برنامه آينده
شنبه های پاک


سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

موضوع سخنرانی :
جنگ روانی

مداح :
کربلایی سید امیر حسینی


 شنبه 4  آبان  ماه ، همراه با نماز مغرب و عشاء
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهداء

رهپويان




یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 نسخه چاپی
متن سخنرانی | 72 اثر از محبت امام حسين (ع) [6]

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
موضوع : 72 اثر از محبت امام حسين (ع)  [6]



در بحث 72 اثر از محبت امام حسين هستيم .
گزينه 40 – وسواس نسبت به رضايت معشوق .
يكي از درسهاي ديگه اي كه مي گيريم نوع نگاه اباعبدالله ، اهل بيت ، علما و بزرگان شيعه ، در ارتباط با خداست . كه خدا رو خالق خود نمي پندارند ، بلكه خدا رو معشوق خود مي پندارند .
يعني نگاهشون به خداوند ، نگاه ارباب و متربي نيست . نگاهشون ، نگاه عاشق و معشوقه ؛ و چون اينگونه است در بندگيشون خيلي وسواس دارن .
برخي از بندگان با تسامح و تساهل بندگي مي كنند . از نظر خداوند اين هم اشكالي نداره . ولي اين بنده ، بنده عاشقي نيست ، بنده معشوقي هم نيست .
عاشق نسبت به معشوق با وسواس برخورد مي كنه . نه با تساهل و تسامح .
تساهل و تسامح براي كسي است كه داره به زور بندگي مي كنه ، چون به زور بندگي مي كنه ، سعي مي كنه حداقل مراتب بندگي رو رعايت كنه و سعي مي كنه نره جهنم .
يعني سعي مي كنه بگرده و از دستورات خدا ساده ترينش رو انتخاب كنه .
حتي در احكام شرعي ، سوال مي كنه كدام مرجع از همه مراجع آسونتر مي گيره ؟ نه كدام مرجع با وسواس برخورد مي كنه .
كه البته مي دونيد اينگونه انتخاب مرجع كلاً باطله . كه آدم بخواد بخاطر آسونگري اون مرجع . . . .
يا يه فتوايي رو دوست داره . ايشون مي خواد يه كاري بكنه ، مي گرده ببينه فتواي كدوم مرجع با دل ايشون همراهِ ، تغيير مرجع ميده .
ما اجازه تغيير مرجع نداريم ،‌ مگر اينكه مرجعمون ، مرجع اصلح و اعلم باشه .
پس تقليد شخص هم باطل مي شه . بعضي ها اينطوري هستن .
يا نسبت به گناه خودش اينگونه فكر مي كنه ، خالق ارحم الراحمينه . پس گناهان ما رو مي بخشه . راست هم ميگه ، خالق ارحم الراحمينه ، گناهان تو رو هم مي بخشه .
اما انساني كه عاشق خداست ، نسبت به گناهان خودش وسواس داره . نه از اين جهت كه خدا مي بخشه يا نمي بخشه ، از اين جهت كه نمي تونه ناراحتي خدا رو ببينه . در خودش نمي بينه كه مخالفت با خدا كنه .
اين ديدگاه فقط از عشق بلند مي شه . يعني ديدگاهي است كه عبادت انسان رو توي يك مسيري مي بره كه انسان وسواس داره .
آدم پيش يه بزرگي كه مي خواد بره ، سوال مي كنه . آقا ايشون از چي بدش مياد ، از چي خوشش مي ياد ؟ يعني چي ؟ يعني مستحبات و مكروهات .
در بحث سلوك براتون عرض كردم كه يه وقتي شهيد ثالث ، پيامبراكرم رو در خواب ديدن و از رسول خدا سوال كردن : يا رسول الله ! ما از قديم زياد
مي شنويم كه علماي قديم محضر امام زمان (عج) مي رسيدن ، ارتباط هاي اينگونه داشتن ، چشمهاي دلشون باز بود . هرچه زمانه جلوتر مي ره ، ميزان ارتباطات ماوراءالطبيعه افراد و حتي علما كمتر مي شه .
مثلاً خيلي از برادرها و خواهرها سوال مي كنن : شما از مرحوم آقاي قاضي اينگونه مثال مي زنيد كه ايشون وقتي يه گنهكاري ، يه دردمندي ، يه مشكل داري مي رفت خدمتشون ، مي زد توي خال و مشكل طرف رو حل مي كرد .
مثلاً مي گفت : تو ارتباطت با خواهرت مشكل داره ، بنابراين در اينجاي زندگي مشكل داري . الان كسي رو سراغ داريد ؟! من سراغ ندارم .
شهيد ثالث همين سوال رو در خواب از پيامبر كردن ، كه چرا اينطوريه ؟! چرا ميزان ارتباطات ماورائي علماي ما روز به روز كمتر مي شه ؟
پيامبر جواب داده بودن : براي اينكه علماي سابق فقط يه واجب داشتن ، يه حرام .  يعني هر كاري رو كه معشوق دوست نداشت ،‌ حرام مي داشتند . حالا مي خواد اين كار حرام باشه ، مي خواد مكروه باشه .
هر كاري رو كه معشوق دوست داشت ،‌ واجب مي پنداشتن . مي خواد واجب باشه ، مي خواد مستحب باشه .
از وقتي شما نسبت به مستحبات بي تفاوت شديد و نسبت به مكروهات هم بي تفاوت شديد ، چه برسه الان كه به بهانه ارحم الراحمينيت خدا كه هست ، نسبت به گناهان هم بي تفاوتيد و به بهانه رحمت خدا كه هست ، نسبت به واجبات هم بي تفاوتيد . اين جوري شديد ،‌ ارتباطات قلبي و بصيرت هاتون كم شده .
شما درست مي گيد ، اما ارتباطاتون خيلي ضعيف شده .
كساني مي تونن با خالق خود ارتباط ماورائي داشته باشن كه نسبت به رضايت خالق اهل وسواس باشند ، بگرده كشف كنه كه نكنه خدا اينجا بدش بياد .
نه كه بگه :‌ آقا ! آيه صريح داريم كه خداوند گفته باشه عذابه ؟! مي گيم : بله داريم . مي گه : حالا اين آيه دلالت بر گناه كبيره داره يا صغيره ؟! باز دوباره مي گيم . باز مي پرسه : حالا اگر اين كار رو انجام داديم بايد چيكار كنيم خدا ببخشه .
چرا امروزه بيشتر مردم ما دنبال راه هاي توبه مي گردن ؟!‌ اگر يه بحثي راجع به توبه بذاريم ، خيلي استقبال مي شه . چرا ؟ چون دوست دارن هر كاري دوست داشته باشن ، انجام بدن ، جبران هم بشه .
در حقيقت يه زماني خدا رو مي خواستن ، بعد شد خدا و خرما ، بعد شد خدا و خرما و خر ، حالا شده خدا و خرما و خر و خود . يه جوري همه رو با هم جمع كنند .
وسواس به رضايت معشوق در كلام و در سيره و رفتار اهل بيت و در مكتب عاشورا ديده مي شه .
اباعبدالله شب عاشورا فرمودند : هركس مي خواد بره ،  بره . بعد هم نفرمودند : مي ره جهنم ، دنياي بدي داره . كه نداشت . كساني كه رفتن نه جهنم رفتند و نه دنياي بدي داشتند .
چرا ؟ چون امام فرمودند : من بيعتم رو برداشتم . بفرمائيد . راحت و آزاد !
آدم در نظر بگيره اين 70 - 80 تايي كه موندن ، كساني بودن كه وسواس به رضايت معشوق داشتند ، ‌وگرنه مي رفتند .
چون رضايت معشوق تو رو مخير كرده . اگر مي خواي بري پاشو برو . يعني من يه مقداري رضايت دارم .
اونهايي كه موندن ،‌ چرا موندن ؟ چون وسواس داشتن ، نشستن فكر كردن .
كلام امام حسين رو با دل امام حسين كنار هم گذاشتند ، بعد اينجوري نتيجه گرفتن كه گرچه امام مي گه برو ، اما دلش مي خواد ما بمونيم .
اما كساني كه وسواس ندارن ، زود حمل به صحت مي كنند . آقا فرمودند : برو ، ما هم رفتيم . كاري نداريم كه !
ـ آيا جهنم مي رفتند ؟ نه .
ـ آيا در دنيا به نكبت دچار مي شدند ؟ آقا فرمودند : فقط يك شرط داره ، اگر اين شرط رو رعايت نكنيد ، در دنيا به نكبت دچار مي شيد . اون هم اينكه در جايي بريد كه صداي غريبي من رو نشنويد .
واقعاً اگر ما بوديم مي مونديم ؟ اگر مي خواي بدوني جواب سوالت بله يا خير است ، بايد ببيني الان در اعمال عاديت وسواس به رضايت معشوق داري يا دنبال فرار از رضايت معشوق بدون دردسر مي گردي .
خدا رو مي خواي ، يا خدا و خر و خرما و خود رو ؟!!!‌
تو 4 « خ » اي هستي يا 1 « خ » اي ؟!!
آدمهايي كه يه « خ » ايند ، كساني هستن كه شب عاشورا مي موندن .
چهار « خ » اي ها ! اگر شب عاشورا خدمت اباعبدالله هم بوديد ، با اون وضعيت پا مي شديد مي رفتيد . وسواس !
با دقت مي گرده ، كشف مي كنه . معشوق من چي دوست داره ؟! تحقيق مي كنه .
ممكنه معشوق من از چي بدش بياد ؟! نه كه بدش مياد . بعد هم انجام ميديم ، خدا مي بخشه . نه ! ‌ممكنه از چي بدش بياد !؟
گزينه 41 – قبل از اينكه گزينه رو خدمتتون عرض كنم ، بايد يك مقدمه براتون بگم . چون بحث خيلي مهميه .
ما يه بحثي داريم تحت عنوان جبر و اختيار ، كه نمي خوايم وارد اون بحث بشيم . اين اولين نكته در مقدمه !
نكته دوم : رواياتي داريم كه اين روايات نشاندهنده اين است كه برخي از افراد قبل از بدنيا آمدن ، خوبي ها يا بدي هايي براشون منظور مي شه . بحث ما روي اينه .
رواياتي كه به ژنتيك شما اشاره مي كنه . به غذايي كه مادر شما ، وقتي در رحم هستيد اشاره مي كنه .
به نوع رفتار پدر و مادر شما اشاره مي كنه .
به اينكه اين پدر و مادر چقدر در خونه با خدا آشنا هستن ، اشاره مي كنه .
به با وضو بودن و بي وضو بودن مادرت اشاره مي كنه .
و به خيلي از مسائلي كه اين روايات نشاندهنده اينه كه وقتي شما به دنيا مياي ،‌ يه مقداري از خوبي و بدي براي شما قسمت شده .
مهمترين روايتش كه يقيناً سندش هم درسته و همه اهل سنت و شيعه و كل علماي اسلام قبول دارن ، مي‌فرمايد « الشقي شقي في بطن امه والسعيد سعيد في بطن امه » كسي كه اهل شقاوته ، در شكم مادرش اهل شقاوت بودن براش منظور مي شه . و كسي كه اهل سعادته ، در شكم مادرش براش منظور مي شه .
اين روايت رو خيلي از علما بحث كردن . عالم ترين و محقق ترينشون مرحوم آخوند خراساني هستن كه در جلد دوم كفايت الاصول ، بحث مي كنند .
آخوند خراساني يه مقداري هم اينور و اونور مي ره و سعي مي كنه يه جوري روايت رو جور كنه كه ما تحت پرچم جبر قرار نگيريم . بعد يدفعه كم مياره ، در كتاب كفايه الاصول عربي ، ايشون به فارسي مي نويسه : « به اينجاي كار كه رسيد قلم بشكست . » يعني من ديگه بلد نيستم .
محققين و علما در شرح اين قسمت كفايه الاصول ، كتابهاي مختلفي نوشتن . نظرات مختلفي دارن .
اما حضرت امام (ره) در كتاب انوار الهدايه / جلد 1 / صفحه 47 كه در شرح كفايه الاصول نوشتند ، مفصل روي اين قضيه بحث مي كنن و گزينه 41 ما در مياد .
گزينه 41 اين است : از مكتب امام حسين شقاوت تبديل به سعادت مي شه .
يعني اينها پرچمي رو بلند كردن كه انسان سعيد مي شه .
قبل از اينكه به انوار الهدايه نگاه كنيم ،‌ يه بحث عقلي مي كنيم .
1-  ماده ،‌ كه ما همه از عالم ماده هستيم ، قابليت تغيير داره .
اين يه قانونِ قطعي عالم خلقته . توي طول عالم خلقت هم ديديم ، انسانهايي كه از نظر جسمي بسيار ضعيف بودن ، بسيار قوي شدن و بالعكس .
و ديديم انسانهايي كه بسيار اهل سعادت بودن به شقاوت رسيدن . و كساني كه اهل شقاوت بودن ، به سعادت رسيدن .
قانون قطعي خلقت اينه كه ماده قابليت تغيير داره . لذا خداوند تبارك و تعالي در وجود ما انسانها قابليت تغيير قرار داده .
2- مقدمه عقليِ دوم : فلسفه رسالت انبياء چيه ؟ خداوند انبياء رو فرستاد ، 124 هزار تا پيامبر ، اين همه اولياء خدا ، 14 معصوم و امام و عده زيادي معصوم كه امام نبودن ، فرستاده براي چي ؟
اگر قرار باشه شقي در شكم مادرش ، شقي در دنيا باشه و سعيد در شكم مادرش ، سعيد در دنيا باشه ، هدايت يعني چي ؟ انبياء اومدن براي چي ؟
اينها توي شكم مادرشون تقسيم بندي شدن ،‌ انبياء كه توي شكم ننه تو نيستند ، انبياء بيرون از رحم با تو كار دارن .
قضيه چيه ؟ اگر ما روايت رو اينطور كه ظاهرش مي گه قبول كنيم ، بالكل فلسفه رسالت انبياء زير سؤال مي ره . كه اصلاً اينها اومدن براي چي ؟
اومدن كه ما برسيم به جايي كه از شقاوت به سعادت برسيم .
نتيجه اي كه از اين روايت گرفته مي شه ، ‌اينه كه روايت فقط يك تأكيد داره بر اينكه مادران و پدران بدونن در زمان بارداري بايد يه سري رعايت ها رو بكنن .
اگر اين رعايتها رو كردن ، شايد در طول زندگي به فرزندشون كمك بيشتري بشه . حالا اين تفسيري كه خدمتتون مي گم رو خيلي از علما مي گن ( حالا آخرش نظرم رو شخصاً بهتون مي گم . گرچه جزء علما نيستم ، اما يه نظر عقلي دارم . )
مي گن : كسي كه در شكم مادرش ، در رحم ، مادر رعايت نكنه ، تغييرش سخت تره. كسي كه رعايت بكنه ، تغييرش ساده تره .
به عبارت ديگه مادري كه رعايت مسائل شرعي رو بكنه ، كسي كه در شكم مادرِ ، احتمال اينكه به سعادت برسه بيشتره .
نظر خودمون چيه كه شماها هم احتمالاً با اين نظر همراه باشيد ، اين هم جبره . يعني حتي اين رو هم نمي شه قبول كرد .
يعني بقول شيرازي ها ، زير كَت ما نمي ره . كه آقا ! بالاخره اين بابا اومده تو دنيا . چرا از دو تا فرزندي كه با هم متولد مي شن ، [براي] يكيش رسيدن به سعادت سخت تر باشه ؟!!!‌ اين هم نمي شه قبول كرد .
و اگر مي شد من خيلي تفاسير و نظرات علما رو توي جبر و اختيار خوندم ، ( من پريشب تا نزديك صبح حدود 60 – 70 تا كتاب رو پيدا كردم ، راجع به جبر و اختيار هرچي توي اينترنت بود رو سِرچ كردم كه ببينم نظرات چيه ؟! نظر اهل سنت كه التماس دعا ! )
نتونستم قانع بشم كه يه كسي به من ثابت كنه بچه اي كه بدنيا مياد ، ولو حرامزاده باشه ( از حرامزاده كه بدتر نداريم ) ايشون روز قيامت مي تونه بگه . . .
به اين نتيجه رسيدم كه با يك نكته مي شه اين روايت رو حمل به صحت كرد .
نكته اينه : توقع و حسابرسي خداوند تبارك و تعالي ، نسبت به انساني كه با يه سري محدوديت ها به دنيا مياد ، بخاطر رعايت نكردن والدينش كمتره .
مشكل حل شد .
باز يه مشكل جديد مياد : انسان خلق شده به كمال برسه ، روز قيامت مي گه : چرا من رو يه جوري خلق كردي كه نتونم به كمال برسم ؟! حالا توقع تو كمتره .
بنابراين اين روايت با اين همه تفسيرهايي كه دور و برش هست ، به نظر من هنوز عقيمه . يعني هنوز بنده براي خودم نظر دارم ، شما هم نظر داريد . مخصوصاً‌ جوانان اصلاً‌ اين قضيه رو نمي پذيرن كه آقا چيه ؟!
به نظر من از رواياتي است كه علما بايد خيلي بيشتر روش كار كنن . مراجع و بزرگان علم حديث و تفسير كه ببينند اين الشقي شقي في بطن امه چي چيه ؟!!‌
وگرنه روز قيامت حرامزاده هم مي تونه بگه كه چرا منو طوري خلق كردي كه نتونم به كمال برسم ، ولو اينكه برام ساده بگيري .
ساده گرفتن الانت بدرد من نمي خوره . من مي خواستم در دنيا به كمال برسم .
علماي بزرگي هستن ، كه شديداً‌ معتقدن به اينكه اتفاقاتی که در رحم مي افته ، در طول زندگي جريان پيدا مي كنه .
و علمايي هستند كه شديداً معتقدن به اينكه شقي نمي تونه به اين راحتي خودش رو تغيير بده . كارش سخت تره .
ولي نتيجه اي كه متفق اند و ما هم قبول مي كنيم ، اينه كه تغيير ممكنه . اگر نبود رسالت انبياء زير سوال مي رفت .
حضرت امام (ره) در انوارالهدايه / جلد1 / صفحه47 مي فرمايند : عوامل تغيير چيه ؟
1- الرضاع والرضاعه . يعني شيري كه مي خوره . چون همه بچه ها شير مادرشون رو نمي خورن . كه البته اين برمي گرده به زمانهايي كه مردم دايه مي گرفتن . الان ديگه دايه هاي ما گاوه ! جسارت نشه خدمتتون . چون شير خشك مي خوريم .
اين هم جزء چيزهايي است كه فكر نمي كنم توي اين دوره و زمونه ، دايه گرفتن باب باشه . هيچ جا !
اگر قرار بود تغيير ما در اثر شير باشه ، همه ميل به گاويت پيدا مي كرديم . يه مقداري مشكل ايجاد مي كنه .
ولي امام مي فرمايند : دايه خيلي مؤثره .
2- تربيت در سه گزينه :  محيط تربيتي ، محيط خانه و محيط آموزشي .
محيط تربيتي ، يعني محلت ، شهرت ،‌ دوستانت .
محيط خانه ، يعني پدر و مادرت ، خواهر و برادرت ، اقوامت .
محيط آموزشي ، يعني مدرسه ات ، دانشگاهت ، همين جا ،‌ جاهايي كه تحت آموزش قرار مي گيريد .
دومين گزينه مي گن : اين در تغيير شما خيلي مؤثره .
3- زوج : ازدواج يكي از مهمترين عوامل تغييره . كه در بررسي هاي روانشناسي اسلامي ( به غربيش كاري نداريم ) مي فرمايند : نقشي كه شوهر در تغيير زن داره ، 5 برابر نقشي است كه زن در تغيير شوهر داره .
لذا اونقدري كه پسرها بايد در انتخاب زوجشون وسواس داشته باشن ، همين ميزان بايد 5 برابر وسواس دخترها باشه . درست گفتم ؟ دقيقاً برعكسه .
اونقدري كه دخترها وسواس دارن ،‌ بايد 5 برابر پسرها باشه . چون پسر مي تونه دختر رو تغيير بده ،‌ اما دختر خيلي سخته كه بتونه شوهرش رو تغيير بده . نه كه نشه ! نشه اي در كار نيست . گفتيم 5 برابر !
تازه 500 برابر هم نگفتيم . 5 برابر كارش سخت تره .
اين يه قدرت خيلي بالايي ، يه روح خيلي قوي اي و استقامت خيلي زيادي مي خواد .
پس حضرت امام سومين عامل رو زوج مي فرمايند . از چيزهايي كه باعث مي شه انسان تغيير كنه .
تغييري كه خدمتتون مي گم ، فقط تغيير از شقاوت به سعادت نيست ، تغيير از سعادت به شقاوت هم هست .
يعني يه انسان سعيد مي‌تونه در اثر ازدواج به يك انسان شقي تبديل بشه وبرعكس .
4- مطالعه . خود شخص به تنهايي ، في نفسه مطالعاتي كه داره باعث تغييرش
مي شه . مطالعه يكي از چيزهاي بسيار مؤثر در تغييره .
مطالعه الزاماً خوندن كتاب نيست . اون سرويسي كه در محيط آموزشي به شما داده مي شه ، خيلي مؤثره . باز هم دو جهت داره . يعني مطالعه تيغ دولبه . مطالعه چي ؟ دقت بفرمائيد ! آمار خروجي انتشارات كشور ما : سه گروه خروجي داريم . تازه با كنترل و نظارت و سانسور .
يكي كتابهاي عالي ، يكي كتابهاي بد ، يكي كتابهاي سيب زميني ( به نظر بنده )
كتابهاي عالي ، كتابهايي است كه در شما از شقاوت به سعادت تغيير ايجاد مي كنه . كتابهاي بد ، كتابهايي است كه در شما از سعادت به شقاوت تغيير ايجاد مي كنه . كتابهاي سيب زميني ، كتابهايي است كه در شما هيچ تغييري ايجاد نمي كنه .
حالا اگر بخوايم اين سه تا آمار رو در نظر بگيريم ،‌ با توجه به فروش و تعدادش در جمهوري اسلامي فعلاً ، 5 درصد كتاب عالي داريم . 5 درصد كتاب بد . 90 درصد كتابهاي سيب زميني .
اين طبيعيه . وقتي بازار اينطوري باشه ، عرضه اينطوري باشه ، اين نوع عرضه در سليقه تقاضا تغيير ايجاد مي‌ كنه . يعني سليقه مردم همين مي شه .
وقتي انتشاراتي ها اينگونه تقاضا رو مي‌بينن ،‌ سليقه شون چاپ اون كتابها مي شه . كتابهاي بسيار بسيار زيادي كه داريم مي بينيم . بعضاً با اسامي جذاب و بعضاً با متن هايي كه آدم فكر مي كنه متن هاي خيلي خوبيه . يعني با اسامي اخلاقي ! ديني !
اينقدر من كتاب ديني و اخلاقي مي بينم كه هيچ چيز توش نداره . نمي گيم بده ، ولي هيچ چيز توش نداره . فقط يك ظاهر و يك باطني درست كردن .
در حقيقت بعضي هاش فقط يه سرچِ‌ .‌ يعني يه سري روايات و آيات رو كنار همديگه ميذارن ، بدون اينكه سر و ته داشته باشه . كتاب بايد تو رو به يك جايي هدايت كنه .
كتاب خوب ، كتابيه كه وقتي صفحه آخرش رو بستي ، يك تصميم بگيري .
اگر كتابي تو رو به يه تصميم وادار نكنه ، اين كتاب در رده گروه سيب زميني جاته .
حالا اگر بخوايم يه مقداري بازتر كنيم و توش گفتگوي تمدن ها رو وارد كنيم ، كتاب سبزيجات . كلاً ! اين كتاب ها اينطوريه .
حالا من يه نكته رو خدمتتون بگم . آيا رمان ، ‌داستان . . . 
بستگي داره اين كتابها رو با چه انگيزه اي بخوني . بعضي وقتها تو يه رمان عادي مي خوني به يك تصميم مي رسي .
مقام معظم رهبري فرموده بودند : من در دهه 50 ، قريب به هزار تا رمان خوندم . آدم به يك تصميم مي رسه . به انگيزه تو هم كار داره .
مقصود من از كتاب خوب ، كتابي نيست كه توش سخنراني چاپ كنه . نه ! كتابي كه تو به يه تصميم برسي .
بعضي از رمانها كاري مي كنه كه يك كتاب اخلاقي نمي كنه .
يه وقتي هست شما مي خواي اوقات فراغتت رو بگذروني ،‌ اين جزء همون لهو و لعب و اوقات فراغت و بازيه . اشكالي نداره به اين كتابها مراجعه كنه .
ولي برادرها و خواهرها به فرهنگ  كتابخواني و كتاب جدي ، خوب دقت كنند .
اثري كه كتاب در تو داره ، سخنراني هم نداره . هر چيزي اثر خودش رو داره .
فيلم يك اثر داره ، صوت و آهنگ يك اثر مجزا ، كتاب و نوشتار يك اثر ، مقاله يك اثر ، رمان يك اثر . نمي شه بگيم كسي كه پاي سخنراني مي شينه و اين آقا خوره سخنرانيه ، ‌نيازي به رمان نداره . رمان اثر خودش رو داره .
نوار و سي دي و سخنراني و جلسه ،‌ همه درست . اثر كتاب يه اثر مجزا و خاصه . يه برنامه اي بذاريد . الحمدلله رب العالمين ،‌ اين 5 درصد كم نيستند .
حضرت امام در انوارالهدايه ، گزينه چهارم رو مطالعه اعلام مي كنند . مؤثره .
بعضي وقتها شما زندگي يك سردار شهيد رو مي خونيد . اثر داره ، براي اينكه آدم نمونه ملموسش رو مي بينه .
بعضي وقتها شما يه رمان خوب مي خونيد . بعضي وقتها شما با يكي از مطالب سياسي و اجتماعي جهان آشنا مي شيد .
بعضي وقتها شما از تاريخ عبرت مي گيريد . خيلي علم هاي زياديه .
برادرها و خواهرها بدونن ، كتاب خوان حرفه اي كسي است كه اول مرارت حرفه اي شدن رو به تن و روحش بچشونه . يعني اولش يه مقداري كتاب خوندن سخته .
من يه برهه اي در سالهاي بعد از جنگ براي كتابخواني گذاشتم . اولهاش يه كم سخت بود . مخصوصاً زمان جنگ زياد اهل مطالعه نبوديم . متأسفانه و بدبختانه ! مي تونستيم يه فرصتي رو استفاده كنيم ، مي گفتيم آدمي كه مي خواد شهيد بشه ، ديگه مطالعه كنه يا نكنه فرقي نمي كنه . ما با اين ديدگاه نگاه مي كرديم .
پس بنابراين اين فرهنگ رو خيلي جدي بگيريد . بريد سراغش .
من يه بار ديگه توجه برادرها و خواهرها رو به اثر براي تغيير جلب مي كنم .
در عالم رسانه هر گونه سرويسي تغيير خودش رو داره .
شما مي دونيد كشك كالري بسيار بالايي داره ، از چيزهايي كه از شير مي گيريم ، كالري كشك ده ها برابر بيشتره .
يعني اگر شما بتونيد در شبانه روز نون و كشك بخوريد ،‌ كافيه . اما اين كار رو
مي كنيد ؟
سبزي اثر خاص خودش رو داره ، ميوه اثر خاص خودش رو داره . ما دنبال كالري تنها كه نيستيم .
براي چي ما تنوع غذايي داريم ؟ براي اينكه هر چيزي مزه خاص خودش رو داره .
سينما ، تئاتر ، حتي ورزش ، سخنراني در اين فضا يا سخنراني پاي ويدئو سي دي يا ضبط ، هركدوم متفاوته .
مطالعه ، شعر ، ادبيات داستاني ، خاطره واقعي ، خاطره غيرواقعي .
خيلي از اختراعات امروز ما مديون ژول ورن ها و ايزاك آسينوف هاست . من تمام كتابهاي ژول ورن و ايزاك آسينوف رو خوندم . براي اينكه آدم فكرش باز مي شه . از نظر علمي !
بعد مي بيني بنده از كتاب ايزاك آسينوف براي مطالب اخلاقيم فكرم باز شده .
رمان ها ، آشنايي با رفتار مردم جهان و خيلي چيزهاي ديگه . لذا كتاب رو خيلي جدي بگيريد .
بنابراين ادبيات رو خيلي جدي بگيريد . نوشتار رو خيلي جدي بگيريد .
اثري كه خواندن و مطالعه بر مغز شما داره ، خيلي با اثري كه شنيدن يا اثري كه فيلم ديدن داره فرق مي كنه . اونها هم در جاي خودش كاملاً درست !



کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات