برنامه آينده
به دلیل رعایت اصول بهداشتی و پیشگیری از آسیب های احتمالی
جلسات هفتگی تا اطلاع ثانوی
برگزار نمی گردد!
رهپويان



پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392 نسخه چاپی
خلاصه سخنرانی | نگاهی به قرآن «4» [سوره بقره «قسمت دوم»]

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
21 / 02 / 1392
موضوع : نگاهی به قرآن «4» [سوره بقره «قسمت دوم»]



آیه 43 : «واستعینوا بالصبر و الصّلاة و انّها لکبیرةٌ الّا علی الخاشعین»

انسان ها در زندگی مادی و معنوی‌شان بالاخره یک جاهایی کم می آورند. اگر بیشترین امکانات مادی جهان را به کسی بدهید، یک جایی کم می آورد. الزامی نیست اگر کسی در اوج رفاهیات باشد، بحران روحی نداشته باشد.
در معنویات هم انسان ها یک جا کم می آورند. در احوالات یحیی پیغمبر داریم که حتی خدا به او اعتراض می کرد که چقدر شلوغش می کنی! بسیار گریه می کرد و می گفت من احساس می کنم از تو دورم. یک وجودی که هرچقدر انسان به آن نزدیک تر شود، دلتنگ تر می شود.

 انسان وقتی به برخی معشوق های معنوی می رسد، دلتنگ تر می شود، بیشتر بهش فشار می آید. مثل کربلا. آرزو می کند زودتر تمام شود تا از این وصال خلاص شود! فشار روحی زیاد است. بنابراین انسان ممکن است در معنویات هم کم بیاورد.
پس کم آوردن یکی از خصوصیات دنیاست. و اصلا دنیا چون دنی است و سطحش پایین است، انسان نمی تواند در آن کم نیاورد. بسیاری چیزها از دور دیدنی و خواستنی است و وقتی به آن دست یافتی، دلت را می زند.

این آیه شریفه، راهکار در مقابل این کم آوردن ها را به ما معرفی می کند. می فرماید به دو مطلب تکیه کنید؛ اول صبر. که می فرماید بدانید در دنیا کم می آورید و بابت این ها از قبل آمادگی ذهنی داشته باشید و بدانید حتی اگر از دنیا کناره گیری هم کنید، باز کم می آورید.
برخی می گویند به دنیا دل نبستن، ما را از غم دنیا فارغ می کند. خیلی از بریدن های از دنیا، ممکن است برای مدتی شما را آرام نگه دارد. بعد از مدتی نیاز به زندگی و خانواده و فرزند و رفت و آمد و تفریح و .. سر بلند می کند. اگر کسی این چیزها را در زندگی اش، لابلای عباداتش نداشته باشد، یقینا می بُرد.
پس معنویات هم به تنهایی نمی تواند انسان را ارضا کند.

پیامبر (ص) بسیار به خدا نزدیک شد. در معراج به جایی رفت که جبرئیل سلام الله علیه هم نتوانست برود.
وقتی معنویات خیلی بالا می زند، چرا انسان کم می آورد؟ چون آنقدر جهان برایش کوچک و غیرقابل تحمل می شود، که وظیفه ای که خدا بر گرده اش گذاشته که باید با این وظیفه زندگی کنی را هم، فراموش می کند.
بسیاری از عرفا به جایی رسیده اند که «شطح» گفته اند. این ممکن است از نظر خودشان یکی از مراتب عرفان باشد، ولی به قول امام (ره) شطح، از نقصان سلوک است. مثلا می گوید أنا الحق، لا اله الا أنا، أنا الاول و الآخر!
چرا کم می آورند؟ چون یادشان می رود یک قسمت از وظایف ما زندگی کردن در دنیاست.

وقتی به برخی عبارات پیامبر (ص) - که نزدیک ترین فرد به خداست - دقت می کنید، احساس می کنید یک انسان بسیار معمولی یا حتی سطح پایین، یک انسان خانه دوست که قسمت هایی از دنیا را دوست دارد، این صحبت را کرده است. مثلا می فرماید من لذت می برم از اینکه در مقابل آینه موهایم را شانه کنم، یا می فرماید از دنیای شما فلان چیز را دوست دارم. در زمانی که پیامبر بسیار آسمانی می شود و هر انسانی - ولو پیغمبر - جنبه ی اینهمه خدایی بودن را ندارد، در مقابل دختر کوچکی - عایشه - دوزانو می زند و به او می گوید کلمینی یا حمیرا، با من سخن بگو گل سرخ زیبا. این ربطی به شأن ندارد؛ پیغمبر آنقدر آسمانی است که اگر این کار را نکند اصلا روی زمین بند نمی شود.

یکی از بزرگان عرفان که الان اسمش را از کتب عرفانی حذف کرده اند، خودکشی کرد! فشار الهی به قدری زیاد است که منجر به خودکشی شد. گفت می روم جهنم دیگر، آنجا به خدا نزدیک ترم!

صبر؛ حتی در معنویات. باید یک ترمزی داشته باشی که به کم آوردن نرسی.
و صلاة. نماز.
منظور از نماز، الزاما نمازی که امام یا بزرگان ما می خواندند، نیست.
بعضی وقت ها که کم می آورید رو به قبله بایستید و تند تند نماز بخوانید. حتی اگر چیزی نفهمید! نماز مستحبی است. اثر وضعی و روحی نماز این است که جلوی کم آوردن ما را می گیرد.

به فرموده ی مرحوم آیت الله بهجت، دست ها را که هنگام الله اکبر بالا می بری یعنی کل دنیا برود پشت سر. اگر مثل بزرگان توانستی نماز بخوانی، که با همان الله اکبر اول از تمام غم دنیا راحت می شوی. اگر هم آن گونه نشد، مثل عوام بخوان. اگر نماز قضا داری بخوان، نداری ما فی الذمه بخوان، نداری بخوان به نیت آرامش.
این یک راه متافیزیکی است، دنبال دلیل عقلی نگردید. خداوند تبارک و تعالی در نماز یک اثر وضعی گذاشته است.

تفسیرهایی روایی هم از این آیه شریفه داریم. می فرمایند منظور از واستعینوا بالصبر و الصلاة، آقا پیامبر (ص) و آقا امیرالمؤمنین (ع) هستند که فرمود «أنا و علیٌ ابوا هذه الاُمّة». صبر و صلاة یعنی پیامبر (ص) و علی (ع). یعنی استعانت بگیرید از این دو بزرگوار.

نام علی (ع) زنده می کند. عایشه همسر پیامبر نقل می کند که دیدم رسول خدا روی بام خانه نشسته، و هر وقت می خواهد دعای مهمی بکند، هر دو دست را بالا می آورد و سه بار می گوید : الهی بعَلیٍ.
علامه طباطبایی روی این شرح در تفسیر المیزان بسیار تفصیل دارد، در مورد واستعینوا بالصبر و الصلاة، که چه جاهایی شما می توانید از پیامبر (ص) و علی (ع) کمک بگیرید و نمی گیرید! چه جاهایی که می توانید بطور غیبی از این بزرگوراران استعانت بطلبید و نمی طلبید و دنبال این هستید که خودتان راهی پیدا کنید.
ذکر یا علی خیلی روی لب هایتان باشد و صلوات بر محمد و آل محمد.

این دستور العمل ملای قزوینی را که الان خدمتتان عرض می کنم مبتذل نکنید، در کارهای بیهوده استفاده نکنید و بعد بگویید جواب نداد. یک دستورالعمل برای استعانت. ایشان می فرمود هیچ گاه نشد من حاجت مهمی در دنیا داشته باشم و ختم صلوات بگیرم و حاجتم برآورده نشود. ختم صلوات ایشان اینگونه است که هر وقت بیدارم و هر وقت زبانم آزاد است آنقدر صلوات می فرستم تا به حاجتم برسم.
ذکرها را جدی بگیرید.


دانلود صوت سخنرانی




کانال تلگرام رهپویان
 یاور: عالی بود
چهارشنبه 1 خرداد 1392
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات