برنامه آينده
به دلیل رعایت اصول بهداشتی و پیشگیری از آسیب های احتمالی
جلسات هفتگی تا اطلاع ثانوی
برگزار نمی گردد!
رهپويان



شنبه 1 تیر 1392 نسخه چاپی
خلاصه سخنرانی | نگاهی به قرآن «8» [سوره بقره «قسمت ششم»]
اگر هدایت تکوینی انسان دست خورده باشد و ذات نورانیت‌طلبش پامال و سیاه شده باشد، وجود پیغمبر هم جواب نمی‌دهد و هدایت تشریعی بی‌فایده است.

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
25 / 03 / 1392
موضوع : نگاهی به قرآن «8» [سوره بقره «قسمت ششم»]



بررسی آیه 87 سوره بقره :
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْکِتابَ وَ قَفَّيْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَ آتَيْنا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَ فَکُلَّما جاءَکُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى‏ أَنْفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَريقاً کَذَّبْتُمْ وَ فَريقاً تَقْتُلُونَ.

وقتی ما به موسی (ع) کتاب را دادیم و پیامبرانی را پشت سر هم فرستادیم، به عیسی (ع) دلایل روشن دادیم و او را با روح القدس تایید کردیم، پس چرا هرگاه پیامبری چیزی برخلاف خواسته های نفسانی شما آورد، در برابر او تکبر ورزیدید، عده ای را تکدیب کردید و گروهی را کشتید.

اشاره ی آیه به گله ای‌ست از سوی خداوند تبارک و تعالی، نسبت به کل انسان هایی که در مسیر هدایت انبیا - هدایت تشریعی - قرار گرفته اند.
یک هدایت تکوینی داریم، یعنی در وجود و ذات‌مان میل داریم که به معنویات و به خداوند تبارک و تعالی نزدیک شویم.
یک هدایت تشریعی داریم؛ یعنی کسانی که قرار است این میل را هدایت کنند و در کانال خودش بیندازند؛ تحت عنوان پیغمبران.

اولین نکته ای که بسیار مثمر ثمر است و باید خیلی روی آن دقت بشود، این است که «آیا هدایت تکوینی به تنهایی کافی‌ست؟»
یعنی بگوییم ذات انسان ها پاک است، میل به زیبایی دارد، میل به کمال و معنویت دارد، میل دارد راجع به مرگ و دنیای بعدی‌اش فکر کند، میل به ایثار دارد، و .. . و بگوییم وقتی ذاتاً انسان این‌گونه خلق شده، پس اگر انسانی را به حال خودش رها کنیم حتما در مسیر صلاح و راستی قرار خواهد گرفت!

مهم ترین دلیلی که ما می توانیم در رد این صحبت بیاوریم، یک کلمه است : «تجربه». تجربه ثابت کرده اگر انسان به حال خودش رها بشود، الزاماً هدایت نمی شود. نه فقط تجربه‌ از فلان قبیله، تجربه‌ی من و تو؛ که هم ذات‌مان پاک است، هم در مسیر موعظه قرار داریم و هم گفته ایم أشهد أنّ محمداً رسول الله. اگر  یکی - دو هفته کسی به ما تذکر ندهد، خدا گوش‌مان را نگیرد، گوش‌مان را نپیچاند، إنّ الانسان لیطغی؛ أن رأه استغنی. اگر انسان ببینید نظارتی رویش نیست، طغیان می کند. آیا می توانیم بگوییم ما نیازی به هدایت تشریعی نداریم؟؟ هدایت تشریعی پیغمبران این نیست که الزاماً بیایند به ما راه نشان بدهند، یک جاهایی در هدایت تشریعی، وجود پیغمبران برای مؤمنین تذکر بوده است.

الان یکی از مشکلات بزرگ کره زمین ما، نبود امامی‌ست که واقعا ببینیم با خدا ارتباط دارد و نماینده ی خداست. ممکن است الان مقدمات ظهور فراهم نباشد، ولی اگر امام زمان بیاید، تعداد مؤمنین خیلی بیشتر می شود.

در آیه می فرماید این ها را فرستادیم و با روح القدس تاییدشان کردیم، یعنی شما اطمینان حاصل کردید که این ها از جانب خدا هستند، اطمینان قلبی.

یکی از مشکلات ما در آخرالزمان این است که از مسیرهای غیرطبیعی و ماوراءالطبیعه نتوانسته ایم خدا را ببینیم. اگر می دیدیم شاید ایمان‌مان قوی تر می شد. البته علمایی مانند مرحوم آخوند خراسانی این را افتخار خودشان دانسته اند؛ که در آخرالزمانی زندگی می کنند که معجزه ندیده اند.
خیلی ها اگر معجزه ببینند دین‌شان قوی تر می شود، گرچه ممکن است معجزه هم ببینیم و آدم نشویم! معجزات برای انسان های کوردل، کور باطن و کورچشم اصلا جواب نمی دهد.
پیغمبر معجزه نشان می داد، تازه عده ای از دین بر می گشتند!

مرحوم قاضی می فرمود افتخارم این روایت پیغمبر است که فرمود یا علی، در آخرالزمان کسانی خواهند آمد که معجزه ندیده اند و ایمان‌شان از این کسانی که معجزه می بینند بیشتر است.
بنی اسرائیل را ببینید؛ هرچه تقاضا می کردند برایشان فراهم می شد و باز ایمان نمی آوردند.

یکی از بحث ها در هدایت تشریعی این است که آیا هدایت تکوینی‌ات هنوز سالم است یا نه؟ یعنی وجود و ذاتت هنوز میل به نیکی ها و پاکی ها و کرامت ها دارد؟ اگر تغییر کرده، این هدایت انجام نمی شود و بی فایده است.
فرمودند یک درهم مال حرام در زندگی، چنان بلایی بر سر ذات انسانی شما می آورد که اصلا هدایت تکوینی شما محو می شود.

هدایت تشریعی اباعبدالله (ع) در مقابل سپاهیانی که اغلب خواص ِ اطراف امام بودند، و اغلب شاگردان علی (ع) و حسین (ع) و زینب (س) بودند، وقتی آقا با کمال و جمال صحبت کردند و بی فایده بود، فرمودند شما مال حرام خورده اید.

چرا تا نوجوان و جوانیم همه چیز عالی است و تا کمی بالا می کشیم مشکلاتی پیش می آید؟ یک درصدش بر می گردد به پول حرامی که از محیط کار و .. یک ریال یک ریال و هزار تومان هزار تومان، آرام آرام وارد زندگی شما شده است. حداقلش پول ِ شبهه است.
نسبت به مال‌تان وسواس داشته باشید.

پس وجود پیغمبر هم جواب نمی دهد اگر هدایت تکوینی انسان دست خورده باشد، اگر ذات نورانیت‌طلبش پامال و سیاه شده باشد.
علت ها :
یکی فرمودند مال حرام.
دوم شهوت.
شهوت می تواند هدایت تکوینی شما را مشکل‌دار کند، کاری کند که ذات شما هدایت تشریعی را نپذیرد.

شرع در جای فاسد جواب نمی دهد. روح مشکل دارد، خو گرفته.
در روایت از امام صادق (ع) داریم که شخص مُرده را در قبر می گذارند ولی هنوز باور نکرده است. فرشته ها دارند مَن ربّک و مَن امامک را می پرسند و او هنوز بر این تصور است که خواب است و بیدار می شود! تا جایی که فرشته ها شاکی می شوند.
اگر انسان مراقبت نکند، ذات مشکل پیدا می کند.

قسمت دوم آیه -
پس چرا هر زمان پیامبری چیزی برخلاف خواسته های نفسانی شما آورد، در برابر او تکبر ورزیدید، عده ای را تکدیب کردید و گروهی را کشتید.
دو نکته :
اول - اگر زمانی انسان دینی داشت که با هوای نفسانی اش همراه بود، این دین یقینا مشکل دارد. یعنی من از دین آن قسمت هایی را می پسندم دینی حساب می کنم، و آن قسمت هایی را که نمی پسندم در دایره ی - خدا می بخشد و ارحم الراحمین است - قرار می دهم!
چند ساعت در ثنای روضه خوانی و سینه زنی منبر برویم و مدح کنیم، چون می پسندیم. ولی راجع به جهاد و زکات و صدقه بگوییم ای آقا! خدا به این چیزها نیازی ندارد!
از قرآن آن قسمت هایی را که دوست دارم بگیرم.

اگر رسیدیم به ولی خدا و به قرآن و کتاب خدا، همه اش را با هم باید پذیرفت. وگرنه نفسانی است. جایی که بخواهیم انتخاب کنیم، که فلان قسمت از دین قشنگ است و می چسبد و فلان قسمت نمی چسبد، مشکل نفسانی است.

اگر دیدی دینی مطابق با نفس توست - نفسی که خودت می دانی الهی نیست - دینی که همگان را راضی نگه دارد. مثلا من الان طوری از دین صحبت کنم که اگر احیانا کسی هم مال حرام خورده، نپرد! اگر کسی ارتباطاتش مشکل دارد نپرد! اگر ظاهرش مشکل دارد نپرد! همه این دین را دوست داشته باشند! اگر کسی به وظایف و مسئولیت های الهی تن نمی دهد، نپرد! دور هم بنشینیم و خوش بگذرانیم و با دین صفا کنیم.

این دین لیبرالی، حتما دین اصیل نیست. دین اصیل مجموعه ای از بایدها و نبایدهاست. درصدی از دین، نباید است، درصدی باید.
منتها درصد غلظت بایدها و نبایدها فرق دارد. تکیه ی دین روی بعضی موارد خیلی محکم است، روی بعضی موارد نیست. بعضی کارها را اگر بکنی، دین یقه ات را می چسبد، بعضی کارها را نه.
ولی باید و نباید ِ دین را باید قبول کنید.

چرا بسیاری از ادیان جدید جاذبه دارند؟ جاذبه دارند چون دافعه ندارند.
دین مجموعه ای از جذب و دفع است. دافعه ندارند، هرکسی در این جلسه می نشیند راضی است؛ احساس می کند آدم خوبی است، خدا را دوست دارد و خدا هم او را دوست دارد.
خدایی که هیچ نقشی در زندگی ما ندارد، خدایی که هیچ کارنامه ای از ما تصحیح نمی کند، خدایی که در پایان روز هیچ نمره ای در پرونده ی ما منظور نمی کند، خدایی که هیچ مشقی از من را غلط‌گیری نمی کند. که من هرچه خواستم بگویم و در آخر بگویم حلال کنید!
این، دین نیست.
هوای نفسانی.

چرا در مقابل پیامبران قیام کردید؟ حتی گروهی به تفرقه افتادند. همدیگر را کشتید. چون همه ی دین را قبول نکردید. هر گروهی از آن قسمت از دین را پذیرفت که برایش منفعت شخصی داشت و زیر نفع شخصی خودش علَم دین را بلند کرد. لذا با هم درگیر شدید و همدیگر و پیغمبرانتان را کشتید.

و می فرماید دومین دلیلش هم تکبر است. به جایی رسیدید که خود را بالاتر و برتر از پیغمبران دیدید.
بلعم باعورا می خواست بالای کوهی برود تا موسی (ع) را نفرین کند. الاغش بالای کوه نمی رفت. برخورد سختی با الاغش کرد و به روایتی الاغ را کشت. هنگامی که می خواست بالا برود، خداوند تبارک و تعالی یکی از فرشته ها را فرستاد. در گوش بلعم باعورا گفت این الاغ فهمید این کار اشتباه است، تو هنوز نفهمیده ای !؟؟ می گویند فرشته را هم از خودش راند.
تکبر کار را بجایی می رساند که شخص برای نفرین کردن پیغمبر خدا، می خواهد نزد خدا برود و این کارها را می کند.


  دانلود صوت سخنرانی


کانال تلگرام رهپویان
 کانــون شیـــفتـگـانــ قـائـــــــمـ (عـجــ) برازجـــان: ممنون.عالی بود
یکشنبه 2 تیر 1392
 یاس سپید: باورکنیم که روزی اوخواهدآمد.همین
یکشنبه 2 تیر 1392
 الهام فهیمی پور (روحانی): سلام.لطفن نگید مقدمات ظهور فراهم نیست چون توی دلمون خالی میشه. ممنون
شنبه 1 تیر 1392
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات