|
به نام خدا
دوشنبه 23 شهریور 83 / شیراز / واحد خبر
یاس
بچه های شیراز هم همراه با بچه های زائر در مشهد
مقدس با استفاده از پخش سی دی یکی از مراسم های کانون مراسم احیاء
شب مبعث را برگزار کردند .....
جلسه با سخنرانی
آقا سید
شروع شد ، شاید بد نباشه به قسمتایی از این سخنرانی توجه کنیم
.....
_ ایمانی که اومد اگر
بر ایمانت مستقیم باشی ، استقامت داشته باشی ، یواش یواش حتی پرده
های نورانی کنار می ره و سر از زمین بیرون میاری ، الان زیر زمینی
، می رسد به مرحله ساقه ، در مرحله ساقه که رسید هنوز شما خیلی کار
داری ، تا این ساقه را بتونی آرام داشته باشی ، باز مراقب باش ،
اینم ممکنه پیچک بگیره ، اینم ممکنه سرما و گرما بزنه ، از تخم تا
گل یعنی شکفته شدن ایمان یه مراحلی داره که این مراحلو شما باید
درک کنی هیچ کس فکر نکنه با یه کربلا رفتن همه چیز حل میشه ، نه ،
کربلا که میری تازه تخم را کاشتی ، توبه کردی تخم را کاشتی ، زیارت
امام رضا ( ع ) می خوای بری تخم را کاشتی ....
بعد میایم
جلوتر می رسیم به اینکه وقتی آدم میره به سمت اماکن مقدسه ، یعنی
بزرگایی که خدا رو شکر می کنیم که ما ائمه داریم ، امامایی داریم
که می تونیم بهشون اتکا کنیم ، وقتی میره به سمت اینها یک پدر
معنوی قوی پیدا می کنه که با این پدر معنوی خیلی خوب می تونه پشت
شیطان رو به خاک بماله ، خیلی از ما ها دلیل اینکه هی توبه می کنیم
و می شکنیم و اصلاً هیچ وقت هم آدم حسابی نمی شیم اینه که ما
یتیمیم ، بابا نداریم ، یا بابایی رو که داریم قبولش نداریم ، این
بابا رو قدرتمند نمی دونیم ، اگه بیان به ما نشون بدن چه پدر معنوی
قویی داریم ، چه امام زمانی داریم ، چه اهل بیتی داریم ، چه خدایی
داریم که حامی ماست و اینو بتونیم احساس کنیم قوی میریم .....
میگه یه بچه ی ضعیفی بود که صبح تا شب از همه کتک می خورد ، هیکلش
هم خوب بودا ولی صبح تا شب از همه کتک می خورد ، چرا؟ چون می گفت
من یتیمم ، نمی دونم ضعیفم فلانم ، یه روز مادرش عکس یه پهلوان
خیلی قوی هیکلی رو آورد بهش نشون داد گفت: این کیه ؟
گفت: این باباته ،
بابات که مرد این بود ، بله بابای تو پهلوونی بود که تو تمام
زندگیش یک بار یکی نتونسته بود بزندش ، تو پسر این بابایی .
به محض اینکه عکس
بابا رو دید با همین عکس تبدیل به پهلوانی می شه که دیگه هیچ کس
نمی تونست بگه بالا چشت ابرو .
خیلی از من و شما
میریم زیارتها فقط برای اینکه کیفیت چشم محبوب رو ببینیم ، مرا
کیفیت چشم تو کافیست ، کیفیت چشم محبوب در اون گنبد مشخص میشه ،
چیزی که ما داریم نگاه می کنیم .... وقتی در کربلا هستی اصلاً آدم
اونجا احساس روضه بهش دست نمی ده ، اونجا یه صحبتایی در دل تو و
بین تو و آقا اباعبدالله ، بین تو و امیر المومنین ، بین تو و
کاظمین ، بین تو و سامرا ، یک اتفاقایی می افته ، بهت یک درسایی رو
میدن ، من جمله اینکه ما پشت سرتیم ، ما هنوز هواتو داریم ، ما
پدرتیم ، ما پدر معنویتیم ، ما خیلی هواتو داریم ... خوب وقتی
انسان با این پدر آشنا می شه بعد میبینه در این دنیا چقدر نگاهش به
اینا فرق می کنه ، می بینه چقدر برخی مسائل دنیایی براش کوچیک میشه
، چون این خیلی بزرگ شده ....
و
در آخر : و فی الارض آیات للموقنین و فی انفسکم افلا تبصرون
میگن گمشده هایی که
دنبالشون میگردین در نفس های خودتونه نمی خواین نگاه کنین ، دنبال
گمشده ی خودت ، دنبال حسین در قلب خودت بگرد ، این قدر نگو آقا
اباعبدالله کجاست؟ امام زمان کجاست؟ امام رضا کجاست؟ باقی اهل بیت
کجان آخه ما هرچی می گردیم پیداشون نمی کنیم ... نه ، هستن خیلی
نزدیکن ، منتها بعضی وقتا من و تو خوب نگاه نمی کنیم ........
گفتم به کام وصلت
خواهم رسید روزی
گفتا که نیک بنگر
شاید رسیده باشی
باز این دلم هوای
میخانه کرده ساقی ، یاد حرم دلم را دیوانه کرده ساقی
یا هو مدد ، یا هو
مدد ، ای ضامن آهو مدد
یا هو مدد ، یا هو
مدد ، ای ضامن آهو مدد
آقا دلم تنگه برات
قربون اون صحن و سرات
قربون اون کبوترات
قربون اون جارو کشات
یا هو مدد ، یا هو
مدد ، ای ضامن آهو مدد
یا هو مدد ، یا هو
مدد ، ای ضامن آهو مدد
اینم از مراسم احیای بچه های شیراز که بعد با تماس مستقیم با حرم
امام رضا و گوش دادن اذان صبح از صحن گوهر شاد خود را برای نماز
آماده کردند ..... التماس دعا |