برنامه آينده
کاروان زیارتی مشهدمقدس
29 تیرماه الی 5 مردادماه98

باحضور :
حجت الاسلام انجوی نژاد

مداحان :
حاج احمد واعظی
حاج مهدی اکبری
حاج امیر کرمانشاهی
کربلایی وحید شکری


رهپويان




پنجشنبه 13 تیر 1392 نسخه چاپی
متن سخنرانی | ارتقاء فرهنگي «1»

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد

اعتکاف اول - 05 / 04 / 1389
موضوع : ارتقاء فرهنگي «1»  

  

اگه بخوايم خيلي تخصصي به بحث ارتقاء فرهنگي نگاه کنيم ، بايد کلمه فرهنگ رو تعريف کنيم و بگيم فرهنگ تشکيل شده از اين و اين ...
[اگه بخوايم] خيلي ساده تر و عاميانه تر بحث رو تعريف کنيم اينه : برخي از آدمها براي اينکه آدم خوبي بشن و به اعتقاداتشون عمل کنن ، براي اينکه خيال آدم يه مقداري راحت باشه که اگه اينها از اين مسجد ، از اين فضا ، از اين برهه خارج شدن مي تونن خودشون رو حفظ کنن ، يه مشکلي دارن تحت عنوان مشکل فرهنگي .
اين مشکل فرهنگي ، همون فحشي است که مي گن طرف بي فرهنگه .
مي گن : بي فرهنگه ، ولش کن . فحشه ، ولي مشخص مي کنه که اشکال رفتاري بعضي ها مال يه جاي ديگه است .
مثلاً به طرف بگو شما بايد اينجا مبادي آداب باشي ، خيلي با ادب راه بري ، با ادب بشيني ، با ادب بلند بشي ، با ادب سر سفره بشيني ، با ادب قاشق و چنگال دست بگيري ، مي تونه تا يه مدتي قشنگ خودش رو کنترل کنه . ولي يه جايي بالاخره همه اين ادبها رو ميذاره کنار . مشکل اين آدمه اينه که بي فرهنگه .
چي مي شه يه آدمي رو اگه بکشي حرف بد نمي زنه و يه آدمي قول ميده حرف بد نزنه ، اما بعد از يه مدتي راحت قولش رو فراموش مي کنه .
اين مال فرهنگه . فرهنگ يه چيزيه که انسانها رو طي يه آدابي نگه ميداره و اگه آدمي فرهنگ نداشته باشه نمي تونه .
چي مي شه يه آدمي رو [اگه] بکشي ، حاضر نيست خسيس باشه و بايد براي يه آدمي اينقدر آيه و روايت بخوني که يه مقداري از خسيس بودنش کم کني ؟!
اسم اين فرهنگه . چيزي که مي خوايم بررسي کنيم اينه . ( نمي خوايم خيلي جدي [به اين موضوع] نگاه کنيم ، تا حدي که خودتون يه برداشتي داشته باشيد] .
توي ايران آمار اعتکاف و معتکفين و حضور جوانان در عرصه هاي مذهبي سال به سال بالا مي ره .
هرچي هم کار مي کنن که برعکس بشه ، برعکس نمي شه .
اين سال به سال بالا رفتن آمار يه حالتش ممکنه ماها رو فريب بده ، اينکه : پيامبراکرم فرمودند در آخرالزمان دين عمومي تر مي شه ، اما عمقش کم مي شه .
يه زمان مي گفتن اعتکاف ، از هر يک ميليون جوان ، به زور 100 تاش حاضر
مي شدن اعتکاف بيان .
براي اينکه اعتکاف يه عبادت سنگين بود . الان زياد سنگين نيست ، مشتري هم بيشتره .
يعني عمق دين که کم مي شه ، سطح دين زياد مي شه .
يه زمان اگه مي خواستي جلسات مذهبي کل شيراز رو شرکت کني ( 10 – 15 سال پيش ) يا خيلي از شهرهاي ما نمي دونستن فاطميه يعني چي . مي گفتي شب شهادت حضرت زهراست .
مي گفتن : چند وقت پيش شهادت حضرت زهرا (س) بود . مي گفتن : دو تا روايت داره . يکي 75 روزه ، يکي 95 روز .
طرف گفته بود : حاج آقا ببخشيد امام محمد بقولي کيه ؟!
گفتيم : بقولي نداريم . گفت : اينجا نوشته ، شهادت امام محمد باقرِ بقولي . به قولي رو خونده بود بقولي .
اينقدر مردم اطلاعاتشون نسبت به خيلي از مسائل پايين بود .
حالا فاطميه که مي شه حداقل 30 تا بوم براي مجلسهاي شهري ميره بالا . خصوصيت آخرالزمان اينه .
چي مي شه که ميزان پخش شدن دين بين مردم زياد مي شه ، عمق دين مياد پايين ؟ اين يعني بي فرهنگي .
از کجا مي تونيم اينها رو بفهميم ؟!
اينکه ما گول بخوريم ، بگيم پارسال که جام جهاني نبود ، امتحانها هم نبود ، توي کل کشور 30 هزار تا اعتکاف داشتيم . 200 – 350 هزار نفر در اعتکاف شرکت کرده بودن ، امسال شدن 600 هزار نفر .
وقتي بدون اينکه نگاه کني تأثيرات اين اعتکاف چيه مي شمري ، اين بي فرهنگيه .
بي فرهنگي يعني شما اينجا در يه جمع بسيار خوب نشستي ، فضا اينقدر سنگينِ ، اينقدر فشار گريه ، اشک و توسل بالاست که شما ناخودآگاه بالکل متحول مي شي .
حالا اگه فرهنگ نداشته باشي ، دقيقاً يه جاي ديگه هم بالکل متحول مي شي .
فرهنگ يعني تغيير کنشها . رفتارهايي که اساساً تغيير کنه .
چرا بعضي از ما اصلاً نمي تونيم فحش بديم و بعضي از ما نمي تونيم فحش نديم ؟ اين فرهنگه .
هر دو مي‌دونيم فحش دادن ، ناسزا [گفتن] و کلمات زشت بر زبان [آوردن] مذمومه . چي مي شه در يه بستر خيلي رسمي راحت خودمون رو کنترل مي کنيم ، تا غيررسمي مي شه يا رومون فشار مياد ، اون رو خودش رو نشون ميده . به اين
مي گن بي فرهنگي . اين مقدمه بحث .
برخي از آمارهايي که خدمتتون عرض مي کنم ، مال اواخر سال گذشته سازمان ملي جوانانه و موثق هست .  
يکي از چيزهايي که مردم اين روزها خيلي بهش تکيه مي کنن اينه که وضع دين و دينداري روز به روز بدتر مي شه .
در يه پرسشنامه اي که اين پرسشنامه فني بود ( يعني نيومده بودن توي يه محله اي پرسشنامه پخش کنن ) اجمالي نظر يه مقداري از کسبه مختلف ، يه مقداري از کارمندها ، يه مقداري از تحصيلات بالا ، متوسطه و پايين رو آورده بودن . تعداد خيلي زيادي از مردم ايران اينجوري ادعا کرده بودن که وضعيت ديني جوانان سال به سال بدتر مي شه .
اين يعني زنگ خطر براي دولت و حکومتي که اسم اسلامي داره و فکري براي فرهنگ جامعه نمي کنه . ( بررسي مي کنيم که فکرها چيه . )
ما با اين نيت وارد کار مي شيم .
چيزهايي که فرهنگ ما رو مي سازن : ( مباني فرهنگي )
1- عاطفه و احساسات
بعضي ها مي گن اين کار احساسيه . [سؤال :] کدوم کار احساسي نيست ؟
آقا شما چرا غذا مي خوري ؟ گشنه ام مي شه يعني چي ؟ بگو احساس گرسنگي
مي کنم .
چرا مي خوابي ؟ احساس خواب مي کنم .
کدوم کار ما توي مملکت احساسي نيست ؟ احساسات يکي از پايه هاي ساختنِ فرهنگه . تا به دين مي رسن مي گن احساسي بازيه .
اول تمام چيزهاي ما احساسه . منتها احساس بايد فرهنگ بسازه .
شما چرا وقتي يه ليوان داغ يا آتيش توي دستته ، دستت رو مي کشي ؟ احساس داغي مي کني .
چرا وقتي يه ليوان آب سرد مي خوري ، آرام مي شي ؟ احساس آرامش مال چيه ؟
اول تمام مسائل فرهنگي احساسه . اصلاً تا احساس نباشه ، فرهنگ تغيير نمي کنه ، ممکنه عقيده تغيير کنه ، اما فرهنگ تغيير نمي کنه .
تا تنور عاطفه و احساسات داغ نشه ، فرهنگ تغيير نمي کنه .
دشمنان ما از احساس و عاطفة جذب نشدة به امان خدا رها شدة جوان براي مطامع خودشون سوءاستفاده مي کنن ، بعد هم خود ما کتاب و مقاله مي نويسيم و سمينار مي گيريم و توي تلويزيون انيميشن پخش مي کنيم که نگاه کن اونها چه جوري جذب مي کنن ؟
لات ، مواد مخدري ، هروئيني و فاسده مياد به جوون مي گه نوکرتم ، چاکرتم ، دمت گرم ...
نمي دونم ما بالاخره بايد کدوم ور قضيه رو بگيريم ، بگيم احساسات درسته يا درست نيست ؟!
اگه درست نيست پس چرا مي گيم اونها دارن از احساسات استفاده مي کنن ، چرا شما استفاده نمي کنيد ؟
وقتي استفاده مي کنيم مي گن اين کارها احساسيه ، بدرد نمي خوره .
راه حل بده !
مگه مي شه جوون تا احساساتش داغ نشه ، مطلب بگيره ؟
مشکل کجاست ؟ مشکل اينجاست که جوان احساس کنه وقتي احساساتش داغ شد ، ديندار شده .
امروز روزه گرفته ، شب هم اينجا نشسته ، يه چشمي هم به من نگاه مي کنه که ما ديگه عمده المکاشفينيم . چرا ؟ چون امروز گناه نکردم .
اين يعني چي ؟ يعني فرهنگش ساخته نشده .
قدم اول حتماً احساسات ، دوستي و داغ شدن تنور عاطفه است .  
جووني که توي منطقه عملياتي ، براي بغلدستيش روي نارنجک مي خوابيد ، آيه شريفه قرآن توي ذهنش نبود که خداوند تبارک تعالي فرموده است : " وَ سَارِعُوا إلَي مَغفِرَهٍ مِّن رَّبِّکُم وَ جَنَّه " . توي ذهنش اين بود که اين داداش من ، دوست من و رفيق منه ، بايد خودم رو فداي اين بکنم .
اين قلمبه احساسات بود .
ولي همون جوان وقتي برگشت ، چون برخي فرهنگش رو نداشتن ، خودش رو فداي جامعه نکرد .
2- شناخت آگاهيها
يعني با احساسات تنها جواب نميده . شما اينجا نشستي ، خيلي قشنگ روي احساساتت کار مي شه ، تحريک احساسي مي شي و براي خداي محمد فرياد
مي زني .
و فردا يک راهبه يا کشيش دست تو رو با ملاطفت مي گيره و مي نشونه و با تن صداي بسيار بسيار محزون و اثر بخش کلمات زيبا از خداي عيسي براي تو مي گه و فرداشب مي شي مسيحي متدين .
پس فردا گير يه زردشتي ميفتي ، با آهنگ و کلام بسيار زيبا و کلمات زيباتر از خداي زردشت براي تو مي گه ، زردشتي مي شي .
روز چهارم ماني ، روز پنجم کنفسيوس ، روز ششم بودايي ، روز هفتم الاماشاءالله .
تازه بعد از 365 تا خدا عوض کردن مي شيني ، مي گي هر طرف بري خداست ، فرقي نمي کني .
فرهنگ پيدا نکردي .
آدمي که عادت کنه . مي گم : شما چرا اين مطلب رو مي خوني ؟ توي اين مطلب اين خدا و دنيايي که به تو معرفي مي شه ، شيعي نيست . مي گه : نگاه چقدر قشنگ نوشته . اين يعني احساسات .
وقتي تو فقط قشنگي ها جذبت مي کنه .
مي گم : چرا اينو گوش ميدي ؟ مي گه : قشنگ مي خونه .
مي گم : تو ديروز توي اعتکاف با قشنگ خوندن قرآن صفا مي کردي ، بنابراين تو فقط قسمت احساسي قرآن رو گرفتي ، به آگاهي نرسيدي . فردا انجيل رو قشنگ بخونن ، انجيل مي خوني .
پس فردا تورات [رو قشنگ بخونن] تورات مي خوني . هر چيز ديگه ... حافظ ، شاهنامه ...  
وقتي توي اعتکاف نتونستي به خودت باور کني و بباوروني که بنده نيومدم دنبال قشنگيها باشم ، بنده اومدم دنبال درستيها باشم .
احساساتم رو داغ کردم که به حقايق برسم .
دل زيباپرست با دل خداپرست دو تا مقوله است . بعضي از شما رو بکشن ، اعتکاف ديگه اي نمي ريد .
مي گن : آقا اينجا پر شده ، بسته شده . جاي ديگه نمي ره .
چرا ؟ چون اين دل ، دلِ زيباپرسته . به اين دل نمي شه اعتماد کرد که فردا دنبال زيبايي بالاتر نره .
دل بايد خداپرست باشه . اين بي فرهنگيه .
تو از يه طريق خاص فقط به خدا مي رسي .  اون طريق چيه ؟ طريقي که دلت
مي پسنده .
و چون از طريقيِ که دلت مي پسنده ، ضمانتي نيست که فردا دلت يه چيزي بپسنده که به خدا نمي رسونتت . برات مهم نيست !
اينقدر منيت ، پسند و زيباپسندي بر بنده و تو حاکمه که اصلاً خدا رو نمي بينيم . فکر مي کنيم دنبال خداييم .
بعد از سه روز نگي آقا چي شد !؟ فرهنگ رو تغيير بده .
مي گي : چرا اومدي اعتکاف ؟ مي گه : نمي دوني چه حالي ميده . فردا هم يه حال بالاتر مياد ، مي ره .
خيلي ها اينطورين .
دين رواجش زياد شده ، عمقش کم شده .
3- نگرشها
بعضي ها ذاتاً خوش بين هستن . اين فرهنگ درسته و مي شه اين فرهنگ رو ديني کرد .
بعضي ها ذاتاً بدبين هستن . اين فرهنگ رو نمي شه ديني کرد . بايد توي اعتکاف عوضش کني .
بعضي ها ذاتاً خوش باورن . اين فرهنگ خوبيه . بعضي ها ذاتاً بدباورن .
بعضي ها تئوريشون ، تئوري y هست . يعني همه بدند ، مگر اينکه ثابت کنند خوبند .
و بعضي ها تئوريشون ، تئوري x هست . يعني همه خوبند ، مگر اينکه ثابت بشه بدند .
بعضي با اين نگرش ميان که برسن به اينکه همه بدن .
بعضي ميان براي اينکه به خودشون بباورانن که همه خوبن .
چقدر تفاوت فرهنگه .
اگه اين نگرشهات توي اعتکاف تغيير نکنه ، بعدش سخته .
برخي نوع نگاهشون فرق مي کنه . برخي مي خوان مؤمن بشن که بيشتر داشته باشن . يعني به فضائل خودشون بيشتر اضافه کنن .
برخي مي خوان خدا رو بپرستن که در حقيقت خود رو بپرستن .
بنابراين اگه فردا امام جماعت شد يه خودپرسته ، نه خداپرست .
و بعضي خدا رو مي پرستن ، براي اينکه دنبال رضاي خدا هستن .
بعضي ها سؤال مي کنن نماز مي خونيم ، لذت نمي بريم ، بايد چيکار کنيم ؟
جوابش خيلي ساده است . من سؤال مي کنم . ـ مي خواي نماز بخوني لذت چشايي ببري ؟ يعني بگي نمازهاش خوشمزه است ؟! نه .
مي خواي نماز بخوني که لذت بينايي ببري ؟ يعني نماز اندازه يه منظره يا فرد بسيار زيبا به چشم تو لذت بده ؟ نه .
مي خواي نماز بخوني که لذت لامسه ببري ؟ مثل اينکه يه جسم لطيف رو لمس کني لذت ببري ؟ نه .
مي خواي نماز بخوني که لذت شنوايي ببري ؟ کل عبادتها رو مي گم . يعني
مي خواي اندازه يه رايحه اي که گوش تو رو بنوازه لذت ببري ؟ نه .
نعوذبالله نماز مي خوني به لذت جنسي برسي ؟ نه .
ببخشيد اول تو تعريف کن که لذت چيه ؟! از معنويات چه لذتي مي خواي ؟
مي گه : چرا يه عده از معنويات لذت نمي برن ؟
چه لذتي مي خواي ؟ لذتي که مي خواي از معنويات ببري دقيقاً چيه ؟ تو اول مشخص کن دنبال چي مي گردي !؟
اگه فکر کردي نماز مي تونه جايگزين ازدواج يا لذت جنسي يا لذت شنوايي ، بويايي ، چشايي يا لامسه باشه که نماز نمي تونه همچين کاري بکنه .
الان داري اعتکاف مياي لذت رو براي ما تعريف کن . مي گه : رفتم اعتکاف خيلي لذت بردم . لذت مادي يا معنوي بردي !؟
بعضي وقتها ما داريم لذتهاي ماديمون رو پاي خدا ميذاريم .
خوش مي گذره ، با دوستها و رفيقهاييم ديگه .
خوش مي گذره ، راحت مي گيم ، مي خنديم ، کارهامون رو مي کنيم ، جلسه است ، منبره ، چهار تا جک هم منبري مي گه ، مداحِ قشنگ مي خونه ، سينه مي زنيم ، خيلي رديفِ . توي صف هم مسخره بازي داريم ، به همديگه مي خنديم ، اشکالي نداره ها ! اما مي خوام بگم اگه براي اين لذتها اعتکاف اومدي ، فردا از اين بالاترش توي جامعه هست و نمي توني اعتکافت رو حفظ کني ، چون تو دنبال لذتي . اول لذت رو تعريف کن .
دقيقاً از خدا چي مي خواي ؟ اين قشنگ براي ما تعريف بشه .
لذت معنوي يعني چي ؟ يعني انسان روحش راضي باشه .
روح راضي يعني انسان به جايي برسه که برايش فقط و فقط رضاي خدا مهم باشه و رضاي خدا بهش لذت بده . از اينکه خدا راضيه ، کيف کنه .
بگه ما رفتيم اعتکاف ، گرم بود ، سرد بود ، گشنگي ، تشنگي ، شب بيدار مونديم ، جلسه رفتيم ، نرفتيم ، روزه بوديم ، نبوديم ، و خدا ديد و از ما راضي شد و اينکه خدا از من راضي شده براي من کيف داره . لذت معنوي يعني همين .
اگه به اين سمت رفتي و فرهنگت رو تغيير دادي ، از فردا هم توي خيابون و اينور و اونور خيلي ساده تر مي توني به لذت معنوي برسي ، چون اعتکاف عبادت سنگينيه .
اينجوري خيلي ساده تره ! آدم زبونش رو مي بنده لذت ببره . چشمش رو مي بنده ، لذت مي بره . گوشش رو مي گيره لذت ببره . روش رو اينور مي کنه لذت ببره .
اصلاً بيرون بساط ريخته . اونهايي که غصه مي خورن بعد از اعتکاف چيکار کنيم ، بيان لذتگراييشون رو عوض کنن که بعد آرزوش بشه زودتر بره بيرون . چون بساط لذت بيرون بيشتره .
اين فرهنگه . فرهنگي که دنبال لذت خواهيه . فرهنگي که دنبال اين مي گرده به خودم و جسمم چي برسه .
مشخصه اين فرهنگ نمي تونه ديندار بار بياره .
نگرشها ، تصحيح اينها بحثي است که خواهيم داشت .
اولين چيزي که بررسي مي کنيم بحث فرهنگ در اعتقاداته .
طبق آماري که ما داريم 30 درصد مردم به اعتقاداتشون شک مي کنن و از اين 30 درصد عده زيادي دنبال تصحيح اعتقادات و شک نکردن به اونها و برطرف کردن شک نمي رن و با اولين شک راهشون رو کج مي کنن .
مثال ) يه دانش آموز زرنگ و يه دانش آموز تنبل داريم . دوتاييشون خبر دارن که 24 خردادماه امتحان دارن .
يدفعه يه هفته قبل از 24 ام ، يه کسي به اين دو تا تماس مي گيره . به زرنگه مي گه : فکر مي کنم 24 ام امتحان نباشه .
به تنبلِ هم همين رو مي گه ، مي گه فکر کنم امتحان 24 ام لغو شده . ظاهراً استادِ لغو کرده .
زرنگِ بلافاصله با يکي از دانش آموزان يا دانشجويان تماس مي گيره ، مي گه امتحان 24 ام لغوه ؟ مي گه : نمي دونم . حالا سؤال مي کنم .
زنگ مي زنه آموزش يا مدرسه ، بالاخره به يقين مي رسه که امتحان 24 ام لغوه يا لغو نيست ؟! والسلام .
تنبلِ مي گه : اَه ، امتحان 24 ام لغوه ....
بهش مي گي : يارو گفت فکر کنم . مي گه : انشاءالله لغوه ديگه ، کتاب رو مي بنده .
برخي از مردم دوست ندارن با خدا باشن ، دنبال شک مي‌گردن که بي خيالش بشن .
تموم شد رفت !
يعني چي ؟ يعني 40 هزار تا آيه و روايت براش مياري که فلان کار مشکل داره ، ايشون مي خواد اينو انجام بده ، يه نقل قول از يه کتاب دستِ ششمي ، از يه نويسنده و منبع غير موثق ، توي يه جاي گمشده ، پشت يه قبرستون پيدا مي کنه که بهش جواز بده اين کارِ رو بکنه .  
مي گي : امتحان لغو نيست ، کتاب رو نبند . ايشون دنبال بهونه مي گرده .
بعضي دنبال بهونه مي گردن خوب باشن ، بعضي دنبال بهونه مي گردن خوب نباشن . اين دو تا فرهنگه . نمي شه با اين راه اومد .
مردم در مسير عبادت ، فرهنگشون ، فرهنگ تکليف مداري نيست . يعني دنبال اين نمي گردن که وظيفه شون رو انجام بدن .
* 20 درصد از مردم مسلمان شيعه ما پايبندي به مسائل ديني رو جزء دين نمي‌دونن .
يعني مي گن تو مي توني ديندار باشي ، نيازي نيست به دستورات خدا پايبند باشي .
تو دينداري ، دينداري به اين نيست .
* 45 درصد از مردم ما اعتقاد دارن قلب بايد پاک باشه و پايبندي به اخلاقيات
مي تونه انسان رو از دين بي نياز کنه .
45 درصد مردم ما مي گن آدم باش . نمي خواد دين داشته باشي ، اينقدر ديندار داريم که آدم نيستن . راست هم مي گه .
ولي قبول نمي کنن اونهايي که آدمند ، دين دارن . نمي شه بدون دين آدم باشي .
مي‌گه : چرا ، فلاني رو نگاه کن . اخلاقش خوب ، رفتارش خوب ، نگاه کردنش خوب، محبتش خوب ، پول خرج کردنش خوب ، هيچ رفتار ديني هم نداره .
نه نماز مي خونه ، نه روزه مي گيره ، نه مسجد مي ره ، نه قيافه اش حزب اللهيه ، نه حجاب داره ، ولي چه آدم خوبيه .
باور کنيد توي همين جمع معتکفين ، درصد بالايي از شما با اين جملاتي که گفتم توي ذهنتون گفتيد راست مي گه .
يعني درصد زيادي از شما گفتيد کسي که هم اخلاقش خوبه ، هم رفتارش خوبه ، هم بخيل نيست ، هم اهل صدقه است ، هم کمک مي کنه ، حالا اگه حجاب نداره ، نماز نمي خونه ، روزه نمي گيره ، مهم نيست ، آدم خوبيه .
و واقعاً بعضي از اينها باعث فريب ما مي شن .
45 درصد مردم ما اعتقاد دارن اين آدم خوبه ، [ديگه] دين نمي خواد .
يعني ماها چون ذاتاً آدمهاي بد و پست و کثيفي هستيم ، مجبور شديم خودمون رو با دين کنترل کنيم ، اگه بتونيم بدون دين خودمون رو کنترل کنيم ، آدم خوبي هستيم ديگه . اخلاقش رو نگاه کن ! لباسش منظم ، همه چي رديف .
يه کسي تعريف مي کرد ، چقدر منظم ، چقدر تميز ، [آدم] نگاه مي کنه خيابونهاشون داره برق مي زنه ، صورتهاشون برق مي زنه ، لباسهاشون برق مي زنه ، روزي يه بار دوش مي گيرن ، چقدر مرتب و مؤدب ، به همديگه دست ميدن .
يه ذره خاک روي کفش آدمي که توي کل شهر بگرده ، پيدا نمي شه . بهترين اخلاقيات رو دارن . چقدر قشنگ ، متبسم ، خندان ، مهربون ، اينها برن جهنم ؟!
ماهايي که صبح تا شب توي گودعربون و کل مشير توي سر و کله همديگه مي زنيم و پدر همديگه رو در مياريم و با شارلاتاني و فحش و فحش کاري توي خيابون راه باز مي کنيم و يه دستمون روي بوقِ ، کله مون از پنجره بيرونه و مشغول صحبت راجع به خانواده اطرافيانه ، وقتي هم بر مي گرديم با زن و بچه و دوست و رفيق غيبت همديگه رو مي کنيم و دستمون توي جيب همديگه است ، تمام اداراتمون بر مبناي رشوه ميره بالا ، ما بريم بهشت ، اونها برن جهنم ؟!
درصد بالايي از معتکفين اين جملات رو قبول دارن . و اگه همين الان منبر رو ختم کنم ، همه به اين نتيجه مي رسن .
اين يه مشکله .
* 30 درصد مردم ما اعتقاد دارن عقب ماندگي مسلمين در مسائل جهاني و علمي به خاطر دينداري مسلمينه .
اگه نبود دهه فاطميه ، دهه محرم ، دهه صفر ، 30 شب ماه رمضون ، سه شب اعتکاف ، جمعه ، پنجشنبه، درصد بالايي از عقب ماندگي مسلمين مالِ اينه که مردم يا توي مسجد علافند ، يا توي اعتکاف علافند ، يا توي ماه رمضون هستن ، يا دهه محرم تعطيل کردن و اونها [اين برنامه ها] رو ندارن ، در مسائل علمي پيشرفت کردن .
درصد بالايي از مردم ما اين اعتقاد رو دارن . مي گن دين مسلمين رو علاف کرده .
* 25 درصد مردم جمهوري اسلامي اعتقاد دارن اگه علم باشه ما نيازي به دين نداريم .
امروز ما نمي دونيم چرا سرمون درد مي کنه و به خدا پناه مي بريم . مثل بيماريهاي لاعلاج . امروز چون ما دواي سرطان رو نداريم به علي بن موسي الرضا متوسل مي شيم وگرنه اگه دواش رو داشته باشيم ، خود اهل بيت گفتن اول برو پهلوي طبيب ، بعد بيا سراغ ما .
عده زيادي از مردم اعتقاد رو دارن . روز به روز که دين جلوتر مي ره ، علم راهها رو باز مي کنه و ما نيازي به دين نداريم .
اينها فرهنگه و ما با سه روز اعتکاف نمي تونيم با اين فرهنگ مبارزه کنيم ، بايد آگاهيت رو ببري بالا .
* 40 درصد مردم اعتقاد دارن عدم توجه به تکاليف ديني آدم رو بي دين نمي کنه .
مي گه : عزيزم اين حرفهايي که مي زنن مال خدا نشناسي آخوندهاست .
اين آخوندها اگه اندازة يه بازاري خدا رو مي شناختن ، اينقدر مردم رو از خدا و تکليف نمي ترسوندن .
نگاه کن کشيشها چقدر جذابيت دارن . مبلغين مسيحي رو نگاه کن ، مبلغين
فرقه هاي نوظهور رو نگاه کن ، چرا اينقدر جذابيت دارن ؟!
براي اينکه تو از نمره 1 دين تا نمره 20 دين در جلسة اين بابا که شرکت کني ، راضي مياي بيرون . و به تويي که 2 گرفتي ، يعني قبول نشدي ، يه جوري القاء
مي کنه که آدم خوبي هستي و اگه بخواي به کثافت کاريها و جنايتهات ادامه بدي ، وجدانت سبک شده .
يعني در حقيقت اين جلسات ديني که اينقدر بازه و تکليف رو از تو مي گيره ، داره ادامه جنايتکاري و سياه کاري تو که يه چيزي به عنوان وجدان در مقابلت سد ايجاد کرده رو برميداره . [ميگه] راحت باش عزيزم .
بابا ! داري تا دم مسجد شهداء مي ري ، ببند صورتت رو ، اعتکافت باطل شد ...
مي گه : اي آقا ! به خدا اينقدر مردم هستن که دو زار حجاب ندارن ، سالي يه بار هم خدا نمي گن ، اين دختر ما حداقل سه روز رفته براي خدا گريه مي کنه . راحت باش عزيزم !
اين يعني چي ؟ يعني دين تکليف نداره .
يه وقت هست به تو مي گيم برادر تو با اين سنت ، خواهر تو با اين سنت ، با هر شرايطي اومدي اعتکاف ، خيلي بالاتر از کساني هستي که نيومدن . چرا ؟ چون اومدي ، ولي من تحمل نمي کنم که وسط اعتکاف فحش بدي .
من نمي تونم تحمل کنم ، يعني بگم به خاطر اينکه اين بابا اومده اعتکاف ، اجازه داره [فحش بده] .
بگم يه عده توي چهار تا خيابون پايين تر فحش ميدن ، اين فحشش رو انتخاب کرده که توي اعتکاف بده ، بازم جاي خوبيه . غلط مي کنه !!
وقتي آدم به سمت دين مياد بايد يه پايبندي هايي داشته باشه .
بين فحش دادن با رفتارت به خدا ، توي خارج از اعتکاف و داخل اعتکاف فرق بذاري مال بي فرهنگيته .
بي حجابيت در خيابان و اعتکاف ، مال بي فرهنگيت مي شه . يعني اعتکاف وجدان رو از جلوت برداشته . اين اعتکاف به حال تو مضره . براي اينکه باعث مي شه تو يه سال ديگه براي ادامه دادن مسير گناه احساس ايمني کني .
مي گه : انشاءالله سال ديگه مي ريم باز پاکش مي کنيم . مگه اينجا کليساست !؟ تو بايد اينجا تغيير فرهنگ بدي . نيومدي اينجا که اعتراف کني و بار گناهت رو برداري.
نيومدي اعتراف کني و امشب مناجات کني و اشک بريزي که بار گناهت سبک بشه  که براي ادامه دادن گناه روحيه داشته باشي و وجدان که سر سنگيني مي کرد رو ساکت کني و بگي ديدي رفتم مسجد شهدا ، هيچکس از دور و بريهاي من نيومد . من رفتم اعتکاف شرکت کردم ، سه روز هم گريه کردم . و يک سال ديگه روحيه دارم .
بعد مي بيني برادر و خواهري که مياد ، وقتي بر مي گرده مسيرش رو ادامه ميده .
چرا اومدي ؟ چرا اجازه ميدي شيطان از مسير اعتکاف به تو براي گناه کردن و ادامه دادن روحيه بده ؟
* 55 درصد کساني که به آگاهي مي رسن ، به آگاهيهاي خودشون عمل نمي کنن .
يعني برادر و خواهر اينجا نشسته با خودش مي گه راست مي گه ، من توي پروژه شيطان گير کرده بودم ، شيطان تکليف رو از من گرفته بود و اين اشکها و مناجاتها و مشهدها و اعتکافها و من عاشق امام رضام و چهارشنبه ها جمکران مي رم ، فقط و فقط براي اين بود که بار فشار وجدان از روم برداشته بشه ، راحت تر بتونم مسير گناه رو ادامه بدم .
من ماهي يه بار ، سالي يه بار مشهد و جمکران مي رم براي اينکه وجدانم رو ساکت کنم . هيچ فرقي با بقيه گنهکارها ندارم . من گنهکاري هستم که از بقيه گنهکارها راحتتر گناه مي کنم . چون هر چند وقت يه بار وجدانم رو ساکت مي کنم .
الان نشسته ، فکر مي کنه ، اينها رو فهميد .
55 درصد کسانيکه به شناخت و معرفت و آگاهي مي رسن ، به آگاهيهاي خودشون عمل نمي کنن .
مي خوايم ببينيم آخرش چيزي ته کاسه اين اعتکافها و کارهاي فرهنگي ما بدون تغيير فرهنگ مي مونه يا نه ؟! بايد فرهنگ رو تغيير بديم .
اينکه من بشينم اينجا و بگم گريه کنيد ، خدا مهربان و ارحم الراحمينِ ، خوبه و همه رو مي بخشه و ادامه ندم که شرطش اينه که تو تغيير کني و تغيير فرهنگي رو در خودت ايجاد کني ، اين خيانت به تو مي شه يا نمي شه ؟!
شرطش اينه در خودت تغيير ايجاد کني .
شرطش اينه نگرشت فرق کنه . شرطش اينه که اصل رو رسيدن به لذت نذاري .
داريم بررسي مي کنيم .
و از اين 45 تايي که از اون 30 تا ، چيزي که ته کاسه بود ، احساساتشون رو کنترل کردن و استفاده کردن ، به شناخت و آگاهي رسيدن ، به ارتقاء فرهنگي هم رسيدن ، يعني تغيير کردن ، از اين جمع فقط و فقط 15 درصدشون مي رن بيرون و فرهنگشون رو ترويج مي کنن . يعني ته کاسه از هزار تا دو تا هم نموند .
اونور داستان رو نگاه کن چه خبره . دو هزار تا شبکه و تشکيلات و فلان دارن فرهنگشون رو ترويج مي کنن .
از اينور ماجرا تغييرات فرهنگي که امثال اعتکافهاي ما ، مجالس ما ، کلاسهاي ما ، حوزه هاي علميه ما ، دانشگاههاي ما انجام ميدن ، تهش که هيچي نمي مونه ، همون هيچي 15 درصدشون احساس تکليف مي کنن که اين فرهنگ رو ترويج بدن .
چه اتفاقاتي ميفته ؟!
پيش بيني هاي آخرالزمان پيامبر :
مي فرمايند : در آخرالزمان جاي حسن و قبح عوض مي شود . منکر امر مي شود و معروف نهي مي شود .
چون تغيير فرهنگ ندادي ، فردا دختر و پسر مي خوان رعايت کنن ، مي گه من
مي خوام حجابم رو رعايت کنم . از حجاب دار بودن نهي مي شه .
منکر ارزش مي شه ، معروف بي ارزشي .
يعني اگه فردا دزدي نکني ، زنت به رخت مي کشه . باجناقت رو نگاه کن ، 5 ساله ازدواج کرده . خونه داره ، ماشين داره ، درآمد داره ، سونا و جکوزي هم زده و .... و اين زن اينقدر بي فرهنگِ که فکر نمي کنه شوهر اين و باجناقش که با هم 5 سالِ شروع کردن ، اون از کجا به اينها رسيده ؟! چون دزدي بهش امر مي شه .
در جامعه امروز منکر مشهور مي شه ، امر مي شه .
مي گه : خاک توي سرت ، ياد بگير . امر به دزدي !
از يکي از دوستان سؤال کردم ببخشيد از کجا آوردي ؟
باور کنيد برخي از دزدها توي همين " از کجا آوردي " يه کلمه نمي‌تونن جواب بدن .
مثلاً به من بگن آقاي انجوي لباست رو از کجا آوردي ؟ بگم : لباسم يه جايي ....
نمي تونم بگم ، مِن و مِن مي کنم .
ولي بنده که امروز از در ميرم بيرون ، بررسي کنيد که يک ميليون کل سرمايه امه ، شش ماه بعد بشه دو ميليارد تومن ، نمي تونم مِن مِن کنم . اين داره امر مي شه .
مي گه : خاک توي سرت ، ببين 5 ساله به کجا رسيد !!
ـ از چه راهي به کجا رسيد ؟ نمي توني مِن و مِن کني و منطقي باشه .
بايد يه راهي بهشون نشون بدن .
بلافاصله بگه پدربزرگم در بورکي نافاسو بود يا آفريقاي جنوبي . بس که شيپور زدن سکته کرد مرد ، اموالش رسيد به ما .
يه جمله بگه ، غير از اين ممکنه ؟!
منکر داره امر مي شه .
* برعکس شدن کارهاي فرهنگي و راهکارهاي فرهنگي
يعني مي خوايم با فرهنگ برخورد کنيم ، با رفتار برخورد مي کنيم .
آقا بغل خيابون ماشينها رو کنار همديگه توي شش طبقه قطار بکنن ، روش هم تابلو مي زنن مزاحمين نواميس مردم .
اين يعني چي ؟ يعني فاميل و دوستش که رد مي شن ، ماشينش رو مي شناسن .
ـ اِه ، ماشين کيه ؟ ماشين کامبيزه .
دو سال بعد که کامبيز مي خواد بره خواستگاري ، آزيتا جون مي گه دو سال پيش ماشينش رو براي نواميس مردم گرفته بودن . يعني ايشون حق خواستگاري رفتن توي فاميل و اطرافيان رو نداره .
عکسش هم مي گيرن و همه جا مي زنن .
يعني ما با يه منکر برخورد مي کنيم ، در عوض يه منکراتي ذاتي مي سازيم .
نوع برخورد با منکر ، خودش منکر مي شه .
آبروي مردم رو مي بره ، هزار تا مشکل ايجاد مي کنه ، يه کسي مي سازه که راه برگشت نداره که ايشون توي خيابون براي يه خانمي بوق زده يا اصلاً مزاحم شده .
گوشش رو بگير ، ببرش توي پس کوچه ، گواهينامه اش رو بگير ، ماشينش رو سه هفته بخوابون . تابلو مي زنه ، بغل خيابون نگه ميداره " مزاحمين نواميس مردم "
بعد اون بدبخت بيچاره که با يه پيکان 42 مزاحم شده . کنار سوناتا و ... اين هم هست . " مزاحمين نواميس مردم "
نوع برخورد با منکر فرهنگي ، خودش منکره .
من توي مصاديق وارد نمي شم ، مي خوام بگم در آخرالزمان منکرات با منکرات بالاتر جبران مي شه .
قديما بين علما يه بحثي بوده ، مي گفتن دفع افسد به فاسد .
مثلاً اگه اين آقا مي خواد قتل کنه ، بياد بگه دو حالت داره : يا ميذاري اين آدم رو بکشم . يا دو تا پياله مشروب بخورم که از يادم بره .
توي علما بحث بود که اجازه داريم اين کار رو بکنيم . براي اينکه آدم نکشه ، دو تا پياله مشروب بهش بديم ، بگيم بخور ، برو گمشو ، نمي خواد آدم بکشي .
دفع افسد به فاسد . قديم روي اين بحث بود . علما هم به نتيجه نرسيدن که مجازه اين کار رو بکنيم يا نه !
امروزه دفع فاسد مي کنيم به افسد .
مثلاً فرض مي کنيم جوون توي فاميل يه گناهي کرده . مثلاً مادرش ديده داره يه گوشه اي يواشکي با تلفن صحبت مي کنه .
بررسي کرده ، ديده با اون کسي که پشت تلفن صحبت مي کرده يه رابطه تلفني دارن ، نامشروعه .
زنگ مي زنه ، داد مي زنه ، توي فاميل پخش مي کنه ، غيبت ، تهمت ، تحقير ، هزار تا بدبختي سرش در مياره ، 200 تا گناه کبيره مرتکب مي شه که جلوي اين گناه رو بگيره .
يه فيلم سينمايي رو چند وقت پيش تلويزيون نشون داد و من از اين برداشت هوشمندانه  لذت بردم .
4 تا دزد بودن ، 2 ميليون دلار پول مي خواستن ، 3 نفر رو گروگان گرفته بودن .
وقت گذاشته بودن که يه ربع ديگه 2 ميليون دلار رو به ما برسونيد . به سرعت پليس شهر داشت مي رفت ، توي مسير 200 تا تصادف کردن . ماشينها از اينور به اونور مي خوردن به همديگه . من ديدم اينها 60 ميليون دلار خسارت زدن ، 200 نفر هم کشتن که برسن اون سه تا گروگان رو نجات بدن .
بعضي وقتها ما داريم اينجوري کار مي کنيم . دفع فاسد مي کنيم به افسد .
200 تا کار غيرفرهنگي مي کنيم که مي خوايم يه معظل فرهنگي رو حل کنيم .
ببخشيد اگه نخوايم شما معظل فرهنگي جامعه رو حل کنيد ، بايد کيو ببينيم ؟ معلمي که خودش تمام ضد فرهنگه ، اگه ما نخوايم ايشون از فرهنگ و دين دفاع کنه ، نخوايم ايشون احساس غيرت نسبت به خون شهداء بکنه ، بايد کيو ببينيم ؟! که سر چهار تا نوجوان و جوان داد نزنه و فحش نده که خجالت بکش اکبيري کثافت لجن ، به خون شهداء خيانت نکن بايد کيو ببينيم !؟ که ايشون 200 تا گناه کبيره براي برخورد با يه گناه صغيره مرتکب نشه !!
معظلات فرهنگي !
دفع فاسد به افسد .
مقدمه اي که عرض کرديم اين بود که بايد توي اعتکاف سعي کنيم معظلات فرهنگي رو برطرف کنيم .


کانال تلگرام رهپویان
 یاسر: باسلام
سایت واقعا عالیه،فقط ایکاش سخنرانیهارا به صورت pdfبرای دانلود هم قرار میدادیت
باتشکر
سه‌شنبه 19 آبان 1394

  پاسخ :  با سلام. تشکر. سعی می کنیم از سخنرانی های جدید، pdf هم گذاشته بشه.
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات