برنامه آينده
شنبه های پاک


سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

موضوع سخنرانی :
جنگ روانی

مداح :
کربلایی سید امیر حسینی


 شنبه 4  آبان  ماه ، همراه با نماز مغرب و عشاء
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهداء

رهپويان




سه‌شنبه 27 دی 1390 نسخه چاپی
متن سخنرانی | صبر

یا لطیف
سخنران: حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: صبر



 قال الصادق (ع) : نحن صبَّر و شيعَتنا اصبُرمنّا و اَنَّا نَصْبِرُ علي مافعلم وَ هُمْ يَصبِرونَ علي مالا يَعلَمون . بحثي كه امشب داريم بحث صبره . بحثي كه مناسبت داره با عمة بزرگوار سادات خانم زينب (س) . اگر كه خدا كمك كنه تا انشاء الله امشب يه صفت بسيار زيباي عمه بزرگوار سادات رو بگوئيم . امام صادق (ع) مي فرمايند‌ : كه ما ائمه بسيار صبوريم ولي شيعيان ما از ما صابرتر هستند ، چون ما صبر مي كنيم بر چيزي كه مي دانيم (مي دونيم براي چي صبر مي كنيم ) اما شيعيان ما بدون اينكه فلسفه اين صبر رو بدونن ، تعبداً ، چون ما گفتيم و چون خداوند فرموده صبر مي كنند ، لذا اونها از ما صابرتر هستند . مي خوايم ببينيم صبر چيه ؟ چه مراحلي داره ؟ چه اجري داره ؟ چه درجاتي داره و چقدر براي ما مفيده ؟

 اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايند : “ اَصَّبرُ ثلاثه ” : صبر سه نوعه ، “ اَلصَّبْرُ علي المصيبه و اَلصَّبْرُ علي المعصيه وَ الصَّبْرُ عَلي الطاعه .صبر بر مصيبت ، صبر بر معصيت و صبر بر اطاعت .

 اين سه تا صبريه كه اميرالمؤمنين (ع) تقسيم بندي مي فرمايند . صبر بر مصيبت رو همتون كاملاً در جريان هستيد اگر احياناً مصيبتي نازل شد ، حالا مصيبت مي تونه مصيبت جاني باشه مثل اينكه يه عزيزي از دنيا بره يا احياناً تصادفي بشه ، قطع عضوي بشه ، مريض بشه ، اين ميشه صبر جاني ، مصيبت جاني ، يه وقت هست ماليه ورشكستگي داريم ، فقري داريم ، كم پولي داريم ، اين ميشه چي ؟ مصيبت مالي . “ والصَّبرُ علي المعصيته .” يعني ، گناه پيش مي ياد انسان فقط و فقط بخاطر خدا ، بخاطر ذات مقدس الهي ، از اين گناه صرف نظر كنه به اين مي گن صبر بر معصيت ، نا محرم در خيابون هست انسان مي تونه نگاه كنه اما “ غض بَصَر ” مي كنه چشمهاش رو فرو مي اندازه ، به اين مي گن صبر بر معصيت ، مجلس بسيار گرمه ، آماده است ، همه نشستن و بحث ها گرم شده ، به فكر آدم مي افته الان اگه اين غيبت رو بكنم چه كيفي داره . الان اگه اين تهمت رو به فلاني بزنم چه كيفي داره ، بله گناه شيرينه الان اگه من فلان دروغ رو بگم ، چه كيفي داره ، اينجا انسان صبر كنه دروغ نگه ، غيبت نكنه ، تهمت نزنه ، لغو نگه اين مي شه صبر بر معصيت . مي تونه مال حروم بخوره به قول اون فيلمه : “‌ حروم خوري خوشمزه است ” اما اين كار رو ا نجام نمي ده ، مي تونه زيرآبِ فلاني رو بزنه ، به مقام دنيايي بالاتر برسه ، هزار تا حلال و حروم رو مرتكب بشه ، تا يه پستي بگيره ، ابهتي برا خودش دست و پا كنه ، اما صبر مي كنه ، اين ميشه صبر بر معصيت . مي تونه فلان عمل زشت رو انجام بده و شهوتراني كنه ، اما صبر مي كنه اين ميشه صبر بر معصيت و اما نوع سوم صبر . مي فرمايند : صبر بر طاعت نماز اول وقته خداوند داره صدا مي زنه ، شيطون داره وسوسه مي كنه ، آقا الان حالش رو نداري ، حالا نهار رو بخور بعد اول وجود دوم سجود ، از اين توجيهات ، حالا چه عجله اي هست آقا ؟ خدا كه محتاج نماز اول وقت ما نيست . حالا دير نميشه ، صبر مي كنه مي گه نه الان بر خستگي ام پا مي ذارم ، در مغازم رو مي بندم ، از فلان كارم مي زنم ، تلويزيون رو خاموش مي كنم ، از ولگردي تو خيابون كم مي كنم ، مي رم تو مسجد نماز جماعت مي خونم ، اول وقت . اين ميشه صبر بر طاعت ، از خواب بيدار مي شه مي بينه وقت نماز صبحه ، مي گه حالا 5 دقيقه ديگه بخوابم باز فرشته ها صداش
 مي زنن ، باز بيدار مي شه ، باز مي گه حالا دير نمي شه ، اينقدر اين دير نميشه ، دير نمي شه رو مي گه تا بالاخره چي مي شه ؟ نماز قضا مي شه ، اگر كه اين كار رو نكرد و همون دفعه اول تا احساس كرد بيدار شده مثل فنر از جاش بلند شد به اين مي گن صبر بر طاعت . نيمه شبِ ، هواسرده از آسمون داره برف مي ياد ، تو حسينيه 14 معصوم مشهد پتو رو هم كشيدي روسرت ، گرم ، نرم خوابيدي 5/2 نصف شب يكي از بچه ها مياد صدات مي زنه مي گه : مي ياي بريم حرم ؟ سخته ، ولي مثل فنر از جا بلند مي شي ، به اين مي گن صبر بر طاعت . عشق آقا امام رضا (ع) رو مي خره . به همة راحتي نيمه شب و خواب نيمه شبش رو مي فروشه ، به چه بهاي گراني هم مي فروشه . اين ميشه صبر بر طاعت ، خواهر محترمه تو خيابون داره راه ميره از نظر جمال كمبودي نداره ، مي دونه كه اين جمال رو اگر عرضه كنه خريدار داره ، احساس دروني اش غريزه اش هم بهش مي گه : جمال خودتو عرضه كن ولي نه تنها چادرش رو محكم تر مي گيره بلكه قرص صورت رو هم حتي مي پوشونه براي رضاي خدا ، براي اينكه خدا راضي باشه ، به اين مي گن صبر بر طاعت . پس صبرها رو گفتيم چيه ، صبر بعدي كه اضافه كنيم به سخن‌ آقا اميرالمؤمنين (ع) و از قرآن نتيجه بگيريم ، مي فرمايند صبر در برابر تمايلات و هواهاي نفساني كه حلال هم هست . “ رجالٌ لاتُلهيهِم تجارهٌ وَ لابَيْعٌ عن ذكرالله . ” كسانيكه هيچ تجارت و هيچ معامله اي رو با ذكر خدا عوض نمي كنند . “ ياايها الذين امنولا تُلْهِكُم اموالكُم و اوْلادَكمْ ” اي كسانيكه ايمان آورده ايد زن و بچه خوبه ، خيلي هم عاليه ، بايد هم بهش رسيدگي كنيد اما اينها هلاكتون نكنه ، يعني چي ؟ يعني اينها از ذكر خدا باز نداردتون . اينها كاري نكنند كه شما از خدا غفلت كنيد . طرف مي بيني بسيار پسر عالي ، اهل نماز شب اهل تهجده ، اهل جلسه ، اهل كار براي خدا ، اهل سياست همراه با ديانت ، اهل تأثير در جامعه ، اهل زندگي آبرومندانه مثل حسين (ع) و مثل زينب (س) تا ازدواج مي كنه اصلاً ورق برميگرده ، نماز شب مي خونه ، گناه هم نمي كنه ، اما خيلي از مستحباتش رو ترك مي كنه . صرفاً بخاطر اين كه اين زن و بچه جلوي اين كار رو گرفتن و تقصير زن و بچه هم نيست . تقصير خودشه ، اگر آدم باشه هيچوقت زنش هم كسي نيست كه هيچ وقت زنش كسي نيست كه اونُ از ذكر خدا بخواد جلوش رو بگيره (مخصوصاً زن كه تابع مرده ، ) مگه چه زني باشه ! اگر آدم باشه ، خودش زنشم ميگه آقا يه شب در هفته پاشو بريم بشينيم براي ابي عبدالله گريه كنيم ، اگر آدم باشه زنش هم برا نماز شب بيدار
 مي كنه ، بزرگان ما كه به درجات عاليه رسيدن آيا ازدواج نكردن ؟ آيا اين نيست كه عشق بازي مجازي باعث مي شه از عشق حقيقي غافل بشيم ؟ پس اين نوع بعدي كه صبر لازم داره صبر در برابر هواهاي نفساني ، عنايت كرديد پس اين ميشه صبر در طاعت ، صبر بر هواها و اميال نفساني كه گناه هم نداشته باشه توش ، اگر گناه داشته باشه كه ميشه صبر بر معصيت ، خوب حالا اين صبر كردن چه فايده اي داره ؟ همش فايده است ، همش فايده است ، صبر بر طاعت به درجات انسان مي افزايد و اين “ اظهرَ مِن الشمسه ” كاملاً مشخصه كه آقا انساني كه عبادتش رو ترك نكنه پله به پله بالا مي ره ، شماهائي كه تا شب يازدهم محرم اومديد و اين طاعت اومدن در خونه ابي عبدالله (ع) رو امشب هم ترك نكرديد اين يه پله از اونايي كه فقط تا شب يازدهم ميان جلوتريد ، اين رو من نمي گم بلكه روايات مي گه ، احاديث ميگه : “ افضل الاعمال مادامه ولو قَّله ” بهترين عمل ها اونه كه تداوم داشته باشه ، هميشگي باشه ، ولو اينكه كم باشه ، ولو اينكه هفته اي يه جلسه باشه ، تداوم داشته باشه ، انسان مقيد باشه ، هفته اي يه جلسه در خونة ابي عبدالله (ع) گريه كنه يه منبر وعظي گوش بده ، يه سينه اي بزنه ، يكي هم مثل ما ميشه كه ديگه شغلش مي شه . چقدر هم خوبه ؟ از اين نظر مي گم كه چقدر خوبه اگر انسان مي تونه اين شغل رو انتخاب كنه ، اگر مي تونه ، اگه جاي ديگه اي مثمر ثمرتر نيست ، خوبه ، مطلب دوم ، با صبر بر معصيت ، درجات بسيار عالي گيرِ آدم مي ياد . با صبر بر مصيبت ، چرا ؟ چون خداوند اجازه داده به شما كه در مقابل بلاها و آزمايشاتي كه بر ماها نازل مي شه ، اجازه داده كه به جزع و فزع كنيد ابراز ناراحتي كنيد ، اجازه داده ، گفته انسان اين تيپيه . حالا تو جاهائيكه خداوند اجازه داده انسان خودش رو كنترل كنه ، صبر بر معصيت . چقدر اين خدا مهربونه ، آقا كجا همچين كريمي گير مي ياريد ؟! كدوم كريم تو اين جامعه هست كه احياناً بگه اين كار رو انجام نده و شما وقتي اون كار رو انجام ندادي يه چيزي هم بهت بده ، انجام ندادي ، ديگه وظيفه دارم نونت رو مي دم ، دارم زندگيتُ رديف مي كنم ، در عوض شما فلان كار رو انجام نمي دي ، اين همه خداوند نعمت داده ، بعد مي گه آقا در ازاي اين نعمت هايي كه بهت دادم ، اين كارها رو هم انجام نده ، شما انجام نمي ديد ، خداوند درجه عنايت مي كنه ، مي فرمايند : “ ما أَغْنتم أَحَدٌ بنفس ما اغنتم بِغَض البصر ” . يعني انسان براي خدا مي خواد يه كاري انجام نده ، يعني مي خواد چشمش رو روي نامحرم ببنده ، فقط همين ، مي فرمايند : هيچكدام از شما اون قدري كه يكي از چشم رو بر نامحرم ببنده سود نمي كنه ، يعني ديگه خداوند نگفته هركي چشمش رو به نامحرم بست اينقدر ثواب داره ، ميگه اي بشر ، آدم ، بچه شيعه ، بچه حزب اللهي ، پيرهن مشكي پوش ماه محرم ، زنجير زنِ ابي عبدالله (ع) در حال زنجير زدن چشماتُ ببند براي حسين من بخاطر فاطمه (س)‌ من چشمت رو حفظ كن ، اونقدر بهت بدم كه خودت سرت گيج بره ، اصلاً نتوني بفهمي ، اونوقت ما چيكار مي كنيم ؟ مي فرمايند : اگر كسي تو يه مجلسي نشست به دلش اومد غيبت فلاني رو بكنه ولي صبر كرد بر اين معصيت و غيبت نكرد ، خداوند مي فرمايد :‌ اندازه ده هزار ركعت نماز مستحبي منِ خدا توي پرونده ات حسنه منظور مي كنم . دقت كنيد ، خوب مؤمن بايد زرنگ باشه ، هي نيايد دنبال آدرس نماز بگرديد ، فقط غيبت نكن ، بگي بخاطر خدا اين كار رو انجام نمي دم ، مي فرمايند : دارند جلوت غيبت مي كنند ، رد غيبت كني بگي : نه آقا اينطوري نيست ، در غيبت شنيدن سكوت نكني ، ميگي : نه آقا اين طوري نيست كه شما مي گي فوقش هم اين طوري باشه ، بنده خدا 15 تا هم حسنه داره ، مي فرمايند : گويا آبروي تمام جن و انس را خريده باشي و منِ خدا ضمانت مي كنم روز قيامت كه همه از بي آبرويي مي نالند تو بي آبرو نباشي ، آبروي تو رو حفظ مي كنم . چون رد غيبت كردي . آقا فقير هستي از نظر مالي مشكل داري ، به حلال اكتفا مي كني ، دستت رو روي مالِ حروم نمي گشايي ،
 ( كاش اين حديث رو بالا سر در كميته امداد مي زدن ) خداوند مي فرمايد : روز قيامت خوب دقت كنيد تمامي مردم روز قيامت به خداوند بدهكارند ، يعني سرشون رو مي اندازن از شرم پائينه ، يعني خدايا ! ما اصلاً هيچ نداريم ، بگيم بخشيدي ، بخشيدي ، نبخشيدي هم ، هيچي ، يا علي ، مي ريم جهنم ! فقط خداوند مي گه كه فقراء امت پيامبر من سراشون رو بالا بگيرن ، مي گه : آي فقراي امت من كه به مال كم اكتفا كرديد و دستتون رو به حرام آلوده نكرديد و با همين زندگي زاهدانه ساختيد در حاليكه مردم در بدترين و بالاترين عيش ها غوطه ور بودند ، نگاه كرديد و حسرت هم نخورديد و گفتيد خدا كريمه ، منِ خدا از شما خجالت مي كشم ، اين بهشت من ، اين هم شماها هرچه مي خوايد بريد برداريد ، مي يان حركت كنند برن سمت بهشت ، ميگه : بايستيد ، به ازاي صبري كه كرديد توي محشر بگرديد دست هر كي رو كه مي خوايد بگيريد با خودتون ببريد ، اين كم چيزيه ؟ يه روز فوقش آدم كباب نمي خوره ، 20 روز آدم رو تشك پر قو نمي خوابه ، 2 روز تلويزيون رنگي نگاه نمي كنه ، 4 روز ويدئو نداره ، كم چيزيه ؟ نمي ارزه ؟ لذا صبر بر معصيت اين درجات عجيب رو داره ، خوب اين ها صبره ، حالا صبر يعني چي اصلاً ؟ يعني بايد چيكار كنيم ؟ صبر يعني دم فرو بستن و راضي به رضاي خدا بودن ، صبر يعني اين . آقا 4 روز و نصفي دنياست يا خوش مي گذره يا سخت
 مي گذره ، به هر حال داره مي گذره ، ‌اصل اينه انسان براي اون روزي برنامه ريزي كنه كه جاودان است و نخواهد گذشت . شب اول قبر به اين زودي نمي گذره ، برزخ به اين زودي نمي گذره ، صحراي محشر به اين زودي نمي گذره ، آدم 3 روز ، 4 روز تحمل كنه ، مخصوصاً شماهايي كه بچه بسيجي و بچه حزب اللهي و آبروي اين مملكت هستين ، نشون بديد به اين جامعه كه به قول حضرت امام (ره) ما كساني هستيم كه حاضريم هر روز روزه بگيريم ، هر شب با نان خشك افطار كنيم تا مملكت زمين نخوره چرا مملكت ما به اين جا رسيده كه اينقدر وضع اقتصاد خرابه ؟ اين از بي صبري بر معصيت نيست ؟ چرا يك كشوري مثل كره جنوبي مي تونه اعلام كنه زنانش بيان همه طلاهاشون رو بدن و ميان مي دهند مسلمون هم نيستن . بويي هم از خدا بهشون نخورده اما تو كشور ما نمي شه همچين اعلامي كرد ؟

 چرا ؟ براي اين نيست كه ماها عادت نكرديم به صبر ؟ براي اين نيست كه ماها همه چي خواه شديم ؟ براي اين نيست كه ما زياده خواه شديم ؟ آيا وضع اقتصاد فقط از بالا خرابه ؟ يا نه ما اينطوريم ؟ ما دستمون بياد ، بلند مي كنيم ، مي دزديم ، مي كشيم رو جنسامون ؟ ماهام دوست داريم 3 وعده بهترين غذا رو بخوريم ، بهترين لباس رو بپوشيم ، تلويزيون رنگي داشته باشيم ، ويدئو داشته باشيم ، استخر سرپوشيده بريم ، ماهي يه جفت كفش عوض كنيم ، با مد بچرخيم ، مملكتي مثل هند يه آدم بودايي مثل گاندي مي ياد با دو تا كرباس مي تونه مملكت رو هدايت كنه ! چرا ما اين ساده زيستي ، اين دوري از تجمل رو از رهبرمون ياد نگيريم ؟ فكر مي كنيد در هفته چند وعده غذاي حضرت آقا گوشت توش مصرف مي شه ؟ فكر مي كنيد كه غذاي اصلي خونة‌ مقام معظم رهبري (مدظله العالي )‌ چيه ؟ فكر مي كنيد چند تا فرش دستباف تو خونة رهبر اين مملكت افتاده كه حالا من توقع دارم تمام خونم در و ديوارش فرش دستباف باشه ؟ فكر مي كنيد اگر مي خواست حضرت آقا با تجمل زندگي كنه حلالِ حلال ، همين هدايايي كه براش مي فرستند نمي تونست با تجمل زندگي كنه ؟ ديگه ما چي مي خوايم ؟ چند دست مبل استيل توي خونة مقام معظم رهبريه كه ما الان حتماً بايد جزء جهيزيه دخترمون مبل استيل باشه ؟ چند تا ماشين لباسشويي و ظرفشويي و ماشين رختشويي و جاروبرقي آخرين مدل تو خونة‌ رهبره كه الان ما بايد اينطور باشيم ؟ ادعامون هم گوش فلك رو كر كرده ،‌ ما پيرو رهبريم ، ما اهل كوفه نيستيم علي تنهابماند ، با اين تجمل گرايي ها علي رو تنها گذاشتيم . چرا صبر نمي كنيم ، مني كه مي تونم با يه پيكان دوميليون توماني تازه همين هم زياده كارام رو راه بندازم چرا بايد ماشين ده ميليوني بخرم ؟ كي به من اجازه داده ؟ تو كدوم شرع به منِ بچه حزب اللهي اجازه داده ، ده ميليون تومن ماشين بندازم زير پام ؟ آقا حديث داريم مال خوب ، مركب خوب ، زن خوب ، حديث ديگه هم داريم : “ مَن سمع رجلٌ ينادياً للمسلمين فلم يَجِبهه فليس بِمُسلم ” اگر تو اين شهر يه نفر ، شب سرش رو گشنه به زمين بذاره و من ده ميليون ماشين زير پام باشه ، اصلاً مسلمون نيستم ، شما نگيد آقا اين حرفا براي ما چيه ، ما بنزمون كجا بود ؟ از الان عادت كنيد ؟ كي گفته روزي 2 تا نوشابه بايد بخورين ؟ اينو دقت كنيد ،‌ كي گفته كه حتماً يه سري چيزهايي كه براي بدن واقعاً نياز نيست رو ما خرج كنيم ، بخوريم ، همين ها هست ديگه . الان صد تومان تو جيبت هست ، 80 تومنش رو مي دي هلِ هوله مي خوري كه مي تونستي بدي يه بدبختي 2 تا نون بخره اگر صد ميليون تومان هم تو جيبته ، ميدي هشتاد ميليون تومن خونه مي خري فرق نمي كنه كه ، هر كسي هر اندازه اي كه داره ، صبر داشته باشيد در مقابل هواهاي نفساني ، غير از اين باشه ، ادعاي اينكه ما الان براي زينب (س) سياه پوشيديم ادعاي گزافي بيش نيست . با حداقل امكانات ميشه زندگي كرد . با چه سادگي و به چه راحتي . به يكي گفتن آقا چرا خيلي دنبال روزي نمي دوي همين جوري صبح و اين ور واون ور تو خيابون و . . . مي گه من دقت كردم از اول تاريخ بشريت تا الان هيچ كس از گشنگي نمرده ، خدا بهر حال نون همه رو رسونده ، پس آقا زيادي دنبال ماديات دويدن ، هي فرش ها رو عوض كردن ، دكوراسيون رو عوض كردن ، اين ها بي صبري در مقابل هواهاي نفسانيه . يه پدر بزرگي داشتيم ، پدر پدر بزرگم ، سال 69 فوت كرد شاعر هم بود ، بعد صد و بيست و هفت ، هشت سالش بود ، يه رباعي گفته بود اين اواخر عمرش ، اين رباعيش رو من خيلي دوست دارم و هر جا مي رسم همين جوري يه دفتري چيزي باشه مي نويسم توش ، گفته بود كه ، ( ببينيد يك صد و بيست ساله نظرش راجع به دنيا چيه ؟ )

 در كودكي ام كه زندگي شيرين بود
پيوسـته دعـاي مادر مـن اين بود
مي گـفت الهـي پسـرم پيــر شـوي
غـافل كه همين دعا مرا نفرين بود

 خلاصه زندگي هم اگه هست همين زندگي تو همين سي ، سي و پنج ساله ، از اينجا به بعدش ديگه مگه آدم يه معنويتي كسب كنه . بقيه اش ديگه علافيه . به قول معروف : آدم از بي كفني زنده است . تو پارك ها آدم نگاه مي كنه چقدر پيرمردا نشستن ، اصلاً اينا ديگه هيچ انگيزه اي برا زندگي كردن ندارن ، صبح مي يان مي شينن با 4 تا همسن خودشون صحبت كردن ، شب مي رن خونه مگه چي ؟ مگر اينكه آدم معنويت كسب كنه ، معنويت كه كسب كنه هرچي سن بالاتر مي ره نورانيت بيشتر مي شه ، هرچي سن بالاتر ميره استفاده اي كه انسان به دور و برش مي ده بيشتر مي شه ، معنويت يا علم به هر حال علم هاي ديگه هم مفيده ، اين از فوائد اخروي صبر .

 اما فوائد دنيويش چيه ؟ اينقدر ماها به سرمون بلا اومده ، شروع كرديم جزع ، فزع و اظهار بي تابي كردن و سردرد گرفتيم ، دل درد گرفتيم ، زخم معده گرفتيم ، مريضي اعصاب گرفتيم ، دست و پامون رعشه گرفته . هيچ فرقي هم نكرده . يعني خدا بلا رو نازل كرده ما هم صبر نكرديم جزع و فزع كرديم « وَ اِذا مَسَّهُ الشرَّ كانَ جَزُوعا » انسان ها بعضي ها وقتي شر بهشون مي رسه شروع مي كنند جزع ، فزع كردن ، هيچ فرقي نكرده آقا فرقي كرده يا نه ؟ هرچي آدم غصه بخوره ، فرقي نمي كنه ، آقا بيچاره شدم ، بدبخت شدم ، زندگي رو هم به خودمون حروم مي كنيم ، هيچ فرقي هم نمي كنه ، هيچ فرقي ، فرقش فقط اينه ، اجر خودت رو ضايع كردي ، اعصابت رو خُرد كردي ، سردرد گرفتي ، زخم معده گرفتي ، بي اشتها شدي ، سر خونوادت سرو صدا كردي ، بچه هات رو از خودت ناراحت كردي ، رفيقا رو دور كردي ، خشم الكي به خرج دادي ، فرقش فقط اينه . وگرنه فرقي در ظاهر نداره ، انسان اگه صبر كنه ، اجر داره ، صبر هم نكنه اجر نداره ، پدر خودش رو هم درآورده ، كه چي ؟ آقا اينقدر غصه مي خورين كه چي ؟ فكر كنم شباي سوم ، چهارم
 بود ، گفتم اصلاً توي مذهب شيعه ما غصه نداريم ، فقط يه غصه داريم چرا آدم نمي شيم ؟ چرا از شهدا جا مونديم ؟ شب اول قبر مي خوايم چيكار كنيم ؟ روز قيامت مي خوايم چيكار كنيم ؟ چرا بهتر از اين نمي تونيم تو جامعه كار كنيم ما فقط اين غصه رو داريم . اينم غصه اي نيست كه به اصطلاح انسان رو از پا بندازه ، اصلاً غصه اي هست كه اجر داره ، اين كه آدم هر روز ناراحت بشه كه چرا آدم نشدم ، باز فردا ناراحت بشه كه چرا فردا شد و من آدم نشدم ؟ اين اجر داره ، لذا هيچ غم و غصه اي ما نداريم حزني كه شيعه داره از همين چيز است بقيش ديگه الكيه ، ول كن آقا چه فرقي مي كنه ؟ “ و اجرهم اجراً جميلا ” خداوند مي فرمايند : به حال خودشون بذار ، بذار هرچي مي خوان بگن ، اجراً جميلا يك رها كردن زيبا ، بي خيال آقا هر چي مي خواد بشه ، بشه ، اگر اين روحيه بي خيالي رو در خودتون تقويت بكنيد هنر كرديد آقا آسمون به زمين اومد مثلاً دبيرستانيه واحد افتاده ، چي ميشه ، آقا مي خواستي درس بخوني نيفتي ، حالا كه افتادي ديگه غصه مي خوري چيكار ، پدرم اينجوري مي گه ، مادرم اينجوري مي گه ، بگن آقا چي ميشه مگه ، بابا همه اينها مي گذره . 10 سال ديگه به اين غصه هايي كه بعضي هاتون دارين مي خورين مي خندين . آقا ما غصة چه چيزهايي مي خورديم . آقا فلان رفيقم محلم نمي ذاره ، به دَرَك ! آقا مگه چي مي شه ؟! چه غصه هايي براي خودتون مي سازين ، بعضاً مي گن : آقا فلان جا رفتيم ، اينجوري گفتن ، اين كار رو كردم اينجوري نشده ، اينجوري شده ، بابا ول كن ، حيف ما نيست كه اعصابمون ، مغزمون رو سر اين چيزهاي الكي هدر بديم ؟ فقط و فقط غصة اين رو بخوريد چرا اخلاص نداشتم ، چرا گناه رو نمي تونم ترك كنم ، اينها غصه داره ، بقيش كه غصه نداره ، اين ها هم غصه هاي زيبايي است . بقيش هر چي مي خواد بشه ، بشه . يه بنده خدا مي خواست ، بره سربازي از شش ماه قبل عزا گرفته بود كه آقا ما اين دو ساله چيكار كنيم ، بابا ولمون كن ، بيا برو سربازي و برگرد ، ديگه 6 ما ه قبلشُ ، 6 ماه بعدش و 4 سال قبلش و 4 سال بعدش هم عزا گرفتن از كار و زندگي و خواب و خوراك افتادن ، كه من حالا سه ماه برم اون جا ، واي هر شب بيدار باش ، نمي دونم غذاي عدس پلو ، ماش پلو ، ساچمه پلو ، آقا ول كن ، مي گذره ، همة‌ اينها داره مي گذره ، دبيرستان تون مي گذره ، دانشگاتون مي گذره ، همه اينها داره مي گذره ، واحد پاس كردناتون مي گذره ، واحد افتادن ها مي گذره ، دعواها مي گذره ، غرولندها مي گذره ، طرف رفته خواستگاري جواب نگرفته ، انگار ديگه چي شده ، برو بابا يك ميليارد نفر اينجا هستن همه زن دارن برا خودشون ،‌ هيچ كدام هم اينقدر غصه نمي خورن ، تو هم بالاخره زن گيرت مي آد ، غصه نخور اينجوري نيست ، بيست و چهار ساعت هي نيايد براي مشكل وقت بگيريد ، آقا مشكل داريم ، يك ساعت و نيم مي شينه تعريف مي كنه مي بيني آقا اصلاً مشكل نيست ، عرق مي كنه ، رگ گردنش ورم مي كنه ، سرخ مي شه ، اعصابش خورد مي شه ، دست و پاش مي لرزه ، پنجاه هزار تا چايي مي خوره ، بعد كه مي خوات مثلاً‌ مشكلش رو بگه ، آخرش كه مي گه مي بيني ، آقا هيچي نيست . اين مشكله ؟ ‌مي گم : خجالت نمي كشي ، اينم مشكل شد ؟ اينم كار شد ؟ ما بعد از جلسه يه كم همچين خسته مي شيم ، بعضي وقت ها مي بينم همين دو نفر هم از اين ور و اون ور سلام مي كنن ، من نمي بينم يه بنده خدايي 4 ـ 5 روز مشكل دار شده بود عجيب ، به يكي از همين بچه ها گفته بود فلاني از من چي ديده ؟ گفته براي چي ؟ گفته بود جواب سلام منو نداد . 5 روزه من خواب و خوراك ندارم ، اولاً : جواب سلام همه رو ديديد ؟ ثانياً : فلاني خره كيه ؟ حالا فوقش هم ما جواب سلام نديم ،‌ مگه آدم قحطيه ؟ اصلاً اين حرفا چيه ؟ جمع كنين اين بساط ها رو ، اين مشكلات الكي رو براي خودتون بزرگش نكنين . بپردازيد به اصل قضيه ، بشينيد درستون رو بخونيد ، دل پدر و مادرتون رو بدست بياريد ، يه فكري براي جامعتون بكنيد ، يه فكري براي دنياتون بكنيد ، فكري براي آ‌خرتتون بكنيد ، از كار و زندگي افتاده براي چيزاي الكي ، مي گه : ديدي استقلال باخت ؟ باخت كه باخت ، تو چرا غمباد گرفتي ؟! آقا آبرو ايران پيش عرب ها رفت ! برو بابا جمع كن ، آبرو ايران چي چيه ؟ فوتبال چي چيه . دويست ساله دارن فوتبال بازي مي كنن ، آبرو چي چيه ؟ تلويزيون نگاه مي كردي طرف يك قيافه گرفته بود انگار ننه بابا و هفت جد آبادش همه مردن . بشين فوتبالت رو نگاه كن ، لذت ببر ، بازي خوب ، آدم تماشا مي كنه ، ديگه براي فوتبال كه قرص ديازپام نمي خورن !! اين چه ورزش نگاه كردنيه ؟!
 لذا بعضي از ماها كارمون واقعاً عجيبه . انشاء الله همه ما فكرامون رو اينقدر بالا ببريم كه خودمون رو علاف نكنيم . پس اين نتيجه بي صبري كردنه و ديديد چقدر هم نتايج عالي ، خوب و درجه يك داره ، كه خدا انشاء الله عنايت كنه ، و همة ما جزء صابرين باشيم در مرحله كمال صبر .

 من خدمتتون بگم از قول حضرت امام (ره) كه باز هيچكس به اين نكته اشاره نكرده ، مي فرمايند : كمال صبر در اين است كه بلا را بگيري ، تحمل كني ، ناشكري نكني ، شكر هم بكني كه خدايا ممنونتم . حتماً يه مصلحتي بوده كه تو اين بلا رو به من نازل كردي و بعد به كسي نگي ، عزيزان من درد دل هاتون رو براي كسي نگين . اين قول معصوم است ، تا يه گوش شنوا ديديد ، نشينيد از سير تا پيازِ زندگيتون رو بگيد ، كه اين مشكل رو دارم ، بدبختم ، بيچارم ، مسكين ، ذليل ، اسير ، فقير ، يتيم ، بيچاره ، نه آقا صبر كنيد ، هيچي نگيد ، دردهاتون رو براي خودتون نگه داريد . اين رو تو دل خودتون داشته باشيد ، اينجاست كه اگه اين كار رو كردي ، خداوند فخر مي كنه به انسانش ، ميگه ببين چه قدر اذيت شده ، هيچي هم نمي گه ، به كسي هم نمي گه ، هر وقت كسي گفت : آقا چه طوري ؟ بگيد : “ الحمدلله ” . تمام شد رفت . دردها رو باز نكنيد ، سفره دلتون رو جلو هر كس باز نكنيد ، اين خيلي اثرات منفي داره ، انشاء الله خدا فرجي حاصل كنه ، و يه فرجي به انسان برسه .

 مرحله بعدي اين كه انسان نسبت به بلاها كه بهش نازل مي شه ، نه تنها صبر داشته باشه ، و راضي باشه ، بلكه خوشحال بشه ، و همه چي رو زيبا ببينه ، زيبايي مطلق .


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات