برنامه آينده
کاروان زیارتی مشهدمقدس
29 تیرماه الی 5 مردادماه98

باحضور :
حجت الاسلام انجوی نژاد

مداحان :
حاج احمد واعظی
حاج مهدی اکبری
حاج امیر کرمانشاهی
کربلایی وحید شکری


رهپويان




یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 نسخه چاپی
متن سخنرانی | سیاست عاشورا «9»

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
موضوع : سياست عاشورا «9»


جلسه نهم از بحث سياست عاشورا هستيم و شرحِ سجدة آخرِ زيارت عاشورا كه در حقيقت سجده شكر است . 4 تا مطلب در ذكر سجده زيارت عاشورا هست كه دو موردش رو انشاء الله در اين جلسه توضيح مي ديم ، دو موردِ ديگه رو هم كه تمامِ بحث هاي اين 10 شب ، در آن گنجانده شده رو فرداشب شرح خواهيم داد .
بحث امشب يكي « اللهم لك الحمد حمد الشاكرين » است . يكي هم بحث « اللهم ارزقني شفاعه الحسين يوم الورود »‌ .
اولين مطلب در  « اللهم لك الحمد و … »  : بنده داره با خدا راز و نياز مي كنه كه : خدايا زيارت عاشورا رو خوندم ، اين نكات رو ديدم و دوست دارم در وجودم پياده كنم ، محبت كردي كه شنيدن و فهميدنِ اين بحث رو روزيِ من كردي . لذا بايد به خاطرِ اين نعمت حمدت كنم . چه حمدي ؟ چرا نمي گه : «‌ اللهم لك الحمد » و تأكيد مي كنه كه « حمد الشاكرين » ؟ چون ما دو نوع حمد داريم : يك حمد اينه كه بخاطر اينكه ما توفيقِ خواندنِ زيارت عاشورا و ثواب كردن رو پيدا كرديم ، خدا رو شكر مي كنيم . اما حمد الشاكرين حمدِ كساني است كه شكر مي كنن در حالي كه قبلش صفتِ شاكر بودن را كسب كرده اند . يعني قبلش اينقدر خوب نعماتِ خدا رو شكر كردن و آنقدر خوب به وظيفة شكرشون عمل كردن كه جزء شاكرين شدند . يعني خدايا حمد مي كنم تو را حمد كساني كه به شكر عمل مي كنن نه فقط بوسيله زبونشون كه با
زندگيِ حسين وار . حمدِ كساني كه يك عمر زندگيشون حسيني است ، حسيني مي خورند ، حسيني مي پوشند ، حسيني
مي خوابند ، حسيني كار مي كنند ، حسيني در عرصه هاي اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي و سياسي مملكت فعاليت
مي كنند . و باز اين حمد دو جنبه داره : يك جنبه اش برمي گرده به اين كه امشب ، امروز ، اين وقت ، اجازه دادي زيارتِ عاشورا بخونم . يك جنبه اش بر مي گرده به اينكه محبت كردي ، عنايت كردي ،‌ روزيِ من  قرار دادي كه يك عمر حسيني زندگي كنم ! اين مي شه حمد الشاكرين .
« اللهم ارزقني شفاعت الحسين يوم الورود » ، يكي از كلماتِ بسيار قابل توجه در مرام شيعه ، در مكتب تشيعِ علوي ، كلمة شفاعت است كه بعضاً به دليلِ عمل كردِ ناصحيح ما شيعيان و يا به دليلِ غرض ورزي دشمنان ، شديداً مورد تهاجم است و همه اين ها به اين دليل است كه معناي حقيقي اين كلمه ، خوب درك نشده . در اين قسمت از بحث بيايم شفاعت رو يك نگاهي بيندازيم تا خداي نكرده ما جزء كساني نباشيم كه شفاعت رو خوب درك نكردن و از طرفي بفهميم شفاعت واقعاً يعني چي ؟ تا اگر يك وقتي سؤالي در ذهنمون پيش اومد يا كسي سؤال كرد بتونيم جوابشو بطور واضح بديم ! سه نوع شفاعت داريم :
1 ـ يكي شفاعت خرافي ! مال كساني كه مرامِ شيعه و معناي شفاعت رو درك نكردن و اتفاقاً وارونه اين دركِ ناصحيح رو تبليغ مي كنن و اتفاقاً دشمنان شيعه اينها رو تشويق مي كنن : ازشون فيلم برداري مي كنن ، باهاشون مصاحبه
مي كنن ، نظراتشون رو مكتوب مي كنن ، بعد مصداق مي يارن براي ادعاي خودشون كه ببينيد شيعه چقدر خرافي فكر مي كنه !! حالا اين نوع شفاعت چه خصوصياتي داره ؟ بعضي مردمِ بي سواد عقيده دارن كه اين شفاعت يك حالتي است كه امامِ‌ما ، شهيدِ ما ، معصومين ما مي يارن گناهان ما رو مي شورن ، مثلاً روز قيامت مي شه شما در صفحة اعمالت 5 تا گناه داري ، اينا بدون هيچ نگاهي ، هيچ توجهي ، مي گن : چند تا گناه داري ؟ مي گي : 5 تا ، مي گن : تو ما رو دوست داشتي ؟ مي گي : بله دوست داشتم ، چرا دوست  داشتي ؟ خب در مجالسِ عزا يا ميلادتون شركت مي كردم ، وقتي روضه ات رو مي خوندن اشك مي ريختم . مي گه : خيلي خب ، اين بنده ما رو دوست داشته ، اشكهاش گناهان رو شست و حتي در برداشت ناصحيح از بعضي روايات مي گن امامِ معصوم (ع) گناهان رو تبديل به حسنات مي كنه ! يك طوري كه اگه بنده هيچي گناه نداشته باشم بشينم در مراسم اين بزرگان گريه كنم ضرر كردم چون بايد گناه داشته باشم تا تبديل به حسنات بشه و اون كسي كه كوهي از گناه داره بشينه به قدرِ پر مگسي اشك بريزه ، كوهِ گناهانش پاك مي شود و حتي گناهان تبديل مي شه به حسنات . خب اين معنا ، معناي كاملاً ناصحيح و نادرست و خرافيِ از شفاعت است .
2 ـ در نوعِ دوم شفاعت : تشيعِ موروثي بدرد مي خوره . يعني شفاعت ، مخصوصِ شيعيان است . بنده همين كه پدرم شيعه بوده ، مادرم شيعه بوده ، خودم شيعه شدم ضمانتي است براي موردِ شفاعت قرار گرفتن . فقط كافي است پدرت و مادرت شيعه باشن ، خودت هم تو ايران يا جنوب لبنان يا يك جاي شيعه نشين به دنيا بيايي ، ديگه شفاعتت حتمي است . يعني بقية مردم گناه كردن كه تو ايران يا لبنان به دنيا نيومدن ! كه اين هم يه برداشتِ كاملاً ناصحيح است .
3 ـ در نوع سومِ شفاعت : گناهان بدون هيچ زحمتي تبديل به حسنات مي شن ! يعني شما ديگه توبه لازم نداري ، ديگه جبران گناهان لازم نداري ، اگر ربا خوردي ،‌ خوردي ، بعد مي يايي تبديل به حسنات مي كني ، باز مي ري ربا مي خوري ،‌ مي يايي تبديل به حسنات مي كني ، اگر چشمت ناپاك بود مي شيني زور مي زني دو تا قطره اشك مي ريزي يا حتي اسمِ مرده هاتو مي يارن كه آقا اگه براي اهل بيت گريه ات نگرفت فكر بابات رو كه مرده بكن ، فكر مادرت رو كه مريضه بكن ، فكر بلاهات رو بكن ، تا اشك اومد سريع بنويس به حساب امام حسين (ع) !! اين مي شه چي ؟ مي شه پاك شدنِ گناهان بدون هيچ زحمتي ! تنها زحمتي كه مي كشيد ، بايد بشينيد و زور بزنيد تا اشكتون در بياد ، اينم كه به هر حال يك بار ، دو بار سخته ، به هر حال آدم ياد مي گيره ، هنر پيشه ها رو ديدي چه راحت گريه مي كنن ؟ آيا اين اشك فايده اي داره ؟ آيا در دين ما آب شوري كه از چشم مي ياد فايده داره ؟ آيا بدها گريه نمي كنن ؟ آيا وقتي كه آمدند بر بستر معاويه ، كه زخمي و مجروح بود و مژده دادند كه اميرالمؤمنين (ع) به شهادت رسيده و خيلي ناراحت شد و شعرها گفت در رساي اميرالمؤمنين (ع) ، گفت بريد به انسان ها و حيوانات و درندگان و گياهان ،‌ خبر بديد ، بگيد ديگه راحت باشيد هر ظلمي كه دوست داريد بكنيد چون عدالت از دنيا رفت و آنگاه اينقدر گريه كرد و اشك ريخت كه تمام محاسنش از اشك خيس شد و به دامنش ريخت ، آيا اين اشك به درد مي خوره ؟ يا اون لحظه اي كه شمربن ذوالجوشن در ظهر عاشورا اون بلا رو به سر پسر فاطمه (س) در آورد و بعد ديدن داره گريه مي كنه ، آيا اين گريه موجب شفاعت مي شه ؟ شبهاي چهارم و پنجم براتون گفتم : كه اهالي لشكر كوفه هم زماني كه سنگ مي زدن به امام حسين (ع) گريه مي كردن كه اين پسر فاطمه (س)‌ است و ما با اذيت و آزار او داريم گناه مي كنيم . آيا اين اشك ارزش داره ؟ پس اگه مي گه يك قطره اشك بريز ، بايد بري بگردي ببيني كه قبلاً معصوم ، اشك رو چي معنا كرده ؟ وقتي مي گه اگر مژگانت اندازة بال مگس ، تر بشود ، اين حسنات رو برات داره ، بايد بري ببيني اين اشكي كه مي خواد بياد ، معناش چيه ؟ كدوم اشكه ؟ اغلب از اين روايت برداشت هاي ناصحيح مي شه چون بعضاً معناي حقيقيِ اشك رو نگرفتن ، و بالطبع شفاعت رو اينجوري معنا مي كنن ، حالا اين طرز نگاهِ به شفاعت چه اشكالاتي داره ؟
1 ـ اولاً : نوعي شرك است ! مثل قديم يا بعضاً الان كه مشركين گناه مي كنن ، اما بعد مي يان جلوي بت مي نشينند سرِ يك گوسفند رو مي برند ، هديه مي دهند گناهانشون هم بخشيده مي شه ، دقيقاً همين كاري كه الان در آئينِ مسيحيت انجام مي شه كه مي رن پيش يك كشيشِ مسيحي ، اعتراف مي كنند كه اين گناه رو كردم ، اون گناه رو مرتكب شدم بعد هم يك پولي بايد بده به صندوق كليسا و همه گناهانش بخشيده مي شه ! آيا اين است فرهنگ عابد پروريِ تشيع ؟! اصلاً اين جور برداشتِ‌از شفاعت ، انسان رو بي مسؤوليت ،‌ بي تعهد ، تنبل و خرافي بار مي ياره و دين رو تبديل مي كنه به افيون جامعه .
2 ـ نكته دوم اينكه : امام حسين (ع) ( كه قراره ما رو روز قيامت شفاعت كنه ) وقتي واردِ كربلا مي شد يك پيامي داد به همه شيعيانِ جهان . در جلسات قبل بهتون گفتم كه كربلا رو فقط ظهر روز 10 محرم سال 61 قمري ندونيم ، 50 سال قبلش هم جزء كربلاست . پيامِ حضرت اين است : اي شيعيان ! من از روي هوا و هوس و تنبل و بيكار بار آمدنِ برنخاستم ، همانا من قيام كردم براي اصلاح طلبي در امتِ جدم . و اگر شما مي خوايد من شفيعتون باشم ، بايد در مسيرِ من حركت كنيد ، بايد در مقابل بدي ها و كژي ها ، ظلم ها و بي عدالتي ها و ناهنجاري ها و كمبودها و فقرها قيام كنيد !  قيامِ قلمي ، زباني ، هنري ، فرهنگي ،‌ اجتماعي ، سياسي ،‌ نظامي ، اين شفاعتي كه اينا دارن مي گن اصلاً با پيام امام حسين (ع) منافات داره ، با پيام اباعبدالله (ع) تفاوت داره ، اين شفاعتِ خرافي جرأت بر گناه مي ياره ، انسان رو از تعالي دور مي كنه هرچي مطلب راجع به تقوا و تعاليِ روح و تكامل در دين ما هست ، همه رو دور مي ريزه ، خدا رحمت كنه شهيد مطهري  رو كه قبل از انقلاب ، اين قضيه رو فهميد و همين بحث ها باعث شد كه مردم ما از داخلِ همين هيأت هاي عزاداري بريزن تو خيابون ها و تظاهرات و راهپيمايي كنند و حكومت پهلوي رو سرنگون كنند و حكومت اسلامي رو بعد از 1400 سال ، دوباره پايه گذاري بكنند . ايشون در اين بحث ها مي فرمودند : محبتِ ظاهري به امام حسين (ع) لازم است ! يعني چي ؟ يعني به زبون بگي ، دوستت دارم حسين (ع) ، و اشك لازم است ! كدام اشك ؟ همين اشكي كه ظاهراً داره از چشمهات سرازير مي شه ، اما كافي نيست !!
ظهر روز 21 ماه رمضون پيرهن مشكي مي پوشه ،‌ عَلَمِ امام حسين (ع) مي زاره روي دوشش اما زيرِ عَلَم خيار
مي خوره !! ازش مي پرسي : چرا اين جوري مي كني ؟ مي گه اميرالمؤمنين (ع) رو نشناختي ! اينا درياي كَرَم هستن ! اينا به لات ها نگاه مي كنن ، به چاقو كشا ، به مستا نگاه مي كنن ! آقا جون ، اون چاقو كش و مست و لاتي كه شما داري
مي گي ، وقتي امام حسين (ع) بهش نگاه كرد ، ديگه آدم شد ! ظهر روزِ‌ 21 ماه رمضون كه مردم همه روزه هستن زيرِ علَم امام حسين (ع) نون پنير خيار نمي خورد ، همين جوري لات نموند كه ، به لات ها نگاه مي كنن ولي آدمشون مي كنن ، تو مي خواي هم همينجور لات بموني ، هم امام حسين (ع) رو داشته باشي ! خب نمي شه . داداشِ من ! نمي شه آدم هر غلطي دوست داره بكنه بعد يك دهه محرم بياد بگه حسين ، حسين ، پاك بشه بره ! شايد يك مقدار كمكش بكنن ، يك كم از گناهاش كم بشه ، ولي اين طوري هم نيست ، اصلاً‌ اونا محبت ظاهري رو در صورتي قبول مي كنن كه از باطن برخاسته باشه ، اين نوع شفاعت كه پارتي بازي است . 2 نفر دارن گناه مي كنن يكي حسين ، حسين مي كنه ، يكي نه ، اينو مي بخشن ، مي گن شفاعت مي شه اون يكي رو عذاب مي كنن ؟ اينكه با عدلِ خدا منافات داره ! و ديگر آنكه در اين شفاعت جدايي دين از سياست  به وفور ديده مي شه . براي اينكه ديگه اصلاً لازم نيست آدم دنبال سياست و دولت و حكومت بره ، كارشو مي كنه ، هر جور دوست داره زندگي مي كنه ، به خدا هم كاري نداره ، آخرشم مي گه يا حسين و قطره اشكي مي ريزه و فكر مي كنه بهشت رو خريده ، نه بابا ! اينا همش وسيله هستند و حتي در آيه شريفه 48 سوره بقره آمده كه : “ ايمان داشته باشيد و تقوا پيشه كنيد ،‌ روزي خواهد رسيد كه همه رو از همديگر جدا مي كنن و هيچ گونه شفاعتي مقبول نمي افتد و هيچ حكمي پياده نمي شود مگر براساسِ عدل ”  و باز در يكي ديگر از آيه هاي سوره بقره مي فرمايند كه : “ روزي مي آيد كه هيچي برايت باقي نمي مونه غير از اون كاري كه خودت كردي ” ، اينم داره به يك نحوي شفاعتِ خرافي رو رد مي كنه . بعد وهابيت برمي داره همين آيه ها رو مي كوبه توي سرِ ما كه : مگر نمي گوييد امام حسين (ع) در روز قيامت شفيع ماست ؟ پس كو ؟ ما هم پاسخ خواهيم داد كه امام حسين (ع)‌ ما را شفاعت خواهد كرد ،‌ اما نه از نوعِ خرافي !
حالا مي ريم سراغِ شفاعتِ مقبول و مد نظر ! شهيد مطهري (ره) مي فرمايند : دو نوع شفاعت داريم : 1 ـ شفاعت رهبري يا عمل ، در اين نوع شفاعت اهل بيت (س) شفيع مي شوند ، عنايت مي كنند ، محبت مي كنند و با كلامشون ، با
اعمالشون ، با سكوتشون در دنيا يك مسيري براي زندگي ما قرار مي دن كه در اين مسير لاجرم مي رسيم به بهشت . به من و تو توفيقاتي مي دن كه با انجامِ اين توفيقات ، وقتي به قبر رسيديم ، شفاعت شده هستيم ! اهلِ تقوا به اين نوع شفاعت مي گن : شفاعتِ رهبري كه در دنيا ما رو شفاعت مي كنن ! مگر نه اين است كه ما اعتقاد داريم  هر توفيقي داريم اينها عنايت كردن ؟ و خودِ شماها حتماً تجربه كرديد كه همين يكي دوبار ارتباطِ در هفته با اهل بيت (س) چقدر داره كمكتون مي كنه ،‌ در همه محيط ها داره حفظتون مي كنه . مگه خود شما ده هزار بار نامه و تلفن و پيغام نداديد كه آقا اين جلسات داره به ما كمك مي كنه ؟ اسم اباعبدالله (ع) داره ما رو پاك نگه مي داره ، تو محل كارم بهتر دارم انجام وظيفه مي كنم ، بهتر درس مي خونم ، پاكتر شدم ، از بدي ها بدم اومده ، از پاكي ها خوشم اومده ، خوب شدم ؟ اين شفاعتِ رهبريست ! اين شفاعت بر مي گرده به اين روايت كه پيغمبر اكرم (ص) مي فرمايند : “ اهل بيتِ من مثل كشتي هستند . هر كي سوار اين كشتي بشه هم در دنيا نجات پيدا مي كنه هم در آخرت و هر كه سوار نشه هم در دنيا و هم در آخرت غرق مي شه ! ”  اين معنيِ شفاعت رهبريه و اين نوع شفاعت ، با توحيد كاملاً هماهنگ است . نمي شه ايراد بگيرن بگن كه شما براي چي سر راه خدا يك واسطه قرار داديد ؟ شما چرا خدا رو نمي پرستيد ؟ شما چرا شرك داريد ؟ شما چرا نمي گيد يا الله ، مي گيد يا حسين ؟ چرا اينجوري هستيد ؟
يكي از علما مي فرمودن كه ، رفتيم مدينه زيارت قبر پيغمبر (ص) ، مي گفت اومد جلو گفت :‌ برو برو عقب ! شرك شرك شرك !! . ما مي خواستيم سلام بديم ، دست بكشيم ، ببوسيم ، گفت : شرك شرك ! منم نمي شد كه بهش چيزي بگم ، فحشش بدم ، خيلي لجم گرفت ، گفتم : حشرك الله مع العمر ! خدا با عمر محشورت كنه ! گفت انشاء‌الله ، انشاء‌الله !! گفتم برو حال كن !
ولي اين معنا اصلاً‌ ربطي به شرك نداره . ما مي گيم : آقا ! روز قيامت  خدا مي خواد ببخشه ، ازمون سؤال مي كنه كه چرا خوب بودي ؟ مي گيم امام حسين (ع) كمكمون كرده ! فرض كنيد در دنيا يك كسي ، مثل من ، اين بالا نشسته !  يك حرف بهت ياد مي ده ، مي ري اين حرف رو عمل مي كني و خوب مي شي ! خداوند اگر ازت سؤال كنه چرا خوب شدي ؟ مي گي آقا تو خوبم كردي ؟ نه ! مي گي يك كسي يك حرفي زد ما خوب شديم و البته اين كسي كه اين حرف رو زده با اراده تو اين حرف رو زد ولي بالاخره يك كسي اين حرف رو زد يا نه ؟ چه كسي نماز خوندن يادت داد ؟ خدا خودش اومد يادت داد ؟ يا نه . يك آخوندي ، پدر و مادري ، يك وسيله اي براي يادگيري فراهم كرد ؟ مگه ما مي تونيم ارتباط مستقيم با خدا داشته باشيم ؟ تمام فيضي كه به ما در امور دنيوي و اخروي مي رسه همش از يك راهه ، همين راه امام معصوم (ع) است . تموم شد رفت ! به همين راحتي !
دوم اينكه : در اين شفاعت ما مي ريم به سمت ترك معاصي ، چون به ما مي گن گناه نكنيد ، امام باقر (ع) مي فرمايند :
“ به كسي نمي رسه شفاعتِ ما ، مگر با عمل ، تقوا و پرهيز از گناه . ”
و سوم آنكه :‌ در اين شفاعت محبت شرط لازم است اما شرط كافي نيست ، محبت و عمل بايد با هم باشه در اين نوع شفاعت ، انسان مي بينه اهل بيت (س) يك حرف هايي زدن و چون دوستشون داره گوش مي ده تا موردِ شفاعتشون واقع بشه ، مسؤوليت داره ، قيام مي كنه ،‌ جهاد مي كنه ،‌ شهيد مي شه ، انفاق مي كنه ، با بي عدالتي مبارزه مي كنه ، مثل اهل بيت (س)‌ زندگي مي كنه ، و اين شفاعت چون به عمل كار داره ، باعث تعالي روح ما مي شه و با قرآن هم كاملاً هماهنگ است . پس اين نوع اولِ شفاعت كه شفاعتِ رهبري است .
 2 ـ‌ نوعِ دوم : شفاعتي كه ما قبول داريم و بعضاً موردِ اعتراضِ خود شيعيان است كه معناي حقيقيِ شفاعت رو
نگرفتن يا نچشيدند لذتِ ارتباط با اهل بيت (س) رو كه اونم شفاعتِ مغفرت است . اين نوع شفاعت مالِ دنيا نيست ، مال آخرته ! در اين نوع شفاعت ، ما مي گيم : ائمه (س)‌ در دنيا ،‌ ما رو شفاعت مي كنن ، ما پاك مي شيم ، دستورات دين رو انجام مي ديم . در روز قيامت چون ، حرفِ‌ اينا رو گوش داديم و عمل كرديم ، اگر احياناً گناهي هم داشته باشيم اين گناه را به خاطر اعمالي كه انجام داديم شفاعت مي كنند . نه اين كه بگيم گناهان را شفاعت مي كنند بلكه ضامن ما مي شوند در مغفرت ! بعنوان مثال : بنده و يك نفرِ ديگه ، هر دومون نفري 3 تا گناه داريم ، روزِ قيامت خدا مي گه تو 3 تا گناه داري اما چون محبّ امام حسين (ع) بودي ، به بيانات امام حسين (ع) عمل كردي مي بخشيمت ! در اين نوع شفاعت توسل به اهل بيت (س) ، يعني توسل به خدا ، در زيارت جامعه اين شفاعت رو رسماً داره اعلام مي كنه ، مي گه اگه كسي بخواد خدا رو صدا بزنه از راهِ “ ولي ” صدا مي زنه . مثلاً يك كسي براي من يك مشكلي ايجاد كرده ، مي خواد من حلالش كنم ! با خودش مي گه كه اگر من به فلاني بگم حلالم كن ، شايد حلالم نكنه ، ناراحت بشه ، لج كنه ، مي رم به رفيقش كه خيلي دوستش داره مي گم ، بره ريش گرو بذاره ، اين ، منو حلال كنه . به همين راحتي ! ما با خدا مشكل داريم ، مي گيم يا وجيهاً عند الله ، اي كسي كه نزد خداوند آبرو داري ، اشفع لنا عند الله در نزد خداوند براي ما ريش گرو بذار ، چون خدا تو رو خيلي دوست داره . اين كجاش شركِ ؟ آقا بيايم جلوتر : مي گن : چرا در و ديوارِ حرم رو مي بوسي ؟ اين ديگه شركِ ! جواب مي دم :‌ آقا تو چه مي فهمي ؟ تو بچه نداري ؟ دلت براي بچه ات تنگ بشه ، پيرنش رو نمي بوسي ؟ در همين قرآن مجيد ، پيرهن يوسف ، چشم نابيناي يعقوب رو شفا نداد ؟ بابا اين در و ديوار هم آثار محبوب ماست . چرا مي گي شركِ ؟ من ضريح امام رضا (ع) رو مي بوسم چون امام رضا (ع) رو دوست دارم ، امام رضا (ع) رو دوست دارم ، چون امام رضا (ع) دوست خداست . در واقع ما داريم خدا رو مي بوسيم ، داريم خدا رو ستايش مي كنيم ، منتها از راه وسيله اش . اگر اينطور است كه هر محبتي غير از محبتِ خدا شرك است پس داداش من ! تو چرا بچه تو دوست داري ؟ بايد فقط خدا رو دوست داشته باشي !! بچه ات نمازِ قشنگ بخونه ، دوستش نداري ؟ بهش نمي گي بابا جون برام دعا كن ؟ اصلاً ما اين همه آيه داريم در قرآن كه بچه ها برا پدر و مادراتون دعا كنيد ، اينا پس شركِ ؟ بچه ها برا چي برا پدر و مادراشون دعا كنن ؟ پدر و مادر خودش دعا كنه ! اما اينطور نيست . اين نوع ديگر شفاعت هست كه اينقدر مخالفين روي آن تاخت و تاز مي كنن و مانور مي دن و متأسفانه آيات قرآن رو هم ناديده مي گيرند . و در اين نوع شفاعت اراده و عنايت و نظارتِ مستقيم خداوند وجود داره ، اگه خدا نخواد اهل بيت نمي تونن شفاعت كنن ، اونه كه به اين ها اختيار داده . وقتي از امام رضا (ع) خواهش مي كنيم يعني دارم از خدا با واسطه خواهش مي كنم اين شفاعت موجب جرأت يافتنِ بر گناه نمي شود ، چون ما شفاعتِ رهبري رو هم داريم ، اين شفاعت در حقيقت همان چيزي است كه خداوند تبارك و  تعالي به ما دستور داده ، پارتي بازي نيست ، چرا ؟ چون رحمت خدا به همه مي رسه ، منتها كسي كه بيشتر عمل كرده ، اولياشو بيشتر دوست داشته ، بيشتر از بقيه بهره مند مي شه . و در قرآن هم بيان شده . سوره مائده آيه 35 : “ اي كساني كه ايمان آورديد ، تقوا داشته باشيد ”  اين مي شه شفاعتِ رهبري . و اصلاً محبتِ به اهل بيت (س) ، محبت اولياء خداوند ، خودش عمل مي ياره . مثلاً مي گي آقاي فلاني ! شما چون مديركلِ فلان جا هستي ، ما كار بچتو راه انداختيم ، اين عملِ ! روز قيامت هم ما مي گيم : خدايا تو رحمتت همه رو شامل مي شه ، اما ما با اين امام حسين (ع) و امام رضا (ع) و علي (ع) و پيغمبرت ، خيلي آشنائيم ، خيلي دوستشون داريم ، كارِ ما رو بواسطه اينا راه بينداز ، ما رو به وسيلة اينا ببخش . و اصلاً قرآن داره دستور مي ده كه : براي مغفرت ، وسيله جور كنيد !
آقايي اومده كنار من نشسته ، دو تايي اندازة هم ثواب داريم ، ايشون طبقِ دستور قرآن كه گفته وسيله پيدا كنيد عمل نكرده و وسيله جور نكرده ، اما من اجرا كردم و اين عمل محسوب مي شه ! چرا مخالفينِ شفاعت ، اين آيه رو گوش
نمي دن ؟ چرا تو قرآن اين آيه رو نگاه نمي كنن ؟ اصلاً اين « وابتغوا اليه الوسيله » رو خودشون ترجمه كنن ، ما هيچي نمي گيم ، خودتون بيايد تفسير كنيد ! وسيله يعني چي ؟ احتمالاً يعني بيل و كلنگ با خودتون بياريد ؟!
آيه دوم سورة اسراء آيه 71 : “ روزي كه روز قيامت مي خوانيمش ، همه مردم را به وسيله محبت به امام و ولي شون
مي سنجيم ” مي پرسند تو چكار كردي ؟ چقدر وليِ منو دوست داشتي ؟ چقدر با اهل بيت من بودي ؟ مگه اين روايت از پيغمبر اكرم (ص) نيست كه فرمودند : من قرآن و اهل بيتم رو براتون يادگاري مي ذارم و شما رو با قرآن و اهل بيت كمك مي كنم و حفظ مي نمايم ؟ مگه نگفت بايد به اينا تمسك كنيد ؟ مگه نگفت دامن اينا رو بگيريد ؟ خب ما دامانِ اينا رو گرفتيم ! آيه بعدي كه اصلاً هم قابل توجيه نيست ، سوره نساء آيه 64 : كه آمده “ پيغمبر منِ ! اگه مردم اومدن سراغت و گفتن ما مي خوايم توبه كنيم ، براي اينكه من بهتر قبول كنم ، تو براشون استغفار كن . وسيله تويي ، تو براشون توبه كن ، ان الله توابا رحيما ، همانا خداوند تواب و رحيم است و اگر تو براشون طلب مغفرت كني اون وقت خدا را بخشنده مي يابي ” ، اگه خودشون بيان ، من قبولشون نمي كنم ، بايد تو ريش گرو بذاري ! اينو مخالفين شفاعت چه جوري مي خوان معنا كنن ؟ پس ما اين شفاعت رو داريم . منتها اشكال ماها اينه كه شفاعت مغفرت و رهبري رو با هم
نمي گيريم ،‌ اين دو تا با هم است داداش من !  كل بحث شفاعت رو شايد بشه 3 جلسه صحبت كرد اما همين مقدار كمي كه براتون گفتم رو مخالفين در برابرش جواب ندارن . من جديدترين كتاب شون رو خوندم اما هيچ اشاره أي به اين اشكالاتي كه ما گرفتيم نكردن ، اون دولتي كه خيلي زحمت مي كشه براي خراب كردن شيعه ، برداشته ، كتابي با زبان فارسي چاپ كرده آورده بين بچه شيعه ها ، هيچ اشاره أي به اين آيات نداره ، مي دونن ما اينا رو جواب داديما اما به روي خودشون نمي يارن . اصلاً انگار نه انگار ! اين سياست است كه وقتي حرف مي زني از 100 نفري كه مي شنون 80 نفرش قبول مي كنن ، 20 نفرش مي رن تحقيق مي كنن ببينن درست بود يا نه ؟ مثل همين امشب از بين حرفايي كه من زدم ، شايد 20 نفرتون بعداً بريد ببينيد كه انجوي اينا رو راجع به شفاعت گفت ، درست بود يا نه ؟ اما 80 نفرتون مي گيد همين بود ! اينا هم مي گن ما 100  تا كتاب پخش مي كنيم ، 20 نفرشون مي رن تحقيق مي كنن ، بقيه مي گن : نه ! با قرآن دلالت آورده ، قرآن مي گه آقا هيچ شفاعتي نيست ، پس درسته ! عنايت مي كنيد ؟ اين سياستي است كه دشمنانِ ما
دارن ، پس دقت كنيد !!


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات