكيلات برمي داره مگر نه اينكه پزشكان ما اين كار رو مي كنند و اين ثوابش كمِ ؟ رسيدگي به حال مردم ما تو تشكيلاتمون پزشكي داريم كه چندين سال پزشكه ، هنوز كه هنوزه يك ريال بابت طبابتش نگرفته ، ابداً ، اصلاً گفته ، من بابت طبابتم پول نمي گيرم ، اين بدِ ؟ مهندس خوبي بشي الان همين بنا رو كيا قرارِ بنا بذارن ؟ بي كارهاي ما ؟ الاف هاي ما ؟ كي قرار اينجا رو مهندسي كنه ؟ كي قراره اينجا رو بسازه و اين بنايي كه ساخته مي شه تا سالهاي سال ، كي قراره ازش نفع ببره ؟ سالهاي سال ، نه ، قرنها ،‌تا صور اسرافيل ! اينها چيزهايي هست كه لازمه يه دونه كتاب خدا رحمت كنه ببينيد كتابهاي اين بزرگان رو شهيد هاشمي نژاد ، شهيد مطهري ، شهيد مفتح ، شهيد باهنر ، آخرش هم شهادت هنوز كه هنوزه 40 سال پيش صحبت كردن ، من امروز مي رم نگاه مي كنم و مي يام استفاده مي كنم ، آدم با مشاوره تغيير مي كنه ، چرا بلد نيستيم من و شما مشاوره كنيم ؟ چرا ما بايد براي مشاوره دادن با كمبود مواجه بشيم ؟ برادرها و خواهرها بعضاً 6 هفته تو نوبت باشن دور از اينه كه حزب الله ما متعهد ما احساس نكردند نيازي به تخصص دارن به وضع مردم رسيدگي كنيد ، فردا يه كارمند بشي از اين ور بخوري ، از اون ور هم بگيري اين چه فايده به حال مردم داره ؟ بالاتر برو بزار اونهايي كه دنبال دين نيستند ، زير دست تو باشند ، بزار يه اختراع بكني ، يه كشف بكني ، مردم رو نجات بدي ، كي گفته ثواب اين از اعتكاف كمتره ؟ اعتكاف سر جاي خودش ، اينها هم سر جاي خودش ، من گفتم دو تا بال با همه ، خيلي ها اومدن از اين اعتكاف ها توي مسائل معنوي بريدند كه ما بريم عالم بشيم ، و رفتيم عالم شديم و هيچ دردي هم دوا نكردن . فقط جيب خودشون رو دارن پر مي كنند . براي اينكه دينشون رو فروختن ، تو كه دينت رو نفروختي ، اول مهر تو همين كلاست تو مي توني همين امسال احساس مسؤوليت رو قوي كني ، چهار تا از اين بچه هايي كه فكر مي كني تو خط نيستن ، تو وقتي قوي باشي ، از نظر درسي بهت مراجعه مي كنند سرويس درسي بهشون بده و كنارش هم از خدا بگو ، كم كاريه اين ؟ هي زنگ نزني آقا التماس دعا ، خوش به حالت ، خوش به حال خودت ! اين كار رو ياد بگير ، كم چيزيه ؟ مگه تو كمتر از فلاني و فلاني هستي ، همه شما مي تونيد يك خميني باشيد . همه چي كم داريم از اون ؟ يه وقتي مي ياد سن و سالتون بالا مي ره ، مريضي مي يفته به جونتون ديگه وقت نمي كنيد ، خدا شاهدِ من الان بيشتر از 5 ، 6 ساعت مطالعه كنم همة سرم شروع مي كنه به تير كشيدن ، الان والله من دارم حسرت مي خورم براي اون زماني كه تو جبهه بودم ، تو جبهه كه نفس كشيدنش عبادت بود ، مي تونستم حداقل روزي 5 ، 6 ساعت مطالعه داشته باشم ، داشتيم براي كنكور اما يكي دو سال نداديم ، ول كرديم يه چيزي طلبگي مي خونديم خيلي بيشتر از اين مي تونستيم كار كنيم ، و شما ا لان قدر خودتون رو بدونيد ، فردا چشمات ضعيف مي شه ، نمي توني مطالعه كني ، گرفتاري زن و بچه ، گرفتاري مشاغل مختلف ، الان يه دونه مشاوره بعضي وقتها من انجام مي دم تا سه چهار روز فكرم مشغولِ . اصلاً ديگه نمي تونم مطالعه كنم ، اعصاب آدم خورد مي شه ، براي بعضي از چيزها ، تو كه الان فارق الباري ، همين اول مهري به خاطر حضرت زهرا (س) ، درس خون باشيد ، تو حوزه تون ، تو كلاستون ، تو دانشگاه تون ،‌تو دبيرستان تون ، تو بچه ها راه پيدا كن ، بعد بهشون حرف خدا رو بزن و بعد با همين روش جلو بيا و بيا بالا فرا بگيريد علم هاي قوي رو ، بذار هر جا نگاهت مي كنند بگن آقا اين همه چي داره ، نگن آقا اين يه آدم بيكاره ، از بيكاري داره مي ره سينه مي زنه ، گريه مي كنه ، نگن نمي دونم اين درد دين و درد دنيا نداره ، دلش رو خوش كرده ، خيلي ها همين طوريه دل خوشيه ، پس ما امشب اسم منبرمون رو مي ذاريم جهاد علمي ! اعلام جهاد داريم ما مي ديم ، ما مرجع تقليدما ! قدرت اين چيزها رو داريم ، اعلام جهاد پيشنهادي ، جهاد علمي ، من خواهشم اينه اگه اين حرفها يادت مي ره ، دو سه هفته دگيه دوباره گوش كن ، از بر كن ، اين حرفها رو برو براي اين و اون بگو ، تا يادت بمونه اين جمعيتي كه حداقل امشب اومدن اين جهاد علمي رو با همه وجود بگيرند ، بابا دين ما ، مملكت ما ، جهان ما ، نياز داره بچه شيعة عاشق ، عالم بشي ، نمي گم برو درس بخون ، بابا و مامانت خوششون بياد ، اون ديگه بحثش قديمي شد ، احساس تكليف بكنيد ! بچه ها عالم بشيد ، درس بخونيد ، درس ! نه اينكه بگيد امشب دو ساعت مي خونم ، دو ساعت چيه عزيز من ؟ بخون تا نفست بالا نياد ، قوي ! جهاد ، برنامه ريزي داشته باش ، چند ساعت براي خودت برنامه اجباري داشته باش ، اما نگو ديگه حالا ديگه تموم شد حالا برم فلان كار ، نه تفريحات هم داشته باش ، مثل جنگ ، بجنگيد يه وقتي من تو برادر ، خواهرها ما مسؤوليم ، اين حرفها رو خيلي اجمالي گفتم الان ديگه كامل بازش كردم براتون ، اون مال اعتكاف پارسال بود ، پيام اعتكاف پارسال الحمدلله جنبه هاي مثبت هم خيلي داريم . اما اين جنبه رو هم دوست دارم مثبت باشه ، انشاءلله طوري باشه كه از همين امشب ، از همين فردا ، خيلي قوي ، خيلي قوي نگيد معدلم مي خوام بشه 15 و حالا ديگه 12 بوده ، بخون براي 20 ! يه وقتي يه باباي بي سوادي قصاب بوده ، 20 كيلو گوشت برده براي معلمِ ، كه نمره بچه اش رو خوب بده ، معلمِ داده بود 20 ، قصابه گفته بود خاك بر سرش كنند ، مرتيكه 20 كيلو گوشت برات آوردم 20 دادي ؟ زود باش ، 1700 ، 1800 بهش بده ، من اصلاً حوصله ندارم كيلو چند حساب كردي مگه ؟ بالاترين نمره ! ، بالاترين نمره ، بزنيد كه اول بشيد ، همه بزنن براي اول شدن . آقا چند نفريد شما ؟ شما مي تونيد آينده مديريت اين انسان رو تأمين كنيد ، جوون ترها آينده مديريت ! سال 1340 شهيد مطهري فرمودند كه من رفتم ديديم كه تو هرجا هر اداره اي مي رم مؤمن ها يا آبدارچي هستن ، يا جارو كش ، يا فلانن ، هرچي بي دينِ مدير كلِ ! يا اون زمان با دين ها رو نمي ذاشتن مدير كل ، اما الان اين طوريه تقريباً منتها الان اينطور نيست كه هرچي بي دينِ مدير كلِ ها ، ولي مي خوام بگم بادين ترين هامون آبدارچي هستن ؟ والله ! من يه دفعه رد مي شدم تو خيابون ، تو شيراز نبود ، يه شهر ديگه بود ، والله راست بود ، اين كساني كه به من سلام مي كردند يا سفور بود يا بقال بود ، يا‌ آشغالي بود ، يا كارگر بود ، يا بنا بود ، اينا سلام مي كردند ، آدمي كه دوم دبيرستان خونده سلام نمي كرد ، يه نگاهي هم ميكردند كه انگار مال باباشون رو خوردم ! اين نشون دهنده چيه ؟ نشون دهنده اين است كه بد دشمن داره رو قشر تحصيل كرده ما كار مي كنه و داره رو تو كار مي كنه كه تحصيل كرده نشي ، دشمن جن و انس هم انسان و هم شيطانهاي انس وقتي مي گم دشمن شيطان هم هست ، از تو مي ترسه ، تو تحصيل كرده نشي ، اين جهادِ درسي رو ما امشب ابلاغ كرديم . انشاءالله و اگر عزيزان امكاناتي دارن يا يه دونه خونه ، يه دونه سالن ، يا بهتر بگيم دو تا سالن يكي براي برادرها ، يكي براي خواهرها ،‌دربست لازم داريم ، حالا مي تونه هر كي مي خواد بگه بگه پول هم هيچي ما نداريم بديم ، نه پول جلو داريم ، نه اجاره ، هيچي هم نداريم ما مي خوايم يه مركز علمي راه بندازيم فقط براي اينكه بچه ها رو دور هم جمع بشن ، درس بخونن با مديريت ، دور هم جمع بشن درس بخونن ،البته از اين مركزها هست ، بعضي جاها ، درس مي خونن . يه جا رفتيم ديديم يخچالشون پرِ كتاب خونه شون خالي بود ، ما يه همچين جايي نياز داريم ، همين اول سالي اگر كسي مي خواد وقف كنه ، مي خواد يك سالن به ما بده ، هر كاري مي خواد بكنه ما يه خونه ، يه سالن يه تشكيلات ، اين طوري نياز داريم مسجد هم نباشه ، اگه مي خواد حسينيه باشه ، حسينيه باشه ، امكانات هم داشته باشه ، آقا بالا سر هم نداشته باشيم كه هي بخوان براي در باز و بسته كردن التماس كنند ، اينا شايد بخوان شبانه روزي اونجا باشن ، شايد بخوايم ما اردو بذاريم ، قبل از كنكور ،‌ دوماه اين مركز رو ما لازم داريم ، من الان اعلام نياز مي كنم و انشاءالله شما حضرت زهرا (س) اگر صلاح نباشه به گوش اون كسي كه داره مي رسه . اين حسينيه حالا كار داره اگه كار نداشت ما همين جا راه مي نداختيم ، انشاءالله گفتيم خدمتتون آقاي جلاير تو بخشنامه اينجا وقف شده براي كارهاي فرهنگيِ مذهبي يعني خود 0000 نذرش اينه كه كار فرهنگي باشه ، خود ايشون هم مي دونه كه اين كار خيلي مهمِ ، حالا تا زماني كه حسينيه درست بشه انشاءالله كه حالا اگر درست مي شد همه زندگي مون هم اينجا جمع مي كنيم همه چي مون فعلاً يه مركز علمي ما لازم داريم هر كي مي خواد يه خونه ، يا يه سالن وقف كنه ، بايد كسي هم باشه كه اهل پول نباشه ، پول آب و برقش رو خودمون مي ديم ، ولي اجاره نداريم ، نامرد هم نيستيم ، پول آب و برقش رو هم مي ديم ، حالا اين رو اگر مي خواد داشته باشه انشاءالله يكي براي خواهرها يكي براي برادرها ، حالا لازم داريم . يه كارمند مي ذاريم بالاي سرش ، مي خوايم يه دوره مطالعاتي بذاريم اين بچه ها بعضاً با هم كه باشن درس مي خون ، اگر مديريت بالا سرشون باشه ، مديريت بالا سرشون نباشه مي گن مي ريم درس مي خونيم ، تنها كاري كه نمي كنند درس خوندنِ ! پسر باشن نيم ساعت ، دو ساعت ، مي رن درس خوندن ، 45 دقيقه سينه مي زنن ، 45 دقيقه دعا مي كنند ، 5 دقيقه هم اين كتاب رو باز مي كنند ، خوابشون مي گيره مي خوابن . دختر هم كه باشن ، ماشاء الله ! ديگه نيازي به سينه و اينا نيست ، قشنگ حرف كفايتِ ديگه ، از قُلي و ننه زري و همه اينا مي ريزن به هم براي بحث ، براي اين مركز لازمِ كانون مي خواد اين مركز رو راه بندازه تو برنامة‌6 ماه دوم ، اعمال نكرده بوديم جديداً به من ابلاغ كردن كه اظهار نياز كنيم كه انشاءالله همين هفته خدا مي رسونه ، انشاءالله يادتون نره بحث خيلي مهم و جدي بود . عزيزان كه اول بحث نبودن حتماً مراجعه كنند و باز هم من خيلي خاضعانه تقاضا مي كنم كه نماز تشريف بيارن عزيزان كه اين بحث هايي كه داريم مي گيم حدر نره ، ما گفتيم و خلاصه هر كسي كه شنيد خدا خيرش بده اگر عمل كنه ، اول مهر وظايفتون يادتون نره انشاءالله . به نظر رسيد كه من يه چند خط دعاي كميل بخونم ، چون كميل به معناي بازگشتِ . حالا انشاءالله كه همه حالتون خيلي خوبه و به هر حال هرچقدر هم كه حالتون خوب باشه به اون حال اعتكاف نخواهيد رسيد . محيط ، محيطي خاص بود ، من از بعد از جنگ تا به حالا ، البته تو خود جنگ كه سابقه اش كم بود از بعد از جنگ تا به حالا نماز مثل اين نماز آخر اعتكاف من نخونده بودم . يعني اون نمازي كه حقيقتاً قهرماني كرديد شما در عشق بازي با خدا و حتي فيلمش رو اون روز يه دقيقه گذاشتم نگاه كنم ،دلم نيومد و خيلي خدا انشاءالله حفظ تون كنه و انشاءالله حمايت تون كنه اگر يادتون باشه من شب قبلش گفتم يه مريض 17 سالة سرطاني داريم اعتكاف كه اومده بود گفته بود كه تا روز آخر باشم خُب اين مريض تو همون نماز شفا گرفت . و آقاي دكترش هم زنگ زدن و انشاءالله تو ماه نامه اي چيزي ما مداركش رو پيوست مي كنيم ، تا مردم ببينند مي شه با نماز شفا بگيرند و اين خودش گفته قدرت برخاستن نداشتم ،‌هيچي هم نگفته بود ، خيلي ساكت وقتي كار تموم شده بود پاشده اومده بيرون ، ديگه گفته حالا اونجا بگم باز وضعيت به هم مي ريزه . مي شه ، تونماز هم مي شه شفا گرفت . و قلب مريض حتماً مي شه شفا بگيره ، حالا چه طور بود نماز ؟ نماز خوبي بود خيلي خوش گذشت .