برنامه آينده
ماه مبارک رمضان

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

موضوع سخنرانی :
شب های جمعه : شرح نامه به مالک
شب های قدر : خدا نزدیک است!؟

شب های قدر :
با نوای دکتر کریم عبدالملکی

شب های جمعه و شب 27 ماه مبارک، ساعت23:30، حرم مطهر شاهچراغ(ع)

شب های قدر، ساعت 22، باغ جنت

رهپويان




یکشنبه 29 اسفند 1389 نسخه چاپی
باورم نمی‌شود ...
حالا باورم نمی شود میان این سیل جمعیت حرمت، دارم این سو و آن سو می روم

تمام تلاشم را کرده بودم تا تعداد مهرهایی که روی کارتم می خورد اینقدر زیاد باشد که همان روز اول اسم نویسی بروم ثبت نام کنم و خلاص. بعد درست دو ماه قبل از این سفر کارتم گم شد و من ماندم و کاسه ی چه کنم چه کنمی  که توی دستم بود. مطمئن بودم کسی حرفم را باور نمی کند دوباره کارت گرفتم ولی تعداد 8 مهر کجا و سفر مشهد با کانون کجا. با دو دلی توی قرعه کشی ثبت نام کردم و وقتی اسمم را خواندند ماتم برد از اینکه میان این همه آدم اسم من در آمده بود.
من می توانستم بیایم و حالا پیش خودت هستم و دارم صاف صاف توی صحن ها راه می روم.
حالا باورم نمی شود میان این سیل جمعیت حرمت، دارم این سو و آن سو می روم. صبح روز اول که آمدم پیشت طرف های اذان صبح بود و من بوی حرم را شنیدم دلم تاب نمی آورد. اشک می ریختم.
به یاد آخرین سفرم افتادم که چه قول هایی داده بودم. به یاد اعتکاف و شب های قدر که دوباره و دوباره قول داده بودم، حرفی برای گفتن نداشتم جز مشتی شرمندگی و سر افکندگی چیزی در چنته نداشتم که رو کنم. همین طور هوای سحر حرم را که عجیب عطر دل انگیزی داشت را می چشیدم و اشک هایم می ریخت کف دستهای خالیم. خادم حرم نگاهم می کرد نمی دانست چرا وارد نمی شوم. نمی دانست فلج شده ام از گناه و حالا مثل همیشه منتظر دستان آقا هستم.
اذن دخول می خوانم و وارد حرم می شوم یادش بخیر سالها قبل برایمان گفته بودند وارد حرم نشوید تا اذن دخول بخوانید و حتما گریه کنید اگر اشکتان نیامد ایرادی ندارد اینقدر مداومت کنید به خواندن تا حتی اگر شده به اندازه ی کمی چشمتان خیس شود. وقتی چشمتان خیس شد بدانید که آقا اجازتان داده. اجازه ی ورود به خانه اش را. فکر می کنم می خواهم و راه می روم فکر می کنم و خجالت می کشم برای سال جدیدم برنامه ها دارم نمی خواهم خرابش کنم. راه می روم راه می روم اصلاً از قدیم گفته اند رفتن رسیدن است حالا کج رفته ام ولی در راه برگشتم آقا نگاهم کن ببین دفترچه ام را. آمده ام قول هایم را تویش بنویسم پایش را امضاء کنم ببینی اینبار مثل 2000000 بار قبلی نیست.
حتماً هنوز از من ناامید نشده ای. چه حرف هایی می زنم  نصف شبی. خب پس چرا در این همه محالات راهم دادی. نمی دانم چطور شد که آمدم همه چیز مثل یک چشم بر هم زدن بود و حالا همین فردا وقت تحویل شدن دل من است پیش تو.دستم را بگیر

کانال تلگرام رهپویان
 ظهور: سلام.امیدوارم امام رضا(ع) همه مارو ببخشه و بتونیم خالصانه با خوبیامون خادمشون باشیم
جمعه 17 تیر 1390
 afsari: عالی بود
یکشنبه 1 خرداد 1390
 منصور: مدتي است كم كرده ام راه را .دعا كنيد برگردم
پنجشنبه 25 فروردین 1390
 آبشار: سلام . عالی بود . اجرتون با امام رضا (ع)
جمعه 5 فروردین 1390
 Konkuri: Khandam va ashk rikhtam. Eltemesan eltemase doa
دوشنبه 1 فروردین 1390
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات