برنامه آينده
شنبه های پاک


سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

موضوع سخنرانی :
جنگ روانی

مداح :
کربلایی سید امیر حسینی


 شنبه 4  آبان  ماه ، همراه با نماز مغرب و عشاء
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهداء

رهپويان




یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 نسخه چاپی
متن سخنرانی | نگاه سرخ به عاشورا

یا لطیف
سخنراني سيد محمد انجوي نژاد
محرم 82
موضوع : نگاه سرخ به عاشورا


نگاههايي كه به واقعه عاشورا مي شه ، از ديدگاه هاي مختلف ، با هم  فرق دارن ، همه اين نگاهها به هر حال ممدوح و قابل تحسينه ، اما نگاه برتر . البته به سليقه و تفكر ما كه شايد در اون نواقصي هم باشه  ، يه نگاه سرخه . اولين چيزي كه در ورود به كربلاي معلي خيلي خيلي جلب توجه مي كنه ، دقيقاً برداشتي مخالف با اون چيزي هست كه دشمنان اسلام تحت عنوان دين ما ، رواج مي دن و مي گن : دين اسلام دين خشونت و شمشير هست . تنها امام ما ( غير از اميرالمومنين (ع) بعد از غصب خلافت ) كه شمشير كشيد و تنها امام ما كه جنگيد و تنها امام ما كه مظهر جهاد و مبارزه و شمشير و اسلحه و خونريزيه ، امام حسين (ع) هست ، اما وقتي وارد حرم مطهرش مي شي تنها چيزي كه برداشت نمي كني روح قساوت يا روح خشونته و چيزيكه در اون حرم موج مي زنه و در قلب زائر كاملاً نفوذ مي كنه ، اون مهر و محبت حسين (ع) هست كه قلب زائر رو مملو از عشق ميكنه ، عشقي كه اصلاً قابل توصيف نيست . عشقي كه كاملاً در قلب زائرش نفوذ مي كنه و تماماً محبته . تماماً عشق و صفا و صميميت و مهر و دلدادگيه ، يه نوع رابطه دو طرفه است . چون خودشون فرمودن : اگه ما شما رو دوست نداشته باشيم شما هيچ وقت نمي تونيد ما رو دوست داشته باشيد و اين ما هستيم كه به سمت شما مهر مي فرستيم ، ماييم كه عاشق شما هستيم و شما در جواب ما يه انواري رو برمي گردونيد وگرنه شما نمي تونيد اندازه ما ، عاشق ما باشيد .
لذا وقتي وارد اون حرم مطهر مي شيم بر خلاف اون چيزيكه به نظرمون مي رسه ، به ما اجازه نميدن در مسائلي داخل بشيم كه از دايرة مهر خارجه ، يعني حتي وقتي كه انسان كنار قتلگاه مي ره يا كناره تل زينبيه مي ره ، جاهايي كه واقعاً براي اهل بيت (س) امام حسين (ع) جاي مصيبت بوده ، مثل مقام علي اصغر (ع) ، مقام علي اكبر (ع)جاهاييكه واقعاً انسان جا داره روضه بخونه ، آدم احساس مي كنه ، بيشتر دوست داره نگاه كنه و آروم اشكي از روي عشق بريزه . تا اينكه گريه كنه و يا نوحه سرايي كنه . اينه كه مي گم زياد بهت اجازه نميدن . اما اين يه بحث كاملاً مجزاست و ربطي به بحث امشب ما نداره .
بحث ما نگاه سرخ به عاشوراست و اين رو فقط براي شيريني  كلام عرض كردم . بحث امشب مقدمة بحث دهة محرمه ،پس از خواهرا و برادرهاي فرهنگي خواهش مي كنم كه روي بحث سياست عاشورا كه قبلاً در چند جلسه مطرح شد ، يه مطالعه اي داشته باشن تا ذهن ها كاملاً براي محرم آماده بشه .
اما اصل بحث : در سفري كه ما با بچه ها به كربلا داشتيم ، قبل از هر چيز ، چشم ها به وضع نابسامان عراق خيره مي شد . عراق يكي از ممالك مهم جهان اسلام و دومين مملكت شيعه است . مملكتي كه 60 درصد مردمش شيعه هستن و اينقدر اين مملكت براي درس گرفتن و عبرت آموختن جايگاه داره كه حد نداره . اوضاع نابساماني كه از 5 سانتي مرز كاملاً مشخص بود . يعني شما كه از مرز مي گذري ، از اون 5 سانتي مشخصه . حتي اگه به اين اوضاع نابسامان اجازه بدن ،
 2 سانت جلوتر ، تا داخل مرز ما هم مي يان . كنار مرز ما يه عده اي ايستادن و با زور وكتك نمي ذارن از مرز بگذره !
اونهايي كه بودن و ديدن كاملاً براشون مشخصه ،‌ اصلاً هيچ گونه در و پيكرو قانوني نداره و اين جوري كه من فكرمي كنم اگه خيلي خوش بين باشيم ، اين اوضاع و احوال تا 4،5 سال ديگه مهمون عراقه ! اگه خيلي خوش بين باشيم !
حالا اين اوضاع نابسامان در چه قلمروهايي وارد شده ؟ اول از هر چيز در زمينه ماديات . ملتي كه مدتها تحت سيطره ظلمي بود كه حتي اجازه فعاليت هاي مادي هم به اينها نمي داد ، حالا فعاليت هاي معنوي بماند . مي دونيد كه در زمان حكومت صدام (لعنت ا…عليه) قوانين بسيار سخت اقتصادي بر مملكت حاكم بود ، محتكر اعدام مي شد ولو اينكه 100 كيلو احتكار كرده باشه !
گران فروش اعدام ميشد و . . . خفقان شديد اقتصادي . اين سيطرة ظلم چندين سال بود كه بر اين ملت ، حاكم بود و اين جماعت رو مثل فنري كاملاً فشرده كرده بود و يه دفعه برداشته شد و اين فنر رها شد ! واقعاً الان اينها توي مسائل مادي هيچ در و پيكري نمي شناسن و متاسفانه مزة پول يه مزة فاسديه ، مزه  پول همراه و همزمان با مزة شيطانه . يعني شيطان با مزة پول همراه مي شه . به همين دليل بود كه مي ديديم تمام قوانين عراق بر پاية پول استوار بود . يعني شما الان اونجا پول داشته باشي همه كار مي توني بكني ، همه چيز گيرت مي ياد . حتي اگه اونجا احترام بخواي بايد پول داشته باشي . اين به فرهنگي برمي گرده كه شايد 50 ،  60 سال قبل در مملكت ما هم حاكم بود و الان هم متأسفانه در بعضي جاها هست ولي خيلي ضعيف تر از اون چيزي كه الان در عراقه و شيعه و مسلموني كه با اين فرهنگ بخواد رشد كنه مطمئناً نه تنها هيچ گونه گام مثبتي در جهت ترويج اسلام برنمي داره بلكه يقيناً نقطه مخالف اسلامه . همه مي بينن كه اين فرهنگ داره رواج پيدا مي كنه .كار به جايي مي رسه كه در اونجا حتي متدينين سر پول به روي هم اسلحه مي كشن ! اين نكتة اول كه علماء عراق ، مسئولين  و بزرگان عراق بايد روش فكر كنن . و واقعاً اين بي در و پيكر بودن مسائل مادي كاملاً اونجا مشخص بود . شما اگه پول داشتي  مي تونستي از سرويس هاي معنوي هم بهره برداري كني !!
سنگ هاي حرم آقا ابا عبدالله رو كنده بودن و تكه تكه به زائرها مي فروختن ! خيلي از شما خريدين و آوردين ! خُب اين يه موردش بود ، از اين داريم تا سي دي هاي مذ هبي اي كه نمونه هاش توي ايران خودمون هم زياد هست ! اونجا اگه
سي دي نوع ديگه اي هم مي خواستي زياد بود . فقط بايد پول مي دادي و مي گرفتي . اين نگاه به پوله ! اين فرهنگ مادي متأسفانه در اونجا داره بيشتر و بيشتر مي شه . اگه ما امروز ناراحتيم ، يه دليلش شايد اين باشه كه پول زيادي از ما بردن ، اما ناراحتي اصليه ما اينه كه چرا يه مملكت شيعه كه دومين مملكت شيعه جهانه ، با اين فرهنگ داره رشد
مي كنه و با اين فرهنگ داره خو مي گيره ؟!
مسئلة بعدي ، مسئله تفرقه است : كه من مي دونم اگه يه وقت سازمان ملل و نيروهاي خارجي از عراق بيرون برن آيا واقعأ به نفع عراقه يا نه ؟!  قبل از اينكه اينا رأي گيري كنن و مجلس داشته باشن و شوراي حكومتشون رئيس جمهور بشه آيا واقعأ به نعفشونه كه نيروهاي خارجي از عراق بيرون برن يا نه ؟ مسلماً نه ،  در گيري ها ي خيلي عجيبي پيش
مي ياد ، درگيري هايي كه همين الان هم وجود داره . يعني بين خواص مملكت عراق ، بين شيعيان مخلص و پاك و حزب اللهي عراق درگيري ها و تفرقه هاي عجيبي وجود داره ! شماهايي كه توي مسجد كوفه بوديد ، ديديد چه وضعيتي پيش اومد و چقدر تو مسجد كوفه شلوغ شد ! اون همه عراقي اومدن و ما چقدر خوشحال شديم . مسجد كوفه خيلي بزرگه شايد وسعتش ده برابر مصلاي نماز جمعة خودمون باشه . پر از جمعيت شد . همه پيرهن مشكي پوشيده بودن ، همه چفيه انداخته بودن ، همه با ريش و محاسن ، همه تسبيح به دست ، همه تو صف نماز جماعت ايستاده بودن .
درصفوف ايستاده به نماز         ابن ملجم ها فراوانند باز
نماز كه تموم شد ، شروع كردن به سينه زني ، ما گفتيم چه آدماي خوبي ؟! دارن سينه مي زنن . بعد ديديم سينه ها يه مقداري فرق كرد و دارن به زبون عربي يه چيزهايي مي گن  ، باز گفتيم چه آدماي خوبي ؟! حتماً دارن قرآن مي خونن ! نه خير !! داشتن فحش مي دادن ! تو مسجد كوفه ! اونجاتازه من فهميدم كوفي يعني چي ! من تازه فهميدم امام علي(ع) چه مي كشيد ! و اگه ما همين طور ايستاده بوديم كتك كاري و تير اندازي بعدش رو هم مي ديديم ! بعد كه ما رفتيم اين ها هم اتفاق افتاد . با اجازه تون ما فرار كرديم !
يعني قبل از اين كه بريم داخل مسجد ، برادرا وخواهراي ما گفتند ما مي خوايم تو مسجد كوفه عبادت كنيم و اعمال مسجد كوفه رو به جا بياريم . ولي من گفتم نماز جماعت رو مي خونيم و فرار مي كنيم ! گفتن : نه آقا ! اعمال انجام بديم ! بچه ها با گريه و زاري مي گفتن : آقا ! تو رو خدا ! گفتم : حالا بريد ، خودتون مي فهميد چرا مي گم نه ! نماز كه تموم شد ، من يه كمي دير اومدم بيرون ، ديدم همه بيرون ايستادن ، زودتر از من ، منتظرن !!
 خب اين وضعيتي هست كه الان تو عراق حاكمه ، سينه زني هاي كاملأ سياسي و بر مبناي تفرقه ! معناي كوفي كاملأ براي همه جا افتاد . اينا همون هايي هستن كه حضرت زينب (س) نفرينشون كرد . خُب اين وضعيت اونجا بود . كربلا هم همين طور بود . اون روزي كه ما رفته بوديم نجف ، توي كربلا درگيري و حكومت نظامي و بُكش بُكش شده بود ! سر چي ؟ سر پولهاي حرمين شرفين ! بين متوليان دو تا حرم دعوا بود ! پولهايي كه ما ايراني ها مي ريزيم و فكر مي كنيم پول انداختن داخل حرم امام حسين (ع)خيلي ثواب داره و حتماً بهش مي رسه ، سرش دعوا بود ! تا جايي كه نيروهاي نظامي اومده بودن و كار به تير اندازي كشيده بود . اينا رو جدا كرده بودن كه بابا ! زشته . اينجا حرمه ، حرمت داره و . . . !
خُب  اين تفرقه اي كه اونجا هست ‌، يه مقداري ما رو به فكر مي اندازه ، به اينكه قدر ولايت فقيه رو بدونيم ، قدر امام خودمون رو بدونيم ، قدر رهبر خودمون رو بدونيم ، الحمدلله توي كشور ما صحبت هاي ايشون فصل الختام هست و كار رو تموم ميكنه . اين بود كه امام (ره) فرمودند : اگه ولايت نباشه ، حكومتي هم نيست .
اونجا يه نفر نيست كه حرف آخر رو بزنه . حضرت آيت الله حكيم(ره) اونجا حرفي براي گفتن داشت و محبوبيت داشت كه ايشون رو هم شهيد كردند ، مي دونستن چه كسي رو بايد شهيد كنن و الان اونجا وضعيت اينطوريه .
شماهايي كه بوديد مي ديديد توي تمام رستورانها و غذاخوري هاي بين راه ، اونجايي كه  ايراني ها رفت و آمد داشتن ، عكس حضرت امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري رو زده بودن ! براي چي ؟ فقط براي اينكه ما  بيشتر خوشمون بياد و پول بيشتري بديم .
اينا هيچ اعتقادي ندارن . به هيچي اعتقاد ندارن و اين براي ما باعث تأسف بود . وقتي گفتم : كربلا رفتني كه ما مي ريم و برمي گرديم ، به اين راحتي ها نيست . براي همين بود . يه عده هم سرشون رو انداختن پائين رفتن كربلا و برگشتن .
مورد بعدي ، ظاهرسازي : همة قيافه ها در اونجا ، قيافه انسانهاي متدين بود . اما واقعأكثافتكاري هاي از اينها ديديم كه اصلاً نمي شه روي منبر  گفت . چقدر ما اونجا بابت خيلي از مسائل حرص و جوش خورديم . سربازان اسپانيايي كه توي عراق بودن ، بازوبندهايي بسته بودن كه روش نقش صليب بود ! صليب هاي شكسته اي كه مال جنگ هاي صليبي بود . يعني رسمأداشتن اعلام مي كردن كه ما اومديم اينجا كه با اسلام بجنگيم . مثل جنگهاي صليبي . در حالي كه آ‌مريكاييها راحت تمام لوله هاي نفت رو به سمت خودشون چرخوندن و در حالي كه عراقي ها دل خوش كردن به يه سري ظاهر سازي ها و دل خوشن كه الحمدالله مي تونيم توي حرم حضرت اباالفضل (ع) سينه بزنيم و دل خوشن به اينكه الان مثلأ حكومت دست ماست و هر كي ، هر كاري دوست داشته باشه ميكنه و اصلأ به اين چيزها كاري ندارن و اين واقعاً اولين جهالت مملكت شيعه اي مثل عراق هست . تازه ما بين شيعيان بوديم و نمي دونيم بين اهل سنت مي گذره ؟ الحمد الله اونجا نرفتيم ، يعني تا كاظمين رفتيم كه مردم اهل سنتش بيشتر هستن تا دم در حرم ديديم بي حجاب بودن ! تا دم ورودي حرم ! راحت ، با اين وضعيتي كه توي عراق حاكمه واقعأ چقدر كوري مي خواد كه آدمها به جون همديگه بيوفتن و به ظاهر سازي هاي دمده دل خوش كنن . خب سريال امام علي (ع) رو همه ديديم . ديديد كه همه ريش داشتن ، اين
هوا ! آيا اونها همه آيت الله بودن ؟! نه ! همه تو صف نماز بودن . وقتي اينها رو مي ديديم دقيقأ‌ياد اون زمان مي يوفتاديم .
اما در مورد قضيه آقا ابي عبدالله (ع)چيزي كه همه شما اونجا ديديد و ترويج مي شد و من معتقدم كه اين ترويج يقينأ دست استعمار پشتش هست ! شما در طول بين الحرمين و خيابون هاي اطراف و نجف و كاظمين بسياري از مغازه ها و دكه ها رو مي ديديد كه مثلأ  كار فرهنگي مي كردن و سي دي پخش مي كردن . سي دي هاي مثلأ مذهبي ! همه مشغول پخش سي دي هايي بودن كه تصاوير اسفناكي از نوع بسيار وحشيانه اي از عزاداري رو نشون مي داد . تصاوير قمه زدن و خود زني ها و تصاويري كه خون به در و ديوار پاشيده شده بود و . . . چيزيكه يقيناً استعمار بسيار خوشحال مي شد وقتي كه مي ديد هر شيعه اي كه به عراق مي ياد فكر كنه عزاداري اينه . اين نگاهي بود كه به امام حسين (ع) و عزاداري داشتن . عشق به امام حسين(ع) رو در اين مي دونستن كه سرت رو داغون كني تا خون به در و ديوار بپاشه ! چيزهايي  رو نشون مي دادن كه آدم وقتي مي ديد واقعاً ‌از همين عزاداري هاي خودمون هم متنفر مي شد . با خودش مي گفت : اگه عشق اباعبدالله (ع) اينه ، نمي خوام ! آخه اين چيه ؟مگه ديوانه ايد ؟! مگه شما عقل نداريد ؟!
لذا تك تك برادرها و خواهرهايي كه فكر مي كردن وقتي وارد حرم ابا عبدالله (ع) مي شن  چنان جنوني بهشون دست مي ده كه اون لحظه مي خوان خودشون رو بكشن ، ( البته چيز بعيدي هم نيست ) فهميدن كه اصلاً اين طور نيست . جلسه قبل از سفر گفتم اونايي كه فكر مي كنن تا مي رن خودشون رو مي كشن بدونن هيچ اتفاقي نمي يوفته !
تك تك اونهايي كه فكر مي كردن به اون درجه مي رسن ، وقتي وارد حرم شدن ، ديدن اصلأ احساس اينكه بخوان خودشون رو بكشن و روضه بخونن ندارن . چرا ؟ براي اينكه نداي : “ هل من ناصر ينصرني ”  اباعبدالله (ع) اونقدر اونجا قوي بود و من و شمائي كه حقيقتاً شيعه هستيم و رفتيم كه يه باري بگيريم ، بيشتر از اينكه بريم به سمت خود زني و مصيبت و غيره و غيره ، مي ديديم يه نداي تله پاتي قوي ، يه امواج فكري قوي داره به سر ما با فشار وارد مي شه ، گويا امام حسين (ع) داره ارتباط قلبي برقرار مي كنه و فقط و فقط داره ما رو به اين سمت سوق مي ده كه بابا ! مصيبت هاي ما رو ول كنيد . مصيبت امروز ما اين هايي هستن كه دور و ور ما رو گرفتن . يعني بر عكس اون چيزيكه ما فكر مي كرديم به درجه  جنون مي رسيم ، به درجة عقلانيت رسيديم و جنون مون رو فراموش كرديم . طوري كه مجالس صبح عاشوراي اينجا به مراتب داغ تر از مجالس بين الحرمين بود . اصلأ اباعبدالله اجازه جنون به ما نداد . چرا ؟ براي اين كه ديد از اين جنون دارن سوء استفاده مي كنن .
جنون عشق لحظات داره . ممكنه يه لحظاتي به انسان جنون عشق دست بده ، اما بعد بلند مي شه مي ره سر زندگيش و سر كارش . تازه مي ره سر كربلاش ! مگه نفرمودند : “ كل ارض كربلا و كل يوماً عاشورا ” پس ايني كه ما فكر مي كرديم اونجا به درجه جنون مي رسيم و نرسيديم دليلش فقط همين بود . خود اباعبدالله به ما اجازه نداد . گفت ول كنيد ! سينه هم نزدي ، نزدي . بشين اينجا فكر كن ، ببين براي مملكتت بايد چكار كني ؟ براي جهان بايد چكار كني ؟ مهدي ما منتظره ، اون وقت تو مي ياي اينجا سرت رو به ديوار مي زني ؟ مگه خلي ؟! چرا سرت رو به ديوار بزني ؟! اين سر مال حسينه . اين سر رو ندادن كه بكوبي به ديوار . دادن كه از مغزت استفاده كني . “ كل يوماً عاشورا ” اين سر رو بهت دادن كه يه بساطي جور كني ، اگه باز  اباعبداللهي اومد با 72 نفر ، تكه تكه نشن و بقيه كنار نكشن . اما اونها اصلأ‌ درك اين قيام رو ندارن  .اصلأ اونها نمي فهمن و فلسفة عاشورا رو درك نكردن ، هيچي به هيچي ! جاي تعجب نيست . لذا اگر ما رفتيم و اومديم با دو تا تفكر برگشتيم :
1 ـ انشاالله نسبت به خود آقا اباعبدالله (ع) عشقمون بيشتر شده . انشاالله نسبت به روضه هاش رقيق تر شديم ، داغترشديم ، اصلأ بحثي روي اين نيست . امام ما (ره) فرمودن : از اون ور بوم نيوفتين امام ما (ره) فرمودن : ما هر چي داريم از اين روضه و تو سر و سينه زدنها داريم . درسته ! فرمودن : “ هرچه داريم ”  نه اينكه فقط همين رو داريم . چيزهاي ديگه هم داريم و اونها رو از اين داريم . خوب دقت مي كنيد ؟ ما صبح تا شب فقط گريه نمي كنيم و روضه نمي خونيم و تو سرمون نمي زنيم و قمه نمي زنيم و . . .  نه ! ما هر چي داريم از اين روضه ها و مجلس هاست . الان ما به چه بهونه اي جمع شديم ؟ به بهونه اباعبدالله(ع)جمع شديم ديگه ، ما هرچي داريم از اينها داريم . لذا بحث هاي منبرمون رو داريم ، عزاداري بعدمون رو هم داريم ، حالمون رو هم مي كنيم و عشق مون هم سرجاشه ولي درسهامون رو هم ميگيريم و اين درسها خيلي مهم تره كه اين درسها رو انشاءالله توي دهة محرم تحت عنوان معرفت عاشورا عرض ميكنم .
  اما وضعيت دشمن : ببينيد جنگ ما و دشمنان ما شروع شده . الان  در برهه اي قرار داريم كه دشمن شديداً داره از همه اطراف و اكناف به ما فشار مي ياره . از تمام ابزارها داره استفاده مي كنه . “ كل يوم عاشورا ! ” آقا ! به خدا امروز نمي شه من و تو آروم زندگي كنيم و دلمون خوش باشه كه هفته اي يه روز دو روز ، سه روز سينه مي زنيم . امروز عا شوراست . عاشورا !  و در اين عاشورا دشمن از جهات مختلف شروع به كار كرده . الان بحث ما دشمن شناسي نيست ، من فقط دو سه نكته رو خدمتتون عرض مي كنم گفتم : الان شروع كردن ، از چي ؟
1 ـ از اعتقاداتت . دارن يه دين واحد جهاني مي يارن ، ديني كه همة دين هاي ديگه رو نفي مي كنه . اسمش رو هم گذاشتن حقوق بشر ! دارن به اسلام مي گن تو بايد مطابق با  حقوق بشر باشي . به مسيحيت مي گن تو بايد مطابق با حقوق بشر باشي . به يهوديت همين طور و تمام دينهاي ديگه . مي گن ما همه دينها رو قبول داريم . اگه مي خواي مسلمون باشي ، باش ، اما بايد باحقوق بشرمطابق باشي . اسم اين دين رو گذاشتن حقوق بشر . اينها ديدن اگه بخوان بر جهان استيلاي كامل داشته باشن بايد يه مذهب واحد ارائه كنن . يه كنوانسيون حقوق بشر گذاشتن و دارن جهانيش مي كنن . خُب اين از اعتقادات .
2- از نظر نظامي كه اصلأ جاي توضيح نداره . تمام امكانات نظامي جهان رو در اختيار خودشون دارن . كارشناسان نظامي به قدر كافي در اين مورد توضيح دادن .
3- از نظر اقتصادي ، همون طور كه مي بينيد جهان رو تحت سيطره خودشون گرفتن و بسيار بسيار قوي دارن عمل مي كنن . بسياري از حكومت هاي جهان رو دارن با رشوه راه مي اندازن . شما ببينيد قزافي رئيس جمهور ليبي كه به اون داغي بود و چقدر باهاشون مشكل داشت ،يه دفعه كوتاه اومد . چي شد ؟ خُب معلومه كه پول گرفته . مملكتش مشكل داره . مردم داشتن بيرونش مي كردن ، داشتن دارش مي زدن ، اومدن پول بهش دادن و اينطوري شد . يا كره شمالي با اون قدرت جلوشون ايستاد اما يه دفعه كوتاه اومد ! اين هم پول گرفته . بعضي ها پول مي گيرن . با خودشون مي گن : اگه  حرف زور به اينها بزني  لج مي كنن ، بدتر مي شن ، بايد به اينها پول بديم . ببينيد ما در چه برهه اي قرار داريم ؟! مملكت ما از همه نظر غريب و تنهاست .
4ـ از نظر علمي هم باز خودتون مي بينيد ، تمام كره زمين كه جاي خود داره ، توي كرات ديگه هم دارن كار مي كنن و متأسفانه من و شما از نظر علمي خيلي عقبيم و اين فقط و فقط تقصير تو نيست كه من بگم شما مثلاً مشكل داريد ، نه ، خيلي از ما اگه بخوايم كار كنيم و درس بخونيم شرايط مملكت به ما اجازه نمي ده . يعني كساني كه دارن سياستگذاري مي كنن به اين مسائل خيلي بها نمي دن . براي تحقيقات شما ارزشي قائل نيستن ، مغزهاي ما رو جمع نمي كنن ، براشون برنامه ريزي نمي كن ، فكري به حالشون نمي كنن و خيلي چيزهاي ديگه كه انشاالله در جاي خودش بحث مي كنيم . خُب اين قسمت اول بحث .
اما پيام آقا اباعبدالله (ع) : ببينيم امام حسين (ع) در ورود به كربلا چي فرمودن ؟ من دو تا جمله اش رو عرض مي كنم : مي خوايم ببينيم با توجه به اين پيام آيا “ كل يوم عاشورا ” هست يا نه ؟ فرمودند : نمي بينيد در زمانه اي بلند شدم كه به هيچ حقي عمل نميشه و از هيچ باطلي نهي نمي شه ؟
آيا در زمان ما ، در ايران ما و جهان ما غير از اينه ؟ آيا امروز امام حسين (ع) صحابي و يار و ياور و رهرو واقعي و محكم پشت سرش نمي خواد ؟ آيا فقط اينكه بنده و شما هر چند وقت يك بار چند شعر رو بخونيم و سبكشو عوض كنيم و بزنيم تو سر وكلة خودمون و حال كنيم و داد بزنيم ، همين عمل به اين وصيت آقا اباعبدالله (ع ) است ؟
آيا نبايد ما قدرت پيدا كنيم تا بتونيم معروف رو تبليغ كنيم ؟ آيا علم تبليغ معروف و  ابزار تبليغ معروف رو كسب كردن جزء وظايف واجب ما نيست ؟ آيا هيچ باطلي الان در جهان مشاهده نمي شه ؟ آيا در مملكت اسلامي ما و در شيراز ما بعد از 24 ، 25 سال كه از انقلاب مي گذره ، اگه يه دانش آموزي بخواد بفهمه دين اسلام حقه يا نه و يا بفهمه يهوديت چي مي گه ، بهائيت چي مي گه يا فلان و فلان و فلان چي مي گن ، مي تونيم يه جزوه اي دستش بديم يه نواري بهش بديم و يا يه جايي رو بهش معرفي كنيم ؟ آيا تو رفتي بگردي و پيدا كني ؟ آيا يه گوشه از اين كار رو رفتي بگيري ؟ آيا راجع به يه مسئله كه من گفتم ، شما ده صفحه كار كرديد ؟ تا يكي ديگه هم پيدا بشه و ده صفحه ديگه كار كنه . اون باطلي كه مي گن بايد ازش نهي بشه ، غير از اينه ؟ آيا اگه ما بخوايم باطل رو نهي كنيم ، فقط همينه كه بگيم تو بايد شيعه باشي و اگه نباشي و بخواي بري يهودي بشي ، مسيحي بشي و . . . مرتد هستي و ما مي كشيمت ؟ آيا همينه دفاع از حق و نهي از باطل ؟ آيا ما كار كرديم ؟ بله  خيلي ازحرفهايي كه من اينجا مي زنم رو بايد بريم توي حوزه ها بگيم . اما مگه من رو توي حوزه ها راه مي دن ؟ حالا اگر يه وقتي اصلاً حوزه اي كار نكرد ، ملت بايد بشينن و بگن به ما چه ؟! دانشگاهي ها بايد بگن به ما ربطي نداره ؟ پس اين : “ كل يوم عاشورا ” رو الكي داريم مي گيم ديگه ! توي نوحه ها مي خونيم براي اينكه قشنگه ! فقط باهاش خوشكل سينه مي زنيم !
بله ، متخصص نيستي اما نمي توني بري يه كتاب رو پيدا كني و توي چهار صفحه خلاصه كني و يكي ديگه هم از يه كتاب ديگه چهار صفحه ديگه پيدا كنه ، بعد اينها رو به هم ربط بديم و يه مطلب محكم و ثابت و مستدل و مختصر تهيه كني و دست يه آدمي كه مي خواد از اسلام فلان چيز رو بدونه بدي ؟ اين مي شه دفاع از حق .
نهي از باطل يعني چي ؟ يعني فقط مشت گره كني و بگي مرگ بر آمريكا ؟ يا نه ، تو بدوني آمريكا كيه . دشمن شناسيت قوي باشه . تو حوزه سياست داخلي و خارجي كاركرده باشي . تو حوزه دشمن شناسي ، ترفند شناسي ، تو علم اقتصاد . ببيني دشمنت داره چيكار مي كنه . واقعاً براي بچه شيعه حسيني زشت نيست كه كتاب 30 . 40 صفحه اي “ خاطرات مستر همفر ” مال سيصد سال پيش رو برداره بخونه و بگه اُه ! اُه ! ببين انگليس از كي داره كار مي كنه ؟!
همين !؟ تو نبايد كار كني ؟ و واقعاً اگر انگليس و آمريكا و فلان و فلان شيعه بودن ، به نفع آقا ابا عبدالله (ع) نبود ؟ به خدا كاش ما شيعه نبوديم ! كاش اونا مسلمون و شيعه بودن ! اميرمومنين (ع) فرمود : “ اونها در باطل شون استوار تر ، محكمتر ،  قوي تر و شما در حق تون ، سست و بي اراده هستيد !
با كلماتي مثل عشق و سوز و جنون و ديوانگي دارن ما رو فريب مي دن ! اين نگاه سرخ به واقعه عاشوراست .
تك تك شما ، از دبستاني شما تا پورفسورتون  ، تك تك شماها مسؤول هستيد !! حوزوي و دانشجو و دانشگاهي و كارگر و . . .  هر كسي مسئوله ، چون مي تونيد . مي تونيد ! سالي چهار صفحه ، سالي يه كتاب كه مي توني كار كني و از دينت دفاع كني . سالي يه خط نمي توني ؟ چند سال عمرته ؟ تا الان چند خط تونستي از دينت ، از مرام عاشورا و از پيام عاشورا دفاع كني؟
اما پيام دوم آقا اباعبدالله (ع) ! ايشون در ورود به عاشورا مياد با آسيب هاي ديني مخالفت مي كنه و اصلاحات رو بيان مي كنه . امام حسينه(ع) تو ، قبل از اينكه در مقابل عمرسعد و ابن زياد و يزيد شمشير بكشه ، مي ياد مي گه اول خودمون رو درست كنيم ، يه مكتب قابل دفاع داشته باشيم بعد شمشير مي كشه و جنگ مي كنه .
دومين پيام : مي فرمايند : “ اِنَّما خَرَجْت اصلاح في امه جدي ” من خارج شدم براي اينكه اول امت جد خودم رو اصلاح كنم ( همين خودي ها رو ) ما الان با كسي دعوا نداريم ! اول خودمون ! چند نفر با امام حسين (ع) به كربلا رفتن ؟ سه هزار و خورده اي ! فرمود : من قيام كردم كه اول شماها رو اصلاح كنم ،  دو هزار و خورده اي به درد امام حسين (ع) نمي خوردند ، فقط 72 نفر به درد ايشون خوردند ! اين مي شه مكتب آقا ابا عبدالله (ع) .
آيا ما اين كار رو كرديم ؟ نشستيم با خودمون فكر كنيم ؟ روي كارهامون ؟ روي صحبتهامون فكر كرديم ؟ چند بارگفتم اين خط فكري منحرفي كه داره مكتب آقا اباعبدالله (ع) رو به مكتب ركود و رخوت و انزوا و خود زني تبديل مي كنه ، تك تك شماها باهاش مبارزه كنيد ؟ تك تك تون بريد مقابله كنيد ! يه وقت خودتون باعث ترويج اين مكتب نشيد ! من خودم در مورد همين مسئله استفتائي داشتم از مقام معظم رهبري ، ايشون فرمودن : “ ترويج اين مكتب حرام است ! ” انشاءالله متن استفتاء رو مي دم به بچه ها كه روي سايت كانون بزنن . من اين سئوال رو با اسم تشكيلات خودمون ( كانون ) پرسيدم ، فرمودن : ترويج اين گونه مكاتب ، تبليغ اين گونه افراد و شركت در اين جلسات حرام است !
مي گه : آقا ! چرا حرامه ؟ چه اشكالي داره ؟ برو ببين چقدر پارتي تو شهر ريخته ! دارن عرق مي خورن و ورق بازي مي كنن ، اون وقت تو به اينها گير دادي ؟! بذار خودشون رو بزنن و . . . !!
نه آقا . دارن مكتب امام حسين (ع) ما رو منحرف مي كنن . فرمودن : “ حرام است ! ” چرا ؟ چون مي بينه جوان شيعه ايراني ديگه الآن اگه جنگي بشه نمي تونه كربلاي 5 رو به وجود بياره ! براي اينكه اصلاً اون جوري بار نيومده . جوون امروز ما ، بچه هيئتي امروز ما ، ديگه كربلاي پنجي نمي شه ! ديگه نمي تونه اون جوري كار كنه ! اين تو يه دام ديگه شيطان گير كرده ! همين ديگه ، وقتي در مملكتي متوليان عالم فرهنگي و اونهائي كه سليقه دارن ، اونهائي كه درك دارن ، اونهائي كه جوون رو درك مي كنن ، اونهائي كه نسبت به فرهنگ آگاهند ، اونهائي كه مي تونن با جوون راه بيان ، اونهائي كه بلدند كار فرهنگي كنن وقتي اينها نيستن ، كار مي يوفته دست چهار تا آدم بي سواد كه فقط بلدند شعر بخونن ! خب معلومه كه بساط ما به اينجا مي رسه . اين داد و فرياد رو ما اون طرف هم داريم . معلومه وقتي كه بزرگان مملكت ما در ورطه هاي سياست و اقتصاد و غيره و غيره غرق مي شن و مملكت كه از نظر فرهنگي بي صاحب مي شه ،‌ هر كي از راه مي رسه يه ميكروفن برمي داره و متولي فرهنگي مي شه ! همينه ديگه .
پس به خيل جمعيت ها نگاه نكنيم به اونهائي كه ريش و چفيه و فلان دارن نگاه نكنيم . از عراق درس بگيريم ، به صفوف نماز نگاه نكنيم ! خيلي وقت ها هست كه بر عكس مي شه . يعني اينها دقيقا بدتر از اونايي مي شن كه در صفوف نماز نيستن .
بيايم دينمون رو يه جوري بيان كنيم ، يه جوري عشق آقا ابا عبد الله (ع) رو داشته باشيم كه بتونيم همه رو جذب كنيم . همه بتونن بيان . در امر دينمون اصلاحات كنيم . در كار خودمون اصلاحات كنيم . ما يه كانون فرهنگي داريم ، توي همين كانون كوچولوي خودمون اصلاحات كنيم . كانون بغلي همينطور ، هيئت بغلي همين طور ، شهر بغلي همينطور ، سازمان فلان همينطور‌ ، تموم كشور شروع كنه اين كار رو انجام بده .
چرا مي گم جوونهاي الان كربلاي پنجي نيستن ؟ براي اينكه وقتي دينت با منطق همراه نبود و وقتي ريشه نداشتي پاي كار نيستي !
من يه قضيه  از آقا اميرالمؤمنين (ع) و دو تا قضيه از امام صادق (ع) نقل مي كنم . سه تا واقعه تلخ تاريخي رو مي خوام خدمتتون نقل كنم . براي نماز عيد فطر همه جا شلوغه ، نمازجمعه ها شلوغه  راهپيمايي همه مي يان ، خيلي خوبه اما آيا واقعاً همه اينهايي كه اومدن ريشه دارن و در اون ورطه حساس تاريخي به داد اسلام و انقلاب و مملكت مي رسن ؟ كمكي ميكنن ؟
سلمان نقل مي كن : مي گه اومدم خدمت امير المومنين(ع) عرض كردم : آقا جهاد جزو واجبات دينه وظيفه شما جهاده ، الان حكومت رو از شما غصب كردن ، حاضريد جهاد كنيد ؟ امير المومنين (ع) فرمودن : براي چي حاضر نباشم ؟ اين ذوالفقار من براي جهاد آماده است ، آيا كسي پشت سر من هست ؟ سلمان گفت : بله يا امير المومنين (ع) ! خيلي ها هستن . امام علي (ع) فرمودن : سلمان ! برو به همه بگو فردا صبح سرها رو بتراشيد ، شمشيرها رو دست بگيريد و بيايد فلان جا ! سلمان مي گه در خونه تك تك مهاجر و انصار رفتم و همه دست به سينه گذاشتن و گفتن چشم .حتماً مي يايم . بهشون گفتم : واقعه غدير يادتونه ؟ گفتن : بله يادمونه . حتماً فردا صبح مي يايم . سلمان مي گه : فردا صبح امام علي (ع) اومدن ، من اومدم و چهار نفر ديگه اومدن ، چهار نفر !! امير المومنين (ع) نگاهي به من كردن و فرمودن :  اينجوري جهاد كنم ؟! عرض كردم يا امير المومنين (ع) ! به خدا همه اينها نماز خون بودن ، همه اهل جهاد و اهل عشق بودن ، اينها همه عاشقان پيامبر (ص) بودن ، چقدر در فراق پيغمبر (ص) اشك ريختن ! در اون قضيه اي كه پيامبر (ص) اومدن از مردم حلاليت طلبيدن ، اينها همه داشتن گريه ميكردن ! بله گريه كن زياده اما پاي كاري زياد نيست ،چون ريشه ندارن !
قضيه دوم : زحير يكي از اصحاب امام صادق (ع) مي گه :  اومدم خدمت امام صادق (ع) ، عرض كردم : يابن رسول الله ! چرا مثل جدتون امام حسين (ع) قيام نمي كنيد ؟ حضرت فرمودن : جوابت رو مي دم ! بيا با هم بريم بيرون از شهر . از شهر خارج شديم ، رسيديم به جايي كه يه عده گوسفند در حال چرا بودن . امام صادق فرمودند : زحير ! اگر به تعداد اين گوسفندان صحابي داشتم ، قيام مي كردم !
بچه شيعه ها ! زحير مي گه : شمردم ، ديدم 17 تا گوسفند بود ! 17 تا ! در ميان 3000 شاگردي كه امام صادق (ع) پاي مكتبش داشت !
امام صادق (ع) جزو امامان پر طرفدار ماست ! يعني كسي هست كه فقط 3000 تا شاگرد داره ، خب هر شاگردي يه خانواده اي داره ، حتماً روي اينها تاثير گذاشته ! مثلا شما كه اينجا نشستيد اگه كانون رو قبول داشته باشيد ، ما روي شما به تنهايي كه حساب نمي كنيم ، مي گيم اين خانواده داره ، خانواده اش هم تحت تاثيرش هستن ، رفيق داره و . . .
وقتي يه كسي 3000 تا شاگرد داشته باشه مثل امام صادق (ع) ، با خودش حساب مي كنه كه حداقل 30000 تا طرفدار داره . اما زحير مي گه 17 تا گوسفند بيشتر نبود !!
روايت سوم  از امام صادق (ع) : خراساني نقل مي كنه ، مي گه : اومدم خدمت امام صادق (ع) عرض كردم  يابن رسول الله ! شما اينجا رو ول كنيد ! اين عربها رو رها كنيد ، بيايد به خراسان ما ، اونجا خيلي صحابي داريد ! همه پشت سر شما هستن . آقا فرمودن : جدي مي گي ؟! گفتم : بله ! فرمود : چه جوري پشت سر من هستن ؟ گفتم : همه جوره . آقا فرمودن : تو هم هستي ؟ گفتم : بله . حضرت فرمودن : پس برو داخل تنور . گفتم‌ : آقا ! مگه من حرف بدي زدم ؟! چرا شما ناراحت مي شيد ؟! براي چي برم داخل تنور ؟!  ناگهان يه صحابي وارد شد ، امام صادق (ع) فرمودن : فلاني ! برو تو تنور ! ( تنوره روشن ! ) گفت چشم و مستقيم رفت داخل تنور !
( امام صادق (ع) پرده ولايي انداختن روي سر اين شخص براي اينكه يادش بره اون داخل تنوره )خراساني مي گه : ساعتي با هم صحبت كرديم ، بعد يه دفعه اون خراساني يادش اومد ( پرده رو برداشتن ) گفتم : اِه ! اوني كه توي تنور بود فكر كنم ديگه جزغاله شده ، نمي خواين درش بيارين ؟!  حضرت فرمودن :  برو نگاه كن ! رفتم نگاه كردم ، ديدم آروم توي تنور نشسته ، داره ذكر ميگه !! امام صادق (ع) فرمودند : بيا بالا ! بعد هم رو كرد به من و فرمود : چند نفر صحابي اينجوري توي خراسان داريم ؟! گفتم : صحابي اينجوري هيچي !!  
چرا رفت توي تنور ؟ جدي چرا رفت ؟! غير از اينه كه به امامش اعتماد داره ؟ اعتقاد داره ؟ در سالگرد كربلا 5 هستيم ، اين بچه ها چي كار كردن ؟ از كجا گرفتن ؟ جدي وقتي مي گم : “ بچه ها ” واقعاً بچه بودن ، يه عزيزي نقل مي كرد مي گفت : توي جزيره ماهي بايد يه معبر 10 متري زده مي شد . وقتي معبر تموم شد ، به من گفتن : فلاني ! معبر تموم شده ، بيا بچه ها رو رد كنيم ! رفتم ديدم سه رديف شهيد روي هم خوابيدن !! سه رديف شهيد روي هم !! مي دونيد يعني چي ؟ يعني گروه اولي كه رفته شهيد شده ، گروه بعدي اومده ، اين گروه هم شهيد شده و گروه سوم اومده ! همين طور سه رديف روي هم شهيد توي يه معبر 10 متري خوابيده ، قريب به 60 شهيد !!
چرا اين بچه ها اين كار رو كردن ؟ اينها جدي تنوري بودن ! اين غير از تنوره ؟ تازه اون كه رفت توي تنور مطمئن بود چيزيش نمي شه چون امام صادق (ع) گفته بود برو ، اما اين مطمئن بود تكه تكه مي شه و شد !
كارهاي عجيبي كه اين بچه ها كردن اصلاً در تاريخ اسلام سابقه نداشته . امام خميني (ره ) فرمودند : بعد از اصحاب اباعبدالله (ع) ياراني به اين وفاداري سراغ ندارم .
شب عمليات قادر به محض اين كه گفتن رمز عمليات يا ابولفضل العباس (ع) هست ، همه قمقمه ها رو خالي كردن ! و اتفاقاً از اون عملياتهايي بود كه بچه ها توي تپه ها گم مي شدن و چه قدر تشنگي كشيدن و دم بر نياوردن ! اون وقت تو مي ري كربلا ، يادته كه غذاي هتل خوب بوده يا نه ؟!  آدم اين جوري كربلا مي ره ؟!  بچه ها دم برنياوردن .
يكي از گروه ها تعريف مي كردن : در عمليات كربلاي 5  ، وقتي يا زهرا (س) گفتن و بچه ها وارد عمليات شدن ، موقعيتي پيش اومد كه مشخص بود ديگه راه برگشتي نيست ، عده زيادي از بچه ها پلاكاشون رو كندن و دور انداختن !
مي پرسيدن چرا اين كارو مي كنيد ؟ مي گفتن ما حيا مي كنيم در عملياتي كه به نام خانم حضرت زهرا (س) هست شهيد بشيم و معلوم بشه ما كجاييم ، اما مادرمون مفقودالاثر باشه ! ما مي خوايم مثل مادرمون مفقود باشيم .
اين چيزها اصلا براي كسي كه ريشه نداره ، قابل دركه ؟ اصلا مي تونه بفهمه اين عشقه يا اون عشقه ؟! ديوانه ، تو كه با شمشير و قمه توي سر خودت مي زني ! اين عشقه يا اون عشقه !؟ كدومتون عاشقيد ؟! ما داريم بر كدوم مرام كار
مي كنيم ؟ كدوم ابا عبدالله ؟!

و ما نسل به جا مانده ، اين چيزها خيلي بايد برامون اهميت داشته باشه . ما بازمانده كساني هستيم كه واقعا نشون دادن عشق يعني چي ، ايثار يعني چي ، مقاومت يعني چي ؟ پيروزي يعني چي ؟



کانال تلگرام رهپویان
 سید جلیل: سلام واقعا دست مریضاد کارتان عالیست فقط ایکاش متن را کامل بنویسید اجرتان با ابی عبدالله
پنجشنبه 2 خرداد 1392
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات