برنامه آينده
کاروان زیارتی مشهدمقدس
29 تیرماه الی 5 مردادماه98

باحضور :
حجت الاسلام انجوی نژاد

مداحان :
حاج احمد واعظی
حاج مهدی اکبری
حاج امیر کرمانشاهی
کربلایی وحید شکری


رهپويان




یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 نسخه چاپی
متن سخنرانی | سیاست عاشورا «3»

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
موضوع : سياست عاشورا «3»


در جلسات قبل برائت رو معنا كرديم ، «  اسس اساس ذلك بني عليه بنيان و جري في ظلمه و جوره عليكم بموالات و موالات وليكم » رو هم شرح داديم ، از امشب توضيح اعدائكم رو شروع مي كنيم تا ببينيم خدا چي مي خواد ؟ ببينيد خود كلمة‌ عدو رو مي شه در معني جمع استعمال كنيم ، مثلاً وقتي مي گيم دشمن ،‌ مي شود بگيم كه مقصود همه دشمن ها هستند . يعني وقتي مي گيم آمريكا عدوّ ماست ، نه اينكه آمريكا يه نفره ، يعني آمريكا يه تعداد زيادي از دشمنان ما رو شامل مي شه . در اون زمان هم لشكرِ ابن زياد ، عدوّ آقا ابي عبدالله (ع) بودند . اما وقتي مي گه اعدائكم ، يعني اينكه به تعدادِ اين عدو كار نداره ، بلكه به انواعش كار داره ، مقصود اين است كه دشمنانِ اهل بيت (س) ، دشمنان خداوند ، دشمنان اسلام ، دشمنان دين ، دشمنان عدالت ، دشمنان معنويت ، هواپرستان ، نفس دوستان ، گناه دوستان ، ظالمان ، مستكبران ، تعدادشون مهم نيست . بلكه نوعِ دشمني شون مهمِ . يعني عدو در جبهه هاي مختلفي قرار مي گيره ، جبهه 1 ، جبهه  2 ، جبهه 3 كه جمع اش ميشه اعداء . پس بايد حواسمون جمع باشه ، دشمنِ ما الزاماً اوني نيست كه رو به رومون بايسته ، شمشير بكشه ، اين يه نوع از دشمنيش هست اما اگه ديد كه با شمشير موفق نيست ، ميره رنگ عوض مي كنه ، از يه طريق ديگه وارد مي شه و كار رو به نفعِ خودش به سامون مي رسونه . حالا ما مي خوايم اعداء رو باز كنيم : من يه چارت كلي از اعداء خدمتتون بدم تا اين دو سه جلسه ، كلافِ مطلب رو گم نكنيد . و بعد خيلي ريز و مختصر به توضيح مي پردازيم . اولين جبهة اعداء ، جبهة اعتقادي است كه در اين جبهه ، مواردي مثل مليت ، جمهوريت ، جهاني شدن ، دموكراسي ، آزادي ، اومانيسم ، فيمينيسم ، تكثرگرايي ، ظاهرسازي ، تخدير در هيأت مذهبي و … مطرح است . دومين جبهه ،‌ جبهه نوشتاري است  كه در آن مواردي مثل : نوشتارِ سياسي ، داستان طنز ، انتشار كتابهاي شبهه برانگيز و … وجود دارد . سپس جبهه هنري و ورزشي ، اعداء نظامي و جبهه اي تحتِ عنوان مفاسد اجتماعي . ما اعداء رو در اين پنج گروه تقسيم كرديم . و همون طور كه ديديد تعدادشون خيلي زياد است و خوب بايد دل بديد تا دشمن مون رو خوب بشناسيم ، چون تا دشمن شناخته نشه ، شايد گول بخوريم ، چون خيلي از دشمنا در لباس دوست مي يان جلو ، پس بايد مراقب باشيم .
اول جبهه اعتقادي : اعداء از نظر اعتقادي چيكار مي كنند ؟ اولين كاري كه مي كنند ، اين است كه مليت را از اسلاميت بالاتر قرار مي دهند ، يعني آنقدر به من و شما القاء مي كنند كه تو ايراني هستي ، تا يادمون بره من و شما مسلمونيم . اگر ما مسلمون و شيعه هستيم بايد چشممون رو ببنديم و هرچي قرآن گفته بگيم چشم . در اينجا قرآن مي فرمايد : “ اِنَّ اَكرَمَكم عند الله اتقاكم ” برترين شما نزد خدا ، باتقواترين شماست . اگر يك ايراني ، يك افغاني ، يك صرب و يك آمريكايي رو كنار همديگه بذاريم ، اسلام اول به تقواي اينا نگاه مي كنه ، اگر تقواي آمريكايي بالاتر از ايراني بود ، ديگه اسلام هيچ كاري نداره به اينكه اين كجايي بود ؟ نه اينجا كاري داره ، نه تو قبر كاري داره ، نه روز قيامت .
مطلب دوم : ما در جاهايي از قرآن داريم كه به ما توصيه مي كند كه از مليت خودتون جدا بشين ، بريد يك جايي كه بتونيد كمكي در راه خدا كنيد . “ الذين امنوا و هاجروا و جاهدوا علي انفسهم فاولئك هم الفائزون ” كساني كه ايمان آوردند و هجرت كردند از شهري به شهر ديگه ، از كشوري به كشور ديگه .
يه وقت يه بنده خدايي به من مي گفت : آقا شما مي گين ، يعني ما مليت نداشته باشيم ؟ گفتم من يه سوالي از تو مي كنم ، شما بگو ببينم اگه الان بهت بگن به لبنان حمله كردند و دارن مردم رو تيكه تيكه مي كنند ، و شما
مي تونيد بريد حمله كنيد و كمك كنيد .  شما مي ريد يا نه ؟ گفت : بله ، برا اينكه ما مسلمونيم . اول مسلمونيم بعد ايراني ، اگر يه وقت دشمن چه به لبنان حمله كرد ، چه به ايران ، وظيفة ما يكسان مي شه . فرمودند : “ حب الوطن من الايمان ” . البته اين حب الوطن من الايمان كه روايت از معصوم است و ترجمه اش واضح است و ترجمه نمي خواد اما يه معني عرفاني داره كه منظور از وطن ، اون مرغ باغ ملكوتم  نيم از عالم خاك است . حب الوطن يعني ميل به مرگ ، يعني ميلِ به اينكه بره به سمت خدا . ولي حالا اون معناي عرفانيش رو كاري نداريم . امام گفتن : حب الوطن ، كجا گفته ؟ در جايي كه اسلاميت رو گذرونده باشي ، مثلاً شب عيد نوروز تلاقي پيدا كرده با محرم . خُب مردم بايد كدوم رو بگيرن ؟ معلومه كه محرم رو . چون همة ايران الحمدلله حسيني اند . ديگه طبيعيه ! اصلاً اينا سؤال نداره ، اگه يه وقت من و شما از روي ضعف و بچگي فكر كرديم يه خاك ارزشش از خدا و دين بالاتره اين اشتباهه . ولي اعداء دارن يواش يواش اين مطلب رو به ما القاء‌ مي كنن و مطمئن باشيد كه در اين القاء‌ پيروز نخواهند شد .
نكته بعدي : بحثِ جهاني شدن است . امروزه يك اتفاق داره در جهان مي افته تحت عنوان جهاني شدن ، يعني دارن مرزها رو برمي دارن . بخشي از اين كار در اروپا انجام شده ، ديديد دارن واحد پول رو يكسان مي كنند ؟ فردا ممكنِ مرزهاي بين قاره ها رو هم بردارن ، يعني دارن جهان رو با اهداف اقتصادي يك دست مي كنند ، يه وقت هست شما در دو تا مغازه كار انجام مي ديد ، يه وقت هست مي گين توي  اين خيابون هرچي مغازه هست مال منِ ، اوني كه هرچي مغازه هست دستشِ مطمئناً از اوني كه دو تا مغازه داره جلوتره و اين دو تا رو هم حذف مي كنه ، الان در جهان دارن كارتل راه مي ندازن . يعني مؤسسه هاي به هم پيوسته كه تمام بازار رو دست مي گيرن . مثل همين ايران خودمون كه فلان جا برمي داره شركتهاي زنجيره اي راه مي ندازه ، مثلاً كلِ محصولات كيك كشور رو دست مي گيره ، هرچي كيك و كلوچه فروشي كوچيك ، كوچيكه مجبوراً بِكِشن كنار ، بيان از اين بخرن . چون كار هرچي در مقياس بزرگتر انجام بشه سود كمتري مي توني روي كالات بكشي ، خُب اين سود كمتري مي كشه ، اون مغازه دار هم نمي تونه اينقدر كم سود ببره ورشكست مي شه ، نتيجه مي گيره كه بياد از اين بخره . يعني مي خوان جهان رو از نظر اقتصادي يك دست كنن ، ممكنه ، از نظر سياسي هم يكدست بشه ، مثلاً آمريكا مي خواد از نظر نظامي هم يكدست كنه كه فعلاً نتونسته و انشاء الله نخواهد تونست .
حالا ما دو تا كار مي تونيم بكنيم : 1 ـ با اين كنار بيام . 2 ـ حذف بشيم . اما سومين كاري كه الان ما مي خواهيم بكنيم اينه كه باهاش كنار بيايم ولي تبعاتش رو قبول نكنيم چون چاره اي نيست غير از كنار اومدن . فردا مثلاً تمام شركتهاي استان فارس رو مي گيرن ، همه مؤسسات و كارخانجات و بيمارستان ها و مدارس مي افته دست بخش خصوصي . شما مي شين كارگر اون شركت ، مهندسِ اون شركت ، دكتر اون شركت . بعد خيلي عادي به شما مي گن : آقا مملكت آزادِ ، شما ديگه تو اين مجموعة ما ، بي زحمت حزب الله بازي در نيار ! دعوا هم نداريم با هم ، يا حزب اللهي نباش يا التماس دعا ، برو يه جاي ديگه كار كن . مي گه : اين كارخونه مال من هست يا نه ؟ من داداش ! نه پايگاه مقاومت مي خوام ، نه هيئت مي خوام ، نه عزاداري مي خوام ، نه براي من گريه و زاري رو بياريد ، نه اين قيافه ها رو قبول مي كنم ، خيلي مرتب بايد بياي برام تو كارخونه ام كار كنيد ، هيچ زوري هم بهت نمي كنم ، مي خواي نياي ، نيا برو تو خيابون ول بگرد ! گدايي كن !
يعني اين جهاني شدن در حقيقت يك پروژه است براي بي دين كردن ما ، بايد جلويش وايسيم و تبعاتش رو نگه داريم . شما كه مشتاتون رو گره مي كنيد و ميگيد ؛ مرگ بر آمريكا ! اگر كه همين طوري بيكار بشيني و دست رو دست بذاري و نريد خودتون رو بالا بكشيد ، جهان رو نگيريد ، فايده اي نداره ، اغلب فرار مغزاي ما براي اينه كه ماها نشستيم دست رو دست گذاشتيم ، اگر نريد پيشرفت كنيد ، ده سال ديگه نمي توني نمازت رو اول وقت بخوني ، چون مي گه : ببخشيدا ، الان وقتِ نماز نيست ، بايد كار كني ، بعداً قضاشو بخون ! زور هم بهت نمي گم . اگه نمي خواي برو بيرون . كسي ديگه أي هست ، مي ياد جات كار مي كنه ! حالا دقت كنيد : اولين كشوري كه در تاريخِ جهان ، جمهوري اسلامي شد ، جمهوري اسلامي پاكستان هست ، مي دونيد تعطيلِ رسمي جمهوري اسلامي پاكستان چه وقت هست ؟ يك شنبه ها هست در حالي كه جمعه ، عيد مسلمانان و روز تعطيلي است ! اما بهشون گفتند : ببينيد ! اگه ما جمعه رو تعطيل كنيم ، يك شنبه هم تعطيل باشه دو روز از اقتصاد جامعه عقب مي افتيم ، جمعه ما تعطيليم و يكشنبه اونا تعطيلند دو روز عقبيم . بنابراين مجبوريم يك شنبه ها رو تعطيل كنيم و جمعه ها رو كار كنيم . يعني اين جهاني شدن دين رو داره دست كاري مي كنه ،‌ فعلاً يك شنبه رو تعطيل كردي ، فردا وقت نمازتو هم بايد تعطيل كني ، پس فردا نمازات رو بايد شب ، قضا ، با هم بخوني ، اين روالش هست . پشتِ اين چيزها فكر خوابيده ، دشمنان ما جيبشون به قدر كافي پول داره ، حالا افتادند دنبال دين ما ، بعد مي ياد چيكار مي كنه ؟ مي ياد به شما مي گه : تو هزار تومان پول داري ؟ مي گي بله ، مي گه : اينو بذاري تو بانكِ خودت ، چقدر سود بهت مي دن ؟ مي گي : مثلاً ماهي 180 تومان مي دن ، مي گه من ماهي 600 تومان بهت مي دم ، بعد اونايي كه فريب خوردند ، مثل دولت عربستان مي ياد چيكار مي كنه ؟ مي ياد همين پول رو ور مي داره مي ذاره تو حساب اونا كار كنه ،‌ همين الان قريب به سي ميليارد تومان پول عربستان در بانكهاي آمريكاست . بعد آمريكا با همين پول چيكار مي كنه ؟ مي ياد تو خودِ عربستان كارخونه مي زنه ، با پولِ خودش سود در مي ياره ، باز يه مقدار از اين سود رو مي ده به عربستان ، و بقيه اش رو دوباره مي ذاره در بانكهاي خودش و الان اگه عربستان يه وقتي بگه من نمي خوام زير بار زور شما برم ،‌ خيلي راحت مي گه نرو و در ضمن اينجا هم شما حساب ندارين . چقدر راحت پولاي ما رو زمان شاه از ايران بردن و بلوكه كردن ، بعد عربستان بايد بره نون خشك بخوره ، اينو مي خوان از ما ! نگو حكام سعودي بي عرضه هستند ،‌ اينا اگه عرضه هم داشته باشند ديگه نمي تونند رها بشن . تموم شد رفت !
اينا اعداء‌ ما هستند : اگه چشماتو ببندي بگي آقا بذار سرمايه هاي خارجي وارد بشه ، خيلي خُب مي شه . ولي اينا همش بايد مراقبت بشه عزيز من ! بايد مراقبت بشه ، اگر قرار توسعه اقتصادي ما به هر قيمتي باشه ، مطمئناً آمريكا در عرض دو ماه توسعه اقتصادي مي ده ، همه چيز رو هم ارزون مي كنه ،‌ اما ما دينمون مي گه “ هيهات من ذله ” ، در دينِ ما شكم مهم نيست ، عزت مهم است . بله متأسفانه مسلمونا بخاطر برهه هاي استعمار ، الان از جهان عقبند ، اما اين براي ما مهم نيست . ما نمي خوايم به هر قيمتي به اونا برسيم ، وقتي مثلاً آلمان پيشنهاد بده آقا من فلان جزيره شما رو مي خرم ، مگه نمي گي وضع مملكت خرابه ، اينقدر هم سالانه بهت سود مي دم ، فقط قربون دستت ما اونجا پليس مُليس نبايد داشته باشيم ، خُب اين چي مي خواد غير از اين كه يك قسمتي باز كنه فقط برا اينكه رو مملكت ما از نظر فرهنگي كار كنه ؟
ديگه چيكار مي كنه ؟ مي ياد يه سري صحبت هايي مي كنه تحت عنوان رأي مردم . براتون گفتم جلسه قبل كه مردم ما مسلمونند ، ما مي گيم اول خدا و اهل بيت (س) بعد حرف و نظر ما . اين قاعدة ماست و به هر ايراني هم بگي ، اين سه تا رو قبول داره . اما اعداء مي يان روي رأي مردم پافشاري مي كنند ، مثل اولين باري كه در سقيفه بني ساعده ، رأي مردم ملاك شد و نه حرف پيامبر (ص) اين جا رو هم همين جوري مي كنن . اما من يه سؤال تو ذهنمه كه اين سؤال هنوز هم بي جواب مونده ، يه روز از يه بنده خدايي كه طرفدارِ سرسخت و متعصب انتخابات و رفراندوم بود پرسيدم : شما كه اينقدر سنگ رأي مردم رو به سينه مي زنيد ، آيا اگر يه روزي برسه كه از دو ميليون جمعيتِ شيراز ، يك ميليون و پانصد هزار نفرشون بگن ما ديگه جمهوري اسلامي نمي خوايم ، ما ديگه دين اسلام رو نمي خوايم ، ما مي خوايم يهودي بشيم ، تكليف اون پانصد هزار نفر بقيه چي مي شه ؟ آيا باز هم رأي گيري مي كنن ؟ آيا باز هم رفراندوم مي دن ؟ يا نه بايد بقيه تابع نظراتِ اكثريت بشن ؟ يك عده مي گن : بله آقا اشتباه از خودمون بوده ، يك ميليون و پانصد هزار نفر رو تو شيراز از دست داديم ، بايد به رأي مردم تن در بديم ، دوباره كار كنيم رأي شون رو بدست بياريم ، خيلي خُب ، اين قابل قبول است ، اميرالمؤمنين (ع) هم تقريباً همچين كاري كردند اما اگه همين يك ميليون و پانصد هزار نفر اومدن  قانون گذاشتن كه شما طبق اين قانون نبايد نماز بخونيد ، نبايد حجاب داشته باشيد اونجا بايد چيكار كنيم ؟ اونجا هم باز بايد تن بديم به رأي مردم ؟ اينجا ديگه طرف ساكت شد ، يك كم فكر كرد ، تعجب مي كنيد اگه بگم كه بعد از مدتي فكر كردن گفت : عقل جمعي كه اشتباه نمي كند ، لابد بايد حجاب هامون رو برداريم !! اين فكر خطرناك است . تا امروزش رو من قبول دارم ، فرداش رو هم قبول دارم ، ده سال ديگه اش رو هم قبول دارم ، اما اين فكراي مسموم بالاخره كار خودشونو
مي كنن .  يعني چي كه خداوند نمي گذاره عقل جمعي اشتباه كنه ؟ پس صدر اسلام ، اونايي كه امام  حسين (ع) رو كشتند ، كار درستي كردند ؟ بايد مي كشتند ؟ جمع بودند ديگه . سي هزار نفر بودند . اينكه آخرش بگن : ما كه نظام اسلامي نخواستيم ، قانون وضع كرديم ، تو هم حق نداري تو مملكت حجاب داشته باشي ، و تو هم تسليم بشي و حجابت رو برداري يا نمازت رو نخوني كه درست نيست . اين تفكر مسموم است ، ما در اسلام ، دموكراسي به اين معنا نداريم . تو اسلام نداريم كه بعنوان مثال اگر جامعه آمريكا تصويب كرد فلاني رئيس جمهور ما بشه و مي شه و اين رئيس جمهور تصويب كرد كه بايد به اسرائيل كمك كنه كه مي كنه و اسرائيل تصويب كرد كه بزن هرچي مخالف داري رو تيكه تيكه كن كه مي كنه ، اين درست نيست . اين خطر در بطن دموكراسي هست ، مراقب باشيد ! اين دموكراسي را ما قبول نداريم .
خُب قدم بعدي چيه ؟ ببينيد اين عين جمله اي است كه پدر دموكراسي ، همون كسي كه دموكراسي رو معرفي كرده ، گفته كه : دموكراسي بدون ليبراليسم محكوم به شكست است . يعني مي گه دموكراسي و ليبراليسم با هم برادرند ، اصلاً اينها رو نمي شه از هم جدا كرد . ليبراليسم يعني هرچي مردم مي گن بايد قبول كني ، دين مداري رو ولش كن . تقريباً يه چيزي تو مايه هاي تركيه . و يه سري واژه هايي كه ما بخاطر اين واژه ها انقلاب كرديم ، مثل ايثار ، مثل شهادت ، مثل ولايت ، اينا اصلاً در دموكراسي جايي نداره . اين دقيقاً عين جمله اي است كه يكي از عزيزان ، به اشتباه فرمودند كه : در دموكراسي جايي براي ايثار نيست . اين باز يعني خطر ! اين يعني درد ، بابا ما در مملكت ديني هستيم ، ما مسلمانيم ، ما بذل جان و نفس جزء آيات قرآني مون هست ، پس ما براي چي چي انقلاب كرديم ؟ خُب انقلاب نمي كرديم ، ديگه الان از دروازه هاي تمدن بزرگ هم گذشته بوديم ، انقلاب كرديم چيكار ؟ ما دنبال نون نبوديم كه ، انقلاب كرديم ، ما دنبال اين بوديم كه مملكت ديني اسلامي داشته باشيم ، ما مدعي اين هستيم كه انشاء الله امام زمان (عج) بياد ، اين مملكت بشه مملكتِ اصلي امام زمان (عج) ،  پس ما براي چي انقلاب كرديم ؟ يا اينا رو به ما جواب بدن ، يا بيان رسماً بگن آقا ببخشيد ما اشتباه كرديم انقلاب كرديم ، تكليف ما هم مشخص بشه . ولي اينكه بگن ما انقلاب كرديم و انقلابي هستيم ، اهل نظام جمهوري اسلامي هستيم و بعد اين حرف ها رو بزنن يه مقداري با هم تناقض داره ، بعد مي يايم جلوتر . يكي از دشمنان اعتقادي ، كلمة آزادي است ، ما اين آزادي رو چون چهار جلسه بحث كرديم ، ازش مي گذريم ، عزيزان اگر مي خواستند اطلاعاتشون كامل بشه به اون چهار تا نوار يا جزوه مراجعه كنند ، فقط يك كلام خدمتتون بگم كه در غرب ، خودِ اونايي كه آزادي رو مطرح كردند ، مي گن آقا آزادي مرز داره ، مرز‌ آزادي هر كس تا مرز آزادي نفر بغل دستي است . عنايت كرديد ؟ مثلاً اگه بنده توي يك تاكسي نشستم ، راننده تاكسي هم نشسته ، اون آزاد هست نوار ترانه  گوش كنه ، اما من هم آزادم نوار ترانه گوش نكنم و اين دو تا آزادي چون با هم تلاقي پيدا مي كنه عملي نيست ! يه روز همسايه بغليمون در مشهد نوار ترانه گذاشته بود ، بلند . ما رفتيم در زديم گفتيم ببخشيد آقا ما هم اين بغل آدميم ، برا خودت بذار گوش بده ، گفت داداش من ! چار ديواري اختياري ! ما هم كه اون زمان بچه بوديم ، گفتم ، خُب آقا ببخشيد ، مزاحم شدم ، شرمنده ها ! خداحافظ شما ! اومدم تو حياط خونمون يك لاستيك ورداشتم آتيش زدم ، دود محله رو گرفت ، بوي گند همه جا رو ورداشت ، اومد در زد گفت آقا چه خبره ؟ گفتم چار ديواري اختياري ! تو چشت سوخت ، من داره دينم مي سوزه ! سر و صداي نوارت رو كم كن !
البته نرين اين زمان ، اينكارها رو بكنيد ! اون زمان ما بچه بوديم ،‌ اين قضايا مال دهه شصت هست . الان ديگه بحث گفتمانِ مؤدبانه هست ؟!
بعد مي يان چيكار مي كنند ؟ استفاده از آزاديِ بيان . ببينيد ! دين ما ، دين آزادي بيان است ، ما در سايت شيعه در اينترنت ، يه قسمتي داريم كه مبارز طلبيده ، كه آقايون هر كسي صحبتي داره بيان بحث كنيم ، دين ما ، دين آزادي كلام است ، اما با شيطنت مخالفيم . بعنوان مثال بنده بيام زنگ بزنم به همسر رفيقم و صدامو عوض كنم ، بهش بگم : خانم همسرتون داره فلان كار رو مي كنه ، اطلاع داري كه زير سرش بلند شده ؟ كه يكي ديگه رو
مي خواد ؟ خلاصه باهاش رفيقه ، بعدازظهرها با هم مي رن و مي گردن و فلان كار و فلان كار رو مي كنه ؟ آيا اين درسته ؟ آيا مي تونم بگم من آزاد بودم اين كلام رو گفتم ؟ زندگيِ يه خونواده از هم پاشيد چون من آزادي بيان داشتم ؟ معلمومه كه همه مخالفيد ، بعد همين شخص اگه بياد تو دين ما ، يه همچين غرضي رو دنبال كنه باز هم اشتباهه . بعنوان مثال : اگه من يه وقتي بيام بگم كه آقايون ببخشيد ، همه هم فيلسوف هستيد ، بنده اين ايراد رو در فلسفه دارم ، همه هم قبول مي كنند و مي گن بله حالا بيا جواب بگير يا قانع مي شن ، اما من برم تو دبستان بگم من اين ايراد رو تو فلسفه دارم ، و وقتي ايراد بگيرن ، بگم من آزادي بيان داشتم ، آيا اين درسته ؟ تو اگه دلت براي دين اسلام مي سوزه ، اگه دنبال حقيقتي ، برو در جايگاهش بحث كن نه در دانشگاه و حوزه اي كه اينا هنوز با الفباي اسلام خوب آشنا نشدن ، اصلاً تو همين كانون خودمون خيليا مي يان مي گن : چرا بحث هاي اين تيپي مطرح است ؟ چرا شما از پلوراليزم چيزي نمي گين ؟ خُب به پير به پيغمبر ! من اينا رو بلدم ولي عمراً نمي يام اينجا بگم ، اصلاً جايگاهش اينجا نيست ، آخه عوام چي مي فهمن ؟ ممكنه اينجا صد تا دكترم بياد بشينه ولي منبر ، منبر عوام است ، مرحوم آقاي فلسفي رحمه الله عليه فرموده بودند : منبر بايد يه جوري باشه كه عوام بفهمند ، خواص بپسندند . اينكه من برم تو روزنامه ها اين ور ، اون ور يه چيزايي بگم ، بعد هم درست مشخص نشه ، درست شرح داده نشه ، درست توضيح داده نشه و بصورتِ ابهام باقي بمونه كه درست نيست . يكي بود مي گفت : من اصلاً نقد بحثهاي مبهم رو نديدم ، گفتم : خوب بخاطرِ اينه كه نقدِ اين جور بحث ها اصلاً نيست . براي اينكه كتابفروشي هاي ما رو قبضه كردند ، فقط شبهه مي ياد ، نقدش رو نمي ذارن بياد . شبهه با تيراژِ چهل هزار تا و 15 بار چاپ مي ياد تو جامعه ما و نقدش با تيراژ 3200 تا . اصلاً گير نمي ياد ، شبهه عاليِ ، بايد شبهه باشه ، بايد متفكريني باشن كه در دين ما شبهه كنند و جواب بدهند تا كفار نتونند اين شبهه ها رو راه بندازن ، اما اگه يك كسي بياد اين شبهه رو به غرض تو جامعه اي كه كشش اين شبهه رو ندارن بگه ، و نَگِه اين شبهه ، نقد داره ، اين توطئه است . يه شبهه اي در روزنامه اي با تيراژ يك ميليون ، پنج روز چاپ مي شه و نقدش تو يك جواب نامة قطور هفت ـ هشت هزار توماني كه كسي نمي تونه بخره ، چاپ مي شه . اين كجاي انصاف است ؟ غير از اينه كه بگيم دشمن پشت اين قضيه است ؟ آزادي هر حرفي بزني ، بله بزن ، اما در جاي خودش ، نه به قصد تحريف ! اين همه آدم دارن جون مي كنن ، زحمت مي كشن ، براي اينكه چهار تا جوون اخلاق اسلامي پيدا كنند ، فردا تو مملكتشون دزدي نكنند ، دنبال عدالت اجتماعي باشن ، كار كنند ، مي ياد يك شبهه اي مي ندازه ، زير آب همه اينها رو مي زنه ، حالا من اينو از كجا گيرش بيارم توجيهش كنم ؟ هر كدوم از شماها كه الان داريد صداي منو
مي شنويد يا داري نوار رو گوش مي دي ، يا جزوه رو مي خوني ،  هر شبهه اي كه الان در جامعه مطرح هست رو مي تونيد زنگ بزنيد ، تلفني از من سؤال كنيد ، اگه من جواب نداشتم برات ، بعداً برو دنبال اون حرف ها ، اما با اوني كه تلفن نمي زنه ، سؤال نمي كنه و منم رو منبر نمي تونم بگم چون جايگاه نداره چيكار كنيم ؟
مي بينم فلاني نمي ياد ، كجايي ؟ دو سال رفته دانشگاه ، فكر مي كنه همه چي رو مي دونه ، طفلك خيال مي كنه كشف كرده ، مي گه : اي آقا ، خبر داري مثلاً مرحوم آقاي فلاني چي گفته راجع به فلان ؟ خُب بابا يه احتمالي بده كه من اينا رو خبر دارم ، يه زنگي بزن ، يه سوالي بپرس ، بعد كه براش توضيح مي دم خودش شرمنده مي شه كه دوسال من الكي همه چيز رو ول كردم ! مگه ما اينجا چي خواستيم ؟ خواستيم كه مردم اخلاقشون يه كم بهتر بشه ، بدرد مملكتشون بخورن ، تو روز قيامت هم دست ما رو بگيرن ، تموم شد و رفت ! اما مي ياد يه جمله اي مي گه ، همة زندگي طرف از هم مي پاشه ، جوون هم مي گه : يه عمر به ما مي گفتن فلان ، فلان درست نيست . مي ياد مي گه : آقا اصلاً شما خبر داريد قرآن تحريف شده ؟ عزيز من معلومِ كه خبر دارم ، قرآن تحريف نشده ، تو خبر نداري ، بيا منبرِ تحريف قرآن ، سه تا كتاب بهت معرفي كنم . مي گه آقا محدث نوري هم گفته تحريف شده . مي دونم اما بعد خودش پشيمون شده جوابشو هم داده .
مي يان با يه كلام حرف ، زير آب دين رو مي زنن ، من يه شبهه اي رو كه مي گم و صد نفر گوش مي دن ، از اين صد نفر سه نفرش مي رن تحقيق مي كنن كه من راست گفتم يا نه ، نود و هفت نفرش قبول مي كنند ، مي گن بله همين درسته . الانش هم همين طوره . اين حرف هايي كه من دارم مي زنم ، سه تاتون مي رين تحقيق مي كنيد ، نود و هفتاتون از من قبول مي كنيد و اين از بي دينيِ من است اگر يه حرفي به شما بزنم و مستند نباشه ، بعد طوري مي شه كه جوون سرش رو مي ندازه زير ، مجلسش رو مي يادُ مي ره ، تسبيح مي گردونه و كاري هم به كسي نداره . خُب بيا بگو آقا ببخشيد فلان مدرسه رو كه شما گفتيد ، من حاضرم يك كميته راه بندازم ده تا جوون جمع كنم ، كمك كنم ، بيا كمك كن ، نيروي فكري هستي كمك كن ، نيروي مالي هستي كمك كن ، نيروي عقيدتي هستي كمك كن ، اللهم العن اول الظالم و … بابا اينا هفت كفنشونم پوسيد ، تو هنوز دنبال اولي و دومي مي گردي ؟ دشمنانِ الان رو درياب .
يكي ديگه از راه هاي دشمنيِ‌ اعداء ، توجه است به يك قشر عظيمي از جامعه ما كه طبق آمار جهاني ، دو برابرِ مردها هستند و اون بانوان و خواهران ما هستند . ببينيد : رفتارِ خشك و دُگمِ ما و برخي از متدينين خشكه مقدسِ ما در برخورد با زنان و دخترانِ جامعه باعث شده كه غرب اين ضعف رو كشف كنه و يك نظرية افراطي درباره دفاع از حقوق زنان تحت عنوان فيمينيسم ارائه بدهد و در اين نظريه زنان و بانوان ما را بدزدد و از نظر عقلي و اعتقادي اين زن ديگه زن مسلمون و فاطمي نخواهد بود . چون از دين فاطمه (س) بخاطر عملكرد بدِ ما ، فقط تحقير ديده است ، كم شمردن ديده است ، توهين ديده است ، ضرب و شتم ديده است و غيره و غيره . يعني اعداء دقيقاً فهميده اند از كجا ضربه بزنند ، وقتي اين قشر عظيم دگرگون بشه ، ضربه بخوره ، منحرف بشه ، خُب ناخودآگاه خانواده ها منحرف خواهند شد .
امام فرمودند : از دامنِ زن مرد به معراج مي رود و دقيقاً به همين ترتيب از دامن زن ، مرد به ذلت كشيده
مي شود ، طبق آمار جهاني چون اين قشر دو برابر مردان هستند خواهند توانست جامعه رو تكون بدهند ، خيلي از موج هايي كه در جامعه ايجاد مي شه توسط زنان است و ما خودمون اين رو نفهميديم . هيئت مي گيره ، همه زنها رو مي ندازه تو كوچه ، مردها داخل حسينيه !! من بارها اينو اينجا گفتم ، گاهي بعضي دوستان گفتن : سينه زنها زياد شدن ، برادرها اومدن ،‌ خواهرها برن تو كوچه ، گفتم دست نمي زني ، برادرهاي اضافه بر حسينيه بيرون ،‌ خواهران اضافه بر حسينيه هم بيرون ، “ عدالت ” خواهرها دو برابر ما هستند ، دو برابر هم بهشون جا مي ديم ، روال بايد اين طوري باشه . اما در همين هيأت هاي خودمون ، مي يان يه مشت زيلو پهن مي كنند تو كوچه ، تو آفتاب ، تو خيابون ، زنها رو مي ريزن اونجا ، چرا ؟ چون برادرها مي خوان سينه بزنند ، مي خوام كه نزني ! بخوره تو كمرت ! أي بابا داري دينت رو از دست مي دي و نمي دوني ! چرا دو سوم قشر جامعه ايراني رو تحقير مي كني ؟ تو خونه هم دقيقاً همين طوره . آقا مي گه مي خوام برم هيئت . خانومه مي گه : منم بيام ؟ آقا جواب مي ده تو كجا ؟ بشين ، عبادت زن تو خونه اشِ ! كي گفته ؟ حضرت زهرا (س)‌ گفته ، حضرت زهرا حرف هاش زمان داشت ، برو ببين مراجع الان چي دارن مي گن ؟ ببين مقام معظم رهبري ، آقاي مكارم ، آقاي بهجت ، حضرت آقاي فلان و فلان چي دارن مي گن ؟ كي مي گه عبادت زن تو خونه اشِ ؟ كي مي گه تو اين دوره ، زن بايد تو خونه اش باشه ، عبادت كنه ؟ كي گفته ؟ چرا تحقير مي كني ؟ مرجع داره اين رو مي گه تو چيكاره اي كه داري به خونوادت ولايت مي كني ؟ آقا اين اينجوري گفتن ، بابا تو مگه محدثي ؟ حديث شناسي ؟ حضرت زهرا (س) در يك برهه زماني بود ، تو در يك برهه ديگه هستي ، بعضي از سخن هاي اهل بيت (س) در برهه هاي مختلف بايد تعبير و تفسير بشن ، مگر همين حضرت زهرا (س)‌ وقتي كه لازم شد نيومد خطبه خوند ؟ كه اعتراض كردند ،‌ كه خانوم تو كار مردها رو مي كني ؟ گفت : بله زمانه فرق كرده ! مگه ما نداشتيم ، زناني كه شمشير به دست گرفتن و كنار پيغمبر (ص) جنگيدن ؟
اعداء اين طرز تفكر و نگاه ما رو ديدند ، بعد اومدند رو زنان ما دست گذاشتن ، ديدن آقا در جامعه ما زنان دوست دارن خودشون رو مطرح كنند ، بعضي از متدينينِ ما هم اين اجازه رو به اين ها نمي دن . اومدن چيكار كردن ؟ به زن گفتن ، تو بايد خودت رو نشون بدي ، تو بايد بتوني راننده كاميون بشي ، راننده اتوبوس بشي ، راننده تريلي بشي ، خلبان بشي ، آتش نشان بشي !! كجا مي ري ؟ تو كه قداست زنِ ما رو خراب كردي ! يعني فيمينيسم افراطي رو معرفي كردند . اون وقت زن ما برميداره راننده كاميون مي شه ، راننده اتوبوس مي شه و صدا وسيماي ما هم برمي داره ازش گزارش مي گيره ، بعد با مسافراش مصاحبه مي كنه مي گن : ما اولش ترسيديم ولي ديديم نه ماشاء‌الله مردِ !!
اِ... !! ما زن مي خوايم كه زن باشه ، مي گي ماشاء الله مردِ ؟! عنايت مي كنيد ؟ پس با اين اوضاع و احوال بايد دقت كنيم ، تا جايگاه حقيقي زن رو بهش بديم . خواهران ما مراقب باشن ، شأن زن در اسلام رو از ميان نظرياتِ مراجع پيدا كنند ، از علماء سوال كنند ، اگر پدري ، برادري ، كسي تو خانواده داره با ادعايِ دين ، زنش رو تحقير مي كنه ، دخترش رو تحقير مي كنه ، همسرش رو تحقير مي كنه ، پاي دين نذارين كه از دين فراري بشن .
اون هايي كه دارين گوش مي ديد ، اونايي كه بعداً مي شنويد ، دارم رو اين منبرِ پيغمبر ، شبِ حضرت رقيه مي گم دينِ ما نسبت به زن يك ديد تحقير آميز نداره ، اگه كسي داره مي گه ، داره سليقه خودش رو اعمال مي كنه  .




کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات