برنامه آينده
شنبه های پاک

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع سخنرانی :
بیداری اجتماعی - قسمت پنجم


زمان : شنبه، 23 آذر ماه
مکان : بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سید الشهداء
ساعت 19
رهپويان



سه‌شنبه 20 دی 1390 نسخه چاپی
خلاصه سخنرانی | خستگی

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: خستگی


مسایل مبتلا به شامل : مسایل خانواده – محیط کار – محیط زندگی – درون خود ما ( فطرت ، وجدان ...) – احتیاجات مادی  - ارتباط با خدا .
  ما در این شش مساله دچار خستگی می شویم .

خانواده : مساله تکرار یکی از دلایل خستگی می باشد . عشق مجازی ( مثلا عشق مادر و فرزند ) یک عشق مجازی است و خصوصیات مجازی دارد . عشق تبدیل به علاقه می  شود . علاقه بالاتر از عشق است . علاقه همان عشق منطقی است . خیلی از ماها شاید سالهاست که به مادرمان نگفته ایم دوستش داریم ولی اگر از ما بپرسند چه کسی را بیشتر از همه دوست داری می گوییم مادر و پدر .

مشکل همان تشخیص دادن این عشق مجازی است است بفهمیم بردی دارد که تبدیل به علاقه می شود و اگر نتوانیم انرا تشخیص دهیم مشکل ساز می شود . غر و لند ها و دعواها همه مجازی است و ریشه ندارد . انسان نیاز به یک عشق برتر دارد غافل ازاینکه باید این علاقه حاکم در خانواده را کشف کند . در ورای غرو لند ها و دعواهای مادرت و یا حتی کتک های پدرت حتی اگر ظالمانه باشد محبت وجود دارد و می توانی عشق را ببینی .

محیط کار : چیزی که در این مقوله انسان را خسته می کند نداشتن انگیزه است . اگر این آینده ای را که الان می بینیم قبلا می دیدیم خیلی بهتر درس می خواندیم . چرا انگیزه نبود ؟ چون آشنایی با این جامعه و مشکلات آن نداشتیم . خستگی از کار و درس بعلت نداشتن انگیزه است . در بحث جهاد علمی نیز گفتیم که برای درس خواندنتان انگیزه کسب کنید . آن بچه روستایی که طعم فقر را چشیده می فهمد چگونه می تواند بسیاری از دردها را با خوب درس خواندن دوا کند .

کمبود شرح صدر و سینه نیز یکی از علل خستگی است . اگر فقط معلول ها را نگاه نکنیم و به علت ها نیز بنگریم سینه مان بزرگ می شود . نوح پیغمبر هزار سال تبلیغ کرد و هفتاد نفر فقط به او پیوستند . پیامبر ما و ائمه علیهم اسلام نیز . چرا اینها نبریدند و خسته نشدند ؟ بدانیم اینها معلولند و باید علت ها را کشف کنیم . در حد استطاعت خود مقداری از علت ها را برطرف کنیم . ما پیغمبر نیستیم که غم امت بخوریم .

اگر زمانی شیطان شما را ناامید و خسته می کند برای این است که از همه چیز دست بکشی . اما اگر علت ها را ببینی و بخودت بگویی در حد توانم سعی در برطرف کردن آنها خواهم کرد دیگر چنین چیزی پیش نخواهد امد .

خیلی وقتها دلیل خستگی ما این است که احتیاجات مادی خود را در نظر نمی گیریم ( ازدری که فقر وارد می شود از پنجره دیگر ایمان خارج می شود ) هم خودت و هم جامعه نیاز به مسایل مادی دارند . نمی شود باب همه چیز را ببندیم به این دلیل که باید تقوی داشته باشیم ...

عامل دیگر خستگی در محیط کار و زندگی نداشتن لطافت است . انسانی که لطیف است هیچ گرهی نمی تواند او را نگه دارد .مانند صابون . هیچ دامی نمی تواند او را نگه دارد . انسانی که همه دردها و غصه ها را با دو رکعت نماز و چند قطره اشک حل می کند هیچ گاه گیر نمی کند . انسانی که در مقابل علت العلل ها یعنی خداوند زانو می زند هیچگاه گیر نمی کند ...

نیاز به جمع : جمع خستگی را از انسان می گیرد . شاید نتوانی سالها در خلوتت یک یا حسین خالص بگویی ولی وقتی میروی در جمع برایت حسین حسین می گوید . همه به یکدیگر نیاز دارند و نیاز علامت ذاتی انسان است ...

مراقب باشیم در دام حیرت و حیرانی نیفتیم . امشب بدنبال نماز شب ، فردا به دنبال سینه زدن و بعد ...  مثل ورزشکاری که ابتدا روی عضله سینه و شکم کار میکند ولی در وسط کار انرا رها کرده سراغ ماهیچه های بازو می رود و دوباره رها کرده و سراغ قسمتهای دیگر می رود اخر کار هم هیچی نمی شود . اخرش خستگی است . هدفت را مشخص کن . برنامه ات چیست  ؟ حتی در غصه خوردنش هم حیران است . کمی باز تر فکر کن . نگذار جمع تو را با خودش ببرد ...

آخرین نکته : روح ما در اختیار خدا و اهل بیت است . یا مقلب القلوب ... دل ما در دست آنهاست و می توانند تغییرش دهند . قدر صحیفه سجادیه را بدانید . اگر یکی از دعاهایش را با توجه بخوانی علاقه مند میشوی . حتی اگر بخواهی با خدا دعوا کنی در صحیفه به تو یاد داده است . دعا و قران خستگی ما را میگیرد . هر وقت خسته شدی و لطافتت را از دست دادی برو سراغ اینها ... صحیفه سجادیه دعاهایش کاملا روانشناسی است و بازاری هم نشده است که برایمان تکراری و عادت شود .

گناه ما را خسته می کند . آدمی که گناهکار است از هیچ چیزی لذت نمی برد . شما جوانی را فرض کنید که مدتها برای کنکور درس بخواند و بعد پزشکی قبول شود ولی بدلیل مشکلاتی نتواند به دانشگاه برود و سالها مجبور شود پشت یک میز اداره در یک پست ساده  بماند . مدام میگوید من میتوانستم پزشک شوم ! خستگی ما نیز مال این است که می دانیم میتوانیم آدم شویم . می دانیم می توانیم چشمهایمان را حفظ کنیم . می دانیم می توانیم قانع باشیم و کمک مادی و معنوی کنیم . ولی نمی کنیم !



کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات