برنامه آينده
اطلاعیه

به علت پیشگیری از آسیب های بهداشتی احتمالی جلسات هفتگی، تا اطلاع ثانوی برگزار نمی گردد!
رهپويان



سه‌شنبه 8 مرداد 1392 نسخه چاپی
خلاصه سخنرانی | بهجت در زندگی «2» | شب بیست و یکم رمضان 92
هیچ سیاست کلی اجتماعی نخواهد توانست مردم را شاد کند، مگر اینکه خود مردم بخواهند.

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
08 / 05 / 1392 - شب بیست و یکم رمضان 92
موضوع  : بهجت در زندگی «قسمت دوم»



جلسه قبل عرض شد که بهجت مادی، مقدمه ی بهجت مطلق است.

مبانی بهجت مادی و معنوی

1. مثبت اندیشی
به جهان به عنوان فرصت های نیامده ای که احتمال دارد خیلی خوب بیاید، نگاه کنید. بچه شیعه به آخر نا امیدی از دنیا که می رسد، امیدش این است که آقا بیاید. انتظار، آخرین قسمت از نا امیدی ها را هم محو می کند.
مثبت اندیشی به این معنی که هنوز فردا نیامده، و تا فردا هزار اتفاق خواهد افتاد.

مرحوم بهاءالدینی می فرمودند : در مقابله با دردهای پیچیده و مشکلات لاینحل [با عقل ما، نه با حکمت خدا]، خداوند نماینده ای در زمین دارد بنام فاطمه سلام الله علیها. ایشان می فرمودند : قفل کار را نام فاطمه (س) باز می کند.
ما این مثبت اندیشی را از دین یاد گرفته ایم. آیات بسیار زیادی دلالت بر این دارد که چندین سال گنهکاری با یه کلمه و یک برگشت کاملا جبران می شود. ولی متاسفانه رسانه های ما بیشتر بر این تأکید دارند که 60 سال عبادت با یک خطا بر باد می رود! القاء منفی اندیشی. چون جامعه ی مریض، سقوط را بیشتر از صعود می پسندد، رسانه های ما مجبورند سقوط را پررنگ کنند!
در حالی که در متن قرآن کریم و در منطق اولیاء خدا، در باب تحولات، باید بیشتر بر مثبت ها تأکید کرد. روی گناهکارهای چندین ساله ای که یک شبه برگشتند و کم سن و سال هایی که یک شبه راه چندین ساله پیمودند.

حقیقت دین می گوید یک شب به در ِ خانه ی امیرالمؤمنین (ع) آمدن، می تواند کل گذشته ات را جبران کند و برای آینده ات مسیر صعودی را بنا کند. در هیچ مکتب غیرالهی، ما اینگونه مثبت اندیشی را نداریم. در هر مکتب اداری یا نظامی و ..، برای صعود یک سیر وجود دارد و وقتی سقوط می کنی، آن سیر را بر می گردی. اگر بخواهی به جای اولت برگردی همان مقدار زمان طول می کشد. اما به دین و خدا و رحمت که می رسد، با یک ثانیه می توانی صد سال را جبران کنی. یک حالت قلبی است، نه فیزیکی.

2. جست و جوی خوبی ها و زیبایی ها
در خانه نشستن و با نگرانی ها و تلخ‌کامی ها سر کردن، یک راه است و اینکه امیرالمؤمنین (ع) می فرماید بروید، بگردید و خوبی ها و زیبایی ها را کشف کنید و لذت ببرید راه دیگری‌ست.

امروزه ما اهل گشت و گذار نیستیم و به قول مرحوم دولابی چون در جوی پر از جریان زندگی، همیشه خس و خاشاک روی جوی می ماند و آب زلال در کف جوی دیده نمی شود، چون ما فقط روی جوی را می بینیم و اهل غوطه ور شدن در عمق جامعه و دیدن زیبایی ها و خوبی های عالم انسانی نیستیم، طبیعتا تا نگاه می کنیم فقط زشتی می بینیم!
باید غرقه شوی تا زیبایی را کشف کنی؛ هیچ دُرّ و گوهر و چیز ارزشمندی در دریا، روی کف آب حرکت نمی کند.
زیبایی ها و خوبی ها کشف کردنی است. کشف خوبی ها، سبب بهجت می شود.

جامعه ای که غم‌زده است و از بهجت بهره ای ندارد، از نظر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و عقیدتی هم جامعه ی موفقی نیست.
تک تک ما در کنار هم، یک اجتماع را می سازیم. تک تک افراد باید خودشان را ملزم به شادی و بهجت کنند تا جامعه ی شادی داشته باشیم. هیچ سیاست کلی اجتماعی نخواهد توانست مردم را شاد کند، مگر اینکه خود مردم بخواهند.

مبانی فقهی بهجت

1. ایمان
هرچقدر ایمان بالاتر می رود، شادی، سرور و آرامش بیشتر می شود؛ اَلا بذکر الله تطمئن القلوب. کسانی که خداوند تبارک و تعالی در زندگی‌شان حضور دارد، اهل بهجت خواهند بود.

2. رضایت
کسانی که راضی هستند و به درجه ای می رسند که اتفاقات دنیا، برایشان زشت و زیبا، خوب و بد و بالا و پایین ندارد. سلامتی و بیماری، فقر و غنا و تمامی صفات متضاد، برایشان یک معنا می دهد و آن، رضایت دوست است.
یکی درد و یکی درمان پسندد / یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران / پسندم آنچه را جانان پسندد


3. تحمل
وقتی انسان اهل تحمل نباشد، طبیعتا نمی تواند صبر کند تا به شادی برسد. و وقتی برایش یک ناراحتی پیش می آید، چون ناراحتی را تحمل [حمل] نکرده، رد نکرده، این ناراحتی تا چندین سال بر گرده اش فشار می آورد.

4. پرهیز از گناه
همه ما گناه را تجربه کرده ایم. امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند : لذتی که انسان بر اثر گناه می چشد، مقطعی و کوتاه، و حسرتی که می برد طولانی است.
آقا علی (ع) فرمود گناه مشکل روبروی تو را حل می کند، اما مشکلات طولانی‌مدت و مدیدی را به زندگی‌تان سنجاق می کند.
اگر به توبه ختم نشود، این حسرت تا لحظه ی مرگ، و اگر در لحظه ی مرگ پاک نشوید، این حسرت تا قیامت ادامه خواهد داشت. خدایا اگر قرار است بخاطر گناهانمان حسرت بکشیم، به روز قیامت واگذار نفرما..

5. امنیت
باعث بهجت می شود. استرس، ماحصل نا امنی است. درصدی از امنیت به قوای انتظامی و نظامی برمی گردد، درصدی از آن به امنیتی که بین خودمان وجود خواهد داشت، برمی گردد.

6. خنده و شوخی
به شرطی که باعث آزار کسی نشود.

7. استعمال بوی خوش
آقا امام صادق (ع)، سه برابر اطعمه، هزینه برای ادویه صرف می کردند. [معنی دیگر دوا، عطر است]. سه برابر طعام، برای بوی خوش خرج می کردند.

8. خودآرایی
9. مجالس شادی

هم اعیاد مذهبی داریم، هم اعیاد باستانی. جشن و سالگرد و .. . الحمدالله برای خنده و گریه، بهانه فراوان داریم.

10. امید
11. کار

نشاط آفرین است. پیامبر (ص) فرمود مبغوض است جوانی که کار ندارد.
بیکاری یعنی رخوت. یعنی گند کردن مثل آب مرداب. یعنی بی تحرکی و افسردگی. و کار الزاما آن نیست که بابتش پول دریافت کنی.

12. تلاوت قرآن
اگر جایی از بهجت و شادمانی دور بودید، صد بار سوره ی قدر بخوانید، ان‌شاءالله غمتان برطرف می شود.

13. صدقه
صدقه، شادمانی می آورد.

- متاسفانه برخی گمان می کنند معنی دین‌داری این است که کسی در جهان شاد نباشد و دائم رنج بکشند. [که این ها آموزه های بودایی است].
عده ای به محض دیدن شادی و خنده مردم، ناراحت می شوند و گمان می کنند این ها دارند از خدا فاصله می گیرند!
یکی از دلایل رد امیرالمؤمنین (ع) در شورای انتخاب خلیفه بعد از ابوبکر، این بود که خلیفه ی دوم می گفت علی زیاد می خندد! و به این دلیل، پرستیژ و کاریزمای خلافت ندارد!!

مگر خندیدن، خوش خلق بودن و با دوستان، با محبت و صفا و بدون گناه شادمانی کردن، خدا را آزار می دهد !؟ یا این‌گونه است که خدای میزبان از اینکه مهمانانش شادی حلال کنند، لذت می برد ؟!
لذت بردن از خوشحالی مردم، باعث بهجت می شود. دین‌دار واقعی، از خوشحالی مردم لذت می برد. چرا بخیل باشیم؟؟ مگر خوشحالی مردم از خوشحالی ما کم می کند !؟
چرا همیشه همه ی دعواها در عروسی هاست و در عزا همه با هم آشتی می کنند !؟

- برخی دیگر می گویند شادی ها ذهنی و مجازی است.
مگر دنیا غیر از مجاز است؟ انّما الدنیا لعب و لهو. کل دنیا مجاز است! مگر ما شادمانی حقیقی هم در دنیا داریم که برخی این شادمانی ها را مجاز می دانند ؟!
مگر کودکان ما از یک بردن ساده در بازی شاد نمی شوند؟ ما هم یاد بگیریم. چرا بزرگ می شویم؟؟
برای شادمانی مادی، باید همیشه کودک بمانید. کل شادمانی های مادی، مجازی است. باید بهانه ای برای شادی وجود داشته باشد تا شخص منزوی و افسرده نباشد و در جامعه فعالیت داشته باشد.
دولت باید سیستمی برای شادمانی های اجتماعی داشته باشد.

دولت برای شادمانی های اجتماعی برنامه ریزی خواهد کرد، به شرطی که ما برای شادی های اجتماعی جنبه داشته باشیم! چرا شادی های اجتماعی ما، با تخریب، تحقیر، تجاوز و دشنام همراه است !؟ غیر از این است که ملت ما در عزا پای هم می ایستند و در شادی اجتماعی، نمی توانند خوب شادی کنند ؟!

پس قبل از اینکه از دولت انتظار داشته باشیم برای شادی های اجتماعی برنامه ریزی کند، باید فرهنگ شادی کردن را در جامعه ترویج دهیم.
بزرگترین تجمعات در کشور ما، برای عزاداری‌ست! چون مردم احساس امنیت می کنند. اگر شادی هایمان به شادی های مثبت ِ خلاق ِ زیبای بدون اذیت و آزار و تخریب افراد و امکانات باشد، حتما مردم شرکت می کنند. در شادی ها شئونات رعایت نمی شود، اما در عزا رعایت می شود. به همین دلیل آرام آرام مؤمنین ما از شادی فاصله می گیرند. بیشتر از اینکه به عروسی هم بروند، در ختم همدیگر شرکت می کنند! به جای اینکه در عروسی ها دست شفقت و محبت به سمت هم دراز کنند، ترجیح می دهند در ختم ها با هم معانقه و مصافحه کنند!
باید فرهنگش در جامعه ما ایجاد شود.
امروزه فتواهایی که از مراجع عظام تقلید هست، خیلی بساط شادمانی را باز کرده است. ولی اشکال از فرهنگ است.

+ گفتیم که دوستی ها، از انواع شادی هاست.
در دوستی هایی که بین ما وجود دارد، درصدی دوستی است و درصد دیگرش کفاره ی گناهانمان است! از بس در دوستی های ما مشکلات وجود دارد.
امشب به امیرالمؤمنین (ع) قول بدهید و رعایت کنید که با زبان، رفتار و نگاه خود، دوست‌تان را آزار ندهید. در زندگی هم دخالت نکنید. غیبت نکنید و تهمت نزنید. با هم دوست باشید.

مشکلات بین مؤمنین دل امام زمان (عج) را به درد می آورد و دوستی بین شما دل امام را شاد می کند. امام زمان (عج) از کسانی راضی است که با هم خوبند. امام برای امامت، به امت احتیاج دارد. در خصوصیات امت فرموده اند : خیرخواه، دوست‌دار و عاشق همدیگر هستند.
راجع به همدیگر حرف نزنید. نسبت به هم تعهد داشته باشید.

بنیان خانواده های ما متزلزل می شود، برای اینکه مردم با زبان خودشان دارند شادی ها را از خانواده ها جمع می کنند. اگر خوبی برای خودت خوب هستی، اگر بد است برای خودش بد است، به شما چه ربطی دارد !؟ کدام از ما مطلقا خوبیم؟؟
امیرالمؤمنین امشب از اشک تو خوشحال نمی شود، از تغییر کردن تو خوشحال می شود. اول، بزرگ خانواده و محله و شهر و کشور را از خودمان راضی کنیم، بعد فریاد بزنیم اللهم عجل لولیک الفرج. امت باشید.

در خصوصیات یاران آخرالزمان فرمودند «کأنّهم بنیانٌ مرصوص» چنان به هم‌دیگر چفت‌اند که به سد آهن می مانند. زمانی چفت می شوید که بین‌تان فاصله نباشد.
نظر بزرگان دینی جامعه ما در مورد اینکه از سال 91 تا الان جامعه ی منتظرتری داریم یا نه، چیست !؟ نکند در مسیر انتظار عقب عقب برویم؟
اولین دستور قرآن کریم این است : واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا.
اگر رفیق‌تان اهل غیبت و تهمت و تفرقه است، بایکوتش کنید. رو ندهید، با او برخورد کنید.
هر کدام از ما یک قدم در مسیر برطرف کردن نگرانی ها و شادمان کردن اجتماع برداریم، ظهور امام زمان (عج) یک قدم نزدیک تر می شود.

- کودکان، شادسازهای جامعه هستند.
قدر بچه هایتان راو بدونید. شما درصدی به فرزندتان سرویس می دهید، سرویس مهم تر آن است که فرزندتان به شما می دهد؛ حضور بچه در خانه، باعث طراوت خانه می شود.

نسبت به فرزندان‌تان :
1. آموزش بدهید.
2. آموزش بگیرید.
صداقت و صفا و طراوت را از کودکان بیاموزید. ببینید چه ساده می سازند و لذت می برند، و به همان سادگی خراب می کنند.

3. این همه خباثت و کینه و درگیری و بدبینی‌ای که سیاهی جامعه بر تو بار کرده را به کودکان‌تان منتقل نکنید، بگذارید نسل بعد بهتر از ما باشند.

بهجت معنوی

 اسلام با بهجت مشکلی ندارد، با غفلت مشکل دارد.
اگر ببیند کسی چنان در شادمانی غرق است که باعث می شود از حقیقت ِ رسیدگی به کارهای دنیا یا حقیقت رسیدگی به کارهای آخرت باز بماند، جبهه می گیرد.
اگر ببیند کسی چنان در شادمانی مادی دنیایی غرق است که فراموش می کند غیر از این دنیا، دنیای دیگری هم هست، اسلام در مقابل این شادمانی سد ایجاد می کند.
اگر ببیند کسی چنان در شادمانی غرق است که به دام تکاثر افتاده، جبهه می گیرد. یعنی حاضر نیست برای شادمانی دوست و بغل دستی اش، درصدی از شادمانی خودش را کم کند. جامعه ی ما جامعه ای‌ست با اختلاف طبقاتی؛ با جنگ شدید فقر و غنا. و کسانی که غنی هستند ولو از نظر شادمانی، بر آن ها واجب است خمس و زکات بهجت‌شان را به مستضعفین اقتصادی و عاطفی جامعه بپردازند.

اسلام با اینکه تو به تنهایی بخوری و بخندی، مشکل دارد. می گوید هرچقدر میزان کفایت برای آرامش و خوردن و خندیدن توست، حق مسلم توست و بقیه اش را باید بین مردم تقسیم کنی.
وقتی امیرالمؤمنین (ع) دلش می گرفت حرکت می کرد، و اصلا برایش تفاوتی نداشت کسانی که نان را می خورند، بفهمند علی داده است یا نه. فقط وقتی صدای قهقهه کودکانی که نان را می دیدند، می شنید، آرام می شد، شکر می کرد و می رفت.
علی (ع) از تقسیم شادمانی، بیشتر از خود ِ شادمانی لذت می برد. به این می گوییم بهجت معنوی.
امامان ما تمام شادمانی‌شان را برای امت‌شان خرج می کردند. تمام دعایشان برای عافیت امت بود؛ که حضرت زهرا (س) فرمود الجار، ثمّ الدار.

اسلام، فراموش کردن بقیه را از مصادیق غفلت و مستی در شادمانی می داند. از نظر انسانی هم مشکل دارد. از زمان یونان باستان هم این حکم وجود داشته : خلقت برای این نیست که تو شاد شوی، بلکه شادی برای این است که تو بهتر در خلقت زندگی کنی.

شادی های معنوی که به بهجت مطلق می انجامد :
رودکی :
چهار چیز هر آزاده را ز غم بخرد / تن درست و خوی نیک و نام نیک و خرد
هر آن که ایزدش این چهار روزی کرد / سزد که شاد زیَد شادمان و غم مخورد


تن درست و سلامت - نام نیک - خوی نیک - عقل؛ با عقل خیلی از مشکلات و بلاها را رد می کنید. این ها مایه ی بهجت و شادمانی است.

+ توسل و صحبت کردن با یار و دوست
این مجالس باعث شادی و امید می شود.
جای تعجب است اگر بدون توسل و ارتباط هفتگی [حداقل] با اهل بیت، بتوانید بر افسردگی و بر نفس خود و سیاهی های دنیا غلبه کنید. اگر مباحث معنوی را بطور جدی در برنامه روزانه ات نگنجانده باشی.
اسمش مجلس عزاست؛ بهانه ی اهل بیت است برای رساندن ما به بهجت.
و بعد، پاک و آرام و سبک‌بار و سبک‌بال می شوی. یکی از مبانی معنوی شادی، همین اشک ها و توسل هاست.

با دوستی آشنا می شویم که محرم ترین، امین ترین، معتمدترین، مهربان ترین، ستارترین، غفارترین، محبوب ترین، قوی ترین، بالاترین و مشرف ترین دوست ماست و همه چیز ما را می داند، اما به حتی به رویمان نمی آورد.
ما به فلک بوده ایم، یار مَلَک بوده ایم /  باز همان‌جا رویم جمله که آن شهر ماست

+ استکمال و بازگشت به اصل
شادی بخش است.
ما خلق شدیم برای این که به کمال برسیم. ولی چون کمال پشت سر ما قرار دارد و ما در مسیر سقوط از کمال هستیم، دائم حسرت گذشته را می خوریم. این حسرت است که برای ما غم و نگرانی می آورد. وگرنه اگر در مسیر پیشرفت بودیم، لذت می بردیم.

+ ایثار، گذشت و دفن کردن انتقام
شادی بخش است.
مردم اهل گذشت و ایثار نیستند، چون لذت را در انتقام می بینند.
کسی که از درد کشیدن و رنج دادن بشریت خوشحال می شود، روی بشر بودنش بحث است.
علی (ع) چرا شه ملک لافتی شد؟ چون با شقی ترین فرد خلقت [به فرموده امام صادق، ابن ملجم مرادی] مدارا کرد. تا کی قرار است برای این روایات تاریخی فقط اشک بریزیم !؟

+ شکر
بر شادمانی اثر معنوی دارد. هر وقت شاد شدید شکر کنید. هر وقت لبخندی بر لب‌تان آمد، شکر کنید؛ لإن شکرتم لأزیدنّکم.

+ انفاق

+ همراه شدن با خداوند تبارک و تعالی

همه را بیازمودم، ز تو خوش‌ترم نیامد /  چو فرو شدم به دریا، چو تو گوهرم نیامد
سر خُنب‌ها گشودم، ز هزار خم چشیدم / چو شراب سرکش تو به لب و سرم نیامد


الهي! مَن ذا الذي ذاقَ حلاوة محبتک فرام منک بدلا..
     
    
دانلود صوت سخنرانی


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات