برنامه آينده
شنبه های پاک

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع سخنرانی :
بیداری اجتماعی - قسمت پنجم


زمان : شنبه، 23 آذر ماه
مکان : بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سید الشهداء
ساعت 19
رهپويان



سه‌شنبه 20 دی 1390 نسخه چاپی
متن سخنرانی | حسد

یا لطیف
سخنران: حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: حسد


امشب قصد مطرح كردن يكي از گناهان و رذائل اخلاقي رو داريم ، تحت عنوان حسد ! گناهي كه مبتلا بهِ خيلي هاست و خيلي ها هم از وجودِ اين گناه خبري ندارند ! حالا اين گناه در ما هست يا نه ؟ بايد توجه كنيد ببينيد علائم يك شخصِ حسود در ما هست يا خير ؟! اول از همه بايد حسد تعريف بشه كه اصلاً حسد چيه و حسود كيه ؟
خُب آقا ما موفقيتِ بقيه رو مي بينيم و دوست داريم كه اين موفقيت نصيب ما هم بشه ! آيا اين اسمش حسده ؟ نه ! حسد عبارت است از اينكه : موفقيتي در كسي ، در چيزي ، در جمعي ، در گروهي ، در مملكتي ، در دولتي مشاهده بشه و انسان آرزو كنه كه اين موفقيت از اونها گرفته بشه . به اين مي گن حسد !

يعني چي ؟ مثلاً شما مي بيني فلاني خيلي پولدار هست ! آرزو مي كني كه اي كاش اين شخص فقير بود ! به اين مي گن حسد . اما اگه آرزو كني كه مثلِ اون بشي ، اين حسد نيست ، به اين مي گن غبطه !

مي گن : دو نفر از يه قومي رو انتخاب كردند ، گفتند كه آقا از شما دو نفر مي خوايم سؤالي كنيم ! شما يه آرزوي مستجاب پيش ما داريد ! آرزوتون چيه ؟ اولي گفت : من دوست دارم هزار تا گوسفند داشته باشم ! گفتن : خيلي خُب ، هزار تا گوسفندِ اينو بديد !
به دومي گفتند كه شما آرزوت چيه ؟ گفت : من دوست دارم صد تا گرگ داشته باشم ! گفتن : چرا ؟ گفت : براي اينكه گوسفندهاي اين رو بخورن تا اينقدر براي من قيافه نگيره !

به اين مي گن حسد ! به جاي اينكه خودش هم آرزوي هزار تا گوسفند رو بكنه ، آرزو مي كنه صد تا گرگ داشته باشه !
در زمانِ يكي از ائمه (ع) ، يه غلامي رو آوردند به جرمِ اينكه اربابش رو سربريده مي خواستن دارش بزنن ! امام اومدن گفتن : اجازه بديد من دو تا سؤال از اين دارم ! فرمود : قضيه چيه ؟ عرض كرد : قضيه اينه كه من اربابم رو سر بريدم ! حالا هم مي خوان دارم بزنن !
فرمود : آقا چرا سر بريدي ؟ گفت : والله من اربابم رو خيلي دوست داشتم ، خيلي احترامش مي ذاشتم ، خيلي هم به من محبت مي كرد ، اما يه روزي گفت : من چقدر به تو محبت كردم ؟ گفتم : خيلي ! ـ آيا من تو رو بزرگ نكردم ؟ ـ چرا ! شما من رو بزرگ كرديد . آيا من به گردن تو حقي ندارم ؟ ـ بله شما خيلي حق داريد . ـ مايل هستي جبران كني ؟ ـ بله آقا ! من آرزوم اينه كه بتونم محبت هاي شما رو جبران كنم ! گفت خيلي خُب ، بيا بريم خونه همسايه مون ، سرِ منو با اين كارد ببر و بذار روي سينه ام! ـ آقا اين چه كاريه ؟ ـ همين كه بهت مي گم ! ـ چرا ؟ ـ چون اين همسايه رو من نمي تونم ببينم ! تو بيا سر منو ببر ، بذار روي پشتِ بومش ، فردا اينو مي گيرن مي گن قاتله و مي كشنش ! من دلم خنك مي شه !

ببينيد ! كارِ حسد به اينجاها مي رسه ! حاضره بميره ، اما طرف هيچي نداشته باشه ! پس اين معناي حسد هست ، اما اگه نه ، شما بگيد : به به ! فلاني چه آدم خوبيه ! اي كاش من هم مثل اون بشم ، اين ميشه غبطه ! و اتفاقاً غبطه ، صفتِ خيلي خوبي هست ! حسنه هست ! باعث مي شه كه انسان پيشرفت كنه و در مسير پيشرفت قرار بگيره ، كار و تلاش كنه !
مثلاً در كلاس شما ، يه نفر هست كه وقتي كارنام اش رو نگاه مي كني مي بيني : تمام نمره هاش 20 ،‌20 ، 20 و كارنامه شما : همه اش ـ 0 ـ ، ـ 0 ـ ، ـ 0 ـ ! خُب مي خواي چيكار كني ؟ يه مدلش اينه كه مي گي يه كاري بكنم كه اون هم مثل من تنبل بشه و همه اش صفر بگيره ، خُب ! اين مي شه حسد ! اما يه نمونه هم هست كه پيشِ خودت مي گي : يه كاري بكنم كه من هم زرنگ بشم ، انشاء‌الله و مثل اون همه اش بيست بگيرم ! اين مي شه غبطه ! كه از اقبالِ بده ما ، زرنگ بودن و بيست شدن به شما نيومده !
بنا به رسمِ معهود كه نمي دونم از چه زماني به ارث مونده ، بچه حزب اللهي ها همچنان در نمراتِ ناپلئوني موندند ! پس آقا ! غبطه بسيار چيز خوبيه و من همه آرزوم اينه كه همه شما اهلِ غبطه باشيد ! نه اينكه بي خيال و بي تفاوت باشيد .بهش مي گي : آقا ! ديدي ؟! فلاني و فلاني بيست شدند ! مي گه : ولشون كن ، اينا خرخون هستند !

خر خون هستند يعني چي ؟ درست رو بخون ! اصلاً از اقبالِ ما ،‌شماها اونقدر پاك و بي آلايش هستيد كه حسد كه هيچي ، غبطه هم در وجودتون نيست ، بي خيال و بي تفاوت : اي بابا خدا اخلاص بده ! قربونت برم ، بيا برو درست رو بخون !
بهش مي گي : آقا چند تا امتحان داشتي ؟ مي گه : 9 تا ـ چند تاش رو افتادي ؟ ـ 10 تاشو
ـ چي شد ؟ ـ ما آقا متأسفانه عبادات نمي ذاره به درسمون برسيم !!

پس اين شد تفاوتِ معناي غبطه و حسد ! اما اين حسد آيا اونقدرمهم و اساسي هست كه ما روي اون بحث كنيم ؟
بله آقا ! خيلي هم مهمه !

امام صادق (ع)‌ مي فرمايند : اصولِ ايمان سه اصل است : 1 ـ روزي دادن به گرسنه 2 ـ ديدن و زيارت كردن برادران 3 ـ نماز شب ! يعني اگر كسي اين سه تا رو نداشته باشه ، مؤمن نيست ! بلكه يه تهجد و ايمانِ ظاهري داره كه هيچ نفع و سودي به حالش نداره ! و امام صادق (ع) در ادامه مي فرمايند : كه اصولِ كفر سه اصل است : 1 ـ كبر 2 ـ حرص 3 ـ حسد
اينها اصول كفر هستند . هر كس يكي از اين سه اصل در وجودش هست ، آقا كافره ! كافر !

يعني شب اول قبر اصلاً‌ :‌ من ربك و من نبيك و من امامك و نكير و منكر و اينها هم سراغت نمي ياد . بلكه همين جوري مي گيرنت و مي ندازنت داخلِ‌ جهنم !
تعريف مي كنن كه يه بنده خدايي مي ميره ! بعد مي ياد توي خوابِ يكي از دوستانش ازش مي پرسن : خب چه خبر ؟ چي شد ؟ مي خنده و مي گه : هيچي بابا ! اينهمه آخوندها و روحانيها بالاي منبر تعريف كردند كه شب اول قبر و من ربك و من امامك و نكير و منكر و وحشت شب اول قبر و . . . اصلاً وجود نداشت !
ـ پس چي شد ؟
ـ هيچي بابا ، بدون هيچ مقدمه و سؤال و جوابي ، يقه مون رو گرفتن ، انداختن داخلِ جهنم !
اين ميشه كفر ، آدم كافر كه ديگه سؤال و جواب نداره ! از آدماي مؤمن و مسلمون مي پرسن : “ من ربك ؟ ” كه بفهمن چقدر روي خداي خودش استقامت و استواري داره ؟!

خُب ! پس اصول كفر اين سه تاست . آدمي كه حسود باشه ، كافره !
ديگه چي ؟ اميرمؤمنان (ع) مي فرمايند :‌ “ الحسد رأس الرذائل ” حسد در رأس رذيله هاي اخلاقي و صفت هاي ناپسند قرار گرفته ! يعني بالاترين زشتيِ اخلاقي ،‌ حسد هست !

زشت كارترينِ افرادِ جامعة‌ ما افراد حسود هستند ! ديگه چي ؟ مي فرمايند : در آسمان پنجم ، ملكي هست بنام مالكِ حسد ! يا صاحب حسد ! مي فرمايند : وقتي اعمال و عباداتِ‌ مؤمني از آسمانها رد مي شه و مي خواد برسه به دستِ كسي كه اعمال و عبادات رو بررسي مي كنه ، اگه در اين عبادات ، ذره اي ، فقط ذره اي رنگ و بوي حسد بده ، ملك از همون جا ، عبادات رو مي زنه به كمرِ اون آدم ! اصلاً‌عمل ديده نمي شه و موردِ اهميت واقع نمي شه . اصلاً بررسي نمي شه !

خُب ! پس اين هم اهميتِ بحثِ حسد كه ما بايد حتماً در موردش صحبت كنيم . حالا ببينيم چه كساني حسودند ؟ نشانه هاي حسد چيه ؟ مي خوايم ببينيم كه آيا ما حسود هستيم يا نه ؟

1 ـ يكي از نشانه هاي فرد حسود مي فرمايند :‌ غيبته - آدمِ حسود اهلِ غيبته ! اهلِ خراب كردنِ بقيه است ! اهلِ زير پا روفتنه ! اهلِ زمين زدنه ! اهلِ عيب جوييه ! اهل آبرو بردنه !

2 ـ شماتت - آقا 24 ساعته ، اين فكش كار مي كنه براي شماتت كردن و سرزنش كردن مردم !

مي گه : آقا ! شما دو دقيقه تشريف بياريد كارتون دارم ! ـ بله ؟ ـ آقا ! شما چرا لباستون اينجوريه ؟ چرا اونجا اينطوري رفتار كردي ؟ ها ! چرا اينجا مشكل داشتي ! چرا جورابت اين رنگيه ؟ چرا كاپشنت اين طوريه ؟ اصلاً تو چرا اينطوري راه مي ري ؟ اصلاً معلوم هست چيكار مي كني ؟ آقا تو چرا بلند حرف مي زني ؟ چرا مي دوي ؟ چرا با موتور اين ور و اون ور مي ري ؟

همش اهلِ شماتت هست ! اگه بري تو نخش ، مي بيني 24 ساعته داره از مردم ايراد مي گيره و شماتت و سرزنش مي كنه ! آدمي كه فقط مشغول شماتت هست ، حسوده ! فكر نكنيد دلسوزتون هست ! چون روايت داره مي گه ! اما نه ، يه كسي هست كه مراتبِ ادب رو رعايت مي كنه ، مي گه : آقا ببخشيد ! شما خيلي آدم خوبي هستيد ! خيلي هم از حضورتون استفاده مي كنيم ، خيلي هم انسانِ شريف و باصفايي هستيد ، اين حسن و اين حسن و اين حسن رو داريد ، شما اين 50 تا حسن رو داريد ، اما اگه اين يكي عيب رو نداشتيد ، خيلي خيلي خوب مي شد ! اين ديگه حسود نيست !

يه بنده خدا يه جلسه اومده بود كانون ، كي اومده بود ؟ اون لحظة آخر كه شما توي شور بوديد و “‌ السلطان ابالحسن ” رو مي خونديد و مي خواستيد دعا بخونيد ، توي همين ربع ساعت ، 9 تا اشكال براي من گرفته بود ! گفتم : شما چند دقيقه توي كانون بوديد ؟‌گفت : يه ربع !
گفتم : 9 تا اشكال در يه ربع ؟ خُب در اينجور مواقع من اصلاً قبول نمي كنم ! 900 تا اشكال بگيره هم قبول نمي كنم ! كسي كه همه اش از شما ايراد مي گيره ، فكر نكنيد رفيقتون هست ! رفيق اون كسيه كه مثل آئينه باشه ! آئينه فقط زشتي ها رو نمي گه ، هم خوبي ها رو مي گه و هم بدي ها رو ! هم مي گه اينجات زشته ، هم مي گه قدت بلندِ‌ه ، ‌ريشت قشنگه و . . . همه چيز رو مي گه ! خُب يواش يواش داره دامنة حسد بازتر مي شه !

3 ـ رشك بر صاحبانِ نعمت و پاكان و دشمني با آنها - خُب اين هم يكي ديگه از خصوصيات حسود هست . اونهايي كه پول و ثروتي دارند ، صاحبِ نعمتي هستند و يا خانوادة‌خوبي دارن ، يه نعمتي رو خداوند بهشون داده ، مي گه : من اصلاً از اين آدمها خوشم نمي ياد ! اين خوشم نمي ياد از حسادته ! و خودش هم خبر نداره بدبخت !
ـ آقا اين به من نمي چسبه ! چرا ؟ ـ خُب ديگه ، حالا . همين جوري ! اين از حسادتِه عزيز دل من ! برو خودت رو درست كن ! تو يكي از اصولِ‌كفر در وجودت هست !

من يادمه در يكي از كاروانهاي مشهد ، يه نامه اي به من دادند كه در اون 36 تا عيب از كادر خواهران گرفته بودند و در آخر اضافه كرده بود : آقا من اصلاً از اين كادر شما خوشم نمي ياد !
همين يه جمله آخري رو كه خوندم نامه رو بستم ! اينكه يه نفر ، حالا يا بواسطه يك سري عيبها و يا الكي از يه نفر خوشش نمي ياد ، از حسادته !

4 ـ كوتاه آمدن از تعريف و تمجيد ديگران - اصلاً آدم حسود براي تعريف و تمجيد كردن از ديگران زبونش لال هست ! يه بار نشده بشينه بگه : آقا ! فلاني ، فلان رفتارش خوبه ! تا يه جايي هم مي شنوه كه دارن از يه نفر تعريف مي كنن ، سرش رو مي ندازه زير ، يه آهي هم مي كشه كه ، بله ! دست به دلِ ما نزار كه خونه ! . . . آه ! بله !

بابا ! تو كه بدتر آبروي طرف رو بردي ! ـ آقا فلاني خيلي آدمِ باحاليه ! ـ خُب بله ، اما يه سري مسائلي هم داره كه شما نمي دوني !!
امام صادق (ع) به يه چنين افرادي مي فرمايند : اون طرف هيچ مسأله اي نداره ، اين تو هستي كه مسأله داري !
پس اگه يا خودمون و يا كسي ، با آدمي ده سال رفيق هستيم ، اما يه بار هم ازش تعريف نشنيديم ، بدونيم كه علائمِ حسادت در وجودش هست ! خُب اين علائم حسد .

خُب حسد چه آثاري داره ؟
1 ـ ضررِ جسمي ، مادي ،‌ معنوي - ضرر جسمي يعني چي ؟ روانشناسي هست بنام مان كه بسيار مشهور هست و مخصوصاً در بعدِ اين صفتِ اخلاقي خيلي كار كرده‌ ، من امروز كتابش رو مي خوندم ،‌در آثار حسادت نوشته بود : زخم معده ، ترش كردن ،‌ سردردهاي پياپي ، ضعف بينايي و چند تا مريض ديگه رو هم مثال زده بود ، گفته بود كه اينها از اثرات حسادت هستند ! يعني طرف با حسادت ، داره زندگيِ‌مادي و دنيوي و جسمي خودش رو خراب مي كنه ! غصه مي خوره ، لاغر مي شه ، بدبخت مي شه ، نحيف و ضعيف مي شه ، آقا اين حسادت بيچاره مي كنه آدم رو ! اگر همون اول جلوش رو نگيري ، آخر كار خيلي خيلي مشكلتر مي شه ! همين اول كار تا جوان هستي و نيرو داري بايد جلوش رو بگيري !

ببينيد حسادت چه بلايي سر بعضي از بزرگان ما آورده : ديگه رسماً با هم غرض ورزي مي كنند كه اينها جز حسادت دليل ديگه اي نداره ! اين حسادت كور مي كنه ،‌ بيچاره مي كنه ، اصلاً طرف احساس نمي كنه كه داره گناه مي كنه ، مملكت رو داره بخاطرِ حسادت خراب مي كنه ، تموم صحبتهاش از راديو اسرائيل پخش مي شه اما نمي فهمه كه داره چه اشتباهي مي كنه ؟ كور شده ، نمي فهمه كه بابا جون ! وقتي راديو اسرائيل داره از من تعريف مي كنه‌ ، آمريكا براي من به به و چه چه مي كنه ، منافقين دارن پيامهاي منو پخش مي كنن ، خُب حتماً يه جايي از كارهاي من ايراد داره ! و يا شايد هم اونا حزب اللهي شدند و ما خراب شديم !

2 ـ اثر ديگه حسادت ، مي فرمايند : محروميت از حكمت - امام معصوم (ع) مي فرمايند :‌ قلبي كه حسادت در آن حكم فرما باشه ، عقل و حكمت در اون راهي نداره .
تمام تصميم گيري ها از روي حسادت هست . و ابداً هيچگونه عقل و حكمتي در اين تصميم گيريها دخيل نيست !

3 ـ محروميت از رحمت - شبِ اول قبر ، خداوند اشاره مي كنه به ملائكه ، مي فرمايد : اگر اين بنده من حسوده ، از رحمتِ من نصيبي بهش نرسه !

آقا جون ، مي ارزه چند سالِ دنيا ، آدم با اين صفتِ رذيله همراه باشه و بعد شب اول قبر ،‌از چيزي كه همه مون بهش محتاجيم ،‌همه مون ، نه من ، نه تو ، نه امام ،‌ نه رهبر . همه بهش نيازمنديم ، حتي فاطمه زهرا (س) بهش محتاجه ، محروم بشي ؟ آيا مي ارزه كه بخاطرِ يك صفتِ ناپسند شب اول قبر ،‌ آبِ پاكي رو بريزند روي دستت و بگن كه آقا اصلاً از رحمتِ خدا خبري نيست ؟! مي توني جواب بدي ؟ مي توني مقاومت كني ؟ مي توني كاري براي خودت بكني ؟ نمي شه !

حالا چند تامون حسوديم ؟ مثل اينكه اگه آمار نگيريم ، هم بهتره ،‌ هم سنگين تريم !! خيلي هامون حسوديم ! و حضرت امام (ره) مي فرمايند : حسادت ، رذيله اي است كه به اين سادگي ها از دل مؤمن بيرون نمي ره !
بررسي كنيد تك تك اعمالتون رو ! اگه ذره اي رنگ و بوي حسادت رو در اون ديديد ، كار رو حذف كنيد ، مخصوصاً در اين كارهاي معنوي ! ديگه اين نور عالي نوره كه آدم در كارهاي معنوي و عبادات ،‌ حسادت بورزه !

مي گه : فلاني چرا گريه ش از من بيشتره ؟ فلاني چرا بهتر از من سينه مي زنه ؟ فلاني چرا بهتر از من حرف مي زنه ؟ فلاني چرا . . . . ؟!
اين ديگه خيلي مزخرفه ! خيلي بده ! اصلاً‌ صحبتش رو هم نكنيم كه اصلاً‌ ناگفتني است ! و اگه ديديد كه حسادتي كرديد ، سريع جبران كنيد ، حتي اگه شده دروغ هم بگيد ، ارزش داره . فلاني مثلاً آدمِ بدي هست ، يه نفر درباره اش از تو سؤال مي كنه‌ ، مي بيني مي خواي از روي حسادت عيبش رو بگي ، سريعاً با خودت مقابله كن ، مقاومت كن ، بگو : نه نه ! اتفاقاً خيلي هم انسان شريفي هست ! دو تا بدي هم كه لازمه بگي ، نگو ! اين مي شه مقابله با حسد ! هر تكي ،يه پاتكي داره ، پاتك زدن به تكِ حسادت ، اين طوريه !
اما توجه به عواقب حسد !

آيا حسدِ ما ، بندة خدا رو خراب مي كنه يا نه ؟ نع ! اگر عزتش خدايي باشه ، اگر نعمتي كه بهش رسيده خدايي باشه ، من كه هيچي ، باباي من هم كه هيچي ، هفت جد و آباء من هم كه هيچي ، اگر همة عالم ،‌از ازل تا به الان ،‌ دست به دست هم بدن تا ذره اي از عزتِ اينو كم كنند ، هيچ كاري از پيش نمي برن !
اگر غير خدايي هم باشه ، نمي خواد هيچ كاري بكني ، خودِ خدا عزتي رو كه نداده پس مي گيره ، مطمئن باش ! چرا آدم اين كارها رو بكنه ؟

آقا اميرالمؤمنين (ع) كسي است كه از بعد از رحلتشون تا سالها ، تا حكومت عمربن عبدالعزيز ، در تمامِ منابر ، لعنتش مي كردند ، تمامِ‌ كساني كه يك جمله از حُسن هاي آقا مي گفتند ، مي گرفتنش و زبانش رو مي بريدند ! و حتي بردنِ‌ نام علي (ع)‌ جرم بود ! مدتها و مدتها در قنوت هاشون ، مردم ، آقا رو لعن و نفرين مي كردند . معاويه مي اومد ،‌يه بچه گوسفند كوچكي مي گرفت اهداء مي كرد به بچه هاي خردسال شهرهاي اون زمان ! اين بچه خردسال با اين گوسفند انس مي گرفت ، با هم اُخت مي شدند ، بزرگ مي شدند ، علاقه و انس ايجاد مي شد . خوب كه علاقه و انس ايجاد مي شد ، مي آوردند گوسفند رو به زور از بچه مي گرفتند ، بچه با چشمهاي گريان مي پرسيد : كي گفته اين رو از من بگيريد ؟! مي گفتند : علي گفته !! يعني از بچگي ، در دلِ بچه ها ، بغض و دشمني حضرت امير (ع) رو مي كاشتند ! ابن ابي الحديدِ سني ، در اول نهج البلاغه ،‌ تعريفي از نهج البلاغه داره ، در مقدمش ضمن اينكه سپاس بسيار بسيار عجيبي رو براي حضرت علي (ع)‌مي شماره كه حتي اين صفات ، علي (ع) رو در رديف بزرگترين خلايق قرار مي ده ، مي گه : تعجب مي كنم كسي كه اينقدر تلاش كردند كه عزت و منزلتش رو كم كنند و از بين ببرند ، الان ، بعد از پيامبر (ص) در تمامي دنيا و در بين تمامي مسلمانان ، مشهورترين مسلمان است !

جرج زيدان مسيحي درباره اش مي نويسه ، شبه شمايل ماركسيسم ، در وصفش قلم مي زنه ، بزرگترين فيلسوفان و علماي جهان در مدحش سخن مي گن ! كانت ، دانشمندي كه هيچ نوع اعتقاد و پايبندي نداره ، جمله اي در وصف علي (ع) گفته كه هر انساني بشنوه حيرت مي كنه .

و حال سؤال مي كنيم كه آيا همة دشمنان علي (ع) ، با همة تلاش شون ،‌ تونستند ذره اي از قدر و منزلت علي (ع) كم كنند ؟ نه ! همة عزتها دستِ خداست !
پس آقا ! حسادت كردن ، هيچ فايده اي نداره ، اون يارو خراب نمي شه ! گرگي به تو نمي دن كه گوسفندا رو بخوره ، حالا هرچي مي خواي غصه بخور ! بعد هم بيائيد نگاه كنيم به ا نسانهاي كامل دنيا ! ببينيم چه رفتاري داشتند ؟ بزرگان ما نسبت به همديگر چه جوري بودند ؟
اومدند پهلوي يكي از بزرگان ما ، گفتند : فلاني غيبت تو رو كرده ! فرمودند : بله ، راست گفته ، من اين عيب رو دارم ، حتماً اينو پشت سرم گفته تا بفهمم آبروم رفته ، كارم رو جبران كنم .
حالا اگه به من بگن فلاني غيبتت رو كرده . مي گم : كي ؟! فلاني ؟! برو بابا ! اون خودش سرتا پا ايراد و گناهه !! ده تا عيب هم مي ذاريم روش و تحويلش مي ديم .

آيا بزرگان ما اينطور بودند ؟ پس از فوت آيت الله بروجردي ، به چه زحمتي ، حضرت امام (ره) رو راضي كردند تا رساله شون رو چاپ كنند ! به چه زحمتي ؟ بزرگان ما رو راضي مي كنند به مرجعيت ! به اين اخلاقِ بزرگان نگاه كنيد !

بعد مي فرمايند كه : به حسود نيكي كنيد ، با محبت ، حسادتِه سود درمان مي شه ! و بعد هم ذكري رو گفتندكه خيلي مؤثر هست : “ ماشاء الله لاحول و لا قوه الا بالله ” هر وقت ديديد كه حسادت داره در دلتون به وجود مي ياد اين ذكر رو بگيد . “ ماشاء الله ” هرچي خدا بخواد . “ لاحول و لا قوه الا به الله ” هيچ قدرتي نيست ، مگر قدرتِ خدا . و بعد از ذكر هم فكر كنيد ، گفتم كه ذكر لساني بايد به قلب جاري بشه . فكر كن كه واقعاً نمي توني كاري كني ؟! اصلاً دنيا ارزش اين حرفها رو نداره ! دنيا ارزش اين رو نداره كه كينه برادرانتون رو به دل بگيريد ! سر هيچي و هيچي به جون همديگه بيفتيد ! سر هيچي با هم قهر كنيد ! سر هيچي ، سر هم داد بكشيد ! سر هيچي به هم اخم كنيد ! ارزشش رو نداره ! باور كنيد ! والسلام .

و صلي الله علي سيدنا محمد و آل محمد




کانال تلگرام رهپویان
 نجمه: سخنرانی خوب بود ولی به نظرمن نیکی کردن به حسود حسادت رادرمان نمیکند من هفت سال این کار رو درحق کسی کردم ولی اون بدتر شد وبهتر نشد
شنبه 15 آبان 1395

  پاسخ :  با سلام. محبت به حسود، یکی از درمان این مریضی است، نه همه راه های آن.
 مریم: تشکر اینکه صمیمانه و راحت حرف زدین خیلی بدلم نشست
چهارشنبه 27 فروردین 1393
 یار: سلام
ممنون.بهره بردمو آرامشی بود بر قلبم
سه‌شنبه 17 دی 1392
 غلامحسین: سلام ..در کل بد نبود ولی خیلی طولانی بود پدر ادم حسود درامد..
پنجشنبه 30 آذر 1391
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات