بسم الله الرحمن الرحيم انسان آرماني كانون فرهنگي رهپويان وصال ـ سخنراني حجت الاسلام سيد محمد انجوي نژاد مردم زمان سه گروهند : 1 ـ حسيني ، 2 ـ زينبي و اگر در اين دو گروه نباشند ، زمانه اجازه نمي ده در گروهي غير از گروه يزيد ، ثبت نام كنند . يعني وضعيت زمانه جوريست كه فقط كساني مي توانند در مقابل هجوم زمان مقاومت كنند كه حسيني يا زينبي باشند و اگر غير از اين باشه ، مجبورند يزيدي شوند . يزيدي شدن الزاماً به اين معنا نيست كه بروي امام حسين (ع) را بكشي ، مجبور به سكوت ، پرده پوشي ، مجبور به مصالحه و غيره و غيره مي شوي . يكي از چيزهايي كه به ما خيلي كمك مي كنه تا زينبي باشيم اين است كه جوان امروز ما ، ميانسال امروز ما ، كوچك و بزرگ امروز ما در مقابل خود يك سري آرمانهايي را ببينند و بهشون بگيم به اين آرمان اقتدا كن تا زينبي بشي . و الا از اول تا آخر خيابون اگر از هر كسي سؤال كني دوست داره زينبي باشه ، شايد يك نفر هم نباشه كه بگه : من نمي خوام زينبي باشم . همه دوست دارند . فقط و فقط اشكال در اينجاست كه اين زينبي كه بهش معرفي مي كنيم خيلي دوره . اين دنبال يكي ديگه مي گرده . دنبال يه زينبيِ ديگه مي گرده كه از اون تقليد كنه و زينبي بشه . پنجم دبستاني دنبال يه راهنمايي زينبي مي گرده . راهنمايي دنبال يه دبيرستاني زينبي مي گرده . دبيرستاني دنبال يه دانشجوي زينبي مي گرده . دانشجوي ما دنبال يه استاد زينبي مي گرده . استاد دنبال يه وزير زينبي مي گرده و همين جور الي آخر تا برسند به حضرت زينب (س) . يعني براي اينكه ما بتوانيم مردم را كمك كنيم تا زينبي باشند ، لازمه اش اين هست يك انسان آرماني رو بهشون معرفي كنيم و بگيم : اين زينب زمانه توست . ببين چكار مي كنه ؟ ازش ياد بگير . لازمه اش اينه كه ما يه سري انسانهاي آرماني رو مشخص كنيم و ديگران را تشويق كنيم كه اين انسانهاي آرماني الگوي اين جوانان ، ميانسالان و بزرگسالان و حتي بچه ها قرار بگيرند . دقيقاً همون طوري كه در آمريكا وقتي مي خوان يه عمو سام ( انسان آرماني از ديدگاه اونها ) رو به كودك دبستاني معرفي كنند ، نمي گن : به رئيس جمهورِ آمريكا نگاه كن ، بلكه براش باربي اختراع مي كنند . ما بايد يه آرمانِ خيلي نزديك رو نشون بديم . بگيم : همين رو نگاه كن ! اين آرمان تو هست . با اين وضعيت ما چكار كرديم ؟ وظيفة مهم حكومت اسلامي آرمان سازيه . يعني انسانهاي آرماني رو بار بياره ، و بعد اينها رو به بقيه نشون بده و بگه پشت سر اينها بيايد . لذا ما در حكومت به ائمه (ع) خيلي توصيه داريم . ائمه (ع) يعني امامان ، نه فقط امامان معصوم ، بلكه در تمام جامعه بهت گفتند : امام داشته باش و پشت سرش برو . امام هاي مختلف ، امام دبيرستان ، امام راهنمايي ، امام دبستاني ، امام دانشگاه و . . . جلوتر مي ره تا برسه به امام معصوم (ع) . امام يعني پيشوا . يعني كسي كه بهش نگاه كنيم و تقليد كنيم . نمي شه چشمها رو بست و همه مردم رو داراي اون عقلانيت بدونيم كه خودشون بدون تقليد راه رو پيدا كنند ، اغلب مردم دنبال تقليد مي گردند ، عده اي از جوانان كه هوش بالايي دارند بعضي وقتها به شما ايراد مي گيرند و مي گن : چرا شما مقلِد هستيد ؟! در صورتي كه مردم عوام نابغه نيستند . اينها دنبال يكي مي گردند كه ازش تقليد كنند ، نمي شه بگيم : مردم خودشون بايد راه رو پيدا كنند ، بايد بهشون راه داد ، اصلاً منتظر نشسته تا بهش راه بدي . چطور مي شه اين كار رو كرد ؟ با تبليغاتي كه انجام مي شه . خُب اين تبليغات و آرمان سازي كه در جامعه و مملكت انجام مي شه ، جوان ما رو به كدوم سمت مي بره ؟ آيا ما با اين آرمان سازي مي تونيم توقع داشته باشيم وقتي نماز جماعتي برگزار مي شه ، اون هم بياد و اقتدا كنه ؟ آيا آرماني كه براي جوان ساختيم در صفوف نماز جماعته ؟ يا آرمانش رو يه جاي ديگه ساختيم ؟ اون آرمان بهش ياد داده : بابا ! نماز چيه ؟! خدا چيه ؟! بچسب به دنيا ! يعني توقعي كه ما از جوان داريم كه پشت سرمون حركت كنه ، آيا آرماني كه بهش معرفي كرديم همون آرمانهاي دور و ور خودمونه ؟ ما چكار كرديم ؟ 1 ـ كل تبليغات هاي ما فقط و فقط به سمت ماديات ميل پيدا كرده . آرمانهايي كه ساختيم رو من الان براتون معرفي مي كنم : اولين كاري كه كرديم ، اومديم و آرمانهاي خوب رو خراب كرديم كه اين دو گونه بود : 1 ـ وقتي اون ور يه قورباغه رنگ مي كنند و به اسم فلوكس مي فروشند ، ماها هم فلوكس خودمون رو مي گيم قورباغه است . ماها اولين كاري كه كرديم ، خودمون ، خودمون رو خراب كرديم . مذهبي ها تو سر همديگه زدند . هر كدوم مي خواست خودش آرمان بشه و همديگه رو خراب كردند . مي گه : اين ؟! اين مي خواد آرمان بشه ، برو بابا ! اين رو من مي شناسمش ! اِه ! فكر كردي الان پشت سر اون نره ، پشت سر تو مي ياد ؟ نه ، مي ره پشت سر يكي ديگه ، يه كي ديگه آرمانش مي شه كه الان بهت مي گم . پس اولين قدم اين هست كه خودمون ، خودمون رو خراب كرديم . به حضرت زينب (س) ديگه بسه ، به خدا بسه ! به قرآن بسه . امام (ره) از دنيا رفت و من و شما باعث شديم كه اين آرزوي وحدت كلمه را با خودش به گور ببرد . ديگه الان همه به اين نتيجه رسيدند كه بسه ، به خدا بسه ، آقا ! بنده ، خطر اين مملكت و نظام نيستم ، شما خطر اين مملكت و نظام نيستي ، ماها دشمن ، منافق و ضد اسلام نيستيم ، بسه . تو رو قرآن بسه . كي مي خواي دست برداري ، ما خسته شديم از اينكه تا تَقي به توقي خورد ، دست هاي وحدت رو به هم داديم ، اما بعد دستها رو باز كرديم . پس در مرحله اول آرمانهاي خودمون رو خراب كرديم ، بعد آرمانهاي ديگه اومد تو كار . انسانهاي آرماني خراب شدند ديگه . الان راحت توي همين شهر به بزرگان و علما فحش مي دهند . خيلي راحت ! قدم دوم : 2 ـ كسي كه آرماني شد ، به محض اينكه الگو شد ، خودش ، خودش رو خراب كرد . به قول امام خميني (ره) : اگه مردم جلو پاي شما بلند مي شن ، مي گن : ياالله ! براي خدا داره مي گه ، نكنه تو باد كني . براي آرمان سازي ما چكار كرديم ؟! الان الگوي آرماني جامعه ما يا هنرمنده ، يا ورزشكاره ، يا تئاتر بازي مي كنه يا جك مي گه يا مي خندونه ، يا دلقكه . كسي كه الگوي آرماني ما هست و ما خودمون اون رو به عنوان الگو معرفي كرديم همين ها هستند . خودمون اينها رو بعنوان آرمان معرفي كرديم . خودمون باد كرديم ، خودمون سر سفرة افطار اينها رو دعوت كرديم تا نصيحت عرفاني براي مردم بكنند ! خودمون آيت الله ها و عرفا رو در گوشه هاي انزوا گذاشتيم تا بپوسند و بميرند و فوتباليست ها و هنرپيشه ها رو در ماه رمضان دعوت كرديم تا مردم رو نصيحت كنند و بعد همين رفت در خانة فساد و فحشاء و گرفتنش . جواني كه ما اين رو براش بعنوان الگو معرفي كرديم ، فكر كرد اين شخص ، خوبه . همين در ميدان فوتبال هرچي از دهنش در اومد گفت و صد هزار نفر شنيدند و جوان ما ياد گرفت . خودمون اين كار رو كرديم . آرمانهايي كه معرفي كرديم كيه ؟! بابا ! خيلي خُب وزنه بلند كرد كه كرد ، چه خبره ؟! مگه چكار كرده ؟! مي گيم : آقا ! فلاني ، پدر مملكت رو درآورده ، فساد و رشوه اش همه جا رو گرفته . چرا اين رو نمي گيري ؟ مي گه : اِه ! . . . ، اين وقتي كه گل زده ، دستش رو بلند كرده گفته : الهي العفو ! تو رو امام زمان (عج) ولمون كن ! اينقدر در مملكت ترويج ريا نكنيد . بابا ! اينها اسمش ريا هست و گناه كبيره . آرمانهايي كه ما ساختيم غير از اينه ؟ عكس هاي دسته جمعي آرمانها رو در خانه هاي فساد و فحشا پيدا مي كنند . آرمانهاي ما ، ويدئو سي دي هاي روابط مختلط و منكراتي شون همه جا پخشه . بعد ما اين رو آورديم و گفتيم : اين آدم خوبيه ! اين مسلمونه . اين يا علي مي گه . نگاه كن روي زير پوشش نوشته يا امام رضا (ع) ! بابا ! بي خيال تو رو امام زمان . مگه دين به روي زيرپوش نوشتنه ؟ اين چه جور دين ترويج كردنه ؟ آرمانهاي ما انواع پفكه ، انواع كلوچه است . آرمانهاي ما بيمكثه ! بدون دود مي كشه بالا . آرمانهاي ما اينهاست . آيا در ازاي هر يك ميليارد تومني كه براي اين آرمانها خرج كرديم ، يك ريال براي آرمانهايي كه علي (ع) دنبالش بوده خرج كرديم ؟ چه توقعي از مردم داريم ؟ بخدا مردم ما با اين آرمانهايي كه بهشون معرفي كرديم خيلي خوبند . هركسي جاي اين مردم بود ، تا حالا نصف اين شهر رو آتيش زده بود !! خيلي خوبند با اين آرمانها . و بعد نتيجه آرمان سازي چي شد ؟! ملتي كه اوايل انقلاب ، مجاني سوار ميني بوس مي شد و در دهات ها مي رفت و كنار كشاورز مشغول درو كردن گندم مي شد ، الان در صف تلويزيون فلترومه ! ملتي كه دوست داشت با نون خالي با امامش بسازه و آرام بخوابه ، ملتي كه به آخر كار نگاه مي كرد ، الان فقط و فقط حال و الان رو مي بينه و متأسفانه ملتي كه با خيلي چيزهاي كمتر از اين راضي مي شد ، با اين آرمانسازي ما ، ديگه به اين راحتي ها راضي نمي شه . مصرف گرا بارشون آورديم . كي مي خواد شكم شون رو سير كنه ؟ ماده پرستي ، شهرت طلبي ، جوان امروز ما مي بينه همه چيز توي همينه . عكسش همه جا باشه ، امضاء بده ، پول و همه چيز توي همينه . تازه كلي هم از مردم طلبكاري . اين رو مي بينه . آرمانها و الگوهايي كه از دست داديم ، هرچند الان هم مي تونيم پيدا كنيم البته خيلي خيلي سخت ، اگر من امروز بخوام حرف از دين بزنم ، بايد اول اثبات كنم راست مي گم ، بعد حرف از دين بزنم . به من مي گن : آيا تو خودت دزد نيستي ؟ نبردي ؟ خيلي سخت شده ، اول بايد اينها رو اثبات كنم . الگوهاي ما چه كساني هستند ؟ انسانهاي آرماني ما : الگوهاي ما ، توقعي از مردم ندارند ، انسان آرماني ما فقط و فقط براي خداوند كار مي كنه . انسان آرماني ما همه زندگيش رو صرف خداوند مي كنه و سر سوزن از مردم طلبكار نيست كه بگه : آقا ! ما رفتيم فلان و فلان كار كرديم و فقط يه خونه دادند و چيزي ندادند ! حقوق مون رو ندادند ! انسان آرماني ما وقتي براي خداوند و براي مردم كار مي كنه ، نمي ياد بگه : من اگه جاي ديگه كار مي كردم بيشتر مي دادند . پس اينجا بايد بيشتر بدن . نمي گه : دارم ايثار مي كنم و از شما طلبكارم . انسان آرماني ما همت است . در يكي از دبيرستانهاي تهران پرسشنامه اي پخش شد كه چند نفر از شما شهيد همت را مي شناسيد ؟ 94 درصد نمي شناختند ! و اون 6 درصدي كه مي شناختند مي گفتند : همت ، بلوار جنوبي داره و بلوار شمالي ! همين . انسان آرماني ما فراموش شده . ديگه كسي يادش نيست ، وقتي كه خانمش به همت مي گه : پيش امام (ره) بريم عقد كنيم ، مي گه : ” از من نخواه وقت بزرگ مرد مسلمين جهان رو صرف خودم كنم ! ” انسان آرماني ما همته كه وقتي به خانمش مي رسه مي گه : ما از اين مردم هيچ طلبي نداريم . وقتي به نيروهاش مي رسه مي گه : هر جايي وارد شديد اول پاي مردم رو ببوسيد و فكر نكنيد چون جنگيديم اونها بايد هورا بكشند ، ما براي خداوند كار كرديم ، خيلي هم راضي هستيم . انسان آرماني ما همتي است كه فراموش شده . انسان آرماني ما شهيد دلوريه . در بهشت عليِ دزفول . در وصيت نامه اش نوشته : وقتي من رفتم ، من ارزش سنگ قبر ندارم . يه تكه روي قبرم را با گِل صاف كنيد و با نوك انگشت روي اون بنويسيد : پركاهي ، تقديم به آستان الهي ! من هيچ كاري نكردم . جون داده و از تو طلبكار نيست ! هر وقت من و امثال من از شما طلبكار شديم ، سريع ولمون كنيد . مگه چكار كرديم ؟ انسان آرماني ما ، پدر چهار شهيد در شهيدآباد هست كه يه دونه قاب 500 تومني رو كه مي خوايم بهش هديه بديم ، پدرمون در مي ياد و نمي گيره . مي گه : من براي اين مملكت كاري نكردم كه شما ميخوايد به من قاب بديد . انسان آرماني ما ، با يه كار كوچيك از مردم طلبكار نمي شه . انسان آرماني ما اهل زهده . انسان آرماني ما پول رو براي خوردن جمع نمي كنه . انسان آرماني ما همتي هست كه وقتي خانمش بهش مي گه : يه كم پول خورد براي كرايه به من بده . دست تو جيبش مي كنه و بعد با نگاه شرمگين به خانمش نگاه مي كنه ، مي گه : يه دقيقه صبر كن و مي ره از دوستانش پول خورد قرض مي كنه ! همتي كه به خانمش مي گه : من دوست دارم بدترين لباس زنان جامعه را ببيني و تو از اونها بدتر بپوشي . همتي كه فرش نداره ، تلويزيون نداره ، يخچال نداره ، كولر نداره . همتي كه همه زندگيش رو صرف مردم مي كنه . مردم اگر از اين انسانها ببينند ، دنبالشون نمي دوند ، مي ميرند ! زندگيش رو صرف تو مي كنه ، اما هيچ گاه به رخت نمي كشه كه من براي اين مملكت زحمت كشيدم و كار كردم . انسان آرماني زهد داره ، شهيد حمزه سيدآبادي هست كه در وصيت نامه اش مي نويسه : از مال دنيا 150 تومان ( 150 تا يك تومني ! ) دارم ، آن را به خيريه بدهيد ، مردم محتاجند ! ( الله اكبر ! آدم واقعاً‌ تعجب مي كنه ) انسان آرماني ما اهل ايثاره . انسان آرماني ما فقط دنبال علم نيست . امام خميني (ره) فرمودند : علمي كه تعهد همراهش نيست ، بهتره نباشه . انسان آرماني ما فقط اون كسي نيست كه در المپياد اول مي شه . بلكه اوني است كه علاوه بر المپياد ، در اخلاق هم اول مي شه . انسان آرماني ما چمران هست . چمراني كه فقط 30 خرداد رو ما يادش مي كنيم . ( در صورتي كه آرمانهاي ديگه رو از صبح تا شب ، از شب تا صبح ، چه بساطي ؟! ) انسان آرماني ما رجائيه . امام (ره) فرمودند : من روي رجايي مطالعه كردم از دست فروشي تا رئيس جمهوري حالش تغيير نكرد ! ( جوان ! فردا به يه جايي مي رسي ، اين انسان آرماني ماست ) و بعد مي فرمايند : اينها وقتي به رياست مي رسند ، رياست روي اونها تأثير نمي ذاره . بلكه اونها روي رياست تأثير مي گذارند . انسان آرماني ما كسي است كه نبايد با تبليغات اون رو سوق بديم . مقام معظم رهبري در جمع مسؤولان صدا و سيما فرمودند : بايد اهميت ايثار ، انفاق ، زهد و رياضت كشيِ شخصي به مردم گوشزد شود و بايد صدا و سيما در اين مسير قدم بردارد . با چي ؟ با سريال هايي كه عادي سازي روابط دختر و پسر و ترويج اين روابط هست ؟ با سريالهايي كه مبلمان هاش چند صد هزار تومن مي ارزه ؟ و با تبليغات و كلاسهاي آشپزي كه بايد حتماً ماكروفر باشه . وقتي كه اين آشپز صحبت مي كنه ، صدها بيوه زن شهيد آه مي كشند كه ما رفتيم براي مملكت شهيد داديم ، اينها براي چه كساني سرويس مي دهند ؟ زهد و ايثار يعني فقط در مسابقات مسخره كه برگزار مي شه ، حج عمره رو از پول بيت المال به چهار تا مسخرة ديگه بديم و پسر و دختر شهيد آه بكشه كه هنوز سفر زيارتي مشهد نرفته ؟ فرماندار محترم فلان جا ! دو تا حج عمره به مسابقة فلان اهدا كرد . بفرمائيد بريد حج ! از پول باباش داد ؟ آرمان سازي هاي ما اينه ؟ انسان آرماني ما اينه ؟ انسان آرماني ما با اين مسابقات و اين سريالها و اين تبليغات و با اين روزنامه ها و اين معيارها هيچ وقت ساخته نمي شه . مگر حرف اگر حرف من و گوش اگر گوش تو ، آنچه البته به جايي نرسد فرياد است . اين جامعه ديگه زينبي رو به بار نمي ياره . من تنها هستم ، آقا تنها هستند ، اين ميكروفن ها هيچ بردي نداره ، برد و آرمان سازي دست جاهاييه كه از اون بالا دارند خراب مي كنند . من تنهام ، تو تنهايي ، رهبرت تنهاست . همه تنهايند . مجبوريم با اين ذكر خو بگيريم ، ” طوبي للقُربا ” مجبوريم بگيم : آقا ! چي بگيم ؟! كي كمك ميكنه به آرمان سازي ما ؟ كي كمك مي كنه حكومتمون رو ديني و اسلامي نگه داريم ؟! كي كمك مي كنه ؟! بگذريم . به خدا خيلي دلم گرفته . بابا ! ما چوب دو سر طلائيم ، مونديم كه چكار كنيم ؟! از اين ور دوست داريم داد بزنيم ما كمك مي كنيم ، از اون طرف كسي كمك نمي كنه . فقط وقتي يه تقي و توقي مي شه يه دفعه ياد وحدت و فلان و فلان مي افتيم . بعد از اون ديگه كسي حرف گوش نمي كنه . حرف رهبر رو گوش نمي كنه . حضرت آقا ، فرمودند : بايد اهميت ايثار ، انفاق ، زهد و رياضت كشي شخصي را زنده كنيم و برنامه هاي صدا و سيما بايد بر اين مبنا باشد . اين عين جمله است . آمار بياريد كه چند ساعتش اين طوري بوده ؟! و روزنامه ها و مجلات و غيره و غيره و غيره . ما چكار كنيم ، دست تنهاييم ديگه . يك چيز مي تونيم بگيم : خدايا ! صبر زينب (س) اثر مي ده . ما كارمون رو مي كنيم ، حالا 4 تا مي شنوند ، بعد 4 نفر ديگه از اينها مي شنوند ، تا به هر كي برسه ولي صبر زينب (س) اثر مي ده . با پوشوندن اين صداها و پخش نكردن اين حرفها و اينقدر زير سيبيلي رد كردن ، قائله ها پشت قائله ها خواهد آمد و يك روزي اين سقفها بر سر ما خراب خواهد شد چون هي پوشونديم ، هي حرف حق زديم و گفتند : هيس ! آقا ! هيچي نگو ! اين تضعيف اركانه . هي اين كارها رو كرديم تا اينكه ديگه خداي نكرده روزي اركاني باقي نخواهد ماند . خدايا ! به حق مادرمون فاطمه (س) ، به حق خداي صبر ! حضرت زينب (س) ، به علماء ما تعهد ؛ به متعهدين ما علم ؛ به متخصصين ما تعهد ؛ به مسؤولين ما تعهد ؛ به مردم ما ، زهد ، اخلاص ، ايثار و انفاق ؛ به ملت ما آرمان سازي و آرمان گرايي ؛ به متعصبين ما عقل ؛ به عاقلان ما تعصب ؛ به ملت ما تحمل ؛ به مردم ما خداشناسي و به مبلغين ما عمل ، كرامت بفرما .