برنامه آينده
کاروان زیارتی مشهدمقدس
29 تیرماه الی 5 مردادماه98

باحضور :
حجت الاسلام انجوی نژاد

مداحان :
حاج احمد واعظی
حاج مهدی اکبری
حاج امیر کرمانشاهی
کربلایی وحید شکری


رهپويان




یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 نسخه چاپی
متن سخنرانی | سیاست عاشورا «4»

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
موضوع : سياست عاشورا «4»


در بحثي كه مطرح شد تحتِ عنوانِ سياستِ عاشورا ، تا « اَسَّسَ اساسَ ذلكَ » را عرض كرديم رسيديم به اين كه راه تقرب موالات است . 1 ـ موالات خودشون ، 2 ـ موالات ولي آنها و 3 ـ برائت من اعداء و الناصبين لَكُمُ الحَربْ و بعد مِنْ اشياعهم و اتباعهم و اوليائهم . در قسمت دوم به برائت من اعدائكم رسيديم ، اعداء را بازكرديم ، جبهه ها رو گفتيم ، اعتقادي ، نوشتاري ، هنري ، مفاسد ، نظامي كه در بخش اعتقادي مليت و ملي گرايي ، جمهوريت ، جهاني شدن ، دموكراسي ، فيمينيسم ، يعني دفاع افراطي از حقوق زن ، آزادي و اُمانيسم يعني انسان گرايي را عرض كرديم .
رسيديم به نوع ديگر از دشمنيِ اعداء ، كه تكثر گرايي است به معناي بدش . تمامي كلمات ، در جامعة ما هم برداشتِ‌ خوب مي شه ازش بشه هم برداشت بد . برداشت خوب نسبت به تكثر گرايي اين است كه بگذاريم مردم نظراتشون رو ابراز كنند و بهترين نظر رو انتخاب كنيم ، دقيقاً همون برداشتي كه از آية شريفة قرآن مي شه ، كه مي فرمايند « فَبَشِّر عبادي الذينَ يَستَمعون القَوْل و يَتَّبَعونَ اَحْسنه » اين دقيقاً معناش اينه كه مردم حرفهاشون رو بزنند تا اينكه بهترين رو انتخاب كنيم در چه دايره اي ؟ تا اون جا كه با كلامِ خداوند و معصوم تضادي نداشته باشه .
حالا مي ريم سراينكه اگر ما بخواهيم با ديدِ منفي به تكثر گرايي نگاه كنيم و اعداء رو از طريق تكثرگرايي بشناسيم بايد چه كار كنيم ؟ اين رو انشاء‌الله بررسي مي كنيم . يه وقت هستش كه ما مقصودمون اين است كه جامعه به هم بريزه ، آرامش جامعه سلب بشه ، در حقيقت جامعه اسلامي دچار تشتت آراء شود ، هر كس پرچمي بلند كنه بگه منم . گروههاي مختلف به وجود بياد .
در زمانِ جنگ تحميلي يك رزمنده اي داشتيم كه اين افغاني بود و بعدها شهيد شد ، بهش مي گفتم كه تو چرا تو افغانستانِ خودتون نمي ري بجنگي ؟ مي گفت آخه اونجا هر كسي براي خودش يك گروهي داره ، جنگ هزار ملته ! آخه اون زمان قبل از طالبان گروه هاي هفتگانه بودند كه به جون هم افتاده بودند ، اگر يكي از اين هفتا گروه پيروز مي شد باز خودشون هفت تا گروه مي شدند و به جون هم مي افتادند باز اگه يكي از اون هفتا پيروز مي شد خودشون هشتا گروه مي شدند ، و باز دوباره اينا به جون هم مي افتادند . اين يعني تشتت آراء در جامعه اسلامي ، يعني از كلمة زيباي تكثر گرايي كه متعلق به دينِ ماست مي يان سوءاستفاده مي كنن و بناي اختلاف و تشتت آراء رو مي ذارن .‌ حالا ببينيد اون كساني كه پشت قضيه هستن چي دارن مي گن : يهود برميداره قوانين اجرايي شو در جهان باز مي كنه و اين قوانين چند تا شماره داره كه در هر كدوم ميگه برنامه شون چيه ؟ نسبت به اين مطلب تكثرگرايي ، پروتكل هشتمِ يهود
مي گه : بايد افكارِ عمومي را با ترويج و پراكنده كردن تفكرهاي مختلف مغشوش كرد و به اختلافات فكري دامن زد تا نيروهاي مقابل ما از هم بپاشند ، يك وقت هست ما به دنبالِ‌ حقيقتيم خُب مي شينيم بحث مي كنيم تا به حقيقت برسيم و بهترين راه رو براي جامعه مون پيدا كنيم اما يه وقت هست ما دنبال حقيقت نيستيم ، دنبال به كرسي نشاندنِ‌ حرف خودمان هستيم . يعني در اين مسائل اگر هواي نفس پشت قضيه خوابيده باشه همينه كه يهود مي خواد اما اگر دين و حقيقت يابي پشت قضيه باشه ، ‌خيلي هم خوب است همون چيزيه كه ما مي گيم . يكي از ابزارهاي دشمن اين است كه تحت عنوان « پرچم هاي مختلف ،‌ گروههاي مختلف » ما را به جان هم بياندازد ! صبح تا شب اين اونو بكوبه ، اون اينو بكوبه . مملكت داره به خاطر هزاران مشكل ريز و درشت به باد مي ره ، هي مي شينند همديگر رو مي كوبند . يه مشت هم مثل من و شما بي كارتر مي شينيم اين كوبيدن ها رو مي خونيم . ول كنيد بابا ! اصلاً‌ اگه اينا رو دوسال نخونيد و بعد از دو سال دوباره نگاه كنيد همين جا هستن نه وحدت و پيشرفتي حاصل شده ، نه مشكلي حل شده . گروه بازي ، جناح بازي ،‌ سياسي كاري كه بارها و بارها رهبر معظم انقلاب و حضرت امام (ره) تأكيد داشتند كه ازش دوري كنيد جزو اين مدل تكثر گرايي است .
نكته بعدي : اينكه چند تا از عزيزان تماس گرفتند نگران بودند كه ما بعضي از كلمات رو نمي فهميم . خوب من اگر كلمه اي رو در بحث استفاده مي كنم ترجمه اش رو هم مي گم . آلترناتيوسازي يعني اينكه از خودِ‌ مذهب ما بر ضد مذهب ما استفاده كنند ، يعني مذهب عليه مذهب ! همين كه مي بينند دين اسلام در معناي شيعه يه دينِ مترقي است
برمي دارند يه دينِ‌ خيلي ارتجاعي در جهان عَلَم مي كنند تا درحقيقت اسلام رو بكوبند ديگه كسي به شيعه هم نگاه نكنه .
آقا اين طالبان كه زن ها رو تو خونه محدود مي كردند ، تلويزيون ها رو مي شكستند ، هرگونه موسيقي رو حرام اعلام مي كردند ، ريش رو بايد نيم متر مي گذاشتي وگرنه مي زدنت و يه كارهاي خيلي عجيب ، غريبي مي كردند كه اصلاً با عقل جور در نمي ياد ، فكر مي كنيد كه اين ها به اين كارهاشون عقيده داشتن ؟! يعني اين طالبان جدي عقل ندارند كه اين مرده رو كه مرده و ريش هاشو زده مي گيرن مي خوابونند هفت تا ضربه شلاق مي زنند بعد دفن اش مي كنن ، جدي فكر مي كنيد اين قدر احمق اند ؟! ابداً اين طوري نيست بابا اين ها بين خودشون دكتر دارن ، مهندس دارن در خارج تحصيل كردند ، اينا براي خراب كردنه .
ديدن يه جمهوري اسلامي هست كه داره جهان رو تكون مي ده بغل دستش يك طالبان عَلم كردند كه با عقل ، داشتند اين خرابكاري ها رو در حقِ دين مي كردند . يا اين كاري كه الان وهابيت دارن مي كنن . فكر مي كنيد كه وهابيت
نمي دونن كه دارن اشتباه مي كنن ؟ اگه نمي دونن چرا نمي يان بحث  كنيم به حقيقت برسيم ؟ اگه نمي دونن چرا جواب كتبي  علماي ما رو نمي دن ؟ حرفهاي كهنة صد هزار بار جواب داده رو دوباره برمي دارند در تيراژ گسترده چاپ
مي كنند تو جهان پخش مي كنن ؟ اين بحث ها جواب داره و اين ها جلوي اين جواب ساكت شده اند .
شما كتابِ‌ شبهاي پيشاور نوشتة سلطان الواعظين شيرازي رو نگاه بكنيد حرفي نمي ذاره براي علماي ما و بقية‌
فرقه هاي اهل سنت همشون تسليم مي شن پرچم سفيد بالا مي يارن . بعد مي يايم تو خودِ‌ شيعه نگاه كنيم مي بينيم كه دارن از خود ماها استفاده مي كنند : جاهلان  شيعه رو عَلم مي كنند براي اينكه ماها خراب بشيم ، شيعه اصيل خراب بشه ، بجاش شيعه جامد ، شيعه امام زماني ، شيعه اخباري از اين چيزها كه ابداً‌ تو منطق عقل گرايي در بين مردم و علما جايگاهي نداره برمي دارن جايگزين مي كنن . آلترناتيوسازي يعني اين ، يعني مذهبي درست مي كنن عليه مذهب بعد
مي يان تو همين هيأت هاي مذهبي در جاهايي كه اوج جوشش احساسات است و اگر يك عقلي اين احساسات رو سامون بدهد بهترين نتايج رو مي توان گرفت . مي يان يه آلترناتيوسازي هايي مي كنن ، يه ضديت براش مي سازن كه حالا اين رو مي رسيم بهش كه چه كار خواهيم كرد .
نكتة بعد : بحث ظاهرسازي است كه دينِ ما رو به ظاهر خلاصه مي كنند . خدا شاهدِ ! آمريكا از خدا مي خواد ، اين آمريكايي ها ، مسيحي هم نباشن فقط وهابي باشن ! صبح تا شب بشينن نماز بخونن بعد بدبختِ بيچاره شيعه ايراني هم مي ره مي گه : اوه ! نمي دوني چه ديني دارن ! تا موقع نماز مي شد همه مي گفتند الله اكبر !
بابا ! اين نماز به درد نمي خوره كه ! يه بچه شيعه اگر آخر وقت هم نماز بخونه از اين نماز ارزشش بيشتره اين كه
فايده اي نداره . ضمن اينكه بعضي از احكام اينا كلاً غلطه مثلاً از تو مغازه اش اقتدا مي كنه به امام جماعتِ مسجدالحرام مي گه يا الله ، بابا ! پنج كيلومتر فاصله داري . و يا مثلاً اينا اصلاً چُرت رو جزء مبطلات وضو نمي دونند ، صبح وضو
مي گيره تا شب اين وضو رو داره ، خُب اين نماز كه نماز نيست و آمريكا از خدا مي خواد كه همه بيان از اين نمازها بخونند و بعد مي يان ظاهر سازي رو تو كشور ما باب مي كنن : جديداً شنيدم در تهران يه مؤسسه خصوصي با آموزش و پرورش تماس گرفته بود و گفته بود من تمام نماز جماعتهاي مدارس رو كنتراتي قبول مي كنم ! كنتراتي يعني چي ؟ مگه بناييه ؟ گفته بود شما مگر امام جماعت نمي خواين ؟ مگه تاكسي تلفني نمي خواي بره دنبالش ؟ مگه مكبر
نمي خواي ؟ مگه قرآن نمي خوايد بخونيد ؟ مگه نمي خوايد مجلس برقرار كنيد ؟ همه شو من جور مي كنم ، شما با من قرارداد ببنديد من خودم آخوند مي يارم ، بهش پول مي دهم مداح مي يارم ، با تاكسي مي رم دنبالش ، عين
كاروان دارامون . كاروان دارهاي حرفه اي همين طورند پول مي گيره مشهدش رو مي بره . براي اون فرقي نمي كنه تو مشهد رفتي ، آدم شدي يا نشدي ؟ اصلاً ربطي بهش نداره ، اينكه كنتراتي نماز جماعت برگزارمي كنه اصلاً براش فرقي نمي كنه اين نماز جماعت انسان ساز است يا نه ؟ پنج نفر مي ياد ، يا ده نفر؟ پولش رو گرفته كارش رو انجام مي ده و مي ره .
اين ظاهرسازي ها الان ديگه باب شده كارت ويزيت مي زنن : بسمه تعالي آقاي “فلاني” مداح ، قاريِ قرآن ، همراه با اكو ! اين كارت ويزيتش . خدا شاهده ! اين قدر زياده حالا تو شيراز رو من نمي دونم ولي بريد ببينيد در مشهد و قم چه
خبره ؟ ديگه براش فرقي نمي كنه اين مرده خوب بود يا بد بود . خلد آشيان ! جنت مكان ! مي گن يارو از اين حرفه أي ها اومده بود مداحي مجلس ختم . بهش گفته بودن مهرانِ فلاني ، “ مهران ذوجنبين ” ( دو جنبه داره هم اسم زن هست ، هم اسم مرد . اين پيرزني بوده اسمش مهران بوده فكر كرده پيرمرده ) گفته بوده عجب رفيق خوبي بود براي ما ، چه اوقاتِ خوشي ما با اين داشتيم ، عجب حال معنوي داشت !  ـ بابا بيا پائين اين مادرمه !
كنتراتي اينه !! نكته بعدي : اينكه دشمنان ما اومدن اين نكته رو نگاه كردن ديدن كه در ايران اسلامي يك نامي هست كه اين نام غوغا مي كنه اين نام نام حسين (ع) است . مي گفتن كه آقا بي بي سي اعلام كرده كه شما چه جوري مي خوايد چهار شنبه آخر سال رو برگزار كنيد ؟ نگران بودند كه حالا كه امشب چهارشنبه سوريِ مردمِ ما اهميت مي دن يا نه ؟ من خيلي راحت گفتم اينا هنوز حسين (ع) رو نشناختند . كي مي خواد چهارشنبه سوري بگيره ، لات و الوات ها ؟ فكر كردن : حتي اونا هم اين محرمي حسيني هستن . ديدن آقا اين نام همة برنامه ريزي ها رو بهم مي ريزه مردم همه چيز رو فراموش مي كنند مردم نوروز رو فراموش مي كنن ، هرچي اينا برنامه ريزي مي كنند مردم فراموش مي كنند ، گفتند ما هيچ راهي نداريم جز آلترناتيوسازي بكنيم در اين هيأتِ مذهبي ، يعني چه كار كنيم ؟ يعني بيائيم هيأتهاي مذهبي رو منحرف كنيم ، يعني اسم حسين (ع) رو كه تا ديروز مظهر قيام بود بكنيم مظهر تخدير ، ركود و خواب . چگونه ؟!
علماي وهابي و ساير دشمنان ما در آمريكا نشستن دور همديگه كنفرانس گرفتن كه اگر مي خواهيم هيأت مذهبي ايران رو مخصوصاً اون هايي رو كه جوانان دارن مي رن ، ( چون اونا براشون جوان خيلي مهمه ) بخوايم تخدير كنيم بايد اينا رو ميل بديم به سمت صوفي گري ، صوفي گري به چه نحو ؟ به اين نحو كه اولاً هرچي مي تونيد اين جوونا رو بِكِشيد سمت مقام و جاه و شهرت . رو منبري ها هم كار كنيد ، مقام پرست بشن ، شهرت طلب بشن ، اينا از هم بپاشن ! از طرف ديگه بريد رو مستمع كار كنيد اون ها برن به سمت صوفيه . به چه شكل :
1 ـ از نحوة لباس پوشيدن شروع كردن . بنده وقتي كه يك لباس ناجور ، لباسي كه تو عوام جايگاهي نداره مي پوشم كه همه چپ چپ نگاهم مي كنند ، شلوار گشاد و يه شال دور كمر و يه شال دور گردن و  يه شال دور سر و يه شال دور پا و يه شال دور شست پا وقتي بنده اين قدر به خودم چيز آويزون مي كنم يه چفيه ، چهار تا پلاك و زنجير و دستبند و گردن بند و عوام بهم چپ چپ نگاه مي كنند آهسته آهسته در ميان عوام منزوي مي شم ، يعني اين در حقيقت داره من رو مي بره تو انزوا ، يواش يواش روحية من كسل مي شه ، مردم كه اين جوري لباس نمي پوشن تو محرم لباس مشكي مي پوشن ، شلوار خيلي مرتب خيلي هم راحت ، كم كم كسل مي شم . و يا مثلاً لباس هايي كه الان تو جامعه پوشيده نمي شه را مي يان تو هيأت هاي مذهبي مد مي كنن .
يه وقتي من يادمه زمان جنگ مي گفتن علامتِ هيأتي ها چيه ؟ مي گفت يه شلوار گشاد ، چهار جيبه . تو جيب اين بري دو تا چفيه باد كرده باشه ، تو جيب اون بري هم يه واكمن و چهار تا نوار مذهبي ، كفش پاشنه خوابيده ، يه دونه كمربند دور كمر ، يه شال هم دور گردن ، اين علامت هيأتي ها بود ، شايد اون زمان ، دوره جنگ مي شد اين تيپ ها رو تحمل كرد ولي الان ديگه اين لباس هاي اجق وجقِ تابلو رو پوشيدن فقط انسان رو منزوي مي كنه ديگه تو جامعه جايگاهي نداره روحيه اش يواش يواش تخدير مي شه ، يواش يواش خودشو مي كِشه كنار . براي اينكه مي بينه توجامعه دارن چپ چپ بهش نگاه مي كنند بعد ديگه حرف تو جامعه نداره ديگه تحويلش نمي گيرن ،‌ كشيده مي شه كنار ، چون در جامعة امروزي ما اين تيپ ها جايگاهي ندارند .
2 ـ بعد ما رو بردن سمتِ‌ يه عكس هاي كاملاً باستاني ، عكس هايي كه از اهل بيت كشيدن : اميرالمؤمنين (ع) ، امام حسين (ع) قمر بني هاشم (ع) . اينا اشكال اساسي دارند ، اين عكس ها مال صوفيه است . داداش من !
ببينيد ما در رواياتِ شيعه داريم كه شيعيان ما محاسنشون رو كه مي ذارن شاربشون رو كوتاه مي كنند ، سبيل ها بايد كوتاه باشه و حتي توصيه شده اگر سبيل روي لب اومد كراهت شديد داره ، و سبيل اين دو طرف رو هم كه آويزون
مي شه نبايد داشته باشه ، ما تو عكس ها مي بينيم اين هوا ماشاء الله سبيل كشيدن براي امام حسين (ع) ! ديدين ؟! دقت كرديد ؟ اينها ظرايف كاره .
آيا اين دينِ‌ ماست ؟ اين عكس امام حسينه ؟ بعد اين عكس ها رو باب مي كنن تو در و ديوار خونه ها اين برو اون بر از اين عكس ها مي ذارن بعد اين عكس ها يواش يواش جاي چي رو مي گيره ؟ جاي عكس هاي علماء ، امام خميني (ره) ، رهبر (حفظه الله ) ، رئيس جمهور ، رو مي گيره ، كه ما يادمون بره امام زنده داريم ، نائبِ امام داريم ، ولي داريم . اصلاً همة‌ زندگي اش مي شه اين عكس ها . من به دليل قاطع بر طبق روايت مي گم هيچ كدوم از اين عكس ها شكل اهل
بيت (س)‌ نيست ، اصلاً اهل بيت (س) ما اين شكلي نبودند . اما اين عكس ها رو مي يارن مي ذارن ،‌ باز اين چه تأثيري در روحيه ما داره ؟ اين مستقيم نمي ياد بهت بگه اين جور لباس بپوش نمي گه اين عكس ها را بزن كه فلان بشه ، تأثير غيرمستقيم داره .
سوم در نحوة عزاداري ما دخالت مي كنند و ما را به نحوي ديگر به سمتِ صوفي گري مي كشانند ، خُب غالباً صوفي گري يك پيشينه داره كه بعضاً تا شاه نعمت الله ولي قابل دفاعه . ما در ميان صوفي ها مولوي داشتيم ، حافظ داشتيم ، اينا عارف بودند صوفي به معناي پشمينه پوشه ، اينا زاهد بودن اما از اون جا به بعد كه پاي صفويه باز شد يواش يواش اوضاع طوري شد كه الان تنها چيزي كه در بينِ اينا ديده نمي شه زهد و تقواست . تنها چيزي كه ديده نمي شه عرفانِ . الان الگوي عرفانِ ما حضرت امام (ره) هستند . عارف ما امامه ، علامة طباطبايي است . اينا كه عارف نيستند ، هزار تا مشكل جنسي دارن تو مسائلشون . من يه وقتي مي خواستم بحث كنم راجع به صوفيه ، تماس گرفتند گفتند بي خيال باش .  اما دقت كنيد بزرگان اينا كساني هستند كه اصلاً‌ سواد ديني ندارن .
بابا رو گرفتن كه چه كثافت كاري ها كرده فيلمش هست ، خودش خودش رو كرده آخوند زير ابروها رو هم برداشته ، با قلم سياه كشيده ابرو رو آورده تا اينجا كه بشه شكل ابوالفضل نعوذبالله . پوستِ‌ صورت رو هم با اين پودرهاي سفيد كننده مرتب كرده ، نورانيت فوران مي كنه ! بعد اين بابا رو گرفتند به جرم فساد جنسي ! نه يكبار ، دو بار صد بار ،‌ هزار بار . و اكثر مستمعين و شركت كننده هاي اين مجالس رو بانوان ما تشكيل مي دهند كه از احساساتشون سوء استفاده مي شه . بعد حالا كه گرفتنش مي خواد يه آيه مشهورِ قرآن بخونه كه « قُلْ يا عِبادي الذينَ اسرفوا ….. » به بندگان من كه اسراف كردند در گناهان بگيد كه نااميد نشن !! از رو ، صد بار هم تمرين كرده اما در قرائتِ يك خط آيه قران چهار تا غلط داره . اين قطب يكي از فرقه هاي صوفيه بود . حالا اين صوفيه چه كار مي كنند ؟ يكي از كارهايي كه اينا مي كنند استفاده علمي است از علم هيپنوتيزم و استفاده از بعضي مسائلي كه در وجود بعضي از ما انسان ها وجود داره و خودمون خبر نداريم مثل نوعي از سماء ، سما يك جور رقصه كه در اين نوع رقص سر رو به يك حالت هايي خاص اين قدر تكون مي دن كه حالشون عوض مي شه ، توي يك حال ديگه مي رن ، شما هم اگر اين كار را بكنيد مغز سره ديگه قدري كه اين سر رو تكون بدهيد بالاخره اين سر يه حال ديگه مي شه و اصلاً وضعت عوض مي شه . و برداشتن اينا رو آوردند تو سينه زني هاي ما ، اينقدر اين مي زنه و مي پيچه تا بالاخره فكر مي كنه رفته تو حال ، اين حال شرعي نيست . تويي كه يك ساعت يك ساعت و نيم شور مي زني سينه مي زني ، بعدش اين حال تو طبيعي نيست ما مي خواهيم تو حال طبيعي به خدا برسيم نه تو اين حال ها ، اين هم كه تو بهش رسيدي امام حسين (ع) نيست اگه اين طور نيست بريم به مراجع مون بگيم شما بي خود داريد مي گين صوفيه كارش حرامه ، اين حال حال طبيعي نيست لذا بايد دقت كنيد !
خُب بعد چه كار مي كنند ؟ روي كار آوردن دستگاههاي مبتذلِ موسيقي . ببينيد ما در غرب به يك بن بست موسيقيايي رسيديم تحت عنوان موسيقي راك به معناي خشن . يه چيزي شبيه به همين كارهايي كه الان صوفيه مي كنن كه موها رو بلند مي ذارن ، قيافه ها رو خيلي وحشتناك آرايش مي كنن ، كه فقط ديدن قيافه اينها كفاره داره و بايد گوسفند بزني زمين ! همراه با تكون هاي شديد به سر و بدن و يك صداي فوق العاده نخراشيده ، با دستگاههاي صوتي كه باند رو روي سر مستمع چنان ميزان كرده كه بمباران موسيقي تمام روح و روان مستمع رو به هم مي ريزه و تمام مجلس منفجر مي شه بخاطر شدت هيجان . اين رو تو هيأت هاي ما جا انداختن . يك اتاق كوچولو با دو تا باند رو سر مستمع و يك مداح كه يك جوري مي گه حسين (ع) كه يارو همه زندگيش ، تمام وجودش مي ريزه به هم بعد هم فكر مي كنه حال پيدا كرده . اين اشكال داره ، در دينِ ما بايد با معرفت حال پيدا كني نه با بمباران موسيقي . اين مي شه برنامه شون . يعني يك ساعت ، يك ساعت و نيم ، دو ساعت فقط همين فرياد جگر خراش به گوش مي رسه ، يارو صداش قشنگه ها ، اما عمداً خشن مي خونه فكر مي كنه خوبه ، خُب بابا جون قشنگ بخون ، زيبا بخون ، براي قرائت قرآن گفتن اگر صدات نتراشيده و نخراشيده است نخون قربونت برم . يكي از بزرگان كه يك آدم شوخي بود داشت مي مرد يه قرآن خون بد صدايي هم بالاي سرش نشسته بود قرآن مي خوند ، بهش گفت داداش ببخشيد ها نخون من مُردم ديگه و مرد ! يعني سرش رو گذاشت زمين و مرد ! از بس اين مَرد بد قرآن خوند . الان اين طوريه و بعد تكيه بسيار زياد و بيش از حد بر امام حسين (ع) حتي بالاتر از خدا تا جايي كه بر مي داره شعر مي خونه كه من از خدا كم مي زارم چون كه حسين رو دوست دارم ، يا مثلاً افتخارش اين باشه كه بنده در خونه مون نه قرآن دارم نه مفاتيح فقط حسين !! بابا حسين (ع) شهيد راه قرآن است ، مگه تو از امام سجاد (ع) حسيني تري كه خداي مناجات است ؟ مفاتيح نداري تو خونتون ، افتخار مي كني ؟ برو گريه كن بيچاره بدبخت فريب خوردي . هيأتيِ ما ، سينه زن ما بايد با مناجات آشنا باشه ، اهل مناجات باشه ، به نماز شب آشنا باشه ، يعني چي ما حسين (ع) داريم نماز نمي خواهيم ؟ حرفهاي سي سال پيش رو كه شهيد مطهري باهاشون مبارزه مي كرد باز برداشتن عَلَم كردن . پس تكيه بيش از حد بر حسين (ع) حتي بالاتر از خدا اين حسين اللهي گفتن هيچ فرقي با علي اللهي گفتن نداره ، بعد كار به جايي مي رسه كه سه هفته پيش مي گه من ذو الجناح اللهيم ، اِ … ! زشته ، قباحت داره ، بابا تو آدمي ، داري اسب امام حسين (ع) رو با خدا نسبت مي دي ؟! مي گي خداي من است ؟ اينقدر خدا بي ارزش شد ؟ حسين (ع) تمام ارزشش مال اين است كه در درگاه خداوند بنده بود ، عبد بود ، و بعد به زبان آوردنِ جملاتي مثل “ لااله الّا زهرا ” كه كفر در كفر است ،‌ دين داري يا نه ؟ سه تا مرجع ما فتوا دادن كسي اين جمله را بگه و بدونه چه خبره مرتدهِ !
بعد مي يان بذر بي تفاوتي و تخدير با نام امام حسين (ع) در جامعه مي پاشند ، آقا چرا دعا به رهبري به نظام انقلاب و شهدا نمي كنيد مي گه فقط حسين (ع) !! بابا تو داري بچه ها را از حسين (ع) دور مي كني ،‌ گفتم براتون كل يوم عاشورا يعني حضور و تلاش در تمامي عرصه هاي مثبتِ اجتماع ، نه فقط گريه و عزاداري .
بعد چي ؟! زماني پيغمبر (ص)‌ وقتي صحبت مي كردند مردمي كه پاي صحبتِ حضرت نشسته بودند مي گفتند راعنا ، راعنا از رعايت گرفته شده يعني ما رو رعايت كن ، ما رو هم نگاه كن ، ما دوست داريم در زاويه ديدت باشيم اما معناي ديگة راعنا كه از رَعَنْ‌ گرفته مي شه يعني ما رو خر كن ، يهود و دشمنان دين مي گفتن وقتي پيغمبر (ص) حرف مي زند مسلمين مي گن راعنا ما رو خر كن ! آيه 104 سوره بقره بر مسلمين نازل شد كه شما كه مي گيد راعنا ، درست داريد
مي  گيد ، نيت تون هم پاكِ ، بارك الله ! دارين مي گين ما رو رعايت كن اما دشمنان دارن سوء استفاده مي كنن پس از اين به بعد نگوئيد ما رو رعايت كن ، بگين ما رو نگاه كن ! حالا بعضي كارها در عزاداري براي اهل بيت (س) مثلِ قمه زدن ، صورت زخمي كردن ، همين حالت رو دارند . يعني اگر موجب وهم مذهب ما بشود بايد رعايت بشه . زماني تو كانون باب شده بود همه صورت هاشون زخمي بود من توصيه كردم كه عزيزان ! من فتوا نمي دهم ها ! ولي مردم بد نگاه
مي كنن ، صورت هاتون رو زخمي نكنيد ، نشونه نذاريد بعد يواش يواش اخلاصت هم زير سؤال مي ره ، عزيز من براي امام حسين (ع) ارزش اينه كه مصداق “ كل يوم عاشورا ” باشي وقتي داري زندگي مي كني حسيني باشي ، و مردم را با دين آشنا كني ، اينا ارزشي نيست ،‌ اين تخديره ، مي خواد ارضات كنه كه آقا تو كارت رو كردي ، خودت رو كشتي براي امام حسين (ع) . بابا روزي چند ساعت سينه مي زني قربونت برم ؟ بسه ، دَرست رو بخون ، سنگرها خاليه صبح تا شب نشستي مي گي حسين (ع) ؟
اگر از درست داري عقب مي افتي ، از زندگي ات داري عقب مي افتي بي خود داري مي گي حسين (ع)‌ براي اينكه اشياعهم و اتباعهم دارن مملكت رو مي گيرن تو بي سواد نشستي مي گي حسين !! نه تخصصي داره ، نه سواد داره ، نه دين داره ، نه اهل مناجاته ، پس تو چكاره اي تو اين مملكت كه مي گي حسين ؟ آخه مگه حسين اين طوري بود ؟ شصت و سه سال امام حسينِ (ع) ما زندگي كرد ، تو فقط اين صبح عاشورا رو چسبيدي ؟ خوب اين شصت و سه سال ديگه رو برو ببين امام حسين (ع) چه مي كرده ؟ سينه مي زد حتماً !! اين چه بساطيه راه انداختيد ؟ سينه زن ما بايد بهترين درس خون ما باشه ، سينه زن ما بايد بهترين مناجات خون ما باشه ، سينه زن ما بايد بهترين و منظم ترين لباس پوش ما باشه ، سينه زن ما بايد بالاترين مقام هاي ما را داشته باشه ، دارن تخديرتون مي كنن با نام امام حسين (ع) « اشياعهم و اتباعهم » مي خوان سنگرهاي ديگه رو بگيرن ، دانشگاها رو بگيرن ، مسندها رو بگيرن ، مجلس ها رو بگيرن تو نشستي مي گي فقط حسين ! بابا حسين (ع) مي گه برو كار كن تا بعد از چند سال اينطوري نباشي كه نه ديني داشته باشي ، نه دنيايي حسين رو هم ول كني ! مي دونم كه ول مي كني ! پس مراقب باشيد : دشمنان ما دارن رو اصل سرماية ما كار مي كنن اصل سرماية ما هم حسينه .
و بعد در اين دستگاه اصل يه چيز ديگه است عزيزان دقت كنيد ظاهر ما رو گول نزنه ، مجلس شلوغه ،‌ همه گريه مي كنند ، اينا اصل نيست ! فلاني چه قدر خوب مي خونه اصل نيست ! من يه قضيه اي بگم خدمتتون : جناب آقاي قرائتي نقل
مي  فرمودند كه طلبه اي رفت قم يه دو هفته اي گذشت و كاري پيش اومد برگشت شهر خودش ، مادرش يه پيرزني بود اومد نشست گفت فلاني رفتي آخوند شدي بايد براي ما روضه بخوني ، ‌گفت مادر من هنوز روضه ياد نگرفتم ، بايد شش ، هفت سال آدم بره ياد بگيره ، مگه اين طوريه ؟ گفت من به اين چيزها كار ندارم ، فرستادمت آخوند شدي بايد روضه بخوني . طلبه ديد چاره ي نداره ، مادره هم كه بي سواده ، نشست شروع كرد به مثلاً روضه خوندن ، همون چيزهائي كه روز اول طلبگي ياد مي دن ها ، ضَرَبَ ، ضَربا ، ضربوا ، گفت ضَرَبَ مادره فكر كرد امام  حسين (ع) رو زدند شروع كرد به گريه كردن ، گفت ضربا دو نفر رو زدن باز گريه كرد ،‌ گفت ضربوا همه رو زدند ، باز گريه كرد . اين قضيه  گذشت و طلبه رفت قم ، اين پيرزن پاي ضرب ، ضربا ‌، ضربوا براي امام حسين (ع) اشك ريخت . همين اشك اين قدر اخلاص داشت كه باعث شد اين طلبه بشه مؤسس يك نسلي از اجتهاد : همه مجتهد در مجتهد ! در دستگاه امام حسين (ع) اصل بر باطن است نه بر ظاهر ، اصل بر اخلاص است .
خُب چون امشب مهمان داريم و برنامة مهرورزان جوان شبكة يك سيما آمده است من چند خط از مهرورزان بگم : آئين ما مهر است ، امشب شب قاسم (ع) است : جوان سيزده ساله و كوچولوي كربلا . شما سيزده ساله ها رو در نظر بگيريد همين حدود هيچ زره اي به تن قاسم نشد . بچه ها ! ما از اين سيزده ساله ها كم نداشتيم : سيزده ساله خرمشهري ، سيزده سالة قمي و غيره ، اگر اين بچه هاي ما مهر نداشتند نسبت به ولايتشون ، نسبت به امام شون ، مگه مي شد اين جوري شهيد بشن ؟ تو دين ما واژه هايي چون شهادت ، رشادت ،‌ ايثار ، همه برگرفته از مهر و محبت است .
در عمليات كربلاي 2 ارتفاعي بود تحت عنوان بيست و پنج نوزده كه بچه ها اونجا رسيدند به ميدان مين . در همين آئين مهرورزي به بچه هاي تخريب ياد مي دادند كه آقا اگر وقت نداشتي براي معبر باز كردن گلوله مي شي ، غلت مي زني تو ميدون مين . نفر اول مي ره دو تا مين خنثي مي شه ، نفر دوم سه تا مين ، چهار تا مين ، نفر بعد ده تا مين ، بريد تا معبر باز بشه . اون شب هم گفتن وقت نيست نفر اول اومد غلت بزنه ، گفتن نه تو زن و بچه داري ، نفر دوم اومد ، گفتن تو برادرت شهيد شده ، نفر سوم گفتن فلان ، تا اين كه پسر سيزده ساله اي اومد ايستاد با كلاه آهني كه رو سرش گشاد بود ،‌ خيلي آرام با لبخند گفت « من » عين اون مني كه قاسم (ع) گفت وقتي مي خواست وارد كربلا بشه ، گفت من غلت مي زنم ،‌ نگاش كردن و گفتن چه دليلي داره ما رضايت بديم تو غلت بزني ؟ گفت من يه دليل خيلي قاطع دارم كه اگه بگم همتون راضي مي شيد من غلت بزنم . گفتن دليلت چيه ؟ گفت دليلم اينه كه من پرورشگاهي هستم ، نه پدر دارم نه مادر دارم كه منتظرم باشند ، من از دنيا يه دونه پرونده دارم كه روي اين پرونده نوشته ، نام :  محمد ، نام پدر :‌ جلوش خط تيره كشيده ،‌ نام مادر : جلوش خط تيره كشيده ، هيچ كسي ندارم كه منتظرم باشه ، فقط يك چيزي يادمه : از اون روزي كه من زوركي خودم رو چپوندم تو كاروان و اومدم جبهه ، مي گفتم من پدر ،‌ مادر ندارم چه بهتر ! مادر من فاطمه (س)‌ است پدر من علي (ع) است . نمي دونيد بچه سيزده ساله وقتي غلت مي زد چه كار مي كرد ؟! حتماً‌قبول داريد كه آدم بره روي مين دست مي پره ، پا مي پره ، درد داره تعريف مي كرد كه ما يك بار هم از اين بچه صداي ناله و فرياد نشنيديم ،‌ فقط با صداي پُر زِ شوقي مي گفت : يا زهرا ، يا زهرا (س) .
كجاي دنيا ما همچين كساني رو داريم ؟! اينا آئين مهرورزي است ، مهرورزان مملكت ما اينا هستن ، مگر نه اينكه بالاترين درجة مهر عشق است و بالاترين درجه عشق بذل جان است ؟ پس بيائيد از اين ها ياد بگيريم .

 

کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات