برنامه آينده
به دلیل رعایت اصول بهداشتی و پیشگیری از آسیب های احتمالی
جلسات هفتگی تا اطلاع ثانوی
برگزار نمی گردد!
رهپويان



پنجشنبه 23 خرداد 1392 نسخه چاپی
خلاصه سخنرانی | نگاهی به قرآن «7» [سوره بقره «قسمت پنجم»]
در جامعه‌ای که در آن فقر و استضعاف حاکم است، دین‌داری سخت است. نان مردم دغدغه‌ی دین است. باید رسیدگی به مستضعفان جزء برنامه‌ی زندگی‌مان باشد.

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
18 / 03 / 1392
موضوع : نگاهی به قرآن «7» [سوره بقره «قسمت پنجم»]



آیه 83 سوره بقره :
«وَ إِذْ أَخَذْنا ميثاقَ بَني‏ إِسْرائيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ ذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساکينِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاَّ قَليلاً مِنْکُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ»

و هنگامی که ما از بنی اسرائیل عهد گرفتیم که غیر از خدا را نپرستند و به والدین، نزدیکان، یتیمان و مساکین احسان کنند و با مردم به خوبی سخن بگویند و نماز به پای دارند و زکات بپردازند. اغلبشان روی برگرداندند؛ در حالیکه به ضرر دنیا و آخرت‌شان بود.

این آیه، ده فرمان الهی است. در آیه 83 سوره بقره، خداوند تبارک و تعالی از آدمیان و مؤمنان، طی یک فرمان ِ ده ماده ای، ده تعهد را می گیرد. و بعد هم می فرماید که اگر این ده تعهد را عملی کردید که کرده اید، و اگر نکردید، از خدا روی برگردانده اید که در واقع از خودتان روی برگردانده اید؛ من نه دنیای شما را تضمین می کنم نه آخرت‌تان را.

این ده فرمان را بررسی می کنیم :

+ احسان.
نسبت به افرادی که می فرماید.

الف - بالوالدین احسانا.
یکی از مسائلی که باعث بسیاری از مشکلات دنیایی ما می شود، صبر نکردن بر جور  ِ پدر و مادر است. در چند جای قرآن کریم، خداوند تعریض می کند که اینکه تو پدر و مادر خوبت را، یا پدر و مادرت را هنگام خوش‌خلقی، تکریم و احترام می کنی، هیچ سودی ندارد؛ الا اینکه تازه می شوی یک حیوان! چون حیوان هم در برابر خوبی، به خوبی پاسخ می دهد.

وقتی در برابر جور ِ پدر و مادرت صبر کنی - جور یعنی ظلم، ظلم اثبات شده، نه حتی ظلمی که تو حدس می زنی. یعنی عقلا بگویند این پدر و مادر در حق فرزندشان ظلم می کنند. در این مواقع، دستور قرآن این است در مقابل ظلم پدر و مادر، منظلم باشید؛ یعنی قبول کنید. بالاخره در دنیا کسی پیدا می شود که از ما گردن‌کلفت تر باشد! روزی ِ ظلم دیدن را ما در دنیا داریم. بسیار خب، این ظلم بهتر است از طرف پدر و مادرم باشد که یک برکتی هم برای زندگی‌ام داشته باشد.

خط مرزی‌اش چیست؟ یعنی پدر و مادر تا چه حد به تو ظلم کنند باید سکوت کنی و منظلم باشی و بپذیری؟
امام صادق (ع) فرمودند 1. در جایی که به خودت مربوط است؛ مثلا یک لذت یا تفریح و کاری را دارند از تو نقض می کنند. فلان کار را نکن، جلسه نرو. می فرماید اینجا حتما و حتما این ظلم را قبول کن، ما برای زندگی تو برکت می فرستیم. - دستور نه، ظلم -

2. در زمانی پدر و مادر نسبت به تو ظلمی می کنند که پای نفر سومی هم در میان است، شرایط جور دیگری است. مثل پدر و مادر همسر، وقتی که به عروس یا داماد یا فرزندش ظلمی می کند. اینجا حق نداری ظلم را منتقل کنی. اگر مادرت با همسرت بد است، تو برو جلوی مادرت بنشین توهین ها را بشنو، ولی حق نداری اجازه بدهی مادرت همسرت را اذیت کند.
در اندازه و در حق خودت می توانی ظلم را بپذیری، نه در حق نفر سومی.

یکی از اشکالات این است که ظلم پدر و مادر را که باید خودش تحمل کند، به همسرش هم منتقل می کند. در اینجا نه تنها کار درستی نکردی، بلکه در ظلم دیدن همسر و فرزندت هم شریک شدی. مشکل را خودت باید با پدر و مادرت حل کنی. اگر قرار است ظلم بپذیری، نمی توانی به فرزندان و همسرت بگویی در ثواب این ظلم پذیرفتن شما هم شریک باشید! پذیرفتن این ظلم فقط برای تو ثواب دارد، برای بقیه اصلا انسان اجازه ندارد منظلم باشد.

مظلوم بودن اشکالی ندارد. آقا اباعبدالله (ع) مظلوم است، نه منظلم. انسان اجازه ندارد راه باز کند که به او ظلم کنند. باید مقاومت کند.

3. حق الله. پدر و مادر اجازه ندارند نسبت به ارتباط تو با خداوند، تو را نهی کنند. می توانند بگویند نمازت را در مسجد نخوان، در خانه بخوان. ولی نمی توانند بگویند نماز نخوان.
غیر از این ها، هر اتفاق دیگری بیفتد، اگر شما ظلم پدر و مادر را برتابیدی و صبر و تحمل کردی، بدان به زندگی خودت برکت و آرامش می آوری. خیلی بهتر است پدر و مادر انسان به او ظلم کنند، تا یک غریبه ظلم کند.

ب - و ذي القربي.
نزدیکان؛ رحِم، فامیل، دوستان و رفیقان.

ج - والیتامي والمساکین
توجه به محرومین جامعه و مستضعفین.
در جامعه ای که در آن فقر و استضعاف حاکم است، دین‌داری سخت است. اگر واقعا پای کار هستی که دینت را مثلا برای همسایه ات ترویج بدهی، باید جزء اولین برنامه هایت این باشد که استضعاف همسایه ات را برطرف کنی.
نان مردم دغدغه ی دین است. باید رسیدگی به مستضعفان جزء برنامه‌ی زندگی‌مان باشد.

و البته فریاد ِ غم نان مردم، از کسی مسموع و شنیدنی است که زندگی‌اش نشان بدهد دردمند است، نه کسی که دکان و بازار باز می کند.

+ و قولوا للناس حُسناً.
با کلام نیکو با مردم صحبت کردن.

+ و اقیموا الصلوة و آتوا الزکاة.
این پیمان های اولیه، پیمان های رفتاری است. همه جای دین ما، اول رفتار دینی را چک می کنند، بعد نماز را. اول انسانیتت را نشان بده. نسبت به پدر و مادرت، نزدیکان و دوستان، یتیمان و مساکین. و بعد از این‌ها، از نماز نام می برد. تا انسان نباشی، نمازت نماز دینی نیست. و بعد به زکات و این مدل کارها بپرداز.

مهم ترین عامل سربلندی ملت ها در این ده میثاق است.

- ثمّ تَولّیتم الّا قلیلاً منکم
قرآن کریم همیشه تکیه دارد بر اینکه مواعظ توسط عده ی قلیلی از مردم شنیده و عمل می شود. کلمه ی «قلیل» را اگر در قرآن کریم بررسی کنید، اغلب در جاهایی‌ست که قرار به شنیدن، شکر کردن و عمل کردن است.
می فرماید اغلب مردم از این مواعظ روی برگرداندند؛ الا قلیلا. و این، رو برگرداندن از دنیا و آخرت‌شان بود.

می فرماید اگر امتی قرار است به دنیا و آخرت توامان برسد، شرط و لازمه اش، تعهد به این ده فرمان و عملی کردن آن است. که هم دنیای شما را آباد می کنیم، هم آخرت‌تان را.
سرنوشت امت ها را این ده فرمان مشخص می کند.

اگر قرار است در امور اقتصادی مملکت تحولی ایجاد شود، باید از بالا شروع کنیم به کار کردن :
1. فرهنگ انسانیت در مملکت چقدر مایه دارد و چقدر به آن فکر می شود؟
2. در این مملکت اگر وضع مالی بهتر شود به یتیمان و مساکین چقدر رسیدگی می شود؟
3. اگر حقوق کارمندان بالا برود، چند درصد از آن را خرج مساکین و مستضعفان جامعه می کنند؟
و ...

اصلا در هیچ جای قرآن کریم، شما اثری از آبادانی ِ بدون فرهنگ دینی نمی بینید. هیچ جای قرآن کریم، نان را قبل از ایمان مطرح نکرده است. هیچ جای قرآن کریم نان را قبل از انسانیت مطرح نکرده است.
«نانش بدهید و از دینش نپرسید» این را خطاب به من و توی بچه مؤمن گفته اند؛ که حالا که به تو نان دادیم، به کسانی که می خواهی نان بدهی، از دین‌شان نپرس.

اگر ثروتی توزیع شد، این توزیع ثروت باعث اختلاف بین فقر و غنا نشود؛ ثروتمندان ثروتمندتر، و فقرا فقیرتر نشوند.
ثروت در یک مکان انباشته ای توزیع نشود که فاصله ی بین تهران تا فلان روستا را مشخص‌تر کند.
فقط خودی ها و دایره های اطراف از این ثروت بهره نبرند. که باز فاصله فقیر و غنی بیشتر شود.
هیچ جای قرآن کریم نیامده است که نان رساندن به جامعه قبل از فرهنگ، جواب می دهد. پایه‌ی اصلی، فرهنگ است. اول باید فرهنگش ایجاد شود.

کسانی که گمان می کنند با توزیع ثروت و بالا رفتن تکنولوژی، می توانند ملت را شاداب و شادمان کنند، حتما نگاهی به کشورهایی که این مسیر را رفته اند، بیندازند. درصدی از کارها حتما درست است و بحثی نیست، اما وقتی به سیستم توزیع می رسیم، توزیع مشکل دارد. وقتی به سیستم فرهنگی ِ اقتصاد می رسیم، فرهنگ مشکل دارد.

پس اگر بنده می خواهم راجع به اقتصاد مردم صحبت کنم، قبلش باید راجع به مبانی دینی ِ توزیع و عدالت و فرهنگ ثروت‌اندوزی و فرهنگ مصرف‌گرایی صحبت کنم. وگرنه سودی ندارد. مسیری که کره جنوبی و اندونزی و مالزی رفته، آیا می تواند مملکت ما را به یک رفاه نسبی خوب برساند !؟ اگر می توانست، خودشان را می رساند!

آقا امیرالمؤمنین (ع) می فرماید ندیدم در جایی رفاه ِ بی اندازه ای، مگر اینکه در جای دیگری زجر بی اندازه می شود.
تا یک اندازه ای باید از رفاه بهره ببریم. از اندازه که بیشتر شد و خوشی زیر دل‌مان زد، معلوم می شود در شهر دیگری زجر از اندازه خودش بیشتر شده است.
 مؤمن چشمش را نمی بندد بگوید شهر من چطور شد. باید چشمش را باز کند و بگوید جهان اسلام چطور شد. این فرهنگ چقدر در بین ملت جا افتاده است؟

ملتی را که به فربگی عادت می دهید، بعدا می توانید این ها را برای جهاد در راه اسلام، به امساک خو بدهید !؟
چرا در سال یک ماه را باید روزه بگیریم؟ می گوید سی روز پشت سر هم! این را می کردند ماهی یک روز، همه هم روزه می گرفتند!!!
اصلا بر فرض روزه هیچ سودی برای جسم نداشته باشد. می خواهد سختی بکشی تا یادت نرود فربگی و لذت بردن از دنیا تو را خو ندهد تا نتوانی در راه برخی مبانی دینی جهاد کنی. این می شود فلسفه‌ی اصلی روزه.

باید توضیح بدهی : بشر! تو راضی بشو نیستی. وقتی این توضیح برایش جا افتاد، می گوییم باید کنترل داشته باشی.

خیلی از مردم تقوای پرهیز و تقوای گریز دارند، تقوای ستیز ندارند! خیلی از مردم در نداشتن پول و مقام و امکانات، متقی اند، اما در شاخ به شاخ شدن با این مباحث آیا می توانند تقوای خودشان را حفظ کنند !؟

تقوای ستیز لازم است. باید بتوانی مقام را ببینی و کنترل داشته باشی. مردم ما تقوای ستیز دارند؟ چون نداریم، اول باید فرهنگ مردم را درست کنیم. بنابراین مجبوریم روی تقوای پرهیز مردم کار کنیم. بگوییم حواستان باشد. نباید تا خرخره در حُبّ دنیا و خوشی ها غرق شوید. ترمز دستی ِ هوای نفس باید دست خودتان باشد. نباید تا جایی که می توانی بخوری. نباید به هرچه هوس کردی برسی.

در این آیه شریفه می فرماید علت اینکه اغلب روی برگرداندند این بود که این ها در مسیر دنیاطلبی حرکت می کردند.
این ده فرمان را رعایت کنید تا خداوند تبارک و تعالی برکات خودش را از زمین و آسمان بر شما نازل کند. برکات به معنای تجمل و تبرج نیست، به معنی رفاهی است در حدی که بتوانی از زندگی خودت لذت ببری و با آرامش و سعادت به سمت قیامت حرکت کنی.

برای رسیدن به این نقطه، یکی از مباحث این است که باید دائم در مسیر موعظه باشید. باید ببینید. مشکل اطرافیان را باید ببینیم، با یتیمان و مستضعفین باید دم‌خور باشیم.
پس دقت کنید که در سیستم توزیع رفاه و ثروت در اسلام، فرهنگ توزیع مهم تر از مواد توزیع شونده است. فرهنگ باید چک شود.


دانلود صوت سخنرانی


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات