برنامه آينده
جلسه امشب مورخ 3 اسفند ماه جهت جلوگیری از آسیب های احتمالی در حوزه سلامت عزیزان برگزار نمی گردد!

رهپويان



چهارشنبه 26 تیر 1392 نسخه چاپی
خلاصه سخنرانی | نگاهی به قرآن «16» [سوره بقره «قسمت چهاردهم»]
در پیشنهادهای مادی و معنوی در دایره‌ی قضا، باید اراده داشته باشید و به سرعت به قدَر الهی تبدیل کنید.

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
22 / 04 / 1392
موضوع : نگاهی به قرآن «16» [سوره بقره «قسمت چهاردهم»]



آیه 212 سوره بقره :
زُيِّنَ لِلَّذينَ کَفَرُوا الْحَياةُ الدُّنْيا وَ يَسْخَرُونَ مِنَ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ.

مسخره می کنند کسانی را که ایمان آوردند و کسانی که تقوا می ورزند در روز قیامت از آن ها بالاتر هستند و خداوند هم اگر بخواهد بدون حساب روزی می دهد.

در عالم دو مدل انسان داریم؛ برخی با خصوصیات انسانی زندگی می کنند، برخی با خصوصیات حیوانی.
حیوان بودن یک خوبی دارد و آن این است که کاری به کار بقیه حیوانات ندارد. یا همدیگر را می خورند یا کاری به کار هم ندارند! اگر با هم تعرضی دارند، جسمی است نه روحی.

قرآن کریم می فرماید اولئک کالأنعام بل هم أضل؛ یعنی انسان ها در حیوانیت‌شان، حیوان هم نمی شوند، پایین تر می آیند.
با این مقدمه، دو مدل کافر [منکر] داریم. یک عده برای منکرات‌شان هر توجیهی داشته باشند، کاری به کار بقیه ندارند، سرشان به کار حیوانی خودشان گرم است. در منکر بودن خودشان آنقدر مردانگی دارند که حیوان باشند.

اما عده دیگری از منکران، غیر از اینکه فضائل را انکار می کنند، بلکه نسبت به هر کسی که این فضیلت را دارد، تعرض هم می کنند! یعنی پایین تر از حیوان.
و یَسخرون مِن الذین آمنوا، یعنی راه می افتند و تمام ارزش هایی که به آن اعتقاد ندارند را مسخره می کنند و به کسانی که ایمان دارند فشارهایی می آورند.
یکی از فشارهایی که امروزه جامعه ایمانی در سطح جهان باید تحمل کند، فشار انکار منکران پایین تر از حیوان است؛ غیر از اینکه خودشان در مسیر جهنم هستند، برای اینکه وجدان خودشان را آسوده کنند، به کسانی که در مسیر بهشت هستند هم فشار می آورند و سعی می کنند آن ها را هم با خودشان همراه کنند.

در مسلمان ها هم دو مدل داریم. یک مدل، در اسلامش و در گناهانش خودش است و خودش. در مدل دیگر، نیش و آزار و تمسخر نسبت به دیگران هم دارد. ما خدا نیستیم ولی قاعده ی روی کاغذ این است که مسلمانی که آزار می دهد، از کافر بی آزار درجه اش نزد خدا پایین تر است. قرآن روی «و یسخرون» خیلی تأکید می کند.

زُیّن للذین کفروا الحیاةُ الدنیا. یک معنای کفر در اینجا مسلمان نبودن است. اما معنای دیگر کفر، پوشاندن است؛ پوشاندن حقایق. ممکن است بنده مسلمان باشم اما قسمتی از دین را پوشانده باشم و در خودم نداشته باشم. میزانی که آن قسمت از حقیقت و دین را ندارم، به همان میزان کافرم.
«زیّن» - برای خودشان زینت می دهند.

وقتی از مرحوم آیت الله بروجردی حلالیت طلبیده بودند، ایشان فرموده بود همه را حلال می کنم، الا طلبه ها. پرسیدند چرا، فرموده بود طلبه ها برای اینکه غیبت کنند، اول حیثیت انسان را می ریزند، فاسدش می کنند تا جایزالغیبة شود و بعد غیتش را می کنند!

کسانی که قسمت هایی از دین را می پوشانند و کفر می ورزند، کسانی هستند که برای اعمال غیر دینی خودشان یک سری زینت ها را فراهم می کنند.
و معاندان و کافران و مشرکان؛ که زندگی دنیا برای این ها آنقدر جلوه‌گر است و زینت داده شده، که حاضرند برایش حتی به خدا پشت کنند.

در مورد علمای یهود این را داریم، وقتی که فرمود خیلی از این ها «کمثل الحمار یحمل اسفارا» هستند - مثل الاغی که بر پشتش کتاب های دینی حمل می کند - علتش این است که در قسمت «فتمنوا الموت ان کنتم صادقین» کم می آورند. وقتی به این ها می گویند اگر واقعا به دنیا دل نبسته اید، آرزو کنید پیش خدایی بروید که این کتاب ها را از او می دانید، قبول نمی کنند و حاضر نیستند بروند. دنیا آنقدر برای این ها جلوه و زینت دارد که برای رسیدن به قله های دنیا، حاضرند هر کاری بکنند.

بلافاصله در ادامه می فرماید «والله یَرزق مَن یشاء بغیر حساب» حتی اگر دنیا را هم می خواهید، بدون حساب و کتاب هایی که شما در ذهنتان می کنید، دنیا را به شما خواهد رساند.
دو نکته در اینجا وجود دارد :
- قضا،
قضا احتمالاتی است که ممکن است در زندگی شما اتفاق بیفتد.
شما به اندازه ی انتخاب هایی که دارید، آزادید، خارج از دایره ی انتخاب ها و قدرتمندی‌تان، مجبورید. این قضاست. مجبورید نسبت به قواعد دنیا. ولی در دایره ی قضا مختارید.
به سراغ خیر و شر که بیاییم؛ در خیرهای دنیا، شما درصدی را می توانید انتخاب کنید.
کسانی که قائل به جبر هستند [جبریون] کمی مغلطه می کنند و می گویند چون همه کارها من جمله رزق و روزی دست خداست - طبق آیه شریفه : خدا به هرکه دوست دارد بدون حساب و کتاب روزی می دهد - این جبر است، پس خدا به هرکس که دوست ندارد روزی نمی دهد و ما بیخود تلاش می کنیم! [روزی مادی و معنوی]
یک جاهایی ما برای روزی مادی و معنوی، انتخاب داریم، اختیار داریم و این را نمی شود پای قضای الهی بگذاریم.

در شر هم همین گونه است؛ شما می توانید از بین گناهان چند گناه را مرتکب شوید، گناه جدید که نمی توانید اختراع کنید! در بحث شر هم حداقل و حداکثر داریم. بین این دو می توانیم انتخاب کنیم.
این معنای قضاست.
خداوند از بالا به ما در زمین نگاه می کند و هرکاری بکنیم می داند [علم]. نه اینکه خداوند ما را به هرکاری می کنیم وادار می کند.
قضای الهی، یعنی بنده ی من بین این اختیاراتی که در برابر تو قرار داده ام، انتخاب کن. هر کدام را انتخاب کنی، همان چیزی است که من می دانسته ام!
إنا هدیناه السبیل، إمّا شاکرا و إمّا کفورا.
بنابراین در بحث معنویات و مادیات، ما در قضا مختاریم.

- قدَر
گاهی اوقات در قضای الهی، ما در مقابل بعضی خیرها مقاومت می کنیم. برخی مقاومت ها ذهنی است. مقاومت در برابر اختیاری که برای توبه کردن داریم، اختیاری که برای ارتباط با خدا داریم و .. . مقاومت در برابر قضا.
و خیلی از اوقات هم به دلیل اینکه گمان نمی کنیم خداوند تبارک و تعالی این اندازه ما را مختار کرده باشد، می ترسیم چیزهایی که خداوند در برابر ما قرار داده را جمع کنیم.

وقتی امیرالمؤمنین (ع) می فرماید اعرالله جمجمتک - سرسپردگی به خدا - یکی از بحث هایش این است که وقتی به قضای الهی رسیدیم، بگردیم و بهترینش را انتخاب کنیم.
خیلی وقت ها خوبی های به سمت ما می آیند و ما چون به خوب بودن ِ خوبی ها بدبین هستیم، آن ها را رد می کنیم. مقاومت می کنیم.
فرموده اگر بعد از نماز صبح هفتاد بار استغفار کنی، سی هزار گناه تو در روز را می بخشم؛ من چون گمان نمی کنم این ذکر این ارزش را داشته باشد، این قضای اختیاری را قبول نمی کنم.
می گوید اگر نیکی کردی و در دجله انداختی، من در بیایان به تو پس می دهم. نه گمان می کنم نیکی در دجله فایده دارد، نه در بیایان منتظر پس گرفتنش هستم! این یعنی مقاومت.

با این دید، در مقابل رزاقیت خداوند تبارک و تعالی مقاومت می شود. فرموده أنا عند حسن ظن عبدي المؤمن.
رزاق دلالت بر استمرار دارد؛ کسی که دائم دارد روزی مادی و معنوی می رساند، ما باورمان نمی شود!
به همه ی این خوبی ها و انوار نورانی و رحمانی که از آسمان می آید، بدبین است، و بدی ها هم که مطلق بد است. در مبارزه ی انتخاب بین بدی و خوبی، بدی ها پیروزند چون این شخص حُسن ظن ندارد.

و وقتی آخر شب حساب می کند، در کفه ی چپ یا کفه ی بدی ها بلاها خیلی بیشتر است، چون همه ی این ها را باور دارد. و کفه ی خوبی ها - با جود این که تعداد خوبی ها زیاد است - چون باورش کم است، کفه خیلی سبک است.
هر شب کفه ی بدی ها و ناراحتی هایش از خداوند سنگین تر است، لذا این شخص می شود دل‌گیر از خدا. خدا می گوید بدون حساب روزی می دهم، و از این طرف مقاومت ایجاد می شود.

جلوتر که می رویم، می بینیم تمام ارتباط ما با خداوند بر پایه ی ظن ما استوار است. فقط یک گمان است : خداوند مطلق است؛ همیشه رزاق است، همیشه غفار است، همیشه ستار است، همیشه وهاب است، همیشه کفار است، و هزار صفت دیگر که هیچ گاه قطع نمی شود.
خداوند همیشه این گونه است، چرا من یک روز با خدا خوبم و یک روز دل‌گیرم؟ دل‌گیری فقط گمان و ظن من است. باید بین قضاها، بتوانم خیرات را شناسایی کنم و در پرونده ی خوبی های زندگی ام قرار بدهم و به خوبی ها بدبین نباشم.
اخلاق دانش آموزی و مدرسه ای این گونه است که می گوید هروقت نمره آورده ام، من آورده ام و هروقت نمره نیاوردم، معلم نداده! تا زمانی که با این ادبیات و اخلاق با خداوند صحبت کنیم، در زندگی روی خوش نخواهیم دید. چون خوشی ها را خودمان باید برای خودمان بشماریم.

وقتی انسان به این نقطه می رسد که هرچه می رسد، خیر است، [متن روایت قدسی است : و خیري الیک نازل و شرک الیّ صاعد؛ دائم از سمت من خیر بسوی تو نازل است و دائم از سمت تو شر بالا می آید] این همه شر از طرف تو بالا می آید و من خدا هیچ نمی گویم، ارتباطم هم با تو خراب نمی شود، تعجب می کنم که تو ارتباطت با من خراب است!
خوش شانسی و بدشانسی و .. وجود ندارد، باید به این نتیجه برسیم که یک تدبیری بر مبنای رزاقیت این عالم را می چرخاند. دنیا را باید بگذرانیم؛ یک روزش خوش می گذرد، یک روزش بد. این قاعده ی دنیاست. هیچ دری به راحتی برای کسی باز نیست و هیچ دری هم به سختی بر کسی بسته نیست.

کسی به رزاقیت خداوند تبارک و تعالی ایمان دارد، که ضمن اینکه روال عادی زندگی اش را دارد، اتفاقات را روزی حساب می کند و دنیا را با آرامش و اعتماد به مدبر بودن خداوند، می گذراند.
موضوع این نیست که ما خوش‌گذرانی خود را انتخاب کنیم، موضوع این است که با هرچه در دنیا اتفاق افتاد، خوش بگذرانیم.
اعتماد و مقاومت نکردن در مقابل قضا، شرط بهره بردن از رزاقیت است.

نباید منتظر معجزه بود، خودت باید دنبال «بهتر» باشی. قضا را اگر تبدیل به قدَر کردی که هیچ، تبدیل نکردی پریده! خیر به سوی تو آمده، اراده ی جذبش را نداشتی و تبدیل به قدَرش نکردی.
وقتی گذشت، قضای بعدی جای خالی قبلی را پر نخواهد کرد. پرونده بسته می شود.
مثلا می گوید در ماه رمضان برای تفریح به سفری برویم. ماه رمضان برای عبادت است، سفر کردن موضوعیت ندارد! گرچه کراهت ندارد، ولی این کار برکت زندگی شما را کم می کند. این ماه رمضان یک فرصت است، نمی توانی در ماه رمضان بعدی جبران کنی.

در پیشنهادهای مادی و معنوی در دایره ی قضا، باید اراده داشته باشید و به سرعت به قدَر الهی تبدیل کنید.


دانلود صوت سخنرانی


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات