برنامه آينده
شنبه های پاک


سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

موضوع سخنرانی :
جنگ روانی

مداح :
کربلایی سید امیر حسینی


 شنبه 4  آبان  ماه ، همراه با نماز مغرب و عشاء
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهداء

رهپويان




جمعه 25 اسفند 1391 نسخه چاپی
متن سخنرانی | عشق به امام «1»


 یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام انجوی نژاد
موضوع : عشق به امام «قسمت اول»
زمان : 01 / 08 / 1389


  
بحثي رو که در نظر گرفتيم ، بحث عشق به امام  هست . خيلي جاي بحث داره ، چون بعضاً برادرها و خواهرها در ميان انواع و اقسام عشق قاطي مي کنن که با امام بايد چگونه عشق بازي و عشق ورزي کرد . 
در مقدمه هم اينکه همه ادعاي عشق به امام  رو دارن ، اما امشب اون عشقي که امام  عاشق ماست و بناست ما معشوق امام  باشيم که به عشق امام  جواب بديم ، رو بررسي مي کنيم . 
من خيلي گشتم تا ببينم کجا عشق رو از اين منظر تقسيم بندي کردن که به عشق امام برسه . چون قبلاً توي بحثهاي مختلف ، مخصوصاً مکتب عشق ، عشق رو بررسي کرديم و به اين نتيجه رسيديم که عشق يا مجازيه يا حقيقي . عشق مجازي يعني [عشق] به مخلوقات و ماديات . عشق حقيقي يعني عشق به خدا .
اين وسط امام بلاتکليف موند . عشق به امام  ، عشق حقيقيه يا مجازي ؟

مرحوم حاج ملا اکبر نهاوندي يه کتاب خيلي مغلقِ پيچيده خيلي عجيب و غريبي در باب عشق داره . يه قسمتهاييش تحت عنوان عبهرالعاشقين چاپ شده . 
يه زماني من اين کتاب رو مطالعه کردم و مي خواستم براي [بحث] مکتب عشق از توش [مطلب] در بيارم ، از 350 صفحه ، 2 پاراگرافش به دردم خورد .
وقتي دوباره فکر کردم فهميدم اين فصل کمبود بحث عشق ما رو ، يعني عشق به امام رو جبران مي کنه .
اين فصل عربي ، سخت و يه مقداري فوق عرفاني بود ، منبري گفتنش يه مقداري سخته ، ولي سعيم رو مي کنم .
اولين تقسيم بندي اينه که لوازم عشق رو معرفي مي کنند .
لوازم يعني ملزوماتي که يه عشق شکل بگيره .

شاخصه هاي محبت و عشق : يعني چيزهايي که عشق رو تشکيل ميده .
1- متعلق
چيزي که ما مي خوايم بهش محبت کنيم . توي مثال امشب ما يعني امام  !
2- منشاء و محرک دروني اين عشق 
يعني ما به چه دليل از درونمون عاشق اين مي شيم . توي مثالها شاخصه ها براتون مشخص مي شه که بايد با کدوم قسمت وجودم به امام عشق بورزم ؟ عقلم ، قلبم ، غريزه ام ، هوشم ، فکرم ؟!
کدام قسمت از بدن براي رسيدن به اين عشق تحريک مي شه ؟!
3- محل ، رتبه و منشاءش کجاست ؟
کدام قسمت از نفس ، بدن من رو به اين سمت حرکت ميده ؟
4- رابطه ما و محبوب چيه ؟
اين رو تعريف مي کنه .
5- نوع غالب محبين اين محبوب کيا هستن ؟
يعني معمولاً چه افرادي اين مدل عشق رو دارن ؟!
6- کيفيت [اين عشق]
يعني دوام يا زوال [عشق] . هميشه مي مونه ، موقتيه ، دائميه ، زود مياد زود ميره ، زود مياد دير مي ره ، دير مياد دير ميره . يا دير مياد نمي ره .

انواع عشق :

اولين نوع عشق - عشق طبيعيِ حيوانيِ شهواني
يعني عشقي که توي طبع حيواني ما و از منشاء شهواته .  شهوات به صورت عام ، مثلاً عشق به خوراک .
1- متعلقش چيه ؟ انواع لذتها .
ما به انواع لذتها به دليل عشق حيوانيِ طبيعي ( يعني نمي تونيم ردش کنيم ) و غريزي شهواني علاقه داريم .
مثل مأکولات يعني خوردني ها ، مکونات و مشروبات ( نوشيدنيها ) . اينها چيزهايي است که انسان از اين منشاء به سمتش مي ره .                                                                                     
2- منشاءش چيه ؟ غريزه .
غريزه يعني چيزي که توي طبع تو قرار داده شده .
[کسي که] مي گه خدا لعنت کنه هرکس غريزه داره .... بابا ! [غريزه] توي طبع ملته ، نمي شه لعنتش کرد .
هيچ وقت نگفتن دفع غرايز ، گفتن کنترل غرايز .
3- کدوم قسمت از نفس اينو حرکت ميده ؟ نفس اماره . نفسي که براي رسيدن به دنيا حرکتش ميده . نفس اماره هم بايد کنترل بشه .
4- محبوب رو براي چي مي خوايم ؟ براي لذت بردن .
آدم چيزهايي که لذت مي بره رو براي لذت بردن دوست داره . 
وقتي شما از يه غذا لذت مي بري [دوست داري] بخوريش . نه اينکه لذت ببري از اينکه قابش کني و نگاهش کني . نه ديگه ، اين براي خوردنه .
ما براي لذت بردن ، چيزهاي لذت بخش رو دوست داريم .
5- غالب محبين ، بيشتر کسانيکه از اين عشق استفاده مي کنن چه مردمي هستن ؟ غالب مردم .
غالب مردم اسم لذت بردنشون از محبوب رو عشق ميذارن .

مثال خيلي جسمي : بنده به ميکروفن علاقه دارم .
1- از چه مدله ؟ دارم ازش لذت مي برم و استفاده مي کنم . اين نباشه ، صداي من بزرگ نمي شه که همه بشنون .
2- منشاءش چيه ؟ صدا 
ـ صدا رو کي تعريف مي کنه ؟ نفس
ـ اگه از بدي ازش استفاده کنم ، نفس اماره . اگه از خوبي استفاده کنم ، نفس الهيه .
3- براي چي دوستش دارم ؟ اگه خراب بشه هم دوستش دارم ؟ نه ، براي اين دوستش دارم که داره صداي منو تقويت مي کنه .
4- غالب محبين ميکروفن کيا هستن ؟ منبريها . هرکسي که دوست داره صداش بيشتر بشه .
شايد تو هم مستمعمي نداشته باشي ، توي خونه دستگاه رو وصل کني براي خودت بخوني .
کسانيکه از پر قدرت شدن صداي خودشون لذت مي برن .

5- عشق به اين سريع مياد يا دير مياد ؟ سريع مياد . 
عشق به لذتهاي دنيا سريع مياد . مثلاً تو تا يه کيکي مي خوري ، سريع مي گي خوشمزه است .
نمي شه بگي بايد با اين کيکِ شش ماه محرم باشم ، توي يه اتاق زندگي کنيم ، بعد از يه مدتي ببينم اين به درد من مي خوره يا نه ؟! نه ، گاز رو مي‌زني ، مي‌گي خوبه .
6- تا کي مي مونه ؟! تا وقتي بهش نياز دارم .
نياز من به اين برطرف شد ، ايشون دستمال کاغذي هستن ، پاک کرد ، ميندازمش بيرون .

سؤال مهم آخر : آيا نوع عشق برخي از ما به امام اينه يا نه ؟!
کسي که امام رو براي رسيدن به حاجاتش مي خواد همونه . عشق حيواني طبيعي غريزي شهواني . بعد روز قيامت پرونده اش رو ميارن ، مي گن ايشون به امامش عشق حيواني داشته .
ـ براي چي ؟ براي اينکه اگه به امامش مي گفت فلان چيز رو بده و ميداد ، مي گفت بارک الله ، بازم دوستش دارم .
ـ تا کي ؟ تا وقتي امام  بهش سرويس بده ؛ و اگه امام  سرويس نمي داد ،
مي گفت مدتيه مشهد نمي رم ، قهر کردم !
ـ چقدر در ارتباط با امام  تعداد مردمان پست بالاست و خودشون هم خبر ندارن چقدر پستند .
اينها توي نوع اول از شش نوع [عشقي] که مرحوم نهاوندي مطرح مي‌کنه گير کردن، عشق به امام  رو همين جا تعريف کردن . 

اين عشق سريع مياد . ميگه : حضرت عباس  اونور کوچه شفا ميده . [يهو] کانون خالي مي شه ، يه کله همه ريختن اونور . سريع مياد !
بعد هم تا ديدن شفا نميده ، سريع حضرت عباس  و شفاخانه اش فراموش ميشن .
عشق به لذات دنيا سريع مياد و سريع مي ره .
اگه شما مي خوايد توي روابط زناشويي ترجمه اش کنيد يا مصاديق ديگه اي براش پيدا کنيد ، بحث من ، امشب اين نيست . بحث من کشف نوع عشق به امامه .
پس به اين نتيجه رسيديم که عشق اولي به امام ، کار مردمان پسته . پس عشق حقيقي به امام اين نيست .

دومين نوع عشق - عشق طبيعيِ نفسانيِ انسانيِ خلقتي
1- متعلق عشق و امر مورد محبت ؟ زيبايي ظاهري با قطع نظر از هر چيز ديگه ، مِن جمله شهوت .
دريا قشنگه ، جنگل قشنگه ، تابلوي زيبا قشنگه ، يه رنگي قشنگه ، صورت زيبا قشنگه ، انسان زيبا قشنگه ، جسم جسيم قشنگه ، کوه با عظمتش قشنگه ، کوير با همه خشکي و گرماش قشنگه ، هزاران زيبايي ظاهري داريم .
2- به چه دليل به سمتش مي ره ؟ منشاءش چيه ؟ گفتيم خلقتيه . منشاءش زيباپسندي انسانه .
حيوانات زياد زيباپسند نيستن . يعني ما کمتر حيواني رو مي‌بينيم که زيباپسند باشه. مثلاً يه گوزني مي خواد يه جايي خونه بسازه با خانمش مشورت کنه که منظر اينجا چطوره ؟ توي حيوانات از اين چيزها نداريم ، گرچه حيوانات زيباترين مخلوقات رو دارن . خونه مي سازه ...
مثلاً اگه به تار عنکبوت دقت کنيد ، اوج هارموني ، زيبايي و ظرافته . ولي جناب عنکبوت از منشاء زيباپسندي نرفته دانشگاه ، دکتراي عمران و معماري بگيره ، بعد بر طبق اون هارموني [خونه اش رو] بسازه . توي غريزه اشه .

گفتيم اولين و آخرين عشق حيوانات ، عشق طبيعي حيواني است . تموم شد !
زيباپسندي مال انسانه .
ظاهر زيبا براي انسان گيرايي داره . بلافاصله عشق به ظاهر زيبا ايجاد مي شه .
3- دليل اينکه اين منشاء تحريک مي شه چيه ؟ به چه دليل زيبايي رو مي پسنديم ؟! به دليل عقل . قوه عاقله يا نفس عاقله . يعني عقل ماست که تشخيص ميده .
لذا براي برخي از ماها يه چيزي زيباست ، براي برخي زيبا نيست .
چرا ؟ چون عقل ما با هم متفاوته . لذا مي گن زيبايي نسبيه .
مثلاً کسي که در کوير بزرگ شده ، عقلش زيبايي خاصي رو در کوير نمي بينه ، [زيبايي رو] در جنگل مي بينه ، چون جديده .
يا برعکس ، کسي که به کوير خو گرفته ، دلش با کوير خوشه ، نمي توني جنگل رو بهش قالب کني .
زيباپسندي انساني ، ذاتي و خلقتيه ، ولي بر مبناي عقل ماست .
توي مباحث زناشويي و ازدواج مي گن علف بايد به دهن بزي شيرين بياد .
پس زيباپسندي با قوه عاقله است ، يعني درک کنه .
4- به چه دليل به اين زيبا عشق مي ورزيم ؟ به خاطر زيباييش .
دليل رابطة ما زيبايي طرفه . حالا مي خواد دريا باشه ، جنگل باشه ، آدم باشه ، حيوان باشه ، خونه باشه ، ماشين باشه .
دليلش زيبايي اين در چشم ماست .
5- غالب محبيني که عشقهاشون زيباپسنديه کيا هستند ؟! همه . هرکي عقل داره بايد زيباپسند باشه .
اگه کسي زيبايي رو نمي پسنده ، عقل نداره . پس نمي‌شه به اين بگيم مردمان پست . درجه عشق اومد بالاتر ، همه زيباپسندند .
6- به سرعت مياد يا به کندي ؟ به سرعت . تا مي بيني مي پسندي .
چقدر مي مونه ؟ تا زده شدن شما از اين زيبايي ، يا ديدن زيبايي بالاتر .

به سرعت مياد و دقيقاً هم به سرعت يا کندي يا به مقدار تنوع طلبي تو زائل مي شه .
قربون قشنگي گنبد امام رضا  . اين ميشه زيباپسندي .
عشق تو به گنبد امام رضا  ، يا به چشمان قهوه اي کمرنگ امام رضا  ، يا به قامت رشيد اباالفضل العباس  ، يا به پر تواني بازوي اميرالمؤمنين  ، يا به اندام رشيد علي اکبر  اشکالي نداره ، ولي اسمش عشق به امام  نيست . اسمش زيباپسنديه . حتي زيبايي عدالت علي  !
ـ آقا عاشق بيان اميرالمؤمنينم . ـ ظاهريه . 
پس عشق ، محبت اين مدلي ما به امام اشکال نداره ، اما عشق به امام اين نيست .

سومين نوع عشق - عشق روحاني انساني
1- متعلق عشق چيه ؟ خود زيبايي ، منتها اين سري معنوي . زيبايي معنوي .
مثل کرامت ، عاشق فلاني هستي چون کريمه .
مثل شجاعت ، عاشق فلاني هستي چون شجاعه .
مثل نورانيت و روحانيت ، عاشقش هستي چون روحاني و نورانيه .
مثل ايثار ، شما عاشق شهدايي هستي که زماني براي تو ايثار کردن و رفتن . حتي اسمشون رو هم نشنيدي ، اما به محض اينکه اسم شهدا مياد براي کل شهدا با معرفت صلوات مي فرستيد .
2- منشاء اين عشق چيه ؟ محبت شما به کمال . چون شما دوست  داري بالا بري . روحانيت تو رو بالا مي بره ، ايثار به تو درس ميده ، نورانيت تو رو متحول مي کنه و باعث مي شه توبه کني .
وقتي وارد حرم علي بن موسي الرضا  مي‌شي ، روحانيت حرم تو رو ترقي ميده. نماز خوندن تو کنار قبر علي بن موسي الرضا  برات کمال مياره .
نگاه کردن تو به زندگي امام رضا  براي تو کمال مياره . لذا عاشق زندگي امام رضا  هستي .
3- کدام قسمت از نفس ما رو به اين سمت مي بره ؟ نفس مطمئنه ، کسي که مي‌خواد تو رو به درجه اطمينان و آرامش برسونه .
4- براي چي محبوب رو مي خواي و عاشقشي ؟ براي چه با اين ديدگاه عاشقانه ، عاشق امامي ؟ براي اينکه تو رو به کمال مي رسونه .
لذا اگه امام  نخواد تو رو به کمال برسونه ، مثل حديث عنوان بصري که رفت خدمت امام صادق   و  گفت : آقا  براي من توحيد و معارف رو باز کنيد .
امام  فرمودند : برو ، نمي خوام بگم . اصلاً بنده حال ندارم با تو حرف بزنم .
امام  فرمودند : تا حالا هرجا ياد مي گرفتي ، برو همون جا ياد بگير .
اگه عشق عنوان بصري به امام  از اين مدل عشق بود ، مي رفت و پاي درس دشمنان شيعه مي نشست . 
عشقش از اين نوع عشق نبود که امام  بگه من نمي خوام تو رو به کمال برسونم . 
شما مي خواي بري توي حرم امام رضا  يه نمازي بخوني که به دلت بشينه ، اما به دلت نمي شينه .
شما مي گي مي خوام برم [حرم] يه توبه توپ کنم ، مي ري اونجا يه بساط گناه توپ برات پيدا مي شه .
الان چيکار مي کني ؟ امامت رو رها مي کني ؟
من دارم توي ذهن شما يه علامت تعجبي مي بينم ، چون فکر مي کنيد عشق به امام همين قدمه . عشق به روحانيت و کمال .
آيا بايد اينگونه به امام  شيعه برسي ؟ يعني ما امامانمون رو براي اين مي خوايم که ما رو به کمال برسونن ؟
امامان ما ، در رده بالاترشون خدا ، اينگونه عاشقانه صحبت مي کردن که آقا اميرالمؤمنين  در [مناجات] شعبانيه فرمود : " وَ إِن أَدْخَلْتَنِي النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّي أُحِبُّكَ " يعني کمال که هيچي ، اگه منو بندازي توي آتيش ، اونجا هم مي گم عاشقتم .
ما امام  رو مي خوايم که شب اول قبر دستمون رو بگيره و ما رو به بهشت برسونه و اسمش رو عشق به امام گذاشتيم ؟ نه ، اسم اين عشق به کماله .
و لذا اگه يه وقتي امام  صلاح ندونست تو رو به اون درجه از معنويت برسونه ....
مي گه : به امام رضا  گفتم قربونت برم مگه من از تو دنيا مي خوام ، مگه از تو زن و زول مي خوام ، مگه از تو شوهر مي خوام ، مگه از تو مقام مي خوام ، مگه پول مي خوام ؟!!!!! به من توفيق ترک گناه بده . همين رو هم آقا  نميده .
داره گله مي کنه .
اومدم به آقا  گفتم يه کاري کن که من از نمازم لذت ببرم ، آقا  همين رو هم نميده ، اينجا داري نسبت به امامت گله مي کني .
مي گه : رفتم گفتم آدمم کن . ـ دنيا خواستم ؟!
طلبکار هم شده ، اخمهاش رو هم کرده توي هم ، صداش هم واسه من کلفت کرده ، مي گه به امام رضا  گفتم مثل اين دنياپرستان دنيا نمي خوام ... 
ميلاد امام رضا  دو ميليون و نيم زائر اومده بودن مشهد ، جاتون خالي کيپ تا کيپ زائر بود .
مي گه : اين همه جمعيت اومدن ، همه چيز مي خوان ، من اومدم که آدمم کني . اصلاً بعد از زيارت هيچ فرقي نکردم . براي اينکه امام  اومده درجه عاشقيت رو مشخص کنه ، عاشق نيستي ، تو هنوز هم گير خودتي .
کمال به من بده .
پس معنويت خواهيهاي طلبکارانة خودتون رو از امام  ، باعث نزول خودتون در مرتبه و رتبه هاي عاشقي بپنداريد .
5- غالب محبين اين گروه کيا هستن ؟ خواص . 
چند درصد از مردم مي رن خدمت امام  و مي گن ما رو به معنويت برسون ؟!!  [غالب محبين] خواص هستن .
6- ميل شما به کمال که از امام  کمال بگيريد سريع مياد يا دير مياد ؟ سريع مياد.
ـ در ارتباط با امام  ميل به کمال سريع مي ره ، دائميه ، نمي ره ، کند مي ره ؟
يه بار رفتي نداد ، دو بار رفتي نداد ، يه سال ، دو سال .... مي دونيد دليل اينکه اغلب بالاي 25 سال مي ريزن چيه ؟ الحمدلله جلسه ، جلسه ايه که اغلب نوجواني رو پشت سر گذاشتن .
من هيجانات نوجواني رو دو زار قبول ندارم . ضمن احترام من اين هيجانات عابدانة عاشقانه رو قبول ندارم ، بايد بمونن تا ميانساليشون رو ببينيم .
صد بار هم گفتم اشکها و گريه هاي نوجوانان از من دلربايي نمي کنه . خيلي خوبه ، ولي دعا مي کنم بمونه .
15 مياد ، 17 ، 18 ، 19 ، 20 ، 21 ، يواش يواش با دنيا آشنا مي شه ، 22 ، حب دنيا مياد ، 23 ، آقا برو خودت رو مسخره کردي .
يعني اگه به کمال نرسن که معمولاً هم به اين سادگي نمي رسن ، عشق به کمال به کندي زائل مي شه .
بذاريد با کمال شجاعت آخر اين داستان رو بگم : اين آدم بعد از 25 سالگي به يه جانوري تبديل مي شه که اي کاش هيچوقت پاشو توي جلسات اهل بيت  نذاشته بود .
براي اينکه بهش نگفتن تو عاشق نيستي ، اين اشکها محبته .
چون همه چيز رو مزه کرده ، به يه اعجوبه اي تبديل مي شه . مثلاً تو دستش رو
مي گيري مي گي امشب بيا بريم کانون ، مي گه من 5 سال کانون بودم . 
ـ آقا جور شده بريم حرم امام رضا  . ـ مي گه سالي سه بار رفتم . برو آقا مسخره کردي .
ـ بريم کربلا ؟ از قبل از آزاد شدن کربلا قاچاقي مي رفتم ، تا بعد از آزاد شدنش سالي دو بار رفتم .
ـ بريم مکه ؟ 15 تا حج عمره رفتم .
ـ اينو مي خواي چيکار کني ؟ و اگه امام زمان (عج) رو نشونش بدي شمشير
مي کشه .
مراقب باشيد ، در اين رده از عشق متوقف شدن هم بسيار بسيار خطرناکه . ضمن اينکه يکي از مراتب عشق به امامه .
شايد يه عده اي توي اين پله باشن . خيلي خوبه ، بايد بري بالا ، ترقي و رشد کني .
امام  رو براي معنويت داشتن خودمون نمي خوايم . ما امام رو براي اينکه سايه سرمون باشه نمي خوايم . ما امامي رو مي خوايم که زير قدمهاش باشيم ، والسلام . 
به قول مرحوم نهاوندي سريع الانتقال و بطيء الزوال است . سريع مياد ، اگه روش کار نکني آرام آرام از بين مي ره .

چهارمين نوع عشق - عشق عقلاني
تازه رسيديم به عشق عقلاني ، يعني تا الان عشقها يه التهابات احساسي بوده .
1- متعلق عشق ؟ کمال و حسن معنويِ محبوب . محبوب کمال داره ، نه اينکه برم ازش کمال بگيرم .
امام رضا  و امام  در اوج کمال قرار داره .
2- منشاءش چيه ؟ علاقه اي که ما به کمال داريم . ما به خود کمال علاقه داريم ، امام  منشاء کماله . 
3- کدوم قسمت از وجود ما ، ما رو به اين سمت مي بره ؟ عقل ما که گفته بايد به کمال عشق بورزي و قلب ما که محبت کمال درش موج مي زنه .
4- دليل اين عشق ورزي چيه ؟ رسيدن به خير .
دليل ارتباط ما به امام  ، رسيدن به خيره .
لذا وقتي مي ري حرم امام رضا  يا خود امام  رو مي بيني ، مي گن به چي رسيدي ؟ کمال معنوي گير آوردي ، يا از نظر مادي به چيزي رسيدي ؟ مي گي : نه ، به خير رسيدم ، به امام  وصل شدم . 
دقيقاً کنار امام  قرار گرفتن ، يعني رسيدن به خير .
خير يعني در سايه امام  بودن . والسلام !
ما امام  رو مي خوايم که زير سايه اش باشيم .
چرا ؟ سايه داره که آفتاب روي سرت نتابه ؟! نه آقا ، اينقدر چرت و پرت نگو . منظور اينه که من مي خوام با امام  باشم . فقط همين !  
رسيدن به خير ، چون امام  رو خير مي دونه .
5- چه گروهي از مردم اين گونه عاشقند ؟ غالب محبين ؟! اولياء .
يعني کساني که بودن با امام  براشون اصله ، يعني نزديکان . 
ايني که چه برسه ، اصل نيست .
داستان مشهور غلامي که به خاطر دزدي ، آقا اميرالمؤمنين  دستش رو قطع کردن . 
غلام سياه ، دست قطع شده اش رو توي دست گرفته بود و داشت مي رفت ، [يکي از] خوارج بهش رسيد و طعنه زد . 
ـ کي دستت رو بريده ؟!!! ( مي‌ دونست ، ولي مي‌ خواست بگه اين علي  که تو شيعه‌اش هستي ، دستت رو بريد ، بيچاره برو يه امام ديگه پيدا کن . )
چنان از اميرالمؤمنين  تعريف کرد ، که اين يارو گفت خوب که دستش رو بريده ، اگه يه چيزي ميذاشت کف دستش چي مي گفت . 
اميرالمؤمنين  به آقا امام مجتبي  فرمودند : برو به عموي سياهت بگو برگرده و با يه نگاه و دستي ، دستش رو چسبوندن سر جاش و شفاي کامل گرفت .
بعد فرمودند : اين عاشقه .
چرا ؟ چون مي گه اگه دستم رو ببره يا نبره ، سرم رو بزنه يا نزنه ، اصل اينه که هرچي امام  براي من مي خواد خيره .
اين آدم وقتي توي اتوبوس جا نمي شه که بره حرم امام رضا  ، گريه نمي کنه . براي اينکه امام رضا  گفته تو جا نشو . ولي ممکنه دلش تنگ بشه ، ولي ناراضي نمي شه .
بعضي ها به ما فحش ميدن که ما رو نبردن . ( اينجا ما سپر بلاييم ) .
چرا ؟ تو مي خواي بياي پهلوي امام رضا  براي چي ؟ خير در اينه که امام  براي تو خواسته . تو وصل به امامي .
" و ارواحکم في الارواح . و اجسادکم في الاجساد . و قبورکم في القبور " تو وصل به امامي و امام  هم به خير وصله . هرچه امام  بخواد .
امروز رفتي زيارت ، امام  بهت حال نداده . خيلي عالي ، خوشحال بيا بيرون .
اينکه امام  به تو حال بده يا نده ، براي تو علي السويه است .
رسيدي به مقام رضا ، رضا يعني چي ؟ يعني از امام  خير بخواي .
هرچي آقا  بخواد .
شايد يه روز آقا  به تو بگه اين صد ميليارد رو بگير ، برو حال کن . ( البته از اين حرفها نمي زنن ، ولي [شايد] گفت . ) 
 
اگه اونجا يه لحظه تعارف کردي که آقا ما دنبال اين چيزها نيومده بوديم ، تمومه .
مثال خيلي قشنگي مي زنم .
مي گن : وقتي مرد سلماني سر و صورت امام رضا  رو اصلاح کرد ، امام  يه نگاهي به قيچيش کردن و قيچي طلا شد . 
مرد سلماني گفت : من اينو نمي خوام ، مي خوام شب اول قبر بياي .
اين [مرد] توي اون مرتبه عشق درست گفته ، ولي توي اين مرتبه عشق که مياد بايد قيچي رو برداري ، ببوسي ، بذاري توي جيبت و بري . امام براي تو اينو خواسته .
هرچي علما تا حالا گفتن ، گفته باشن ، اين رده ، ردة 3 عشقه ، ردة 5 عشق بايد قيچي رو برداري ببوسي بري . مگه امام  متوجه نمي شه چي صلاح توست که بهش مي گي من اينو نمي خوام ، اونو مي خوام ؟!
شايد عاقبت به خيري تو و يه جماعتي در اين بود که اينو برداري ، بفروشي ، پولش رو خرج يه کاري کني ، يه زخمي از ديار مسلمين شفا پيدا کنه .
فردا اگه امام زمان (عج) ظهور کرد ، بدونيم در برابر امام  بايد چگونه باشيم . 
ضمن اينکه توي رده هاي پايين ، غير از رده اول که زشت بود و مال مردمان پست بود ، بقيه رده هاش در همة ماها هست ، بايد ترقي بديم .
ولي اينکه هر روز بشينيم و همين رو بگيم که مرد سلماني گفت : من قيچي طلا
نمي خوام ، همه گريه کنن ؛ و بعد هم بگيم گفت : من شب اول قبر مي خوام ، باز همه گريه کنن ، يعني خودمون رو توي مرتبه 3 عشق که خطرناکه نگه داشتيم . يعني ميل به کمال ، نه ميل به امام  .
مرتبه 3 عشق ، يعني ميل به عاقبت به خيري ، نه ميل به خير محض . و [گفتيم اين مرتبه] بطيء الزواله ، يعني يواش يواش از بين مي ره .
برسيم به اين نقطه .

وقتي اون روايت خطرناک رو توي يه مبحث ديگه براتون گفتم و الان هم توي تاريخ صحبت کردنهام مجبورم براي دومين بار بگم .
پيامبراکرم (ص) مي فرمايند : بعضي اوقات خداوند تبارک و تعالي مؤمن را به گناه وادار مي کند تا او را از شر کبر برهاند .
يعني بعضاً گناه مي کنن ، براي اينکه [خدا] مي بينه روي مرز کبره ، يه کم ديگه جلو بره ، براي خودش ادعا مي کنه . مي گه بذار اين گناه رو انجام بده . وادارش مي کنه که گناه انجام بده .
شايد شما توي مرز کبر وارد حرم امام رضا (ع) شدي ، بعد اونجا يه گناهي بکني بگي ميزباني آقا رو نگاه کن !!! امام  اينو براي تو خواسته .
نمي توني گناهانت رو توجيه کني ، ولي مي توني بگي وقتي ميزبان و امام علي بن موسي الرضاست ، هرچي برسونه خيره . تو دنبال اين نرفته بودي ، يدفعه پيش اومد ، مجبور شدي .
گناه الزاماً اين نيست که برنامه بريزي . يدفعه يه کسي بهت تنه زد ، خوردي به ديوار ، عصباني شدي ، کشيدي توي گوشش . غضب يه دفعه اي .
ـ کجا ؟ توي حرم امام رضا  . 
بعد مي بيني يه پيرمردي بوده ، بعد مي فهمي پدر شهيده ، سيد هم هست ، در ضمن پدر استاندار هم هست . مي خواي چيکار کني ؟! يا اباالفضل  !
پس دقت کنيد .
اين مدل عشق به امام  ، عشق درستي است يا نه ؟! آخر عشق اينه ؟ خوبه آقا ، قربونت برم به همين جاش برس نوکرت هم هستيم . 
اما يه مدل ديگه هم داره ، اون بالاتره .

پنجمين نوع عشق - عشق الهي
1- متعلقش چيه ؟ به چي تعلق مي گيره ؟ به کمال مطلق .
اون خير مطلق بود ، اين خير و کمال مطلقه .
2- منشاءش چيه ؟ خليفه اللهي است . ميل انسان به اينکه جانشين خدا بشه .
3- محلش چيه ؟ قلب ، روح و جسم . اولياء خدا به اين مي گن وحدت ، يعني يکسان شدن با خدا .
4- دليل اين عشق ورزي چيه ؟ دليلي نداره ، ايشون جزء محبوبه .
اويس قرن هست ، اينور دندون پيغمبر  مي شکنه ، اونور دندونشن درد مي‌گيره . اين جزء پيغمبره .
چه دليل عقلاني براي دندون شکستن و دندون درد اويس قرني داريم وقتي دندون رسول الله  شکست ؟
کدوم يک از ما اينطوريم ؟ اگه اينطوري بوديم که دائم بايد با دردهاي امام زمان ، ته بالا مي شديم ، پدرمون در مي يومد .
اينقدر وحدت ايجاد شده که اونور کره زمين معشوق زمين مي خوره ، اينور کره زمين زانوي عاشق درد مي گيره .
5- سريع مياد يا سريع مي ره ؟ دائميه . دير مياد و لايزالِ .
قبليِ بي زوال بود ، چون عشق به خير مطلق و در کنار امام بودن زوال نداره . آدم دوست داره باشه ، هر کاري هم امام  بخواد بکنه .
برخي از اهل بيت  غلامهاشون رو دعوا مي کردن ، برخورد مي کردن ، سرشون داد مي زدن . 
بعضي وقتها غلامشون رو به خاطر يه مسئله اي تعزير مي کردن . اهل بيت  هميشه هم نمي گن و بخندن .
فردا امام زمان (عج) بياد بساط اينطوري نيست .

يکي از 5 شعراي مشهور کشور نقل مي کرد که رسيديم خدمت مقام معظم رهبري ، دو سه تا گله کرديم که آقا وضع اينجوريه .
مقام معظم رهبري خيلي تند برگشتن گفتن : حتماً مي خواي من عبا بپوشم بيام اينو حل کنم . خب برو حلش کن ! مي گفت : با عتاب با من صحبت کردن .
بعضي از ما اينقدر لوس شديم که اگه امام به ما عتاب کنه ، قهر مي کنيم که منو دعوا کرد .... امام ، امامه .

بعضي وقتها امام عتاب مي کنه ، اگه به اون درجه نرسيده باشيم فردا مي بُريم .
بعضي وقتها امام  گوش آدم رو مي پيچونه .
اسم اينو گذاشتن وحدت عاشق و معشوق .



کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات