برنامه آينده
اطلاعیه

به علت پیشگیری از آسیب های بهداشتی احتمالی جلسات هفتگی، تا اطلاع ثانوی برگزار نمی گردد!
رهپويان



جمعه 21 تیر 1392 نسخه چاپی
خلاصه سخنرانی | نگاهی به قرآن «14» [سوره بقره «قسمت دوازدهم»]
خداوند می فرماید من توجه تو را نمی‌خواهم، اتصال تو را می‌خواهم. باید سعی کنیم سیم اتصال و بندگی خدا هیچ‌گاه قطع نشود.

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
21 / 04 / 1392
موضوع : نگاهی به قرآن «14» [سوره بقره «قسمت دوازدهم»]


آیه 186 سوره بقره :
وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي‏ وَ لْيُؤْمِنُوا بي‏ لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ.

وقتی بندگان من از من پرسیدند [که این خدا کیست - چیست - کجاست] من نزدیکم و هرکس مرا بخواند او را استجابت می کنم، به من ایمان ایمان آورید تا بلکه هدایت شوید.

شأن نزول آیه این بود که شخصی نزد پیامبر (ص) آمد و پرسید وقتی می خواهیم خدا را صدا بزنیم داد بزنیم یا آرام صحبت کنیم؟ خدا از ما دور است یا نزدیک؟
در این وقت آیه نازل شد.

اما در جای دیگر داریم که هم از حضرت موسی (ع)، هم از پیامبر (ص) و هم از امام صادق (ع) پرسیدند وقتی می خواهیم خدا را صدا بزنیم فریاد بزنیم یا آرام و با نجوا صحبت کنیم؟
امام صادق (ع) فرمودند نه فریاد زدن و نه آرام صحبت کردن، هیچ کدام دلیل صحبت کردن با خدا نیست؛ هر زمان خدا را احساس کردی، هرطور دوست داشتی با او صحبت کن.
یک زمان دوست داری آرام آرام صحبت کنی، یک زمان دوست داری معاشقه کنی، یک زمان دوست داری عتاب کنی.
استدلال هم مناجات پانزده گانه [خمس عشر] آقا امام سجاد (ع) است که امام در هرکدام یک مدل با خدا صحبت می کند. یک بار شکایت می کند، یک بار ناز می کند، یک بار گریه می کند، یک بار می ترسد، یک بار امید دارد.

ولی در بعضی روایت هایی که برای جلسات وارد شده، مثل شرح زیارت امین الله، دعای کمیل، دعای ندبه و .. می فرماید در جاهایی که جمعی هستید، یکی از راه هایی که بهتر می توانید با خدا ارتباط برقرار کنید، این است که صداهایتان را در هم بپیچانید، دست ها را بالا بیاورید؛ و همان بحثی که درمورد دعا داریم تحت عنوان ابتهال و توجه و توسل و تبتُل، و یکی از گزینه ها این است که صدایتان را آزاد کنید. در زیارت امین الله هم اشاره فرموده اصوات الدّاعین الیک صاعدة؛ صدا بالا رونده باشد.
ولی این ها اصل نیست، اصل این است که بتوانیم با خدا ارتباط قلبی برقرار کنیم.

بحث دوم، عنایت ویژه ای است که خداوند تبارک و تعالی در این آیه نسبت به بندگان دارد و 7 بار می فرماید «خودم». عبادي، بندگان خودم - عنّي، از خودم - فانّي، پس خودم - اُجیبُ، خودم - فلیستیجبوا لي، به من - ولیؤمنوا بي.
مثلا با پدری صحبت می کنید و می گویید فرزندت مشکلاتی دارد. می گوید بیاید پیش خودم. این غیر از اینکه راهکار را به شما نشان می دهد، می فهمید که این پدر نسبت به فرزندش عاطفه هم دارد؛ دوستش دارد.
این 7 بار مفهوم عاطفه را می رساند.

نکته سوم در این آیه، دلالتی که آیه دارد بر اینکه [امام صادق (ع) در روایت می فرمایند] ولیؤمنوا بي - ایمان بیاورید - یعنی به اندازه ای که اعتقاد و ایمان دارید که خداوند تبارک و تعالی می تواند، می تواند. دست شماست. و اعتقاد داشته باشید آنچه را که بخواهید، خدا به شما می دهد.

+ إذا سئلک عبادی عنی
سئلک - انسان چیزهایی را درخواست می کند که خودش ندارد. سائل یعنی کسی که چیزی را ندارد از خدا درخواست می کند.
سائلی که می گوید من نان ندارم، اما بدن سالم و توان دارد، طبیعت درخواست نابجایی دارد. یک جاهایی وقتی درخواست هایی از خدا می کنیم، چون به عهده ی خود ماست، خداوند تبارک و تعالی استجابت نمی کند. ولی بقیه ی اثرات دعا را دارد.

عبادی - چه کسی باید درخواست کند؟ کسانی که با من همراه‌اند. برخی از ما عباد موقت‌ایم، کسانی که فقط در زمان های خاصی به سراغ خداوند می روند.
جلسه قبل گفتیم آیا اینکه ما خوش باشیم و خدا را فراموش کنیم اشکالی دارد؟ خدا می فرماید خیر، همین که تو خوش باشی، یعنی به یاد منی؛ چون مهمان منی. اما اگر خوش باشیم و با خدا مخالفت بکنیم اشکال دارد؟ بله. اینجا حلقه ی عبودیت تو قطع می شود.

برخی فقط در ماه رمضان مسلمان اند. در ماه های دیگر نماز هم نمی خوانند! این ماه رمضان جزء عبودیتش محسوب نمی شود. سیم اتصال و بندگی خدا نباید قطع باشد. مثلا می گویند در محرم مشروب نمی خوریم!! این چه سودی دارد !؟
رفت و آمد باعث می شود خداند با بنده وارد گفتمان نشود.
ممکن است در ماه رمضان حال داشته باشد و نماز خوب و با توجهی بخواند، در حالی که در سایر ماه ها اصلا در عباداتش حال نداشته باشد. خداوند می فرماید مهم نیست، من توجه تو را نمی خواهم، اتصال تو را می خواهم.
باید سعی کنیم این سیم اتصال هیچ گاه قطع نشود.

اگر کسی قطع کرد، باید توبه کند و دیگر هم قطع نکند. ولی اگر دوسال مسلمانیم و یک سال نیستیم، شش ماه هستیم و دوماه نیستیم، ارتباط با خداوند تبارک و تعالی قطع می شود. و اگر جایی چیزی خواست و خدا به او داد، به این معنی نیست که خدا دوستش دارد. مرحوم آیت الله العظمی اراکی در شرح دعای ابوحمزه فرموده بودند به این معناست که بگیر و برو گم شو!

عبادی، یعنی کسانی که بطور مداوم بندگی خدا را می کنند و در ارتباطند.
بعضی وقت ها من بنده ی خوبی هستم، گاهی اوقات بنده ی بهتری هستم، گاهی اوقات بنده ی بدی هستم و گاهی اوقات بنده ی بدتری! ولی بنده ام. این خیلی مهم است.
مثلا دختر یا پسر خیلی خوبی هست، خانه ی پدر را رها می کند و می رود. این شخص ولایت پدر را زیر سوال برده. ولی ممکن است فرزند خیلی بدی باشد، ولی شب به خانه بر می گردد. این برگشتن یعنی حلقه ی رقیّت. یعنی من جزء این خانه ام.
برخی از مردم خودشان را از خانه ی خدا اخراج می کنند.

+ فانّی قریب اُجیب الدعوة الدّاع
قریب دو معنا دارد :
- ف، فاء نتیجه است : پس من نزدیکم. یعنی خود دعا باعث می شود من نزدیک شوم.
خدا به بعضی بنده ها نزدیک نیست، ارتباطی ندارد، مسلط است. نزدیک بودن در این آیه، نزدیکی قلبی است. می فرماید وقتی بنده ای دعا می کند، صرف نظر از اینکه چه بخواهد و قرار است به چه چیزی برسد، دعا باعث نزدیکی می شود.
مثلا می گویند دعا خواندی از آن چه فهمیدی !؟ فهمیدن، استفاده ی بهینه از دعای کمیل است، نفس دعای کمیل نزدیکی می آورد.
نفس ذکر، یک تاثیر تقربی دارد. باعث نزدیکی به خداوند می شود.

قدم اول تعمق در قرآن کریم و اینکه بخواهید زندگی‌تان را بر مبانی کلام الهی پایه ریزی کنید، نزدیک بودن به خداست.
لذا اگر حتی وقت و حوصله ی باز کردن و یک ساعت قرائت قرآن را نداشتی، سوره های کوچکی که جزء محفوظاتت است را چندین بار بخوان. نزدیکی می آورد.
اثر وضعی ذکر این است که انسان را به خدا نزدیک می کند.

وقتی همیشه اتصال را داشته باشی، می فرماید پس اُجیبُ؛ اُجیبُ دلالت بر استمرار دارد؛ یعنی من هم همیشه اجابت می کنم.
بنده ی خوبی نیست، ولی چون دائما با خداوند یک گیری دارد، اگر جایی خدا جوابش را هم ندهد، این گیر را رها نمی کند.
ولی برخی موقتا در خانه ی خدا بنده های بسیار خوبی هستند، و به محض اینکه خدا حاجت‌شان را داد، کلا می روند! نداد هم می روند.
بازی خدا با این مدل دوم بندگان، بازی دو سر باخت است. خدا چنین بازی را شروع نمی کند؛ با کسانی وارد بازی می شود که جنبه دارند.
دقیقا همانطور که تو با افراد پایین دستت هستی؛ با کسی که احساس می کنی جنبه ندارد معامله نمی کنی.
جنبه یعنی هیچ گاه قطع نمی کند.
گر به زمین زند مرا، یا به سما کشد مرا / درد اگر عطا کند، یا که شفا دهد مرا / پای برون نمی نهم، من از سرای فاطمه ..

اجیب می گوید این ها چون همیشه هستند، من هم همیشه اجابت می کنم.

+ فلیستجیبوا لی.
فلیستیجیبوا اینجا تقاضای خداست. یعنی خواهشا بیایید از من بخواهید!

+ ولیؤمنوا بی.

و خواهشا وقتی می خواهید، ایمان داشته باشید که من برای بخشیدن به شما، مشکلی ندارم. مشکل در استجابت، خود تو هستی، نه من. قدرت و عظمت و امکانات من مشکلی ندارد، نه چیزی از من کم می شود، نه با تعاریف تو چیزی اضافه می شود، نه با قهر تو اتفاقی می افتد. مشکل، تویی. تو با این دادن یا ندادن چه می شوی؟

+ لعلهم یرشُدون
دعا باعث رشد و هدایت شما هم خواهد شد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آیا جمع مؤمنین و مؤمنات ما از ارتباط با خداوند تبارک و تعالی راضی هستند؟ این صحبت ها و خطابه ها که خداوند کریم و مهربان است و هرچه بخواهید می دهد و ..، تا چند سال بُرد خواهد داشت؟ چرا عده ای از مؤمنین و مؤمنات بعد از چند سال ارتباط با خداوند، به این نتیجه می رسند که خدا کمک نمی کند؟ این سوءتفاهم ها از کجا شروع می شود و دلیل اینکه عده ای تا آخر عمر هیچ سوءتفاهمی بین آن ها و خدا بوجود نمی آید، چیست؟
این بر می گردد به نیت اولیه. استارت ارتباط با خداوند چه بوده؟ اول خواهنده بودی بعد عاشق شدی یا اول عاشق بودی و بعد درخواست هایت را رو کردی؟

یک عده نقطه ی استارت ارتباط‌شان با خداوند، درخواست هایشان است. با درخواست بسم الله شروع می شود. اصلا دلیل ارتباطش با خدا، چند حاجت بوده. این ها چون خشت اول را از ابتدا کج گذاشتند، هیچ گاه حساب و نگاه و ارتباط‌شان با خداوند صاف نمی شود.

فرضا شما دو نفر را دوست دارید، یکی را بخاطر اینکه یک مقام مملکتی است و کارت نزد او گیر است. دومی را دوست داری و بعد فکر می کنی با او کار هم دارم یا نه. در حالت اول وقتی حاجتت از طرف شخص برآورده نمی شود، ارتباطت قطع می شود. ولی با شخص دوم، بنای ارتباطی ات ارتباط عاطفی بوده. لذا تا آخر عمر این ارتباط، عاطفی است و اگر گاهی این شخص حاجات تو را هم برآورده نکند، ممکن است دلخور شوی، ولی ارتباط را قطع نمی کنی.
ما ممکن است 70 سال در دنیا بندگی خدا را بکنیم و در همه این سال ها هم دلخوری هایی از خداوند داشته باشیم. خداوند خودش هم می داند ما درکش نمی کنیم!

امام سجاد (ع) می فرماید مرا در زمینی خلق کردی که از شش جهت شهوات و زیبایی ها و زینت ها به من هجوم می آورد و بعد به من گفتی آدم باش، امام می فرماید من نمی توانم؛ الّا بعونک. مگر اینکه تو کمک کنی. مفهوم مخالفش این است که اگر در جایی نتوانستم، تو کمک نکرده ای!

اگر خدا را اول دوست داشته باشیم، بعد برای حاجاتمان سراغش برویم، سوءتفاهم ها می شود دل‌گیری. هیچ اشکالی ندارد از خدا دل‌گیر باشی؛ اصلا احساس شرمندگی نکن. در قیامت وقتی پرده ها کنار برود و بزرگی ها نمایان بشود و از این کوچکی های دنیا خلاصی پیدا کنیم، این سوءتفاهم ها و دل‌گیری های بین ما و خدا، اصلا باعث شرمندگی ما نخواهد شد.
کسانی شرمنده خواهند شد که مبنای ارتباط‌شان با خداوند، نیازها و حاجاتشان بوده.
امام صادق (ع) می فرماید در قیامت مؤمن [عباد] وقتی وارد می شود و پرده ها کنار می رود، بخاطر اینکه نسبت به خداوند تبارک و تعالی بد قضاوت می کرده، دل‌گیر می شود.

سوءتفاهم ایجاد شده، اتصال قطع نشده. بعد از مدتی هیجان می خوابد و آرام می شود. بین عبد و مولا ممکن است سوءتفاهم هایی ایجاد شود، ولی مولا آنقدر کریم است که دل‌گیری های ما را درک می کند. مولا قطع ارتباط ما را نشانه ی بی اعتنایی و بی اعتمادی ما به خودش می داند و این را بر نمی تابد؛ امام باقر (ع) فرمود ولو اینکه دو رکعت نمازت را به عمد ترک کنی، اینجا بشدت بترس از اینکه به جهنم بروی. برای اینکه قطع کردی.

قطع نکن؛ سیم وصل باشد، خداوند سوءتفاهم ها را می فهمد. نه از هیجانات شدید معنوی ما شوکه می شود، نه از بحران های شدید ما. هم جوگیری های معنوی‌تان را درک می کند، هم جوگیری های غیر معنوی. ولیؤمنوا بي؛ شما فقط ایمان داشته باشید.


دانلود صوت سخنرانی


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات