برنامه آينده
کاروان زیارتی مشهدمقدس
29 تیرماه الی 5 مردادماه98

باحضور :
حجت الاسلام انجوی نژاد

مداحان :
حاج احمد واعظی
حاج مهدی اکبری
حاج امیر کرمانشاهی
کربلایی وحید شکری


رهپويان




سه‌شنبه 20 دی 1390 نسخه چاپی
متن سخنرانی | حقوق والدین

یا لطیف
سخنران: حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: حقوق والدین


در مسير سلوكي كه انشاءالله قصد داريم داشته باشيم ، يكي از مسائلي كه بسيار مهمه ، توبه است ، همون طور كه قبلاً خدمتتون عرض كردم حضرت آدم (ع) توبه شون با ده روز عبادت تكميل شد . اگه بخوايم مراحل توبه رو طي كنيم ، در اين مسير ، موانعي وجود داره كه باعث مي شه توبه تكميل نشه . مسائلي كه در اين مسير خيلي مهمه بحث حقوق والدينه . امشب ، شب سوم محرمه ، شب دختر كوچولوي امام حسين(ع) . انشاءالله قصد داريم در اين شب ، بحث حقوق والدين رو مطرح كنيم .

يه حديث قدسي و بسيار بسيار تكاندهنده هست كه خداوند تبارك و تعالي خطاب به پيغمبر اكرم (ص) مي فرمايد :
“ اي پيغمبر من ! از قول منِه خدا ، به افراد مومن و مؤمنه ( كسي كه ايمان آورده ) و كساني كه دوستدار پدر و مادر هستند ، يعني كسي كه به پدر و مادرش محبت مي كنه و پدر و مادر هم ازش راضي هستن ) بگو هر كاري كه دوست داري انجام بده ، بالاخره من اين توفيق رو بهت مي دم كه لياقت پيدا كني و تو رو بيامرزم . ”

يعني آدم گبر ، يهودي ، منافق ، ضد انقلاب و هر آدمي كه شما براي خودتون فرض كنيد با اين تبصره كه نسبت به پدر و مادرش احترام داشته باشه و پدر و مادر ازش راضي باشن ، خداوند بالاخره در آينده مي آمرزدش . و بعد در ادامه همين حديث خداوند مي فرمايد : “ اما قل لعاق الوالدين اني لا يغفرك . . . ” اما به كسي كه عاق والدين هست ، ( كسي كه پدر و مادر ازش ناراضي هستن ، خداوند با همون خطاب مي فرمايد : به اينها هم بگو ) هر كاري مي خواي انجام بده ! ( جبهه برو ، نماز شب بخون ، نماز جمعه ات ترك نشه ، نماز جماعتت ترك نشه ، جلسات هياتت ترك نشه ، اين قدر سينه بزن تا سينه ات كبود بشه ، اين قدر گريه كن تا چشمات خشك بشه ، اما چي ؟! ) “ اني لا يغفرلك ” تو يكي رو نمي آمرزم !
خدايا ! داري با بنده هات لج مي كني ؟! مي فرمايد : مگه من از پدر و مادر رحيم تر و مهربان تر خلق كردم كه شما با اينها هم نمي تونيد رابطه خوب برقرار كنيد ؟! كسي كه حق پدر و مادر رو رعايت نمي كنه چه توقعي داره كه من ببخشمش !؟ من خدا يقيناً چنين بنده اي رو نمي بخشم . اين خيلي حرف مهميه .

شماهايي كه صبح تا شب برنامه تون اينه : اهل نماز جماعت هستيد ، اهل مناجات ، اهل گريه و سينه و سحرخيزي و . . . دقت كنيد ! اينها همه خوبه ، اما بايد بدونيد كه تكليف شما در رابطه با پدر و مادر چيه ؟ چه مسائلي رو بايد رعايت
كنيد ؟ از چه مسائلي بايد پرهيز كنيد ؟ و . . .

من اول آيه شريفه قرآن رو مي خونم ، و بعد تفسيري كه علامه طباطبايي (ره) در الميزان از اين آيه دارن . و بعد مي ريم سراغ كتاب بسيار گرانقدر و ارزشمند و محبوب صحيفه سجاديه ببينيم امام سجاد (ع) در مناجاتي كه در رابطه با والدين دارن تحت عنوان “ في طلب دعاء والدين ” براي والدين شون چه دعايي مي كنن؟چه جوري با خدا صحبت مي كنن ؟
مي خوايم بدونيم از امشب بايد چكار كنيم ؟ امشب اگر مي خواي براي رقيه (س) سينه بزني بايد اول بدوني كه با پدر و مادرت چطور رفتار كني؟

خداوند تبارك و تعالي در آيه شريفه قرآن نسبت به پدر و مادر سفارشي مي كنند . ( معناي تحت اللفظي يه تكه از آيه كه ما مي خوايم ازش استفاده كنيم اينه ) نسبت به پدر و مادر اين گونه باش ، “ به پدر و مادرت اُف نگو ! ” اين يه معناست . اما علامه طباطبايي در تفسير اين آيه كه به پدر و مادر اُف نگو ، مي فرمايند : يعني اينكه اگه پدر و مادر به حق يا ناحق تو رو اذيت كردن و يا كتك زدند ( كه اين كتك مال سن هاي پائينه ، براي بزرگترها معمولاً اذيت و آزار هست ، زخم زبونه) بهشون اُف نگو ، حالا به اصطلاح امروز ، يعني صدات رو بلند نكن و حتي آخ هم نگو . پدر و مادر پير مي شن ، توقع شون نسبت به بچه ها زياد مي شه ، بايد بچه ها اين رو درك كنن ، مي گه : اگه بگي آخ ، مادره ، پيره ، دلش مي شكنه ، ناراحت مي شه . خيلي از علما اين آيه رو اينطوري تفسير كردن . من تفسير نمونه رو هم نگاه كردم همين جوري بود . جامعه التفاسير رو هم نگاه كردم ديدم نظر خيلي از علماء همينه . خيلي حرف بالاييه . خيلي !

آقا اگر پدر و مادر تو رو اذيت كردن ، با اين كه از اين اذيت ، آزرده و ناراحت شدي ، حق نداري صدات رو بلند كني و
بگي : “ آخ ! چه كار مي كني ؟ اذيت كردي ، ناراحتم كردي ؟ اين چه بلاييه سرم در مي ياري ؟ تو چه پدري هستي ؟ تو چه مادري هستي و . . . ”حق نداري اين رو بگي . ببينيد آيه قرآن تا اين حد داره رعايت ميكنه .

مي گه : آقا ! يعني زير بار زور بريم ؟! بله! پس چي ؟! آقا ! مگه نگفتند كه در دين اسلام زور نداريم ؟! درسته ولي نسبت به پدر و مادر اين استثناء وجود داره ، پدر و مادر هر چي گفتند تا وقتي كه تو رو به حرام وادار نكردند بايد قبول كني .
پدر مي گه : “ من راضي نيستم بري نماز جماعت ” اگه بري نماز جماعتت باطله . ولو اينكه در دين و در فقه سفارش زيادي به نماز جماعت شده . حق نداري بري . از اين بيشتر كه زور نمي گن . مي گه : من راضي نيستم بري نماز جماعت . اين حرف زوره يا زور نيست ؟ خب زوره ديگه . اما بايد دل پدرت رو به دست بياري . تو حرف خدا رو گوش كن خدا خودش كارها رو مرتب مي كنه . خدا خودش كارها رو رديف مي كنه .
مي گه : آقا ! من پدرم عرق مي خوره ، ضد انقلابه و . . . ببين عزيز من ! اولاً تند نرو ! ما توقع مون از پدر و مادرمون بالاست . سعي كنيد توقع تون رو معمولي كنيد . خودت رو كه بيكار هستي و مسؤوليتي نداري با پدرت مقايسه نكن . تو بيكاري ، مي توني نماز شب بخوني ، اون زحمتكشه ، صبح مي ره بيرون ، شب برمي گرده ، خُب خسته است ، شايد نتونه بلند بشه و نماز شب بخونه . حالا كه نماز شب نمي خونه ، كافره ؟! نه ، كافر نيست . نماز شب نخونده . حالا تو دو روز رفتي مشهد ، يه حالي در تو به وجود اومده ، از زمين و زمان طلبكار نشو !!

يكي از برادرها كه الان هم اينجا نشسته ، براي من تعريف مي كرد مي گفت : پدر و مادرم نماز نمي خوندن . صبح ها كه براي نماز بلند مي شدم ، براي اينكه سر و صدايي ايجاد نشه و اذيت نشن ، تا اون جايي كه مي تونستم رعايت مي كردم . اونهام كه ديدن من از وقتي نماز خون شدم ، رفتارم عوض شده ، بعد از مدتي نماز خون شدن . شما فكر مي كنيد فقط با داد و فرياد و قهر كردن مي شه پدر و مادر رو راضي كرد ؟ من در بحث امر به معروف و نهي از منكر گفتم ، پدر و مادر شما ، همين كه احساس كنن اين مسجدي كه مي ري ، اين كانوني كه مي ري ، اين سينه اي كه مي زني و اين ديانتي كه داري شما رو لطيف تر كرده ، و نسبت به پدر و مادر مهربانتر شدي ، تشويق مي شن . هر پدر و مادري باشه ، نظرش برمي گرده ، آخه آدم عقل داره ، مي بينه از وقتي كه بچه اش به فلان هيأت ، فلان كانون ، فلان بسيج ، فلان مسجد رفته سلامش با پدرو مادر گرم تر شده ، بهتر حرف گوش مي كنه . خب جلوگيري نمي كنه . من كساني رو سراغ دارم كه بچه شون رو مي يارن و به دست ما مي دن ، مي گن : آقا ! ما كه آدم نشديم ، اينو ببريد يه چيزي بشه . پدر و مادرها دوست دارند بچه هاشون خوب باشن . اما وقتي ببينه ، اين جوري نيست ، و بچه از وقتي كه وارد اين محيط مي شه ، يا رفتارش تغييري نكرده و يا حتي بدتر شده ، خُب شك مي كنه ، مي گه : آقا ! شما چه جوري دارين نيرو بار مي يارين ؟!

اومد خدمت پيغمبر(ص) عرض كرد : من مادرم كليمي ( يا مسيحي ) هست ، چه كار كنم ؟ فرمود : احترامت رو به مادرت بيشتر كن . عرض كرد : آقا ! كليميه ، شما رو قبول نداره ! فرمود : من به شما مي گم : بيشتر احترامش كن .
احترامش رو به مادرش خيلي بيشتر كرد . لحظات آخر مرگ مادر بود . گفت : فرزندم ! من هميشه از تو راضي بودم ولي اين اواخر خيلي بيشتر راضي شدم . خيلي خوب شده بودي . گفت : مادر ! من مسلمون شدم . گفت : عجب دين خوبي !! اين دين رو به من هم عرضه كن . مادر هم مسلمون شد و از دنيا رفت ! پيغمبر‌ (ص) فرمودند : اين مادر به بهشت رفت . احترام به پدر و مادر اهميت خيلي زيادي داره .

اما صحيفه سجاديه : امام سجاد (ع) در مناجاتي كه با خدا دارن به خداوند چنين عرض مي كنن : خدايا ! يه كاري كن من از پدر و مادرم طوري بترسم كه انگار يه سلطان قوي و مقتدر و ظالم داره به من دستور مي ده .

وقتي چنين سلطاني بالاي سرت هست و داره به تو دستور مي ده جرأت داري بگي نه ؟! اين درخواست آقا امام سجاد (ع) هست . مي گه : كاري كن كه من اينقدر از پدر و مادرم بترسم و فرمانبردار باشم .
مي گه : آقا ! ما با پدرمون خودموني هستيم ! غلط كردي خودموني هستي ! ما چه حقي داريم كه به بابامون بگيم :
“ تو ” ؟! مي گه : بابا ! تو نمي ياي ؟! من بعضاً اين قدر ناراحت مي شم . يعني چي آقا ؟! حق نداري با بابات اين طور صحبت كني ، حق نداري با مادرت ضمير مفرد صحبت كني . بگو : شما بفرماييد !

مرحوم حضرت امام (ره) نسبت به پدر و مادر كه بماند ، نسبت به حضرت آيت الله پسنديده كه برادر بزرگشون بودن ، چقدر احترام مي گذاشتن .
امام (ره) رهبر انقلاب بودن ، با اين همه تقوا ، اين همه علم ، يقيناً علم حضرت امام (ره) بيشتر از آيت الله پسنديده بود امام (ره) مرجع تقليد بودن ، اين همه اعتبار داشتن ، اما وقتي كه با حضرت آقاي پسنديده به جايي مي رفتن ، امام (ره) پشت سر ايشون راه مي رفتن ! تازه ايشون برادر بزرگشون بودن .
رعايت كنيد . بعد نيايد نامه بنويسيد كه : آقا ! من اومدم ، گريه كردم ، اما حاجتم روا نشد . آقا ! خدا روش رو از من برگردونده ! آقا ! شب قدر خلاص داشتم ، فايده نداشت . آقا ! اين قدر سينه زديم ، كجا رو گرفتيم ؟!

هيچ جا رو نگرفتي چون پدرو مادرت رو نداري ! مرحوم سيد عبدالله شرح و تفسيري بر دعاي كميل دارن ، اولين موردي كه در تفسير دعاي : “ اللهم اغفرلي الذنوب التي تحبس الدعا ” بيان مي كنن ، مي گن : منظور عاق والدين هست . اگر پدر و مادر راضي نباشن دعا حبس مي شه . اصلاً دعا بالا نمي ره ، حاجت روا نمي شه .
يعني چي ؟! همون قدري كه ( حالا نمي گم سلطان جائر )به من ، مدير مدرسه ، استاد دانشگاه و همون قدري كه به يه مسؤول درجه سه اين مملكت ، احترام مي ذاري ، چندين برابر بايد نسبت به پدر و مادر خودت احترام بذاري .
مي بيني طرف جلو ما كه مي ياد دست به سينه ، مرتب ، مؤدب ، تميز ، خوش بيان ، آرام ، خيلي با حال ! اما جلوي پدر و مادرش كه مي ره كاملاً برعكس !

حالا صدات كلفت شده ، فكر كردي خبريه !؟ وقتي كه اراده دستشويي رفتن خودت رو نداشتي ، اين مادرت بود كه هر شب براي تو اون همه زحمت مي كشيد . بدترين چيز براي پدر و مادر اينه كه ببينه هستيش رو براي بچه اش گذاشته ، بچه بزرگ كرده ، حالا سبيلش در اومده ، جلوش ايستاده !!
بعضي از ماها اصلاً خجالت نمي كشيم ! اين برادرها و خواهرهايي كه توي خوابگاه دانشگاه ها هستن ، هفته به هفته با پدر و مادرشون تماس تلفني دارن يا نه دلشون به همين رفيقاشون خوشه ؟! فكر نمي كني مادرت ، پدرت هر يه لقمه غذايي كه مي خوره ، تو دلش مي گه : كاش الان بچه ام اينجا بود ؟! اينجا دلت خوشه كه بازارت گرمه ؟ پدر و مادر رو رها كردي ؟! قدرشون رو نمي دونيم . خدا رو شاهد مي گيرم ماها نمي تونيم قدر اينها رو بفهميم . كوچكترين لذتي كه مي خوان ببرن ، ياد بچه شون هستن . مي گن : كاش بچه ام اينجا بود !
بچه رفته آمريكا ، زنگ مي زنن بهش ، مي گن : آقا ! بابات مرده ، نمي ياي ؟ بي معرفت مي گه : نه ، كار دارم ! بعد زنگ مي زنه مي گه : براي بابام يه دقيقه سكوت كردم !!

خدا رو شاهد مي گيرم چنين فرزندي در دنيا و آخرت خير نمي بينه . مي فرمايد : به مانند مادري مهربان ، با آنها ( پدر و مادر ) نيكي كنيد . تر و خشك شون كن . مواظب باش ! چشمت به دهن مادر و پدرت باشه ، ببين چي مي گن ؟ چي مي خوان ؟ استاد ساحلي از يكي اساتيد بزرگ مشهد هستن ، ( يه روحاني جليل القدر و بسيار نوراني ) ايشون مي فرمودن : بارها مي ديدم كه بابام به من مي فرمودن : “ بابا ! يه ليوان آب بده ! ” مي گفت : من مي يومدم آب رو به بابام مي دادم ، اما با خودم مي گفتم : باباي من خودش مي تونه اين ليوان آب رو برداره و بخوره ، چرا به من مي گه ؟! يه روز نشستيم كنار هم ، به ايشون گفتم : بابا ! قضيه آب خواستن چيه ؟ (خوب دقت كنيد ! ) شما اين همه كار دارين ، هيچكدوم رو به من نمي گين ، اين همه كار و مشكلات زندگي دارين ، اين همه در وضعيت مالي تون مشكل دارين ، اصلاً به من چيزي نمي گين ، ولي هر چند وقت يه بار كه من رو مي بينين ، مي گين : بابا ! يه ليوان به دست من بده ، اين قضيه اش چيه ؟! پدرم فرمودن : من كارهاي ديگه اي هم با شما دارم ، اما مي دونم برات سخته ، دلم نمي ياد سختي ات بدم ، از طرفي بچه بزرگ كردم ، دوست دارم اين آبي كه مي خوام بخورم از دست تو بخورم ! دوست دارم بچه ام يه ليوان آب بهم بده . ببينيد ! چقدر توقعات پدر و مادرها پايينه ؟! آخه اين درسته همه زندگي شون رو براي ما بذارن ، بعد ما چهار تا رفيق كه دورمون رو گرفت ، فراموش شون كنيم ؟! ازدواج كه كرديم ، با زن و بچه بريم ، اصلاً پشت سرمون رو هم نگاه نكنيم ؟! خب اين تو دلش چي مي گه ؟! مگه به ما علاقه نداره ؟ مگه دوست نداره ما رو ببينه ؟ مگه اين دوست نداره با ما ارتباط داشته باشه ؟ اين دل شكستن رو كدوم دعا مي خواد جبران كنه ؟ اصلاً حواسمون هست داريم چكار مي كنيم ؟ يه نون مي خواد براي مادرش بخره ، صد تا غرولند مي كنه : خسته شدم ! سخت بود ، فلان بود !!

امام سجاد (ع) مي فرمايد : خدايا ! كاري كن نيكي هاي اون ها اگر چه كم باشه من اونها رو زياد ببينم ( كه كم هم نيست متاًسفانه زياده اما داريم كم مي بينيم ) و بدي هاي اونها اگه داشته باشند و زياد باشه ، من كم ببينم . حالا اينجا دعا چي مي گه ؟ آقا ! امام سجاد (ع) داره مي گه ! اگه اين طوره پاشيم بريم يه دين ديگه انتخاب كنيم ، بي خود هم شيعه رو بدنام نكنيم !
بريد يه دين ديگه انتخاب كنيد . بگيد : آقا ! من گبرم ، همينه كه هست ! تموم شد و رفت ! بي خود امام حسين(ع)رو بد نام نكنيد . خدا رو شاهد مي گيرم روز قيامت يقه تون رو مي گيرن كه چرا امام حسين(ع)رو بد نام كرديد ؟! سينه زن امام حسين(ع)با پدر و مادرش اين جور رفتار نمي كنه !

امام سجاد (ع) مي فرمايد : خدايا ! اگه پدر و مادرم به من ظلم كردند ( ظلم يعني چي؟يعني يه كار بدي رو در حق ما انجام دادن ، حق ما هم نبوده ) يا به حقوق من تعدي و تجاوز كردند ، به صورتيكه از حقوق من كاسته شد ، و يا در بدي به من اسراف و زياده روي كردند طوري كه كاسه صبرم لبريز شد ، و يا حق مرا ضايع كردند و يا واجباتي كه بايد درحق من ادا مي كردند ، ادا نكردند ( بر پدر واجبه كه به بچه اش نون بده ، ممكنه اين حق رو ادا نكرده باشه ، حضرت سجاد (ع) مي گن : اگه پدر و مادري به اين حد با من بدي كردن ) كاري كن كه من اينها رو سريع ببخشم ، به روشون هم نيارم و به مهربوني تو حواله كنم ، بگم خدايا ! اينها در حق من ظلم كردند اما من اينها رو مي بخشم ، چون پدر و مادر من هستن من از اينها راضي مي شم ، چون اينها براي من زحمت كشيدند !
آقا ! خدا جبران مي كنه . خدا رو قبول نداري ؟! امام سجاد (ع) داره مي گه : اگه پدر و مادر بهت ظلم كردند ، 1 ـ اگه تحمل كني و از رأفت و مهرباني نسبت به پدر و مادر كم نكني ، 2ـ براشون طلب استغفار مي كني . 3ـ من امام سجاد
مي گم : خدا جبران مي كنه .

نسبت به پدر و مادر اين طور باش . حالا اگر احياناً اين جوري بوديم ، به قول معروف : زندگي شيرين مي شود . يكي از علماي متعهد مي گفت : يه دكتر اصفهاني ، ساكن مشهد بود ، يه روز اومد پيش من و گفت : آقا ! اين گره ها تو كار منه . دقت كردم ديدم زندگيش پر از مشكلات عجيبه ، بهش گفتم : من يه سؤالي دارم ، گفت : بفرمائيد ! گفتم : آقا ! شما با پدر و مادرت رابطه ات چه طوريه ؟! گفت : والله ، پدرم كه فوت شده ، مادرم زنده است ، من اينجا دكترم ، جراح فلان بيمارستان هستم ، نمي رسم كه زياد بهش سر بزنم ، هر چند وقت يه بار تلفني تماس مي گيرم . گفتم : مادرت از تو راضيه ؟ گفت : راضيه ولي به هر حال به خاطر اينكه كم به ديدنش مي رم ، يه خورده دلخوره . گفتم : من يه چيزي بهت مي گم ، يه نصيحت بهت مي كنم ، اگر اين توصيه رو عمل كردي و اين گره كوري كه توي كارت هست باز نشد ، بيا به من بگو من عبا و عمامه ام رو مي زارم كنار ، ديگه هم منبر نمي رم ! اگر هم باز شد ، باز هم بيا به من بگو تا من به مردم بگم ! گفت : چكار كنم ؟! گفتم : همين امروز پا مي شي مي ري اصفهان ، دست مادرت رو مي بوسي ، بعد هم پاهاي مادرت رو مي بوسي ، اين قدر نسبت به ايشون محبت و رافت به خرج مي دي تا بگه آقا ! من ازت راضيه ، راضيه ، راضي ام !! وقتي احساس كردي قلبش واقعاً نسبت به تو لطيف شده ، بگو : مادر من يه گره كوري توي كارم دارم ، تو برام دعا كن .

مي گفت : اين آقاي دكتر ، يه نگاهي به من كرد و گفت : آقا ! شما چي مي گيد ؟! گفتم : شما برو امتحان كن . رفت ، بعد از يه مدتي اومد پيش من ، گفت : آقا ! اين كار رو كردم ، گره كورم باز شد !
اين قدر به من و امثال من و حسن و حسين و تقي و . . . التماس دعا نگيد . التماس دعا به هم ديگه گفتن خوبه ، اما دعاي اصلي كه بخواد گره كورت رو باز كنه ، دست مادر و پدرته ، اونها بايد دعا كنن . دعاي اونها رد خور نداره ! حالا اگه خداي نكرده پدر و مادر از دنيا رفتن بر طبق روايت ، دست اونها باز تره اگر براشون خيرات و حسنات بفرستي و طلب مغفرت كني ، اونها هم اونجا برات دعا مي كنن و دعاي اونها گيراتره .

اين روايت براي اونهايي هست كه پدر و مادرشون از دنيا رفتن و توي كارشون گير افتاده :
روايت مي فرمايد : شب جمعه كه مي شه اگه پدر و مادري از دنيا رفته باشن ، روحشون مي ياد در خونه فرزند مي چرخه ، به دختر و پسرشون نگاه مي كنن ، مي بينن با زن و بچه نشستن و دلشون خوشه ، نگاه مي كنن مي بينن اينها دارن غذا مي خورن ، تلويزيون نگاه مي كنن ، تخمه مي شكنن ، حرف مي زنن ، به ديد و بازديد فاميل مي رن ، اصلاً به ياد پدر و مادر هم نيستن ، با خودشون مي گن : بچه مون حالا سرش شلوغه ، آخر شب ياد ما مي كنه !

آخر شب مي شه ، مي بينه بچه خسته شد ، خميازه كشيد و به خواب رفت ، اصلاً يادي هم از پدر و مادر نكرد ! دوباره با خودشون مي گن حالا نيمه شب بيدار مي شه ، يه يادي از ما مي كنه . مي بينه بچه مثل مرده خوابيده ! نيمه شب چي؟ ! شب جمعه چيه ؟! اصلاً به فكر اونها نيست . شب جمعه رو تا صبح بچه مي خوابه ، با خودشون مي گن : انشاءالله قبل از نماز صبح بلند مي شه و ما رو دعا مي كنه و بچه اين كار رو نمي كنه . كم كم موقع طلوع آفتاب مي شه و اجازه اينها تموم مي شه . به اينها مي گن : برگرديد ! روايت مي فرمايد : پدر و مادر مي گن : پسرم ! دخترم ! هستيم رو به پات ريختم ، الان به سر و سامون رسيدي ، و من بدبخت اينجا گير كردم ، شب جمعه يه دونه صلوات براي من نفرستادي ، انشاءالله خدا لعنتت كنه . انشاءالله خدا خير و بركت رو از زندگيت بگيره !
روايت مي گه : امير مؤمنين (ع) اومد داخل بازار كوفه ، چهار پايه گذاشت ، داد زد : اي بازاري ها ! خانم ها ! آقايان ! روزها كه به كار مشغوليد ، ظهرها كه غذا مي خوريد و شبها هم كه مي خوابيد . پس كي به فكر شب اول قبرتون هستيد ؟! كي فكر آخرتتون هستيد ؟!

يه دفعه طرف بعد از مرگش ، روز قيامت متوجه مي شه عاق والدينه ! تعجب مي كنه : چرا ؟ مي گن : چرا بعد از رحلت پدر و مادرت به فكرشون نبودي ؟ نفرينت مي كنند مي گن ان شاالله خيرو بركت رو خدا از زندگي ات بگيره . خيلي سخته آدم يه شب جمعه ( نه هر روز ) دوتا صلوات براي پدر و مادرش بفرسته ؟!
عادت كنيد از همين الان توي دعاي قنوت تون يه دعا ( براي پدر و مادر ) براتون ملكه باشه “ ربَّنَا اغْفِرلي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلمؤمنين وَ المؤمنات ” .

سريع خلاصه بحث رو مي گم : سينه زدن ، گريه كردن ، نوحه خوندن ، بسيج ، انجمن ، نماز شب ، نماز وتيره ، نماز
غفيله ، و . . . همه اينها عاليه . اما خداوند تبارك وتعالي مي فرمايد : هر كاري مي خواي بكن ، من نمي بخشمت چون تو پدر و مادرت رو دوست نداري . چون پدر و مادر ازت راضي نيستند و به گبر و يهودي و مسيحي مي فرمايد : هر كاري مي خواي بكن ، من بالاخره تو رو مي آمرزم چون پدر و مادر از تو راضي هستن . والسلام

و صلي الله علي سيدنا محمد و آل محمد
 

کانال تلگرام رهپویان
 علي دباغي ظريف : بسيار عالي بود خداوند خيرتان بدهد.
دوشنبه 29 تیر 1394
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات