برنامه آينده
شنبه های پاک
وفات حضرت معصومه(س)


سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع سخنرانی :
بیداری اجتماعی - قسمت چهارم
مداح :
حجت الاسلام احمدی
قاری :
مسعود روحی

زمان : شنبه، 16 آذر ماه
مکان : بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سید الشهداء
ساعت 19
رهپويان



سه‌شنبه 27 دی 1390 نسخه چاپی
خلاصه سخنرانی | صفات عالیه

یا لطیف
سخنران: حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: صفات عالیه


 خداوند تبارك و تعالي و امام رضا (ع) و همه ائمه (ع) براي اينكه بنده اي رو مورد عفو و رحمت خود قرار بدن يك شرايطي ( غير از اون شرايط دنيايي كه ما قرار مي ديم ) در نظر مي گيريند . اگر اون شرايط وجود داشت ، به بقيه اعمال زياد دقت نمي شه . اما اگر اون شرايط نبود بقيه اعمال هر چي هم باشه ، مورد قبول واقع نمي شه .

شرايطش چيه ؟ شما كه شيعه و حزب الهي و انقلابي درجه يك هستيد اگر تمام عمرتون رو به نماز خوندن بگذرونيد ، تمام روزها روزه بگيريد ، تمام شبها رو به احيا و نماز شب بگذرونيد و تمام مستحبات رو بعلاوه واجبات در نهايت دقت به انجام برسونيد ( براي اينكه به تكامل برسيد )اگه ، صفات عاليه نداشته باشيد ، در درگاه خداوند و اهل بيت (س) اصلاً ارزشي نداره . صفات عاليه اينقدر مهمه . چه بسا نماز خونها ، روزه بگيرها ، سينه زنها ، گريه كن ها حتي رزمنده ها رو خداوند مي فرمايد اين عباداتش رو به كمرش بزنيد . اين 1 ريال هم برام ارزش نداره چون صفات عاليه نداره .

 در بحث كبر گفتم نسبت به متكبر مي فرمايند : اگر تو عبادت جن و انس رو داشته باشي من اين عبادت رو از تو
 نمي خرم . اگر كسي اين صفات عاليه رو داشت اما زياد اهل نماز شب و تهجد نبود . مي فرمايند براي اون راه نجاتي هست و چه بسا كه دستگيري اي كه از اون مي كنن ، از خيلي از ماها نكنن .

 كافيه انسان اين صفات رو داشته باشه . حالا اين صفات عاليه چيه ؟
 صفات رو يكي يكي خدمتتون مي گم ،‌ حقيقتاً اگر صفتي در شما نيست ، تقويت كنيد و اگر رذيله اي هست به نحوي كه مي گم برطرف كنيد . وگرنه امـام رضـا (ع) به شما نگاه نخواهد كرد . فايده هم نداره . بعضاً مي يان گله مي كنن كه آقا ما 10 سال سينه زديم ، گريه كرديم ، نماز شب خونديم ، هيچي نشديم . يكي هم هست 1 جلسه مي ياد بارش رو مي بنده ! ايراد از كجاست ؟ ايراد از صفات عاليه نداشتنه . خيلي هم مطلب پيچيده اي نيست .

 1 ـ داشتنِ تواضع ، يكي از صفات عاليه ، داشتن تواضع هست . و اين كار هر كسي نيست . آدماي متواضع اهل فيلم بازي كردن نيستند . صفتشونه . صفت يعني چيزي كه جزء وجود آدم باشه . آقا ! طرف ذاتاً آدم متواضعيه . به بالاترين مقام هم كه برسه ، تواضعش رو داره . صداشو بلند نمي كنه . از مردم طلبكار نيست ، طاقچه بالا نمي ذاره . اين تواضع حتماً و حتماً نسبت به بشر هم نيست . بعضي از ماها نسبت به ائمه (ع) هم تواضع نداريم !

 مي گم : آقا ! رفتي حرم امام رضا (ع) ، مشكلت رو هم گفتي ؟ مي گه : نه ! خودش مي دونه . مي گم : خب تو برو بگو .خودش مي دونه يعني چي ؟! مي گه : نه آقا ! امام رضا (ع) خودش مشكل من رو مي دونه . ما به كسي رو نمي زنيم !
 بعضي اينطورين . مي گه : آقا ! من منت هيچ كسي رو توي اين دنيا نمي كشم ! غلط مي كني . منت خيلي ها رو بايد بكشي . يه عالم بزرگواري هست ، بايد بري پاش رو هم ببوسي تا دو تا كلمه حرف بهت ياد بده .
 چند وقت پيش يه بنده خدايي رو پيش يه بزرگواري برديم . بعد گفتم : تو كه اين همه سوال داشتي ، چرا چيزي نپرسيدي ؟ گفت : ديدم همچين سردِ برخورد كرد ، منم هيچي نگفتم !

 طرف پيرمرد هشتاد ، نود ساله است ، بايد ملق بزنه جلو ما ؟! خُب سؤالت رو بپرس . سردهِ كه سردِه . آدم بايد خودش پيله كنه ، التماس كنه . قسمش بده تا بگه . اصلاً بشر به منت كشي نياز داره . براي اينكه بشر همه چيز رو نداره و ديگران هم ، همه چيز رو به راحتي در اختيارش قرار نمي دن .

 بايد بري منت بكشي . فلان بزرگوار به مجلس ما مي ياد ، تعارف مي كنيم كه آقا لطف بفرمائيد ، امام جماعت وايسيد . قبول نمي كنن . بايد اصرار كنيم تا قبول كنن . در درگاه ائمه (ع) هم تواضع داشته باشيم . مطلب بعدي نكته خيلي مهميه :

 2 ـ گذشتن از خود بخاطر ديگران ، كه خيلي ها اين صفت رو دارن ، خيلي ها هم حقيقتاً ندارن . “ خود ” يعني چي ؟ يعني مال خود ، خانه خود ، مستحبات خود ، واجبات خود ، انفاق خود .
 صف نماز جماعت بستيد . فقط براي 1 نفر ديگه جا هست . علما مي فرمايند : رفيقت رو براي نماز جماعت بفرست و خودت فرادي بخون . اين ميشه ايثار از مستحبات . چرا ؟ چون ثواب دادن خدا كه به مستحبات ما نيست . خدا به صفات عاليه نگاه مي كنه . توي همين مجلس خودمون ، همديگه رو براي سينه زدن هُل مي دن !! براي سينـه زدن !
 ديگه سينـه نمي خـواد بـزني . اين سينه زدن رو به كمـرت مي زنن . لازم نيست سينه بزني . توي صف نماز جماعت چهار زانو مي شينه !

 توي تهران يه بنده خدايي ، هست كه ماليات يك سالش ، 6 ميليارد تومن بوده ! جوري كه اين 6 ميليارد تومن رو تو حسابش داشته و خيلي راحت از حسابش در آورده و به حساب ريخته . حضرت آقاي فاطمي نيا استاد بزرگوارمون تعريف مي كردن كه خودم پيش اين آدم رفتم ، مي خواستم 700 هزار تومان پول براي يه بيمار كليوي كه داشت مي مرد . ازش بگيرم . مي فرمودن موقع نماز مغرب عشاء رفتم . وضعيت رو گفتم . گفت : آقا الآن من نماز غفيله دارم !!

 الله اكبر ! اينجور آدمها اگه تا آخر عمرشون هم غفيله بخونن ، به جايي نمي رسن . ايثار در معنويت !
 تـوي كاروان ما بچه هايي رو داريم كه توي آشپز خانه كار مي كنن و اون حض معنوي كه شماها مي بريد ر نمي برن . فكر مي كنيد اينها دلشون نمي خواد صبح تا شب توي حرم باشن ؟ آقاي دكتر قاضي پور توي وداعيه همين مطلب رو فرمودند مي گفتن : اين بچه ها اون حض رو نمي برن ، منتهاي مراتب چيزهاي بهتري بهشون مي دن . سعي كنيد روحيه تون اين جوري باشه كه حالا شد شد ، نشد نشد .

 نكته بعد ، ايثار در ساير مسائـل . مثلاً توي كارواني كه داريم خـودتـون رو تسـت كنيد . بعضاً مي بيني توي كاروان يه نفر ، روي چند تا پتو دراز كشيده ، چند تا هم داده روش ! راحت گرفته خوابيده . يكي ديگه هم قالياي حسينيه رو مي كشه روش ! آقا ! من سند ميدم ، امضا هم مي كنم كه امام رضا(ع) به اون پتويي نگاه نمي كنه ؟ چرا آقا ؟ مگه پتو ايرادي داره ؟ نه آقا ! مسأله سر ايثار و صفات عاليه است .

 بعضي ها مي بيني توي كاروان ، توي صف غذا ، براش مهمه كه 2 نفر جلوتر يا عقب تر باشه . آقا من عرض مي كنم كه امام رضا (ع) اصلاً به تويي كه اينقدر براي شكمت ارزش قائلي نگـاه نمي كنـه . اينا همه اش صفات عاليه است . مي گي : آقا ! غذا گرفتي ؟ مي گه : نه . مي گي تموم ميشه . مي گه : عيب نداره يه چيز ديگه مي خوريم . اين ، اگه نماز شب هم نخونه، امام رضا (ع) نگاهش مي كنه . صفات عاليه لازمه .

 خيلي از اين نمونه ها توي تاريخ داشتيم . توي منطقه يكي از اين نماز شب خونهاي درجه يك رو داشتيم كه صفات عاليه نداشت ! توي جزيره مجنون قرار بود بچه ها يه جاده اي رو منهدم كنن . مي خواستن مواد منفجره رو با فرقون به اونجا ببرن . به اين بنده خدا گفتن بيا فرقون ها رو كمك بچه ها ببر . گفت : اگرمنفجر بشه چي مي شه ؟ گفتيم هيچي آقا ! پودر مي شي . گفت : آقا ! شما بين نيروي مكانيك تون با منه روحاني فرقي قائل نيستين ! من براي اسلام لازمم ! فرمانده مونده بود كه چي بگه ؟!! گفت : آقا برو . نمي خواد ببري . و اون بچه هايي كه بردن ، پودر شدن . حالا روز قيامت به اين بدن 200 كيلو عطر بزنن ، فاطمه (س) مي خره يا اون بدن پودر شده رو ؟!

 ايثار ! اين نكتة اول و آخر همه صفات عاليه است . تمرين كنيد . طرف مشتي ! لوتي ! ولو اينكه نماز شب خون هم نباشه ولي مرده ! آقاست ! به اين نگاه مي كنن .
 بجا آوردن واجبات و انجام مستحبات اعمالي هستند كه اثرات شگرفي روي روحيه انسان و نورانيت باطن دارن و اگر مورد قبول امام رضا (ع) واقع بشه ، جواب تمام خواسته هاي مادي و معنوي ما رو خواهند داد ، منتهاي مراتب يه سري صفات هست كه امام رضا (ع) به اونها بيشتر نگاه مي كنه . وگرنه تمام مستحبات رو انجام دادن و تمام واجبات رو به نحو احسن بجا آوردن هيچ فايده اي براي مورد مرحمت واقع شدن نخواهد داشت .

 ( خلاصه اي از بحث تا اينجا ) گفتيم كه پنج صفت تحت صفات عاليه بايد در انسان وجود داشته باشه 1- (تواضع) ، اگر احياناً كسي اهل غرور بود ، اين صفت عاليه رو نداره و آدم مغرور فكر مي كنه كه داره عبادت مي كنه ! مي فرمايد :
 “ لا نريد الا بعدا ” عبادت چنين بنده اي هيچ چيز رو زياد نمي كنه مگر اينكه خدا و امام رضا(ع) نگاهش نمي كنن ولو اينكه عبادت جن و انس رو داشته باشه .
 و گفتيم اگر كسي متواضع باشه و ايثارگر باشه و مستحبات رو اصلاً انجام نداده باشه و واجبات مرتبي هم نداشته باشه ، امام رضا(ع) به اين شخص نگاه مي كنه . و بعد عرض كردم كه ايثار دو نوع است :

 1- ايثار در ماديات
2- ايثار در معنويات . سرمون كلاه نره كه حالا معنويات رو در بست براي خودمون بر داريم و به كسي بذل و بخشش نكنيم !!

 اگه يادتون باشه كاروان عيد سال 77 توي آشپزخانه خود به خود يه جلسه اي بر پا شد كه خيلي با حال بود و بچه ها بهش مي گفتن مجلس آشپزخونه !! من همونجا گفتم حالِ اين مجلس به اين دليله كه امام رضا(ع) حضور دارن . اين همون صفت عاليه است .
 3- سومين صفت عاليه : معرفت . معرفت در باب اخلاقي رو خيلي شنيدين . مي گن فلاني نسبت به امام (ع) معرفت نداره و . . . معرفتي رو كه در اين جلسه مي خوايم مطرح كنيم ، معرفت اخلاقي نيست ، بلكه همون معرفتيه كه توي عوام مصطلحه ، مي گن : “ طرف آدم با معرفتيِه ! ”

 معرفت يعني اينكه : براي كسي كه برات تب مي كنه ، بميري ! حالا اگه يه كسي بود كه از نظر معنوي درجه اش اونقدر بالا بود كه براش مهم نبود كه تحويل بگيرن يا تحويل نگيرن ، اين خيلي عاليه ولي حداقل معرفت اينه كه براي كسي بميري كه برات تب كنه . نه اينكه براي كسي كه برات مي ميره ، تب هم نكني ! اگه اين رو رعايت كردين با معرفتين . طرف چون معرفت داره ، مسأله اش حله .

 يه بنده خدايي نقل مي كنه ، يه كاروان مي خواست از تبريز به مشهد مقدس بره ، يه نفر بوده به اسم علي جيب بر ! اومد و گفت آقا منم مي خوام بيام . گفتيم : تو ديگه چرا ؟ تو كه جيب بري ! كجا مي خواي بياي ؟ نكنه مي خواي بياي اونجا هم جيب بري كني ؟! گفت : نه آقا . ( حالا اون موقع مردم با معرفت تر بودن . من يادمه زمان شاه لعنت الله عليه تاكسي ها هر جا گنبد رو مي ديدن ضبط شون يا راديوشون رو خاموش مي كردن ، اما حالا مردم يه خورده بي حيا شدن . مي بيني طرف از تهران و . . . اومده . خلاصه زائرهِ . توي ماشين ، روبروي گنبد نشسته ، داره نوار غير مجاز گوش مي كنه !! اون زمان اينطوري نبود ) خلاصه كاروان حركت كرد و توي راه اتفاقي افتاد ، جلوي كاروان رو گرفتن ، دزد اومد بالا و همه رو لخت كرد . جيب اين رو هم زد . حالا ما مونديم وسط بيابون كه چي كار كنيم ؟ چي كار نكنيم ؟ هفتاد تومان خرج سفرمون رو هم دزد برداشته بود و برده بود . مي گفت : اين علي جيب بر گفت : آقا ! خرج سفرتون با من . گفتم : آقا تو پولت كجا بود ؟ گفت : هيچي ! اين دزده كه اومد بالا ، وقتي داشت مي رفت من جيبش رو زدم !! اين پول رو بگير ، ما رو هم دعا كن !

 مي گفت يه همچين آدمي بود . اصلاً شاه دزد بود . اما آقا ! از موقعي كه به مشهد رسيد ، خودش رو كنترل كرد . به اين نيت كه الان توي حرم امام رضا (ع) هستم . اينقدر معرفت داشت .
 يكي از بي معرفتي هاي ما اينه كه ما توي حرم هم نمي تونيم گناهانمون رو كنترل كنيم ! اين خيلي بي معرفتيه . نه بي معرفتيه به اون معنا كه حضور امام رو حس نمي كنيم و يا چشم بصيرت نداريم و ملائكه رو نمي بينيم و . . .
 نه ! بي معرفتيِم براي اينكه آدم بره توي حرم امام رضا (ع) و بغل آقا گناه كنه ؟!
 خب حالا حداقل تا الان امام رضا (ع) دو تا حاجت ما رو روا كرده يا نه ؟ اگه روا كرده ، بي معرفتيه براي كسي كه برات تب مي كنه ، نميري .

 خدا رحمت كنه حاج طيب رضايي رو ، رئيس يكي از هيأت هاي تهران بود . ايشون ، در زمان رژيم شاه لعنت الله ، از الوات تهران بوده‌ ، اما به امام حسين (ع) يه ارادت خاص داشته . يه ماه محرم ميومده سينه مي زده . اما از چاقو كشاي تهران بوده . در خرداد 42 به يه عده مأموريت مي دن ، برن مسجد فيضيه رو به هم بريزن ، ايشون هم يكي از اونها بوده ، اما قبول نمي كنه . مي گه : من دست روي پسر فاطمه (س) بلند نمي كنم . گفته بود : من با همه در مي افتم ، اما با فاطمه (س) در نمي افتم و همين نجاتش داد و شهيد شد .

 خيلي هم طول نكشيد اين معرفت آخر دستش رو گرفت و چه بسا نماز شب خونهاي 50 ساله ، عارفهاي 700 ساله بلعم باعورا و برسيساي عابد و . . . آدمهاي با معرفتي نبودن . بالاخره يه گيري داشتن كه عاقبت شون خراب شد . اگه گير نداشتن كه عاقبتشون خراب نمي شد . خدا رحمان تر و رحيم تر از اين حرفاست كه يكي 700سال عبادت كنه آخرش هم اينجوري خراب بشه . بشه مثل بلعم باعورا ، بعد از اون همه عبادت مستجاب الدعوه مي شه . مي يان بهش مي گن آقا ! موسي داره مي زنه توي كاسه كوزه ات ! گفته من پيغمبرم ! تو مستجاب الدعوه اي برو نفرينش كن !
 بلعم باعورا سوار خرش مي شه و مي خواد از كوه بره بالا . اما خر حركت نمي كنه . خر رو نفرين مي كنه . خر مي گه من از اينجا حركت نمي كنم ! پياده مي شه و خودش مي ره . “ كمثل الحمار . اولئك كالأنعم بل هم ازل ” مي فرمايد : از چهار پا هم كمترن (پائين ترن ) بلعم باعوراست ديگه . 400 سال نماز شب خونده ، اما مي گه از چهار پا هم پائين تره . چون معرفت نداره چون تواضع نداره . چون خود بينِه .

 معرفت داشتن توي زندگي خيلي مهمه . سعي كنيد از جووني با معرفت بار بيايد . همه بگن : آقا ! فلاني آدم با معرفتيه . زود مي گذره . گير نمي ده ، حرف رو حرف نمي ياره . مردِه ، ناموس پرسته . اينا همه اش علائمه معرفت داشتنِه .

 خدا رحمت كنه شهيد محمد صادق خزاعي رو . اين ديگه از الوات مشهد بود . اصلاً اهل هيئت و اين چيزا هم نبود . عرق خور بود ! اما بعدها جزء نيروهاي چمران شد و شهيد شد ! من با برادر ايشون خيلي رفيقم با هم صحبت مي كرديم ، خاطرات زيادي از ايشون نقل مي كرد ، اما يه جمله گفت كه باعث شد من پي ببرم به اينكه چرا اين عاقبت به خير شد و شهيد شد ؟ ضمن اينكه مادرش هم براي من تعريف مي كرد ، مي گفت من روي تمام بچه هام اثر وضعي اين مجالس رو ديدم . 3 تا از پسرهاش شهيد شدن . يه پسرشون هم كه استاد ما هستن . بچه هاي خيلي خوبي داره . اما اين محمد صادق ، روزاي آخر يه جمله نوشته بود ، نوشته بود :
 خدايا ! من همه جور گناهي كردم مگر يك گناه . به ناموس كسي نگاه نكردم . مرد بودم ! همين يك كار رو نكردم .
 ببينيد . همين يك گناه رو انجام ندادن ، دست انسان رو مي گيره . گناه ولو اين كه كم باشه ، آدم رو بيچاره مي كنه .
 كسي هست كه واقعاً حرفه ايه ولي اين يه گناه رو انجام نمي ده ، دستش رو مي گيرن ! اگه اون زمان ، ( زمان شاه لعنت الله عليه ) توي مشهد ، نگاه چپ به ناموسش مي كردن مي رفت سراغ محمد صادق ! ...
 مادرش ، بنده ي خدا تعريف مي كرد ، مي گفت : رفتم قصابي محل ، من رو زياد نمي شناخت ، ( مادرش خيلي ريز اندام بود ، اما محمد صادق ، نزديك 2 متر و خورده اي قدش بود . من يه عكس ازش دارم ، كنـار يه اسب ايستـاده ، دستش رو هم گذاشته روي گـردن اسب ! يعـني اينقـدر قدش بلند بوده !! يه آدم عجيبي بوده ) به مغازه دار گفتم : آقا فلان چيز رو مي خوام . گفت : نداريم ! برو بيرون آبجي ! و شروع كرد مسخره كردن .

 مي گفت برگشتم خونه ، بغض كردم و نشستم . صادق اومد گفت : چيه مامان ؟! گفتم : همه شهر به تو پناه مي يارن ، از ناموس مردم دفاع مي كني ، اما به مادر خودت توي قصابي تيكه مي ندازن !! گفته بود : كي؟! خلاصه نمي دونيد محمد صادق چكارش كرده بود ؟! كفه ترازو رو توي صورتش خورد كرده بود !!
 داشتن اين خصوصيت ( معرفت ) انسان رو نجات مي ده .

 4- رأفت . رئوف بودن . يعني چي ؟ يعني انسان نسبت به انسانهاي اطرافش و همين طور حيوونهاي اطرافش و موجودات جاندار اطرافش رئوف باشه .
 مرحوم آيت الله العظمي بهاء الديني مي فرمود : زمان رضا خان لعنت الله عليه يه روز رضا شاه اومد توي بازار زهر چشم بگيره . همينطوري 2 تا جوون رو از يه گوشه كشيد بيرون و گفت همين وسط بازار آتيش شون بزنين ! اصلاً نشناخته ، بدون پرونده و يا جرمي !! مرحوم حاج رضا بهاء الديني مي فرمودن كه من با خودم فكر كردم كه اينا چكار كردن كه اينجوري يه دفعه اين بلا سرشون اومد ؟ خلاصه رفتيم از خونواده و اينور و اونور تحقيق كرديم . بالاخره باباشون گفت امروز صبح اينها 2 تا گربه رو گرفتن بستن به درخت و آتيش زدن . چقدر بيرحم ؟!

 بعضي وقتها فكر مي كنم كه واقعاً ما اجازه داريم مورچه و سوسك و . . . رو بكشيم يا نه ؟ يعني ماها خيلي از ساير مخلوقات ارزشمون بيشتره كه همه بايد فداي ما بشن ؟ ما اجازه داريم پشه اي كه داره توي هوا مي پره رو بگيريم و بكشيم ؟ مي فرمايند : “ اقتلو الموذي قبل ان اوذي ”

 تا يه گربه مي بينه ، مي دوه دنبالش و با سنگ مي زندش . مشخصه چنين كاري ايراد داره . اينها اشكال فني هست . ظريف هم هست ولي با همين ها امام رضا (ع) نگات نمي كنه . بعضاً رحم مادر رو با همين چيزا مي سنجند . همين كسي كه وقتي يه گربه مي بينه ، تا تيكه پاره اش نكنه ولش نمي كنه . همين اگه اسلحه داشته باشه ، آدم هم مي كشه !به همين راحتي . آيا تفنگ بادي بر داشتن و گنجشك زدن ضروريه ؟ رأفت داشته باشيد حالا نه فقط نسبت به آدمها . من دارم خيلي بالاترش رو مي گم . انجام چنين كارهايي نتنها گناهه . زشت هم هست .

 رأفت نسبت به انسانها : اگه نسبت به فقري كه داري مي بيني ، ناراحت نشي و زجر نكشي ، كارت گير داره . امام رضا (ع) بهت محل نمي ذاره . اگه برادر و خواهرت در دام گناه افتاد و زجر نكشيدي ، كارت گير داره . امام رضا (ع) بهت محل
 مي ذاره . امام رضا (ع) رئوف اهل بيته . گفتيم در 14 معصوم ، فقط يه نفر ملقب به رئوف هست ، اون يكي هم امام رضاست . بايد دقت كنيد ! بعضي ها توي اتوبوس (‌توي سفر مشهد ) راه مي رن و به بچه ها سيخ مي زنن !! اين ديگه اشكال فني داره .
 آقا ! اين شوخي هايي كه مي كنيد ، اگه طرف اذيت بشه كه حق الناسه . طرف خوابيده ، مي يان يه پارچ آب مي پاشن روش !! يا از بچه هاي كادره ، از حرم اومده ، خسته است مي خواد تا نماز صبح يك ساعت و نيم بخوابه ، پنجاه نفر مي يان صداش مي زنن كه آقا ! شماره پلاكت چند ؟ انبردست داري ؟ و . . .
 حالا مثلاً نسبت به من خيلي احترام قائلند ، توي همين سفر قبلي ، يه روز خواستم بعد از نماز صبح يك ساعت بخوابم پنجاه نفر منو بيدار كردن ! اصلاً انگار قصد كرده بودن ما اذيت بشيم !

 دقت كنيد ! اگه با خودمون اين شوخي ها رو بكنن ، جنبه اش رو داريم ؟ يكي از درجات رأفت اينه كه از شوخي هامون كم كنيم . حالا تو هيكلت بزرگه يه مشت مي زني به طرف ، چند تا سكندري مي خوره ، تقصير اون كوچولو چيه ؟ شايد اون راضي نباشه .
 جشن پتو مي گيرن ، بدبخت رو به حال مرگ مي زنن ، بعد هم مي خندن !! دقت كنيد خنده خوبِه اما مطلب رو بگيريد ، شما كه اهل گناهان اون چناني نيستيد ، اينها رو هم رعايت كنيد . خدا رو من شاهد مي گيرم امام رضا (ع) رو اين مسائل ، دقت مي كنه .
 يه سري يكي از همين بچه كوچولو ها رو گرفته بودن ، مي خواستن بزنن توي كمرش ! من دستم رو آوردم جلو ، دستم داشت مي شكست . گفتم اگه اين ضربه ، به كمر اين بچه خورده بود كه بدبخت مي مُرد ! مطمئني راضيِه ؟
 مي ياد نشون مي ده ، مي بينم دستش كبود شده ! مي گم : چي شده ؟ مي گه : هيچي ! يكي از بچه ها گاز گرفته ! خُب غلط كرده . مگه حيوونه كه گاز مي گيره ؟

 اينها ظرائف كاره . اما امام رضا (ع) تحويل تون نمي گيره . شوخي نگيريد . توي مجلس يه حالتي بهش دست داده ، مثلاً غش كرده ، مي خواد كمكش كنه . همچين كمرش رو مي گيره كه انگار داره گوسفند بلند مي كنه! فكر هم مي كنه خيلي جديه . عزيز من ! شما زحمت نكشين . يه نفري كه نمي شه از كمر بلندش كني .

 رأفت نسبت به جامعه : شكمت سير بود حداقل براي گرسنه ها دل بسوزون . امنيت داري ؟ براي اونايي كه امنيت ندارن حداقل دلت بسوزه .
 پيامبر (ص) مي فرمايند : كسي كه بشنود مرد يا زن مسلمان داد مي زنِه : مردم ! كمكم كنيد و جوابش رو نده ، اصلاً مسلمون نيست . حرم امام رضا (ع) مي ياي چكار ؟

 چند روز پيش ، تلويزيون نشون مي داد توي تهران ، يه سوپور با ماشين تصادف كرده بود ، همكارش مي گفت من 45 دقيقه جلوي ماشين ها رو مي گرفتم كه بابا ! اين بدبخت رو به بيمارستان برسونين ! هيچ كس كمك نكرد تا مُرد !
 توي تهران ! مركز ايران اسلامي ، 45 دقيقه توي اتوبان يه نفر براي اين سوپور نگه نداشته بود تا مرد . واقعاً خدا خيلي محبت داره كه بلا نازل نمي كنه . همه مون جون مي ديم براي اينكه معرفتمون رو توي كاراي خيلي آسون نشون بديم . در عقب ماشينت خرابه ، باز مونده ، توي خيابون رد مي شي ، همه ماشين ها بوق مي زنن ! مي گي : چيه آقا ؟ مي گن : در عقبت بازه . آقا خيلي ممنون .

 تا در عقب رو نكني ، ول كن نيستن . آقا ! چقدر مردم ما خوبن ؟! اما همين ماشين بنزين تموم مي كنه ، 2 ساعت بايد كنار خيابون وايسي ، پيت رو تكون بدي !
 تو نيكي مي كن و در دجله انداز كه ايزد در بيابانت دهد باز
 ماها بايد رأفت داشته باشيم چون خودمون به رأفت نياز داريم .

 5 ـ صفت عاليه بعدي : زائر و غير زائر دقت كنند : مي فرمايند : “ قبورنا في قلوب المومنين ” قبرهاي ما در قلبهاي مومنان است . يعني اگه خواستي امام رضا (ع) رو زيارت كني ، دست بذار روي قلبت بگو : “ السلام عليك يا علي بن موسي الرضا (ع)” البته به شرطي كه مومن باشي .

 اين حضور فيزيكي اونجا فقط تأثير داره و ثواب بيشتري داره ولي اگه حقيقتاً مي خواي بياي و نمي توني ، مشكلي نداره از همين جا زيارت كن . اين خيلي مهمه . پس امشب همه با هم مي خوايم بريم زيارت امام رضا (ع) بعد هم مدينه . امشب يه كاري كنيم كه همينجا بريم پابوس امام رضا (ع) براي اونها كه بُعد مكان نداريم . توي استراليا باش ، اما دلت وصل باشه به امام رضا (ع) . امام رضا (ع) اونجاست . ببينيد امشب بايد محاسبه كنيد . اونايي كه فردا زائران بيشتر وقت دارن . شب توي خونه محاسبه كنن : محاسبه اول چه جوري ؟ مثلاً شما يه جايي مي ريد درس مي گيريد ، مي گن برو آقا 6 ماه ديگه بيا درست رو پس بده . ما هم يه سري درسها رو نوروز گرفتيم ، الان مي خوايم بريم پس بديم . خيلي هاش رو خراب كرديم . الان مي شه توي يك لحظه درستش كرد . يك لحظه ! محاسبه كنيم ، قولهايي كه اونجا داده بوديم ، كه اونها هم بخاطر خودمون بوده . چون حاجت مي خواستيم ، مجبور بوديم قول بديم .

 الان وضعيتت چه جوريه ؟ آيا از سفر قبلي بهتر شدي ؟ مي فرمايند : از شرايط قبولي زيارت زائر اينه كه بعد از زيارت بهتر شده باشه نه بدتر . بعضي از ماها مي يايم خيلي هم تغيير مي كنيم ، اما بعد از سفر اينقدر شيطون روي ما كار
 مي كنه و مايه مي ذاره كه از قبل سفر هم بدتر مي شيم . آقا ! شيطون مايه مي ذاره . هر چي توي سفر درآوردي ازت
 مي گيـره ، قبلي ها رو خراب مي كنه ، يه عالمه هم بهش اضافه مي كنه !!
 يعني عيد مي ره مشهد ، 2000 تا گناه داره ، سفر بعد كه مي خواد بره ، 10000 تا گناه داره ! محاسبه كنيد . اگه اينطوري شديم ، يه كاري بكنيم . تا جووني نگذشته . معلوم نيست عنايتي كه الان به جوون دارن ، بعد از جووني هم داشته باشن .
 در روايت داريم كه وقتي فرد به سن چهل سالگي مي رسه ، خداوند خطاب به فرشته ها مي فرمايد : من تا الان با اين بنده راه اومدم ، از اين به بعد ديگه ذره ذره و مثقال مثقال براش حساب كنيد . ديگه بخشش به خروار نيست !!

 خيلي هم نمونده ها . فكر نكن بيست سالته . به دو شماره اين بيست سال هم مي گذره و اصلاً نمي فهمي كه چطور گذشت ؟ همين پريروز داشتم فكر مي كردم كه بالاخره ما مي خوايم چكار كنيم ؟ منبر مي ريم ، اينور و اونور مي ريم . مي خوايم كجا رو بگيريم ؟ بعد ديدم اي واي ! يه زمان من توي آمالم چنين چيزي بود كه منبر برم و . . . و الان دارم حسرت مي خورم !
 خداوند در قرآن مي فرمايد : “ والعصر ، اِنَّ الانسان لفي خُسر ” . وقتي يه بزرگي يه چيزي مي گه همه گوش مي دن . اما وقتي اين بزرگ ، يه قسم مي خوره ، ديگه معلومه كه خيلي مهمه . بزرگترين چيزي كه نمي شه وصفش كرد ، داره قسم مي خوره : “ والعصر ” ( قسم به زمان ! ) كه چي ؟ “ ان الانسان لفي خسر .” انسانها همه در زيانكاري هستند . “ الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر ” همه اين سوره رو از بريم . اما چند بار روش فكر كرديم ؟

 يه كم از حسادتهامون كم كنيم . محاسبه دوم : چشم ، زبان ، گوش ، دست و پا و . . . “ يوم تشهد ارجلهم و السنتهم لما كسب ” روزي كه زبانها و پاها شهادت مي دن .
 اين چشم و زبان و گوش نه فقط روز قيامت كه توي حرم امام رضا (ع) هم شهادت مي دن . اما اينقدر امام رضا (ع) رئوفِه كه همين امشب ميشه راست و ريستش كرد . مخصوصاً كه امشب يه اسم خوبي هم مي خوايم بياريم.
 چند وقت پيش ، خدمت آقاي امجد بوديم ، ايشون مي گفتن به شيرازيها بگيد توي حرم كه مي يايد ، اسم فاطمه رو نياريد . همون شيراز تقاضا كنيد . آخرش هم بگيد : آقا ! جون مادرت و . . . بعد هم بيايد اينجا و امضا بگيريد .

 و صلي الله علي سيدنا محمد و آل محمد


کانال تلگرام رهپویان
 رضا حاجی پور: با سلام تهیت اینجانب مدتی است که صفات علیه را بشناسم و راه کسب آن را هم بدانم تا این مطالبی در این باره در سایت شما خواندم حال اطلاعات کاملی در این باره را می خواهم چگونه باید کسب کنم
چهارشنبه 28 مرداد 1394

  پاسخ :  با سلام. از سخنرانی آداب خوبان و تمام مباحث روابط اجتماعی در اسلام آقای انجوی میتونید استفاده کنید. سی دی کامل هر کدوم رو میتونید از صوت الحسین تهیه کنید.
32330969
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات