برنامه آينده
کاروان زیارتی مشهدمقدس
29 تیرماه الی 5 مردادماه98

باحضور :
حجت الاسلام انجوی نژاد

مداحان :
حاج احمد واعظی
حاج مهدی اکبری
حاج امیر کرمانشاهی
کربلایی وحید شکری


رهپويان




یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 نسخه چاپی
متن سخنرانی | 72 اثر از محبت امام حسين (ع) [3]

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
موضوع : 72 اثر از محبت امام حسين (ع) [3]


بحث در 72 اثر از محبت آقا اباعبدالله بود و در قسمت سوم هستيم .  
اثر 17 - حزن . يكي از محاسني كه مكتب امام حسين    و مصيبت امام حسين    به ما از فضل خودشون محبت مي كنن ، بحث حزنه كه يكي از صفات مؤمنه و به فعليت رساندن حزن و محزون شدن طوري كه خدا و اهل بيت    مي پسندن ، يكي از چيزهايي است كه خيلي ها دنبالش مي گردن ، اما بهش نمي رسن . و ما به بركت عاشورا و واقعه عاشورا خيلي راحت مي تونيم خودمون رو جزء محزون هاي عالم در بياريم و حزن از صفات متقين و مؤمنينه .
حزن در ميان برخي از مكتبهاي مختلف جهان جايگاهي نداره و حزن رو نشاندهنده ضعف مي دونن و در برخي هم جايگاه هاي خيلي ضعيفي داره .
شايد اغلب شما اين رو ندونيد كه در مكتب هاي اهل سنت ، مكتب شافعي ، حنفي و همچنين دو مكتب ديگه ( اين چهار مكتب ، مكتب هاي چهارگانه ) اختلافي كه با وهابيت دارن ، بيشتر از اختلافيه كه با شيعه دارن .
يعني همون قدري كه ما شيعيان ، بهائيت رو شيعه مي دونيم ( چون بهائيت خودش رو شيعه مي دونه ) اهل سنت هم سلفي گري و وهابيت رو سني مي دونن . يعني اونطوري ارتباط ندارن و خودشون شاكي هستند .
حتي شافعي ها دعاهاي زيادي دارند . در دعاهاشون اشك مي‌ريزن ، گريه مي كنن .
در تركيه ، قونيه ، سر قبر مرحوم مولوي ، كه اهل سنت اعتقاد دارن سني بوده ،‌ توسل مي كنن ، يه ادعيه اي هم مي خونن ، گريه هم مي كنن ، حاجت هم مي طلبن . كه البته مي دونيد ما اعتقاد داريم مولوي شيعه بوده ، اونها اعتقاد دارن سني بوده .
همين بساط براي سعدي و همين بساط براي حافظ هم هست .
كه حالا كي درست مي گه ، يه بحث مجزاست . كه انشاءالله اگر يه وقتي انجمن شعر كانون برنامه اي داشت ، خودم سعي مي كنم توي يك ساعت اين سه تا بزرگوار رو مشخص كنم كه دلايل اونها چيه ، دلايل ما چيه و خود شما تشخيص بديد كه اينها شيعه بودن يا سني ؟!!‌
روي هم رفته شيعيان قائل به اين هستن كه مولوي و سعدي و حافظ ،‌ هر سه شيعه بودن . دلايل هم داريم . ( از اين بحث خارج بشيم )
مي خوايم بگيم كه حزن در بعضي از دين ها جايگاه داره ، مخصوصاً در اهل سنت خودمون .
منتهاي مراتب اينها مشكلي كه دارن اينه كه روش حزن براشون مشخص نشده . چون امامان اينها ( يعني خلفاي سه گانه ) مطلبي راجع به اين قضايا ندارن . قبلاً هم براتون گفتم . هيچ مناجاتي از خلفاي سه گانه در پيشگاه خداوند تبارك و تعالي ، براي اينكه ما بشينيم صحبت كنيم ، اشك بريزيم با خدا حرف بزنيم ، همچين مناجاتي نيست . كه مثلاً بگيم ابابكر در فلان كتاب ، اينگونه با خدا مناجات كرد . همچين چيزهايي ندارن . متاسفانه از اين درياي رحمت هم غافلند ، هم محروم .
اما ما حزن رو داريم . حزني كه پيامبر و اهل بيت    تعريف كردن . مي فرمايند : اين حزن در وجه و صورت شيعه مشخص نيست . حزن يك حالت قلبي است .
يك حالت قلبي به چند جا بر مي گرده . كه ما در مكتب امام حسين    چقدر زيبا معرفي شدنِ اين چند جا رو مي بينيم .
( ما از روايت هاي زيادي استناد مي كنيم . ) يكي به اين برمي گرده كه من و شما نسبت به عاقبت ، نسبت به دنيا ، نسبت به قبر و قيامت خودمون نگرانيم . اين نگراني باعث مي شه كه حزن در دل ما جايگاه داشته باشه .
سلمان    فرمودند : اگر انسان مي دانست چه راهي در پيش دارد ، اينقدر نگران
مي شد كه خنده دندان نما نمي كرد . و از طرفي هم مي فرمايند : نه ، اين به قلب
بر مي گرده . يعني ممكنه يه كسي خيلي خنده دندان نما كنه ، ولي محزون باشه .
در احوالات آسيد احمد كربلايي داريم يك صبحي كه خيلي بلند مي‌خنديد ، پرسيدند : بابا چه خبره ؟! ايشون فرمودند : ما ديشب خيلي گريه كرديم ، گريه به ما ساخته و الان احساس بهجت مي كنيم .
حزني كه در مكتب امام حسين    به من و تو تزريق مي شه ، شرط اينكه بفهميم اين حزن مال متقين و مؤمنينه يا حزن به درد نخوري است ( يعني حزن قبيح ) اينه كه بعد از گريه براي اباعبدالله    سبك بشيد .
ناخودآگاه بعد از گريه براي اباعبدالله    غمي توي دلتون نباشه . سر درد نگيري . به يك حال انزوا نيفتي . روحيه و انگيزه بگيري .
لذا شما دقت كنيد ، سيد بن طاووس كه اقوالش براي ما حجته ،‌ ايشون معتبرترين كتاب مقتل رو كه لهوفه مي نويسه . ( كتابي كه مقام معظم رهبري به مداح ها توصيه كردن كه از اين كتاب استفاده كنيد . )
در مقدمه اين كتاب سيد بن طاووس مي نويسه : اگر نبود كه عرف مي گويد بايد بر اين مصيبت داد بزنيم ، ضجه بزنيم و گريه كنيم ، و اگر نبود كه امام زمان توصيه كردن و اهل بيت    ما اين سيره رو بنا نهادند ، ما بايد شب عاشورا جشن بگيريم ، سور بديم ، كف بزنيم و بخنديم بابت قهرماني كه حسين    انجام داده .    
يعني حزن ، يه حزن ظاهريه . يعني گريه من و تو و حتي گريه خانم زينب (س)‌ و آقا امام سجاد    همه اش ظاهريه . بر مي گرده به همون گريه اي كه حضرت
زهرا (س)‌ به ما ياد داد . يعني اشكي كه در حقيقت اين اشك ، بقول حضرت امام اشك بر مظلوم بود ،‌ براي اعلام فرياد بر ظالم . اين حزنه .
حزني كه به من و تو انگيزه بده . در هر سنگري كه داري ، بتوني امام حسيني و قوي و با روحيه و انگيزه بيشتر و بهتر كار كني ، اين حزن رو در كتب و در سيره اهل بيت    و علماي ما توصيه كردن . گفتند : اين گونه محزون باشيد .
پس : 1-  نگراني نسبت به قبر و قيامت            2-  نگراني نسبت به گذشته
آقا اميرالمؤمنين    در روايت بسيار زيبايي مي فرمايند : اگر بر دو چيز آنقدر اشك بريزي و گريه كني كه خون از چشمهايت سرازير شود ( نگاه كنيد چقدر مرحله اشك و گريه بالا مي ره كه خون سرازير مي شه ) جا داره .
سوال كردن : يا اميرالمؤمنين    اين دو چيز چيست ؟ آقا    فرمودند :
1-    بر جواني كه از دست رفته .
2-    رفقايي كه از دست دادي . يعني اهميت رفيق و رفاقت و اهميت دوست خوب رو مي رسونند .
پس در مكتب اباعبدالله    واهل بيت    دو جايگاه ديگه براي حزن مشخص كردن ،‌ يكيش بر جواني كه از دست مي ره . 16 ساله ها بر 15 سالگي شون . 17 ساله ها بر 16 سالگيشون ، همين جوري الي آخر .
و دوم اينكه من و تو ظرفيت نداشتيم ، راهش رو بلد نبوديم ، رفقايي رو از دست داديم . اگر بر از دست رفتن رفيق خوب اشك بريزي تا خون گريه كني ، جا داره . آقا اميرالمؤمنين    دستور دادن . گفتن اينجا جا داره . رفيق خوب و رفقاي خوب . جمع هاي خوب . آدم از جمع جدا شده . 10 – 15 – 20 سال پيش ، جبهه بوده . اگر الان تا آخر عمرش خون گريه كنه ، بايت رفقاي زمان جنگش ، چه اونهايي كه زنده هستن و چه اونهايي كه شهيد شدن ، آقا اميرالمؤمنين    فرمودند : جا داره . جا داره اين كار رو بكنه . چون خيلي خوب بوده ، براش خيلي حسن داشته .
بعضي وقتها شماها در پاي منبر يك ولي خداي 80 – 90 ساله آدم نمي شيد ، اما يك رفيق هم سن و سالتون شما رو خيلي راحت به سمت خدا هدايت مي كنه . انسان بايد قدر رفيق خوب رو بدونه .
در بحث معاشرت براتون گفتم كه اگر شده زندگيت رو بدي و رفيق خوبت رو از دست ندي ،‌ ارزش داره .
پس براي حزن دو جايگاه ديگه [مشخص كردن :] در فراق رفقا و در فراق جواني .
آقا امام مجتبي    سوميش رو نقل به همين مضمون در لحظه شهادتشون گريه
مي كنن . وقتي زَهر اثر كرده بود و گريه مي كردن ، سوال كردن : يابن رسول الله ! چرا گريه مي كني ؟ شما داري از دنيا راحت مي شي . آقا    فرمودند : براي گريه هنوز دو جايگاه هست . گرچه من الان در يك قدمي بهشت و وصال خدا قرار دارم و در جايي قرار دارم كه هميشه آرزو مي كردم به خدا برسم و از اين زمان راحت بشم ،‌ اما دو جا براي گريه كردن داره . 1- لهول المطلع     2- لفراق الاحبه .
يكي براي اينكه خوف دارم در جايگاهي قرار بگيرم كه خيلي اطلاعاتش نسبت به من زياده . و اگر انسان در جايگاهي قرار بگيره كه ريز و جيك و پيك زندگيش رو
مي دونن ، يه هولي داره . يكي اشك براي اون مي ريزم .
و دوم : لفراق الاحبه . يعني به شما دستور دادن كساني رو كه دوست داريد ، اگه خواستي ازشون جدا بشي ، گريه كردن جايگاه داره . يعني مردانگي نيست كه آدم از دوستش جدا بشه ، ناراحت نشه . چه موقتي ،‌ چه دائم . گريه كردن جايگاه داره .
امام حسن مجتبي    مي فرمايند : لفراق الاحبه . به سن و سال هم كاري نداره كه اين بچه است ، بزرگ شده . چرا شما گريه مي كني ؟‌ مي گه : نه جايگاه داره . امام مجتبي    در اون سن و سال ، در هنگام شهادت لفراق الاحبه گريه مي كردن .
خيلي از علما و بزرگان ما و خيلي از كساني كه در مكتب اهل بيت    هستند ،‌ موقع مرگشون براي اينكه مي خواستن از خانواده شون ، بچه اش ، دخترش ، پسرش ، همسرش ، اقوامش ،‌ دوستانش جدا بشن ،‌ گريه مي كردن .  
در جاي ديگه كه حزن جايگاه داره ،‌ براي مصيبت اهل بيت به عنوان گريه بر شهيد ، بخاطر اينكه ياد شهيد و راه شهيد در دل تو زنده باشه ، جايگاه داره .
مثل اينكه وقتي پيامبر در جنگ احد وارد مدينه شدن ، ديدن از خانه حمزه صدايي نمياد . به دخترشون حضرت صديقه كبري (س) دستور دادن‌ ، فاطمه جان ! چند تا از زن هاي مدينه رو برداريد و به خونه عموم حمزه ببريد . بشينيد اونجا گريه كنيد . صداي گريه تون بيرون بياد . چرا ؟‌ چون گريه بر شهيد يه جور اعلام آمادگي براي ادامه دادن راهش هست . نه راه شهيد به فراموشي سپرده مي شه ، نه خون شهيد و نه خود شهيد . اين گريه ، گريه ارزشمنديه .
عرضم بحضورتون اين هفته كه گيلان بودم ، يه چيز عجيبي اونجا ديدم . اونم اينكه در فومن يه شهيد بزرگواري به نام شهيد سيد جواد موسوي بود . آدم عجيبيه . يعني سن و سال زيادي نداره . حدود 20 سال . چهره بسيار نوراني و دوست داشتني داره و ايشون ظاهراً دكون همه امامزاده هاي گيلان رو تخته كرده . بس كه مردم به يك جوان به همين سن و سال توجه دارن .
ديروز كه سالگردش بود . از ساعت 9 صبح تا 11 شب ، ترافيك و غلغله جمعيت براي فومن ( 20 – 30 هزار نفر خيلي زياده . شهر بهم مي ريزه . ) هيئتها مثل صبح عاشورا ، زنجيرزني مي كنن ، ميان اونجا . يه بساط خاصي . ( انشاءالله سي دي اش رو مي زنيم ، ببينيد ) خيلي جالبه وقتي مردم وارد مي شن ، گريه مي كنن . . .
مي بيني وصايا و جملات عجيبي داره . جملات عجيبي در وصيت نامه اش هست . زندگيش ، زندگي عجيبيه . گويا خداوند تبارك و تعالي اين شهيد را بر امامزاده هاي كل گيلان ، حتي بر امامزاده آستانه اشرفيه كه خيلي مشهوره . مريض شفا مي ده ، درد دوا مي كنه ، حاجت روا مي كنه . جمعيت همه تيپي هم ميان .
نگاه كردم ببينم چه خصوصيتي در اين شهيد بزرگواره . ديدم در وصاياش
نكته هاي عجيبي داره . يعني اين تجلي مال اون وصيت نامه است . اين تجلي مال اين است كه ملت متوجه بشن ، به سمت اون وصيت نامه برن .
لذا اين رو توجه بفرمائيد كه اگر مي گويند : گريه بر شهيد ، عبادته . در راس شهدا ، سيدالشهدا حضرت حسين    براي اين است كه من و تو بعد از اين گريه انگيزه و روحيه بگيريم براي ادامه زندگي . زندگي كه اباعبدالله    فرمودند : عقيده + جهاده .
يعني 1 ) دنبال عقيده بري ،‌ عقيده رو كشف كني ، دنبالش بگردي . بتوني از اسلام خودت دفاع كني .
2) وقتي خودت خاكريزهات رو محكم كردي ، سنگرت قوي شد ، دژ اسلام و
شيعه ات محكم شد ، شروع كني به حمله كردن . جهاد ! عقيده +‌ جهاد .
يعني بري شروع كني . بزني توي جمع هايي كه مي شه از توي اين جمع ها جذب كرد . به اسلام آورد . دهه محرم براي اين نيست كه تو فقط مشكي بپوشي و گريه كني و خودت رو بزني داغون كني .
يه سي دي منحرفي در بازار هست بنام حقيقت مظلوم . منظور همون قمه زنيه . اومده كلي از قبل و بعد تعريف كرده كه قمه زني اله است ، بله است .
حداقل اينه كه حقيقت مظلومي نيست . براي اينكه حقيقت مظلوم راه حسينِ    كه
فراموش شده . حقيقت مظلوم اينه كه تُويِ قمه زن ، يازده محرم كركره امام حسين    رو مي كشي پايين . اين حقيقت مظلومه .
حقيقت مظلوم اينه كه شمشيري كه بايد در طول سال دستت باشه ،‌ يه صبح عاشورا دستت مي گيري ، توي سرت مي زني .
حقيقت مظلوم اينه كه فلسفه قمه زني به جايي بر مي گرده كه در اونجا مردم رو با شمشير تهديد مي‌كردن ، اونها مي‌زدن توي سرشون ، مي‌گفتن : آقا چي مي‌خواي ؟‌ مي خواي شمشير بزني توي سر من ، خودم مي زنم . حالا بيا بجنگيم . ديگه حالا بياش رو فراموش مي كنن . اين مي شه چي ؟ انحراف در حزن .
حزن به معناي اين نيست كه شما دائماً مشكي پوش باشي ، تمام خونه ات رو سياه كني . كوچه و زمين و زمان رو سياه كني . كه چي ؟! كه امام حسين    رو كشتن . امام حسين    كشته شد ،‌ براي چي ؟
مگه خود اباعبدالله    در ورودشون به كربلا نفرمودن : مردم بدونيد در سالهاي بعد ، اگر من وارد شدم و ناموسم هم آوردم ، نيامدم مگر بخاطر اقامه معروف و نهي از منكر . يعني در جامعه بري دنبال اينها كشف كني .
حقيقت مظلوم دردهاي اباعبدالله    است كه اصلاً كسي درد امامش رو نمي‌شناسه .
مگر ما بارها در روايات و روياهاي صادقه و در سيره علما نديديم كه فرمودند : از هر كدوم از اهل بيت    در مكاشفه اي ، در صحبتي ، در رويايي ، در روايتي  سوال كردن ، كه الان ما چيكار كنيم ؟ فرمودند : امام زمانتون رو دريابيد .
حقيقت مظلوم اينه كه دردهاي امام زمان    ما مكشوف نيست .
حقيقت مظلوم اينه كه تو دردمند نيستي . درد سر و درد زخم داري ، نه درد دل . بايد دردِ دل داشته باشي . اين حقيقت ، حقيقت مظلوم است .
و واقعاً اگر مي فرمايند : امام حسين    مظلومه ، امام زمان مظلومه . مال اينه كه بساط ها ، بازارها شلوغه . اما بازار است . جايي نيست كه عمق داشته باشه . حقيقت مظلوم يعني گريه كن و شيعه اباعبدالله    عمق نداشته باشه . پس بايد جايگاه حزن رو مشخص كنيم .
شما در ايام غير محرم ، در ايام غير عزا ، در هفته چند روز موظفيد حزن داشته باشيد ؟‌ اين مشخص بشه . چند ساعت در روز موظفي ؟ افتخاري نيست كسي تمام سال رو مشكي بپوشه .‌
اگه بخوايم اينطوري حساب كنيم ، 14 تا معصوم داريم ، 124 هزار پيامبر داريم ، كلي امامزاده داريم ، براي هر كدوم بخوايم يه دهه بگيريم ، كم مي ياريم . روال اين نيست . روال اينه كه حد و حدود مصيبت رو در زندگيت مشخص كني ، يه مقداري حزن بگيري . كه اين حزن چيكار كنه ؟ حزن دنيا رو از دلت بزدايد . تو انگيزه و روحيه بگيري ، دردهاي مادي و دنياييت رو در مجلس امام حسين    خالي كني .
هيچ اشكالي نداره شما براي دنياتون توي مجلس امام حسين گريه كني .  بنويس پاي امام حسين(ع) .
آقا اين چه مسخره بازيه ؟ مسخره بازي نيست ، مي خواد تو از دنيا و حب دنيا و ناراحتي براي دنيا خالي بشي تا انگيزه بگيري وارد دنيا بشي . با اين قدرت .
18- نگاه به نيت و به عمل در آوردن نيت . بگرديم ببينيم مصيبت زده ترين فرد تاريخ اهل بيت    ، يعني حضرت زينب (س)‌ در نزديكترين زمان به روز عاشورا
( يعني شام عاشورا ، يا حداكثر روز بعدش ) وقتي به كوفه مي رسن ، چي صحبت كردن ؟!! اصلاً خطبه زينب (س) رو خونديد ؟! چي صحبت كردن ؟! يك صحبت كاملاً منطقي ، كاملاً‌ مسلط ، كاملاً اعتقادي .
يعني حضرت زينب از اين حزن و از داغ شدن اين تنور ، بعد از اينكه اشك مردم رو در مياره ، يكدفعه سراغ مسائل اعتقادي مي ره . به اين سمت مي ره .
حضرت زهرا (س) در سخت ترين لحظات خطبه اي مي خونن ، كه علماي ما هزاران صفحه شرحش مي كنن . تازه شرحي كه با بضاعت بسيار اندكِ علم امروز ماست .
نيت اهل بيت    از اين وقايع چيه ؟‌ نيت امام سجاد    چيه كه مي فرمايد : بايد دائم براي امام حسين    گريه كنيد . نيت امام زمان    از اينكه مي گه : « وَلَاندبنَّكُم عَليكم صباحا و مساءً » يه بار صبح ، يه بار بعدازظهر براي شما گريه مي كنم ، نيتش چيه ؟ اين گريه چه سودي براي شيعه داره ؟ امام زماني كه زمان در اختيارشه و امام كل زمانه .
امام صادق    فرمودند : خداوند تبارك و تعالي يكصد و سي هزار عالَم خلق كرده و انا حجه الله عليهم . ما اهل بيت    براي خدا حجت اين يكصد و سي هزار عالميم .
پس چرا صبح و بعدازظهر گريه مي كنه ؟! مگه بيكاره ؟‌
معلومه پشت اين گريه يه نيتي خوابيده . و همين نيت است كه شماها با همين نيت در درگاه امام حسين    خيلي جلو مي ري .
بعضي وقتها عوام از نيت خالص خودشون سود مي برن . در نيتتون خلوص داشته باشيد .
حدود 80 – 90 سال قبل ،‌ در تبريز يه واقعه اي اتفاق افتاد . تعزيه اي شد . شمر اومد سمت اباعبدالله    بره كه سر رو ببره . يه بنده خدايي قاطي كرد و دويد ، رسيد سر خود شمر رو بريد . بعد هم گفت : اباعبدالله    رو نجات دادم . بردنش ،
( زده يكي رو كشته . ) علما و مراجع اون زمان گفتند : بريد به خانواده اش صحبت كنيد كه ديه بدن ، اين بابا از روي اخلاص اين كار رو كرده ، واقعاً فكر كرده داره امام حسين    رو نجات ميده .
الان هم همين طوره . من زياد مي شنوم ، در برخي از شهرهاي كوچك ، كساني كه نقش شمر رو بازي مي كنن ، بايد از اون روستا برن . چون ببينن ، مي زننشون . هرچي بگه : من دارم نقش بازي مي كنم . ببينن ، مي زنن . واقعاً هم همين طوريه . ببينيد عوام از نيت خالص خودشون كجا مي رن . شايد همون زدن براي اينها جهاد محسوب بشه . و بعضي از ماها كه خودمون رو خواص مي دونيم ،‌ به نيت توجه نمي كنيم . نيت اين ، اينه . بايد كلاس نيت ما خيلي بالاتر باشه .
برو سمت خود اباعبدالله    . كل يوم عاشورا ، يعني خودت رو در عاشورا ببين ، نگاه كن ببين مشكل امروز زمان ، عاشوراي امروز چيه ؟ با مشكلات عاشوراي امروز همراهي كن . يزيد امروز رو بشناس ،‌ خلفاي اول و دوم و سوم امروز رو بشناس‌ ، همراهي كن .
توي عشق و نفرت يه بحثي داريم ،‌ كه در جاي خودش مي گيم ، بعضي وقتها شما در اثر نفرتي كه به يزيد ، عمر سعد و تابعين ، همه اينهايي كه در صدر اسلام بودن ( اسست اساس الظلم )‌ همه اينها رو كه در نظر بگيري ، اينقدر نفرتت بالا مي ره كه اينها رو فراموش مي كني . حالا چون مقدمه لازم داره و ممكنه سوء تعبير بشه ، اجازه بديد در جايگاه خودش ، توي بحث عشق مي گيم كه يه بحث خيلي مهميه و يه برداشت جديدي هم از عشق خدمتتون عرض مي كنم .
اينكه اين سر شمر رو بريد ، چرا اين اتفاق افتاد ؟‌ براي اينكه يه لحظه خودش رو در عاشورا ديد ،‌ احساس كرد . شما پاي تلويزيون نشستي ، همون احساسي كه تيم محبوبت ، وقتي فورواردش ضربه مي زنه ، از كنار تير دروازه مي گذره و اون محكم توي سرش مي زنه ، واي چي شد . همون واي رو شما مي گي .
بابا ! اين بازي مال قبله . شما از نتيجه خبر نداري . چرا اينقدر همراه مي شي ؟ توي تعزيه اين همراهي اتفاق مي افته . كلاس همراهي رو بياريم بالا . همراهي با امام . چقدر بعضي از بزرگان زيبا مي فرمايند . مي فرمايند : چاره اي نداريد يا حسيني باشيد يا زينبي . يا راه امام حسين    رو انتخاب كن ،  يا حضرت زينب (س) . ما راه سومي نداريم .
اگر حسيني يا زينبي نبوديد ،‌ بالاجبار يزيدي هستيد . ديگه جناح ديگه اي نداريم . يا جناح حمله داريم ، يا جناح دفاع . جناح سوم اينه كه بري توي لشكر دشمن . بالا بردن كلاس نيت . به اون سمت بريد .
و كار به جايي برسه كه من و شما نمي تونيم مثل امام    ، مثل خانم زينب (س) كار كنيم ،‌ اما در مسير اونها دردمند باشيم .
يه وقتي براتون گفتم . خدمت يكي از اولياي خدا رسيديم ، ديديم كه ايشون نه خواب داره ، نه خوراك داره ، اوضاع بي ريختي داره . نه مي تونه زندگي كنه . همين جوري داره مي چرخه . گفتيم : چيه ؟ گفت :‌ من فقط يك بار ، يك لحظه با درد حضرت زينب (س) احساس همراهي كردم . از اونوقت تا حالا آب خوش از گلوي من پايين نمي ره .
دائم دارم فكر مي كنم ،‌ كار مي كنم ، زحمت مي كشم ، تلاش مي كنم . شيعه امروز خيلي زود از پا مي نشينه . خيلي زود خسته مي شه .
19- قدرداني : قدرداني اين مكتبي كه درش قرار داري . چرا ؟ چون فرمودند : شما وقتي به ما نزديكيد ، مثل ماهي در آب مي مانيد . ماهي قدر آب رو نمي دونه . يك ثانيه از آب مي كشنش بيرون ، تازه مي فهمه در چه نعمتي قرار داشته .
بعضي وقتها من و شما قدردان اين آب و اين درياي رحمتي كه درش غوطه ور هستيم ، نيستيم .
انشاءالله همه تون پير غلام اباعبدالله    بشيد . يعني هميشه توي اين درگاه تا آخر عمرتون بمونيد . خواهيد ديد چه جاهايي اباعبدالله    از مسيرهاي غيبي دستتون رو مي گيره . چقدر آدم زمين مي خوره ، كسي نمي فهمه . بلندش مي كنن .
و اگر خداي نكرده يه روز شما رو از اين جمع ها جدا كنن ، يدفعه احساس مي كني كه چقدر فلان بود ،‌ چقدر اله بود ، چقدر بله بود .
باز دوباره وقتي به جمع وصلت مي كنن ، سعي كن قدردان باشي ، وگرنه باز جدات مي كنن . قدر بودنيد . انشاءالله همه تون 90 سال عمر كنيد . ( حالا هرچقدر دوست داريد عمر كنيد ) و تا آخر عمر در اين نعمت غرق باشيد .
عصر عاشورا خداوند تبارك و تعالي مهماني دائمي را براي تمام خلق ، در سر سفره فضل اباعبدالله    ترتيب داد . خودتون رو از اين مهماني جدا نكنيد .
( شام غريبان نماز رو براتون گفتم ) زندگيت رو ، نمازت رو ، صلاه رو ، صوم رو ، زكات رو ، خمس رو ، صدقه رو ، همه رو توي مكتب امام حسين    ببر . ببين چقدر بركت مي گيره .
دهها بار بهتون گفتم ، باز هم دارم مي گم . اگر در مسير امام حسين    هر كاري بكنيد ،‌ كساني كه از اهل بيت    بلافاصله جواب ميده ، آقا    هستند . ( به شرط اينكه خالص باشه )
از مالت ، از نفست ،‌ از فكرت در اين مسير زحمت بكشي ،‌ بلافاصله جواب ميده .
محصل و دانشجوي ما امتحان كنه . يه ساعت از وقت درسش رو كم كنه ،‌ بذاره براي زيارت عاشورا ،‌ بعد ببينه چقدر در درسش تأثير داره .
دبيرستان ها و دانشگاه ها ، جاها و ادارات و كارگاه هاي صنعتي كه در ايام محرم و صفر با زيارت عاشورا صبحشون رو شروع مي كنن ،‌ حتماً بازدهي شون صدها برابر مي شه اگر خالص و با اعتقاد به اين سمت رفته باشند . امتحان كنيد !
حدود 9 سال قبل حزب الله لبنان يه كاري كرد كه اين كار خيلي جواب داد . 9 سال قبل يه برهه اي بود كه اسرائيل توي لبنان بود . همين جوري براي خودشون راه
مي رفتند . مثل الان كه امريكا داره توي عراق راه مي ره ،‌ اينها هم همين جوري بودند .
يدفعه ديدن خود اسرائيل نتيجه گيري كرد كه بايد بساط رو جمع كنيم . اينجا تلفات ما زياده ، سودي نداره . بكشيم پشت مرزها .
اومدن با دبيركل وقت حزب الله مصاحبه كردن ، شما چه كرديد كه اسرائيل اينگونه عقب نشيني كرد ؟! ( جنگ الان رو ديديد ، ببينيد زمينه و پايه اش از كجا شكل
مي گيره ؟!! ) گفت : هيچي ! به اعضاي حزب الله دستور داديم هر روز زيارت عاشورا بخونند . اثر مي كنه . ديگه براي تو كه نبايد توضيح بدم كه زيارت عاشورا چه اثراتي داره . كتاب معرفي كنم .
تو كه الان اينجايي ، مشخصه در طول سال امام حسيني هستي . لازم نيست براي تو توضيح بديم . نمازت رو به امام حسين    وصل كن . روزه ات رو به امام حسين    وصل كن . سعي كن خودت رو از اين درياي رحمت جدا نكني .
22- حتي خلق من و تو به پاس محبتي است كه به امام حسين    داشتيم .
امام صادق    فرمود :‌ برخي از شما را به خاطر ما اهل بيت خلق كردن . يعني من و تويي كه براي خودمون مي گيم چرا من تشنمه ، چرا گرسنمه ، چرا كمبود داشتم ،‌ ما خلق خودمون رو مديون آقا اباعبدالله    هستيم .
از پيامبر سوال كردن چرا اسم دخترتون رو زهرا گذاشتيد ؟ ( زهرا يعني نور ) پيامبر فرمودند : بخاطر اينكه عالم قبل از خلقت هيچ چيز نبود . ( عدم ، يعني تاريكي ) در زيارت جامعه مي خونيد « و مصابيح الدُّجي »
رسول خدا فرمود : عالم تاريكي بود ، هيچ چيز نبود . خداوند تبارك و تعالي دخترم فاطمه رو خلق كرد ، به محض خلقت دخترم فاطمه‌ ، يدفعه نور در عالم نشر شد . لذا خدا اسمش رو زهرا گذاشت . يعني مايه نور عالم .
يعني ما هر چي در عالم داريم از بركت اهل بيت    هست .
مصابيح الدُّجي يعني چي ؟ مصابيح يعني چراغ . چه چراغي ؟ مصابيح ، يعني نور درون شيشه . ( چراغ به معناي عادي ، به معناي سراج هم مي شه )
نوري كه خودش نوره ، به عالم هم نور مي ده . دجي يعني چي ؟ مقابل ظلمت نوره . دُجي ، به معناي ظلمت و تاريكي نيست . به معناي تاريكي پيچ در پيچه . تاريكي درهم . يعني چي ؟‌ يعني عالم تاريك ، با من تاريك ، با وجود تاريك ، با نفس تاريك و با گناهاني كه تاريك زاست ، همه با هم قاطي همديگه بشيم . يك گنداب ! در مقابل اينها كه قرار مي گيره ، مصابيح ، اينها ، اونها رو روشن مي كنن ، نه ظلمت ها رو .
يخرجونهم من الظلمات الي النور ، خداوند مي فرمايند : ما يه عده در عالم رو از ظلمات به سمت نور خارج مي كنيم . اينها آدم هاي عادي هستند . خيلي از شماها ، خيلي از مردم . مي فرمايد : بر اونها نه ! مصابيح الدُّجي . يعني كساني كه در ظلمت در هم پيچيده ،‌ وجود ظلماني ، بيرون ظلماني ، درون ظلماني ، گناه ظلماني ، باطن ظلماني ، ظاهر ظلماني ، در هم پيچيده شدن ، به محض اينكه كنار امام حسين    قرار مي گيرن ، يكبار با محبت امام حسين    آشنا مي شن ، يكبار چشم دلشون به دل امام حسين    گره مي خوره ، يكبار به خاطر امام حسين    از يك گناه
مي گذرن ، يدفعه تمام اين تاريكي ها باز مي شه . در حقيقت دجي به شبهات و شك و ريب و ناراحتي بر مي گرده . اهل بيت    ما اين هستند . اين اثره . اثر كنار امام حسين    قرار گرفتن .
بعد نياي سوال كني ، بگي : چرا اين قدر براي اين توضيح دادي ، آدم نشد ؟‌ يه بار رفت توي مكتب امام حسين    بهم ريخت .
زيارت جامعه كبيره از دو لب مبارك امام هادي    نازل شده و دقيقاً‌ آياتش به آيات قرآن وصل مي شه . « مصابيح الدجي » وصل به آيه 35 سوره نوره .
قدرداني اين قضيه . بعضي وقتها شيطان سراغ من و شما مياد ، مي گه : الان ديگه وقتش نيست با اباعبدالله    و اهل بيت    ارتباط برقرار كني . همون جايي كه شيطان مي گه الان وقتش نيست ، يعني تاريكي شما در هم پيچيده شده . خيلي قشنگ ارتباط برقرار كن . از هيچ چيز هم نترس .  
حيف كه چشم دل من و تو كوره . اگر امام زمان    رو مي ديدي ، مي فهميدي كه چقدر درِ بازي دارند ، براي كساني كه خيلي كثيفند ، نه براي تو .
چقدر روي گشاده اي دارن براي كساني كه اصلاً لياقت ندارن باهاشون حرف بزنن. براي كساني كه اگر تو ببينيش عارت مي شه با اينها صحبت كني . بعد كجا شيطان مياد به تو بگه ؟!! مگر چيكار كردي ؟‌!
خدايي نكرده نذاري يه وقتي اين تاريكيهايي كه در وجودت هست رو شيطون اونقدر برات بزرگ كنه كه با امام حسين    فاصله ات بده .
هر كي تاريك تره ، نزديك تر مي شه .
در نصايح زيارتي حضرت آقاي دولابي داريم كه اگر احساس تاريكي كردي ، رفتي كربلا زيارت امام حسين    ، ديدي نمي توني ارتباط برقرار كني ، احساس مي كني امام حسين    تحويلت نمي گيره ، برو خودت رو بچسبون به ضريح ، بدن و سينه و صورتت رو فشار بده به ضريح . يعني ضريح اينها وجود آدم رو پاك مي كنه .  
عجب درياييه . طفلكي اينهايي كه اهل بيت    رو ندارن . يعني واقعاً چيكار مي كنن ؟ شما با اين خوش باوري و با اعتقاد به سمت اباعبدالله    بريد ، ببينيد چقدر امام حسين    به شما كمك مي كنه .
بگذاريد در اين شبهاي آخر محرم ، با امام حسين    ، با هم از محرم خارج بشيد . كاروان عاشورا كه داره حركت مي كنه ، وقتي سر اباعبدالله    با كاروان حركت
مي كنه ،‌ يعني هركس از عاشورا اومد بيرون ، من حسين با سر دنبالش مي يام . با سر اومدن رو توي ادبيات فارسي داريم ، در ادبيات عرب هم داريم . با سر اومدن ، يعني با همه وجود . آقا مي ياي فلان جا ؟ مي گه : با سر مي يام .
دليل اينكه اين سرها بر نيزه رفت و همراه كاروان حركت كرد ، فقط شقاوت دشمن نبود . دليل اين بود كه خود اهل بيت    مي خواستن كه به جهانيان اعلام كنن ، محمل شما كه از محرم خارج شد ، زن و مرد ، امروزي ها ، وقتي از محرم خارج مي شي ، حسين    و اصحابش ،‌ به لطف كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا ، با سر همراه شما توي طول تاريخ مي يان .  يعني با همه وجود .
در روايت فرمود : ما در خدمت شمائيم . خيليه !!! چرا از ما خدمت نمي گيري ؟‌! ما افتخار مي كنيم يه بچه شيعه اي درهاي ديگه رو رها كنه ، بياد در خونه ما رو بزنه . يه چيزي بهت ميديم كه تو در خونه ما رو زدي . ( خيلي جمله عجيبيه ها )
اين درياست . خودت رو به اين دريا وصل كن .
23- اثر بعدي رو فقط مي گم و ازش مي گذرم . براي كسي كه خواست جزوه اش رو بخونه ، يا روش تحقيق كنه . چرا مي گذرم ؟ چون من در اندازه اي نيستم كه بخوام اين رو براي شما باز كنم . نه سوادم مي كشه ، نه معرفتم ، نه بصيرتم . براي اينكه متن كامل بشه دارم مي گم .
 در وصف آقا اباعبدالله    اينطوري مي فرمايند : يُخالِطُه الله بِنفسه . خداوند خودش را مخلوط كرد با نفس امام حسين    . خيلي از علماي بزرگ ، گذشتن . جرأت نكردن معني كنند كه يخالطه الله بنفسه يعني چي ؟‌ ما هم مي گذريم .
( انشاءالله بعداً اگه يه جمعي خواستن كار كنن ، چه الان ، چه صد سال ديگه ، يادشون باشه كه اين قضيه خيلي مهمه . )‌
24- خلقت علي الخصوص براي شيعه و محب . در اثر شهادت اباعبدالله    و وقايعي كه در عالم اتفاق افتاد ، نه تنها توي بچه شيعه ، بلكه يك حزن فراگير ، كه گفتم حزن مقدمه اتصال به خداست .
شما در فيلم از كرخه تا راين ديديد كه اون شخصي كه نشسته بود و ني مي زد ،
( اينجوري معرفي كرده بود كه اين هم داره با خدا ارتباط برقرار مي كنه )‌ اما در اين فيلم شايد نمي شد كه اين نكته رو به تصوير بكشه . شايد كارگردان سينما نتونه با اين مفاهيم آشنا بشه ، جزء مفاهيم اولياي خداست . اما در عالم هر كسي از طريق حزن با خدا ارتباط برقرار مي كنه ، حزنش رو از عاشورا گرفته . يعني اسم امام حسين    اومده . ناخودآگاه اسم اباعبدالله    به همه جهان حزن ارسال مي كنه . حزن ممدوحي كه بهتون گفتم . از اون حزني كه گفتم باعث مي شه قلب بشكنه ، دلت بگيره . لازمه كه من اين بحث رو تكرار كنم .
اومد خدمت امام صادق (ع)،‌ عرض كرد يابن رسول الله ! ما بعضي وقتها دلمون مي گيره ، قضيه چيه ؟‌ آقا فرمودند : خداوند تبارك وتعالي شما رو دوست داره، گناه كه مي كني دلت مي گيره . خوش به حال كساني كه وقتي گناه مي كنن ، دلشون مي گيره . آدم بايد دست اين گنهكار رو ببوسه . چون امام حسين    هواش رو داره ، دلتون مي گيره . بعضي وقتها گناه كه تموم مي شه ، دلتون مي گيره .
خداوند تبارك و تعالي ، چون دوستتون داره ( دوست خداست . ولي خدا يعني چي ؟ همينه ديگه ) با اين دل گرفتگي ، به همين نرمي گناه رو از دل شما خارج مي كنه . از پرونده شما رفع مي كنه . خوش به حال اون كسا .
بعد گفت : يابن رسول الله ! اگر احياناً گناهي نباشه ، دليلي براي حزن ما هست ؟ آقا    فرمودند :‌ بله . وقتي دل امام زمانت مي گيره ،‌ اين دل گرفتگي امام زمان در كل جهان ( اون 130 هزار عالمي كه بهتون گفتم )‌ پخش مي شه و كل جهان به نسبت معرفتي كه به امامشون دارن ، براشون دلگيري حاصل مي شه .
ما دلمون مي گيره ، امام زمانت دلش مي گيره ، ناخودآگاه .
چه ارتباطي بين تو و مادرت هست ؟ چرا بعضي وقتها مادرت به تويي كه دانشجوي شهر ديگه هستي ، زنگ مي زنه ، مي گه : پسرم ، دخترم چيزيته ؟! نه مادر . مي گه : چرا يه چيزيت هست ، من دلم گرفته . وقتي اين ارتباط بين تو و مادرت هست . . .  امام صادق    مي فرمايند : والله قسم ما صد برابر مادر و پدرتان شما رو دوست داريم . خب ، اين ارتباط هست ديگه .
إِنّا مَرَضنا بِمَرَضِكُم . وقتي شما مريض مي شيد ، ما مريض مي شيم يعني چي ؟ از اين ارتباط بالاتر ؟!!‌ تو هم كه دلت مي گيره ، دل امامت مي گيره .
ارتباط دو طرفه و خيلي هم شديده . اتوباني كه از تو به سمت امام    مي ره ، عريض تر و خيلي هم شلوغ تر . به بركت امام حسين    ، رقت قلبي كه مايه ارتباط تو با خداست ، حاصل مي شه .  به بركت همين قضيه .
25- قدرت اباعبدالله    ، قدرت كن فيكوني است . يعني به محض اينكه اهل بيت    بگن ، ‌نه كه مي شه ، شده . درجا اتفاق مي افته .
نزديك شدن به محور اين قدرت ، تو را از سمت بي قدرتي ، از سمت فقر در قدرت ، از سمت هيچي بودن ، آرام آرام به سمت قدرت كن فيكون مي برد .
شما مثال زهير رو نگاه كنيد . فقط يك جمله آقا اباعبدالله    فرمودند ، بيا ! زهير فقط يك كار كرد ، رفت . يعني يك نوا و ندايي از امام    به تو مي رسه ، تو فقط بايد يك كار كني ، بري .
آي من اينجوريم ، من اونجوريم ، حالا امشب اينجوري شده ، فردا اونجوري ميشه . نه ! فقط وقتي مي گه بيا ، تو بايد بري . وقتي مي ري به اين قدرت وصل مي شي .
زمان جنگ يكي از رفقاي ما خيلي ريزه ميزه بود . 140 قدش بود . روي موتور تريل 250 مي نشست ، ( خيلي هم موتور سواريش خوب بود ) بچه ها شوخي مي كردن ،‌
مي گفتن : اگر ديدي يه 250 بدون سرنشين داره از دور مياد ، فلانيه .
يا مي گفتن : برادرها صبح ها كه مي خوان پتوهاشون رو جمع كنن ، يه تكون بدن فلاني لاش نباشه .
رفتيم اهواز آب هويج بستني بخوريم ( تفريح بچه رزمنده ها اين بود كه برن اهواز يه آب هويج بستني بخورن ) 10 ـ 20 نفر بوديم ، همه هم مثل ما هيكل ، رشيد !!!! اين هم داشت پشت سر ما مي يومد ، يدفعه گير داد به دو سه تا از جوون هاي اهوازي كه كنار خيابون بودن . كه چرا اينجا وايسادي ؟!‌ ما ديديم داره گير الكي ميده ، رفتيم . اين دو سه تا گرفتن ، اينقدر زدنش ، اينقدر زدنش .  
بعد با سر و صورت كبود و داغون اومد . گفت : نامردها !! من پشت سر شما مي اومدم اينجوري دعوا راه انداختم . گفتيم : غلط كردي دعوا راه انداختي .  
ما وقتي پشت سر اهل بيت    حركت مي كنيم ،‌ به قدرت اهل بيت    متصليم . اهل بيت    مثل ما نيستن ول كنن ، برن . اونها وايسادن ، گفتن : بيا . تو كاريت نباشه .
بعضي از شما ممكنه به خودتون بگيد ، امام زمان بياد ، من ترسوام ، چيكار كنم ؟!‌ برو ، تموم شد . وقتي امامه ، ترسوييت رو ازت مي گيره ، شجاعت مي كنه .
من زور ندارم ، من پيرم . از من گذشته . اصلاً اين حرفها نيست . وقتي امام مي گه بيا ، بيا . سؤال از شماست ، امام    فرمودند بيا يا نه ؟! امام    يك بار گفت : هل من ناصر ينصرني ؟ يعني بيا . حالا ديگه سرت رو بنداز پايين . تو هر سنگري
مي خواي بري ، برو .
با چه نيتي ؟ بگو : من دارم جواب هل من ناصر حسين    رو مي دم . ببين خدا چه قدرتي بهت مي ده . آقا ! من قدرت و قواي فكريم ضعيفه . با نيت لبيك به هل من ناصر ينصرني ، كتاب رو باز كن ، ببين چه كولاكي مي كنه ؟!!‌ ببين چه خبر مي شه . بنده كه از پشت كوه براي شما صحبت نمي كنم . من خودم دارم اينطوري توي زندگي جلو مي رم . پشت سر اباعبدالله    حركت كنيد .
اين درس 26 بود . انشاءالله اگر زنده باشيم ،‌ بقيه اش رو مي گيم .
دقت بفرمائيد كه انشاءالله ببينيم هفته آينده مي تونيم به وحدت در پيشگاه امام    برسيم و مي شه با امام    هم جنس و هم ذات شد ؟!



کانال تلگرام رهپویان
 پیرو: عالی بود
التماس دعا
یکشنبه 19 آبان 1392
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات