برنامه آينده
کاروان زیارتی مشهدمقدس
29 تیرماه الی 5 مردادماه98

باحضور :
حجت الاسلام انجوی نژاد

مداحان :
حاج احمد واعظی
حاج مهدی اکبری
حاج امیر کرمانشاهی
کربلایی وحید شکری


رهپويان




یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 نسخه چاپی
متن سخنرانی | سیاست عاشورا «2»

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
موضوع : سياست عاشورا «2»


بحث جلسة قبل سياستِ‌ عاشورا بود و امشب قسمت دوم اين بحث را ادامه  خواهيم داد ، در جلسة قبل در موردِ « ابا عبدالله (ع) و ثراه ، حلَّت بفنائك ، وتر الموتور ، سلام ، ذريه و لعن » صحبت كرديم و مراتب لعن رو گفتيم كه چه كساني رو بايد لعن كنيم و« اَسَّسَت اساس الظلم و موحدين » رو توضيح داديم .
« و بالبرائت من اشياعِهِم و اوليائهم » اولين كلمه ، كلمة برائت : ما دو نوع شيعه داريم ، اولين نوع شيعه سياه ، شيعه اي كه فقط ظواهر اركانِ‌ دين براش مهمه و انجام مي ده . بطور مثال : خيال مي كنه منظور از برائت اينِ كه توي خونه بشينه و فقط لعن كنه . در صورتي كه « اللهم العن » در صورتي صحيح است كه همراه با برائت باشد . برائت مرتبه داره ، مرتبه اول : ميگن كه آقا دشمنان اسلام رو لعن كن و در دلت هميشه كينة آنها را داشته باش . اما آيا اينكه فقط خليفة  اول و دوم و سوم و اصحاب و عمربن سعد رو لعن كني و بعد هم منتظر بشيني كه امام زمان (عج) ظهور كنه و اونا رو از قبر بيرون بكشه و به آ‌تيش بكشه تا دل ما خنك بشه كافيه ؟ آيا زيارتِ عاشورا مي خواد تو رو بنشونه تو خونه ؟ نَه ، زيارت عاشورا مي خواد تو رو هُل بده توي متنِ جامعه . و توي جامعه بودن ، لازمه اش برائت هست .
دومين مرتبه برائت ، اعلامِ موضع هست . درسته كه در اسلام تقيه داريم ، اما يه وقت هست اعلام موضع نمي كني ، يه طوري صحبت مي كني كه نه سيخ بسوزِه و نه كباب ، طوري برخورد مي كني كه به كسي بر نخورِه ، همه دوستت داشته باشن ، يه بار ، يه نفر اومد سمت پيغمبر اكرم (ص) و گفت : آقا شما مُبلّغ مي خوايد براي قبايل مختلف ؟ گفتند كه بله ، گفت : خوب من رو انتخاب كنيد براي قبيلة‌ خودمون ، گفتند : مگر تو چه خصوصياتي داري ؟ گفت : كه من تو قبيلة خودمون يه جور رياستي دارم كه همه از من راضي هستند . آقا فرمودند : همه ؟! يعني يك نفر هم نيست كه از دست تو ناراضي باشه ؟ گفت :‌ نه همه راضي هستند . آقا فرمودند : من همچين كسي رو نمي خوام . تو منافقي ! گفت :‌ چرا ؟ پيغمبر (ص) پاسخ دادند : مگر مي شه كه همه از دست تو راضي باشن ؟ آقا شيعه نمي تونه يه طوري رفتار كنه كه نه سيخ بسوزه و نه كباب ، قلْ يا ايها الكافرون لا اعبدُ ما تعبدون . ( من نمي تونم براي شما كوتاه بيام ، آقا من نمي تونم جلوي دشمنان كوتاه بيام . ) زيارت عاشورا مي فرمايد : برائت لازم هست ، اعلام موضع لازمه و صد البته كه اعلام موضع دردِسر داره ، وقتي مياي و ميگي من مؤمن  هستم ، من معتقدم ، يعني اين كه دردسرها رو به جون خريدي . ممكنِ موردِ تمسخر قرار بگيري ، در يه جمعي كوچيك بشي ، بعضي از اين طلبه ها از من مي پرسن كه ميشه ما طلبه باشيم ولي لباس نپوشيم ؟ ته دلت چيه ؟ خجالت مي كشي لباس بپوشي ؟ بابا اعلامِ موضع كن . آقا روحانيت دچار مشكل شدند ، تحت فشار هستند ! خُب تو يه كاري كن كه يه آخوند خوب باشي ، مردم به تو نگاه كنن و بگن نه تو آخوندا خوب هم بسيارِه ، چرا خجالت مي كشي اعلام موضع كني ؟!
يكي از دوستانِ جبهه رو در دانشكده ديدم ، ريش هاشو از ته زده بود ، تعجب كردم ، پرسيدم : خبريه ؟! گفت : آخه استاد ما به ريشي ها نمره نمي ده ، گفتم بابا خيلي زود كوتاه اومدي تا ديروز جونت كف دستت بود ، امروز چي شد ؟
اعلام موضع كن ، نه اينكه تا كانون مياد چادر كنه سرش ، بعد كه بيرون ميره چادرش رو در بياره ، زيارت عاشورا يه گروهي مي خواد كه 72 نفر جلوي 000/30 نفر بايستن ، اعلامِ‌موضع كنن و خجالت نكشن ، در جَو آب نشن بلكه خودشون برن جو رو حركت بدن ، زيارت عاشورا يه همچين كسي رو مي خواد . پس يه مؤمن بايد اعلام موضع كنه .
و سومين مطلب : اعلام بيزاري و  عداوت . نمي توني بگي مرگ بر يزيد ولي توي خونت بشيني ، بايد بري كربلا ، بايد بيزاريتو نشون بدي . دلت خوشه كه 40 سال زيارت عاشورا مي خوني ولي يكبار هم تا حالا عداوتتو به دشمن نشان ندادي ، تو همون نبودي كه وقتي بچه ها مي رفتن جبهه تا عداوتشون رو به دشمن نشون بدن مي گفتي كه : كربلا را بگذاريد كه حج در پيش است ! گفت آرام بخسبيد فرج در پيش است ! گفت ريگ در نعل فرو هشتة ما نپسنديد ! گفت جنگ و جدل از مرد دعا نپسنديد ! اين دعا به چه درد مي خوره ؟ چرا فكر مي كنيد كه خداوند ما رو خلق كرده و يه زبونِ صوتي بهمون داده كه حرف بزنيم و واسمون ثواب بنويسن ، چرا ما اينقدر ظاهربين شديم ؟ پس بايد كار كنيم ، بايد عداوتمون رو به دشمنا نشون بديم ، و چه كساني دشمن ما و اسلامند ؟ « اشياعهم و اتباعهم و اوليائهم » . يكي از مسائل بسيار بسيار خطرناكي كه قبل از انقلاب كما بيش باب بود و امام (ره) اومد و اون رو از بين برد ولي الان دوباره باب شده اين است كه تمام حواسِ شيعه رو متوجه كنند به اين كه دشمنِ تو سه نفر بيشتر نيستند : خليفه اول ،‌ خليفه دوم و سوم . هرجا مي ري بايد اين سه تا رو خراب كني ، هرچي لعنِ‌ به اين سه تا بگي ، هرچي اختلافِ توي مملكت جمهوري اسلامي زير سر اين سه تاست ، آقا جونِ من ! و مِنْ اشياعهم و اتباعهم و اوليائهم ، اگر مي خواي لعن كني اول ببين رهبرت چي مي گه ، اگر ميگه لعن كن ، لعن كن . اگر اجازه نمي ده ، لعن نكن بي زحمت ! نمي خواد كاسة داغ تر از آش بشي . روزِ قيامت رهبرت جواب مي ده تو نمي خواد شور بزني ، اين نكتة اول ، و نكته دوم اگر اونا رو هم مي خواي لعن كني كه بايد اين طور باشي ، با تقيه !!
در جامعه امروزِ ما بگرديد و دشمنان امروز رو هم پيدا كنيد ، خدا رحمت كنه حضرت امام (ره) در اوايل انقلاب مي گفتند  يكي از علماي حوزه به ما مي گفت مُنّي ، گفتند : مُنّي ديگه چيه ؟! گفته بود يه چيزي كه نه شيعه است و نه سني ، ميشه مُنّي ، چرا ؟ جواب داده بود چون حكومتِ شيعه اومده دستش بايد هرچي سنيِ گردن بزنه ولي برداشته مي گه وحدت ! چهار تا سني توي يه دهاتي ، توي استان فارس و اين ور و اون ور افتادن بيايم به اونا گير بديم ؟ أي بابا !! ما خيلي از اين حرف ها بالاتريم اونا كه اقليت هستند . بله اگر تظاهراتي كردند ، خواستند خللي بر فكر ما ايجاد كنند بايد با آن ها مقابله كرد و كسي هم حق نداره جو سازي كنه ، ولي اگر خواستن تمام توجه ما رو ببرن طرف اهل سنت بدونيد اين از طرح هايي هست كه دشمن داره پهن مي كنه ، و بعد بايد براي فكر و عمل مون در برابر دشمن برنامه ريزي كنيم ، كه آقا چيكار بكنيم ، چيكار نكنيم ؟ دشمنا كيا هستند ؟ چيكار مي كنن و ما بايد توي اين دهه چيكار بكنيم ، و بعد نكته مهم اين است كه اشياع و اتباع اوايلِ كار خيلي شعارهاشون به ما نزديك هست . اگر روز اولي كه امام حسين (ع) اومد كربلا و قرآن مي خوند ،‌ لشكرِ عمر سعد هم قرآن مي خوند ، شعارشون خيلي به هم نزديك بود ، قرآني كه بر زبان علي (ع) بود بر نيزه هاي معاويه هم بود ، خيلي به هم نزديك ، نزديكِ نزديك . ولي بعد نگاه مي كنيم كه يواش يواش فاصله ها و تفاوت ها خود را نشان مي دهند . در بحث جهات بهت مي گن مثلاً در جهتِ 24 درجه شمالي حركت كن و تو در جهت 25 درجه بري ، يه درجه است و توي جهت معلوم نيست اما وقتي جلوتر مي ري اين درجه باز ميشه ، تا آخر مي بيني كه راه اين جا بوده و تو اونجايي .
اول كار دشمنا شعارهاشون خيلي نزديك به شعارهاي ما هست . بايد خيلي دقت كنيم ، اگر ما ميگيم آزادي و خيلي خوب و به جا هم ميگيم ، اگر مي گيم اصلاح طلبي ، بايد توجه داشته باشيم كه بين آزادي و اصلاحاتي كه از زبان اسلام گفته مي شه با آزادي و اصلاحاتي كه از زبان آمريكا گفته مي شه بايد تفاوت ماهوي قائل باشيم ، ( تفاوت ماهوي مي دوني يعني چي ؟ ) يعني اينكه اينا از ريشه با هم تفاوت دارند ، قصد ما از آزادي چيز ديگه ايه ، و قصد آمريكا چيز ديگه ، شعار دشمنان اول كار به شعارهاي ما نزديكه ، اگر با شعارهاي اونا حركت كني و جلو بري مي بيني كه يك درجه اختلاف چقدر تو رو جدا كرده ، اگر كلامي در اين مملكت گفته مي شه بايستي آفاتِشو در نظر داشته باشيد ، مراقب باشيم كه دشمنان نتوانند سوء استفاده كنند ، وگرنه ديگه نمي شه جمعش كرد ، اگه ما ميگيم آزادي بيان ! نه اينكه مردم هرچي دلشون مي خواد بگن ، راحت باشن ، يهو ديدي مي ريزن شيشه ها رو ميشكنن نمي شه جمعش كرد ، يه دفعه مي ريزن زن و مرد رو از ماشين مي كشن پائين و بدترين توهين ها رو بهش مي كنند ، خوب دقت كنيد :‌ هر چي ما ميگيم اونا يه برنامه اي روش مي ريزن ، خُب از اينجا به بعد ، بحث تاريخي مي شه ، و بايد شما گريه كنان و هيئت هاي حسيني اينا رو بدونيد ، خيلي زشته كه يه گريه كنِ حسيني ندونه كه امام حسين (ع) چند تا بچه داشتند ، بعد در زيارت عاشورا ، آل زياد و آل مروان رو لعنت مي كنه .
عرض كنم كه مؤسس آلِ مروان ، مروان بن  حكم است . بعد عبدالملك مروان كه از پدرش بدتر بود ، بعد سليمان بن عبدالملك بن مروان كه يه چيزي از پدر و  پدربزرگش بدترتر ! بعد يه دفعه نواده شون چي شد ؟ شد عمربن عبدالعزيز بن سليمان بن عبدالملك بن مروان !! ( عمربن عبدالعزيز ) ببين نسل اندر نسل فاسد بودند اما يهو يكي در ميانشان در مياد مثل عمربن عبدالعزيز !  اونايي كه اعتقاد به جبر ژنتيك دارن اين رو داشته باشن .
عمربن عبدالعزيز از همون اولش شاگرد يه استادِ خوب شد ، آرام آرام بذر محبت علي (ع) در دلش كاشته شد ، تا به جايي رسيد كه اين معلم رسماً به عمربن عبدالعزيز كه ديد داره علي (ع) رو در قنوت لعن مي كنه ، گفت : چرا علي (ع) رو لعن مي كني ؟ گفتش : چون پدرم لعن مي كرده ، مردم لعن مي كردند ، من هم لعن مي كنم ، بعد اين استاد براش توضيح داد كه علي (ع) چيست و علي (ع) كجاست . اين مطلب در ذهن عمربن عبدالعزيز بود تا اينكه به خلافت رسيد ، اولين كاري كه كرد گفت : لعن به آقا اميرالمؤمنين (ع) بايد حذف بشه ، ديگه هيچ كس حق نداره اين كار رو انجام بده و حمد و ثنا به جاش قرار داد كه تا همين الان ادامه داره ، و بعد از عمربن عبدالعزيز ، يزيد ابن عبدالملك پسر ديگه عبدالملك اومد روي كار ، اين زد كار رو خراب كرد . و بعد هشام بن عبدالملك پسر ديگش اومد روي كار و اون هم خراب تر از خراب و ابراهيم بن مروان بن محمد بن مروان بن حكم ، آخريش بود كه به دست بني عباس برچيده شد . و از اينجا بني عباس ، اومدن روي كار ، اولش با ادعاي خون خواهي اهل بيت (ع) كار رو شروع كردن ، و براي همين هم بود كه مردم با خودشون گفتند كه اگر ابومسلم خراساني قيام كرد و ايرانيان پشت سرش قيام كردند و بني اميه رو منقرض كردند و دادن دست عباسيان حتماً اين عباسيان آدمند ! چون اينا برادر زاده هاي اهل بيت (‌ع) بودند ديگه ! آخر فرزندانِ عباس و فرزندان پيغمبر (ص) با هم برادر زاده هستند ، خُب ، « اسرجت و الجمت و تنقبت لِقتالك » ، كساني كه زينت دادند و آماده كردند شمشيرها رو و زين ها و  اسب ها رو براي قتال شما ، جنگيدن با شما و فرماندهاني رو نام مي بره كه ابن زياد فرستاده به كربلا كه يكيش عمربن سعد بود . ديگري ، حربن يزيد رياحي ( كه توبه كرد ) ، 2 ـ شبي ابن ربعي ، 3 ـ شمربن ذوالجوشن ، 4 ـ حصين ابن نومير ، 5 ـ مجاربن حَجاج ، و مشهورترين تعدادي كه براي لشكريان اين ها گفتند ، 30 هزار نفر هستند كه اومدن به جنگ پسر پيغمبر (ص) و جالب اينكه وقتي حسين (ع) خودشو معرفي مي كرد ، گفتند كه حسين چرا تو خودت رو معرفي مي كني ؟ ما مي دونيم كه تو پسر فاطمه اي ، پسر علي (ع) و نوة پيغمبري ، و دنبالة زيارت عاشورا ، سپس وسايل تقرب به آقا ابا عبدالله رو معرفي مي كنه .
مي فرمايند « به موالاتكم و موالات وليكم و بالبرائت اعدائكم و ناصبين لكم الحرب و بالبرائت من اشياعهم و اوليائهم » ميگه تقرب حاصل نمي شود مگر با محبت به حسين (ع) ، اصحاب و جانشينانش ، ( اول بايد شما رو دوست داشته باشم ، شما رو كاملاً قبول داشته باشم ) .
بعد مي گه و موالات وليكم يعني چه ؟ يعني اول بايد به ولي عشق بورزي ، اگر ميگي من با كسي كار ندارم ، مگر با حسين (ع) مگر با علي (ع) ، مگر با امام زمان (عج) اين اشتباهه ، آخرش بايد يه ولي داشته باشي ، زيارت عاشورا داره مي گه ، جمهوري اسلامي داره مي گه ، آيا براي هنگام مريضي ، دكتر رو به ولي قبول نداريم ؟ ما در درس هامون ولي قبول نمي كنيم ؟ آيا ما در مسائل اجتماعي مون ولي نداريم ؟ به خاطر همين تو بايد ولي داشته باشي ، حالا اگر ميگي ما اين ولايت فقيه رو نمي خوايم ، خُب آزادي برو يه ولايت ديگه پيدا كن ، منتها بايد مطمئن باشي كه وليِّ تو تقوا داره ؟ ‌گناه نمي كنه ؟ عدالت رو رعايت مي كنه ؟ مطيع امر خداست ؟ اصلاً بدونِ ولي كارت نمي شه ، زيارت عاشورا داره
مي گه شما كه منتظر امام زمان (عج) هستيد بايد قبلش ، ولايت فقيه داشته باشيد .
دو راه دين ما بيشتر نگذاشته : 1 ـ خودت بري ولي بشي ، ( اجبار هم نيست ، خودت برو پزشك شو ، خودتو درمان كن و نسخه بده ) اينجا هم مي گه برو مجتهد شو و اگر مجتهد شدي ديگه نمي توني به فتواي مجتهد ديگه اي عمل كني ، بايد خودت به خودت فتوا بدي و عمل كني اما اگر نمي تواني و شغلت يه چيز ديگه هست بايد يه تكيه گاه داشته باشي ، در مسائل ديني بايد محور داشته باشي ، محوريتي كه همه قبول داشته باشن ، چه طوفان هايي در مملكت ما بود و بخاطر ولايت فقيه آرام گرفت ، چه قائله هايي كه بوسيله ولايت فقيه خوابيد ،‌ چرا ؟ چون به دين ما پيوند خورده ، و كسي نمي تونه مخالفت كنه ، بطور مثال اگر كسي بخواد به نماز بي حرمتي بكنه ، مردم مي ريزن تو خيابون ، چون نماز قداست داره و قداست بايد حفظ بشود ، بحث بحثِ محبت نيست . آقا من امام حسين (ع) رو دوست دارم خُب دوست داري ، چيكار كردي ؟ موالات باب مفاعلتِ ، ولايت يعني اينكه تو محبت كني و محبت ببيني و كار كني و كار ببيني و گزارش بدي ، نه اينكه هرچي حرف زد بگي قربونت برم ، چقدر قشنگ زد ، كيف كردم ، زيارت عاشورا مي گه به موالاتكم ، نگو به به ، كار كن ، گزارش بده ، انتقاد كن ، پيشنهاد بده ، تلاش كن ، علي (ع) خطبه مي خوند مي گفتند به به چقدر قشنگه ! ، چقدر زيبا !
آيت الله العظمي خامنه اي فرمودند كه : ( دقيقاً همون كاري كه سر علي اومد داره سر رهبري مي ياد )“  فقط مي گيد
به به ، خُب آقاي رئيس ، آقاي مدير كل ، آقاي معاون ، شما كه مي گيد به به ، عمل هم كنيد ” !
متن ادبي كه نخونده ، وقتي مي گه مبارزه با تجمل گرايي ، نگو به به ، عمل كن ! بايد مبارزه كرد تو مسؤولي مگر اكو هستي كه تكرار مي كني ؟! هر چيزي كه مقام معظم رهبري حفظه الله تعالي ميگن يا ميشه پوستر ، يا اعلاميه ، يا برنامه تلويزيوني ، خُب كمي هم عمل كن ! 16 ميليون دلار خرج سفرهاي خارجي ما شده ، همين سمينارها ، همين رفت و آمدها ، لابد جشنواره مبارزه با فقر هم بوده ! بعد ببينيد مردم براي بيست و سي هزار تومان چه كار مي كنند ؟! اي بابا خُب كفش مالِ روي زمينِ نه روي فرش . مردم دارن روي زيلو زندگي مي كنند تو مسؤولي توي اين مملكت برو مقام معظم رهبري رو ببين اون زيلوهايي كه آقا روش مي شينه ، ‌اونم خونه اشِ ، اونم محبتشِ ، اونم عملشِ ، اونم تفريحشِ ، خُب تو چي مي گي ؟
مهندس موسوي كه اون موقع ها نخست وزير بودند خودشون نقل مي كردند كه اوايل انقلاب شهيد رجايي به من زنگ زد و گفت شنيدم كه توي دفتر كارت يه فرش پهن هست ، اون فرش لازم نيست . جمعش كنيد ! گفتم چشم و مشغول كار شدم ، يك ساعت بعد زنگ زدن شهيد رجايي كه فلاني جمعش كردي ؟ گفتم : جمع مي كنم ، آقا با عصبانيت گفتند
جمعش كن ، سريع خودم گوشي رو گذاشتم و فرش رو جمعش كردم و گفتم اي بابا اين رو ببريد كه الان مشكل
پيش مي ياد !
فرش مي خواي تو دفتر چيكار ؟! نگو تو ظاهربيني به دو تا فرش گير دادي ، نه ! اگر اين رو تو تلويزيزن نشون دادي
بعد مي گن معلوم نيست اون پشت مشتها چه خبر است ؟ از همين جلو درست كنيم ، اگر مقام معظم رهبري چيزي رو
ميگن ، بابا جون تكرار نكن ، ‌اجرا كن ، تو زندگيِ خودت اجرا كن ، از تو كه هيچ كاره اي تا تو كه همه كاره اي ، اجرا كن ، پس «‌ موالاتكم و موالات وليكم » . تو روزي كه مردي خودت جواب بده به فاطمه زهرا (س) اما حالا هر ولي كه دوست داري انتخاب كن ، تو جواب خدا و جواب نفس خودت رو بده هر كي رو خواستي انتخاب كن ، خيالت راحت باشه كه كسي رو كه انتخاب مي كني ، دشمن براش كف نمي زنه آخه اگر دشمن دست زد يعني بايد ترسيد كه چرا تو دست
زدي ؟ من چي گفتم كه تو دست زدي ؟ امام (ره) فرمودند اگر دشمن گفت هورا ! بارك الله ! تو بترس .
و برات اثبات شده باشه كه ولي تو با خداست و هيچ كار غير خدايي انجام نمي ده و اگر جون هم بخواد مثل آب براش مي دي بعنوان مثال اينا رو عقل من درباره مقام معظم رهبري حفظه الله تعالي اثبات كرده و براش مثل آب خوردن جون مي دم ، زمان امام (ره) هم همين طوري بود ديگه ، امام (ره) مي گفتند بريد جلو بجنگيد ، چشم !
الان هم همين طوري و بعد يه نكته مهم اين كه پذيرشِ ولايت ، نورانيت مي خواد ، نورانيت ! اين رو دقت كنيد ، اگر توي يه محيطي كه نماز نمي خونن ، بري بگي ولايت ، نمي پذيرن اين مطلب رو ، داداشِ من بايد زمينه باشه .
 يه دفعه ، يه نفر كه در بخش سياست گذاري يكي از قسمتهاي وزارت هست گفت سمينار بذاريد براي ولايت فقيه . گفتم عزيز من اول برو بچه هاي دانشگاه رو نماز خون كن ، بيشتر بشن ، بهتر بشن ، اگر نماز نمي خونن ولايت رو
نمي پذيرن ، بايد اول به يه درجه اي از تقوا و ديانت برسن ، بعداً .
پس دقت كنيد كه براي تبليغ ولايت زمينه رو بسازيد و غلو هم نكنيد بي زحمت ! غلو نكنيد ، چون در حد خودش بدترين راه تبليغ هست . مثلاً به بنده كه حجت الاسلام هستم بگن حضرت آيت الله العظمي ! و اين بدترين راه براي تبليغ است .


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات