|
دعاي
افتتاح
بخواند در هر شب از ماه رمضان
اَللّهُمَّ
اِنّى
خدايا من
ستايش را
اَفْتَتِحُ
الثَّنآءَ بِحَمْدِكَ وَاَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَّنِكَ
وَاَيْقَنْتُ اَنَّكَ اَنْتَ
بوسيله حمد تو
مى گشايم و تويى كه به نعمت بخشى خود بندگان را به درستى
وادارى
و يقين دارم كه براستى تو
اَرْحَمُ
الرّاحِمينَ فى مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ وَاَشَدُّ
الْمُعاقِبينَ فى
مهربانترين
مهربانانى اما در جاى گذشت و مهربانى ولى سخت ترين كيفركننده اى
در
مَوْضِعِ
النَّكالِ وَالنَّقِمَةِ وَاَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرينَ فى مَوْضِعِ
الْكِبْريآءِ
جاى شكنجه و
انتقام و بزرگترين جبارانى در جاى بزرگى و
وَالْعَظَمَةِ
اَللّهُمَّ اَذِنْتَ لى فى دُعآئِكَ وَمَسْئَلَتِكَ فَاسْمَعْ
يا
سَميعُ
عظمت خدايا تو
به من اجازه دادى در اين كه بخوانمت و از تو درخواست كنم پس
اى
خداى شنوا
مِدْحَتى
وَاَجِبْ يا رَحيمُ دَعْوَتى وَاَقِلْ يا غَفُورُ عَثْرَتى فَكَمْ
يآ
مدح و ثنايم
را بشنو و پاسخ ده اى مهربان خواسته ام را و ناديده گير اى
آمرزنده لغزشم را اى
اِلهى مِنْ
كُرْبَةٍ قَدْ فَرَّجْتَها وَهُمُومٍ قَدْ كَشَفْتَها وَعَثْرَةٍ
قَدْ
اَقَلْتَها
معبود من چه
بسيار گرفتارى كه برطرف كردى و چه بسيار اندوه كه زدودى و
لغزشها
كه چشم پوشيدى
وَرَحْمَةٍ
قَدْ نَشَرْتَها وَحَلْقَةِ بَلاَّءٍ قَدْ فَكَكْتَه ا
اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ
و مهر و رحمت
كه گستردى و زنجير بلا كه از هم باز كردى ستايش خاص خدايى است
كه
نگيرد
صاحِبَةً وَلا
وَلَدا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فى الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ
لَهُ
وَلِىُّ
همسرى و نه
فرزندى و نيست برايش شريكى در فرمانروايى و نيست برايش
ياورى
مِنَ الذُّلِّ
وَ كَبِّرْهُ تَكْبيراً اَلْحَمْدُ لِلّهِ بِجَميعِ
مَحامِدِهِ كُلِّهَا عَلى جَميعِ
از خوارى و به
كمال بزرگى او را ياد كن ستايش خداى را به همه ستودگيهايش
يكسر
بر همه
نِعَمِهِ
كُلِّها اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لا مُضآدَّ لَهُ فى مُلْكِهِ
وَلا
مُنازِعَ لَهُ فى
نعمتهايش يكسر
ستايش براى خدايى است كه ضد و دشمنى در پادشاهى او و ستيزه
جويى
در
اَمْرِهِ
اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لا شَريكَ لَهُ فى خَلْقِهِ وَلا شَبيهَ
لَهُ
فى عَظَمَتِهِ
فرمانش نيست
ستايش خدايى را است كه شريكى در خلقتش ندارد و شبيهى در عظمت او
نيست
اَلْحَمْدُ
لِلّهِ الْفاشى فِى الْخَلْقِ اَمْرُهُ وَ حَمْدُهُ الظّاهِرِ
بِالْكَرَمِ مَجْدُهُ
ستايش خاص
خدايى است كه هويدا است در ميان خلق كارش و ستايشش و آشكار است به
بزرگوارى شوكتش
الْباسِطِ
بِالْجُودِ يَدَهُ الَّذى لا تَنْقُصُ خَزآئِنُهُ وَلا تَزيدُهُ
كَثْرَةُ الْعَطآءِ
و گشاده است
دستش آنكه نقصان نپذيرد خزينه هايش و نيفزايدش بسيارى
عطا
اِلاّ جُوداً
وَ كَرَماً اِنَّهُ هُوَ الْعَزيزُ الْوَهّابُ اَللّهُمَّ
اِنّى
اَسْئَلُكَ قَليلاً مِنْ
مگر جود و
بزرگوارى براستى كه او عزيز و بسيار بخشنده است خدايا از تو خواهم
اندكى
از
كَثيرٍ مَعَ
حاجَةٍ بى اِلَيْهِ عَظيمَةٍ وَغِناكَ عَنْهُ قَديمٌ وَ هُوَ
عِنْدى
كَثيرٌ
بسيار با
اينكه نيازمنديم بدان بزرگ است و بى نيازى تو از آن قديم و ازلى
است و
آن درخواست پيش من بسيار
وَهُوَ
عَلَيْكَ سَهْلٌ يَسيرٌ اَللّهُمَّ اِنَّ عَفْوَكَ عَنْ ذَنْبى
وَتَجاوُزَكَ عَنْ
ولى در نزد تو
اندك و آسان است خدايا براستى گذشت تو از گناهم و چشم پوشيت
از
خَطيَّئَتى
وَصَفْحَكَ عَنْ ظُلْمى وَسَِتْرَكَ عَلى قَبيحِ عَمَلى
وَحِلْمَكَ
خطايم و
ناديده گيريت از ستمم و پرده پوشيت بر كار زشتم و
بردباريت
عَنْ كَثيرِ
جُرْمى عِنْدَ ما كانَ مِنْ خَطاءى وَعَمْدى اَطْمَعَنى فى
اَنْ
در برابر
جنايت و جرم بسيارم كه به خطا يا از روى تعمد كردم مرا به طمع
انداخت
تا از تو
اَسْئَلَكَ ما
لا اَسْتَوْجِبُهُ مِنْكَ الَّذى رَزَقْتَنى مِنْ رَحْمَتِكَ
وَاَرَيْتَنى
درخواست كنم
چيزى را كه مستحق آن نيستم ، درخواست كنم آنچه را كه از رحمتت
روزى
من كردى و
مَنْ
قُدْرَتِكَ وَعَرَّفْتَنى مِنْ اِجابَتِكَ فَصِرْتُ اَدْعُوكَ آمِناً
وَاَسْئَلُكَ
از قدرتت به
من نماياندى و از اجابت دعايت به من شناساندى و اين سبب شد كه
من از
روى اطمينان تو را بخوانم
مِسْتَاءنِساً
لا خآئِفاً وَلا وَجِلاً مُدِلاًّ عَلَيْكَ فيما قَصَدْتُ
فيهِ
اِلَيْكَ
و با تو انس
گرفته بدون ترس و واهمه از تو حاجت بخواهم و تازه در مطلوب و
مقصود
خود با ناز و عشوه به درگاهت آيم
فَاِنْ
اَبْطَاَ عَنّى عَتَبْتُ بِجَهْلى عَلَيْكَ وَلَعَلَّ الَّذى
اَبْطَاَعَنّى هُوَ خَيْرٌ لى
و اگر حاجتم
دير برآيد بواسطه نادانيم بر تو اعتراض كنم در صورتى كه شايد
دير
كردن آن براى من بهتر باشد زيرا
لِعِلْمِكَ
بِعاقِبَةِ الاُْمُورِ فَلَمْ اَرَ مَوْلاً كَريماً اَصْبَرَ
عَلى
عَبْدٍ لَئيمٍ مِنْكَ
تو داناى به
سرانجام كارها هستى و از اينرو من نديدم مولاى بزرگوارى را كه
بر
بنده پست خود شكيباتر از تو باشد
عَلَىَّ يا
رَبِّ اِنَّكَ تَدْعُونى فَاُوَلّى عَنْكَ وَتَتَحَبَّبُ اِلَىَّ
فَاَتَبَغَّضُ اِلَيْكَ
بر من اى
پروردگارم تو مرا مى خوانى ولى من از تو رومى گردانم و تو به من
دوستى
مى كنى ولى من با تودشمنى مى كنم و تو
وَتَتَوَدَّدُ
اِلَىَّ فَلا اَقْبَلُ مِنْكَ كَاَنَّ لِىَ التَّطَوُّلَ
عَلَيْكَ فَلَمْ يَمْنَعْكَ ذلِكَ
به من محبت
كنى و من نپذيرم گويا من منتى بر تو دارم و باز اين احوال
بازندارد تو را از
مِنَ
الرَّحْمَةِ لى وَالاِْحْسانِ اِلَىَّ وَالتَّفَضُّلِ عَلَىَّ
بجُودِكَ وَكَرَمِكَ
مهر به من و و
احسان بر من و بزرگواريت نسبت به من از روى بخشندگى و
بزرگواريت
فَارْحَمَ
عَبْدَكَ الْجاهِلَ وَجُدْ عَلَيْهِ بِفَضْلِ اِحْسانِكَ اِنَّكَ
جَوادٌ
كَريمٌ
پس بر بنده
نادانت رحم كن و از زيادى احسانت بر او ببخش كه براستى تو بخشنده
و
بزرگوارى
اَلْحَمْدُ
لِلّهِ مالِكِ الْمُلْكِ مُجْرِى الْفُلْكِ مُسَخِّرِ الرِّياحِ
فالِقِ
الاِْصْباحِ
ستايش خاص خدا
است كه مالك سلطنت و روان كننده كشتى (وجود) و مسخركننده
بادها
و شكافنده سپيده صبح
دَيّانِ
الدّينِ رَبِّ الْعَالَمينَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ عَلى حِلْمِهِ بَعْدَ
عِلمِهِ وَالْحَمْدُ
و حكمفرماى
روز جزا و پروردگار جهانيان است ستايش خداى را است كه بردباريش
پس از
دانستن و ستايش
لِلّهِ عَلى
عَفْوِهِ بَعْدَ قُدْرَتِهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلى طُولِ
اَناتِهِ فى غَضَبِهِ
براى خدا است
بر گذشتش با اينكه نيرومند است و ستايش براى خدا است بر زيادى
تحمل و
بردباريش در عين خشم
وَهُوَ قادِرٌ
عَلى ما يُريدُ اَلْحَمْدُ لِلّهِ خالِقِ الْخَلْقِ باسِطِ
الرِّزْقِ فاِلقِ
او با اينكه
او بر هرچه بخواهد تواناست ستايش خداى را است كه آفريننده خلق و
گسترنده روزى و شكافنده
اَلاِْصْباحِ
ذِى الْجَلالِ وَالاِْكْرامِ وَالْفَضْلِ وَالاِْنْعامِ الَّذى
بَعُدَ
فَلا
صبح صاحب جلال
و بزرگوارى و فضل و نعمت بخشى آنكه دور است پس
يُرى وَقَرُبَ
فَشَهِدَ النَّجْوى تَبارَكَ وَتَعالى اَلْحَمْدُ لِلّهِ
الَّذى
لَيْسَ لَهُ
ديده نشود و
نزديك است كه مطلع از گفتگوهاى سرى است برتر و والا است ستايش
خدايى
را كه نيست براى او
مُنازِ عٌ
يُعادِلُهُ وَلا شَبيهٌ يُشاكِلُهُ وَلا ظَهيرٌ يُعاضِدُهُ قَهَرَ
بِعِزَّتِهِ
ستيزه جويى كه
با او برابرى كند و نه شبيهى كه هم شكل او باشد و نه پشتيبانى
كه
كمكش كند به عزت خويش
الاْعِزّآءَ
وَتَواضَعَ لِعَظَمَتِهِ الْعُظَمآءُ فَبَلَغَ بِقُدْرَتِهِ ما
يَشآءُ
اَلْحَمْدُ لِلّهِ
چيره دستان را
مقهور ساخته و در مقابل عظمتش بزرگان فروتنى كرده پس بوسيله
نيرويش
بهرجا كه خواهد رسيده ستايش خدايى را
الَّذى
يُجيبُنى حينَ اُناديهِ وَيَسْتُرُ عَلَىَّ كُلَّ عُورَةٍ وَاَنَا
اَعْصيهِ وَ
كه پاسخم دهد
هرگاه بخوانمش و بپوشاند بر من هر زشتى را و من نافرمانيش كنم
و
يُعَظِّمُ
الْنِّعْمَةَ عَلَىَّ فَلاَّ اُج ازيهِ فَكَمْ مِنْ مَوْهِبَةٍ
هَنيَّئَةٍ قَدْ اَعْطانى
بزرگ گرداند
بر من نعمتش را ولى من پاداشش ندهم پس چه بسيار بخششهاى جانبخشى
كه به
من عطا فرمود
وَعَظيمَةٍ
مَخُوفَةٍ قَدْ كَفانى وَبَهْجَةٍ مُونِقَةٍ قَدْ اَرانى
فَاُثْنى عَلَيْهِ
و چه پيش
آمدهاى بزرگ و هولناكى را كه از من دور كرد و چه خوشيهاى شگفت
انگيزى
كه به من نماياند او را
حامِدا
وَاَذْكُرُهُ مُسَبِّحاً اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لا يُهْتَكُ
حِجابُهُ وَلا يُغْلَقُ
ستايش كنان
ثنا گويم و تسبيح گويان يادش كنم ستايش خاص خدايى است كه پرده اش
دريده
نشود و در خانه اش
بابُهُ وَلا
يُرَدُّ سآئِلُهُ وَلا يُخَيَّبُ آمِلُهُ اَلْحَمْدُ لِلّهِ
الَّذى
يُؤْمِنُ الْخآئِفينَ
بسته نگردد و
خواهنده اش رد نشود و آرزومندش نوميد نگردد ستايش خاص خدايى
است كه
هراسناكان را امان بخشد
وَيُنَجِّى
الصّالِحينَ وَيَرْفَعُالْمُسْتَضْعَفينَ وَيَضَعُ
الْمُسْتَكْبِرينَ وَ
و شايستگان را
نجات دهد و ناتوان شمردگان را بلند كند و گردنكشان را زبون
كند و
يُهْلِكُ
مُلُوكاً وَيَسْتَخْلِفُ آخَرينِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ قاِصمِ
الجَّبارينَ مُبيرِ
شاهان را
نابود كند و به جايشان دسته ديگرى نشاند ستايش خداى را در هم
شكننده
سركشان و نابودكننده
الظّالِمينَ
مُدْرِكِ الْهارِبينَ نَكالِ الظّالِمينَ صَريخِ
الْمُسْتَصْرِخينَ
ستمكاران
دريابنده گريختگان كيفردهنده ظالمان فريادرس
فريادخواهان
مَوْضِعِ
حاجاتِ الطّالِبينَ مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنينَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ
الَّذى
مِنْ
جايگاه
حاجتهاى جويندگان تكيه گاه مؤ منان ستايش خدايى را است
كه
خَشْيَتِهِ
تَرْعَدُ السَّمآءُ وَ سُكّانُها وَتَرْجُفُ الاْرْضُ
وَعُمّارُها
از ترس او
آسمان و ساكنانش غرش كنند و زمين و آباد كنندگانش بر خود
بلرزند
وَتَمُوجُ
الْبِحارُ وَمَنْ يَسْبَحُ فى غَمَراتِها اَلْحَمْدُ لِلّهِ
الَّذى
هَدانا لِهذا
و درياها و
آنانكه در قعر آنها شناورى كنند به جنبش و موج درآيد ستايش خاص
خدايى
است كه ما را به اين (دين ) هدايت فرمود
وَما كُنّا
لِنَهْتَدِىَ لَوْلا اَنْ هَدانَا اللّهُ اَلْحَمْدُ لِلّهِ
الَّذى
يَخْلُقُ وَلَمْ يُخْلَقْ
و اگر او ما
را هدايت نكرده بود ما بدان هدايت نمى شديم ستايش خدايى را است
كه
آفريد و خود آفريده نشده
وَيَرْزُقُ
وَلا يُرْزَقُ وَيُطْعِمُ وَلا يُطْعَمُ وَيُميتُ الاْحيآءَ
وَيُحْيِى
روزى دهد و
كسى او را روزى ندهد و بخوراند و خود بى نياز از خوراك است و
بميراند زندگان را و زنده كند
الْمَوْتى
وَهُوَ حَىٌّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى
كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ
مردگان را و
او است زنده اى كه نميرد هرچه خير است به دست او است و او براى
هرچيز
توانا است
اَللّهُمَّ
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ وَاَمينِكَ
وَصَفِيِّكَ
خدايا درود
فرست بر محمد بنده ات و پيامبرت و امين بر وحيت و پسنديده
ات
وَحَبيبِكَ
وَخِيَرَتِكَ مَنْ خَلْقِكَ وَحافِظِ سِرِّكَ وَمُبَلِّغِ
رِسالاتِكَ اَفْضَلَ
و حبيبت و
برگزيده ات از ميان خلق و نگهدار رازت و رساننده پيامهايت برترين
درود
وَاَحْسَنَ
وَاَجْمَلَ وَاَكْمَلَ وَاَزْكى وَاَنْمى وَاَطْيَبَ وَاَطْهَرَ
وَاَسْنى
و بهترين و
زيباترين و كاملترين و پاكيزه ترين و پررشدترين و خوشترين و
پاكترين و بلندترين
وَاَكْثَرَ ما
صَلَّيْتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ وَتَحَنَّنْتَ
وَسَلَّمْتَ عَلى اَحَدٍ
و بيشترين
درودى كه فرستادى و بركتى كه دادى و ترحمى كه كردى و عطوفتى كه
ورزيدى
و تحيتى كه فرستادى بر هر يكى
مِن عِبادِكَ
وَاَنْبِيآئِكَ وَرُسُلِكَ وَصِفْوَتِكَ وَاَهْلِ الْكَرامَةِ
عَلَيْكَ مِن
از بندگانت و
پيمبرانت و رسولانت و برگزيدگانت و گراميان تو از
ميان
خَلْقِكَ
اَللّهُمَّ وَصَلِّ عَلى عَلي اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَوَصِىِّ
رَسوُلِ رَبِّ
خلقت خدايا و
درود فرست بر على امير مؤ منان و وصى فرستاده
پروردگار
الْعالَمينَ
عَبْدِكَ وَوَليِّكَ وَاَخى رَسُولِكَ وَحُجَّتِكَ عَلى
خَلْقِكَ
جهانيان بنده
تو و ولى تو و برادر پيامبر تو و حجت تو بر خلقت
وَآيَتِكَ
الْكُبْرى وَالنَّباءِ الْعَظيمِ وَصَلِّ عَلَى الصِّدّيقَةِ
الطّاهِرَةِ فاطِمَةَ
و نشانه بزرگت
و نباء عظيم (آن خبر بزرگ ) و درود فرست بر صديقه طاهره فاطمه
(زهرا)
سَيِّدَةِ
نِسآءِ الْعالَمينَ وَصَلِّ عَلى سِبْطَىِ الرَّحْمَةِ وَاِمامَىِ
الْهُدى
بانوى زنان
جهانيان و درود فرست بر دو سبط (پيامبر) رحمت و دو پيشواى
هدايت
الْحَسَنِ
وَالْحُسَيْنِ سَيِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَّنَةِ وَصَلِّ عَلى
اَئِمَّةِ
حسن و حسين دو
آقاى جوانان اهل بهشت و درود فرست بر پيشوايان
الْمُسْلِمينَ
عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِي وَجَعْفَرِ
بْنِ
مُحَمَّدٍ
مسلمانان على
بن الحسين و محمد بن على و جعفر بن محمد
وَمُوسَى بْنِ
جَعْفَرٍ وَعَلِىِّ بْنِ مُوسى وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِي
وَعَلِىِّ بْنِ
و موسى بن
جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على
مُحَمَّدٍ
وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِي وَالْخَلَفِ الْهادى الْمَهْدِىِّ
حُجَجِكَ عَلى
بن محمد و حسن
بن على و يادگار شايسته و راهنمايش حضرت مهدى كه اينها حجتهاى
تو بر
عِبادِكَ
وَاُمَناَّئِكَ فى بِلادِكَ صَلَوةً كَثيرَةً دآئِمَةً اَللّهُمَّ
وَصَلِّ عَلى
بندگانت هستند
و امينهاى تو در شهرها و بلاد تواند درودى فرست كه بسيار و
هميشگى
باشد خدايا و بالخصوص درود فرست
وَلِىِّ
اَمْرِكَ الْقآئِمِ الْمُؤَمَّلِ وَالْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ
وَحُفَّهُ بِمَلاَّئِكَتِكَ
برسرپرست
دستورت آن امام قائم كه مايه اميد است وآن عدل ودادى كه همه چشم
براهش
هستند و فراگير او را به فرشتگان
الْمُقَرَّبينَ وَاَيِّدْهُ بِروُحِ الْقُدُسِ يا رَبَّ الْعالَمينَ
اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ
مقربت حلقه
وار و به روح القدس ياريش كن اى پروردگار جهانيان خدايا (وسائل
آمدنش
را) آماده كن
الدّاعِىَ
اِلى كِتابِكَ وَالْقآئِمَ بِدينِكَ اسْتَخْلِفْهُ فى الاْرْضِ
كَمَا
تا او به
كتابت دعوت كند و به دين تو قيام كند و او را روى زمين جايگزين
گردان
چنانچه
اسْتَخْلَفْتَ
الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِ مَكِّنْ لَهُ دينَهُ الَّذِى
ارْتَضَيْتَهُ لَهُ اَبْدِلْهُ مِنْ
جايگزين كردى
آنانكه پيش از او بودند و آن دينى را كه برايش پسنديده اى بدست
او
پابرجا كن و پس از
بَعْدِ
خَوْفِهِ اَمْناً يَعْبُدُكَ لا يُشْرِكُ بِكَ شَيْئاً اَللّهُمَّ
اَعِزَّهُ وَاَعْزِزْ بِهِ
ترس و خوفى كه
داشته آسايش خاطرى به او بده كه با كمال خلوص تو را پرستش كند
خدايا
عزيزش گردان و ديگران را به او عزيز كن
وَانْصُرْهُ
وَانْتَصِرْ بِهِ وَانْصُرْهُ نَصْرا عَزيزا وَافْتَحْ لَهُ
فَتْحاً يَسيراً
ياريش كن و
بوسيله او ديگران را يارى كن و بطور پيروزمندانه اى او را يارى
كن و
گشايش آسانى
وَاجْعَلْ
لَهُ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصيراً اَللّهُمَّ اَظْهِرْ بِهِ
دينَكَ
وَسُنَّةَ
بهره اش كن و
قرار ده برايش از نزد خود حكومتى نصرت آور خدايا بدو دين خود و
روش
نَبِيِّكَ
حَتّى لا يَسْتَخْفِىَ بِشَىْءٍ مِنَالْحَقِّ مَخافَةَ اَحَدٍ
مِنَ
الْخَلْقِ
پيامبرت را
آشكار ساز بطورى كه چيزى از امور حقه نماند كه ناچار باشد از ترس
مردم
پنهانش كند
اَللّهُمَّ
اِنّا نَرْغَبُ اِلَيْكَ فى دَوْلَةٍ كَريمَةٍ تُعِزُّ بِهَا
الاِْسْلامَ وَاَهْلَهُ
خدايا ما با
تضرع و زارى به درگاهت از تو خواستاريم دولتى گرامى را كه به
وسيله
آن اسلام و مسلمين
وَتُذِلُّ
بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ وَتَجْعَلُنا فيها مِنَالدُّعاةِ اِلى
طاعَتِكَ
را عزت بخشى و
نفاق و منافقين را منكوب سازى و ما را در آن دولت از زمره
خوانندگان مردم بسوى اطاعت تو
وَالْقادَةِ
اِلى سَبيلِكَ وَتَرْزُقُنا بِها كَرامَةَ الدُّنْيا
وَالاْخِرَةِ اَللّهُمَّ ما
و از برندگان
بسوى راه خود قرارمان دهى و بدان وسيله بزرگوارى دنيا و آخرت
را
نصيب ما گرداندى خدايا آنچه را كه
عَرَّفْتَنا
مِنَ الْحَقِّ فَحَمِّلْناهُ وَما قَصُرْنا عَنْهُ
فَبَلِّغْناهُ اَللّهُمَّ الْمُمْ بِهِ
از حق به ما
شناسانده اى تاب تحملش را نيز به ما بده و آنچه را كه از رسيدن
بدان
كوتاه آمديم تو ما را بدان برسان خدايا بدان حضرت
شَعَثَنا
وَاشْعَبْ بِهِ صَدْعَنا وَارْتُقْ بِهِ فَتْقَنا وَكَثِّرْبِهِ
قِلَّتَنا وَاَعْزِزْ بِهِ
پراكندگيمان
را برطرف كن و گسيختگيمان را دور كن و پريشانى ما را بدو پيوست
كن و
كمى ما را بدو زياد كن
ذِلَّتَنا
وَاَغْنِ بِهِ عآئِلَنا وَاقْضِ بِهِ عَنْ مَُغْرَمِنا
وَاجْبُرْبِهِ فَقْرَنا وَسُدَّ بِهِ
وخوارى ما را
بدو عزت بخش و ندارى ما را بدو توانگرى بخش و بدهى ما را
بوسيله
اش بپرداز و فقر ما را بدو جبران كن
خَلَّتَنا
وَيَسِّرْ بِهِ عُسْرَنا وَبَيِّضْ بِهِ وُجُوهَنا وَفُكَّ بِهِ
اَسْرَنا وَاَنْجِحْ بِهِ
و شكاف و
تفرقه ما را بدو برطرف كن و سختى ما را بدو آسان كن و چهره هاى ما
را بدو
سفيد گردان و گرفتاران ما را بدو آزاد
طَلِبَتَنا
وَاَنْجِزْ بِهِ مَواعيدَنا وَاسْتَجِبْ بِهِ دَعْوَتَنا
وَاَعْطِنا بِهِ سُؤْلَنا
كن و خواسته
هاى ما را بدو روا كن و وعده هاى ما را به او تحقق بخش و دعاى
ما را
بدو مستجاب كن وخواهشهاى ما را
وَبَلِّغْنا
بِهِ مِنَ الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ آمالَنا وَاَعْطِنا بِهِ
فُوْقَ
رَغْبَتِنا يا خَيْرَ
بوسيله او عطا
كن و بوسيله او ما را به آرزوهاى دنيا و آخرت برسان و بوسيله
او بيش
از آنچه ما خواهانيم به ما بده اى بهترين
الْمَسْئُولينَ وَاَوْسَعَ الْمُعْطينَ اِشْفِ بِهِ صُدُورَنا وَاَذْهِبْ
بِهِ
غَيْظَ
درخواست شدگان
و دست بازترين عطاكنندگان سينه هاى ما را با ظهورش شفا بخش و
بوسيله
او عقده
قُلُوبِنا
وَاهْدِنا بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فيهِ مِنَ الْحَقِّ بِاِذْنِكَ
اِنَّكَ تَهْدى مَنْ
دلهاى ما را
برطرف كن و بدو ما را بدان حقى كه مورد اختلاف است به اذن خود
راهنمايى كن كه براستى تو هركه
تَشآءُ اِلى
صِراطٍ مُسْتَقيمٍ وَانْصُرْنا بِهِ عَلى عَدُوِّكَ وَعَدُوِّنآ
اِلهَ
را بخواهى به
راه راست هدايت فرمايى و بدست او ما را بر دشمنانت و دشمنان ما
نصرت
ده اى معبود
الْحَقِّ
آمينَ اَللّهُمَّ اِنّا نَشْكوُ اِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنا
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَالِهِ
برحق - آمين -
خدايا ما به تو شكايت كنيم از نبودن پيامبرمان كه درودهاى تو
بر او
و آلش باد
وَغَيْبَةَ
وَلِيِّنا وَكَثْرَةَ عَدُوِّنا وَقِلَّةَ عَدَدِنا وَشِدّةَ
الْفِتَنِ بِنا وَتَظاهُرَ
و از غيبت
مولايمان و از بسيارى دشمنان و كمى افرادمان و از سختى آشوبها و
از كمك
دادن اوضاع
الزَّمانِ
عَلَيْنا فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَاَعِنّا عَلى ذلِكَ
بِفَتْحٍ مِنْكَ
زمانه به زيان
ما پس درود فرست بر محمد و آلش و كمك ده ما را بر اين اوضاع
به
گشايش
تُعَجِّلُهُ
وَبِضُرٍّ تَكْشِفُهُ وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ وَسُلْطانِ حَقٍّ
تُظْهِرُهُ وَرَحْمَةٍ
فورى از طرف
خود و برطرف كردن رنج وناراحتى و يارى با عزت و ظاهر ساختن
سلطنت
حقه و رحمتى
مِنْكَ
تَجَلِّلُناها وَعافِيَةٍ مِنْكَ تُلْبِسُناها بِرَحْمَتِكَ يا
اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
از جانب تو كه
ما را فراگيرد و تندرستى از طرف تو كه ما را بپوشاند به رحمتت
اى
مهربانترين مهربانان
بازگشت به بالا
دعاي سحر
دعاى سحر
معروف.
دعاى
عظيم
الشاءنى راكه ازحضرت امام رضاعليه السلام نقل شده كه فرموده اين دعايى است كه
حضرت
امام
محمد باقرعليه السلام در سحرهاى ماه رمضان مى خواندند.
اَللّهُمَّ
اِنّى
اَسْئَلُكَ مِنْ بَهاَّئِكَ
خدايا از تو خواهم به
درخشنده ترين
مراتب
بِاَبْهاهُ
وَكُلُّ بَهاَّئِكَ بَهِىُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ
بِبَهاَّئِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى
درخشندگيت با
اينكه تمام مراتب آن درخشنده است خدايا درخواست كنم به همه
مراتب
درخشندگيت خدايا از
اَسْئَلُكَ
مِنْ جَمالِكَ بِاَجْمَلِهِ وَكُلُّ جَمالِكَ جَميلٌ اَللّهُمَّ
اِنّى
اَسْئَلُكَ
تو خواهم به
زيباترين مراتب جمالت با اينكه تمام مراتب جمالت زيبا است خدايا
از تو
خواهم
بِجَمالِكَ
كُلِّهِ
اَللّهُمَّ اِنّى
اَسْئَلُكَ مِنْ جَلالِكَ بِاَجَلِّهِ
وَكُلُّ
جَلالِكَ
به همه مراتب
جمالت خدايا از تو خواهم به باشكوهترين مراتب جلالت با اينكه
تمام
مراتب جلال تو
جَليلٌ
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِجَلالِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى
اَسْئَلُكَ مِنْ
باشكوه است
خدايا از تو خواهم به همه مراتب جلالت خدايا از تو خواهم
به
عَظَمَتِكَ
بِاَعْظَمِها وَكُلُّ عَظَمَتِكَ عَظَيمَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى
اَسْئَلُكَ
بزرگترين
مرتبه عظمتت با اينكه تمام مراتب عظمتت بزرگ است خدايا از تو
خواهم
بِعَظَمَتِكَ
كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسَئَلُكَ مِنْ نُورِكَ
بِاَنْوَرِهِ وَكُلُّ نُورِكَ نَيِّرٌ
به همه مراتب
عظمتت خدايا از تو خواهم به نورانى ترين مراتب روشنيت با اينكه
تمام
مراتب روشنيت نورانى است
اَللّهُمَّ
اِنّى اَسْئَلُكَ بِنُورِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ
مِنْ
رَحْمَتِكَ
خدايا از تو
خواهم به همه مراتب نورت خدايا از تو خواهم به وسيعترين مراتب
رحمتت
با اينكه تمام مراتب رحمتت
بِاَوْسَعِها
وَكُلُّ رَحْمَتِكَ واسِعَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ
بِرَحْمَتِكَ كُلِّها
وسيع است
خدايا از تو خواهم به همه مراتب رحمتت
اَللّهُمَّ
اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِاَتَمِّها وَكُلُّ
كَلِماتِكَ تاَّمَّةٌ اَللّهُمَّ
خدايا از تو
خواهم به تمامترين كلمات (و سخنانت ) با اينكه همه سخنانت تمام
است
خدايا
اِنّى
اَسْئَلُكَ بِكَلِماتِكَ كُلِّهَا اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ
كَمالِكَ بِاَكْمَلِهِ
از تو خواهم
به همه سخنانت خدايا از تو خواهم به كاملترين مرتبه كمالت با
اينكه
وَكُلُّ
كَمالِكَ كامِلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكَمالِكَ كُلِّهِ
اَللّهُمَّ اِنّى
تمام مراتب
كمالت كامل است خدايا از تو خواهم به همه مراتب كمالت خدايا از
تو
اَسْئَلُكَ
مِنْ اَسماَّئِكَ بِاَكْبَرِها وَكُلُّ اَسْماَّئِكَ كَبيرَةٌ
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ
خواهم به
بزرگترين نامهايت با اينكه تمام نامهايت بزرگ است خدايا از تو
خواهم
به همه
بِاَسْماَّئِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عِزَّتِكَ
باَعَزِّها وَكُلُّ عِزَّتِكَ
نامهايت خدايا
از تو خواهم به عزيزترين مقام عزتت گرچه همه مراتب
عزتت
عَزيزَةٌ
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى
اَسْئَلُكَ مِنْ
عزيز است
خدايا از تو خواهم به همه مراتب عزتت خدايا از تو خواهم به حق
گذراترين
مَشِيَّتِكَ
بِاَمْضاها وَكُلُّ مَشِيَّتِكَ ماضِيَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى
اَسْئَلُكَ بِمَشِيَّتِكَ
مشيتت گرچه
تمام مراتب مشيتت گذرا است خدايا از تو خواهم
كُلِّها
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ قُدْرَتِكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتى
اسْتَطَلْتَ بِها عَلى
تمام مراتب
مشيتت خدايا از تو خواهم به حق آن قدرتت كه احاطه پيدا كردى بدان
بر
كُلِّشَىْءٍ
وَكُلُّ قُدْرَتِكَ مُسْتَطيلَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ
بِقُدْرَتِكَ كُلِّها
هر چيز گرچه
تمام مراتب قدرتت چنين است خدايا از تو خواهم به همه مراتب
قدرتت
اَللّهُمَّ
اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِاَنْفَذِهِ وَكُلُّ عِلْمِكَ
نافِذٌ
اَللّهُمَّ اِنّى
خدايا از تو
خواهم به حق نافذترين مراتب دانشت گرچه تمام مراتب دانشت نافذ
است
خدايا از تو
اَسْئَلُكَ
بِعِلْمِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ قَوْلِكَ
بِاَرْضاهُ وَكُلُّ قَوْلِكَ
خواهم به تمام
مراتب دانشت خدايا از تو خواهم به حق پسنديده ترين سخنانت با
اينكه
همه سخنانت
رَضِىُّ
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِقَوْلِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى
اَسْئَلُكَ مِنْ
پسنديده است
خدايا از تو خواهم به حق همه سخنانت خدايا از تو خواهم به
حق
مَساَّئِلِكَ
بِاَحَبِّها اِلَيْكَ وَكُلُّ مَساَّئِلِكَ اِلَيْكَ حَبيبَةٌ
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ
محبوبترين
خواسته هايت پيش تو گرچه همه خواسته هايت پيش تو محبوب است خدايا
از تو
خواهم به حق
بِمَساَّئِلِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ
بِاَشْرَفِهِ وَكُلُّ شَرَفِكَ
همه خواسته
هايت خدايا از تو خواهم به حق شريفترين مراتب شرفت با اينكه تمام
مراتب
آن
شَريفٌ
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى
اَسْئَلُكَ مِنْ
شريف است
خدايا از تو خواهم به همه مراتب شرفت خدايا از تو خواهم به
حق
سُلْطانِكَ
بِاَدْوَمِهِ وَكُلُّ سُلطانِكَ داَّئِمٌ اَللّهُمَّ اِنّى
اَسْئَلُكَ بِسُلْطانِكَ
ابدى ترين
مراتب سلطنت گرچه تمام مراتب سلطنتت جاويدان است خدايا از تو
خواهم
به حق تمام مراتب سلطنتت
كُلِّهِ
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِاَفْخَرِهِ وَكُلُّ
مُلْكِكَ فاخِرٌ اَللّهُمَّ
خدايا از تو
خواهم به حق گرانمايه ترين مراتب فرمانرواييت گرچه تمام مراتب
فرمانرواييت گرانمايه است خدايا
اِنّى
اَسْئَلُكَ بِمُلْكِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ
عُلُوِّكَ بِاَعْلاهُ وَكُلُّ
از تو خواهم
به همه مراتب فرمانرواييت خدايا از تو خواهم به والاترين مقام
بلندت
گرچه همه
عُلُوِّكَ
عالٍ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعُلُوِّكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ
اِنّى
اَسْئَلُكَ مِنْ
مراتب آن
والاست خدايا از تو خواهم به همه مراتب بلنديت خدايا از تو خواهم
به حق
مَنِّكَ
بِاَقْدَمِهِ وَكُلُّ مَنِّكَ قَديمٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ
بِمَنِّكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ
قديمترين
نعمتت گرچه همه نعمتهايت قديم است خدايا از تو خواهم به حق
نعمتهايت خدايا
اِنّى
اَسْئَلُكَ مِنْ آياتِكَ بِاَكْرَمِها وَكُلُّ آياتِكَ كَريمَةٌ
اَللّهُمَّ اِنّى
از تو خواهم
به حق گرامى ترين آياتت گرچه همه آيات تو گرامى است خدايا از
تو
اَسْئَلُكَ
بِآياتِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِما اَنْتَ فيهِ
مِنَ
الشَّاْنِ
خواهم به حق
همه آياتت خدايا از تو خواهم بدانچه در آنى از
شاءن
وَالْجَبَرُوتِ وَاَسْئَلُكَ بِكُلِّ شَاْنٍ وَحْدَهُ وَ جَبَرُوتٍ وَحْدَها
اَللّهُمَّ اِنّى
و مقام و
بزرگى واز تو خواهم به هر شاءن و مقامى جدا و بهر بزرگى جداگانه
خدايا
از تو
اَسْئَلُكَ
بِما تُجيبُنى [بِهِ] حينَ اَسْئَلُكَ فَاَجِبْنى يا اَللّهُ
خواهم به آنچه
اجابت كنى دعايم را هنگامى كه از تو خواهم كه اجابت كنى اى
خدا
پس
هر حاجت كه
دارى از خدا بطلب كه البتّه برآورده
است
بازگشت به بالا
مختصرترين دعاي سحر
اين دعا را كه مختصرترين دعاهاى سحر است و در اقبال است :
يا
مَفْزَعى عِنْدَ كُرْبَتى وَيا غَوْثى عِنْدَ شِدَّتى
اى پناهگاهم در هنگام غمزدگى و اى دادرسم در
هنگام سختى و
دشوارى
اِلَيْكَ
فَزِعْتُ وَبِكَ اسْتَغَثْتُ وَبِكَ لُذْتُ لا اَلُوذُ بِسِواكَ
وَلا
اَطْلُبُ
به درگاهت
زارى كنم و به تو استغاثه كنم و به تو پناه آرم و بجز تو به ديگرى
پناه
نبرم و گشايش
الْفَرَجَ
اِلاّ مِنْكَ فَاَغِثْنى وَفَرِّجْ عَنّى يا مَنْ يَقْبَلُ
الْيَسيرَ وَيَعْفُو عَنِ
را جز از تو
نخواهم پس بدادم برس و گشايشى به من ده اى كه بپذيرى (طاعت
) اندك را و بگذرى از
(گناه
)
الْكَثيرِ
اِقْبَلْ مِنِّى الْيَسيرَ وَاعْفُ عَنِّى الْكَثيرَ اِنَّكَ
اَنْتَ
الْغَفُورُ
بسيار بپذير
از من (طاعت ) اندك را و بگذر از (گناه ) بسيار كه براستى تو
آمرزنده
الرَّحيمُ
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ ايماناً تُباشِرُبِهِ قَلْبى
وَيَقيناً حَتّى اَعْلَمَ
و مهربانى
خدايا از تو ايمانى خواهم كه هميشه دلم با آن همراه باشد و يقينى
خواهم
كه (بدان وسيله ) بدانم
اَنَّهُ لَنْ
يُصيَبنى اِلاّ ما كَتَبْتَ لى وَرَضِّنى مِنَ الْعَيْشِ بِما
قَسَمْتَ لى
كه چيزى به من
نرسد جز آنچه برايم نوشته اى و خوشنودم كن از زندگى به همان
كه
نصيبم كرده اى
يا اَرْحَمَ
الرّاحِمينَ يا عُدَّتى فى كُرْبَتى وَيا صاحِبى فى شِدَّتى
وَيا
اى مهربانترين
مهربانان اى ذخيره ام در غمندگى و اى يار همراهم در سختى و
اى
وَلِيّى فى
نِعْمَتى وَيا غايَتى فى رَغْبَتى اَنْتَ السّاتِرُ
عَوْرَتى
سرپرستم در
نعمت و اى منتهاى شوق و رغبتم تويى پوشاننده
زشتيهايم
وَالاْمِنُ
رَوْعَتى وَالْمُقيلُ عَثْرَتى فَاغْفِرْ لى خَطيَّئَتى يا
اَرْحَمَ
الرّاحِمينَ
و امان بخش
هراس و دلهره ام و چشم پوش لغزشم پس بيامرز خطايم را اى
مهربانترين
مهربانان
بازگشت به بالا
دعاي قبل از قرائت قرآن
چون ماه رمضان شروع شود سزاوار است تكثير تلاوت قرآن ومروى است كه حضرت صادق
عليه السلام در وقت تلاوت قرآن قبل از قرائت اين دعا را مى خواندند:
اَللّهُمَّ
اِنّى اَشْهَدُ اَنَّ هذا كِتابُكَ
خدايا من گواهى دهم كه اين كتابى
است
الْمُنْزَلُ
مِنْ عِنْدِكَ عَلى رَسُولِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللّهِ
صَلَّى
اللّهُ عَلَيْهِ
كه نازل شده
از نزد تو بر فرستاده ات محمد بن عبداللّه صلى الله
عليه
وَ الِهِ
وَكَلامُكَ النّاطِقُ عَلى لِسانِ نَبِيِّكَ جَعَلْتَهُ هادِياً
مِنْكَ
اِلى
و آله و كلام
گوياى تو است كه بر زبان پيغمبرت جارى گشته و آن را راهنماى
خود بر
خَلْقِكَ
وَحَبْلاً مُتَّصِلاً فيما بَيْنَكَ وَبَيْنَ عِبادِكَ اَللّهُمَّ
اِنّى
نَشَرْتُ
خلق خويش قرار
دادى و رشته پيوسته اى در مابين خود و مابين بندگانت گردانيدى
خدايا
من باز كردم (پيش
عَهْدَكَ
وَكِتابَكَ اَللّهُمَّ فَاجْعَلْ نَظَرى فيهِ عِبادَةً
وَقِراَّئَتى فيهِ فِكْراً
رويم ) عهد و
كتاب تو را خدايا پس قرار ده نظر مرا در آن عبادت و قرائتم را
در آن
از روى انديشه
وَفِكْرى فيهِ
اعْتِباراً وَاجْعَلْنى مِمَّنْ اتَّعَظَ بِبَيانِ مَواعِظِكَ
فيهِ
و فكرم را در
آن عبرت آور و بگردانم از كسانى كه پند گيرد به بيان پندهاى تو
در آن
وَاجْتَنَبَ
مَعاصيكَ وَلا تَطْبَعْ عِنْدَ قِرائَتى عَلى سَمْعى وَلا
تَجْعَلْ
و از
معصيتهايت دورى كند و مُهر مَزَن هنگام خواندنم بر گوش من و
مينداز
عَلى بَصَرى
غِشاوَةً وَلا تَجْعَلْ قِرائَتى قِرائَةً لا تَدَبُّرَ فيها
بَلِ
بر ديده ام
پرده و مگردان خواندنم را خواندنى كه تدبر در آن نباشد
بلكه
اجْعَلْنى
اَتَدَبَّرُ اياتِهِ وَاَحْكامَهُ آخِذاً بِشَرايِعِ دينِكَ وَلا
تَجْعَلْ
چنانم كن كه
تدبر كنم در آيات واحكامش و در برگيرم دستورات دين تو را و قرار
مده
نَظَرى فيهِ
غَفْلَةً وَلا قِرائَتى هَذَراً اِنَّكَ اَنْتَ الرَّؤُفُ
الرَّحيمُ
نظر مرا در آن
نظر بى خبرى و نه قرائتم را بيهوده كه براستى تو رؤ وف و
مهربانى
* * *
وبعد از قرائت قرآن مجيد اين دعا را مى خواندند:
اَللّهُمَّ
اِنّى قَدْ قَرَاْتُ ما
قَضَيْتَ مِنْ
خدايا من خواندم آنچه را حكم كرده بودى
از
كِتابِكَ
الَّذى اَنْزَلْتَهُ عَلى نَبِيِّكَ الصّادِقِ صَلَّى اللّهُ
عَلَيْهِ وَ الِهِ فَلَكَ
كتابت همان
كتابى كه نازل فرمودى بر پيامبر راستگويت درود تو بر او و آلش
پس
الْحَمْدُ
رَبَّنا اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِمَّنْ يُحِلُّ حَلالَهُ
وَيُحَرِّمُ حَرامَهُ وَيُؤْمِنُ
حمد خاص تو
است اى پروردگار ما خدايا بگردانم از كسانى كه حلال مى شمرد
حلالش
را و حرام داند حرامش را و ايمان
بِمُحْكَمِهِ
وَمُتَشابِهِهِ وَاجْعَلْهُ لى اُنْساً فى قَبْرى وَاُنْساً فى
حَشْرى
دارد به محكم
و متشابه آن و آن را همدم من در قبرم و همدمم در روز محشرم
قرار
ده
وَاجْعَلْنى
مِمَّنْ تُرْقيهِ بِكُلِّ ايَةٍ قَرَاَها دَرَجَةً فى اَعْلا
عِلِّيّينَ امينَ
و قرار ده مرا
از كسانى كه بالا برى او را به هر آيه از آن كه بخواند به
درجه
اى در بالاترين جايگاههاى بهشت اجابت فرما
رَبَّ
الْعالَمينَ
اى پروردگار
جهانيان
بازگشت به بالا
دعاي امام جواد (ع) بعد از نماز مغرب
بعد از نماز مغرب دستها را
بلند كند و بخواند اين دعاء وارده از حضرت جواد عليه السلام را كه
در اقبالست :
اَللّهُمَّ يا
مَنْ يَمْلِكُ التَّدْبيرَ وَهُوَ عَلى
كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ يا مَنْ
خدايا
اى كه تدبير امور بدست او است و او بر هر چيز قادر است اى
كه
يَعْلَمُ
خائِنَةَ الاْعْيُنِ وَما تُخْفِى الصُّدُورُ وَتُجِنُّ الضَّميرُ
وَهُوَ
مى داند خيانت
چشمها را و آنچه را سينه ها پنهان كنند و دلها در خويش مستور
دارند
و او است
اللَّطيفُ
الْخَبيرُ اَللّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ نَوى فَعَمِلَ
وَلاتَجْعَلْنا مِمَّنْ شَقِىَ
دقيق آگاه
خدايا قرار ده ما را از كسانى كه نيت كنند و بدنبالش عمل كنند و
قرارمان مده از كسانى كه بدبخت شده
فَكَسِلَ وَلا
مِمَّنْ هُوَ عَلى غَيْرِ عَمَلٍ يَتَّكِلُ اَللّهُمَّ
صَحِّحْ اَبْدانَنا مِنَ
و تنبلى كرد و
نه از كسانى كه بر غير كار و كوشش اعتماد كنند خدايا سالم
گردان
بدنهامان را از
الْعِلَلِ
وَاَعِنّا عَلى مَا افْتَرَضْتَ عَلَيْنا مِنَ الْعَمَلِ حَتّى
يَنْقَضِىَ عَنّا
بيماريها و
كمكمان ده بر آنچه واجب كرده اى بر ما از عمل تا بگذرد از ما اين
ماه تو
در حاليكه
شَهْرُكَ هذا
وَقَدْ اَدَّيْنا مَفْرُوضَكَ فيهِ عَلَيْنا اَللّهُمَّ
اَعِنّا عَلى صِيامِهِ
آنچه را بر ما
واجب فرموده بودى انجام داده باشيم خدايا ما را بر روزه اين
ماه
كمك ده
وَوَفِّقْنا
لِقِيامِهِ وَنَشِّطْنا فيهِ لِلصَّلاةِ وَلا تَحْجُبْنا مِنَ
الْقِراَّئَةِ وَسَهِّلْ
و به شب زنده
داريش موفقمان دار و براى خواندن نماز در اين ماه نشاطى بما
بده و
از قرائت قرآن محروممان مدار و آسان
لَنا فيهِ
ايتاَّءَ الزَّكوةِ اَللّهُمَّ لا تُسَلِّطْ عَلَيْنا وَصَباً
وَلا
تَعَباً وَلا سَقَماً
گردان بر ما
پرداختن زكوة را خدايا چيره مگردان بر ما خستگى و سستى و نه رنج
و نه
بيمارى
وَلا عَطَباً
اَللّهُمَّ ارْزُقْنا الاِْفْطارَ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ
اَللّهُمَّ سَهِّلْ لَنا
و نه هلاكت را
خدايا روزى ما كن افطار كردن از روزى حلال خدايا سهل كن بر
ما
فيهِ ما
قَسَمْتَهُ مِنْ رِزْقِكَ وَيَسِّرْ ما قَدَّرْتَهُ مِنْ اَمْرِكَ
وَاجْعَلْهُ حَلالاً
در اين ماه آن
سهمى را كه از روزيت نصيب ما كرده اى و آسان گردان آنچه را
طبق
فرمانت مقرر داشته اى و قرارش ده حلال
طَيِّباً
نَقِيّاً مِنَ الاْثامِ خالِصاً مِنَ الاْصارِ وَالاْجْرامِ
اَللّهُمَّ لا تُطْعِمْنا
و پاك و
پاكيزه از گناهان و خالص از معاصى و جنايات خدايا بر ما
مخوران
اِلاّ
طَيِّباً غَيْرَ خَبيثٍ وَلا حَرامٍ وَاجْعَلْ رِزْقَكَ لَنا حَلالاً
لا
يَشُوبُهُ
جز خوراكى پاك
كه نه پليد باشد و نه حرام و قرار ده روزيت را براى ما حلال
كه
آلوده به چركى
دَنَسٌ وَلا
اَسْقامٌ يا مَنْ عِلْمُهُ بِالسِّرِّ كَعِلْمِهِ باِلاْعْلانِ
يا
مُتَفَضِّلاً عَلى
و بيماريها
نباشد اى كه دانائيش به نهان همانند دانائيش به آشكار است اى
كه
عِبادِهِ
بِالاِْحْسانِ يا مَنْ هُوَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ
وَبِكُلِّشَىْءٍ عَليمٌ
بر بندگانش به
احسان تفضل فرمود اى كه او بر هر چيز توانا است و به هر چيز
دانا
خَبيرٌ
اَلْهِمْنا ذِكْرَكَ وَجَنِّبْنا عُسْرَكَ وَاَنِلْنا يُسْرَكَ
وَاهْدِنا لِلرَّشادِ
و آگاه است
ذكر خود را به ما الهام كن واز دشواريت ما را بركنار دار و به
دستورات آسانت برسانمان و به كارهاى صواب راهنمائيمان كن
وَوَفِّقْنا
لِلسَّدادِ وَاعْصِمْنا مِنَ الْبَلايا وَصُنّا مِنَ الاْوْزارِ
وَالْخَطايا
و به كارهاى
محكم و درست موفقمان بدار و از بلاها محفوظمان دار و از گناهان
و
خطاها نگاهمان دار
يا مَنْ لا
يَغْفِرُ عَظيمَ الذُّنُوبِ غَيْرُهُ وَلا يَكْشِفُ السُّوَّءَ
اِلاّ
هُوَ يا
اى كه نيامرزد
گناهان بزرگ را جز او و برطرف نكند بديها را جز او
اى
اَرْحَمَ
الرّاحِمينَ وَاَكْرَمَ الاْكْرَمينَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ
وَاَهْلِ بَيْتِهِ
مهربانترين
مهربانان و كريمترين كريمان درود فرست بر محمد و
خاندان
الطَّيِّبينَ
وَاجْعَلْ صِيامَنا مَقْبُولاً وَبِالْبِرِّ وَالتَّقْوى
مَوْصُولاً وَكَذلِكَ
پاكش و روزه
ما را مقبول درگاهت فرما و به نيكى و پرهيزكارى پيوندش ده و هم
چنين
فَاجْعَلْ
سَعْيَنا مَشْكُوراً وَقِيامَنا مَبْرُوراً وَقُرْانَنا
مَرْفُوعاً وَدُعاَّئَنا
كوشش ما را
مورد تقدير و شب زنده داريمان را نيك پذيرفته و قرآن ما را (كه
خوانده
ايم ) بالا رفته و دعامان را
مَسْمُوعاً
وَاهْدِنا لِلْحُسْنى وَجَنِّبْنَا الْعُسْرى وَيَسِّرْنا
لِلْيُسْرى وَاَعْلِ
مقرون به
اجابت فرما و ما را به كار نيك هدايت فرما و از دشواريها بركنارمان
دار و
مهيامان بدار براى آسانها
لَنَا
الدَّرَجاتِ وَضاعِفْ لَنا الْحَسَناتِ وَاقْبَلْ مِنَّا الصَّوْمَ
وَالصَّلاةَ
و درجات ما را
بالابر و حسنات ما را دو چندان كن و روزه و نماز ما را
بپذير
وَاسْمَعْ
مِنَّا الدَّعَواتِ وَاغْفِرْ لَنَا الْخَطيئاتِ وَتَجاوَزْ
عَنَّا
السَّيِّئاتِ
و دعاهاى ما
را بشنو و خطاهاى ما را بيامرز و از گناهان ما
درگذر
وَاجْعَلْنا
مِنَ الْعامِلينَ الْفائِزينَ وَلا تَجْعَلْنا مِنَ
الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ
و قرار ده ما
را از عمل كنندگان كامياب و قرارمان مده از غضب شدگان و نه
از
وَلاَ
الضّاَّلّينَ حَتّى يَنْقَضِىَ شَهْرُ رَمَضانَ عَنّا وَقَدْ قَبِلْتَ
فيهِ
صِيامَنا
گمراهان تا
بگذرد از ما ماه رمضان و تو روزه و شب زنده داريمان را پذيرفته
باشى
وَقِيامَنا
وَزَكَّيْتَ فيهِ اَعْمالَنا وَغَفَرْتَ فيهِ ذُنوبَنا
وَاَجْزَلْتَ فيهِ مِنْ
و اعمال ما را
پاك و پاكيزه كرده و گناهانمان را آمرزيده باشى و بهره ما را
در اين
كُلِّ خَيْرٍ
نَصيبَنا فَاِنَّكَ الاِْلهُ الْمُجيبُ وَالرَّبُّ الْقَريبُ
وَاَنْتَ بِكُلِّ
شَىْءٍ مُحيطٌ
ماه
از هر خير و نيكى به حد كامل داده باشى كه براستى توئى معبود اجابت
كننده و پروردگار نزديك و تو بر هر چيز احاطه دارى
بازگشت به بالا
دعاي ماء ثور از حضرت صادق (ع)
اين دعاى ماءثور از حضرت صادق عليه السلام را كه در اقبال است :
اَللّهُمَّ
رَبَّ
شَهْرِ رَمَضانَ مُنَزِّلَ
الْقُرْآنِ
هذا شَهْرُ رَمَضانَ
خدايا اى پروردگار ماه رمضان و فرو فرستنده قرآن اين ماه رمضان
است
الَّذى
اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ وَاَنْزَلْتَ فيهِ آياتٍ بَيِّناتٍ مِنَ
الْهُدى
كه در آن قرآن
را نازل فرموده اى و در آن آيه هائى است كه آنها حجتهاى
هدايت
وَالْفُرْقانِ
اَللّهُمَّ ارْزُقْنا صِيامَهُ وَاَعِنّا عَلى قِيامِهِ
اَللّهُمَّ سَلِّمْهُ لَنا
و تميز حق و
باطل است خدايا روزه اش را روزى ما گردان و بر شب زنده داريش به
ما كمك
كن خدايا اين ماه را براى ما سالم
وَسَلِّمْنا
فيهِ وَتَسَلَّمْهُ مِنّا فى يُسْرٍ مِنْكَ وَمُعافاةٍ
وَاجْعَلْ فيما
بدار و ما را
در آن به سلامت دارو آن را در آسانى و تندرستى كاملى از جانب
خود از
ما
تَقْضى
وَتُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ وَفيما تَفْرُقُ مِنَ
الاْمْرِ الْحَكيمِ
دريافتش كن و
قرار ده در آن قضا و قدر حتمى خود و در آن دستور حكيمانه كه
جدا
كنى
فى لَيْلَةِ
الْقَدْرِ مِنَ الْقَضاَّءِ الَّذى لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ
اَنْ
تَكْتُبَنى مِنْ
در شب قدر از
آن قضا و قدر حتمى و مسلّمى كه برگشت ندارد و تغييرپذير نيست
كه نام
ما را بنويسى در
حُجّاجِ
بَيْتِكَ الْحَرامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ
الْمَغْفُورِ
زمره حاجيان
خانه محترمت (كعبه ) آنانكه حجشان پذيرفته و سعيشان مورد
تقدير
ذُنُوبُهُمُ
الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ وَاجْعَلْ فيما تَقْضى
وَتُقَدِّرُ اَنْ
و گناهانشان
آمرزيده و بديهاشان جبران شده است و قرار ده در آنچه مقدر
فرمائى
كه
تُطيلَ عُمْرى
وَتُوَسِّعَ عَلىَّ مِنَ الرِّزْقِ الْحَلالِ
عمرم را طولانى فرموده و از روزى حلال خود بر من توسعه دهى
بازگشت به بالا
دعاي پيامبر (ص) در شب اول ماه رمضان
روايت است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله در شب اوّل
ماه
رمضان اين دعا را مى خواندند
اَلْحَمْدَ
لِلّهِ الَّذى اَكْرَمَنا بِكَ
اَيُّهَا الشَّهرُ
سپاس خدائى را كه ما را بوسيله تو گرامى
داشت اى ماه
الْمُبارَكُ
اَللّهُمَّ فَقَوِّنا عَلى صِيامِنا وَقِيامِنا وَثبِّتْ
اَقْدامَنا وَانْصُرْنا
مبارك خدايا
به ما نيرو ده بر روزه مان و شب زنده داريمان و گامهاى ما را
پابرجا
كن
عَلَى
الْقَوْمِ الْكافِرينَ اَللّهُمَّ اَنْتَ الْواحِدُ فَلا وَلَدَ لَكَ
وَاَنْتَ الصَّمَدُ
و بر مردمان
كافر ياريمان ده خدايا توئى يگانه كه فرزند ندارى و توئى بى
نيازى
فلا شِبْهَ
لَكَ وَاَنْتَ الْعَزيزُ فَلا يُعِزُّكَ شَىْءٌ وَاَنْتَ
الْغَنِىُّ وَاَنَا الْفَقيرُ
كه شبيه ندارى
و توئى عزيزى كه چيزى به تو عزت نبخشد و توئى بى نياز و منم
نيازمند
وَاَنْتَ
الْمَوْلى وَاَنَا الْعَبْدُ وَاَنْتَ الْغَفُورُ وَاَنَا
الْمُذْنِبُ وَاَنْتَ الرَّحيمُ
و توئى سرور و
منم بنده و توئى آمرزنده و منم گنهكار و توئى
مهربان
وَاَنَا
الْمُخْطِئُ وَاَنْتَ الْخالِقُ وَاَنَا الْمَخْلُوقُ وَاَنْتَ
الْحَىُّ وَاَنَا الْمَيِّتُ
و منم خطاكار
و توئى آفريننده و منم آفريده و توئى زنده و منم
مرده
اَسْئَلُكَ
بِرَحْمَتِكَ اَنْ تَغْفِرَ لى وَتَرْحَمَنى وَتَجاوَزَ عَنّى
اِنَّكَ عَلى
كُلِّشَىْءٍ
قَديرٌ
از تو خواهم
به رحمتت كه مرا بيامرزى و از من درگذرى كه براستى تو بر
هر
چيز توانائي
بازگشت به بالا
دعاي دهه آخر ماه مبارک
ابن
ابى عمير از صادق آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين روايت مىكند كه حضرت فرمود:
«تقول فى العشر الاواخر من شهر رمضان كل ليلة:
«اعوذ بجلال وجهك الكريم ان ينقضى عنى شهر رمضان او يطلع الفجر من ليلتى هذه و
لك قبلى تبعة او ذنب تعذبنى عليه يا رحمن يا رحيم»
در دهه آخر از
ماه مبارك رمضان هر شب مىگويى، پناه مىآورم به جلال و جمال كريمت، از اينكه
سپرى شود ماه رمضان از من، يا صبح امشبم بدمد، در حالى كه تراست از ناحيه من
گناهى يا بدى و دينى كه عذابم كنى بر آن، اى رحمان و رحيم. اين دعا در كتاب
شريف من لا يحضره الفقيه و مفاتيح الجنان، قسمت اعمال شبهاى دهه آخر ماه رمضان،
آمده است.
بازگشت به بالا
دعاي وداع ماه مبارک رمضان
شيخ صدوق رحمة
الله عليه براى وداع ماه مبارك رمضان دعائى ذكر كرده كه مىگويد: ابو بصير از
امام صادق (عليه السلام) روايت كرده كه حضرت فرمود: «تقول فى وداع شهر رمضان
«اللهم انك قلت فى كتابك المنزل على نبيك المرسل و قولك الحق شهر رمضان الذى
انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان، و هذا شهر رمضان قد
انصرم فاسالك بوجهك الكريم، و كلماتك التامات ان كان بقى على ذنب لم تغفره و
تريد ان تحاسبنى به او تعذبنى عليه او تقايسنى به ان يطلع فجر هذه الليلة، او
ينصرم هذا الشهر الا و قد غفرته لى يا ارحم الراحمين» (1)
در وداع ماه
مبارك بگوئيد، بار پروردگارا تو خود گفتى در كتاب مقدس كه بر نبى مرسلت نازل
فرمودهاى و قول تو حق است كه ماه رمضان كه در او قرآن نازل شده و مايه هدايت و
رستگارى مردم و دلائل آشكار از هدايت و وسيله تشخيص حق از باطل مىباشد، اينك
ماه رمضان به پايان رسيد «و فيوضاتش تا سال آينده از ما قطع شد» پس تقاضا
مىنمايم از تو به آبروى گراميت، و كلمات تام و تمامت، اينكه اگر بر من گناهى
باقى مانده ( و پاك نشدم) كه هنوز آن گناهم را نيامرزيدى، و اراده حسابرسى او
را دارى، يا مىخواهى به آن گناه باقيمانده عذابم كنى، و يا به اندازه گناهم
عقوبت نمائى، تا اينكه طلوع كند فجر اين شب، يا پايان پذيرد اين ماه مبارك، مگر
آنكه آن گناهانم را بيامرزى و از تقصيرم در گذرى، اى مهربانترين مهربانان.
(2)
پىنوشتها:
1- من
لا يحضره الفقيه، جلد 2، ص 164.
2- مفصل اين دعا را در جلد 2 من لا يحضره الفقيه، ص 165، بخوانيد كه بسيار دعاى
پر محتوى و ارزشمندى است.
بازگشت به بالا
نکاتي پيرامون دعا
تاملي
در مسئله دعا
شناخت انسان بدون شناخت جنبههاى مختلف روحى او ممكن نخواهد بود و يكى از
مهمترين و پيچيدهترين حالات روحى انسان كه هم در حوزه انسان شناسى و هم در
حوزه حكمت و عرفان الهى بطور بسيار دقيق و گستردهاى مورد مطالعه و بررسى قرار
مىگيرد وجود حالات عرفانى او و از آن جمله دعا و راز و نيازهاى او با خدايش
است و همين حالت است كه مىتوان آن را نقطه اتصال وجود آدمى با متافيزيك
(ماوراء الطبيعه) دانست. زيرا دعا جدىترين و پاكترين و قوىترين نحوه برقرارى
ارتباط انسان با خالق حكيم و مهربانش است.
فرق اساسى انسان نيز با موجودات ديگر در سه چيز استيكى تفكر متعالى و قدرتمند
اوست و ديگرى اختيار و اراده او براى رسيدن به آرزوهاى گوناگونش و ديگرى عشقى
همراه با معرفتبه خداوند و يكى از تجليات اين عشق و شيفتگى دعا و مناجات و
رازگوئى با خداوند است.
با ذكر اين مطلب آشكار مىشود كه دعا علاوه بر اينكه در معارف الهى خصوصا در
عرفان اسلامى از اهميت ويژهاى برخوردار است تا حدى كه عرفاء آن را يكى از
ابواب كشف و شهود حقايق براى اولياء الهى دانستهاند همچنين در نزد طبقات ديگرى
از انسانها هم داراى اهميت مخصوصى است و لذا در اين فرصت اندك و لزوم بحث از
دعا ما به مهمترين اصول و بنيادهاى آن اكتفاء نموده و مقاله را با ارائه
مطالبى پيرامون تعريف دعا، عوامل و زمينههاى توجه نمودن به دعا، اهميت دعا،
فوايد دعا، و آداب دعا، به پايان مىرسانيم.
تعريف دعا
در فرهنگ اصطلاحات و تعريفات نفايس الفنون چنين آمده است كه «دعا طلب كردن حاجت
است از بارى تعالى به تضرع و اخلاص و گاه بود كه غرض از دعا مجرد مدح و ثنا بود
و بيشتر ادعيه خواص و اولياء كه از ما سوى الله اعراض نمودهاند از اين قبيل
تواند بود و جمعى گفتند دعا آن است كه مروى باشد از شارع به تصريح يا به تعريض
و هر آنچه مروى نباشد آن را مناجاة خوانند و دعا هم به قول باشد و آن صريح بود
چنانكه رب ارحم واعط و يا به تعريض چنانكه رب انى ضعيف و هم به فعل.» (1)
دكتر آلكسيس كارل نيز بيان زيبايى در تعريف دعا دارد. وى مىگويد: نيايش
اصولا كشش روح به سوى كانون غير مادى جهان است. به طور معمول نيايش عبارت است
از تضرع و ناله مضطربانه و طلب يارى و استعانت و گاهى يك حالت كشف و شهود روشن
و آرام درونى و مستمر و دور تر از اقليم همه محسوسات است. به عبارت ديگر
مىتوان گفت كه نيايش پرواز روح به سوى خداست و يا حالت پرستش عاشقانهاى
نسبتبه آن مبدئى است كه معجزه حيات از او سر زده است و بالاخره نيايش نمودار
كوشش انسان استبراى ارتباط با آن وجود نامرئى آفريدگار همه هستى عقل كل، قدرت
مطلق، خير مطلق» (2)
دعا توجه و سخن آگاهانه وجدى فطرت پاك انسانى با خالق دانا و مهربانش در
تمامى حالات و بخصوص در تنهاترين و غريبانهترين حالاتش است كه از سر آگاهى به
جنبههاى گوناگون نيازهاى خود و يا اعتراف به پليدى گناهان خود و اظهار توبه به
درگاه او بوجود مىآيد و مىتواند شامل اظهار نيازها و يا مدح و ثناى او بوده
باشد و اين حالتى عرفانى است كه به صورت مناجات و ذكر قلبى و يا زبانى در افراد
آشكار مىشود.
عوامل توجه به دعا
در نظر اهل معرفت و عارفان حقيقى وجود خداوند به قدرى مقدس و محترم و داراى
محبوبيت است كه او را با هيچ چيز نمىتوان برابر دانست زيرا تمامى خيرات و
زيبائىها و نيز تمامى آنچه را كه آرزوهاى متعالى انسان و هر موجود ديگرى را
بوجود مىآورد و محقق مىسازد از خداوند است. خداوند هم خلق كردنش حكيمانه و بى
مانند است و هم محبتش بيكران و وصف ناپذير و روح نواز و هم تنبيه و ادب كردنش
عين عدالت و محبت است. با اين وصف تمامى موجودات كه ساخته ستحكمت و
محبتخداوند هستند تا زمانى كه موجود هستند و نيز تا زمانى كه از خود و فطرت
حقيقى شان غافل نشدهاند همواره رو به سوى آن كمال مطلق و زيبايى مطلق و خير
مطلق دارند و به سوى او نيز در حركتخواهند بود. منتها در مسير زندگى علل و
شرايطى مانع توجه و ارادت قلبى آنها به خالق شان مىشود كه با رفع اين موانع
دوباره آن توجه و ارادت حقيقى موجود شده و ادامه مىيابد.
استاد آيت الله جوادى آملى پيرامون اين مسئله گفتهاند كه: «چيزى در جهان نيست
كه به ياد حق و خداى سبحان نباشد اين انسان مىباشد كه گاهى غافل است و گاهى
غير غافل» (3)
استاد مرتضى مطهرى پيرامون علل توجه به خداوند گفتهاند: «انسان در دو
حال ممكن استخدا را بخواند يكى وقتى كه اسباب و علل از او منقطع شود و دچار
سختى و اضطرار گردد و يكى وقتى كه روح خودش اوج بگيرد و خود خويشتن را از اسباب
و علل منقطع كند در حال اضطرار و انقطاع اسباب انسان خود به خود بطرف خدا
مىرود احتياج به دعوت ندارد و البته اين كمالى براى نفس انسان نيست كمال نفس
در اين است كه خودش خود را منقطع سازد و اوج بگيرد.» (4)
آن زمان كه آدمى به بلاها و سختىهاى بزرگ مبتلا مىشود و يا در زمانى كه
مسئله مرگ كسى و يا كارگشائى و معجزه بزرگى در زندگىاش مطرح مىشود. همان موقع
است كه اصل مهم خداجويى بوجود آمده و كم كم رشد مىكند.
همچنين آدمى اگر مراحل وجود يافتن و سير تحولات زندگى خود را از آغاز تا زمان
حاضر به دقت و با ديده بينا و منصف مورد مطالعه و بررسى قرار دهد به طور طبيعى
توجهاش به خداوند و الطاف كريمانه او معطوف خواهد شد و اين خود مىتواند عامل
بسيار قوى براى دعا و مناجات و ذكر الهى باشد.
عامل مهم ديگر اين است كه روح انسان وقتى از اين عالم دنيا و حوادث آن خسته و
دلتنگ شده باشد اگر ذرهاى در دلش نور معرفت و ايمان الهى باشد خدايش را با
زبان فقر و نيازمندى و شكر مىخواند.
اهميت دعا
اهميت نيايش را در اين كتاب مقدس آسمانى (قرآن كريم) مىتوان از سه نظر استفاده
كرد:
1- از آياتى كه خداى تعالى در آن بندگان مومن خود را ترغيب و
تاكيد فرموده كه او را نيايش كنند. مانند اين آيات «اجابت مىنمايم دعاى
نيايشگر را هرگاه مرا بخواند در هر حال و هر جا كه باشد (بقره 186)، بخوانيد
پروردگار خود را با حالت زارى كه نشانه نياز است و در حال پنهانى كه دليل اخلاص
(اعراف 53 و 54) بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را (مومن 62)
2- از آيات و قصههاى برخى از پيامبران كه هرگاه نيازى داشتهاند
و يا به شدائدى گرفتار شدهاند تنها مشكل گشاى آنان نيايش بوده استحضرت آدم(ع)
پس از ترك اولى در مقام اعتراف به تقصير چنين استغاثه كرد اى پروردگار ما بر
نفسهاى خود ستم كرديم اگر نيامرزى ما را بو بر ما رحم نياورى هر آينه از
زيانكاران باشيم (اعراف 22) و حضرت نوح پس از صدها سال تحمل شدايد نجات خود را
از چنگال قوم بى انصاف به وسيله دعا به دست آورد و نوحا اذنادى من قبل
فاستجبناله (انبياء 76)
3- اهميت نيايش را مىتوان از آياتى فهميد كه خود به صورت دعا
آمده است... پروردگارا عطا فرما ما را در اين سراى توفيق بندگى و در آن سراى
جزاى نيك و نگه دار ما را از عذاب دوزخ (بقره 197) (5) و نيز در
بحار الانوار جلد 93 ص 291 چنين آمده است كه «بگو خداوند من، اگر دعاى شما نبود
به شما اعتناء نمىكرد (6) و همچنين امام رضا(ع) از پيامبر نقل
مىكند كه فرمودند «دعا سلاح مومن، ستون دين و روشنائى آسمانها و زمين است»
(7)
مرد شامى از امام على(ع) پرسيد كدام سخن به نزد خداوند بهتر و برتر است؟
امام(ع) پاسخ داد ذكر بسيار، تضرع به خدا و دعا (8)
حضرت امام خمينى(ره) پيرامون اهميت دعا چنين فرمودهاند كه: «همه خيرات و
بركات از همان دعا خوانهاستحتى آنها كه به طور ضعيف دعا مىخوانند و ذكر الله
مىگويند به همان اندازه كه طوطى وار در آنها تاثير كرده بهتر از آنهايى هستند
كه ترك دعا كردهاند. نماز خوان ولو اينكه مرتبه نازلهاى داشته باشد از نماز
نخوان بهتر است آرى همين دعا خوانها و همين كسانى كه به ظواهر اسلام عمل
مىكنند يا پرونده جنايت ندارند يا پرونده جنايتشان نسبتبه ديگران كمتر است
همين دعا خوانها در نظم اين عالم دخالت دارند دعا را نبايد از بين اين
جمعيتبيرون برد جوانهاى ما را نبايد از دعا منصرف كرد» (9)
استاد مرتضى مطهرى(ره) نيز پيرامون اهميت دعا از ديدگاه اولياء الهى
گويند «اولياء خدا هيچ چيزى را به اندازه دعا خوش نداشتند همه خواهشها و
آرزوهاى دل خود را با محبوب واقعى در ميان مىگذاشتند و بيش از آن اندازه كه به
مطلوبهاى خود اهميت مىدادند بخود طلب و راز و نياز اهميت مىدادند، هيچ گونه
احساس خستگى و ملامت نمىكردند.» (10)
از ديدگاه اهل معرفت و عابدان حقيقى سر آمد تمامى زيبايىها و خيرات
همانا توجه و نجواى حقيقى با خداوند است آنان ياد و ذكر خداوند را جزو زيباترين
و شريفترين حالات در عالم هستى مىدانند. توجه و عشق به خداوند بزرگترين قدرت
دهنده روح است و راز خستگى ناپذيرى و شكست ناپذيرى مردان بزرگ الهى نيز در همين
نكته است كه روح آنان در حالتبالائى از شيفتگى و اميد و توكل و مناجات با
خداوند قرار دارد آنها جسم خود را با يك تكه نان مشغول مىدارند و روح شان رهبر
جسم شان شده است ولى هرگز روح شان را سرگرم دنيا پرستىها و ظواهر دلفريب و
گمراه كننده آن نمىكنند تا بتوانند به مقامات عاليه روحانى برسند و اندكى
بيشتر لذت قرب و انس با خداوند را درك كنند.
دنيا بدون ياد و ذكر خدا كفرستانى بزرگ خواهد بود كه زندگى در آن هر لحظه
لحظهاش زندگى جهنمى است زيرا همان گونه كه موجودات به اتكاء به لطف الهى موجود
شدهاند همينطور هم زندگى مطلوب انسانها بدون توجه جدى و عملى به خداوند هرگز
بوجود نخواهد آمد. دلهاى انسانها نيز همچون درختان بهار و زمستانى دارد بهار
آنها عشقهاى پاك و سازنده و اميد به خداوند است و زمستان شان گناهان خود و
غفلت از ياد خداوند و مبتلا شد به ظلم و جفا كارىهاى ديگران است.
جدىترين و پاكترين حالاتش را آدمى فقط در مناجات و دعا با خداوند پيدا مىكند
زيرا انسان به يقين مىداند كه نمىتواند چيزى را از او مخفى كند پس او همه
افكار كوچك و بزرگش و زشت و زيبايش را به خوبى مىداند. و اين بدين علت نيز
مىباشد كه آدمى خودش را در مقابل فهيمترين و مهربانترين موجودات احساس
مىكند.
دكتر آلكسيس كارل نيز بيان بسيار زيبايى پيرامون اهميت و لزوم دعا دارد. ايشان
گويند «انسان هم چنانك به آب و اكسيژن نيازمند استبخدا نيز محتاج است احساسى
عرفانى در رديف قدرت مكاشفه، احساس اخلاقى احساس جمال و نور عقل به شخصيتبشرى
شكفتگى و انبساط پر معنا و كاملى مىبخشند ... روح نيمىاش عقل است و نيم ديگرش
احساس ما بايد هم زيبايى دانش را دوستبداريم و هم زيبايى خدا را» (11)
«اجتماعاتى كه احتياج به نيايش را در خود كشتهاند معمولا از فساد و زوال
مصون نخواهند بود. اين از آن جهت است كه متمدنين بى ايمان نيز همچون مردم
ديندار وظيفه دارند كه به مسئله رشد همه فعاليتهاى باطنى و درونى خود كه لازمه
يك وجود انسانى است دلبستگى پيدا كنند» (12)
اين حقيقتى استبزرگ كه عقل گرائى و علم مدارى محض هرگز منجر به تكامل و
سعادت انسانها نخواهند شد. بلكه توجه و شيفتگى و فداكارى در راه خداوند است كه
زندگى و آخرت او را سر و سامان خواهد داد. زيرا كه عقل جز احتياط كارىهايش و
توجيه و تفسيرهاى شخصى و منفعتى و بعضا غلط خود به چيز ديگرى توجه نمىكند ولى
دل آگاه و بيدار همه چيزش را مخلصانه در راه خداوند و اوامر حكيمانه و بر حق او
فدا مىكند و البته خداوند نيز دلى را كه اينگونه باشد به مهر و خير عظيم خودش
واصل خواهد نمود.
اصلا چگونه ممكن استبه خداوند و اوامر او توجه نكنيم در حالى كه سراسر وجودمان
آه نيازمندىاش به سوى آن خالق يكتا و مهربان همواره بلند است و نيز جز با عشق
آگاهانه به خداوند و فراهم كردن توشه عبادات و طاعات و وفادارى در راهش با كدام
جرئت و اميد مىتوان به طرف او حركت كرد. اساسا هرگاه آدمى نسبتبه وظايف و
توجهات مهم زندگى خود چه مادى و چه معنوى غفلت ورزد به همان ميزان از چيزهاى
باارزش و مفيد بسيارى محروم خواهد شد مثلا آن كسانى كه به تربيت فرزندان خود
توجهى نداشته باشند بدون شك از داشتن فرزندان خوب و با ادب محروم خواهند شد.
اگر اندكى بيشتر مطالعه و دقت كنيم ريشه همه نابسامانىها و گرفتارىهاى زندگى
فردى - اجتماعى خود را در ضعف توجه به معنويات الهى و ضعف در پرورش استعدادهاى
مثبت روحى خود خواهيم يافت و البته براى بوجود آمدن اين ضعفها و نقائص نيز علل
بسيارى مىتوان ذكر نمود كه شايسته استبراى رفع آنها بطور جدى از طرف
دانشمندان علوم انسانى و عالمان و مبلغين دينى و نيز مسئولين حكومتى در اين امر
تدبيرات سودمندى در نظر گرفته شود و گامهاى مثبتى بر داشته شود.
فوايد دعا
دكتر آلكسيس كارل پيرامون اين حقيقت كه دعا داراى اثرات مثبت و سازندهاى است
چنين گفته است «آنچه تا كنون بطور مطمئنى مىدانيم اين است كه نيايش ثمرات
مخصوص و لمس شدنى بسيار ببار مىآورد نيايش هر چقدر به نظر عجيب بنمايد ما
ناچاريم آن را همچون واقعيتى بنگريم كه هر چه بخواهد مىيابد و هر درى را كه
بكوبد در برابرش گشوده مىشود.» (13)
ايشان باز چنين گفتهاند كه «حتى وقتى كه دعا تا سطح بسيار پائينى تنزل
مىكند و به صورت بيان طوطى وار فرمولهاى معينى در مىآيد تمرينى براى پيدايش
يك زمينه كاملا لازم روحى به شمار مىرود. و احساس عرفانى و احساس اخلاقى را
همراه با هم تقويت مىكند در چهره كسانى كه به نيايش مىپردازند تا حدود تقريبا
ثابتى حس وظيفهشناسى، كمى حسد و شرارت و تا اندازهاى حس نيكى و خير خواهى
نسبتبه ديگران خوانده مىشود.
مسلم به نظر مىرسد كه در صورت تساوى قدرت مغزى و علمى ميان دو نفر سجايا و
خصايص اخلاقى آنكه حتى به صورت بسيار معمولى و متوسطى نيايش مىكند تكامل
يافتهتر از آن ديگرى است نيايش هنگامى كه مدام و پرشور و حرارت است تاثيرش
بهتر آشكار مىشود.» (14)
حضرت امام خمينى(ره) در جواب به آن دسته از افراد كه مىگويند ادعيه
انسان را از كار و سازندگى باز مىدارد و دعا خوانى امرى بى ثمر و بيهوده است.
چنين گفتهاند: دعا نقش سازندگى دارد آنهايى كه به خيال خودشان مردم را از دعا
و ذكر پرهيز مىدهند تا مردم به دنيا بپردازند نمىدانند كه همين دعا آدم را
مىسازد اقامه عدل را در دنيا همين انبيايى كردند كه اهل ذكر و فكر و دعا بودند
قيام ضد ستمگرها را همينها كردند همان حضرت حسين بن على(ع) كه دعاى روز
عرفهاش را مىبينيد همين دعاها همين توجهات به خدا انسان را به مبداء غيبى
متوجه مىكند كه اگر انسان درستبخواند اين توجه به مبداء موجب مىشود كه انسان
علاقهاش به خود كم شود و نه تنها مانع فعاليت نمىشود، بلكه فعاليت هم
مىآورد. فعاليتى كه براى خودش نيستبراى بندگان خداست و مىفهمد كه
فعاليتبراى بندگان خدا خدمتبه خداست.
كسانى كه از كتب ادعيه انتقاد مىكنند، براى اين است كه جاهلند و نمىدانند كه
اين كتب ادعيه چطور انسان مىسازد، نمىدانند اين دعاهايى كه از ائمه ما وارد
شده است مثل مناجات شعبانيه، دعاى كميل، دعاى عرفه حضرت سيد الشهداء، دعاى سمات
و ... چه جور انسان را درست مىكند همان كسى كه دعاى شعبانيه را مىخواند شمشير
هم مىكشد و با كفار جنگ مىكند.
دعا فعاليت و نور مىآورد. ادعيه انسان را از ظلمت نجات مىدهد وقتى از ظلمت
رها گردد انسانى مىشود كه براى خدا كار مىكند براى خدا شمشير مىزند، براى
خدا جنگ مىكند قيامش براى خداست نه اين كه ادعيه انسان را از كار باز خواهد
داشت...
همين كتابهاى ادعيه انسان را آدم مىسازد وقتى يك انسانى آدم شد و به همه مسائل
اسلامى و انسانى عمل مىكند و براى خود يا زراعت مىكند يا تجارت و يا كار ديگر
و براى خدا جنگ، همه جنگهائى كه در مقابل كفار و ستمگرها شده از اصحاب توحيد و
از اين دعا خوانها بوده است آنهايى كه در ركاب رسول خدا(ص) و در ركاب امير
المؤمنين(ع) بودند اكثرا اهل دعا و عبادت زياد بودند.» (15)
حضرت امام خمينى سپس سخن خود را چنين ادامه مىدهند كه «دعا اثر اقتصادى
دارد آيا آنها كه اهل حديث و اهل ذكر و اهل دعا بودهاند به اين جامعه بيشتر
خدمت كردهاند يا آنهائى كه اهل اينها نبوده و مىگفتند ما اهل قرآنيم؟!
تمام اين خيرات و مبرات كه مىبينيد از اين مؤمنين است تمام اين موقوفات از اهل
ذكر و اهل نماز است نه از غير اينها، در ميان اشراف و متمولين، سابق آنهائى كه
نماز خوان بودند مدرسه و مريض خانه و امثال آن درست كردند اين يك مطلبى است كه
نبايد از بين مردم بيرونش برد. بلكه بايد ترويجش كرد بايد مردم را وادار كرد به
اينكه اين توجهات را به خدا داشته باشند.
دعا اثر سياسى و تربيتى دارد قطع نظر از اثر دعا براى رسيدن انسان به كمال مطلق
براى اداره كشور هم كمك مىكند براى كمك كردن يك وقت انسان مىرود. دزد را
مىگيرد يك وقت دزدى نمىكند آنهائى كه اهل مسجد و دعا هستند اخلال نمىكنند
اين خودش كمكى به جامعه است.
آنهايى كه سر گردنه مىروند و آدم مىكشند اهل اين معانى نيستند اگر بودند اين
جنايات را نمىكردند. تربيت جامعه به همين چيزهاستبه همين ادعيه است كه از خدا
و پيغمبر (صلى الله عليه و آله) و ائمه وارد شده است.» (16)
آيت الله محمد تقى مدرسى نيز اثرات دعا را اينگونه بيان نمودهاند:
«ذكر: ذكر خداى متعال امرى است كه قرآن در بسيارى از آيات خود بر آن تاكيد
مىورزد. اى كسانى كه ايمان آورديد! خدا را بسيار ذكر كنيد. (41 احزاب) حكمت
ذكر از آنجاست كه ذكر دانه دوستى خدا را در دل انسان مىكارد و به آن اكتفا
نمىكند كه انسان خدا را فقط بشناسد بلكه بايد او را دوستبدارد و زمانى كه
بنده به مرحله دوستى خدا رسيد و دلش را به محبت او آباد كرد طاعات داراى محتواى
حقيقى خواهند شد و نيز طاعات به شكل طبيعى از اعضاء انسان جارى مىشود. همان
گونه كه سيل از بلندى سپس دعا به درود فرستان به پيامبر و ذكر ثناى او و بيان
صفات پسنديده و ستوده آن حضرت مىرسد اين كار ايمان تو را به پيامبر عميقتر از
قبل مىكند. همچنين بر اهل بيت(ع) نيز در دعا ثنا و ستايش مىشود.
عقايد: دعا عقايد را در قلب انسان تثبيت مىكند هر مسلمانى مؤمن شمرده نمىشود
زيرا ايمان مرحلهاى از اسلام به حساب مىآيد و قرآن شرطهائى براى آن قرار داده
است. مؤمنان كسانى هستند كه هرگاه ذكر خدا شود دلهاى اينان بيمناك مىگردد.
هرگاه آيات او بر آنان خوانده شود. ايمانشان مىافزايد و بر خداوند توكل
مىكنند (انفال 12).
تزكيه و پاكسازى نفس: دعا همچنين عامل تزكيه و تكامل آگاهى و نگرش انسان و
اصلاح اهداف او در زندگى نيز هست هر انسانى در زندگى هدفهاى مشخصى دارد. خواه
كوچك و خواه بزرگ چه خوب و چه بد و دعا در جهت تبديل آنها به بهترين و كاملترين
اهداف مىكوشد يا به تعبير ديگر در جهت دگرگون ساختن چارچوب كلى زندگى انسان
تلاش مىكند.
اخلاص: دعا به پاكسازى نفس در جهت اصلاح اخلاق و آداب انسان بر مىخيزد بناى
اخلاق بر اصلاح نفس و آرزوهاى انسان است.
عمل صالح: دعا به طور خلاصه دعوت انسان استبه اعمال صالح همچون نماز، روزه،
حج، زكات، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، اصلاح ذات بين، انفاق و ...»#(17)
دكتر آلكسيس كارل همچنين به اثرات طبى دعا اينگونه اشاره مىكند كه: «امروز نيز
در جاهايى كه به نيايش مىپردازند از شفاهايى كه با تضرع و توسل به خدا و
اولياء خدا نصيب شده استبسيار سخن به ميان مىآيد.
اما وقتى كه مسئله شفا يافتن امراض مشكوك به طور خود به خودى و يا به كمك
داروهاى معمولى پيش مىآيد بسيار مشكل است كه بدانيم عامل واقعى اين شفا چه
بوده است.
تنها در مواردى نتايج نيايش مىتواند مطمئنا به تحقق برسد كه همه راههاى درمانى
غير عملى و يا مردود باشد. در اين خصوص سازمان «طبى لورد» خدمتبزرگى به علم
كرده و واقعيت اينگونه شفاها را به اثبات رسانده است.
نيايش گاهى تاثيرات شگفت آورى دارد. بيمارانى بودهاند كه تقريبا به طور آنى از
دردهايى چون خوره، سرطان، و عفونت كليه و زخمهاى مزمن و سل ريوى و استخوانى
پريتونئال شفا يافتهاند. چگونگى اينگونه شفا يافتنها تقريبا همواره يكسان
است.
يك درد بسيار شديد و بعد احساس شفا يافتن در چند دقيقه و حداكثر تا چند ساعت
آثار بيمارى محو مىشود و جراحات و صدمات جسمى آن نيز التيام مىيابد.
اين معجزه با چنان سرعتى سلامت را به بيمار باز مىدهد كه هرگز حتى امروز
جراحان و نيز فيزيولوژيستها در طول تجربياتشان مشاهده نكردهاند.
براى اينكه اين پديدهها بروز كند نيازى نيست كه حتما خود بيمار نيايش كند
اطفال كوچكى كه هنوز قدرت حرف زدن نداشتهاند و همچنين مردم بى عقيده نيز در
لورد شفا يافتهاند ليكن در كنار آنها كسى نيايش كرده است.
يايشى كه به خاطر ديگرى انجام شود همواره اثر بخش تر است.» (18)
در روايتى نيز امام كاظم (ع) به اين حقيقت اشاره مىكنند كه: «هر دردى
دعايى دارد پس اگر دعا به بيمار الهام شد اجازه شفايش داده شده است» (19)
آيت الله ميرزا جواد ملكى تبريزى كه خود جزو عابدان حقيقى و زاهدان بلند
مرتبه است و در عرفان الهى داراى مقامات عاليهاى استيكى ديگر از فوايد دعا را
گشوده شدن درهاى مكاشفه و مشاهده و تحصيل معارف و حقايق عاليه در نزد عارفين و
عابدان حقيقى مىداند آنجا كه مىگويد «در بيشتر مردم قدر نعمت مناجات را
نمىدانند مناجات شامل معارف بالائى است كه به جز اهلش كه همان اولياى خدا
هستند و از طريق كشف و شهود به آن رسيدهاند كسى از آن آگاهى ندارد. و رسيدن به
اين معارف از راه مكاشفه از بهترين نعمتهاى آخرت است كه قابل مقايسه با
هيچكدام از نعمتهاى دنيا نيست.» (20)
ياد خداوند و مناجات با او يكى از بهترين وسايل انسان سازى است. عبادات و
اطاعات خداوند و ديگر كارهاى نيك افراد همچون آب و غذا و گرما براى گياه است كه
موجب شكوفا شدن و نشاط و در آخر ثمر دادن آن گياه مىشود. همچنين گلهاى زيباى
معنويت در فصل بهار دل انگيز و روح پرور ذكر خداوند شكوفا مىشوند.
وقتى كسى سعى كند رابطه آگاهانه و صميمى بين خود و خدايش ايجاد كند و در اين
راه مشغول به خودشناسى و تهذيب نفس و كسب فضايل اخلاقى شود بدون شك خداوند او
را قرين الطاف خاصه خود خواهد نمود و از طرق مختلف او را مورد حمايت و يارى
قرار خواهد داد.
آرى ياد خداوند كار گشاى قدرتمند مشكلات و خواستههاى آدميان است البته به شرط
آنكه خوب او را بشناسيم و به او وفادار باشيم و به خوبى اظهار بندگى كنيم.
تنها در دعا است كه آدمى در خواستها و پرسشهاى بزرگش را با خدايش مطرح مىكند
كه در جاى ديگرى چنين امكانى و با اين همه عظمت وجود ندارد.
يكى از فوايد بسيار بزرگ دعا و مناجات با خداوند اين است كه از آن براحتى
مىتوان براى اثبات وجود خداوند و يگانگى او و ديگر صفات كماليه او استفاده
نمود زيرا طبق برهان فطرت آدمى در نيازمندترين و عارفانهترين حالاتش توجه خود
را بسوى وجود كامل و بلند مرتبهاى مىكند كه نيازهاى او را هر چند هم كه بزرگ
و متعدد باشد مى تواند براحتى برآورده كند و بى شك چنين موجودى بايد حتما وجود
داشته باشد. زيرا انسان هرگز به عدم محض و يا موجودى خيالى نمىتواند چنين
توجهى عميق و راستين داشته باشد و نيز در چنين حالتى مخاطب سخنان و دعاى قلبى
بسوى كدام موجود غير از خداوند متعال مىتواند باشد؟ يعنى حتما يك نيروى فهيم و
قدرتمند و مهربان بايد باشد كه روح آدمى با همه خلوص خود به سوى او توجه كند و
با او سخن بگويد زيرا فرد از آن جهت كه خود گوينده است نمىتواند علت و
بهانهاى براى بيان كردن سخنها و راز و نيازهاى خودش بوده باشد. لذا اين فرضيه
كه ممكن است فرد براى خودش سخنى بگويد و راز و نيازى كند امرى بطلان پذير و نا
صحيح است. همچنين از طريق اين دليل آشكار مىشود كه خداوند متعال يكى است زيرا
آدمى در تمامى اين حالات فقط رو به سوى يك موجود كامل و غنى با لذات ازلى و
ابدى مىكند و نه چندين موجود مفروض خدايى.
و در اينجاست كه خداوند متعال با استجابت دعاها و بر آورده ساختن نيازهاى كوچك
و بزرگ آدميان از طريق دعا اين برهان را نيز ثمر بخش نموده و از اين طريق صحت و
اعتبار اين برهان را بخوبى تائيد نموده است.
هنر فوق العاده بزرگ مردان الهى اين بود كه گر چه در اين دنيا سالهاى سال زندگى
كردند و رنجهاى فراوانى را بر خود تحمل نمودند و ليكن هرگز خودشان را بنده
دنيا نكردند و سر گرم فريبهاى دنيا و دنيا پرستان نشدند و لذا هم در علم و هم
در عمل الگوى نيكان و مؤمنين قرار گرفتند و رسم و آئينالهى شان جاودانى شد. و
اين همه بدليل اين بود كه در مكتب قرآن و اهل بيت(ع) و عرفان و ذكر و دعاى
حقيقى پرورش يافته و تعليم گرفته بودند. و چه بسيار انسانهاى گرفتار و دردمندى
بودند كه با آه و ناله مداوم خود در دعاهايشان و نيز توكل شان بر خداوند و
اظهار نيازمنديشان به او. حاجاتشان بر آورده شد به گونهاى كه بعد از استجابت
دعاى خود شيرنى اين توجه و لطف خداوند را در حق خودشان همواره آنها را به ياد و
ذكر خداوند فرا مىخواند.
آداب و شرايط دعا:
آدمى وقتى خداوندش را شناخت و به او ايمان قلبى پيدا كرد و به عنوان مقدسترين
چيزها او را پذيرفت در نهانخانه قلبش نورى از عظمت وجود خداوند در جانش تابيده
مىشود و همين امر موجب مىشود كه چه در مقام عبادات و مناجات و چه غير آن
نسبتبه خدايش حالت احترام و ادب خاصى پيدا كند و مىكوشد كه در مقام بندگى
عباداتش را خالصانهتر انجام بدهد زيرا خداوند به ميزان صدق افراد و نيز كيفيت
عمل آنها خيلى توجه دارد.
بر وجه تمثيل چنين گوئيم كه لزوم رعايت ادب دعا و عبادات مثل اين است كه فردى
كه از كسى چيزى را مىخواهد هر چند هم كه آن چيز كوچك بوده باشد. باز او در
ابتدا سلام و احوال پرسى مىكند و با رفتارى مؤدبانه در برابر آن فرد قرار
مىگيرد آنگاه خواهش خود را بيان مىكند. حالات خداوند متعالى كه بالاترين و
مهمترين مقامات را دارد. البته رعايت ادب در محضر او لازمتر و واقعىتر از هر
كس ديگرى بايد باشد البته اين حقيقت را نيز بايد در نظر داشت كه خداوند متعال
از بندگانش نه فقط ادب ظاهرى بلكه ادب باطنى افراد را نيز مىخواهد مثلا علاوه
بر اينكه بايد در ظاهر در برابر محضر خداوند با ادب باشيم در باطن خود نيز با
مراقبتهايى كه انجام مىدهيم. مىكوشيم تا سخنى غير حق و غير ذكر نگوئيم و
انگيزههاى گناه آلود و شيطانى را به دل خود راه ندهيم.
دعاى حقيقى تنها خدا را ياد كردن و اظهار نيازها به درگاه او نيستبلكه همراه
با آن دعا كننده مىبايد بكوشد ادب محضر خداوند را نيز بجاى آورد و اين جز با
وفادارى به شريعت او و عمل به خواستههاى او به دست نمىآيد.
آرى براستى كه معامله با خدا هر چند كه پرسودترين و پرخيرترين معاملات و
تجارتهاست ولى در همان حال سختترين و دشوارترين معاملهها نيز هست كه دلى بس
قوى و شجاع مىطلبد. عابدان حقيقى از سر معرفت و شوق حقيقى به خداوند است كه به
او توجه مىكنند و نه از سر عادت و ظاهر سازى براى فريب و يا جلب منافع. اينها
هرگز به زيادى عبادات و اطاعتشان نظر نداشته و تكيه نمىكنند بلكه فقط به لطف
حق اميد دارند و فقط طالب انس و قرب الهى هستند.
آيت الله ميرزا جواد ملكى تبريزى همچنين پيرامون لزوم رعايت آداب دعا چنين
گفتهاند: «دعا كننده بايد فرمايش امام صادق(ع) در مصباح الشريعه را بياد داشته
باشد كه فرمودند ادب دعا را رعايت كرده و بنگر كه چه كسى را چگونه و براى چه
مىخوانى؟ عظمت و بزرگى خداوند را باور داشته باش با ديده دل آگاهى او از باطن
و اسرار و اعتقادات خود را ببين و راه نجات و هلاك خود را درياب مبادا چيزى از
خدا بخواهى كه هلاكت تو در آن بوده ولى گمان دارى كه باعث نجات تو است زيرا
خداوند متعال مىفرمايد و انسان با دعاى خير شر خود را مىخواهد و انسان
شتابكار است. بينديش كه چه و چه مقدار و براى چه درخواست مىكنى.» (21)
آيت الله ميرزا جواد ملكى تبريزى همچنين پيرامون اهميت رعايت آداب باطنى
عبادات و لزوم كسب حقيقت عبادات چنين گفتهاند. «چيزى كه براى همگان قابل رويت
مىباشد اين است كه بيشتر مردم در عبادات و كارهاى آخرت و حتى در ايمان و اخلاق
خود به شكل ظاهرى آن چسبيده ولى در امور دنيائى علاوه بر انجام دادن شكل ظاهرى
براى به دست آوردن حقيقت و واقعيت آن دقت زيادى به خرج مىدهند مثلا بيشتر مردم
فقط شكل نماز را بوجود آورده و براى تكميل ظاهر آن كوشش كرده ولى در پى بدست
آوردن روح آن نيستند و مهمترين چيزى كه باعث از بين رفتن دين و آخرت انسان شده
و او را بسوى دنيا كشيده و باعثحاكميت هواى نفس بر انسان مىشود همين مطلب
است. (22)
ايشان گويد «شرايط باطنى عبارت است از اين كه ايمان داشته باشد ضرر رسان
و سود بخش فقط خداست و اين كه خدا عنايت داشته و خداوند بهتر و باقىتر است و
اين كه هيچ خيرى نيست مگر با ولايتخدا و نزديك شدن و ديدار با او و هدف خود را
هم منحصر در همين يا در آنچه كه بازگشتش به آن است نمايد تا جايى كه اين مؤمن
هيچ لذتى از نعمتهاى خدا نبرد مگر از اين جهت كه اين نعمت از خدا است و حتى در
نعمتها چيزى نبيند جز اين كه اين نعمتها از جانب خداوند است تا جائى كه نفس
عقل و روح او از دنيا بريده و مشغول حمد و ثناى او شوند ادامه اين حال بسيار
گرانبهاست كه بجز عده معدودى از اهل معرفت قادر نيستند اين حال را حفظ كنند.»
(23)
آيت الله ميرزا جواد ملكى تبريزى شرايط دعا را اينگونه بيان كردهاند:
1- «حضور قلب: با توجه به اين كه دعا عبارت است از خواستن و خواستن امرى باطنى
است نتيجه مىگيريم كه دعاى بدون حضور قلب دعا نيست.
2- خضوع و فروتنى;
3- اميدوارى چون خواستن بدون اميدوارى تحقق نمىيابد اميدوارى نيز از شرايط
دعاست.
4- شناختخدا و اعتقاد به قدرت او و علم او به نياز زيرا اميدوارى كه يكى از
شرايط دعا مىباشد در صورتى تحقق مىيابد كه دعا كننده خداوند را شناخته و علم
و قدرت او نسبتبه خواسته خود باور داشته باشد;
5- اميدوارى به خدا و قطع اميد از ديگران خداوند مىفرمايد و با اميد و آرزو و
ترس او را بخوانيد;
6- پرهيز از گناه بويژه ستم مالى و آبرويى به مردم در حديث قدسى آمده است. دعا
از تو اجابت از من زيرا دعايى از من پوشيده نمىماند مگر دعوت حرام لقمه.
(24)
7- گريستن روايتشده استبين بهشت و جهنم گردنهاى است كه كسى از آن عبور
نمىكند مگر كسانى كه از ترس خدا خيلى گريه كرده باشند;
8- سپاس و ستايش خداوند...
9- ذكر نامهاى خدا كه مناسب دعايش مىباشد و نيز گفتن نعمتهاى خداوند و شكر
آن بيان گناهان و آمرزش خواستن براى آنها.
10- درنگ و عجله نكردن و اصرار و پافشارى در دعا زيرا كه خداوند درخواست كننده
لجوج را دوست دارد. و حداقل پافشارى اين است كه دعاى خود را 3 بار تكرار كرده و
خواسته خود را 3 بار بگويد;
11- پنهان كردن دعا (25) زيرا هم فرمان خداوند را كه پنهانى دعا
كنيد اجابت كرده و هم از آفت ريا دور مىماند و روايتشده دعاى پنهانى برابر با
70 دعاى آشكار است;
12- شريك ساختن ديگران در دعا;
13- با ديگران دعا كردن دعا در جمع نيز باعث اجابت است;
14- تضرع در دعا به همراه قلب خاضع و بدن متواضع و بدون چاپلوسى;
15- صلوات فرستادن بر محمد(ص) و آل او نيز در اول و آخر دعا باعث اجابت است;
16-
پاك دلى و روى آوردن با تمام وجود به خداوند. امر ديگرى كه باعث اجابت است توجه
كردن بنده به مولاى بخشنده، مهربان و رحيم با قلب باطن و روح خود مىباشد نيز
بايد دل خود را از غير خدا بخصوص افكار پستى كه باعث نجاست دل و كثيف شدن روح
مىباشد مانند افكار حرام، مكروه بخصوص غم و غصه دنيا و ترس از ناگوارىها و
بدگمانى به خداوند متعال و بى اعتقادى به وعدههاى او پاك نمود;
17- دعا قبل از بلا چنين دعائى خيلى مؤثرتر از دعايى است كه پس از رسيدن بلا و
سختى صورت مىگيرد.
18-
شريك نمودن ديگران در دعا قبل از خود و براى آنان دعا كردن امر ديگرى كه در دعا
مؤثر است اين است كه ديگران را در دعاى خود شريك نمايند ولى بهتر است قبل از
خود براى آنان دعا كند.
19- بلند كردن كف دستها هنگام دعا.
20- در دست داشتن انگشترى عقيق يا فيروزه
21- صدقه دادن.
22- اوقات خاص از قبيل شب و روز جمعه، وقت نماز عشاء، آخر شب تا طلوع فجر بعد
از نمازهاى واجب، 3 شب قدر در ماه رمضان، هنگام وزيدن بادها و باريدن باران، از
بين رفتن سايهها و ...; 23- مكانهاى خاص، انتخاب مكانهاى شريف;
24- حالات عالى مانند رقت قلب.
25- طهارت نماز و روزه.» (26)
علاوه بر آنچه گفته شد تفكر در معانى دعاها و همچنين بدست آوردن فلسفه
عبادات و فهم اسرار آن نيز واجب است زيرا هر نوع عبادت و پرستشى و بلكه هر نوع
عمل نيكى مىبايد با جريانى از معرفت و حكمت همراه شود و گرنه ارزش آن همچون يك
عمل جبرى و يا عملى كه فقط از روى عادت انجام مىشود.پائين خواهد آمد.
براى استجابت دعا نيز علاوه بر رعايت آن آداب دعا. مىبايد همواره به اين دو
نكته نيز توجه فراوان داشت اول اينكه صاحب حقى بوده باشيم مثل مظلومين و نه مثل
ظالمين و ديگر اينكه بكوشيم همواره با كسب آبرو و عزت به محضر عبادت خداوند
برويم همچنين از شكر خالصانه خداوند براى نعمتهاى عظيم مادى و معنوى اش و
اظهار توبه و تصحيح اعمال نبايد غافل شد زيرا اينها نيز عوامل مؤثرى در استجابت
دعا هستند. خداوند آنقدر مهربان و با محبت است كه اگر با ادب و سلوك الهى هر چه
از او بخواهيم (البته اگر از روى حكمت و خير بوده باشد) او به ما خواهد داد ولى
ما اغلب فقط به نعمتهاى مادى و نيازهايى كه فقط زندگى ما را سر و سامان
مىدهند قناعت مىكنيم و سخت از نعمتها و الطاف عظيم معنوى او غافل و بىتوجه
هستيم.
در آخر از خداوند متعال چنين مىخواهيم كه ما را در فهم اسرار عبادات و دورى از
دنيا طلبىهاى مذموم و ناپسند موفق بدارد و نيز به همراه آن مىخواهيم كه به ما
شوق و همتى قوى براى انجام عبادات و اوامر حكيمانهاش ببخشد بگونهاى كه سختى و
ناملايمات روزگار هرگز نتواند به آن آسيبى وارد كند همچنين استجابت دعاهاى خير
مؤمنين و مؤمنات را از آن وجود سراسر رحمت و لطف و خير و زيبايى مطلق و بى
پايان خواهانيم.
الحمد لله رب العالمين.
پىنوشتها:
1- فرهنگ اصطلاحات و تعريفات نفايس الفنون، بهروز ثروتيان، ص 128، انتشارات
مؤسسه تاريخ و فرهنگ ايران، 1352.
2- نيايش، آلكسيس كارل، محمد تقى شريعتى، ص 41، شركتسهامى انتشار، 1355
3- اسرار عبادات، عبد الله جوادى آملى، ص 89، انتشارات الزهراء، 1374.
4- بيست گفتار، مرتضى مطهرى، ص 289، انتشارات صدرا، 1358.
5- آئين نيايش، ابراهيم غفارى، صفحات 11 و 14، آستان قدس رضوى: 1373.
6- دعا پرواز روح و راه زندگى، محمد تقى مدرسى، مصطفى كمالنژاد، ص 53، مؤسسه
مطلع الفجر، 1371.
7- همانجا ،ص 37
8- همانجا، ص 50
9- آئين نيايش، ابراهيم غفارى، صص 23 و 24
10- بيست گفتار، مرتضى مطهرى(ره)، ص 286.
11- نيايش، آلكسيس كارل، محمد تقى شريعتى، ص 67.
12- همانجا، ص 57
13- همانجا، ص 66.
14- همانجا، صص 60 و 61
15- آئين نيايش، ابراهيم غفارى، صص 22 و 23.
16- همانجا، ص 24.
17- دعا پرواز روح و راه زندگى، محمد تقى مدرسى، مصطفى كمالنژاد، صفحات 81 تا
85
18- نيايش، آلكسيس كارل، محمد تقى شريعتى، صفحات 63 تا 65
19- دعا پرواز روح و راه زندگى، محمد تقى مدرسى، مصطفى كمال نژاد، صص 57 و 58
20- المراقبات، ميرزا جواد ملكى تبريزى(ره)، ابراهيم محدث، ص 168، انتشارات
اخلاق، 1375.
21- المراقبات، ميرزا جواد ملكى تبريزى(ره) ابراهيم محدث، ص 450.
22- همانجا، صص538 و 539
23- همانجا، صص 257 و 258
34- خداوند آنقدر آگاه و شنوا و لطيف است كه هر نوع دعائى را هر كجا كه باشد و
هر چقدر كه آرام و آرام نيز گفته شود بطور دقيق آن را مىشنود پس هر چقدر از
درونمان خدا را آرام صدا بزنيم خدا باز آن را خواهد شنيد پس فقط بايد كوشيد كه
قابليت و زمينه براى استجابت دعاهايمان را بدست آوريم.
25- رفتار انسانها در تنهائىهايشان بسيار مختلف و بلكه عجيب استيكى در
تنهائىهايش فقط به افكار پست و شيطانىاش عمل مىكند و ديگرى در تنهائىها
وقتش را به بطالت مىگذراند و ديگرى در تنهائىهايش خدا را مىخواند و دائم در
فكر پرورش استعدادهاى روحى مثبتخود است.
26- همانجا، صص 231 تا 257.
رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهيان نور)ص 101
جمعى از نويسندگان
بازگشت به بالا |