برنامه آينده
شنبه های پاک


سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

موضوع سخنرانی :
جنگ روانی

مداح :
کربلایی سید امیر حسینی


 شنبه 4  آبان  ماه ، همراه با نماز مغرب و عشاء
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهداء

رهپويان




پنجشنبه 13 تیر 1392 نسخه چاپی
متن سخنرانی | دلايل فروپاشي نظام‌هاي فرهنگي «2»

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
21 / 05 / 1388
موضوع : دلايل فروپاشي نظام هاي فرهنگي
«2»


عنوان بحث دلايل فروپاشي نظامهاي فرهنگي است .
ما خيلي کلان بحث مي کنيم ، طبيعتاً وقتي از مشکلات نظامهاي فرهنگي جهاني و کشوري مي گيم ، حتماً کانون هم يکي از اون نظامهاست که بايد در حاشيه بهش توجه بشه .
1- قدرت همراه با فساد بدليل عدم نظارت
2- ديکتاتوري و خودرأيي
3- عدم توجه به نقد بيروني و غفلت از نقد دروني
4- غفلت از قدرت الهي
5- در مقدمه قسمت پنجم : اگه شما به حسينيه دقت بفرمائيد ، يه راه خراب کردن اين حسينيه اينه که کلنگ بردارن و از يه گوشه اي شروع کنن به زدن .
يا با يه جرثقيلي ، بولدزري ، لودري از يه کنار شروع کنن به خراب کردن .
طبيعتاً  2 تا 4 روز کار مي بره .
اما اگه با يه متخصص صحبت کنن ، بگن : مي خوايم اين ساختمان رو خراب کنيم ، شما چه جوري خراب مي کنيد که کمترين هزينه و بيشترين زمان رو داشته باشه ؟ مي گه : به من نقشه رو نشون بديد ، بر طبق نقشه 1 ساعت محاسبه مي کنم ، به يه ثانيه ميارمش پايين . يعني با انفجار !
بعد نقشه رو که مي بينه مي گه بايد يه جاهايي از حسينيه رو بزنم . بررسي مي کنه  مي گه : بايد ستونها رو بزنم . نه اين ستونهايي که شما مي بينيد ، ستون يعني چيزهايي که حسينيه برش استواره .
خيلي از ستونها توي ديواره ، توي پايه ، فنداسيون و نقشه مشخص مي شه .
مواد رو ميذاره ، جاسازي مي کنه ، محاسبه مي کنه ، به همديگه سري مي کنه ، به يه ثانيه کل ساختمان رو مياره پايين .
ديديد ديگه ، توي فيلمها نشون ميدن که توي يه ثانيه 20 طبقه آپارتمان رو خيلي شيک مياره پايين .
يکي از راههاي خراب شدن نظامها ، زدن ستونهاي نظامه .
دشمن اصلي ـ شيطان ـ و دشمن فرعي ـ انسانهايي که از شيطان خط مي گيرن ـ براي اينکه بتونن به نظام ضربه بزنن ، ستونهاي نظام رو پيدا مي کنن و شروع
مي کنن به تضعيف کردن و خراب کردن اين ستونها .
توي اصطلاح سياسي بهش استوانه هاي نظام مي گن .
هر نظام فرهنگي يه ستوني براي خودش داره . مثلاً از ستونهاي خيلي خيلي مهم کانون در سيستم فرهنگي مسئله ولايت فقيه است .
اگه اين ستون رو بزنن کانون خود به خود فرو مي ريزه . چون با اين ادعا که ما در راستاي پيروي از ولايت فقيه هستيم ، شروع کرده .
ستونهاي مسائل فرهنگي همينه .
مثلاً يه ستون صاف بودن عقايده . " اهدنا الصراط المستقيم " . با يه کلمه اگه اين صاف بودن زير سؤال بره ستون خورده زمين و مجموعه مي ريزه پايين .
اينها حجتيه اند ، تموم شد ! ستون رو خراب کردن ، يعني علم خيمه رو برداشتن ، علم خيمه صراط المستقيم هست .
مي گن : حرمت امامزاده به متوليشه . کادر يه مجموعه فرهنگي بايد نسبت به ستونها حرمت قائل بشه و از ستونها حراست و مراقبت کنه .
اگه توي يه گوشة مجموعه يه انحراف فکري ايجاد بشه و بپيچه ، چون انحراف خودش رو نشون ميده ، همون يه گوشه يه ستونه ، علم رو از زير خيمه برداشتن ، خيمه قشنگ اومده پايين .
حراست از ستونها !
يه ستون ، ستون اعتقاديه ، مراقبت کنيد .
بچه هاي کادر و مسئولين واحدها در اينکه کسي بخواد در خط و صراط مستقيم کانون يه انحرافي وارد کنه حساس باشن .
نشده توي اين چند سال اعتکاف بگيريم ، مگر اينکه يه گروهي توي اعتکاف شرکت کنن و شروع کنن به منحرف کردن خط اعتقادي . يعني برنامه ريزي مي کنن .
توي اين چند سالي که ما اعتکاف گرفتيم ، هر سال يه گروهي رو گرفتيم که اينها مشکل اعتقادي ايجاد مي کنن . يه آدمي يا يه نفراتي ميان و کار مي کنن . با اينکه ما اين همه برنامه ميذاريم .
يکي از دلايلي که نمي تونن زياد کار کنن ، مال اينه که برنامه هامون خيلي زياده ، ملت زياد وقت خالي ندارن .
اگه اعتکافي بود که ملت از صبح تا شب بيکار بدون ، کن فيکون مي کردن ، مجموعه رو مي پوکوندن .
مراقبت و صيانت از اينکه ستون اعتقاديمون نلرزه .
يکي ديگه از ستونهايي که در مجموعه داريم ، ستونهاي حقيقي است ، نه حقوقي .
مثل افراد مجموعه . بخوان مجموعه رو خراب کنن ، شروع مي کنن به خراب کردن افراد .
اگه زورشون برسه رأس مجموعه رو خراب مي کنن ، زورشون نرسه کادر مجموعه رو خراب مي کنن ، زورشون نرسه دور و بريهاي کادر رو خراب مي کنن .
مي گن : اين بابا ارتباطاتش مشکل داره ، برو ببين توي خانواده اش چه خبره !!! کلي ادعا داره که مياد توي کانون کار مي کنن ، معلوم نيست خانواده اش چه خبرن !؟
يعني يه جاهايي اين اتفاق ميفته که يه جوري اين ستون رو بلرزونند .
پس اگر بخواد يه مجموعه اي فرو بپاشه ، ستونهاي مجموعه خيلي مهمه .
ستونها : 1- اعتقادات       2- افراد
سؤال اول : آيا در اعتقادات مجموعه ، مجموعه ما معصومِ و هيچ مشکل اعتقادي نداره ؟! نه . حتماً نياز به حراست و صيانت داره .
همه افراد مجموعه معصومند و هيچکس اشتباه نمي کنه ؟ نه ، اين هم نياز به حفاظت داره .
موضوع اينه که ما بتونيم اينو جا بندازيم که مجموعه ، مجموعة معصومي نيست ، ممکنه اعتقاداتش مشکلاتي داشته باشه ، انتقاد رو قبول و تصحيح کنيم .
ممکنه توي شخصيت افرادش مشکلاتي باشه ، با اون شخص برخورد امر به معروفي و نهي از منکري مي کنيم ، يه بار ، دو بار ، سه بار جواب نداد ، خود به خود از مجموعه حذف مي شه .
نمي شه مجموعه خودش رو فداي افراد کنه .
حضرت امام (ره) فرمودند : ما موظفيم به اينکه افراد را فداي اسلام و جامعه بکنيم ، نه اينکه جامعه و اسلام رو فداي افراد بکنيم .
بعضي وقتها ما احساس مي کنيم توي نظامهاي فرهنگي کلان مملکتي ، بخاطر حفظ موقعيت افراد ، کل نظام رو فداي اون فرد مي کنيم .
ما اينو قبول نداريم .
امام (ره) فرمودند : دليل اينکه انبياء موفق بودند اين بود که خود را فداي جامعه
مي کردند ، نه جامعه را فداي خود .
آبياري اسلام قرباني مي خواد . تا مي گه قرباني ، همه فکر شهادت ميفتن .
قربونت برم ما که خودمون مي دونيم چرا دنبال شهادتيم !! براي اينکه توي زندگيمون گند زديم ، مي گيم اگه شهيد نشيم اوضاع خيطه .
منظورش اين قرباني نبود . اسلام قرباني مي خواد يعني بنده بتونم از خودم ، موقعيتم ، آبروم ، حيثيتم براي حفظ نظام و اسلام بگذرم . ما براي اين کار آمديم .
توي مجموعه هاي فرهنگي اينطوريه که اين آدمِ يا داره قرباني ميشه ، اسلام همينه . يا مشکل داره ، خودش رو صاف نمي کنه .
بهش مي گيم شما [خودت رو] صاف نمي کني ، بايد بري کنار .
آقاي فلاني نبايد باشه . چرا ؟ چون توي جامعه پشت سرش جوه . تموم شد !
ايشون يا مشکل داره يا نداره . اگه مشکل داره که حتماً بايد بره کنار . اگه مشکل نداره ، [بهش] مي گيم فعلاً صلاح جامعه نيست که اين کار رو انجام بدي .
خيلي وقتها معصومين و پيامبران ما ، خيلي از نزديکاشون رو رد مي کردن .
مي گفتن : آقا ! شما با من راه نرو . مي گفت : مگه من چه جرمي کردم ؟! مي گفتن : شما جرمي نکردي، شما يه شخصيتي در جامعه داري که براي مردم روشن نيستي، مردم ابهام دارن . وقتي کنار من قرار مي گيري ، منم مبهم مي شم .
مردم چه مي دونن چه خبره ؟!
توي شيراز توي راهپيمايي ، يه بنده خدايي اومد کنار ما شروع کرد به راه رفتن . احوالپرسي کرد ، [گفت] ما سؤال داريم . تا اين اومد ، ديدم دو سه تا از اين هيکلها اومدن بين ما و خودشون رو يه‌وري کردن ، اين بابا يواش يواش 6 تا فاصله گرفت.
بعداً فهميدم که اين بنده خدا مشکل داشته و من اصلاً نمي شناختم که اين بابا کيه ؟!
بعد وقتي کنار من راه مي ره براي من مشکل ايجاد مي کنه .
اصلاً ايشون مشکل نداره ، امامزاده است ، اما راجع به اين امامزاده توي جامعه بد پيچيده . بايد باهاش فاصله بگيري .
حالا اگه اين امامزاده اومد توي کار فرهنگي . [گفت] مي خوام توي کانون براي خدا کار کنم .
[اگه بگي] گناه داره ، بذار کار کنه ، اگه تو ردش کني کجا مي ره ؟!
مي گيم : اصلاً ما وظيفه نداريم که از آدم دفاع کنيم ، ما وظيفه داريم از موجوديت و نظام دفاع کنيم .
کاملاً حق با توست ، خيلي دلت مي سوزه ، برو دم خونه شون ، خصوصي باهاش صحبت کن ، برو توي پارک ، خصوصي با هم کار کنيد .
اين روش ، روش جذب نيست .
يه وقتي هست يه جوونيه ، هر کي هم اين جوون رو ببينه ، هر قيافه اي باشه ،
مي گه آفرين ! کانون اين آدمِ رو با اين قيافه اش جذب کرده ، الحمدلله .
يه وقت هست يه بابايي توي جامعه به يه سري مشکلات مشهوره ، ولو اين مشکلات رو انجام نداده باشه .
ما نمي تونيم کانون و موجوديت نظام رو هزينه کنيم که اين آقا از دين خدا و پيغمبر زده نشه .
دلت مي سوزه ، برو جداگانه باهاش کار کن . نمي توني از موجوديت نظام براي هدايت فرد مايه بذاري .
فرض مي کنيم بنده بيانم بد نيست ، ولي توي اعتقاداتم يه سري مشکل دارم . من دارم اين مشکلات رو به جامعه تزريق مي کنم .
بيان بگن : اگه جلوي ايشون رو بگيري و منبر رو ازش بگيري ، ول ول مي شه ، ميره جهنم . مي‌گيم : بره جهنم ، ايشون اجازه نداره اعتقادات جامعه رو منحرف کنه.
بنابراين يکي از دلايل فروپاشي نظامهاي فرهنگي ، اينه که انسان بخواد از نظام براي فرد سرمايه گذاري کنه .
بيمه اي که برخي ازمردم دارن . " ايشون بايد هميشه مطرح بشه . "
من و شما بايد يه جوري اين بيمه اي که برخي از مردم دارن رو نقض کنيم .
برخي هر جا خراب کردن ، يه جايگاه ديگه دارن .
توي بوشهر خراب کنه ، مي ره لرستان . توي لرستان خراب کنه ، منتقل مي شه کرج . کرج خراب کنه مياد تربت حيدريه . تربت خراب مي کنه مي ره بندرعباس .
که چي ؟ که ايشون بهره اش رو از همه جاي نظام براي بهتر زندگي کردن و خراب کردن دين بگيره .
همه کشور به ايشون سرويس ميدن که بايد ايشون سر اين کار باشه .
بعضي ها مادام العمر شدن .
يه بار ، دو بار ، سه بار ، بعضي وقتها نمي شه جمعش کرد .
يه وقتي هست مي گن وظيفه رهبري مملکته . مي گيم : وظيفه رهبري مملکت اين نيست که بگن حسن آقا اينجا نباش ، حسين آقا اونجا نباش .
اين ما هستيم که بايد عادت کنيم که نبايد مردم و جامعه رو فداي افراد کرد .
اين هم يکي از دلايل ضربه خوردن [نظامهاي فرهنگي]
6- عدم توجه به همراهي قول و عمل در رأس مجموعه ها و کادر
ما در روايت داريم که اگه کسي به حرفهايي که مي زنه عمل نکنه ، تأثير حرفها کم مي شه .
در روايت ديگه داريم که اگه کسي به حرفهايي که مي زنه عمل نکنه ، اما دوست داشته باشه عمل کنه ، باز هم تأثير حرفها کم مي شه . بايد عمل کنه !
در جاي ديگه داريم اگه کسي به حرفهايي که مي زنه عمل نکنه ، چون اعتقاد به عمل کردن نداره ، منافقه . مي ره جهنم !
حرف نزنه خيلي بهتره . آدم منافق نمي تونه هدايت کنه .
در جاي ديگه داريم اگه کسي به حرفهايي که مي زنه خوب عمل نمي کنه ، اما دوست داره عمل کنه ، بهتر نيست حرف نزنه تا عمل کنه ؟! مي گيم : نه ، حرفش رو بزنه ، چون امر به معروف و نهي از منکر واجبه ، عمل هم واجبه .
اين عملِ رو انجام نميده ، دوست داره ، داره پيشرفت مي کنه . حداقل اون تيکه واجبه رو انجام بده .
لازم نيست حتماً اينطوري باشه .
اما اگر يه کسي به حرفهايي که مي زنه قبل از اينکه حرف بزنه عمل کنه تأثير شگرف ميذاره . اين خيلي تأثير داره .
گفتيم عدم همراهي قول و عمل . 
عمل دو مدله : يه عمل ؛ عمل مخفي است .
مثلاً بنده به شما مي گم : نمازشب خوبه . نمازشب بخونيد ، اما عمل نمي کنم . هيچکس نمي فهمه من عمل نمي کنم .
عمل بکنم ، تأثير داره . نکنم ، تأثيرش کمه . کسي هم نمي فهمه من عمل مي کنم يا نمي کنم . توي جامعه تبعات نداره .
اما يه وقتي به شما مي گم : خوش اخلاق باشيد ، با مردم خوب برخورد کنيد . بعد توي عمل با مردم بد برخورد مي کنم . اوني که زمين مي زنه نوع دومه .
من اعتقاد دارم که بايد خوب عمل کنم ، منافق نيستم ، اما هنوز به اعصابم مسلط نشدم .
مردم اينجورين ، قاعده اش اينه که نبايد اينطوري باشن . يعني شما صحبتت رو بگير و برو .
يه وقتي توي جلسه يه صحبتي راجع به مسائل سياسي کردم ، بعضي ها توي جلسه ما رو قبول ندارن ، ميان مي شينن ببينن چه خبره .  
من گفتم برادر من ، خواهر من ! تو چيکار داري من در خلوتهام چيکار مي کنم ، تو حرفم رو گوش کن اگه درسته انجام بده ، درست هم نيست انجام نده .
منظورم تو نبودي که به تو بگم چيکار داري !!؟ به اون معاند بودم که اينقدر توي ذهنش بدبينه که اين بابا اينقدر خورده و برده و توي خلوتهاش هزار تا کثافت کاري کرده ، حالا يه پولي گرفته ، اينجا بشينه براي ما حرف بزنه . 
من با اون بودم ! گفتم : ولو که فرض تو درسته ، تو چيکار داري که من توي خلوتهام چيکار مي کنم . تو کارت رو بکن !
بعد بچه هاي کادر خودمون گفته بودن يعني چي ما چيکار داريم که شما توي خلوتهات چيکار مي کني ؟ شما بايد خلوتهات قابل دفاع باشه .
بابا به تو نبودم که ! ببينيد مردم چقدر زود با يه حرف خيلي ساده عکس العمل نشون ميدن .
اصلاً من منظورم اين بود که تو اگه بدبين هستي ، ولو اينکه بنده خيلي آدم کثيفي هستم ، تو حرف منو گوش بده .
بعد مي بيني خود بچه ها عکس العمل منفي نشون ميدن .
بنابراين مردم به بحث قول و عمل خيلي جدي در ظاهر نگاه مي کنن . ولو اينکه بعضي هاشون بيسوادي برخورد مي کنن .
اين صحبتي که اين بنده خدا مي کرد ، انگار به امام سجاد بگي : شما که خودت توي مناجاتت مي گي من کسي هستم که در خلوتهام از تو حيا نکردم ، براي ما درس عرفان ميدي براي چي ؟! 
اين بحث ماست . ولي مردم اينطورين .
يعني درک اينکه احياناً بياد استفاده اش رو بکنه و بره [نداره] . 
تو که از آقاي انجوي که اون بالا نشسته داره صحبت مي کنه بدي نديدي ، چيکار داري انتظامات با تو بد برخورد کرده ، بشين حرفش رو گوش بده برو .
مي گه : نه ! اگه اين آدم بود ، انتظاماتش اينطوري برخورد نمي کرد . مردم اينطورين .
[بنابراين] اختلاف بين قول و عمل زندگي آدم رو تعطيل و کنسل مي کنه ، نظام رو هم زمين مي ريزه .
آقا ! بنده توي کانون که ميام خيلي خوبم .
ميان به ما مي گن : بعضي از خواهرها و برادرهاتون توي دانشگاه يه جور ديگه لباس مي پوشه .
فاميلها حساسند ، همرده و همسنند ، بعد مي بينه تو کادر کانوني ، اين خودش جلسه هم حال نمي کنه ، بعد مي خواد يه جوري اين فشاري که فاميل روش ميارن رو برداره ، اينطوري مي گه : اين بابا وقتي مي ره کانون ببينيد چه حجابي ، چه تشکيلاتي داره ، برو دانشگاهش رو ببين . مي گن ديگه .
اين يعني چي ؟! يعني يه دونه کادر از هزار و خورده اي کادر رو مي گيره ، کل جمعيت و جلسه رو زير سؤال مي بره . چرا ؟! چون مردم اينند .
آدم بايد مراقبت کنه . از زندگي خصوصي خودت هم مراقبت کني .
اينها يعني چي ؟ يعني بعضي وقتها نبايد انتظار انصاف از مردم داشته باشي ، براي اينکه خصوصيت شيطان اينه که نميذاره مردم منصف باشن .
چندين هزار جمعيت تو [مجلس] مي شينن ، گريه مي کنن ، بعد اين مردم مي رن 4 تا کوچه اونورتر ، يه دختر و پسري رو مي بينن که دارن با همديگه حرف مي زنن ، مي رن چو ميندازن که کانون شده محل ارتباط دخترها و پسرها .
مردم اينند !
اين يعني اينکه ما بايد مراقبت کنيم . بنده بيشتر از شما ، شما بيشتر از من .
ماها داريم به همديگه سرويس ميديم .
يکي ديگه از دلايل فروپاشي همينه . يه آدمي يه کاري مي کنه که خيلي ها مرتکب اين کار مي شن ، شايد توي شهر خودت صد هزار نفر ، کار خيلي بدتر از کار تو هم مرتکب بشن ، اما هيچکس کاري به کارشون نداره . اما تو ....
اين خصوصيت نظام فرهنگيه ، نظام مسئولیتی همينه ، مملکت همينه .
وقتي منتسب به يه نظام فرهنگي شدي ، بايد ميزان مراقبتت بيشتر باشه . چرا ؟ چون مردم بي انصافند و نمي شه باانصافشون کرد .
خصوصيت مردم اينه .
بابا ما سيصد هزار تا آخوند داريم ، يه آخوند يه مشکل پيدا کنه ، مي گن : آخوندها هيزند . چقدر اين جمله بده !!
حالا چي شده ؟! ايشون يه آخوندي رو ديده . آخوندها هيزند يعني آقاي بهجت ، آقاي فاضل لنکراني ، آقاي ..... آخوندها يعني اينها ديگه . پس يعني کي ؟! يعني رفتی دیدی 60 هزار نفر طلبه توي حوزه علميه قم همه هيزند ؟!
45 هزار تا توي مشهد ، 15 هزار تا توي تهران ، 15 هزار تا توي اصفهان ، 4 هزار تا توي شيراز ، همه رو ديدي که هيزند ؟!
اين يه آخوند رو ديده . مردم اينند !
بايد چيکار کرد ؟! بايد به آخوندها گفت : تو يه دونه هم غلط کردي که همچين کاري کردي .
وقتي اومدي توي کسوت فرهنگي همينه .
روز قيامت جهنم نمي ري ، برای اینکه خدا مي بينه که اين بدبخت براي هيچي اينقدر اذيت شده .
می گه : نسبت به بقیه کاري نکردم ! راست هم می گه . صد برابر بقيه هم فحش خوردم . راست هم مي گه ، مي ري بهشت .
اما اين بحث هست که شما داري نظام فرهنگي رو مي ريزي پايين .
من چند بار به برادرها و خواهرها گفتم که زندگي حقيقي و شخصي شما با کانون ارتباط داره ، به نظام فرهنگي ارتباط داره .
برادر من ، تو وقتي توي سي دي ديده مي شي ديگه مي شناسنت ، نمي توني بگي مغازه ام مال خودمه . تموم شد ديگه !
وقتي چند هزار جمعيت توي انتظامات مي بيننت ، ديگه مي شناسنت . تو فکر مي کني هيچکس نمي بينتت . قيافه تو توي ذهنشون مي مونه ، بعد توي هر شهري ديگه ببیننت مي گن اين همونه .
چه جوري مي خواي زندگي حقيقيت رو از زندگي حقوقيت جدا کني ؟!
خواهري که توي جلسه مي ايستي ، خواهري که تابلو مي شي ، چه جوري
مي خواي زندگي حقيقيت رو از زندگي حقوقيت جدا کني ؟!
ما به اين تشکيلات بسته شديم .
پس اختلاف در قول و عمل که مي گيم اينه .
مي گيم : بر برادرها و خواهر واجبه که با تظاهر کامل برن توي محل کار و دانشگاهشون نمازجماعت . همه ببينند که اين شائبه رو از ذهن مردم خارج کنيد .
اينجا جزء جاهايي است که مراجع فتوا دادن تظاهر کنيد . سرت رو بنداز پايين ،  برو نماز جماعت . همه ببينند !
بر برادرها و خواهرها واجب است تظاهر به اعمال ممدوح بکنن . ريا چيه ؟!
تو داري به پرچمي که براي کار فرهنگي و امام حسين بلند شده آبرو ميدي . واجب است که شما توي فاميل به بهترين آدم مشهور باشي .
واجب است حجاب خواهرهاي ما در غير کانون بهتر از کانون باشه .
نه شلوار و مانتو مخصوص کانون داشته باشن . سادة بسيجي حزب اللهي !
که مردم بد برداشت نکنن . تو تابلوي تشکيلاتي .
آدم نباید بگه من لايق نيستم ، ببخشيد خداحافظ يعني چي ؟! بابا ! لايق شو .
بايد بتوني اين کار رو انجام بدي .
پس ضربه خوردن در اثر عدم توجه همراهي قول وعمل در رأس مجموعه و کادر

[یه مطلبی رو توی پرانتز می خوام خدمتتون عرض کنم] .
چرا ما اينقدر زياد حرف مي زنيم ؟!
يه کمي کادر مجموعه نبايد تمرين سکوت داشته باشه !؟
وقتي آدم زياد حرف مي زنه چرت زياد مي گه ، غيبت ، تهمت . چرا ؟ توي مجموعه خواهرها غيبت و تهمت بيشتر از مجموعه برادرهاست ؟!
توي برادرها هم هست ، ولي اصلاً قابل مقايسه نيست .
چرا ؟ چون خيلي حرف مي زنن .
خيلي خب ، خصوصيت زنانه است ، اشکالي نداره . اما واقعاً يادت باشه که اگه زياد حرف بزني و غيبت و تهمتي کني ، داري از اونور مجموعه رو تخريب مي کني .
تخريب الزاماً اون نيست که من يه حرفي بزنم مجموعه خراب بشه .
داري نصف مجلس رو سياه مي کني . چرا کادر ما ياد ندارن که قبل از مجلس ساکت بشينن ؟!
آدمي که دائم حرف می زنه ، مگه چقدرش حرف مفیده ؟!
چرا اينقدر خود شماها از ميزان غيبت و تهمت گله داريد ؟! ما بايد چند صد بار بگيم ؟!
غيبت ، تهمت ، کنکاش در زندگي ديگران ، مشکل ايجاد کردن ، کنايه زدن ، مسخره کردن ، براي مجموعه هاي فرهنگي معظل شده .
هيچ مجموعه فرهنگي اين تيپي در کشور نيست که اينقدر قدرت دست خواهرها باشه که ما داريم و اينقدر هم نيرو داشته باشه .
يقيناً اگه هر خواهري بياد توي مجموعه کانون ، از قسمت خواهران مجموعه کانون کف مي کنه .
اما وقتي اينقدر قدرت توي مجموعه دست شماست ، صيانت اين مجموعه کجا رفته ؟!
بسيار هم عالي هستن . 70 هستن ، اما چرا روي 80 ، روي 90 نميان ؟! چون زياد حرف مي زنن .
آدم اين کنترل رو داشته باشه .
چند تا چند تا داريد مي ريد حرم ، توي مسير زياد حرف نزنيد ، ذکر بگيد . تمرين کنيد !
آدمي که نفسش در اختيار زبونشه و نمي تونه حرف نزنه ، اين آدم حتماً حرفهاي چرت خواهد زد . تمرين سکوت !
آدم يه کمي راجع به اين داستان ممارست داشته باشه .
ميزان حرف رو توي مجموعه کم کنيد . 
بحث روی اینه که ما چقدر راجع به صیانت زبان کنترل داریم ؟ اگه صیانت نداشته باشیم ، مسلماً گناه میاد . غیبت میاد ، تهمت میاد ، داستان میاد ، افسانه میاد .
میزان حرف رو توی مجموعه کم کنید . راجع به چیزهای جدی حرف بزنید .
حرف راجع به افراد ، مجموعه ، نقد دارن ، نمي خواد نقد کني . شما زحمت نکش ، خيلي دلسوزي ، بنويس بده به 4 تا مسئولش . عمل کرد ، کرد ، نکرد تو وظيفه اي نداره . چرا دائم با هم نقد مي کنيد ؟!
از عواملش همينه .
يکي از عوامل زمين خوردن مجموعه هاي مديريتي ايجاد گروههاي غيررسمي است .
يعني من و شما رسميت نداريم ، خودمون مي شينيم براي خودمون گروه تشکيل مي ديم .
آقا تو چيکاره اي که داري اين کار رو مي کني ؟ مي گه : ما دلمون مي سوزه . دلت مي سوزه ، يادداشت کن .
به هواي دلسوزي نمي شه باب غيبت و تهمت رو باز کنيم .
من بارها گفتم که هر کسي از کادر انتقاد داشت ، ما در خدمتيم . بلافاصله وقت ميذارم . اين يعني ما راه رو باز گذاشتيم .
اما ايني که من و شما چند ساله داريم نقد مي کنيم ، مال اينه که زياد حرف مي زنيم .
اينجا رو نقد نکنيم ، يه جاي ديگه رو نقد مي کنيم . اين رو نقد نکنه ، خاله اش رو نقد مي کنه ، دخترخاله اش رو نقد مي کنه ، پسرخاله اش رو نقد مي کنه . تو چيکار داري ؟! کي تو رو نقاد آفريده ؟! سرت رو بنداز پايين ، زندگيت رو بکن ، کارت رو انجام بده .
آدمي که زياد حرف مي زنه ، زياد چرت مي گه .
حداقل برادرها اينو مي دونن که من آدم کم حرفي هستم . من که اينقدر روي منبر حرف ميزنم ، براي اينه که سکوتم خيلي زياده .
يکي از دلايلی که من تنهايي با ماشين اينور و اونور مي رم اينه که حال و حوصله حرف زدن ندارم .
مي شينه بغل دستم مي گه : چه خبر ؟! مي گم : سلامتي . مي گه : ديگه چه خبر ؟! اگه خبري بود همون اول مي گفتم . خبري نيست ، بذار يه کم فکر کنم .
آدم بيشتر دوست داره سکوت کنه .
من نه اينکه سخنرانم ، همه مي گن اين به ما مي گه حرف نزن ، خودش صبح تا شب داره حرف مي زنه . آقا ! مگه من چند ساعت در روز سخنراني مي کنم !؟ من واقعاً توي ميزان حرف زدن شاگرد دست ششم بعضي از خواهرها نمي شم .
آدم 17 ساعت بيداره ، نبايد که 16 ساعت و 50  دقيقه اش حرف بزنه .
و برخي از برادرها !
ولي مراقبت کنيد که بتونيد کنترل کنه .






کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات