برنامه آينده
شنبه های پاک

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع سخنرانی :
بیداری اجتماعی - قسمت پنجم


زمان : شنبه، 23 آذر ماه
مکان : بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سید الشهداء
ساعت 19
رهپويان



یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 نسخه چاپی
متن سخنرانی | وصال یار «9»

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
موضوع : وصال یار «9»


جوان ما فكر مي كنه كه با گناه كردن از چشم خدا مي افته . اين كيدِ شيطان هست . با اين تفكر ،‌ تير اين كيد دقيقاً به هدف خورده . يعني جوانان ما بعد از اينكه اولين و دومين گناه رو مي كنند ، ديگه حتي خجالت مي كشند كه به سمت خدا بروند . يعني خداوند رو يك موجودي مي پندارند كه اين موجود اگر گناه بكني بهش برمي خوره و اگر بعد از گناه بهش نزديك بشي اذيت مي شه . برخوردي كه با خداوند كريم مي كنند برخوردي نيست كه لياقت كرامت خداوند روداشته باشه .
خداوند كريمه !  فكر مي كنه اگر از ميان گناهان ده تا رو مرتكب شد . بجاي اون بايد ده تا واجبش رو حذف كنه و بجاش ده تا گناه ديگه اضافه كنه و مي گه ديگه تموم شد .
نه اين طور نيست ، دو تا نكته : 1 ـ بحث حساب و كتاب ما ، بحث ميزان و ترازو هست . در ترازو هرچقدر كفة منفي رو سنگين مي كني بايد كفة‌ مثبت رو سنگين كني ، حتي به زور هم كه شده بايد اين كار رو انجام بدي ، ‌اگر احياناً گناهي مرتكب شدي به جاي اينكه بگي من ديگه از چشم خدا افتادم بايد بري و يه كم ثوابات رو بيشتر كني و كفة اين ور رو سنگين كني .
2 ـ ” آقا تموم شد ! ” يعني چي ؟ يعني ميخواي جهنم بري ؟ يعني تمومه ديگه ؟ خبر داري انتهاي مسيرت كجاست وكجا مي خواي بري ؟ بقول قرآن : ” أين تذهبوا ” . حالا ديگه با خدا قهر كردي ؟ تموم شد ديگه ؟ نه خير ، حالا اولشه  ، تازه شروع شده ، مگه ما مي تونيم از حكومت خداوند فرار كنيم ؟ اين ” و لايمكن الفرار من حكومتك ” پس چيه ؟ مگه ما ميتونيم فرار كنيم ؟ ابداً اينطور نيست كه بگي تموم شد . بعضي وقتها شيطون به ما مي گه : آقا ! ديگه تمومه ، اصلاً با خودش فكر نمي كنه كه ” تموم شد ” يعني چي ؟ اصلاً‌ كلمه ، كلمة اشتباهيه . يعني تو يه راهي افتادي كه تو دنيا هم بدبخت مي شي . بابا ! تو گوشت داري ، استخون داري ، پوست داري ، روح داري ، دل داري ،‌ عاطفه داري ، انساني . مگه مي توني تحمل كني ؟ خيلي مشكلات برات پيش مي ياد ، تا حالا شده يه جووني بگه : آقا ! تموم شد ديگه ، ما كار گيرمون نمي ياد ؟ 20 سال دنبال كار مي دوه ، كار خوبي هم گيرش نمي ياد ، يه روز عَمَلگي ، يه روز نقاشي ، يه روز لوله كشي ، ولي بدون كار نمي مونه .
مگر خدا و دين و انسانيت تموم شدنيه ؟ كجا مي خواي فرار كني ؟ اونهايي كه به مقام وصال يار رسيدند اصلاً كلمة ” تموم شد ”‌ تو فرهنگ لغاتشون نيست . چون خدا كه تموم نمي شه . كار ما كه تموم نمي شه .
خداوند تبارك و تعالي مي فرمايد :  ” در گناهانش مرا در نظر مي گيرد نه خودش را . ”  ( خوب دقت كنيد ) نكتة‌ ظريفش اينجاست : يه وقت ما گناه مي كنيم و خودمون رو در نظر مي گيريم ، مي گيم نه ديگه تموم شد ، ما ديگه آب از سرمون گذشته ، آدم بشو هم نيستيم . تموم شد رفت .  يه وقت هست كه خدا رو در نظر مي گيريم ، گناه كه كردي براي تو تموم شده ، اما وجود مهربان خداوند در اون بالا ، در اطراف تو ،‌ در همه جوانب تو ، نگران تو هست . براي خدا تموم نشده . اون بچه اي كه از باباش قهر مي كنه ، از خونه بيرون مي زنه ، مي ره به باباش فحش هم مي ده ، پشت سرش رو نگاه نمي كنه ، براي خودش رابطه رو قطع كرده وگرنه اون پدر هنوز بچه اش رو دوست داره !
روايت قدسي مي فرمايد : ” لَوْ عَلِمَ المدبرون كيف شتياقي بهم لماتُ شوقا ” اگر اونهايي كه به ما مي گن تموم شد ، ول كردند رفتند ، ديگه پشت سرشون رو هم نگاه نكردند ، اگر بدونند ما چقدر منتظرشون هستيم ، از خوشحالي مي ميرند .
آخه ما چي هستيم كه خدا منتظر ما باشه ؟! تموم شد ؟ تموم شد ديگه چيه ؟ اگر تموم شد بنده خدا نيستيم ؟ مي فرمايد : ”  در گناهانش مرا در نظر بگيرد . ”  انسان واصل در گناهانش خود را در نظر نمي گيره ، كه حالا ، مثلاً عذاب جهنم رو براي خودمون خريديم ، آقا ما ديگه جهنم مي ريم . مگه چيه ؟ چهار تا چوب مي زنند ديگه تموم مي شه مي ره . نه ، اولاً 4 تا چوب نيست و به اين راحتي ها كه فكر كردي هم نيست . ، ثانياً يه كم به خودت فكر كن ، بعضي وقتها يه كسي بهت مي گه : ” تو ” دو هفته اشتهات كور مي شه ، خيلي ما آدميان نازك نارنجي هستيم ، خيلي خودت رو گردن كلفت فرض كردي ! فكر كردي مي ري جهنم 4 تا چوب مي خوري تموم مي شه ؟!
 اين طور نيست كه خدا عذابش تموم بشه .  عذاب خدا طوري نيست كه تو بتوني تحمل كني ، 4 تا چوب نيست ، مراقب باش ! خداوند نمي زاره كه تموم بشه .
خداوند تبارك و تعالي مي فرمايد : ” مراقب باشد و دل خود را از آنچه من ناخوش دارم دور سازد . ” مي گه يه وقت هست برات گناه منظور مي كنند ، خيلي خُب اينجا ديگه هم خودت رو در نظر مي گيري هم خدا رو . اما اون چيزي كه خداوند خوش نداره چي هست ؟ خيلي وقتها يه مسائلي براي بزرگان و واصلان هست كه اين مسائل براي بقيه مشكلي نداره ، اما به اين مقام كه رسيدند انجامشون اشكال داره . من جمله : اولين مورد همين كه : خداوند تبارك و تعالي توقع داره از انسان واصل كه حتي دل خودش رو از آنچه خداوند ناخوش مي دارد پاك سازد ، اين ” دل خودش ” را دقت كنيد ! ( نگفت اعمالش را ، قبلاً گناهان را گفت ، بعد اومد گفت ، ” دل خودش را ” )
يكي از چيزهايي كه من و شما بسيار بسيار بايد مراقب باشيم بحث ” فؤاد ” هست . قرآن مي فرمايد  : ” اِنَّ سمع و البصر و الفؤاد . . . . . ” اين سه تا ( چشم ، گوش و فؤاد ) نسبت به اينها مسؤوليد . فؤاد منظور اون چيزي است كه در اعماق وجودمون هست ، و ريشه داره ولي هنوز اين درخت بيرون نزده و در اعمال و رفتارت معلوم نيست .  اين رو بايدمراقب باشيم !
در علم اخلاق دو تا كلمه داريم كه من اين دو تا رو اصلاً قبول ندارم . اين دو تا مسئله  چي هست ؟ 1 ـ عاقبت به خيري ، 2 ـ عاقبت به شري .
اصلاً خداوند كريم اجازه نمي ده يكي تمام عمرش بد باشه ، آخر كار بياد خوب بشه ، و يكي تمام عمر خوب باشه ، آخر كار بد بشه . مي گن : آقا ! مگه اين مثالها رو نشنيدي ؟ : برصيصاي عابد مثلاً 70 سال عبادت كرد و عاقبت به شر شد و يا آيت الله العظمي فلاني ، مثلاً اينطوري شد . من مي گم : چرا شنيدم ، به نظر من عاقبت به خيري و عاقبت به شري اين اظهار نيست ، ظهور است ! اين يارو كه 70 سال عابد بوده از اول عابد نبوده ، در فؤاد خودش يه سري شهوات رو داشته ، اينها رو پاك نكرده ، حالا رو شده ، چرا مي گي : ” عاقبت به شري ” ؟ اين از اولش خوب نبوده و تو فكر مي كردي خوب بوده . از همون اول در فؤادش بد بوده . فضيل عياز كه بعد از 40 سال توبه كرد ، اين 40 سال بامرام بود ، 40 سال آدم مردي بود ، آخر كار هم مرديش ظهور كرد .
مي گه : به فؤادت دقت كن ! امروز خيلي خوبي ، باريك الله ! مشهد رفتي ؟ اون مدت خيلي عالي بودي ،  حج رفتي  ؟ ديدي اونهايي كه مي رن حج ، چقدر عالي هستند ، چقدر خوبند ؟ اين وقتها كه خوب هستي ، بيا در فؤاد خودت دقت كن ، يه همچين وقتهايي تا سرت شلوغه ، تا ملائكه دارن دورت وول مي زنن ، اين فواد رو چِك كن ، ببين چه خبره ؟ آيا اون شهوات و منيات و اون مسائلي كه در فوادت هست اينها رو مي توني حذف كني ؟
آقا آيت الله العظمي فلاني آخرش خراب شد ، مي دوني چرا خراب شد ؟ براي اينكه همون موقع كه داشت آيت الله العظمي مي شد اين بذر حسادت در دلش بود . اين رو نتونسته بود درمان كنه ، بعد از 60 سال 70 سال رو شد . بَرصيصاي عابد انسان شهوتناكي بود ، منتها تو دلش قايم كرده بود . دائم مي گفت : خوبيم ديگه ، دائم اين شهوت خودش رو بيرون مي داد  ، اين شهوت سرك مي كشيد ! مي گفت : بابا خوبيم ديگه ، عابديم ! ما الان مستجاب الدعوه ايم ! سرجاش اومد كارش رو انجام داد . لذا خوب دقت كن ! چه اونهايي كه 2 ـ 3 روزه خوبند و چه اونهايي كه خيلي وقته خوبند ، . نفسمون رو بندازيم تو مخمسه و مضيغه شرم .
آقا ، 60 سال و 70 سال دم از امام زمان (عج) زده ، تا امام زمان (عج) مي ياد ، اون مطلبي كه گفتم در فؤادش بود رو مي شه ، مي گه : بابا ! من نمي خواستم امام زمان (عج) بياد . مي خواستم براي من دكون باشه ، وقتي اومد ديگه نيستم ، 60 سال ممكنه امام زماني باشه ، ( مراقب باشيد ! ديگه قرار نيست كه گناه بكنيد ! )
خداوند تبارك و تعالي مي فرمايند : ”  انسانهاي واصل دل خود را از آنچه من  ناخوش دارم پاك مي كنند ”  چه فايده ؟ به زور خودت رو نگه داشتي . چه فايده ؟ مردش هستي ؟
مي دوني در حاشية مناجات نامة شهيد چمران چي نوشته ؟ با دست خط خودش نوشته  : ” الان كه دارم مي نويسم در ساختمان فلان ، طبقة فلان ، خيابان فلان ، در شهر لُس آنجلس هستم . ”
روبروي خيابون نشسته ، داره مناجات نامه مي نويسه ! اون وقت تو منتظر هستي كربلا بري  ، مكه بري  ، كه مثلاً يه چيزي گيرت بياد ؟ فرقي نمي كنه ، اگر دل رو پاك كني كربلا و آمريكا هيچ فرقي نمي كنه .
اگر دل رو ناپاك كني كربلا چند روز نگهت مي داره ، بعد كه برگشتي همون آمريكايي هستي ! هيچ فرقي نمي كنه ، ما داريم كساني كه رفتند حج و برگشتند بدتر شدند . چرا ؟ چون اونجا اصلاً  حواسش نبوده چه محيط خوبيه استفاده كنه  ، دلش رو پاك كنه . كساني داشتيم كه محرم و صفر اومده اينجا توبه كرده ، گريه كرده ، بعد از ماه محرم بدتر شده ، چرا ؟ براي اينكه 4 سال ، 5 سال در اين وادي بوده ، صد هزار بار شنيده كه : بابا ! دلت رو پاك كن ، تو دلت من يه خطراتي مي بينم ، اين مريضي هاي روحي و قلبي و اين امراض اينها يه چيزهاييه كه بالاخره آدم رو زمين مي زنه به اين مي گن بيماري هاي مزمن ، اگه يه كم گلوت چرك كنه ، محل نذاري بگي خبري نيست ، اذيتم نمي كنه ، فردا 2 برابر مي شه ، اگر كپسولت رو شروع كني خوردن و ريشه هاش خشك بشه ، دوباره فردا خودش رو ، رو نمي كنه .
همه حرف من اينه : در ايامي كه خداوند تبارك و تعالي به ما توفيق مي ده كه پاك بمونيم ، در مخمسه و مضيغه  زوركي  هستيم ، همون ايام قدر بدونيم و بشينيم دلمون رو پاك كنيم . دلت خوش نباشه كه الان داريم مي ريم مثلاً مشهد و با بچه ها هستيم و زمينه گناه نيست . يه عده اي 8 سال جنگيدند ، اما حواسشون به دلشون نبود ، بعضي هاشون برگشتند و به جاهايي رسيدند كه كاش نمي جنگيدند !
يه وقتي يكي از بزرگان به من مي گفت : بابا ! تو از اين جوونها چه توقعي داري ؟!  بچه هايي كه كنار خودت بودند 8 سال با هم جنگيدند ، چندين شهيد دادند ، خون ديدند ، آتش رو ديدند ، نماز شب تو قبر مي خوندند ، الان خيلي هاشون كجا هستند ،  تو به اين جوونها گير دادي ؟ گفتم : من گير ندادم ، توقعم بالاست ، چه كار كنم ؟ چون من مخصوصاً نسبت به شيرازي ها خيلي توقعم بالاست ، نمي دونم چرا ؟ من امروز نگاه كردم ديدم با سخنراني امشب و امروز ، 720 ساعت من تو شيراز صحبت كردم ، به همين خاطر ، توقعم بالاست .
8 سال نماز اول وقت ، نماز شب ، هر روز صبح زيارت عاشورا ، گريه ، همه چي رديف ، 8 سال كار ، مگه نگفتي : ” من اخلصَ لله اربعين صباحا ” كسي كه 40 شبانه روز روي خودش كار كنه ، حله ديگه ؟ پس چي شد ؟ اينها 8 سال ، 5 سال ، 2 سال ، 6 ماه ، كم كم 6 ماه اونجا بودند ، چرا هيچ چي نشد ؟ مي گيم :  اين اصله ! براي اينكه خداوند مي فرمايد : من از واصلين توقع دارم ، دلشون رو پاك كنند .
پس دقت كنيد ! زماني كه فرصت نمي كني گناه كني ، قدر بدون ! يه زمانهايي جوري هست كه اصلاً خودت احساس مي كني كه ديگه فرصت گناه نداري . قدر بدون ، دلت رو پاك كن ، بشين خودت رو چك كن ، من الان مي تونم بگم چه كارهايي بكن ، اما تو خودت بهتر مي دوني . من مي تونم بهت بگم : كه ببين ! تو بعضي وقتها حسودي ، حالا ممكنه تو دلت اين حسادت باشه و بروز ندي ، گناه هم حساب نمي شه ، اما مراقب باش ! يه كم بالاتر بياي اين حسادته كار دستت مي ده . مي تونم بگم : كه تو اگر تو خيابون داري راه مي ري و سرت رو نسبت به نامحرم پائين مي ندازي در دلت غوغاست ، اين دلت رو مراقب باش ! مي تونم بگم : تو بعضي وقتها آب گيرت نمي ياد وگرنه شناگر قابلي هستي ! مي تونم بهت بگم : در آمال و آرزوهايي كه داري كه يكيش مثلاً شهادته ، يكيش حرم امام رضا (ع) هست ، يكيش مثلاً ديدار با امام زمان (عج) هست ، يكيش كربلاست ، يكيش فلانه و فلانه كه همه اش هم خوبه و دستت رو مي بوسم ، اما مي تونم بگم :  در حاشية اين آرزوهات ، دو ، سه تا آرزوي ناجور هم داري ! بدت نمي ياد يه ، يك ماهي وقت براي گناه كردن داشته باشي ، درسته ؟ بعضي وقتها تو دلت مي گي : مي شه ما يه يك ماهي بريم خارج ، حالي هم بكنيم و برگرديم ؟ اينا رو مي تونم بگم ولي نگفتما !!
اين ها كار دستت مي ده ، بعضي وقتها با خودت مي گي : كاش فلان چيز گناه نبود ! بعضي وقتها تو خيالاتت يك سري ارتباطاتي داري ، يك سري صحبت هايي داري ، يك سري جاهايي مي ري كه اگر خداي نكرده مراقب نباشي ، واقعاً هم مي ري ! پاكش كن ! به لطف آقا امام حسين (ع) همه مون تو اين وادي هستيم ديگه ، سعي كنيم اينها رو پاك كنيم . قدر بدونيم .
مي فرمايند : مقام واصلين مقام اون كساني نيست كه گناه نمي كنند ، مقام كساني است كه دل را از آنچه من ناخوش دارم پاك مي كنند . اينها هرجايي واقع بشوند ، هرجايي بروند هيچ فرقي براشون نمي كنه . هيچ فرقي ! جلسات دوم ، سوم بود كه بهتون گفتم : هاله اي از اشك جلوي چشمهاشون رو مي گيره كه از پشتِ اين هاله به غير از نيكي و خوبي هيچ چيز ديگه اي نمي ببينند . اصلاً نمي بينه ،
يه وقتي يه بنده خدايي تعريف مي كرد مي گفت : تو تهران با يكي از عرفا تو ماشين از يه خيابوني رد مي شديم ، خيلي وضع خراب بود ، مي گفت : بعد كه رسيديم ، گفتم : احتمالاً اين اوضاع رو ديده ، چون به اطرافش هم داشت نگاه مي كرد . آخرش كه رسيديم گفتم آقا خيلي وضع خراب شده ، مردم خيلي بد شدند ، ديدي چه وضعي بود ؟ گفت : كجا ؟!  ـ اِه ! تو خيابون‌ ، الان داشتي مردم رو نگاه مي كردي ، گفت : والله من حواسم نبود . به همين راحتي !
اصلاً اينها تو يه عالم ديگه دارن سير مي كنند ، تو يه عالم ديگه ! اينقدر دل رو پاك كردن كه تو خواب هم گناه نمي كنند ، حتي تو خواب ! شهيد سيد هادي مشتاقيان مي گفت : من تو خواب نامحرم كه مي بينم چشمهام رو مي بندم ! اينقدر دل پاكه . همين الان هم داريم . نمونه هاش رو هم تو بچه هاي خودمون داريم ، اينطوري نيست كه فقط زمان جنگ بچه ها اين طوري بوده باشند ، همون زمان كساني داشتيم كه تو خود جبهه گناه مي كردند ! همين الان تو جلسه ممكنه يه عده گناه كنند و يه عده ثواب كنند ، دل بايد رديف باشه .
تو حرم امام رضا (ع) ، دور حرم هم ممكنه گناه بكنند ، از اينجا بالاتره ديگه ؟ خادم حرم امام رضا (ع) نقل مي كنه ، تو اون شلوغي عاشوراي مشهد ، بعد از ظهر عاشورا سال 75 كه حرم امام رضا (ع) منفجر شد ، حال معنوي همه به قدري دگرگون بود كه اصلاً نمي دونستيم بايد چكار كنيم ؟ شهداي تكه تكه ، علي اصغرها و علي اكبرها ، همه تو سر و صورت مي زدند ، نماينده ولي فقيه اومدند فاجعه رو كه ديدند ، عمامه شون رو پرت كردند ، سرشون رو به ديوار زدند ، هر كسي يه كاري مي كرد ، ديديم يكي داره يواشكي مي ره و زير پيرهنش يه چيزي قايم كرده ؟! رفتم ديدم كه يه تكه از جواهرها رو دزديده داره مي ره ! ( خيلي عجيبه ها ! )
اين روي دلش كار نكرده ، دلش رو پاك نكرده ، اومده زيارت ، وقتي كه ديد يه دفعه شلوغ شد گفت يه چيزي برداريم و بريم . همين الان داشت به امام رضا (ع) سلام مي داد ، يعني تا وضعيت تغيير مي كنه ، مي بيني آقا همه چيز تغيير كرد ، تا يه كم شلوغ مي شه يه دفعه اون باطنش خودش رو ، رو مي كنه . آروم نشسته تو جلسه ، اشكي هم مي ريزه ، تصميمي هم مي گيره ، اما تا يه لحظه يه اتفاقي مي افته ، ( ببينيد بحث امتحان و بلا يه بحث ناگهانيه و يك دفعه اتفاق مي افته . ) مي بيني اون اصلش رو شد . اصليت هر كسي تو دلشه . ممكنه 90 سال گناه نكرده ، اما تو دلش پر گناه  هست . تو نود سالگي رو مي شه . هر كسي به باطنش برمي گرده .
تو يه محيطي يه دفعه چراغ خاموش مي شه ، ديديد مثلاً هر كسي يه عكس العملي نشون مي ده ، يه عده ساكت مي شوند ، يه عده داد مي زنند ، هر كسي يه جوري ، يه وقتي تو تونل مثلاً مي خواي بري تا مي رسي داخل تونل مي بيني هر ماشيني مثلاً يه عكس العملي نشون مي ده ، يه عده ساكت مي شن ، يه عده سرها رو مي كنند بيرون ، داد مي زنند . اين همون هست . عكس العملها فرق مي كنه .
آقاي قرائتي مي فرمودند كه تو تهران ما تو يه ساختمون چند طبقه يه خونة كوچولوي نقلي داشتيم ، وقتي آژير خطر مي زدند ، همه داخل زير زمين مي رفتند ،  مي گفت : ما هر شب كه اين اتفاق مي افتاد مي ديديم يكي صداي خروس در مي ياره . يه شب گفتم : آقا گور پدرِ خودكشي ! ، بايد بگردم اين خروس رو پيدا كنم ، مي گفت همه مي دويدند ، رفتم گوشه و كنار پيدا كردم ، ديدم يك پيرمرد 80 ـ 70 ساله اي اون پشت وايساده هي مي گه : قوقولي قوقو ! گفتم‌ : آقا چته تو ؟! گفت : حاج آقا تاريكيه ما به دلمون مونده بذار بگيم !
دلت رو پاك كن ، وگرنه به جاش كارت خراب مي شه . بعد مي فرمايد : ” وقتي دل را پاك كرد ، وسوسه هاي شيطان را دشمن بدارد . ” جمله مشهوري رو مي خوام بگم ، خوب دقت كنيد : ” اگر فكر كردي شيطان براي دنياي تو و براي شهوات تو و براي لذت بردن هاي تو مي تواند مفيد باشد اشتباه كردي ، شيطون اونقدر با ما بده كه نمي تونه ببينه ما از گناه هم لذت ببريم . لذا گناه رو به هواي لذت جلو مي كشه  ، بعد آبروي تو رو مي ريزه ، پدرت رو در مي ياره . ”
فكر كردي شيطون مي ياد زحمت مي كشه يه محيط بازي رو براي ما فراهم كنه كه گناه كنيم و لذت ببريم ؟ شيطان حتي لذت گناه رو در ما نمي تونه ببينه ! بله ابزارش رو برات فراهم مي كنه ، اما به هواي لذت كه رفتي ، پدرت رو در مي ياره . بعد بيچاره ات مي كنه ، چون شيطون خيلي وارده و مي دونه كه گناه چه اثراتي بر زندگيت مي ذاره . اگر فكر كردي كه به سمت شيطان رفتن و با وسوسه هاي شيطان دل خوش كردن براي دنياي شهواني و لذت خواه تو هم مفيده ، اشتباه كردي . اين رو هم به تو نمي ده ، خيالت راحت باشه .
مي گه : وسوسة شيطان رو دور كن ، خدا داره مي گه : بنده هاي من ! شيطان با شما دشمنه ، وقتي با شما دشمنه ، دشمن كه نمي ياد حتي يك لحظه راحتي براي تو ببينه ، اگر دشمنت بهت مي گه كه بيا از اين آب بخور و تو تشنه اي ، بترس ، آب رو نخور ، حتماً توش زهره . دشمن بهت آب نمي ده ، مراقب باش ، بترس !




کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات