برنامه آينده
اطلاعیه جلسات رهپویان وصال در مشهد مقدس

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

سه شنبه 1 مردادماه - ساعت 7 صبح : بهشت رضا

چهارشنبه 2 مردادماه - ساعت 17 : حسینیه الزهرا

پنج شنبه 3 مردادماه - ساعت 17 : حسینیه الزهرا

پنج شنبه 3 مردادماه - ساعت 23:30 : حرم مطهر

رهپويان




چهارشنبه 17 خرداد 1391 نسخه چاپی
خلاصه سخنرانی | شرحی بر خطبه قاصعه «1»

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی نژاد
15 / 03 / 1391 -  شب دوم اعتکاف
موضوع : شرحی بر خطبه قاصعه امیرالمؤمنین (ع) - قسمت اول



خطبه قاصعه [ خطبه 192 ] یکی از طولانی ترین خطبه های امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه است و خیلی هم بار دارد.
قاصعه یعنی کوچک کننده، تحقیر کننده و خوار کننده.
شارحین نهج البلاغه گفته اند قاصعه أو قاتلة أو قاطعة. هم تحقیر کننده است، هم نفس را می کشد و هم قطع می کند ارتباط انسان را با شیطان.

قاعده ی عقلانی در منطق می گوید دفع ضرر محتمل، عقلانی است.
می فرمایند جای تعجب ندارد که مؤمن صبح شنبه بیدار شود و حواسش نباشد که ممکن است تا شب ترتیب دینش داده شود!
شیطان منتظر است از هرجا که شد، شما را زمین بزند.
جای تعجب ندارد که ما احتمال نمی دهیم کسی دنبال دزدیدن دین ما باشد ولی قرآن می فرماید شیطان از 6 جهت حمله می کند.

این خطبه راه های شیطانی شدن مؤمن را معرفی می کند و آقا امیرالمؤمنین (ع) خدعه های شیطان را در این خطبه از بین می برد.

+ و شیطان به جهت نوع خلقتش بر آدم فخر فروخت؛ خلقتنی من نار و خلقته من طین. و با تکیه بر اصل خود [ آتش از خاک بالاتر است ] دچار تعصب و غرور شد. پس شیطان دشمن خدا و پیشوای متعصبان و سرسلسله ی متکبران است.

امیرالمؤمنین، اصل ِ شیطان شدن شیطان را به علت غرور و تعصب می داند.

+ که اساس عصبیت را بنا نهاد و بر لباس کبریایی و عظمت خدا در افتاد، لباس بزرگی بر تن پوشید و پوشش تواضع و فروتنی را از تن به در آورد.
آیا نمی نگرید خدا بخاطر خود بزرگ بینی و تکبر، او را کوچک ساخت و به جهت بلند پروازی او را پست و خوار گردانید؛ پس در دنیا طرد و در قیامت در آتش است.

خداوند می توانست آدم را طوری خلق کند که ملائک هیچ مقاومتی برای تعظیم و سجده در مقابلش نکنند. ولی اتفاقا خداوند انسان را از خاک، بسیار ساده خلق کرد.
انسان غیر از عقلش، از نظر فیزیکی و جسمانی هیچ چیز برای فخرفروشی به سایر موجودات ندارد. زشت ترین مخلوق خدا از نظر فیزیک، انسان است!
ارزش بشر به عقلش است.
خداوند عمدا انسان را به این سادگی آفرید که فرشتگان و شیطان را از جهت تکبر و تواضع امتحان کند.
بلافاصله پس از اینکه آفرید، فرمان داد سجده کنید.
آن زمان که هنوز رفتارهایی که ملائکه را به تعجب وا دارد، رو نشده بود. هنوز امام حسینی قیام نکرده بود. هنوز هیچ هنری از این موجود دیده نشده بود. ولی تا آفرید گفت سجده کنید و فرمود انی اعلم ما لا تعلمون.

+ ای بندگان خدا، از دشمن خدا پرهیز کنید؛ مبادا شما را به بیماری خود مبتلا سازد و با ندای خود، شما را به حرکت در آورد. و با لشکرهای پیاده و سواره خود بر شما بتازد. به خدا سوگند، شیطان تیر خطرناکی برای شما در چله کمان گذارده و تا حد توان کشیده و از نزدیک ترین مکان، شما را هدف قرار داده.

هم تیر خطرناک است، هم قدرت پرتاب زیاد است و هم فاصله با شیطان آنقدر کم است که تیر به خطا نمی رود.

+ و خطاب به خدا گفت : خدایا به سبب آنکه مرا دور کردی، دنیا را در چشمشان جلوه خواهم داد و گمراهشان خواهم کرد.

اولین بنای کبر این است که دنیا در چشم آدم ها بزرگ می شود.

چرا تکبر؟ چرا اینهمه اختلافات؟
نفس ما، ما را متکبر کرده، چون دنیا را مهم فرض کردیم.
دنیا فرصتی است برای خوب گذشتن، نه فرصتی برای محکم ماندن! که نمی شود محکم ماند.
امیرالمؤمنین در جایی فرمود بنایی که در دنیا می سازید، بنای بر آب است. و در جای دیگر فرمود خانه ای که در دنیا می سازید، در مسیل (محل سیل) است.
شیطان دنیا را در چشم ما بزرگ و مهم جلوه می دهد.
اگر کسی در دنیا هم قوی شد و هم متقی ماند، شک نکنید دنیا در چشمش کوچک است.
با این دیدگاه، وقتی به آقا پیشنهاد خلافت می دهند، می فرماید خلافت، بار است.

از دنیای کوچکتان شروع کنید؛ صبر نکنید بزرگ شوید بعد شروع کنید به مبارزه با نفس. وقتی بزرگ شدی نفست هم با تو بزرگ شده و حالا او شروع به مبارزه با تو می کند!

آقا امیرالمؤمنین فرمود در عمرم به هیچ کس خدمت نکردم و فقط به خودم خدمت کردم که خدا در قرآن فرمود: إن احسنتم احسنتم لانفسکم.

هرجا و در هر موقعیتی هستی، اگر دنیا برایت کوچک نباشد، یقینا به کبر دچار می شوی.
دلیل تکبر مردم این است که برای دنیا شأنیت قائلند. فلذا فرصت برای خدمت را به فرصت برای قدرت تعبیر می کنند، فرصت بزرگ شدن در دنیایی که اصلا جایی برای بزرگ شدن نیست!

+ اما تیری در تاریکی ها؛
و سنگی بدون نشانه روی رها ساخت، گرچه فرزندان خودپسندی و برادران تعصب و خودخواهی و سواران مرکب جهالت و خودپرستی، شیطان را تایید کردند.

منیت ها. امام (ره) فرمود هرچه می کشیم از این "من" است.
در این مواقع علی (ع) یاد قیامت می کرد و به دنبال رفتاری بود که آنجا به دردش بخورد.
منشأ همه اختلافات همین است. تا اسم "من" وسط می آید، یعنی کبر، یعنی ورود شیطان. ضمیمه ی "من" خود شیطان علیه اللعنة است.

اگر گناه داشته باشی اما کبر و منیت نداشته باشی، باری داری که به سرعت با توبه پاک می شود، چون شیطان ضمیمه ات نیست. اما اگر بالاترین عبادت های عالم را داشته باشی، و به قول روایت، عبادت جن و انس را با خودت ببری، اگر به اندازه ی یک ارزن منیت داشته باشد - یعنی خود ِ شیطان -  ذره ای ارزش ندارد.

مراقب باشید.
چطور از دام شیطان خلاص شویم؟
آقا امیرالمؤمینن فرمود شیطان تنها یک راه برای ورود دارد، وقتی وارد شد همه ی گناه های دیگر هم پشت سرش می آید ؛ اینکه دنیا را در چشمت جلوه بدهد و منیت را در وجودت بیدار کند.
این راه را ببند، راه بقیه اش هم بسته می شود.
ما بالاخره به برکت امام حسین با نفس کنار می آئیم و عاقبت بخیر می شویم؛ بشرط اینکه فقط نفس باشد، نه شیطان.

2. طمع

+ افراد سرکش شما تسلیم شیطان شدند و طمع ورزی او در شما کارگر افتاد.

برخی طمع را گناه حساب نمی کنند!
در طمع را ببندید. انسان های شاکر آنقدر مشغول شکر نعمت هایی که دارند هستند، که فرصت نمی کنند برای بقیه نعمت ها طمع کنند.
طمع مال کسی است که نسبت به خدا احساس طلبکاری می کند.

+ این حقیقت بر همه آشکار گردید و حکومت شیطان بر شما استوار شد و با لشگر خویش بر شما یورش برد و شما را به ذلت سقوط کشانید و شما را به مرز کشتار و خونریزی رسانید و شما را به فرو کردن نیزه در چشم ها، بریدن گلوها، کوبیدن مغزها، پایمال کرد تا شما را به آتش ابدی بکشاند که مهیا شده است.
تاج تواضع و فروتنی را بر سر بنهید. حلقه های خود بزرگ بینی را را از گردن باز کنید.

از مقابل خدا شروع کنید تا برسد به بنده های خدا.
یکی حُب جسم دارد [جمال] ، یکی حُب کمال دارد. یکی حُب نَسَب و خاندان دارد. این ها حلقه های تکبر است. یکی یکی این حُب ها را باز کن.

+ شیطان از هر گروهی لشکریان و یاران پیاده و سواره دارد و شما همانند قابیل نباشید که بر برادرش تکبر کرد. خداوند او را برتری نداد، خویشتن را بزرگ می پنداشت و حسادت او را به دشمنی وا داشت.
تعصب، آتش کینه را در دلش شعله ور کرد و شیطان باد کبر و غرور در دماغش دمید و سرانجام پشیمان شد. و خداوند گناه قاتلان را تا روز قیامت بر گردن او نهاد.

+ آگاه باشید ؛ زنهار زنهار از پیروی و فرمانبرداری سران و بزرگان‌تان. آنان که به اصل و حسَب و نسب خود می نازند و خود را بالاتر از آنچه هستند، می پندارند.

اگر متکبر نیستی، زیر یوغ متکبر هم حرکت نکن.

+ خود را بالاتر از آنچه هستند می پندارند و کارهای نادرست خود را به خدا نسبت می دهند.

در اینجا منظور حضرت امیر (ع) به حکومت دینی است.
به قول مرحوم شهید بهشتی، اشکال از اسلام نیست، از مسلمانی کردن ماست.
برخی مردم بی ظرفیت، نمی توانند بین رفتار مسلمین و قوانین اسلام خط تمایز بکشند.
 لذا رفتار مسلمانان حاکم در جامعه، به پای اسلام نوشته می شود.

+ نعمت های گسترده خدا را انکار می کنند تا با خواسته های پروردگار مخالفت کنند و نعمت های او را نادیده انگارند. آنان شالوده های تعصب جاهلی و ستون های فتنه و شمشیرهای تفاخر جاهلیت هستند.

منیت کی ایجاد می شود؟ وقتی از منیت های کوچک مراقبت نکنی؛ در مقابل فرزند، پدر و مادر، همسایه و .. . الزاما منیت برای رئیس جمهور نیست! در موارد کوچک و معمولی زندگی منیت خود را کنترل کنید. اگر کنترل نکنی و بالا برود، دیگر نمی شود جمعش کرد.

محبت :
علاقه و دوست داشتن ارتباط با خدا.
اگر بدون علاقه نماز شب بخوانی، خیلی زود می رود. اما اگر واقعا دوست داشته باشی بخوانی، ولی موفق نشدی، در پرونده ات ثبت می شود. این معنی محبت است.
وقتی می گوییم یا لیتنا کنا معکم .. دوست داشتیم در کربلا می بودیم و کشته می شدیم، حرف از محبت است.


+ دانلود صوت سخنرانی


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات