برنامه آينده
شنبه های پاک

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع سخنرانی :
بیداری اجتماعی - قسمت پنجم


زمان : شنبه، 23 آذر ماه
مکان : بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سید الشهداء
ساعت 19
رهپويان



یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 نسخه چاپی
متن سخنرانی | یوسف عاشورا «1»

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
موضوع : یوسف عاشورا «1»


ان شاءالله امشب رو فقط در مقدمه سير خواهيم كرد ؛ و از فرداشب وارد متن بحث مي شيم كه اين مقدمه اش براي كسي كه بخواد بحث رو پي گيري كنه ، واجبه . لذا برادرها و خواهرها به بركت و نورانيتي كه امام حسين(ع) به ما عنايت مي كنه ، توجه كافي و وافي داشته باشند .  
در اهل بيت(ع) ما سه صفت كمال ، جمال و جلال رو داريم . سه صفت خيلي مهمي كه اهل بيت(ع) دارا هستند و اين سه صفت فقط در مصيبت و روضه و شهادتشون نيست ؛ بلكه در طول زندگيشون اين سه صفت هست .  
1ـ كمال ؛ كه مقدار زيادي از بحث يوسف عاشورا در صفات كمالي اهل بيت(ع) ، مخصوصاً آقا اباعبدالله(ع) بررسي مي شه .  
2ـ جمال ؛ يعني زيبايي جسمي . زيبايي جسمي به معناي هم زيبايي صورت ، هم زيبايي اندام ، هم زيبايي كلام ، هم زيبايي رفتار و هر چيزي كه تحت عنوان رفتار در روانشناسي انسان ناميده مي شه رو جمال مي ناميم .
خيلي از كساني كه زياد به اهل بيت(ع) علاقه اي نداشتند ، يا حتي نعوذبالله اهل بيت(ع) مغضوب اونها بودند ، مثل برخي از ناصبي هاي اسلام ، كه يه قسمتي از اهالي و برادران اهل سنت هستند كه اصلاً‌ برادر ما نيستند . اونها ناصبي هستند .
كساني كه اوايل اسلام ، اميرالمؤمنين(ع) رو در قنوتشون لعن مي كردند .
( نعوذبالله ) و اول خطبات و خطبه هاي نمازجمعه ، همين جوري كه ما
مي گيم « والسلام و الصلوه علي رسول الله » اونها مي گفتند « ولعن الله عَلي علي بن ابيطالب » ( نعوذبالله )
اينها كساني بودند كه از هر راهي كه خواستند و تونستند ، سعي كردن كه از سه صفت كمال ، جمال و جلال اهل بيت(ع) كم كنند .
از نظر كمالي ، اومدند گناهي رو به اهل بيت(ع) و رسول خدا(ص) نسبت دادند و عصمت رو انكار كردند .
از نظر جلالي ، سعي كردند برخي از روضه ها و برخي از داستان هاي افسانه وار رو وارد تاريخ كنند . مثل اينكه حتي براي رسول خدا(ص) نوشتند : داشت گول شيطان رو مي خورد . شيطان داشت اغوا مي كرد . در صحيح مسلم اين روايت رو داره . افسانه قرانيق يكي از چيزهايي است كه در صحيح مسلم اومده .
ايشون مي گه : رسول خدا(ص) داشت گول شيطان رو مي‌خورد . شيطان گفت : من جبرئيلم . رسول خدا(ص) هم باور كرد و شيطان بر رسول خدا(ص) يه آياتي رو نازل كرد و اون هم فكر مي كرد كلامِ وحيِ‌ داشت بيان مي كرد .
( ببينيد چقدر اين عبارت سخيفه ! ) بعد مي گه خليفه دوم ـ عمر بن خطاب ـ وارد شد ، تا وارد شد ، شيطان فرار كرد . رسول خدا(ص) فهميد و اين جمله رو به رسول خدا(ص) نسبت ميدن ، كه ايشون فرمود : چقدر عمر اعتبار دارد كه هر جا عمر باشد ، شيطان فرار مي كند . اين از اون جك هاي تاريخه .
« يضحك به الثكلي » يعني هر ننه مرده اي بهش مي خنده .  
بعد اينها رو در بقيه اهل بيت(ع) آوردن جلو . حتي در مقاتل ما وارد كردند . مسائلي رو ناصبي ها نسبت به اباعبدالله(ع) ، خانم زينب(ع) ، امام سجاد(ع) وارد كردند كه نشاندهنده ذلت يا ضعف يا كمبود جلال در اهل بيت(ع) بود .
بعد اومدند سراغ جمال ؛ از خود صديقه كبري (س) شروع كردند . متن روايت در صحيح بخاري است . ( اگر آدرسش رو خواستيد بعداً خدمتتون مي دم . ولي خب مشخصه ، توي فهرستش نگاه كنيد هست . ) در بيان صفات حضرت زهرا (س) مي گه : حضرت زهرا ( نعوذبالله ) آنقدر از نظر قيافه ( نمي تونم اون جمله رو بگم ) غيرقابل پسند بود ، كه كسي به خواستگاريش نمي يومد . رسول خدا(ص) مجبور شد [ايشون رو] به اميرالمؤمنين(ع) بدن .
در حاليكه در صفات صديقه كبري (س) داريم « انسيه الحورا » . انساني كه از شدت لطافت به حورالعين شبيه است .
امام صادق(ع) در روايتي مي فرمايند : صورت مادر ما بقدري لطافت داشت كه اگر در خيابان راه مي رفت ، باد مي زد و برگي از درختي كنده مي شد و به صورت مادر ما مي نشست ، ردِ برگ بر صورت لطيف فاطمه (س)
مي ماند .
يا براي اميرالمؤمنين(ع) ، كه در كتب شيعه هم برخي از كسانيكه ناآگاه بودند ، روايت كردند . روايتي رو آوردند كه در صفات ظاهري اميرالمؤمنين(ع) مي گه : شكم برآمده ، سرِ تاس و قد كوتاه .
ما اعتقاد داريم در جمال اهل بيت(ع) ما در اعلي درجه جمالند .  
در روايت داريم كه رسول خدا(ص) فرمودند : من و اولادم زيباترين افراد خلقت هستيم . بعد ازشون سؤال شد : و اما يوسف(ع) ؟ نظر شما راجع به يوسف پيغمبر(ع) چيه ؟ شما چشمي داريد كه اين چشم زمان نمي شناسد ، به جمال اون نگاه كنيد و بين خودتون و يوسف(ع) مقايسه كنيد . رسول خدا(ص) نگاه كردند و فرمودند : «‌يوسف مليح و انا املح » يعني يوسف(ع) خيلي مليحِ و من مليح تر هستم .   
لذا جمال اهل بيت(ع) ما ، چه در اندام ، قدشون ، شونه هاشون ، تركيب موزون بدنشون ، تمام حالاتي كه در صورت يك انسان كاملاً زيبا وجود داره ، در اهل بيت(ع) وجود داشت . چون اينها اشرفِ‌ مخلوقاتند ، در فيزيك و روح ( يعني روح و جسم ) . خداوند فرمود : ما اشرف مخلوقاتيم . « انما يريد الله ليذهب انكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا »
ما شما را پاك كرديم . رجس ، يعني هم زشتي هاي ظاهري و هم زشتي هاي باطني .
هيچگونه رجسي در شما وجود ندارد . بعد اومدند سراغ بقيه مسائل . روايتها رو نسبت دادند و خيلي سعي كردند كه اهل بيت(ع) ما رو پائين بيارن .
و چقدر ابن ابي الحديد سني معتزلي در مقدمه شرح نهج البلاغه ، راجع به آقا اميرالمؤمنين(ع) به عنوان يكي از رئوس و شايد بگم اصلي ترين رأس
اهل بيت(ع) و پدر شيعه ، جالب و زيبا مي فرمايد . مي فرمايد : اينقدر در طول تاريخ زدند تا علي(ع) را خورد كنند ، غافل از اينكه علي(ع) شيشه عطري است كه چون خورد شود ، عطرش فضا را پر خواهد كرد .  
هر چي خواستن بشكنند بدتر شد . اين قسمت اول مقدمه .
قسمت دوم ؛ بحث شهادت هست . كه ما در اين دهه حتماً بايد همراه با اين بحث باشيم كه شهادت سرانجام همه زيبايي هاست . يعني اگر انساني در كمال ، در جمال و در جلال ، به اوج برسد ، ناخودآگاه آخر كارش شهادت است . يعني هيچ راهي غير از شهادت نيست و ما معتقديم كه رسول خدا(ص) هم به دست پيرزن يهودي مسموم شدند . آخرش شهادته ! يعني پله هاي كمال .
سؤال : يه عده اي شهيد شدند اما در جمال و جلال و بقيه مسائلي كه اهل بيت(ع)  داشتند ، اعلاء نبودند ؟ بله ، اون بحثش جداست . جمله اي كه ما گفتيم زياد با اين تناقض نداره . ما گفتيم اگر كسي در اوج كمال ، جلال و جمال بود ، آخرش شهيد مي شه .
ممكنه يه كسي ديگه هم خدا لطف كنه و در اوج گناه باشه ، توبه كنه ، خدا شهيدش كنه . اون بحثش فرق مي كنه . منتهي شهيد داريم تا شهيد .
لذا آقا اباعبدالله(ع) فرمودند : بعد از ما 14 معصوم(ع) ، حضرت ابالفضل(ع) در رأس شهيدان تاريخ قرار دارد . حتي يحيي پيغمبر(ع) ، حتي عيسي(ع) ، حتي فلان ، هر كس كه شما فكر كنيد .  
شهادت سرانجام و پايانِ لاجرم و ناگريز تمامي زيبايي هايي است كه در يك نفر جمع مي شه . و لطف خداست كه اگر من و شما شمه اي از زيبايي
اهل بيت(ع) رو بروز بديم ، به مقام شهادت نائل مي شيم .
قسمت سوم مقدمه ، بحث نگاه است . كه نگاه در اهل بيت(ع) ، يعني ديدن بيرون هم نگاه جمالي بود .
وقتي خانوم زينب . . . ( كه اصلاً همين جمله حضرت زينب (س) باعث شد كه من بحث يوسف عاشورا رو ترتيب بدم . ) وقتي خانم زينب (س) بعد از تمام ماجراها مي فرمايند : « و ما رأيت الا جميلا » اين به قول ماها پوز زني يزيد نيست . اين بخاطر اينه كه واقعاً زيبايي ديده .
سيد بن طاووس ،‌ از مهمترين ، بزرگترين و مستند ترين و عارف ترين و
فقيه ترين علماي ما و كسي كه مي فرمود : من صداي نفس هاي امام
زمان (عج) رو تشخيص ميدم ، ديدارهاش با امام زمان (عج) شايد از ديدارهاي همه علما بيشتر بود . ايشون در مقدمه مستندترين و جانسوزترين كتاب مقتل مي فرمايد : ( كه اگر زنده باشيم فرازهايي از لهوف رو شام غريبان مي خونيم ) اگر نبود كه ما موظفيم به عزاداري و اقامه عزا ، به دستور معصومين(ع) ، من نظرم اين بود كه اين ده روز همه جا رو چراغاني كنند ، همه رو سور بدن ، جشن و پايكوبي كنند كه اين حسين(ع) اينقدر زيبايي از خودش نشون داد . » اين اگر نبودش رو فقط برادرها و خواهرها فراموش نكنند . يعني هست كه ما بايد اقامه عزا كنيم . برخي فقط قسمت دوم بحث رو مي بينند . نه ، قسمت اولش مي گه : « اگر نبود » حالا كه هست . پس ما اقامه عزا مي كنيم . مشكي مي پوشيم ، تمام دو ماه رو هم مشكي
مي پوشيم . هر شب سينه مي زنيم ، اما در باطن مي دانيم كه فقط و فقط در كربلا و در دهه عاشورا و بعد از عاشورا و تا اربعين ، فقط و فقط از نظر اهل بيت(ع) زيبايي رخ داده .
تمام مصيبت ها ، تمام جملاتي كه در مقتل هست رو من طي اين ده شبه ، به اميد حضرت زهرا (س) و اگر زنده باشم براتون باز مي كنم .
شما ببينيد از نظر عرفاني اين قسمت به چه چيزهايي اشاره دارد . شهادت حضرت علي اكبر(ع) ، شهادت حضرت قاسم(ع) ، شهادت اباالفضل العباس(ع) ، شهادت عون و محمد ، انشاءالله يكي يكي همه رو باز مي كنيم .  
تغيير نگاه مقدمة واجب است و مقدمة واجبي است بر اين واجب . اگر من و شما مواظب نباشيم كه با نگاهمون قسمت هاي خالي زندگي كه هميشه وجود داره رو نبينيم ، هيچ گاه ما را به معرفت و كمال و جمال يوسف عاشورا راهي نيست . تغيير نگاه !
اول از هر چيز تو بايد بشيني دردهاي زندگي رو براي خودت مجسم كني و بفهمي اين دردها دُرد است . اين دردها ، دردهايي نيست كه تو رو زمين
بزنه . دردهايي است كه جاي شكر دارد . اين دردها و بلاهايي است كه به قول آقا اميرالمؤمنين(ع) للولاء است . فقط و فقط محبته . يك وقت هست كه شما به دليل اينكه بايد به يك مرحله خيلي بالاتري در زندگي برسي ، تو رو محروم مي كنند . مثل كودكي كه از پستونك و شير محرومش مي كنند . خب گريه مي كنه . مي گه بابا ! ما پستونك مي خوايم ،‌ شير مي خوايم ، داشتيم از شير لذت مي برديم . مادرش بهش مي گه : اين گريه رو بايد تحمل كني ، اين برهه رو بايد بگذروني ، تو مي خواي به مرحله بالاتر برسي ، بعضي دردهاي ما اين مدليه .
و برخي از دردهاي ما باز مثلِ دردِ كودكي است كه با گريه ، زاري ، تقلا و تمنا سعي مي كنه از دستان مادر مهربانش فرار كنه كه مادر اونو دكتر نبره و روي تخت آمپول زن نخوابونه . برخي از دردهاي ما عقوبته . اين هم زيباست . آمپول و دواي تلخ و جراحي و بيهوشي براي مريض زيباست ، گرچه درد داره . محروميت از تلويزيون ، فوتبال و مواهب و مهموني ها براي دانش آموز كنكوري زيباست ، چون كنكور داره . خب ما اينا رو به اين راحتي درك مي كنيم . چرا نمي ياي يه كم دامنش رو باز كنيم و ببريم توي زندگيمون . نگاه زيبا به زندگي . انشاءالله خدا توفيق بده ، امام زمان (عج) توفيق بدن ، آخر اين بحث ، ما نگاهمون به دنيا فرق كنه . چقدر وقت ها شده كه تو در مصيبتي گرفتار شدي ، وقتي به ياد مصيبت حسين(ع) افتادي ، كه آقاي دولابي فرمودند : « غم كربلا ، غمها را از دل مي زدايد . » به اين دليل مي زدايد چون غم كربلا رو مي بيني . غم كربلا رو مي بيني ، از غمهاي خودت فراموش مي كني . نكاتي كه در مقدمه دارم خدمتتون مي گم ، نكاتي است كه هر كدوم يكي يكي در يك جسله باز مي شه .  
زيباشناسي ديني بر مبناي چند فاكتوره .
اول : نور ؛ يعني اگر تو نور نداشته باشي ، اگر با خدا ارتباط نداشته باشي ، اگر به بهانه اهل بيت نماز خوبي(ع) نخوني ، اگر به بهانه اهل بيت(ع) نماز اول وقتت تأخير بيفته ، اگر به بهانه اقامه عزا ، نماز صبحت مشكل پيدا كنه ، اگر به بهانه خستگي بر عزاي حسين(ع) تهجدت كمرنگ بشه ، نورت كم شده و وقتي نور كم شود ، شما اون مقدمه واجب كه نور هست رو نداري . بنابراين به اين واجب كه زيبا بيني است نمي رسي .  
2ـ عبادت بر مبناي عشق ؛ يعني به نتيجه فكر نكني . در مقابلت لشكريان فراوان جن و انس رو نبيني ، تكيه ات به خدا باشه ، در مسير خدا عبادتت قدرت داشته باشه ، عشق داشته باشه .
و حتي حتي حتي بعضي وقتها بسيار زيباست كه غافل باشي ، نه غافل از عبادت ، نه غافل از خدا ، نه غافل از دنيا ، نه غافل از اهل بيت(ع) ، نه غافل از ماديات ، نه غافل از معنويات ، بلكه غافل از بهشت و جهنم .
مثل همين امشب كه شما پا مي شي سينه مي زني ، كه قشنگ ترين عبادت شيعه همين سينه زني است . سينه مي زني و در ميان سينه زني ، هيچ كسي نمي تونه ازت سؤال كنه و بگه آقا سينه مي زني كه بري بهشت يا سينه
مي زني كه نري جهنم ؟ مي گي : برو بابا ! ولمون كن . داريم سينه مي زنيم ، عشق مي كنيم .
بعد از مجلس مي گه چطور بود ؟ نمي گه : گناهانم پاك شد . نمي گه : آقا ! امشب 25432 تا سينه زديم . هر 10 تاش رو اگه حساب كني يه حوري بدن ، مي شه 2504 تا ، يه 3 تا هم نصفه طلبمون . احتمالاً بچه است ، حوريه بزرگ مي شه !! اينو نمي گه . مي گه آقا مجلس چطور بود ؟ مي گه : حال داد . اين قشنگ ترين جمله توست . حال داد يعني چي ؟ يعني با عبادتم عشق كردم . مي گه : خيلي باحال بود . نمي تونم بگم ، اصلاً حال تعريف كردني نيست .
ببخشيد اگر توي مقدمه چهار تا حرف تكراري زدم ، براي اتصال دادنِ شما از مباحث قبلي به اين مباحثه . دارم پل هاي اتصال رو وصل مي كنم . وگرنه از فرداشب ، به لطف خدا تكراري نمي شنويد ، انشاءالله .
قبلاً براتون گفتم كه توي يه شهري يكي از بچه ها داشت مي خوند . بچه ها هروله ، مي زدن توي سر و صورتشون ، يكي هم بغل دست ما ايستاده بود . گفت : آقا ! اينجا بچه ها چيكار مي كنند ؟! گفتم : دارن حال مي كنن . گفت  : يعني چي دارن حال مي كنن ؟ توي همون تاريكي دستم رو پشت كمرش گذاشتم ؟ هلش دادم وسط جمعيت . گفتم : برو ببين يعني چي ؟ رفت ، يه دوري هروله كرد ، حسين حسين ، برگشت ، اومد ، همين جوري كه داشت دور مي زد ، گفت حاجي ! خيلي حال داد ! باز دوباره رفت . همين ! عبادت عاشقانه غير از اينه ؟!!
خدا را شكر مي‌كنيم كه نه فقط ايام عاشورا ، هر هفته ما با حال آشنا هستيم . حال ! خيلي لذت بخشه . خدا را شكر مي كنيم كه ما رو در زمانه اي قرار داد كه حال مفت و رايگان در اختيار ماست و اگر در شب اول قبر يكدفعه ملائكه اومدن گفتن آقا ! فعلاً‌ از حساب و كتاب و نمازش بذاريد بعداً ، فعلاً بره حال كنه ، ‌تا ما خودمون بررسي كنيم ، مال اينه كه توي دنيا حال كردي . توي قبر هم بايد حال كني . اين مي شه چي ؟ مي شه : دست توسل نه به ام المصائب ، نه به ابوالمصائب ، به دامن يوسف عاشورا و به دامن حضرت زينب (س) كه مظهر زيبابيني بود .
و سومين پايه اش ترك گناه . ترك گناه ! ديشب براي برادرهاي كادر گفتم اينقدر صبغه و رنگ عزا در ايام محرم پر رنگ است كه مردم فراموش
مي كنند محرم براي شيعه ، پربركت ترين ايام رحمت است . زيرا باب الحسين(ع) مهمترين و بازترين و گشاده ترين و بسيار سهل ترين باب رحمت خداست . سهل ترين بابش !  
ما همه چيز رو از حسين(ع) داريم .
اصلاً اشكال نداره من قضيه ديروز بعدازظهر رو براي شما نقل كنم .
خدمت نماينده محترم ولي فقيه حضرت آيت الله حائري بوديم . صحبت هايي داشتند ، بعد گفتند آقا بچه هاي شما ، بعد از صلوات « يا حسين » مي گن ، ميان به من ايراد مي گيرن كه آقا چرا اينها « يا حسين » مي گن ؟ ( بيا ما اين همه جا براي گير دادن داريم ، به اين گير دادن ) بعد گفتند : اگر كه سؤال كردن از قول من بگوئيد : مردم ! آيت الله آسيد نورالدين هاشمي فرمودند :
( تو رو خدا دقت كنيد . چون شب اوله ، همه شما خواصيد . يعني امشب هنوز عمومي ها نيومدند ) اصول دين براي شيعه در ظاهر 5 اصل دارد . توحيد ، نبوت ، امامت ، معاد ، عدل . اما در باطن براي ما شيعيان اصول دين يك اصل دارد . وآن حسين(ع) است و لا غير . ما از حسين(ع) خدا را شناخيتم . ما از حسين(ع) به پيامبر(ص) ايمان آورديم . ما از حسين(ع) فهميديم امام(ع) كيه . ما از حسين(ع) عدالت را كشف كرديم . فهميديم قيام چيه ؟ و ما از حسين(ع) است كه داريم براي معارفمون توشه مي گيريم .
بنابراين فرمودند : خيلي عاليه . شما بعد كه گفتيد « و عجل فرجهم » دعاتون رو كرديد ، از ميان آل محمد ، امام حسين(ع) رو جدا كنيد و بگيد عَلَم آل محمد ، حسين بن علي(ع) است .   
پس چرا يوسف عاشورا ؟ چون يوسف(ع) مظهر زيبايي جسم است .
زيبايي اي كه در زيبايي جسمِ حسين(ع) ما گم مي شه . يوسف(ع) مظهر كمال و جمال است كه در كمال و جمال آقا اباعبدالله(ع) گم مي شود . و آنقدر جلوتر مي رود كه آقا امام صادق(ع) فرمودند : « ما اهل بيت(ع) و مادر ما فاطمه (س) و جد ما رسول خدا(ص) در زير علم حسين(ع) هستيم . »   
از امام صادق(ع) سوال كرد ، گفت : آقا ببخشيد ، ما همه شما اهل بيت(ع) رو دوست داريم ، اما اسم حسين(ع) كه مياد ، ما يه جور ديگه دوستش داريم . ايشون فرمودند‌ : هيچ غصه نخور ! چون رسول خدا(ص) ، اميرالمؤمنين(ع) ، صديقه كبري (س) ، جدم ، پدرم ، فرزندانمون ، تا حضرت حجت ، همه ما حسين(ع) رو يه جور ديگه دوست داريم . كم نيست ! درياي رحمته . الحمدلله كه خدا ما رو توي ماه محرم راه داد .  
تلفيق زيبايي روح و جسم ، همراه با زيباترين نوع عملكرد در عاشورا عملي بود كه اباعبدالله(ع) انجام داد . چه كار كرد ؟ عشق را از مبنا و پايه شروع كرد . خدايا ! من عاشق تو هستم . 57 سال اين كلمات را تكرار كرد و تعالي داد ، بالا رفت ، بالا رفت ، بالا رفت و تنها شخصيتي است كه در طول جهان به بهترين نوع عشق را در معناي فنا معرفي كرد .  
گاندي ، بودايِ گاوپرست ، كه در تاريخ انسان محترمي است ، ايشون ميگه : من چيز جديدي ، ارمغان جديدي براي مردم هند به بار نياوردم ، هر چه من گفتم ( جمله رو دقت كنيد . عين جمله است ) هر چه من گفتم گوشه اي از تعالي و زندگي حسين بن علي(ع) شيعيان است . اين حسين(ع) ماست .  
چقدر از شما با خدا ، با نماز ، با اهل بيت(ع) ، با امام رضا(ع) آشنا شديد ؟ چقدر عاشق امام رضايي ؟ كي بهت ياد داد ؟ وقتي تو اين مجلس گفتي حسين(ع) حسين(ع) ، امام رضا(ع) بهت اجازه داد بري سراغش . چقدر از شما عاشق امام زمان (عج) و جمكرانيد ، عشق مي ورزيد و شعر مي گوئيد ، كم خواب شديد ، كي به شما امام زمان(ع) رو داده ؟ اين موهبت رو كي به شما هديه داد ؟ مگر حسين(ع) ؟! لذا فرمودند : هر وقت خواستيد ياد ما اهل بيت(ع) كنيد . نمك مجلس ما اسم حسين(ع) است . اسم حسين(ع) !   
اين سخن كشيش مسيحي رو گوش كنيد ! جان بران كشيش مسيحيِ انگليسي كه با مطالعه در تاريخ عاشورا وقايعي رو مي گه . بعد يكي يكي وقايع رو تحليل مي كنه . من كتابش رو نگاه كردم . كتابش هست صليب شكسته .
مي دونيد صليب شكسته علامت فاشيسمِ‌ . ولي معني اش فاشيسم نيست . علامتش بقول معروف مسيحيتيِ كه رو به فروپاشي است . بررسي مي كنه . توي يكي از قسمتهاش اين جوري مي گه . « اگر ما مسيحيان شخصيتي چون حسين بن علي(ع) را داشتيم و آن عملكرد و آن عشق و آن فنا و آن عملكرد خانواده اش بعد از او ( كه بعضي ها مي گن چرا زينب (س) و خانواده رو آورد ؟ چي چي داره مي گه ) را داشتيم ، تمام جهان را به دين مسيح در
مي آورديم ؛ و تعجب مي كنيم اين شيعيان چرا اينقدره كم گرفتند .  
تعجب نداره ، براي اينكه يه دهه محرم مي شناسند و چهار تا شعر و چهار تا سينه زني و زنجير زني و بعد هم شب يازدهم محرم خداحافظ شما . دلِي دِلِي اين ور و اون ور . براي اين كم آوردند .
حسين(ع) در زندگي ما جريان و سريان نداره . ما در ميان زندگيمون اباعبدالله(ع) رو نمي بينيم . اين كه مي گم ما ، يعني كلاً ، نه شماها . صحبتهاي بسيار بسيار زيبا و جالب مثل هميشه ، هفتة پيش مقام معظم رهبري براي مبلغين و طلاب داشتند . مي خوام از اون صحبت ها هم در مقدمه استفاده كنم . ايشون فرمودند : سه عنصر اساسي حركت عاشورا :
1ـ منطق و عقل ؛ زيباترين كلام ، كلامِ منطقيه . مي گه آقا ! چرا از فلاني خوشت مياد ؟ مي گه : براي اينكه خيلي منطقي حرف مي زنه ، سخناش خيلي اسلوب داره ، صغري كبري داره ، نتيجه داره ، حرف عقيم نمي زنه ، حرف چرت نمي زنه ، سفسطه نمي كنه ، بر مستند حرف مي زنه . منطق و عقل !
مي گه : چقدر فلاني رو دوست داري ؟ مي گه : دوستش دارم چون فوق العاده عاقله . صحبت كه مي كنه تمام جوانب رو مي سنجه . از چهار پله قبلش تا چهار پله بعدش رو مي سنجه . انجام كار . حسن ختام كار ، حسن شروع كار ، ظرفيت كار ، همه اينها رو مي سنجه ، بعد نظر ميده . مي گه : خيلي عاليه ! منطق و عقل جزء زيباترين خصوصيات بشره . مقام معظم رهبري فرمودند : در عناصر اصلي حركت عاشورا ، اوليش منطق و عقله .
دومي : حماسه و عزت ؛ حماسه ! غيوره ! آدم غيور رو همه دوست دارند . آدم دشمن غيور رو دوست داره . خدا شاهده در زمان جنگ ايران و عراق ، بعضي وقتها به برخي از دشمنانمون آفرين مي گفتيم . چون مي ديديم مثلاً ميان اين همه لشكر . اين يكي خيلي خوب داره مي جنگه . يه عراقي رو توي تپه هاي دور و بر ميمند يه سنگري بود . ما رفتيم سراغ سنگر . اين سنگر خيلي از بچه هاي ما رو كشت . خيلي كشت ! دوتا ، سه تا ، اين ور و اون ور سنگر بود ، يه سنگر وسط بود كه فوق العاده اذيت مي كرد . اصلاً‌ ول
نمي كرد . آرپي جي مي زدي ، 5 ثانيه ساكت مي شد ، باز مي ديديم شروع مي كرد . ول نمي كرد ! بعد هم كه ديگه ساكت شد ، ما رفتيم گرفتيمشون ، يه 3 ، 4 تايي دور و بر هم بودن ، بچه ها گرفتند ، عصباني بودن ديگه ، جنگِ ديگه . توي جنگ بعضي وقتها يه اتفاقات غير مترقبه مي افته . اين همه
بچه هاي ما رو شهيد كرده بود ، يه دو تا پس كله اي هم به اونها مي زدند ، فلان فلان شده . يه جا مي زنه پس كله ، مثلاً‌ يه لگدي هم مي زدن . حالا زياد خبري نيست كه ! جنگه ديگه‌ ! نگو آقا چرا اسير رو زدي ؟ همه كه اصحاب بدر رسول خدا(ص) نمي شن . يه مشت بچه و جوون ، رفيقش بغل دستش كشته شده . خب اگه شما هم يه كي باهاتون تصادف كنه ، مي ياي مي زني پس كله اش .
به اينكه رسيديم ، ديديم دقيقاً تا زير كت هاش ، اين فقط پوكه جمع شده . اينقدر زده و استقامت كرده . باور كنيد با احترام از ميون پوكه ها كشيدمش بيرون . گفتيم : خيلي غيوره .
حماسه آفرينان همه جا زيبا و مورد احترامند .
و عزت ؛ فقيره ، هيچي نداره ، نه مقام داره ، نه پول داره ، نه خونه داره ، نه زندگي داره ، نه قيافه داره ، اما مي بيني با سيلي صورت خودش رو سرخ نگه مي داره . وقتي مي خواي يه پولي بهش تعارف كني ، سرخ مي شه ، ابا مي كنه ، بر مي گرده ، جواب نميده ، عصباني مي شه . تو از اين عزت مداريش كيف مي كني . مي گي عجب صحنه زيبايي ديدم . بسيار صحنه قشنگي ديدم .
و سومين عنصر فرمودند : عاطفه ؛ عاطفه داران تاريخ ، دل رحم هاي تاريخ ، فلان پرستار غربي كه نمونه شد مالِ انگليس ، مال آلمان ، ما بهش احترام ميذاريم . گروهي كه مال سؤيسند ، قبل از امدادگراي ما به زلزله بم ميرسن ، ما بهشون احترام ميذاريم . عاطفه صحنه بسيار زيبايي است . عاطفه داران تاريخ انسانهاي بسيار محترمي هستند . هيچ كس به مرد 50 ـ 60 ساله اي كه اشكهاش توي آستينشه و دائماً چشمهاش ملتهبه خورده نمي گيره ، بگن تو بچه اي . مي گن تو عاطفه داري . خيلي زيبا هستي . عاطفه رمز زيبايي انسانيته .
بعد فرمودند هدف از تبليغ شما چي باشه ؟ فرمودند : تأثير بر دل . زيبايي داره تكون ميده . بنده هر چي از منطق هاي مختلف ، از جاهاي مختلف براي شما مباني امامت رو باز كنم ، عقلتون به هيجان مياد ، تكون مي خوره ، اما دل شما حركت نمي كنه . دلِ‌ شما با عاطفه حركت مي كنه . دل شما با عزت حركت مي كنه . دل شما با حماسه حركت مي كنه . دل شما با ديدن زيبايي ها تپش قلبش بيشتر مي شه .
تو حتي يك منظره زيبايي مي بيني ، تو كوه اي مي ري ، يه جايي دريا
مي بيني ، يه چيزي مي بيني ، تا مي بيني ، به ! عجب زيباست . نگاه مي كني مي بيني قلبت تپشش بيشتر شده . تأثير بر دل !
بنا كردن هويت انسان ها . بچه شيعه ما كم صبر است ، چون هويت نداره ؛ و هويت نداره ، چون زيبايي قدرت عاشورا را درك نكرده ؛ و زيبايي حركت عاشورا را درك نكرده ، چون صبر حسين(ع) رو نديده . و صبر است كه جميل است . باز هم زيباست . از هر دري كه در مي ريم ، مي خوريم به زيبايي . اباعبدالله(ع) هيچ راه فراري براي ما نگذاشته .  
حادثه عاشورا را فرهنگي مستمر و سرمشقي براي عالم دانستند . چرا ؟ چون كامپيوتر دمده مي شه ، تا چند روز پيش ما چرتكه داشتيم ، دمده شد . بعد ماشين حساب اومد ، دمده شد . كامپيوتر اومد ، دمده شد . نت بوك
اومد ‌، دمده شد . فردا همه چي دمده مي شه . علم ، دمده مي شه . پزشكي ، دمده مي شه . كامپيوتر ، دمده مي شه . بهترين علماي پزشكي ، ليوپاستو ، خب حالا يه كاري كرد ، دست شما درد نكنه ، خداحافظ شما . ما كاري به شما نداريم .
كُخ ، كشف كرد . خيلي ممنون ! ديگه كاري بهت نداريم . هر حركتي در جهان دمده مي شه ، عظمت هاي بزرگ ، كاخ هاي فرعون ها ، احرارهاي مصر ، عرضم به حضورتون تخت جمشيد و فلان . نگاه مي كنند ، مي گن : به ، چه عظمتي !‌ ولي از انساني كه صاحب اين عظمت بوده ، هيچ خبري نيست . همين الان توي استان فارس ، توي همين شيراز بپرسند كي تخت جمشيد رو ساخت ، يه عده مي گن : خشايار . يه عده مي گن : داريوش . يه عده مي گن : كورش . يه عده مي گن : فلان و فلان . كاريش ندارن !
فقط زيبايي انسان است كه هيچ وقت از مد نمي افته . « سعديا مرد نكو نام نميرد هرگز » زيباست .
بنابراين اگر شما بشناسيد اين زيبايي مي تونه فرهنگي مستمر و سرمشقي براي طول تاريخ باشه .
و بعد درس سومي كه مي فرمايند : هر زمان شرايط اقتضاء كنه ، وظيفه رو بايد مسلمان انجام بده . اقدام كنه ولو با خطر باشه . اين هم بسيار كار زيبايي است . اقدام در صورت خطر !
مي ‌فرمايند : موانع اقدام چيه ؟ حالا زشتي‌ ها داره خودش رو نشون ميده .
1ـ محافظه كاري ؛ آنان كه هر طرف باد بياد ، به همون طرف مي رن . باز توي اين بحث مي رسيم به اون افراد ، كه چه كساني اين تيپ آدم هايي هستند . هر طرف باد بياد به اون طرف مي رن .
محرمِ ، مشكي مي پوشه ، مي زنه توي سر و كله اش ، خودش رو هشت تر مي كنه . حسين حسين ! فردا هم نمي دونم فلان مجلس مي شه ، باز خودش رو هشت تر مي كنه ، دِلي دِلي راه مي افته .
امروز بحث ، يه چيزي از مساكين مي گي ، جو مي گيرتش ده هزار تومن پول ميده . و فردا هم مي ره ده هزارتومن مي دزده . مي ره ، مياد . محافظه كاره . فلان جا دردسر داره . ول كن آقا !
چيست را گرد سفر جزء دل سرد آوردن
سـر بـي دردسـر خويـش به درد آوردن
كربلا را بگذاريد كه حج در پيش است   گفت آرام بخسبيـد فرج در پيش است
ريگ در نعـل فرو هشته ما مپسنديـد    گفت جنگ و جدل از مرد دعا مپسنديد
بگـذاريــد مگــر آب فراتـي برسـد       مگر از اهل كرم خمس و زكاتي برسد
الغرض در همه غافله يك مرد نبود       يـا اگـر بـود شايستـه نـابــرد نبــود
محافظه طلبان واقعه عاشورا ، زشتي رو به امام حسين(ع) ما نشون ميده . لقمان حكيم را گفتند : خوبي از كه آموختي؟‌گفت : از بدان . به ما نشون ميده !  
همون ديبل خزاعي خودمون . آقا امام سجاد(ع) بهش صله دادن كه اون شعر بزرگ رو گفته . رسيد به آقا اباعبدالله(ع) . گفت : « كوفيان را زبان با توست و شمشير با ابن زياد » خيلي هم شاعرانه . گفت : خب ! امري نداري ما مي خوايم بريم حج . فرمود : تو مي گي شمشيرشون با منه ، مي خواي بري حج ؟ گفت : مي رم اونجا برات دعا مي كنم . آقا(ع) فرمودند : التماس دعا ! محافظه كاري زشتي اين واقعه است .
عافيت طلبي ؛ دنبال دردسر نمي گرده . آقا چرا فلان حرف رو نزدي ؟ ول كن آقا ! دردسر مي شه . بذار كارمون رو بكنيم . آقا تو كه اينقدر جلوي من دو آتيشي هستي ،‌ چرا توي محل كارت ، توي مدرسه ات ، توي دانشگاهت ، دهنت بسته است ؟!!! انگار خدا بهت دهن نداده . يادت بياد دهني داري كه از توش صوت خارج مي شه . دوتا كلمه از اين چيزهايي كه ياد گرفتي . مي گه : نه ، مي دوني ما اگر همچين كاري بكنيم ، مردم باهام بد مي شن .
آقا اباعبدالله(ع) فرمودند : بگذار بدها با تو بد بشن . بد شدن بدها با تو سند افتخار توست . بد بشن ! چي مي خواد بگه آقا ؟
لذت جويي ؛ از كودكي عادت كرده ، از 12 سالگي عادت كرده . مادرش بهش گفته ، مامانيه ! بچه ننه است . لذت جويي ! دنبال لذت مي گرده . كدوم مدرسه مي ري ؟ هرجا لذتش بيشتر باشه . چه درسي مي خوني ؟ هر كدومش راحت تره . چه خونه اي مي خواي ؟ خونه اي كه بزرگتره ، راحت تر باشه . چه مقامي مي خواي ؟ بريم يه جايي بشينيم داداش ، صبح تا ظهر جدول حل كنيم ، حقوقمون رو سر برج بگيريم . راحت !
پنجشنبه بعد از ظهرهاش و پنجشنبه شبهاش بلوار چمران و نمي دونم فلان و فلان و فلان ترك نمي شه . چهار تا دونه نخ ، مثل علف گير بياره ، سريع مي شينه ، مي گه : بَه ، چه سبزه هايي . لذت جوست !
نمي گم اين كارها بدِها ! مي گم : آقا اگه يه وقتي ، وظيفه مهمتري اومد ، تو حاضري پا بر لذت هات بگذاري ؟ طرف زمان عمليات والفجر 8 ، روز دوم ،‌ ساعت 10 ـ 11 صبح بود ، يه دونه فرغون دستش داديم ، گفتيم آقا ! اين رو ببر اون جا . گفت : اگه يه خمپاره بياد چي ؟ گفتم : اومده ديگه . گفت : اگه يه تركش بخوره به اين ؟ گفتم : منفجر مي شه . گفت : بعد من چي مي شم ؟ گفت : پودر مي شي داداش . پودر ! تو نمكدون مي بريم براي ننه ات . اين هم براي خنده گفتم روحيه بگيره . گفت : ول كن آقا ! خودكشيِ . گفتم : اِه ، خودكشيِ ؟ خب ، جنگه ديگه . بايد بكشي ، كشته بشي . قاتل و قاتل . تموم شد رفت . لذت طلبي !
به خدا قسم عادت كنيد توي رفتارهاي خودتون دقت كنيد . توي مجلس
مي خواي بشيني ، چقدر جا مي گيري ؟ حالا امشب جا خوبه ! الحمدلله جا زياده . چقدر جا مي گيري ؟ تا از راه مياد ، كاري نداره بغل دستيش زانوش توي دهنشه ها ، اين چهار زانو نشسته . راحت ، لذت طلبي . توي سيرويست ميزني كه جا بشي ، يا ميزني كه از ديگران بهتر جا بشي ؟ چون سرويسهاي كانون بايد بزني تا جا بشي . اين قانونشه . راننده سرويس ها مي گن : براي اينكه سرويس حركت كنه ، بايد در توي پوز نفر آخري بسته بشه تا حركت كنه . اين قانونشه !
اما مي زني كه از ديگران بهتر جا بشي ؟ تا رفتي تو ، سريع مي بيني مشكله ، سريع جا باز مي كني بقيه هم راه بدي . بيرون كه وايساده ، مي گه : آقا برو جلو ديگه ! مردم وايسادن متنفرند . تا مي ره بالا ، وا مي ايسته . ( هِ هِ ! ببخشيد اينها خنده نداره ! ) بايد اينها رو توي زندگيت كشف كني .
اونهايي كه زمان جنگ زيبايي رو به كمال رسوندند و خنديدند و رفتند كه زودتر از همه سفره رو مي انداختن ، ديرتر از همه غذا رو شروع مي كردن ، زودتر از همه غذاشون تموم مي‌شد ، زودتر از همه ظرفها رو جمع مي‌كردن ، زودتر از همه مي شستند ، كمتر از همه مي خوابيدن ، بيشتر از همه ذكر
مي گفتند و از همه دليرتر شدند . همين ها دليرتر شدند . همين ها زودتر از همه رفتند . رفت !
خدا گلچين است ، خدا حسن تنبل چين نيست ! گلچينه . انسان بايد اينطوري باشه . لذت جويي تا يه حدي اش كاملاً مجازه . تا چه حدي ؟ خط مرزي لذت خواهي تو ، با خط مرزي امنيت و آرامش مماس باشه ، داخل نشه ، تلاقي پيدا نكنه . لذت جويي به بهاي دردمندي مردم ، خلاف واقعه عاشوراست . والسلام ! اين صحبت مقام معظم رهبري بود . ( البته اين شرحش بود )
بعد فرمودند كه تأثير اين عشق در دراز مدت مشخص مي شه . به شهرت نگاه مي كني ، مي بيني شهر با شما جوانان آرام آرام نجات پيدا كرد . اگر بناي عذاب الهي بود ، كه اين دوره زمونه عذاب هاي الهي با قبلاًها فرق
مي كنه . اگر بناي عذاب الهي بود ، تأخير افتاد .
آرام آرام كارِ تبليغي خودش رو نشون ميده . يك شبه نمي شه . آرام آرام ديدها فرق مي كنه . آرام آرام فكرها باز مي شه . آرام آرام شرح صدر ايجاد مي شه . صبرها بالا مي ره . شجاعتها قوي مي شه . روح حماسه و عزت در جامعه ديده مي شه . هيچ رئيس جمهوري قدرت نداره ، اين جوري صحبت كنه مگر پشتوانه اش ملتي باشه عزتمدار . كه انشاءالله 22 بهمن چشم همه دشمنان رو كور خواهد كرد . هيچ رئيس جمهوري جرأت نداره ، يه آدمي به تنهايي نمي تونه اين حرفها رو بزنه . قدرتي كه خدا به يك آدم مي ده ، اين قدرت ، قدرتي است كه پشتوانه ملي داره . عزت حسين(ع) رو مي گيرن . كار تبليغي يواش يواش اثر مي كنه . نظر مردم با چهار تا برنامه و فلان و فلان عوض نمي شه .  
نظر مردم مسلمان با چهار تا بروشور و بوم تبليغاتي عوض نمي شه . نظر مردم رو خدا با توجه به تلاش خود مردم ، « ان الله لا يغير ما بقوم حتي لا يغيروا بانفسهم » تا روي نفس هاتون كار كنيد خدا هيچ تغييري ايجاد
نمي كنه . پس اگر تغييري ايجاد شد معلومه روي نفست كار كردي .
از برادران روحاني زياد مي بينم اون عقبها نشستند ، فكر مي كنم از برادرهايي باشند كه احتمالاً از قم براي شهرهاي مختلف اعزام شدند . اين شب اولي رو محبت كردن ، پا روي چشم ما گذاشتند .
من ازشون عذرخواهي مي كنم و تصريح مي كنم و دارم درس پس مي دم . انشاءالله كه خداوند بهشون توفيق بده در اين دهه محرم بتونند منويات رهبري و فرمايشات آقا اباعبدالله(ع) را در مسير رضايت امام زمان(ع) به خوبي اجرا كنند . براي توفيق همه اين عزيزان و همه مبلغين دين و خدا يه صلواتي بفرستيد كه در توفيقشون شريكتون كنند .  
حالا نماي كلي بحث 12 شبمون رو خدمتتون مي گيم . از زيبايي هايي كه مطرح خواهد شد : حق محوري و عدالت خواهي را مطرح خواهيم كرد . عزتمداري ، وفاداري كه از زيباترين صفاتي است كه روش كار خواهيم كرد . استقامت ، دلسوزي ،‌ توبه كه يه شب بهش اختصاص خواهيم داد . و يك زيبايي هايي كه از توبه كه تا حالا نگفتيم رو خدمتتون خواهيم داشت .
شور و عشق ، شيرمردي زنان رو اونجا بررسي خواهيم  كرد . عبادتهاي عاشقانه اباعبدالله(ع) و اصحابش رو تك تك بررسي مي كنيم . تمام اين بررسي ها رو با جامعه امروز تطبيق مي ديم . يعني براي همه راه كار
مي ديم . مي گم الان سال 1385 ، اگر نمي توني دقيقاً الگو بگيري از 1400 سال پيش من كمكت مي كنم .
زيبايي شهادت ، زيبايي شجاعت ، عفو و رحمت امام(ع) كه فوق العاده بحث زيبايي هست . و خود من خيلي از اين بحث بهره گرفتم .  
جهان سازي عشق الهي ، فنا و تعلق سوزي در واقعه عاشورا و رازداري عشق مباحثي است كه توي اين 12 ، 13 شب ، انشاءالله صحبت خواهيم كرد . آخر بحث هم يه نگاهي مي كنيم به منابيع كه استفاده خواهيم كرد . من به نيت خانم صديقه كبري (س)‌ غير از مطالعات متفرقه اي كه الان نت برداري كردم توي اين بحث جا ميديم ، 18 تا كتاب رو من دقيقاً كار كردم ، نت برداري كردم ، خلاصه كردم . اين 18 تا كتاب ، 15 تاش كتب عرفانيه ، كه از ديدگاه عرفاني سعي كردم اين صفات رو در بيارم . خصايص الحسينيه مرحوم شوشتري ، از جمله كتابهاييِ كه كمك مي كنه ؛ و مبحث اصليمون ، يعني فنداسيون بحث روش بنا شده ، كتب بسيار زيبا و عرفاني « گنجينه الاسرار » عمان ساماني .
مقام معظم رهبري در وصف اين كتاب مي فرمايند : من سالها پيش از اينكه بدونم سامان كجاست ، ( سامان يكي از قريه ها و يكي از شهرستان هاي استان كهكيلويه و بوير احمده ) با عمان ساماني و دقان ساماني كه هر دو هم هم عصر و معاصر بودن ، ( هم عصر كه نه ، دقيقاً‌ توي يك برهه زندگي
مي كردن ) با شعر اينها آشنا بودم و دلبستگي داشتم .
خب ، يك سري اشكالات هم داره كه توي مقدمه بايد بگيم . يكي بحث خودِ
« گنجينه الاسرار » كه اصلاً خود گنجينه ، اون « ة » آخرش ، «  ة »‌ تأنيثش نيست . گنجينه يه كلمه فارسيه كه بعداً يه وقتي يكي از برادرها و خواهرها ايراد نگيرند ، ما همين جا توضيحش رو بديم . گنجينه يه كلمه فارسيه ، بنابراين « گنجينه الاسرار » يه تركيب كاملاً‌ غلطيه . يعني روي يه كلمه
فارسي ، روي « ه » آخر كلمه گنجينه ، دو تا نقطه گذاشتند ، شده گنجينه . كه اين ة ، تأنيث جاش كردن ، اين اشكال داره . بعد هم اضافه كردنش به « ال » ، الاسرار ، اين هم اشكال داره . چرا اين اشكال اتفاق افتاده ؟ با توجه به اينكه عمان ساماني مجتهد بوده و بسيار هم بر ادبيات عرب مسلط بوده ، من به نظرم رسيد كه اين اشكال به اين دليله كه گنجينه ، كلمه بسيار قشنگي هست براي الاسرار . و ايشون دلش نيومده كه اين عبارت رو بكار نبره . يه تعبيرش اينه . دلش نيومده اين عبارت رو بكار نبره . به غلط بودنش هم واقف بوده .
بعد چون ممكنه بعضي از عزيزان برن به مدارك و خود كتاب مراجعه كنند ، كه البته من توي شيراز كتابش رو نديدم . 2 ، 3 تا مطلب هم توي گنجينه الاسرار هست كه توش از اقوال ضعيف استفاده شده . براي اينكه بحث ضَفَر جني ، در گنجينه الاسرار كه يه مقدار تبديل به شعر شده ، مثنوي خيلي قويه و بسيار عرفاني .
كه انشاءالله يه وقتي يه فرازهاييش رو براتون مي خونم . گمان خواهيد برد كه مولوي اين اشعار رو گفته . و حتي بعضي جاها قدرت شعرش از مولوي هم بالاتره . يكي بحث ضَفر جني كه توي تاريخ اسلام وارد شده و جزء تحريفاته ، ايشون به شعر در آورده . كه اين تيكه رو شما نبايد توجه كنيد . يكي بحث عروسي قاسم(ع) كه اين هم همينطوره .
يكي هم بحث اربعين و اينهاست . كه اون هم يه سري مشكلاتي داره . اين سه چهار تا بحث رو من حذف كردم ، ولي خب كتاب اونقدر ارزشمنده كه انسان مي تونه نقص هاش رو فراموش كنه .  
و اما شب اول و اجازه از خانم صديقه كبري (س) . ما اذن عزاداري از فاطمه مي خواهيم . شب اول محرم ما رسم داريم در خونه مادرمون بريم .
من يك روايتي رو براتون بگم . روايت رو هم اصول كافي نقل مي كنه ، هم وسائل الشيعه . به اين روايت دقت كنيد . انشاءالله اين روايت شب اولي بهمون نور بده .
مي فرمايند : يه شبي اميرالمؤمنين(ع) ، شب خونه نيومدند . تقريباً نزديكاي نماز صبح اومدند خونه . خانم صديقه كبري (س) سؤال كردن ، علي جان ! كجا بودي ؟ آقا(ع) فرمودند : من در مسجد رفتم پشت سر رسول خدا(ص) نماز بخونم . بعد از نماز رسول خدا(ص) دست من رو گرفتند ، گفتند : علي(ع) جان ! مياي منزل ما ؟ عرض كردم : امر بفرمائيد . چشم رسول خدا(ص) .
مي فرمايد : رفتيم ، وارد منزل شديم ،‌ يك نان مختصري خورديم ، صحبت شروع شد . رسول خدا(ص) از مغرب تا نيمه شب ، براي من از آنچه از خلقت آدم تا اين لحظه اتفاق افتاده بود رو تعريف كرد . از سر شب تا مثلاً 12شب . نيمه شب ! همه رو تعريف كرد . تمام اين مدت رسول خدا(ص) مي فرمودند ، آقا اميرالمؤمنين(ع) جواب مي دادن : بلي يا رسول الله . بله !
فاطمه جان ! از نيمه شب تا الان ، من براي رسول خدا(ص) از الان تا صور اسرافيل رو گفتم ، تا پايان خلقت . من مي گفتم رسول خدا(ص) مي فرمودند : بله يا اميرالمؤمنين(ع) .
خانم كه اينو شنيدند ، لبخند زدن . گفتند : علي جان ! حالا بشين ، برات از صور اسرافيل رو بگم تا آخرش . اون دنيا خدا چيكار مي كنه ، چيكار
نمي كنه . بهشت چطوريه ، جهنم چطوريه ؟ تك تك افرادي كه توي بهشتند برات نام مي برم . تك تك جهنمي ها رو برات نام مي برم . بهت بگم توي ميزان چه اتفاقاتي مي افته . توي صراط چه اتفاقاتي مي افته . بذار من
همه اش رو برات بگم .
امام صادق(ع) در روايت مي فرمايند : اميرالمؤمنين(ع) يدفعه بلند شدند ، عقب عقب رفتند ، يه نگاهي كردن و از خونه اومدند بيرون . تا خونه پيغمبر(ص) رو دويدن . تا در رو باز كردن ، رسول خدا(ص) فرمودند : چي شده علي جان ؟ شما كه مي دونيد ، چي گفت فاطمه ؟ رسول خدا(ص) فرمودند : بله ! من و تو از طفيلي وجود فاطمه (س) خلق شديم . چه مادري داريم ما !! تو رو خدا عظمت رو نگاه كن ؟!
خدايا ما يه گله داريم ، اين فاطمه (س) براي اون مدينه ؟! اين فاطمه (س) براي اون مردم ؟!‌ اين فاطمه (س) كه اگر يك بار ، يه كم صداي ناله كوچكش در اين فضا بياد ، ماها حاضريم تيكه تيكه بشيم كه اين ناله خاموش بشه .


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات