برنامه آينده
شنبه های پاک


سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

موضوع سخنرانی :
جنگ روانی

مداح :
کربلایی سید امیر حسینی


 شنبه 4  آبان  ماه ، همراه با نماز مغرب و عشاء
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهداء

رهپويان




سه‌شنبه 20 دی 1390 نسخه چاپی
متن سخنرانی | دعا

یا لطیف
سخنران: حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: دعا


دعا چيه ؟ چطوري انجام بديم ؟ چقدر قدرت داره ؟ و بعد چگونه به استجابت مي رسه ؟ ، اولين چيزي كه ما در دعا داريم اينه كه دعا يك آلت فطري و روحيه كه انسان در ذاتش داره و وقتي كه كارد به استخوان آدم مي رسه اين حالت بروز مي كنه . اونجا ديگه از شدت استيصال و بيچاره بودن ، تنها چيزي كه براش مي مونه دعا كردنه و اين دعا مختص شيعه و سني و مسلمانان و گبر و يهود نيست بلكه مختص كسي هست كه وقتي كارش گير مي كنه دنبال يك قدرت مافوق طبيعي مي گرده . از اين راه هايي كه تا الان ديده ، قدرتش بايد خيلي بيشتر باشه . نيرويي كه بتونه كاري بكنه كه بشر نتونه انجام بده . دنبال اين مي گرده . انسان حتي اگر دعا هم نكنه در ذهنش و در تخيلش همچين آرزويي داره . آرزو داره كه يك روزي نيرويي داشته باشه كه بتونه مشكلاتش رو به طور غير طبيعي حل كنه وجود همين آرزو در ذهن نشون دهنده اينه كه اين امكان وجود داره كه مثلاً انسان 1400 سال پيش اين امكان رو فرض كرده كه بره كره ماه گرچه عقل اون زمان بگه تو ديوانه اي ، اين همه راه رو با كدوم نرده بون مي خواي بري ؟! چون اون زمان ابزار بالا رفتن رو فقط نردبون مي دونستن . انسان آرزويي داشته باشه كه من مي تونم روي آب راه برم ، خب همه به آدم مي خندن ولي ممكنه . لذا مي گن هرچيزي كه در ذهن خطور كنه اين امكان داره . حالا امكانش در برخي از برهه هاي زماني ممكنه معقول نباشه ولي در برخي از برهه ها علم پيشرفت مي كنه اين امكان به وجود مي ياد . امكان اينكه يك نيروي مافوق طبيعي بعضي از مشكلات ما رو از راه غير طبيعي حل كنه وجود داره به همين لحاظ اين مسأله در ذهن ما خطور مي كنه و اين مسئله در تخيل ما نقش مي بنده به اين مي گن : “ دعا ” . اين دعا به معناي عام و كلي .

دعا به معناي خاص چيه ؟ در مذهب شيعه دعا به معناي خاص يعني اين كه بشينه در درگاه خدا يا اهل بيت (س) از اونها بعضي از مسائل و مكشلاتي رو كه خودش قدرت نداشته برطرف كنه ، درخواست كنه ، و يا اينكه به بعضي از حاجات برسه . يا دعا كنه كه مشكلاتي كه بعداً ممكنه براش پيش بياد ، پيش نياد . چون قدرت نداره كه جلو اونها رو بگيره .

اما دعا يك اركاني داره ، يعني يك چيزهايي هست كه براي دعا پايه است . هركدوم از اين ها نباشه دعا شكل نمي گيره :

1 ـ ركن اول ، مي فرمايند : استيصال . يعني چي ؟ يعني آدم واقعاً مطمئن شده باشد راه ديگه اي وجود نداره . نمي شه آدم تو خانه بشينه چشماش رو ببنده ، بگه خدايا اگر مي شه ما يكي ، دو ماهي هر روز ظهر ناهار بوقلمون بخوريم ! اين كه دعا نشد . يكي از بچه ها صبح مي خواست براي امتحان بره ، گفت :آقا دعا كنيد ، گفتم چه خبره ؟ گفت : كنكور دارم ، امتحان دارم ، گفتم خُب چقدر خوندي ؟ گفت : هيچي ، گفتم :‌ خُب من دعا براي چي بكنم ؟ گفت : خدا اگر بخواد ما جواب مي ديم !! گفتم نه آقا جون خدا نمي خواد ، خدا اِبا داره كه مسائل و راه هاي مختلف رو از غير راهش جلو بره . براي نمره آوردن بايد آدم درس بخونه . دعا براي اينه كه آدم حافظه اش بيشتر بشه . دعا براي اينه كه سرامتحان هول نشه . دعا براي اينه كه مريض نشه . دعا براي اينه كه وقت كنه بيشتر درس بخونه ، دعا براي اينه كه مطالبي كه خونده يادش نره ، دعا براي اين چيزهاست . انسان بايد اصل كار رو انجام بده . يا اينكه طرف مي بينه باباش وضعش خوبه اين مي تونه بره بگه : بابا ! يه كمكي به من بكن ماها بايد از همديگر كمك بگيريم . طرف مي بينه رفيق هاش مي تونن اين حاجت رو برطرف كنند مي گويد نه ما فقط از خدا كمك مي گيريم ! خب بشين تا از گرسنگي بميري ، اصلاً مردم خلق شدند كه به همديگه كمك كنند . اين قُد بودنه ، نه توكل . اين حالت ، حالت غروره ، نه توكل .

2 ـ ركن دوم دعا : اخلاص در دعا . يعني چي ؟ آقا ! بنده ، حضرت عباسي اومده باشم به خدا راست بگم . اگر براي حاجتي دعا مي كنم ، اگر براي بخشش گناهي دعا مي كنم ، راست بگم ، حداقلش اينه كه طوري نباشه كه بگم حالا در خونة خدا رو هم يه دري مي زنيم علي ا. . . ،ببينيم چي مي شه ؟ در خونة تقي و كَل عباس رفتي در خونة خدا هم مي ري خدا رو در رديف تقي ، عباس ، حسن و حسين قرار دادن ظلمه . خدا هم اينجوري جبران مي كنه كه دعات رو برآورده نمي كنه . خُب پس ركن بعدي دعا اين هست كه حقيقتاً در خونه خدا اومده باشي و مطمئن باشي كه در اين خونه جوابت رو خواهند داد .

3 ـ ركن سوم دعا ، مي فرمايند : حال دعا داشته باشي ، يعني چي ؟ دو تا مطلب تو حال دعا هست : 1 ـ مطلب اول اينكه آقا ماها اهل دعا باشيم و اينجوري نباشه كه فقط يه اوقات خاصي سراغ خدا بيايم . ارتباط با خدا بايد يه ارتباط مستمر ، پيوسته ، پشت سرهم باشه . هميشه با خدا در تماس باشيم . روايت مي فرمايد : فرشته مي ياد سراغ خدا عرض مي كنه : خدايا ! اين بنده تو از نظر اينكه بيچاره شده حرفي توش نيست ، بيچاره ، بدبخت اينجا اومده ، به سجده هم كه افتاده ، گريه هم كه مي كنه ، كسي هم كه غير از تو نداره چرا جوابش رو نمي دي ؟ خداوند مي فرمايد : براي اينكه من بنده ام رو دوست دارم مي دونم اگر الان جوابش رو بدم ول مي كنه و ميره . لذا مي بيني طرف 20 سال هست كه يه حاجتي داره و از خدا طلب مي كنه و همين حاجت دينش رو حفظ كرده ، يعني برآورده نشدن حاجت دينش رو حفظ كرده وگرنه اگر همون اول بهش داده بودند ، سراغ كارش رفته بود . لذا اين رو خوب دقت كنيد كه درجات توكل ما و اين كه ما چقدر نسبت به خدا اطمينان داريم در همين دعا سنجيده مي شه . 2 ـ مطلب دوم : حال دعا داشتن يعني اينكه مثلاً در حال سجده باشه ، در اين حالت شرايط استجابت دعا محياتره . اشك بريزه ، شرايط باز هم مهياتره ، شب قدر باشه ، باز كارش آسانتره يا شب جمعه باشه نه اينكه بگيم شبهاي ديگه نمي شه دعا كرد ، شب هاي جمعه نسبت به شب هاي ديگه براي دعا كردن مناسب تره . به اين ها مي گن : شرايط دعا .

خُب تا اينجا كارها رو انجام داديم ، دعا كرديم ، دو تا نكته را بايد مد نظر داشته باشيم :
1 ـ نكته اول ، ( اين نكته رو دقت كنيد ) همه مون اين تجربه رو توي زندگي داشتيم . آقا ! جلوي خدا بدسابقه نشيم ، بد سابقه يعني چه ؟ يعني اين كه خداوند وقتي حاجت ها رو روا كرد به جاي شكر كردن دوباره سراغ گناه بريم ، اصلاً يادمون بره كه يه زماني حالي داشتيم دعايي مي كرديم ، خدا به ما محبتي كرد و دعاي ما رو مستجاب كرد . يه دفعه مي بيني بعضاً خدا رو ول مي كنند ومي روند . تا خدا يه خونه اي ، پولي ، تشكيلاتي داد ، يا علي مدد ! التماس دعا ! هرچي مي گي : آقا جون ! يادته داشتي از فقر و بي چيزي مي مردي ؟ اصلاً انگار نه انگار . پيش خدا بدسابقه نشيم ، حتي شكر كنيم ، بگيم : خدايا ! ممنونتم . خدايا ! خيلي لطف كردي ، فكر نكن من يادم مي ره ، فكر نكن آدم بي حيايي هستم ، فكر نكن ، بي چشم و رو هستم ، فكر نكن نمك رو مي خورم ، نمكدان رو مي شكنم . همش اينو به خدا بگيم و به خودمون تلقين كنيم . اين بدسابقه شدن باعث مي شه سري بعد كه با خدا كار داشتي ،‌ خدا مهل نذاره . بگه : آقا ! اين معلوم نيست برنامه اش چه جوريه ؟

2 ـ نكته دوم : بعد از اينكه دعا انجام شد و انشاء الله استجابت شد خودمون رو غني و بي نياز از خداوند فرض نكنيم . بعضي وقتها يك گيرهايي كه تو كارهاي ما مي ياد ، براي اينه كه فكر مي كنيم خُب ديگه مشكلي نداريم . خودمون رو بي مشكل فرض نكنيم . حتي براي لحظه اي خودمون رو از عنايت خداوند غني فرض نكنيم ، نگيم حالا خدا كرد كرد ، نكرد هم نكرد .

قضيه مربوط به خيلي وقت پيش هست ، يه عارفي 200 ، 300 سال توي يك غاري غذاش فقط نون و سبزي و گوشت و . . . بود . همه عباداتش رو هم كرده بود . يه روزي به خودش مي گه : ما ديگه زياد هم وضعمون بد نيست . ( بعضي وقتها ما به خودمون مغرور مي شيم ، علي (ع) با اون همه عبادت از خوف خدا غش مي كرد . اين حالت ، حالت خيلي خطرناكيه ) خلاصه اين عارف مي گه : خدايا ديگه نمي گم : “ آمَنّابِفَضْلِكْ ” ديگه حالا فقط عدالتت رو مي خوام ، پدرمون در اومد . گفت : “ الهي آمَنّا بِعَدْلِكْ ” يه حالت مكاشفه اي بر اون نازل شد روز قيامت بود آقا رو آوردند ، خُب آقا ! سلام عليكم ، شما مثل اينكه برنامة عدل رو درخواست كرده بوديد ؟! بله آقا !
ـ ما در خدمتتون هستيم . خُب آقا بفرمائيد ، شغلتون ؟ ـ ما عارفيم ! ـ كجا ؟ ـ توي فلان غار ـ روي چي عبادت مي كرديد ؟ ـ روي يك تخته سنگ . ـ چند سال ؟ ـ 300 سال . ـ آقا تخته سنگ رو بياريد . آوردند ، شما بخواب اين تخته سنگ ، مي خواد 300 سال روي شما عبادت كنه ! ـ اِه !

ـ شما چي مي خوردي ؟ ـ سبزي . ـ چه جور مي خوردي ؟ ـ هيچي ، مي چيدم ، خورد مي كردم با نون مي خوردم . ـ سبزي ها تشريف بيارن ! ‌ آقا رو خورد كنند تا سبزي ها ايشون رو با نون بخورند ! عدل همينه . گوشت هم خوردي آقا ؟ ـ بله ، خيلي . ـ آب بياريد مي خوان حاج آقا رو ذبح كنند . عدل اينه . فكر كردي اين چيزها جون ندارن . اگر قرار باشه با عدل برخورد بشه ، ما كه نسبت به بقية مخلوقات تافته جدا بافته نيستيم . پس از خدا بخوايم كه : “ الهي آمَنّا بِفَضْلِك ”

اينو خوب دقت كنيد ، تقريباً عدة زيادي از شما شبهاي قدر اينو از من شنيديد بقيه كه نشنيدند خوب گوش بدن ، حضرت عباسي اين مطلب رو خوب بگيريد و اگر ازتون سؤال كردند به بقيه هم بگيد ، اگر پرسيدند : اين چه خداييه ؟! چرا مهل نمي ذاره ؟ چرا از ما پشت كرده ؟ چرا امام رضا (ع) دعاها رو جواب نمي ده ؟ مگه ما چه گناهي كرديم ؟ مگر خدا قصي القلبه ؟ خدا رو از اين همه غربت در بياريد ، موسي (ع) به خداوند عرض كرد كه مجوس ترين بنده نزد تو چه كساني هستند ؟ خداوند فرمود : مجوسترين بنده نزد من كساني هستند كه به منه خدا تهمت بزنند . اِه ! مگه كسي هم هست كه به تو تهمت بزنه ؟ بله مي ياد دعا مي كنه ، مي گه : به من خير بده ، من هم خير بهشت مي دم ، ولي راضي نمي شه ، مي گه : اين خدا با من لجه ، اين خدا به من شر داده ، خيلي عجيبه . يا مثل بعضي از ماها ، بريم حرم امام رضا (ع) گريه كنيم ، دعا كنيم ، زيارت كنيم بعد هم بيايم اينجا ، براي امام رضا (ع) صفحه بگذاريم ، بگيم : رفتيم مشهد ، امام رضا (ع) جوابمون رو نداد ، ما هم ديگه نمي ريم مشهد . خُب نرو ، ببين كسي ديگه جوابتو مي ده ، بعضي يه دينهاي من درآوردي دارند ، اَلكي ، آبكي !

طرف با كاروان اومده مشهد ، بعد از كاروان مي گه من نرفتم حرم ، خوب چرا نرفتي زيارت ؟! مي گه : اون روزي كه از صحن امام مي خواستم برم داخل ، از دري كه مي خواستم برم تو ، بسته بود ، من هم گفتم ، امام رضا (ع) در رو روي من بسته ، ديگه نرفتم !
اِي بابا ! تو رو قرآن ، اين دين ها رو كي به ما ياد داده ؟ در و بسته دارند تعميرات مي كنند ، خبر نداشتند كه شما تشريف مي ياريد ، وگرنه مي گفتند ، فرش قرمز خدمتتون پهن كنند ، گاوي ، چيزي بكشند ، بيا از يه در ديگه برو داخل ، اين مسخره بازي ها چيه درآوردي ؟‌! توي كدوم كتاب اخلاقي نوشته كه ما رو اگه از اين در راه دادند ، دادند اگر ندادند ، معلوم مي شه كه نطلبيند . بعد هم مي ياد با امام رضا (ع)‌ قهر مي كنه ، مي گه ما كه رفتيم در رو هم رومون بستند . فكر مي كنه عارفه ، بابا بيا برو زيارتت روبكن قربونت برم امام رضا (ع) اينقدر سرش شلوغه كه تو را نمي بينه ، اصلاً بعضاَ مي گن : ديگه امام رضا (ع) به ما نگاه نمي كنه . مي گن : يه بنده خدايي توي حرم گريه مي كرد مي گفت يا امام رضا (ع) دو هزار تومان پول بده من گرفتارم و فلان ، خلاصه براي دو هزار تومن گله مي كرد . بعد بغل دستيش گفت : آقا جون ! بيا اين دو هزار تومن رو بگير برو ، من دوميليون چك دارم ، اينقدر هم سرآقا رو شلوغ نكن !

پس براي استجابت دعا اگر اركان دعا مرتب بود ، يعني استيصال داشتي ، توكل داشتي ، اياك نعبد و اياك نستعين رو به راه بود ، شرايط دعا محيا بود ، سوز داشتي ، اخلاص داشتي ، همه چيز مرتب بود ، خداوند تبارك و تعالي مي فرمايند : هر دعايي بكنيد من مستجاب مي كنم . مي گه : آقا ! اين چه حرفيه شما مي زنيد ؟ ما دو هزار تا دعا مي كنيم نصفش هم مستجاب نمي شه ، عجله نكن !

چه جوري مستجاب مي كنه : 1 ـ همين قدر كه بياي براي دعا كردن توي مجلس بشيني ، اون دعاهايي كه نمي كني و خدا برات خوب مي دنه رو مستجاب مي كنه . برنامه اينطوريه ، مثلاً اگه قراره الان از اينجا بري بيرون و تصادف كني پات بشكنه ، وقتي مي ياي توي مجلس مي شيني ، من اين دعايي كه نكردي كه : خدايا منو حفظ كن رو مستجاب مي كنم ، مي ري بيرون و اين اتفاق برات نمي افته . برنامه اينه كه فلان بلا سرت بياد ، يادت هم نيست ، نمي دوني ، ميشه يا نمي شه ، اما خدا بجاي اون دعايي كه برآورده نشده ، اين بلاها رو از سرت رفع مي كنه . اينجوري ديگر خيلي از بلاهايي كه سر ما مي ياد ، براي اينه كه ما پيش پيش دعا نكرديم . امام معصوم (ع) مي فرمايند : دعاي بعد از بلا فايده نداره . پس معلومه قبل از بلا يه دعايي داريم .

2 ـ مطلب دوم : خداوند تبارك و تعالي مي فرمايد مردم در برخورد با من چند جور هستند : يك عده “ اِذا مَسّو شَر كانُ جزوعا ” وقتي يك شري بهشون مي رسه شروع مي كنند به جزع و فزع و گريه و فحش به زمين و زمان دادن و همه چيز رو به همديگه مي ريزند . مي گه : گور باباي اين مملكت و نظام و جمهوري اسلامي و . . . آقا ! چي شده ؟ مرغ بيست تومن گرون شده ! مرگ بخوري ! ما سيصد هزار تا شهيد داديم ، براي بيست تومن گرون شدن مرغ تمام مملكت رو فحش مي ده . بعضي از ماها هم همين جوري هستيم ، فكر نمي كنيم كه داريم چه كار مي كنيم ؟ از بالا تا پائين مملكت رو فحش مي ده براي اينكه حالا مرغ پنجاه تومن گرون شده . تا كوچكترين ناراحتي بهش مي رسه زمين و زمان رو مي دوزه به هم .

“ و اِذا مَسّئو الخير كانُ مَنوعا ” . بعضي وقتها يك خير و خوبي بهشون مي رسه ، حريص مي شن . بيشتر مي خواد ، هي بيشتر مي خواهد . آقا ! بخور ديگه توي بانك مي گذاري چه كار ؟ بخور ديگه تمومش كن ، لذا خدا اصلاً مهل نمي گذاره ، من يه نمونه خيلي كوچكش رو بگم : شما چند سالتونه ؟ مثلاً ؟ 18 يا 19 سال يا 20 سال اغلب تو همين سن هستيد ، چند هزار تا صبحانه و ناهار و شام خونه مهمون مادرت بودي ؟ نمي شه بشماري . درسته ؟ حالا اگه يه روز غذا يه كم شور بشه ، آخ آخ آخ !! يا يه روز غذا يه كم دير بشه ، چه كارها كه نمي كني . چقدر ماها در مقابل شكم ضعيفيم ، خيلي زشته ها .
يا مثلاً يه روز خداي نكرده يه اتفاقي كوچكي بيافته و پدرت 4 روز ديرتر پنج هزار تومن بهت بده ، تويي كه پوست و گوشت و استخونت رو از هستي بابات داري ، مثلاً آقا مي خواد كفش نو بخره ، يا مي خواد شلوار نو بخره ، يا فوقش پيرهن مشكي براي ماه محرم بخره ، اگر بخواي بابات رو مجبور كني براي خريد اين چيزها روش فشار بياد ، اين محرم مي زنه توي كمرت ! لذا اينو دقت كنيد بعضي ها اين طوري اند .

“ و اِذا مَسّو الخير كانُ مَنوعا ” . بعضي وقتها يك خير و خوبي بهشون مي رسه ، حريص مي شن . اما خدا مي فرمايد : من مستجاب مي كنم . چه جوري ؟‌ به سه طريق ، به من خدا اطمينان كنيد ، چقدر خدا مظلومانه حرف مي زنه ؟ مي فرمايد : ( حديث قدسي هست ) به من خدا اطمينان كنيد ، مردم ! من از اول تا آخر زندگي تون رو مي بينم ، شما خودتون فكر اين پنجاه سال دنيا كه زنده هستيد رو مي كنيد ، من اين پنجاه سال الان شما رو مي بينم ،‌اون چندين ميليارد سال هم ( اصلاً ميليارد سال هم نمي شه گفت ، اون دنياي شما رو هم ) مي بينم . شماها نمي بينيد شما فكر مي كنيد هرچي خوبي هست فقط توي اين دنيا بايد بهتون برسه ، هرچي بدي هم هست توي اين دنيا نبايد بهتون برسه ، ولي من كه اين طوري نمي بينم ، منِ خدا خيلي ديدم از شماها بازتره مي فرمايد : من مي دونم بنده هام با چي به خير مي رسند ، به بعضي ها ثروت مي دم ، چون مي دونم از راه ثروت به خير مي رسند بعضي ها رو فقير مي كنم چون مي دونم اگر بهشون ثروت بدم فقير مي شن ، بعضي ها خيرشان در سلامته ، سلامت بهشون مي دم ، بعضي ها خيرشون در مريضيه ، مريضشون مي كنم ، منِ خدا مي دونم . حالا اگه دعا هم بكنه ، يه عده رو با توجه به همين خيري كه مي بينم دعايشون رو مستجاب مي كنم ، خود شما كم دعاي مستجابي داشتيد ؟ اگر شمرده بوديد چندين دفتري مي شد ؟ اشكالش اينه كه وقتي مستجاب مي شه فكر مي كنيم خودمون اين كارها رو كرديم . يه عده رو مي بينم چون اينها به صلاحشون نيست به جاي هر يك دعايي كه كه مستجاب نكردم يه مقدار از گناهانش رو مي بخشم . اگر هم به جايي رسيد كه ديگه اين بنده گناهي نداشت ، به جاي هر يك دعايي كه مستجاب نمي كنم يك درجه توي آخرت بهش اعطا مي كنم . لذا روايت امام باقر (ع) مي فرمايند : روز قيامت مؤمن را مي آورند نگاه مي كنه ، يا ابوالفضل ! چه تشكيلاتي و دستگاهي ؟! آقا اين ها مال منه ؟ بله مال شماست ما كه كاري نكرديم ! خودمون خبر داريم كه چه خبره ؟ نه نمازي ، نه روزه اي ، مي فرمايند : تو از اون بنده هايي بودي كه خيلي دعا مي كردي ، من دعاي زيادي از تو مستجاب نكردم به ازاي هر دعايي كه از تو مستجاب نكردم ، اين نعمت هايي رو كه مي بيني براي تو قرار دادم . امام باقر (ع) مي فرمايند : در اين حال ، مؤمن آرزو مي كنه اي كاش تا زماني كه توي دنيا بود حتي يك دعاش هم مستجاب نمي شد . حتي يك دونه . مي صرفد آقا !! چه مني كه مي گم و چه همة شمايي كه مي شنويد هيچ كدوم نمي فهميم چه خبره . حساب و كتاب هاي خدا رو ما نمي فهميم . اينكه فقط بتونيم خودمون رو راضي كنيم كه به خدا اطمينان داريم كافيه ، شهيد دستغيب (ره) نوارشو رو من گوش مي دادم ، يك شب قدري مي گفت آي مردم ! مي دونيد خدا كيه ؟ مي دونيد قيامت چه خبره ؟ نه شماها مي دونيد و نه من پيرمرد . پرده ها كه كنار رفت مي بينيم چه خبره . فكرتون رو بگذاريد روي اينكه وقتي پرده ها كنار رفت يه برنامه هاي خاصي برامون گذاشتند ، خدايي كه براي اين دنياي پنجاه يا شصت سالة ما ، اينقدر برنامه ريزي كرده ببينيد روز قيامت چه كار مي كنه ؟! دلمون رو خوش كرديم به همين 4 ، 5 روز دنيا ، فكر مي كنيم هرچه خوبيه ، تو همين چهار ، پنج روز بايد به دست ما برسد .

مي گه : آقا ما چه گناهي كرديم ؟ مردم بنز دارند ما نداريم ! ـ چرا اينقدر عجله داري ؟ يا اينكه مي گه : آقا ما چه گناهي كرديم مردم مثلاً فلان زندگي رو دارند ما نداريم ؟ خدا چرا اينقدر ظالمه ؟ ـ آقا بذار ، عجله نكن . يا مي گه : آقا ما چه گناهي كرديم بايد شل باشيم ، بايد كور باشيم ؟ آقا اين قيافه است خدا به ما داده ؟ آخه اين چه دماغيه كه ما داريم ؟ يكي زمان جنگ اومده بود توي منطقه ، داشت با خدا مناجات مي كرد ، خوب شكرش رو كرد گفت : خدايا ! خيلي شكرت ولي خُب حضرت عباسي ! توي كل گردان كسي پيدا نمي شه كه از ما دماغ گنده تر داشته باشه . خُب ببينيد چقدر ماها كوته فكريم ؟! همين دماغ و زيباترين لب و دهان ، بيست ساعت بعد از دفن چيزي ازش نمي مونه ، زيباترين موجودات عالم رو در نظر بگيريد ، بريد ملكة زيبايي جهان رو پيدا كنيد اگه كليه اش عفونت كنه از پنجاه متري او نمي شه رد شي . محبوبترين و زيباترين فرزندان وقتي مي ميرند ، مادرشون نيم ساعت بالاي سرش نمي شينه ، ازش مي ترسه . دقت كنيد ، خدا مي دونه چه كار كرده ، با ما لج نكرده كه حالا مثلاً يه عده رو سياه خلق كرده ، يه عده رو سفيد خلق كرده . يه عده رو غني خلق كنه بگه از اينها خوشم نمي ياد ، بعضي ها مي گن : خدا ، گِل تمام كرده بود ما رو از اين ته گِل ها خلق كرد . چند وقت پيش تلويزيون نشون مي داد ،يه بچه به دنيا اومده بود كه چهار تا دست داشت بعد يه بنده خدايي مي گفت اين دو تا دست اضافي مال گِل قبلي بوده زيادي بوده ، خدا زده براي اين ! البته اينها اشكال ندارد اگر با مزاح باشه ولي دقت كنيم كه خدا رو متهم نكنيم . پس اين مطلب اول ، يعني مطلب آخر ، آخر كلام همينه كه به خداوند اطمينان كنيم ، همين تصميم رو بگيريم .

دعاتون رو بكنيد ، مطمئن باشيد مستجاب مي شه مطمئن باشيد يا بهتون مي دن يا از گناهانتون پاك مي كنند يا به حسابتون مي ريزند و چقدر خوبه كه به حسابمون بريزند من با توجه به احاديث و روايات بهتون قول شرف مي دم اگر به حسابتون بريزند به نفع تونه تا بهتون بدن . مي گه : آقا 20 ساله دارم دعا مي كنم فلان گره تو كارم هست ، 20 ساله ديگه هم دعا كن جاي دوري نمي ره ، فوقش اينه كه چهل سال سخت زندگي مي كنيد ، فوقش اينه كه 30 سال نون گيرت نياد بخوري ، چه خبرته ؟ كجا رو مي خواي بگيري ؟ بريم توي قبرستان ها راه بريم ، ببينيم چه خبره ؟ چه بزرگاني چه نان هايي خوردند توي اين دنيا و الان اصلاً هيچي ازشون نيست . رفتن آقا !

در كــارگه كـوزه گـري رفـتم دوش
ديـدم دو هـزار كوزه گويا و خموش
زان بين يكي بانگ برآورد و خروش
كو كوزه گر و كوزه خر و كوزه فروش

رفتن آقا ، اينها رو به خودمون سخت نگيريم ، دو تا دعا كرديم ، برآورده نشد ، زمين و زمان و خدا و امام رضا (ع) رو به باد فحش نگيريم ، تموم شد آقا ! داره مي گذره.

من زماني كه مي خواستم برم منطقه پدرم يه جمله به من گفت (مي خواست منو نسبت به دنيا روشن كنه ) من هنوز كه هنوزه يادم نرفته . گفت : ببين بابا ، توي اين 40 سالي كه من عمر كردم ، هرچي شيريني توي اين دنيا بود زود گذشت و هرچي سختي بود هنوز تو دلم مونده ،‌ دنيا جاي قرار نيست .

پيامبر (ص) فرمودند : اگر دنبال عيش مي گردي ، دنبال راحتي مي گردي ، دنيا براي مؤمن جاي راحتي نيست ، براي مشرك و كافر بله جاي راحتي هست ، همين 50 سال راحته براي اينكه عدالت خدا جور در بياد ، ولي براي شما جاي راحتي نيست ، اگر اينجا راحتي و فكر كردي خيلي مؤمني اشتباه مي كني .
يه شخصي پيامبر (ص) رو به خونه شون دعوت كرد ، گفت آقا ناهار خدمتتون باشيم ، ناهار رو آماده كردند ، پيغمبر (ص) فرمودند : غذا تميز تهيه شده ؟ غذا مرتبه ؟ از نظافت غذا سؤال كردند ، گفت : بله آقا ما تو خونه مون چندين ساله كه كسي مريض نشده ، پيغمبر (ص) غذا رو گذاشت بلند شد و رفت . گفت من تو خونه اي كه كسي مريض نمي شه غذا نمي خورم چون عنايت خدا به اين خونه نمي رسه .

“‌ البلاءُ لِلولاء ” اصلاًسختي ها عنايت خداست اما ما نمي فهميم . توي منطقه مي گفتند : هرچي توي آموزش عرق بيشتري ريخته بشه ، توي جبهه خون كمتر ريخته مي شه . الان ما توي آموزشيم هرچه بيشتر عرق بريزيم اونجا راحت تريم .


کانال تلگرام رهپویان
 محمد مصطفی: اگر جسارت نباشه ادرس این حدیث اخری رو منبع شو ذکر کنید ممنون

يه شخصي پيامبر (ص) رو به خونه شون دعوت كرد ، گفت آقا ناهار خدمتتون باشيم ، ناهار رو آماده كردند ، پيغمبر (ص) فرمودند : غذا تميز تهيه شده ؟ غذا مرتبه ؟ از نظافت غذا سؤال كردند ، گفت : بله آقا ما تو خونه مون چندين ساله كه كسي مريض نشده ، پيغمبر (ص) غذا رو گذاشت بلند شد و رفت . گفت من تو خونه اي كه كسي مريض نمي شه غذا نمي خورم چون عنايت خدا به اين خونه نمي رسه

پنجشنبه 5 بهمن 1391
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات