برنامه آينده
جلسه امشب مورخ 3 اسفند ماه جهت جلوگیری از آسیب های احتمالی در حوزه سلامت عزیزان برگزار نمی گردد!

رهپويان



چهارشنبه 2 مرداد 1392 نسخه چاپی
خلاصه سخنرانی | نگاهی به قرآن «26» [سوره آل عمران «قسمت نهم»]
هیچ رابطه ای بدون صبر دوطرفه پایدار نخواهد بود.

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
02 / 05 / 1392

موضوع : نگاهی به قرآن «26» [سوره آل عمران «قسمت نهم»]



آیه  199 سوره آل عمران :
وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْکُمْ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خاشِعينَ لِلَّهِ لا يَشْتَرُونَ بِآياتِ اللَّهِ ثَمَناً قَليلاً أُولئِکَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِسابِ.

آنانی که از اهل کتاب هستند اما به خدا و آنچه که شما قبول دارید و بر شما نازل شده، ایمان دارند و البته خاشع و فروتن هستند و خداوند را به بهای ناچیز دنیا نمی فروشند. آنان نزد خدا اجری خواهند داشت و خداوند حساب‌رسی سریع است.
در عالم ما، الزاما کسانی که مسلمان نیستند انسان های مقصری نیستند، برخی قاصرند. قاصر یعنی گمان می برند مطلبی که بر آن استوارند، حق است.

همانطور که خیلی از ما مسلمان شناسنامه ای هستیم، بسیاری هم مسیحی و یهودی شناسنامه ای اند. همانطور که بسیاری از مردم ما دنبال این موضوع نمی روند که ببینند اسلام حق است یا نه و حرف پدر و مادرشان را قبول می کنند، 90 درصد ادیان دیگر هم همین گونه اند. آن ده درصدی هم که می خواهند دنبال حقیقت بگردند، به دلیل تبلیغات شدیدی که در غرب علیه اسلام می شود، یکی از چیزهایی که اصلا احتمال نمی دهند حقیقت باشد، اسلام است!

وقتی حضرت امام (ره) آمدند و انقلاب اسلامی اتفاق افتاد، از مواردی بود که باعث شد مردم اسلام را جدی بگیرند. چون نقش اسلام در سیاست و حکومت مشخص نبود. و وقتی دینی در سیاست و حکومت نقشی ایفا نکند، از نظر مردم جهان جدی گرفته نمی شود؛ می گویند معلوم می شود این دین برای دنیا برنامه ندارد.
خیلی ها قاصرند؛ شاید روز قیامت هم از آن ها سوال نشود. عمری که خداوند به ما داده، نگفته حتما درصد زیادی از آن را برای تحقیق بگذار. این افراد فقط چیزی به گوش‌شان رسیده.

از طرفی، کسانی که به دینی اعتقاد دارند و نسبت به اینکه دین، حق اول نیست قاصر از دنیا می روند، روایت داریم خداوند با همان دین خودشان میزان می گذارد و در قیامت می سنجد.
در آیه می فرماید از اهل کتاب عده ای هستند که زیاد با شما مشکلی ندارند، آیات الهی را انکار نمی کنند و با دو شرط، مورد لطف خداند تبارک و تعالی هستند. [قاصرند؛ نمی دانند اسلام حق است] شرط اول این است که خشوع داشته باشند و شرط دوم این که دنیاپرست نباشند. جزء کسانی نباشند که برای دنیای خود، آیات الهی را بفروشند.

مثلا می بینید یک کشیش یا مبلغ دینی، به آفریقا و گرم ترین و محروم ترین نقاط می رود و از همه زندگی اش می زند برای تبلیغ مسیح. این که دیگر مهره ی استعمار نیست، برای دینش اقدام کرده. خداوند این زحمات را می بیند و این آیه دلالت بر این دارد که گمان نکنید همه مسیحیان و یهودی ها به جهنم می روند و فقط شما می مانید!
بستگی دارد قاصر باشند یا مقصر. اگر مقصر باشند که واضح است؛ شما هم اگر مقصر باشید در روز قیامت گیر دارید. ولی اگر قاصر باشند و گمان‌شان این بوده که اعتقادشان درست است، بحث دیگری است.
ما در روایات بالاتر از این را هم داریم.

از امام صادق (ع) نقل شده که در عرش ملائکه شنیدند که خداوند تبارک و تعالی فرمود «لبیک». گشتند که ببینند چه کسی خدا را صدا زده که خدا شخصا به او پاسخ داده، پیدا نکردند. فورا به زمین رفتند. پیرمردی را دیدند که در مقابل بتی سجده کرده و مناجات می کند و به او می گوید خدای من و خداوند هم پاسخ می دهد لبیک. به خداوند عرض کردند او تو را صدا نمی زند، بتش را صدا می زند. خداوند فرمود گمان این شخص این است که خدایش این بت است! خدا منم. اگر او اشتباه می کند، من اشتباه نمی کنم. من به قلب و نیت و صداقت او نگاه می کنم.
کار از اهل کتاب هم فراتر رفت.

پس خداوند در ارتباط با ما سه مطلب را در نظر می گیرد :
1. صدق - اگر هم اشتباه می کنیم قاصر باشیم.
2. خشوع - در مقابل خداوند خودمان را بنده بدانیم.
3. خداوند را به بهاهای اندک دنیایی نفروشیم.

مسلمان شیعه ی اثنی عشری که ما اعتقاد داریم اصل حق اینجاست، اگر این 3 شرط را نداشته باشد، سخنش نزد خدا مسموع نیست.
حتی اگر شیعه ی خالص هم باشد، با عدم رعایت این سه شرط ممکن است نزد خدا جایگاهی نداشته باشد و یک گبر بت‌پرست با داشتن این سه شرط می تواند محبوب خدا باشد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آیه 200 سوره آل عمران به آیه قبل وصل می شود :
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ.

فرمود من نسبت به اهل کتاب، به یک گبری که از روی صدق به سراغ من آمده، نه تنها ارتباطم را قطع نمی کنم، بلکه دوستش هم دارم.
اما شما ای کسانی که ایمان آورده اید [مسلمانان] اگر می خواهید طوری زندگی کنید که هم در دنیا لذت ببرید و هم اجر شما در نزد خداوند محفوظ باشد و هم ارتباط با مردم را یاد گرفته باشید [آیه قبل]، 4 شرط برای شما در نظر گرفته ام :

1. اصبروا - دنیا هم سربالایی دارد هم سر پایینی. خودتان را اهل صبر بار بیاورید. دنیا، دنیای صبر کردن است. باید سختی های دنیا را از قبل مرور کرده باشید و استقامت لازم را برای آن ها آماده کرده باشید. بیماری و درد و بلا و شکست های اقتصادی، اجتماعی و عاطفی داریم. دنیا پر از شکست است.
در روایت از امام صادق (ع) داریم دنیا پیچیده شده است در بالا و پایینی ها، بلاها، آزمایش ها. هیچ راه سرازیری آسان و بدون دردی در مسیر نیست.
پس اصبروا. و این چند معنا دارد. یک عده فقط صبر می کنند؛ کرگدن هایی که در دنیا خودشان را طوری بار آورده اند که فشار دنیا بر پوست‌شان لطمه ای نمی زند. اما صبر مؤمنانه آن است که از این بالا و پایین شدن لذت می برد.

2. و صابروا - وقتی در باب مفاعله می آید، یعنی دوطرفه است.
اگر همسر و فرزند و دوستان و اطرافیان شما اهل صبر نیستند، آن ها را به صبر توصیه کنید و بدانید هیچ رابطه ای بدون صبر دوطرفه پایدار نخواهد بود. کسانی می توانند با هم و در کنار هم دنیا را بگذرانند، بالا بروند و لذت ببرند، که طرفین اهل صبر باشند.
اگر دوستی داری که پای تو صبر نمی کند، این رابطه حتما یک طرفه خواهد شد.
در جمع صابران باشید. در سوره مبارکه احزاب وقتی صفات متقین و مؤمنان را بر می شمارد، می فرماید صابرون؛ همه با هم اهل صبرند.
پدر با فرزند، دوست با دوست، گروه با گروه، صنف با صنف و قسمت های مختلف اجتماع، وقتی اهل صبر باشند می توانند زندگی خوبی را در پیش داشته باشند. ولی اگر اهل این باشند که بجای صبر در ناملایمات، گله کنند. گله یعنی به هم زدن قاعده ی دنیا در بین مؤمنان.

وقتی که صبر کردید و اطرافیانتان را به صبر توصیه کردید :
3. و رابطوا - حالا بروید و ارتباط برقرار کنید. [رابطوا را در جای دیگر مفسرین به مرزداری هم معنا کرده اند.]
اگر اهل صبر هستی و طرف مقابلت هم هست، ارتباط برقرار کنید. اگر صبر یک طرفه باشد، طرفی که اهل صبر است شکست خواهد خورد.
من پای اهل کتاب و کسانی که اسلام را قبول نکردند صبر کردم!
گله گزاری یک خاصیت ویروسی است! به سرعت تکثیر می شود. به محض اینکه باب توقع و گله در رابطه باز شد، دیگر نمی شود جمعش کرد. و ویروس گله بزرگترین سیبل و مقصدش، صبر مؤمنان است. همین که بیاید، صبر را بیمار می کند. وقتی اصبروا بیمار شود، به صابروا می کشد و آن را بیمار می کند، و سپس به رابطوا می رسد؛ ارتباطات بیمار می شود.

علت این همه نقص در روابط ما، بین فرزندان و والدین، زن و شوهر، دوستان، اصناف و گروه ها، این است که ویروسی که صبر جامعه را بیمار کرده منتشر شده و هسته ی اولیه انتشار هم، اولین گله است!
گله، این سه حلقه ی اصبروا و صابروا و رابطوا را متزلزل می کند و اگر جلویش را نگیری، هیچ ارتباطی باقی نخواهد ماند.
اغلب کسانی که در قهقرای فرار از خدا گم شدند و زیر لجن‌زار معصیت دفن شدند، کسانی هستند که با یک گله ی خیلی ساده شروع کردند!

دو مدل گله داریم : عاطفی و اعتقادی. گله ی عاطفی یعنی اینکه من بنده ی تو هستم و وقتی به دردی دچار می شوم به سراغ تو می آیم. گله ی اعتقادی یعنی خداوند مصلحت‌سنج نیست، رحیم و کریم نیست. گله ی عاطفی اتفاقا خیلی هم خبو سات؛ که عاشق و معشوق گله هایشان را فقط به هم بگویند. هیچ ایرادی هم ندارد؛ چون رابطه به هم نمی خورد. ولی اگر گله به خصوصیات ذاتی معشوق برگردد، صفات معشوق زیر سوال برود؛ صداقت، حکمت، رأفت و محبت معشوق زیر سوال برود، ارتباط خراب می شود.

4. واتقوالله - خداوند می بیند. چقدر اعتقاد داری اگر در ارتباطاتت صبر کنی، خداوند جبران می کند؟
وقتی تمام هم و غم ات این باشد که رابطه را خودت درست کنی، و برای این منظور گاهی از غضبت استفاده می کنی، گاهی از گله ات، و گاهی از عقل خودت، نشانه ی این است که اعتقاد نداری خداوند تبارک و تعالی می تواند کارسازی کند.
این افراد لطمه هایی که در این ارتباط می خورند، کفاره کم شدن تقوای الهی است.

برای کسی که اهل صبر نیست، و کسی که در روابط خودش صابرین را انتخاب نمی کند، هر ارتباط جدید یک شکست جدید است.

- لعلّکم تفلحون.
فلاح و رستگاری فقط به آخرت بر نمی گردد. رستگاران در دنیا هم رستگارند.


دانلود صوت سخنرانی


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات